نگاه راهبردی حضرت علی(ع) به موضوع وحدت امت اسلامی
اسدالله افشار
اشاره
حضرت علی(ع) از شخصیت های برجسته و پیشوایان جهان اسلام است که هم در مقام عمل و مدیریت و زعامت جامعه مسلمین و هم در نظریه پردازی مسائل کلامی و مباحث اخلاقی و تفسیر قرآن کریم و سنّت نبوی، اعمال و آثار پربار و مؤثری بر جای گذاشته است. از جمله موضوع هایی که از صدر اسلام تاکنون برای جهان اسلام اهمیت داشته و آن حضرت توجه بخصوصی به آن نموده موضوع اتحاد و یگانگی مسلمانان در جهت منافع خود و مصالح اسلام است. از مطالعه آثار و سیره در تاریخ زندگی حضرت علی(علیه السلام) درمی یابیم که آن حضرت اتحاد را هدیه و ارمغان بعثت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) می دانست که همه کینه ها و دشمنی ها را برطرف نموده و زمینه ریزش فیض الهی را برای بشر فراهم آورده است. صاحب این قلم تلاش دارد با بهره گیری از همه ظرفیت های موجود در این خصوص و با مدد و استمداد از قلم و اندیشه صاحب نظران واندیشمندان عزیزفرهیخته؛ نگاه راهبردی حضرت علی(ع) را به موضوع وحدت امت اسلامی، تشریح و تبیین نماید، امید آن که مباحث پیش رو که در ذیل تقدیم می شود مفید واقع گردد.
اهتمام وعنایت حضرت علی(ع) به مسئله «وحدت وانسجام اسلامی»
ازآموزههای اثرشریف نهجالبلاغه اینگونه برداشت می شودکه حضرت علی(ع) جایگاه ومنزلتی بس والا برای«وحدت امت اسلامی»قائل بودهاند؛ به گونهای که آن را منت وموهبتی بیبدیل ازجانب خداوند متعال برشمردهاند و در نکوهش کوفیان ـ که قدردان این نعمت نبودهاند ـ میفرمایند:
آگاه باشید! که شما دست از رشته اطاعت کشیده و با زنده کردن ارزشهای عصر جاهلیت، دژ محکم الهی را در هم شکستهاید؛ در حالیکه خداوند بر این امت اسلامی بر «وحدت و برادری» منت گذارده بود که در سایه آن زندگی کنند؛ نعمتی که هیچ کس نمیتواند بهای آن را تعیین نماید؛ زیرا از هر ارزشی برتر و از هر کرامتی والاتر است.(1)
اهتمام وعنایت حضرت علی(ع) به مسئله «وحدت وانسجام اسلامی» به حدی است که ایشان برای تحقق این مهم،ازحق مسلّم و منصوص خود ـ که همانا خلافت پس از پیامبر اکرم(ص) است ـ گذشتهاند و میفرمایند:
آنگاه که پیامبربه سوی خدا رفت،مسلمانان پس ازوی درکارحکومت با هم درگیر شدند؛سوگند به خدا نه درفکرم میگذشت ونه درخاطرم میآمد که عرب،خلافت راپس ازرسول خدا(ص) ازاهل بیت او بگرداند یا مرا پس ازوی ازعهدهدار شدن آن بازدارد!(2)
ایشان درادامه،حفظ دین را ـ که بیتردید یکی ازمهمترین مبانی اتحاد اسلامی به شمارمیآید ـ عامل پذیرش حکومت، عنوان وتصریح میکنند:
پس –ازخلافت- برتافتم تا آن جا که دیدم گروهی از اسلام بازگشته، میخواهند دین -محمد(ص)- را نابود سازند؛ پس بیم داشتم که اگراسلام واهلش را یاری نکنم، رخنهای درآن دیده،یا شاهد نابودی آن باشم که مصیبت آن برمن سختترازرها کردن حکومت بر شماست.پس درمیان آن آشوب وغوغا به پا خاستم؛ تا آنکه باطل ازمیان رفت وکشتی دین درساحل امن آرامش،پهلو گرفت.(3)
