به بهانه رزمایش دریایی مشترک ایران، روسیه و چین در آب‌های دریای عمان و سواحل چابهار

برگزاری رزمایش های مشترک؛ پیام ها و اهداف

اسدالله افشار

رزمایش دریایی مشترک ایران، روسیه و چین در آب‌های دریای عمان و سواحل چابهار که با عنوان «کمربند امنیتی 2024»،‌ از سه‌شنبه22 اسفند ماه سالجاری آغاز شده بود در روز جمعه 25 اسفند به پایان رساندند که نشان‌دهنده تقویت اتحاد سه‌جانبه در میان پویایی‌های ژئوپلیتیک جهانی است.

حفاظت از فعالیت‌های اقتصادی دریایی»، هدف غایی رزمایش 4روزه‌ای بود که با مشارکت و حضور نمایندگان 8 کشور در آب‌های جنوب کشورمان برگزار شد.[1]

هدف از برگزاری این رزمایش مشترک «تحکیم امنیت و مبانی آن در منطقه»، «گسترش همکاری‌های چند جانبه» میان کشورهای شرکت‌کننده و نشان‌دادن حُسن نیت و توانایی این کشورها در حمایت مشترک از صلح جهانی، «امنیت دریایی»[2] و «ایجاد جامعه دریایی با آینده‌ای مشترک» بود.

علاوه برموارد یادشده،«تقویت امنیت تجارت دریایی بین‌المللی»،«مقابله بادزدی وتروریسم دریایی»، «اقدامات بشردوستانه»، «تبادل اطلاعات در حوزه امداد و نجات دریایی» و تبادل تجربیات عملیاتی و تاکتیکی از دیگر اهداف این مانور آبی بودند.[3]

این رزمایش که بر عملیات امنیتی دریایی از جمله نجات کشتی‌های تجاری ربوده شده متمرکز بود، شاهد مشارکت تیم‌های عملیات ویژه چین و ایران در کنار ناوشکن موشک‌های هدایت ‌شونده ارتش آزادی‌بخش خلق بود که نشان‌دهنده همکاری نظامی عمیق‌تر بین سه کشور می باشد.

مانورهای دریایی مشترک با دقت سازماندهی شده بودند تا توانایی های دریایی ترکیبی چین، ایران و روسیه را نشان دهند که طیف وسیعی از فعالیت ها از عملیات جستجو و نجات تا مانورهای رزمی را در بر می گرفت.

این رزمایش‌ها با برخورداری از سامانه‌های موشکی پیشرفته و کشتی‌های جنگی جدید، پیام روشنی را به غرب و بازیگران منطقه درباره آمادگی سه‌گانه برای حفاظت از منافع خود و اعمال نفوذ خود در کریدورهای حیاتی دریایی ارسال نمود.

تحلیل گران این رزمایش سه کشوری را اقدامی استراتژیک برای ایجاد یک ائتلاف نظامی می‌دانند که قادر به موازنه کردن سلطه دریایی غرب، به ویژه در مواجهه با افزایش تنش‌ها در منطقه خلیج فارس و آب‌های بین‌المللی گسترده‌تر است.

همکاری چین، ایران و روسیه در حوزه تمرین‌های نظامی بر تمایل متقابل برای تقویت امنیت دریایی و در عین حال به چالش کشیدن ساختارهای قدرت جهانی موجود تأکید می‌کند.

با ترکیب نیروهای دریایی و هوانوردی خود در این رزمایش ها، این سه کشور نه تنها توان نظامی خود را به نمایش می گذارند، بلکه حس همبستگی را در برابر تهدیدات مشترک تقویت می کنند.

خلیج عمان که یک آبراه حیاتی برای حمل و نقل جهانی نفت است، به عنوان یک انتخاب استراتژیک ظاهر می شود.

برای انجام چنین تمرین‌هایی، از این طریق بر قصد این سه کشور برای ایفای نقش محوری در پویایی امنیت منطقه‌ای و مسیرهای تجارت دریایی جهانی تأکید می‌شود.

تکمیل مانورهای دریایی مشترک چین، ایران و روسیه در خلیج عمان به طور غیرقابل انکاری مخاطرات ژئوپلیتیکی در منطقه را تقویت کرده و به طور بالقوه محاسبات روابط بین المللی و مشارکت های امنیتی را تغییر داده است.

این همکاری منعکس کننده روند گسترده تری از اتحادهای استراتژیک است که درپاسخ به تغییرقدرت جهانی، با توجه به پیامدهایی که بسیار فراتر از مجاورت رزمایش ها می باشد و گسترش می یابد، شکل می گیرد.

با تداوم تنش‌ها و واکنش جامعه جهانی به این نمایش وحدت و قدرت، پتانسیل تغییر درگیری‌های نظامی و استراتژی‌های دیپلماتیک بزرگ است و آینده‌ای را نشان می‌دهد که در آن ائتلاف‌های نظامی چند قطبی به طور فزاینده‌ای شرایط را در آب‌های بین‌المللی دیکته می‌کنند.

پس از پایان این گونه رزمایش های هدفدار دارای پیام، جهان به شدت به دنبال تشخیص الگوهای در حال توسعه همکاری و رقابت است که چشم اندازهای ژئوپلیتیکی آینده را شکل خواهد داد.

موضع راهبردی چین، ایران و روسیه از طریق چنین رزمایش‌های نظامی نه تنها نقش فردی آنها را در صحنه جهانی بازتعریف می‌کند، بلکه باعث ارزیابی مجدد اتحادها و دکترین‌های امنیتی موجود می‌شود و لحظه مهمی را در روابط بین‌الملل معاصر رقم می‌زند.[4]

این رزمایش همچنین ابعاد دیگری از توانایی‌ها و ظرفیت‌های دفاعی و امنیت‌ساز جمهوری اسلامی ایران را برای منطقه و جهان آشکار ساخت.

تحلیل گران با توجه به رزمایش دریایی ایران، روسیه و چین اظهار داشته اند که این همکاری نظامی میان 3 کشور مذکور پیامی روشن و چالش‌برانگیز برای دولت آمریکا ارسال می‌کند و به عنوان نشانه‌ای قابل توجه از ظهور ائتلاف نظامی جدید میان تهران، پکن و مسکو در رویارویی با اقدامات دولت آمریکا و سیاست‌های آن در منطقه و جهان تلقی می‌شود. این رزمایش مشترک نشان می‌دهد چین و روسیه به عنوان 2 قدرت بزرگ جهانی از ایران و توافق هسته‌ای پس از خروج آمریکا از آن حمایت می‌کنند. هر 3 کشور ایران، روسیه و چین به دلیل منازعات در برخی پرونده‌ها، با تحریم‌های آمریکا روبه‌رو هستند و اقدامات تنبیهی فزاینده آمریکا مستلزم هماهنگی سه‌جانبه میان این کشورهاست که این هماهنگی به سطح نظامی رسیده است و این 3 قدرت با برگزاری مانوری توانمندی‌ها و قابلیت‌های نظامی‌شان را در منطقه‌ای حیاتی و حساس به نمایش می‌گذارند.

البته از این نکته مهم و کلیدی در تحلیل ها نیز نباید غفلت شود که در شرایط حساس منطقه غرب آسیا و خاورمیانه؛ این آمریکا است که با یارکشی از برخی متحدانش به دنبال ایجاد موازنه‌ای در به دست گرفتن امنیت خلیج‌فارس و دریای عمان بوده و هست و به هیچ وجه حاضر نیست در این منطقه بازنده باشد. به بیان دیگر آمریکا خواهان آن است نظم پیشین امنیتی در خلیج‌فارس و همچنین دریای عمان را با به میدان آوردن متحدانش به نفع خود برهم زند؛ نظمی که در آن نقش محوری ایران، تغییر کند و در نتیجه حضور ائتلاف دریایی مورد حمایت آمریکا، کفه سیاسی و نظامی به نفع آمریکا سنگین‌تر شود. با این حال خلیج‌فارس و دریای عمان صرفا آن طور که آمریکا می‌خواست به آرایش امنیتی و سیاسی دست پیدا نکرد. حضور روسیه و چین در منطقه خلیج‌فارس و دریای عمان در کنار ایران برای آمریکا قابل هضم نیست.

نکته قابل توجه اینکه اخیرا در گزارش سالانه ارائه شده از سوی نهادهای اطلاعاتی آمریکا به کنگره آمریکا بر قدرت فزاینده ایران،روسیه و چین که توان درهم شکستن برتری شکننده امریکا را دارد تاکید شده بود. در این گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا اعتراف کرده اند که تحریم‌ها نه تنها نتوانسته این سه کشور را به زانو درآورد بلکه موجب تقویت اتحاد مثلثی آنها نیز شده است.[5] دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا تلویحا اعتراف کردند؛ حمایت از تجزیه‌طلبان و تروریست‌ها علیه ایران، کمک مالی و تسلیحاتی به اوکراین در جنگ با روسیه و تحریک تایوان علیه چین بخشی از تلاش‌ برای تهدید امنیت ملی و تمامیت ارضی این سه کشور بوده که عقیم مانده است.[6]

رزمایش اخیردریایی مشترک ایران، روسیه و چین را باید واکنشی به تحرکات آمریکا و متحدانش به‌ویژه در منطقه غرب آسیا دانست. این رزمایش و دیگر رزمایش های در این سطح میدانی نشان می دهد که آمریکا در هدفش برای منزوی سازی ایران تحت لوای تروریسم اقتصادی، موفقیتی نداشته است. اقدامات آمریکا علیه ایران نتوانسته است ایران را حتی در صحنه نظامی هم مرعوب کند و ایران برای تأمین امنیت خود و منطقه با کشورهای مهم اشتراک مساعی دارد. در سال‌های اخیر مقامات نیروهای دریایی روسیه و چین سفرهای بیشتری به ایران داشته‌اند و به نظر می رسد این روابط منجر به شکل گیری ائتلاف های جدید در منطقه خلیج فارس و عمان و پدید آمدن الگوهای جدید امنیت دریایی در منطقه خواهد شد.[7]

جان کلام این که؛ برگزاری این گونه رزمایش ها بدان معنا است که امنیت منطقه می تواند به دور از دخالت خارجی در دست کشورهای منطقه باشد و ایران، روسیه و چین بر تقویت همکاری‌های خود برای مقابله با هرگونه تهدید علیه منطقه، تاکید می‌کنند.

سه شنبه: 29 / 12 / 1402- 8 رمضان 1445- 19 مارس 2024


[1] - حضور نمایندگانی از کشورهای عمان، جمهوری آذربایجان، قزاقستان، پاکستان و آفریقای جنوبی در این رزمایش، به نشانه اعتماد و اطمینان منطقه‌ای و جهانی به ظرفیت‌های ایران، روسیه و چین در تحقق امنیت دریانوردی و تجارت جهانی از سوی رسانه‌ها مورد توجه قرار گرفت.

[2] - امنیت دریایی مسئله ای جمعی و جهانی است که متضمن زنجیره کسب ثروت و بهره مندی ملت ها از منافع دریاست. امنیت دریایی حاصل توجه کشورهای ساحلی به دریاهای پیرامونشان، آگاهی محیطی از دریا، تشکیل ائتلاف های هم افزا برای دستیابی به امنیت بسیط و فراگیر جمعی و ممانعت از ترتیبات امنیتی نامطلوب توسط دیگران است. قدرت دریایی پایدار و برخورداری از ناوگان نظامی توانمند، امنیت سواحل مناطق دریایی تحت حاکمیت و همچنین امنیت خطوط مواصلاتی دریایی و تجارت بین المللی را تضمین میکند. در غیر این صورت ناامنی دریایی تدریجا شکل گرفته و هزینه هایی را به ویژه به اقتصاد جهانی، تجارت دریایی و مناطق ساحلی تحمیل خواهد کرد.

[3] - امروزه بیش از 90 درصد تجارت جهانی و در حدود 65 درصد کل نفت جهان از طریق دریا منتقل میشود. جهانی شدن به واسطه ی حمل ارزان و اسان کانتینرها با کشتی های برابری میسر شده و اقیانوس هند نیمی از ترافیک کانتینری جهان را به خود اختصاص داده است. علاوه بر این 70 درصد کل ترافیک فراورده های نفتی در مسیر خود از خاورمیانه به اقیانوس آرام، از اقیاس هند عبور می کند. اقیانوس هند با وسعت 75 میلیون کیلومتر مربع سومین پهنه ی آبی بزرگ جهان است که نزدیک به 20 درصد از آبهای سطح کره زمین را پوشانده و حداقل 20 درصد کل مساحت اقیانوس های جهان را تحت پوشش قرار میدهد. این اقیانوس ارتباط دهنده اقیانوس آرام از طریق گذرگاه مجمع الجزایر مالی و اقیانوس اطلس به اقیانوس منجمد جنوبی از طریق کانال سوئز است، تا آنجا که آن را قلب اقیانوس ها نامیده اند. آلفرد ماهان، ژئواستراتژیست آمریکایی در کتاب معروف خود با عنوان "تاثیر نفوذ قدرت دریایی در تاریخ" در خصوص اهمیت این اقیانوس چنین میگوید: "هر کس بر اقیانوس هند کنترل داشته باشد بر آسیا فرمانروایی میکند."

4- Russia-China-Iran Solidarity Against Common Adversaries. Kayhan .ir. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date : 17 March 2024 - 22:28

[5] - چین و روسیه با ایجاد نهادهایی چون «سازمان همکاری شانگهای» و «اتحادیه اقتصادی اوراسیا» و همچنین طرح‌هایی چون «یک کمربند، یک جاده» به دنبال پی‌ریزی بنای معماری جدید برای جهان هستند و در این راستا کشورهایی مانند ایران نیز در چارچوب تأمین منافع ملی خود، به آنها می‌پیوندند. همچنین شدت گرفتن سیاست‌های تحریمی آمریکا و اروپا، سه کشور یادشده را بیش از پیش به هم نزدیک کرده است.

[6] - نورنیوز: شنبه 26 اسفند ساعت 08:16- شناسه خبر : 167670.

[7] - رسالت؛ رضا. ائتلاف جدید دریایی با حضور ایران، روسیه و چین. ۱۰ دی ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۸۸۵۱۲.



ارسال توسط افشار

هنرو كاركرد ماه مبارك رمضان

اسدالله افشار

ماه برکت زِ آسمان می آید

صوت خوش قرآن و اذان می آید

تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه

تبریک،بهار رمضان می آید

ماه رمضان هرساله از راه مي رسد؛ ماهی که درس‌های تهذیب نفس،‌ پرهیز از گناه و تمرین توبه و انابه مرور می‌شود و بازگشت به خویشتن خویش و خدای خود، سرلوحة رفتار انسان‌های پاک وجوانان جویای حقیقت ومعنویت قرار می‌گیرد.

بی‌هیچ تردیدی، ضروری‌ترین وظیفه و هدف انسان‌های متعالی، خودسازی و خویشتن‌داری است تا رستگاری‌شان تحقق یابد. رستگار کسی است که جان را پاک سازد»[1] وماه رمضان فرصت مغتنمی است برای آنان که دست وپا بسته‌ زندگی و مشکلات آن هستند تا جان را ازآلودگی‌ها و دلبستگی‌ها رهایی بخشند، تمرین عبودیت کنند و خالی ازدغدغه‌های دنیایی،‌ به تاریک و روشن آینده خود بیندیشند.

ماه رمضان، ماه عبادت است؛ ‌عبادت خداپرستان صرفاً روزه گرفتن، ‌قرآن ختم کردن و ذکر گفتن نیست ـ هرچند آن اعمال هم بر نورانیت وجود خواهد افزود - قدم اول در عبادت، تأمل و تفکر است که یک لحظه تفکر، بهتر از یک سال عبادت است» و بهترین عبادت‌ها تفکر است.

آری؛ ماه رمضان، ماه تأمل،‌ تفکر و تدبر است. اگرآدمی دل از آرزوها و نیازهای مادی تهی نکرده و ذهن و فکرش هنوز مشغول و دلبسته آن‌ها باشد، چگونه می‌تواند به فلسفه اعمال ماه رمضان - که روزه گرفتن، ختم قرآن و ذکر گفتن و... جزوی ازآن است - بیندیشد؟ و اگر شخصی،‌ فرصت مغتنمی یافت و بارها در این ماه، قرآن را ختم کرد و تهی از اندیشه و تأمل، هزاران بار، لب به ذکرالهی مترنم و متبرک نمود، آیا می‌توان تأثیر معنوی چندانی ازآن همه عبادت را برای او انتظارداشت؟!

قطعاً چنین نیست. راز تأثیرگذاری عبادات و ماندگاری آنها درجان وجود خداپرستان، عمق معرفت و شناخت آنان از عبادات است و اگر کسی روزه گرفت و به گناهان گذشته خود نیز پرداخت، راز این تناقض به همین ناشناسایی و غربت میان انسان و فلسفه عبادت بازمی‌گردد...

روزه یعنی نفس خود پاک کن

قلب ابلیس درونت چاک کن

راه پرواز است سوی آسمان

ماه گردیدن بسان عاشقان

هنررمضان تضعیف ابعاد حیوانی و تقویت ملکات نفسانی

رمضان ازمصادیق صفات«عجیب» و «غریب»است؛ آن چنان که عوام آن را ماه خدا می‌دانند، از نظر خواص نیز ماه انسان، یعنی ماه بندگان خداست.

«عظمت»، ‌«کرامت»، «شرافت» و «فضلیت» فوق حدتصور رمضان، ‌این ماه را میان سایرماه‌های سال برجسته کرده است.این چهار وصف که در اغلب معارف این ماه به آنها اشاره شده است، تا پایان ماه،تبدیل به اوصاف انسان‌هایی می‌شودکه رمضان را درک و در مکتب مبتنی برتقوای آن،خود را تربیت نموده و صیقل داده باشند. عنایت، رحمت، آمرزش و لطف بی‌پایان خداوند نسبت به همه موجودات به‌ ویژه انسان و بالاخص مؤمنان و عبادت‌پیشگان دراین ماه، سبب تفاوت و برتری این ماه نسبت به بقیه ایام است.

رمضان، ماه انسان و خروجی نهایی آن، انسانیت است. انسان،گل سرسبد و انسانیت- که عبودیت جزو لایه‌های درونی آن است- غایت آفرینش است. هنررمضان تضعیف ابعاد حیوانی و تقویت ملکات نفسانی و ارتقای روحی انسان و استقراراو درمدارانسانیت است.

هنررمضان، تحول‌پذیرکردن انسان تا مرحله تقرب رحمانی و عاری‌سازی او ازخصایص شیطانی است. از این‌ رو کارکرد رمضان، محدود به اطاعت او از امر به «نخوردن و نیاشامیدن» نیست. گرچه طبع و صنعت‌ الهی انسان، خوردن را نخستین عمل مقدماتی برای سایراعمال و مبدأ هرخیر و شرروحی و جسمی انسان مقرر کرده است و آن را یکی ازلوازم قطعی حیات و رشد انسان از دوره جنینی تا آخرین لحظه نزدیک به موت او قرارداده است، اما محدودیت ده، چهارده ساعته انسان، در نخوردن و نیاشامیدن، بدون درنظرگرفتن دیگر وجوه تأثیرگذار(کاریزمای) رمضان، نمی‌تواندتنها عامل ورود انسان به مدارج انسانیت باشد.

کارکرد رمضان،تقواست؛ حصول تقوا و وصول آثارتبعی آن درانسان،یعنی دستیابی انسان به قدرت مغزافزاری و نرم‌افزاری یک برنامه کامل(پکیج) خودسازی که قادراست انسان را برای حداقل یک‌سال- تا رمضانی دیگر- رمضانی و با تقوا نگه ‌دارد واین توانایی را فقط باید ازآن رمضان دانست و خداوند متعال هیچ وقت دیگری ازایام طبیعت را به چنین قدرت تأثیرگذاری مجهز نکرده است.

فکر ناقص، عمل اندک وعبادت ناچیزبندگان، با عنایت ویژه رمضانی خداوند،کامل وتمام به حساب می‌آید و چندین برابرثواب و پاداش- نسبت به دیگر اوقات سال- همراه آمرزش همه گناهان و پاک کردن پرونده گذشته و حتی بخشش پیشاپیش انسان نسبت به خطاها و لغزش‌های آینده را جایزه قبول اعمال رمضانی او، منظور کرده است.

درشب قدر،این پرونده جدید انسان، به توشیح حضرت حجت‌ بالغه، حضرت متعال درهستی می‌رسد. در رمضان، همه درهای رحمت الهی به صورت یکجا و هماهنگ به روی هرفکر صواب،‌ عمل قبول و عبادات هرچند قلیل انسان گشوده می‌شود؛ حتی خواب و لمیدن،خوردن وآشامیدن آدمی ازافطارتا سحر خصوصا درهنگامه سحر- ازثواب‌های کلان و پاداش‌های بزرگ برخوردار می‌شود. این مقدار و هزاران نکته ناگفته دیگر برای عظیم و «عجیب»دانستن رمضان،کافی نیست؟ اما رمضان با همه بزرگی و عظمتش «غریب» هم هست. شأن آن شناخته، قدر و منزلت آن دانسته وحساب وکتاب آن، برجسته نیست. عوام از سرتکلیف دینی در این ماه روزه می‌گیرند و هر کدام درحد توانایی‌اش در شب و روزآن، عبادت لنگانی دارند، اما ملزم به تأمل، تدبر و تعقل درباره رمضان نیستند. خواص ازسردرک دینی و معرفت، ایام آن را روزه می‌گیرند و همه اوقات خویش را صرف بهره‌گیری و ذخیره‌سازی ره‌آوردهای معنوی آن می‌کنند و کمتر تأملات و تدبرات و تجارب معنوی به دست آمده خویش را به رشته تحریردرآورده وآن را در اختیار دیگران قرار می‌دهند.کم‌کاری، کم‌نویسی و محدودیت بروندادهای اندیشمندان الهی درباره رمضان سبب شده است که:

1 - رمضان برای دوستانش بهره‌وری کاملی نداشته باشد.

2 - فاصله‌گیری محرومان ازرمضان با رمضان،درهرسال بیشتر شود.

3 - دشمنان رمضان، زیبایی‌های زیاد، قشنگی‌های دوست داشتنی، مهرورزی‌های فراوان و انرژی‌های مثبت آن را که منشأ جلای باطن وزینت ظاهرانسان می‌شود مشاهده نکنند.

4 - جامعه شناسان، روان‌شناسان و نظام‌سازان اجتماعی،تأثیرات فراوان رمضان درکاهش جرائم اجتماعی، ‌افزایش مهرآفرینی انسانی، تولید وفق و مدارایی،صبر و شکیبایی و صلابت و پایداری در جوامع انسانی را نادیده بگیرند.

آیا ناتوانی عوام در تولید اندیشه،کم کاری و بی‌حالی خواص در نشراندیشه، ‌بی‌اعتنایی اندیشه‌سازان بشری، دوری سال افزون مخالفان و لجاجت دشمنان به اندیشه‌های سترگ و تأثیر انسان‌ساز و ذخایرمعنوی رمضان دلیل «غریب»بودن رمضان نیست؟[2]

آمد رمضان ز خواب غفلت برخیز

گل کرد سپیده سعادت، برخیز

بشکاف فلک را و چو حافظ، سرمست

طرحی دگر انداز و ز عادت برخیز

رمضان؛ فصل جدید در عبادات سالانه انسان های مؤمن

رمضان، که «ماه خدا» و «بهار قرآن» نام گرفته، فصل جدیدی در عبادات سالانه انسان های مؤمن و ماه نزول آیات شریفه قرآن است که خداوند به آن اشاره دارد: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًی لِلنَّاسِ»[3] ؛ چنان که در آیه دیگری می فرماید: «اِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَه الْقَدْرِ.»[4]

«قدر»، از لیالی ماه مبارک رمضان، که نزول قرآن درآن واقع شده و از آن به «لیله مبارکه» نیز تعبیر گردیده،[5] شب تعالی و صعود به قلّه کمال انسانی است که خداوند آن را برای انابه همه حق جویان، بخصوص پیروان اهل بیت علیهم السلام ، فراهم آورده و تلاوت قرآن را در آن شب و در دیگر ایّام به همراه دیگر اعمال صالح، تجارتی بدون ضرر و زیان برای انسان های مؤمن می داند که سبب رستگاری آنان می گردد؛ چنان که می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاه وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَه یَرْجُونَ تِجَارَةً لَن تَبُورَ.» [6]

مقصود از «تلاوت آیات» از منظرامام صادق علیه السلام فهم مراد خدا و عمل بدان ها و امید به وعده های الهی است؛ چنان که در روایت تفسیری از آن حضرت در ذیل آیه «الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِه»[7] آمده است که «یُرتّلونَ آیاتَهُ و یَتفهَّمونَ معانیَه و یَعملونَ بِاَحکامِهِ و یِرجونَ وعدَه و یَخشونَ عذابَهُ و یَتمثَّلونَ قِصصَهُ ...»[8]

قرآن با چه هدف و ضرورتی نازل گشته است؟

درخصوص نزول قرآن به واسطه روح الامین بر قلب مبارک پیامبر (ص) درماه رمضان[9] و بعثت ایشان وتداوم راه آن حضرت به واسطه امامان معصوم علیهم السلام،این پرسش مطرح است که قرآن با چه هدف و ضرورتی نازل گردیده است؟ واگر قرآن نازل نشده بود و راه پیامبر به واسطه شیعه تداوم نیافته بود، بشرامروزی چه سرنوشتی داشت ودرچه شرایطی بود؟ آیا او در راه پیشرفت خود، از همه حقایق و بهره های انسانی به دور بود و درتاریکی و جهل می زیست؟ آیا عقل وخرد اونمی توانست او رادرهمه مراحل زندگی یاری دهد؟ آیا او در برخورد با دیگران، بخصوص درجامعه کنونی، که تزاحم منافع بشری بیشترشده است، نمی توانست راه صحیح را از خطا تشخیص دهد و برمعرفت خود بیفزاید؟ آیا او از هدایت ورشد کمال انتخابی به دور بود و همچون حیوانات در مسیر زندگی و پیشرفت و تعالی خویش، از نوروحی بی بهره بود؟ آیا خرد ورزی او به ضمیمه هم اندیشی بادیگران نمی توانست او را درمسیرتعالی قراردهد؟ آیا ادیان پیشین، به ویژه یهودیت و مسیحیت، نمی توانند راهنمایی نیکو برای همه انسان های و در همه زمان ها باشند؟ آیا پس از نزول قرآن و بعثت پیامبر (ص) ، تداوم راه آن حضرت لازم نبود؟ وآیا به مفسّران واقعی قرآن نیاز نبود تا آن ها در کنار قرآن، راهنمای بشرتا قیامت باشند و با وجود آن ها،زمین هیچ گاه ازحجت خالی نباشد؟

پرسش های مذکور و دیگر پرسش ها در این خصوص، ذهن هر مسلمان و به ویژه هر مؤمن شیعی مسلک را به خود مشغول می سازند تا ضرورت نزول وحی قرآنی و برانگیختن پیامبر اکرم (ص) و تداوم راه او به واسطه امامان معصوم علیهم السلام را بیشتر بشناسد و بر فلسفه نزول قرآن و بعثت رسول ختمی مرتبت (ص) وامامت امامان دوازده گانه علیهم السلام ، بیشترآگاه شود و بداند که بدون تردید، اگر قرآن نازل نگردیده و پیامبر خاتم مبعوث نشده بود و راه او به واسطه معصومان علیهم السلام تداوم نیافته بود، مؤمنان واقعی همچون دیگر انسان های غیرمؤمن و مسلمان در جهل و تاریکی به سر می بردند و از نور هدایت قرآنی و پیشوایان دینی بی بهره بودند؛ زیرا خردورزی و بهره مندی ازعقل سالم، ما را به ضرورت بعثت پیامبر اکرم (ص) و نزول قرآن و ضرورت تداوم راه آن حضرت رهنمون می سازد تا عقل درکنار وحی، راه کمال را بیابد. هرگز خرد فردی وحتی خرد جمعی نمی تواند در قلمرو تمامی رفتارها و اعمال بشری راه صحیح راترسیم کند و بدان سو هدایت نماید تا سعادت بشرتضمین گردد. عقل بشری نیازمند وحی است تا به کمک او، بایدها و نبایدهای زندگی و رفتارهای اخلاقی مناسب و پسندیده را دریابد.

ازسوی دیگر، قوام هستی مبتنی بر حجت روی زمین، یعنی وجود پیامبر اکرم (ص) و سپس امامان معصوم علیهم السلام است و به خاطر وجود آن ها، زمین و آسمان ثابت و ماندگارند؛ زیرا وجود آن ها نور است و زندگی بدون نورمقدور نیست؛ چنان که امام کاظم (ع) می فرماید: «الامامه هی النورُ و ذلک قولُه:«آمِنوا بِاللّهِ و رسولِه و النورِالّذی اَنزلنا.»»[10]

امامان حجت خدا بر روی زمین هستند و زمین هرگز بدون حجت نیست؛ زیرا بدون وجود حجت، زمین نابود می شود؛چنان که حضرت صادق (ع) می فرماید:«لو بقیتِ الارضُ بغیرِامامٍ لَساخت»[11] وحضرت علی (ع) هم می فرماید: «اللّهمَّ بلی،لا تَخلُو الارضُ مِن قائمٍ بحجّه،اِمّا ظاهرا مشهورا اوخائفا مغمورا»[12]؛ آرى، هرگز زمين ازحجت الهی که قیام خواهد کرد خالى نمى‌شود، خواه ظاهر باشد و آشكار و يا ترسان و پنهان!. مغمور کسی است که ظلم او را احاطه کرده و بر او مسلط گشته است.[13]

امشب طلب عشق زِدلدار کنیم

شیطان رجیم را سر دار کنیم

امر فرجش اگر مهیا باشد

این ماه کنار یار افطار کنیم

دوشنبه: 28 / 12 / 1402- 7 رمضان 1445- 18 مارس 2024


[1] - سوره شمس/ 9.

[2] -زم؛ محمد علی. به پیشوازماه پیشتاز، روزنامه همشهری: 10 شهریور ماه 1387.

[3] - سوره بقره/ 185.

[4] - سوره قدر/ 1.

[5] - مکارم شیرازى؛ آیت ا...ناصر و همکاران، تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ نهم، 1370، ج 27، ص 192.

[6] - سوره فاطر/29.

[7] - سوره بقره/ 121.

[8] - منتخب میزان الحکمه، ص 418 به نقل از: تنیة الخواطر، ج 2، ص 236.

[9] - نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلَی قَلْبِک. (سوره شعراء/ 193)

[10] - جمعه حویزی؛ عبدعلی. تفسیر نورالثقلین، ج 16، ص 341.

[11] - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى‌، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ، قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ؟ قَالَ: «لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ، لَسَاخَتْ»؛ ابو حمزة گويد بامام صادق عليه السلام عرض كردم:زمين بدون امام مي ماند؟ فرمود: اگر زمين بدون امام باشد فرو رود (و نظمش از هم بپاشد). الكافي (ط - دارالحديث)، ج‌۱، ص: ۴۳۷

[12] - عبده؛ محمد. نهج البلاغه، حكمت ۱۴۷، بیروت، دارالمعرفه، ص 37.

[13] - مکارم شیرازی، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان، ص۷۷۳، حکمت ۱۴۷.



ارسال توسط افشار

تعهد یمنی‌ها و حزب الله در حمایت از فلسطینیان در غزه

اسدالله افشار

گروه های مقاومت با همگام سازی عملیات موافقت کردند

شخصیت‌های ارشد حماس و انصارالله یمن، در یک نشست مهم هفته گذشته، توافق کردند که استراتژی‌های خود را در برابر اسرائیل هماهنگ کنند و لحظه‌ای مهم را در چشم‌انداز ژئوپلیتیک خاورمیانه رقم زنند.

گروه ها و نهادها تحت «محور مقاومت» قصد دارند اقدامات جمعی خود را علیه جنایات و نسل کشی اسرائیل در نوار محاصره شده غزه تشدید کنند. تلاقی گروه های مقاومت، از جمله جهاد اسلامی فلسطین و جبهه مردمی برای آزادی فلسطین، با نمایندگان یمن، حاکی از راهبرد گسترده تری برای تقویت مقاومت آنها در برابر رژیم صهیونیستی است.

خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع فلسطینی که نامشان فاش نشده است، گزارش داد که این نشست "مهم" هفته گذشته برای بحث در مورد "مکانیسم های هماهنگی اقدامات مقاومت" علیه اسرائیل برگزار شد.

بحث‌ها بر هماهنگی اقدامات برای «مرحله بعدی» درگیری متمرکز بود که نشان‌دهنده یک کارزار بالقوه شدید و با اتحاد بود.

در میان نگرانی‌ها از حمله زمینی اسرائیل به رفح در جنوب غزه، تعهد یمنی‌ها به ادامه هدف قرار دادن کشتی‌های دریای سرخ در همبستگی با آرمان فلسطین، ابعادی حیاتی به چشم‌انداز مقاومت منطقه‌ای می‌افزاید.

در این گزارش آمده است که جنبش مقاومت یمن متعهد شده است که به حملات تلافی جویانه خود علیه کشتی های اسرائیلی در دریای سرخ در حمایت از فلسطینیان در غزه ادامه دهد.

یکی از منابع ناشناس گفت: جنبش انصارالله در این دیدار تأیید کرد که به عملیات خود در دریای سرخ علیه کشتی‌هایی که برای حمایت از مقاومت فلسطین به سمت دشمن (اسرائیل) حرکت می‌کنند، ادامه خواهد داد.

در این نشست همچنین نقش مکمل انصارالله با گروه های فلسطینی با توجه به احتمال حمله اسرائیل به رفح مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

این خبرگزاری علاوه برنام رهبران گروه های مقاومت فلسطین و انصارالله شرکت کننده در آن، محل برگزاری این نشست را مشخص ننمود.

عبدالملک الحوثی رهبر انصارالله روز پنجشنبه 14 مارس( 24 اسفند 1402) در یک سخنرانی تلویزیونی اظهار داشت: نیروهای مسلح یمن به عملیات تلافی جویانه خود علیه کشتی های تجاری وابسته به رژیم صهیونیستی ادامه خواهند داد و از عبور کشتی ها حتی از اقیانوس هند و دماغه امید نیک، با قدرت و اقتدارجلوگیری خواهند کرد.

حوثی گفت؛ 73 کشتی در عملیات یمن در حمایت از غزه از اواسط نوامبر مورد هدف قرار گرفته اند.

یمنی ها با توجه به خیانت برخی از کشورهای عربی و حمایت های پشت پرده آنان از رژیم غاصب جعلی کودک کش صهیونیستی تا به اکنون، جانانه حمایت آشکار خود را از گروه مقاومت فلسطین و مردم مظلوم فلسطین اعلام کرده اند و از مبارزه با اشغالگری اسرائیل از زمان آغاز جنگ ویرانگر این رژیم در 7 اکتبر2023 علیه غزه پا پس نکشیده اند.

هفته گذشته، جنگنده‌های گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، از حمله به یک مرکز فرماندهی اسرائیل در شمال نوار غزه و کشته شدن هفت نیروی اسرائیلی در نقاط دیگر در سراسر خاک فلسطین خبر دادند. سایر گروه‌های مقاومت در منطقه از جمله در عراق و لبنان نیز طی پنج ماه گذشته عملیات‌های حامی غزه را علیه سرزمین‌های اشغالی با هوشمندی و درایت انجام داده‌اند.[1]

رسانه های اسرائیلی: حزب الله، اسرائیل را به عصر حجر خواهد برد

رسانه‌های اسرائیلی اظهارات قبلی مقامات این رژیم مبنی بر اینکه تل‌آویو در هر جنگی علیه حزب‌الله، لبنان را «به عصر حجر برمی‌گرداند» به تمسخر گرفته‌اند.

آنها گفتند که واقعیت برعکس است و جنبش مقاومت لبنان خسارات سنگینی به نیروهای اسرائیلی وارد می کند.

وب‌سایت خبری عبری زبان حداشات بازمان، ویدئویی را که روز شنبه 16 مارس( 26 اسفند1402) توسط دفتر رسانه‌های نظامی حزب‌الله منتشر شد، مجدداً با صدای چندین مقام اسرائیلی به‌ویژه وزیر جنگ یوآو گالانت را در این خصوص که می گوید در صورت وقوع جنگ، قدرت حزب‌الله لبنان «فرسایشی» خواهد شد، منتشر نمود.

این ویدیو با عنوان کردن عصر حجر می‌پرسد: «چه کسی؛ چه کسی را به عصر حجر می‌برد؟»

پیش از این، ایتان داویدی، رئیس شورای شهرک‌سازی مارگالیوت، گفته بود که گالانت که زمانی تهدید کرده بود لبنان را به عصر حجر بازگرداند، در وضعیت شرم‌آوری قرار گرفته است.

داوودی به خاموشی پس از حمله موشکی حزب‌الله به منطقه جلیل علیا اشاره کرد و اظهار داشته: شهرک‌های ما بدون برق مانده‌اند و این بدین معنا است که بدرستی حزب الله ما را به عصر حجر بازگردانده است.

برای پایان دادن به کابوس موشکی حزب الله چه کنیم؟

روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت روز پنجشنبه 14 مارس( 24 اسفند 1402) وضعیتی را که افراد ساکن در شهرک های ساخته شده در بخش شمالی سرزمین های اشغالی 1948 با آن روبرو هستند، روشن کرد.

به نوشته این روزنامه، شهرک نشینان «افسرده» هستند و سؤالاتی مانند «برای پایان دادن به کابوس موشکی حزب الله چه کنیم؟»

یدیعوت آحارونوت به نقل از یک شهرک نشین اسرائیلی ساکن یکی از شهرک های نزدیک مرز با لبنان گفت؛ "شهرک نشینان آنجا در میان موشک های حزب الله زندگی می کنند. و او " وضعیت شهرک نشینان را "وحشتناک" توصیف کرد.

این روزنامه خاطرنشان کرد که بیش از 60,000 نفر از ساکنان شهرک های جلیل از زمان آغاز جنگ در اوایل اکتبر، آواره و به شهرک های دیگر منتقل شده اند.

حملات موشکی حزب الله به پایگاه های رژیم صهیونیستی

روز شنبه16 مارس، رزمندگان مقاومت حزب‌الله[2]، نیروهای اسرائیلی را در نزدیکی مرز درجنوب بمباران کردند.

لبنان در پاسخ به جنگ نسل کشی مداوم رژیم صهیونیستی در غزه، و در حمایت از مبارزان فلسطینی، رژیم جعلی غاصب کودک کش صیهیونیسی را با یک تهاجم بی امان غافلگیر نمود.

شبکه خبری تلویزیونی المیادین لبنان با استناد به بیانیه کوتاه حزب الله گزارش داد که این گروه به پایگاه نظامی البغدادی اسرائیل حمله موشکی کرده و هدف تعیین شده دقیقا مورد اصابت قرار گرفته است.

حزب‌الله پیش از این پایگاه‌های نظامی اسرائیل در المالکیه و المرج و گروهی از سربازان آنان را در نزدیکی سایت الراحب هدف قرار داده اند.

حزب الله تصاویری از حمله به پادگان کیلا اسرائیل را در جولان اشغالی سوریه منتشر کرد.

حمله به پایگاه کیلا نشان دهنده تشدید قابل توجه درگیری است. این اقدام استراتژیک حزب‌الله نه تنها یک چالش مستقیم برای موجودیت اسرائیل است، بلکه پیامی روشن در رابطه با توانایی‌های این جنبش است.

رژیم صهیونیستی از روز هفتم اکتبر که کارزار ویرانگر مرگ و ویرانی غزه را آغاز کرد، به طور مداوم به جنوب لبنان حمله می کند.

به تلافی حملات گستاخانه رژیم صهیونیستی، حزب الله تقریباً روزانه حملات موشکی را به مواضع اسرائیل انجام داده است.

دست کم 322 نفر در مرز لبنان شهید شده اند. اسرائیل می گوید حداقل ده تن از سربازان و هفت شهرک نشین آن در این منطقه کشته شده اند.

درگیری‌ها باعث تخلیه ده‌ها هزار نفر از شمال سرزمین‌های اشغالی شده است که با شلیک راکت و گلوله‌باران حزب‌الله و گروه‌های فلسطینی هم‌پیمان آن‌ها راکت زده است.

لازم به ذکر است که حزب الله قبلاً در دو جنگ اسرائیل در سال های 2000 و 2006 علیه لبنان، با این رژیم فاشیست معلون خون ریز مبارزه هدفمندی را انجام داده و توانسته است رژیم جعلی غاصب را مجبور به عقب نشینی در هر دو درگیری نماید.[3]

جان کلام این که؛ 1-پیروزی از آن مقاومت است، 2- جبهه‌های مقاومت صبور و شکیبا باشند، 3- اقتصاد و حتی ارتش رژیم جعلی منحوس صهیونیستی تحلیل رفته است، 4- محور مقاومت در موضع قدرت و دشمن در موضع ضعف است، 5- کارشناسان ارشد رژیم صهیونیسم به خسارات راهبردی اذعان دارند، 6- بیش از 95 درصد از افکار عمومی جهانی روایت فلسطین از جنگ را تأیید و رژیم اسرائیل را محکوم کرده‌اند. 7- در طی 5 ماه گذشته میلیون‌ها انسان آزاده از آمریکا گرفته تا اروپا، آسیا، آفریقا و اقیانوسیه به خیابان‌ها ریخته و در همبستگی با ملت فلسطین خواستار توقف وحشیگری‌ها ی رژیم جعلی و پوشالی صیهونیست های شده اند. 8- تا امروز که بیش از 160 روز از جنگ غزه می‌گذرد، صهیونیست‌ها به هیچ یک از اهداف اعلامی‌شان ( تسخیر کامل غزه، آزادی اُسرا و ریشه‌کن کردن حماس! ) نزدیک هم نشده‌اند.

یکشنبه: 27 / 12 / 1402- 6 رمضان 1445- 17 مارس 2024


1- Resistance Groups Agree to Synchronize Operations. Kayhan .ir. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date : 16 March 2024 - 22:38

[2] - حزب الله لبنان از روز هشتم اکتبر (۱۶ مهر1402) و تنها یک روز پس از آغاز عملیات «طوفان الاقصی» در غزه رویارویی با دشمن صهیونیستی را آغاز کرد و بارها مواضع اشغالگران را با موشک و سلاح‌های مناسب هدف قرار داد و به اعتراف رسانه‌های اسرائیل ، دست‌ برتر خود را در جبهه شمالی فلسطین اشغالی به نمایش گذاشت.

3- sraeli Media: Hezbollah Taking Israel to Stone Age. . Kayhan .ir. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date : 16 March 2024 - 22:39



ارسال توسط افشار

از چشمه سار جوشان رمضان خود را سیراب کنیم

اسدالله افشار

تو سر زدی و به ما نگاهی داری

در خانه اهل عشق راهی داری

قربان تو و هلال ابروی تو من

ای ماه خدا چه روی ماهی داری !

