نکته های قابل تأمل در زندگی بشری / 1

اسدالله افشار

مقدمه

خِرد انسان همانند فطرت و مذهبش به او توصيه و سفارش می کند که دست به کسب دانش زند و سطح آگاهی و معرفت خود را در امور بالابرد. اين امر حياتی معرفت ساز از آغاز زندگی تا پايان عمر ادامه خواهد داشت. ازمنطق اولياء و عقلاء، درمدرسه زندگی کسی فارغ التحصيل نيست مگر آنگاه که به کام مرگ افتد. تا آخرين روزهای زندگی بايد به کسب علوم و معارف بپردازد. انديشمندان، علمای فرهيخته شعارشان اين است که دانستن و مردن به مراتب بهتر از ندانستن و مردن است. علم و عالم در مکتب گرانسنگ اسلام جايگاهی بس ارزنده و گرامی دارد. تعبير قرآن درباره آن تعبير نور است نسبت به تاريکی ها، تعبير حق است نسبت به باطل. هم چنين در باره عالم تعبير بيناست نسبت به نابينا.

بی ترديد مکتب غنی و پربار اسلام، دانش را وسيله ای برای رهيابی به حق ، بهره مندی بيشتر از زندگی، شناخت و معرفت پروردگار، سببی برای رشد و ارتقاء و عاملی برای ارزش يافتن معنويت و اخلاق می داند و می خواهد که آن در بين پيروانش گسترش يابد. اسلام به عنوان يک دين الهی و آخرين دين حق، تحصيل علم و کسب معارف را برای پسران و دختران قبول داشته و مهر تأیید زده و پدران را موظف و مکلف داشته است که به آنان نه تنها معرفت، بینش و اطلاعات لازم را ارائه دهند بلکه مانع پيشرفتشان نشوند. صاحب این قلم با مقدمه کوتاه بیان شده تلاش دارد در سلسله مباحث جدید خود با عنوان " نکته های قابل تأمل در زندگی بشری" مطالب و مباحثی را مطرح و یادآوری نماید تا شاید اگر در زندگی مادی امروز بشر مورد غفلت واقع شده است، بیان آنها بتواند اولا تلنگری در جهت بیداری و بازگشت تلقی گردد و ثانیا آغازگر انقلابی از درون برای بشر گرفتار در چنگال جهل، خرافات و سطحی نگری نابخردانه باشد.

در مسيردور و درازی که انسان به سوی سعادت و جلب رضای خدا دارد گردنه های صعب العبوری است که شياطين در آنجا کمين کرده اند، و اگر انسان تنها بماند هرگز توانايی پيمودن اين راه را ندارد، در چنين شرايطي بايد انسان دست به دامن لطف الهی زند، و با تکيه و توکل بر او اين راه پرخطر و پرفراز و نشيب را طی نمايد و چنانچه در اين مسير با طوفانهای شديد و سهمگين مواجه شود بايد بيشتر به سايه لطف الهی پناه ببرد.

انسان چون پرکاهی دربرابر تند باد حوادث قرار دارد، و هر زمان به سويی پرتاب می شود، ممکن است اين پرکاه به برگی يا شاخه شکسته ای اتصال پيدا کند، ولی تند باد هردو را باخود می برد، وحتی اگر پنچه بردرختی بيفکند گاهی طوفان درخت را نيز از ريشه بر می کند. اما اگر به کوهی عظيم بپيوندد هيج طوفانی نمی تواند او را از جا حرکت دهد.اين کو ه همان ايمان بخدا است و بقيه تکيه بر غيراو است.

توجه و ايمان بخدا ، شجاعت و اعتماد به نفس فوق العاده ای به انسان می بخشد،خاطرش را آرام و مطمئن می سا زد تا در برابرحوادث سخت زندگی و روزگار، همچون کوه مقاومت کند، ازانبوه مشکلات نهراسد، از بی وفايی ها و پيمان شکنی ها تعجب ننمايد ودر مقابل بحران های شديد،آرامش روح خود را برهم نزند.

زندگی مجموعه ای از تلاش ها و حرکت ها، افتادن ها و برخاستن ها،لذّت بردن ها و تلخ کامي ها،خواب ها و بيداری های هدفداراست.اين که تصورکنيم همه اموردنيا بايد به کام ما بگردد وهرچه که موافق با ميل و خواسته ماست تحقق بپذيرد تصوری خطاست.ديد ما نسبت به زندگی ديد انجام وظيفه است، وظيفه ای که ازسوی خدا برای سيربه جهت کمال تعيين شده است.قطعا وقتی زندگی را ازاين نظر مورد ملاحظه قرار دهيم هم شيرينی وهم تلخيش قابل تحمل است.آنجه مهم است اين است که انسان بکوشد درطريق انجام وظيفه شرافت و تقوای خود را از ياد نبرد .

تمام آنچه در مقدمه بيان شد، مبين چرائی نگارش اين یادداشت ها در آینده خواهد بود که خود گواه دغدغه جدّی صاحب این قلم است که نگران تربيت، رشد علمی، اخلاقی و اصولی فرزندان این مرز وبوم در آینده می باشد.

امید است مباحث مفید ارزیابی و مورد استفاده و استقبال خوانندگان گرامی پایگاه خبری تحلیلی نیک رو قرار گیرد و پيام های جان نوازش بتواند راهگشای نسل نواندیش مطالبه گر جوان اين مرزوبوم، قرارگيرد.

درارائه اين مبا حث تلاش شده است به جنبه ها ی خودشنا سی،خودسا زی،اقناع عاطفی، مراقبت، پرورش عبادي، فرهنگ، تربيت،اخلاق ومذهب توجه ويژه ای مبذول گردد. مباحثی که در آینده مطرح خواهد شد، همگی برحول محورسازندگی و تعالی اخلاق، تربيت و فرهنگ می باشد که عامل رشد، عفت ورزيدگی در دفاع از خويش است.

مطالب اين مباحث از منابع معتبرعلمي، مستقيم يا غيرمستقيم برداشت و با اهداف بيان شده مورد واكاوي قرارگرفته است که به هنگام لزوم، نام منابع ذکر خواهد شد.

این بحث ادامه دارد

دوشنبه: 30 / 11 / 1402- 9 شعبان 1445- 19 فوریه 2024



ارسال توسط افشار

انسان کامل؛ نگین انگشتر عالم آفرینش

اسدالله افشار

«انسان کامل»، عنواني است که از ديرباز مورد توجه بوده و نه تنها انديشمندان و فلاسفه در اين وادي وارد شده و کتابهايي نوشته اند بلکه براي عموم مردم هم جاذبه زيادي داشته است و با اينکه صنعت و علوم هر روزه کشف و اختراع تازه اي مي آفرينند و لوازم و ابزار جديدي در اختيار مي گذارند ولي همچنان انسانها هر جا که با خود خلوت کنند و از اسارت وسايل و ابزار برهند و مجال انديشه و بازگشت به خويشتن خويش را دريابند، در جاذبه اين آرمان قرار گرفته و دوست مي دارند که اگر بدان جايگاه رفيع نرسيده لااقل سيماي او را به تماشا بنشينند و از حال و هواي او برخوردار گردند.

پژوهش‌هايي كه تاكنون دربارة انسان كامل انجام شده است، هيچ‌كدام جامع‌نگري لازم را نداشته‌اند؛ زيرا هر كدام از زاويه‌اي خاص به موضوع نگريسته‌اند و بخشي از دنياي پهناور درون و ابعاد پيچيدة آدمي را ـ از ديدگاه خود ـ توصيف كرده‌اند. از سوي ديگر، انسان‌ها براي دستيابي به كمال، به الگو نيازدارند تا به‌صورت آگاهانه با آن همانند‌سازي كنند. همچنين تربيت و پرورش فكري واخلاقي در هر مكتب، براساس شناخت «انسان نمونه» در آن مكتب امكان‌پذير است؛ زيرا چه اينكه «اگر انسان كامل اسلام را چه از راه بيان قرآني و چه از راه شناخت شخصيت‌پرورده‌هاي قرآن نشناسيم، نمي‌توانيم راهي را كه اسلام معين كرده است، برويم؛ نمي‌توانيم يك مسلمان واقعي و درست باشيم؛ جامعة ما نمي‌تواند يك جامعة اسلامي باشد. پس ضرورت دارد حتماً انسان كامل و عالي و متعالي اسلام را بشناسيم».بنابراين، پژوهش دربارة انسان كامل و ارائة آن به منزلة الگو، امري لازم و ضروري است.

هدف از شناخت انسان کامل

انسان کامل، الگوی عینی و عملی کمال است. انسان پس از آگاهی از وجود انسان کامل است که شوق دست یافتن به کمال در جان او پدید می‌آید و اطمینان حاصل می‌کند که راه کمال پیمودنی است و آن اهداف والا، تحقق یافتنی است، چرا که انسان کامل همچون دیگر افراد بشر یک انسان است و روح، جسم، اراده، فطرت، میل، عشق و انواع نیازهای مادی و جسمانی دارد، اما در عین حال به بالاترین مقامات آسمانی دست یافته و آنچه را که در وهم و خیال دیگران نمی‌گنجد را دارا شده است. «اگر ما انسان کامل اسلام را نشناسیم قطعاً نمی‌توانیم یک مسلمان تمام و کامل باشیم و به تعبیر دیگر، یک انسان ولو کامل نسبی از نظر اسلام باشیم.

بنابراین هدف از شناخت انسان کامل، حرکت به سوی او و الگو پذیری از شخصیت والای اوست. زیرا هر چه که ما به انسان کامل نزدیک‌تر شویم رشد و کمال بیشتری یافته و حقیقت انسانی را به نحو کامل‌تری دارا شده‌ایم.

صاحب نظران در زمینه معرفی انسان کامل سخنان بسیاری گفته‌اند و هر یک به تناسب علم و معرفتی که از مقامات او کسب کرده‌اند گام‌هایی را برای زدودن پرده از چهره این شخصیت آسمانی برداشته‌اند. البته همة آنها در پایان اعتراف کرده‌اند که انسان کامل را آن گونه که هست، نشناخته‌اند و از هنر و توان لازم برای وصف این مقام والا برخوردار نبوده‌اند.

مفهوم کمال

کلمه‌«کمال» از «کمل» مشتق شده است و در لغت به معنای تمام شدن،کامل شدن و اتمام آراستگی صفات است. ازاین رو می توان گفت که «کمال»، صفتی وجودی است که یک موجود به آن متّصف می شود و زمانی که شیئ درجهت عمودی بالا رود، می گویند کمال یافت. مثلاً وقتی می گویند عقل فلان کس کامل شد یعنی عقلش یک درجه بالاتر آمده است. امّا ازحیث اصطلاح، می توان در تعریف جامعی بیان داشت که:«کمال هرموجود به فعلیّت رسیدن استعدادهای خاصی است که دستگاه آفرینش درآن به ودیعه گذاشته است ودرحرکت به سوی آن فعلیّت ها، هیچ نوعی انحرافی از خط سیری که نظام آفرینش برای آنها ترسیم کرده، صورت نداده و هیچ مانعی در راه شتاب آنها رخ ندهد.» ازاینرو وقتی در مورد کمال انسان سخن به میان می آید به این معناست که «در ساختمان وجود انسان، بعدی بی نهایت قرار گرفته که انسان می تواند با گام برداشتن در راه خدا به اعلی علیّین برسد.»

معناى انسان كا مل

‏ قبل از بحث درباره انسان كامل لازم است درباره معنى كلمه كا مل توضیحى بدهیم.

در زبان عربى دو كلمه كامل و تمام، كلمات نزدیك به یكدیگر مى‏باشند و گر چه هر دو در مقابل ناقص به كار مى‏روند با هم اندكى تفاوت دارند. تمام براى یك شى‏ء در جایى گفته مى‏شود كه همه آن چه براى اصل وجود آن لازم است، به وجود آمده باشد؛ وقتى مى‏گویند: شى‏ء ناقص نیست و تمام است، یعنى همه اجزاى تشكیل دهنده آن شى‏ء موجود است، مانند یك ساختمان كه بناى آن پس از ساختن همه اجزاء، تمام مى‏شود، اما كمال در مورد چیزهایى است كه بعد از این كه از نظر وجود اجزا تمام شدند مى‏توانند درجات بالاترى هم داشته باشند؛ مثلا انسانى كه تمام باشد و هیچ نقص عضوى در او نباشد در عین حال مى‏تواند با رشد بیشتر، كامل و كامل‏تر گردد. به بیان دیگر، كمال را در جهت عمودى بیان مى‏كنند و تمام را در جهت افقى.

انسان مانند بسیارى از چیزهاى دیگر، كامل و غیر كامل دارد، و بلكه معیوب و سالم دارد و انسان سالم هم دو قسم است: انسان سالم كامل و انسان سالم غیر كامل.

شناختن مشخصات انسان كامل از نظر اسلام از این نظر براى مسلمانان واجب است كه بتوانند خود و جامعه را، مانند الگو و حكم سرمشق بسازند.

شناخت انسان كامل از نظر اسلام دو راه دارد: یك راه این است كه ببینیم قرآن و سنت، انسان كامل را چگونه توصیف كرده‏اند، و راه دیگر این كه افرادى را بشناسیم كه عالى‏ترین افراد تربیت شده در اسلام هستند و مطمئنیم آن‏ها آن چنان كه اسلام مى‏خواهد، ساخته شده‏اند وعالى‏ترین افراد تربیت شده دراسلام هستند، مانند پیامبراكرم (ص) و على (ع) كه شناخت آن‏ها، شناخت انسان كامل از نظر اسلام است.

البته منظور از شناخت انسان‏هاى كامل، شناخت شناسنامه‏اى نیست كه بدانیم در چه سالى و كجا متولد شده‏اند، پدر و مادر آن‏ها كیست و در كجا و در چه سالى از دنیا رفته‏اند، بلكه مراد، شناخت شخصیت آن‏هاست تا بتوان از زندگى آن‏ها پیروى نمود، كما این كه گفته‏اند: "الشیعه من شایع علیا: انسان با حرف و حتى با دعاى محبت، شیعه نمى‏شود، بلكه شیعه باید از على علیه السلام عملا پیروى كند"، پس مساله انسان كامل یك بحث فلسفى و علمى محض نیست كه فقط اثر علمى داشته باشد، بلكه ما اگر انسان كامل را نشناسیم، نه شخصا مى‏توانیم یك مسلمان واقعى باشیم، و نه جامعه ما مى‏تواند یك جامعه اسلامى باشد.

باور به‌ وجود انسان‌ كامل‌ در پهنة هستي

آثارو منابع‌ موجود نشان‌ دهندهِ‌ آن‌ است‌ كه‌ باور به‌ وجود انسان‌ كامل‌ در پهنهِ‌ هستي، مهمان‌ خوان‌ بسياري‌ از مكاتب‌ فكري‌ و انديشه‌هاي‌ انساني‌ بوده‌ است. اديان، مذاهب‌ و مكاتب‌ بر پايهِ‌ برداشت‌ و شناختي‌ كه‌ از حقيقت‌ انسان‌ دارند، هر يك‌ به‌ گونهِ‌ لزوم‌ و يا رسيدن‌ به‌ مقام‌ عالي‌ انساني‌ كه‌ همان‌ انسان‌ كامل‌ باشد را پذيرفته‌اند و براي‌ آن‌ ويژگي‌ها، القاب‌ و وظايفي‌ را بيان‌ كرده‌اند.( 1)

درهند باستان‌ آيين‌هاي‌ بودا، يوگا، بهاكتي ‌و....از انسان‌كامل ‌به‌ نام‌ هاي‌ "ارهات"و "انسان‌ آزاده" ياد كرده‌اند.(2)

اگر فلسفه‌ يونان‌ بيش تر به‌ شناسايي‌ هستي‌ و عالم‌ وجود پرداخته، در عوض‌ فرهنگ‌ هندي‌ سوداي‌ رستگاري‌ و نجات‌ انسان‌ با توجه‌ به‌ درون‌ آدمي‌ را در سر دارد.

ارهات؛ يعني‌ مرد ارزنده‌ يا مرد تمام‌ كه‌ نه‌ به‌ چيزي‌ دلبستگي‌ دارد و نه‌ از آن‌ بيزار است.(3)

در انديشه‌هاي‌ چيني‌ مانند: تائوئيزم‌ و كنفوسيوس‌ نيز از "تائو"و انسان‌ آزاده‌(Kiun Tsen) سخن‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ كم‌ و بيش‌ انديشهِ‌ انسان‌ كامل‌ را فرا ياد مي‌آورد. (4)

انسان‌ كامل‌ كنفوسيوس‌ همانندي‌ بسياري‌ با انسان‌ كامل‌ در باور تصوف‌ و عقايد اسلامي‌ دارد.

در آيين‌ كنفوسيون‌ بالاترين‌ مقام‌ انساني‌ را “ انسان‌ قديس‌ و پاك" داراست. چنين‌ انساني‌ از آغاز زاده‌ شده، داراي‌ ويژگي‌هاي‌ نيك‌ بوده‌ و دست‌ غيبي‌ او را به‌ كمالات‌ والاي‌ انساني‌ آراسته‌ است. او تك‌ بعدي‌ و خود خواه‌ نيست‌ كه‌ تنها به‌ خود بپردازد، بلكه‌ تلاش‌ او براي‌ نجات‌ ديگران‌ نيز مي‌باشد.(5)

در يونان، سرزمين‌ انديشه‌ و سخن، نيز متفكران‌ به‌ انسان‌ كامل‌ پرداخته‌اند؛ افلاطون‌ ويژگي‌هاي‌ انسان‌ كامل‌ را در فيلسوف‌ مي‌بيند. فلاسفه‌ كساني‌ هستند كه‌ وجود ابدي‌ و لايتغير را درك‌ مي‌نمايند... و در پايان‌ به‌ ياري‌ همان‌ جزء نفس‌ به‌ قرب‌ و وصال‌ وجود حقيقي‌ نايل‌ گشته‌ و خرد و راستي‌ را توليد مي‌كنند. (6)

ارسطو "انسان‌ بزرگوار" يا "انسان‌ بزرگمنش" را بر مي‌گزيند و در توصيف‌ او چنين‌ مي‌گويد:

رفتارش‌ متوجه‌ افتخاراست؛ چون‌ افتخار با بزرگ‌ منشي‌ وابسته‌ است، او همواره‌ آمادهِ‌ نيكي‌ كردن‌ به‌ ديگران‌ است‌ و در ضروريات‌ زندگي‌ و درموارد بي‌اهميت‌ زبان‌ به‌ شكوه‌ نمي‌گشايد و...(7)

زرتشت‌ نيز از انسان‌ آرماني‌اش‌ سخن‌ گفته‌ و او را داراي‌ اوصاف‌ آسماني‌ و برتر مي‌داند:

"پروردگارا! مرد نيك‌ انديش‌ و پارسايي‌ كه‌ روانش‌ با راستي‌ همگام‌ است، تنها به‌ تو مي‌انديشد و كردار نيك‌ خود را به‌ تو نياز مي‌كند".

هم‌چنين‌ در آيين‌ زرتشت‌ از نجات‌ دهنده‌اي‌ كه‌ او را "سوشيانت"نام‌ نهاده‌اند، سخن‌ به‌ ميان‌ آمده‌ است :

اي‌ مزدا كجا سپيده‌ دم‌ به‌ در آيد و جنس‌ بشر به‌ سوي‌ راستي‌ روي‌ كند، كي‌ نجات‌ دهنده‌ (سوشيا نت) بزرگ‌ با گفتار پر از حكمت‌ خويش‌ به‌ مراد رسد.(8)

تعريف‌ و پيشينهِ‌ اصطلاح‌ انسان‌ كا مل

انسان كامل اصطلاحي است كه در عرفان (عملي و نظري) و تصوف مطرح است.

اين‌ بحث‌ از ديد انسان ‌شناسي‌ و جهان ‌شناسي‌ عرفاني‌ و به‌ خاطر نظريهِ‌ امامت‌ و ولايت‌ در انديشهِ‌ اماميه‌ و اسماعيليه‌ اهميت‌ ويژه‌اي‌ دارد.

از آن‌ جا كه‌ انديشمندان‌ بسياري‌ به‌ بحث‌ انسان‌ كامل‌ پرداخته‌اند و هر كدام‌ فراخور نياز و با برداشت‌ خاص‌ خود، تعريف، توصيف و نشاني‌ از آن‌ به‌ دست‌ داده‌اند؛ لذا آوردن‌ تعريفي‌ فراگير بسي‌ دشوار مي‌نمايد.

با اين‌ حال‌ در این یادداشت تلاش‌ شده‌ است‌ تا يك‌ تصوير عمومي‌ از تعريف‌ انسان‌ كامل، ارائه‌ شود.

انسان‌كامل‌ انساني‌ است‌ كه‌ اخلاق‌ خدا گونه‌ دارد و علت‌ غايي‌ خلقت، سبب‌ آفرينش‌ و بقاي‌ عالم، مظهر جامع‌ اسماء الهي، واسطهِ‌ ميان‌ خلق‌ و خالق، يگانه‌ خليفهِ‌ خدا در زمين است كه‌ علم‌ او به‌ شريعت، طريقت‌ و حقيقت‌ قطعيت‌ يافته، به‌ ظاهر و باطن‌ راهنماي‌ انسان‌ها است. او را شيخ، پيشوا، هادي، مهدي، امام، خليفه، قطب، صاحب‌ الزمان، جام‌ جهان‌ نما، اكسيراعظم، عبدالله‌ و عندالله‌ نيز ناميده‌اند و هيچ‌ زماني‌ از وجود آن‌ خالي‌ نخواهد بود.

فرشتگان‌ به‌ خاطر او سجده‌ به‌ آدم‌ كردند و آدميان‌ طفيل‌ اويند.

او ثمرهِ‌ جهان‌ آفرينش، قطب‌ الاقطاب‌ و....است.(9)

اصطلاح‌ انسان‌ كامل‌ درقرآن‌ وروايات‌ ديده‌ نشده، ولي‌ ريشهِ‌ اصلي‌ آن‌ مانند ديگر اصطلاحات‌ عرفاني، قرآن‌ و روايات‌ است؛ و نفخت‌ فيه‌ من‌ روحي(10)؛ انّا عرضنا الامانه` علي‌ السّموات‌ و الارض‌ و الجبال‌ فابين‌ ان‌ يحملنها و اشفقن‌ منها و حملها الانسان(11)؛ اني‌ جاعل‌ في‌ الارض‌ خليفه(12) ؛ لاينال‌ عهدي‌ اللظالمين‌ و...(13)

اين‌ آيات‌ از انسان‌ نمونه‌ الهي‌ سخن‌ مي‌گويد كه‌ وجودش‌ از عرش‌ تا فرش‌ گسترده‌ شده‌ است‌ و براي‌ او جنبهِ‌ زميني‌ و آسماني، اين‌ جهاني‌ و آن‌ جهاني‌ را ثابت‌ مي‌كند.

در روايات‌ اصطلاحاتي‌ مانند: نور محمد(ص)، عرضه‌ اعمال‌ بر پيامبر و اهل‌ بيت"، كنت‌ نبيّاً و آدم‌ بين‌ الماء و الطين،(14) انّ الصوره` الانسانيه‌ هي‌ اكبر حجّه` الله‌ علي‌ خلقه‌ و هي‌ الكتاب‌ الذي‌ كتبه‌ بيده، و هي‌ الهيكل‌ الذي‌ بناه‌ بحكمته‌ و...(15)

براي‌ انبيا و امامان(ع) ويژگي‌ها و وظايفي‌ را مشخص‌ مي‌كند كه‌ عين‌ آن‌ را اهل‌ معرفت‌ براي‌ انسان‌ كامل‌ ثابت‌ مي‌دانند. (16)

پژوهش پژوهشگران در باب انسان کامل

آثار موجود گواهي‌ مي‌دهند كه‌ ابونصر فارابي‌ (257-339 ق) نخستين‌ فيلسوفي‌ است كه‌ در جهان‌ اسلام‌ درباره‌ فلسفهِ‌ آفرينش، سعادت‌ آدمي‌ و ويژگي‌هاي‌ انسان‌ كامل‌ بحث‌ كرده‌ است.

او عنوان‌ انسان‌ كامل‌ را ظاهراً به‌ طور مستقل‌ در كتاب‌ احصاءالعلوم‌ به‌ كار برده‌ است. (17)

از رسالهِ‌ قشيريه‌ نيز نقل‌ كردند كه‌ مي‌گويد: بايزيد بسطامي‌ (261 يا 262) از انسان‌ كامل‌ تام‌ ياد مي‌كند و مي‌گويد عارف‌ پس‌ از فناي‌ در ذات‌ الهي‌ به‌ اين‌ مقام‌ مي‌رسد. (18)

حسين‌ بن‌ منصور حلاج‌ (244 - 309 ق) نيز از انساني‌ كه‌ مراتب‌ كمال‌ را پيموده‌ و مظهر كامل‌ صفات‌ عالي‌ شده‌ نام‌ برده‌ است.(19)

با اين‌ حال‌ شماري‌ از پژوهشگران، محي‌ الدين‌ عربي‌ (638) را طراح‌ اصلي‌ اصطلاح‌ و انديشهِ‌ انسان‌ كامل‌ مي‌دانند.

او بحث‌ انسان‌ كامل‌ را در انسان‌شناسي‌ و جهان‌شناسي‌ عرفاني‌ اسلامي‌ تثبيت‌ كرده، و تجسم‌ آن‌ را در صور نبيّ و وليّ و نيز خلافت‌ الهي‌ را درباره‌ شخصيت‌ او مطرح‌ كرده‌ است.

پس‌ از ابن‌ عربي، شاگرد بر جستهِ‌ او صدرالدين‌ قونوي‌ (672)، در كتاب‌هاي‌ خويش‌ مانند مفتاح‌ الغيب‌ به‌ تحليل‌ از انسان‌ كامل‌ پرداخته‌ است. شاگردان‌ وي‌ نيز راه‌ استاد را پيش‌ گرفتند كه‌ كساني‌ مانند سعيدالدين‌ فرغاني‌ (وفات‌ 691 ق) در مقدمهِ‌ مشارق‌ الدراري‌ و مؤ‌يد الدين‌ جندي‌ (690) در شرح‌ فصوص‌ الحكم. عبدالرزاق‌ كاشاني‌ (وفات‌ 736 ق) محمد داود قيصري‌ (751) و صائن‌ الدين‌ ابن‌ تركه‌ (770- 835 ق) تا سيد حيدر آملي‌ (وفات‌ 783 ق) و... همه‌ از نام‌ آوران‌ وادي‌ معرفت‌ توحيد و خود نمونهِ‌ يك‌ انسان‌ كامل‌ هستند.

كتاب‌ الانسان‌ الكامل‌ نوشتهِ‌ عزيزالدين‌ نسفي‌ (پيش‌ از 700 ق) به‌ زبان‌ شيرين‌ فارسي‌ و كتاب‌ الانسان‌ الكامل‌ نوشتهِ‌ عبدالكريم‌ جيلي‌ (805 ق) از اولين‌ تك‌ نگاري‌ها در اين‌ موضوع‌ هستند.

از مجموع تحقیقات و کاوش ها در متون عرفانى روشن مى شود که مباحث مربوط به انسان شناسى و مقام انسان از جمله محورهاى مهم مورد بحث عرفا است; به طورى که در آثار عرفانى مقام عرفاى اسلامى, مطالب بسیار بلند و ارزشمندى در باب انسانى که جامع جمیع اسما و صفات الهى و مظهر تام خداوند است, عنوان شده است که از جمله آنان مى توان به ابن عربى, حلاج, ترمذى, عطار نیشابورى, اشاره کرد اما اصطلاح عمیق و پرجاذبه (انسان کامل) اولین بار در قرن هفتم هجرى از سوى عارف نامدار این قرن یعنى محى الدین عربى, به کار برده شد و پیش از این عارف, اگرچه مباحث و مسائل مربوط به انسان کامل در عرفان اسلامى وجود داشت, اما از چنین لفظى استفاده نمى شد. (عارف عربى), انسان کامل را به عنوان فصّ(نگین) انگشتر هستى معرفى مى کند, در آنجا که مى گوید: انسان کامل نگین انگشتر عالم آفرینش است که خداى تعالى او را خلیفه و جانشین خود در حفظ عالم قرار داده است و نظام آفرینش در پرتو وجود انسان کامل حفظ و نگهدارى مى شود.(20)

لزوم انسان كامل در گستره هستي

هر يك از مخلوقات، مظهر و جلوة اسم يا اسماي الهي اند و هر چيز، به محدوديت و اندازه خودش آينه اي براي نمايش اسماء الهي است. عالم عقل، تنها اسماء تنزيهي حق- سبحانه- را جلوه ميدهد، عالم ماده، اسماء تشبيهي او را و عالم مثال... هر چند خداوند خود را در ذات خود ميبيند و شاهد و مشهود است، اما جلاء (در خود ديدن)، غير از استجلاء (خود را در غير ديدن) است. صاحب كمال، به كمالات خود علم دارد؛ ولي در آينه ديدن، لذت ديگر دارد؛پس در آفرينش، آينه هايي هستند؛ ولي تمام نما نيستند و به مظهر و آينه اي نياز است كه نشان‌دهندة همة اسماء و صفات باشد. اين، همان انسان كامل است كه از سويي، جنبه عنصري و طبيعي دارد و مصداق "يأكل الطعام و يمشي في الاسواق"( سوره فرقان/7) است و از سوي ديگر،جنبة آسماني دارد و مصداق "دني فتدلي فكان قاب قوسين اوادني"(سوره نجم/9 ) است.

جان کلام این که:

1- به تعبیر زیبای امام خمینی( ره)؛ انسان کامل, کتاب کلى الهى است و اگر او را به صورت یک کتاب لحاظ کنیم، عقل، نفس، خیال و طبیعت او هرکدام، ابواب و سور، و مراتب هریکى از آن ها، آیات و کلمات الهى اوست. (21)

2- انسان کامل همچنان که آیینه حق نماست و خداى سبحان ذات خود را در آن مشاهده مى کند،آیینه شهود تمام عالم هستى نیز مى باشد.(22)

3- انسان کامل جامع ترین موجود عالم و مقصد و مقصود آفرینش است و حضرت حق, این چنین او را مورد تکریم خویش قرار مى دهد که بدون اینکه این امر به عنوان جز او پاداشى در برابر او باشد یا در قبال آن از او شکرى را طلب کند.(23)

4- اصطلاح انسان کامل،گرچه در کتاب هاى عرفانى به طور گسترده به کار رفته و بر مصادق فراوانى اطلاق شده، باید توجه داشت که این توسعه در استعمال، از باب مسامحه در تعبیر و توسعه در اطلاق به کار مى رود، و گرنه در کلمات و نوشته هاى بزرگان اهل معرفت، مصداق حقیقى انسان کامل به صورت بسیار روشن، مشخص شده است. قطعاانسان کامل، یعنى حضرت محمد(ص) است و ایشان مصداق انسان کامل و سایر انبیا و اولیاء از باب الحاق کامل به اکمل به او ملحق هستند. در نوشته هاى علمای دین نیز هرگاه لفظ انسان کامل به طور مطلق به کار رفته، مراد حضرت محمد(ص) است. در ره آورد فکرى و عرفانى حضرت امام(ره) نیز وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) به عنوان مصداق بارز انسان کامل معرفى مى شود. (24)

یکشنبه: 29 / 11 / 1402- 8 شعبان 1445- 18 فوریه 2024

پانویس ها

1- رزم جو، حسين، كيهان‌ فرهنگي، انسان‌ كامل، سال‌ هشتم، مسلسل‌ 79، سال‌ 1370، ص‌ 5.

2- هيئت تحريريه، انسان‌ كامل‌ از ديدگاه‌ بودا...، موسسه‌ مكاتباتي‌ اسلام‌شناسي‌ (1/13)، تهران‌ 1361؛ معرفت، انسان‌ كامل‌ از ديدگاه‌ روان‌شناسي‌ و صدر المتالهين، علي‌ زينتي، ش‌ 38، بهمن‌ 1379 .

3-همان، 28.

4-همان، 2/11 - 20.

5- همان، 22 - 20.

6- همان، 3/18 .

7- عبدالله، نصري، سيماي‌ انسان‌ از ديدگاه‌ مكاتب، چاپ‌ چهارم، دانشگاه‌ علامه‌ طباطبايي، تهران‌ 1376.

8- همان، 38 - 35.

9- همان، 8/ 52 47.

10- مجموع‌ اين‌ اوصاف‌ و القاب‌ از منابع‌ زير به‌ دست‌ آمده:عزيزالدين، نسفي، الانسان‌ الكامل، ص‌ 5-4، تصحيح‌ ماريژان‌ موله‌، تهران، كتابخانه‌ طهوري؛ جيلي، عبدالكريم، ا‌لانسان‌ الكامل‌ في‌ معرفه` الاواخر و الاوايل، تصحيح‌ فاتن‌ اللّبون‌، چاپ‌ اول؛‌ تاريخ‌ العربي، لبنان‌ 1420 ه. صص‌ 208 - 206؛ حسن زاده آملي، حسن، ا‌نسان‌ كامل‌ از ديدگاه‌ نهج‌البلاغه، ص‌ 66، چاپ‌ اول، قيام، قم‌ 1372.

11- حجر/ 29.

12- احزاب/ 72.

14 - بقره‌/ 30.

13- بقره/ 124 .

15- علا‌مه محمد محسن فيض كاشاني،كلمات‌ مكنونه، تصحيح‌ عزيزالله‌ عطاردي، چاپ‌ دوم، فراهاني‌ 1360 ؛ ابن شهر آشوب، المناقب، 1 / 214 .

16- سيد حيدر آملي، جامع‌ الاسرار، تصحيح‌ هانري‌ كربن‌ ص‌ 383، چاپ‌ دوم، علمي‌ فرهنگي‌ 1368 .

17- توضيح‌ بيشتر در بحث‌ تطبيقي‌ خواهد آمد.

18- هيئت تحريريه، انسان‌ كامل‌ از ديدگاه‌ فارابي‌ و...، ج‌ 5 ص‌ 7؛ سيماي‌ انسان‌ كامل، ص‌ 174 -163 .

19- دائره المعارف‌ تشيع، 2/549 .

20- مرضیه رمضانی، کرامت انسان و انسان کامل در عرفان، پرتال جامع علوم انسانی( متعلق به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) ، آیینه پژوهش 1385 شماره 102. (به نقل از محیى الدین عربى، فصوص الحکم، فص ّ آدمى،ص 61 .)

21- امام خمینى، مصباح الهدایه، ص 73.

22- امام خمینى، تعلیقات على فصوص الحکم، ص 59.

23- مرضیه رمضانی، کرامت انسان و انسان کامل در عرفان، پرتال جامع علوم انسانی( متعلق به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) ، آیینه پژوهش 1385 شماره 102.

24- همان.

منابع

1- خوارزمی‌، حسین( 1364) ‌‌، شرح‌ فصوص‌ الحکم‌، ج۱، به‌ کوشش‌ نجیب‌ مایل‌ هروی‌، تهران‌.

2- ترمذی، محمد حکیم‌ ( 1965م)‌، ختم‌ الاولیاء، ج۱، به‌ کوشش‌ عثمان‌ اسماعیل‌ یحیی‌، بیروت‌.

3-‌ذهبی‌ زنجانی‌، عبدالکریم ( 1341)، شمس‌ الحقیقه‌، ج۱، تهران‌.

4- جامی، عبدالرحمان‌ ( 1370)‌، نقد النصوص‌، ج۱، به‌ کوشش‌ ویلیام‌ چیتیک‌، تهران‌.

5- صدرالدین‌ شیرازی‌، محمد ( 1361- 1366)، تفسیر القرآن‌ الکریم‌، ج۴، به‌ کوشش‌ محمد خواجوی‌، قم‌.

6-قمی، قاضی‌ سعید ( 1415ق)‌، شرح‌ توحید الصدوق‌، ج۱، به‌ کوشش‌ نجفقلی‌ حبیبی‌، تهران‌.

7- همدانی، عبدالصمد( 1366)، بحر المعارف‌، ج۱، قم‌.

8-ابوزید، نصرحامد (1385)، چنین گفت ابن عربی، ترجمه: احسان موسوی خلخالی، تهران: نیلوفر.

9-آشتیانی، سید جلال الدین (1344)، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.

10- جندی، مؤیدالدین محمود (1361)، شرح فصوص الحکم، به کوشش: سید جلال الدین آشتیانی و غلام حسین ابراهیمی دینانی، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی.

11-الزبیدی، محمد مرتضی (1306)، تاج العروس من جوهر القاموس، بیروت: منشورات مکتبه الاحیاء.

12-صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1354)، المبدأ و المعاد، تهران: انجمن حکمت و فلسفه ایران.

13-عبداللهی، مهدی (1390)، کمال نهایی انسان و راه تحصیل آن از دیدگاه فیلسوفان اسلامی، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).

