غارت 2 میلیارد دلاری آمریکا؛ نقض حقوق بين‌الملل        

 اسدالله افشار

 

دیوان عالی آمریکا حکم پرداخت حدود 2 میلیارد دلارازمحل دارایی‌های مسدود شده ایران به خانواده‌های کشته شدگان بمب‌گذاری سال 1983 را تأیید کرد. دادگاه فدرال آمریکا در سال 2007 در حکمی خواستار پرداخت مبلغ 2/65 میلیارد دلار به خانواده‌های کشته شدگان انفجار سال 1983 بیروت و چند انفجار دیگر شده بود. حکم مذکور در سال 2014 تأیید و قرار شد به بهانه پرداخت غرامت، نزدیک به 2 میلیارد دلار از محل مبالغ بلوکه‌شده بانک مرکزی ایران برداشت شود. این مبلغ در حال حاضر در حسابی در سیتی بانک نیویورک نگهداری می‌شود. بانک مرکزی ، سپس با استناد به قراردادی بین ایران و آمریکا در سال 1955 که به موجب آن واشنگتن از برداشت ازاین حساب منع شده ، درخواست تجدید نظردر حکم صادر شده را کرد. با این حال، حکم مذکور، دوم ارديبهشت ماه سال جاري تأیید گرديد. دراين خصوص ازنگاه كارشناسان؛  نكاتي وجود دارد كه  درذيل به آن ها اشاراتي خواهيم داشت :

1- اعتقاد عموم حقوقدانان اين است كه اصولا اموال دولت و بانك مركزي جمهوري اسلامي ‌ايران در خارج از كشور جنبه حاكميتي دارد و مصون از تعرض حقوقي هستند . باتوجه به اين امر علي‌القاعده نبايد دادگاه‌هاي آمريكايي اين دعاوي را استماع مي‌كردند. بنابراين هم در مرحله استماع و هم مرحله اجرا دولت ايران و بانك مركزي مصونيت داشتند. اين مصونيت در حقوق بين‌الملل عرفي به رسميت شناخته شده است. اما با اين وجود از اموال بانک مرکزي برداشت شده است.

2- درحقوق بين‌الملل بنابر قاعده برابري وضعيت حقوقي كشور‌ها، دولت‌ها از مصونيت برخوردارند و محاكم داخلي نبايد نسبت به ساير دولت‌ها صلاحيت قضايي يا اجرايي اعمال كنند. اين اصل در اعمال حاكميتي به جز مواردي كه در ماده ١٢ كنوانسيون ٢٠٠٤ ملل متحد بيان شده است به‌طور كامل اجرا مي‌شود.بنابراين قاعده، عمل دولت امريكا در اينكه به دادگاه داخلي خود اجازه مي‌دهد به شكايت عليه دولت ديگر رسيدگي كند خلاف اصل تساوي حاكميت دولت‌ها و حتي قوانين داخلي امريكا است، هر چند كنگره امريكا با تصويب قوانين مختلف از سال ١٩٩٦ تلاش كرد استثنايي تحت عنوان «استثناي تروريسم» ايجاد كند، اما بدون ترديد نقض حقوق بين‌الملل با قانون داخلي موجب رفع مسووليت آن دولت نمي‌شود. همان‌طور كه يك دولت نمي‌تواند با تصويب قانون امكان توسل به زور از مسووليت بين‌المللي اصل عدم توسل به زور رهايي يابد.

3- جنبش عدم تعهد غارت 2 میلیارد دلاری آمریکا را محکوم کرد. جنبش عدم تعهد با صدور بیانیه‌ای تلاش دولت،کنگره و دادگاه‌های داخلی آمریکا برای مصادره اموال بانک مرکزی ایران درآمریکا را مردود دانست و بر اصل مصونیت دولت‌ها به عنوان یکی از قواعد آمره حقوق بین‌الملل تاکید کرد.جنبش عدم تعهد در این بیانیه علاوه براعتراض به اقدام آمریکا مبنی بر به چالش کشیدن حقوق بین الملل با نقض مصونیت دولت‌ها و نهادهای ملی آنها، تاکید کرد: این عمل آمریکا اقدامی است متخلفانه و موجب مسئولیت بین‌المللی زیرا می‌تواند زمینه ساز بی‌ثباتی و اغتشاش در روابط بین الملل و تضعیف حکومت قانون در سطح بین‌المللی شود.