ماه رمضان نهمین ماه ازماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان ازریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید برسنگریزه است. می‌گویندچون به هنگام نامگذاری ماه های عربی،این ماه درفصل گرمای تابستان قرارداشت،ماه«رمضان»نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. ماه خدا با برکت، رحمت و مغفرت الهی به بندگان خداروی می آورد و همگان رابه مهمانی خدافرا می خواند؛ماهی که روزهایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شبها وساعتهایش بهترين ساعت هاست؛[1] ماهی که درلحظه لحظه اش خدا جاری است وهرآنش سرمایه ای است که باید چون جان پاسش داشت وآن را براحتی ازکف نداد.مگرمی توان غیراز ماه مبارک رمضان، ماهی راپیدا کردکه یک شب از شب های آن ارزشی فزونتراز هزار ماه داشته باشد؟[2] مگر می توان غیرازاین ماه، ماهی راسراغ گرفت که درسرتاسرآن درهای بهشت برروی مردمان گشوده ودرهای دوزخ برروی آنان بسته باشد؟[3]

مگرمی توان ماه دیگری رانشان دادکه درآن نفس کشیدن حکم تسبیح وخوابیدن حکم عبادت داشته باشد؟[4]پس بیایید قدراین ماه را بیشتربدانیم وپیش ازآنکه لحظه های ارزشمندش سپری شود از چشمه سار جوشان آن خود را سیراب کنیم. رمضان، بهار قرآن و بهاردعا و مناجات به درگاه پروردگار بی نیازاست.

رمضان شهر عشق و عرفان است

رمضان بحر فیض و احسان است

رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن

گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است

ماه مبا رك رمضان، فرصتي ناب و نوراني

خالق هستي، يک فرصت ويژه وثابتي را براي بشرمؤمن تدارک ديده است تا درآن فرصت، مؤمن، فراتر از قيل و قال هاي روزمره وعمرتلف کن، به خود، به روح خود مي پردازد. اين فرصت ناب و نوراني، رمضان است. ماه مبارکي که دست هاي تمنايش را به سوي ما پيش آورده وما را به جانب نور، فرا مي خواند.

اگرخوب بنگريم، رمضان را با سينه اي صبور مي بينيم. با دستاني مشتاق، باچهره اي بشاش، با لباني به ذکر، با داماني پرگل، باچشم اندازي پراميد، بادوستاني همراه، با قدم هايي پرطنين، با خبرهايي خوب، با وعده هايي خير، با رازهايي سربه مهر،با اشاراتي ازدوست، با نغمه هايي ازبهشت، با طراوتي ازباران، با سماجتي ازنياز، با حلاوتي ازناز، با دويدن،خراميدن، افتادن،برخاستن، با سوز،با خراش،با زخم،با فرياد،با نجوا ، با اشک، در کوفتن، پاسخ نشنيدن، درکوفتن، پاسخ نشنيدن، درکوفتن، درکوفتن، درکوفتن وناگهان: دري که گشوده مي شود ما را به اندرون فرا مي خواند. اندروني از نورمحض به وسعت هستي. و به وسعت يک لبخند نمکين دوست.

باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش

وین سوخته را محـرم اســرار نهان بـاش

زان باده که در میکده عشق فروشند

ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش . . .

ابعاد و چهره‏هاى گوناگون ماه مبا رك رمضان

ماه رمضان ابعاد وچهره‏هاى گوناگون دارد و هركس از يك زاويه به تماشاى سيماى رمضان مى‏ايستد و به ميزان توش و توان خويش از آن بهره مى‏گيرد. جلاى ذهن و صفاى ضمير توأم با كار و تلاش و آهنگ «قرب‏جويى‏» در استفاده از انوار رمضان و انعكاس فروغ آن نقش فراوان دارد.

ماه رمضان تنها ماهى است كه نام آن درقرآن آمده است (شَهْرُرَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدًی لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی‏ وَ الْفُرْقانِ بقره/185) وازآن به عنوان ما هى كه قرآن درآن فرود آمده معرفى شده است.

امام چهارم درصحيفه سجاديه دعاى ورود به رمضان[5] ازاين ماه به عنوان‏«شهرالصيام‏»،«شهر الاسلام‏»، ماه پاكى، و «ماه پالايش‏»و ماه شب‏زنده‏دارى نام مى‏برد. و دردعاى وداع [6] رمضان آن را «شهرالله اكبر» و عيد اولياى الهى مى‏نامد و همچون مادرى كه از فراق فرزند بنالد، در فراق رمضان گريه مى‏كند.

اينك به برخي ازابعاد وچهره هاي گوناگون ماه مبارك رمضان درذيل اشاره مي گردد:

1- ما ه رمضان؛اردوى تربيتى خدا: ماه رمضان اردوى تربيتى خداست. اردويى كه ازسوى پروردگار بزرگ درسراسرگيتى وطول تاريخ برگزار مى‏شود.پيروجوان وزن ومرد دراين ضيافت ملكوتى برسر سفره الهى مى‏نشينند و با بهترين اغذيه آسمانى پذيرايى مى‏شوند.

2- ماه رمضان؛ ميقات دعا ونيايش: ماه رمضان ميقات دعا ونيايش وكانون ايمان وآگاهى وآزادى است كه هزاران درس سازندگى ورمزوراز سعادت ونيك‏بختى را به شايستگان مى‏آموزد.

3- رمضان؛ماه خوش‏رفتارى با زيردستان: رمضان ماه خوش‏رفتارى با زيردستان وكارگران وكارمندان و عفووگذشت ازلغزش‏هاى احتمالى است.رمضان،ماه مواسات وبرادرى وهمدردى بامحرومان و مستمندان درسراسرگيتى است.

4- ماه رمضان؛ماه صبرومقاومت:ماه صبراست ومقاومت.آغازش رحمت است وميانه‏اش مغفرت وپايانش اجابت وآزادى ازآتش.[7]

5- رمضان؛ ماه توبه و بازگشت: رمضان ماه آتش زدن برخرمن گناه است و فصل سوزاندن زباله‏هاى جسم و جان و جامعه.فصل پاكسازى فضاى زندگى و بهارباران وحى برقلب و روح فرزندان قرآن و عاشقان عترت(ع) است. رمضان ماه توبه و بازگشت است، بازگشت ازهرگناه فردى و جمعى، بازگشت از هرگونه لغزش و خطاى فرهنگى،اقتصادى و سياسى. رمضان ماه توبه است، توبه از غفلت هايى كه در گفتار و نوشتار و امضا و رفتار داشته‏ايم. ماه توبه از« رقابت‏»ها و«حسادت‏»ها است.

آرى ماه رمضان ماه بازگشت به قرآن است و تنظيم كامل افكار و اخلاق و رفتارانسان.

6- ماه رمضان؛ ماه خودسازي وتصفيه روح : ماه رمضان ماه خودسازي و تصفيه روح است. خداوند همه اسباب كار را در اين ماه براي پالايش روح و روان از آلودگي‏هاي گناه فراهم نموده و با لطف و رحمت مخصوص خويش همه درها و راه‏ها را در راستاي تهذيب نفس و صفاي باطن و تكامل معنوي گشوده است. فرصت بسيار خوبي براي انسان‏ها است تا در كنار اين سفره بزرگ و متنوّع رحمت الهي بنشينند و با انواع غذاهاي روحي، روح و روان خود را تقويت كنند.

پيامبر اكرم(ص) فرمود:«اِنَّ لِرَبِّكُمْ في أيّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٌ أَلا فَتَعَرَّضُوا لَها: همانا براي پروردگار شما در دوران زندگي شما لحظه‏هاي بسيار سودمند و مغتنم روي مي‏آورد، خودتان را در معرض آن لحظه‏هاي سودمند قراردهيد واستفاده شايان ببريد».[8]

درحديث ديگركه حديث قدسي است، خداوند به حضرت داود(ع) چنين وحي كرد: «انّ للّهِ في أيّام دَهْرِكُمْ نَفَحاتٌ ألا فَتَرَصَّدُوا لَها: همانا براي خداوند در دوران زندگي شما لحظه‏هاي سودمندي است، بدانيد ومترصّد اين لحظه‏ها باشيد وآنها را هوشيارانه وبا جدّيت به دست آوريد».[9]

ماه رمضان براي تهذيب نفس وخودسازي وپالايش باطن ازهرگونه عوامل آلاينده، بهترين فرصت است، بايد نه تنها خود رادرمعرض استفاده ازآن فرصت قراردهيم، بلكه بايد هوشيارانه مترصد آن باشيم و لحظه‏ها را شكاركنيم و نگذاريم عبورچرخ‏هاي روزگارآن را ازدست ما بربايد و دور سازد.

مرحبا ای روزه داران مرحبا

ای سراپا نور ایمان مرحبا

چون خدا بیند لبان روزه دار

می‌کند نزد ملائک افتخار

خوش به حالت ای عزیز روزه دار

ای که هستی دین حق را افتخار

حضرت حق انتخابت کرده است

جزو مشتاقان حسابت کرده است

ماه مبارك رمضان هنگامه تذکارانسان

بسیاری از مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی ما و جوامع اسلامی ناشی از فقدان نظام «تذکار»‌ آفرین فطری است. جامعه‌ای که آحاد افرادش به مقام «تذکار» نائل شده باشند خود حافظ و مبین دین حق و برپا کننده عدالت خواهد بود. برای چنین جامعه‌ای هراتفاق غیرمنتظره به‌محض بروز،هضم و با ارزش‌های نهادینه آن جامعه تطبیق داده شده، ارزیابی گشته ودفع یا جذب می‌شود.

رمضان هنگامه تذکارانسان و«به خود آمدن» و«درخود ماندن»، بیرون آمدن از«فرومایگی»‌ و «فرودستی»‌ و رسیدن به مقام«فرادستی»است. اگر در رمضان نیاموزیم که چگونه باید هنراندیشیدن را در وجود تک تک آدمیان بگسترانیم و بدان جهت دهیم - به‌گونه‌ای که اگر با چشم سرنزدیکی به خدا را در نمی‌یابند با دیده عقل و دل آن را ببینند و بتوانند با حفظ خود در مقام تذکار، از معصیت فردی و جمعی مصون بمانند- دیگر ایام سال ظرف کم‌ حوصله‌تری برای چنین برنامه حجیم و فراگیری است.[10]

با توجه به آن چه در سطور پیشین بیان شد؛ براي نزديك شدن به خدا و كنار زدن حجاب‌ها نيازمند «تمركز و تذكار»‌ هستيم و هرچه در آثار و شهودات- خصوصاً غيبيه- تمركز كنيم توفيق بيشتري در كنار زدن پرده‌هاي ظلمت و جهل به‌‌دست خواهيم آورد.

امروز ما صاحب يك نظام دینی و حاكميت اسلامي هستيم. راهكار موفقيت مادي و معنوي اين حاكميت بر چنين منوالي حركت كردن است. رهبران فكري و فرهنگ‌ساز، دستگاه‌هاي سياستگذار و برنامه ‌ريز فرهنگي و نظام رسانه‌اي و اطلاع‌رساني ملي ما از هر‌آنچه رنگ و بويي از تحميل، خواست يكجانبه و القاي تبليغاتي داشته باشد بايد دوري كنند و بر هر آنچه بتواند عموم مردم را به مقام «تذكار» نزديك كند، دست یابند و بدان عمل نمایند پیش از آن که دیر شود و موجبات ناخرسندی را پدید آورد. زیرا به خوبی می دانیم گاه توده مخاطب در اثر لجبازي با شيوه گفتار و يا لحن بيان گوينده‌اي، خود را در برابر آن چه مي‌شنود، به غفلت مي‌زند و يا با آن ستيز مي‌كند؛ از اين رو متاسفانه و با ابراز تأسف باید بگویم، حاكميت فرهنگي و مديريت اجتماعي ما گرفتار تكرار و تشديد استفاده از روش‌هاي زورمندانه و ناكارآمد مي‌شود. اوج هوشمندي حاكميت اسلامي، بايد در نظام فرهنگ‌ساز و رسانه‌اي آن بروز داشته باشد و دستگاه‌هاي فرهنگي و رسانه‌اي بايد نشان دهند به نوعي ادبيات ديداري و شنيداري فراتر از نظام‌هاي فرهنگي سوسياليستي و رسانه‌اي اومانيستي دست يافته‌اند.[11]

عشق آمد و کوفت بر در خانه ما

عطر رمضان ریخت به کاشانه ما

هر روز به افطار عطش خواندمان

بر سفره مهر خویش جانانه ما

جمعه: 25 / 12 / 1402- 4 رمضان 1445- 15 مارس 2024


[1] - برگرفته ازخطبه شعبانیه رسول اکرم،(ص)، علاّمه محمدباقر مجلسي ، بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۵۶ به نقل از: محمدبن علی بن الحسین الصدوق ،عیون احبارالرضا(ع)، ج ۱، ص ۲۹۵ .

[2] - همان.

[3] - همان.

[4] - همان.

[5] - صحيفه سجاديه، دعاى 44.

[6] - همان، دعاى، 45.

[7] - الفروع من الكافى، ج 4، ص 67.

[8] - علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج71، ص221.

[9] - علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج71، ص221.

[10] - رمضان نظام تذکار و اندیشگی، محمد علی زم، روزنامة همشهری ، 24 شهریور ماه 1387.

[11] - همان.



ارسال توسط افشار

مقاومت فلسطین؛ نتانیاهو را به زباله دان تاریخ خواهد فرستاد

اسدالله افشار

از زمانی که اسرائیل در اوایل اکتبر حمله وحشیانه به نوار غزه را آغاز کرد، بنیامین نتانیاهو ، نخست وزیر روان پریش جانی کودک کش رژیم جعلی غاصب صهیونیستی، بارها قول داده است که جنگ را تا "پیروزی کامل" بر حماس ادامه خواهد داد.

اما هدف نخست‌وزیراسرائیل در میان حمایت رو به گسترش از مقاومت نه تنها در سرزمین‌های فلسطین، بلکه در سرتاسر جهان تاکنون مبهم باقی مانده است.

ارتش اسراییل نیز از زمان آغاز حمله زمینی به غزه در اواخر اکتبر متحمل تلفات سنگین شده است. از آن زمان تاکنون نزدیک به 250 سرباز اسرائیلی در نبردهای زمینی با گروه های مقاومت کشته شده اند.

روز دوشنبه11 مارس( 21 اسفند1402)، جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا طی بیانیه ای اذعان کرد که اسرائیل در دستیابی به هدف ادعایی خود برای نابودی حماس شکست خواهد خورد و برنده این منازعه نخواهد بود.

ارزیابی سالانه جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا (ODNI) روز دوشنبه فاش کرد: اسرائیل احتمالاً برای سال‌های آینده با مقاومت مسلحانه حماس مواجه خواهد شد و ارتش صهیونیستی نیز برای تخریب و ویران کردن زیرساخت‌های زیرزمینی حماس تلاش و اقدام خواهد نمود.

در ارزیابی صورت گرفته توسط دفتر مذکور آمده است که حماس در سال‌های آتی قادر خواهد بود "قدرت خود را بازیابد" و "نیروهای اسرائیلی را غافلگیر کند".

در اواسط فوریه، سندی که توسط اطلاعات ارتش اسرائیل تهیه شد، همچنین اذعان داشت که حتی اگر اسرائیل قابلیت‌های نظامی سازمان‌یافته حماس را از بین ببرد، گروه مقاومت به فعالیت خود در غزه ادامه خواهد داد.

متحدان غربی اسرائیل نیز در مورد وعده نتانیاهو برای شکست حماس تردید دارند.

نزدیک به یک ماه پیش، جوزپ بورل، مسئول امور خارجه اتحادیه اروپا به اسرائیل هشدار داد که نمی تواند حماس را با ابزار نظامی شکست دهد.

تشدید تنش در غرب آسیا

ارزیابی40 صفحه ای جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا (ODNI) همچنین می گوید حملات فزاینده علیه پایگاه های آمریکایی و اسرائیلی و منافع آنها در غرب آسیا در ماه های گذشته ریشه در جنگ اسرائیل علیه غزه دارد.

این سازمان هشدار داد که گروه های مقاومت در عراق به حملات خود به نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه ادامه خواهند داد و عملیات نظامی بیشتر انصارالله یمن در دریای سرخ "خطر واقعی تشدید تنش را ایجاد خواهد کرد."

حمایت واشنگتن از جنگ نسل‌کشی اسرائیل علیه غزه باعث ایجاد ضدیت با آمریکا شده است. احساسات ضد آمریکایی در منطقه باعث شده است از آغاز جنگ غزه تاکنون؛ گروه‌های مقاومت درمنطقه، حملات زیادی را علیه پایگاه‌های آمریکایی تدارک و انجام دهند.

جنبش انصارالله نیز به نوبه خود کشتی های مرتبط با رژیم صهیونیستی را در دریای سرخ برای ابراز همبستگی با فلسطینیان در غزه هدف قرار داده است. این جنبش متعهد شده است تا زمانی که اسرائیل به حمله وحشیانه خود پایان ندهد، به حملات خود ادامه خواهد داد.

انصارالله همچنین کشتی های جنگی انگلیسی و آمریکایی را در دریای سرخ هدف قرار داده است. این اقدام به تلافی حملاتی است که آمریکا و انگلیس علیه یمن در پاسخ به حملات انصارالله به کشتی‌های مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ انجام می‌دهند، صورت گرفته شده است.

اسرائیلی ها؛ خواستار استعفای نتانیاهو و انتخابات جدید

گزارش اطلاعاتی ایالات متحده بیشتر کانون توجه را بر شکاف های عمیق در اسرائیل در مورد مدیریت نتانیاهو در جنگ غزه معطوف کرده است.

در این گزارش آمده است: «بی اعتمادی نسبت به توانایی نتانیاهو برای حکومت از سطوح بالای آن قبل از جنگ در افکار عمومی عمیق‌تر و گسترده‌تر شده است، و ما انتظار داریم که اعتراضات گسترده‌ای برای استعفای او و انتخابات جدید برگزار شود.»

نتانیاهو به دلیل ناکامی رژیمش در پیش بینی یا جلوگیری از حمله 7 اکتبر2023( شنبه 15 مهر 1402) که توسط جنبش مقاومت حماس انجام شد، در داخل اسرائیل تحت فشار شدیدی است.

پس از عملیات نظامی حماس که تصویر شکست ناپذیری اسرائیل را در هم شکست، رژیم نتانیاهو جنگ باریکه غزه را آغاز کرد.

بیش از 1100 نفر نظامی اسرائیلی در حمله حماس کشته شدند و حدود 250 نفر از آنان به اسارت درآمدند. بیش از 100 نفر از اسرا نیزدر آتش بس توافقی نوامبر آزاد شدند.

حملات تلافی جویانه اسرائیل غزه را با خاک یکسان کرده و تاکنون بیش از 31000 کشته برجای گذاشته است.

نظرسنجی عمومی در اسرائیل حاکی از آن است که بسیاری از اسرائیلی ها این سئوال را دارند که آیا عملیات نظامی نتانیاهو بهترین راه برای بازگرداندن اسرای باقی مانده است یا خیر.

طی ماه‌های گذشته، اسرائیلی‌ها تظاهرات منظمی را برای آتش‌بس، بازگشت اسرا، استعفای نتانیاهو و انتخابات جدید برگزار کرده‌اند.

نقش ایران درحمله حماس به اسرائیل بی اساس است

حماس بارها تأکید کرده است که مقاومت فلسطین حمله 7 اکتبر را به طور مستقل انجام داده است.

جامعه اطلاعاتی ایالات متحده نیزصراحتا اعلام کرد که ادعاهای مربوط به نقش ایران درحمله حماس بی اساس است و هیچ سند و مدرکی دال برآن« وجود ندارد.

این ارزیابی می‌گوید که دولت ایالات متحده براین باور است که «رهبران ایرانی؛ حمله حماس به اسرائیل را در 7 اکتبر سازماندهی نکرده‌اند و از قبل هم از آن اطلاعی نداشته‌اند». این گزارش درماه فوریه نهایی شد اما به دلیل شهادت رؤسای اطلاعاتی درسنادرروزدوشنبه11 مارس( 21اسفند1402) از طبقه بندی خارج شد.

آوریل هاینس، مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده، ویلیام برنز، رئیس سیا، کریستوفر رای، رئیس اف بی آی، برت هولمگرن، رئیس اداره اطلاعات و تحقیقات وزارت امور خارجه، ژنرال تیموتی هاو، مدیر آژانس امنیت ملی و سپهبد جفری کروز از پنتاگون آژانس اطلاعات دفاعی در مقابل کمیته اطلاعات سنا در این خصوص گواهی و شهادت دادند.

هاینس زنگ خطر را در مورد تأثیرات جهانی جنگ اسرائیل بر غزه به صدا درآورد.

وی هشدارداد:«بحران غزه نمونه بارزاین ماجرا است که چگونه تحولات منطقه‌ای دارای پتانسیل، پیامدهای گسترده‌تر و حتی جهانی دارند».

رهبران منطقه بارها هشدار داده اند که جنگ اسرائیل علیه غزه ممکن است به کل منطقه غرب آسیا سرایت کند. آنها از ایالات متحده خواسته اند که بر اسرائیل فشار واردنمایند تا جنگ نسل کشی خود در غزه را متوقف سازند.

همانطور که ارزیابی جامعه اطلاعاتی ایالات متحده اذعان کرده است، اسرائیل در به زانو درآوردن حماس شکست خورده است. این تصدیق نشان می دهد که دوران بزن در روئی به پایان رسیده است. مقاومت در غزه در حال حاضر دست بالا را دارد و می تواند به زندگی سیاسی نتانیاهو پایان دهد.[1]

پنجشنبه: 24 / 12 / 1402- 3 رمضان 1445- 14 مارس 2024


1-- Saei. Shahrokh. Palestinian resistance will send Netanyahu to the dustbin of history. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes/ March 12, 2024 - 22:1



ارسال توسط افشار

ماه مبارک رمضان؛ فرصتی طلایی برای پرواز تا رهایی

اسدالله افشار

ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد

عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد

افطار به می کرد برم پیر خرابات

گفتم که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد

با باده، وضو گیر که در مذهب رندان

در حضرت حق این عملت ‏بارور افتاد

خداوند حكيم انسان را آزاد ومختارآفريده،اختيارانتخاب خيروشررابه اوواگذاركرده وراه حق وباطل را به وسيله انبياءبراي او تعيين وروشن نموده است.كساني كه شرايط صحيح زندگي الهام گرفته ازفرامين حق تعالي را پذيرفته‏اند، در واقع به نداي فطرت ووجدان خويش پاسخ مثبت داده و از مكتب اصيل انبيا تبعيت نموده‏اند و خود را ازآزادي مطلق كه خوي و سرشت بهايم و انعام است، برحذر داشته و مفتخر به شرف و فضيلت تكاليف الهي مي‏گردند وپاي عهدنامه"الم اعهداليكم يا بني آدم ان لاتعبدواالشيطان انه لكم عدوّ مبين وان اعبدوني هذا صراط مستقيم"[1] را امضا كرده و به آن وفادارمي‏باشند.

ازآيات وروايات استفاده مي‏شود كه انسانهاي آزاده فقط بندگاني هستند كه خداپرست ومكلف به تكاليف آسماني‏اند، وبقيه ازفضيلت و شرافت انسانيت محروم مي‏باشند.يكي ازبرنامه‏هاي مترقي ومتعالي دين مبين اسلام كه ضامن سعادت دنيا وآخرت و تزكيه نفس واخلاق و بهداشت جسم مي‏باشد، روزه است. روزه يك موهبت بزرگ الهي است كه خداوند بربندگان خويش منّت نهاد و روزه را به عنوان يك فريضه برآن واجب نمود.

روزه عامل بازدارنده ازگناه وسركوب كننده نفس عصيانگراست. روزه دراصلاح نفس و تربيت آن وكنترل هواهاي نفساني و غرايز حيواني نقش اساسي و تعيين كننده‏اي دارد. با حلول ماه مبارك رمضان مسلمانان به تكاپومي‏افتند وخود را براي انجام اين فريضه الهي واين مهماني خدا آماده مي‏كنند و همه دوست دارند كه نهايت استفاده را از اين ماه پرفيض و بركت ببرند.

ماه مبارک رمضان[2] ماه مهمانی معنوی و بندگی به درگاه خدایی است، کسانی از این فضیلت بیشترین بهره را می‌برند که این دعوت را لبیک گفته و با تکیه بر روحیه خود سازی قدم در مسیری می‌گذارند که رضایت الهی و خیر و برکت را بهره می‌گیرند.

انجام وظایف شرعی در ماه مبارک رمضان موجب تقویت جنبه روحانی و معنوی مؤمنانی است که خود را در برابر وسوسه‌های نفسانی و شیطانی ایمن می‌سازند و با باز بودن درگاه توبه در ماه مبارک رمضان برای بهبود اعمال و رفتار خود تلاش می‌کنند.

آمد رمضان و روزه داری کردیم

رودی ز دعا ، به سینه جاری کردیم

لب های عطش تبار خود را با شوق

با شبنم عشق ، آبیاری کردیم

رمضان ماه میهمانی خداوند است و قرآن کتاب هدایت بشریت در یکی از شب های قدرش نازل شده است. در این ماه درهای رحمت خداوند برای آمرزش گناهان انسانها باز است؛ روزه گرفتن در این ماه واجب و منظور از روزه گرفتن آن است که انسان برای اطاعت فرمان خدا، از اذان صبح تا مغرب، از چیزهایی که روزه را باطل می کند خودداری نماید؛ روزه مختص به یک آئین و شریعت خاص نبوده بلکه از قبل وجود داشته است؛ روزه از جهت فردی و اجتماعی دارای فوائد زیادی است از جمله: معنویات فرد را بالا می برد؛ اراده و ایمان فرد را تقویت می کند؛ صبرانسان را بالا می برد، بهداشت، سلامت جسمی، روحی و روانی فرد را تامین می کند، خودسازی فردی، ایجاد اخلاص در افراد و ... نقش به سزایی را ایفا می نماید.

روزه، برای اقتصاد جامعه مفید است و همچون سدی عظیم در مقابل اسراف ها و تبذیرهای انسانی در جامعه میباشد که مانع از شکاف و جدایی بین اقشار مختلف جامعه از لحاظ وضعیت اقتصادی گشته و یک مساوات و توازن خاص را در جامعه بین اقشار غنی و فقیر بر قرار می سازد؛ همچنین موجب می شود تا غنی ضمن اطلاع از وضعیت فقیر از او دستگیری نماید؛ روزه داری درس توحید و ولایت-پذیری را به افراد جامعه می آموزد.[3]

آمد رمضان و آسمان آبی شد

شب های زمین ، دوباره مهتابی شد

هستی ، به نماز عاشقی قامت بست

عالَم ، غزل خجسته ی نابی شد

ماه مبارك رمضان؛ بهاردعا، مناجات و انتظار

در هیچ ماهی به اندازه ماه مبارک رمضان دعا، مناجات، ذکر و نمازهای مستحبی وارد نشده است. هر روز آن،دعایی خاص وهرشبش نماز و ذکری ویژه خود دارد. اما رمضان، بهارانتظارنیزهست؛ چراکه دردعاها و مناجات های این ماه به همان اندازه که روح بندگی وتضرع به درگاه خداوند و طلب آمرزش و رستگاری از اوموج می زند؛ روح انتظار و امید فرارسیدن دولت کریمه اهل بیت، علیهم السلام، نیزجاری است. با بررسی اجمالی اعمال ماه مبارک رمضان روشن می شودکه علاوه برتضرع وبندگی درپیشگاه خالق هستی دو موضوع دیگرنیزدرمجموع این اعمال موردتوجه جدی قرارگرفته است؛که عبارتنداز:۱- نقش امام و حجت الهی درجهان هستی؛ ۲- انتظاروآمادگی برای ظهوردولت کریمه اهل بیت،علیهم السلام.

ماه مبارك رمضان؛ ماه استثنایی برای اوج گرفتن

دل که هوای پروازمی‌کند، دل که بی‌تاب ماندن می‌شود،چشم‌ها که بهانه باریدن می‌گیرند، زبان که زمزمه نیایش می‌جوید، دست‌ها که تشنه قنوت دعا می‌شوند، نسیم رحمت ربانی وزیدن می‌گیرد. ابرهای فاصله کنارمی‌روند.دل اوج می‌گیرد.روح آسمانی انسان سبزمی‌شودو«رمضان»طلوع می‌کند.درروزهای با طراوت رمضان، خورشید مهربان‌تر می‌تابد. ملائک الهی برای شنیدن مناجات بندگان به زمین می‌آیند. دل، هوای عرش می‌کند بی‌خود از خود. قلب می‌تپدنه برای زندگی، برای اوج گرفتن،کندن، کندن از زمین، پرواز، رهایی.

و «رمضان قطعه‌ای ازبهشت است درجهنم سوزان دنیای مادی.»یک ماه استثنایی، فرصتی طلایی برای ابرازشوق بندگی خالق یکتا. رمضان، «فصل شکفتن»است. موعد عروج. معراج تاخدا. پله‌های فاصله را طی کردن. الهی شدن و رنگ و بوی خدا گرفتن. رمضان«شهر الله» است، ماه ضیافت الهی.

قرآن، قلب ماه رمضان

ماه مبارك رمضان، ماه تولّد قرآن، ماه اُنس با قرآن، ماه بهار قرآن، و ماه شناخت و بهره‏برداري فكري و عملي از قرآن فرا مي‏رسد. ماهي كه درشب قدرآن، قلب پيامبر اكرم(ص) همه قرآن را از امين وحي، فرا گرفت و قرآن از لوح محفوظ بر قلب وسيع و نوراني بزرگ‏ترين پيامبران منعكس شد، ماهي كه همه ما با روزه گرفتن و عبادت و مناجات و دعا، با زمينه‏سازي وآمادگي معنوي به استقبال دريافت قرآن مي‏رويم، ومي‏خواهيم درپرتوآثارپربركت روزه خالص، و عبادت‏ها و دعاهاي همراه آن، رابطه خود را با قرآن نزديك تر كنيم، و تصميم بگيريم كه خط رابط ما با قرآن همواره استوارتر و محكم‏ترگردد. قرآن، روح ماه رمضان است كه دركالبد آن دميده شده، وارزش و عظمت آن را چند برابركرده است. قرآن، قلب ماه رمضان است،كه بدون اين قلب وضربان آن، جوهره حقيقت در رگ‏هاي حيات معنوي روزه داران به جريان نمي‏افتد، قرآن بهاردل‏ها، وماه رمضان، بهارقرآن است.[4]

رمضان«ماه قرآن»است. ماه بهارقرآن ونزول آن. «انا انزلناه فی لیله القدر». سی روزبهانه‌ای است برای هرروزحداقل یک جزءخواندن قرآن.کلمات الهی را با حنجره پاک خواندن و به گوش جان شنیدن و به کار بستن. سخن خدا شنیدن و با اوسخن گفتن. رمضان ماه «دعا و نیایش»است. رمضان ماه «بندگی» است و خودسازی؛ تقویت روح و جسم. پاکسازی جان، تصفیه باطن، تطهیرقلب، تمرین اطاعت،تقویت اراده،تجربه عبودیت و غلبه برشهوت‌ها.

ماه مبارك رمضان ماه «امساک»

رمضان ماه«امساک» است؛امساک«شکم»ازخوردن وآشامیدن. امساک «چشم» از نگاه‌های حرام و شهوت‌بار. امساک «زبان»ازدروغ، غیبت،تهمت،ناسزا، لغویات و امساک«گوش»ازشنیدن نارواها و حرام‌ها.امساک«دست وپا»ازتعدی وتجاوزبه حقوق دیگران. باید دست دیگران را گرفتن، به یاری آنها برخاستن وقدم به راه خیر نهادن. وامساک «قلب وذهن» ازپرداختن به غیرمحبوب،خالص شدن. و رمضان «فرصتی است استثنایی»:برای «دل»که درچشمه زلال طاعت وبندگی شست‌وشو یابد. برای «قلب»که با یاد حضرت دوست صفا گیرد.برای«نفس»که با کمند«تقوا»مهارشود. برای«بدن»که با امساک و پرهیزکاری ورزیده شود. برای«فکر»که به غیراو نپردازد. و برای«همه بندگان» که ازاین فرصت بی‌نظیر بهترین استفاده‌ها راببرند.

ماه مبارك رمضان؛ ماه محاسبه

آیت اللّه جوادی آملی، به نقل ازسید بن طاووس،دانشمند بزرگ اسلامی،درباره بزرگ داشت ماه مبارک رمضان فرموده اند:«عده ای اول سالشان فروردین است که تلاش می کنند لباس نودربر کنند،مثل درخت ها که اول سالشان فروردین است ولباس های نووتازه به تن می کنند.اول سال یک کشاورز،اول پاییزاست که درآمد مزرعه را حساب می کند. تاجری که کارگاه تولیدی دارد،اول سال را درفرصت دیگری تعیین می کند، ولی آن ها که اهل سیرو سلوک اند،اول سالشان ماه مبارک رمضان است.آن ها به حساب رسی خود می پردازند که ماه رمضان گذشته،چه درجه ای ازمعنویت داشته و امسال چه درجه ای دارند؟ ماه مبارک رمضان،برای سالکان کوی دوست،ماه محاسبه است». [5]

ماه مبارك رمضان، ماه بلوغ انسان

رمضان، صفحه لاهوتی ملاقات است؛ صفحه ای که دردفترزندگی بندگان، سالی، یک ماه گشوده می ماند. صفحه ای که در متن آن، عطش بندگی حاکمیت دارد و اوج پادشاهی را ساجدانه ترین استغاثه می داند. رمضان، ماه بلوغ انسان درپیکره معرفت است و معرفت، همان کلید مقدسی است که ورود به حریم رمضان را اذن می دهد. دری را گشوده اند به وسعت دامنه اجابت! سفره ای را گسترده اند به بی کرانگی یک دعوت عاشقانه. سلامی را منتظر نشسته اند به نیازمندی یک بنده؛ یک عبد ضعیف؛ یک عاشقِ مسکین؛ یک من و یک توِ محتاج! رخصت داده اند به نجیبانه ترین نگاه معصومی که پناهی جز این آستان غنی نیافته است![6]

آنان که صاحب تأمل وتدبرند،به‌خوبی می‌دانندکه رمضان،فرصت به دست آوردن آرزوها ونیل به همة آمال است،حتی آرزوها وامیال دنیایی!درفواید روزه بنگرید؛می‌بینید که حتی جسم آدمی ازبرکت روزه‌داری به عافیت وسلامت می‌رسد،چه برسد به روح که بهترین فرصت پروازورسیدن اوست به قله‌های بلندمرتبة معنویت...

آنان که اهل طاعتند ـ چه زاهدانه وکاسب‌کارانه، ‌وچه عاشقانه ـ روزها وشب‌های رمضان راقدر می‌دانند و... وچه سود و برکتی بالاترازاین که به سودای بهشت یا وصال دوست،اهل تسبیح وعبادت شوی وخوابت، عبادت، نفس‌هایت،‌تسبیح، و هرترنم ذکرت ثوابی مضاعف باشد؟

رمضان، بازدارندة جوان ازگناه است وصوم» فرصت اجتناب ازگناه واندیشة زدودن آن ازدل رافراهم می‌سازد. تمرین خویشتن‌داری وخودداری ازمیل به خواسته‌های دنیایی(حتی مشروع آن ـ این توان را به آدمی می‌بخشد که ازسهم جسم،اندکی بکاهد و به روح بیشتر بپردازد، حاصل این مبارزه و جهاد با نفس، تقویت اراده و رهایی ازسلطة هوس‌ها وخواهش‌های دنیایی است. نتیجة دیگراین ممارست وتمرین معنوی، صفا وپاکی دل است. آن‌جا که حرف دل پیش می‌اید،کلمات دل‌انگیز می‌شود،دل می‌برد وبه جان طراوتی دیگرمی‌بخشد...

نوجوان و جوانی که لوح وجودش سپید و دوراز تاریکی‌ها و سیاهی‌های دنیایی است، ممکن است جاذبة زرق و برق‌های زندگی رنگارنگ وپوشالی امروز،چشمانش راخیره کرده و او را در میان وسوسه‌ها و انگیزه‌های نفسانی، سردرگم وحیران نگه داشته باشد،این روزها می‌تواند عزم را جزم کرده،تصمیم جانانه‌ای برای رهایی همیشگی‌اش ازاین قید و بندها بگیرد وسپری ازمصونیت،آرامش ورستگاری در برابرآتش شهوت ووسوسه‌های شیطانی برای خود تدارک ببیند.

دراین حال است که آیینة جانش آماده می‌شود تا پرتوی ازانوارالهی را بنمایاند وسینه‌اش سینای تجلی محبت دوست گردد.

رمضان فرصت فراهمی است برای هم‌نشینی بادوست وهمزبانی با او؛که آرزوی دیرینه عاشقان است:

هم‌نفس بادوست بودن یک نفس آرزوی عاشقان این است وبس

رسول گرامی اسلام،‌به همة ما این مژده راداده است که "دعائکم فیه مستجاب". وقتی که دوست، قول پاسخ دادن به خواسته‌های معنوی وهم‌زبانی با ما را داده، چگونه می‌توان ازاین فرصت چشم پوشید و این لحظه‌های سرشارازرستگاری را ازدست داد؟

در ماه مبارك رمضان،می‌توان با تدبروتأمل، ‌عالمی دیگرساخت وازخود،آدمی دیگر؛ هرچند شاعر شیرین سخن، حافظ شیرازی فرموده است:

آدمی درعالم خاکی نمی‌آید به دست عالمی دیگربباید ساخت و زنوآدمی!

جان کلام

بدیهی است فضائل و ثواب هایی که برای ماه مبارک رمضان و روزه داری ذکر شده و به برخی از آن ها اشاره شد، از آنِ کسانی است که حقیقت آن را درک کنند و به محتوای آن عمل و در گفتار و کردار به کار گیرند و به آن ها جامه عمل بپوشانند. چنان در روایات اسلامی برای روزه داری آدابی ذکر شده و کسانی که صرفاً تلاوت قرآن می کنند، ولی به آیات و احکام آن عمل نمی کنند و یا آن که از روزه داری تنها رنج گرسنگی و تشنگی را می کشند و بوسیله گناه، تأثیر روزه را از بین می برند و ماه مبارک رمضان و فضای معنوی آن تأثیری بر اشخاصی بر جای نمی گذارد، مورد نکوهش قرار گرفته اند.

چنان که پیامبر اکرم(ص) به زنی که با زبان روزه کنیز خود را دشنام می داد فرمود: چگونه روزه داری و حال آن که کنیزت را دشنام می دهی؟! روزه فقط خودداری از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه خداوند آن را علاوه بر این دو، مانع کارها و سخنان زشت که روزه را بی اثر می کنند قرار داده است، چه اندکند روزه داران و چه بسیارند کسانی که گرسنگی می کشند.»[7]

حضرت امام سجاد(ع) در دعای حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض می کند: به وسیله روزه این ماه یاریمان ده تا اندام های خود را از معاصی تو نگه داریم و آن ها را به کارهایی گیریم که خشنودی تو را فراهم آورد، تا با گوش هایمان سخنان بیهوده نشنویم و با چشمانمان به لهو و لعب نشتابیم و تا دستمانمان را به سوی حرام نگشاییم و با پاهایمان به سوی آن چه منع شده ره نسپاریم و تا شکمهایمان جز آن چه را تو حلال کرده ای درخودجای ندهد و زبان هایمان جزبه آن چه توخبرداده ای وبیان فرموده ای گویانشود... .»[8]

بنابراین، در ماه مبارک باید تمام اعضا و جوارح را از حرام دور نگه داشت و با اخلاص، توکل و توسل از اهل بیت(ع) و عمل به دستورها و احکام قرآن کریم و دوری از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعی، عبادت، شب زنده داری، درک فضیلت شب قدر و... فضیلت ماه مبارک رمضان را درک کرد و از آن در راستای رسیدن به کمال حرکت کرد و باید در این ماه به گونه ای خودسازی کرد که با اتمام ماه مبارک تأثیر و فواید آن در روح و جان افراد باقی باشد و اثر آن تا ماه رمضان سال بعد ماندگار باشد.[9]

عزیزان روزه دار؛ با فرا رسیدن ماه رمضان، ماهی که قلب‌ها را با نور ایمان روشن می‌کند و روح‌ها را با عطر معنویت سرشار، احساس می‌کنم که فرصتی بی‌نظیر پیش روی ما قرار دارد تا در کنار هم، سفری را آغاز کنیم به سوی خودشناسی و خداشناسی. بیاییم در این ماه پربرکت، دست به دست هم دهیم و با قدم‌هایی استوار در مسیری قدم بگذاریم که هر گامش، ما را یک قدم به خالق مهربانمان نزدیک‌تر می‌کند. امیدوارم این ماه برای ما سرآغازی باشد برای دستیابی به معنویتی عمیق‌تر و شادی‌هایی که از دل ایمان سرچشمه می‌گیرند.

در این ماه مهمانی خدا، برایتان روزهایی پر از برکت و شب‌هایی آکنده از نورانیت آرزومندم و این ماه مبارک رمضان 1445ه. ق(1402شمسی) را به روزه داران کوی حضرت عشق تبریک و تهنیت می گویم. التماس دعا

سه شنبه: 22 / 12 / 1402- 1 رمضان 1445- 12 مارس 2024


[1] - سوره يس / 60 و 61.

[2] - «رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانیدن مى‏باشد. چون در این ماه گناهان انسان بخشیده مى‏شود، به این ماه مبارک رمضان گفته‏اند. پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «انما سمى الرمضان لانه یرمض الذنوب؛ ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را مى‏سوزاند.» رمضان نام یکى از ماه‏هاى قمرى و تنها ماه قمرى است که نامش در قرآن آمده است و یکى از چهار ماهى است که خداوند متعال جنگ را در آن حرام کرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.) در این ماه کتاب‏هاى آسمانى قرآن‏کریم، انجیل، تورات، صحف و زبور نازل شده است. این ماه در روایات اسلامى ماه خدا و میهمانى امت پیامبر اکرم(ص) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در این ماه در نهایت کرامت و مهربانى پذیرایى مى‏کند؛

[3] - نگار رشیدی؛ فاطمه و محمد کریم پزشکپور. ماه مبارک رمضان از منظر دین مبین اسلام. کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی، 1393.

[4] - امام باقر(ع) فرمود: «لِكُلِّ شي‏ءٍ رَبيعٌ و رَبيعُ القُرآنِ شَهرُ رَمَضان: براي هرچيز بهاري است، وبهارقرآن ماه رمضان است.» (علامه مجلسي، بحارالانوار، ج96، ص386) و اميرمؤمنان علي(ع) در شأن قرآن فرمود: «وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ فَاِنَّهُ رَبيعُ الْقُلوبِ؛ در قرآن بينديشيد كه بهار قلب‏هاست.»(سيّد رضي، نهج البلاغه، خطبه110 ) و نيز بايد توجّه داشت كه مطابق فرموده امام صادق(ع):«وَ قَلْبُ شَهْرِرَمَضان لَيْلَةُ الْقَدْرِ:شب قدر،قلب ماه رمضان است.»(علامه مجلسي، بحارالانوار، ج96، ص386)

[5] - اخوی؛ ابراهیم. هلال رهایی،گلبرگ ،آبان 1382، شماره 44.

[6] -زارع؛ محبوبه. رخصت بندگی، اشارات، شهریور1386، شماره 100 .

[7] - الکافی، همان، ج 4، ص 87.

[8] - الصحیفة السجادیة، امام سجاد(ع) ص 186، دفتر نشر الهادی، قم.