14-عفیفی، ابوالعلاء (1380)، شرحی بر فصوص الحکم، ترجمه: نصرالله حکمت، تهران: الهام.

15- الفراهیدی، الخلیل بن احمد (1414)، ترتیب کتاب العین، قم: اسوه.

16- فیروزآبادی، مجدالدین محمد (1424)، القاموس المحیط، بیروت: مؤسسه الرساله.

17- قیصری، داوود (1363)، مقدمه شرح فصوص الحکم، ترجمه: منوچهر صدوقی سها، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

18- مازندرانی، محمد صالح (1382)، شرح الکافی، محقق و مصحح ابوالحسن شعرانی، تهران: مکتبه الاسلامیه.

19- محمود الغراب، محمود (1389)، انسان کامل، ترجمه: گل بابا سعیدی، تهران: جامی، چاپ سوم.

20- المقری الفیومی، احمد بن محمد علی (1928)، المصباح المنیر، القاهره: المطبعه الامیریه.

21- هاشمی خویی، حبیب الله (1400)، منهاج البرائه فی شرح نهج البلاغه، تصحیح: ابراهیم میانجی، شارح: حسن زاده آملی و محمدباقر کمره ای، تهران: مکتبه الاسلام، چاپ چهارم.

22- علوی نژاد، حیدر (1382)، سید محمد، افق‌های کمال، بوستان کتاب، قم.

23- پارسانیا، حمید(1383)، هستی و هبوط (انسان در اسلام)، دفتر نشر معارف، قم.

24- سعیدی،گل بابا (1378)، انسان کامل (دو رساله ازشیخ محی‌الدین ابن عربی)،انتشارات سلمانی، تهران.

25- نصری، عبدالله( 1378)، سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی، تهران.

26- مطهری، مرتضی(1370)، انسان کامل، انتشارات صدرا، تهران.

27-کبیر، یحیی( 1384) ،انسان شناسی (انسان کامل)، انتشارات مطبوعات دینی، قم.



ارسال توسط افشار

انسان کامل؛ نگین انگشتر عالم آفرینش

اسدالله افشار

«انسان کامل»، عنواني است که از ديرباز مورد توجه بوده و نه تنها انديشمندان و فلاسفه در اين وادي وارد شده و کتابهايي نوشته اند بلکه براي عموم مردم هم جاذبه زيادي داشته است و با اينکه صنعت و علوم هر روزه کشف و اختراع تازه اي مي آفرينند و لوازم و ابزار جديدي در اختيار مي گذارند ولي همچنان انسانها هر جا که با خود خلوت کنند و از اسارت وسايل و ابزار برهند و مجال انديشه و بازگشت به خويشتن خويش را دريابند، در جاذبه اين آرمان قرار گرفته و دوست مي دارند که اگر بدان جايگاه رفيع نرسيده لااقل سيماي او را به تماشا بنشينند و از حال و هواي او برخوردار گردند.

پژوهش‌هايي كه تاكنون دربارة انسان كامل انجام شده است، هيچ‌كدام جامع‌نگري لازم را نداشته‌اند؛ زيرا هر كدام از زاويه‌اي خاص به موضوع نگريسته‌اند و بخشي از دنياي پهناور درون و ابعاد پيچيدة آدمي را ـ از ديدگاه خود ـ توصيف كرده‌اند. از سوي ديگر، انسان‌ها براي دستيابي به كمال، به الگو نيازدارند تا به‌صورت آگاهانه با آن همانند‌سازي كنند. همچنين تربيت و پرورش فكري واخلاقي در هر مكتب، براساس شناخت «انسان نمونه» در آن مكتب امكان‌پذير است؛ زيرا چه اينكه «اگر انسان كامل اسلام را چه از راه بيان قرآني و چه از راه شناخت شخصيت‌پرورده‌هاي قرآن نشناسيم، نمي‌توانيم راهي را كه اسلام معين كرده است، برويم؛ نمي‌توانيم يك مسلمان واقعي و درست باشيم؛ جامعة ما نمي‌تواند يك جامعة اسلامي باشد. پس ضرورت دارد حتماً انسان كامل و عالي و متعالي اسلام را بشناسيم».بنابراين، پژوهش دربارة انسان كامل و ارائة آن به منزلة الگو، امري لازم و ضروري است.

هدف از شناخت انسان کامل

انسان کامل، الگوی عینی و عملی کمال است. انسان پس از آگاهی از وجود انسان کامل است که شوق دست یافتن به کمال در جان او پدید می‌آید و اطمینان حاصل می‌کند که راه کمال پیمودنی است و آن اهداف والا، تحقق یافتنی است، چرا که انسان کامل همچون دیگر افراد بشر یک انسان است و روح، جسم، اراده، فطرت، میل، عشق و انواع نیازهای مادی و جسمانی دارد، اما در عین حال به بالاترین مقامات آسمانی دست یافته و آنچه را که در وهم و خیال دیگران نمی‌گنجد را دارا شده است. «اگر ما انسان کامل اسلام را نشناسیم قطعاً نمی‌توانیم یک مسلمان تمام و کامل باشیم و به تعبیر دیگر، یک انسان ولو کامل نسبی از نظر اسلام باشیم.

بنابراین هدف از شناخت انسان کامل، حرکت به سوی او و الگو پذیری از شخصیت والای اوست. زیرا هر چه که ما به انسان کامل نزدیک‌تر شویم رشد و کمال بیشتری یافته و حقیقت انسانی را به نحو کامل‌تری دارا شده‌ایم.

صاحب نظران در زمینه معرفی انسان کامل سخنان بسیاری گفته‌اند و هر یک به تناسب علم و معرفتی که از مقامات او کسب کرده‌اند گام‌هایی را برای زدودن پرده از چهره این شخصیت آسمانی برداشته‌اند. البته همة آنها در پایان اعتراف کرده‌اند که انسان کامل را آن گونه که هست، نشناخته‌اند و از هنر و توان لازم برای وصف این مقام والا برخوردار نبوده‌اند.

مفهوم کمال

کلمه‌«کمال» از «کمل» مشتق شده است و در لغت به معنای تمام شدن،کامل شدن و اتمام آراستگی صفات است. ازاین رو می توان گفت که «کمال»، صفتی وجودی است که یک موجود به آن متّصف می شود و زمانی که شیئ درجهت عمودی بالا رود، می گویند کمال یافت. مثلاً وقتی می گویند عقل فلان کس کامل شد یعنی عقلش یک درجه بالاتر آمده است.

امّا ازحیث اصطلاح، می توان در تعریف جامعی بیان داشت که:«کمال هرموجود به فعلیّت رسیدن استعدادهای خاصی است که دستگاه آفرینش درآن به ودیعه گذاشته است ودرحرکت به سوی آن فعلیّت ها، هیچ نوعی انحرافی از خط سیری که نظام آفرینش برای آنها ترسیم کرده، صورت نداده و هیچ مانعی در راه شتاب آنها رخ ندهد.» ازاینرو وقتی در مورد کمال انسان سخن به میان می آید به این معناست که «در ساختمان وجود انسان، بعدی بی نهایت قرار گرفته که انسان می تواند با گام برداشتن در راه خدا به اعلی علیّین برسد.»

معناى انسان كا مل

‏ قبل از بحث درباره انسان كامل لازم است درباره معنى كلمه كا مل توضیحى بدهیم.

در زبان عربى دو كلمه كامل و تمام، كلمات نزدیك به یكدیگر مى‏باشند و گر چه هر دو در مقابل ناقص به كار مى‏روند با هم اندكى تفاوت دارند. تمام براى یك شى‏ء در جایى گفته مى‏شود كه همه آن چه براى اصل وجود آن لازم است، به وجود آمده باشد؛ وقتى مى‏گویند: شى‏ء ناقص نیست و تمام است، یعنى همه اجزاى تشكیل دهنده آن شى‏ء موجود است، مانند یك ساختمان كه بناى آن پس از ساختن همه اجزاء، تمام مى‏شود، اما كمال در مورد چیزهایى است كه بعد از این كه از نظر وجود اجزا تمام شدند مى‏توانند درجات بالاترى هم داشته باشند؛ مثلا انسانى كه تمام باشد و هیچ نقص عضوى در او نباشد در عین حال مى‏تواند با رشد بیشتر، كامل و كامل‏تر گردد. به بیان دیگر، كمال را در جهت عمودى بیان مى‏كنند و تمام را در جهت افقى.

انسان مانند بسیارى از چیزهاى دیگر، كامل و غیر كامل دارد، و بلكه معیوب و سالم دارد و انسان سالم هم دو قسم است: انسان سالم كامل و انسان سالم غیر كامل.

شناختن مشخصات انسان كامل از نظر اسلام از این نظر براى مسلمانان واجب است كه بتوانند خود و جامعه را، مانند الگو و حكم سرمشق بسازند.

شناخت انسان كامل از نظر اسلام دو راه دارد: یك راه این است كه ببینیم قرآن و سنت، انسان كامل را چگونه توصیف كرده‏اند، و راه دیگر این كه افرادى را بشناسیم كه عالى‏ترین افراد تربیت شده در اسلام هستند و مطمئنیم آن‏ها آن چنان كه اسلام مى‏خواهد، ساخته شده‏اند وعالى‏ترین افراد تربیت شده دراسلام هستند، مانند پیامبراكرم (ص) و على (ع) كه شناخت آن‏ها، شناخت انسان كامل از نظر اسلام است.

البته منظور از شناخت انسان‏هاى كامل، شناخت شناسنامه‏اى نیست كه بدانیم در چه سالى و كجا متولد شده‏اند، پدر و مادر آن‏ها كیست و در كجا و در چه سالى از دنیا رفته‏اند، بلكه مراد، شناخت شخصیت آن‏هاست تا بتوان از زندگى آن‏ها پیروى نمود، كما این كه گفته‏اند: "الشیعه من شایع علیا: انسان با حرف و حتى با دعاى محبت، شیعه نمى‏شود، بلكه شیعه باید از على علیه السلام عملا پیروى كند"، پس مساله انسان كامل یك بحث فلسفى و علمى محض نیست كه فقط اثر علمى داشته باشد، بلكه ما اگر انسان كامل را نشناسیم، نه شخصا مى‏توانیم یك مسلمان واقعى باشیم، و نه جامعه ما مى‏تواند یك جامعه اسلامى باشد.

باور به وجود انسان‌ كامل‌ در پهنة هستي

آثارو منابع‌ موجود نشان‌ دهندهِ‌ آن‌ است‌ كه‌ باور به‌ وجود انسان‌ كامل‌ در پهنهِ‌ هستي، مهمان‌ خوان‌ بسياري‌ از مكاتب‌ فكري‌ و انديشه‌هاي‌ انساني‌ بوده‌ است. اديان، مذاهب‌ و مكاتب‌ بر پايهِ‌ برداشت‌ و شناختي‌ كه‌ از حقيقت‌ انسان‌ دارند، هر يك‌ به‌ گونهِ‌ لزوم‌ و يا رسيدن‌ به‌ مقام‌ عالي‌ انساني‌ كه‌ همان‌ انسان‌ كامل‌ باشد را پذيرفته‌اند و براي‌ آن‌ ويژگي‌ها، القاب‌ و وظايفي‌ را بيان‌ كرده‌اند.( 1)

درهند باستان‌ آيين‌هاي‌ بودا، يوگا، بهاكتي ‌و....از انسان‌كامل ‌به‌ نام‌ هاي‌ "ارهات"و "انسان‌ آزاده" ياد كرده‌اند.(2)

اگر فلسفه‌ يونان‌ بيش تر به‌ شناسايي‌ هستي‌ و عالم‌ وجود پرداخته، در عوض‌ فرهنگ‌ هندي‌ سوداي‌ رستگاري‌ و نجات‌ انسان‌ با توجه‌ به‌ درون‌ آدمي‌ را در سر دارد.

ارهات؛ يعني‌ مرد ارزنده‌ يا مرد تمام‌ كه‌ نه‌ به‌ چيزي‌ دلبستگي‌ دارد و نه‌ از آن‌ بيزار است.(3)

در انديشه‌هاي‌ چيني‌ مانند: تائوئيزم‌ و كنفوسيوس‌ نيز از "تائو"و انسان‌ آزاده‌(Kiun Tsen) سخن‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ كم‌ و بيش‌ انديشهِ‌ انسان‌ كامل‌ را فرا ياد مي‌آورد. (4)

انسان‌ كامل‌ كنفوسيوس‌ همانندي‌ بسياري‌ با انسان‌ كامل‌ در باور تصوف‌ و عقايد اسلامي‌ دارد.

در آيين‌ كنفوسيون‌ بالاترين‌ مقام‌ انساني‌ را “ انسان‌ قديس‌ و پاك" داراست. چنين‌ انساني‌ از آغاز زاده‌ شده، داراي‌ ويژگي‌هاي‌ نيك‌ بوده‌ و دست‌ غيبي‌ او را به‌ كمالات‌ والاي‌ انساني‌ آراسته‌ است. او تك‌ بعدي‌ و خود خواه‌ نيست‌ كه‌ تنها به‌ خود بپردازد، بلكه‌ تلاش‌ او براي‌ نجات‌ ديگران‌ نيز مي‌باشد.(5)

در يونان، سرزمين‌ انديشه‌ و سخن، نيز متفكران‌ به‌ انسان‌ كامل‌ پرداخته‌اند؛ افلاطون‌ ويژگي‌هاي‌ انسان‌ كامل‌ را در فيلسوف‌ مي‌بيند. فلاسفه‌ كساني‌ هستند كه‌ وجود ابدي‌ و لايتغير را درك‌ مي‌نمايند... و در پايان‌ به‌ ياري‌ همان‌ جزء نفس‌ به‌ قرب‌ و وصال‌ وجود حقيقي‌ نايل‌ گشته‌ و خرد و راستي‌ را توليد مي‌كنند. (6)

ارسطو "انسان‌ بزرگوار" يا "انسان‌ بزرگمنش" را بر مي‌گزيند و در توصيف‌ او چنين‌ مي‌گويد:

رفتارش‌ متوجه‌ افتخاراست؛ چون‌ افتخار با بزرگ‌ منشي‌ وابسته‌ است، او همواره‌ آمادهِ‌ نيكي‌ كردن‌ به‌ ديگران‌ است‌ و در ضروريات‌ زندگي‌ و درموارد بي‌اهميت‌ زبان‌ به‌ شكوه‌ نمي‌گشايد و...(7)

زرتشت‌ نيز از انسان‌ آرماني‌اش‌ سخن‌ گفته‌ و او را داراي‌ اوصاف‌ آسماني‌ و برتر مي‌داند:

"پروردگارا! مرد نيك‌ انديش‌ و پارسايي‌ كه‌ روانش‌ با راستي‌ همگام‌ است، تنها به‌ تو مي‌انديشد و كردار نيك‌ خود را به‌ تو نياز مي‌كند".

هم‌چنين‌ در آيين‌ زرتشت‌ از نجات‌ دهنده‌اي‌ كه‌ او را "سوشيانت"نام‌ نهاده‌اند، سخن‌ به‌ ميان‌ آمده‌ است :

اي‌ مزدا كجا سپيده‌ دم‌ به‌ در آيد و جنس‌ بشر به‌ سوي‌ راستي‌ روي‌ كند، كي‌ نجات‌ دهنده‌ (سوشيا نت) بزرگ‌ با گفتار پر از حكمت‌ خويش‌ به‌ مراد رسد.(8)

تعريف‌ و پيشينهِ‌ اصطلاح‌ انسان‌ كا مل

انسان كامل اصطلاحي است كه در عرفان (عملي و نظري) و تصوف مطرح است.

اين‌ بحث‌ از ديد انسان ‌شناسي‌ و جهان ‌شناسي‌ عرفاني‌ و به‌ خاطر نظريهِ‌ امامت‌ و ولايت‌ در انديشهِ‌ اماميه‌ و اسماعيليه‌ اهميت‌ ويژه‌اي‌ دارد.

از آن‌ جا كه‌ انديشمندان‌ بسياري‌ به‌ بحث‌ انسان‌ كامل‌ پرداخته‌اند و هر كدام‌ فراخور نياز و با برداشت‌ خاص‌ خود، تعريف، توصيف و نشاني‌ از آن‌ به‌ دست‌ داده‌اند؛ لذا آوردن‌ تعريفي‌ فراگير بسي‌ دشوار مي‌نمايد.

با اين‌ حال‌ در این یادداشت تلاش‌ شده‌ است‌ تا يك‌ تصوير عمومي‌ از تعريف‌ انسان‌ كامل، ارائه‌ شود.

انسان‌كامل‌ انساني‌ است‌ كه‌ اخلاق‌ خدا گونه‌ دارد و علت‌ غايي‌ خلقت، سبب‌ آفرينش‌ و بقاي‌ عالم، مظهر جامع‌ اسماء الهي، واسطهِ‌ ميان‌ خلق‌ و خالق، يگانه‌ خليفهِ‌ خدا در زمين است كه‌ علم‌ او به‌ شريعت، طريقت‌ و حقيقت‌ قطعيت‌ يافته، به‌ ظاهر و باطن‌ راهنماي‌ انسان‌ها است. او را شيخ، پيشوا، هادي، مهدي، امام، خليفه، قطب، صاحب‌ الزمان، جام‌ جهان‌ نما، اكسيراعظم، عبدالله‌ و عندالله‌ نيز ناميده‌اند و هيچ‌ زماني‌ از وجود آن‌ خالي‌ نخواهد بود.

فرشتگان‌ به‌ خاطر او سجده‌ به‌ آدم‌ كردند و آدميان‌ طفيل‌ اويند.

او ثمرهِ‌ جهان‌ آفرينش، قطب‌ الاقطاب‌ و....است.(9)

اصطلاح‌ انسان‌ كامل‌ درقرآن‌ وروايات‌ ديده‌ نشده، ولي‌ ريشهِ‌ اصلي‌ آن‌ مانند ديگر اصطلاحات‌ عرفاني، قرآن‌ و روايات‌ است؛ و نفخت‌ فيه‌ من‌ روحي(10)؛ انّا عرضنا الامانه` علي‌ السّموات‌ و الارض‌ و الجبال‌ فابين‌ ان‌ يحملنها و اشفقن‌ منها و حملها الانسان(11)؛ اني‌ جاعل‌ في‌ الارض‌ خليفه(12) ؛ لاينال‌ عهدي‌ اللظالمين‌ و...(13)

اين‌ آيات‌ از انسان‌ نمونه‌ الهي‌ سخن‌ مي‌گويد كه‌ وجودش‌ از عرش‌ تا فرش‌ گسترده‌ شده‌ است‌ و براي‌ او جنبهِ‌ زميني‌ و آسماني، اين‌ جهاني‌ و آن‌ جهاني‌ را ثابت‌ مي‌كند.

در روايات‌ اصطلاحاتي‌ مانند: نور محمد(ص)، عرضه‌ اعمال‌ بر پيامبر و اهل‌ بيت"، كنت‌ نبيّاً و آدم‌ بين‌ الماء و الطين،(14) انّ الصوره` الانسانيه‌ هي‌ اكبر حجّه` الله‌ علي‌ خلقه‌ و هي‌ الكتاب‌ الذي‌ كتبه‌ بيده، و هي‌ الهيكل‌ الذي‌ بناه‌ بحكمته‌ و...(15)

براي‌ انبيا و امامان(ع) ويژگي‌ها و وظايفي‌ را مشخص‌ مي‌كند كه‌ عين‌ آن‌ را اهل‌ معرفت‌ براي‌ انسان‌ كامل‌ ثابت‌ مي‌دانند. (16)

پژوهش پژوهشگران در باب انسان کامل

آثار موجود گواهي‌ مي‌دهند كه‌ ابونصر فارابي‌ (257-339 ق) نخستين‌ فيلسوفي‌ است كه‌ در جهان‌ اسلام‌ درباره‌ فلسفهِ‌ آفرينش، سعادت‌ آدمي‌ و ويژگي‌هاي‌ انسان‌ كامل‌ بحث‌ كرده‌ است.

او عنوان‌ انسان‌ كامل‌ را ظاهراً به‌ طور مستقل‌ در كتاب‌ احصاءالعلوم‌ به‌ كار برده‌ است. (17)

از رسالهِ‌ قشيريه‌ نيز نقل‌ كردند كه‌ مي‌گويد: بايزيد بسطامي‌ (261 يا 262) از انسان‌ كامل‌ تام‌ ياد مي‌كند و مي‌گويد عارف‌ پس‌ از فناي‌ در ذات‌ الهي‌ به‌ اين‌ مقام‌ مي‌رسد. (18)

حسين‌ بن‌ منصور حلاج‌ (244 - 309 ق) نيز از انساني‌ كه‌ مراتب‌ كمال‌ را پيموده‌ و مظهر كامل‌ صفات‌ عالي‌ شده‌ نام‌ برده‌ است.(19)

با اين‌ حال‌ شماري‌ از پژوهشگران، محي‌ الدين‌ عربي‌ (638) را طراح‌ اصلي‌ اصطلاح‌ و انديشهِ‌ انسان‌ كامل‌ مي‌دانند.

او بحث‌ انسان‌ كامل‌ را در انسان‌شناسي‌ و جهان‌شناسي‌ عرفاني‌ اسلامي‌ تثبيت‌ كرده، و تجسم‌ آن‌ را در صور نبيّ و وليّ و نيز خلافت‌ الهي‌ را درباره‌ شخصيت‌ او مطرح‌ كرده‌ است.

پس‌ از ابن‌ عربي، شاگرد بر جستهِ‌ او صدرالدين‌ قونوي‌ (672)، در كتاب‌هاي‌ خويش‌ مانند مفتاح‌ الغيب‌ به‌ تحليل‌ از انسان‌ كامل‌ پرداخته‌ است. شاگردان‌ وي‌ نيز راه‌ استاد را پيش‌ گرفتند كه‌ كساني‌ مانند سعيدالدين‌ فرغاني‌ (وفات‌ 691 ق) در مقدمهِ‌ مشارق‌ الدراري‌ و مؤ‌يد الدين‌ جندي‌ (690) در شرح‌ فصوص‌ الحكم. عبدالرزاق‌ كاشاني‌ (وفات‌ 736 ق) محمد داود قيصري‌ (751) و صائن‌ الدين‌ ابن‌ تركه‌ (770- 835 ق) تا سيد حيدر آملي‌ (وفات‌ 783 ق) و... همه‌ از نام‌ آوران‌ وادي‌ معرفت‌ توحيد و خود نمونهِ‌ يك‌ انسان‌ كامل‌ هستند.

كتاب‌ الانسان‌ الكامل‌ نوشتهِ‌ عزيزالدين‌ نسفي‌ (پيش‌ از 700 ق) به‌ زبان‌ شيرين‌ فارسي‌ و كتاب‌ الانسان‌ الكامل‌ نوشتهِ‌ عبدالكريم‌ جيلي‌ (805 ق) از اولين‌ تك‌ نگاري‌ها در اين‌ موضوع‌ هستند.

از مجموع تحقیقات و کاوش ها در متون عرفانى روشن مى شود که مباحث مربوط به انسان شناسى و مقام انسان از جمله محورهاى مهم مورد بحث عرفا است; به طورى که در آثار عرفانى مقام عرفاى اسلامى, مطالب بسیار بلند و ارزشمندى در باب انسانى که جامع جمیع اسما و صفات الهى و مظهر تام خداوند است, عنوان شده است که از جمله آنان مى توان به ابن عربى, حلاج, ترمذى, عطار نیشابورى, اشاره کرد اما اصطلاح عمیق و پرجاذبه (انسان کامل) اولین بار در قرن هفتم هجرى از سوى عارف نامدار این قرن یعنى محى الدین عربى, به کار برده شد و پیش از این عارف, اگرچه مباحث و مسائل مربوط به انسان کامل در عرفان اسلامى وجود داشت, اما از چنین لفظى استفاده نمى شد. (عارف عربى), انسان کامل را به عنوان فصّ(نگین) انگشتر هستى معرفى مى کند, در آنجا که مى گوید: انسان کامل نگین انگشتر عالم آفرینش است که خداى تعالى او را خلیفه و جانشین خود در حفظ عالم قرار داده است و نظام آفرینش در پرتو وجود انسان کامل حفظ و نگهدارى مى شود.(20)

لزوم انسان كامل در گستره هستي

هر يك از مخلوقات، مظهر و جلوة اسم يا اسماي الهي اند و هر چيز، به محدوديت و اندازه خودش آينه اي براي نمايش اسماء الهي است. عالم عقل، تنها اسماء تنزيهي حق- سبحانه- را جلوه ميدهد، عالم ماده، اسماء تشبيهي او را و عالم مثال... هر چند خداوند خود را در ذات خود ميبيند و شاهد و مشهود است، اما جلاء (در خود ديدن)، غير از استجلاء (خود را در غير ديدن) است. صاحب كمال، به كمالات خود علم دارد؛ ولي در آينه ديدن، لذت ديگر دارد؛پس در آفرينش، آينه هايي هستند؛ ولي تمام نما نيستند و به مظهر و آينه اي نياز است كه نشان‌دهندة همة اسماء و صفات باشد. اين، همان انسان كامل است كه از سويي، جنبه عنصري و طبيعي دارد و مصداق "يأكل الطعام و يمشي في الاسواق"( سوره فرقان/7) است و از سوي ديگر،جنبة آسماني دارد و مصداق "دني فتدلي فكان قاب قوسين اوادني"(سوره نجم/9 ) است.

جان کلام این که:

1- به تعبیر زیبای امام خمینی( ره)؛ انسان کامل, کتاب کلى الهى است و اگر او را به صورت یک کتاب لحاظ کنیم، عقل، نفس، خیال و طبیعت او هرکدام، ابواب و سور، و مراتب هریکى از آن ها، آیات و کلمات الهى اوست. (21)

2- انسان کامل همچنان که آیینه حق نماست و خداى سبحان ذات خود را در آن مشاهده مى کند،آیینه شهود تمام عالم هستى نیز مى باشد.(22)

3- انسان کامل جامع ترین موجود عالم و مقصد و مقصود آفرینش است و حضرت حق, این چنین او را مورد تکریم خویش قرار مى دهد که بدون اینکه این امر به عنوان جز او پاداشى در برابر او باشد یا در قبال آن از او شکرى را طلب کند.(23)

4- اصطلاح انسان کامل،گرچه در کتاب هاى عرفانى به طور گسترده به کار رفته و بر مصادق فراوانى اطلاق شده، باید توجه داشت که این توسعه در استعمال، از باب مسامحه در تعبیر و توسعه در اطلاق به کار مى رود، و گرنه در کلمات و نوشته هاى بزرگان اهل معرفت، مصداق حقیقى انسان کامل به صورت بسیار روشن، مشخص شده است. قطعاانسان کامل، یعنى حضرت محمد(ص) است و ایشان مصداق انسان کامل و سایر انبیا و اولیاء از باب الحاق کامل به اکمل به او ملحق هستند. در نوشته هاى علمای دین نیز هرگاه لفظ انسان کامل به طور مطلق به کار رفته، مراد حضرت محمد(ص) است. در ره آورد فکرى و عرفانى حضرت امام(ره) نیز وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) به عنوان مصداق بارز انسان کامل معرفى مى شود. (24)

یکشنبه: 29 / 11 / 1402- 8 شعبان 1445- 18 فوریه 2024

پانویس ها

1- رزم جو، حسين، كيهان‌ فرهنگي، انسان‌ كامل، سال‌ هشتم، مسلسل‌ 79، سال‌ 1370، ص‌ 5.

2- هيئت تحريريه، انسان‌ كامل‌ از ديدگاه‌ بودا...، موسسه‌ مكاتباتي‌ اسلام‌شناسي‌ (1/13)، تهران‌ 1361؛ معرفت، انسان‌ كامل‌ از ديدگاه‌ روان‌شناسي‌ و صدر المتالهين، علي‌ زينتي، ش‌ 38، بهمن‌ 1379 .

3-همان، 28.

4-همان، 2/11 - 20.

5- همان، 22 - 20.

6- همان، 3/18 .

7- عبدالله، نصري، سيماي‌ انسان‌ از ديدگاه‌ مكاتب، چاپ‌ چهارم، دانشگاه‌ علامه‌ طباطبايي، تهران‌ 1376.

8- همان، 38 - 35.

9- همان، 8/ 52 47.

10- مجموع‌ اين‌ اوصاف‌ و القاب‌ از منابع‌ زير به‌ دست‌ آمده:عزيزالدين، نسفي، الانسان‌ الكامل، ص‌ 5-4، تصحيح‌ ماريژان‌ موله‌، تهران، كتابخانه‌ طهوري؛ جيلي، عبدالكريم، ا‌لانسان‌ الكامل‌ في‌ معرفه` الاواخر و الاوايل، تصحيح‌ فاتن‌ اللّبون‌، چاپ‌ اول؛‌ تاريخ‌ العربي، لبنان‌ 1420 ه. صص‌ 208 - 206؛ حسن زاده آملي، حسن، ا‌نسان‌ كامل‌ از ديدگاه‌ نهج‌البلاغه، ص‌ 66، چاپ‌ اول، قيام، قم‌ 1372.

11- حجر/ 29.

12- احزاب/ 72.

14 - بقره‌/ 30.

13- بقره/ 124 .

15- علا‌مه محمد محسن فيض كاشاني،كلمات‌ مكنونه، تصحيح‌ عزيزالله‌ عطاردي، چاپ‌ دوم، فراهاني‌ 1360 ؛ ابن شهر آشوب، المناقب، 1 / 214 .

16- سيد حيدر آملي، جامع‌ الاسرار، تصحيح‌ هانري‌ كربن‌ ص‌ 383، چاپ‌ دوم، علمي‌ فرهنگي‌ 1368 .

17- توضيح‌ بيشتر در بحث‌ تطبيقي‌ خواهد آمد.

18- هيئت تحريريه، انسان‌ كامل‌ از ديدگاه‌ فارابي‌ و...، ج‌ 5 ص‌ 7؛ سيماي‌ انسان‌ كامل، ص‌ 174 -163 .

19- دائره المعارف‌ تشيع، 2/549 .

20- مرضیه رمضانی، کرامت انسان و انسان کامل در عرفان، پرتال جامع علوم انسانی( متعلق به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) ، آیینه پژوهش 1385 شماره 102. (به نقل از محیى الدین عربى، فصوص الحکم، فص ّ آدمى،ص 61 .)

21- امام خمینى، مصباح الهدایه، ص 73.

22- امام خمینى، تعلیقات على فصوص الحکم، ص 59.

23- مرضیه رمضانی، کرامت انسان و انسان کامل در عرفان، پرتال جامع علوم انسانی( متعلق به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) ، آیینه پژوهش 1385 شماره 102.

24- همان.

منابع

1- خوارزمی‌، حسین( 1364) ‌‌، شرح‌ فصوص‌ الحکم‌، ج۱، به‌ کوشش‌ نجیب‌ مایل‌ هروی‌، تهران‌.

2- ترمذی، محمد حکیم‌ ( 1965م)‌، ختم‌ الاولیاء، ج۱، به‌ کوشش‌ عثمان‌ اسماعیل‌ یحیی‌، بیروت‌.

3-‌ذهبی‌ زنجانی‌، عبدالکریم ( 1341)، شمس‌ الحقیقه‌، ج۱، تهران‌.

4- جامی، عبدالرحمان‌ ( 1370)‌، نقد النصوص‌، ج۱، به‌ کوشش‌ ویلیام‌ چیتیک‌، تهران‌.

5- صدرالدین‌ شیرازی‌، محمد ( 1361- 1366)، تفسیر القرآن‌ الکریم‌، ج۴، به‌ کوشش‌ محمد خواجوی‌، قم‌.

6-قمی، قاضی‌ سعید ( 1415ق)‌، شرح‌ توحید الصدوق‌، ج۱، به‌ کوشش‌ نجفقلی‌ حبیبی‌، تهران‌.

7- همدانی، عبدالصمد( 1366)، بحر المعارف‌، ج۱، قم‌.

8-ابوزید، نصرحامد (1385)، چنین گفت ابن عربی، ترجمه: احسان موسوی خلخالی، تهران: نیلوفر.

9-آشتیانی، سید جلال الدین (1344)، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.

10- جندی، مؤیدالدین محمود (1361)، شرح فصوص الحکم، به کوشش: سید جلال الدین آشتیانی و غلام حسین ابراهیمی دینانی، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی.

11-الزبیدی، محمد مرتضی (1306)، تاج العروس من جوهر القاموس، بیروت: منشورات مکتبه الاحیاء.

12-صدرالدین شیرازی، محمد ابن ابراهیم (1354)، المبدأ و المعاد، تهران: انجمن حکمت و فلسفه ایران.

13-عبداللهی، مهدی (1390)، کمال نهایی انسان و راه تحصیل آن از دیدگاه فیلسوفان اسلامی، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).

14-عفیفی، ابوالعلاء (1380)، شرحی بر فصوص الحکم، ترجمه: نصرالله حکمت، تهران: الهام.

15- الفراهیدی، الخلیل بن احمد (1414)، ترتیب کتاب العین، قم: اسوه.

16- فیروزآبادی، مجدالدین محمد (1424)، القاموس المحیط، بیروت: مؤسسه الرساله.

17- قیصری، داوود (1363)، مقدمه شرح فصوص الحکم، ترجمه: منوچهر صدوقی سها، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

18- مازندرانی، محمد صالح (1382)، شرح الکافی، محقق و مصحح ابوالحسن شعرانی، تهران: مکتبه الاسلامیه.

19- محمود الغراب، محمود (1389)، انسان کامل، ترجمه: گل بابا سعیدی، تهران: جامی، چاپ سوم.

20- المقری الفیومی، احمد بن محمد علی (1928)، المصباح المنیر، القاهره: المطبعه الامیریه.

21- هاشمی خویی، حبیب الله (1400)، منهاج البرائه فی شرح نهج البلاغه، تصحیح: ابراهیم میانجی، شارح: حسن زاده آملی و محمدباقر کمره ای، تهران: مکتبه الاسلام، چاپ چهارم.

22- علوی نژاد، حیدر (1382)، سید محمد، افق‌های کمال، بوستان کتاب، قم.

23- پارسانیا، حمید(1383)، هستی و هبوط (انسان در اسلام)، دفتر نشر معارف، قم.

24- سعیدی،گل بابا (1378)، انسان کامل (دو رساله ازشیخ محی‌الدین ابن عربی)،انتشارات سلمانی، تهران.

25- نصری، عبدالله( 1378)، سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی، تهران.

26- مطهری، مرتضی(1370)، انسان کامل، انتشارات صدرا، تهران.

27-کبیر، یحیی( 1384) ،انسان شناسی (انسان کامل)، انتشارات مطبوعات دینی، قم.



ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۴۰۲/۱۱/۲۷

وحدت از منظرقرآن كريم

اسدالله افشار

امروزه امت بزرگ اسلامی با چالش ها و بحران های بزرگی مواجه است و دشمنان اسلام با اجرای طرح هایی در راستای تجزیه جغرافیایی، زبانی، قومیتی، مذهبی و حتی تاریخی می کوشند هویت، فرهنگ و عناصر اصلی موجودیت این امت واحده را در مخاطره قرار دهند. در این شرایط حساس بر هر مسلمان به ویژه عالمان و اندیشمندان آگاه و فرهیخته به مقتضیات زمان فرض است که ضمن شناخت نقشه های شوم دشمنان قسم خورده بر مؤلفه های وحدت و همبستگی این امت وسط تأکید و در مسیر تحقق آن مجاهدت نمایند. قرآن کریم با بیان پیامدهای مثبت اتحاد از یک سو و پیام های شوم اختلاف از سوی دیگر، همه مسلمانان را دعوت به اتحاد و دوری از اختلاف کرده و ایجاد و حفظ وحدت در جامعه اسلامی را از مظاهر تقوای الهی اعلام داشته و بر آن تأکید نموده است.

همبستگي و پيوند امت‌ها موضوعي است كه همه اديان، مذاهب، فلاسفه و مُصلحان جوامع مختلف به آن پرداخته اند و نسبت به عواقب شوم تفرقه هشدار داده اند و تا كنون کتاب ها، هزاران مقاله و صدها كنفراس براي تبيين ابعاد آن ارايه شده ولي احساس مي شود هنوز راه طي نشده بسيار است و ضررت دارد تا ابعاد مختلف كاويده شود و پيشنهادات راهبردي وكاربردي ارايه گردد. بر این اساس در این یادداشت برآنیم تا در باره وحدت ازمنظرقرآن كريم مطالب و مباحثی را مطرح و یادآور شویم.