«مبانی وحدت مسلمانان»؛ازمنظرحضرت علي(ع)
حضرت علی(ع)دربخشی ازنهجالبلاغه،که شماری ازعالمان را به سبب اختلاف رأی دراحکام قطعی اسلام نکوهش میکند،آنها را به مبانی اتحاد و انسجام اسلامی توجه میدهد و میفرماید:
دعوایی در مورد یکی از احکام اجتماعی نزد عالمی میبرند؛ وی با رأی خود حکمی صادر میکند؛ همان دعوارانزد دیگری میبرند که اودرست برخلاف رأی اولی حکم میدهد؛سپس همه قضات نزد رئیس خود ـ که آنها را به قضاوت منصوب کرده است ـ گرد هم میآیند؛ اورأی همگی را برحق میشمارد. درصورتی که خدایشان یکی،پیامبرشان یکی وکتابشان یکی است.(4)
نیزایشان در نامهای ـ که طی آن حوادث ورخدادهای صفین را بیان میکنند ـ(5) تصریح مینمایند:
در آغاز، با مردم شام دیدارکردیم؛درحالی که ظاهراً پروردگار ما یکی،پیامبرما یکی ودعوت ما دراسلام یکی بود ودرایمان به خدا وتصدیق پیامبرش،هیچ کدام ازما بردیگری برتری نداشت وبا هم متحد بودیم.(6)
ازعبارات یادشده میتوان دریافت که مبانی اتحاد اسلامی،خدای یگانه،پیامبرعظیمالشأن(ص) وقرآن جاوید هستند،که برای تفهیم بهتراین بخش،نقش رسول خدا(ص)ومعجزه جاودان وی دروحدت مسلمانان بايد به تفصیل مورد بررسی قرارگیرد.
بعثت رسول اکرم(ص) و نقش ایشان در وحدت از نگاه حضرت علي(ع)
شریف رضی(ره) در نخستین خطبه اثر گرانسنگ نهجالبلاغه، به نقل از حضرت امیر(ع) آورده است: قرنها پدید آمد و روزگاران سپری شد؛ پدران رفتند و فرزندان جای آنها را گرفتند، تا این که خدای سبحان برای وفای به وعده خود و کامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد (ص) را به پیامبری برگزید... در روزگاری که مردم روی زمین، دارای مذاهب پراکنده، خواستههای گوناگون و روشهای متفاوت بودند.
همو در بخش دیگری از نهجالبلاغه - خطبهای که حضرتش درسرزمین ذیقار(7)ایراد فرمود- (8) به گردآوری سخنان علی(ع)درباره پیامدهای سودمند و پرخیر و برکت بعثت پیامبراکرم(ص) پرداخته و آورده است: خداوند با مبعوث کردن پیامبر، شکاف های اجتماعی رابه وحدت اصلاح کرد و فاصلهها را به هم پیوند داد و پس از آن که آتش دشمنی ها وکینههای برافروخته، در دلها راه یافته بود، میان خویشان همدلی ایجادکرد.(9) افزون برفقرههای یاد شده،دربخش های دیگرنهجالبلاغه نیزبا بیانی مشابه به این مهم پرداخته شده است.(10)
راه تحقق وحدت اسلامي دركلام حضرت علي(ع)
یکی از مهمترین گزارهها در بحث انسجام و اتحاد اسلامی این است که عامل پیدایش و تداوم این ارزش دینی، به درستی تبیین گردد. حضرت علی(ع) درسخنرانی روشنگرخود درصحرای صفین(11) ـ که بیتردید منشور تربیتی و رفتاری حکمرانان و مردم جایجای جهان تلقی میشود ـ در این خصوص میفرماید:
در میان حقوق الهی، بزرگترین حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است؛ حق واجبی که خدای سبحان بر هر دو گروه لازم شمرد و آن را عامل پایداری پیوند مردم و رهبر و عزت دین قرار داد؛ پس رعیت اصلاح نمیشوند جز آنکه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمیشوند جز با درستکاری رعیت.(12)
ایشان در ادامه به بیان ابعاد مختلف این موضوع میپردازند و تصریح میکنند: آنگاه که مردم، حق رهبری را ادا کنند و زمامدار، حق مردم را بپردازد، حق در جامعه عزت یافته، راه های دین پدیدار، نشانههای عدالت برقرار و سنت پیامبر پایدار میگردد؛ پس روزگار اصلاح شده، مردم در تداوم حکومت امیدوار میشوند و دشمن در آرزوهایش مأیوس میگردد. اما اگرمردم بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیت ستم کند، وحدت کلمه از بین میرود، نشانههای ستم آشکار و نیرنگ بازی در دین فراوان میگردد و راه گسترده سنت پیامبر متروک، هوا پرستی فراوان، احکام دین تعطیل و بیماریهای دل فراوان میشود؛ مردم از اینکه حق بزرگی فراموش میشود یا باطل خطرناکی در جامعه رواج مییابد، احساس نگرانی نمیکنند! پس در آن زمان نیکان، خوار و بدان، قدرتمند میشوند و کیفر الهی بر بندگان، بزرگ و دردناک خواهد بود؛ پس بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید و نیکو همکاری نمایید.(13)
ازعبارات یاد شده میتوان دریافت آنچه سبب پیدایش وحدت واتحاد درسطح جامعه میشود وتداوم و بقای آن را رقم میزند،«رعایت حقوق حاکم ازسوی مردم و پرداخت حقوق مردم ازجانب زمامدار» است.ازاین رو، حضرت علی(ع) به عنوان زمامداربرهه کوتاهی ازتاریخ اسلام، در راه تحقق این مهم ( وحدت اسلامی) بسیارکوشیده ومسیررسیدن به این آرمان را برای زمامداران حقیقتجوترسیم نموده است.(14)
بنابراین نگاه امام علی علیه السلام به موضوع وحدت، نگاهی راهبردی و سرشار از عشق و علاقه است و اشاره حضرت به مواردی نظیر نیاز درونی و اجتماعی، تحققی یابی بخش عمد ه ای از آموزه های دینی و سعادتی یابی جامعه اسلامی به واسطه آن، جایگاه و اهمیت ویژه مقوله وحدت را در نگاه ایشان نمایان می سازد. روح وحدت آمیز تعالیم الهی، نعمتی پرارج و پربها و ضرورت شکرگزاری آن، عزت آفرینی، برکت آوری، وجود دشمنی ها و غیره از جمله مواردی است که امام علی علیه السلام در تشریح فلسفه و چرایی ضرورت وحدت به آنها اشاره کرده است.( 15)
علی(ع)؛ منشأ و آیینه تمام نمای وحدت و اتحاد امت اسلامی
با توجه به سیره امام علی(ع) باید اذعان داشت که نگاه امام علی(ع) به موضوع وحدت، نگاهی راهبردی و اسـاسی اسـت که از عمق عشق و علاقه ایشان به پیـامبر(ص) و تـداوم حـیات دین و امتش برمی خیزد. ایشان تداوم خط اسـلام و مـسلمانی را به عنوان یک اصل اساسی و مهم، سرلوحه فعالیتهای خویش قرار داده بود و با تـمام وجـود و تا آخرین لحظه عمر خـویش بـه هر آنـچه ایـن مـهم را تحقق می بخشد، اهتمام ویژه داشت و حـتی لحـظه ای از این مهم غفلت نورزید.