[9] - فضیلت ماه مبارک رمضان. مجله پاسدار اسلام: آبان 1383، شماره 275.



ارسال توسط افشار

محورهاي مبانی وحدت دراسلام

اسدالله افشار

دریک جامعه بابودن گروه های سیاسی،اقلیت های مذهبی و افراد مختلف نیاز به عوامل و حلقه های اتصالی است که همه اعضای یک جامعه را مانند دانه های تسبیح با هم پیوند دهند؛ ازاین رو دانشمندان برای ایجاد همبستگی در یک جامعه عواملی را مانند زبان، ملیت، جغرافیا... مطرح کرده اند؛ ولی در اسلام گر چه این عناصر نادیده گرفته نشده است، ولی این عوامل عناصراصلی وحدت نیستند، به دلیل این که این عوامل ظاهری و صوری هستند. شاهدش همانا جنگ های داخلی وقومی در یک جامعه است. به قول مولوی:

پس زبان محرمی خوددیگراست همدلی ازهمزبانی بهتراست

در قرآن نیزآمده است: «ای رسول من! تو اگر بخواهی همه ذخایر زمینی را توزیع کنی تا مردم را متحد کنی، نمی توانی وآن خداست که بین قلب ها الفت ایجاد می کند.»[1]

منظور از وحدت مسلمانان این است که همه مسلمانان با وجود دیدگاه ها و سلیقه های متفاوت، در برابر دشمنان مشترک هماهنگ و منسجم عمل کنند. وحدت به معنای کنار گذاشتن مذاهب و آرای آن و ایجاد مذهب جدید نیست و از دیدگاه قرآن، ضرورت و اهمیت اتحاد، از اساسی ترین مسائل اجتماعی و دینی مسلمانان است.

در اهمیت و ضرورت اتحاد و همدلی در میان مسلمانان از دیدگاه قرآن، هیچ تردیدی وجود ندارد و قاطعانه می توان گفت که یکی از مسائل اجتماعی، که قرآن بیش از هرچیز دیگر بر آن تأکید دارد، وحدت میان پیروان آن است. قرآن این مهم را در قالب آیات متعدد و شکل های گوناگون، مورد توجه ویژه قرار داده است و نه تنها همسویی و همرنگی مسلمانان را برای نیل به اهداف بلند اسلام دانسته، که آن را یکی از اساسی ترین و اصلی ترین آرمان های خود برشمرده است.

عوامل ایجاد وحدت

از آيه مذكوراستفاده می شودکه برای ایجاد وحدت نیازبه عوامل دیگری است که درخود قرآن وروایات بدان اشاره شده است که این عوامل عبارتند از:

1. اسلام و ایمان

در منابع اسلامی مسلمان به کسی گفته می‌شود که به وحدانیت خدا، رسالت پیامبر (ص)و معاد ایمان داشته باشد و آن را به زبان آورد. چنین کسی در دایره اسلام داخل شده است و جان، مال و آبروی او محترم و حفظ آنها بر همه واجب است. روایات فراوان در مورد این مطلب در منابع فریقین وارد شده‌اند که برخی از آن را متذکر می‌شویم:

ازرسول‌خدا(ص) نقل شده است: «من قال لا‌اله الاّ الله وکفر بما یعبدون من دون الله حرم ماله ودمه وحسابه علی الله: هر کس«لا اله الاّ الله» بگوید و عبادت غیرخدا را انکار کند، جان و مال او محترم است و حساب او با خداوند است.»[2]

عمربن خطاب نقل می‌کند، ما خدمت رسول‌خدا(ص) بودیم. شخصی آمد و از آن حضرت پرسید: ای محمد(ص)! ایمان چیست؟ فرمود:«ان تؤمن بالله وملائکته وکتبه و رسله و الیوم الاخر... و قال: فما الاسلام؟قال: شهادة ان لا‌اله الاّ الله وانّ محمداً عبده ورسوله واقامه الصلاه وایتاء الزکاه وحجّ البیت وصوم رمضان...: ایمان یعنی ایمان آوردن به خدا، فرشتگان، کتاب های خدا و رسولانش و روز رستاخیز. گفت: اسلام چیست؟ فرمود: اسلام یعنی از اقرار و شهادت «لا اله الاّ الله ومحمداً عبده و رسوله»، اقامه نماز، دادن زکات، انجام حج و روزه ماه مبارک رمضان.»[3]

2. قرآن

یکی ازاساسی‌ترین مبانی و محورهای انسجام اسلامی قرآن کریم است. همه مسلمانان با اختلاف فرق و مکاتب گوناگون براین باورندکه قرآن مجید وحی الهی است ودرآن هیچ‌گونه تحریفی صورت نگرفته است.همچنین احکام و دستورهای قرآن را بدون هیچ‌گونه تردیدی واجب‌الاتباع و منکرآن را از زمره اسلام خارج می‌دانند. قرآن مجید وسیله محکمی است که چنگ زدن به آن، باعث سعادت دنیوی و اخروی بشراست. خداوند قرآن را به ریسمان خود تعبیرکرده است: «واعتصموابحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا».[4]

3.پیامبرا سلام(ص)

یکی از محورهای وحدت امت اسلامی، وجود مقدس پیامبراسلام (ص) است. نقش پیامبردرایجاد وحدت ازاین جهت قابل بررسی است:

نخست آن که او فرستاده خداوند بوده وتا قیامت پیامبرهمه مردم است.[5] ازاین جهت اوبه عنوان پیامبرواحد، مورد قبول همگان است.درصدر اسلام مسلمانان مانند پروانه دورشمع وجودی آن حضرت می چرخیدند ووجودپیامبر(ص) مسلمانان رامانند دانه های تسبیح به هم پیوند می داد.مسلمانان صدراسلام آن چنان پیامبررادوست می داشتند که درجنگ ها برای حفظ جان پیامبرازیک دیگر سبقت می گرفتند.دشمنان اسلام از وجود پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان مهره اتحاد و عامل همبستگی مسلمانان وحشت داشتند؛ از این رو در جنگ احد برای این که اختلاف ایجاد کنند، شایعه کردند که پیامبر(ص)کشته شده است.درعصرحاضرنیزاهانت سلمان رشدی به ساحت مقدس پیامبر اسلام (ص)، نشان داد که مسلمانان نمی توانند اهانت به او را تحمل کنند. اقبال لاهوری گفته است:

دل به محبوب حجازی بسته ایم زین جهت با یکدیگرپیوسته ایم

عشق اوسرمایه جمعیت است همچون خون اندرعروق ملت است

عشق در جان و نسب در پیکر است رشته عشق ازنسب محکم تراست

عشق ورزی،ازنسب باید گذشت هم زایران وعرب باید گذشت

امت اومثل اونورحق است هستی ما ازوجودش مشتق است

دوم آن که پیامبر اسلام (ص) علاوه برآن که رسول خدا است، رهبرجهان اسلام نیز می باشد. بی تردید رهبرنقش بنیادی در وحدت دارد.

مرحوم طبرسی درذیل آیه:«واعتصموابحبل اللّه جمعیاً ولا تفرقوا»می نویسد:مقصوداز«حبل اللّه»پیامبر اسلام است.[6]

امام علی (ع) در هنگام درگیری با اهل شام، از اختلافات بین مسلمانان اظهار گرانی نموده و از پیامبر واحد و خداوند واحد به عنوان محورهای همگرایی یاد نموده است:« وکان بدء امرنا أناالتقینا والقوم من اهل الشام و الظاهران ربنا واحد و نبیّنا واحد و دعوتنا فی الاسلام واحد»؛ جریان کارمان با درگیری با گروهی از اهل شام آغاز شد، در حالی که به ظاهرپروردگارمان، پیامبرمان و دعوت اسلامیمان یکی بود.

همچنین آن حضرت فرمود:«اما همین که حضرت پیامبراسلام (ص ) درگذشت، مسلمانان به کشمکش پرداختند.»

ازجملات امام علی (ع)این نکته استفاده می شود که مسلمانان با داشتن محورهای اتحاد مانند وجود پیامبرودین واحد نباید اختلاف داشته باشند.ازسوی دیگرمسلمانان بعد ازرحلت پیامبر(ص) اختلاف پیدا کردند و در زمان حیات او مسلمانان متحد بودند.

4. مصالح عمومی

یکی ازعوامل مهم ایجاد وحدت، مصالح عمومی است. درجامعه ای که اقلیت های مذهبی،جناح های سیاسی و... وجود دارند، حق فردی وگروهی نیزوجود دارند که ممکن است این حقوق درتعارض قرار گرفته،تنش ایجاد کنند.برای جلوگیری ازاختلافات نیازبه محوراتحاد است که حلقه اتصال همه افراد و گروه ها می باشد.برهمین اساس است که هرگاه مصالح عمومی یک جامعه درمعرض تهدید قرارگیرد، مصالح فردی و گروهی نادیده گرفته می شود وهمه افراد متحد شده ازآن دفاع می کنند.

در جامعه اسلامی نیز جناح های سیاسی و افرادی باسلیقه های مختلف وجود دارند که گاهی تعارض در رعایت حقوق آن ها به وجود آمده و تضارب افکار زمینه برخی از اختلافات را به وجود می آورد. برای ایجاد وحدت نیاز به محور وحدت است که همانا «مصالح عمومی» است. امام علی علیه السلام علی رغم آن که ولایت را حق مسلم خود دانسته[7] وبارها ازآن دفاع کرده است، ولی دربرابرخلفای سه گانه قیام نکرده، 25 سال سکوت کرد. سکوت امام این پرسش رانیزبه وجود می آورد که چه عامل یا عواملی سبب شدند که آن حضرت قیام نکرده وحتی با خلفا بیعت نموده وبا آنان همکاری کند؟[8]

واقعیت این است که سکوت امام و همکاری او با خلفا در راستای مصالح عمومی صورت گرفت. اوضاع سیاسی و اجتماعی... صدر اسلام نشان می دهد که بعد از رحلت پیامبر (ص)،اسلام و مسلمانان دچار مشکلات و بحران های خطرساز فراوان شده که هر کدام آن ها برای اسلام و مسلمانان خطرات جدی بودند. ظهور پیامبران دروغین، ارتداد و اختلافات شدید بین مسلمانان را می توان ازجمله آن ها ذکرکرد.[9]

ابن هشام می نویسد: «چون پیامبر وفات نمود، بلا و مصیبت برمسلمانان بزرگ شد، یهودیان سربرافراشته و مسیحیان خوشحالی کردند. اهل نفاق ازدین برگشته واعراب می خواستند مرتد شوند. اهل مکه می خواستند مجدداً بت پرستی کرده ودین پیامبررا منسوخ نمایند.»[10]

در جایی که دین درخطر است ودشمنان مصالح عمومی مسلمانان را به خطر انداخته وهرگونه اختلاف ضربه بر پیکر امت اسلامی است، باید همه افراد جامعه متحد شوند.

امام علی علیه السلام که خود یکی از سنگربانان دین و طلایه داران وحدت است، در چنین فضایی یکی ازعلل سکوت خود را رعایت مصالح عمومی و حفظ وحدت اسلامی بیان کرد: « و ایم اللّه لولا مخافه الفرقه بین المسلمین و ان یعود الکفرو یبورالدین لکنا غیرما کنا لهم علیه: به خدا سوگند! اگر ترس وقوع تفرقه میان مسلمانان و بازگشت کفر و تباهی دین نبود، رفتار ما با آن ها طور دیگری بود.» [11]

همچنین آن حضرت درجواب ابوسفیان بعد ازتشکیل سقیفه - که به عنوان حمایت ازعلی (ع) می خواست فتنه به پا کند- همگان را به وحدت فراخواند: «ایهاالناس شقوا امواج الفتن بسفن النجاه و عرّجوا عن طریق المنافره وضعوا تیجان المفاخره:اي مردم امواج کوه پیکرفتنه هاراباکشتی های نجات(علم،ایمان واتحاد) درهم شکنید؛ ازراه اختلاف وپراکندگی کنارآیید، تاج تفاخروبرتری جویی ازسربنهید.»[12]

5 . ارزشها

هرجامعه ای وارث سنت واصول پذیرفته ای شده است که مردم آن جامعه به آن ها علاقمند بوده و حفظ آن اصول،عامل وحدت است.جامعه اسلامی نیزسنّتها واصولی دارد که می توان ازآن ها به عنوان ارزش های اسلامی یاد کرد. هویت و استقلال جامعه اسلامی بستگی به پاسداری آن ها داشته وحفظ آن ها یکی از مؤلفه های وحدت اسلامی است که هرگاه دشمنان آن ارزشها را تهدید کردند، باهم متحد شده و از آن ها پاسداری و دفاع کنند.

امام علی (ع) به مالک اشتردستورمی دهد که سنت های دیگرایجاد نکرده، پاسدارارزش های اسلامی باشند، که آن ارزش ها سبب وحدت اسلامی است:«هیچ سنّت شایسته ای را مشکن که معیارعمل بزرگان این امت بوده است و همبستگی و کار ملت بر محورش سامان می یافته است وهیچ راه و رسم جدیدی ایجاد مکن که به سنّتی ازاین سنّت ها آسیب برساند.»[13]

6 .حقانیت

یکی ازعوامل مهم ایجاد وحدت،حقانیت است.اگرافراد جامعه ای براین باورباشندکه آنان برحق هستند،بایدبا بهره گیری ازاین عنصر در برابردشمنان باطل گرا همداستان ومتحد شوند.امام علی (ع) نیز ازحقانیت به عنوان محورهمبستگی یاد نمود؛ چنان چه آن حضرت درپی جنایات سپاهیان معاویه درشهر انبار،سپاهیان خودرا به خاطرسستی درجهاد، نکوهش نموده وفرمود:«واللّه یمیت القلب ویجلب الهم اجتماع هولاء القوم علی باطلهم وتفرقکم عن حقکم:به خدا سوگند!که چنین وضعی قلب رامی میراند و ازهرسو غم واندوه برمی انگیزدکه این قوم برباطل خویش متحد وهمداستان اند وشما برمحورحقتان پراکنده اید؛یعنی شما که برحق هستید، باید متحد باشید.»[14]

پیام این جملات حضرت آن است که همه حق گویان جهان با محوریت حق، دربرابرهمه باطل گران با محوریت باطل همداستان شوند.

7. حکومت و رهبری

حکومت و رهبری آن مؤثرترین عامل همسویی و همگرایی است. دراین جا این پرسش قابل طرح است که اصولاً چگونه حکومت عامل وحدت است؟ در جواب باید گفت: حکومت نقش بنیادی دربرقراری امنیت، نظم و اجرای قوانین دارد. ازاین رو همه جوامع خالی از حکومت نبوده و همگان برضرورت آن اتفاق دارند. برهمین اساس هرگاه حکومت مورد قبول آنان تهدید شود،ازآن دفاع نموده وهمه مردم متحد می شوند. در جامعه اسلامی بویژه درفرهنگ شیعی،حکومت جایگاه الهی داشته وامامت ادامه رسالت می باشد. ازاین روحفظ نظام ازاهمّ واجبات بوده و رهبر محوروقطب حکومت می باشد؛ چنان چه امام علی (ع) ازخود به عنوان محور جامعه وازامامت به عنوان نظم دهنده امت اسلامی یاد کرده است:

«واقعیت جزاین نیست که من قطب آسیابم، و چرخ های کشورباید برمحورم هماره بچرخد و من در جای خویش ثابت بمانم.اگر لحظه ای من جایگاهم را رهاکنم، مدارش سرگردان می شود وسنگ زیرین آن به لرزش می گراید...»[15]

امام خمینی قدس سره حکومت را به عنوان عامل وحدت بیان کرد: «تشکیل حکومت برای حفظ نظام و وحدت مسلمین است، چنانکه حضرت زهرا علیهاالسلام در خطبه ای فرمود:امامت برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمین به اتحاد است.»[16]

بی تردید حکومت الهی ورهبری آن ریسمانی است که همه مهره ها رادرنظام اسلامی به هم پیوند می دهد. چنان چه امام علی (ع)فرمود: «موقعیت زمامدار، همچون ریسمانی است که مهره ها را در نظام می کشد و آن ها را جمع کرده و ارتباط می بخشد. اگرریسمانی ازهم بگسلد، مهره ها پراکنده می شوند و هرکدام به جایی فروخواهد افتاد،پس هرگزنتوان همه راجمع آوری نمود وازنو نظام بخشید.»[17]

وحدت امت اسلامی، یکی‌ از مهم‌ترین‌ ضرورت‌های‌ تاریخی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ مسلمانان‌

وحدت امت اسلامی، یکی‌ از مهم‌ترین‌ ضرورت‌های‌ تاریخی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ مسلمانان‌ و از مهم‌ترین‌ عوامل‌ عزت‌ و پیروزی‌ آنها در همه صحنه‌هاست‌. در مقابل‌، اختلاف و تفرقه جز ذلت‌ و پراکندگی‌ ، به‌ هدر رفتن‌ نیروهای‌ فکری‌ و سرمایه‌های‌ انسانی‌ امت‌ اسلامی‌ و سلطه دشمنان ثمری‌ نخواهد داشت‌.

شکی‌ نیست‌ که‌ وحدت‌، هم‌ به‌ حکم‌ عقل‌ و هم‌ به‌ حکم‌ قطعی‌ شرع‌، ضرورت‌ دارد. مسلمانان هرگز نباید این‌ نکته‌ را فراموش نمایندکه‌ یکی‌ ازاقدامات‌ اساسی‌ پیامبر اکرم(ص)، ایجاد وحدت‌ والفت‌ واخوت‌ بین‌ مسلمانان‌ بوده‌ است‌. همچنان که خداوند در آیه 103 آل عمران خطاب به مسلمانان می فرمایند: "...و نعمت خدا را برخود یاد کنید که چگونه دشمنان یکدیگر بودید، پس او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد تا به لطف او برادران هم شدید..."

امروزه از مهم‌ترین معضلات جهان اسلام، اختلاف میان مذاهب و جوامع اسلامی است که از یک سو موجب عقب ماندگی کشورهای مسلمان و از سوی دیگر عامل نفوذ و تسلط بیگانگان بر سرنوشت آنان شده است. اشغال کشورهای اسلامی مانند فلسطین و... به وسیله دشمنان و اختلافات قومی در بسیاری از کشورهای اسلامی، در اثر غفلت مسلمین جهان از اصل وحدت است. مذاهب اسلامی جدا از همه اختلافات نظری که در جزئیات دینی خود دارند، در ارکان دینی خود چون خدا، قرآن، رسول (ص) و بسیاری از مناسک دینی یکی هستند.

منظور ما از وحدت ، هماهنگی و یک نواختی و هم صدایی است، تا برادران دینی در مقابل هم قرار نگیرند و لوله های تفنگ دشمن به دوست منصرف نشود. حرف ما به عنوان پیام وحدت این است که مسلمانان بیایند با هم متحد بشوند و با یک دیگر دشمنی نکنند و محور هم، کتاب خدا و سنت نبی اکرم (ص) و شریعت اسلامی باشد. این حرفی است که هر عاقل بی غرض و منصفی آن را قبول خواهد کرد.

هم گرایی مسلمانان یکی از دغدغه های فکری اندیشمندان مسلمان در چند قرن اخیر بوده است. و در میان گونه های هم گرایی، هم سونگری اعتقادی با توجه به مبانی مشترک ، از اساسی ترین راهکار ایجاد وحدت اسلامی است.

بنابراین‌ اتحاد و انسجام‌ امت‌ اسلامی‌ یک‌ ضرورت‌ و دستور قرآنی‌ و تفرقه‌ یک‌ عمل‌ زیان بار شیطانی از نظر دین‌ و عقل‌ است‌. خداوند در سوره انفال آیه 46 نتیجه تفرقه را چنین توصیف می کند:"... و نزاع و کشمکش مکنید تا سست نشوید و قدرت (وشوکت) شما ازمیان نرود...".

قرآن کریم به عنوان یک قانون کلی و عمومی درآیه 10 سوره حجرات مومنان را برادر یکدیگر می خواند. براساس این اصل مهم اسلامی، مسلمانان از هر نژاد و قبیله و ملت، با یکدیگر احساس عمیق برادری می کنند.

بنابر این، قرآن کریم به عنوان کتاب آسمانی مشترک مسلمانان که همواره آنان را به انسجام و همدلی دعوت می کند، خود محور مهمی برای تحقق وحدت اسلامی است.

ایجاد اتحاد و اخوت میان ملت ها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان، از اهداف و آرمان های اصیل اسلام است که ریشه در قرآن و سنت و آرای اندیشمندان مذاهب اسلامی دارد. برای عملی شدن این هدف و شکل گیری امت واحده اسلامی که در جهت اعتلا و عزت و عظمت و اقتدار جهان اسلام است، وحدت بر محور اصول دین و مشترکات اعتقادی و دامن نزدن به مسائل اختلافی در این عرصه از ضروریات است. خداوند متعال، وحدت بر محوری رهبری خدا و رسول و جانشینان آن حضرت را عامل حفظ همبستگی و اتحاد مردم معرفی می کند و این محوریت، می تواند برکات و آثار فراوانی را به ارمغان آورد. بنابراین، تنها در جامعه ای که گل همیشه بهارِ «وحدت کلمه» می روید، می توان بوی خوش شکوفایی و نوآوری را به مشام جان شنید و به استوارسازی ارزش های اخلاقی و انسانی و گسترش عدالت و معنویت امیدوار بود و بارش رحمت الهی و وزش نسیم اصلاح و سازندگی حقیقی را نظاره گر شد.

باشد که امت مسلمان در این شرایط خاص جهانی و منطقه ای اتحاد و وحدت خویش را بیش از پیش تقویت نمایند.

جان کلام این که؛ وحدت اسلامی برای آن که پایدار و ماندگار شود ناگزیر باید بر مبانی استواری بنیان شود. ایمان به «خدای واحد، پیامبر اسلام-ص-، کتاب و قبله ی واحد» از مهم ترین مبانی معرفتی اعتقادی و «محبت اهل بیت-ع- و پایداری در برابر دشمن مشترک» از برجسته ترین مبانی ارزشی همبستگی مسلمانان است. مسلمانان اتفاق عقیده دارند که قرآن موجود در دست همه پیروان مذاهب اسلامی، وحی خداست، عمل به آن واجب و منکر آن کافر است. قرآنی که صریحا اتحاد و برادری مسلمانان را لازم، و تفرقه و دشمنی میان آنها را نهی نموده است. پس از آنکه قرآن، ملاک تشخیص حق و باطل قرار گرفت، دیگر هیچ عذری برای دشمنی با یکدیگر از مسلمانان پذیرفته نیست. زیرا قرآن جامع بسیاری از اصول و فروع دینی است و امت اسلامی را حول محور باورهای مشترک توحید، نبوت و یک قبله، گرد هم جمع می کند.

همه مسلمانان، حضرت محمد -ص- را به‌عنوان الگو و سنت ایشان را معیار عمل خود قرار می دهند. این باور، نقش عمیقی در تحقق و تقویت تقریب مذاهب دارد. از این رو یکی از مبانی وحدت، باور به وجود نبی اکرم-ص- است.

امروزه مسئله تفرقه شیعه و سنی، علاوه بر اینکه دست آویز غرب جهت مقابله با جوامع اسلامی است، عامل سلب قدرت مسلمانان در جهت رویارویی با دشمنان اسلام نیز محسوب می شود. از این رو مسلمانان بر مبنای دشمن مشترک، بایستی با تحقق وحدت صفی واحد تشکیل دهند تا از نفوذ بیگانگان در امان باشند.

این بحث ادامه دارد....

یکشنبه: 20 / 12 / 1402- 29 شعبان 1445- 10 مارس 2024

منابع

۱. ابن ابی شیبه، عبدالله بن محمد(۱۴۰۹)، المصنف فی الاحادیث و الآثار، (تحقیق: سعید محمد اللحام)، بیروت: دارالفکر.

۲. ابن اثیر(۱۴۰۳)، جامع الاصول، بیروت: دار صادر.

۳. قرطبی، محمد(۱۴۲۰)، الجامع لاحکام القرآن، بیروت: دارالکتب العلمیه.

۴. ابن حنبل، احمد(۱۴۳۰)، فضائل الصحابه، (چاپ چهارم)، عربستان: دمام.

۵. ابن حنبل، احمد(۱۴۳۳)، فضائل امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب، (تحقیق: سید عبدالعزیز طباطبایی)، قم: موسسه المحقق الطباطبایی.

۶. ابن حنبل، احمد(بی تا)، المسند، بیروت: دارالصادر.

۷. ابن منظور، محمد بن مکرم(۱۴۰۵)، لسان العرب، قم: نشر ادب حوزه.

۸. ابن هشام، عبدالملک،(۱۳۷۵)، سیره ابن هشام، (ترجمه هاشم رسولی)، تهران: کتابچی.

۹. ابوزهره، محمد(بی تا)، تاریخ المذاهب الاسلامیه، قاهره: دارالفکر العربى.

۱۰. امین، سید محسن(۱۳۷۶)، سیره معصومان (۶ جلدی)، (ترجمه علی حجتی كرمانی)، (چاپ دوم)، تهران: سروش.

۱۱. بابایی، احمد علی(۱۳۸۲)، برگزیده نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

۱۲. ترمذی،محمد بن عیسی(بی تا)، الجامع الصحیح معروف به سنن ترمذی، (تحقیق احمد محمد شاکر)، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

۱۳. حاکم نیشابوری، محمد بن محمد(۱۴۰۶)، المستدرک علی صحیحین، بیروت: دارالمعرفه.

۱۴. حسینی فیروزآبادی، مرتضی(۱۳۷۹)، سیمای فاطمه -س- در روایات اهل سنت، قم: وثوق.

۱۵. حسینی همدانی، سید محمد حسین(۱۴۰۴)، انوار درخشان ،تهران، کتاب فروشی درخشان.

۱۶. حکیم، سید محمد باقر(بی تا)، وحدت اسلامی از دیدگاه کتاب و سنت، (ترجمه عبد الهادی فقهی زاده)، تهران: تبیان.

۱۷. خامنه ای، سیدعلی(۱۳۷۵)، حدیث ولایت، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.

۱۸. خسروی، محمد علی(۱۳۸۷)، آرمانشهر وحدت، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).

۱۹. خمینی،روح الله،(۱۳۷۴)، صحیفه نور، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.

۲۰. دیون پورت، جان (۱۳۸۸)، عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، (ترجمه سید غلامرضا سعیدی)، تهران: اطلاعات.

۲۱. رشیدرضا، محمد (۱۳۹۳)، تفسیر المنار، بی جا: دارالمعرفه.

۲۲. زمخشری، محمود بن عمر جار الله(۱۳۶۶)، تفسیر کشاف، بیروت: دارالکتب العربی.

۲۳. سبحانی، جعفر(بی تا)، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، قم: مشعر.

۲۴. سیوطی،عبدالرحمن بن ابوبکر(۱۳۶۵)، الدر المنثور، بیروت: دارالمعرفه.

۲۵. شوشتری، نور الله(۱۳۶۷)، الصوارم المهرقه، تهران: مطبعه النهضه.

۲۶. شوکانی، محمدبن علی(۱۴۱۹)، فتح القدیر، صنعاء: مکتبه الارشاد.

۲۷. صادقی تهرانی، محمد(۱۳۶۵)، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم: انتشارات فرهنگ اسلامی.

۲۸. صفار، سالم(۱۳۸۳)، سیره پیامبر -ص- در رهبری و انسان‌سازی، (ترجمه غلامحسین انصاری)، تهران: امیركبیر.

۲۹. طباطبائی، محمد حسین(۱۳۷۲)، المیزان، (چاپ پنجم)، تهران: دارالكتب الإسلامیه.

۳۰. طبرانی حنبلی، ابوالقاسم سلیمان بن احمد(۱۴۲۰)، المعجم الأوسط، (تحقیق: محمد حسن اسماعیل شافعی)، بیروت: دارالکتب العلمیه.

۳۱. طبرسى، فضل بن حسن(۱۳۳۳)، مجمع ‏البیان فى تفسیر القرآن، لبنان: صیدا مطبعة العرفان.

۳۲. طبرى، محمد بن جریر(۱۴۰۷)، تاریخ الطبرى، بیروت: دارالکتاب العلمیه.

۳۳. طبری، محمد بن جریر(۱۴۱۵)، جامع البیان عن تأویل آیات القرآن، بیروت: دارالفکر.

۳۴. طوسى، محمد بن حسن(۱۴۰۹)، التبیان، (تحقیق احمد قیصر عاملى)، بى جا، مکتبة الاعلام الاسلامى.

۳۵. فخر رازی، محمد بن عمر(۱۴۲۱)، التفسیر الکبیر، بیروت: دارالکتب العلمیه.

۳۶. قرائتی، محسن(۱۳۸۳)، تفسیر نور، تهران: مرکز فرهنگی درس‌های از قرآن.

۳۷. قربانی، علی اصغر(۱۳۸۰)، فضائل اهل‌بیت-ع- از دیدگاه اهل سنت، قم، مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما.

۳۸. قرطبی، ابو عبد الله(۱۴۲۲)، تفسیر جامع، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

۳۹. قطب،سید(۱۴۱۲)، فی ظلال القرآن، بیروت: دارالشروق.

۴۰. القفاری، ناصر بن عبدالله بن علی(۱۴۱۸)، مساله التقریب بین اهل السنه و الشیعه،( چاپ پنجم)، ریاض: دارالطیبه.

۴۱. کلینی، محمدبن یعقوب(۱۳۷۳)، اصول کافی، (ترجمه محمد باقر کوه‌کمره‌ای)، چاپ دوم، تهران: اسوه.

۴۲. متقى هندى، على بن حسام الدین(بى‌تا)، کنز العمال، (تحقیق شیخ بکرى حیانى و شیخ صفوه السقا)، بیروت: مؤسسه الرساله.

۴۳. مجلسی، محمّد باقر(۱۴۰۳)، بحارالأنوار،(چاپ سوم) بیروت، مؤسسة الوفاء.

۴۴. المصطاوی،عبدالرحمن(۱۴۳۰)، دیوان امام شافعی، بیروت، دارالمعرفه.

۴۵. مطهری، مرتضی(۱۳۹۷)، یادنامه علامه امینی، الغدیر و وحدت اسلامی، قم: رسالت.

۴۶. مطهری،مرتضی(۱۳۸۵)، یادداشت های استاد مطهری، (چاپ چهارم)، تهران: صدرا.

۴۷. مکارم شیرازی، ناصر(۱۳۶۶)، تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب الاسلامیه.

۴۸. نسائی، ابو عبدالرحمن(۱۴۰۷)، سنن النسائی، بشرح الحافظ جلال الدین السیوطی، قاهره، دار الحدیث.

۴۹. هیثمى شافعی، على بن ابى بکر(۱۴۰۸)، مجمع الزواید، بیروت: دارالکتاب العلمیه.

۵۰. هیثمی، ابن حجر (۱۴۱۷)، الصواعق المحرقه، بیروت: الرساله.


[1] - انفال/63.

[2] - مسلم‌بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، بی‌تا، ج1، ص40.

[3] - محمد‌بن عیسی ترمزی، السنن الترمذی، دار الفکر، 1403ق، ج4، ص130.

[4] - آل‌عمران/ 103.

[5] - احزاب/4.

[6] - فضل بن حسن بن فضل طَبْرِسی (۴۶۸ یا ۴۶۹ق - ۵۴۸ق) ملقّب به امین الاسلام، مجمع البیان،ج 2، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، ص 375.

[7] - نهج البلاغه،صبحی صالح،خطبه170.

[8] - ابراهیم ثقفی کوفی،الغارات،ص 302 وتاریخ طبری،ج 4،ص 124 و123.

[9] - احمدبن‌اسحاق یعقوبی( 1389)، تاریخ یعقوبی، ج 2، مترجم: محمدابراهیم آیتی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص 107.

[10] - عبدالملک بن هشام(1348)، سیره ابن هشام،ج 4،ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، کتابفروشی اسلامیه، ص 316.

[11] - استاد شیهد مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص 179 و180.

[12] - نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 5، ص 52.

[13] - فرهنگ آفتاب،ج 1،ص 85.

[14] - شرح نهح البلاغه،ابن ابی الحدید،ج 1، ص309؛صبحی صالح،ص 70 و فرهنگ آفتاب،ج 1،ص 86.

[15] - امیراحمد فاضلی، حمید غبرانژاد، عبدالمجید معادیخواه (1386)،فرهنگ آفتاب، ج 1، ناشر:ذره، ص 91

[16] - امام خمینی (ره)، ولایت فقیه، ص 42. امام خمینی(ره)، رساله نوین، ج 4، ص139.

[17] - نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 146، ص203.



ارسال توسط افشار

حمایت تزلزل ناپذیر بایدن از جنگ اسرائیل علیه غزه

اسدالله افشار

حمایت از اسرائیل یکی از اولویت های سیاست خارجی ایالات متحده است. در همین راستا، بایدن تمام وزن دولت خود را پشت سر جنگ نسل کشی رژیم در نوار غزه که در اوایل اکتبر2023 آغاز شد، انداخته است.

جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا[1] در سومین سخنرانی سالانه خود در کنگره آمریکا موسوم به سخنرانی �وضعیت کشور� (State of Union) از دستاوردهای دوره ریاست خود دفاع کرد و چشم ‌اندازش را برای دور دوم ریاست جمهوری احتمالی بیان کرد.

�جو بایدن�، رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی خود به موضوعات مختلف‌ اعم از جنگ‌های اوکراین و غزه، چین و مسائل دیگری همچون وضعیت اقتصاد و مرز آمریکا پرداخت.

بایدن در طول سخنرانی نزدیک به ۷۰ دقیقه‌ای خود در مجلس نمایندگان، بار دیگر حمایت قاطع واشنگتن از اسرائیل را ابراز کرد و گفت که این رژیم حق دارد از خود در برابر حملات حماس دفاع کند!

حمایت تزلزل ناپذیر بایدن از جنگ اسرائیل علیه غزه خطری برای انتخاب مجدد او به وجود آورده است.

رئیس جمهور آمریکا در بخش دیگری از این سخنرانی به موضوع جنگ همراه با نسل‌کشی رژیم صهیونیستی علیه غزه پرداخته و برای این رژیم حق ادعایی برای جنگ با حماس قائل شده و همچنین خواستار �تضمین حفاظت از جان غیرنظامیان فلسطینی بی‌گناه� از سوی این رژیم شد.

او در ادامه این سخنرانی ادعا کرد: �اسرائیل حق تعقیب حماس را دارد. حماس می‌تواند امروز به این جنگ با آزاد کردن گروگان‌ها (اسرای صهیونیست)، به زمین گذاشتن سلاح‌هایش و تسلیم کردن مسئولان وقایع هفتم اکتبر پایان دهد.�

رئیس جمهور آمریکا در ادامه این سخنرانی گفت: اجازه به ورود کمک بشردوستانه به نوار غزه نباید برای اسرائیل یک ملاحظه ثانویه یا یک اهرم چانه‌زنی باشد و حفاظت و حراست از غیرنظامیان باید یک اولویت باشد. در نگاه به آینده تنها راه حل واقعی راه تاسیس دو کشور مستقل است. هیچ راهی دیگری نیست که امنیت و دموکراسی اسرائیل را تامین کند. هیچ راه دیگری نیست که منجر به زندگی آزادانه و در صلح و عزت فلسطینیان شود.

بایدن در ادامه سخنرانی خود خطاب به خانواده‌های چند نفر از اسرای صهیونیست تحت کنترل حماس که در جمعیت مستمعین حضور داشتند وعده داد تا زمانی که همه این اسرا آزاد نشوند، آرام نخواهد نشست.

رئیس جمهوری آمریکا که برای رسیدن به ساختمان کنگره مجبور شده بود معترضان به جنگ غزه در مقابل کنگره را دور بزند و تغییر مسیر بدهد هم‌چنین از طرح خود برای ساخت اسکله‌ای موقت توسط ارتش آمریکا در ساحل غزه خبر داد.

در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها، به ‌ویژه در روز سه‌شنبه بزرگ (27فوریه میلادی جاری/ 8 اسفند1402) تعداد قابل توجهی از مردم، از جمله رأی‌دهندگان عرب و مسلمان که به بایدن در شکست دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ کمک کردند، برگه‌های رأی خود را �بی تعهد� علامت‌گذاری کردند.

آنها از دولت بایدن به خاطر ایستادن در کنار اسرائیل در حمله به غزه عصبانی هستند.

کاخ سفید همچنین تحت فشار برخی از دموکرات‌هایی است که سیاست‌های طرفدار اسرائیل دولت ایالات متحده را به چالش می‌کشند، زیرا تعداد کشته‌شدگان حمله رژیم اشغالگر به غزه همچنان در حال افزایش است.

بنابراین، بایدن در سخنرانی خود؛ اظهارات انتقادی را برای آرام کردن مخالفان داخلی بیان نمود.

اسرائیل محاصره کامل غزه را تحمیل کرده و ورود غذا، آب، دارو و سایر تجهیزات را محدود کرده است که باعث هشدار سازمان ملل در مورد خطر قحطی قریب الوقوع در این سرزمین شده است.

اسرائیل همچنین فلسطینی هایی را که به دنبال کمک در غزه بودند، کشته است. در 29 فوریه، نیروهای اسرائیلی بیش از 100 فلسطینی را در یکی از محله های شهر غزه که منتظر تحویل مواد غذایی از کامیون های کمک رسانی بودند، قتل عام کردند.

تحت فشار شدید داخلی و بین المللی بر سر این کشتار، ایالات متحده شروع به ارسال مواد غذایی به غزه نمود. اما این اقدام ناکارآمد ایالات متحده به عنوان یک حرکت تبلیغاتی توسط سازمان های امدادی توصیف شده گردید.

بایدن برای اینکه نشان دهد به زندگی مردم غزه اهمیت می دهد، در سخنرانی خود اعلام کرد که ایالات متحده یک اسکله موقت در خط ساحلی غزه خواهد ساخت تا امکان ورود کمک ها فراهم شود. او در این خصوص گفته است: �امشب، من به ارتش ایالات متحده دستور می دهم که یک مأموریت اضطراری را برای ایجاد یک اسکله موقت در دریای مدیترانه در سواحل غزه که می تواند کشتی های بزرگ حامل غذا، آب، دارو و سرپناه های موقت را دریافت کند، هدایت کند.�

ایجاد یک کریدور دریایی مانند بحران مواد غذایی مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

صالح الحمس؛ مدیر عامل کمک های پزشکی بیمارستان اروپایی غزه به الجزیره گفت که ساخت اسکله �ممکن است چند هفته طول بکشد، به این معنی که مردم ما همچنان رنج خواهند برد�.

صالح الحمس همچنین این اقدام آمریکا را مذموم توصیف کرد و گفت: اسکله تنها چند کیلومتر با مرز رفح فاصله خواهد داشت، جایی که صدها کامیون در صف منتظر اجازه ورود هستند.

مدیر عامل کمک های پزشکی برای فلسطینی ها همچنین به شبکه خبری قطری گفت: �پرداخت های هوایی، بندرهای دریایی موقت و مواردی از این دست، راه حل های واقع بینانه یا پایدار برای جلوگیری از قحطی در حال وقوع و حفظ زندگی در غزه نیستند�.

�ملانی وارد� مدیر اجرایی گروه غیرانتفاعی کمک پزشکی برای فلسطینی ها (MAP) گفت: �پنج ماه بعد، زمان بسیار زیادی است که ایالات متحده، بریتانیا و دیگران از وزن قابل توجه خود برای اطمینان از بازگشایی سریع گذرگاه‌های زمینی به سمت غزه، متحدشان اسرائیل استفاده کنند�.

وی افزود: �تنها یک آتش‌بس فوری و پایدار به ما اجازه می‌دهد تا پاسخ انسانی گسترده‌ای را که پس از پنج ماه بمباران و محاصره بی‌رویه مردم غزه توسط اسرائیل لازم است، ارائه دهیم�.

طرح ایالات متحده برای ساخت اسکله چیزی نیست جز گسترش یک تبلیغات سیاسی ناب، زیرا بایدن به دنبال اطمینان دادن به رأی دهندگان ناراضی و همچنین اعضای حزب دموکرات است که تلفات غیرنظامیان در غزه برای او اهمیت دارد.

اسرائیل از 7 اکتبر تاکنون نزدیک به 31000 فلسطینی را در نوار غزه کشته و بیش از 72000 نفر را زخمی کرده است.

ایالات متحده اگر بخواهد از قحطی قریب الوقوع و بحران انسانی عمیق در غزه جلوگیری کند، می تواند بر اسرائیل برای رفع محاصره غزه و باز کردن گذرگاه ها فشار بیاورد.

بایدن می تواند از اهرم قدرتمند واشنگتن در شورای امنیت سازمان ملل علیه اسرائیل استفاده کند. کاخ سفید همچنین می‌تواند در حمایت نظامی خود از اسرائیل تجدید نظر کند، زیرا این رژیم همچنان به جنگ نسل‌کشی خود در غزه ادامه می‌دهد و به درخواست‌های بین‌المللی برای توقف این حمله ادامه می‌دهد.

بایدن به دنبال ایجاد این اسکله است زیرا می‌خواهد بی‌میلی خود را برای استفاده از اهرم دیپلماتیک و نظامی واشنگتن برای وادار کردن اسرائیل به پایان دادن به حمله غزه و اجازه دادن کمک‌های بشردوستانه به خاک فلسطین پنهان کند.[2]

برجسته‌ترین جنایات رژیم صهیونیستی بعد از گذشت 150 روز از جنگ غزه

دفتر رسانه‌ای دولتی در نوار غزه در گزارشی جدید برجسته‌ترین جنایات رژیم صهیونیستی بعد از گذشت 150 روز از جنگ غزه را منتشر نمود. از آنجا که این آمار تکان دهنده و دهشتناک است باز نشر آن به هرمناسبت در هریادداشتی که موضوع آن غزه باشد وخباثت های شیطانی وغیرانسانی رژیم جعلی نامشروع صهیونیستی مورد حمایت آمریکا و متحدانش؛ ضرورت داشته و بیان مکرر آن قطعا موجبات نفرت جامعه جهانی را نسبت به اسرائیل تا روز محو کامل آن از صفحه روزگار زنده نگه خواهد داشت.

آمار، اعداد وحشتناکی از جنایت‌های رژیم اشغالگر در نوار غزه را نشان می‌دهد که خلاصه آن به شکل زیر است:

-2675 مورد قتل عام توسط ارتش اشغالگر در نوار غزه انجام شده است.

-37 هزار و 534 نفر شهید یا مفقود شده‌اند.

-آمار شهدایی که طی 150 روز به بیمارستان رسیده و ثبت شده‌اند 30 هزار و 534 نفر بوده است.

-13 هزار و 430 نفر از شهدا کودک بوده‌اند.

-8900 تن از شهدا زن بوده‌اند.

-364 نفر از تیم‌های پزشکی به شهادت رسیده‌اند.

-48 عضو تیم دفاع مدنی در غزه به شهادت رسیده‌اند.

-تعداد شهدای خبرنگار 132 نفر اعلام شده است.

-دست کم 7 هزار نفر تاکنون مفقود هستند که 70 درصد آنها زن و کودک می‌باشند.

-71 هزار و 920 نفر زخمی شده‌اند.

-17 هزار کودک پدر و مادر یا یکی از آنها را از دست داده‌اند.