بازخواني مفهوم و محورهاي وحدت درقرآن كريم

وحدت به معنی یکی بودن، یگانگی و هماهنگ بودن اجتماع می باشد و از نظر فلاسفه ای چون شیخ اشراق؛ از اموری است که قابل تمدید و تعریف نمی باشد، مگر به مقابله با کثرت. وحدت همان صراط مستقیمی است که قرآن، احادیث و سنت پیامبر و یارانش مبیّن آن است و مخالفت با آن مخالفت با سخن خداوند و کفر محسوب می شود. قرآن به وحدت توجه فراوانی داشته است و وحدت میان دل های مؤمنان را ضروری دانسته و راه کارهای گوناگونی را برای این کار پیش بینی کرده است. محور وحدت در دیدگاه قرآنی «توحید» و دین اسلام است. قرآن کریم می فرماید: «ای پیامبر! به اهل کتاب بگو، بیایید بر اساس کلمه‏ای که بین ما و شما مشترک است، غیر از خدا را نپرستیم و یک‏دیگر را در برابر خداوند به عنوان رب و پروردگار نگیریم پس اگر روی برگرداندند بگویید، شاهد باشید که ما اهل تسلیم در برابر حق هستیم».(آل عمران/64) براساس آیات قرآنی، وحدت امت، سبب مصونیت دین، تأیید الهی و نصرت است و نعمتی است که هیچ مسئله ای با آن برابری نمی کند.(انفال، آیات 62 تا64) قرآن کریم حفظ وحدت و پیشگیری از هرگونه تفرقه را فلسفه تشریع دین و بعثت پیامبران معرفی کرده، می فرماید: «مردم امتی یگانه بودند، سپس خداوند پیامبران را مژده رسان و بیم دهنده برانگیخت و به همراه آنان، کتاب را به حق نازل کرد تامیان مردم دران چه که اختلاف داشتند داوری کند. (بقره/213) قران کریم اختلاف و تفرقه را عامل ضعف مسلمین و از بین رفتن عظمت و شوکت مسلمین دانسته و هشدار می دهد: «و أطیعواالله و رسولهُ و لاتنازعوا فَتَفشَلوا و تَذهبَ ریحَکُم ...» (انفال/46) و آن را موجب گرفتار شدن در عذاب الهی می داند و می فرماید: «و لاتَکونوا کالَّذینَ تفرَّقوا و أختَلِفوا مِن بَعدِ ماجاءَهُمَ البیِّناتُ و اولئِکَ لَهُم عذابٌ عظیم» (آل عمران/105)

در احادیث نبوی نیز به مسئله وحدت توجه خاصی شده است. رسول خدا(ص) فرمودند: «تَری المؤمنینَ فی تَراحُمِهِم، وَ تَوادِّهِم، و تَعاطُفِهِم، کَمَثَلِ الجَسَدِ، اِذَا اشتَکی عُضوٌ تَداعی لَهُ سائِرُ جَسَدِهِ بِالسَّهَرِ وَ الحُمَّی». یعنی مؤمنان در شفقت، دوستی و مهربانی با یکدیگر مانند اعضای یکدیکرند که اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا بی قرار می گردند و تب می کنند. و در فرازی دیگر وحدت را عامل رحمت و تفرقه را موجب عذاب دانستند: پیامبراکرم(ص) فرمودند: «الجماعهُ رحمهٌ و الفُرقهُ عذابٌ».(1)

در حقیقت اتّحاد و وحدت داشتن در قرآن به عنوان یکی از عناصر حفظ جامعه مسلمین مورد توجه قرار گرفته است.

درقرآن کریم آیات زیادی را می توان یافت که درآنها به این مسأله اشاره شده است؛ از جمله مفاهیمی، چون «واعتصموا»(2)، «تعاونوا»(3)، «اصلحوا»(4)، «اصلاح بین الناس»(5)، «الَّف بینهم»(6)، «امّه واحده» (7) ، «امّه وسطا»(8)، «حزب الله»(9)، «صبغه الله»(10) و «اخوه».(11)

محور وحدت در دیدگاه قرآنی«توحید» و در مرتبه دیگر دین اسلام است. قرآن کریم پیامبررا به سوی اهل کتاب می فرستد و از آنان برای پیوستن به شعارتوحید و جدایی ازغیراودعوت می کند: «ای پیامبر! به اهل کتاب بگو، بیایید براساس کلمه ای که بین ما و شما مشترک است، غیر از خدا را نپرستیم و یکدیگر را در برابرخداوند بعنوان رب و پروردگار نگیریم (وحدت کنیم). پس اگر روی برگرداندند بگویید، شاهد باشید که ما اهل تسلیم دربرابرحق هستیم».(12)

آیه شریفه فوق نشان می دهد که مرز اتحاد «توحید»است و مشرکان و کافران که برمحورغیرتوحید حرکت می کنند، در وحدت دینی پذیرفته نخواهند شد.درتبیین محوروحدت،آیات دیگری نیز وجود دارد که اعتقاد به رسول خدا، اعتقاد به اولی الامروقبول حکم را اضافه می کند. به این ترتیب وحدت واقعی با توجه به این آیات تفسیرمی شود: درسوره«آل عمران»آمده است:«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرّقوا»؛ یعنی همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرّق نشوید. این آیه شریفه از مسلمانان می خواهد که با اسلام از دنیا خارج شوند، از این رو اعتصام به ریسمان الهی با توحید منهای نبوّت پیامبر و لوازم آن صادق نیست.

حضرت علی(ع) نیزگرچه مسیرخلافت را ناحق می دیدند وآنان رادرمقابل فرمان خداوند ورسول عصیانگر می یافتند، اما به خاطر مصلحتی مهم تر، ابرازمخالفت نمی نمودند. سخنان امام(ع) در این زمینه بسیار درس آموز است. این کلمات بیانگرآن است که وحدت اسلامی که غالبا با حیات واقعی مسلمانان همراه است، برحق دیگری گرچه حق معصومی،چون علی(ع) باشد مقدم است.

این وحدت در حقیقت ائتلاف است، و بالاتر از وحدت «گذشت»از هرآن چه را که قطب مخالف آن را بر نمی تابد، و بسنده کردن بر هر چه «ازحق» که در نظر قطب مخالف مناسب می نماید. هم چنین حضرت علی(ع) جدای ازخطبه کوتاه و پر معنای شقشقیه، در موارد متعددی به سکوت معنادار و سخت خویش اشاره می کند. این سکوت که همراه با خاردرچشم واستخوان درگلو توصیف شده است، برای حفظ وحدت مسلمانان وبقای اساس دین بوده است. امام(ع) دریکی ازخطبه های اوایل دوره حکومت خود می فرماید:

«قسم به خداوند که اگر ترس از اختلاف و جدایی مسلمانان نبود و اگر ترس از آن نبود که کفر باز گردد و «دین» فانی شود، هرآینه در غیرازموضعی که نسبت به آن ها نفع داشتیم، قرارمی گرفتیم.»(13)

آن چه از مجموع مفاهیم قرآنی، بیانات و سیره پیامبر و امامان معصوم(علیهم السلام) فهمیده می شود، این است که همواره حفظ نظام اسلامی ومصالح عمومی برمنافع شخصی وگروهی مقدم بوده است واینان از هراقدامی که تفرقه و شکاف میان جماعت اسلامی را به دنبال داشته باشد، اگر چه نفع شخصی در آن می دیده اند، احتراز می کرده اند.

اتحاد و وحدت؛ نعمت بزرگ الهی به مسلمانان

قرآن از اتّحاد به‌صورت نعمت بزرگ یاد‌کردنی سخن به‌میان آورده و از مؤمنان خواسته است تا تلخی و خطر آفرینی دوران تفرقه را از یاد نبرند و به یاد داشته باشند که چگونه خداوند میان آنان انس و الفت بر قرار ساخت:«واذکُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَیکُم اِذ کُنتُم اَعداءً فَاَلَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَاَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ اِخونًا و کُنتُم عَلی شَفا حُفرَة مِنَ النّارِ فَاَنقَذَکُم مِنها». (14)

در این آیه، دو بار از نعمت اتّحاد یاد‌شده است، که جایگاه و اهمّیت آن را نشان می‌دهد.

اتحاد و هم‌بستگی همه انسان‌ها چنان مطلوب و در برابر، اختلاف چنان نکوهیده است که قرآن در ۵ آیه اعلام داشته: اگر مصلحت ایجاب می‌کرد، خداوند با اراده تکوینی خود، همه مردم را یک‌پارچه و یک امّت قرار می‌داد. (15)

از آیه «و‌لَو‌شاءَ اللّهُ لَجَمَعَهُم عَلَی الهُدی»(16) و نیز ۹۹ یونس(17) برمی‌آید که مقصود از «امّه واحده»، همان یک‌پارچگی در پذیرش دین الهی است.

آیه «و‌لَو شاءَ اللّهُ لَجَعَلَکُم اُمَّةً وحِدَةً ولکِن لِیَبلُوَکُم فی ما ءاتکُم» (18) بیان می‌دارد: مصلحتی که مانع تحقّق این اراده تکوینی الهی شده، ابتلا و آزمایش مردم با برخورداری از اصل اختیار است.

حضرت امیر- علیه‌السلام- در گفتاری بلند، سرگذشت امّت‌های پیشین را گوش‌زد می‌کند که هنگام اتّحاد و یک‌پارچگی، چگونه دارای عزّت و شوکت بودند و بر جهانیان فرمان‌روایی داشتند؛ امّا آن گاه که از هم پراکنده شدند، خواری و ذلّت به آنان روی آورد و از هر سوی تاراج شدند.(19) و (20)

همان گونه که می دانیم و شارع مقدس بر آن تأکید داشته و دارد؛ یکی از اصول اساسی دین اسلام در تنظیم روابط بین انسانها و ملل، همزیستی مسالمت آمیز است. این همزیستی در سطوح مختلف متصور می شود که اولین سطح آن در حوزه امت اسلام است. پر واضح است که ادامه حیات عزتمندانه مسلمین در همه اعصار و امروزه در گرو وحدت امت اسلام است. با توجه به اینکه قرآن کریم از موارد اشتراک و اتفاق همه فرق امت اسلامی است و همچنین آیات قرآن کریم به کرّات و متعدد به وحدت و اتحاد، سفارش و از اختلاف و تفرقه نهی کرده است، بحث از وحدت از منظر قرآن کریم، می تواند راهگشا بوده و مورد قبول همه مذاهب اسلامی باشد.

از این نکته مهم نیز نباید غفلت نمود که؛ وحدت و اتحاد از مهم ترین ایده ها و آرزوهایی است، که انسان ها در جستجوی آن برآمدند و از ﻫﻤﺎن ﺑﺪو ﻇﻬﻮر اﺳﻼم نیز ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ روﺣﺒﺨﺶ آﺳﻤﺎﻧﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ(ص) ﺑﻮده اﺳﺖ. قرآن کریم نیز در زمینه این مهم ارشادات و دستورات متعددی را در خود جای داده است که از بررسی آنها چنین حاصل می گردد که توجّه به نقاط مشترک، چنگ زدن به ریسمان الهی، مراجعه به سنّت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، مراجعه به اهل بیت علیهم السلام و امر به معروف و نهی از منکر؛ راهکارهای ایجاد وحدت است. رسیدن به اتحاد اجتماعی آثار و نتایج ثمربخشی، همچون: امنیّت و آرامش، برچیده شدن سلطه بیگانگان و استعمارگران، حفظ استواری و استحکام و حفظ قدرت و جبروت را به دنبال خواهد داشت.

جان کلام این که؛

1- وحدت و اتحاد اساسی‌ترين عنصر برای تحقق بخشيدن به آرمان‌های يك امت يا ملت است.

2- يكی از عهد و پيمان‌های الهی با پيامبران، ايجاد وحدت و يگانگی در جامعه است، قرآن كريم به اهميت مسئله وحدت بسيار تأكيد كرده و برای ايجاد و حفظ اين يگانگى در امت، راهكارهاى گوناگونى را ارائه داده است.

3- قرآن كريم وجود پيامبر(ص) را محورى براى همبستگى و يگانگى مسلمانان می‌شناسد(آل عمران/ ۱۵۹)، همچنين مراجعه به سنت حضرت را راه‏كارهایى براى ايجاد و حفظ يگانگى معرفى كرده است.(21)

4- شهيد مطهری در دسته‌بندی عوامل اصلی تعالی و انحطاط جوامع از وحدت و تفرقه به‌عنوان يكی از عوامل اساسی مؤثر در اعتلا و انحطاط ياد كرده و می‌نويسد، در قرآن كريم به چند عامل مؤثر در اعتلاها و انحطاط‌ها برمی‌خوريم، اتحاد و تفرق، در سوره آل عمران آيه ۱۰۳ دستور صريح می‌دهد كه بر مبنای ايمان و گرايش به ريسمان الهی متحد و متفق باشيد و از تفرق و تشتت بپرهيزيد. (22)

5- ايمان ملاك وحدت، ركن شخصيت و تكيه‌گاه استقلال و موتور حركت جامعه اسلامی است.

6- قرآن كريم، وحدت را موجب و عامل عزّت، استقلال و استحكام امّت‌ها مي داند و در سوره انفال آيه 46 مي‌فرمايد: «وَ أَطيعُوا اللّهَ وَ رَسُولهُ وَ لا تَنازَعُوا فتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرينَ / و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با هم نزاع مكنيد كه سُست شويد و مهابت شما از بين برود، و صبر كنيد كه خدا با شكيبايان است»؛ تا زماني كه مردم به تفرقه و پراكندگي مبتلا نشده اند و مسير وحدت را مي پيمايند اتحاد و انسجام جامعه برقرار خواهد بود.

7- در فرهنگ اسلامي وجود رهبري ا لهي و شايسته ومقتدر وتبعيت از ايشان به عنوان يكي از عناصر مهم در وحدت امت اسلامي مورد تأكيد قرار گرفته شده است.

8- وحدت جامعه اسلامي مطلوب و بلكه امر شارع مقدس است. خداوند ضمن بر حذر داشتن مؤمنان از اختلاف و تفرقه كساني را كه راه تفرقه پيش گرفتند نسبت به عذابي بزرگ انذار داده و مي فرمايد همانند آناني كه بعد از آنكه دلايل روشن بر ايشان نازل شد پراكنده شدند و اختلاف نمودند نباشيد. آنها كساني هستند كه برايشان عذابي بزرگ است. اين عذاب دردناك هم مي تواند اخروي و هم مي تواند دنيوي باشد.

9- سعادت و شقاوت مسلمانان درگرو وحدت و تفرقه آنان است و ملتی سعادتمند خواهد بود که با هم متحد و برادر باشند وگرنه دچار آثار زیان‌بار و شوم تفرقه خواهند شد.

10- از جمله مهم ترين مواردي که مانع بوجود آمدن وحدت در بين امت اسلامي مي شود، عبارتند از: جهل و کج فهمي نسبت به معارف اسـلام و همچنين عدم آگاهي دقيق و صحيح از ساير مذاهب، خـود پسـندي و تعصـب ، دنيـا طلبي و رياست خواهي ، القائات شيطاني ، بي احترامي و اهانت به مقدسات يکـديگر و بي عقلي و بی خردی؛ بنابراین با توجه به آن چه بیان شد، جوامع اسلامی باید با درک درست از مقتضیات زمان و مکان در شرایط پر تنش چالش زا و بحران های پیچیده امروز که دست دشمنان به خوبی در آن ها به وضوح دیده می شود فاصله بگیرد تا در این مسیر بتواند توطئه های سنگین تفرقه افکنانه دشمنان قلدر بی منطق را خنثی نمایند.

این بحث ادامه دارد...

جمعه: 27 / 11/ 1402- 6 شعبان 1445- 16 فوریه 2024

پانویس ها

1- وحدت در آیات و روایات و تأثیر آن در ادبیات. پایگاه اطلاع رسانی حوزه به نقل از نقطه پرگار؛ ص 152-167 ، رودی.

2- سوره نساء/ 164.

3- سوره مائده/ 2.

4- سوره نساء/ 164.

5- همان/ 114.

6- سوره انفال/ 63.

7- سوره انبیاء/ 92.

8- سوره بقره/ 142.

9- سوره مجادله/ 22.

10- سوره بقره/ 128.

11- سوره حجرات/ 10.

12- جهت اطلاع بیشتر مراجعه شود به وحدت اسلامی ازدیدگاه قرآن و سنّت.آیت الله سید محمد باقر حکیم. ترجمه عبدالهادی فقهی زاده. انتشارات تبیان؛ چاپ اول/ سال 1377.

13- ابن ابی الحدید. شرح نهج البلاغه. جلد 1، ص 307.

14- آل‌عمران/ 103.

15- مائده/48. انعام/35. هود/118. نحل/93. شوری/8.

16- انعام/35.

17- یونس/99.

18- مائده/48.

19- نهج‌البلاغه، خ ۱۹۲.

20- نصرت‌الله جمالی. عوامل سقوط حکومت‌ها در قرآن و نهج‌البلاغه. ناشر: نهاوندی. 1378. ص‌۱۴۲‌-۱۴۳.

21- «فَإِن تَنازَعْتُمْ فِى شَىْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِ لَى اللَّهِ وَالرَّسُول». (نساء/ ۵۹). اين آيه يادآور می‌شود كه اگر در امری اختلاف پيدا كرديد، به خدا و رسول او رجوع كنيد.

22-شهید مطهری؛ مرتضی، (1401)، جامعه و تاریخ، انتشارات صدرا، تهران، چاپ چهلم.

منابع

1- قرآن کریم

2- صبحي صالح(1412 هـ .ق). نهج­البلاغه. چاپ پنجم. قم: مؤسسه دارالهجره.

3-معین، محمد،(1384)، فرهنگ، به اهتمام عزیزالله علی زاده، ج 4(شش جلدی)، انتشارات نامن، تهران، چاپ اول.

4- اصول کافی، ترجمه و شرح دکتر جواد مصطفوی، ج3(چهارجلدی)، دفترنشرفرهنگ اسلامی.

5- ابو ابراهیم احمدبن نصرالله مصری،(1381)، مبانی همبستگی و همگرایی، مترجم: عبدالغنی براهویی، انتشارات سنت، تایباد، چاپ اول.

6- حسینی، سیدشهاب الدین،(1386)، اتحاد و انسجام اسلامی در احادیث مشترک اهل سنت و شیعه، ترجمه: محمد تقدّمی صابری، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ اول.

7- بی آزار شیرازی، عبدالکریم،(1365)، رسالت انقلاب اسلامی ایران در توحید کلمه، ج1، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ چهارم.

8- بی آزار شیرازی، عبدالکریم، رسالت انقلاب اسلامی ایران در توحید کلمه، ج2، دفترنشرفرهنگ اسلامی، تهران، هفدهم ربیع الاول1404 قمری.

9- سادات، مهندس محمد علی، مبانی وحدت در امت اسلامی، انتشارات هدی، تهران، چاپ سوم، آذر1360.

10-قرضاوی، یوسف،(1378)، بیداری اسلامی و مواجهه صحیح با اختلافات، ترجمه: عبدالرسوی گلرانی، نشر احسان، تهران، چاپ اول.

11-غزالی، محمد، (1383)، مبانی وحدت فکرِ فقهی و فرهنگی مسلمانان، مترجم: عبدالعزیز سلیمی، نشر احسان، تهران، چاپ اول.

12-بخاری، محمدبن اسماعیل،(1384)، مختصر صحیح البخاری، اختصارکننده، ابوالعباس زین الدین احمد بن احمد بن عبداللطیف الشرجی الزبیدی، مترجم: عبدالقادرترشابی، انتشارت حرمین، زاهدان، چاپ اول.

13-راشدمحصل، محمدرضا،(1380)، پرتوهایی از قرآن و حدیث در ادب فارسی، انتشارت آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ اول.

14-الهی، مولانا محمد عاشق، زادالطالبین، اداره نشر و اشاعه اسلامیات، ملتان پاکستان.

15-سبزیان، علی اکبر،(1386)، منشور اتحاد ملی و انسجام اسلامی، انتشارت خادم الرضا(ع)، گیلان، چاپ سوم.

16-حجازی، فخرالدین،( 1354)، سرود اقبال(اقبال لاهوری)، انتشارت بعثت، تهران، ثبت دفتر کتاب خانه ملی.

17-مولوی جلال الدین محمد بن محمدبن الحسین البلخی الرومی،(1371)، مثنوی معنوی، به کوشش و اهتمام: رینولدالین نیکلسون، بامقدمه محمدعباسی، از روی چاپ 1925-1933میلادی لیدن هلند، نشرطلوع، تهران.

18-سعدی، مصلح الدین عبدالله، (1365)،گلستان سعدی، به اهتمام محمدعلی فروغی، انتشارات امیرکبیر، تهران، چاپ ششم.

19-شهیدی، ناهید،(1381)، تمثیل های برگرفته از احادیث، انتشارات مهرتابان، تهران، چاپ اول.

20-حسن پور، پردل،(1385)، سخنان نغزاز صاحبان مغز، ناشر مؤلف، سراوان، چاپ اول.

21-بلالی، دکترعبدالحمید،(1378)، راه های نفوذ شیطان برای فریب انسان، محمدصالح سعیدی، نشر احسان، تهران، چاپ اول.

22 - مکارم شیرازی، ناصر، (1374)،تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول.

23- ارفع، سید کاظم، (1379)، ترجمه روان نهج البلاغه امام علی(ع)، تهران، انتشارات فیض کاشانی، چاپ دوم.

24 - جوادی آملی، عبدالله، (1386)، وحدت جوامعه در نهج البلاغه، تحقیق: سعید بندعلی، قم: اسراء، چاپ دوم.

25- جوادی آملی، عبدالله، (1389)، جامعه در قرآن (تفسیر موضوعی قرآن کریم)، تحقیق: مصطفی خلیلی، قم: اسراء، چاپ سوم.

26- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، (1412 ق)، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودی، بیروت: دارالعلم الدار الشامی، چاپ اول.

27- دشتی، محمد، (1379)، ترجمه نهج البلاغه امام علی(ع)، قم: مؤسسه انتشارات مشهور، چاپ اول.

28- شریف الرضی، محمد بن حسین، (1414 ق)، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، قم: هجرت، چاپ اول.

29- طبرسی، فضل بن حسن، (1372)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم.

30- طباطبایی، محمدحسین، (1374)، ترجمه تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم.

31- طریحی، فخر الدین، (1375)، مجمع البحرین، تحقیق: سید احمد حسینی، تهران: کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم.

32- قرشی، سید علی اکبر، (1377)، تفسیر احسن الحدیث، تهران: بنیاد بعثت، چاپ سوم.

33- مرکز فرهنگ و معارف قرآن، (1386)، دائره المعارف قرآن کریم، قم: بوستان کتاب، ج 2، چاپ سوم.

34- مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی ، (1403 ق)، بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم.

35- کلینی، محمد بن یعقوب، (1369)، أصول الکافی / ترجمه مصطفوی ، ترجمه: مصطفوی، سید جواد، تهران: کتاب فروشی علمیه اسلامیه، چاپ اول.

36- حبيبي، سلمان(1387). كتاب شناسي وحدت امّت اسلامي و انسجام اسلامي. مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي.

37- الموسوي الخميني، روح الله (1361). صحيفه نور، مجموعه بيانات حضرت امام خميني(ره). تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

38-كاستلز، استفان و ديويدسون، آليستر(1382). مهاجرت و شهروندي. ترجمه فرامرز تقي لو. تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي.

39- مجموعه مقالات همايش ملّب «وحدت امّت اسلامي ؛ راهبردها و سياست­ها»، مجمع تشخيص مصلحت نظام، پژوهشكده تحقيقات استراتژيك (1386).

40- کلبنب، محمد بن بعقوب، (1384 هـ .ق)، اصول الكافي. ببروت: دارالکتب الاسلامیه.

41- افشار، اسدالله،(1393)، تفسیری بر قرائت دینی از وحدت( براساس آراء واندیشه های اما م خمینی"ره" )، تهران: سفيرارد هال.



ارسال توسط افشار

موضوع سوء مصرف مواد مخدر و راهبردهای پیشگیری

اسدالله افشار

اشاره:

اعتیاد به مواد مخدریکی ازمعضلات اساسی جوامع امروزی بوده که عوامل مختلفی به خصوص عوامل بیرونی بر آن مؤثراست. بنابراین دولت ها باید به دنبال ارائه راهکارهای پیشگیرانه نسبت به این مسئله باشندتا بتوانندآسیب های ناشی ازآن را به حداقل برسانند.سوءمصرف مواد مخدر به عنوان یکی از مشکلات اجتماعی جدی، اثرات منفی بسیاری بر روی سلامت، اقتصاد و امنیت جامعه دارد. بنابراین، پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر از اهمیت بالایی برخوردار است.اثرات سوء مصرف مواد مخدر بر سلامت شامل بیماری‌های جسمی و روانی است که می‌تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم منجر به مرگ و میر شود. این اثرات شامل بیماری‌های قلبی، سرطان، اختلالات عصبی، کاهش حافظه، افزایش اضطراب و افسردگی و بی‌اعتمادی به دیگران است.علاوه بر اثرات سلامتی، سوء مصرف مواد مخدر اثرات اقتصادی و اجتماعی هم دارد.این اثرات شامل کاهش عملکرد شغلی،افزایش هزینه‌های درمانی، افزایش جرایم رانندگی،بیکاری وفقر است.بنابراین، پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر در هر جامعه‌ای به عنوان یک وظیفه اجتماعی و بهداشتی بسیار مهم است. این پیشگیری می‌تواند از طریق برنامه‌های آموزشی، ترویج فرهنگ سالم و سازماندهی کارمندان در محیط کار انجام شود. همچنین، تدابیری مانند قانونگذاری، مبارزه با قاچاق موادمخدر و اجرای حکم‌های قضایی می‌تواند در کاهش سوء مصرف مواد مخدر مؤثر باشد.

موضوع سوء مصرف موادمخدر؛ یک مشکل اساسی در سطح ملی و بین‌المللی

موضوع سوء مصرف مواد به عنوان یک مشکل اساسی در سطح ملی و بین‌المللی توجه بسیاری از مراکز عملی و پژوهشی را به خود جلب کرده است. صرف نظر از پیامدهای منفی اقتصادی این مشکل، معمولاً سوء مصرف مواد با بسیاری از مشکلات اجتماعی و در نهایت اختلالات روانی ارتباط می‌یابد.

در سنین نوجوانی سوء مصرف مواد با بسیاری از پدیده‌های نامطلوب دیگر نظیر کاهش فرصت‌های آموزشی، ناتمام گذاشتن دوره‌های مرسوم آموزشی و بی ثباتی شغلی رابطه دارد. همچنین سوء مصرف مواد در نوجوانی احتمال ازدواج های زودرس و داشتن فرزند را در سنین پایین افزایش داده و احتمال وقوع رفتارهای مجرمانه[1]را افزایش می‌دهد.[2]

متأسفانه دسترسی به موادمخدربسیارسهل است ویافته‌های پژوهشی نشان می‌دهدکه درسطوح مختلف، استفاده ازمواد مخدررو به افزایش است. برای مثال نتیجه یک پیمایش ملی[3] از دانش‌آموزان دوره متوسطه درآمریکا نشان می‌دهد که بیش از۳۱ درصد از دانش‌آموزان طی سال گذشته از مواد قاچاق استفاده کرده‌اند. همچنین نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که بیش از 9/42 درصد از این دانش‌آموزان در طول زندگی خود از این گونه مواد استفاده کرده‌اند.

مشکل سوء مصرف مواد مخدر در کشور ما

علی رغم آن که وضعیت کشور ما در خصوص استفاده از مواد مخدر حتی قابل مقایسه با کشورهای پیشرفته نیست و ارقام گزارش شده به وسیله مراکزذیربط وضعیت را وخیم تر گزارش می‌کند، با این حال سرمایه گذاری اصلی در بخش مقابله با واردات و عرضه مواد مخدر است. با وجود مصرف سالانه میلیاردها ریال در امر مبارزه با مواد مخدر - ضمن آن که ضرورت این مبارزه را نمی‌توان نفی کرد - مشکل سوء مصرف مواد مخدر در کشور ما همچنان، حل نشدنی باقی مانده است. بخشی از این مشکل در راهبرد اساسی برخورد با پدیده اعتیاد است. به نظر می‌رسد ضروری است سایر ابعاد مبارزه با مصرف مواد مخدر، به ویژه کاهش تقاضا در اولویت قرار گیرد. بدین ترتیب توجه بیشتری به پیشگیری به عنوان یک اصل اساسی می‌تواند به مبارزه فراگیر علیه اعتیاد و مصرف مواد مخدر یاری رساند. علاوه بر آن چه گفته شد، کوشش‌های انجام شده برای سازماندهی برنامه‌های درمانی متأسفانه بسیار پرهزینه است و علاوه بر مشکل بودن، بر اساس نتایج پژوهش‌های انجام شده کاملا موفقیت آمیز نیستند و غالباً به صورت متوسط نتیجه بخش بوده است.[4]

با این توصیف، جای تعجب نخواهد بود اگر هم اینک در سطح جهان تمایل به پیشگیری از وقوع اعتیاد در مراحل اولیه و نخست آن، توجه همه مسئولان را به خود جلب کرده است. این برنامه‌ها، کودکان و نوجوانان را هدف خود انتخاب کرده و به اشکال گوناگونی اجرا می‌شود. در برنامه‌های پیشگیرانه محیط های آموزش عمومی، روی آوردهای کاربردی در مدرسه، وضع قوانین مناسب برای محدود کردن دسترسی به مواد و استفاده از آن را پوشش می‌دهد.

نظریه های مهم در سوء مصرف مواد مخدر

تئوری‌های فرهنگی، تئوری‌های طرح‌ریزی شغلی و تئوری‌های روانی-اجتماعی سه نظریه مهم در بررسی سوء مصرف مواد هستند.

1- تئوری‌های فرهنگی: این نظریه بر این ایده تأکید دارد که فرهنگ و ارزش‌های مردم می‌تواند در شکل‌گیری الگوی مصرف مواد تأثیرگذار باشد. به عنوان مثال، در فرهنگ‌هایی که مصرف الکل یا سایر مواد مخدر در آن‌ها مورد قبول است، سوء مصرف این مواد نسبتاً رایج تر است. در این نظریه به محیط خانواده، محیط دوستان و محیط کار نیز تأکید شده است.

2- تئوری‌های طرح‌ریزی شغلی: این نظریه بر این ایده تأکید دارد که محیط کار می‌تواند در الگوی مصرف مواد تأثیرگذار باشد. در صورتی که محیط کار فشارهای زیادی بر کارمندان داشته باشد و احساس استرس و نارضایتی کارمندان را به دنبال داشته باشد، احتمال سوء مصرف مواد در این محیط بالاتر است. به همین دلیل، ارائه خدمات کارمندیاری یا EAP و طرح‌ریزی مناسب برای کاهش استرس و فشارهای شغلی می‌تواند مؤثر باشد.

3-تئوری‌های روانی-اجتماعی: این نظریه بر این ایده تأکید دارد که سوء مصرف مواد می‌تواند به عنوان یک رفتار فرار از واقعیت و از دست دادن کنترل در برابر زندگی دیده شود. برای مثال، افرادی که با مشکلات روانی مثل افسردگی و اضطراب مواجه هستند، ممکن است به مصرف مواد روی بیاورند.

عمومی ترین راهبردهای پیشگیری

1- اطلاع رسانی مداوم

یکی از عمومی ترین راهبردهای پیشگیری، دربرگیرنده اطلاع رسانی مداوم در خصوص پیامدهای قانونی و اجتماعی مصرف مواد مخدر و تأثیر آن در سلامتی است. این راهبرد دارای این مفروضه اساسی است که استفاده از مواد مخدر، محصول یک انتخاب عقلانی است و افرادی که از مواد مخدر استفاده می‌کنند، اطلاعات کافی در خصوص ابعاد و پیامدهای مواد مخدر ندارند. در صورتی که از این مسأله به فقر اطلاعاتی در زمینه مواد مخدر تعبیر شود، طبیعی ترین راه حل، دادن اطلاعات کافی در خصوص مواد مخدر خواهد بود. در این صورت، این انتظار طبیعی خواهد بود که نوجوانان با دستیابی به اطلاعات، به صورت منطقی برای عدم مصرف مواد تصمیم خواهند گرفت. این دیدگاه تا سال‌های نخستین دهه نود به وسیله مراکز مختلف پیشگیری حمایت شده است.

2- پیشنهاد برنامه‌های جانشین

روی آورد دیگری که در بحث پیشگیری از سوء مصرف مواد مطرح شده است، برنامه‌های جانشین را پیشنهاد می‌کند. برنامه‌هایی که در نهایت به نوعی آموزش‌های عاطفی را به دنبال دارد. در آموزش‌های عاطفی کو شش می‌شود که فرد از نظر هیجانی تحول یافته و احساسش در بُعد حرمت خود رشد یابد. پژوهش‌های متعدد انجام شده و نیز تحقیقاتی که به صورت فراتحلیلی به انجام رسیده است، نشان می‌دهد که این راهبرد نیز چندان مؤثر نیست.[5]

3- آموزش مهارت‌های زندگی

تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می‌دهد که اجرای برنامه‌های مطروحه منجر به کاهش میزان اعتیاد نشده است. با این توصیف به نظر می‌رسد که ضروری است تا راهبردهای کارآمدتری برای پیشگیری از سوء مصرف مواد طراحی و آزمون شود. اغلب روی آوردهای امید بخش در پیشگیری از سوء مصرف مواد با توجه به شواهد در دسترس، روش‌هایی است که عوامل روانی - اجتماعی را هدف گرفته و برای کاهش سوء مصرف مواد به کار می‌رود.

یکی از این برنامه‌ها، آموزش مهارت‌های زندگی نامیده شده است. اما گاهی برای طراحی یک الگوی مؤثر پیشگیرانه، ضروری است تا جنبه‌های على سوء مصرف مواد برای نخستین مصرف، چگونگی تحول آن در طول زمان، تعیین[6] کننده ‌های سبب شناختی[7] آن و در نهایت مسیرهای علی[8] سوء مصرف به خوبی تبیین شود. این بررسی همه جانبه امکان آن را فراهم خواهد ساخت تا با دقت بیشتری برنامه‌های پیشگیرانه اجرا و نتایج با واقع بینی بیشتری ارزیابی شود.

نخستین مراحل مقدماتی استفاده از مواد مخدر

نخستین مراحل مقدماتی استفاده از مواد مخدر، معمولاً در نخستین سال‌های نوجوانی آغاز می‌شود. ستاد مبارزه با مواد مخدر، سن آغاز مصرف مواد مخدر را بین ۱۲ و ۱۵ سالگی اعلام کرده است.

تحقیقات متعدد در این زمینه نشان می‌دهد که مصرف مواد مخدر معمولاً پس از مصرف سیگار و در کشورهای خارجی معمولاً با استفاده از الكل آغاز می‌شود. در گام دیگر در کشورهای خارجی معمولاً سوء مصرف با ماری جوانا ادامه می‌یابد و در ایران استفاده از حشیش و تریاک مرسوم تر است.

درتداوم مصرف این مواد در نهایت انواع موادمخدر غیرقانونی که جنبه‌های تحریک کننده[9]،مخدر[10]،توهم زا[11] دارند، مصرف می‌شوند. معمولاً چگونگی استفاده از این مواد و تقدم یا تأخیر مصرف آن وابسته به میزان در دسترس بودن این گونه مواد است و بدین ترتیب برای تحول وابستگی به مواد می‌توان بر نقش عوامل اجتماعی که تعیین کننده میزان دسترسی به مواد است تأکید کرد. معمولاً از سیگار، الكل و ماری جوانا به عنوان دروازه‌های سوء مصرف مواد یاد می‌شود.

دونکته مهم

نکته اول ) در مراحل اولیه مصرف مواد، مصرف مواد به صورت منظم نیست و فرد به صورت نامنظم از یک یا چند ماده مخدر استفاده می‌کند، اما بتدریج با افزایش میزان ارتباطش استفاده از آن شکل منظم تری به خود گرفته بیش از یک نوع از مواد استفاده می‌کند. مثلا سیگار، الکل و ماری جوانا همراه با یکدیگر و در یک زمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر چه استفاده‌های نامنظم از مواد قادر به ایجاد آثار تخریبی بر روابط اجتماعی، شغل و تحصیلات نیست، بتدریج با ایجاد وابستگی بیشتر و استفاده منظم از مواد مخدر، آثار تخریبی آن در شغل و تحصیلات و روابط اجتماعی آشکار می‌شود.[12]

نکته دوم) همچنین، تجربه مواد مخدر در سنین پایین تر (برای مثال کمتر از ۱۵ سالگی) خطر اعتیاد را در سنین بالاتر افزایش می‌دهد. با این توصیف اجرای برنامه‌های پیشگیرانه، نه فقط میزان مرگ و میر را کاهش می‌دهد، می‌تواند به بسته شدن ورودی های اعتیاد منجر گردد و با کاهش تقاضا و تمایل برای استفاده از سیگار، الكل و سایر مواد نظیر ماری جوانا، عملا احتمال استفاده از این مواد را یا به تأخیر انداخته یا شديدا كاهش دهد.[13]

راهبردهای مستقیم و غیر مستقیم مربوط به پیشگیری

اهداف، تلاش‌های پیشگیری، در برگیرنده طیف وسیعی از افراد تا حوزه‌های گسترده‌ خانواده، مدرسه، پادگان‌های نظامی، اجتماع و کشور را در بر می‌گیرد. به طور کلی، راهبردهای مستقیم و غیر مستقیم مربوط به پیشگیری می‌توانند به اقداماتی در جهت کاهش وقوع وابستگی به مواد، وارد شدن صدمات جسمانی و روانی به شخص، اثرگذاری اعتیاد بر جامعه به واسطه‌ ارتباط گسترده‌ آن با خشونت، بیماری و عدم کارآیی (از کار افتادگی) منجر شود.