صاحب نظران و صاحبان فکر و خرد براین باورند که بررسی شخصیت وحدت بخش و وحدت آفرین این امام همام و بازشناسی سیره گـفتاری و کـرداری ایـشان، می تواند ضمن از بین بردن بسیاری از اختلافات موجود، زمینه همدلی و همراهی هرچه بیشتر امت اسلامی را فراهم سازد. این موضوع خود نیز زمینه سوءاستفاده دشمنان را از بین خواهد بـرد. اثـری کـه به واسطه تشریح و تبیین درست این موضوع پدید خواهد آمد، بـه مـراتب بیشتر و بهتر از طرق دیگری است که معمولاً در قالب توصیه و سفارش برای حفظ وحدت و همدلی دنبال مـی شود؛ یـعنی تـبیین و تشریح موارد اختلافی، زمینه بسیار مناسب تری را برای ایجاد وحدت و همدلی امت اسـلامی فـراهم خـواهد ساخت.(16)
امام علی(ع)، عمری در راه وحدت امت اسلامی تلاش کرد و حریص ترین فرد برای یکپارچگی امـت پیـامبر(ص)( 17) بـود. ایشان در دوران زندگی خود، حتی با ایثار جان، مال و سکوت در برابر حقوق خود، برای هـم گرایی هـرچه بیشتر امت اسلامی تلاش کرد. بی گمان و بدون هرگونه جانبداری باید گفت: در کنار سـایر فـضایل بـی نظیر این مرد خدا، به یقین ایشان رهبر و الگوی همه رهبران و علمای تقریبی گذشته، حـال و آیـنده خواهد بود. در حق این مرد بزرگ جفا خواهد بود که او را سرمنشأ اختلاف و تـشتت بـخوانیم، بـلکه اگر تأملی چند در فضایل، افکار و اقدامات ایشان انجام گیرد، این حقیقت روشن خواهد شد کـه او خـود منشأ و آیینه تمام نمای وحدت و اتحاد امت اسلامی بوده است و درک درست این مـوضوع، خـود اخـتلافات به وجود آمده را از بین برده و وحدت و همدلی را جایگزین خواهد کرد.(18)
از خودگذشتگی و شکیبایی علی(ع) برای حفظ وحدت
پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، رخدادهایی به وقوع پیوست و هر روز که میگذشت امید برای بازگرداندن امور به اصل خود کمتر میشد. امام علی (ع) با همهی شایستگی ها که خود بیش از دیگران در خود سراغ داشت، برای حفظ وحدت و جلوگیری از تفرق و پراکندگی کناره گرفت. هر توجیهی که برای دور کردن امام علی ابن ابی طالب (ع) از مسند خلافت شده باشد، یک نکته مسلم است و آن این که اگر همان روز علی (ع) به خلافت میرسید و دیگر اصحاب گرامی یک دهم معاضدت و همراهی که علی با خلفای وقت کرد با او روا میداشتند قطعاً فتنههای بعدی پدید نمیآمد.* اما به هر حال امام با شکیبایی بسیار در حفظ وحدت کوشید. ایشان در خطبه سوم خود در نهج البلاغه که معروف به شقشقیه (19) است میفرماید:
“بدانید به خدای سوگند که فلانی جامهی خلافت بر تن راست کرد حالی که میدانست جایگاه من در خلافت همچون جایگاه محور در سنگ آسیاست و سیل خرد و دانش از دامنهی کوهسار وجود من فرو میریزد و پرندهی فضیلت به سپهر برتریهای من پرواز نمیتواند کرد. ناچار من از آن چشم پوشیدم و کناره گرفتم و بر سر دو راهه واقع شدم که یا با دست بریده به پیکار پردازم، یا در میان تیرگی کورکنندهای که سالخورده را فرتوت میساخت و خردسال را سالخورده میگردانید و مؤمن را چندان رنج میداد تا به پروردگار خویش پیوندد، شکیبایی ورزم. آنگاه دیدم شکیبایی کردن در آن ظلمت، شایستهتر از ستیز است. پس با آنکه میدیدم میراثم را به غارت میبرند، مانند کسی که خاری در چشمش نشسته و استخوانی در گلویش شکسته باشد، بردباری پیشه کردم تا آن نخستین راه خویش پیمود و خلافت بعد از خود را به فلانی واگذاشت”.