-11 هزار مجروح در وضعیتی بسیار وخیم قرار دارند و برای نجات جانشان باید به خارج از غزه منتقل گردند.

-10 هزار بیمار سرطانی با خطر مرگ مواجه هستند.

-700 هزار نفر در نتیجه محاصره شدید و کمبود شدید امکانات بهداشتی و غذایی به بیماری‌های عفونی مبتلا شده‌اند.

-8 هزار نفر به عفونت هپاتیت ویروسی مبتلا شده‌اند.

-جان 60 هزار زن باردار به دلیل عدم دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی در معرض خطر است.

-350 هزار نفر که مبتلا به بیماری‌های مزمن هستند به دلیل عدم دسترسی به داروهای خود در معرض خطر قرار دارند.

-269 تن از پرسنل بهداشتی توسط صهیونیست‌ها بازداشت شده‌اند.

-10 مورد مربوط به بازداشت روزنامه نگاران ثبت شده است.

-2 میلیون نفر در نوار غزه آواره شده‌اند.

-رژیم اشغالگر 163 مقر دولتی در نوار غزه را ویران کرده است.

-100 مدرسه و دانشگاه به طور کامل تخریب شده است.

-305 مدرسه و دانشگاه به طور جزئی تخریب شده است.

-217 مسجد به طور کامل توسط اشغالگران ویران شده است.

-284 مسجد به طور جزئی ویران شده است.

-3 کلیسا از مجموعه کلیساهایی که رژیم اشغالگر هدف قرار داده، ویران شده است.

-70 هزار واحد مسکونی به طور کامل ویران شده است.

-290 هزار واحد مسکونی که کاملا تخریب نشده‌اند، قابل سکونت نیستند.

-70 هزار تن مواد منفجره بر سر مردم غزه ریخته شده است.

-32 بیمارستان کاملا از خدمت خارج شده‌اند.

-53 مرکز بهداشتی از کار افتاده است.[3]

-155 موسسه بهداشتی مورد هدف قرار گرفته است.

-126 آمبولانس توسط ارتش اشغالگر هدف قرار گرفته شده است.

-200 مکان باستانی ویران شده است.

این جنگ 150 روزه ثابت کرد...

از نگاه کارشناسان و تحلیل گران؛ جنایات وحشتناک و نسل‌کشی آشکار رژیم جعلی غاصب سفاک کودک کش صهیونیستی که در سطور بالا به آن ها اشاره گردید، عمق خباثت نتانیاهو و بایدن را آشکار و رسوا نمود و ثابت کرد که موضوع و مسأله، فقط درگیری صهیونیست‌ها با حماس و انتقام از طوفان‌الاقصی نیست بلکه موضوع به گسترش روز افزون و نفوذ برق آسای اسلام در منطقه با اسم رمز مقاومت، ارتباط دارد و به سادگی نیز نمی توان از آن عبور کرد، و لذا با درک از آن چه در این یادداشت بیان شد می توان دریافت چرا در این ۱۵۰ روز جرم و جنایت، ایالات متحده آمریکا سه مرتبه قطعنامه‌های پیشنهادی آتش بس را وتو کرد و چرا حاضر نیست از حمایت های مالی و تسلیحاتی و لجستیکی خود از اسرائیل دست کشیده و کوتاه بیاید و چرا آمریکا خود را موطف به حمایت از اسرائیل می داند و به هیچ قیمتی مایل به کنار گذاشتن این رژیم منحوس جانی نمی باشد؟

این جنگ 150 روزه ثابت کرد؛ شورای امنیت از کار افتاده است، سازمان ملل و شورای حقوق بشر و موسسات

بی خاصیت بین المللی تحت سلطه استکبار غرب هم هیچ اثر وخاصیتی نداشته‌اند و نتوانسته اند ماسین آدم کشی و نسل کشی رژیم در حال احتضار صهیونیستی را از کار بندازند و مانع قتل عام های مردم مظلوم غیرنظامی غزه گردند. با این حجم از جنایات، چاره ای نمی ماند جز این که فاتحه حقوق بشر را بخوانیم و روز مرگ آن را اعلام نماییم.

شنبه: 19 / 12 / 1402- 28 شعبان 1445- 9 مارس 2024


[1] - بایدن که با ۸۱ سال مسن‌ترین رئيس جمهوری تاریخ آمریکاست و به دلیل کهولت سن بارها مورد انتقاد جمهوری‌خواهان قرار گرفته، اگرچه چند بار در سخنرانی خود تپق زد ولی در مجموع سخنرانی پرانرژی و آتشینی را در کنگره ایراد کرد. در سخنرانی که برخی تحلیل‌گران �سیاسی ترین سخنرانی سالانه در کنگره در دهه‌های اخیر� خوانده‌اند،‌ جو بایدن دست کم ۱۳ بار بدون ذکر نام، به دونالد ترامپ اشاره کرد و از سیاست‌های او انتقاد کرد.جو بایدن در تمامی موارد، چه در قبال نرمش مقابل روسیه، چه درباره اوکراین و ناتو و یا درباره سیاست‌های مهاجرتی، بدون اینکه نامی از دونالد ترامپ بیاورد بارها به سیاست‌ها و جملات او اشاره کرد و آنها را نقد کرد.

2- Saei. Shahrokh. Pure political propaganda. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes/ March 8, 2024 - 22:31

[3] - دکتر �اشرف القدره� سخنگوی وزارت بهداشت فلسطین در نوار غزه با اعلام آمار خسارت وحشتناکی که رژیم اشغالگر به بخش بهداشت غزه زده است گفت که وضعیت بهداشتی غزه به شدت فاجعه‌بار بوده و قابل توصیف نیست و کاملا در مرحله فروپاشی قرار دارد.2 میلیون و 400 هزار نفر در غزه از کمبود شدید مواد غذایی رنج می‌برند و قحطی در استان غزه و شمال غزه همچنان درحال عمیق‌تر شدن است و کودکان بزرگترین قربانی این فاجعه هستند و مرگ بر اثر گرسنگی در این منطقه جان بیش از 700 هزار فلسطینی را تهدید می‌کند.



ارسال توسط افشار

حمایت تزلزل ناپذیر بایدن از جنگ اسرائیل علیه غزه

اسدالله افشار

حمایت از اسرائیل یکی از اولویت های سیاست خارجی ایالات متحده است. در همین راستا، بایدن تمام وزن دولت خود را پشت سر جنگ نسل کشی رژیم در نوار غزه که در اوایل اکتبر2023 آغاز شد، انداخته است.

جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا[1] در سومین سخنرانی سالانه خود در کنگره آمریکا موسوم به سخنرانی «وضعیت کشور» (State of Union) از دستاوردهای دوره ریاست خود دفاع کرد و چشم ‌اندازش را برای دور دوم ریاست جمهوری احتمالی بیان کرد.

«جو بایدن»، رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی خود به موضوعات مختلف‌ اعم از جنگ‌های اوکراین و غزه، چین و مسائل دیگری همچون وضعیت اقتصاد و مرز آمریکا پرداخت.

بایدن در طول سخنرانی نزدیک به ۷۰ دقیقه‌ای خود در مجلس نمایندگان، بار دیگر حمایت قاطع واشنگتن از اسرائیل را ابراز کرد و گفت که این رژیم حق دارد از خود در برابر حملات حماس دفاع کند!

حمایت تزلزل ناپذیر بایدن از جنگ اسرائیل علیه غزه خطری برای انتخاب مجدد او به وجود آورده است.

رئیس جمهور آمریکا در بخش دیگری از این سخنرانی به موضوع جنگ همراه با نسل‌کشی رژیم صهیونیستی علیه غزه پرداخته و برای این رژیم حق ادعایی برای جنگ با حماس قائل شده و همچنین خواستار «تضمین حفاظت از جان غیرنظامیان فلسطینی بی‌گناه» از سوی این رژیم شد.

او در ادامه این سخنرانی ادعا کرد: «اسرائیل حق تعقیب حماس را دارد. حماس می‌تواند امروز به این جنگ با آزاد کردن گروگان‌ها (اسرای صهیونیست)، به زمین گذاشتن سلاح‌هایش و تسلیم کردن مسئولان وقایع هفتم اکتبر پایان دهد.»

رئیس جمهور آمریکا در ادامه این سخنرانی گفت: اجازه به ورود کمک بشردوستانه به نوار غزه نباید برای اسرائیل یک ملاحظه ثانویه یا یک اهرم چانه‌زنی باشد و حفاظت و حراست از غیرنظامیان باید یک اولویت باشد. در نگاه به آینده تنها راه حل واقعی راه تاسیس دو کشور مستقل است. هیچ راهی دیگری نیست که امنیت و دموکراسی اسرائیل را تامین کند. هیچ راه دیگری نیست که منجر به زندگی آزادانه و در صلح و عزت فلسطینیان شود.

بایدن در ادامه سخنرانی خود خطاب به خانواده‌های چند نفر از اسرای صهیونیست تحت کنترل حماس که در جمعیت مستمعین حضور داشتند وعده داد تا زمانی که همه این اسرا آزاد نشوند، آرام نخواهد نشست.

رئیس جمهوری آمریکا که برای رسیدن به ساختمان کنگره مجبور شده بود معترضان به جنگ غزه در مقابل کنگره را دور بزند و تغییر مسیر بدهد هم‌چنین از طرح خود برای ساخت اسکله‌ای موقت توسط ارتش آمریکا در ساحل غزه خبر داد.

در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها، به ‌ویژه در روز سه‌شنبه بزرگ (27فوریه میلادی جاری/ 8 اسفند1402) تعداد قابل توجهی از مردم، از جمله رأی‌دهندگان عرب و مسلمان که به بایدن در شکست دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ کمک کردند، برگه‌های رأی خود را «بی تعهد» علامت‌گذاری کردند.

آنها از دولت بایدن به خاطر ایستادن در کنار اسرائیل در حمله به غزه عصبانی هستند.

کاخ سفید همچنین تحت فشار برخی از دموکرات‌هایی است که سیاست‌های طرفدار اسرائیل دولت ایالات متحده را به چالش می‌کشند، زیرا تعداد کشته‌شدگان حمله رژیم اشغالگر به غزه همچنان در حال افزایش است.

بنابراین، بایدن در سخنرانی خود؛ اظهارات انتقادی را برای آرام کردن مخالفان داخلی بیان نمود.

اسرائیل محاصره کامل غزه را تحمیل کرده و ورود غذا، آب، دارو و سایر تجهیزات را محدود کرده است که باعث هشدار سازمان ملل در مورد خطر قحطی قریب الوقوع در این سرزمین شده است.

اسرائیل همچنین فلسطینی هایی را که به دنبال کمک در غزه بودند، کشته است. در 29 فوریه، نیروهای اسرائیلی بیش از 100 فلسطینی را در یکی از محله های شهر غزه که منتظر تحویل مواد غذایی از کامیون های کمک رسانی بودند، قتل عام کردند.

تحت فشار شدید داخلی و بین المللی بر سر این کشتار، ایالات متحده شروع به ارسال مواد غذایی به غزه نمود. اما این اقدام ناکارآمد ایالات متحده به عنوان یک حرکت تبلیغاتی توسط سازمان های امدادی توصیف شده گردید.

بایدن برای اینکه نشان دهد به زندگی مردم غزه اهمیت می دهد، در سخنرانی خود اعلام کرد که ایالات متحده یک اسکله موقت در خط ساحلی غزه خواهد ساخت تا امکان ورود کمک ها فراهم شود. او در این خصوص گفته است: «امشب، من به ارتش ایالات متحده دستور می دهم که یک مأموریت اضطراری را برای ایجاد یک اسکله موقت در دریای مدیترانه در سواحل غزه که می تواند کشتی های بزرگ حامل غذا، آب، دارو و سرپناه های موقت را دریافت کند، هدایت کند.»

ایجاد یک کریدور دریایی مانند بحران مواد غذایی مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

صالح الحمس؛ مدیر عامل کمک های پزشکی بیمارستان اروپایی غزه به الجزیره گفت که ساخت اسکله «ممکن است چند هفته طول بکشد، به این معنی که مردم ما همچنان رنج خواهند برد».

صالح الحمس همچنین این اقدام آمریکا را مذموم توصیف کرد و گفت: اسکله تنها چند کیلومتر با مرز رفح فاصله خواهد داشت، جایی که صدها کامیون در صف منتظر اجازه ورود هستند.

مدیر عامل کمک های پزشکی برای فلسطینی ها همچنین به شبکه خبری قطری گفت: «پرداخت های هوایی، بندرهای دریایی موقت و مواردی از این دست، راه حل های واقع بینانه یا پایدار برای جلوگیری از قحطی در حال وقوع و حفظ زندگی در غزه نیستند».

«ملانی وارد» مدیر اجرایی گروه غیرانتفاعی کمک پزشکی برای فلسطینی ها (MAP) گفت: «پنج ماه بعد، زمان بسیار زیادی است که ایالات متحده، بریتانیا و دیگران از وزن قابل توجه خود برای اطمینان از بازگشایی سریع گذرگاه‌های زمینی به سمت غزه، متحدشان اسرائیل استفاده کنند».

وی افزود: «تنها یک آتش‌بس فوری و پایدار به ما اجازه می‌دهد تا پاسخ انسانی گسترده‌ای را که پس از پنج ماه بمباران و محاصره بی‌رویه مردم غزه توسط اسرائیل لازم است، ارائه دهیم».

طرح ایالات متحده برای ساخت اسکله چیزی نیست جز گسترش یک تبلیغات سیاسی ناب، زیرا بایدن به دنبال اطمینان دادن به رأی دهندگان ناراضی و همچنین اعضای حزب دموکرات است که تلفات غیرنظامیان در غزه برای او اهمیت دارد.

اسرائیل از 7 اکتبر تاکنون نزدیک به 31000 فلسطینی را در نوار غزه کشته و بیش از 72000 نفر را زخمی کرده است.

ایالات متحده اگر بخواهد از قحطی قریب الوقوع و بحران انسانی عمیق در غزه جلوگیری کند، می تواند بر اسرائیل برای رفع محاصره غزه و باز کردن گذرگاه ها فشار بیاورد.

بایدن می تواند از اهرم قدرتمند واشنگتن در شورای امنیت سازمان ملل علیه اسرائیل استفاده کند. کاخ سفید همچنین می‌تواند در حمایت نظامی خود از اسرائیل تجدید نظر کند، زیرا این رژیم همچنان به جنگ نسل‌کشی خود در غزه ادامه می‌دهد و به درخواست‌های بین‌المللی برای توقف این حمله ادامه می‌دهد.

بایدن به دنبال ایجاد این اسکله است زیرا می‌خواهد بی‌میلی خود را برای استفاده از اهرم دیپلماتیک و نظامی واشنگتن برای وادار کردن اسرائیل به پایان دادن به حمله غزه و اجازه دادن کمک‌های بشردوستانه به خاک فلسطین پنهان کند.[2]

برجسته‌ترین جنایات رژیم صهیونیستی بعد از گذشت 150 روز از جنگ غزه

دفتر رسانه‌ای دولتی در نوار غزه در گزارشی جدید برجسته‌ترین جنایات رژیم صهیونیستی بعد از گذشت 150 روز از جنگ غزه را منتشر نمود. از آنجا که این آمار تکان دهنده و دهشتناک است باز نشر آن به هرمناسبت در هریادداشتی که موضوع آن غزه باشد وخباثت های شیطانی وغیرانسانی رژیم جعلی نامشروع صهیونیستی مورد حمایت آمریکا و متحدانش؛ ضرورت داشته و بیان مکرر آن قطعا موجبات نفرت جامعه جهانی را نسبت به اسرائیل تا روز محو کامل آن از صفحه روزگار زنده نگه خواهد داشت.

آمار، اعداد وحشتناکی از جنایت‌های رژیم اشغالگر در نوار غزه را نشان می‌دهد که خلاصه آن به شکل زیر است:

-2675 مورد قتل عام توسط ارتش اشغالگر در نوار غزه انجام شده است.

-37 هزار و 534 نفر شهید یا مفقود شده‌اند.

-آمار شهدایی که طی 150 روز به بیمارستان رسیده و ثبت شده‌اند 30 هزار و 534 نفر بوده است.

-13 هزار و 430 نفر از شهدا کودک بوده‌اند.

-8900 تن از شهدا زن بوده‌اند.

-364 نفر از تیم‌های پزشکی به شهادت رسیده‌اند.

-48 عضو تیم دفاع مدنی در غزه به شهادت رسیده‌اند.

-تعداد شهدای خبرنگار 132 نفر اعلام شده است.

-دست کم 7 هزار نفر تاکنون مفقود هستند که 70 درصد آنها زن و کودک می‌باشند.

-71 هزار و 920 نفر زخمی شده‌اند.

-17 هزار کودک پدر و مادر یا یکی از آنها را از دست داده‌اند.

-11 هزار مجروح در وضعیتی بسیار وخیم قرار دارند و برای نجات جانشان باید به خارج از غزه منتقل گردند.

-10 هزار بیمار سرطانی با خطر مرگ مواجه هستند.

-700 هزار نفر در نتیجه محاصره شدید و کمبود شدید امکانات بهداشتی و غذایی به بیماری‌های عفونی مبتلا شده‌اند.

-8 هزار نفر به عفونت هپاتیت ویروسی مبتلا شده‌اند.

-جان 60 هزار زن باردار به دلیل عدم دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی در معرض خطر است.

-350 هزار نفر که مبتلا به بیماری‌های مزمن هستند به دلیل عدم دسترسی به داروهای خود در معرض خطر قرار دارند.

-269 تن از پرسنل بهداشتی توسط صهیونیست‌ها بازداشت شده‌اند.

-10 مورد مربوط به بازداشت روزنامه نگاران ثبت شده است.

-2 میلیون نفر در نوار غزه آواره شده‌اند.

-رژیم اشغالگر 163 مقر دولتی در نوار غزه را ویران کرده است.

-100 مدرسه و دانشگاه به طور کامل تخریب شده است.

-305 مدرسه و دانشگاه به طور جزئی تخریب شده است.

-217 مسجد به طور کامل توسط اشغالگران ویران شده است.

-284 مسجد به طور جزئی ویران شده است.

-3 کلیسا از مجموعه کلیساهایی که رژیم اشغالگر هدف قرار داده، ویران شده است.

-70 هزار واحد مسکونی به طور کامل ویران شده است.

-290 هزار واحد مسکونی که کاملا تخریب نشده‌اند، قابل سکونت نیستند.

-70 هزار تن مواد منفجره بر سر مردم غزه ریخته شده است.

-32 بیمارستان کاملا از خدمت خارج شده‌اند.

-53 مرکز بهداشتی از کار افتاده است.[3]

-155 موسسه بهداشتی مورد هدف قرار گرفته است.

-126 آمبولانس توسط ارتش اشغالگر هدف قرار گرفته شده است.

-200 مکان باستانی ویران شده است.

این جنگ 150 روزه ثابت کرد...

از نگاه کارشناسان و تحلیل گران؛ جنایات وحشتناک و نسل‌کشی آشکار رژیم جعلی غاصب سفاک کودک کش صهیونیستی که در سطور بالا به آن ها اشاره گردید، عمق خباثت نتانیاهو و بایدن را آشکار و رسوا نمود و ثابت کرد که موضوع و مسأله، فقط درگیری صهیونیست‌ها با حماس و انتقام از طوفان‌الاقصی نیست بلکه موضوع به گسترش روز افزون و نفوذ برق آسای اسلام در منطقه با اسم رمز مقاومت، ارتباط دارد و به سادگی نیز نمی توان از آن عبور کرد، و لذا با درک از آن چه در این یادداشت بیان شد می توان دریافت چرا در این ۱۵۰ روز جرم و جنایت، ایالات متحده آمریکا سه مرتبه قطعنامه‌های پیشنهادی آتش بس را وتو کرد و چرا حاضر نیست از حمایت های مالی و تسلیحاتی و لجستیکی خود از اسرائیل دست کشیده و کوتاه بیاید و چرا آمریکا خود را موطف به حمایت از اسرائیل می داند و به هیچ قیمتی مایل به کنار گذاشتن این رژیم منحوس جانی نمی باشد؟

این جنگ 150 روزه ثابت کرد؛ شورای امنیت از کار افتاده است، سازمان ملل و شورای حقوق بشر و موسسات

بی خاصیت بین المللی تحت سلطه استکبار غرب هم هیچ اثر وخاصیتی نداشته‌اند و نتوانسته اند ماسین آدم کشی و نسل کشی رژیم در حال احتضار صهیونیستی را از کار بندازند و مانع قتل عام های مردم مظلوم غیرنظامی غزه گردند. با این حجم از جنایات، چاره ای نمی ماند جز این که فاتحه حقوق بشر را بخوانیم و روز مرگ آن را اعلام نماییم.

شنبه: 19 / 12 / 1402- 28 شعبان 1445- 9 مارس 2024


[1] - بایدن که با ۸۱ سال مسن‌ترین رئيس جمهوری تاریخ آمریکاست و به دلیل کهولت سن بارها مورد انتقاد جمهوری‌خواهان قرار گرفته، اگرچه چند بار در سخنرانی خود تپق زد ولی در مجموع سخنرانی پرانرژی و آتشینی را در کنگره ایراد کرد. در سخنرانی که برخی تحلیل‌گران «سیاسی ترین سخنرانی سالانه در کنگره در دهه‌های اخیر» خوانده‌اند،‌ جو بایدن دست کم ۱۳ بار بدون ذکر نام، به دونالد ترامپ اشاره کرد و از سیاست‌های او انتقاد کرد.جو بایدن در تمامی موارد، چه در قبال نرمش مقابل روسیه، چه درباره اوکراین و ناتو و یا درباره سیاست‌های مهاجرتی، بدون اینکه نامی از دونالد ترامپ بیاورد بارها به سیاست‌ها و جملات او اشاره کرد و آنها را نقد کرد.

2- Saei. Shahrokh. Pure political propaganda. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes/ March 8, 2024 - 22:31

[3] - دکتر «اشرف القدره» سخنگوی وزارت بهداشت فلسطین در نوار غزه با اعلام آمار خسارت وحشتناکی که رژیم اشغالگر به بخش بهداشت غزه زده است گفت که وضعیت بهداشتی غزه به شدت فاجعه‌بار بوده و قابل توصیف نیست و کاملا در مرحله فروپاشی قرار دارد.2 میلیون و 400 هزار نفر در غزه از کمبود شدید مواد غذایی رنج می‌برند و قحطی در استان غزه و شمال غزه همچنان درحال عمیق‌تر شدن است و کودکان بزرگترین قربانی این فاجعه هستند و مرگ بر اثر گرسنگی در این منطقه جان بیش از 700 هزار فلسطینی را تهدید می‌کند.



ارسال توسط افشار

انسان کامل، الگوی عینی و عملی کمال

اسدالله افشار

انسان‌شناسی یکی از مهم‌ترین دانش‌های الهی و بشری است که در حوزه معارف بشری و دینی تأثیر به سزایی دارد. تحلیل چیستی انسان‌شناسی بر پایه پیشینه، تعریف، ضرورت و انواع آن صورت می‌پذیرد. مطلب قابل توجه این‌که انسان‌شناسی دارای انواع فلسفی، دینی، علمی، عرفانی و اخلاقی است. هریک از انواع انسان‌شناسی گرفتار بحران‌هایی است و تنها انسان‌شناسی دینی است که هیچ بحرانی در حوزه آن راه نیافته است و می تواند ما را به شناخت کامل از انسان نزدیک و رهنمون سازد.

در هرحال انسان کامل، وبرخوردارازبرترین فضائل اخلاقی عنوانی است که ازدیربازموردتوجه بوده ونه تنها اندیشمندان و فلاسفه در این وادی وارد شده و کتاب هایی نوشته ‏اند بلکه برای عموم مردم هم جاذبه زیادی داشته است و با این که صنعت و علوم هر روزه کشف و اختراع تازه‏ای می ‏آفرینند و لوازم و ابزار جدیدی در اختیار می‏ گذارند ولی همچنان انسان ها هر جا که با خود خلوت کنند و از اسارت وسایل و ابزار برهند و مجال اندیشه و بازگشت به خویشتن خویش را دریابند، در جاذبه این آرمان قرار گرفته و دوست می‏دارند که اگر بدان جایگاه رفیع نرسیده لااقل سیمای او را به تماشا بنشینند و از حال و هوای او برخوردار گردند.

غایت گرایی؛ از ویژگی های اساسی انسان

یکی از ویژگی های اساسی انسان غایت گرایی و حرکت به سمت هدف مطلوب است. این هدف به عنوان کمال و قدم نهادن در فضایی بهتر و بهتر از قبل، دائماً در برابر انسان قرار دارد. توجه به بحث کمال و ویژگی های آن، شیوه دستیابی به کمال و نیز ویژگی های انسان کامل از جمله مواردی است که هر کس بخواهد از انسان بحث کرده و به تبیین چیستی و حقیقت او بپردازد، به ناچار باید از این امور بهره جوید.

اهمیت بحث کمال موجب شده تا این مسأله از دیرباز مورد توجه اندیشوران و صاحب نظران مکاتب مختلف قرار گیرد و در بسیاری از علوم، اعم از فلسفه، اخلاق، عرفان، انسان شناسی و روان شناسی به تناسب اهداف و موضوعات هر علم، جلوه هایی از بحث کمال انسان و انسان کامل مطرح شود. این بحث حتی در ادیان زرتشت، یهود و مسیحیت نیز رواج داشته و معرفی انسان کامل و شیوه های به کمال رسیدن انسان یکی از اهداف این ادیان به شمار می آمده است.

به هر یک از فرهنگ ها، آیین ها، مذهب ها و مکتب های فکری و فلسفی که بنگریم ردپایی از بحث انسان کامل می یابیم. هم بودا و کنفوسیوس سخن از انسان کامل به میان آورده اند و هم عیسی (ع) و محمد (ص). هم زرتشت از انسان متعالی به نیکی یاد می کند و هم افلاطون و ارسطو، هم نیچه و مارکس به شناخت انسان برتر پرداخته اند و هم متصوفه و عرفا.[1] در جهان غرب نیز بحث کمال انسان و انسان های کاملی که بتوانند نقش الگو و راهنما را ایفا کنند، همواره مطرح بوده است. اگر چه امروزه برخی از اندیشوران غربی، نگران کم رنگ شدن این نوع مباحث در آن دیارند.

هر عصری به جز عصر ما الگو و آرمان خاص خود را داشته است. فرهنگ ما (غرب) همه این الگوها، قدیسان، قهرمانان، رادمردان، جوانمردان و عارفان را وانهاده است. تقریباً همۀ آنچه که برایمان مانده است، انسان کاملاً سازگار و بی مشکل است.[2]

با این حال، سخن گفتن از بحث کمال، دشوار به نظر می رسد، زیرا مفهوم کمال و تعیین مصادیق واقعی آن از دیدگاه مکاتب مختلف فکری و فلسفی، متفاوت است و هر یک در این باره به گونه ای سخن گفته اند.[3] گویی آن که تمامی اختلافاتی که در مورد تعریف انسان و ویژگی های اصلی او وجود داشت دوباره در این بحث آثار خود را نمایان ساخته و به طرح آراء و ایده های گوناگونی در زمینه معرفی مفهوم کمال و انسان کامل منجر شده است.

کمال انسانی ‏اکتسابی است

کمال‌جویی و سعادت‏طلبی، گرایش طبیعی، غریزی و فطری (ذاتی‏) هر موجودی است و همه تلاش‏ها به منظور پاسخگویی به ‏این میل ذاتی و اشباع خواسته فراگیر همه پدیده‏ها است. موجودات‏ نباتی، براساس اقتضای طبیعی، حرکت کمالی خود را دنبال می‏کنند. عامل حرکت به سوی کمال در حیوانات براساس حبّ ذات و نشأت ‏گرفته از الهام غریزی است؛ امّا در انسان، کمال و عینیّت یافتن استعدادها و توانمندی‏های متضاد و متناوب، جز در پرتو انتخاب و گزینش و تلاش مجاهدانه و همراه با زحمت تحقّق نمی‏یابد.[4] برخلاف دیگر موجودات، کمال انسانی ‏اکتسابی است و جز با اراده و خواست توأم با مبارزه با موانع و حرکت ‏عملی برای فعلیت بخشیدن به همه استعدادها و توانمندی‏های ‏فطری‏اش تحصیل نمی‏شود؛ پس بحث از کمال موجودات دیگر آسان‏است؛ امّا بحث از کمال انسان چندان آسان نیست.

کمال خواهی؛ گرایشی اصیل، مستقل، فطری و ذاتی

کمال خواهی، یک گرایش اصیل و مستقل و البتّه فطری و ذاتی است که همه افراد انسان واجد استعداد و قوّه آن می‏باشند و انسانیت و کمال او به میزان فعلیت ‏بخشیدن این استعداد می‏باشد. انسان در بدو آفرینش از نظر جسمی (مانند دیگر موجودات‏) فعلیت خاص خود را دارد؛ چشم دارد؛ گوش دارد؛ زبان‏دارد...؛ امّا از نظر شخصیتی و انسانیت در بدو تولّد هیچ‏گونه فعلیتی ندارد و تنهااستعداد و توانمندی و دارای ظرفیت‏های عظیمی است که این استعدادها وظرفیت‏ها جز با حرکت ارادی و آگاهانه و همراه با مشقت و جهاد خود انسان‏اشباع نگردیده و به فعلیت نمی‏رسد.[5]

مفهوم انسان کامل

مفهوم انسان كامل، ازجمله مفاهیمی است كه همواره مورد توجه بشربوده و محل بحث و چالش های فراوان بوده است. چرا كه انسان به دلیل ماهیّت اجتماعی خویش،خواسته یا ناخواسته،آگاهانه و یا ناآگاه به دنبال كمال مطلق بوده تا در نظر مردم،شایسته احترام تلقّی شده، قدر بیند و برصدر نشیند و همچنین به رضایت درونی نایل آید...

انسان کامل، و برخوردار از برترین فضائل اخلاقی عنوانی است که از دیرباز مورد توجه بوده و نه تنها اندیشمندان و فلاسفه در این وادی وارد شده و کتابهایی نوشته ‏اند بلکه برای عموم مردم هم جاذبه زیادی داشته است و با اینکه صنعت و علوم هر روزه کشف و اختراع تازه‏ای می ‏آفرینند و لوازم و ابزار جدیدی در اختیار می‏ گذارند ولی همچنان انسانها هر جا که با خود خلوت کنند و از اسارت وسایل و ابزار برهند و مجال اندیشه و بازگشت به خویشتن خویش را دریابند، در جاذبه این آرمان قرار گرفته و دوست می‏دارند که اگر بدان جایگاه رفیع نرسیده لااقل سیمای او را به تماشا بنشینند و از حال و هوای او برخوردار گردند.

انسان کامل، آئینه تمام نمای حق، و مظهر اتمّ اسماً و صفات خداست و لذا انسان کامل، با معرفت کامل نفس، بیشترین شناخت ممکن را از خداوند متعال دارد.

هدف از شناخت انسان کامل

با توجه به آن چه در سطور پیشین مطرح گردید و با عنایت به نظرات ابراز شده، می توان اذعان داشت که؛

انسان کامل، الگوی عینی و عملی کمال است. انسان پس از آگاهی از وجود انسان کامل است که شوق دست یافتن به کمال در جان او پدید می آید و اطمینان حاصل می کند که راه کمال پیمودنی است و آن اهداف والا، تحقق یافتنی است، چرا که انسان کامل همچون دیگر افراد بشر یک انسان است و روح، جسم، اراده، فطرت، میل، عشق و انواع نیازهای مادی و جسمانی دارد، اما در عین حال به بالاترین مقامات آسمانی دست یافته و آنچه را که در وهم و خیال دیگران نمی گنجد را دارا شده است. «اگر ما انسان کامل اسلام را نشناسیم قطعاً نمی توانیم یک مسلمان تمام و کامل باشیم و به تعبیر دیگر، یک انسان ولو کامل نسبی از نظر اسلام باشیم.[6]

بنابراین هدف از شناخت انسان کامل، حرکت به سوی او و الگو پذیری از شخصیت و مقام والای اوست.[7] زیرا هر چه که ما به انسان کامل نزدیک ترشویم رشدوکمال بیشتری یافته وحقیقت انسانی را به نحوکامل تری دارا شده ایم.

تبیین و تفسیر انسان کامل از نگاه شهید مطهری(ره)

صاحب نظران در زمینه معرفی انسان کامل سخنان بسیاری گفته اند و هر یک به تناسب علم و معرفتی که از مقامات او کسب کرده اند گام هایی را برای زدودن پرده از چهره این شخصیت آسمانی برداشته اند. البته همۀ آنها در پایان اعتراف کرده اندکه انسان کامل را آن گونه که هست، نشناخته اند وازهنرو توان لازم برای وصف این مقام والا برخوردار نبوده اند.

شهید مطهری در تبیین و تفسیر انسان کامل اسلام، مطالب زیبا و فراوانی ‏را بیان کرده است که بخشی از آن را ذکر می‏کنیم:

انسان کامل آن انسانی است که همه ارزش‏های انسانی‏اش با هم رشد کنند، هیچ‏کدام بی رشد نمانند و همه هماهنگ یک‏دیگر رشد کنند و رشدشان به حدّ اعلابرسد» که اگر چنین شد، آن گاه می‏شود انسان کامل. این همان کسی می‏شود که‏قرآن مجید او را تعبیر به امام می‏کند که: «وَإِذِ ابْتَلَی‏ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ‏ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَ مِنْ ذُرِّیَتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ: و (به یاد آر) هنگامی که خدا ابراهیم را به اموری امتحان فرمود و او همه را به جای آورد، خدا به او گفت: من تو را به پیشوایی خلق برگزینم، ابراهیم عرض کرد: به فرزندان من چه؟ فرمود: (اگر شایسته باشند می‌دهم، زیرا) عهد من به مردم ستمکار نخواهد رسید.»[8]

علی علیه‏السلام؛ مصداق بارز انسان کامل است. به این جهت انسان کامل است که همه ‏ارزش‏های انسانی در او رشد کرده و به حدّ اعلای رشد رسیده و هماهنگ رشد کرده است.[9]

جمعه: 18 / 12 / 1402- 27 شعبان 1445- 8 مارس 2024

منابع

۱. سیری در سلوک عارفان، محسن ابراهیمیان، نشر معارف، قم، ۱۳۸۲.

۲. هستی و هبوط (انسان در اسلام)، حمید پارسانیا، دفتر نشر معارف، قم، ۱۳۸۳.

۳. شرح چهل حدیث، امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران ۱۳۷۱.

۴. صحیفه امام، امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۳۷۹.

۵. التعلیقات علی شرح فصوص الحکم، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۶۶.

۶. انسان کامل (دو رساله از شیخ محی الدین ابن عربی)، گل بابا سعیدی، انتشارات دکتر سلمانی، تهران، ۱۳۷۸.

۷. خصال، شیخ صدوق، انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۶۸.

۸. مقالات برگزیده همایش تربیت در سیره و کلام امام علی (ع)، علم الهدی، معاونت پژوهش آموزش و پرورش، تهران، ۱۳۸۰.

۹. افق های کمال، سید محمد حیدر علوی نژاد، بوستان کتاب، قم، ۱۳۸۲.

۱۰. المحجة البیضاء، محسن فیض کاشانی، انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۶۸.

۱۱. سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، عبدالله نصری، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ۱۳۷۸.

۱۲. فلسفه حکمت انسان، عبدالله نصری، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۷۹.

۱۳. به سوی روان شناس بودن، آبراهام مزلو، ترجمة احمد رضوانی، آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۷۲.

۱۴. انسان کامل، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۰.

۱۵. مجموعه آثار، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۱.

۱۶. آشنایی با قرآن، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۵.

۱۷. عدل الهی، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۶۴.

۱۸. امام شناسی، سید مهدی میرباقری، مؤسسه فرهنگی فجر ولایت، تهران، ۱۳۸۵.

۱۹. صبر جمیل، سید مهدی میرباقری، دفتر فرهنگستان اسلامی، قم، ۱۳۸۵.

۲۰. اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی.

۲۱. مبانی روان شناسی از دیدگاه اسلام، تقی ژاله فر، انتشارات نیکان کتاب، تهران، ۱۳۸۲.

۲۲. نهج البلاغه، شرح و ترجمه فیض الاسلام.

۲۳. انسان کامل از نگاه امام خمینی (س) و عارفان مسلمان، محمد امین صادقی ارزگانی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۸۳.

۲۴. انسان شناسی (انسان کامل)، یحیی کبیر، انتشارات مطبوعات دینی، قم، ۱۳۸۴.

۲۵. امامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۳۸۱.

۲۶. آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، قم، ۱۳۷۷.

۲۷. مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، محمد فیاض لاهیجی، مقدمه کیوان سمیعی، انتشارات سعدی، تهران، ۱۳۷۱.

۲۸. المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایی، انتشارات اسلامی، قم.

29- باز شناسی جایگاه انسان درنظام هستی، اسدالله افشار، سفيرارد هال، تهران، 1394.


[1] - سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، عبدالله نصری، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی،ص 270، تهران، ۱۳۷۸.

[2] -به سوی روان شناس بودن، آبراهام مزلو، ترجمة احمد رضوانی، آستان قدس رضوی،ص 22، مشهد، ۱۳۷۲.

[3] - کمال، صفت وجودی است که برای هر موجودی متناسب با آن و متناسب با غایت آن، معنا می‏شود؛ بنابراین، کامل بودن هر چیزی به‏صورت خاص باید تعریف شود. انسان کامل غیر از حیوان کامل و غیر از فرشته کامل و... است؛ ولی می‏توان این گونه نتیجه گیری کرد که «کمال، فعلیّت یافتن استعدادها و قوّه‏ها است».

[4] - يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ: هان اى انسان! تو به سوى پروردگارت تلاش بسيارى دارى و سرانجام به لقاى او خواهى رسيد. ( سوره انشقاق / 6)

[5] - شما سراغ هر موجودی بروید می‏بینید، خودش برای خودش به عنوان یک صفت ‏انفکاک‏پذیر نیست...؛ ولی این انسان است که ممکن است یک انسانی باشد منهای انسانیت برای این‏که آن چیزهایی که ما آنها را انسانیت انسان می‏دانیم، آن‏ چیزهایی که به انسان شخصیت می‏دهد (نه آن چیزهایی که ملاک شخص ‏انسان است‏) این‏ها اوّلاً یک سلسله چیزهایی که با ساختمان مادّی انسان ‏درست نمی‏شود چون غیر مادّی است و ثانیاً آن چیزهایی که ملاک انسانیت ‏انسان است و به انسان شخصیت می‏دهد، فضیلت می‏دهد و ملاک فضیلت انسانی ‏انسان است به دست طبیعت ساخته نمی‏شود به دست هیچ کس ساخته نمی‏شود فقط و فقط به دست خود انسان ساخته می‏شود... (انسان کامل، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا،ص 71، تهران، ۱۳۷۰.)

[6] - انسان کامل، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۰.

[7] - انسان کامل شخصیتی است که به همه کمالات انسانی دست یافته و قله های بلند رشد و تعالی را با گام های استوار خویش فتح کرده است. هر استعداد و ظرفیتی که خداوند به بندگان خود عطا کرده و در وجود انسان کامل به نحو تام و تمام شکوفا شده و هر فضیلت و کرامتی که برای بشر تصور شود برترین و بالاترین درجه آن نصیب انسان کامل شده است. اگر از اخلاق، سخن به میان آید انسان کامل صاحب خلق عظیم است و خوش خلقی و مهربانی او حتی بدترین دشمنان را به شگفت آورده است. اگر صحبت از علم و دانش شود انسان کامل چشمه جوشان علم و حکمت است. در همت و قدرت انسان کامل همین بس که بار سنگین سرپرستی بشر، بلکه مسئولیت خطیر هدایت کل جهان، بر دوش های استوار او نهاده شده است و در عظمت و قداست انسان کامل همین بس که هر خیر و خوبی و زیبایی که در هر کجا یافت شود جلوه ای از شعاع نور اوست و هر شر و بدی و زشتی که در هر کجا پدید آید نشانه ای از دوری و بی کرامتی و بی حرمتی به اوست...

[8] - سوره بقره / 124

[9] - انسان کامل، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، ص 28، تهران، ۱۳۷۰.



ارسال توسط افشار

نکته های قابل تأمل در زندگی بشری / 2

اسدالله افشار

فصل اول) مباحث مربوط به تربیت - بخش اول

بحث اول- پايه های سعادت

تمام خوشبختي ها و بدبختي ها ی جسمی و روانی يک فرد، يک خانواده، يک کشور و خلاصه تمام مردم روی کره زمين متکی به دو پايه است: يکی اصل وراثت و ديگری اصل تربيت. تربيت باندازه ای مهم و مؤثر است که در بعضی از موارد می تواند خاصيت صفات موروثی را متوقف ساخته، بدست فراموشی بسپارد و آثار خاصيت های خود را ظاهر کند و افراد را به اقتضای خود بار بياورد. به نطر دانشمندان تربيت عامل بسيار مؤثری است که قادر است در بعضی از مواقع خاصيت وراثت های بد را باطل و خاموش کند و افراد را به مسير سعادت و شايستگی رهبری نمايد؛ اما ممکن است در بعضی از مواقع تربيت عملا نتيجه مثبت کاملی ندهد و نتايج مفيدی از آن بدست نيايد و اين باعتبار خصوصيا ت سرشتی افراد متفاوتست. مسلم اين است که بايد تمام مردم را بديده قابليت نگريست و همه را در معرض تربيت قرار داد تا اگر در باطن افرادی استعدادهای خوب و مفيدی وجود داشته باشد در اثر تربيت بروز کند و از قوه به فعليت در آيد و صاحبش را بشری شايسته و لايق بار آورد.

بحث دوم- پی ريزی تربيت صحيح و پرورش شخصيت

برنامه زندگی و روشهای اخلاقی دوران عمر تمام زنان و مردان اجتماع عبارت از مجموعه تربيت هايی است که در دوران کودکی از پدران و مادران در محيط خانواده، از آموزگاران و اساتيد در محيط آموزشگاه ها فرا گرفته اند.

هر خوب و بدی را که آنان در ايام طفو ليت، به کودکان آموخته اند در بزرگسالی از خود بروز مي دهند و عملا بکار می بندند. به عبارت ديگر وضع روحی و اخلاقی و کيفيت رفتار و گفتار مردم هر عصری محصول بذرهای تربيتی است که در ايام کودکی در مغز آنان افشانده شده است.

خوبی و بدی، پاکی و ناپاکی، قوت و ضعف ملت فردا را بايد در روش تربيت کودکان امروز جستجو کرد . شخصيت، استقلال اراده،اعتماد به نفس، و همچنين زبونی، فرو مايگی، عدم اعتماد به نفس، از صفاتی است که اساس آن در دامن پدر و آغوش مادر پی ريزی می شود.

ايجاد شخصيت و اعتماد به نفس، در کودک يکی از وظايف تربيتی پدران و مادران است و پيدايش اين حالت روانی در اطفال برنامه منظمی دارد که اگر با دقت بکار برده شود نتيجه، مثبت و فرزند با شخصيت بارمی آيد، و عدم توجه به آن باعث زبونی و فرو مايگی طفل است.