شایان ذکر است که از طریق کنترل عرضه و تقاضای مواد، تأکید بر توانش برنامه‌های پیشگیری و مداخله‌ اولیه در زمینه‌ بهداشت روانی، می‌توان از وقوع اختلالات مصرف مواد با وابستگی به مواد است. به علاوه، کارآمدی راهبردهای پیشگیری سنتی که بر آموزش افراد راجع به خطرات ناشی از مصرف مواد یا مهارت آموزی مقاومت کردن مبتنی هستند، رضایت بخش نمی‌باشند.

چگونه می‌توان وابستگی به موادمخدر را کاهش داد؟

درپاسخ به این سئوال، بررسی تحولی آسیب شناسی روانی نشان داده است که از طریق کاهش عوامل خطر آفرین و افزایش فاکتورهای محافظت کننده، می‌توان وابستگی به مواد را کاهش داد. نتایج بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهد که اختلالات درون زاد چون اضطراب و افسردگی و دیگر عوامل درونی، اختلالات برونزاد چون مشکلات رفتاری، بزهکاری وADHD (بیش فعالی و نقص توجه)، عوامل خطرآفرین در محیط زندگی (چون فقر و بیکاری) وآسیب شناسی روانی تحول، فراهم کننده‌ موقعیتی مناسب برای تبیین تأثیر متقابل بین عوامل خطرآفرین و محافظت کننده می‌باشند.[14]

رویکرد آسیب شناسی روانی تحولی و مداخلات پیشگیرانه

رویکرد آسیب شناسی روانی تحولی، بر پیچیدگی فرآیندهای علیّ یا بر طیف وسیعی از اثرات زمینه‌ای و درونی برای تحول بهنجار و نابهنجار تأکید دارد و در این ارتباط، یک چارچوب و مفهوم کلی را پیشنهاد می کند. طبق این رویکرد، هر نوع اختلال روان شناختی در بستر تحول ارگانیزم شکل می‌گیرد و با توجه به خصیصه‌های مرتبط با مراحل تحول می‌توان درک کافی از مسئله یا اختلال را به دست آورد.

پیشگیری می‌تواند به اقداماتی در جهت کاهش بروز اختلالات وابستگی به مواد و دیگر مشکلات مرتبط با اختلال منجر شود. پنج اصل مطرح شده در دیدگاه تحولی در جهت مداخلات پیشگیرانه عبارتند از:

۱) کاهش عوامل مخاطره آمیز؛

۲) افزایش عوامل محافظت کننده؛

3) شناسایی این عوامل در سطوح مختلف تحول؛

۴) اجرای مداخله قبل از ظهور رفتار یا تثبیت رفتار؛

۵) شناسایی عوامل متعدد مخاطره آمیز توأم با چندین راهبرد.[15]

ویژگی‌های تدوین برنامه‌های پیشگیری مؤثر

تدوین برنامه‌های پیشگیری مؤثر باید دارای ویژگی‌های زیر باشد:

- اقدامات پیشگیرانه باید بر پایه‌ی فرآیند برنامه ریزی جامعی استوار باشد که از اعتبار تجربی برخوردار باشد؛

- برنامه‌های پیشگیری باید آن قدر جامع باشند که به اهداف مورد نظر دست یابند؛

- اقدامات پیشگیرانه باید آن قدر عمیق باشند که موجب تغییر شوند؛

- برنامه‌های پیشگیری باید از هماهنگی درونی و برونی برخوردار باشند؛

- اقدامات پیشگیرانه باید با آموزش کامل عوامل اجرایی همراه باشد؛

- برنامه‌های پیشگیری باید مورد پذیرش جامعه قرار بگیرند؛

- اقدامات پیشگیرانه باید در معرض ارزشیابی‌های عمومی و دائمی باشند[16]

- برنامه های پیشگیری باید بر اساس اطلاعات و آمار دقیق و مستندی از وضعیت سوء مصرف مواد در جامعه و محیط کار طراحی شوند؛

- برای افزایش اثربخشی برنامه ها، باید از یک رویکرد چندمنظوره استفاده شود که شامل آموزش‌های آگاهی ‌بخشی، مشاوره‌های روانشناختی و اجتماعی، و همچنین مداخلات دارویی باشد؛

- برنامه های پیشگیری باید براساس ارزش‌های فرهنگی واجتماعی جامعه و محیط کار طراحی شوند تا بتوانند با تعصبات و اعتقادات مختلف سازگار باشند؛

- برای برنامه های پیشگیری باید بودجه‌ای مجزا درنظرگرفته شودوبرای ارزیابی و ارائه گزارش‌های پیشرفت از آن استفاده شود؛

- برای افزایش اثربخشی برنامه ها باید به طور مداوم ارزیابی و بازخورد دریافت شود و در صورت لزوم به روزرسانی شوند.

باید اذعان کرد، نتایج بسیاری از برنامه‌های تک راهبردی در راستای بررسی وابستگی به رفتار سوء مصرف مواد موفقیت آمیز نبوده است و برای موفقیت آمیز بودن یا اثربخش بودن، برنامه‌های پیشگیری باید مبتنی بر چند حوزه اجتماعی مرتبط با سوء مصرف مواد مانند مدرسه، والدین، مسئولین اجتماعی و بخشی از رسانه‌های گروهی باشد.

دلایل مهم برای انجام اقدامات پیشگیرانه از سوء مصرف موادمخدر

انجام اقدامات پیشگیرانه در مورد سوء مصرف مواد مخدر برای جلوگیری از اثرات نامطلوبی که بر جامعه و فرد می‌گذارد، بسیار مهم است. برخی از دلایل مهم برای انجام اقدامات پیشگیرانه از سوء مصرف مواد عبارتند از:

1-حفظ سلامت فردی و اجتماعی: سوء مصرف مواد مخدر می‌تواند باعث بروز بیماری‌های جسمانی و روانی شود. به همین دلیل، انجام اقدامات پیشگیرانه می‌تواند به حفظ سلامت فردی و اجتماعی کمک کند.

2-کاهش هزینه‌های بهداشتی: بیماری‌های ناشی از سوء مصرف مواد مخدر ممکن است نیاز به درمان های پرهزینه و درازمدت داشته باشد که می‌توانند هزینه‌های بالایی را برای فرد و سیستم بهداشتی- درمانی به همراه داشته باشند.

3-کاهش جرم و جنایت: سوء مصرف مواد مخدر باعث بروز جرم و جنایت می‌شود و ممکن است مشکلاتی مانند سرقت، خشونت و قاچاق مواد را بوجود آورد. اقدامات پیشگیرانه می‌توانند این مشکلات را کاهش دهند.

4-ارتقای عملکرد شغلی: سوء مصرف مواد مخدر ممکن است باعث کاهش عملکرد شغلی شود. با انجام اقدامات پیشگیرانه، فرد می‌تواند از سوء تأثیرات مواد مخدر بر عملکرد شغلی خود جلوگیری کند و به ارتقای عملکرد شغلی خود بپردازد.

5-حفظ روابط اجتماعی و خانوادگی: سوء مصرف موادمخدر ممکن است باعث خراب شدن روابط اجتماعی و خانوادگی شود. اقدامات پیشگیرانه می‌تواند به حفظ این روابط کمک کند.

6- افزایش سطح آگاهی: اقدامات پیشگیرانه می‌تواند سطح آگاهی فردی و جامعه‌ای در مورد خطرات سوء مصرف مواد مخدر را افزایش دهد و باعث شناخت بهتر و پذیرش بهتر از این موضوع شود.

7-ارتقای کیفیت زندگی: سوء مصرف مواد مخدر ممکن است باعث تغییرات شدیدی در زندگی فرد شود. با انجام اقدامات پیشگیرانه، فرد می‌تواند ازتغییرات ناگواری که ممکن است در زندگی او ایجاد شود جلوگیری کند و کیفیت زندگی بهتری داشته باشد.

به طورکلی، انجام اقدامات پیشگیرانه درمورد سوءمصرف موادمخدر می‌تواند به جلوگیری از اثرات نامطلوبی که بر جامعه و فرد می‌گذارد، کمک کند و به حفظ سلامتی و کیفیت زندگی افراد کمک کند.[17]

پنجشنبه: 26 / 11 / 1402- 5 شعبان 1445- 15 فوریه 2024


Criminal. 1-

2- - Newcomb, M. D. & P. M. Bentler (1988); Consequences of Adolescent Drug Use: Impact on the Lives of Young Adults; Newbury Park, CA: Sage .

3- survey.

4- - Duscnbury, L., E. Khuri, R. B. Millman (1992); "Adolescent Substance Abuse: A Socio-Developmental Perspective", in J. H .

5- Botvin, G. J. & E. M. Botvin (1992); "Adolescent Tobacco, Alcohol and Drug Abuse: Prevention Strategies, Empirical Finding and Assessment Issue", Journal of Developmental and Behavioral Pediatrics, 13: 290-301.

Bangert-Drowns, R. L. (1988); "The Effects of School-Based Substance Abuse Addiction A Metananalysis", Journal of Drug Education; 18: 243-265.

Bruvold, W. H. & T. G. Rundall (1988); "A Meta-Analysis and Theoretical Review of School Based Tobacco and Alcohol Intervention Programs", Psychology and Health; 2: 53-78.

Tobier, N. (1986); "Meta Analysis of 143 Adolescent Drug Prevention Program: Quantitative Outcome Results of Program Participants Compared to a Control or Comparison Group", Journal of Drug Issues; 16: 537-567

6-determinants.

7- etiologic.

8- causal trends.

9- stimulants .

10- opiates.

11- hallucinogens.

12- Newcomb, M. D. & P. M. Bentler (1988); Consequences of Adolescent Drug Use: Impact on the Lives of Young Adults; Newbury Park, CA: Sage.

13- - Botvin, G. J. (1993); Reducing Drug Abuse and AIDS Risk, Final Report; Submitted to NIDA (5R01DA06230), New York.

[14] - بزمی، نعیمه (۱۳۹۱). روان شناسی وابستگی به مواد، نشر ارجمند.

15- - Mycek MI, Harvey R.A. (2000). Lippincotts Illustrated Reviews Pharmacology, 2 nd ed. Philadelphia Lippincott Williams and Wilkins Co.

16- جودیت، آ، لوئیس، روبردت دانا، گریگوری،.. بلونيس (۲۰۰۲)، مشاوره با معتادان، رویکرد انفرادی ترجمه خادمی، ابوالفضل، رووشن، رسول. (۱۳۸۵)، تهران، نشر رشد.

[17] - پارسا؛ بنفشه. ضرورت پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر. فراتاک / 22 نوامبر 2021.



ارسال توسط افشار

نسل کشی اسرائیل همچنان ادامه دارد!

اسدالله افشار

هیچ عملی زشت تر از هدف قرار دادن غیرنظامیان، زیرساخت های غیرنظامی و تأسیسات پزشکی که آوارگان در آن پناه گرفته اند، با جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت قابل مقایسه نیست.

رژیم اشغالگرقدس از زمان آغاز عمليات نظامي خود در نوار غزه بيش از چهار ماه پيش، مرتكب چنين اعمال نفرت‌انگيز و وحشيانه اي شده است.

به گفته وزارت بهداشت غزه، حملات بی امان رژیم نامشروع اسرائیل به نوار غزه جان بیش از 28000 فلسطینی را گرفته است. بیشتر قربانیان زن و کودک هستند.

بیم آن می رود که هزاران نفر دیگر زیرآوار گیر افتاده باشند و نیروهای فاشیستی اسرائیلی مانع از رسیدن آمبولانس ها و گروه های نجات به آنها شوند.

در مواجهه با ناکامی و انفعال جامعه بین‌المللی در توقف کارزار نسل‌کشی اسرائیل در غزه، این رژیم جرأت یافته است تا جنایات وحشیانه خود را در سرزمین‌های محاصره شده فلسطین ادامه دهد.

در حال حاضر، آخرین منطقه به اصطلاح امن باقی مانده در جنوب غزه به کانون تهاجم نظامی اسرائیل تبدیل شده است.

بیش از نیمی از جمعیت 2 میلیون و سیصد هزار نفری غزه پس از تهاجم ارتش جنایتکار غاصب اسرائیل به نوار غزه در7 اکتبر2023 ودستورتخلیه بخش های شمالی ومرکزی مناطق تحت محاصره غزه دررفح پناه گرفته اند.

آخرین گزارش های سازمان ملل نشان می‌دهد که حدود یک چهارم جمعیت غزه از گرسنگی رنج می‌برند و باقی نیز دچار سوء تغذیه هستند. همان گونه که در سطور بالا بیان شد حدود ۲۸ هزار فلسطینی در حملات و بمباران رژیم جعلی صهیونیستی به شهادت رسیده‌اند. همچنین شمار زخمی های این تجاوز به نزدیک ۶۸ هزار نفر رسیده است. بمباران مکان‌هایی مانند مدارس و بیمارستان‌ها و... کماکان ادامه دارد.

اکثر مردم رفح در چادرهای ساخته شده از ورقه های پلاستیکی در کنار حوضچه های فاضلاب زندگی می کنند.

رژیم صهیونیستی سفاک به طور معمول مناطق به اصطلاح امن تعیین شده، از جمله رفح را که پیش از این که به آنان بگوید آن جا را تخلیه کنند، بمباران نموده است.

در حال حاضر رفح آخرین پناهگاه غزه است.

این درحالی است که اسرائیل به عمق شهر خان یونس که کمتر از 10 مایلی از رفح فاصله دارد، فشار آورده است. ارتش خون ریز اسرائیل به یک مجتمع بیمارستانی درخان یونس به بهانه اینکه حماس درداخل آن فعالیت می کند بدون ارائه هیچ مدرکی برای اثبات ادعای خود حمله کرده است.

حملات هوایی اسرائیل نیز طی روزهای گذشته بسیاری از فلسطینیان را در رفح به شهادت رسانده است. ساکنان بی دفاع و بی پناه رفح اکنون از حمله زمینی اسرائیل که به شهر نزدیک شده اند در وحشت بسر می برند.

روز جمعه 9 فوریه ( 20 بهمن1402)، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیرجانی رژیم کودک کش صهیونیستی به ارتش اسرائیل دستور داد تا برای تخلیه غیرنظامیان از رفح قبل از حمله زمینی پیش بینی شده آماده شوند.

دفتر نتانیاهو در بیانیه ای مدعی شد که چهار گردان حماس در رفح هستند. از زمان آغاز حمله به غزه در ماه اکتبر(2023)، رژیم کثیف منحوس نتانیاهو گفته است که هدفش از بین بردن حماس است. اکنون در این بیانیه آمده است که تحقق این هدف بدون انهدام گردان های ادعایی حماس در رفح که در نزدیکی مرز مصر است غیرممکن خواهد بود.

لازم به ذکراست چراغ سبز نتانیاهو درباره حمله به رفح با موجی از محکومیت جهانی مواجه گردید تا جایی که؛ کشورهای عربی بیانیه‌های تندی علیه این اقدام منتشر نمودند و حتی خواستار تشکیل جلسه فوری شورای امنیت شدند. سازمان ملل نگرانی عمیق خود را از دستور نتانیاهو برای حمله به رفح ابراز و اعلام نمود اکنون بیش از یک‌میلیون نفر در رفح در شرایط دشوار زندگی می‌کنند و حمله زمینی تمام‌عیار به آنجا «فاجعه بار» خواهد بود.

اتحادیه اروپا نیز نسبت به پیامدهای حمله به رفح، ان را فاجعه‌بار خوانده و نسبت به چنین نبردی هشدار داده است.

نتانیاهو روشن نکرده است که ساکنان فلسطینی رفح با توجه به اینکه قبلاً در مرز مصر تحت فشار قرار گرفته اند، به کجا ممکن است بروند.

تنها نکته واضح این است که کابینه نتانیاهو به دنبال اخراج فلسطینی ها از سرزمین خودشان است. بدون شک اگر اسرائیل به بهانه هدف قرار دادن حماس حمله نظامی زمینی خود را به این شهر انجام دهد، هزاران غیرنظامی دیگر در رفح بطور فجیع و غیر انسانی، قتل عام خواهند شد.

«مارتین گولاندو» هم در گزارش دیگری برای سی‌ان‌ان نوشت که قطر روز یکشنبه (۲۲بهمن) با «شدیدترین عبارات» طرح اسرائیل برای عملیات زمینی در رفح را محکوم کرد و از شورای امنیت خواست تا «مانع» اسرائیل برای ارتکاب چنین «نسل‌کشی‌ای» شود. وزیر خارجه قطر از «فاجعه انسانی در شهر» خبر داد؛ همان شهری که صدها هزار آواره در آن زندگی می‌کنند. این کشور از شورای امنیت خواست «تا اقدامات ضروری برای جلوگیری از نیروهای اشغالگر اسرائیل به رفح و نسل‌کشی را انجام دهد.

«الکس استامبو» هم در گزارش دیگری در سی‌ان‌ان نوشت که نتانیاهو می‌گوید ارتش اسرائیل حمله به رفح را به زودی انجام خواهد داد و وعده داد که مسیری ایمن برای غیرنظامیان بگشاید؛ اما جزئیات بیشتری ارائه نداد.

گزارش ها، ابراز نگرانی ها و هشدارها

جنبش مقاومت فلسطین حماس هشدار داده است که هرگونه حمله زمینی اسرائیل به رفح، مذاکرات تبادل اسرا را منتفی خواهد کرد.

وزارت امور خارجه عمان نیز در مورد پیامدهای حمله قریب الوقوع اسرائیل به رفح هشدار داده است.

این وزارتخانه در بیانیه ای اعلام کرد: «ما نسبت به پیامدهای جدی ادامه اشغال در تجاوزات بی‌رویه آن در نوار غزه و برنامه‌های آن برای حمله به رفح هشدار می‌دهیم».

این بیانیه همچنین از جامعه بین‌الملل خواسته است که «تدابیر مشخصی برای منصرف کردن اسرائیل از استکبار اتخاذ کند و آن را به آتش‌بس و باز کردن گذرگاه‌ها سوق دهد».

جیمی مک گلدریک، هماهنگ‌کننده کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل، که برای ارزیابی وضعیت غزه به غزه رفته است، درباره حمله احتمالی اسرائیل به رفح ارزیابی کرده است.

او گفت: "مناطق امنی که اعلام شد دیگر امن نیستند. و اگر این افراد مجبور به حرکت شوند - کجا می توانند حرکت کنند؟ ما واقعاً از طبیعت وحشتناک جایی که هستیم می ترسیم بدتر شود."

دولت عربستان هم ضمن ابراز نگرانی شدید خواستار برگزاری جلسه شورای امنیت شده است.

سی‌ان‌ان هم در گزارش دیگری نوشت، چراغ سبز نتانیاهو به ارتش برای حمله به رفح باعث شد محمود عباس برای دیدار با امیر قطر به این کشور برود تا درباره نقش تشکیلات خودگردان در آینده غزه مشورت کند.

«جوزپ بورل» رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا» هم به دیگر رهبران جهان پیوست و اعلام کرد که حمله اسرائیل به رفح «منجر به فاجعه بشری غیرقابل توصیفی می‌شود.»

دکترآلیس روتچیلد، پزشک و فیلم‌سازکه بر جنگ اسرائیل و فلسطین متمرکز است، می‌گوید: جنگ فعلی تاثیری عمیق و پایدار بر روح و روان کودکان خواهد گذاشت.[1] گزارش‌ها حاکی است که بیرون کشیدن نیروهای اسرائیلی از غزه و حرکت آنها به سوی رفح نشان می‌دهد که این منطقه چقدر ویران شده و چقدر خرابی به بار آمده است.

در ایالات متحده، رشیده طلیب، نماینده کنگره، خواستار توقف حمایت کاخ سفید از اسرائیل شده است.

او در X نوشت: بیش از 1.5 میلیون آواره فلسطینی در رفح پناه گرفته‌اند و اکنون تهدید به حملات می‌شوند. جایی برای رفتن آنها باقی نمانده است. چه زمانی برای پایان دادن به حمایت از نسل کشی نتانیاهو کافی است؟»

سناتور برنی سندرز در سخنرانی خود در مجلس سنای ایالات متحده نیز کنگره را به دلیل ارسال 14 میلیارد دلار کمک نظامی به اسرائیل مورد انتقاد قرار داد.

کنوانسیون چهارم ژنو و نسل کشی اسرائیل

با افزایش ترس از حمله اسرائیل به رفح ، قوانین بین المللی با توجه به جنایات رژیم صهیونیستی و شدت قساوت آنان در نوار غزه که در حقیقت نسل کشی علیه بشریت می باشد را مورد توجه قرار می دهد.

طبق ماده 33 کنوانسیون چهارم ژنو ، مجازات جمعی به وضوح طبق قوانین بین المللی بشردوستانه ممنوع است و هیچ استثنائی مجاز نیست.

براساس این ماده از کنوانسیون چهارم ژنو ، اسرائیل به طور غیرقانونی همه ساکنان غزه را صرف نظر از این واقعیت که گروه مقاومت در حال مبارزه با اشغال و به دنبال آزادسازی سرزمین فلسطین است به دلیل انتقام از حماس مجازات می کند.

طبق ماده 147 کنوانسیون چهارم ژنو، نقض شدید کنوانسیون شامل اعمال خاصی است که در صورت ارتکاب علیه اشخاص یا اموال مورد حمایت کنوانسیون انجام می شود، مانند: قتل عمد، وارد کردن عمدی آسیب شدید یا صدمه جسمانی یا نقص سلامتی، تخریب و غصب اموال به نحوی که اقدام جنگی در مقیاس وسیع موجه نباشد و غیرقانونی و خودسرانه انجام شده باشد.

داشتن حیات و سلامت جسمانی حق اساسی ای به شمار می رود که به وسیله ماده سه کنوانسیون ژنو مصوب 12 اوت 1949 میلادی تضمین شده است. حقوق بین الملل بشردوستانه مبتنی بر تمایز میان غیرنظامیان و نظامیان و این اصل در ماده 48 تصریح شده است.

در پروتکل‌های الحاقی ماده سه موارد زیر بیان شده است:

عملیات فقط ممکن است علیه اهداف نظامی انجام شود. جمعیت ها و افراد غیرنظامی باید از حمایت کلی برخوردار باشند؛ بنابراین جمعیت و افراد غیرنظامی نباید مورد حمله، اعمال یا تهدید به خشونت قرار گیرند.

حملات شدید خودسرانه ممنوع است. بمباران منطقه ای به شیوه ممنوعه جزو حملات شدید خودسرانه به شمار می رود. هر حمله ای (بمباران هوایی یا سایر حملات) که چندین هدف نظامی جداگانه و کاملاً متمایز را در داخل شهر، شهرک، روستا یا مکان های دیگر با تمرکز بر غیرنظامیان هدف قرار دهد، به عنوان هدف نظامی شناخته می شود و حمله تصادفی و بدون اطلاع قبلی به آنجا ممنوع است.

حملات بازدارنده علیه غیرنظامیان ممنوع است. حملاتی نیز که اصل تناسب را نقض می‌کنند، حملاتی که انتظار می‌رود به جان باختن غیرنظامیان یا مجروح شدن آنها یا آسیب دیدن وسایل غیرنظامیان منجر شود، ممنوع است.

این ماده نشان می دهد که جنایات جنگی اسرائیل علیه فلسطینی ها کاملاً واضح است زیرا حملات غیرقابل تفکیک رژیم از ماه اکتبر2023 تعداد زیادی از غیرنظامیان را در غزه کشته و بسیاری از ساختمانهای مسکونی را نابود کرده است.[2]

کنوانسیون پیشگیری ومجازات جرم نسل کشی(CPPCG) یا کنوانسیون نسل کشی،همچنین یک پیمان بین المللی است که نسل کشی را مجازات می کند.

طبق ماده دوم کنوانسیون ، نسل کشی جرم و جنایتی است که با هدف نابودی یک گروه ملی ، قومی ، نژادی یا مذهبی ، به طور کامل یا جزئی انجام شده است.

بدون شک ، تعریف نسل کشی دقیقاً همان کاری است که اسرائیل در غزه انجام داده است.

علاوه بر این ، به نظر می رسد اسرائیل در حال نقض دستورات صادر شده توسط دیوان بین المللی دادگستری است که رژیم را ملزم به انجام اقدامات فوری برای حمایت از حقوق فلسطینی ها و متوقف کردن کلیه فعالیت هایی که می تواند نسل کشی باشد ، انجام می دهد.[3]

اسرائیل نه تنها به حكم ICJ كه در اواخر ماه گذشته صادر شده بود ، چشم بسته است ، بلكه اعتصابات مرگبار خود را در غزه نیز افزایش داده است.

امواج شوک از جنگ نسل کشی اسرائیل در غزه در سراسر غرب آسیا گسترش یافته است. بسیاری از مردم در کشورهای سراسر منطقه ابراز خشم خود را از قساوت های رژیم صهیونیستی اعلام کرده اند.

سراسر جهان؛ صحنه اعتراضات ضد اسرائیلی

شهرهای دیگر در سراسر جهان ، از جمله در ایالات متحده و انگلیس نیز صحنه اعتراضات ضد اسرائیلی در طی چهار ماه گذشته بوده اند.

علاوه براین، مقامات عالی رتبه از سراسر جهان، جنایات مرگبار و کشنده اسرائیل را در غزه محکوم کرده اند.

ایالات متحده و برخی از متحدین غربی آن از جمله انگلیس ، آلمان و فرانسه ، که از حامیان و متحدین اسرائیل هستند، از ادامه جنگ رژیم صهیونیستی و قتل عام آنان در رفح ابراز نگرانی کرده اند.

رئیس جمهور آمریكا ، جو بایدن ، رفتار اسرائیل را در جنگ غزه "خود سرانه" خوانده و از رژیم خواسته است كه گرسنگی، رنج و كشته شدن غیرنظامیان را متوقف كند. وی به تازگی وزیر امور خارجه خود آنتونی بلینکلن را به غرب آسیا فرستاده تا درآنجا با مقامات عرب و اسرائیلی برای ایجاد آتش بس ملاقات و گفتگو نماید.

اما نه انتقادات بایدن و نه تور بلینکلن نتوانست اسرائیل را به سمت متوقف کردن مبارزات جنگی کشنده خود در غزه سوق دهد.

کارشناسان در تحلیل خود پس از سفر وزیر خارجه آمریکا ابراز داشته اند؛ شاید در طول عمر سیاسی اسرائیل طی 75 سال گذشته، اینقدر روابط آمریکا با اسرائیل تیره نبوده و آخرین سفری که آنتونی بلینکن به اسرائیل داشته با پذیرایی بسیار سرد و شاید غیردوستانه مقامات اسرائیلی مواجه گشته است، به طوری که سر میز، نتانیاهو به بلینکن نگاه نمی‌کرد و این سردی روابط نتیجه نافرمانی‌های اسرائیل از پیشنهادهای آمریکاست.

درحال حاضر، علی رغم اعتراض بین المللی و موضع واشنگتن، اسرائیل همچنان مرتکب جنایات در غزه می شود. این امر به این دلیل است که ایالات متحده از اسرائیل انتقاد می کند اما اقدامات آن دقیقاً برعکس است. واشنگتن تصمیم گرفته است با حمایت های عظیم نظامی، مالی و دیپلماتیک خود از اسرائیل همچنان پشتیبانی نماید؛ و لذا جامعه جهانی معتقد است که اگر بایدن خواستار حمایت از غیرنظامیان در غزه می باشد امری تبلیغاتی و چیزی غیر از ریختن اشک تمساح نیست! و البته سایرکشورهای غربی مانند انگلیس، آلمان و فرانسه تقریباً یک رویکرد مشابه را همسو با آمریکا اتخاذ کرده اند.

ایالات متحده و سه کشور اروپایی فوق الذکر گاهی اوقات سناریوی پلیس خوب و پلیس بد را برای تبرئه خود در میان اعتراضات عظیم عمومی در مورد حمایت بی بدیل خود از اسرائیل اجرا می کنند.

به طور خلاصه، برخی ازکشورهای غربی به رهبری ایالات متحده به اسرائیل "چک سفید امضا" برای نسل کشی خود به غزه داده اند.[4]

جان کلام این که تا با نتانیاهوجانی قاتل ورژیم جعلی نامشروع کودک کش صهیونیستی برخورد جدی بین المللی صورت نگیرد و تا کشورهای عربی وارد میدان نشوند ما باید منتظر هر روزه نسل کشی در جای جای فلسطین باشیم؛ دیروز غزه بود و امروز رفح و فردا... و این ماجرا متأسفانه با گستاخی صیهونیست ها ادامه خواهد داشت.

دوشنبه: 23 / 11 / 1402- 2 شعبان 1445- 12 فوریه 2024


[1] - واکنش جهانی به عملیات رفح. دنیای اقتصاد: دوشنبه 23 بهمن ماه 1402- شماره 5946.

[2] - رژیم صهیونیستی کنوانسیون چهارم ژنو را ژوئیه 1951 میلادی امضا کرد، بنابراین توافقنامه مذکور و مفاد آن درباره سرزمین‌های اشغال شده از سوی رژیم صهیونیستی پس از جنگ 6 روزه در سال 1967 میلادی لازم الاجراست. همچنین دیوان عالی دادگستری رژیم صهیونیستی از تصمیم خود برای به رسمیت شناختن این توافق در 30 می 2004 میلادی خبر داد و از آن پس کنوانسیون چهارم ژنو به طور رسمی در سرزمین های اشغالی فلسطین اعمال می شود. رژیم صهیونیستی برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خود مدعی است، از زمانی که در سپتامبر 2005 میلادی از نوار غزه خارج شد، دیگر نیروی اشغالگر نیست، اما این توجیه هیچ دلیل قانونی یا عینی ندارد. رژیم صهیونیستی با کنترل گذرگاه‌ها، مرزها، حریم هوایی و آب‌های سرزمینی نوار غزه، کنترل مؤثر خود را بر این منطقه تحمیل می‌کند. نیروهای رژیم صهیونیستی نیز هر از چند گاهی عملیات نظامی گسترده ای در قلمرو غزه انجام می دهند. بر این اساس، رژیم اشغالگر صهیونیستی همچنان مکلف به رعایت وظایفی است که قوانین بشردوستانه بین‌المللی به عنوان یک رژیم اشغالگر بر آن ها تحمیل می‌کند و باید مسئولیت جنایت های جنگی مستمر علیه فلسطینیان را بپذیرند.

[3] - دیوان کیفری بین‌المللی تأیید می کند، صلاحیت قضایی آن پس از عضویت فلسطین در ساختار قضایی دیوان، شامل تمام سرزمین‌های فلسطینی می‌شود. بنابراین دیوان کیفری موظف است با علم به اینکه ساختار قضایی مصونیت های رسمی را برنمی تابد، اجازه ندهد مقام های رژیم صهیونیستی از مجازات فرار کنند. ماده هشت اساسنامه رم در زمینه وظیفه دادگاه کیفری بین المللی تأکید می کند، نقض جدی حقوق بین الملل بشردوستانه ازجمله حملات عمدی، بی رویه و نامتناسب که به غیرنظامیان آسیب برساند، زمانی که با قصد جنایتکارانه انجام شده باشد، جنایت جنگی به شمار می رود و به راحتی می توان آن را ثابت کرد.با توجه به اظهارات مقام های رژیم صهیونیستی که علنی این موضوع را اعلام کرده اند و خواستار نابودی فلسطینیان در غزه هستند، می توان جنایت جنگی صهیونیست ها را اثبات کرد.

4- Saei. Shahrokh. Full-scale Israeli ground offensive in Rafah looms with U.S. blank check . Translator; Asadullah Afshar. TEHRAN Times. February 11, 2024 - 22:17



ارسال توسط افشار

حفظ و صیانت از انقلاب اسلامی با اندیشه های ناب امام خمینی(ره)

اسدالله افشار

انقلاب اسلامی ایران در سال 1979/1357 یکی از تحولات شگرف و عظیم قرن بیستم به شمار می رود و بسیاری از تئوری پردازان پدیده انقلاب را شگفت زده کرده است. امروزه پس از گذشت 44سال از پیروزی انقلاب هنوزعلل و عوامل، ابعاد و ویژگیهای آن روشن نگشته است.چرا نهضت مشروطیت (1285/1960) با کودتای رضاخان در سال 1299 و نهضت ملی شدن نفت در سال های پایان دهه 1320 با کودتای 28 مرداد 1332 با شکست روبرو شد، همچنان که حرکت پرشورمردم به رهبری امام خمینی (ره) درسال های 1342 به بعد نیزسرکوب گردید ولی این تحول عظیم در سال 1357 تحقق یافت.

چه عوامل و عللی این پیروزی را به ارمغان آورد؟ البته پدیده های اجتماعی زاییده یک عامل نیستند ولی می توان ازاساسی ترین واصلی ترین عامل سخن گفت واهمیت شناخت علت اصلی انقلاب به عنوان علت محدثه دربقا واستمرارآن مؤثر است.

آیا ازمیان متغیرهای انقلاب، عدم توسعه سیاسی، مشکلات اقتصادی، بحران های دینی و مذهبی اساسی ترین علت این پدیده اجتماعی است یا اینکه عوامل دیگر مؤثر بوده است؟جالب توجه اینکه محمد رضا پهلوی درآذر سال 1356 درمراسم فارغ التحصیلی دانشگاه افسری اعلام کرد:«کسی نمی تواند مرا سرنگون کند من از حمایت کارگران، کشاورزان و بخش وسیعی از مردم عادی و روشنفکران به علاوه ازپشتیبانی بی چون و چرای نیروهای مسلح هفتصد هزارنفری ایران برخور دارم».[1]

سازمان تحلیل اطلاعات دفاعی که وزارت دفاع ونیروهای مسلح آمریکا راتغذیه اطلاعاتی می نماید درارزیابی ازموقعیت رژیم پهلوی اظهارمی کند:«انتظارمی رود شاه درده سال آینده نیزهمچنان به صورت فعال در قدرت بماند».[2]

حیرت دراین بودکه چگونه امورناممکن به ممکن بدل گشت ومردم با دست خالی بررژیم نیرومند غالب شدند ورژیم مقتدر و با ثبات محمد رضا پهلوی را پاشیدند؟ چگونه اومقبولیت وکارآمدی خود را ازدست داد؟

در هرحال انقلاب اسلامی ایران مهم ترین و بنیادی ترین رویداد در طول تاریخ معاصر اسلام است. اثر این رویداد به روش های گوناگون و در اندازه های مختلف تقریبا در تمام کشورهای اسلامی مشاهده شده است. این انقلاب بزرگ تحت هدایت و رهبری فعال امام خمینی(ره) و دیگر علمایی که از وی پیروی می کردند به دست مردم ایران خلق شد. وقوع این حادثه باعث سرنگونی معجزه آسای خاندان پهلوی و شاه قدرتمند آن گردید و به تشکیل جمهوری اسلامی ایران منتهی شد. ایران به طور بنیادین از نظر سیاسی و فرهنگی از یک کشور غرب مدار و غربگرا به یک کشور اسلامی مبدل شد.