4- این پرونده و سمت‌وسوی آن می‌تواند به بزرگ‌ترین چالش سیاست خارجی ایران در آینده تبدیل شود. ممکن است بعد ازاین با پرونده‌های مختلفی روبه‌رو شویم که عده‌ای مخالف و شکات حرفه‌ای، به بهانه واهی حمایت ایران از گروه‌های تروریستی و واردآمدن صدمه به خود ، مطالبات مختلفی از ایران داشته باشند و دادگاه‌هایی همانند دادگاه آمريكا ، در گوشه‌وکنار جهان و در پی انفجارهایی که امروزه در اطراف ما به وقوع می‌پیوندد تشکیل شوند و اجرای آرای خود را از محاکم آمریکایی بخواهند و با تکیه براین آرا ، اموال کشورمان به تاراج برود. برای جلوگیری از چنین ضرری چه باید کرد؟ باید این رأی را جدی گرفت، باید كميته اي در وزارت امور خارجه از حقوق‌دانان مجرب و متعهد تشکیل شود ؛ امروز با هوشیاری و مديريت وزارت امور خارجه می‌توان طرحی درافکند که از همان ابتدا مانع طرح ادعای واهی شده و دیگر شاهد صدور احکام ریزودرشت علیه منافع ملی کشورمان نباشیم.

5- شايان ذكراست دیوان عالی آمریکا جمعا 9 قاضی دارد ، که یکی از آن‌ها چندی قبل درگذشت و هنوز جایگزین او منصوب نشده است . رأی دیوان عالی در مورد پرونده بانک مرکزی با 6 رأی مثبت در برابر 2 رأی منفی صادر شد.یکی از دو قاضی که علیه تصمیم کنگره رأی دادند، «جان رابرتس» رئیس دیوان عالی آمریکا بود. او نه به واسطه حمایت از ایران، بلکه با این استدلال که مصوبه کنگره «مرز ظریف میان قوه قضائیه و مقننه» را بیش از پیش از بین می‌برد و دادگستری را تضعیف می‌کند، مخالف این حکم بود.

رابرتس هشدارداد:«ازاین پس ، با مهرتأییدیه دادگاه ، کنگره می‌تواند به صورت بی‌شرمانه ، برندگان و بازندگان را در پرونده‌‌های بلاتکلیف انتخاب کند.» رابرتس تصریح کرد که حکم صادره در واقع قانون را تغییر داد تا «تقریباً تضمین کند که مدعی علیه شما پیروز شود.» به گفته رئیس دیوان عالی آمریکا «این کنگره و نه دادگاه بود که به نفع قربانیان و علیه ایران رأی داد.»

 

چهارشنبه : 22 / 2/ 1395- 4شعبان 1437- 11مه 2016



ارسال توسط افشار

 بی ثباتی ، ناامنی و بحران درخاورمیانه                         

 اسدالله افشار 

 

خاورمیانه، منطقه‌ای بین‌المللی بوده و خواهد بود و اغراق نیست اگر گفته شود که خاورمیانه نه فقط منطقه‌ای بین‌المللی، بلکه بین‌المللی‌ترین منطقه دنیاست. معنای این گزاره آن است که بازیگران فرامنطقه‌ای، نسبت به خاورمیانه حسّاس بوده و به طرق مختلف از استعمار مستقیم گرفته تا مداخله نظامی، نقش‌آفرینی کرده‌اند. فراتر از این، خاورمیانه، شاقول و شاخصه سنجش سیستم جهانی در نگرش قدرت‌های فرامنطقه‌ای بوده است. زمانی که انگلیس ابرقدرت جهانی بود، بر خاورمیانه مسلط بود و در دوران جنگ سرد، رقابت سنگینی بین آمریکا و شوروی در این منطقه در جریان بود ولی کفه قدرت آمریکا، به طور نسبی بر شوروی می‌چربید. در حال حاضر در نگرش و رفتار قدرت‌های فرامنطقه‌ای نسبت به خاورمیانه، شاهد تحول و دگرگونی هستیم. آنچه در این نگرش به چشم می‌خورد، تنوع و دگرگونی از یک سو و تداوم و پیوستگی از سوی دیگر است. بازیگران فرامنطقه‌، هنوز خاورمیانه را در تداوم سیاست‌های ریشه‌دار می‌نگرند. تمامی قدرت‌های استعماری گذشته، در خاورمیانه حضور دارند و در پی حفظ و احیای نفوذ سنتی خود هستند.

داعش کنشگری خشن، با خشونت غیرقابل توصیف درخاورمیانه :

داعش در خاورمیانه معاصر، کنشگری است که داعیه‌های تاریخی داشته و در کنشگری خود، به لحاظ روش و ابزار مدرن و در مواردی از زاویه ادامة‌ تصویر، رگه‌هایی از عبور از مدرنیسم را نیز به نمایش می‌گذارد.این کنشگر، اما، با برجسته‌ترین ویژگی‌ خود یعنی خشونت شناخته می‌شود داعش کنشگری خشونت‌زاست. خشونت در ذات فکری داعش ریشه دارد. کلام و گفتار و رفتار و کردار داعش، سراسر مشحون از خشونت است. ولی آنچه بیش از همه این‌ها در شناخت کنشگری داعش در خاورمیانه معاصر مهم می‌باشد آن است که داعش به هر دلیلی که بوجود آمده باشد و توسط هر فرد، گروه، دولت، دستگاه اطلاعاتی و بازیگر منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای اداره شود، خاورمیانه را خشن‌تر، خونین‌تر و نظامی‌تر کرده است. نتیجه برآمدن داعش، افزودن برخشونت انباشته شده در این منطقه است. منطقه‌ای که در سه دهه گذشته، شاهد انواع جنگ‌ها و کنش‌های خشونت‌آمیز بوده است!