اولين شرط تربيت صحيح و پرورش شخصيت و استقلال کودک آن است که پدران و مادران، فرزندان خود را بشناسند و ارزش حقيقی آنها را از نظر دور ندارند، باور کنند که طفل آنها يک بره يا يک مرغ نيست که فقط غذايی بخورد و حرکتی کند و در جايی بخوابد!

بحث سوم- احساس (عقده ) حقارت

احساس حقارت يکی از حالات تيره و نامطبوع روان است که گاهی ازدوران کودکی دامنگيرانسان می شود . اگر اين حالات روحی تشديد شود و در ضمير باطن، مزمن گردد و به صورت يک عقده روانی در آيد، عوارض بسياروحشتناکی روی جسم و جان می گذارد و مصیبت هایی را به بار می آورد.

وقايع نا مطلوب و خاطره های تلخی که عزت نفس و شخصيت آدمی را در هم می شکند به خود خواهی و غرورذاتی انسان، ضربه می زند و موجب احساس حقارت می شود.

گاهی احساس حقارت در اثر هتک و توهين، و شرائط مخصوصی بوجود می آيد که پس از گذشت چند ساعت يا چند روز فراموش می شود و از خاطر ميرود ولی در بعضی از مواقع، عامل پايدار و ثابتی باعث احساس حقارت می شود و در اعماق جان نفوذ می کند. دراين موقع احساس حقارت، به عقده حقارت تبديل می شود و مانند يک نا خوشی مزمن ناراحت کننده، صاحبش را همواره رنج می دهد.

علل و عوامل بسياری در ايجاد اين حالت روانی مؤثر است. عيوب طبيعی در ساختمان کودکان و نواقص تربيتی در وضع پرورش آنان، می تواند منشا احساس حقارت و احيانا باعث بوجود آمدن عقده حقارت گردد. يکی ديگر از علل احساس حقارت که می تواند مايه عقده حقارت گردد و نا کامي هايی به بار بياورد، اسم بد، نام خانوادگی بد و لقب بد است.

بحث چهارم- راه درمان عقده حقارت و نحوه مبارزه با آن

عقده حقارت يک بيماری روانی است که همواره صاحبش را رنج می دهد،آرام و آسايش خاطر را از او سلب می کند.ازدو راه می توان بيمار را از نگرانی خلاص کرد: يکی گشودن عقده روانی، و ديگری تخدير احساس. در هر دوصورت بيمار از اضطراب آسوده می شود با اين تفاوت که در صورت اول بيمار درمان شده است، و درصورت دوم بيمار، احساس عقده نمی کند.

بهترين و اساسی ترين راه مبارزه با احساس حقارت،آنست که آدمی مقهور آن احساس نشود و شخصيّت خود را نبازد، حتی المقدور آن را برای آشکار کردن استعداد و قابليت خويش تصميم بگيرد،کاری که خود را برای آن شايسته می داند انتخاب نمايد، تمام نيروی خود را در آن راه بکار اندازد، و برای نيل به آن، حداکثر جديّت را معمول دارد. بدون ترديد روزی که به هدف رسيد و آن کاررا به خوبی فراگرفت و حوائج جامعه را به درستی تأمين کرد، درکمال آبرومندی زندگی می کند، نه خود به حقارت خويش توجه دارد و نه مردم او را به ديده تحقير می نگرند.

بحث پنجم- حس مسئوليت و اعتماد بنفس

حس مسئوليت و اعتماد بنفس در هر شخصی، يکی از بزرگترين ارکان سعادت فرد و اجتماع است. پيروزي های درخشانی که مردان بزرگ جهان بدست آورده اند وپيشرفت هايی که در شئون مختلف علمی، اجتماعی و اقتصادی، نصيب آنان شده است همه و همه، مرهون درک مسئوليت فردی و باتکاء فعاليت های پی گير و مداوم آنان بوده است. موفقيت های علمی برای کسانی است که باپشتکار و کوشش خود، به مطالعه و ممارست خود،اميدوارند.

محصلی که به درستی درس نخوانده و به قدر کافی زحمت نکشيده و به اميد کمک دیگران و ارفاق اين و آن در جلسه امتحان شرکت می کند، هرگز به مدارج عاليه علمی نايل نخواهد شد.

اعتماد بنفس اساس هر رستگاری و هر پيشرفتی است. اگراکثر افراد ملتی به آن فضيلت آرايش يافتند آن ملت بزرگ و توانا می شود و سرّ ارتقاء و توانايی او فقط داشتن همان خصلت است، زيرا در اين صورت عزم انسان، قوی و در صورت اتکاء بديگری ضعيف می شود.

مقصود از اعتماد بنقس که چندی است زبان زد مردم شده و مکرر در کتاب های روانشناسی و تربيتی به چشم مي خورد اين است که هر فردی در تأمين سعادت مادی و معنوی خود ، به خويشتن تکيه کند، به اراده و عمل خود متکی باشد، از همسايه، ازرفيق، و خلاصه از مردم منقطع باشد و هرگز آنان را تکيه گاه اميد و سعادت خود قرار ندهد و بداند پشتکار او و جديت او ، اميدواری و صحت عمل او ، مايه پيشرفت و موفقيت او است، و بر عکس،تنبلی و مسامحه کار او، ناتوانی و نا اميدی و نادرستی او، منشاء بدبختی و سقوط او است.

بحث ششم- اساس تعليم و تربيت ا سلامی

اساس تعليم و تربيت اسلامی بر مسئوليت فردی، تکاليف شخصی ، انجام وظيفه، و اعتماد بنفس استوار است. هرفرد مسلمانی درشئون دينی و دنيوی خود تکاليف مخصوصی دارد، و در راه تأمين سعادت بايد به شخص خود، به نيت خود، و به عمل خود تکيه کند، وآن را وظايف را قدم به قدم انجام دهد.

اسلام درراه ايجاد اعتماد بنفس ،تنها به بيان مسئوليت فردی و احياء شخصيّت مسلمين قناعت نکرده است بلکه اعتماد به خلق را که نقطه مقابل اعتماد بنفس است مذموم شناخته و پيروان خود را ازآن برحذر داشته است. دراسلام تأمين سعادت روحانی و نيل به کمالات معنوی مانند خوشبختي های دنيوی بر اساس مسئوليت فردی استوار است.

همانطور که سعادت مادی هر انسانی وابسته بدرجه فعاليت شخصی وتابع سعی وکوشش خود اواست، سعادت معنوی و نيل به درجات روحانی هر شخص نيز بستگی مستقيم به مراتب ايمان باطنی و فعاليت های فردی خود او دارد.

بحث هفتم- ا حياء استعداد ها در سايه تشويق و تحسين

در سايه تشويق و تحسين ، استعدادهای درونی افراد به فعليت می رسد و کمالات نهانی مردم آشکارمی گردد. گويی تحسين و تمجيد، به افراد نيروی تازه ای می بخشد، درهای تعالی و تکامل را بروی آنان باز می کند !

گاهی تحسين به موقع، مسير زندگی يک انسان را بکلی عوض می کند و او را به شاهراه سعادت و خوشبختی رهبری می نمايد، شخصيتش احياء می شود، نوراميد اعماق جانش را روشن می کند، به خويشتن مطمئن می گردد بدون ترديد و دو دلی، راه تکامل خود را پيش مي گيرد، و سرانجام به پيروزی درخشانی نائل می شود.

بر عکس گاهی خود داری از يک تمجيد و تحسين، شخصيت انسان را می کشد، او را دچار حقارت و زبونی می کند، اعتماد بنفس را از دست می دهد، گرفتار ياس و نا اميدی می گردد، و با خود می گويد آنقدر نا لايقم که حتی دوستانم مرا شايسته تحسين ندانستند. بدبختی اوازهمان نقطه شروع می شود،خود را می بازد، مايوس می گردد، بيماری حقارت در جانش ريشه می کند، و سرانجام به عوارض شومی مبتلا می گردد.

بحث هشتم- راه درمان بيماريهای روحی و گشودن عقده های روانی

صاحب نظران و پيشوايان مکرم اسلام برای درمان بيماريهای روحی و گشودن عقده های روانی مردم به دو نيرو تکيه کرده اند : يکی نيروی علم و ديگری نيروی ايمان.بدون ترديد نيروی ايمان در آرامش نفس واطمينان خاطر به مراتب از قدرت علم بيشتر و قوی تر است . در مواقع خطير ، در آنجايي که نگرانی و اضطراب روح باوج اعلای خود می رسد و هيجانهای درونی، طوفانی بر پا می کنند ، و دانش روانشناسان ، از آرام کردن آن عاجز می شوند، قدرت نيرومند ايمان به آن ناراحتی خاتمه می دهد و روح خود باخته و طو فانی را مطمئن و آرام می کند.عموم دانشمندان روانشناس معترفند که ايمان، نقش مهمّی در علاج بيماريهای روحی دارد ، و درکتاب های خود به اين مطلب تصريح کرده اند.

بحث نهم- دگرگونی و تحوّل آد می از زمان ولادت تا بيست و يک سالگی

آدمی از زمان ولادت تا بيست و يک سالگی همواره در معرض دگرگونی و تحوّلات است، و اوضاع جسم و جانش پيوسته تغيير می کند. رسول اکرم (ص) اين امتداد زمانی راکه مرحله رشد و نموّ است به اعتبار وضع جسم و روان فرزندان و طرز برخورد والدين با آنا به سه هفت سال تقسيم نموده است:

هفت سال اول

آدمی در هفت سال اول زندگی به عنوان طفل، بر پدر و مادرخود حکومت می کند. زيرا فکرش به بلوغ نرسیده و جسمش ناتوان است. پدرو مادر او را با ديده رأفت و رحمت می نگرند و ناچارند از وی اطاعت نمايند، خواسته هايش را برآورده سازند و به تمنيّاتش جامه عمل بپوشا نند. به همين جهت رسول اکرم (ص) فرموده است: طفل در هفت سال اوّل آقايی و سيادت دارد.

هفت سال دوم

در هفت سال دوم زندگی، تغييرات قابل ملاحظه ای در تن و روان آدمی پديد می آيد،جسمش قوی می شود و درکش رشد می کند، تااندازه ای خوبي ها و بدي ها را می فهمد ، به همين جهت مورد مؤاخذه پدر و مادر و آموزگار قرار می گيرد، ولی چون عقلش به خوبی شکفته نشده و صلاح و فساد خود را بدرستی تشخيص نمی دهد، پدرو مادر وظائفش را آمرانه و به صورت دستور قطعی به وی تذّکر می دهند و او ناگزير است ازفرمان والدين اطاعت کند و اوامر آنان رابکار بندد. به اين جهت رسول اکرم (ص) فرموده است : کودک در هفت سال دوم زندگی،بنده فرمانبرپدر و مادر است.

هفت سال سوم

هفت سال سوم عمرکه از پانزده سالگی آغاز می شود دوران بلوغ و جوانی است، دراين دوره اندام وافکار فرزند به کلی دگرگون می گردد و تحوّلات چشم گيری در جسم و جانش پديد می آيد، مميزات کودکی از ميان می رود و نشانه های بزرگسالی در وی آشکار می گردد.

رسول اکرم (ص) جایگاه و موقعیت او را در اين دوره به"وزير" تعبير نموده است.[1] او نه مانند هفت سال اول آقا و فرمانروای والدين است و نه مانند هفت سال دوّم، بنده و فرمانبردار پدر و مادر است ، بلکه فرزند دراين دوره نقش وزير را در خانواده ايفا می نمايد.

بحث دهم- تربيّت ضرورتی اجتناب ناپذیر در زندگی اجتماعی انسان

1-تربیت نسل شایسته یکی از اهداف زندگی است و از اموری است که ضرورت و اهمیت پرداختن به موضوع تربیت فرزند را بیشتر روشن می‌سازد. در آموزه‌های دینی بر اهمیت تربیت و آثار آن تأکید فراوان شده است.

2-تربيت يک ضرورت اجتناب ناپذير در زندگی اجتماعی انسان است.آدمی برای ادامه حيات انسانی و نيل به کمال لايق خود ناگزير است با ديگران بياميزد و عضو جامعه بشر ی باشد و درفعاليت های اجتماعی با آنان همکاری نمايد.

3- تربیت یکی از وظایف و تکالیف فردی، خانوادگی و اجتماعی است؛ زیرا انسان برخلاف دیگر آفریده‌های خداوندی، از اراده، اختیار و انتخاب برخوردار است و راه‌های گوناگونی در برابرش قرار گرفته است. علل و عوامل درونی و بیرونی بر اراده و انتخاب او تأثیر می‌گذارد. لذا رفتارهای گوناگون و متضاد وحتی متناقضی را انجام می‌دهد. بنابراین، لازم است تا آموزش‌های خاصی به وی داده شود و براساس رفتارهای خاص تربیت و پرورش یابد.

4-تربيت ،تجربيّات نسل های گذشته را به نسل های بعد منتقل می کند و راه و رسم زندگی را به بشرمی آموزد. تربيت، برنامه همآهنگی فرد با اجتماع است. تربيّت، عواطف و احساسات را اندازه می گيرد و تمايلات انسان را به راه صحيح هدايت می نمايد و روابط شخص را با اجتماع براساس صحيح منظم می سازد.

5-تربيّت صحيح يکی از مهمترين ارکان سعادت بشر است، تربيّت رمز کاميابی و خوشبختی انسان ها در طول ايّام زندگی است.

6-تربيّت صحيح شخص را انسانی معتدل و قابل معاشرت می سازد، غرائزش را براساس مصلحت اندازه گيری می کند و به آنها شکل سازگاری با جامعه می بخشد وآدمی را درارضاء تمايلات نفسانيش از افراط و تفريط مصون می دارد.

7-تربيّت صحيح نقش مؤثری درحسن همکاری خانوادگی و اجتماعی ايفاء می نمايد و تربيّت نا صحيح باعث ناسازگاری و اختلاف درخانوداه و اجتماع می شود.

8- باورمندی به تربیت نسل، از امور مهم زندگی است که انسان باید برای آن وقت بگذارد.

9- وظیفۀ ما برای تربیت فرزند؛ توجه، هدف‌گذاری و وقت‌گذاری است.

10- صبر، استمرار و روش‌مندی فرمول فرآیند تربیت است.

11- تربیت به صورت دفعی اتفاق نمی‌افتد بلکه از جنس تار و پود است که باید با صبر، استمرار و روش‌مندی شکل بگیرد.

12- روایات درباره تربیت فرزند اشاره دارند به:

تربیت فعالانه

دوری از رهاسازی تربیتی

تربیت فرآیندی

تربیت تکلیف محور

13- تربیت فرزند به معنای فراهم آوردن مقدمات لازم برای به فعلیت رسیدن قوای او در راه تقرب به خداوند است. این عمل نیازمند آگاهی و تمرین عملی است. اگر پدر و مادر در جهت انتقال عقاید صحیح و ایجاد رفتاردرست در فرزند خود کوشا باشند، خیر او را فراهم کرده اند و خداوند بر آنان در رحمت را خواهد گشود .

14- عمل تربیتی در خانواده به منزله پاسداری از فطرت توحیدی فرزند است. این پاسداری یک وظیفه بزرگ تربیتی و اخلاقی است که عمل به آن مهمترین کارکرد خانواده را فعلیت می بخشد.

15- درتربیت فرزند نیز همچون سایر قلمروهای زندگی، باید اصول ثابت ر ا از امور متغیر جدا ساخت و به این حقیقت توجه کرد که برخی از آداب و ظواهر زندگی تغییر می کند و روابط اخلاقی و نیازمندی های زندگی اجتماعی دگرگون می شود.

16-تربیت فرزند را باید با آگاهی از تفاوت های خود و فرزندان از حیث فضای فرهنگی و مناسبات اجتماعی صورت داد. باید فرزند را آماده ساخت تا اصول ثابت و نامتغیر اخلاق را متناسب با ظرف زمانی و مکانی زندگی خود رعایت کند. این آمادگی او را برای مقابله با تلقینات مسموم توانا می سازد و امنیت اخلاقی او را در دوران جوانی و بعد از آن تضمین می نماید.[2]

17- «تربیت»، مفهوم بی پایان و بی کرانه ای است که تمامی شئون و ساحت های حیات انسانی را در بر می گیرد؛تربیت نه در حصار زمان محدود می شود و نه در قلمرو مکان می گنجد. فراتر از محیط،وسیع تر از عالم و ژرف تر از رفتار بیرونی و نهان و سرشت آدمی است. تربیت ریشه در هزاران نسل پیشین انسانی دارد و سایه تاثیر آن بر تمام نسل های پسینی نیز ادامه خواهد داشت. فرایند تربیت، در اقتصاد، مدیریت، سیاست، جنگ، صلح، هنر، ادبیات، تکنولوژی، دانش های انسانی، روابط اجتماعی، رشد و تعالی درونی ترین ویژگی ها، خصلت های روحی و روانی انسان ها رخ می نماید و برآیندهای مستقیم دارد.[3]

18- شناخت انسان مهمترین امر در تربیت است؛ اینکه حقیقت انسان چیست، و این موجود از چه استعداد و ظرفیت وجودی برخوردار است بسیار حائز اهمیت است. همانطور که گفته شد در چرایی تربیت علل بی شماری وجود دارد که مهم ترین آن ها کمال طلبی انسان و تأثیر تربیت بر نسل های بعدی و همه جوانب زندگی فردی و اجتماعی انسان است. این تربیت است که می تواند جهانی را آباد کند یا آن را به نابودی بکشاند. پس در سایه ی تربیتی درست و برنامه ریزی شده است که انسان به سعادت واقعی می رسد و استعداد های خود را شکوفا می کند و این خود بهترین پاسخ به چرایی تربیت است.

چهارشنبه: 16 / 12 / 1402- 25 شعبان 1445- 6 مارس 2024

منابع

1-اکبرى، محمدعلى. 1371، دارالفنون نخستین گام‏هاى توسعه فرهنگى در ایران معاصر، دفتر دانش، شماره 2 و 3.

2- باقرى، خسرو. 1379، «تربیت دینى در برابر چالش قرن بیست و یکم»، مجموعه مقالات تربیت اسلامى، ج3، قم، مرکز مطالعات تربیت اسلامى.

3- برزینکا، ولفگانگ. 1376، فلسفه تعلیم و تربیت، ترجمه‏ى محمد عطاران، فلسفه تعلیم و تربیت معاصر، تهران، محراب قلم.

4- العلوانى، طه جابر. 1377، اصلاح تفکر اسلامى، ترجمه محمود شمس، تهران، قطره.

5- کارنوى، مارتین. 1367، آموزش و پرورش در خدمت امپریالیسم فرهنگى، ترجمه محبوبه مهاجر، تهران، امیرکبیر

6- ماجد عرسان الکیلانى. 1998، فلسفة التربیه الاسلامیه، بیروت، الریان.

7- واتسن، براندا. 1379، «تدریس مؤثر تربیت دینى»، ترجمه و تلخیص بهرام محسن‏پور، مجموعه مقالات تربیت اسلامى، شماره 3، قم، مرکز مطالعات تربیت اسلامى.

8-هاشمی، سید حسین.1388، چیستی و اهداف تربیت.فصلنامه پژوهشهای قرآنی، شماره60-59، سال پانزدهم.

9- دلشاد تهرانی، مصطفی.1393، سیری در تربیت اسلامی، انتشارات دریا، تهران.

10- رحیمی، رمضانعلی.1385، تربیت از دیدگاه اسلام. ماهنامه شمیم یاس، شماره 48، اسفند1385.

11- رهبر، محمدتقی و رحیمیان، محمدحسن.1385، اخلاق و تربیت اسلامی، انتشارات سمت، قم.

12-شریعتمداری، علی.1351، فلسفه تعلیم و تربیت، کتابفروشی ثقفی، اصفهان.

13- شفیعی سروستانی، اسماعیل.1375، تعلیم و تربیت،جایگاه و عملکرد آن. ماهنامه موعود،پیش شماره 1.

14- افشار، اسدالله.1394 ، مبانی حیات پرورشی دراسلام ، سفيرارد هال، تهران.


[1] -طبرسی؛ حسن بن فضل (قرن ۶ق). مکارم الاخلاق. به تصحیح محمود بن ملا صالح بروجردی. الناشر مؤسسة الأعلمی للمطبوعات. ص 115.

[2] - موسی کاظمی محمدی، سیدعلیرضا،1402، بررسی ضرورت و اهمیت تربیت،هفتمین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش،تهران،

[3] - هاشمی، سید حسین(1388). چیستی و اهداف تربیت. فصلنامه پژوهشهای قرآنی، شماره 60-59، سال پانزدهم، صفحه 71-30



ارسال توسط افشار

نقش کاریکاتوریست های در بیداری مردم

اسدالله افشار

هنر طنزبه اشکال گوناگون در زمان های مختلف خود را به نمایش گذاشته است. گاهی در قالب متن، گاه تصویر، گاهی در قالب پیامک و امروز در قالب کاریکاتور.[1] طنز با زندگی بشر ممزوج وجزء جدانشدنی آن است. آدمی می خندد پس هست. این نگاه خنده با هویت عقلانی و هویت انسانی اوگره خورده است.

هنرکاریکاتور خیلی پیش از پیدایش روزنامه‌نگاری و حتی اختراع صنعت چاپ در دنیا رواج داشته و در واقع عمری به درازای تاریخ مکتوب انسان دارد. این هنر در عصر باستان شناخته شده و رواج داشته‌است. اولین کاریکاتورهایی که در آن‌ها مسائل سیاسی و اجتماعی مطرح شد، در حفاری‌های شهر پمپی به دست آمده که تقریباً ۱۹۰۰ سال پیش در زیر گدازه‌های آتش‌فشانی پنهان بود. این کاریکاتورها بر روی ستون‌های سنگی کنده شده بود و در معرض دید همگان قرار داده می‌شد. در قرن اخیر اگر چه در نقاشی‌های نقاشان بزرگ قرن ۱۶ میلادی، از قبیل هولباین، بروگل نقشهای کاریکاتور فراوان به چشم می‌خورد، اما سنت کاریکاتور سازی که اساس آن تأکید برجنبه‌های خنده‌آوراشخاص، موضوع کاریکاتور است. درقرن ۱۷ میلادی به‌دست آگوستینو کاراچی در ایتالیا پایه‌گذاری شد.

آگوستینو کاراچی نقاش ایتالیایی اولین هنرمندی بود که برای سرگرمی خود و دوستانش ازچهره واقعی، تصاویرکمیک می‌کشید. کسانی که از کارگاه او دیدن می‌کردند، سوژه‌های تصاویری وی می‌شدند. این بازدید کنندگان چهره خود را به صورت سگ، خوک، قاطر یا حتی پارچ آب و قرص نان می‌دیدند.

معروفترین کاریکاتوریست درقرن ۱۸ میلادی نقاش انگلیسی ویلیام هوگارت بود(۱۷۶۴۱۶۹۷). هوگارت نمی‌خواست به عنوان یک کاریکاتوریست شناخته شود.درحقیقت کارهای وی بسیارجدی‌تراز کاریکاتورهایی بود که پیش از آن کشیده شده بود. در طرح‌ها و نقاشی‌های وی تمام چیزهای شیطانی و احمقانه در انگلستان آن زمان نشان داده شده‌است. او به ندرت چهره واقعی مردم را می‌کشید، اما شخصیت‌ها در تصاویر وی شامل آدمهای خوب و بد، مستها، مردان و زنان مد پرست هستند. هوگارت هنرمندی بزرگ بود و نشان داد که یک کاریکاتوریست تا چه اندازه می‌تواند پر معنا باشد. دیگر هنرمندان انگلیسی برای نمایش زشتی و حماقت به ویژه در سیاست از شیوه هوگارت پیروی کردند.

اونوره دومیه هنرمند فرانسوی یکی ازتاثیرگذارترین‌ و معروف‌ترین کاریکاتوریست‌های قرن۱۹ که با آموختن شیوه لیتوگرافی و به راه افتادن نشریه کاریکاتور شارل فیلیپون، رونق خاصی به کاریکاتور داد. آثار دومیه کلاسیک‌ترین شیوه پرداخت کاریکاتور است.

از جمله کاریکاتوریست‌های ایرانی به توکا نیستانی و مسعود مهرابی می‌توان اشاره کرد. مسعود مهرابی اولین ایرانی بود که چندین نمایشگاه کاریکاتور درخارج ازکشور برگزارکرد واولین ایرانی بودکه جوایز بین‌المللی از جمله مدال نقره جشنواره کاریکاتور ژاپن و مدال برنز برلین را دریافت کرده‌است. او صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه سینمایی فیلم بود. کاریکاتوریست‌های مشهور دیگر عبارتند از:

توماس رولندسون (۱۸۲۷۱۷۵۶)

جیمز گیلری (۱۸۱۵۱۷۵۷)

جورج کرویک شانک (۱۸۷۸۱۷۹۲)

دیوید لوین

گیرمو موردیلو

کاریکاتور از نظر شکل و طراحی پنج نوع است که عبارتند از:

کاریکاتور ساده: در این کاریکاتور طراح، تناسب اعضای بدن انسان و اشیا را تغییر می‌دهد.

کاریکاتور هجایی: این طرح‌ها کاریکاتورهایی هستند که ضمن تغییر عیب جو و ریشخندکننده نیز هستند. در کاریکاتورهای سیاسی، بیشتر از این طرح‌ها استفاده می‌شود.

طرح‌های کمیک: معمولاً ژورنالیستها، صفحه فکاهی خود را از این طرح‌ها پر می‌کنند. هدف اصلی این طرحها بیشترخنداندن خوانندگان روزنامه یامجله است وطراح، اهداف تزیینی یا اجتماعی را دنبال نمی‌کنند.

طرح‌های ساده: نقش اصلی و اساسی آن انتقاد و تفسیر کارها و فعالیت‌های روزانه در روزنامه و مجلات است.

طرح‌های فانتزی: این طرح‌ها هم کم و بیش کمیک هستند اما تخیل در آن‌ها نقش اساسی دارد.[2]

کشف حقایق ناگفته غم انگیز فلسطین از طریق رمان های گرافیکی

کتاب های کاریکاتوری از دیرباز منبع طنز و سرگرمی برای کودکان و برخی بزرگسالان بوده است. با این حال، برخی از روزنامه‌نگاران و کاریکاتوریست‌ها سعی کرده‌اند موضوعات جدی و گاه غم‌انگیزی را بیان کنند که از سلطه ابرقهرمانان پر جنب و جوش و محتوای شاد فاصله گرفته و منجر به پیدایش مجلات طنز شده است. این هنرمندان از رسانه خود برای پرداختن به مسائل مهم جهانی و روشن کردن رنج بشر استفاده می کنند.

از جمله این هنرمندان طنز، کاریکاتوریست و روزنامه نگار آمریکایی، سارا گلیدن است. گلیدن در طول سفر خود به سرزمین های اشغالی با حقیقت درگیری فلسطین و اسرائیل روبرو شد که برخلاف روایت رسانه های جریان اصلی به اصطلاح "بی طرف" بود. او داستان سفر خود را به یک رمان گرافیکی تبدیل می کند. این کاریکاتوریست به سوریه و عراق نیز سفر کرده و گزارش دیگری را با عنوان «خاموشی های غلتکی: اعزام ها از ترکیه، سوریه و عراق» در سال 2016 منتشر می نماید که در آن حقایق را با آبرنگ ترسیم می کند.

خانم گلیدن در گفت‌وگو با تهران تایمز، روزنامه‌نگاری طنز را با رسانه‌های خبری دیگر مقایسه کرده و در این زمینه چنین توضیح می دهد: فکر می‌کنم در روزنامه‌نگاری طنز، همانطور که اغلب در گزارش‌های خبری عادی وجود دارد، درباره «عینیت» دروغی وجود ندارد. با یک کاریکاتور طنز می توانیم ببینیم که شخصی تصویری را کشیده است، و این تصویر به ما یادآوری می کند که یک انسان هنرمند خلاق پشت این کار وجود دارد.

او با تأکید بر تأثیر رمان گرافیکی جو ساکو "فلسطین"، تأکید می کند که ساکو چگونه خود را در داستان قرار می دهد و چگونه او به طور فعال در گفتگوها و مصاحبه ها با مردم شرکت می نماید.

به نوعی، این باعث می‌شود بیشتر به او اعتماد کنیم، زیرا می‌دانیم که او تظاهر نمی‌کند که یک ناظر بی‌علاقه است. اویک انسان شبیه انسانهای دیگر است. از طریق نقاشی‌ها، ما واقعاً می‌توانیم با افرادی که داستان‌هایشان گفته می‌شود، آشنا شویم.

خانم گلیدن با تأمل در رابطه شخصی خود با فلسطین و انگیزه‌اش برای خلق اولین اثرش، اظهار داشت: «به‌عنوان یک یهودی آمریکایی، اسرائیل کشور من است، من در آن جا بزرگ شده ام، اما هر چه بیشتر در مورد اشغال و نحوه ایجاد آن کشور دقت می کنم و مطالعه می نمایم، سئوالات بیشتری برایم ایجاد می شود. خیلی دردناک است این جایی که قرار بود «مال من» باشد باعث ظلم بسیار به مردم دیگری شده است. کنجکاو بودم که چگونه می توانم به عنوان کسی که در آن جا متولد شده ام در مورد آن صحبت کنم. من نه تنها به عنوان یک یهودی آمریکایی بلکه به عنوان یک آمریکایی که دلارهای مالیاتی ایالات متحده از آن حمایت می کند، در قبال آن احساس مسئولیت می کنم.

او همچنین احساسات خود را به عنوان یک یهودی در واکنش به نسل کشی اخیر اسرائیل در غزه این گونه بیان کرد: «من عصبانی هستم. و فوق العاده غمگین. بسیاری از گروه‌های یهودی در اینجا هستند که فعالانه به این امر اعتراض می‌کنند، خواستار آتش‌بس هستند، می‌گویند« این نسل کشی نباید به نام ما تمام شود»، از سوی دیگر با سیاستمداران آمریکایی تماس می‌گیرند و به آنها می‌گویند که ارسال کمک‌های نظامی به اسرائیل را متوقف کنند، اما هنوز کشتار را متوقف نکرده اند. حالم بهم میخورد، نمی دانیم چه کنیم. واقعاً کسالت آور و مشمئزکننده است.»

او ضمن تجلیل و تحسین از جو ساکو (یکی از پیشگامان روزنامه‌نگاری کاریکاتوریست)، در مواجهه با این سئوال که آیا قبل از خلق اولین رمان گرافیکی خود با ساکو و آثارش روبرو شده یا خیر چنین پاسخ دادند: «من هنوز جو را در آن زمان ملاقات نکرده بودم، و همچنین بسیاری از کاریکاتوریست‌ها را در این زمینه ملاقات نکرده بودم. من اخیراً خودم شروع به ساختن و خلق کاریکاتور کرده ام. با این حال، کتاب «فلسطین» او جزو اولین رمان‌های گرافیکی بود که در سال 2002 خوانده بودم.

جو ساکو که در سال 1960 در مالت از پدری مهندس و مادری معلم به دنیا آمد، بخشی از دوران کودکی خود را در استرالیا گذراند و سپس در سن 12 سالگی به همراه خانواده اش به ایالات متحده نقل مکان کرد. در حالی که در اوایل دهه 90 در برلین زندگی می کرد، کنجکاویی و احساسش به او می گفت که کل داستان "حضور آمریکا در خاورمیانه " رنگ حقوق بشری ندارد و باورش با توجه به کارنامه ضد حقوق بشری آمریکا برایش سخت بود و به همین دلیل او برای درک بیشتر حقایق به غزه سوق داده شد.

ساکو در سال 1992 گزارش خود از این سفر را در یک رمان گرافیکی 9 شماره ای «فلسطین» منتشر کرد. این کتاب که حاصل مصاحبه با فلسطینی ها و اشغالگران است تاریخ اخراج فلسطینیان و آغاز انتفاضه را روایت می کند، توانست برنده جایزه کتاب آمریکا در سال 1996 شود و بسیار مورد تحسین قرار گرفت.

گری گروت، یکی از بنیانگذاران Fantagraphics، که این رمان گرافیکی را منتشر نمود، طی مصاحبه ای به گاردین گفت که پس از حمله حماس به اسرائیل در 7 اکتبر(2023 / 15 مهر 1402) و پس از بمباران غزه، تقاضا برای این کتاب افزایش یافت.

خانم گلیدن در مورد "فلسطین" ساکو گفت: "قبل از خواندن این کتاب، من واقعاً نمی دانستم که می توان از کمیک ها برای صحبت در مورد دنیای واقعی، درباره مسائل جدی، درباره داستان های واقعی استفاده کرد، فکر می کردم آنها فقط برای ابرقهرمانان و چیزهای خنده دار هستند. همانطور که در ایالات متحده رایج است. کارهای او چشمان من را به شکل جدیدی از طنز باز کرد، اما همچنین به واقعیت اشغال اسرائیل، که در آن زمان اطلاعات کمی درباره آن داشتم. این یک کار در درک پاره ای از واقعیت ها در من تأثیرگذار شد.

این کاریکاتوریست آمریکایی به تحسین خود از کتاب "فلسطین" ساکو اشاره کرد و گفت: این کتاب توسط کسانی که قبلاً با کمیک آشنا هستند بسیار خوانده شده است. با توجه به وضعیت فلسطین، من معتقدم که خوانندگان آن بیش از پیش گسترش خواهند یافت. من را شگفت زده می کند که قبل از 7 اکتبر، بسیاری از افراد در ایالات متحده و در سراسر جهان با این درگیری آشنا نبودند. با افزایش آگاهی، من پیش‌بینی می‌کنم که افراد بیشتری به دنبال کتاب‌هایی مانند «فلسطین» باشند تا درک عمیق‌تری از تاریخ به دست آورند.

گلیدن تمایل خود را برای کاوش در غزه، مشابه ساکو، و ساختن کاریکاتور درباره آن ابراز کرد. این باعث تأسف من است که در سفر اولیه ام نتوانستم از آن بازدید کنم. من از آن زمان به کرانه باختری سفر کردم، جایی که تجربه شگفت انگیزی داشتم و کاریکاتورهای کوتاهی در مورد افراد برجسته فلسطینی که با آنها روبرو شدم ساختم. با این حال، مشتاق بازگشت و خلق آثار بیشتر هستم. من فقط می توانم امیدوار باشم که غزه پس از حمله اسرائیل همچنان پابرجا بماند. وضعیت فعلی واقعاً دلخراش است.

به دنبال این رمان گرافیکی، ساکو به بوسنی سفر کرد تا حقیقت جنگ بوسنی را مستند کند و در نتیجه دو رمان "منطقه امن گراژده"[3] و "تعیین کننده" خلق شد."منطقه امن گراژده" بر گراژده، که یک منطقه مسلمان بوسنیایی است، تمرکز دارد.

این روزنامه نگار آمریکایی-مالتی سپس به فلسطین بازگشت تا ماجرای قتل عام رفح و خان یونس توسط اسرائیل در سال 1956 را در «پاورقی ها در غزه» منتشر نماید. پس از انتشار این رمان گرافیکی، روزنامه اسرائیلی هاآرتص، ساکو را به تحریف، تعصب و هذل گویی متهم کرد. در گزارشی از این روزنامه، مورخ نظامی برجسته اسرائیلی، مایر پیل، اظهار داشت: «این یک اغراق بزرگ است. هرگز قتلی با این درجه وجود نداشت. کسی کشته نشد من آنجا بودم. من از هیچ قتل عام اطلاعی ندارم!»

واکنش شدیدجریان‌های صهیونیستی به آثارساکو نه تنها اهمیت اجرای عدالت درفلسطین را برجسته می‌کند، بلکه بر تأثیر بالقوه مجلات طنز در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی گسترده‌تر نیز تأکید می‌کند.[4]

سه شنبه: 15/ 12 / 1402- 24شعبان 1445- 5 مارس 2024


[1] - کاریکاتور (از فرانسوی: caricature‎) نوعی نقاشی است که سوژه دلخواه را به صورت مضحک و خنده آوری ترسیم می‌کند. واژه کاریکاتور که اصل آن به زبان ایتالیایی کلمه کاریکاتورا Caricatura است از فعل کاریکاره ایتالیایی، به معنی بار کردن گرفته شده‌است. کاریکاره جریمه‌کردن و توبیخ‌کردن نیز معنی می‌دهد و به نظر می‌رسد که نخستین بار توسط شخصی به نام موسینی در سال ۱۶۴۶ میلادی به کار رفته باشد و او نیز به نوبه خود این واژه را کاراچی، یعنی نقاشی‌های خیابانی بلونیایی هم عصر خویش گرفته باشد. همچنین هانس هولبین (حکاک، چاپگر و نقاش آلمانی) مجموعه ای از آثار حکاکی شده خود را در قرن شانزدهم کاریکاتور نامید. چرا که این نقاشی‌ها همواره دارای عناصری اغراق‌آمیز بودند که سوژه‌ها را مضحکه می‌کردند. همچنین ممکن است که کاریکاتور از واژهٔ کاراتره (caracter) یا کارا اسپانیایی به معنای صورت اخذ شده باشد. عمده‌ترین بخش هر کاریکاتور صورت آن است. فی المثل در صورت‌های کاریکاتوری که آلبرشت دورر و لئوناردو دا وینچی هر دو مستقلاً حدود سال ۱۵۰۰ ترسیم کرده‌اند، صورتهایی با دماغ دراز و چانه دراز مشاهده می‌کردند.

[2] - کاریکاتور. ویکی پدیا / دانشنامه آزاد.

[3] - گُراژده یکی از شهرهای بوسنی و هرزگوین است که در جنوب‌شرق این کشور واقع شده و رودخانه درینا از میان آن می‌گذرد. این شهر مرکز استان پودرینجه است. جمعیت گراژده در سال ۲۰۱۰ بالغ بر ۳۰٬۱۲۳ نفر و تراکم جمعیت آن ۱۱۹٫۱ نفر بر کیلومتر مربع بوده‌است. ارتفاع این شهر از سطح دریاهای آزاد، ۳۴۵ متر است.این شهر با شهر مراغه در استان آذربایجان شرقی خواهر خوانده است.

4- Hamedin. Ali. Uncovering the untold tragic truths of Palestine through graphic novels. . Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes/ March 4, 2024 - 22:19



ارسال توسط افشار

نگاه راهبردی حضرت علی(ع) به موضوع وحدت امت اسلامی

اسدالله افشار

اشاره

حضرت علی(ع) از شخصیت های برجسته و پیشوایان جهان اسلام است که هم در مقام عمل و مدیریت و زعامت جامعه مسلمین و هم در نظریه پردازی مسائل کلامی و مباحث اخلاقی و تفسیر قرآن کریم و سنّت نبوی، اعمال و آثار پربار و مؤثری بر جای گذاشته است. از جمله موضوع هایی که از صدر اسلام تاکنون برای جهان اسلام اهمیت داشته و آن حضرت توجه بخصوصی به آن نموده موضوع اتحاد و یگانگی مسلمانان در جهت منافع خود و مصالح اسلام است. از مطالعه آثار و سیره در تاریخ زندگی حضرت علی(علیه السلام) درمی یابیم که آن حضرت اتحاد را هدیه و ارمغان بعثت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) می دانست که همه کینه ها و دشمنی ها را برطرف نموده و زمینه ریزش فیض الهی را برای بشر فراهم آورده است. صاحب این قلم تلاش دارد با بهره گیری از همه ظرفیت های موجود در این خصوص و با مدد و استمداد از قلم و اندیشه صاحب نظران واندیشمندان عزیزفرهیخته؛ نگاه راهبردی حضرت علی(ع) را به موضوع وحدت امت اسلامی، تشریح و تبیین نماید، امید آن که مباحث پیش رو که در ذیل تقدیم می شود مفید واقع گردد.

اهتمام وعنایت حضرت علی(ع) به مسئله «وحدت وانسجام اسلامی»

ازآموزه‌های اثرشریف نهج‌البلاغه این‌گونه برداشت می شودکه حضرت علی(ع) جایگاه ومنزلتی بس والا برای«وحدت امت اسلامی»قائل بوده‌اند؛ به گونه‌ای که آن را منت وموهبتی بی‌بدیل ازجانب خداوند متعال برشمرده‌اند و در نکوهش کوفیان ـ که قدردان این نعمت نبوده‌اند ـ می‌فرمایند:

آگاه باشید! که شما دست از رشته اطاعت کشیده و با زنده کردن ارزشهای عصر جاهلیت، دژ محکم الهی را در هم شکسته‌اید؛ در حالی‌که خداوند بر این امت اسلامی بر «وحدت و برادری» منت گذارده بود که در سایه آن زندگی کنند؛ نعمتی که هیچ کس نمی‌تواند بهای آن را تعیین نماید؛ زیرا از هر ارزشی برتر و از هر کرامتی والاتر است.(1)

اهتمام وعنایت حضرت علی(ع) به مسئله «وحدت وانسجام اسلامی» به حدی است که ایشان برای تحقق این مهم،ازحق مسلّم و منصوص خود ـ که همانا خلافت پس از پیامبر اکرم(ص) است ـ گذشته‌اند و می‌فرمایند:

آن‌گاه که پیامبربه سوی خدا رفت،مسلمانان پس ازوی درکارحکومت با هم درگیر شدند؛سوگند به خدا نه درفکرم می‌گذشت ونه درخاطرم می‌آمد که عرب،خلافت راپس ازرسول خدا(ص) ازاهل بیت او بگرداند یا مرا پس ازوی ازعهده‌دار شدن آن بازدارد!(2)

ایشان درادامه،حفظ دین را ـ که بی‌تردید یکی ازمهم‌ترین مبانی اتحاد اسلامی به شمارمی‌آید ـ عامل پذیرش حکومت، عنوان وتصریح می‌کنند:

پس ازخلافت- برتافتم تا آن جا که دیدم گروهی از اسلام بازگشته، می‌خواهند دین -محمد(ص)- را نابود سازند؛ پس بیم داشتم که اگراسلام واهلش را یاری نکنم، رخنه‌ای درآن دیده،‌یا شاهد نابودی آن باشم که مصیبت آن برمن سخت‌ترازرها کردن حکومت بر شماست.پس درمیان آن آشوب وغوغا به پا خاستم؛ تا آنکه باطل ازمیان رفت وکشتی دین درساحل امن آرامش،پهلو گرفت.(3)

«مبانی وحدت مسلمانان»؛ازمنظرحضرت علي(ع)

حضرت علی(ع)دربخشی ازنهج‌البلاغه،که شماری ازعالمان را به سبب اختلاف رأی دراحکام قطعی اسلام نکوهش می‌کند،آنها را به مبانی اتحاد و انسجام اسلامی توجه می‌دهد و می‌فرماید:

دعوایی در مورد یکی از احکام اجتماعی نزد عالمی می‌برند؛ وی با رأی خود حکمی صادر می‌کند؛ همان دعوارانزد دیگری می‌برند که اودرست برخلاف رأی اولی حکم می‌دهد؛سپس همه قضات نزد رئیس خود ـ که آنها را به قضاوت منصوب کرده است ـ گرد هم می‌آیند؛ اورأی همگی را برحق می‌شمارد. درصورتی که خدایشان یکی،پیامبرشان یکی وکتابشان یکی است.(4)

نیزایشان در نامه‌ای ـ که طی آن حوادث ورخدادهای صفین را بیان می‌کنند ـ(5) تصریح می‌نمایند:

در آغاز، با مردم شام دیدارکردیم؛درحالی که ظاهراً پروردگار ما یکی،پیامبرما یکی ودعوت ما دراسلام یکی بود ودرایمان به خدا وتصدیق پیامبرش،هیچ کدام ازما بردیگری برتری نداشت وبا هم متحد بودیم.(6)

ازعبارات یادشده می‌توان دریافت که مبانی اتحاد اسلامی،خدای یگانه،پیامبرعظیم‌الشأن(ص) وقرآن جاوید هستند،که برای تفهیم بهتراین بخش،نقش رسول خدا(ص)ومعجزه جاودان وی دروحدت مسلمانان بايد به تفصیل مورد بررسی قرار‌گیرد.