بی اغراق باید گفت که این رویداد تاریخی بدون بصیرت، استقامت، فداکاری و زمامداری و همچنین اراده خلل ناپذیر رهبر روحانی آن برای پیروزی، شاید امکان به وقوع پیوستن آن وجود نداشت. رهبری و هدایت انقلاب اسلامی به دست امام خمینی(ره) در تاریخ جهان معاصر اسلام بی نظیر است.[3]

کارشناسان و تحلیل گران صریحا اذعان داشته اند که انقلاب ایران در اصل یک حرکت مردمی بود. انقلاب الگویی از حضور سیاسی توده مردم بود و این در زمان ما منحصر به فرد بود. یک ساختار ساده تشکیلاتی که بر اساس رهنمودهای امام خمینی(ره) پایه گذاری شده بود توانست پیشرفته ترین و پیچیده ترین ماشین جنگی شاه وابسته به غرب را غافلگیر کند. پیروزی؛ حاصل فداکاری ها و تلاش های مردم ایران از جانب خدا بود.[4]

در حقیقت می توان عامل نهایی پیروزی انقلاب اسلامی ایران را -که یکشنبه 22بهمن 1402 مصادف با چهل و پنجمین سالروز پیروزی آن است و مردم ایران در سراسر کشور این روز را جشن می گیرند- در اسلام زدایی شاه و اسلام خواهی مردم جستجو کرد

بی تردید روز ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ انقلابی نوین در تاریخ معاصر به وقوع پیوست؛ انقلابی که در برابر یک رژیم تا دندان مسلح، جوانانی با دست خالی، اما ارادۀ قوی ایستادند، استقامت ورزیدند و از میان سیل خون و اشک مادران به پیروزی پر قیمت و پر بهایی رسیدند. بلاشک پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یک رویداد استثنایی بود که تمام معادلات بین المللی را بر هم ریخت و برای مسلمین و مستضعفین جهان امیدی تازه به ارمغان آورد.

به تعبیر بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران در وصیت نامه سیاسی، الهی «بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است...». در واقع هدف یادآوری عوامل پیروزی و توجه به آن برای استمرار حرکت به حق ملت در مسیر سرافرازی و توسعه و حفظ و حراست از این رویداد مهم است که به خوبی در این 44 سال مردم و رهبری از آن حفاظت و صیانت نموده اند و اکنون که درچهل و پنجمین سالروز پیروزی این انقلاب قرار گرفته ایم و مردم آن را در روز یکشنبه 22 بهمن ماه سال جاری گرامی داشته و جشن خواهند گرفت در حقیقت تأکیدی مجدد بر حفظ و صیانت از انقلاب اسلامی با اندیشه های ناب امام خمینی(ره) است.

با نگاه به سیره امام خمینی(ره) از ابتدای شکل گیری نهضت و تا هنگام پیروزی آن؛ مهمترین عوامل پیروزی از دیدگاه ایشان عبارتند از:‏

‏‏1-‏‏ ‏‏توکل به خدا و تبعیت از دستورات الهی ‏

‏‏2-‏‏ ‏‏ایمان ثابت و نقش و قدرت آن ‏

‏‏3-‏‏ ‏‏توجه به خدا، دین خدا، اسلام خواستن و انگیزه اسلامی داشتن

‏‏4-‏‏ ‏‏صبوری، مقاومت، پایداری و رشد روزافزون آن

‏‏5-‏‏ ‏‏تأییدات، عنایات و اراده برتر خداوندی

‏‏6-‏‏ ‏‏فداکاری ملت برای اسلام و شهادت را فوز اعظم دانستن

‏‏7-‏‏ ‏‏توجه به معنویت و قدرت آن

‏‏8-‏‏ ‏‏وحدت کلمه و توحید کلمه (اتحاد و یک پارچگی و همبستگی)

‏‏9-‏‏ ‏‏بیداری، هوشیاری و مبارزات آگاهانه

‏‏10-‏‏ ‏‏کوشش برای حق، دین حق و نصرت اسلام

‏‏11-‏‏ ‏‏اتکا به قرآن و قیام برای خدا

‏‏12-‏‏ ‏‏روحیه قوی، شجاعت بی مانند و نترسیدن

‏‏13-‏‏ ‏‎‎‏روح تعاون و همکاری و یکی شدن برای خدا

‏‏14-‏‏ ‏‏تحول روحی

‏‏15-‏‏ ‏‏تقوی و اخلاص

16- ستم ستیزی و فسادگریزی

17- مساجد

18- شعارهای مردمی

19- نترسیدن از مرگ

20- عوامل اعتقادی

21- دین محوری

22- تبعیت محض از رهبری دینی

23- نقش آفرینی وحضور فراگیر مردم

24- انقلاب درونی

25- اسلام خواهی مردم

از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) ریشه های انقلاب اسلامی و عوامل شکل‌گیری آن موضوعاتی چون: وابستگی تمام‌عیار به غرب خصوصاً آمریکا (۱۵/۲/۷۲)، فساد و دین ستیزی حاکمان طاغوت (۱۵/۹/۶۸)، اختناق و مقابله با آزاد اندیشی (۱۳/۱۱/۷۷)، ظلم و بی عدالتی گسترده در کشور (۲۳/۱۰/۷۱)، عقب‌ماندگی کشور در علم و صنعت (۳۱/۶/۸۴) و را در بر می‌گیرد.

جان کلام این که؛ پیروزی انقلاب اسلامی به اعتراف صریح صاحب نظران و تحلیل گران داخلی و بین المللی منصف، مرهون رهبری های مدبرانه امام خمینی(ره)، حضور یکپارچه مردم متدین، و آموزه های پویای دین مقدس اسلام و مکتب تشیع بوده و لذا این انقلاب توانسته است؛ با تمام فراز و فرودهایش، با تمام دشمنی های استکبار غرب و متحدانش، باتمام رویش ها و ریزیش هایش، تأثیر فراوانی بر تحولات داخلی، منطقه ای و جهانی داشته باشد، به طوری که با اندک تأملی می توان -علیرغم نقدها و انتقادات گاها درست و بجا و گاها مغرضانه و کینه ورزانه- به دستاوردهای موفقیت آمیز داخلی و بین المللی آن در طول 44 سال بالید و افتخار نمود و همچنان پشت این انقلاب در چهل و پنج سالگی ایستاد و سینه سپر نمود و با ناکثین و قاسطین و مارقین آن برخورد جدی و انقلابی داشت تا میراث امام خمینی(ره) بدست نااهلان مفت خور لمپن مشتی گرگ صفت در لباس میش وکفتار درنده خو با عناوین آقازاده ها، اختلاس گران حرفه ای، مدیران نالایق ناکارآمد نفوذی و حزبی و باندی و خویشاوند سالارغیرمتخصص ناشایست غارتگر بیت المال، نیافتد.

اگر خواهان بقای انقلاب اسلامی ایران هستیم باید به فکر مردم باشیم و مشکلات اقتصادی، رفاهی، معیشتی، بهداشتی و درمانی ایشان را که همیشه همراه و همگام و پشتیبان انقلاب اسلامی در عرصه های داخلی و بین المللی بوده اند با جدیت مرتفع سازیم و در عمل نشان دهیم آنان ولی نعمت انقلاب هستند و نظام انقلابی انقلاب اسلامی قدر حمایت های مؤثر ایشان را می دانند و قطعا مطالبه گری آنان را ارج نهاده و برای رفع دغدغه های جدی زندگی مادی و معنویشان، اقدامات مثبتی که ملموس باشد انجام خواهند داد.

یکشنبه: 22 / 11 / 1402- 1 شعبان 1445- 11فوریه 2024


[1] - ر.ک به روزنامه رستاخیز، 14 آذر 1356.

[2] - ویلیام سولیوان. ماموریت در ایران. ترجمه محمود مشرقی. انتشارات هفته/ چاپ سوم/ تهران/ 1361/ فصل پنجم.

[3] - فرحت اس .اف. خان و علی زیبایی. علل، شرایط و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی. فصلنامه حضور/ 1379 / شماره 34.

[4] -همان.



ارسال توسط افشار

طرح آسیب ها، موانع و مشکلات تهدید کننده انقلاب اسلامی

اسدالله افشار

از موضوعاتی که همواره دارای اهمیّت فراوان بوده، نگاه مجدّد به انقلاب اسلامی است؛ بدین معنا که انقلاب اسلامی برای رسیدن به چه اهدافی ایجاد شد وآیا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همه اهداف مورد نظر و ایده های مطلوب، به دست آمد یا خیر؟ اگر پاسخ منفی است، دلیل را باید در چه چیزهایی جست و جو کرد؟ اینجاست که بحث از موانع و مشکلات انقلاب اسلامی به میان خواهد آمد. به بیان دیگر، چه آسیب هایی انقلاب اسلامی را ازرسیدن به اهداف نهایی اش باز می دارد؟ گفتنی است این بحث، افزون بر اینکه شناخت ما را به بنیان واساس انقلاب اسلامی بیشترو بهترمی کند، به کارآیی نظام نیز نیم نگاهی داشته و می کوشد با طرح آسیب ها (موانع و خطرات) وضعیّت کنونی را توضیح دهد وآینده ای روشن فراروی مردم ایران ترسیم نماید.

شرح برخي از مفاهيم و واژه ها

پیش از وارد شدن به اصل بحث، لازم است به شرح برخی از مفاهیم و واژه ها، اشاره کوتاهی داشته باشیم.

1- آرمان ها: هر انقلابی دارای اهداف و آرمان هایی است. هدف، آن مقصد نهایی است؛ ولی آرمان،آرزوهای مقدّس و متعالی را گویند. بدین ترتیب، اهداف ممکن است مرحله ای و یا نهایی باشد،امّا آرمان ها مرحله ای نیستند، بلکه نهایی اند. برای نمونه،آرمان های انقلاب اسلامی ایران همان اهداف سلبی وایجابی است که مردم به همراه رهبران خود برای دستیابی به آنها، بر ضّد نظام سلطنتی پهلوی دست به اعتراض گسترده و همه جانبه زده و تا سقوط کامل آن رژیم از پای ننشستند.

2- دستا وردها:پس ازهرانقلابی، بانگاه به عملکردآن درمی یابیم که این انقلاب تا چه حد در رسیدن به اهداف وآرمان های خود موّفق بوده است.اکنون با نگاهی به عملکرد ودستاوردهای انقلاب اسلامی ایران می توان دریافت که با همه موانع و مشکلات داخلی و خارجی که انقلاب اسلامی با آن رو به رو بوده، تا حّد زیادی توانسته به اهداف وآرمان های خود دست یابد. گرچه یادآوری این نکته نیزلازم است که واقعیّت این است که هیچ انقلابی نمی تواند در مدّت کوتاهی به همه اهداف و آرمان های خود دست یابد. ازاین رو، نباید انتظارداشت که انقلاب اسلامی با توّجه به امکانات موجود درکشوربه ویژه پس ازپیروزی انقلاب اسلامی، بتواند به همه خواسته های خود برسد.

3- آسیب ها: به مجموعه آفات وموانعی که به عنوان سدی درروند رو به گسترش انقلاب اسلامی در حوزه سیاسی ایجاد می شودآسیب گفته می شود. از طرفی درباب انقلاب اسلامی نیز به نکته های زیر باید توجه نمود:

الف) ضرورت داوری و قضاوت در مورد کارکرد انقلاب اسلامی: چون ما در آستانة ورود به دهة چهارمیم و سی وچهارسال گذشته، معمولاً در یک چنین دورانی نگاه به یک حادثه ـ مثل حادثة عظیم انقلاب ـ یک نگاه همراه با قضاوت و داوری در مورد کارکردهاست. اگرچه انقلاب در 45 سالگی، به پختگی خود رسیده است؛ در این شک نیست - نیروی انقلاب بحمداللَّه خیلی زیاد است، مخصوصاً این انقلاب - لیکن در عین حال در دوره چهل و پنج ساله وقتی انسان نگاه می کند، یک داوری ای نسبت به عملکرد و توفیق و کارآمدی برای انسان پیش می آید. ما دراین داوری نباید اشتباه کنیم؛ و این جز با یک نگاه کلان امکان پذیر نیست.[1]

ب ) نگاه کلان به انقلاب اسلامی: اگر ما نگاه کلان به انقلاب و حادثة پدید آمدن جمهوری اسلامی بکنیم، جزئی نگری ها نمی تواند ما را گمراه کند. گاهی جزئی نگری و نگاه نکردن به مسیرمستمرِ از ابتداء تا انتهاء، انسان را گمراه می کند؛ حتّی گاهی آدم راه را گم می کند، هدف را گم می کند. نمی خواهیم بگوئیم جزئی نگر نباشیم؛ چرا، نگرش به جزئیات، یعنی همان برنامه ریزی؛ این را ما منکر نیستیم. برنامه ریزی، نگاه به فصول مختلف و بخش های مختلف، یعنی جزئی نگری. می خواهیم بگوئیم این نگاه به بخش ها و اجزاء و ابعاد موجب نشود که ما غافل بشویم ازنگاه به کل. چون نگاه به کل برای ما درس آموز است.

نگاهی به مهم ترین اهداف وآرمان های سیاسی انقلاب اسلامی

از مهم ترین اهداف وآرمان های سیاسی انقلاب اسلامی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1- طردکامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب و تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلامی: براساس قانون اساسی یکی ازآرمان های انقلاب اسلامی این است که کشور نه قصد استیلا بر مقدرات سایر ملت ها را دارد و نه سلطه هیچ قدرتی را برخود تحمل می کند. لذا انقلاب اسلامی با شعار نه شرقی و نه غربی، جلوه ای از این اصل را که طبق آن جمهوری اسلامی ایران برای خود هویتی مستقل از نفوذ قدرت ها و ابرقدرت های جهان قائل شد و در چارچوپ این اصل خود را غیر متعهد دانست. و از این طریق سیاست خارجی خود را براساس معیارهای اسلامی بنا نهاد. لذا طبق قانون اساسی، هیچ قانونی نه تنها در سیاست خارجی، بلکه در سیاستگذاری های داخلی، فرهنگی، اقتصادی و... نبایستی با قوانین اسلام مغایرت و تضاد داشته باشد.

2- محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی و تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی درحدود قانون:

یکی دیگر از آرمان های انقلاب اسلامی محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی و تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی درحدود قانون بود؛ بنابراین انقلاب اسلامی توانست با مبنا قراردادن حاکمیت قانون خدا بر مردم عملاً واژه استبداد که 2500 سال درایران قدمت داشت را از بین ببرد و حاکمیت خودکامه شاهان بر سرنوشت مردم را موکول به خود مردم نماید. و این از طریق بنیان نهادن حکومت اسلامی (جمهوری اسلامی) صورت گرفت.

«حکومت اسلامی، استبدادی نیست که رییس دولتش، مستبد و خودرأی باشد و مال و جان مردم را به بازی بگیرد و در آن، به دلخواه دخل و تصرف کند. هرکس را اراده اش تعلق گرفت، بکشد و هرکس را خواست انعام کند و هر که را خواست، تیول بدهد و املاک و اموال ملت را به این و آن ببخشد!...»[2]

با ازبین رفتن استبداد زمینه سعادت مادی و معنوی و توجه به رشد و بالندگی مردم فراهم می شود و مردم می توانند در جنبه های مادی و معنوی، روحی و جسمی به رشد اجتماعی نایل آیند. و از این طریق احیا و اقامه حق و دفع باطل می گردد. و این باعث بوجود آمدن و تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی می گردد. آزادی که در زمان شاه به تمام معنی درهمة عرصه های سیاسی واجتماعی و فرهنگی وجود نداشته است؛ زیرا اگر شاخصه عدم آزادی را موارد ذیل بدانیم به جرأت می توان گفت که همه این موارد در زمان پهلوی مسدود شده بود.

مهم ترین شاخصه های عدم آزادی عبارتنداز: تعدی به مال و جان و ناموس و عرض دیگران؛ تعدی به حقوق دیگران؛ ایجاد مزاحمت برای دیگران؛ تظاهر به منکرات؛ تخلف از مقررات حکومتی و عدم رعایت مصالح نظام؛ اهانت به مقدسات و ...

حقیقتا آزادی درزمان رژیم گذشته وجود نداشته و مردم شریف ایران اسلامی از طریق تحول انقلابی به این عنصرمهم دست یافتند.

3 - الگو بودن ایران برای جامعه اسلامی:یکی دیگر ازاهداف انقلاب اسلامی مسئله الگو بودن است. ایران به عنوان یک الگو برای جوامع اسلامی دردرجة اول وهمة جوامع بشری دردرجة بعد، مورد نظر بوده وآن [الگو بودن] را بگذاریم جلوی چشم آحاد بشر و امت اسلامی؛ می گویند این است که هم مطلوب اسلام است، و هم میسور مردم این روزگار. [3]

4- ازدیگر اهداف انقلاب اسلامی، عبارتنداز: مستقل، آزاد و برخوردار از ثروت و امنیت، متدین و بهره مند از معنویت و اخلاق، پیشرو در مسابقه جامعه عظیم بشری در علم، که از اول و ازل بین آحاد بشر یک مسابقه است در دستاوردهای بشری، در علم و در بقیه خواسته ها و دستاوردهای بشری، برخوردار از آزادی با همه معانی آزادی. آزادی فقط آزادی اجتماعی نیست - اگرچه آزادی اجتماعی، یکی از مصادیق مهم آزادی است ـ هم آزادی اجتماعی مورد نظر است، هم آزادی به معنای رها بودن و آسوده بودن و آزاد بودن کشور از دست اندازی بیگانگان و استیلای آنها - که گاهی کشور بظاهر مستقل هم هست، اما زیر نفوذ است- و هم آزادی معنوی، که آن رستگاری انسان و تعالی اخلاقی انسان و عروج معنوی انسان است، که هدف اعلی ، این است. همه کارها مقدمه برای تکامل انسان و عروج انسان است. این باید در جامعه اسلامی خود را نشان بدهد.[4]

شاید عده ای بپرسند که این اهداف انقلاب اسلامی را از کجا اخذ نمودید. درجواب باید گفت: از کلمه اسلامی. اسلام اصلاً همین هاست. آن کسی که غیرازاین درمورد اسلام تصور می کند، اسلام را نشناخته.آن کسی که تصور می کند اسلام فقط به جنبه های معنوی، آن هم با برداشت و تلقی خاص ازجنبه های معنوی ـ عبادت وروزه وزهد و ذکر و امثال اینها - می پردازد، به دنیای مردم، به لذات مردم، به خواسته های بشری مردم نمی پردازد، او اسلام را درست نشناخته؛ اسلام اینجوری نیست. همه این چیزهایی که گفتیم، هم آن چیزی که مربوط به مسائل دنیایی جامعه است - مثل عدالت، مثل امنیت، مثل رفاه، برخورداری از ثروت، برخورداری از آزادی و استقلال - هم آن چه که مربوط به مسائل اخروی است؛ مثل رستگاری، تقوا، پرهیزگاری، رشد اخلاقی، تکامل معنوی انسان، در کلمه اسلامی مندرج است.[5]

آیه قرآن به ما می فرماید که: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ؛[6]ایمان و تقوا که باشد، برکات آسمان و زمین جاری خواهد شد. برکات آسمان، همان فتوح معنوی است، همان رحمت الهی است، همان تقرب الی اللَّه است، همان استغفار ملائکة آسمان و حمَلة عرش برای بندگان خدا در روی زمین است. برکات ارض، یعنی همة آنچه که به زندگی زمینی انسان ارتباط پیدا می کند؛ یعنی آزادی، یعنی رفاه،یعنی استقلال، یعنی امنیت،یعنی سعة رزق، سلامت بدن و ازاین قبیل.اگرایمان و تقوا باشد، هم آن برکات وهم این برکات برای بشر وجود دارد. این، اسلام است. پس وقتی که گفتیم انقلاب اسلامی، معنایش این است که عرض شد.[7]

مهم تریندستا وردهای سیاسی انقلاب اسلامی

ازمهم ترین دستاوردهایی که انقلاب اسلامی موفق به کسب آن شد عبارتنداز:

1- کسب استقلال سیاسی و ایجاد نظام سیاسی مستقل (نفی استعماروعوامل خارجی ): استقلال واژه ای گسترده و نسبی است و مراد از استقلال، به معنی مطلق آن نیست؛ زیرا استقلال مطلق در دنیای کنونی وجود ندارد و همه ملتها و دولتهای جهان به یکدیگر وابسته اند و محتاج هم هستند. بنابراین وقتی بحث از استقلال می کنیم مراد آن است که هر کشوری در تصمیم گیری و اجرای تصمیمات ملی اش مختار باشد و جمهوری اسلامی با از بین بردن نظام استبدادی، طرد کامل استعمار، جلوگیری از نفوذ اجانب، نفی و اجتناب از پیمانهایی که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی و فرهنگی و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر توانست به این مهم دست یابد.

2- براندازی حکومت شاهنشاهی (طرد استبداد و عوامل دیگر داخلی وابسته) و استقرار نظام جمهوری اسلامی: ازدیگر دستاوردهاي مهم سياسي، پایان دادن به رژیم دیکتاتور و خودکامه شاه و نفوذ روزافزون و فزاینده عوامل وابسته به رژیم در سرنوشت جامعه ایرانی بود. این براندازی مرهون حضور همزمان و هماهنگ و کاملاً مطلوب سه رکن اصلی و مهم انقلاب بود. مردم، رهبری و ایدئولوژی از ارکان اصلی این حرکت بودند که توانستند با «وحدت کلمه» به این هدف مهم دست یابند.

3- ارتقای آگاهی های سیاسی و تقویت بینش سیاسی مردم و حضور در صحنه های مختلف سیاسی: به دلیل فشار استبدادی موجود زمان پهلوی عملاً حضور مردم وجوانان درعرصه جامعه به شدت کاهش پیدا کرده بود و این به خاطر بسته بودن نظام بود که کسی جرأت نمی کرد؛حتی در منزل و خانه خود از جامعه و سیاست بگوید. اما با وقوع انقلاب اسلامی بینش سیاسی مردم جهت حضور در اجتماع بیشتر شد و مردم از باب احساس تکلیف و عمل به وظیفه در این حضور یکپارچه شرکت نمودند امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نه فقط یک وظیفه اجتماعی و ملی است، بلکه یک وظیفه شرعی اسلامی و الهی است که شکست در آن، شکست جمهوری اسلامی است.[8]

4- تدوین الگویی جدید پیرامون دین وحکومت (نظام مردم سالاری دینی): براساس اصل اول قانون اساسی ایران، حکومت ایران «جمهوری اسلامی» است.مقام معظم رهبری درتعبیرات مکررخود واژه«مردم سالاری دینی» را معادل«جمهوری اسلامی»دانسته است. بنابراین وقتی می گوییم مردم سالاری دینی یعنی:

1- نقش مردم درمقبولیت نظام وکارآمدی آن

درنظام جمهوری اسلامی، هرچند مشروعیت حکومت از سوی خدای متعال است، اما نقش مردم در مقبولیت نظام مورد تأکید جدی است. پذیرش مردمی، نقش عظیمی درکارآمدی نظام دارد. مردم با پذیرش حکومت، به حکم الهی، قدرت و بسط ید و نفوذ کلمه می دهند تا قوانین و احکام الهی را به اجرا بگذارد و اهداف و مقاصد دینی را در جامعه پیاده کند.

2- نقش مردم درتعیین حاکمان وکارگزاران نظام

نقش مردم در تعیین حاکمان نظام، یکی دیگر از وجوه مهم«مردم سالار» بودن نظام جمهوری اسلامی است؛ زیرا هر چند در عصر غیبت، همانند عصر حضور، حاکم اسلامی و ولی امر، مشروعیت خود را ازجانب خدا دارد، اما طبیعی است که تشخیص و تعیین حاکم اسلامی در هر عصر و زمانی، به عهده خود مردم است.

3-نقش مردم درنظارت برحاکمان

یکی دیگر از وجوه «مردم سالاری» این است که مردم نه تنها حق نظارت بر تمام کارهای حاکمان اسلامی را دارند، بلکه این یک وظیفه شرعی و الهی آنان است. به تعبیر دیگر مردم در امر نظارت بر کار حاکمان جامعه، نباید بی تفاوت باشند و هرکس باید این مسئولیت را بر دوش خود احساس کند. بنابراین، حاکمان، حق ندارند و مجاز نیستند مردم را از نظارت بر کار خویش، ممنوع و محروم سازند.

4-نقش مردم در انتخاب کارشناسان و متخصصان

با این بیان که هر چند در حکومت اسلامی، محور همه برنامه ها و مقررات، احکام و مقررات اسلامی است و احکام نیز بر عهده فقیه جامع شرایط (ولی امر) است، اما همه اینها به معنای بی نیازی از کارشناسی کارشناسان و متخصصان در رشته های مختلف برای تشخیص موضوعات و سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها نیست. با عنایت به اینکه حاکم غیر معصوم، احاطه علمی بر همة موضوعات و سیاستگذاری ها ندارد و از مصالح و مفاسد همة امور اطلاع همه جانبه ندارد، به ناچار باید با صاحب نظران و کارشناسان علوم و فنون مختلف، مشاوره و رایزنی داشته باشد.

5-محوریت خدمت به مردم در نظام جمهوری ا سلامی

در این نظام همة مسئولان خدمتگذار مردمند. در نظام اسلامی، حاکمان برای مردمند نه مردم برای حاکمان، چنان که امکانات و سرمایه های کشور برای مردم است نه برای حاکمان. همانگونه که محور قانونگذاری ها و سیاستگذاری ها، تأمین مصالح و منافع مردم است نه منافع حاکمان. «در نظام اسلام، کشور متعلق به مردم و اصل، مردم است. در نظام مردم سالاری دینی، رسیدگی به امور مردم، تامین رفاه و آسایش و حل مشکلات آنان... یک اصل مهم است.»[9]

6- رسیدگی به محرومین، دغدغه اصلی نظام جمهوری ا سلامی

یک وجه دیگر مردمی بودن نظام جمهوری اسلامی این است که مسئولان نظام شرعاً موظفند در برنامه ریزیها رسیدگی به محرومین و بیچارگان و مستضعفین را دغدغه اصلی خود قرار دهند. از این گذشته باید زندگی خود را با وضعیت این گروه تنظیم کنند. مسئولان نظام اسلامی حق ندارند زندگی اشرافی را در پیش گیرند و یا در محافل و مجالس اشرافی شرکت کنند، بلکه مسئولان اصلی نظام خود باید از طبقه محروم و متوسط جامعه باشند.

مهم ترین آسیب های سیاسی که انقلاب اسلامی را تهدید می کند

ازمهم ترین آسیب های سیاسی که می تواند انقلاب اسلامی را تهدید کند عبارتند از:

1- نفوذ بینش غربی و غرب زدگی

درمواجهه با سیاست وجایگزینی قدرت طلبی برای خدمت به اسلام درعرصه سیاست این نفوذ می تواند ازطریق اشاعه اسلام غیرسیاسی، اسلام التقاطی واسلام لیبرالیستی انجام گیرد. بنابراین تنها راه لازم کارآمدی و پویایی نظام است که می تواند از آن در مقابل هجوم اندیشه و بینش های غربی قد علم کند. تا از این طریق بتوان نسبت به مسائل روز و پدیده های جدید در دنیای معاصر پاسخگو بود و شرط داشتن این پویایی برطرف نمودن نزاع جناح های سیاسی و غیرسیاسی است و اگرچه اختلاف سلیقه ها در میان گروه ها برای دسترسی به اهداف انقلاب امری پسندیده است؛ امّا اگر به حذف دیگری و نزاع و درگیری منتهی شود، آفتی برای جامعه است.

2- انحراف خواص و بی تفاوتی عوام

مراد از خواص مجموعه ای ازدولتمردان و رجال سیاسی و مذهبی است که در ساختار و بدنه نظام دارای ایفای وظایف خود هستند. این گروه تأثیر مستقیمی بر کارایی و عمکرد نظام و در عین حال رابطه و اعتماد میان مردم و مجموعه نظام، خواهد داشت. هرگونه تجمل گرایی مدیران جامعه، اخذ امتیازات ویژه برای خود و خانواده، فساد اداری، گسترش و تورم ساختار اداری و نهایتاً نفوذ عوامل فرصت طلب و... می تواند از آسیب های احتمالی باشد. از طرفی اگر زمانی این رفتار از دولتمردان رخ دهد اولین اثرآن بی تفاوت شدن مردم است. و از شاخصه های بی تفاوتی مردم، عدم حضور یکپارچه مردم در صحنه های انقلاب علی الخصوص در صف های نماز جمعه و... می باشد. به عبارت دیگر اگر هر زمانی خواص ما در مقابل تحقق معیارها و سمبل های اسلامی بی تفاوت بشوند و رهبران و دولتمردان ما را هوای نفس گرفته و جاه طلبی ها و دنیاپرستی نمود یابد حضور مردم در صحنه جلوتر خواهد شد.

رهبر معظّم انقلاب دراین باره می فرماید: تمام مشکلاتی که درطول تاریخ دردآور و غمبار اسلامی بروزکرد، ریشه در ترکیب دو عامل یعنی خیانت برخی از خواص و دنباله روی بسیاری از عوام دارد. ازطرفی ایشان می فرماید. توسری خوری، شنیدن زور، دیدن فسق در کسانی که از آنها جامعه توقع عدالت و انصاف و طهارت و پاکیزه دامنی دارد، عادت شده بود. یعنی اگر در دوران پیش از انقلاب می آمدند به مردم می گفتند فلان مسئول عالی کشور ـ حالا شخص اول که خود شاه بود یا وزرا یا مسئولین ـ فلان عیاشی را کردند، فلان فسق را کردند، فلان عمل زشت و ناهنجار را انجام دادند، مردم تعجب نمی کردند؛ می گفتند خوب، هست دیگر؛ معلوم است! یعنی عادت کرده بودند به اینکه مسئولانی را که باید پاک باشند و پاکدامن باشند، آلوده دامن و ناپاک ببینند.[10]

3- بازگشت استعمار به شیوه های آشکار و نهان و وابستگی نظامی و سیاسی به بیگانه

یکی ازآسیب هایی که هرگز نباید فراموش کرد حضور قدرت های بزرگ دردست یافتن به سرزمین ایران است. واین دست یازیدن به اقسام واشکال مختلفی انجام می پذیرد. یک زمانی با حضور نظامی و اشغال خاک کشور،دریک زمان دیگر از طریق تهاجم فرهنگی و در زمان دیگر از طریق ایجاد وابستگی اقتصادی انجام می شود. بنابراین باید درهمه زمانها هشیار بود وگوش به زنگ خطر بست. تا بتوان ازکیان سرزمین اسلامی دفاع به عمل آورد؛ زیرادشمنان از طریق استحاله معنوی و فرهنگی در جامعه می توانند جوانان ما را از راه بدر کنند ولذا تحقق این امر ازطرق ذیل امکان پذیرخواهد بود:

بهره برداری ازنقاط ضعف اشخاص وگروه ها، انحراف در برنامه های اسلامی دانشگاه ها، به کارگیری نویسندگان منحرف، یافتن مهره های مناسب در ایجاد اختلافات داخلی، سوء استفاده از رقابت های سیاسی داخلی، انحراف افکار عمومی ازطریق توجه دادن به آفات داخلی؛ برنامه ریزی برای نفوذ عوامل نظام برانداز در جبهه داخلی؛ ترویج فساد و اعتیاد درجوانان و... همگی می تواند زمینه وابستگی به جهان امروز علی الخصوص به غرب را برای جامعه ما به ارمغان بیاورد. بنابراین باید هشیار بود و وحدت کلمه را در جامعه به عنوان یک فرهنگ ناب محمدی(ص) ترویج نمود. و سرلوحه زندگی اجتماعی انقلاب اسلامی خود قرار داد.[11]

4- عدم توجه به قدرت لایزال الهی

مقام معظم رهبری دراین باره می فرماید: یک عنصر دیگری که باز با جوان ها باید در میان گذاشت، مسئله تدین است. جوان های عزیز! تدین، رعایت دین، در حد وسع و امکان، این مایه توجهات الهی است؛ مایه توفیقات انسانی است؛ مایة پیشرفت است؛ این را دست کم نگیرید. من می خواهم بگویم شما اگر فلان فرمول ریاضی، یا فلان عنصر شیمیایی، یا فلان اختراع را به وجود می آورید یا کشف می کنید و پیدا می کنید و حل می کنید، در همان حالِ توجه تان خدا، به شما کمک خواهد کرد. اولاً خدای متعال مدد می کند شما را؛ کارها دست خداست.[12]

انقلاب اسلامی؛ غالب نظريه هاي موجود در علوم اجتماعي را به چالش كشيد

همان گونه كه روشن شد، انقلاب اسلامي ايران به شكل ها و درجات گوناگون غالب نظريه هاي موجود در مورد انقلاب در علوم اجتماعي را به چالش كشيد و اغلب تعميم هاي مستحكم درساختارهاي نظري نتوانستند زمينه بي نظيري را كه انقلاب اسلامي ايران در آن رخ داد ،دريابند. نظريه پردازان انقلاب باچارچوب هاي نظري و مفاهيم وشاخص هايي كه پيش ازانقلاب اسلامي وجود داشتند نمي توانستند واقعيت سال 57 درايران را تحليل كرده و آن را درتعميم هاي نظري خود بگنجانند. در واقع، غالب تنگ اين نظريه ها ظرفيت وحدت بخشيدن به كثرات واقع شده درانقلاب اسلامي ايران رانداشت؛ ازاين رو، مشاهده مي نماييم كه هر زمان اين نظريه پردازان درصدد برمي آيند به نحوي بناي شكاف خورده نظريه خود را ترميم كنند به چسب و قيچي متوسل شده و تركيب نامتجانسي را برخود تحميل مي نمايند كه هرصاحب تأمّلي به ناهماهنگي آن پي مي برد. شايد بهتر باشد دوباره اين كلام جان فورن را متذكر شويم كه مي گويد: موضوع نظريه اجتماعي در دهه 1980 ميلادي، اين شدكه «آيا انقلاب ايران را بايد به عنوان يك مورد منحصر به فرد، خلاف سايرانقلاب ها، مورد بررسي قرارداد و يا اين كه علت انقلاب ها را بايد در پرتوشواهد ايران مجدداً مورد مداقّه قرار داد؟»

آفت های دیگری که انقلاب اسلامی را تهدید می کند

علاوه بر مباحث مطرح شده باید تأکید کنم انقلاب اسلامی را آفت‏هایی از درون تهدید می‏کند که می‏تواند منجر به افول آن گردد. مشکلاتی که همراه و درون انقلاب می‏باشد، «آفت»های انقلاب، و مشکلاتی که از بیرونْ انقلاب و انقلابیون را تهدید می‏کند، «موانع» انقلاب شناخته می‏شود.[13] آنچه در پی می‏آید مروری فهرست واربر آفت‏ها و موانعی است که انقلاب اسلامی را تهدید می‏کند و توجه به آن‏ها بر همه دلسوزان این نهال مقدس و حافظان آن لازم و ضروری است:

الف) آسیب های درونی

1. تحریف ارزش‏ها؛ 2. تجددگرایی افراطی؛ 3. رواج سکولاریسم؛ 4. جدایی حوزه و دانشگاه؛ 5. فساد اداری و اجتماعی؛ 6. دنیاطلبی و اشتغال به زینت‏های دنیوی( دوری مسئولان از ساده زیستی و گرایش آنان به تجمل گرایی و زندگی اشرافی)؛ 7. فرار مغزها؛ 8. سوء مدیریت و ناکارآمدی مدیران نالایق لمپن؛ 9. ناتمام گذاشتن آرمان‏های نهضت؛ 10. ابهام در برنامه ها و طرح‏های آینده انقلاب؛ 11. تفرقه و اختلاف؛ 12. غفلت از پرورش نیروی انسانی؛ 13. اعتدال‏گریزی و بی‏عدالتی اقتصادی[14] ؛ 14. فراموش کردن محرومان؛ 15. تضعیف رهبری؛ 16. تضعیف اندیشه و روحیه انقلابی؛ 17. ابتذال فرهنگی.[15]

ب) آسیب‏های بیرونی

1. توطئه براندازی انقلاب؛ 2. فشارهای بین‏المللی؛ 3. تحریف ریشه‏های انقلاب؛ 4. تهاجم فرهنگی[16]؛ 5. ترویج ملی‏گرایی در برابر اسلام‏خواهی؛ 6. ترویج اسلام‏ستیزی و دین گریزی؛

7. ترویج قومیت‏گرایی[17]؛ 8. رخنه نفوذی و فرصت‏طلبان در انقلاب؛ 9. بزرگ‏نمایی نقش جریان روشن‏فکری در انقلاب[18].

آري، انقلاب ايران درعصري كه بشريت ازنور به سوي ظلمات سيرمي نمود به فرموده معمار و بنیانگذار اين انقلاب، امام خمینی(ره) «انفجارنوربود» و اين روشن است كه نور را نمي توان با تاريكي تبيين كرد.

جمعه: 20 / 11 / 1402- 28 رجب 1445- 9 فوریه 2024

منابع

1ـ مرتضی منطقی، «جنگ جهانی سوم»، فصلنامه نامه پژوهش، سال اول، ش 2 و 3 (پاییز و زمستان 1375).

2ـ احمد مقتدری، «انقلاب اسلامی، پیامدها و بازتاب‏ها»، ماهنامه بصائر، سال اول، ش 4 و 5، (دی و بهمن 1373).

3- سیدمصطفی تقوی مقدم، تحلیلی بر اسلامی کردن دانشگاه‏ها، تهران، دارالحدیث، 1375.

4- محمد پزشکیان و دیگران، انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، دفتر نشر معارف، چ هجدهم، تابستان 1381.