علی(ع) از چهره های شاخص مصلحان وحدت طلب پس از رسول اکرم(ص)
در تاریخ پرفراز و نشیب اسلام، تفرقه مذاهب و ملل اسلامی خسارت ها و لطمات مادی و معنوی جبران ناپذیر بر پیکرامّت اسلامی تا به امروز وارد ساخته است. این زخم خونین در چهره زیبای امّت اسلامی از دید مصلحان امّت پنهان نمانده و نگرانی آنان را برانگیخته است. از اینرو، مصلحانی درصدد ایجاد وحدت بین مسلمانان برآمده اند تا به گونه ای التیام بخش این دردِ جانگداز قلب امّت اسلامی باشند.
علی(علیه السلام) از چهره های شاخص مصلحان وحدت طلب پس از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) است. آن حضرت را به حق می توان بزرگترین منادی وحدت امّت اسلام نامید. ایشان پیامدهای تفرقه را به خوبی شناخته بودند و می دانستند که تفرقه در میان امّت اسلامی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی، اثرات منفی بسیاری بر جای میگذارد که اگر رفع آن غیرممکن نباشد، مشکل است.
وحدت از دیدگاه حضرت علی(علیه السلام) دامنه وسیعی داشت و علاوه برمسلمانان و مستضعفان امّت همه انسان های روی زمین را نیز شامل می شد. هدف آن حضرت در وحدت خواهی، پیشبرد اهداف اسلام، تحقق عدالت اجتماعی و اقامه عدل بود. در بیشتر خطبه ها، حکمت ها و نامه های آن حضرت می توان پژواک وحدت خواهی را شنید.(20)
متاسفانه در میان همه مباحثات و مجادلات و غوغاها بر سر اثبات حقانیت مذهب تشیع یا تسنن، همیشه یک حقیقت روشن و تابناک و یک حماسه باشکوه از دیدهها پنهان و در اذهان مغفول مانده است. این حقیقت نقش تاریخی امام علی (ع) در اتحاد امت اسلامی است که تا پایان عمر بر آن کوشید.
حضرت علی(علیه السلام) در تمام مقاطع زندگی خود، چه در دوران رسالت پیامبر یا در دوران سکوت و خانه نشینی و یا دردوران خلافت، همه امّت اسلام را به وحدت و انسجام دعوت می نمودند؛ حتی در بستر شهادت، فرزندان خود را، که هادیان و امامان بشریت پس از اویند، به وحدت و دوری از تفرقه سفارش می کردند. ایشان در وصیت خود به امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) می فرمایند: « و بر شما باد به همبستگی و فداکاری متقابل، و زنهار از گسستگی و پشت کردن به همدیگر!»(21)
آن حضرت برای تحقق وحدت، رفتار ناپسند برخی از علما را در صدور فتاوای متضاد، نکوهش می کنند و آنها را به این امر مهم توجه می دهند که خدا، پیامبر و کتابشان یکی است. و علی (ع) به عنوان شاگرد ارشد مکتب محمد (ص)، همچنانکه اسطوره آزادگی و عدالت و شجاعت و پارسایی است، قهرمان وحدت اسلامی و انسانی نیز هست.
این بحث ادامه دارد
دوشنبه: 14 / 12 / 1402- 23 شعبان 1445- 4 مارس 2024
پانویس ها
1- الشریف الرضی، نهجالبلاغه(گزیدهای از سخنان حضرت علی(ع))، ترجمه: محمد دشتی، قم: مشرقین، 1379، خطبه192.
2- همان، نامه62.
3- همان.
4- همان، خطبه 18.
5- ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، مج، 18ـ 17، ص 108.
6- نهجالبلاغه، نامه58.
7- شهری در نزدیکی بصره است که جنگ ایران و اعراب پیش از اسلام در آن مکان روی داد.
8- ابن عبد ربهالاندلسی، العقد الفرید، بیروت: دارالکتاب العربی، بیتا، ج4، ص73.
9- نهجالبلاغه، خطبه2.
10- همان، خطبه96 ، 192 و... .
11- سیدمحمدمهدی جعفری، پرتوی از نهجالبلاغه، تهران: سازمان چاپ وانتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380ش، ج2، ص633.
12- نهجالبلاغه، خ216 و محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، بیروت:دارصادرو دارالتعارف، 1401ق، ج8، صص353ـ 352، ح550.