بعثت رسول اکرم(ص) و نقش ایشان در وحدت از نگاه حضرت علي(ع)

شریف رضی(ره) در نخستین خطبه اثر گران‌سنگ نهج‌البلاغه، به نقل از حضرت امیر(ع) آورده است: قرنها پدید آمد و روزگاران سپری شد؛ پدران رفتند و فرزندان جای آنها را گرفتند، تا این که خدای سبحان برای وفای به وعده خود و کامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد (ص) را به پیامبری برگزید... در روزگاری که مردم روی زمین، دارای مذاهب پراکنده، خواسته‌های گوناگون و روشهای متفاوت بودند.

همو در بخش دیگری از نهج‌البلاغه - خطبه‌ای که حضرتش درسرزمین ذی‌قار(7)ایراد فرمود- (8) به گردآوری سخنان علی(ع)درباره پیامدهای سودمند و پرخیر و برکت بعثت پیامبراکرم(ص) پرداخته و آورده است: خداوند با مبعوث کردن پیامبر، شکاف های اجتماعی رابه وحدت اصلاح کرد و فاصله‌ها را به هم پیوند داد و پس از آن که آتش دشمنی ها وکینه‌های برافروخته، در دلها راه یافته بود، میان خویشان همدلی ایجادکرد.(9) افزون برفقره‌های یاد شده،دربخش های دیگرنهج‌البلاغه نیزبا بیانی مشابه به این مهم پرداخته شده است.(10)

راه تحقق وحدت اسلامي دركلام حضرت علي(ع)

یکی از مهم‌ترین گزاره‌ها در بحث انسجام و اتحاد اسلامی این است که عامل پیدایش و تداوم این ارزش دینی، به درستی تبیین گردد. حضرت علی(ع) درسخنرانی روشنگرخود درصحرای صفین(11) ـ که بی‌تردید منشور تربیتی و رفتاری حکمرانان و مردم جای‌جای جهان تلقی می‌شود ـ در این خصوص می‌فرماید:

در میان حقوق الهی، بزرگ‌ترین حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است؛ حق واجبی که خدای سبحان بر هر دو گروه لازم شمرد و آن را عامل پایداری پیوند مردم و رهبر و عزت دین قرار داد؛ پس رعیت اصلاح نمی‌شوند جز آنکه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمی‌شوند جز با درستکاری رعیت.(12)

ایشان در ادامه به بیان ابعاد مختلف این موضوع می‌پردازند و تصریح می‌کنند: آنگاه که مردم، حق رهبری را ادا کنند و زمامدار، حق مردم را بپردازد، حق در جامعه عزت یافته، راه های دین پدیدار، نشانه‌های عدالت برقرار و سنت پیامبر پایدار می‌گردد؛ پس روزگار اصلاح شده، مردم در تداوم حکومت امیدوار می‌شوند و دشمن در آرزوهایش مأیوس می‌گردد. اما اگرمردم بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیت ستم کند، وحدت کلمه از بین می‌رود، نشانه‌های ستم آشکار و نیرنگ بازی در دین فراوان می‌گردد و راه گسترده سنت پیامبر متروک، هوا پرستی فراوان، احکام دین تعطیل و بیماریهای دل فراوان می‌شود؛ مردم از اینکه حق بزرگی فراموش می‌شود یا باطل خطرناکی در جامعه رواج می‌یابد، احساس نگرانی نمی‌کنند! پس در آن زمان نیکان، خوار و بدان، قدرتمند می‌شوند و کیفر الهی بر بندگان، بزرگ و دردناک خواهد بود؛ پس بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید و نیکو همکاری نمایید.(13)

ازعبارات یاد شده می‌توان دریافت آنچه سبب پیدایش وحدت واتحاد درسطح جامعه می‌شود وتداوم و بقای آن را رقم می‌زند،«رعایت حقوق حاکم ازسوی مردم و پرداخت حقوق مردم ازجانب زمامدار» است.ازاین رو، حضرت علی(ع) به عنوان زمامداربرهه کوتاهی ازتاریخ اسلام، در راه تحقق این مهم ( وحدت اسلامی) بسیارکوشیده ومسیررسیدن به این آرمان را برای زمامداران حقیقت‌جوترسیم نموده است.(14)

بنابراین نگاه امام علی علیه السلام به موضوع وحدت، نگاهی راهبردی و سرشار از عشق و علاقه است و اشاره حضرت به مواردی نظیر نیاز درونی و اجتماعی، تحققی یابی بخش عمد ه ای از آموزه های دینی و سعادتی یابی جامعه اسلامی به واسطه آن، جایگاه و اهمیت ویژه مقوله وحدت را در نگاه ایشان نمایان می سازد. روح وحدت آمیز تعالیم الهی، نعمتی پرارج و پربها و ضرورت شکرگزاری آن، عزت آفرینی، برکت آوری، وجود دشمنی ها و غیره از جمله مواردی است که امام علی علیه السلام در تشریح فلسفه و چرایی ضرورت وحدت به آنها اشاره کرده است.( 15)

علی(ع)؛ منشأ و آیینه تمام نمای وحدت و اتحاد امت اسلامی

با توجه به سیره امام علی(ع) باید اذعان داشت که نگاه امام علی(ع) به موضوع وحدت، نگاهی راهبردی و اسـاسی اسـت که از عمق عشق و علاقه ایشان به پیـامبر(ص) و تـداوم حـیات دین و امتش برمی خیزد. ایشان تداوم خط اسـلام و مـسلمانی را به عنوان یک اصل اساسی و مهم، سرلوحه فعالیتهای خویش قرار داده بود و با تـمام وجـود و تا آخرین لحظه عمر خـویش بـه هر آنـچه ایـن مـهم را تحقق می بخشد، اهتمام ویژه داشت و حـتی لحـظه ای از این مهم غفلت نورزید.

صاحب نظران و صاحبان فکر و خرد براین باورند که بررسی شخصیت وحدت بخش و وحدت آفرین این امام همام و بازشناسی سیره گـفتاری و کـرداری ایـشان، می تواند ضمن از بین بردن بسیاری از اختلافات موجود، زمینه همدلی و همراهی هرچه بیشتر امت اسلامی را فراهم سازد. این موضوع خود نیز زمینه سوءاستفاده دشمنان را از بین خواهد بـرد. اثـری کـه به واسطه تشریح و تبیین درست این موضوع پدید خواهد آمد، بـه مـراتب بیشتر و بهتر از طرق دیگری است که معمولاً در قالب توصیه و سفارش برای حفظ وحدت و همدلی دنبال مـی شود؛ یـعنی تـبیین و تشریح موارد اختلافی، زمینه بسیار مناسب تری را برای ایجاد وحدت و همدلی امت اسـلامی فـراهم خـواهد ساخت.(16)

امام علی(ع)، عمری در راه وحدت امت اسلامی تلاش کرد و حریص ترین فرد برای یکپارچگی امـت پیـامبر(ص)( 17) بـود. ایشان در دوران زندگی خود، حتی با ایثار جان، مال و سکوت در برابر حقوق خود، برای هـم گرایی هـرچه بیشتر امت اسلامی تلاش کرد. بی گمان و بدون هرگونه جانبداری باید گفت: در کنار سـایر فـضایل بـی نظیر این مرد خدا، به یقین ایشان رهبر و الگوی همه رهبران و علمای تقریبی گذشته، حـال و آیـنده خواهد بود. در حق این مرد بزرگ جفا خواهد بود که او را سرمنشأ اختلاف و تـشتت بـخوانیم، بـلکه اگر تأملی چند در فضایل، افکار و اقدامات ایشان انجام گیرد، این حقیقت روشن خواهد شد کـه او خـود منشأ و آیینه تمام نمای وحدت و اتحاد امت اسلامی بوده است و درک درست این مـوضوع، خـود اخـتلافات به وجود آمده را از بین برده و وحدت و همدلی را جایگزین خواهد کرد.(18)

از خودگذشتگی و شکیبایی علی(ع) برای حفظ وحدت

پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، رخدادهایی به وقوع پیوست و هر روز که می‌گذشت امید برای بازگرداندن امور به اصل خود کمتر می‌شد. امام علی (ع) با همه‌ی شایستگی ها که خود بیش از دیگران در خود سراغ داشت، برای حفظ وحدت و جلوگیری از تفرق و پراکندگی کناره گرفت. هر توجیهی که برای دور کردن امام علی ابن ابی طالب (ع) از مسند خلافت شده باشد، یک نکته مسلم است و آن این که اگر همان روز علی (ع) به خلافت می‌رسید و دیگر اصحاب گرامی یک دهم معاضدت و همراهی که علی با خلفای وقت کرد با او روا می‌داشتند قطعاً فتنه‌های بعدی پدید نمی‌آمد.* اما به هر حال امام با شکیبایی بسیار در حفظ وحدت کوشید. ایشان در خطبه‌ سوم خود در نهج البلاغه که معروف به شقشقیه (19) است می‌فرماید:

“بدانید به خدای سوگند که فلانی جامه‌ی خلافت بر تن راست کرد حالی که می‌دانست جایگاه من در خلافت همچون جایگاه محور در سنگ آسیاست و سیل خرد و دانش از دامنه‌ی کوهسار وجود من فرو می‌ریزد و پرنده‌ی فضیلت به سپهر برتری‌های من پرواز نمی‌تواند کرد. ناچار من از آن چشم پوشیدم و کناره گرفتم و بر سر دو راهه واقع شدم که یا با دست بریده به پیکار پردازم، یا در میان تیرگی کورکننده‌ای که سالخورده را فرتوت می‌ساخت و خردسال را سالخورده می‌گردانید و مؤمن را چندان رنج می‌داد تا به پروردگار خویش پیوندد، شکیبایی ورزم. آنگاه دیدم شکیبایی کردن در آن ظلمت، شایسته‌تر از ستیز است. پس با آنکه می‌دیدم میراثم را به غارت می‌برند، مانند کسی که خاری در چشمش نشسته و استخوانی در گلویش شکسته باشد، بردباری پیشه کردم تا آن نخستین راه خویش پیمود و خلافت بعد از خود را به فلانی واگذاشت”.

علی(ع) از چهره های شاخص مصلحان وحدت طلب پس از رسول اکرم(ص)

در تاریخ پرفراز و نشیب اسلام، تفرقه مذاهب و ملل اسلامی خسارت ها و لطمات مادی و معنوی جبران ناپذیر بر پیکرامّت اسلامی تا به امروز وارد ساخته است. این زخم خونین در چهره زیبای امّت اسلامی از دید مصلحان امّت پنهان نمانده و نگرانی آنان را برانگیخته است. از اینرو، مصلحانی درصدد ایجاد وحدت بین مسلمانان برآمده اند تا به گونه ای التیام بخش این دردِ جانگداز قلب امّت اسلامی باشند.

علی(علیه السلام) از چهره های شاخص مصلحان وحدت طلب پس از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) است. آن حضرت را به حق می توان بزرگترین منادی وحدت امّت اسلام نامید. ایشان پیامدهای تفرقه را به خوبی شناخته بودند و می دانستند که تفرقه در میان امّت اسلامی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی، اثرات منفی بسیاری بر جای میگذارد که اگر رفع آن غیرممکن نباشد، مشکل است.

وحدت از دیدگاه حضرت علی(علیه السلام) دامنه وسیعی داشت و علاوه برمسلمانان و مستضعفان امّت همه انسان های روی زمین را نیز شامل می شد. هدف آن حضرت در وحدت خواهی، پیشبرد اهداف اسلام، تحقق عدالت اجتماعی و اقامه عدل بود. در بیشتر خطبه ها، حکمت ها و نامه های آن حضرت می توان پژواک وحدت خواهی را شنید.(20)

متاسفانه در میان همه مباحثات و مجادلات و غوغاها بر سر اثبات حقانیت مذهب تشیع یا تسنن، همیشه یک حقیقت روشن و تابناک و یک حماسه باشکوه از دیده‌ها پنهان و در اذهان مغفول مانده است. این حقیقت نقش تاریخی امام علی (ع) در اتحاد امت اسلامی است که تا پایان عمر بر آن کوشید.

حضرت علی(علیه السلام) در تمام مقاطع زندگی خود، چه در دوران رسالت پیامبر یا در دوران سکوت و خانه نشینی و یا دردوران خلافت، همه امّت اسلام را به وحدت و انسجام دعوت می نمودند؛ حتی در بستر شهادت، فرزندان خود را، که هادیان و امامان بشریت پس از اویند، به وحدت و دوری از تفرقه سفارش می کردند. ایشان در وصیت خود به امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) می فرمایند: « و بر شما باد به همبستگی و فداکاری متقابل، و زنهار از گسستگی و پشت کردن به همدیگر!»(21)

آن حضرت برای تحقق وحدت، رفتار ناپسند برخی از علما را در صدور فتاوای متضاد، نکوهش می کنند و آنها را به این امر مهم توجه می دهند که خدا، پیامبر و کتابشان یکی است. و علی (ع) به عنوان شاگرد ارشد مکتب محمد (ص)، همچنانکه اسطوره‌ آزادگی و عدالت و شجاعت و پارسایی است، قهرمان وحدت اسلامی و انسانی نیز هست.

این بحث ادامه دارد

دوشنبه: 14 / 12 / 1402- 23 شعبان 1445- 4 مارس 2024

پانویس ها

1- الشریف الرضی، نهج‌البلاغه(گزیده‌ای از سخنان حضرت علی‌(ع))، ترجمه: محمد دشتی، قم: مشرقین، 1379، خطبه192.

2- همان، نامه62.

3- همان.

4- همان، خطبه 18.

5- ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، مج، 18ـ 17، ص 108.

6- نهج‌البلاغه، نامه58.

7- شهری در نزدیکی بصره است که جنگ ایران و اعراب پیش از اسلام در آن مکان روی داد.

8- ابن عبد ربه‌الاندلسی، العقد الفرید، بیروت: دارالکتاب العربی، بی‌تا، ج4، ص73.

9- نهج‌البلاغه، خطبه2.

10- همان، خطبه96 ، 192 و... .

11- سیدمحمدمهدی جعفری، پرتوی از نهج‌البلاغه، تهران: سازمان چاپ وانتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380ش، ج2، ص633.

12- نهج‌البلاغه، خ216 و محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، بیروت:دارصادرو دارالتعارف، 1401ق، ج8، صص353ـ 352، ح550.

13- نهج‌البلاغه، خ216.

14- مهدی عبداللهی‌پور،اتحاد وانسجام اسلامی درنهج‌البلاغه، طلوع :: زمستان 1386، شماره 24 .

15- محمدعلی مشایخی پور، مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی پاییز 1395 - شماره 45.

16- همان.

17- نهج البلاغه، خـطبه 128.

18- محمدعلی مشایخی پور، مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی پاییز 1395 - شماره 45.

19- خطبه شِقشِقیّه یا مُقَمّصه از معروف‌ترین خطبه‌های نهج البلاغه است. امام علی (ع) در این خطبه عملکرد خلفا را نقد می‌کند و اصل خلافت هر یک از آنان را زیر سؤال می‌برد. وی همچنین به هجوم مردم برای بیعت با او و نیز سه گروه ناکثین، قاسطین و مارقین اشاره و سرانجام وجه پذیرش حکومت توسط خویش را بیان می‌کند. این خطبه طبق ترتیب اکثر نسخه‌های مختلف نهج البلاغه، سومین خطبه است. راوی مستقیم این خطبه (که خود آن را از امام علی (ع) شنیده است)، ابن عباس است که روایت وی نزد اهل سنت معتبر است. این خطبه بارها به زبان فارسی ترجمه و از سوی بسیاری از دانشمندان از جمله سید مرتضی شرح شده است. برخی از اهل سنت در سند و مضمون آن تردید کرده‌اند و برخی آن را قطعی و صحیح می‌دانند. بعضی از پژوهشگران معاصر گفته‌اند این سخنان امام (ع)، خطبه عمومی نبوده و تنها برای ابن عباس بیان شده است.

20- سید کاظم میرجلیلی، حضرت علی(علیه السلام)؛منادی وحدت، فصلنامه معرفت 1387 شماره 129.

21- نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتی، تهران، زهد، 1379.

منابع

1ـ نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتی، تهران، زهد، 1379.

2ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم، بیروت دارالاحیاء التراث العربی، 1385ق، چ دوم، (20 جلدی)، ج 17.

3ـ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، بیروت، دارالاحیاء الکتاب العربی، بیتا، ج 1.

4ـ ابن خلدون، عبدالرحمن بن، تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالحمید آیتی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375، چ دوم، ج 2.

5ـ ابن سعد، طبقات الکبری، بیروت، دارصادر، 1418، ج 1.

6ـ ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1409، ط. الثانیة، ج 4.

7-ـ امام خمینی، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378.

8ـ بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف (13 جلد)، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، 1417، ج 2.

9ـ بویری، احمد، نهایه الارب فی فنون العرب، ترجمه محمود دامغانی، تهران، امیرکبیر، 1364، ج 3.

10ـ تیموری، ابراهیم، تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران، تهران، سپهر، 1361.

11ـ ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمّد، الغارات، تحقیق، سید جلال الدین محدّثی، تهران، چاپخانه بهمنی، بیتا.

12ـ حرّانی، ابن شعبه، تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1363، ط. السابعه.

13ـ دینوری، ابی قتیبه، الامامه والسیاسه، قم، شریف رضی، 1363.

14ـ سبحانی، جعفر، فروغ ولایت، قم، صحیفه، 1361.

15ـ سبحانی، جعفر، پا به پای آفتاب، ج 3.

16ـ طبری، محمّدبن جریر، تاریخ الامم والملوک (8 جلد)، تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، الاعلمی للمطبوعات، 1403، ج 3.

17ـ مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1403، ج 20.

18ـ مسعودی، علیبن حسین، مروج الذهب (2 جلدی)، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1411.

19ـ منقری، نصربن مزاحم، وقعه صفین، قم، مکتبة آیةاللّه المرعشی النجفی، 1382ق.

20ـ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، بیتا، ج 2.

21- افشار، اسدالله(1393)، تفسیری بر قرائت دینی از وحدت( براساس آراء واندیشه های اما م خمینی"ره" )، تهران: سفيرارد هال.



ارسال توسط افشار

حل معضل اعتیاد؛ نیازمندِ پژوهش‌های دقیق

اسدالله افشار

اعتیاد یعنی خود را وقف عادتی نکوهیده کردن تا حد بردگی نسبت به مواد اعتیادآور و پرداخت تاوان جزائی آن را به جان خریدن‌. از این حیث « مفهوم اعتیاد نشانگر این همان گوئی دردسرزائی است»؛[1] زیرا شاید این گمان به ذهن آید که گویا اعتیاد تحت کنترل خود معتاد بوده و چندان ربطی به شرایط بیرونی و عینی ندارد‌. این کنترل فردی نیز حسب انتخاب یکی از گزینه‌های سلامتی و عدم سلامتی توسط معتاد رقم می‌خورد‌. مع هذا انتخاب‌های فردی معتادان و غیرمعتادان تا آن حد هم متفاوت نیست که بتوان آنها را بیمارگونه و متأثر از شرایطی خاص انگاشت‌. مثلاً نقص سیستم دفاعی بدن[2] در نتیجه رفتارهای جنسی پرمخاطره گاه بدون تأثیر انتخاب این رفتار شیوع می‌یابد و هزینه‌هائی گزاف متوجه اقتصاد ملی می‌کند‌. از حیث ارگانیستی نیز فرق چندانی میان رفتارهای عادی و اعتیادآمیز از حیث مکانیسم بروز (عملکرد مغز)‌، رشد (ارتباط این رفتار با سن)‌، تطور (تأثیر تکامل بر تغییر رفتار به سمت اعتیاد) و انطباق پذیری (تأثیر محیط بر تغییر چنین رفتاری) دیده نمی‌شود‌.[3]

پاداش و تنبیه مورد محاسبه عقلانی سیستم عصبی در دریافت ماده مخدر و کسب رضایت از مصرفش چندان متفاوت از دریافت چیزهای دیگر نیست[4] و تمایل به مواد مخدر یا مقاومت در برابرش همچون سایر مواد به نظام محرک-پاسخ کرتکس مغز بستگی دارد.[5]‌دریافت محرک از منابع حامل ارزش برای اعتیاد همانند پاسخ‌های ارگانیستی آن نمی تواند با فرایندهای مقوم رفتارهای دیگر با سایر مواد و چیزها فرق داشته باشد‌.[6] پاداش و تنبیه بیرونی و تفسیر شرایط ناظر به آنها توسط کنشگر فقط می‌تواند در تقویت یا تضعیف این عملکرد علاوه بر احساس وابستگی معتاد به مواد تا جائی مؤثر افتد که گوئی مقاومت وی در برابر مصرف حذف می‌گردد‌.[7] اگر اعتیاد به ناتوانی از پرهیز و مقاومت در برابر چنین عادتی ناظر باشد،[8] آنگاه جهت تقویت این توانائی بر تقویت حافظه و عاطفه و هیجان برای تغییر تصمیم گیری‌های معتاد خصوصاً در زمینه تداوم اعتیاد تاکید می‌شود؛[9] زیرا حداقل این است که «اعتیاد نشانگر یک آسیب شناسی و در عین حال شکل قدرتمندی از یادگیری و حافظه است»‌.[10]

نکته مهمی که در این خصوص باید در نظرگرفته شود و باید بدانیم آنست که؛ در عصر كنوني تجارت مواد مخدر و روانگردان‌ها و تشويق نوجوانان و جوانان براي رسيدن به نشاط كاذب، يكي از اساسي‌ترين چالش‌هاي كشور است. با وجود همه پيشرفت‌هاي علمي، فرهنگي و اجتماعي باز هم تعداد توليدكنندگان، توزيع‌كنندگان و مصرف‌كنندگان مواد مخدر رو به افزايش بوده و اين مسئله موجب شده رفع معضل اعتياد پيچيده، چندوجهي و عميق جلوه كند. معضل مواد مخدر دغدغه‌اي بحراني براي همه ماست و عزم ملي و صبر و بردباري براي كنترل اين بيماري بايد ميان مردم به‌وجود آيد و تمامي فعاليت‌ها و برنامه‌ها بر اساس آگاه‌سازي، پيشگيري و درمان باشد.

اعتياد علاوه برآسيب هاي روحي و رواني و پيامدهاي زيان بارتنها به روح و جسم معتاد خلاصه نمي شود بلكه ابعاد اين فاجعه دامن جامعه و انسان هاي مرتبط با معتاد را نيز مي گيرد. گزارش‌هاي مسئولان نشان مي‌دهد سن اعتياد درکشور حتی به 14 الی 15 سال نيز رسيده است و گرايش دختران به مصرف موادي مانند شيشه به دلايل مختلف كه مهم‌ترين آن زيبايي اندام است، افزايش يافته و مردم از اين جهت بسيار نگران هستند.

در بیشتر مطالعات علمی عوامل بروز اعتیاد در هر فرد به سه دسته تقسیم می شوند:

الف)عوامل فردي ب)عوامل خانوادگي ج)عوامل اجتماعي

لذا با شناسایی این عوامل و رفع آنها می توانیم میزان اعتیاد در کشور را به حداقل برسانیم.

مطالعه تغییرات اعتیاد بنا به سن

مطالعه تغییرات اعتیاد بنا به سن می‌تواند رفتاراعتیادآمیزمثلاً کودکان را بسته به کارکردهای سیستم عصبی آنان با بزرگسالان مورد مقایسه قراردهد و به تشخیص نوعی عقب ماندگی ارگانیستی در این زمینه بیانجامد‌. ازاین حیث معتادان عمدتاً بالغ و مسن هستند و به موازات پا به سن گذاشتن مردمان از نرخ اعتیاد کاسته می‌شود‌.[11] در این صورت تاثیر الگوی عملکرد مغزی بر اعتیاد نارسا می‌نماید؛ زیرا گرچه در دوره بلوغ و مسن شدن نمی‌توان از نقش کمال سیستم عصبی در اعتیاد غافل ماند و ليكن تأثیر رشد مغزی در دوران جاافتادگی با آن متناقض می‌افتد‌.[12] اگر پاداش اعتیاد بسته به رشد ارگانیسم در دوران بلوغ و جاافتادگی شیرین شود؛ نباید در دوران پیری چیزی از ارزش آن کاسته شود و بلکه محاسبات مغزی باید به یاری تشدید این امور مخاطره آمیز بیاید‌. جز این نیست که به موازات افزایش سن‌، حساسیت نسبت به پیامدهای مثبت و منفی اعتیاد بالاتر رفته و این ربطی به رشد ظرفیت حافظه یا تحلیل عقلانی ندارد‌.

اعتیاد از حیث تطور ارگانیستی و تأثیرگذاریش بر رفتار

اعتیاد ازحیث تطور ارگانیستی و تاثیرگذاریش بر رفتار خصوصاً بواسطه رشد مغز در این میانه نیز قابل تأمل است‌.[13] مثلاً از این حیث تأکید شده «کرتکس قدامی،[14] ناحیه‌ای از مغز است که از تفکر منطقی‌، تعیین هدف‌، برنامه ریزی و خودکنترلی پشتیبانی می‌کند‌. مطالعاتMRI متعدد اثبات کرده که مواد اعتیادآور باعث تغییر حجیم شدن و ترکیب بافت در این منطقه می‌شوند‌...‌. چند مطالعه MRI ساختی نشانگر بزرگ شدن غده لنفاوی پایه‌ای مغز[15] در معتادان در مقایسه با گروه شاهد بوده اند‌...‌.

در یک مطالعه‌، وابستگی به متامفتامین[16] و تصمیم گیری ضعیف با کاهش فعال سازی PFC همایندی داشت»‌.[17] با این حال رشد مغز به عنوان عاملی مؤثر در بقای نوع که با جستجوی غذا و تولید مثل همراه بوده‌، ممکن است نقشی تعیین کننده در اعتیاد هم بازی نماید و این چندان تفاوتی با تکوین آگاهی و زبان توسط آن نداشته باشد؛ زیرا اگر تطور مغز تابعی از انتخاب طبیعی باشد‌، دلیلی ندارد بین دستاوردهای آن تفاوتی نهاد‌.[18]

وقوع انتخاب طبیعی اما تابعی از پیچیدگی شرایط زیست اجتماعی و مقتضیات زندگی گروهی بوده که مغز نیز در این میانه از نقش‌آفرینی مبرا نیست و همراه با ملزومات آن بالیدن می‌گیرد‌. مغز در نتیجه همیاری یا تخاصم گروهی در ائتلاف و رقابت و فراگیری از آنها قوام می‌آید[19] و در نتیجه پیچیدگی سازمان اجتماعی و تاثیرش بر پیچیدگی رفتارهای متناسب مغزی با آن می‌تواند تکامل یافته و هدف انتخاب طبیعی قرار گیرد‌. هم از این رو است که نقصان قوای عقلی یا عدم پرورش قوای دماغی کودکان در بزرگسالی می‌تواند با اختلالاتی در برقراری روابط معقول با دیگران نمود کند و این در حالی است که نقصان زندگی اجتماعی در مواردی نظیر انزوا یا طرد شدگی نیز می‌تواند مانع بالندگی مغز و کارکردهایش نظیراحتجاج راجع به گزینه‌های رفتاری یا تفسیر عواقب آن ها شود‌.

مغز ناپرورده با محاسبه ضرورت سودآورسازی سرمایه گذاری اجتماعی برخود قاعدتاً از دریافت دیگری و دیگرخواهی[20]وآینده نگری[21] درملتقای نگاه خود ودیگری بری[22] است و به موازات دورشدن ازتوان خودکنترلی[23] نمی‌تواند آماج انتخاب طبیعی قرار گیرد‌. این گذشته از آنی است که اساساً خود در این راستا دیگری را مسئول مصائب و اعتیادش هم دیده یا در نتیجه تلقی عدم تعهد او به رعایت احوالش با اعتیاد و در واقع رها کردن خودکنترلیش برای تعاون به نفع تکیه براین خودکنترلی درخصومت ورزی به جنگ او در دفاع ازخویش و حرمت برباد رفته اش براین بنیان حتی به قیمت انزوای خودخواسته در قبال طرد وی برخاسته است‌.[24]

جان کلام

مساله اعتیاد و مواد مخدر مشکلات اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی زیادی را به دنبال دارد؛ بدون شک مبارزه با مواد مخدر از مسائل بسیار بنیادی کشور است که باید از بُعد یک آسیب بزرگ اجتماعی به آن نگریست.

اعتیاد مانند هربیماری دیگری قابل درمان است، اما هزینه آن بسیار بالاست، لذا بهتراست به پیشگیری بیشتر توجه شود که بهترین و کم هزینه ترین راه مبارزه است. برای پیشگیری از اعتیاد وگسترش آن در سطح جامعه می توان راهکارهای مختلفی را برشمرد که هم در سطح فردی و هم اجتماعی قابل طرح است.

اینک ما می‌مانیم و سئوالاتی که محتاج تأملات و پژوهش‌های دقیق بنا به فرض تأثیر منفی اعتیاد بر روند توسعه پایدار جوامع هستند. از جمله این پرسش‌ها موارد زیر قابل تأکید است: آیا اختلالاتی چون اعتیاد به صرف تأکید بر عملکرد مغز یا تحریک بخش‌های معینی از آن قابل حل و فصل است؟ برنامه ریزی اصلاح رفتار اعتیادآمیز بدون توجه به شرایط اجتماعی و تنها با تکیه بر ویژگی‌های فردی معتادان تا چه حد راهگشا تواند بود؟ و نسبت و پیوند اعتیاد با سایر مسائل انسانی- اجتماعی چگونه است و آیا بی نگاه جامع و همه جانبه می‌توان به صرف برخوردی موضعی و تک موردی به حل اعتياد در كنار آن ها توفیق یافت؟[25]

یکشنبه: 13 / 12 / 1402- 22 شعبان 1445- 3 مارس 2024


1- Shaffer, H. J. (2003). “A critical view of pathological gambling and addiction: Comorbidity makes for syndromes and other strange bedfellows.” In G. Reith (ed.). For Fun or Profit? The Controversies of the Expansion of Gambling. Amherst, N.Y.: Prometheus Books.

2- HIV .

3- Tinbergen, N. (1951). The Study of Instinct. Oxford: Clarendon Press.

4- Wise, R. A. (1980). Action of drugs of abuse on brain reward systems. Pharmacology, Biochemistry and Behavior, 13: 213–23.

5- Bickel, W. K., Miller, M. L., Yi, R., Kowal, B. P., Lindquist, D. M. and Pitcock, J. A. (2007).

6- Bechara, A. (2005). Decision making, impulse control and loss of willpower to resist drugs: A neurocognitive perspective. Nature Neuroscience 8 (11): 1458–63.

7- Everitt, B. J. and Robbins, T. W. (2005). Neural systems of reinforcement for drug addiction: From actions to habits to compulsion. Nature Neuroscience, 8 (11): 1481–89.

8- Goldstein, R. Z. and Volkow, N. D. (2002). Drug addiction and its underlying neurobiological basis: Neuroimaging evidence for the involvement of the frontal cortex. American Journal of Psychiatry 159 (10): 1642–52.

9- McClure, S. M., Laibson, D. L., Loewenstein, G. and Cohen, J. D. (2004). Separate neural systems value immediate and delayed monetary rewards. Science 306 (5695): 503–7.

10- Kauer, J. and Malenka, R. (2007). Synaptic plasticity and addiction. Nature Reviews Neuroscience, 8 (11): 844–58.

11- Jessor, R. (ed.) (1998). New Perspectives on Adolescent Risk Behavior. Cambridge: Cambridge University Press.

12- Crone, E. A. and van der Molen, M. W. (2004). Developmental changes in real life decision making: Performance on a gambling task previously shown to depend on the ventromedial prefrontal cortex. Developmental Neuropsychology, 25 (3): 251–79.

13- Jastrow, R. (1981). The Enchanted Loom: Mind in the Universe. New York: Simon and Schuster.

14- frontal cortex

15- brain’s basal ganglia

16- methamphetamine

17- Fowler, J., Volkow, N., Kassed, C. and Chang, L. (2007). Imaging the addicted human brain. Science and Practice Perspectives: 4–16.

18- Dunbar, R. (1998). The social brain hypothesis. Evolutionary Anthropology (6): 178–90.

19- Dunbar, R. and Shultz, S. (2007). Understanding primate brain evolution. Philosophical Transactions of the Royal Society B: Biological Sciences, 362 (1480): 649–58.

20- Rachlin, H. (2002). Altruism and selfishness. Behavioral and Brain Sciences, 25 (2): 239–50. Rappaport, R. L. (1997). Motivating clients in therapy: Values, love, and the real relationship. New York: Routledge.

21- Buckner, R. L. and Carroll, D. C. (2007). Self-projection and the brain. Trends in Cognitive Sciences 11 (2): 49–57.

22- Mesulam, M. (2002). “The human frontal lobes: Transcending the default mode through contingent encoding.” In D. T. Stuss and R. T. Knight (eds.). Principles of Frontal Lobe Function, 8–30. Oxford: Oxford University Press.

23- Rachlin, H. (2000). The Science of Self-Control. Cambridge, MA: Harvard University Press.

24- محمدی اصل، عباس، جامعه ‌شناسی اعتیاد، (1397)، تهران: سفیراردهال.

[25] - افشار، اسدالله(1399)، سلسله مقالات اعتیادپژوهی( نگاه واقع بینانه به مسئله جامعه شناختی اعتیاد)، تهران: مناره.



ارسال توسط افشار

گمانه زنی ها در مورد آینده غزه

اسدالله افشار

بلافاصله پس از آغاز حمله وحشیانه اسرائیل به نوار غزه در اوایل اکتبر2023، سناریوهای پس از جنگ به منصه ظهور رسید. اندیشکده‌های صهیونیستی و محافل سیاسی بین‌المللی با اذعان به اینکه تل‌آویو هیچ راهبرد روشنی در قبال آینده غزه پس از جنگ مرگبار کنونی ندارد، سناریوهای متعددی در این خصوص ارائه کرده اند.

البته منابع آگاه دیگری نیز خبر داده اند که آمریکا و اسرائیل در حال بررسی گزینه‌هایی برای آینده نوار غزه هستند؛ از جمله احتمال تشکیل یک نیروی چند ملیتی که ممکن است نیروهای آمریکایی را نیز شامل شود.

این منابع اعلام کردند که با آغاز حمله زمینی اسرائیل به غزه و احساس فوریت جهت ارائه طرحی برای این منطقه، این گفتگوها انجام شده است. گزینه دومی که توسط اسرائیل و آمریکا مطرح شده، یک نیروی حافظ صلح با الگوبرداری از معاهده صلح مصر و اسرائیل در سال ۱۹۷۹ است[1] و در گزینه سوم نیز غزه تحت نظارت موقت سازمان ملل قرار می‌گیرد.[2]

به نوشته بلومبرگ، این منابع تأکید کردند که گفتگوها هنوز در مراحل اولیه بوده و ممکن است خیلی چیزها تغییر کند. برخی از مقامات آمریکایی این گزینه‌ها را ناپخته یا بعید می‌دانند.[3]

چندین مقام سابق و گروه‌های خارجی قبلاً بحث‌هایی را با آمریکا و اسرائیل آغاز کرده و طرح‌های احتمالی را مطرح کرده‌اند. یکی از آن‌ها از مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک بود که خواستار تشکیل دولت موقت تحت مدیریت فلسطین شد که کار ارائه غذا، بهداشت و آموزش نیز با آژانس امداد و کار سازمان ملل باشد. محققان موسسه واشنگتن در یادداشتی در ۱۷ اکتبر نوشتند: «امنیت عمومی و اجرای قانون می‌تواند توسط کنسرسیومی از پنج کشور عربی که با اسرائیل به توافق صلح دست یافته‌اند هدایت شود. تنها این کشورهای عربی هستند که مورد اعتماد اسرائیل بود و این برای موفقیت این طرح ضروری است».[4]

در اواسط اکتبر، اسرائیل اذعان کرد که وزارت اطلاعات این رژیم "پیشنهاد زمان جنگ" را برای انتقال 2.3 میلیون نفر از جمعیت نوار غزه به شبه جزیره سینا (مصر) تهیه کرده است.

این اقدام به سرعت توسط رئیس جمهور مصررد شد. عبدالفتاح السیسی گفت مصریان باآوارگی میلیونی اجباری فلسطینی ها به سینا مخالفت خواهند کرد.

این پیش نویس با طرح نخست وزیر جانی رژیم غاصب صهیونیستی؛ بنیامین نتانیاهو، برای «نابودی» حماس و کنترل کامل غزه مطابقت داشت. از نگاه تحلیل گران؛ جنگ کنونی رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه، مانند جنگهای پیش، نوع خشونت‌باری از سیاست تل‌آویو علیه فلسطینی‌ها است که با هدف اعلام نابودی قدرت نظامی و غیرنظامی حماس و تشکیل یک نظام «مدنی» در سایه سیطره نظامی بر نوار غزه همچون وضعیت کرانه باختری آغاز شد. اما ارزیابی‌های مراکز مطالعاتی اسرائیل و محافل سیاسی بین‌المللی حاکی از آن است که تل‌آویو راهبرد آشکاری در خصوص نوار غزه پس از جنگ کنونی ندارد.

هفته گذشته، نتانیاهو از برنامه های خود پس از جنگ غزه رونمایی کرد. بر اساس این طرح، اسرائیل کنترل امنیتی کل نوار غزه را به دست خواهد گرفت و به ارتش این رژیم آزادی نامحدودی برای عملیات در داخل این سرزمین داده خواهد شد.

گمانه زنی ها در مورد آینده غزه در روزهای گذشته پس از استعفای نخست وزیر تشکیلات خودگردان فلسطین بیشتر برجسته شده است.

محمد شتیه و دولت او روز دوشنبه 26 فوریه میلادی جاری( 7 اسفند 1402) استعفای خود را تقدیم محمود عباس رئیس جمهور کردند.

شتیه گفت: مرحله پیش رو و چالش های آن در سراسر فلسطین نیازمند ترتیبات جدید دولتی و سیاسی با در نظر گرفتن وضعیت در حال تحول غزه، بحث های وحدت ملی، نیاز فوری به اجماع فلسطینی-فلسطینی بر اساس وحدت ملی، مشارکت گسترده، همبستگی و گسترش اختیارات است.

اعلامیه نخست وزیر فلسطین در زمانی است که تشکیلات خودگردان با فشار شدید ایالات متحده برای اصلاح و بهبود حکومت خود در کرانه باختری مواجه است.

کاخ سفید خواهان یک تشکیلات خودگردان اصلاح شده است که هم نوار غزه و هم کرانه باختری اشغالی را کنترل کند.

اما همانطورکه پیشنهاد نخست وزیرسفاک اسرائیل نشان می دهد،این رژیم با دورنمای بازگشت تشکیلات خودگردان به غزه پس از جنگ مخالف است.

لازم به ذکر است که نتانیاهو پیش از این ایده تشکیل کشور فلسطین را رد کرده است.

برنامه های غیرقابل اجرا

صرف نظر از اختلافات بین ایالات متحده و اسرائیل بر سر بازگشت تشکیلات خودگردان به غزه، برنامه های آنها پس از جنگ توهم و غیرقابل اجرا است.

اول از همه، نتانیاهو مجرم می خواهد بعد از جنگ و نابودی حماس، کنترل کامل غزه را در دست بگیرد. اما حذف جنبش مقاومت از غزه گریزان بوده و خواهد ماند.

حدود دو هفته پیش، سندی که توسط اطلاعات ارتش اسرائیل تهیه شد نشان داد که رژیم کودک کش نتانیاهو در نابودی حماس شکست خواهد خورد.

در این راستا چند روز پیش بود که سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا به صراحت از اختلاف دیدگاه این کشور با رژیم صهیونیستی در خصوص آینده غزه سخن گفت و تصریح کرد اظهارات اخیر نتانیاهو در خصوص باقی ماندن اسرائیل در غزه، با دیدگاه کاخ سفید تفاوت دارد.

وی در پاسخ به اظهارات نتانیاهو که بر ضرورت باقی ماندن ارتش اشغالگر در نوار غزه و خلع سلاح آن تأکید کرد: «دیدگاه ما درباره آینده [غزه] این است، نه اشغال، نه کوچ ساکنان و نه سیطره مجدد حماس بر آن».

در چنین فضایی، مناقشات متعددی در مراکز مطالعاتی صهیونیستی و بین‌المللی و محافل سیاسی غربی و عربی درباره ماهیت نظامی سیاسی مطلوب در نوار غزه در روز پس از جنگ، مطرح و سناریوهای متعددی در این خصوص ارائه گردید.[5]

در سند یاد شده آمده است حتی اگر اسرائیل توانایی های نظامی سازمان یافته گروه مقاومت را از بین ببرد، به عملیات خود در غزه ادامه خواهد داد. در این بیانیه همچنین آمده است: «حمایت واقعی» از حماس در میان مردم فلسطین در نوار غزه باقی است.

طی ماه‌های گذشته، هرزی حلوی، رئیس ارتش اسرائیل، از نابودی یا ریشه‌کن کردن حماس سخنی به میان نیاورده است. او در عوض احتمال انحلال گروه مقاومت را مطرح کرده است. رویکرد او تصدیق ضمنی این است که حتی یک جنگ طولانی نمی تواند حماس را نابود کند.

جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز هشدار داده است که اسرائیل نمی تواند حماس را با ابزار نظامی شکست دهد.

اختلاف دیدگاه اسرائیل و آمریکا در خصوص اداره‌آینده غزه

نتانیاهو قول داده است که جنگ را تا "پیروزی کامل" بر حماس ادامه دهد. در حالی که رژیم او از شکست دادن حماس ناتوان است، او چگونه می تواند برنامه های پس از جنگ خود را اجرا کند؟

شتیه در بحبوحه فشار فزاینده ایالات متحده بر عباس برای متزلزل ساختن تشکیلات خودگردان فلسطین به عنوان بخشی از برنامه ریزی برای کار بر روی ساختار سیاسی برای اداره غزه پس از جنگ، کناره گیری کرد.

گزارش ها حاکی از آن است که عباس؛ محمد مصطفی، یکی از مقامات سابق بانک جهانی را که رئیس صندوق سرمایه گذاری فلسطین است، به عنوان نخست وزیر جدید معرفی خواهد کرد.

صرف نظرازاینکه چه کسی به عنوان نخست وزیر جدید منصوب می شود، تشکیلات خودگردان فلسطین قادر به اداره غزه نخواهد بود.

تشکیلات خودگردان به ناکارآمدی و فساد متهم است. بررسی‌ها نشان می‌دهد این تشکیلات در میان فلسطینی‌ها که آن را قادر به تأمین امنیت در برابر تهاجمات منظم اسرائیل به کرانه باختری اشغالی نمی‌دانند، بسیار منفور است.