5-اسماعیل شفیعی سروستانی، تهاجم فرهنگی و نقش تاریخی و روشنفکران، تهران، کیهان،1372.

6- محمدرضا باقرزاده، آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی، ماهنامه معرفت . شماره 68.

7- اسکاچ پل ،تدا،حکومت تحصیل دارواسلام شیعه درانقلاب ایران،ترجمة امین زاده،مندرج در: راهبرد، ش9، 1375.

8- محمدرضا دهشیری ، نظریه انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی، حضور، زمستان 1377، شماره 26 .

9- هادی سمتی، انقلاب ایران درساحت نظریه پردازی، در عباس زارع، آخرین انقلاب، نهاد نمایندگی ولی فقیه، 1378.

10- فرد هالیدی ،هدف یابی انقلاب اسلامی؛سیاست بنیادگرایی اسلامی درایران چالش با دولت سکولار، ترجمه: مرتضی بحرانی، فصلنامه زمانه، شماره 16 .

11- فروغ السادات اخضري، انقلاب اسلامي و نظريه هاي انقلاب، جام جم آن لاين 6/3/1382 .

12- ریچارد لاکمن، کارگزاران انقلاب؛ ستیزه نخبگان و بسیج توده ای از مدیچی تا یلسین، مندرج در: جان فورن، نظریه پردازی انقلاب ها، ص 107.

13-احمد،رهدار، انقلاب اسلامی ایران؛ چالشی بر تئوری های ساخت گرا، مجله آموزه، شماره 7.

14- عباس،کشاورزشکری(عضو هیأت علمی گروه جامعه شناسی پژوهشکدة امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی)،کاربست نظریه برینگ تون موردرمورد انقلاب اسلامی ایران، مجله متین، شماره 15 و 16.

15- آل احمد،جلال، درخدمت وخیانت روشنفکران، بهروز، 1357.

16- آبراهامیان،یرواند،ایران بین دوانقلاب،ترجمه کاظم فیروزمندی و ...، چ 3، تهران، مرکز، 1379.

17- فریدون،آدمیت، امیرکبیروایران،چ8،تهران،خوارزمی،1378.

18-محمد رسول،آهنگرانی،اصلاحات اقتصادی رضاخان وتأثیرعوامل خارجی،تهران،مرکزاسناد انقلاب اسلامی، 1380.

19- علی، ابوالحسنی، کارنامه شیخ فضل الله نوری،پرسش ها وپاسخ ها،تهران،عبرت،1380.

20- تدا،اسکاچپل،دولت ها وانقلاب های اجتماعی،ترجمه سید مجید روئین تن، تهران، سروش، 1376.

21- حکومت تحصیلدارواسلام شیعه درانقلاب ایران، مندرج در:عبدالوهاب فراتی،رهیافت های نظری برانقلاب اسلامی،قم،معارف،1377.

22- لئو،اشتراوس،فلسفه سیاسی چیست؟ترجمه فرهنگ رجایی،چ2،تهران،علمی وفرهنگی،1381.

23- مهدی،ابوطالبی،نقدوبررسی نظریه نیکی آر.کدی درتحلیل انقلاب اسلامی ایران، معارف، بهمن 1384، شماره 33 .

24- منوجهر محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم تهران 1370.

25- عباسعلی عمید زنجانی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ دوم، تهران 1368.

26- اسدالله افشار، ضرورت تأمل و با زنگری درنظریه های انقلاب، تهران: سفيرارد هال، 1391.


[1] - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای شیراز؛ 14/2/1387.

[2] - قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ششم.

[3] - بیانات رهبرمعظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای شیراز ۱۳۸۷/۰۲/۱۴ .

[4] - همان.

[5] - همان.

[6] - اعراف/ 96.

[7] - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای شیراز۱۳۸۷/۰۲/۱۴ .

[8] - همان.

[9] - روزنامه جمهوری اسلامی . 1/9/1379.

[10] - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای شیراز۱۳۸۷/۰۲/۱۴ .

[11] - علی اخترشهر، آرمان ها، دستاوردهاوآسیب شناسی انقلاب اسلامی در عرصه سیاسی، معارف، خرداد 1387، شماره 56.

[12] - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای شیراز۱۳۸۷/۰۲/۱۴ .

[13] - یادآوری این مطلب ضروری است که آفات انقلاب را می‏توان به دو دسته کلی تقسیم نمود: الف) آفات طبیعی: که دست بشر یا در آن‏ها دخالتی ندارد و یا اگر دارد دخالت تام ندارد، مثل افزایش بی‏رویه جمعیت، توزیع نامناسب جمعیت، مهاجرت بی‏رویه، بی‏سوادی و حوادث طبیعی همچون سیل، زلزله و خشکسالی. ب. آفت‏های انسانی؛ که دست بشر در پیدایش آن‏ها نقش دارد. مراد ما از آسیب‏ها، در این بحث، نیز همین نوع دوم است.

[14] - افزایش فاصله طبقاتی، پیدایش ثروت‏های بادآورده، بی‏توجهی به مستضعفان و عنایت به ثروتمندان، فاصله فاحش فقیر و غنی و فقدان عدالت اجتماعی ـ اقتصادی، راه را بر کم‏رنگ شدن آرمان‏های انقلاب می‏گشاید. فقرا در بند تأمین ابتدایی‏ترین نیازهای زندگی‏اند و ثروتمندان در پی اسراف و تبذیر و تجمل. بنابراین، هر دو گروه خود را از مسیر انقلاب کنار می‏کشند و دشمنان انقلاب فرصت رخنه می‏یابند.

[15] - از دیگر عوامل آسیب‏زا برای انقلاب اسلامی می‏توان به استفاده از هنر، سینما و تئاتر اشاره نمود که از طریق تولید انواع فیلم‏ها و سریال‏های تلویزیونی و انتقال آن به کشور تأثیرات سویی را بر رفتارهای اجتماعی جوانان گذاشته است... از مهم‏ترین ابزارهای اجتماعی برای تخریب فرهنگ جوامع دیگر، گسترش فساد اجتماعی است. فساد اجتماعی از جمله راه‏ها و روش‏های ضدفرهنگی است که ممکن است از عناصر داخلی گرفته شده و یا از فرهنگ بیگانه وارد اجتماع گردد. از جمله مفاسد اجتماعی، گسترش فساد جنسی در جامعه است. فیلم‏های ویدیویی، برنامه‏های تلویزیونی ماهواره‏ای، تصاویر مبتذل مجلات و تبلیغات روانی که از این ابزارها نشأت می‏گیرد، همگی درصدند تا قشر جوان جامعه ما را در فساد جنسی فرو برند و با این کار آنان را از اهداف معنوی و فرهنگی انقلاب اسلامی منحرف کنند.از دیگر اقدامات اجتماعی تهاجم فرهنگی، ایجاد روحیه مدگرایی و اخلاق خاص ترویج‏کنندگان این مدها در قالب گروه‏های رپ، هوی متال و... است که ترویج‏کننده ارزش‏های ضد اخلاقی از جمله همجنس‏بازی و برقراری روابط آزاد جنسی هستند.

[16] - پس از پایان جنگ تحمیلی و آغاز برنامه‏های توسعه و بازسازی کشور، موضوع تهاجم فرهنگی و مقابله با این پدیده مورد توجه مقام معظم رهبری (دام ظلّه) قرار گرفت؛ ایشان در یکی از بیاناتشان با اشاره به سابقه تهاجم فرهنگی در ایران قبل از انقلاب اسلامی، از اواسط دوره قاجاریه و به ویژه دوره رضاخان، می‏فرمایند: «انقلاب اسلامی که آمد، مثل مشتی به سینه مهاجم خورده، او را عقب انداخت و تهاجم را متوقف کرد. شما در آن دوران اول انقلاب، ناگهان دیدید که مردم ما در ظرف مدت کوتاهی، تغییرات اساسی در خلقیات خودشان احساس کردند. در مردم، گذشت، قناعت، همکاری و گرایش به دین زیاد شد و آز و طمع و اسراف کم شد؛ این‏ها فرهنگ است، فرهنگ اسلامی این‏هاست... البته عمیق نبود، آن وقتی عمق پیدا می‏کند که چند سالی روی آن کار بشود، این فرصت پیش نیامد... در اواسط دوران جنگ، به وسیله ابزارهای تبلیغی، به وسیله گفتارهای غلط و کج‏اندیشانه، مجددا شروع شد و آن ته‏نشین‏ها و رسوب‏های ذهنی و روحی خود ما مردم هم مؤثر بود! اما باز حرارت جنگ مانع بود تا این‏که جنگ تمام شد. پس از جنگ، این جبهه جدید به شکل جدی مشغول کار شد. دشمن با یک محاسبه فهمید که جمهوری اسلامی را نمی‏شود با تهاجم نظامی از بین برد!... با محاصره اقتصادی هم نمی‏شود، فهمیدند باید عقبه ما را بمباران کنند. فرهنگ، اخلاق، ایمان، ایثار، اعتقاد به دین، اعتقاد به رهبری، اعتقاد به قرآن و جهاد و شهادت او را باید از بین برد و شروع کرد.» ( سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از صاحبنظران و کارکنان دستگاه‏های فرهنگی 21/5/71. در مورد علل و عوامل تهاجم فرهنگی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، ر.ک: «تهاجم فرهنگی ریشه‏ها راه‏های نفوذ و شیوه مقابله با آن»، جرعه جاری، تدوین علی ذوعلم، ص 429 به بعد)

[17] - دشمن، از جدا کردن فرد و جامعه ایرانی از هویت اسلامی مأیوس شده بود، حیله‏ای دیگر اندیشید و آن سوء استفاده از وجود قبایل و طوایف مختلف ایرانی، و ریشه‏دار قلمداد کردن و اصیل خواندن برخی اختلافات بین آن‏ها بود. دشمن آن اختلافات را مایه امید خود قرار داد تا با تحریک و تشویق و تشدید آن‏ها، درگیری عظیم و کشتاری خانمان‏سوز و بنیان‏برانداز را شکل دهد که در انتهای آن نه از انقلاب اثری، و نه از اسلام پیامی، و نه از ایران نشانی باقی بماند! چه شادمانی‏ها که دشمن از بروز درگیری‏های قومی و سیاسی در برخی استان‏ها یا شهرستان‏ها از خود بروز نداد و چه تفسیرها که بر جزئیات آن درگیری‏ها ننهاد و چه عوامل و علل تصنعی که برای آن نتراشید و چه حمایت‏ها که از گسترش آن‏ها نکرد! تفاوت‏هایی که به لحاظ فرهنگی و آداب و رسوم و سنن بین اقوام ایرانی وجود دارد، نشان‏دهنده سلایق گوناگون و تفاوت‏هایی است که در ظرافت درک مکارم بین افراد یا اقوام وجود دارد. این تفاوت‏ها در طول تاریخ موجب تکمیل شناخت ایرانیان و رشد و بالندگی هنری و فرهنگی بوده و هیچ گاه برخی درگیری‏های جزیی نتوانسته است مستقلاً موجب شکاف بین اقوام ایرانی، علی‏رغم یکسان نبودن زبان یا لهجه یا مذهب و دین و یا نحوه زندگی اجتماعی آن‏ها، شود و در آینده نیز دشمنان، از وقوع یا دامن زدن به اختلافات بومی و قومی و منطقه‏ای، طرفی نخواهند بست.

[18] - هرچه از ایام پیروزی انقلاب فاصله گرفتیم حضور و جنجال‏آفرینی این دسته از روشن‏فکران بیش‏تر شد: آن‏ها طعمه خوبی برای دشمنان انقلاب‏اند؛ زیرا با تظاهر به مذهب، جسورانه به تعرض نسبت به ریشه‏های انقلاب، رهبری و ولایت پرداخته‏اند. همین‏ها از آزادی موجود در جمهوری اسلامی که مجالی برای تبیین حق است، و نه فرصتی برای تبلیغ باطل، سوء استفاده کرده و با راه انداختن مطبوعات متهتک و جنجالی و غیر متعهد نسبت به آرمان‏های نظام، یا برگزاری جلسات سخنرانی و به اصطلاح افشاگری، به تحکیم فلسفی مبانی انحراف اجتماعی پرداخته‏اند، آن‏ها قصد اصلاح ندارند بلکه آلت دست بی‏جیره و مواجب دشمنان انقلاب شده‏اند.



ارسال توسط افشار

سیر مطالعه و نظریه پردازی در باب انقلاب اسلامی

اسدالله افشار

مطالعه انقلاب‏هاى سیاسى و اجتماعى از مهم‏ترین حوزه‏هاى پژوهشى در علوم اجتماعى است. وقوع انقلاب‏ها در جوامع، زمینه مناسبى براى تحقیقات علمى، طرح، آزمون و اصلاح نظریه‏هاى انقلاب به وجود آورد. تا چند دهه پیش، توجه نظریه‏پردازان انقلاب به مطالعه انقلاب‏هاى کبیر معطوف بود، اما ظهور انقلاب اسلامى در ایران و در پى آن، وقوع ناآرامى‏ها، شورش‏ها و در نهایت، انقلاب‏ها در کشورهاى گوناگون، بویژه جهان سوم، زمینه ارزیابى مجدد نظریه‏هاى موجود در باب انقلاب را فراهم آورد. بى‏تردید، خیزش گسترده مردمى در سال‏هاى‏1356-1357 ، که منجر به شکل‏گیرى انقلاب اسلامى و تشکیل جمهورى اسلامى در ایران شد، نظریه‏هاى موجود در باب انقلاب را در هاله‏اى از ابهام فرو برد.

ارزش های انسانی برای تحقق در جامعه نیازمند بنیان های نظری و فکری اند، به گونه ای که هم توانایی دفاع از خویش را داشته باشند و هم بتوانند در عرصه های مکانی و زمانی نفوذ کنند و موانع را از سر راه پیشرفت و توسعه خویش بردارند تا بتوانند رسالت خویش را متحقق سازند. درنتیجه هر حرکتی در عرصة ایجاد ارزش در جامعه نیازمند اندیشه ورزی و نظریه پردازی است. از این حیث انقلاب اسلامی ایران با توجه به مبانی اعتقادی و نظری چون توحید محوری، معنویت گرایی، عدالت طلبی، قیام لله، تکلیف گرایی، استکبار ستیزی و ارزش هایی چون ایثار، شهادت، دیگرخواهی، یاری مستضعفین واجد ویژگی های خاصی است که هیچ یک از مکاتب و حرکت های امروزی دارای چنین ویژگی هایی نیست. (برای مثال ر. ک: امام خمینی، 1378، ج 21، ص402) پس انقلاب اسلامی برای اجرای ارزش هایش نیاز به نظریه پردازی و بنیان های نظری همه جانبه و توانمند دارد، به گونه ای که جوابگوی نیازهای انسان ایرانی از یک سو و نوع بشر از سوی دیگر باشد.

صاحب نظران، تحلیل گران و کارشناسان اعتقاد دارند بحث نظریه پردازی در مورد انقلاب اسلامی معاصر، دارای ابعاد گوناگون بوده و از اهمیت بسزایی برخوردار است. این ابعاد و اهمیت، وقتی به نگاه حوزه فکری مغرب زمین به انقلاب معطوف می شود، به گستره مهم و درخور پژوهشی مبدل می شود که در حیات امروز ما ایرانیان سخت مؤثر بوده و می تواند تأثیر و تأثر دو حوزه فکری اسلام و غرب را به نحوی بارز محک زند؛ از یک طرف، نگاه غرب به وضعیت امروزین ما و شرایطی که ما در آن قرار داریم، می تواند به سایر ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی نیز تسرّی یابد و از طرف دیگر تحلیل دقیق ما از وضعیتی که در آن به سر می بریم، می تواند با نگاه به حوزه غرب و تحلیل دیدگاه های آنان، «نسبت معقول و سنجیده شده ای» را در تعامل دو جهان اسلامی و غربی به دست دهد. اکنون در 45 سالگی حیات سیاسی انقلاب اسلامی و برای تحقق آنچه گفته شده و با نزدیک شدن به فهم ابعاد مختلف عناوین مزبور، بررسی سه مرحله متمایز و البته کاملاً مرتبط و پیوسته به هم که در ذیل خواهد آمد ضروری به نظر می رسد:

الف: فهم وبررسی وپژوهش درماهیت نظریه پردازی های غربیان پیرامون جوهر و ماهیت انقلاب اسلامی ایران و سنجش ابزارها و روش ها و اهداف و معانی خاصی که حوزه مغرب زمین دراین باره ابرازمی دارد.این مرحله با بررسی درون مایه های فکر غربی وچارچوب های آنان صورت می گیرد.

ب: نقد وبازخوانی انتقادی و بازسازی این نظریات و شفاف نمودن آنچه گفته شده و نسبت برقرارکردن با واقعیات و دیدگاه هایی که به حوزه تفکر اسلامی، ایرانی و حتی شرقی مرتبط است و به عبارت دیگر در سیر و گام دوم، نظریه های غربی بیرون از گفتمان غرب و چارچوب های نظری غرب، بررسی و تحلیل می شوند.

ج: درمسیرصحیح نظریه پردازی های بومی وملی قرارگرفتن وچارچوب های نظری دقیق ومطابق با واقعیات داخلی را فهمیدن، گامی است که می توان بعد ازعبورمحتاطانه ازدومرحله اول بدان دست یافت.به خوبی معلوم است که رسیدن به مرحله سوم،کاری بس دشوار و بعد از طی نمودن مراحل علمی واشراف حاصل نمودن به عمق و ابعاد نظریات گوناگون است. فهم این نظریات که گاه پیچیده و مرتبط به حوزه های علوم اجتماعی وعلوم انسانی غرب است وقتی دقیق تروروشن ترصورت می پذیرد که این نظریه ها درچارچوبی درست وجایگاهی که مطرح شده اند،«نسبت به ما» و نه «نسبت به خودشان» بررسی گردند؛ به عبارت دیگر، فهم مرحله سوم، منوط به فهم مرحله اول و دوم و فهم بهتر دو مرحله اول، بعد ازشناخت و بازیابی مرحله سوم میسورمی گردد؛ لذا این سه مرحله هر چند دنباله روی یکدیگرند وهر یک بعد از دیگری مطرح می شوند، ولی به نظرمی آید درهرمرحله، دو مرحله دیگر نیز مستتر است.

برای ورود به بحث می توانیم از دو محورنظری وپژوهشیِ مشخص، تحقیق خود را آغاز نمائیم. در حقیقت ، در حوزه نظریه پردازی غرب پیرامون اسلام به طور عام، بیداری اسلامی به طور خاص و انقلاب اسلامی به طور اخص،دو موضوع می تواند به طور جدی مدّ نظر قرار گیرد: اول سیر نظریه پردازی های صدساله اخیر، پیرامون موضوعات مذکور(اسلام، بیداری اسلامی و نهضت های اسلامی) است که به نظرمی رسددراین مورد با گسترش و تعمیق علوم اجتماعی و سیاسی در غرب، این تجزیه وتحلیل ازحوزه تاریخی صرف، فراتررفته وبه سایر حوزه های جامعه شناسی، علوم سیاسی، فلسفه سیاسی وتاریخ تحولات سیاسی نیز معطوف گشته است. این مطلب مشتمل براین نکته است که اگر نگارش های غربیان پیرامون تحولات حرکت های اسلامی و یا تحولات ایران دردوران مشروطیت، دریک حوزه خاص مثلاً تاریخ ویا مردم شناسی ویا سیاست خارجی خلاصه می گشت، امروزمتفکرین غرب نه تنها تمامی دستمایه های علمی گذشته را درچشم انداز نگاه خود محفوط داشته اند، بلکه با توان وابعاد وابزار بالاتری درنوعی دیدگاه علمی فراترو گاه ترکیبی چند رشته ای و بین رشته ای، به نظریه پردازی می پردازند.

این مهم و غلبه این نگاه نسبت به نگاه علمی صد سال گذشته، امری است که کاملاً در بررسی های تحقیقاتی، پیرامون نگارش های حوزه آکادمیک غرب مشهود است. با این حساب می توان مدعی شد که غرب تمامی«حافظه تاریخی علمی» گذشته خود را با «تجارب سیاسی و اجتماعی» دهه های اخیر، در کنار «دستاوردهای عظیم دانشگاهی» در رشته های علوم اجتماعی، سیاسی وانسانی قرار داده است و تمامی آنچه را گفته شد، در «چارچوب های نظری» پیرامون شناخت شرق، اسلام و ایران وانقلاب اسلامی وبیداری اسلامی به کار می گیرد، این بارزترین واولین خصیصه ای است که می توان دربررسی ماهیت نظریه پردازی های غربی، پیرامون تحولات فکری اسلامیِ معاصر به دست آورد.

اگراین صورت مسئله وابعاد آن را به درستی بفهمیم و قبول نمائیم، می توانیم با اطمینان بیشتر و ارزیابی دقیق تری به سراغ مراحل بعدی پژوهش برویم؛ چرا که با قبول فرض مذکور،شناخت این سیر مطالعاتی یکصد ساله،تجارب اجتماعی و سیاسی به دست آمده وماهیت علوم اجتماعی و انسانی دهه های اخیر،گام هایی است که می بایست برداشته شود تا فهم آنچه که گفته شده ویا گفته می شود، به درستی معلوم گردد. البته آن چه ذکرشد، به این معنا نیست که تک تک نظریه های اِبراز شده ویا موضوعات علمی دانشگاهی،هریک به تنهایی این بارعظیم علمی وتجربه تاریخی و بین رشته ای را متحمل شده و حامل آن هستند؛ بلکه این مطلب به این موضوع معطوف است که هر چه از سده گذشته به طرف دهه های اخیر حرکت کنیم، این مطلب وضوح بیشتری می یابد و همچنین روح، قالب کلی و چارچوب نظری کلانی که در پس زمینه و لایه های پنهان و آشکار این نظریات است، حامل هر چه بیشتر این عناصر است و این نظریات جزء جزء معدل و گویای آن روح مشترک کلی محسوب می شوند.

محور دوم که درتکمیل شناخت محوراول می تواند مورد تحقیق قرار گیرد، محور مطالعاتی ویژه ای است که با نام «شرق شناسی» شناخته می شود. این مطالعات، نوعی روش و«جهان بینی» است که حاصل کار فکری غربیان درشناخت شرق است.

وقتی از شرق شناسی صحبت کنیم، جزء بزرگی از آن را اسلام و ایران تشکیل می دهد و به این ترتیب ما به نوعی مطالعه و یا زمینه های مطالعاتی می رسیم که دارای «قالب ها و فصاسازی های ویژه ای» است که اجزاء مورد تحقیق ما را آن طور و آن گونه که می خواهند، جابجا، ارزش گذاری، بازنمایی و بازسازی می کنند. مطالعات شرق شناسی دستکم پس ازنهضت مشروطیت آشکارتر شده است؛ ولی حضور و ظهور فرهنگی و فکری عمیق تر آن درچند دهه اخیر بروز بیشتری یافته است.آنچه ازحاصل این مطالعات به دست می آید،ترسیم«اصول شرق شناسی» به جای«اصول شرقی» است. با این وصف،این فضا و مقوله، خود را درجهت استفاده از«منابع تاریخی انقلاب اسلامی» و همچنین در زمینه «ماهیت انقلاب اسلامی»، به مرحله تئوری پردازی می رساند؛ محورها و خطوطی ترسیم می کند که بیش ازآنکه مربوط به حوزه شرق و اسلام باشد، مربوط به حوزه و دایره فکری غرب و مطلق بودن ابزارها وداده های علمی آن است.

اگرروزی مطالعات شرق شناسی، راهگشای سیاست غرب نسبت به شرق بوده است، به نظرمی رسد مطالعه درسیر تئوری پردازی های انقلاب اسلامی نیزمی تواند درسطح و فضای معاصر، گویای تکرار دوباره این موضوع برای غربیان باشد. مطالعات شرق شناسی، مؤید صورت سازی های ویژه غربی و به تصرف درآوردن مشرق و تاریخ و فرهنگ آن به عنوان مقدمه عظمت وقدرت جدید غرب می باشد. دراین نگاه، غرب، هویت و کمال خود را دراین «صورت سازی و مقدمه تصرف» می بیند و درنهایت ماده تصرف شده نه تنها «صورت غربی» به خود می گیرد، بلکه درحاشیه«تاریخ غربی» تحقیر می گردد.

آنچه گفته شد می تواند دردوره معاصر و در مقوله انقلاب اسلامی و سیر مطالعه و نظریه پردازی آن صادق باشد و مراحل و عناوین مذکور در مورد آن نیز به کار رود؛ چرا که احاطه بر سایر فرهنگ ها و تصرف آنها امری نیست که سودای آن به راحتی از دماغ غربی ها و نظریه پردازان آن بیرون رود.

اگر قبول کنیم که انقلاب اسلامی در جوهر و ماهیت خود ، تحولی است که از اساس، بیرون ازحوزه فکر و تمدن و حتی ارزش های غرب اتفاق افتاده است؛ آن وقت بهتر می فهمیم که چرا غربیان در مسئله تئوری پردازی و معرفی انقلاب اسلامی، بیشتراز خود ما به سایر فرهنگ ها مشتاق و کنجکاو و حریص هستند.

با توجه به اوضاع جهان معاصر ضروری است اهل علم و معرفت، هم برای سازگاری با جهان پیرامون خود و هم برای توسعه خویش، به نظریه پردازی اهتمام نمایند. این وضعیت برای جامعه ما یک ضرورت مضاعف است، هم به دلیل رسالتی که در قبال نوع انسان دارد و این رسالت برخاسته از نگاه مکتب اسلام به انسان و جامعه است و هم به دلیل موضع گیری جهان غرب در برابر جامعه ما که «امروز (روز) مخالفت همه جانبه ابرقدرت هاست با این ملت در همة مظاهر اسلامی اش». (امام خمینی، 1376، ص153) بر همین اساس نظریه پردازی به معنای تدوین اساس و پایه های اندیشه ای برای تحقق ارزش های انقلاب اسلامی از مسائل مهم ماست. ضروری است این نظریه پردازی با مبانی نگرشی و اعتقادی ما و فرهنگ اسلامی - ایرانی و مطابقت داشته باشد. پس ساخت بنیان های نظری و اندیشه ای لازم در راستای بازسازی و احیای تمدن ایرانی اسلامی صورت می گیرد، بدین معنا که هرچند ایجاد چنین بنیان های معرفتی بُعد انسانی و فرامرزی دارد، موضوع اصلی و اولیة آن ایران اسلامی است. این است که همواره بر قدرت منابع ایران برای ساخت تمدنی بزرگ تأکید شده است. (نصر، 1385، ص85)

پس اگر بخواهیم فرهنگ ایرانی- اسلامی و ارزش های برآمده از انقلاب اسلامی را در محیط بین المللی و عصر جهانی شدن گستره ای جهان شمول بخشیم، به فهم و درک جهان پیرامون باید دست بزنیم و در ارتباط با سایر جوامع مبنای کار را بر تعامل قرار دهیم. محور تعامل بر حضور پیوسته و مستمر و فعال و در عین حال متفاوت فرهنگ ها در متن جهانی شدن است. در تعامل اشاعة فرهنگی که به معنای اشاعة «سنت ها، اعتقادات، قصه های عامیانه» (صالحی امیری، 1386، ص43) است اهمیت می یابد. امروزه اشاعه به صور مستقیم، اجباری و غیر مستقیم (همان، ص44) راه هژمونیک شدن فرهنگ را هموار می سازد.

باید دانست توجه به مقولة نظریه پردازی در عرصه امور انسانی جامعه باعث می شود ما ناآگاهانه و بدون توجه به ارزش های پذیرفته خود به گزینش های سیاسی و فرهنگی در سطح جامعه و نظام بین الملل دست نزنیم. بر این اساس، توجه به چند نکته اساسی است:

یکم، نظریه پردازی، طبیعی ترین و مناسب ترین راه رسیدن به معرفت و کاربردی کردن آن برای انقلاب اسلامی و ارزش های آن است؛ زیرا این معرفت همچون میوه ای است که بر شاخسار درختی آشکار می شود و با ساختار آن و زمینی که در آن روییده هماهنگ است. در این عرصه کل معرفت بشری اعم از علم غربی و غیر آن به کار می آید و می تواند در نظریه پردازی مفید باشد.

البته باید توجه داشت علم غربی یا مدرن گاهی به صورت مفهومی به کار می رود که در معانی دانش و قدرت، آن طور که میشل فوکو توضیح داده است، هژمونی فرهنگ مسلط غربی را بازتولید می کند. این مفهوم مبتنی بر کدگذاری دوگانه غربی و غیر غربی است که بر اساس آن به اولی اصالت داده می شود و دومی کم اهمیت جلوه می کند؛ به عبارت دیگر بر اساس این مفهوم، دانش های محلی و بومی (دیگر) در مقایسه با دانش تکنیکی و مدیریتی غربی، کم ارزش واقع می شود. Pettinari, 2002, p 117)) پس اخذ علوم از جهان غرب همیشه نمی تواند مارا به مقصد برساند، مگر اینکه با مقتضیات ما هماهنگ شود و بُعد هژمونی قدرت غربی از آن زائل گردد و چهره ای انسانی و موجه یابد، یعنی از اصالت عقل جزوی بنیاد اندیش در تبیین عالم و ارائه طریق برای زندگی (زرشناس، 1381، ص24) فاصله بگیرد.

دوم، نظریه پردازی برای جامعه پس از انقلاب ما باید مبتنی بر مقتضیات زمانی و مکانی آن باشد و بعد غیر انسانی هژمونی قدرت و سلطه را به دنبال نداشته باشد؛ یعنی به ارزش های انقلاب و مبانی نظری آن متکی باشد. بنابراین اگر نظریه پردازی نیاز ثابت محسوب می شود، مقتضیات ابزارها و امکانات تغییرپذیر به شمار می روند؛ به تعبیر مرحوم مطهری«تبعیت کردن از مقتضای زمان و از تقاضای زمان یعنی در این زمان یک پدیده هایی پیدا شده است و چون این پدیده ها پیدا شده است، پس این قرن تقاضا دارد». (مطهری، 1368، ص84-185) بر این مبنا متقضیات جنبة ابزاری و آلی دارند. علامه طباطبایی بر این نکته اصرار دارد که «اختلاف بین دو عصر و زمان از نظر صورت زندگی در تمام مراتب و شئون زندگی جاری نیست، بلکه این اختلاف از نظر مصادیق و ابزار حیات است»(طباطبایی، 1390، ج 4، ص120)

سوم، نظریه پردازی برای بقای انقلاب و ارزش های آن و توسعة آنها یا همان تمدن سازی اسلامی - ایرانی باید متکی به ویژگی های فطری و طبیعی انسان باشد؛ یعنی با مقتضیات فطرت نوع بشر هماهنگ و سازگار باشد؛ ازاین روست که استاد مطهّری فطرت را «ام المعارف مسائل انسانی». (مطهری، بی تا، ص65) دانسته است. طبیعی است چنین تلاشی باید در چارچوبی فراگیرتر و انسانی تر که هم از قدرت و توان لازم برخوردار باشد و هم امکان تعامل منطقی و انسانی با دیگر معرفت ها و نظریه پردازی ها داشته باشد، صورت گیرد و این چارچوب از ارتباط فطرت انسانی با محیط و فرهنگ به وجود می آید؛ زیرا به تعبیر مطهری انسان نه ساخته و پرداخته به دنیا می آید و نه خالی و فاقد هر بعدی از ابعاد انسانی که تمام ابعاد انسانی را جامعه به او بدهد، بلکه انسان وقتی که به دنیا می آید بذر این امور انسانی در وجودش کاشته شده است؛ در جامعه اینها باید رشد کند؛ مثل زمینی که بذر در آن پاشیده اند و الان در درون این زمین وجود دارد، فقط احتیاج است به این زمین آب و نور و حرارت برسد و شرایط مساعد موجود باشد تا این بذر از درون رشد کند. (مطهری، 1383، ص253)

ما با درنظرگرفتن این سه خصلت است که نظریه پردازی و معرفت سازی در دایره ای گسترده تر و متکی بر فطرت نوع انسان و با عنایت به نیازهای انقلاب اسلامی و جامعه اسلامی از یک سو و جامعه جهانی از دیگر سوی تحقق می یابد.

پنجشنبه : 19 / 11 / 1402- 27 رجب 1445- 8 فوریه 2024

منابع

1- بشیریه، حسین ، انقلاب و بسیج‏سیاسى، دانشگاه تهران، تهران، 1372.

2- آرنت، هانا، توتالیتاریسم، ترجمه محسن ثلاثى، چ دوم، جاویدان، تهران،1366 .

3- ملکوتیان، مصطفی،کوهن، استانفورد، تئوری هاى انقلاب، ترجمه علیرضا طیب، چ سوم، پیک ایران، تهران، 1370.

4- ملکوتیان، مصطفى، سیرى در نظریه‏هاى انقلاب، قومس، تهران، 1372.

5- برینتون، کرین‏ ، کالبد شکافى چهار انقلاب، ترجمه محسن ثلاثى، نشر نو، تهران، 1370.

6- فولادى، محمد ، نگاهى به نظریه‏هاى انقلاب، فصلنامه معرفت، شماره 21، 1376.

7-آدمی ابرقویی، علی، درآمدی بر دانشگاه تمدن ساز اسلامی، بایسته های نظری، تهران: پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1387.

8- آزاد ارمکی، تقی، فرهنگ و هویت ایرانی و جهانی شدن، تهران: انتشارات تمدن ایرانی، 1386.

9- آزاد ارمکی، تقی، ، تفکر اجتماعی در ایران، تهران: انتشارات تمدن ایران، 1387.

10- آلبرو، مارتین، عصر جهانی، جامعه شناسی پدیده جهانی شدن، ترجمه نادر سالارزاده امیری، تهران: مؤسسه انتشاراتی آزاد اندیشان، 1380.

11- احمدی، حمید، بنیادهای هویت ملی ایرانی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1388.

12- ارشاد، فرهنگ، بومی شدن علم و سهم دانشگاه در این جریان، در کتاب دانشگاه، جامعه و فرهنگ انسانی، تهران: وزارت علوم تحقیقات و فناوری، 1378.

13- اسپوزیتو، جان ال (ویراسته)، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، چ 3، تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1388.

14- امام خمینی، سید روح الله موسوی، تفسیر سوره حمد، چ 3، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1376.

15- امام خمینی، سید روح الله موسوی، صحیفه امام، ج 22، چ 1، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378.

16- امام خمینی، سید روح الله موسوی، کلمات قصار، چ 6، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1376.

17- انسان شناسی در اندیشه امام خمینی، تبیان، آثار موضوعی، دفتر چهل و سوم، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1385.

18- بهنام، جمشید و رامین، جهانبگلو، تمدن و تجدد، تهران: نشر مرکز، 1382.

19- بیگدلو، رضا، باستان گرایی در تاریخ معاصر ایران، تهران: نشر مرکز، 1380.

20- تاجیک، محمدرضا، تجربه بازی سیاسی در میان ایرانیان، تهران: نشر نی، 1382.

21- پهلوان، چنگیز، فرهنگ شناسی، گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن، تهران: نشر قطره، 1382.

22- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، ج 12، چ 1، قم: مرکز نشر اسراء، 1378.

23- حسینی، سیدرضا (مترجم)، نظریه پردازی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1387.

24- خانیکی، هادی، گفتگوی تمدن ها مبانی مفهومی و نظری، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1384.

25- داوری اردکانی، رضا، فلسفه در بحران، تهران: انتشارات امیر کبیر، 1373.

26- خورسندی طاسکو، علی، علوم انسانی و ماهیت تمدن سازی آن، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1388.

27- دورانت، ویل، مشرق زمین گاهواره تمدن، ترجمه احمد آرام و دیگران، چ 5، تهران: علمی و فرهنگی، 1376.

28- رابرتسون، رونالد، جهانی شدن، تئوری های اجتماعی و فرهنگ جهانی، ترجمه کمال پولادی، تهران: نشر ثالث، 1380.

29- رجائی، فرهنگ، معرکه جهان بینی ها در خردورزی سیاسی و هویت ما ایرانیان، تهران: انتشارات احیای کتاب، 1376.

30- رجائی، فرهنگ، مشکله هویت ایرانیان امروز: ایفای نقش در عصر یک تمدن و چند فرهنگ، تهران: نشر نی، 1383.

31- زرشناس، شهریار، مبانی نظری غرب مدرن، تهران: کتاب صبح، 1381-

32- صافی گلپایگانی، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر(، قم: مکتب آیه الله لطف الله الصافی الگلپایگانی، 1380.

33- صالحی امیری، سیدرضا، مفاهیم و نظریه های فرهنگی، تهران: انتشارات ققنوس، 1386.

34- صنیع اجلال، مریم، فرهنگ و هویت ایرانی، تهران: مؤسسه مطالعات ملی، 1384.

35- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چ 2، قم: اسماعیلیان، 1390.

36- فرهنگی، علی اکبر و حسین صفرزاده، روش های تحقیق در علوم انسانی، چ 3، تهران: انتشارات برآیند پویش، 1381.

37- کاظمی، علی اصغر، بحران نوگرایی و فرهنگ سیاسی در ایران معاصر، تهران: نشر قومس، 1382.

38- گلدمن، لوئیس، نقد تکوینی، ترجمه محمد تقی غیاثی، تهران: مؤسسه انتشاراتی نگاه، 1382.

39- علمداری، کاظم، بحران جهانی و نقدی بر نظریه برخورد تمدن ها و گفتگوی تمدن ها، تهران: نشر توسعه، 1381.

40- متقی، ابراهیم، رویاروی غرب معاصر با جهان اسلام، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1387.

41- مجموعه مقالات جهانی شدن فرصت ها و چالش های فرا روی نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، تهران: انتشارات مطالعات راهبردی، 1382.

42- مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، قم: صدرا، 1368.

43- مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، چ 12، قم: صدرا، 1362.

44- مطهری، مرتضی ، فلسفه تاریخ، قم: صدرا، 1383.

45- ناظرزاده کرمانی، فرناز، فلسفه سیاسی فارابی، تهران: انتشارات دانشگاه الزهراء، 1376.

46- نصر، حسین، اسلام و تنگناهای انسان متجدد، ترجمه انشاءالله رحمتی، تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردی، 1383.

47- هودشتیان، عطا، مدرنیته، جهانی شدن و ایران، تهران: انتشارات چابخش، 1381.

48- یوکیجی، فوکوتساوا، نظریه تمدن، ترجمه چنگیز بهلوان، تهران: نشر گیو، 1379.

49- جمشیدی، محمد حسین / سبزی، داود، انقلاب اسلامی ایران و ضرورت نظریه پردازی، علوم سیاسی - دانشگاه باقرالعلوم (ع)» بهار 1392 - شماره 61.

50-bd Al-alim, Ali, The impact of colonialism on the Muslim Educational system in, al-tawwhid, vol. iv, no. 3, Rajaab - Ramaadam 1407.

51-Ameli,S. R, Global Space; Power and Powerlessness of Cultures, inrevistay Teoriade la Communicacain, 2003

52- Antweiler, c. Local knowledge and local Knowing, Anthropos, Vol. 93, 1998

53- Jenkins. R. Social Identity, London, Routledge , 1998.

54- Huntington , Sumuel, The clash of Civilization, Foreign Affairs, 71 (3)

55- Pettinari, P, Indigenous knowledge and Development, International Affairs Review , vol. x1, N 2, 2002



ارسال توسط افشار

اعتراف؛ حیرت و شگفتي نظریه پردازان غربی دربرابر انقلاب اسلامي

اسدالله افشار

يكي از بزرگترين و مهم ترين حوادث و رويدادهاي قرن بيستم ، وقوع انقلاب اسلامي در ايران است[1]. اين انقلاب به رهبري امام خميني (ره) توانست بسياري از معادلات جهاني و روابط قدرت هاي بزرگ را تغيير داده و تحولات گسترده اي در نظام بين الملل ايجاد نمايد. انقلاب اسلامي در دوران جنگ سرد و نظام دو قطبي به وقوع پيوست و به دليل ماهيت ديني و مذهبي خود نتايج و تاثيرات بسيار گسترده اي در جهان و به ويژه جهان اسلام ايجاد نمود و از اين حيث مي توان آن را در رديف بزرگترين رويدادهاي قرن بيستم قلمداد نمود. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، بستر مناسبي را براي آزمون پذيري نظريه هاي انقلاب ايجاد نمود و زمينه دگرگوني و تغيير بسياري از نظريه هاي انقلاب را فراهم نمود.

تحقق انقلاب اسلامی یکی از بزرگترین رخدادهای اجتماعی نیمه دوم قرن بیستم به حساب می آید که در نوع خود بی نظیر و منحصر به فرد بود ، به گونه ای که موجبات شگفتی همگان را برانگیخت و توجه جهانیان را به سوی خود جلب نمود.

این تحول و دگرگونی در نظام اجتماعی ایران در سال 1357 با تحولات حاصل در ساختار سیاسی و نظامهای حکومتی دیگر تفاوت اساسی داشت . این پدیده موجب شد تا نظام اجتماعی حاکم بر ایران به طور کامل دگرگون گشته و نظامی نوین با اهداف ، ارزش ها و ساختاری کاملاً متفاوت جایگزین آن شود و در نتیجه منشأ ظهور آثاری بس شگرف در ابعاد گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... گردد.

این حادثه بزرگ قرن ، از یکسو معادلات سیاسی استکبار را در ادامه سیاست سلطه و تقسیم استعماری جهان بهم زد، و از سوی دیگر یکی از استوارترین رژیم های وابسته را که از حمایت قدرت های بزرگ برخوردار بود، ریشه کن نمود . و در کشوری چون ایران ، با آن همه اهمیتی که از نظر استراتژیکی و اقتصادی برای قدرتهای بزرگ جهان داشت ، تحولی عظیم بوجود آورد.

مهمتر از این دو ، تأثیرگذاری روند انقلاب اسلامی به سطح آگاهی های عمومی ملت های مسلمان جهان به ویژه کشورهای اسلامی ، می باشد که خود زمینه تحولات سیاسی ، اجتماعی ریشه داری را در بین آنان فراهم آورد.

به اعتراف تحلیل گران سیاسی؛ ویژگی های انقلاب اسلامی از قبیل : برخورداری از جهان بینی الهی، ماهیت ایدئولوژیکی ، قدرت رهبری ، تفکر و اندیشه مبتنی بر دین و مشارکت عظیم مردم، موجب شد بسیاری از تحلیل ها، تئوریها وپیش بینی های صاحب نظران سیاسی بی اعتبارگشته ومجبور به تجدید نظردرتئوری های خود شدند.

همان گونه که بیان شد انقلاب اسلامى ایران از بدو پیروزی و تا امروز که در چهل و پنجمین سالروز حیات سیاسی خود قرار دارد، یکى از رخدادهاى بى نظیر دوران معاصر و فجر جدیدى در تاریخ بشریت است که منشأ آثارى بس شگرف در ابعاد فرهنگى، سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و... در داخل و خارج از ایران گشت. به یقین شجره طیبه این انقلاب با بهره گیرى از چشمه زلال معارف و اعتقادات دینى مردم نستوه و فداکار ایران و با تکیه بر ریشه هاى استوار پیشینه فرهنگى و سیاسى و اجتماعى آنان بارور و پرثمر گشت. ضرورت بررسى چیستى و نیز علل و عوامل ظهور این پدیده و شناخت آثار و برکات آن بر کسى پوشیده نیست.

خصوصیات منحصر به فرد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامى خصوصیات منحصر به فردى دارد که آن را از دیگر انقلاب هاى جهان ممتاز مى سازد و مفهوم جدیدى از انقلاب به دست مى دهد. برخى از این خصوصیات از نظر خلف صالح معمار بزرگ انقلاب اسلامى از این قرارند:

1 ـ برخوردارى از پشتوانه عظیم فلسفه و فقه و معارف شیعه در طول هزار سال،

2 ـ انقلاب اجتماعى همه جانبه همراه با تحول بنیادین در زندگى انسان ها،

3 ـ استوارى بر پایه فرهنگ و اعتقاد و ایمان در مراحل اوج گیرى و سازندگى انقلاب،

4 ـ بهره مندى از رویکرد ارزشى و هدف گیرى اصلاح مفاسد جهانى و بشرى،

5 ـ حاکم سازى فرهنگ توحیدى به جاى فرهنگ الحادى و استبدادى،

6 ـ شکل گیرى بر مبناى نظم و انضباط انقلابى.

با توجه به این خصوصیات است که انقلاب اسلامى یک تفسیر اسلامى و الهى بوده و به معنى احیا و زنده کردن دوباره اسلام است؛ چنان که رهبر معظم انقلاب مى فرماید:

انقلاب یک تفسیر اسلامى و الهى است. ما انقلاب را یک تحوّل اخلاقى، فرهنگى و اعتقادى مى دانیم که به دنبال آن ها تحول اجتماعى، اقتصادى و سیاسى و آنگاه رشد همه جانبه ابعاد انسان ها مى آید. همان طور که در آیه قرآن است «ان الله لایغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم» هر وقت انسان ها خصلت هاى بد، ضعف ها، نقص ها و بى ایمانى ها را در خودشان تغییر دادند، اوضاع و احوال اجتماعى آنها تحول پیدا خواهد کرد. هیچ چیز هم جلوگیر آن نخواهد بود. براى شروع این حرکت و تحول همگانى، انسان ها باید احساس تکلیف کنند.[2]

اهداف انقلاب اسلامی

با نگاهی گذرا بر تاریخ ، روند و بستر شکل گیری و تکوین انقلاب اسلامی ، هدف اصلی و اصیل این نظام نوین، احیای اسلام و ارزش های دینی و حاکمیت بخشیدن به دین الهی، فارغ از هر گونه گرایش و تأثیر پذیری از مکتب های بشری، در جامعه بود. جامعه ای که سال های سال زیر سلطه و اقتدار صاحبان زر و زور و تزویر قرار داشت. البته در کنار این آرمان بزرگ، اهدافی مانند عدالت اجتماعی، آزادی خواهی، استقلال در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، فکری و ...، نیز وجود داشت ، که همه این اهداف نیز در قالب اسلام، معنای واقعی خود را در انقلاب اسلامی پیدا می کند.

انقلاب اسلامی و تئوری های ناتمام

انقلاب اسلامی ایران در مقطعی از تاریخ رخ داد ، و اندیشه دینی و تفکر معنوی اسلامی را در سرلوحه حرکت و مبارزه خود قرار داد، که در معادلات سیاسی، جهان به دو قطب شرق و غرب تقسیم شده بود یعنی در یک طرف جهان کمونیست با اندیشه مارکسیستی و در طرف دیگر نظام کاپیتالیست (سرمایه داری) با اندیشه سکولاریسم و لائیک، حاکم بود. که در هر دو تفکر حاکم، جایی برای دین وجود نداشت. در تفکر کمونیستی که «دین افیون ملت ها شناخته شده است» و در اندیشه نظام سرمایه داری نیز «جدایی دین از سیاست» به عنوان شعار اصلی در نظر گرفته شده بود. در تطبیق تئوری های مرسوم و رایج انقلاب به انقلاب اسلامی، بسیاری از نظریه پردازان دچار مشکل گردیده و مجبور به رفوکردن و ترمیم های پی در پی و متعددی در تئوری های خود گشتند.

انقلاب و تحولات اجتماعي در جوامع مختلف بشري

انقلاب و تحولات اجتماعي همواره در جوامع مختلف بشري و در طول تاريخ زندگي بشر ، حادث شده است و آدمي براي تغيير وضع موجود تا رسيدن به وضع مطلوب همواره در تلاش و كوشش بوده است . تكاپوي انسان در رسيدن به كمال مطلوب ، انديشه ظرف مناسب اين پويش را در ذهن او متبادر ساخته و آدمي براي رسيدن به آن كمال ، نيازمند به محيط اجتماعي مطلوب ، انساني و متكي بر قوانين لايتغير الهي بوده ، اين كمال جويي و خداخواهي فطري او پايه و اساس همه حركات ، جنبشها و انقلابات است . خواه اين انقلابات به نام طبقه كارگر، به نام آزادي، به نام بورژوازي و يا مستقيما به نام پروردگار باشد، نهايتا خواست فطري انسان برآزادي خواهي، عدالت جويي و برابري طلبي است وتقريبا همه انقلابات دررأس خواسته هاي خودآزادي، عدالت و برابري را قرار داده اند.

انقلاب اسلامي ايران ؛ مورد توجه صاحب نظران دنيا

انقلاب اسلامي ايران ، به عنوان يكي از شكوهمندترين انقلابات دنيا و به عنوان يكي از بزرگترين و فراگيرترين آنها ، در دنيا ، همواره مورد توجه صاحب نظران بوده است . به اين خاطر تحليل ها ، تبيين ها و توصيف هاي متعددي از آن به عمل آمده است . بديهي است كه همه تبيين ها و تحليل ها مستدل، منطقي و همه جانبه نبوده و كاستي ها و نواقصي را نيز در بردارد.

اين مسأله نخست به دليل فطرت پديده هاي اجتماعي است كه ديد محدود آدمي به مكان و زمان را، به روي همه عوامل و شرايط مؤثر بر يك پديده نمي گشايد و دوم به دليل اين كه كانال دريافت مواد اوليه تحقيق درباره انقلاب اسلامي هر يك از تحليلگران متفاوت بوده و بعضا پيشداوري ها و پيش فرض هاي نادرست نيز بر اين «جامع نديدن» نقش داشته است. ضمن اينكه پديده انقلاب اسلامي با عظمت و پيچيدگي و چند لايه اي بودنش، امكان يك بررسي همه جانبه بي طرفانه، علمي و مستدل را كمتر فراهم مي كند و يا حداقل به ظرف زماني چندين ساله و مطالعه منابع بسيار و برخورداري از دانش هاي مختلف جامعه شناسي، تاريخ فلسفه، علوم ديني، علوم تربيتي، سياسي و علم روان شناسي است كه نياز به يك گروه تحقيقي كارآزموده و علاقه مند را طلب می کند؛ چرا كه تحقيق در این زمینه آن هم در 45 سالگی حیات سیاسی انقلاب اسلامی، از نوع يك تحقيق ميان رشته اي است كه با همكاري تنگاتنگ همه متخصصان امور فوق امكان پذير و ميسر مي شود.

نقش انقلاب اسلامي درعرصه نظريه پردازي انقلاب

بطوركلي تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، ديدگاه علمي غالب نظريه پردازي هاي انقلاب اين بود كه انقلاب پديده اي متعلق به مدرنيته است كه به كاهش نقش مذهب در جامعه يا سكولاريزه شدن جامعه، افزايش توقعات فزاينده اقتصادي و عدم نوسازي سياسي معطوف است. اما پيروزي انقلاب اسلامي تحولات گسترده اي در نظريه هاي انقلاب به وجود آورد و موجب گرديد مفاهيمي كه تا پيش از اين در نظريه پردازي ها مورد توجه قرار نمي گرفت، بطور فعال در عرصه نظريه پردازي در حوزه انقلاب وارد شود.

انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلاب هاي ديگر جهان از يك سلسله ويژگي ها، امتيازات اصولي برخوردار است كه از نظر فرهنگ، دانش و تئوري انقلاب آن را در رديف بالاي پديده هاي سياسي بزرگ و انقلاب هاي مهم جهان قرار داده است. انقلاب اسلامي ايران سه مفهوم بديع را وارد عرصه نظريه پردازي انقلابات نمود و تحولي شگرف در حوزه نظريه پردازي انقلابات به وجود آورد، اين سه مفهوم عبارتند از:

۱) رهبري مذهبي؛ ۲) ايدئولوژي اسلامي؛ ۳) بسيج اقشار مختلف مردم.

تأثير شخصيت حضرت امام خميني (ره) در انقلاب اسلامي

رهبري در انقلاب اسلامي مسأله اي برتر از اين مقام و منزلت است. چنان كه روند انقلاب اسلامي از آغاز نهضت تا پيروزي نشان مي دهد أثير شخصيت حضرت امام خميني (ره) در انقلاب اسلامي بيش از نقش يك رهبري بوده است. چهره امام خميني (ره) پيش از آن كه به عنوان رهبر نهضت در نظر آورده شود بيش از هر چيز به منزله يك مرجع تقليد بود و مردم ايشان را به عنوان يك مرجعيت ديني مي شناختند، تاريخ ايران مشحون از حضور روحانيون و مجتهدان بزرگي است كه همت خود را صرف بيداري و آگاه سازي مردم نموده اند، اما امام خميني (ره)، مجتهد و فقيه بي بديلي بود كه با تكيه بر دو پايه مقتضيات زمان و مكان در قرن افول دينداري و معنوي، انقلابي را به نام خدا در ايران و به پيروزي رسانيد كه بسياري از صاحب نظران برجسته دنيا، قرن بيستم را قرن «خميني» (ره) ناميدند.[3]

امام خميني (ره) با طرح نظريه ولايت فقيه معتقد بودند كه در زمان غيبت حضرت قائم (عج) مرجعيت ديني بايد در امر حكومت و سياست وارد شود و براي تشكيل حكومت اسلامي اقدام نمايد. حضرت امام خميني ضمن مباحث استدلالي بر روش متقن فقهي، به برنامه ريزي عملي براي تحقق ولايت فقيه در امر حكومت با طرح راه هاي مشخص و عملي نيز توجه خاصی داشتند.

انقلاب اسلامی ایران؛ نقطه آغاز خیزش بیداری اسلامی

انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه آغاز خیزش بیداری اسلامی در نیمه دوم قرن بیستم، شروع دوره جدیدی از ظهور اسلام با رویکرد سیاسی را برای جهان اسلام نوید داده و پیروزی برجسته ترین حرکت اسلامی در این دوره، سایر حرکت های اسلامی در جهان اسلام را به تکاپو واداشت. ذکر این نکته ضروری است که میزان تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر همه جوامع اسلامی یکسان و یکنواخت نبوده، بلکه با توجه به اوضاع خاص هر منطقه و نیز قرابت های فکری، فرهنگی و جغرافیایی، درجه تأثیرآن متفاوت بوده است و هر اندازه که ملت ایران در نیل به اهداف انقلابی خود با ملت های دیگر وجه اشتراک داشته اند، به همان نسبت استقبال از این انقلاب گسترده تر بوده است. به طور کلی آنچه که بر همگان روشن و واضح است، این است که انقلاب اسلامی ایران تأثیرهای گسترده ای را در ورای مرزهای خود داشته و با توجه به پیروان و هواخواهانی که پیدا کرد و به عنوان یک نیروی قابل محاسبه توسط دولت های خارجی و همچنین دولت های منطقه عنوان شده است؛ بدان خاطر که «انقلاب اسلامی در ایران به دلیل جذابیت شعارها، اهداف، روش ها، محتوا، نتایج و سابقه مشترک دینی و تاریخی و شرایط محیط منطقه و بین المللی، پدیده ای تأثیر گذار در جهان اسلام بود.[4]

به چالش كشيده شدن فلسفه سيا سي غرب

انقلاب اسلامي ايران پرسشي مهم در ذهن انسان غربي ايجادكرده است. كثرت كتاب ها، پايان نامه ­ها، مقاله ها،كنگره ها وهمايش هايي كه تا كنون ازجانب غرب درباره انقلاب اسلامي به ثبت رسيده است،بهترين مؤيد اين ادعاست.اين درحالي است كه غرب به دليل ساحت تنگ مادي كه درآن شكل گرفته وقوام يافته است، هرگزنتوانسته ونخواهدتوانست كه حداقل ساحت قدسي ومعنوي انقلاب اسلامي را ـ كه جوهره واساس آن است ـ فهم كند. فلسفه سياسي انقلاب اسلامي ايران خود را با فلسفه سياسي غرب درگيركرده است و از بنيان، پيش فرض ها،مباني،اصول،متدوغايات،آن را به چالش كشيده است.اين چالش به قدري سريع ودر عين حال،فراگير بوده است كه در غرب، نظريه پردازان انقلاب ها را با حيرت و سرگرداني روبه رو كرده است.«درواقع،مطابق نبودن وناسازگاري پاره اي ازتئوري هاي انقلاب، برانقلاب اسلامي، نظريه پردازان بسياري را دچارمشكل وبه تعبير لاكاتوش، آنان را مجبوربه رفو كردن وترميم هاي متعددي درتئوري هايشان كرد.»

اين اعتراف ها فقط به بخشي ازاين واقعيت اشاره دارد: تدا اسكاچ پل كه قبل ازانقلاب اسلامي، بر اساس نظريه ساخت گرايانه خود به تحليل انقلاب هاي اجتماعي مي پرداخت،پس ازآن،به شكست نظريه خويش اعتراف مي كند ومي نويسد:

سقوط شاه ايران و به راه افتادن انقلاب ايران موجب تعجب ناگهاني ناظران خارجي ـ ازدوستان آمريكايي شاه گرفته تا روزنامه نگاران ومتخصصان سياسي و متخصصان علوم اجتماعي ازجمله افرادي مانند من كه متخصص مسائل «انقلاب» هستم ـ شد. اين انقلاب بي شك شرايط يك «انقلاب اجتماعي»راداراست.با وجود اين، وقوع آن بويژه درجهت وقايعي كه منجربه سقوط شاه شدند، انتظارات مربوط به علل انقلاب ها را كه من قبلاً درتحقيق تطبيقي ـ تاريخي ام درباره انقلاب هاي فرانسه،روسيه وچين تكامل وتوسعه بخشيده ام زيرسؤال برد.نكته جالب توجهي كه اسكاچ پل مطرح مي كند،سرگرداني وحيراني تحليلگران غربي وتحقق نيافتن پيش بيني آن ها حتي درادامه واستمرارانقلاب اسلامي است.وي درباره نوع تحليل ها وپيش بيني هاي تحليلگران غرب درباره آينده، پس ازپيروزي انقلاب ايران مي نويسد:

«بسياري ازناظران غربي اميدواربودند كه ليبرال هاي متمايل به غرب، رژيم سياسي جديد را شكل دهند. سپس، درحالي كه سال ۱۹۷۹ سپري مي شد،ليبرال هاي جبهه ملي درهمه زمينه ها مغلوب روحانيان وديگرمردم طرفدار يك جمهوري اسلامي قاطع شدند. در اين جمهوري براي يك رهبرمذهبي عالي، قدرت هاي فوق العاده درنظرگرفته شده بود.»

«رابرت. دي. لي» پروفسور علوم سياسي در دانشگاه كلرادو نيز،دراين باره مي نويسد:«انقلاب اسلامي پيچيده واسرارآميزبه نظرمي رسد، مساوات طلب است، اما درعين حال، سنتي نيز به نظر مي رسد. بيگانه گريز است،اما بندرت انزواگراست وهمانند انقلابهاي فرانسه،روسيه ويا تجربه آمريكا نيست. نظريه هاي علوم اجتماعي درباره نوسازي،خواه ماركسيست،خواه ملهم ازسرمايه داري ليبرالي نتوانستند وقوع آن راپيش بيني كنند وهنوزتوضيح قانع كنندهاي براي آن نداده اند. تنها دردل تاريخ اسلام،مي توان معنايي براي اين جنبش عظيم،كه جهان اسلام رادرنورديده است،پيدا كرد.»

فواز اي. جرجيس مي نويسد:«گري سيك ـ عضو ستاد كميسيون امنيت ملي در امور ايران و معاون ارشد برژينسكي درطول بحران گروگانگيري درايران ـ بر اين باور است كه هسته اصلي برداشت نادرست ايالات متحده ازايران يك شكاف عميق فرهنگي است؛ شكافي كه مبتني بر تضاد بين دو نظام ارزشي ومفاهيم جهاني ـ يعني جهان بيني خدا سالاري اسلامي امام خميني (ره) در مقابل جهان بيني اساساً سكولارغربي كارتر ـ است.

دراين باره، سيك اذعان مي كند كه مقام هاي آمريكايي [پذيرشِ] فراخوان [امام] خميني (ره) براي تأسيس يك دولت اسلامي را محال يافتند، زيرا اين امر، با سنت غربي انقلاب هاي مذهب زدا در كل تاريخ مغاير بود.»

نيكي آر كدي مي نويسد:«انقلاب ايران حتي با الگوها و انتظارات كساني كه ازاوضاع ايران بخوبي مطلع بودند نيز سازگار نبود. پيش تر در كجاي جهان ديده شده بود كه رهبر يك مذهب جا افتاده، سردمدارپرشور وپرآوازه يك انقلاب برضد يك حكومت سلطنتي شود،آن هم حاكمي كه مدعي حقانيت خود وپيوندش با گذشته ملّي سرزمين اش وحقانيت برنامه هاي اصلاحي خويش بود؟»

برخي ازنويسندگان داخلي نيزدرتحليل خود از انقلاب اسلامي به گيجي و حيرت غرب دربرابر آن اعتراف كرده اند.براي نمونه حميرا مشيرزاده مي نويسد: «با وجود وسعت تلاش هاي علمي براي نظريه پردازي درباره انقلاب كه علي القاعده بايد به پيش بيني پذيري اين پديده منتهي مي شد، كمتر كسي قبل ازشروع ناآرامي هاي منتهي به انقلاب اسلامي در ايران و حتي تا مدت ها پس از بركناري شاه، سقوط نظام پادشاهي وتشكيل نظام جديد جمهوري اسلامي به جاي آن، حتي امكان ايجاد تزلزل در«جزيره ثبات» خاورميانه را پيش بيني مي كرد.»

منصورمعدل مي نويسد: «انقلاب ايران نوعي بي هنجاري وسردرگمي جدي را براي بسياري از نظريه هاي موجود انقلاب به وجود آورده است. انقلاب ايران بدون آن كه دولت از هم پاشيده باشد، اتفاق افتاد، بدون آن كه با بحران هاي جدي اقتصادي يا سياسي مواجه شده باشد، حتي بدون وجود گروه يا طبقات مشاركت كننده اي كه داراي منابع سازماني ضروري براي از كار انداختن قدرت مهيب دولت باشند.»

با وجود اعتراف نظريه پردازان غرب مبني برحيرت و شگفتي در برابر انقلاب اسلامي، آن ها از وجوه متفاوت در باره انقلاب اسلامي نظريه پردازي كرده اند و اغلب يا ازسر جهل و يا از سرتجاهل به نتايج غيرواقعي وتحريفي رسيده اند.

چهارشنبه : 18 / 11 / 1402- 26 رجب 1445- 7 فوریه 2024

منابع

1. دلاوری، ابوالفضل. (1369 1370). «نوسازی در ایران: موانع و تنگناهای نوسازی سیاسی و اقتصادی تا پایان عصر قاجار». رسالة فوق لیسانس. دانشگاه تهران: دانشکدة حقوق و علوم سیاسی.

2. فرهی، فریده. (تابستان 1375). «فروپاشی دولت و انقلابهای شهری: تحلیل تطبیقی از انقلابهای ایران و نیکاراگوئه». راهبرد، ش 10.

3. «نظریة اسکاچپول وانقلاب اسلامی». پژوهشنامه متین، ش 1. (زمستان 1377).

4.هادیان، ناصر. (1375). «نظریة اسکاچپول و انقلاب اسلامی ایران». راهبرد. ش 9.

5.ریشه های انقلاب ایران، ترجمه عبدالرحیم گواهی، چ3، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،1381.

6. مطالعه تطبیقی انقلاب های ایران،ترجمه فردین قریشی،مندرج در: متین، س 1، ش 1، 1377.

7. چراییِ انقلابی شدن ایران،ترجمه فردین قریشی، متین، سا ل اول، شماره 2، 1378.

8. نجفی،موسی،نظریه پردازی مدرن وفلسفه انقلاب اسلامی، مجله آموزه، شماره 7.

9.آقایی، مینو. (74 1373). مسألة استقلال نسبی دولت در ایران. رسالة فوق لیسانس. دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.

10.بشیریه، حسین. (1374). جامعه شناسی سیاسی. تهران: نشر نی.

11.عتیق پور، محمد. (تیر 1358). نقش بازار و بازاریها در انقلاب ایران. بی جا: بی نا.

12.کاتوزیان، محمد علی همایون. (1372). اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلسلة پهلوی. ترجمة محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی. تهران:نشر مرکز.

13.مشیرزاده، حمیرا. (بهار 1374). «ساختار استبدادی حکومت پادشاهی و عدم رشد بورژوازی در ایران». مجلة راهبرد.

14. مور، برینگتون. (1369). ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی. ترجمة حسین بشیریه. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

15. آبراهامیان ، یراوند، ایران بین دو انقلاب ، ترجمة کاظم فیروزمند، حسن شمس آور و محسن مدیر شانه چی ، چ2 ، تهران ، مرکز، 1378 .

16. آل احمد، جلال ، در خدمت و خیانت روشنفکران ، بهروز، 1357.

3. اسکاچ پل ، تدا، حکومت تحصیل دار و اسلام شیعه در انقلاب ایران، ترجمة امین زاده ، مندرج در: راهبرد، ش9، 1375.

17. بشیریه ، حسین ، انقلاب و بسیج اجتماعی ، چ 2 ، تهران ، دانشگاه تهران ، 1374 .

18. پدرام ، مسعود، روشنفکران دینی و مدرنیته ، چ 2، تهران ، گام نو، 1383.

19. جانسون ، چالمزر، تحوّل انقلابی ، ترجمة حمید الیاسی ، چ1، تهران ، امیرکبیر، 1363.

20. افشار، اسدالله، ضرورت تأمل و با زنگری درنظریه های انقلاب، تهران: سفيرارد هال، 1391.

22. زرشناس، شهریار، مبانی نظری غرب مدرن، تهران، کتاب صبح، 1381.

23. زیباکلام، صادق، مقدمه ای بر انقلاب اسلامی، چ 4، تهران، روزنه، 1380.

24. روحانی،سیدحمید،بررسی وتحلیلی از زندگی امام خمینی، چ 2،تهران،مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374.

25. کدی، نیکی.آر،ایران دوران قاجاروبرآمدن رضاخان،ترجمه مهدی حقیقت خواه،تهران، ققنوس، 1381.

26. آژند، یعقوب،تاریخ نگاری غربی ها درزمینه تاریخ معاصرایران، مندرج در: تاریخ نگاری در ایران ، تهران، گستره، 1380.

27. کدیور جمیله، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، تهران؛ نشر اطلاعات، :1379 .

28. محمدی محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی:1385

29. حشمت زاده محمد باقر، تاثیرات اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی، تهران؛ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، :1385 .

30. محمدی؛ منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی:1385 .

31. کدیور جمیله، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، تهران؛ نشر اطلاعات :1379 .

32. ملکوتیان مصطفی، تاثیرات منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره 61، :1382 .

33- شفیعی؛ احمد. انقلاب اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب. فصلنامه حصون. شماره 7 . قم: پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

34- دارابي؛ علي. ۲۵ گفتار پيرامون انقلاب اسلامي ، هماهنگ (وابسته به شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی). 1382.

35. Foran, John. "A Theory of Third World Social Revolution: Iran, Nicaragua and Elsalvador. Campared" Critical Sociology, April 1993, 67.

36. Goldston, Jack. "Theories of Revolution: The Third Generation" World Politics, 32 (April 1980), 187-207.

Skocpol, Theda, State and Social Revolutions, Cambridge University Press, 1979, 1-4. 37

Ahmad, Eqbal. (1982). “Comments on Skocpol”. Theory and Society. No. 11 38.

39. Foran, John. (1993). Fragile Resistance: Social Transformation in Iran from 1500 to the Revolaution. Boulder: westview Press.

40. Moaddel, Mansoor. (1986). A Sociological Analysis of the Iranian Revolution. Ph.D. Dissertation, Department of Sociology. University of wisconsin – Madison.

41- Skocpol, Theda. (may 1982). “ Rentier State and Shi’a Islam in the Iranian Revolution”. Theory and Society. Vol. II.


[1] - نخستین گام در مطالعه هر پدیده، تبیین مفهومى آن است. شاید به تعداد اندیشمندانى که در مورد انقلاب قلم زده اند، تعاریفى از انقلاب ارائه شده باشد. این تعاریف کم و بیش وجوه اشتراک و اختلاف نسبت به یکدیگر دارند و هر یک از آنها زاویه اى از زوایاى انقلاب را آشکار مى سازد. آنچه مسلم و قطعى است این که بر روى هیچ تعریف مفهومىِ رضایت بخش و مورد پذیرش عموم، اتفاق نظر وجود ندارد. در کالبدشکافى تعاریف انقلاب به مؤلفه هایى نظیر دگرگونى بنیادین و ساختارى، تغییر نهادها، جابه جایى نخبگان، خشونت و بى نظمى و... برمى خوریم که بر اساس تحلیل انقلاب هاى جهان، در تعریف انقلاب جاى گرفته اند. وقوع انقلاب اسلامى ایران که یکى از بزرگ ترین پدیده هاى تاریخ در قرن بیستم بوده و در زمره مهم ترین جنبش هاى سیاسى ـ اجتماعى به شمار مى آید، تعاریف موجود و نیز نظریه هاى انقلاب را به چالش کشید و ضرورت ارائه تعریف جدیدى از انقلاب را به دنبال آورد. وجه عدم اتفاق نظر در درک مفهومى انقلاب، مربوط به پیچیدگى آن به عنوان یک پدیده اجتماعى است که به پیچیدگى و ناشناختگى انسان برمى گردد. با این وجود گفتنى است که شاید بتوان از طریق درک اشارت و رمزهاى ضمنى اینگونه دگرگونى ها، به تصورى رضایت بخش از معناى انقلاب دست یافت.( شفیعی؛ احمد. انقلاب اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب. فصلنامه حصون/ 1385 / شماره 7 . قم: پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه )

[2] - شفیعی؛ احمد. انقلاب اسلامی از منظررهبرمعظم انقلاب. فصلنامه حصون/ 1385 / شماره 7 . قم: پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه.

[3] - دارابي؛ علي(1382) . ۲۵ گفتار پيرامون انقلاب اسلامي ، هماهنگ (وابسته به شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی). ص ۹ .

[4] - اسپوزیتو؛ جان ال( 1382). انقلاب اسلامی و بازتاب جهانی آن. ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران/ 244.



ارسال توسط افشار

انقلاب اسلامی ایران؛ انقلاب فكرها، انديشه ها و نظریه ها

اسدالله افشار

انقلاب اسلامی با تمام فراز و نشیب هایش، با تمام مرارت ها و سختی هایش در میان اشک ها و لبخند های تلخ و شیرینش 45 سالگی خود را جشن گرفته و به کوری چشم دشمنانش در میان همه دشمنی‌های پر تلاطم و در میان موج‌های خروشان دریای طوفان زده، سیاه نمایی ها و دسیسه‌ها و توطئه‌‌های بسیاری را ( به اذعان و اعتراف صریح کارشناسان و تحلیل گران داخلی و بین المللی) پشت سر گذاشته، و با توفیق‌ها، دستاوردها و پیشرفت‌ها بسیار وارد چهل و ششمین سال حیات سیاسی خود می شود تا با بالندگی؛ کشتی انقلاب را به ساحل امن برساند و قله های پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح کند.

مردم فهیم ایران با توجه به ارعاب ها و فشارهای شدیدتهدید نظامی،جنگ،ترورها،‌تحریم‌های اقتصادی، ضعف‌ها، کمبودها، فسادهای سیاسی و اقتصادی واداری، تبعیض ها، نابرابری ها، ناکارآمدی مدیران نالایق لمپن و...تا به امروزبا تمام نقدها و انتقادات بجا و درستشان به خاطرحق بزرگترکه همانا انقلاب اسلامی باشد ایستاده اند. درود براین مردم بیدار و هشیار که با لبیک به امام خمینی(ره) دست از انقلاب امامشان نکشیده اند اما از مطالبه گری خود هم غافل نشده و به دنبال احقاق حقوق قانونی خویش در چارچوب قانون در همه عرصه ها، خصوصا اقتصادی،رفاهی، معیشتی، بهداشتی و درمانی هستند؛ لذا بر مسئولان حکومت و حکمرانان فرض و واجب است در چهل و پنجمین سالروز حیات انقلاب اسلامی مطالبات مردم را جدی تلقی کرده و ضمن احترام به حقوق شرعی و قانونی آنان در جهت حل مشکلات ایشان و رفاهشان گام های بلند قابل درک و ملموس بردارند تا مانع از توطئه ها و دسیسه ها و سیاه نمایی های دشمنان این مُلک و ملت گردد.

اکنون درخصوص انقلاب اسلامی که توانست تئوری های کلاسیک و مدرن انقلاب را دگرگون نماید، مطالب و مباحثی را از منظر و نگاه صاحب نظران در این زمینه؛ مطرح و یادآور خواهیم شد.