داعش به عنوان کنشگری خشن، با خشونت غیرقابل توصیف بر بخش‌هایی از خاورمیانه تسلط یافته است، اما این تسلط روندی پایان یافته نیست. پدیده مبارزه با داعش و ائتلاف موسوم به ائتلاف ضدداعش، بدون آنکه بتواند بساط این کنشگر خشن را برچیند، خود به افزایش خشونت دامن زده و خواهد زد. مبارزه با داعش، پدیده‌ای یک دست و یک رنگ نیست، مبارزه با داعش، در مواردی بهانه‌ای برای مداخله و نقض‌ حاکمیت کشورها شده است. آنچه که گروه مرسوم به ائتلاف ضد داعش به سرکردگی آمریکا انجام داده، مداخله در امور داخلی سوریه و تضعیف بیشتر آن دولت بوده است. اما همه این مداخلات به تولید خشونت بیشتر در خاورمیانه انجامیده است و هر چه هست داعش و گروه‌های شبیه آن، بازتاب شرایط نوینی در این منطقه است که دقت و تحلیل همه جانبه‌ای را می‌طلبد.

خاورمیانه گرفتار انواع بحران‌ها و مشکلات :

امروز ناامنی و خشونت، بخش‌های وسیع‌تری از خاورمیانه را فرا گرفته است؛ به‌گونه‌ای که انواع خشونت- که غالبا مردم را هدف قرار می‌دهد-در این منطقه به پدیده‌ای روزمره تبدیل شده است. در این منطقه، در‌حالی‌که برخی دولت‌ها و ارتش‌های قدرتمند ، نابود یا تضعیف شده‌اند، معدود قدرت‌ها و کانون‌های باثبات منطقه‌ای نیز به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در منازعات و مخاصمات منطقه‌ای درگیرشده‌اند ؛ علاوه‌برآن پای دیگر قدرت‌های جهانی مانندآمریکا ،روسیه واروپا نیزبه نحوی به منازعات متنوع درخاورمیانه وآفریقا کشیده شده است؛ مداخلاتی که طبعا اوضاع را بدتر کرده است؛ هرچند اوضاع منطقه فعلا تا همین حد، غم‌انگیز و ناامید‌کننده است ؛ ولی بدتر آنکه اغلب کارشناسان و صاحب‌نظران، برای خاورمیانه روزهای بدتری را پیش‌بینی می‌کنند!کارشناسان معتقدند ؛ در شرایطی که انباشت بحران‌ها و مشکلات باقی‌مانده از گذشته، سبب فروپاشی و اضمحلال دولت‌های قدرتمند و باثباتی مانند لیبی، سوریه و عراق شد اکنون از این مسئله بیمناک هستندکه تشدید مشکلات، به دیگر کانون‌های باثبات منطقه نیز سرایت کند ؛ زیرا واقعیت جهانِ سیاست ، شباهت زیادی به قوانین ظروف مرتبطه در فیزیک دارد و به عبارتی ، در سیاست بین‌الملل، مسائل به یکدیگر ربط دارند ؛ برای نمونه بعید نیست ناامنی و بی‌ثباتی مصر در آینده ضریب امنیت ترکیه و سعودی را نیز به پایین‌تر از وضعیت فعلی برساند. قطعا محاصره‌شدن ایران در میان کانون‌های ناامنی به نفع امنیت، توسعه و پیشرفت کشورمان نیست ؛ بنابراین برای ما چاره دیگری جز کمک به حل مشکلات فعلی و پیشگیری از بروز بحران‌های تازه‌تر در منطقه و کاستن از تأثیرات نامطلوب تشدید ناامنی‌ها بر منافع و امنیت ملی باقی نمانده است.

 

دوشنبه : 20 / 2/ 1395- 2شعبان 1437- 9 مه 2016



ارسال توسط افشار

 عدم دستیابی آل سعود به اهداف نامشروع خود در یمن       

اسدالله افشار

همان گونه که در اخبار آمده است ؛ دور تازه مذاکرات صلح یمن در کویت در حال برگزاری می باشد . این دور از مذاکرات از پنجشنبه هفته گذشته و به دنبال اعلام برقراری آتش بس بین هیات صنعا شامل نمایندگان «انصارالله» و «علی عبدالله صالح» رئیس جمهوری پیشین و هیات ریاض یعنی نمایندگان دولت مستعفی «عبد ربه منصورهادی» رئیس جمهوری مستعفی و متواری به جریان افتاد. بسیاری نسبت به موفقیت آمیز بودن این دور از مذاکرات یمن خوشبین هستند. نماینده سازمان ملل در امور یمن از پیشرفت‌های چشمگیر این دور از مذاکرات خبر داده و روزنامه «رای الکویت» هم به نقل از منابع یمنی پیش‌بینی کرد که مذاکرات بین 4 تا 6 هفته ادامه پیدا کند. شماری از رسانه‌های عربی این نشست را نقطه عطفی در گشایش گره کور بحران یمن دانسته اند و برخی دیگر آن را تلاشی برای جبران ناکامی‌های عربستان در میدان جنگ توصیف کرده اند.