علاوه براین، بیش از60 درصد فلسطینی ها خواهان انحلال تشکیلات خودگردان هستند، این نظرسنجی توسط مرکز تحقیقات سیاست و نظرسنجی در فلسطین انجام شده است.

این نظرسنجی انجام شده در دسامبر 2023 همچنین نشان داد که 92 درصد از پاسخ دهندگان خواهان استعفای رئیس جمهور محمود عباس هستند.

تأکید می شود؛ نتانیاهو بارها مخالفت خود با این پیشنهاد که پس از جنگ کنترل غزه به دست تشکیلات خودگردان فلسطینی بیفتد را اعلام کرده است و در عوض گفته است که باید غزه را نظامی‌زدایی کرد.

نتانیاهوگفته است که اسرائیل می‌خواهد یک منطقه حائل ایجاد کند تا از تکرار حملات مشابه از سوی فلسطینیان جلوگیری کند.

نتانیاهو همچنین ایده حضور نیروهای حافظ صلح خارجی را رد کرده و گفته است که تنها ارتش اسرائیل می‌تواند تضمین کند که غزه غیرنظامی باقی بماند.

اما واشنگتن اصرار دارد که تشکیلات خودگردان فلسطینی - که اسرائیل آن را به حمایت از تروریسم و ناتوانی در محکومیت حملات ۷ اکتبر حماس متهم کرده است - در نهایت می‌تواند خلاء موجود را با یکپارچه سازی سیاسی کرانه باختری و نوار غزه پر کند و مسیر رسیدن به راه حل نهایی تشکیل دو کشور اسرائیل و فلسطین را هموار کند.

شایان ذکر است تشکیلات خودگردان فلسطینی در ۱۷ سال گذشته هیچ انتخاباتی برگزار نکرده است و همان گونه که در سطور پیشین بیان شد؛ محبوبیت آن بخاطر فساد و حضور روزافزون اسرائیل در کرانه باختری به شدت در حال کاهش است. به همین جهت، ایالات متحده نیز اذعان دارد که این تشکیلات قبل از اینکه بتواند مسيولیت نوار غزه را به دست گیرد ابتدا باید «جوان سازی» شود.[6]

حماس؛ محبوب مردم غزه و خاری در چشم آمریکا و اسرائیل

در حالی که مردم غزه همچنان از حماس حمایت می کنند، گروه مقاومت نیز در کرانه باختری محبوبیت پیدا می کند.

گروه‌های مقاومت مانند حماس خاری در چشم آمریکا و اسرائیل هستند.[7]

آنها تلاش می کنند تا گروه های مقاومت را از بین ببرند، اما این اقدام و این آرزو، امری بی نتیجه و غیر ممکن و شکست خورده است و رژیم جعلی غاصب کودک کش صهیونیستی از پس از عملیات سهمگین "طوفان الاقصی" در 7 اکتبر2023( روز شنبه 15 مهر 1402) در باتلاقی گرفتار آمده که تا به امروز با به شهادت رساندن بیش از 30 هزار بی گناه غیرنظامی غزه ای از آن خلاصی و رهایی نداشته است و تمام معادلات و محاسبات آنان در میدان مبارزه غلط ازآب درآمده تا آن جا که منجر به رسوایی نتانیاهو جانی و رژیم سفاک خون ریز کودک کش صهیونیزم در منطقه غرب آسیا، خاورمیانه و بین الملل گشته است.

اسرائیل نمی‌تواند برای مدت نامعلومی در غزه باقی بماند

روزنامه تایمز اسرائیل در مقاله روز سه‌شنبه خود، نحوه سیاست‌گذاری‌ها در اسرائیل را متناقض و مبهم توصیف می‌کند؛ چنانچه برخی از مقامات مانند یوآو گالانت، وزیردفاع اسرائیل اظهارداشت که هر وقت که جنگ تمام شود آنگاه «مسئولیت اسرائیل درمورد زندگی روزمره درنوار غزه» نیزپایان خواهدیافت وباری بردوش اسرائیل نخواهد بود.

این در حالی است که کسان دیگری همچون «بتسالل اسموتریچ» وزیر دارایی اسرائیل معتقد هستند که بعد از پایان جنگ، اسرائیل تازه باید ساخت شهرک‌های اسرائیلی در نوار غزه را آغاز کند.

بنی گانتس، رهبر حزب وحدت ملی اسرائیل نیز پس از پیوستن به ائتلاف حکومتی بنیامین نتانیاهو در پی حمله حماس در هفتم اکتبر، بلافاصله خواستار تدوین راهبردی برای خروج از نوار غزه شد؛ چه بسا ایالات متحده آمریکا نیز هشدارهای لازم را داده بود که اسرائیل نمی‌تواند برای مدت نامعلومی در غزه باقی بماند.

اما آفی دیختر، یکی دیگر از اعضای کابینه امنیتی اسرائیل در گفتگو با رادیو کان معتقد است که «بدون نابودی زیرساخت‌های حماس و سرنگونی توانایی‌های حکومتی آن، نمی‌توان پایانی برای جنگ متصور بود.»[8]

اکثرکشورهای عربی هم تمایلی به دخالت دراین موضوع ندارند؛ و میزان حمایت اعراب از بازسازی غزه تا مشخص شدن سرنوشت راه حل دو دولتی کمی دور از انتظار است.[9]

تصویری که قاهره برای آینده غزه در نظر دارد

روزنامه العربی الجدید با انتشار گزارشی به بررسی چشم‌انداز مصر به غزه پساجنگ پرداخته و به نقل از منابع آگاه مصری نوشته است تصویری که قاهره برای آینده غزه در نظر دارد، مبتنی بر «ادغام جنبش حماس در تشکیلات خودگردان فلسطین و ورود این جنبش به سرویس امنیت پیشگیرانه فلسطین و همچنین حفظ محمود عباس در منصب کنونی به عنوان رئیس افتخاری [تشکیلات خودگردان] است».

بر اساس این گزارش، هدف از ایجاد چنین تصویری در قاهره «ایجاد فرمولی برای همزیستی است که به امنیت ملی مصر و فلسطینیان و اسرائیل آسیبی وارد نکند و چشم‌انداز رسمی مصر مبتنی بر ایده اجرای آشتی فراگیر ملی در فلسطین و تشکیل دولتی تکنوکرات از میان نام‌هایی پیشنهادی است که اسم سلام فیاض نخست‌وزیر سابق [تشکیلات خودگردان] فلسطین طی مرحله‌ای انتقالی به مدت ۳ سال در آن به چشم می‌خورد».[10]

جمعه: 11 / 12 / 1402- 20 شعبان 1445- 1 مارس 2024


[1] - گزینه دوم یک نیروی حافظ صلح با الگوبرداری از نیروهای چندملیتی و گروهی از ناظران است که در شبه‌جزیره سینا و اطراف آن فعالیت کرده و مفاد پیمان صلح بین مصر و اسرائیل را اجرا می‌کند. به گفته یک فرد آشنا، اسرائیل معتقد است که این ایده قابل بررسی است.

[2] - گزینه سوم، اداره موقت نوار زیر چتر سازمان ملل خواهد بود. این مزیت مشروعیت اعطاشده توسط سازمان ملل را خواهد داشت، اما اسرائیل آن را غیرعملی می‌داند؛ به گفته یک فرد آگاه، اسرائیل معتقد است که تاکنون فایده کمی از این نهاد جهانی به دست آمده است.

[3] - هر سه گزینه برای جو بایدن و سایر کشورها، از جمله کشورهای خلیج فارس خطراتی سیاسی دارند. به گفته فردی که با تفکر بایدن آشنایی دارد، بایدن معتقد است که ایجاد ریسک حتی برای تعداد کمی از نیروهای آمریکایی از نظر سیاسی خطرناک است. این منبع افزود که ایالات متحده هنوز به چنین تصمیمی نزدیک نیست. فرد دیگری گفت که هنوز مشخص نیست که کشورهای عربی هم به مشارکت در این طرح علاقه داشته باشند. در نهایت، بایدن و دیگر مقامات آمریکایی می‌گویند که یک نقطه پایانی که شامل یک کشور مستقل فلسطینی باشد، ضروری است؛ اما نحوه رسیدن به آن، به ندرت در بحث‌ها، چه عمومی و چه خصوصی، مطرح شده است.

[4] - بلومبرگ افشا کرد؛ آینده غزه در 3 سناریو. سایت تحلیلی خبری عصر ایران: جمعه 12 آبان ماه 1402/ کد خبر ۹۱۴۷۹۳.

[5] - ۵ سناریوی مطرح پس از جنگ غزه. تابناک/ سه شنبه ۱۴ آذر ماه ۱۴۰۲ - ۱۴:۱۴- کد خبر: ۱۲۰۸۴۸۰.

[6] - تاکتیک جنگی و سناریوهای ناهمگون اسرائیل برای امروز و فردای غزه و... یورونیوز: شنبه 14 بهمن ماه 1402.

7- Saei. Shahrokh. Delusional post-war Gaza scenarios. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes/ February 28, 2024 - 21:45

[8] - تاکتیک جنگی و سناریوهای ناهمگون اسرائیل برای امروز و فردای غزه و... یورونیوز: شنبه 14 بهمن ماه 1402.

[9] - با توجه به اینکه مقامات اسرائیلی اعلام کرده‌اند که «با اتفاقی که در ۷ اکتبر رخ داد، تحقق راه حل دو کشوری همچون پاداشی برای حماس خواهد بود،» پس به نظر می رسد که نوعی اشغال‌گری شبیه به مدل کرانه باختری مدنظر اسرائیل باشد که در آن یک نهاد تعیینی وظیفه اداره امور مدنی را برعهده داشته باشد و اسرائیل نیز کنترل امنیتی آن را حفظ کند. از طرفی محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی نیز گفته است که تنها در صورتی حاضر به پذیرش مسئولیت اداره نوار غزه است که دربرگیرنده تشکیل کشور مستقل فلسطین شامل کرانه باختری و بیت المقدس شرقی باشد . اسرائیل هر سه منطقه را در جنگ شش روزه ۱۹۶۷ تصرف کرد.

[10] - ۵ سناریوی مطرح پس از جنگ غزه. تابناک/ سه شنبه ۱۴ آذر ماه ۱۴۰۲ - ۱۴:۱۴- کد خبر: ۱۲۰۸۴۸۰.



ارسال توسط افشار

انتخابات دورازدهم؛ فرصت تاريخي اصلاح نهاد قانون‌گذاري

اسدالله افشار

وحدت و حضور پر شور مشارکت بالای مردم در انتخابات روزجمعه یازدهم اسفند ماه سال جاری مهم و از اهمیت ویژه ای برخوردار است که می تواند پیام های تأثیرگذار داخلی و بین المللی در پی داشته باشد. نگاه منطقی و عقلانی به موضوع انتخابات پیش رو ما را به این نکته توجه می دهد که تحریم و عدم مشارکت در انتخابات نه تنها هیچ تأثیر مثبتی در وضعیت ما و حل مشکلات کشور ندارد بلکه به یک معنای عمیق ترقطعا آثار منفی و مخرب داخلی وخارجی آن می تواند برای ایران عزیزترازجانمان از دو بُعد امنیت ملی و منافع ملی خطرآفرین، چالش برانگیز و بحران ساز باشد.

درک این نکته مهم در شرایط حساس امروز منطقه؛ ما را مجاب می کند برای آن که تمام توطئه‌های براندازی علیه جمهوری اسلامی ایران را خنثی کنیم و با قدرت و اقتدار در گام دوم انقلاب به قله های رشد و پیشرفت و توسعه نزدیک شویم؛ چاره ای جز مشارکت حداکثری وحدت آفرین در عرصه انتخابات 11اسفند ماه سال جاری نداریم و لذا مردم با توجه به گلایه ها، مطالبات بحق، انتقادات بجا، کاستی ها، مشکلات عدیده اقتصادی و ناکارآمدی نامدیران ناکاربلد لمپن بخش هایی از حاکمیت، در این روز به حکم شرکت در یک امر واجب بزرگ و حماسی، هوشیارانه وارد صحنه خواهند شد و با مشارکت حداکثری خود و با انتخاب افراد پاک متخصص متعهد دلسوز و شایسته عاشق سربلندی ایران،مطالبه گری ها خودرا درجهت تحقق تحول خواهی ها و اصلاحات در چارچوب قانون اساسی، دنبال و به سرانجام خواهند رساند.

حضور پرشکوه و مشارکت آگاهانه حداکثری مردم در پای صندوق های رأی؛ نقشه تضعیف ایران از سوی جبهه استکباری غرب و متحدان و ایادی داخلیش را خنثی کرده و ایران عزیز را در مسیر اصلاح وضع موجود سربلند و عزت خواهد بخشید. بنابراین ضرورت ایجاب می نماید برای بهبود اوضاع کشور تلاش کنیم بهترین‌ها بر صندلی قدرت تکه زنند تا امیدوار باشیم که با تصمیمات سنجیده و معقول، شرایط نامطلوب و پرانتقاد را برای رسیدن به روز‌های بهتر فراهم نمایند تا به بهبود اوضاع کشور کمک گردد.

مجلس شورای اسلامی مهم است چرا؟ چون مجلس براساس نقشی که قانون اساسی به آن داده است؛ شأن قانونگذاری دارد، شأن نظارتی دارد و این که در ساختن آینده اقتصاد کشورازعناصر وارکان مهم بشمارمی آید و نقش های متعدد آن در این خصوص غیرقابل انکاراست و می تواند در سیاست های اقتصادی تاثیرگذار باشد و نقش عمده ای را با وضع قوانین گره گشا ایفا نماید و جهت های اقتصادی دولت را به هنگام لزوم اصلاح نماید.[1]

اگر امروز مردم و کشورگرفتار مسائل اقتصادی ومعیشتی، رفاهی،درمانی-بهداشتی،تورم، بیکاری، گرانی بی حد و حصر مسکن و... هستند علاوه بر تقصیر و قصور دولت ها، مجالس همه دوره های این سه دهه شریک این تقصیر و قصور بودند که چاره سازی و گره گشایی ننموده اند و به وظایف قانونی، ملی و انسانی خویش عمل نکرده اند. این کوتاهی ها باعث شده است فساد به اقتصاد کشور ورود داشته باشد و افراد سودجوی فرصت طلب بخاطر انفعال دولت ها و مجالس، انحصارات اقتصادی را در دست گرفته به گسترش فساد اقدام و کمک کرده باشند؛که اگر هردو قوه با دقت و با احساس مسئولیت دلسوزانه در انجام تکالیف قانونی خود همت کرده بودند می توانستند با وضع قوانین و ابزار‌های متعدد نظارتی جلوی بسیاری از مفر‌های فساد را بگیرند و از حیف و میل بیت المال جلوگیری بعمل آورند و دست و بال اژد‌های هفت سر فساد را از اموال عمومی کشور کوتاه نمایند.

به مردم عزیزهمیشه در صحنه می گویم، سفارش می کنم، به عنوان نویسنده ای درد آشنا و از طبقه همین مردم زجرکشیده می گویم با دقت سوابق و پیشینه افراد نامزد شده را بررسی و به آنان درروز جمعه رأی دهند تا مجلس دوازدهم که با هوشمندی آرای ایشان شکل خواهدگرفت،درحرکتی روبه جلودربهبود اوضاع اقتصادی کشور مؤثر باشد و روز‌های زیبا و خوش و بهتری برای کشور و مردم خوب این آب و خاک رقم زند.

و اما نکته های پایانی در آستانه کمتر ازدوروز مانده به انتخابات مجلس دوازدهم:

1- انتخابات دوازدهم؛ مشارکت حداکثری رقابتی با رویکرد امید به آینده وتحقق دومؤلفه عدالت و ارزش‌های اخلاقی می باشد.

2- مردم و نخبگان تلاش کنند گزینه‌های اصلح را پس از بررسی و تحقیق، انتخاب و به آنان رأی دهند.

3- انتخابات امری مقدس و اجتناب ناپذیراست و مردم با وحدت و مشارکت بالا به دنبال پاسداشت مصالح عمومی و اصول و آرمان ها هستند.

4- مبنای دلیل استقبال احزاب و گروه های سیاسی و مردم با مشارکت وحدت آفرین حداکثری از انتخابات دوازدهم؛ ضرورت به رسمیت شناختن تغییر است همان که رهبری از آن به تحول خواهی نام بردند و انشاءا... روز جمعه 11 اسفند ماه سال جاری این تغییر در راهبردها، اهداف و سیاست‌ها رقم زده خواهد شد.

5- مشارکت حداکثری درانتخابات نماد پشتوانه مردمی برای هر کشور و هر حکومتی است. کشور بی‌پشتوانه مردمش نه امنیت ملی قوی و محکمی خواهد داشت و نه می تواند از منافع ملی خود در عرصه های بین المللی دفاع کند و چه بسا طمعه خوبی برای جنگ‌طلبان و جنگ افروزان باشد؛ بنابراین پشتوانه مردمی امنیت آور و تضمین کننده منافع ملی در عرصه های داخلی و بین المللی است.[2]

6- از نگاه کارشناسان اصولا انتخابات ضامن ارتقای قدرت و امنیت ملی، افزایش سرمایه های اجتماعی و تقویت ظرفیت‌ها و فرصت‌ها برای حل مشکلات و رفع کمبود ها و اصلاح امور با تغییرات بهنگام است.

7- همان گونه که بیان و تأکید شده است درحقیقت انتخابات تنها راه حل مشکلات وهموارسازی بستراصلاح، بهبود و تقویت وضعیت موجود برای شتاب بخشیدن حرکت پیشرفت کشور به شمار می رود.

8- انتخابات دورازدهم در حقیقت نه تنها فرصت تاريخي اصلاح نهاد قانون‌گذاري است که نباید از دست داده شود بلکه ارتقاي سلامت اقتصادي هم از برنامه های مهم این انتخابات مهم بشمار می رود.

9- قطعا انتخابات مایه و بستری برای پیشرفت کشور است و مردم و همه تأثیرگذاران در این انتخابات مسلما بی عذر و بهانه و بدون سهم خواهی در آن مشارکت خواهند کرد.

10- روزانتخابات، روزجشن پرشورملی مردم بزرگ ایران است و حال و هوای خوش این ایام بی تردید انکارناپذیر است و در حافظه تاریخ این مرز و بوم ثبت و ضبط و ماندگار خواهد شد. زنده باد ایران و زنده باد این مردم عزیز در صحنه که پیروز واقعی آنانند.

چهارشنبه: 9 / 12 / 1402- 18 شعبان 1445- 28 فوریه 2024


[1] - قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل‌های ۷۱ تا ۹۹ به تفصیل به اختیارات و وظایف نمایندگان مجلس اشاره کرده است. وضع قوانین در عموم مسائل کشور، شرح و تفسیر قوانین عادی، بررسی لوایح ارائه‌شده از طرف قوه مجریه و ارائه طرح‌های لازم مطابق اصل ۷۴، تحقیق و تفحص نمایندگان در همه امور کشور، تصویب عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قرارداد‌ها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی، همچنین اظهارنظر درباره تمامی مسائل داخلی و خارجی از جمله وظایف مجلس در حوزه قانون‌گذاری است. اعطای رأی اعتماد به رئیس‌جمهوری و وزیران و همچنین استیضاح و سؤال از وی، پیگیری و رسیدگی به شکایت‌ها از تمامی قوا به شرح اصل‌های ۸۷ تا ۹۰، از دیگر اختیار‌های نمایندگان به شمار می‌رود. انتخاب اعضای حقوقدان شورای نگهبان و اعمال نظارت‌های قانونی از راه دیوان محاسبات نیز از جمله اختیار‌های نمایندگان منتخب ملت است. مبتنی بر این اصول مصرح قانون اساسی، در نگاه اول از مجلس به مثابه عضوی از نهاد‌های مسئول در نظام اسلامی انتظار می‌رود در چارچوب اصول و قواعدی رفتار کند که نماد عزت و اقتدار ملت باشد و وظایف و شأن مجلس را با تمام توان حفظ کند. لازمه این کار حداقل رعایت موارد زیر است: پایبندی به تعهدات تبیین‌شده در قانون اساسی و سوگند نمایندگی و ارج نهادن به اعتماد مردم با پاسداری از ویژگی‌های نمایندگی؛ حفظ استقلال نمایندگی و اثر نپذیرفتن از تهدید‌ها و تطمیع‌ها و «شجاعت» در قول و فعل؛ دخالت ندادن حب و بغض‌های شخصی، جناحی، گروهی، طائفی و محلی در قانون‌گذاری، نظارت، اجرای قانون و موضع‌گیری‌ها.

[2]- هرجا دشمن احساس کند پشتوانه مردمی یک کشور کم شده است هرچه خباثت دارد، رو می کند، از تحریم تا ترور تا جنگ و ... از جمله اثرات مشارکت پایین مردم این خواهد بود که قدرت‌های خارجی در اِعمال فشار اقتصادی و تحریم و تعرضات گوناگون به کیان کشور مصمم‌تر شوند و دیپلمات و مذاکره‌کننده ایرانی را در پرونده‌های مختلف ملی در تنگنای بیشتری قرار دهند.



ارسال توسط افشار

مجلس متکی به آرای مردم؛ راهگشای کاهش مشکلات کشور

اسدالله افشار

بدون شک ایران قوی ایرانی است که مجلس قانونگذاریش با اقتدار، مشروع و مقبول و کارآمد باشد و این مجلس قطعا مجلسی خواهد بود که عصاره و خانه ملت است و می توان به آن دل بست و برای اصلاح امور و تحول خواهی به آن امید داشت.

صاحب نظران دلسوز مجلس را مرکز آرای مردم و اراده مردم می دانند و از نگاه آنان چنین مجلسی مظهر حکومت مردمی یعنی همان مردم سالاری دینی تلقی می شود که با پشتیبانی و حمایت مردم می­تواند اداره‌کننده حقیقی کشورباشد.

اگر این مجلس با آن چه که بیان شد شکل گیرد قادرخواهد بود جایگاه و مسیرحرکت دولت و ملت را به قانونی ترین حالت خود مشخص نماید بدون آن که خدشه ای به شخصیت حقوقی مجلس وارد شود و از آن بوی شائبه وکیل الدوله به اذهان خطور کند، بنابراین مجلس شورای اسلامی باید مظهر خواسته‌های مردم در زمینه سیاست‌های گوناگون چه داخلی و چه خارجی باشد.

مجلس شورای اسلامی، هم باید مرجع و ملجأ و امید و معتمد مردم باشد و هم پشتیبان سیاست های دولت در راستای منافع ملی و حقوق این ملت همیشه در صحنه باشد. چنین مجلس متکی به آرای مردم مسلما راهگشای کارهای اساسی برای مسئولان نظام و کارگزاران کشوراست و می تواند بذر اصلاح امور و تحول خواهی را در کشور با برنامه ریزی دقیق مدون شده در جهت حل مشکلات عدیده مردم در جامعه، جاری و ساری نماید.

برکسی پوشیده نیست که کشور قوی و مقتدر ایران، ثروتمند و با امکانات فراوان و نیروی سرشار از جوانی توأم باعلم و دانش و تخصص و ایمان است. کسانی که به عنوان نماینده مردم درروز جمعه 11 اسفند ماه سالجاری آرای لازم را بدست خواهند آورد و وارد مجلس دوازدهم خواهند شد باید قدر آن را بدانند و خدمت کنند و این نکته را نیز با تمام وجود درک نمایندکه تصمیم‌ گیری‌های ریز و درشت آنان در صحن مجلس در سرنوشت مردم و حاکمیت تأثیرگذار خواهد بود که اگر در این خصوص تأمل و تدبر ننمایند دود آن به چشم مردم و کشور خواهد رفت؛ بنابراین نمایندگان منتخب و برگزیده مردم پس از استقرار در مجلس شورای اسلامی، بهترین مرجع و جایگاه آگاهی یافتن از مشکلات و مطالبات مردم بوده که می توانند با کارشناسی دقیق و برقراری ارتباط درست و صحیح با رییس جمهور و دولت در چارچوب قوانین و ایفای وظایف نمایندگی خود فارغ از جناح‌بندی های سیاسی، به حل چالش ها و بحران ها اقدام نمایند.

به مردم عزیز ایران یادآور می شوم مجلس، مهم ترین رکن تصمیم‌گیری در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران است و لذا به مردم خوب کشورخود توصیه می کنم برای داشتن مجلسی قوی و تأثیرگذار، افرادی را در روز جمعه 11 اسفندماه رأی داده و به عنوان نمایندگان واقعی خود راهی مجلس شورای اسلامی کنند که عظمت ملت ایران را باور داشته باشند و این عظمت را تا پایان دوره 4 ساله خود پاس بدارند و قدردان بزرگی و نجابت مردم ایران باقی بمانند چراکه عظمت مجلس شورای اسلامی، عظمت ملت و عظمت ملت عظمت مجلس شورای اسلامی می باشد.

روز جمعه 11 اسفند ماه 1402 آزمون بسیار مهم مردم عزیز ایران است و به ایشان سفارش می کنم شرکت در انتخابات برای همه آحاد جامعه هم حق است و هم تکلیف و در این خصوص تعلل و تردید جایز نیست چرا که روز جمعه چشم همه دنیا خیره به ایران قوی و با اقتدار است و همه بایدایفا گر نقش تاریخی خود در این برهه حساس پیچیده باشیم. با این توضیح ضرورت دارد با توجه به شرایط داخلی و منطقه ای و بین المللی برای انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی نکات زیر را مد نظر قراردهیم:

1- افراد انتخاب شده خود را نماینده مردم در مجلس بدانند.

2-نمایندگان برگزیده درک و فهم این مهم را داشته باشند که مجلس شورای اسلامی، خانه ملت است و این خانه حرمت دارد و حرمتش را باید رعایت کرده و حفظ نمایند.

3- مجلس شورای اسلامی مرکز نزاع‌ها، کشمکش‌ها، آشوب‌ها و اظهار نظرات خلاف دین و شرع نمی باشد و نمایندگان برگزیده باید در حد شأن نظام جمهوری اسلامی و تراز انقلاب اسلامی، خود را آلوده این گونه مسائل و امور ننمایند و باعث هتک حرمت آزادی بیان نشوند.

4- نمایندگان برگزیده در مجلس دوازدهم از همان روزهای نخست فعالیت خود به دنبال حفظ ارزش‌های اسلامی و شرف دین و مصلحت نظام و کشور باشند و از مفاسد در هر عرصه ای دوری و پرهیز نمایند.

5- نمایندگان مجلس برحسب تکلیف شرعی موظف به اصلاح و تدوین نظام ارزشی منطبق با قانون اساسی ایران و تهیه و تصویب قوانین اسلامی برای کلیه نیازهای جامعه در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تبلیغی، هنری، فرهنگی، نظامی، اخلاقی و قضایی هستند و دراین راستا باید بطور جد حرکت و اقدام نمایند.

6- نمایندگان برگزیده مجلس دوازدهم با عقلانیت سیاسی و این که جا پای مدرس گذاشته اند باید از تعلقات حزبی خود در راستای منافع ملی و مصالح کشور صرف نظر کرده و اوضاع پریشان کشور را با درایت و هوشمندی سر و سامان دهند.

7- انتظار می‌رود نمایندگان برگزیده برای صیانت از منافع ملی و حل مشکلات آحاد جامعه بیشتر تلاش نمایند، و نهاد قانون‌گذاری نیز با ریل‌گذاری قطار اجرایی کشور، حرکت ارکان جامعه را به سمت کاهش بار مشکلات جدی اقتصادی و معیشتی، رفاهی، بهداشتی - درمانی و ناهنجاری‌های اجتماعی که ناشی از واقعیت‌های انکار ناپذیرجامعه هستند؛ از دوش مردم بردارند.

8- مشکلات و موانع داخلی؛ معضلات بنیادی نظام‌های پولی، بانکی، تولید، توزیع، صادرات، واردات و موانع ساختاری در کارآمدی سازوکارهای اجرایی، تقنینی و قضایی کشور و بسیاری از موضوعات دیگر، فهرستی از مشکلات جامعه ما در این سال های اخیر بوده است که منجر به معضلاتی نظیر؛ تورم، بیکاری، فساد اقتصادی، آسیب‌های اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی شده است و لذا نمایندگان برگزیده در مجلس شورای اسلامی می توانند با توجه به اولویت ها، بایدها و نبایدها و با بهره گیری از نظرات صاحب نظران و نخبگان جامعه و تعیین اولویت‌ها و همگرایی ملی به جست‌وجوی راهکارهای مؤثر و کاربردی از طریق نهاد قانون‌گذاری کشور برای کاهش مشکلات جامعه بپردازد. باید امیدوار بود که نمایندگان برگزیده مجلس شورای اسلامی به این مهم نائل آیند.

سه شنبه: 8 / 12 / 1402- 17 شعبان 1445- 27 فوریه 2024



ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۴۰۲/۱۲/۰۶

مهدویت؛ روح و جان تشیع

اسدالله افشار

بیا دو باره پاک کن ز جاده ها غبار را

به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را !

تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو

بیا و پاک کن زدل حدیث انتظار را !

مهدویت از مفاهیمی است که در طول تاریخ همواره راه نجات از ظلم و ستم بوده است، چرا که عدالت مهدوی اقتضا می‌کند که مسلمانان در برابر ظلم و ستم ایستادگی کنند. مهدویت، اندیشه و باوری است که مورد پذیرش و اعتقاد همه مسلمان بوده و به عنوان یک حقیقت دینی- اسلامی قلمداد می‌شود. مهدویت در اسلام از مفاهیمی است که می‌توان در ابعاد گوناگون به آن نگریست. مهدویت یعنی معتقد بودن به وجود مهدی (عج). گاهی نسبت بیش از این حیث لحاظ می‌شود؛ یعنی رفتار هم رفتار مهدی‌پسند باشد یا رفتاری باشد که از او اخذ و الهام گرفته شده باشد.

مسأله «مهدویت»[1] قضیه ای شخصی و ویژه گروه یا فرقه ای خاص ازفرقه های اسلامی نیست، بلکه عقیده ای است که عموم مسلمانان درآن اشتراک دارند و اکثر مسلمانان (اعم ازشیعه و سنی) براین باورندکه حضرت مهدی(ع) مردی از«اهل بیت»پیامبر(ص) و از«ذریه»آن حضرت است. چنان که ایمان به آن امام به عنوان «منجی بشریت»ازجمله مسائل مقبول نزد سایرامت هاست به گونه ای که می توان گفت: حضرت مهدی(ع)، موعود«امت» هاست تا زمین را ازعدل و داد پرکند و درهم کوبنده نظام های فاسدی است که انسان وانسانیت رالگدمال کرده اند.

مهدویت در اصطلاح یعنی روش، رفتار، فکر و عقیده‌ای که به حضرت مهدی (عج) انتساب داشته باشد. پس مهدویت یعنی معتقد بودن به وجود حضرت مهدی (عج) و طریقه و یا رفتاری که منتسب به اعتقاد و باور به حضرت مهدی (عج) باشد، مهدویت گفته می‌شود. همچنین حکومت جهانی وی شامل همه جنبه های زندگانی بشراست و از بزرگترین و درخشنده ترین پیروزی ها و دست آوردهایی خواهد بودکه انسانیت درطول تاریخ، به آن دست خواهد یافت.

همه چشم به راهند وانتظاردارندکه شایسته ترین فرزندان پیغمبر قیام کرده،آئین توحید و رسم برادری و مساوات اسلامی رازنده نموده بشررا از نعمت آسایش بهره مند سازد و موجبات تفرقه و محرومیت و ناکامی ها را از میان بردارد.

این وعده الهی قطعی و تخلف ناپذیراست. دنیا به طرف آن عصردرخشان در حرکت است، سیرزمان،گردش دوران هردم بشررا به چنین روزگاری نزدیک ترمی سازد. ایمان به ظهورحضرت مهدی(ع) و جهانگیرشدن دین اسلام به آیات متعددی از قرآن مجید و متواترترین روایات و قوی ترین اجماعات اتکاء و استناد داردکه هرمسلمان معتقد به قرآن و رسالت پیغمبراسلام(ص) باید به این ظهور،ایمان راسخ وثابت داشته باشد.

یا مهدی!

ای نقطه شروع شفق،

ای مجری حق

میلاد تو قصیده بی انتهاییست که تنها خدا بیت آخرش را میداند.

بیا و حسن ختام زمان باش

حضرت مهدى (ع) بهار روزگاران

نشاط آورترین وخوشایندترین فصل سال و محبوب ترین ودوست داشتنی ترین فصول در نزد همه انسان ها وحتّی حیوانات و پرندگان فصل بهاراست. و از طرف دیگر، زیباترین جلوه های زندگی انسان دردوران جوانی ظهور و بروزمی كند؛ دورانی كه او سرشار از انرژی و قدرت و نشاط است و در واقع، جوانی نیز بهارعمرانسان به حساب می آید.

تمامی این بهارها كوتاه ومحدود است و به قطعه خاصّی از زمان و دوران بستگی دارد كه حداكثرچند ماه ویا چند سال به طول می انجامد؛ اما همین دوران كوتاه نیزبدون بهارآفرین حقیقی غم زا و بی نشاط است.

آمد بهار و گل رخ من درسفر هنوز خندید و ابرچشم من از گریه تر هنوز

آمد درخت گل به برامّا چه فایده؟ كان سرو گلعزارنیامد به برهنوز

آنچه بشرآرزو دارد و در پی دست یابی به آن است، بهارطولانی وهمگانی ونشاط فراگیر و عمومی است؛ بهاری كه تمام نقاط زمین رافراگیرد و تمام موجودات را زیر بال خود قراردهد وتمام دل ها را نشاط بخشد و تمام جان ها را سرسبز سازد.

درمتون دینی ما به این آرزوی بشری و تحقق آن اشاراتی شده است. از جمله، درباره جان جانان، حضرت صاحب الزمان، (روحی له الفداء)چنین تعبیری آمده است:«اَلسَّلامُ عَلی رَبیعِ الانامِ وَنَضْرَه الایامِ: سلام بر بهار مردم و شادی روزگار.»[2]

گل من را بهاری بی خزان است گل من مهدی صاحب زمان است

ودر برخی روایات نیزازروزگارظهور مهدی (ع)تعبیربه«نیروز»(نوروز) كه آغاز بهار است، شده، ازجمله: امام صادق (ع)فرمود:«یومُ النَّیروزِ هُوَ الْیومُ الَّذی یظْهَرُ فیهِ قائِمُنا اَهْلَ الْبَیتِ... وَ ما مِنْ یومِ نَیروزٍ اِلاّ وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فیهِ الْفَرَجَ: روزنوروزروزی است كه قائم ما اهل بیت در آن ظهور می كند... و هیچ روز نوروزی نیست، مگر اینكه ما در آن روز منتظر فرج می باشیم.»[3]

ای دل بشا رت می دهم خوش رو زگا ری می رسد با د رد و غم طی می شود آخر بهاری می رسد

این تعبیرفقط یك تعبیر ذوقی وادبی شعرگونه عاری ازحقیقت نیست، بلكه از واقعیت بس ژرفی حكایت داردكه تنها در دوران مهدی موعود(ع)تحقق پذیر خواهد بود. دردوران مهدی (ع)؛ بهار، همه جانبه و فراگیرمی شود، و نشاط و شادی، عمومی و جهانی خواهد شد.

اگرآن گل به تنهایی نماید چهره برعالَم شود برمدّعی پیدا كه با یك گُل بهارآید

اولین گام درشناخت شخصیت امام (ع)

آشنایی با ابعاد گوناگون زندگانی پیشوایان معصوم علیهم السلام از جهاتی، به ویژه برای قشر جوان حائز اهمیت است. چون امام (ع) در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام شخصیتی است که به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر(ص)، علاوه بر مسؤولیت رهبری وتبیین احکام الهی، عهده دار وظیفه سنگین هدایت و تربیت نفوس مردم نیز هست. بنابراین، تمام رفتار و اعمال امام(ع) در چارچوب یک برنا مه منسجم و حساب شده با هدف ارشاد و پرورش کمالات انسانی افراد انجام می گیرد .

براین اساس، عامه مردم، به ویژه نسل نوجوان وجوان جامعه،ازطریق دقت وتأمل درمجموعه وقایع زندگی ائمه اطهارعلیهم السلام اولا، می توانند شیوه های درست زندگی وکسب فضایل اخلاقی و انسانی که، پایه های کمال آدمی را تشکیل می دهند، بیاموزند و ثانیا، از راه مطالعه در سیره عملی ائمه علیهم السلام به منزلت وعظمت والای آنان پی برده و همواره درزندگی از طریق الگو قراردادن سیره عملی آنان، به موفقیت های لازم دست یابند. بنابراین اولین گام در شناخت شخصیت امام (ع)،آشنایی با وقایع دوران زندگی اوست.

مهدویت؛ دل مشغولی فرزانگان و اندیشمندان شیعه

«مهدویت»[4] سبزترین اندیشه ای است که خداوند آن رابه انسانیت هدیه کرده است ومی رود تا با به شکوفه نشستن، جهان هستی را به عطردل انگیزخود طراوتی بهشت گونه بخشد.این تفکرکه در هردین و آیینی به گونه ای خود را متجلی ساخته، درفرهنگ متعالی تشیع به عالی ترین صورت ممکن پای به عرصه اندیشه ها نهاده است و با ارائه کاملترین تصویر از این اعتقاد سترگ، همگان را به حیرت و طلب انداخته است.

بازشناسی روزآمد این اعتقاد، همواره دل مشغولی فرزانگان و اندیشمندان شیعه بوده و هست و همواره در نهایت اهتمام به این مهم پرداخته اند. از این رو، موضوعات مربوط به مهدویت، آمیختگی ویژه ای با زندگی شیعه پیدا کرده، به گونه ای که می توان مهدویت را روح و جان تشیع برشمرد . به ویژه در دوران معاصر که اشتیاق وصف ناپذیری جهت معرفت و شناخت آن خورشید پنهان درعموم مردم و به ویژه جوانان به چشم می آید که این خود، انسان را برآن می دارد تا هرآن چه در توان است، در خدمت این قافله شیدا خالصا نه نثار نماید.

راز ماندگاری اندیشه مهدویت و ثبوت آن

آموزه مهدویت در نگاه امامی، مهندسی ثابتی دارد. براساس همین ‌نگاه است که شیخ صدوق (381‌‌ق) از بزرگ‌‏ترین عالمان شیعی در کتاب الاعتقادات خود، باور شیعه امامیه را در‌باره امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شکلی گویا بیان می‏ کند و از آن زمان تا‌کنون این نگرش تغییری نیافته است.[5] راز ماندگاری این اندیشه و ثبوت آن تا‌کنون، بی‏تردید در نقش امامان معصوم(علیهم السلام) و در دوران غیبت دانشمندان شیعی نهفته است.

با توجه به آن چه بیان شد باید گفت آموزه مهدویت نزد شیعه، شکل یقینی دارد، اما دیگران در رویارویی با این اندیشه، تطورات گوناگونی داشته ‏اند. این اندیشه در میان امامیه چنان پویاست که توجه دیگران را به خود جلب کرده است؛ به‌گونه ‏ای که در میان متون خود به پذیرش اندیشه شیعی اذعان کرده‏ اند. هم‌چنین باتوجه به کارکردهای حکومت جهانی، برخی در مسیر ترویج ایده‌های خود، جنبش‏ های اسلامی علیه زورمداران به راه انداخته‏ اند که ابن‌تومرت، نمونه ‏ای از آنهاست، اما شاید اوج تأثیرگذاری این اندیشه را باید در میان عرفا دانست که نگاه افرادی چون ابن‌عربی، قونوی و نسفی به مهدی همانند شیعه است که وجود او در تمام دوران ضرورت دارد. البته این گروه صاحب ویژگی‏ها را‌ انسان کامل می‏ دانند. [6]

کسی نتوانسته است اصل عقیده به مهدویت را مورد تردید قرار دهد

مطالعه صدها کتاب و رساله ای که از یازده قرن پیش تاکنون در این موضوع نوشته شده است. ابتنای این عقیده را بر مبنای صحیح و معقول و مصادری اصیل اسلامی، روشن می سازد. وجود این منابع معتبر و مبانی قطعی چنان این عقیده را از هرگونه تشکیک و انکار، تضمین و مصونیت بخشیده است که حتی در مقام رد دعوی کسانی که مدعی مهدویت بوده اند، کسی نتوانسته است اصل عقیده به مهدویت را مورد تردید قرار دهد بلکه مدعیان دروغین و متمهدیان را به دلیل واجد نبودن علائم و اوصافی که برای مهدی (عج‌الله فرجه) ذکر شده است رد می کردند. زیرا انکار اصل مهدویت را مساوی با انکار مبانی و مآخذ محکم اصول و فروع اسلامی می دیدند.[7]

تفکر مهدویت تجلیگاه نظام توحیدی اسلام

تفکر مهدویت تجلیگاه نظام توحیدی اسلام است که در آن اهداف توحیدی حکومت نظیر: وحدت نظام سیاسی، حکومتی، وحدت قانون، وحدت دین و عقیده و مرام، وحدت و همبستگی جغرافیایی و اقلیمی و همه و همه تبلور تام دارد مهم ترین هدف در دعوت و مبارزات انبیاء عموماً و پیام خاص قرآن کریم خصوصاً تحقق جامعه توحیدی خدا محور و پیاده کردن ارزش های الهی در همه ابعاد آن می باشد. بدون شک این هدف دیرینه و الهی تنها با دست با کفایت حضرت بقیه الله ـ ارواح العالیمن له الفدا ـ قابل انجام است او که نوید امن و امان را در پهنه گیتی و جغرافیای جهانی به ارمغان می آورد. تنها در پرتو دولت کریمه او است که توحید و عدالت فراگیر می گردد. و اگر جهان تشنه عدالت و امنیت است عدالت و امنیت نیز بی تابانه قدوم آن پرچمدار بزرگ توحید را به انتظار نشسته است.[8]

اعتقاد به مهدویت ازاساسی ترین دغدغه های دینی ورسالت اسلامی

بعد عقلانی و ریشه فطری باور داشت مهدویت از یکسو، ابتنای این مسئله بر مبانی وحیانی آیات قرآن و سنت قطعی از سوی دیگر؛ ضرورت پاسخگویی به ایده آل های فطری و تاریخی در رسیدن به مرحله مدینه فاضله وتشکیل جامعه عدل توحیدی ازسوی سوم موجب شده است که اعتقاد به مهدویت ضمن این که از محکمات اصول اسلامی به شمار می آید اساسی ترین دغدغه دینی ورسالت اسلامی نیز محسوب شود که بارورشدن آن پیامدهای فوق العاده مبارکی را برای کل بشریت خواهند داشت.[9]

نگاه شهید مطهری به موضوع مهدویت

اعتقاد به مهدویت از مباحث مهمی است که در طول تاریخ همواره به آن پرداخته شده است. شهید مطهری در این باره می گوید: یکی از وظایف ما آن است که فکر و شناخت خود را نسبت به مسأله مهدویت عمیق تر و دقیق ترکرده و نگاهمان را با آنچه که در متن اسلام پیرامون مهدویت و حضرت حجت آمده تطبیق دهیم.