13- نهجالبلاغه، خ216.
14- مهدی عبداللهیپور،اتحاد وانسجام اسلامی درنهجالبلاغه، طلوع :: زمستان 1386، شماره 24 .
15- محمدعلی مشایخی پور، مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی پاییز 1395 - شماره 45.
16- همان.
17- نهج البلاغه، خـطبه 128.
18- محمدعلی مشایخی پور، مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی پاییز 1395 - شماره 45.
19- خطبه شِقشِقیّه یا مُقَمّصه از معروفترین خطبههای نهج البلاغه است. امام علی (ع) در این خطبه عملکرد خلفا را نقد میکند و اصل خلافت هر یک از آنان را زیر سؤال میبرد. وی همچنین به هجوم مردم برای بیعت با او و نیز سه گروه ناکثین، قاسطین و مارقین اشاره و سرانجام وجه پذیرش حکومت توسط خویش را بیان میکند. این خطبه طبق ترتیب اکثر نسخههای مختلف نهج البلاغه، سومین خطبه است. راوی مستقیم این خطبه (که خود آن را از امام علی (ع) شنیده است)، ابن عباس است که روایت وی نزد اهل سنت معتبر است. این خطبه بارها به زبان فارسی ترجمه و از سوی بسیاری از دانشمندان از جمله سید مرتضی شرح شده است. برخی از اهل سنت در سند و مضمون آن تردید کردهاند و برخی آن را قطعی و صحیح میدانند. بعضی از پژوهشگران معاصر گفتهاند این سخنان امام (ع)، خطبه عمومی نبوده و تنها برای ابن عباس بیان شده است.
20- سید کاظم میرجلیلی، حضرت علی(علیه السلام)؛منادی وحدت، فصلنامه معرفت 1387 شماره 129.
21- نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتی، تهران، زهد، 1379.
منابع
1ـ نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتی، تهران، زهد، 1379.
2ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم، بیروت دارالاحیاء التراث العربی، 1385ق، چ دوم، (20 جلدی)، ج 17.
3ـ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، بیروت، دارالاحیاء الکتاب العربی، بیتا، ج 1.
4ـ ابن خلدون، عبدالرحمن بن، تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالحمید آیتی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375، چ دوم، ج 2.
5ـ ابن سعد، طبقات الکبری، بیروت، دارصادر، 1418، ج 1.
6ـ ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1409، ط. الثانیة، ج 4.
7-ـ امام خمینی، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378.
8ـ بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف (13 جلد)، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، 1417، ج 2.
9ـ بویری، احمد، نهایه الارب فی فنون العرب، ترجمه محمود دامغانی، تهران، امیرکبیر، 1364، ج 3.
10ـ تیموری، ابراهیم، تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران، تهران، سپهر، 1361.
11ـ ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمّد، الغارات، تحقیق، سید جلال الدین محدّثی، تهران، چاپخانه بهمنی، بیتا.
12ـ حرّانی، ابن شعبه، تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1363، ط. السابعه.
13ـ دینوری، ابی قتیبه، الامامه والسیاسه، قم، شریف رضی، 1363.
14ـ سبحانی، جعفر، فروغ ولایت، قم، صحیفه، 1361.
15ـ سبحانی، جعفر، پا به پای آفتاب، ج 3.
16ـ طبری، محمّدبن جریر، تاریخ الامم والملوک (8 جلد)، تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، الاعلمی للمطبوعات، 1403، ج 3.
17ـ مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1403، ج 20.
18ـ مسعودی، علیبن حسین، مروج الذهب (2 جلدی)، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1411.
19ـ منقری، نصربن مزاحم، وقعه صفین، قم، مکتبة آیةاللّه المرعشی النجفی، 1382ق.
20ـ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، بیتا، ج 2.
21- افشار، اسدالله(1393)، تفسیری بر قرائت دینی از وحدت( براساس آراء واندیشه های اما م خمینی"ره" )، تهران: سفيرارد هال.