 اینک به چند نکته درباره یک ساله شدن تجاوزعربستان به یمن اشاراتی خواهیم داشت :

1- جنگ علیه یمن که وارد چهاردهمین ماه متوالی خود شده است و تنها دو ماه پس از آغاز حکمرانی سلمان، شاه عربستان شروع شد تاکنون علاوه بر افزایش نفرت شدید و سنتی یمنی ها علیه عربستان، بیش از سی هزار قربانی بیگناه یمنی و تخریب هزاران خانه و بیمارستان و بازار و زیرساخت راهبردی این کشور را در کارنامه خود داشته است.مرگ بیش از چهارهزار نظامی سعودی و همپیمانان آن و صرف بیش از 200 میلیارد دلار هزینه نظامی برای خرید پیشرفته ترین سلاح های جهان، علاوه بر تهدید عملی و حملات روزانه به شهرهای مرزی سعودی توسط ارتش یمن و انصار ا... و میل سعودی ها به پایان دادن آبرومندانه به عملیات پرهزینه و گسترده خود که بدون محقق شدن هیچ یک از اهداف تعیین شده خود نابودی قدرت انصارا... و همپیمانان آن و بازگرداندن منصور هادی به یمن و آزاد سازی شهرها ادامه دارد باعث شد تا همه طرف ها از آتش بس مورد توافق استقبال کنند . هر چند که سعودی ها برای خروج آبرومندانه از این بحران و تظاهر به اینکه جنگ را به درخواست   یمنی ها منصور هادی آغاز کرده بودند و با درخواست آنها نیز آتش بس را اجرا می کنند اعلام کردند طرفین آتش بس، منصور هادی و حوثی ها و رییس جمهور سابق علی عبدا... صالح هستند.

2- حمله به یمن با چراغ سبز جناح غربی شورای امنیت و 2 روز بعد از پایان سفر «فیلیپ هامون» وزیر امور خارجه انگلیس به ریاض آغاز شد. وی آخرین مقام غربی بود که با مسئولان سعودی پیش از حمله به یمن دیدار کرده بود. مقامات آمریکایی نیز اعلام کردند که واشنگتن در جریان این حمله بوده و با عربستان همکاری اطلاعاتی و لجستیکی داشته است. باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا نیز در  یک تماس تلفنی با پادشاه عربستان، از تجاوز هوایی این کشور به یمن حمایت کرد.  در کنار اروپا، آمریکا، اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس گروه‌های تروریستی متحد القاعده و داعش نیز از حامیان حمله سعودی‌ها به یمن بودند.

3- گروه تروریستی تکفیری موسوم به «جیش الاسلام» در صفحه اختصاصی خود در پایگاه اجتماعی توییتر اعلام کرد که «در حمله به یمن  در کنار عربستان قرار دارد». «زهران علوش» سرکرده این گروه تروریستی نیز که طی ماه‌های گذشته در سوریه به هلاکت رسید در همان زمان آغاز حمله  اعلام کرده بود «5 هزار جنگجو به یمن برای جنگ با حوثی‌ها اعزام کرده است.» این گروه تروریستی تصریح کرد که «اعزام این تعداد تروریست به یمن به درخواست رسمی عربستان صورت گرفته است.»

4- انتظار این بود که آل سعود از نتایج محسوس و ملموس جنگ نابرابر در یمن درس‌های زیادی را بیاموزد و به این جمع‌بندی واضح و روشن دست یابد که علیرغم توسل به تمامی شیوه‌های غیراخلاقی و غیرانسانی، در تحقق اهداف و برنامه‌های خود به کلی ناکام و ناتوان است و در تمامی زمینه‌ها شکست خفت باری را تجربه کرده است اما به چیزی دست نیافته که توجیه‌گر آنهمه جنایت جنگی و شرارت باشد. ایکاش در ریاض، عقلائی حاکم بودند که بتوانند این واقعیت‌های عینی و ملموس را درک نمایند!