شهید مطهری در بخشی از کتاب «سیری در سیره ائمه اطهار» به این موضوع پرداخته و می گوید:

غالب ما مسأله حضرت حجت را به صورت یک آرزوی کودکانه، درآورده ایم؛ گویی حضرت حجت فقط انتظار دارند که کی خداوند تبارک و تعالی به ایشان اجازه بدهند که مثلاً بیایند ما مردم ایران را غرق در سعادت کنند یا شیعه را غرق در سعادت کنند. مهدویت یک فلسفه بزرگ جهانی است، چون اسلام یک دین جهانی است، چون تشیع به معنی واقعی اش یک امرجهانی است. ما باید این (مهدویت) را به صورت یک فلسفه بزرگ جهانی تلقی کنیم. وقتی قرآن می گوید: وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ (انبیاء، 105) صحبت از زمین است، نه صحبت از این منطقه و آن منطقه و این قوم و آن نژاد.

اولًا امیدواری به آینده است یعنی آنکه دنیا در آینده نابود نمی شود. امروز این فکر در دنیای غرب پیدا شده که بشر در تمدن خودش به مرحله ای رسیده که با گوری که خودش به دست خودش کنده است یک گام بیشتر فاصله ندارد. طبق اصول ظاهری نیز همین طور است ولی اصول دین و مذهب به ما می گوید: زندگی سعادتمندانه بشر، در آینده است، آنچه که اکنون هست موقت است.

دوم آنکه آن دوره، دوره عقل و عدالت است. شما می بینید یک فرد سه دوره کلی دارد: دوره کودکی که دوره بازی و افکار کودکانه است، دوره جوانی که دوره خشم و شهوت است، و دوره عاقله مردی و پیری که دوره پختگی و استفاده از تجربیات، دوره دور بودن از احساسات و دوره حکومت عقل است.

اجتماع بشری هم همین طور است. اجتماع بشری سه دوره را باید طی کند. یک دوره، دوره اساطیر و افسانه ها و به تعبیر قرآن دوره جاهلیت است. دوره دوم، دوره علم است، ولی علم و جوانی، یعنی دوره حکومت خشم و شهوت. به راستی عصر ما بر چه محوری می گردد؟ اگر انسان، دقیق حساب کند می بیند محور گردش زمان ما یا خشم است و یا شهوت. عصر ما بیش از هر چیزی عصر بمب است (یعنی خشم) و عصر مینی ژوپ است (یعنی شهوت). آیا دوره ای نخواهد آمد که آن دوره، حکومت، نه حکومت اساطیر باشد و نه حکومت خشم و شهوت و بمب و مینی ژوپ؟ دوره ای که واقعاً در آن دوره معرفت و عدالت و صلح و انسانیت و معنویت حکومت کند؟ چگونه می شود که چنین دوره ای نیاید؟! مگر می شود که خداوند این عالم را خلق کرده باشد و بشر را به عنوان اشرف مخلوقات آفریده باشد، بعد بشر به دوره بلوغ خودش نرسیده یک مرتبه تمام بشر را زیر و رو کند؟!.

پس مهدویت یک فلسفه بسیار بزرگ است. مضامینی که ما در اسلام داریم چقدر عالی است! در دعای افتتاح که در شبهای ماه مبارک رمضان خوانده می شود، قسمت زیادی از آخر این دعا اختصاص به وجود مقدس حضرت حجت دارد [و در واقع گویای آن دوره بلوغ بشریت و عصر حکومت معنویت و عدالت و انسانیت است.]

«اللَّهُمَّ انّا نَرْغَبُ الَیک فی دَوْلَةٍ کریمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْاسْلامَ وَ اهْلَهُ» پروردگارا ما آرزو می کنیم و از تو می خواهیم زندگی در پرتوی یک دولت بزرگواری را که «تُعِزُّ بِهَا الْاسْلامَ وَ اهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اهْلَهُ» در آنجا اسلام حقیقی را با اهل اسلام عزت خواهی بخشید و نفاق ها و دورویی ها را از بین خواهی برد و ذلیل خواهی کرد. «وَ تَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ الی طاعَتِک وَ الْقادَةِ الی سَبیلِک» این افتخار را به ما می دهی که ما در آن دوره دعوت کننده دیگران به طاعت تو باشیم، راهنما و قائد و پیشرو دیگران در راه تو باشیم.

جان کلام این که؛ موضوع مهدویت یک عقیده ای کاملاً اسلامی است که ریشه های ثابت آن در کتاب و سنت صحیح و متواتر، قرار دارد. آیاتی[10] از قرآن مجید و حجم هنگفتی از احادیث و اخبار در این خصوص، چنان این عقیده را تحکیم و استوار نموه است که حتی انکار آن مانند انکار اصل رسالت و نبوت ـ در بعضی روایات کفر شمرده شده است.[11] به همین جهت اصل مهدویت و ظهور حضرت مهدی در آخرالزمان در میان مسلمانان یک مسئله اتفاقی و بدیهی محسوب می شود. دلائل روایی این بحث که به وسیله صحابه از زبان پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده است در منابع معتبر حدیثی فریقین ثبت و ضبط گردیده است.[12] و لذا این مسئله مانند دیگر مسائل اتفاقی و بدیهی اسلامی، نیاز به اثبات ندارد.

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد، خبر از دل پر درد گل یاس نداشت...

باید این گونه نوشت...

هرگلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک و یاس...

تا نیاید مهدی زندگی دشوار است...

همه می گویند به امید ظهورش صلوات

کاش این جمعه بگویند به تبریک حضورش صلوات

اللهم عجل لولیک الفرج....

الهم صلی علی محمد و ال محمد

یکشنبه: 6 / 12 / 1402- 15 شعبان 1445- 25 فوریه 2024

منابع

1- امین، احمد، ضحی الاسلام، مصر، مکتبه الاسره، ۱۹۹۹۹م

2- ابن بطری، عمده عیون، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۷ق. ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت، دارالمعرف

3-ابن صلاح، عثمان، علوم الحدیث، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۶ق

4- ابن‌عربی، محمد بن علی، الفتوحات المکیة، بیروت، ‌دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.

5- ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، بیروت، اعلمی، ۱۴۱۹ق.

6- احمد الکاتب، تطور الفکر السیاسی الشیعی من الشوری الی ولایة الفقیه، بیروت، دارالجدید، ۱۹۹۸م، ص۱۲۷

7- اسفندیار، محمود رضا، نصرالله پورجوادی و گروهی از نویسندگان، آشنایان ره عشق۱. تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۴.

8- اسفندیار، محمود‌رضا و فائزه رحمان، نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ادبیات عرفانی و اسطوره‌شناختی، ش ۸، ۱۳۹۱.

9- اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ترجمه حسن مؤیدی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲ش.

10- اکبرنژاد، مهدی، «بررسی و نقد دیدگاه رشید رضا و احمد امین درباره احادیث مهدویت»، مقالات و بررسی‌ها، بهار و تابستان ۱۳۸۴،ش ۷۷.

11- النعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، مکتبة الصدوق، ۱۳۹۷ق

12- الویری، محسن، «گونه‌شناسی رویکردهای آموزۀ مهدویت در چهارچوب ظرفیت تمدنی»، مشرق موعود، تابستان ۱۳۹۴ش، ش۳۴

13- بستوی، عبدالعظیم، المهدی المنتظر فی ضوء الاحادیث و الآثار الصحیحه، بیروت، ‌دار ابن حزم، ۱۴۲۰ق

14- حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه محمدتقی آتی‌اللهی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۶ش

15- حسینی قزوینی، سید محمد، «پاسخ به شبهات پیرامون مهدویت در اهل سنت»، مربیان، تابستان ۱۳۸۸،ش ۳۲

16- حمیری، نشوان بن سعید، رسالة الحور العین، تصحیح مصطفی کمال، قاهره، مکتبة خانجی، ۱۹۴۸ق.

17- خسروشاهی، باقر و صدرالدین صدر. المهدی(عج)، قم، بوستان کتاب قم، ۱۳۸۶.

18- دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدره‌ای، تهران، ۱۳۸۶ش.


[1] - مهدویت، موعودباوری به معنای اعتقاد به یک نجات‌بخش است که در آخرالزمان برای نجات و رهایی انسان‌ها و برقراری صلح و عدالت خواهد آمد. اعتقاد به منجی، در ادیان و ملل و اقوام مختلف و با آیین‌ها و فرهنگ‌های کاملاً متفاوت وجود دارد و در آنها منجی موعود و نجات‌بخش به اَشکال و صور گوناگون و متنوعی مطرح شده است. در میان این گروه‌ها، شیعه به ظهور حضرت مهدی(عج) معتقد است.

[2] - مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر، ص 1006؛ بحار الانوار، ج 99، ص 101.

[3] - بحار الانوار، ج 52، ص 308؛ مستدرك الوسائل، ج 16، ص 356.

[4] - «مَهدَویت» واژه‌ای عربی و از ریشه «مهدی» است که از اضافه شدن «ت» به «مَهدَوی» ساخته شده. مهدوی به معنای مربوط‌ بودن به مهدی است، مانند واژه عَلَوی و حَسَنی. «ت» در واژه «مهدویت»، تای تأنیث است و به واسطه حذف شدنِ موصوف آمده است؛ یعنی در اصل «طریقة مهدویة» یا مانند آن بوده است. در صدر اسلام واژه «مهدی» هم برای شخصِ هدایت‌شده، و هم برای تجلیل از برخی افراد به کار می‌رفت؛ برای نمونه این عبارت درمورد پیامبر(ص)، خلفای راشدین و امام حسین(ع) به کار رفته است. بنا بر گفته راجکوسکی، اولین کسی که مهدی را به معنای منجی به کار برد ابو اسحاق کعب بن ماته بن حیسوء حمیری (متوفی ۳۴ق) بود.

مختار ثقفی با اعتقاد به اینکه محمد بن حنفیه نجات‌بخش است، او را مهدی نامید. همچنین زیدیه واژه مهدی را در همین مفهوم برای رهبران خود به کار می‌بردند. گروهی از شیعه نیز عنوان مهدی را، پس از رحلت برخی امامان، برای آنان به کار برده‌اند؛ مانند ناووسیه برای امام صادق(ع)، واقفه برای امام کاظم(ع) و برخی برای امام حسن عسکری(ع). این واژه در بین شیعیان دوازده امامی به حجت بن‌الحسن، فرزند امام حسن عسکری(ع)، اختصاص دارد. به اعتقاد آنان حجت بن‌الحسن شخصی است که پیامبر(ص) وعده آمدنش را داده و در پایان تاریخ نجات‌بخش بشریت خواهد بود.

[5] - شیخ صدوق، الاعتقادات‌، ص‌94-96.

[6] - برگرفته از کتاب: نقش شیعه در گسترش علم کلام، جمعی از فضلا با اشراف مرجع عالی‌قدر حضرت آیت‌‌الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته، به کوشش محمدتقی سبحانی محمدعلی رضایی اصفهانی، انتشارات امام علی‌بن‌ابی‌طالب(ع)، قم، 1399 هـ ش، ص 390.

[7] - صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت، قم، انتشارات حضرت معصومه، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ج۲، (مقاله اصالت مهدویت)، ص ۱۷ ـ ۱۸، با اندک تصرف؛ به نقل از تارنمای مجمع جهانی شیعه شناسی.

[8] - برای اطلاع بیشتر از منابع حدیثی اهل سنت و شیعه در این خصوص به دو کتاب ذیل مراجعه شود: سید هاشم ثامر العمیدی، کتاب در انتظار ققنوس. ترجمه مهدی علی زاده، ص۱۶ ـ ۳۰٫ حکیمی، محمد رضا، خورشید مغرب، ص ۵۹ ـ ۱۱۰ ؛ به نقل از تارنمای مجمع جهانی شیعه شناسی.

[9] - همان.

[10] - از جمله آیاتی که به موضوع مهدویت پرداخته و در منابع روایی و تفسیر به حضرت مهدی(عج‌الله فرجه) تفسیر شده است می توان به آیات ۵۵ نور ۳۲ و ۳۳ توبه، ۲۸ فتح، ۸ ـ ۹ صف، ۵ قصص، ۷ انفال، ۵۶ مائده و اشاره نمود.

[11] - صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت، قم، انتشارات حضرت معصومه، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ج۲، ص۷، مقاله عقیده نجات بخش.

[12] - برای اطلاع بیشتر از منابع حدیثی اهل سنت و شیعه در این خصوص به دو کتاب ذیل مراجعه شود: سید هاشم ثامر العمیدی، کتاب در انتظار ققنوس. ترجمه مهدی علی زاده، ص۱۶ ـ ۳۰٫ حکیمی، محمد رضا، خورشید مغرب، ص ۵۹ ـ ۱۱۰.



ارسال توسط افشار

یازده اسفند؛ خلق حماسه تحول خواهی مردم

اسدالله افشار

روز جمعه 11 اسفندماه سالجاری؛ ملت بزرگ ایران با حضور آگاهانه خود به استقبال ششمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری و دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی خواهد رفت تا بار دیگر در پای صندق های رأی، مشارکت عمومی و حضور گسترده خود را به رخ جهانیان و بد خواهان این مرز و بوم کشیده و نشان دهد. مسلما مشارکت بالای بی نظیر مردم در این دوره حساس و ویژه، مبین صلح و ثبات و قدرت و اقتدار بالای نظام جمهوری اسلامی ایران است و قطعا این انتخابات می‌تواند آثار و تأثیرات عظیمی بر روند شکست‌های پی‌درپی صهیونیست‌ها و آمریکا و متحدان آنان در سطح منطقه و در سطح بین الملل به وجود آورد.

مردم عزیز ایران با همه انتقادات سازنده و با همه مطالبات به حق خود نسبت به عملکرد برخی مدیران نفوذی لمپن نالایق ناکارآمد ناراضی تراش در عرصه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، رفاهی، معیشتی، درمانی و بهداشتی؛ در انتخابات فارغ ازاینکه به چه نامزدی رأی خواهند داد، چون انتخابات برگزار شده گذشته با احساس مسئولیت بالا خواهند آمد و با ایجاد شور انتخاباتی که در این برهه حساس نیز اهمیت دارد مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی و ایادی داخلی و بین المللی آنان خواهد زد.

از نگاه کارشناسان حضور آگاهانه و پرشور و شعور گسترده مردم با صلابت موقعیت شناس ایران زمین تنها شرکت در انتخابات، صرفا انتخاب افراد نمی باشد بلکه شرکت در سرنوشت خودشان است تا بتوانند به تعبیر رهبر معظم انقلاب نقش مهم و با اهمیت خود را در ایجاد تحول و تحول خواهی در سطح کلان کشور در جهت برآورده شدن مطالباتشان که مطالبات منطقی و به حقی می باشد، ایفا نمایند.

مردم عزیز ایران که دل در گرو کشور و پیشرفت کشور دارند نیک می دانند؛ حضور گسترده و حماسه آفرین آنان در روز جمعه 11 اسفندماه، نه تنها مایه استحکام پایه‌های پیشرفت وامنیت کشوراست بلکه این حضورپرغرور عزتمندانه درپای صندوق‌های رأی، هم موجب یأس و ناامیدی دشمنان شده و هم ارزیابی آنان را تغییر می‌دهد و لذا این حضور تأثیرگذار قطعا بازدارندگی بسیار بزرگی ایجاد خواهد کرد تا دشمنان قسم خورده ایران نتوانند افکار پلید ایران هراسی شرارت آمیز خود را عملیاتی و اجرا نمایند. بنابراین حضور حماسی پرشور مردم در روز جمعه موجب استحکام پایه‌های بیشتر جمهوریت و اسلامیت نظامی سیاسی ایران خواهد بود که بر اقتدار داخلی و بین المللی آن خواهد افزود.

روز انتخابات، روز جشن ملی مردم ایران زمین است و ما آرام آرام به این روز سرنوشت ساز نزدیک می شویم. برای خلق حماسه جدید در این جشن ملی نه تنها همه آحاد مردم که بلکه احزاب و گروه های سیاسی، نخبگان و خواص جامعه- با آن تعبیر رهبر معظم انقلاب- نقش داشته و همه باید ایفاگر نقش خود باشند تا تنور انتخابات گرم و داغ و داغ تر شود.

امروز باید همه به رسالت مهم تاریخی خود عمل کنیم. باید از لجاجت ها و قهرهای غیرمنطقی سیاسی دست کشیده و با درک موقعیت حساس فعلی و با انتخاب شایسته افراد سالمِ توانمندِ متخصصِ متعهد خبره کارآمد به عنوان نمایندگان مجلس برای مدت 4 سال، حاکمیت را در حل مشکلات سنگینی که بر دوش مردم سنگینی می‌کند یاری و مدد رسانیم.

به جریان های سیاسی که دل در گرو ایران و انقلاب و مردم دارند توصیه می کنم از بازی های لجوجانه کوکانه قدرت دست بر دارند و با افق گشایی و نگاه واقع بینانه به مشکلات عدیده مردم که ناکارآمدی مدیران نالایق ناکاربلد موجب آن گشته، با اعتماد آفرینی در صدد تقویت پیوند خود با حاکمیت باشند و از مواضعی که ناشی از غفلت استراتژیک صورت گرفته است باز گردند و این انقلاب و این مردم را در توطئه‌های پیچیده ریز و درشت دشمنان انقلاب اسلامی ایران یاری و مدد رسانند که بدون شک این همراهی دشمنان قسم‌خورده ملت ایران را دلسرد و ناامید و ناکام می‌ نماید و این مهم شدنی و قابل تحقق است اگر جریان های سیاسی، منافع ملی را بر منافع سلیقه‌ای، حزبی و باندی خود ترجیح دهند.

مردم عزیز و جریان های سیاسی، مد نظرداشته و بدانند برای پاسخ به لبیک‌گویی به فراخوان رهبر معظم انقلاب جهت مشارکت حداکثری پرشور و نشاط در انتخابات و اهتمام به استیفای حق شرکت در انتخابات و انجام این وظیفه ملی، انقلابی که به اعتلای شکوهمند ایران مقتدر و قوی و تقویت ارکان جمهوری اسلامی خواهد انجامید و قطعا از سوی دیگرنیز موجب خشم و عصبانیت استکبار غرب و متحدانش خواهد شد.

جان کلام این که؛ مردم با همه گلایه ها، انتقادات، مطالبات و دلخوری هایشان نسبت به عملکرد بسیار بد اقتصادی، رفاهی، درمانی و بهداشتی دولت های نظام جمهوری اسلامی، روز جمعه 11 اسفند ماه سال جاری برای ایجاد تحول و اصلاح بهبود امور یاد شده در انتخابات با مشارکت حداکثری شرکت کرده و پای صندوق های رأی، حماسه ای نو و تحول خواه خواهند آفرید.

جمعه: 4 / 12 / 1402- 13 شعبان 1445- 23 فوریه 2024



ارسال توسط افشار

ناتوانی شورای امنیت در تصویب قطعنامه پیشنهادی الجزایر!

اسدالله افشار

در حالی که تعداد تلفات جنگ چند ماهه اسرائیل علیه غزه به نقطه عطف 30000 نفر نزدیک می شود، کابینه جنگی نخست وزیر بنیامین نتانیاهو نشان داده است که حمله زمینی به رفح ممکن است در حدود ماه مبارک رمضان یعنی از 10 مارس شروع شود.

علی‌رغم تلاش‌های بین‌المللی برای توقف ماشین کشتار رژیم غاصب صهیونیستی و جلوگیری از یک قتل عام جدید در غزه، دولت جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به رژیم نتانیاهو کارت سفید دیگری داد تا به حمله وحشیانه‌اش ادامه دهد.

روز سه شنبه 20 فوریه ( 1 اسفند1402)، آمریکا قطعنامه پیشنهادی الجزایر در شورای امنیت سازمان ملل را که خواستار آتش بس فوری در غزه بود وتو کرد.

13 کشور عضو این نهاد 15 عضوی از قطعنامه الجزایر حمایت کردند، در حالی که بریتانیا رأی ممتنع داد.

بدون شک، وتوی بی شرمانه ایالات متحده بر انزوای فزاینده واشنگتن در حمایت مستمر از رژیم کودک کش صهیونیستی خواهد افزود. ایالات متحده تنها کشوری بود که به این قطعنامه رأی منفی داد.

از زمانی که اسرائیل در 7 اکتبر 2023جنگ علیه غزه را آغاز نمود[1]، این سومین باری است که قطعنامه پیشنهادی برای برقراری آتش بس در غزه از سوی آمریکا وتو می شود.[2]

سخنان سفیر و نماینده الجزایر در سازمان ملل پیش از رأی گیری درباره قطعنامه پیشنهادی کشورش

عمار بنجاما، سفیر و نماینده الجزایر در سازمان ملل پیش از رای گیری درباره قطعنامه پیشنهادی کشورش گفت که خواستار آتش‌بس، کمک‌های بشردوستانه بدون مانع و پایبندی به دستورات دادگاه لاهه در جلوگیری از نسل‌کشی احتمالی در غزه است.

وی گفت: ما ادعا می کنیم که سکوت گزینه مناسبی نیست. اعضای شورای امنیت مسئولیت دارند به اقداماتی که حامی صلح و امنیت بین المللی است رای دهند. «رای مثبت به این پیش نویس قطعنامه حمایت از حق زندگی فلسطینیان است. برعکس، مخالفت با آن به معنای تایید خشونت وحشیانه و مجازات دسته جمعی تحمیل شده به فلسطینیان است.»

وی ادامه داد: رد این پیشنهاد به منزله «تایید گرسنگی به عنوان وسیله ای برای جنگ علیه صدها هزار فلسطینی» است.

سفیر الجزایر در سازمان ملل سپس گفت: «ما باید از خود بپرسیم، چند انسان بیگناه دیگر باید قربانی شوند تا شورا آتش بس را ضروری بداند؟ جان فلسطینیان مهم است. هر کدام ما در مورد موضع خود در این فصل غم انگیز تاریخ تصمیم می گیریم.»

نماینده دائم الجزایر در سازمان ملل ادامه داد: شورای امنیت نمی تواند در برابر درخواست آتش بس در غزه منفعل باشد.[3]

وتوی بی شرمانه آمریکا برای سومین بار

در گزارش های منتشر شده لیندا توماس گرینفیلد، سفیر و نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل به رغم وتوی قطعنامه های آتش بس از سوی کشورش مدعی شد: "غیر نظامیان باید محافظت شوند و به کمک های بشردوستانه دسترسی داشته باشند."

سفیرآمریکا مطالبی از قطعنامه جایگزین آمریکا را مطرح کرد که به صراحت اقدامات حماس را محکوم می کند و ادعا کرد که شورای امنیت نیز ‌در محکوم‌ کردن حماس منافع دارد و هیچ تلاشی برای "پوشش" خشونت طولانی رفح ندارد.

گرینفیلد گفت که آمریکا با قطعنامه پیشنهادی الجزایر مخالف است، زیرا تلاش ها برای دستیابی به یک توافق، آزادی گروگان ها شامل آتش بس در غزه را مختل می کند.

توجیه و عذر بدتر از گناه کاخ سفید برای وتوی قطعنامه آتش بس در غزه!

هماهنگ کننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی کاخ سفید در توجیه مخالفت و وتوی آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل برای سومین بار با قطعنامه پیشنهادی برقراری آتش بس فوری در غزه مدعی شد که این قطعنامه "مذاکرات حساس" جاری درباره آزادی "گروگانها" با حماس را به خطر می‌انداخت.

جان کربی هماهنگ کننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی کاخ سفید روز سه شنبه به وقت محلی پس از وتوی قطعنامه پیشنهادی الجزایر از سوی کشورش در سازمان ملل در جمع خبرنگاران افزود: آمریکا نتوانست از قطعنامه‌ پیشنهادی در شورای امنیت حمایت کند زیرا اگر به تصویب می‌رسید «مذاکرات حساس» را به مخاطره می‌انداخت.

سخنگو و هماهنگ کننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی آمریکا تصریح کرد: ما امروز از قطعنامه‌ای که مذاکرات حساس را به خطر می‌اندازد، حمایت نکردیم. در واقع، برت مک گورک هم اکنون در منطقه است و فردا در قاهره جلساتی خواهد داشت. سپس به اسرائیل خواهد رفت تا ببینیم می توانیم به توافق آزادی گروگان ها دست یابیم یا خیر. رای دادن به این قطعنامه می توانست این مذاکرات را به خطر بیاندازد.

این سخنگوی دولت جو بایدن در عین حال گفت: واشنگتن معتقد است که عملیات نظامی اسرائیل در رفح در شرایط کنونی یک فاجعه خواهد بود!

پیام تشکر اسراییل از دولت جو بایدن

بعد از این رأی‌گیری، «گیلاد عردان»، نماینده اسرائیل طی پیامی در شبکه اجتماعی ایکس از دولت جو بایدن بابت «حمایت قاطع از اسرائیل» تشکر کرد.

وی قطعنامه پیشنهادی را «تحریف‌شده» توصیف کرد و مدعی شد که آتش‌بس تنها زمانی ممکن خواهد بود که همه اسرا در غزه آزاد شوند و حماس نابود شود.

واکنش های جهانی به وتوی گستاخانه آمریکا

نمایندگان کشورهای مختلف جهان نسبت به اقدام آمریکا در وتوی قطعنامه آتش‌بس در غزه واکنش نشان داده و نسبت به ادامه تراژدی انسانی در غزه ابراز تاسف کرده و آنرا محکوم کردند. برخی نیز اقدام آمریکا را به معنای صدور حکم اعدام برای هزاران و شاید ده‌ها هزار فلسطینی در نوار غزه دانستند.

وتوی آمریکا پای قطعنامه آتش‌بس در غزه، در سایه سکوت اروپا، با واکنش گسترده بین‌المللی روبه‌رو شد. واشنگتن استدلال کرده از «قطعنامه‌ای که مذاکرات حساس را به خطر می‌اندازد» حمایت نکرده، ولی چینی‌ها می‌گویند که آمریکا با این وتو، وضع «غزه را به شرایط خطرناک‌تری سوق داد.»[4] عربستان سعودی وتوی قطعنامه پیشنهادی الجزایر را محکوم کرده [5]، مصری‌ها گفته‌اند این کار امریکا «یک سابقه شرم‌آور» در تاریخ

شورای امنیت است[6] و وزیر امور خارجه ایران تکرار وتوی امریکا را «فاجعه دیپلماسی قرن» توصیف کرد.[7] با این حال، همه کشور‌های منتقد، این موضع آمریکا را از نظر اخلاقی به باد انتقاد گرفته‌اند.

نیکلاس دی ریوری، نماینده فرانسه گفت که «بار دیگر این شورا شکست خورده است.». او تصریح کرد «فرانسه به شدت درباره تراژدی انسانی که در حال وقوع در غزه است نگران است و به همین دلیل است که فرانسه به این قطعنامه رأی مثبت داد.»

اگنس کالامارد دبیرکل سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای در تارنمای این سازمان گفت که آمریکا «بی‌اعتنایی سنگدلانه خود در قبال رنج غیرنظامیان» را نشان داد.

وی افزود: آمریکا به طرز بی‌شرمانه‌ای از وتوی خود استفاده تسلیحاتی کرد و اعتبار و توانایی خود برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را تضعیف کرد.

کالامارد تأکید کرد که استفاده آمریکا از وتوی خود درباره این قطعنامه «از لحاظ اخلاقی غیرقابل دفاع است.» نخست وزیر تشکیلات خودگردان فلسطین هم اعلام موضع کرده و گفته است: ناکامی شورای امنیت در تصویب قطعنامه آتش‌بس در غزه مایه ننگ است.

«واسیلی نبنزیا» نماینده روسیه در سازمان ملل هم آمریکا را مسئول ممانعت از صدور قطعنامه آتش‌بس دانست و گفت: آنچه واشینگتن می‌خواهد این است که زمان بیشتری را برای عملیات نظامی اسرائیل بخرد و از رهبران آن در برابر پاسخگویی محافظت کند!

دیمیتری پولیانسکی معاون نماینده روسیه در سازمان ملل گفت که انفعال این شورا باعث ویرانی‌های گسترده در غزه و فاجعه انسانی شده است.

پولیانسکی تصریح کرد: «یکبار دیگر دیپلماسی آمریکا در حال به جا گذاشتن زمین سوخته و ویرانی است.»

این دیپلمات روسیه همچنین گفت: «همکاران، اگر یک بار دیگر مانع آتش‌بس فوری شوید این را چطور برای مردمتان توضیح خواهید داد؟»

میگوئل دیاز-کانل برمودز، رئیس جمهور کوبا گفت: "ایالات متحده به تازگی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را که خواستار آتش بس فوری در غزه و پایان دادن به جابجایی اجباری جمعیت فلسطین است ، وتو کرده است ... آنها همدست این نسل کشی اسرائیل در برابر فلسطین هستند."

وزارت امور خارجه سوریه در بیانیه‌ای گفته که «استفاده ظالمانه و شرم‌آور ایالات متحده امریکا از حق وتو» را به‌ شدت محکوم می‌کند و وزارت خارجه مصر با صدور بیانیه‌ای، تأسف عمیق خود را از ناتوانی مجدد شورای امنیت در صدور قطعنامه آتش‌بس فوری ابراز و اعلام کرد ممانعت از صدور قطعنامه‌ای که خواستار آتش‌بس در یک درگیری مسلحانه است، «یک سابقه شرم‌آور» در تاریخ شورای امنیت است.

دبیرکل اتحادیه عرب ضمن محکوم کردن وتوی امریکا گفته این کار اعتبار سازمان ملل را تضعیف می‌کند و نشان می‌دهد که این سازمان در حل‌و‌فصل اوضاع در منطقه محصور ناتوان است.

همچنین الحنفی وردک، نماینده طالبان در واکنش به وتوی آتش‌بس فوری در غزه از سوی آمریکا در صفحه ایکس خود نوشت: «وتوی قطعنامه آتش‌بس فوری در غزه از سوی امریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد، گامی خلاف همه اصول بین‌الملل و پشتیبانی از نسل‌کشی است، که ما آن را به شدت نکوهش می‌کنیم.»

نماینده قطر در سازمان ملل متحد سه شنبه شب گفت: وضعیت غزه به بدترین فاجعه انسانی که جهان تا کنون شاهد آن بوده، تبدیل شده است.

«علیا احمد بن سیف آل ثانی» نماینده قطر در سازمان ملل گفت: تاسف عمیق خود را از تهدید برخی کشورها به قطع کمک‌های مالی به آژانس آنروا وابسته به سازمان ملل ابراز می‌کنیم.

وی هشدار داد که ناتوانی شورای امنیت در تصویب قطعنامه پیشنهادی الجزایر برای آتش‌بس در غزه مایه تاسف است.

آل ثانی افزود: تهدیدهای اسرائیل در مورد رفح موجب افزایش سطح خشونت و بی‌ثباتی در منطقه می‌شود.

وی تأکید کرد: مخالف هرگونه عملیات نظامی در رفح هستیم و بشدت تلاش‌ها برای کوچ اجباری فلسطینیان را محکوم می‌کنیم

نماینده قطر در سازمان ملل متحد همچنین افزود: تلاش‌ها برای دست‌یابی به توافق در مورد آتش‌بس انسانی و مبادله اسرا ادامه دارد.

موضع حماس در برابر وتوی آمریکا

جنبش حماس گفته که استفاده دولت جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا از وتو علیه قطعنامه پیشنهادی الجزایر را محکوم می‌کند و تأکید کرده است: «جو بایدن و دولت وی به صورت مستقیم در قبال کارشکنی در صدور قطعنامه توقف حمله به غزه مسئول هستند، زیرا موضع امریکا به منزله چراغ سبز به اشغالگران برای ارتکاب جنایت‌های بیشتر و کشتار ملت بی‌دفاع ما بر اثر بمباران و گرسنگی است و مشارکت مستقیم در نسل‌کشی کودکان و شهروندان غیرنظامی در نوار غزه از سوی اشغالگران به شمار می‌آید.»

حمله زمینی به شهررفح، پیامدهای سنگینی در برخواهد داشت

تهدیدات رژیمِ غاصبِ نامشروعِ کودک کشِ صهیونیستی درخصوص حمله زمینی به شهررفح، پیامدهای سنگینی در برخواهد داشت که منجر به تشدید بحران انسانی می شود. در همین زمینه «سیگرید کاگ» هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل در غزه تصریح نموده: پیامدهای حملات «اسرائیل» به شهر رفح برای غیرنظامیان فاجعه‌آمیز خواهد بود. حتی در اوضاع کنونی هم توزیع کمک در آنجا دشوار شده است.

پیشتر نیز «بنی گانتس» عضو کابینه جنگ رژیم فاشیستی صهیونیستی هشدار داده بود، اگر حماس تا ماه رمضان تمام اسرای صهیونیست را آزاد نکند ارتش این رژیم حمله زمینی به رفح را شروع می‌کند. ۱.۴ میلیون فلسطینی به این شهر در جنوب غزه پناه برده‌اند.

با توجه به آن چه گفته شد و برای جلوگیری از بدتر شدن وضعیت انسانی در غزه باید حمایت‌های بین‌المللی قاطعانه صورت پذیرد تا رژیم جانی صهیونیستی به خود اجازه ندهد فجایع جدیدی را ببار آورد و نسل کشی دیگری را به جامعه جهانی تحمیل نماید.

با توجه به آن چه بیان گشت می توان مدعی شد حمایت ایالات متحده از اسرائیل در شورای امنیت، شکست نظامی رژیم صهیونیستی را در غزه به نمایش گذاشت.

نتانیاهو قبلاً گفته بود که ارتش اسرائیل کنترل غزه را گسترش داده و تعداد زیادی از مبارزان حماس را کشته است. او همچنین عهد کرده است که تا رسیدن به پیروزی کامل مقابل حماس ، جنگ را ادامه دهد.

اما ، ارزیابی های اخیر توسط اطلاعات نظامی اسرائیل نشان داد که رژیم قادر به نابودی حماس نخواهد بود.

پیش از این، جوزپ بورل (Josep Borrell)، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا همچنین هشدار داد كه اسرائیل نمی تواند حماس را با وسایل نظامی شکست دهد.

در حقیقت، حمایت سیاسی ایالات متحده برای اسرائیل در شورای امنیت مطابق با تلاش برای پوشش و سفید کردن عدم موفقیت رژیم نتانیاهو در دستیابی به اهداف خود است.

به طورخلاصه، نتانیاهو به دنبال طولانی شدن جنگ برای ماندن در قدرت است. با گذشت جنگ ، او می تواند از عدم پاسخگویی به دلیل عدم جلوگیری از حمله اکتبر حماس که تصویر شکست ناپذیری اطلاعات رژیم اسرائیل را تحقیرمی کند، از پاسخگویی خودداری کند.[8]

رژیم جانی کودک کش صهیونیستی باز اگر مرتکب قتل عام شود، آمریکا هیچ گونه ابایی درحمایت، حفاظت و دفاع از کیان اسرائیل ندارند.

پنجشنبه: 3 / 12 / 1402- 12 شعبان 1402- 22 فوریه 2024


[1] - گروه‌های مقاومت فلسطین ۱۵ مهرماه ۱۴۰۲برابر با هفتم اکتبر ۲۰۲۳، عملیات غافلگیرکننده‌ای با نام «طوفان الاقصی» را از غزه (جنوب فلسطین) علیه مواضع رژیم اسرائیل آغاز کردند که سرانجام پس از ۴۵ روز نبرد و درگیری، سوم آذرماه ۱۴۰۲ برابر با ۲۴ نوامبر ۲۰۲۳، میان اسرائیل و حماس آتش بس موقت چهار روزه یا همان وقفه برای تبادل اسرا میان حماس و اسرائیل برقرار شد. این وقفه در جنگ، ۷ روز ادامه یافت و سرانجام صبح جمعه ۱۰ آذر برابر با اول دسامبر ۲۰۲۳، آتش‌بس موقت به پایان رسید و رژیم اسرائیل حملات علیه غزه را از سرگرفت. این رژیم برای تلافی حملات غافلگیرکننده‌ «طوفان الاقصی» و جبران شکست خود و توقف عملیات مقاومت، تمام گذرگاه‌های نوار غزه را بسته و در حال بمباران این منطقه است. وزارت بهداشت غزه اعلام کرد شمار شهدای غزه از آغاز جنگ اسرائیل در غزه در ۷ اکتبر(۱۵ مهر) تاکنون، به ۲۸ هزار و ۸۵۸ نفر و تعداد زخمی ها نیز به ۶۸ هزار و۶۷۷ نفر رسیده است.

[2] - یک قطعنامه برای تصویب در شورای امنیت نیاز به ۹ رای بدون مخالفت یا همان وتوی پنج عضو دائم این شورا (آمریکا، انگلیس، روسیه، چین و فرانسه) دارد.

[3] - خبرگزاری جمهوری اسلامی ( ایرنا): سه شنبه ا اسفند ماه ۱۴۰۲، ۱۹:۱۳ / کد خبر: 85393275 .

[4] - چینی‌ها هم از وتوی امریکا بر قطعنامه شورای امنیت توسط امریکا شدیداً انتقاد کرده و گفته‌اند این وتو، شرایط را در غزه بسیار خطرناک‌تر کرده است. مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجه چین که به عنوان یک دولت صاحب وتوی عضو شورای امنیت از قطعنامه حمایت کرده، گفته که «امریکا بار دیگر به تنهایی آن را وتو کرد و وضعیت غزه را به شرایط خطرناک‌تری سوق داد.» مائو نینگ افزود، شرایط بشردوستانه در غزه فوق‌العاده جدی شده و شدیداً روی صلح و ثبات منطقه تأثیر گذاشته است.

[5] - عربستان سعودی گفته که «ما از وتوی پیش‌نویس قطعنامه الجزایر در شورای امنیت که خواستار آتش‌بس فوری در نوار غزه و اطراف آن است، متأسفیم.» ریاض این وتو را محکوم کرده است.

[6] - مصر اقدام گزینشی و استاندارد‌های دوگانه صحنه بین‌المللی در برخورد با جنگ‌ها و درگیری‌های مسلحانه در مناطق مختلف جهان را به شدت محکوم و اعلام کرد این امر اعتبار قواعد و مکانیسم‌های کاری نظام بین‌المللی کنونی به ویژه شورای امنیت را که مسئولیت پیشگیری و حل و فصل منازعات و توقف جنگ‌ها بر عهده آن است، زیر سؤال می‌برد.

[7] - «حسین امیرعبداللهیان» وزیر امور خارجه ایران نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تکرار وتوی پیش‌نویس قطعنامه آتش‌بس فوری در غزه از سوی دولت آمریکا را باید «فاجعه دیپلماسی قرن» نامید.»

8- Saei. Shahrokh. U.S. isolated more than ever. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes. February 21, 2024 - 22:44.



ارسال توسط افشار

انتخابات 11 اسفند؛ نشانه دموکراسی و نشاط اجتماعی

اسدالله افشار

انتخابات 11 اسفند ماه سالجاری برای انتخاب نمایندگان مجلس دوازدهم شورای اسلامی و خبرگان رهبری بسیار مهم و کلیدی می باشد. این انتخابات و برگزاری آن با توجه به شرایط سیاسی داخلی و بین المللی ایران از دو منظر و از دو جنبه کیفی و کمی، از حساسیت و اهمیت خاص بالایی برخوردار است که پرداختن به این امر مهم را لازم و ضروری می نماید چرا که برگزاری موفقیت آمیز آن با حضور پربار و پر شکوه مردم، قطعا پیامدهای مثبتی را برای نظام سیاسی ایران و جایگاهش در عرصه داخلی و در سطح جهانی به ارمغان خواهد آورد و موجب تحولات تأثیرگذارخواهد شد البته اگر انتخاب مردم، انتخاب اصلح باشد و با هوشیاری و هوشمندی بی نظیر شان افراد شایسته را برگزینند تا با شجاعت و با درایت و با تعهد و تخصص، دلسوزانه مطالبات به حق تحول خواه آنان را جامه عمل پوشانند که این اتفاق مبارک در حقیقت می تواند مشروعیت سیاسی و بین المللی جمهوری اسلامی ایران را به رخ کشد و نظام سلطه استکبارغرب و متحدانش را به چالش بحث برانگیزکشاند و عملا دموکراسی پوشالی و شکست خورده غرب را زیر سئوال برد. بدون تردید انتخابات 11اسفند ماه سال جاری با توجه به حضور کمی و کیفی مردم؛ نقشی تأثیرگذار بر سپهر سیاسی کشور خواهد داشت و از این موضوع به سادگی نباید عبور کرد.اکنون با توجه به آن چه در سطور پیشین مورد بحث قرار گرفت، برخی نکات را با توجه به نگاه و تحلیل سیاسی صاحب نظران و کارشناسان در این خصوص، یادآور می شویم:

1- انتخابات پیش‌رو را باید چون انتخابات این 45 سال، آزمون همگانی دانست و باور داشت که این انتخابات؛ فرصت بسترسازی برای استمرار موفقیت‌ها و جبران عقب‌ماندگی‌ها است که کوتاهی در این زمینه منافع ملی و بین المللی کشور را با بحران ها و چالش های جدی مواجه خواهد ساخت.

2- اگربه دنبال مطالبه گری هستیم و خواهان اقتصاد قوی ملی، برقراری و تأمین عدالت اجتماعی، اقتصادی و قضایی، ریشه‌کنی آسیب‌های اجتماعی( فسادهای اخلاقی، فسادهای اداری، فسادهای اقتصادی و...)؛ باید با مشارکت حداکثری حضور مردم، در پی تشکیل مجلسی قوی و پر قدرت و تحول محور و تحول خواه باشیم.

3- مردم عزیز ایران 11 مجلس شورای اسلامی را تجربه کرده اند و نیک می دانند باید نمایندگانی را راهی مجلس دوازدهم نمایند که؛ ساده زیست باشند، اهل سیاه نمایی، فریب و دروغ و کتمان حق نباشند، منافع ملی را بر منافع شخصی و باندی و حزبی ترجیح دهند، مطالبات آنان را در چارچوب قانون اساسی با پشتکار و با فاصله گرفتن از کانون قدرت و ثروت تا حصول نتیجه پیگیری نمایند، از حقوق مردم تا پای جان خود چون مدرس در برابر زر و زور و تزویر دفاع کنند، اصول، ارزش ها، آرمان ها، مبانی و شاخص‌های انقلاب اسلامی را پاسداری نمایند، و...

4- مشارکت پر شور و فراگیرحداکثری مردم درپای صندوق های انتخاباتی11 اسفند؛ موجب وفاق ملی می شود، قدرت و استحکام ایران و همچنین قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را بطور چشمگیری بالا می برد، یأس و ناامیدی را به پایگاه ها و اردوگاه های دشمنان وارد می کند، قدرت چانه زنی ایران را در منطقه و عرصه های جهانی و بین المللی بالا می برد، ثبات و امنیت کشور را تضمین می کند، ایران را در برابرتهدیدات استکباربی منطق غرب و متحدانش( تروئیکای اروپایی، عبری و عربی) محافظت و بیمه می کند، توطئه‌های دشمنان خنثی و روند تعامل با جهان تسریع می شود.

جان کلام این که؛ برگزاری درست انتخابات با مشارکت حداکثری حضورمردم، نشانه دموکراسی است، نشاط اجتماعی می آورد، تضارب افکار و برخورد اندیشه‌ها صورت می‌گیرد، صداها، نظرات و اندیشه‌های مختلف در مناظره ها و نقدها شنیده می شود.

چهارشنبه: 2 / 12 / 1402- 11 شعبان 1445- 21 فوریه 2024



ارسال توسط افشار

اسلایدر