5- آل سعود برای تحقق اهدافش در یمن حتی به تروریست‌ها و کمپانی‌های استخدام مزدور از جمله بلک واتر هم متوسل شد ولی آنها نیز کاری از پیش نبردند و با تحمل تلفات سنگین، به شکست و ناکامی خود اعتراف کردند. حتی حضور مستشاران نظامی آمریکا و انگلیس در اطاق جنگ عربستان در یمن هم نتوانست کمکی به   آل سعود کند و امروزه مقامات رسمی آمریکا و انگلیس از عربستان خواسته‌اند به این رسوائی‌های بدفرجام خاتمه دهد و بیش از این درصدد آزمون شانس خود برنیاید. عربستان به دنبال راه فرار از جنگ است تا آبروی خود را حفظ و در ظاهر خود را پیروز جنگ معرفی کند. با وجود این، ریاض باز هم مانند یمنی‌ها به گفت وگو درباره مسایل کلیدی که مورد توافق همه باشد اقدام نکرد. سعودی‌ها بار دیگر با تکیه بر ابزارهای رسانه‌ای و سیاسی خود، لحن نرم و مسالمت آمیز یمنی‌ها را اشتباه تحلیل نموده و می نمایند.

6- ائتلاف کشورهای عربی هر چقدر اشک تمساح بریزند و به بهانه‌های پوچ بیانیه‌هایی را علیه هیات ملی مذاکره کننده یمنی صادر کنند اما تلاش آنان دیگر نزد مردم یمن پذیرفته نیست زیرا مردم هر روز در آتش کینه و جنایت بی پایان نیروهای دشمنان کباب می شوند. هرچند که هیات ملی یمنی از ماهیت دروغ و نیرنگ نیروهای دشمن و مزدوران آنان آگاه است ولی این هیات با هدف حمایت از منافع ملی یمن، خواسته‌های مردم این کشور و پایان جنگ و آغاز روند سیاسی در نشست کویت شرکت کرد. موفقیت این نشست اما در گرو آن است که همه جریان‌های سیاسی درگیر در بحران یمن در راه رهایی این کشور، مردم و سرنوشت آن امتیازهایی را بدهند. به نظر می رسد رسیدن به یک راه حل سیاسی نهایی هنوز هم دور از دسترس است چرا که هیات یمن زیر بار خواسته‌های عربستان نمی رود.

7- اگر چه آل‌سعود در بیان دستاوردهای این جنگ بی‌حاصل سکوت کرده ولی کافی است مروری اندک به میزان خرابی و کشتارهای غیرنظامیان در این جنگ انداخته شود تا روشن شود که آل سعود برای دستیابی به اهداف نامشروع خود در یمن از انجام هیچ جنایتی دریغ نکرده و با وجود این حجم عظیم از جنایت‌ها باز به هیچ یک از اهداف خود نرسیده و در نهایت مجبور شده پشت میزمذاکره با جنبش مردمی انصارالله بنشیند.

8- از آغاز تجاوز نظامی آل سعود به یمن سعودی‌ها تلاش داشته‌اند این اقدام را یک تصمیم مستقل از آمریکا و رژیم صهیونیستی عنوان کنند که «تنها برای نجات مردم یمن از دست انصارالله»! انجام شده است. برخی رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نیز مدعی بودند که آل سعود تصمیم حمله نظامی به یمن را بدون مشورت و هماهنگی با واشنگتن اتخاذ کرده و دولت آمریکا تا آخرین لحظه از این حمله خبر نداشته است، اما گذشت زمان و درز اخبار پشت پرده این تجاوزگری به خوبی ثابت کرد که سعودی‌ها برخلاف ادعاهای خود همچنان عروسک خیمه شب ‌بازی کاخ‌سفید و تل آویو هستند.

سه شنبه : 14 / 2 / 1395- 25 رجب 1437- 3 می 2016

 

 



ارسال توسط افشار

مطهري متفكري عقل‌گرا و خرد محور                      

اسدالله افشار

 

اشاره :

درحالي كه انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 به پيروزي رسيد استاد مطهري در 12 ارديبهشت 1358 مظلومانه به شهادت رسيد. بدين ترتيب استاد در كمتر از سه ماه در دوران حيات نظام مقدس اسلامي حضور داشتند در طول اين مدت علاوه بر فعاليت هاي گسترده اي كه به انجام مي رساندند تعدادي مقاله و سخنراني درباره انقلاب اسلامي و موضوعات اساسي پيرامون آن عرضه كردند.پس ارديبهشت ماه هر سال، همه اهل فرهنگ و دين و قلم و بيان را يادآور مردي مي سازد كه حضورش بركت بود، و قلمش انعكاس دانايي و بيانش فرياد آگاهي و شايد بتوان همه حيات او را در دو ساحت آموختن و آموزاندن خلاصه كرد از اين رو بهتر كه او را شهيد عرصه علم و معرفت و تفكر و انديشه و آگاهي و دانايي ناميد.

 دراين مقاله به برخي ويژگي ها ،خصوصيات و رويكرد استاد شهيد مطهري اشاراتي خواهيم داشت :

1- قلم مطهّري ذوالفقاري دو دم بود که قلب کفر و سينه التقاط را توأمان مي‌شکافت ، و کلام مطهّري به برکت پارسايي او، چشمه جوشان معارف الهي بود که از قلب مطهّرش بر زبان گويايش جاري مي‌شد. فرو افتادن سرو قامت بلند او براي همه دشوار بود ، امّا جانگدازتر براي باغبان پير آن درخت تناور... بشکند دست آن کس که برکند زين چمن آن درخت تناور.

2- استاد مطهری شیر عرصه علمی بود ، اما در عین حال در نیمه های شب قرآن می خواند و مانند کودک مادر از دست داده گریه می کرد. بُعد معنوی شخصیت استاد مطهری بسیار روشن و برجسته است، اما ایشان را می توان به عنوان یک رجل سیاسی، یک مبارز، یک شخصیت اجتماعی، یک شخصیت اخلاقی ، یک همسر نمونه و یک پدر بی نظیر دانست. ابعاد شخصیتی ایشان بسیار گسترده است.

3- مطهری در امر سازماندهی دین و مساله اصلاح طلبی در داخل، روحانیت و مرجعیت فعال بود و یکی از نویسندگان کتاب «مرجعیت و روحانیت » (1340) پس از فوت بروجردی است.او همچنین سعی داشت که بر تبلیغات و نگرشهایی که جدایی اسلام و ایران را تشویق می کردند، با نگارش کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران » پاسخ بدهد.مطهری در دفاع از جنبه های اعتقادی - اجتماعی اسلام ابایی نداشت که در نقش مقاله نویس در مجله «زن روز» در دوران حکومت محمد رضا شاه ظاهر شود.این مجله در میان اهل دین، چهره موجهی نداشت، ولی مطهری در این مجله به مسائل زنان پرداخت.دو اثر مهم مطهری در امر حقوق زنان و چهره اجتماعی آنان «نظام حقوق زن در اسلام » و «مساله حجاب » است.

4- مبارزه با الحاد و نفوذ اعتقادی مارکسیسم یکی دیگر از جنبه های کلامی مطهری را تشکیل می داد.«علل گرایش به مادیگری » یک بررسی آسیب شناسانه از نفوذ مادیگری در جامعه ایران است.شرح و توضیحات وی بر مجلدات اصول فلسفه و روش رئالیسم از استادش یعنی علامه طباطبایی، بخشی دیگر از فعالیتهای فلسفی - کلامی مطهری است.اثر یاد شده و همچنین «شرح بر منظومه » و آثاری از این دست، تلاشی ایضاح گرایانه در بعد فلسفی اندیشه اسلامی است.همچنین باید به تفسیر برخی از سور قرآن اشاره کرد.خلاصه باید اذعان داشت که مطهری حجم عظیمی از آثار را در زمینه های مختلف بوجود آورد که برای علاقمندان و پژوهشگران منبع کم نظیری از مباحث اسلامی و اجتماعی را رقم زده است.

5- مطهري مردي جامع در علم و عمل و تعقل و تعبد و در درس و سياست ، صاحب اخلاص و صداقت و شجاعت بود و نظير او كم پيدا مي‌شود. جا دارد بپرسيم ميراثي كه از مطهري به جا مانده است چيست؟ مسلما كتاب‌هاي ارزشمند او ميراث گرانقدري است كه براي ما به جا مانده است. سخنراني‌هاي او آموزنده است.خاطرات او راهگشا و دلپذير است؛ اما همه ميراث مطهري اينها نيست. آنچه از مطهري به جا مانده، روش ماندگار اوست .

6- با نگرشي به نوع نگاه و انديشه مطهري در مواجهه با مسائل مي‌توان گفت روش او در فهم دين سازنده‌ترين و ارزشمند‌ترين ميراثي است كه مقيد به زمان و مساله خاصي نيست. دانشجويان عزيزي كه مي‌خواهند در عرصه انديشه‌ورزي قدم بگذارند ، علاوه بر استفاده از حقايقي كه در آثار شهيد مطهري وجود دارد بايد بكوشند اين روش را انتزاع كنند و به كار بندند.مطهري يك متفكر عقل‌گرا بود و بر عقلانيت تكيه مي‌كرد و اين جان و جوهر روش اوست. تفكر مطهري خردمحور است و در آن ، مديريت قواي ديگر به دست عقل است.

7- به كساني كه خود را براي دين‌شناسي آماده مي‌كنند، توصيه مي‌كنم بكوشند مساله اصلي روزگار خودشان را درك كنند. اين خيلي مهم است. مساله‌شناسي را ازاستاد مطهري بايد آموخت . استاد مطهري يكي از بهترين هنرهايش اين بود كه در مسأله ‌شناسي از روزگار خويش جلوتر بود. دوم اين‌كه بكوشيم با خواندن آثار استاد مطهري علاوه بر درك پاسخ‌هايي كه او به مسائل روزگار خود داده ، بينش او را درك كنيم و آن را چراغ راه خويش قرار دهيم . ميراث ماندگار مطهري ، بينش عقلاني او در نگاه به دين است. ما امروز بيش از هرچيز ديگري به چنين بينشي نيازمبرم داريم و براي اداره منطقي جامعه به اين نوع نگاه محتاج ترهستيم . به اعتقاد بزرگان در بوستان روحانيت ما سروي به اعتدال قامت مطهري نروييده است. اين اعتدال او ناشي از تعقل اوست و اين اعتدال را از او بياموزيم.

8- اصطلاح آسيب شناسي ديني يك اصطلاح جديد در حوزه انديشه ديني است شايد بتوان مدعي شد كه استاد مطهري اولين كسي بود كه اين واژه را وارد حوزه انديشه ديني كرد و در آثار خود از آن بهره برد (احياء تفكر اساسي ص 32) يعني شناخت آسيب ها و اشكالاتي كه بر اعتقاد و باور ديني و يا آگاهي و معرفت ديني و يا عملي در رفتار جامعه ديني وارد مي شود و يا ممكن است كه وارد شود از اين منظر بخش اعظمي از تلاش هاي علمي استاد مربوط به آسيب شناسي ديني است زيرا فعاليت هايشان در جهت شناسايي و ترميم آسيب ها و دفع شبهات وارد بر دين، باورهاي ديني، معرفت ديني و دينداري بود.

به روان تابناک او و همه عالمان عامل تاريخ کهن اين مرزوبوم صلواتي به تکريم مي‌فرستيم و در هفته بزرگداشت مقام معلّم ، خالصانه‌ترين دعاها را بدرقه مردان و زناني مي‌کنيم که همه پيشرفتهاي بشر در همه اعصار مديون همّت و تلاش آنان است.

جمعه : 10 / 2 / 1395- 21 رجب 1437- 29 آوريل 2016

 



ارسال توسط افشار

برنامه‌ریزی برای تجاوز امپریالیستی آمریکا علیه سوریه             

اسدالله افشار

 «میشل ریمبو» سفیر سابق فرانسه در کتاب خود با نام «توفان در خاورمیانه بزرگ» از اطلاعات مهمی پرده برمی‌دارد از جمله اینکه «در ژانویه 2014 سناتور «ماریو مورو» وزیر دفاع سابق ایتالیا تعریف کرده که در سال 2009 به کردستان عراق رفته و از یک مجتمع ساختمانی در حال ساخت بازدید کرده است.»

«سناتور از پیمانکار می‌پرسد که هدف از بنای این همه ساختمان چیست؟ و این پاسخ را می‌شنود، اینها برای آوارگان جنگ سوریه است.» این اتفاق مربوط به حداقل دو سال پیش ‌از شروع جنگ در سوریه است و نشان می‌دهد که نقشه این جنگ قبل از آنچه انقلاب‌های بهار عربی خوانده می‌شود، طراحی و اجرا شده است.

ریمبو در این کتاب به مطلبی خطرناک‌تر اشاره می‌کند، برنامه‌ریزی برای به اصطلاح انقلاب سوریه با کمک «برنامه دموکراسی در سوریه» (Syria Democracy Program) انجام شد که از حمایت‌های مالی یکی از سازمان‌های غیردولتی مرتبط با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) برخوردار بود. برنامه‌ریزی برای تجاوز امپریالیستی آمریکا علیه سوریه در تابستان سال 2001 به اتمام رسیده است. ایده ورود «شورای ملی معارضان سوری» به میدان مذاکره با غرب به عنوان اولین گروه از معارضان را «دنیس راس» یکی از نومحافظه‌کاران آمریکا که یکی از مشاوران «باراک اوباما» بود و بعدها مشاور ویژه «هیلاری کلینتون» شد، طراحی و اجرا کرد.

آیا ائتلاف مبارزه با تروریسم به رهبری آمریکا به طور واقعی در مقایسه با ائتلاف سوریه و همپیمانانش در رویارویی با داعش ناتوان است؟ یا اینکه رهبران غرب درادعاهای خود درباره مبارزه با تروریسم نیرنگ به کار می برند و با هدف دیگری به سوریه وارد شده اند؟ چه چیزی سبب شده است که سوریه طی ۷ ماه پیش در میدان‌های نظامی به پیروزی دست یابد و صحنه درگیری‌ها را تغییر دهد این در حالی است که غربی‌ها طی ۲۰ ماه گذشته هیچ گونه دستاوردی در مبارزه با تروریسم نداشتند؟ آیا غرب قدرت به وجود آوردن موازنه میان ۲ ائتلاف یادآوری شده را دارد و برای رسیدن به چنین خواسته ای باید چه اقدامی انجام دهد؟

این سوال‌ها و دیگر ملاحظه‌ها برای نخستین بار رسانه‌های غربی را واداشت تا در برابر واقعیتی که نظام‌های حکومتی غرب خواستار پنهان سازی آن بودند، مقاومت کنند. افزایش آگاهی‌ها سبب شده است دولت‌هایی که در غرب در حمله به سوریه نقش داشته اند نگران این باشند که این مسائل آنان را زیر فشار قرار دهد و آنان را در برابر همه شهروندان رسوا سازد و سبب شود تا مردم مانع از این شوند که آنها توطئه‌های خود را ادامه دهند .از این رو مشاهده می شود دولت‌های غربی در حال مانور هستند تا از این راهبرد، نخست آبروی خود را حفظ کنند و سپس از راه مشخص کردن خسارت‌ها فاصله میان ائتلاف دروغین مبارزه با تروریسم و ائتلاف واقعی مبارزه با تروریسم را از بین ببرند.

هنگامی که باراک اوباما ، رئیس‌جمهور آمریکا، در مصاحبه با تلویزیون «بی.بی.سی» تاکید کرد که اعزام نیروی زمینی به سوریه برای براندازی بشاراسد اشتباه است به نوعی باردیگر نمک برزخم معارضان سوری و حامیانش ازعربستان و ترکیه و کشورهای خلیج فارس پاشید. اوباما تاکید کرد که به فشار در سطح بین‌المللی بر طرف‌های مختلف در موضوع سوریه ادامه خواهد داد تا در میز مذاکرات حاضر شوند.

این اظهارات اوباما پس ازسفرش به عربستان و حضوردرنشست شورای همکاری و دیدار با ملک سلمان صورت می‌گیرد. دیدارهایی که به طور عمده در مورد سوریه بود.

شاید اوباما در این سخنان خواسته تا به شکل غیرمستقیم جواب انتقادات کشورهای شورای همکاری و توهینی که از سوی پادشاه سعودی در عدم استقبال از وی در فرودگاه صورت گرفت را بدهد.

برخی طرف‌های سیاسی و رسانه‌ای، راه حل ریشه‌ای و بلندمدت آغازششمين سال بحران درسوريه را استقرار فدرالیسم در این کشور می دانند. اما این پیشنهاد تا چه اندازه واقع بینانه، منطقی و قابل تحقق است؟ موافقان استقرار نظام فدرالی در سوریه معتقدند که پایان درگیری‌ها در این کشور تنها در گرو تقسیم کشور به چند منطقه بر اساس حضور طوایف و قومیت‌های اصلی در این کشور (به طور مثال: کردها، سنی‌ها و علوی‌ها) و سپردن اختیارهای لازم به آنها برای اداره آن مناطق است.

«سرگئی ریابکوف» معاون وزیرامور خارجه روسیه نيزدراين خصوص اظهارکرد ه است که شاید یک دولت فدرال، دولت مناسبی برای حفظ وحدت و استقلال سوریه باشد. پیش فرض این استدلال این است که بحران سوریه بر مبنای نزاع طوایف و فرقه‌های موجود در این کشور است و با تقسیم سوریه بین طوایف و فرقه‌ها می‌توان آنها را راضی کرد و به خشونت‌ها پایان داد. با نگاهی به واقعیت‌های سوریه باید گفت یکی از نقاط ضعف این پیشنهاد در همین استدلال نهفته است. اگرچه نمی توان چشم براین مساله بست که بخش‌هایی ازجامعه سوریه مخالف عملکرد دولت این کشور هستند اما هیچ نشانه مشخصی که ریشه ومبنای این اعتراض‌ها به طور کامل طایفه ای و فرقه ای باشد وجود ندارد. از طرف دیگر با افزایش دخالت‌های منطقه ای و فرامنطقه‌ای در سوریه ، وضعیت این کشور بیش تر از آنکه متاثرازعوامل و متغیرهای داخلی باشد ، زیرتاثیر متغیرهای خارجی است. به عنوان مثال ۲ گروه اصلی و قدرتمندی که در برابر دولت سوریه صف‌آرایی کرده‌اند ، داعش و جبهه النصره هستند که از اساس ریشه در خارج از سوریه دارند و حتی بخش عمده ای از بدنه نیروهای آنها نیز ملیت‌های غیرسوری دارند.

بنابراین در شرایطی که بخش عمده‌ای از درگیری‌ها ناشی از صحنه‌گردانی و بازیگری عوامل خارجی و غیرسوری است ، نمی توان به راحتی پیشنهادهایی چون فدرالیته شدن کشور را داد زیرا این طرح باید ناشی از خواست مردم این کشور و ملاحظات داخلی باشد. در بسیاری از کشورهایی که وضعیت فدرال دارند، از گذشته‌های دور نوعی تمایل به اداره خودمختار در مناطق آن کشور وجود داشته است. پیشنهاد استقرار فدرالیسم در سوریه در حالی ارایه شده است که هیچ گاه چنین مطالبه ای در جامعه سوریه طی دهه‌های اخیر مطرح نشده است.

 

پنجشنبه : 9 / 2/ 1395- 20 رجب 1437- 28 آوريل 2016

 



ارسال توسط افشار

اسلایدر