انقلاب،از مهم ترین پدیده های اجتماعی

انقلاب، از مهم ترین پدیده های اجتماعی است که به ندرت اتفاق می افتد .بررسی تاریخی نشان می دهد، هرقدر به زمان حاضر نزدیک شده ایم،ازتعداد انقلاب های اجتماعی کاسته شده است.تا جایی که برخی سخن از پایان انقلاب گفته اند وعمرآن را به خصوص درقرن بیست و یکم به سر آمده تلقی کرده اند.با این حال تفکر و تأمل نظری درباره این پدیده نه تنها افول نکرده است؛ بلکه هر روز شاهد افزایش حجم تحقیقات و پژوهش ها و رشد اطلاعات دراین باره هستیم. فراوان آثاری را می بینیم که انقلاب های اجتماعی، به خصوص انقلاب های بزرگ را مورد بازبینی و تحلیل قرار می دهند. پرسش زمانی عمیق ترمی شود، که می بینیم در میان این انقلاب ها، آخرین انقلاب بزرگ؛(1) یعنی انقلاب اسلامی ایران،حجم زیادی از پژوهش های غربی را به خود اختصاص داده است. اگرهدف نظریه و نظریه پردازی رساندن کثرت به وحدت باشد و بپذیریم که نظریه پردازی انقلاب برای نظام مند کردن افکار و اذهان، در قدم اول پیرامون یک انقلاب و در مرحله بعد همه انقلاب ها، شکل گرفته است،(2) چه وحدتی می توان میان یک انقلاب دینی وچندین انقلاب غیردینی یا سکولار در نظر گرفت.به ویژه زمانی که به گفته بسیاری ازصاحب نظران،انقلاب ایران چالش های بزرگی فراروی اصول تفکراجتماعی درالگوی غربی آن، پدیدآورده است. به راستی چه نیازی را این نظریه پردازی وبازبینی برآورده می سازدکه چنین گسترده بدان پرداخته شده است. آیا ناسازگاری محوری متغیرهای این انقلاب با انقلاب های دیگر، مجال همانند سازی و وحدت یابی را به پژوهش گران غربی انقلاب اسلامی خواهد داد.یا آن که برای نجات الگوها ومدل های خود ناگزیرند دست به تقلیل و تفسیر متغیرهای ناسازگار بزنند. به نظرهمین سرّ گستردگی میل به پژوهش و نظریه پردازی غربی ها درباره انقلاب اسلامی است.

پیشینه نظریه پردازی درباره انقلاب

پیشینه نظریه پردازی درباره انقلاب را تا زمان ارسطو(3) امتداد داده اند؛ اما قرن بیستم چه از نظر تعداد انقلاب هایی که درآن اتفاق افتاده وچه ازنظرتعدد تئوری هایی که ازسوی اندیشمندان علوم اجتماعی درخصوص انقلاب مطرح شده است،درمقایسه با قرون پیشین،کاملاًممتاز است.درزمینه انواع نظریه های انقلاب،درقرن بیستم،تقسیم بندی های متفاوتی ارایه شده است.(4) جک گلدستون در میان نظریه های انقلاب اجتماعی سه نسل را از هم تمییز می دهد. نسل اول، را که طی دهه های 1920 و1930 شکل گرفت، می توان مکتب «تاریخ طبیعی انقلاب ها» نام نهاد. این دسته تلاش دارند الگوی واقعی را که در فرایند تحول انقلابی روی می دهد"توصیف" کنند. تحلیل های این نویسندگان در کنار فقدان شالوده های تئوریک، ادعای مشخص و صریحی را در خصوص علت و نیز زمان به وجود آمدن وضعیت انقلابی مطرح نمی کردند ودرخصوص علل انقلاب عموماً مجموعه ای پراکنده والتقاطی را ازعوامل مختلف، بدون اینکه آنها را در چارچوب تئوریک مشخص قرار دهند ذکرمی کردند.لوبون،الوود،سوروکین،ادواردز،جرج پتی وکرین برینتون، ازجمله مهمترین نظریه پردازان نسل اول هستند.

نسل دوم نظریه پردازان انقلاب که طی دهه های 1950 و 1960 قلم می زدند،ازتوصیف صرف فرایند انقلاب فراتررفته اند وتلاش کرده اند توضیح دهند که چرا وچه وقت انقلاب روی می دهد. نویسندگان این دوره با بهره جستن ازنظریه های علوم اجتماعی،که عمدتاً از پارادایم نوسازی نشأت گرفته بودندکوشیدند توضیح دهندکه انقلاب ها چراوچه زمانی رخ می دهند تحلیل های مبتنی برنظریه های روان شناختی (ناکامی پرخاش خویی)،نظریه های جامعه شناختی(ساختاری کارکردی) وعلم سیاست(نظریه ای تکثرگرا ومنازعه گروه های ذی نفع)ازجمله این تحلیل ها هستند. دیدگاه های اسملسر و چالمرز جانسون(5)، جیمزدیویس وگر،(6) ساموئل هانتینگتون درچارچوب نسل دوم نظریات انقلاب جای می گیرد.

نسل سوم که ازدهه 1970 به بعد مطرح شدند، بیشترساخت گرا(7)هستند ونقطه تمرکز تحلیل خود را بر ساختارهای دولت،فشارهای بین المللی،جامعه دهقانی،نیروهای نظامی و رفتار نخبگان قرار داده اند. رهیافت عمومی درتحلیل های این نویسندگان، ازدو جهت با نظریه پردازان پیشین متفاوت است: ابتدا اینکه کاملاً برپایه شواهد تاریخی بنا شده است؛دوم آن که نظریه پردازان نسل سوم،کلی نگرترهستند؛بدین معنا که علاوه بربررسی علل بروزانقلاب های اجتماعی درپی تبیین برون دادهای مختلف انقلاب ها نیزهستند.آیزنشتات، پیگ،تریمبرگر،تیلی،اسکاچ پل ازمهمترین نظریه پردازان این نسل هستند.

جان فورن(8) خود معتقد است:

به تازگی جریان فکری دیگری پاگرفته است که می رود نسل چهارم نظریه پردازان را شکل دهد، جریانی تحولات اخیر در آمریکای لاتین و ایران را مد نظر قرار داده است و بر مبنای آن نظریه پردازان ساختارگرا آثاری را ساخته و پرداخته اند.(9)

این نسل ازسطح ساختارگرایی محض فراتررفته و با توجه به عناصری همانند توسعه ی نامتوازن سرمایه داری، شرایط بسیج سیاسی، بحران های نوسازی، نقش دولت، نقش ایدئولوژی وشرایط بین المللی،درکنار ساختارهای اجتماعی، عوامل متعددی را برای تبیین چرایی انقلاب مطرح ساخته اند.

این نظریه پردازان تحلیل های جدیدی را درخصوص انقلاب های جهان سوم رقم زد. ویژگی مشترک این تحلیل ها، آن است که برناکارآمدی نظریه های موجود انقلاب در حوزه علوم اجتماعی درتبیین انقلاب های جوامع جهان سوم تأکید دارند و معتقدند که ساختار این کشورها و جایگاه آنها در نظام جهانی، به گونه ای است که برای تبیین انقلاب های ایجاد شده در این کشورها، باید نظریه یا نظریه هایی مبتنی بر وضعیت ویژه این کشورها ارایه شود.(10) این جریان فکری جدید، تلاش کرد تا ازرهگذر نقد چشم اندازهای موجود برای تبیین انقلاب ها جهان سوم، چارچوب نوینی را برای تحلیل این انقلاب ها طراحی کنند. این جریان از دیدگاه مکتب وابستگی و بویژه نظریه پردازان آمریکای لاتین در خصوص توسعه و توسعه نیافتگی، کاملاً متأثر بود. افرادی هم چون؛ احمد اعجاز )پاکستانی)،حمزه علوی (مسندی)،جان والتون،اریک ولف، فریده فرهی، ویکهام کرولی وجان فورن ازاین گروه هستند؛(11)به خصوص پس ازانقلاب اسلامی ایران دردیدگاه این افراد،عناصری همچون فرهنگ،ایدئولوژی،رهبری ودین، برجستگی واهمیت بیشتری پیدا کرد. در کتابی به نام«یک قرن انقلاب» که اخیراً توسط فورن ویرایش شده، مقالات گوناگون ازنویسندگان مختلف به چشم می خوردکه بیشتردرباره بازگشت مجدد فرهنگ به عرصه تئوری های انقلاب است؛ نکته ای که ازنظرآنان درنظریه پردازی انقلاب ها ازآن غفلت شده است.(12)

گسترده گی نظریه پردازی غرب ودلواپسی نسبت به تزلزل الگوی بزرگ غربی

اینکه انقلاب ایران توجه بسیاری ازنظریه پردازان انقلاب را به حوزه فرهنگ معطوف ساخت(13)از سویی نشان ازتزلزل کلان روایت ها وگفتمان مسلط غرب وازطرف دیگرتجدید حیات،حضورو معارضه رقیب دیرینه تفکرغرب؛یعنی تفکردینی وحیات معنوی را می رساند.

گسترده گی نظریه پردازی غرب نیزبه سمت این پدیده، نه به این دلیل که درگوشه ای از جهان یک اتفاق بزرگ و عجیبی رخ داده است؛ بلکه نگرانی ودلواپسی نسبت به تزلزل الگوی بزرگ غربی است که آنها را به چنین تحرک وسیعی واداشته است.(14)شکاف و تزلزلی که این انقلاب دربنیان ها وشالوده های تفکرغرب ایجاد کرد،عظیم ترازآن بودکه نظام پژوهشی غرب نسبت به آن بی تفاوت باشد.

انقلاب اسلامی،چه به لحاظ ماهیت وچه به لحاظ پیامدها،شعاع گسترده وبنیانی ازتفکرو تمدن بشری را درگیر خود ساخته است.درواقع می توان گفت نزاع انقلاب اسلامی با تفکروتمدن غرب در وحله اول در فلسفه تاریخ است و غرب را در این حوزه به چالش کشیده است. شاید نظریاتی که درپی می آید بهتر بتوان عمق این چالش را بیان کنند. به طور قطع همه این صاحب نظران را که غالباً هم غربی هستند، نمی توان به احساساتی شدن و یا کج فهمی متهم کرد؛ بلکه انکارناپذیری گستردگی ابعاد این انقلاب آنان را به این نظرات سوق داده است.لِنسر پروفسوراتریشی معتقد است:

انقلاب امام خمینی حتی سیر تطوری [سیر تکاملی، تکامل تدریجی] انسان را تغییرداد.(15)

گیدنز،جامعه شناس مشهورانگلیسی تحت عنوان «تحولات جاری در دین: انقلاب اسلامی» می نویسد:

دیدگاهی که«مارکس»، «دورکهایم» و«وبر»درآن سهیم بودند، این بود که دین سنتی بیش ازپیش در دنیای مدرن به صورت امری حاشیه ای درمی آید و دنیوی شدن فرایندی اجتناب ناپذیر است. ازاین سه جامعه شناس شاید تنها وبرمی توانست حدس بزند که یک نظام دینی سنتی؛مانند اسلام ممکن است تجدید حیات عمده ای پیدا کند و پایه تحولات مهم سیاسی دراواخر قرن بیستم شود؛ با این همه، این دقیقاً آن چیزی است که در دهه 1980 در ایران رخ داد.(16)

فوکو معتقد است مردمی که روی این خاک زندگی می کنند، در جستجوی چیزی هستند که ما غربی ها امکان آن را پس از رنسانس و بحران بزرگ مسیحیت از دست داده ایم و آن «معنویت سیاسی» است.(17)

دانیل پاپیس رئیس انجمنِ سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در کنفرانسی در اسلامبول ترکیه گفت: باید اعتراف کنیم که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ما برای افکار دینی و مذهبی هیچ جایی باز نکرده بودیم ولی از این پس برای ما آمریکایی ها ضروری است که زمینه ای جهت مطالعه و تحقیق پیرامون مذهب فراهم آوریم.(18)

انقلاب ايران، عرصه اي جدّي براي آزمون،تأييد،تعديل وابطال بسيا ري ازنظريات

پيروزي انقلاب اسلامي در دو دهه پاياني قرن بيستم ميلادي، ضمن ايجاد دگرگوني عمده و اساسي داخلي، تحولات مهم و بعضاً سرنوشت سازي در جامعه جهاني به وجود آورد. و از آن رو كه اين انقلاب نه فقط انقلاب تَن ها، كه انقلاب فكرها و انديشه ها نيز بود، علاوه بر بازتاب ها و تأثيرات عيني و عملي متعددي كه بر جامعه جهاني و روند تحولات آن بر جاي گذاشت، در بعد فكري و نظري نيز آن را به دگرگوني عميقي واداشت.انقلاب ايران،عرصه اي جدّي براي آزمون،تأييد،تعديل وابطال بسياري ازنظريات رايج ومرسوم در علوم اجتماعي محسوب مي شد. ابعاد اين انقلاب بسيار گسترده تر از آن بود كه در ابتدا به نظر مي رسيد، چرا كه تنها به دگرگوني ساختار سياسي، اجتماعي و اقتصادي يك رژيم اكتفا نكرد، بلكه در شالوده كاخ رفيع دانش اجتماعي نيز لرزه افكند.

نظريات انقلاب و نظريه هاي تحليل آن، از نفوذ ناپذيرترين عرصه هاي نظريات و نظريه هاي علوم اجتماعي بودند كه با وقوع انقلاب اسلامي ايران تأثير بسياري گرفتند. پيروزي اين انقلاب زمينه مناسبي براي آزمون نظريات انقلاب وجرح وتعديل آن ها به شمارمي آمد، همچنان كه بستر مناسبي را براي طرح نظريات وديدگاه هاي جديد فراهم آورد؛ به گونه اي كه امروز،با طيف متنوعي ازديدگاه ها ونظريات درزمينه انقلاب مواجهيم كه ازدگرگوني انقلابي درايران تأثيرپذيرفته اند. به طوركلي،انقلاب ها به ويژه انقلاب هاي بزرگ،كه انقلاب اسلامي ايران نيزبي ترديد ازاين نوع انقلاب هاست، بستري مناسب براي آزمون نظريات انقلاب به شمار مي روند. نظريات انقلاب با اين ادعا صورت بندي مي شوندكه علت وقوع انقلاب، به عنوان يكي ازمهم ترين تحولات اجتماعي را بيان كنند.

اين نظريه پردازان دربرخورد با يك تحول انقلابي،نخست درصدد بر مي آيند تا ضمن تطبيق نظريه هاي خود باآن پديده به تحليل آن بپردازند. اگريك نظريه درتحليل كامياب بود، آن تحول به منزله يكي از مؤيدات نظريه محسوب مي گردد، اما چنانچه قادربه تحليل وتبيين آن پديده نبود، آن انقلاب به صورت يكي ازمبطل هاي نظريه درآمده، چاره انديشي آغاز مي شود.اين چاره انديشي، كه عمدتاً با رفو كردن پياپي و ترميم هاي مناسب و تبصره هاي الحاقي صورت مي گيردتا توانايي را به نظريه باز گرداند، گاه تا آنجا پيش مي رود كه مي توان ازآن به «انقلاب درنظريه ها» تعبير نمود.انقلاب در نظريه ها هنگامي رخ مي دهند كه اين تبصره هاي الحاقي چنان افزون شوند كه ازاصل نظريه فربه ترگشته وياديگرنتوانند گرهي ازكارفروبسته آن بگشايند.

و ازآن روكه انقلاب اسلامي ازهمه انقلاب ها جداست ودرقالب انقلاب هاي پيشين نمي گنجيد، دست كم دربرخي ابعاد،به دليل برخورداري ازمؤلفه ها وشاخص هاي منحصربه فرد، هيچ يك از نظريات پيشين را درخصوص انقلاب تأييد نكرد ونظريه پردازان انقلاب را به حيرت واداشت.البته بعضي ازابعاد اين انقلاب، مؤيد نظريات برخي نظريه پردازان نيز بود.

ناگفته نماند كه برخي از اين مؤلفه ها و شاخص ها اختصاص به تأثيرگذاري نظريه هاي انقلاب نداشتند، بلكه به طور كلي نظريات علوم اجتماعي را تحت تأثير قرار مي دادند.

درميان مواردي كه نظريه هاي انقلاب را متأثر ساختند نيزدو گونه مؤلفه وشاخص مشاهده مي شود:

1. مؤلفه هايي كه تا آن زمان درنظريه هاي انقلاب لحاظ نشده بودند و نظريه پردازان، آنها را در ذات انقلاب هاي جهان سوم مي ديدند. نظريه هاي مزبورعمدتاً با بررسي تطبيقي انقلاب هاي جهان سوم،ازجمله انقلاب ايران،آن ها راازگونه انقلاب هايي نظيرانقلاب فرانسه،روسيه وچين تمايز مي بخشد ودرواقع، كمتربه موارد منحصر به فردانقلاب ايران توجه دارد.

2. مؤلفه هايي كه نه تنها درانقلاب هايي همچون فرانسه، چين وروسيه يافت نمي شوند، بلكه در انقلاب هاي جهان سوم نيزنظيرآن ها را نمي توان يافت ومنحصربه انقلاب اسلامي مي باشند.(19)

دوشنبه: 16 / 11 / 1402- 24 رجب 1445- 5 فوریه 2024

پانویس ها

1.آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمه کاظم فیروزمند و دیگران، چ3، تهران، مرکز، 1379.

2. استمپل، جان دی، درون انقلاب ایران، ترجمه منوچهر شجاعی، تهران، رسا، 1377.

3.دولت ها و انقلاب های اجتماعی، ترجمه سیدمجید روئین تن، چ1، تهران، سروش ، 1376.

4. بدیع، برتراند، دو دولت (قدرت و جامعه در غرب و در سرزمین های اسلامی)، ترجمه احمد نقیب زاده، چ1، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1380.

5.برمن، ادوارد، کنترل فرهنگ، ترجمه حمید الیاسی، چ3، تهران، نی، 1373.

6.تائب، سعید، از اعتصاب کارکنان صنعت نفت تا پیروزی انقلاب اسلامی، چ1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382.

7. تافلر، آلوین، تغییر ماهیت قدرت، چ 1، ترجمه حسن نورایی بیدخت و شاهرخ بهار، تهران، مرکز ترجمه و نشر کتاب، 1370.

8. جان فورن ازجمله نظریه پردازان غربی است که درآثار متعددی، به صورت مستقل ویا درضمن بررسی انقلاب های جهان سوم، به مفهوم سازی وتبیین انقلاب اسلامی پرداخته است.

فورن دکترای خود را درجامعه شناسی درسال 1988 ازدانشگاه کالیفرنیا گرفته است.پایان نامه اودر زمینه تحولات اجتماعی خاورمیانه درچارچوب مطالعات تطبیقی تاریخی وبراساس نظریه وابستگی بوده است. به علاوه به موضوع هایی چون فمینیسم،توسعه وجهانی شدن،مطالعات فرهنگی و جامعه شناسی سیاسی تاریخی به ویژه مسائل مربوط به مناطق خاورمیانه وآمریکای لاتین،نیزعلاقه مند است ودراین زمینه ها پژوهش هایی انجام داده وآثاری نیزمنتشر نموده است. وی پس ازانتشارکتاب «نظریه پردازی انقلاب ها»،مقام استادی(پروفسوری)جامعه شناسی را دردانشگاه کالیفرنیا شهر سانتاباربارا به دست آورده است.ازوی تا بحال شش کتاب با عنوان های زیرمنتشر شده است:

- مقاومت شکننده: تحولات اجتماعی ایران از سال 1500 تا انقلاب 1993؛

- نظریه پردازی انقلاب ها (مجموعه مقالات) 1997؛

-A Century of Revolution: Social Movements in Iran. Edited volume. Minneapolis: University of Minnesota Press, 1994;

- Feminist Futures: Re-imaginingWomen,Culture and ;

- Development (coeditor, 2003);

- The Future of Revolutions: Re-thinking Radical Change in the Age of Globalization (ed., 2003).

علاوه براین تاکنون بیش از40 مقاله که بسیاری ازآنها مربوط به ایران است،ازاین نویسنده، منتشر شده است.(اسکاچپل،تدا،حکومت تحصیل دارواسلام شیعه درانقلاب ایران، مندرج در: عبدالوهاب، فراتی، رهیافت های نظری بر انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات)، چ2، قم، معارف، 1379(

9.جعفریان، رسول، جریان ها و سازمان های مذهبی سیاسی ایران (13201357)،چ4، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،1382.

10. صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، چ1، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1379.

11. حاجتی، میر احمد رضا، عصر امام خمینی، چ2، قم، بوستان کتاب، 1381.

12.حاضری، علی محمد، انقلاب و اندیشه، چ1، تهران، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، 1380.

13. چنانچه فورن می گوید: نسل چهارم نظریات انقلاب از انقلاب های جهان سوم، بویژه انقلاب ایران و انقلاب های آمریکای لاتین، الهام گرفته اند. پس از انقلاب اسلامی، در دیدگاه این افراد، عناصری همچون فرهنگ، ایدئولوژی، رهبری و دین، برجستگی و اهمیت بیشتری پیدا کرد. در کتابی به نام «یک قرن انقلاب»، که اخیراً توسط فورَن ویرایش شده، مقالات گوناگون از نویسندگان مختلف به چشم می خورد که بیشتر درباره بازگشت مجدد فرهنگ به عرصه تئوری انقلاب است.

14. بر گرفته از مصاحبه ای که با پروفسور حمید مولانا در زمینه انقلاب اسلامی و نظریه پردازی غربی صورت گرفت.

در انگیزه شناسی و علت یابی این میل گسترده پژوهش گران غربی به تحلیل انقلاب اسلامی کار قابل توجه ای انجام نشده است؛ اما اجمالاً به چند فرضیه در این زمینه می توان اشاره کرد. 1. این میل را صرفاً محصول یک کنجکاوی علمی و پژوهشی بدانیم و نهایتاً آن ها را نگران الگوهای خرد و شخصی خود بدانیم که این انقلاب را با الگوهای خود ناسازگار دیدند؛ (مانند اسکاچپل) 2. روحیه استعمارگری را محور این گرایش بدانیم و این نظریه پردازان را ابزار دست سیاست مداران محسوب کنیم. 3. رویکردی که قائل است این نظریه پردازی ها را نبایست به صورت فردی و منفک مورد توجه قرار داد؛ بلکه آن ها را درون نظام علمی و پژوهشی غرب باید دید و با این توجه به انگیزه شناسی و علت یابی این جریان پرداخت. در واقع نظام پژوهشی غرب در کلیت خود پیدایش این انقلاب را با الگوی بزرگ غرب (نوع خاصی از حیات بشری که در آن انسان محور قرار گرفته است) در تضاد دیدد؛ لذا درصدد برآمد این الگو را نجات داده و کماکان به عنوان بهترین الگوی جهانی پابرجا بماند. به نظر می رسد رویکرد سوم عمیق تر از دو رویکرد دیگر به تحلیل این مسأله پرداخته است.

برای تأمل بیشتر در این زمینه، ر.ک: سید مهدی میرباقری، تبیین جایگاه انقلاب اسلامی در فلسفه تاریخ، مندرج در: اسلام و مدرنیته، ص41؛ حمید مولانا، علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی، روزنامه کیهان، 29/11/ 1377؛ ادوارد برمن، کنترل فرهنگ ، ص147.

15.کیهان هوایی، 25/8/73 برگرفته از: نشریه Zavatra، چاپ مسکو، نقل از حاجتی، عصر امام خمینی، ص28.

16. آنتونی گیدنز، جامعه شناسی، ص505.

17.ر.ک: میشل فوکو، ایرانیان چه رؤیایی در سر دارند؟، ص 42.

18. روزنامه جمهوری اسلامی، 20/9/68. نقل از: احمد رضا حاجتی، همان، ص53.

19- افشار، اسدالله( 1391) ، ضرورت تأمل و با زنگری درنظریه های انقلاب، تهران: سفيرارد هال.



ارسال توسط افشار

از رژیم صهیونیستی تعهد و تضمین های لازم گرفته شود

اسدالله افشار

پس ازآن که قطر اعلام کرد تل آویو پیشنهاد توقف جنگ خود در منطقه تحت محاصره را با میانجی گری این کشورتأیید کرده است، روزجمعه ده ها فلسطینی درتجاوزگستاخانه ووحشیانه رژیم جعلی غاصب کودک کش صهیونیستی در نوار محاصره شده غزه به شهادت رسیدند.

وزارت بهداشت غزه اعلام کرد که در ادامه حملات اسرائیل و گلوله باران خان یونس، طی 24 ساعت گذشته 112 فلسطینی کشته و 148 نفر زخمی شده اند.

این وزارتخانه اعلام کرد که حداقل 27131 فلسطینی در غزه در حملات رژیم صهیونیستی از 7 اکتبرتا کنون به شهادت رسیده اند و 66287 نفر دیگر زخمی شده اند.

شهر اصلی جنوب غزه اخیرا به کانون حملات بی امان و درگیری های شدید بین مبارزان مقاومت فلسطین و نیروهای اسرائیلی تبدیل شده است.

به گفته مقامات، دریکی از حملات شبانه اسرائیل، این رژیم سفاک خون ریزیک ساختمان مسکونی در نزدیکی بیمارستان اروپایی در خان یونس را هدف قرار داده است.

به گفته سازمان ملل، نزدیک به چهار ماه از تهاجم اسرائیل به غزه می گذرد و این رژیم (نامشروع) غزه را غیرقابل سکونت کرده است، در حالی که محاصره اسرائیل منجر به کمبود شدید غذا، آب، سوخت و دارو در غزه شده است.

بر اساس گزارش مرکز ماهواره ای سازمان ملل متحد (UNOSAT) تصاویر ماهواره ای نشان می دهد که 30 درصد از غزه ویران یا آسیب دیده است.

UNOSAT گفت: «در مجموع، 69147 سازه، معادل تقریباً 30 درصد از کل ساختارهای نوار غزه، تحت تأثیر قرار گرفته اند.

مرکز سازمان ملل گفت که شهر غزه و خان یونس به ترتیب با 10280 و 11894 سازه آسیب دیده، از زمان انتشار اخبار قبلی خود در 26 نوامبردر این خصوص، بیشترین افزایش خسارت را داشته اند.

بر اساس گزارش UNOSAT، حدود 93800 واحد مسکونی در غزه آسیب دیده است.

بحران انسانی، همراه با تلفات گسترده غیرنظامیان، باعث افزایش درخواست‌های بین‌المللی برای آتش‌بس شده است.

قطر روز پنجشنبه 1فوریه میلادی جاری( 12 بهمن 1402) گفت که پیشنهاد آتش‌بس ارائه شده از سوی آنان در پاریس "توسط طرف اسرائیلی تأیید شده است و اکنون ما تأیید مثبت اولیه را در این باره از سوی حماس دریافت کرده ایم."

اما به نقل از یک منبع نزدیک به حماس، هنوز توافقی در مورد چارچوب این توافق صورت نگرفته است.

خبرگزاری فرانسه به نقل از این منبع ناشناس گفت: «اسرائیلی ها و حماس نظرات مهمی دارند و بیانیه قطر عجولانه است و توافق صورت گرفته اولیه صحت ندارد».

یوآو گالانت، وزیر جنگ رژیم منفورصهیونیستی، روز جمعه گفت نیروهای نظامی ما به تهاجم خود به غزه به رفح با وجود آن که تعداد بیشماری از غیرنظامیان فلسطینی جایی برای رفتن ندارند؛ ادامه خواهند داد.

او سابقا در پستی که در X، توییترکرده گفته است: "ما تا پایان ادامه خواهیم داد، راه دیگری وجود ندارد."

نیروهای رژیم صهیونیستی روز جمعه به ساختمان جمعیت هلال احمر فلسطین در خان یونس تیراندازی کردند که بر اثر آن سه غیرنظامی کشته و سه نفر دیگر از جمله یک کارمند زخمی شدند.

این سازمان گزارش داد که تیراندازان اسرائیلی به تیراندازی به سمت ساختمانی که هزاران نفر را پناه داده است ادامه می دهند.

آنها افزودندکه تیراندازی اسرائیل مانع ازانتقال مجروحان به بیمارستان الامل در مجاورت تیم‌های آنها می‌شود.

جامعه همچنین کمبود شدید اکسیژن، سوخت و غذا را گزارش کرده است که نشت آب باران و هوای سرد وضعیت انسانی را بدتر می کند.

بیماران مبتلا به بیماری های کلیوی بیشتر در معرض خطر هستند و نمی توانند به بیمارستان های دیگر منتقل شوند.

رائد النمس، سخنگوی جمعیت هلال احمر فلسطین، گفت که نیروهای اسرائیلی همچنان " بیمارستان الامل را که 100 کادر پزشکی و پرستار و 7000 آواره را در خود جای داده است، مورد هدف و حمله قرار می دهند."

وی خاطرنشان کرد که اجساد خارج از بیمارستان قرار داده شده، در حالی که کادر پزشکی به دلیل محاصره نمی توانند آنها را حمل کنند.

به گزارش RCS(Rich Communication Service)[1]، نعیم یوسف حسن 49 ساله در حالی که قصد کمک به یک داوطلب مجروح در نزدیکی دروازه جنوبی بیمارستان را داشت، توسط یک تک تیرانداز اسرائیلی کشته شد.

مقامات گفتند که بیمارستان از همه طرف به طور کامل محاصره شده است و نیروهای ویژه اسرائیلی و تک تیراندازها بر روی پشت بام ساختمان های مجاور مستقر شده اند.

در بحبوحه محاصره بیمارستان العمل، RCS روز پنجشنبه گفت: «کمبودهای جدی در بخش پزشکی وجود دارد.

تدارکات، داروها و سوخت» و همچنین «کمبود شدید غذای موجود برای کارکنان، بیماران و افراد آواره، که منجر به کاهش وعده‌های غذایی به یک وعده غذایی در روز برای حفظ ذخایر باقی‌مانده می‌شود».

تیم های پزشکی RCS در بیمارستان العمل، روز چهارشنبه پس از فوت یک زن 75 ساله و یک دختر 45 روزه به دلیل کمبود اکسیژن در بیمارستان، نماز میت را برای آنان اقامه کردند.

وزارت بهداشت غزه می گوید بیش از 30000 آواره فلسطینی در مدارس نزدیک بیمارستان ناصر در خان یونس آب و غذا ندارند.

این وزارتخانه از سازمان ملل متحد و نهادهای آن خواست تا برای کمک رسانی به آوارگان فورا مداخله کنند.

در شمال غزه، میدل ایست آی گزارش داد که وضعیت به طور فزاینده ای خطرناک شده است.

خبرنگار این خبرگزاری گفت: "وضعیت در شمال بسیار سخت است، بسیار اسفبار است، بسیاری از مناطق بسیار خطرناک شده اند."

بر اساس این گزارش، فلسطینی ها در منطقه الصحابه، الدراج و شجاعیه و محله های زیتون تجمع کرده اند.

این یک وضعیت بسیار دهشتناک و غیرانسانی است و همچنان قطعی ارتباطات هم وجود دارد.

بر اساس این گزارش، نیروهای رژیم سفاک خون ریز صهیونیستی با پای پیاده در حال یورش به منازل در شمال غزه بودند.[2]

اسرائیل و حماس در حال بررسی توافق

در همین باره روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال نوشت، شرکت‌کنندگان در مذاکرات نوار غزه در حال مذاکره برای آتش‌بس به مدت ۶ هفته هستند، اما پس از آن، از سرگیری جنگ با همان شدت برای اسرائیل دشوار خواهد بود. اسرائیل و حماس اکنون در حال بررسی توافقی هستند که براساس آن آزادی گروگان‌ها در غزه آغاز می‌شود. مقامات آمریکایی به این روزنامه گفتند: تعدادی از موانع جدی رسیدن به این توافق را دشوار می‌کند، اما در صورت رفع آنها، توافق می‌تواند ظرف یک هفته تا ۱۰ روز آینده انجام شود.

واکنش حماس در مورد توافق آتش‌بس

اسامه حمدان رهبر جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) عصر پنجشنبه و ساعاتی پس از اظهارات سخنگوی وزارت خارجه قطر درباره موافقت اولیه حماس با پیشنهاد آتش‌بس در غزه گفت: «ما هنوز در ابتدای راه هستیم و صحبتی برای دستیابی به توافق نیست.» به گزارش فلسطین الیوم، اسامه حمدان تأکید کرد: «تا این لحظه نمی‌توان صحبتی از دستیابی به توافق کرد.» پیش از این، زیاد النخاله، دبیرکل جنبش جهاد اسلامی گفته بود: «حماس برای هرگونه تفاهم در مورد اسرای اسرائیلی، نیاز به آتش‌بس همه‌جانبه دارد.»

واکنش وزیر دارایی رژیم صهیونیستی به توافق آتش‌بس

روزنامه عبری‌زبان«معاریو»پنجشنبه به نقل ازبزالل اسموتریچ، وزیردارایی رژیم صهیونیستی نوشت: «‌نمی‌خواهم خانواده‌های اسرا را گمراه کنم و به نظرم توافقی در کار نخواهد بود.» پیش از این نیز مرکز پخش رژیم صهیونیستی به نقل از برخی مسئولانی که در مذاکرات تبادل اسرا شرکت داشتند، گزارش کرد: «اظهارات بنیامین نتانیاهو زیان‌بار بوده و چه بسا او تلاش می‌کند قرارداد (تبادل اسرا) را بی‌نتیجه بگذارد.» دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در بیانیه‌ای اعلام کرد که نتانیاهو چهارشنبه در نشستی با نمایندگان خانواده‌های اسرای صهیونیست گفت: «این روزها و در این ساعات و لحظات، تلاش جدی برای بازگرداندن اسرا از غزه در دست انجام است، اما هنوز زود است بگوییم این کار چگونه انجام خواهد شد.»

از رژیم صهیونیستی تعهد و تضمین های لازم گرفته شود

طبق یافته‌های موجود در تحلیل ها و تلاش‌های فشرده دیپلماتیک ممکنست بزودی جهان شاهد شکل گیری توافقی بزرگ باشد که بتواند روند تحولات را به سمت صلح و ثبات و امنیت منطقه غرب آسیا تغییر دهد و فلسطین و مردم غزه به آن چه شایسته آن هستند نائل شوند و این مهم زمانی قابل تحقق خواهد بود که از رژیم صهیونیستی تعهد و تضمین های لازم گرفته شود و این رژیم سفاک باید سیاست های خود را در قبال فلسطین تغییر دهد و نسبت به آن ها تجدید نظر نماید که اگر این اتفاق صورت پذیرد آتش بس می تواند مؤثر باشد و به آن خوش بین بود اما رژیم غاصب نامشروع نسل کش صهیونیستی سابقه خوبی در انجام تعهدات خود ندارد و چه بسا در این خصوص هم چون گذشته به تعهدات عمل ننماید و بحران جدیدی را در آینده به خاورمیانه تحمیل کند که باعث شود اولامعماری جدید اقتصادی وامنیتی درخاورمیانه شکل نگیرد و ثانیا حقوق مشروع مردم فلسطین نیز تأمین نگردد و ثالثا توافق آتش بس هم منجر به موفقیت نگردد؛ بنابراین احتمال موفقیت برای دستیابی به یک توافق جامع الاطراف بدون دریافت تعهدات بین المللی و تضمین های لازم در این زمینه از رژیم سفاک خون ریز صهیونیستی، لازم و ضروری است تا بتوان به آینده چنین توافقی تحلیل و نگاه مثبت و مطمئنی داشت.

شنبه: 14 / 11 / 1402- 22 رجب 1445- 3 فوریه 2024


[1] - RCS را می‌توان مجموعه‌ای از استانداردهای ارتباطی دانست که SMS و MMS و تماس را به‌صورت یکپارچه پوشش می‌دهد. چنین سبکی از پیام‌رسانی، ارسال و دریافت پیام در گوشی‌های هوشمند را بیش‌ازپیش به اپلیکیشن‌های پیام‌رسان همچون واتساپ، تلگرام، فیسبوک مسنجر، گوگل هنگ‌آوتس و بسیاری دیگر شبیه می‌کند. درواقع، RCS تلاش می‌کند پیام‌رسانی سنتی پیامکی را به استانداردهای مدرن نزدیک کند؛ استانداردهایی که شامل قابلیت‌های مرسوم در اپلیکیشن‌های پیام‌رسان می‌شود.

2- Zionist Forces Extend Invasion to Rafah. kayhan.ir. Translator; Asadollah Afshar. Publish Date : 02 February 2024 - 22:25.



ارسال توسط افشار

چگونه انقلاب اسلامی تداوم و استمرار می یابد؟

اسدالله افشار

در ایام مبارک دهه فجر و چهل و پنجمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران قرار داریم. انقلابی که رویدادی تعیین کننده در قرن بیستم خوانده شد.این انقلاب به رهبری امام خمینی(ره)نه تنها پایانی برپادشاهی۲۵۰۰ ساله ایران بود بلکه توانست ژئوپلیتیک جهانی را تغییردهد.

45 سال پیش با بازگشت امام خمینی(ره) بنیانگذارفقید انقلاب اسلامی از 15 سال غربت به وطن، جامعه طاغوت زده ایران رنگ و بو انقلاب گرفت. فاصله ورود ایشان از 12 تا 22 بهمن 57 که منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی گشت دهه فجر نامگذاری گردید که نتیجه آن در 22 بهمن ماه باعث آزادسازی کشور از یوغ رژیم پهلوی وابسته به حکومت بریتانیا و آمریکا، تا ایجاد تغییرات نه تنها در سطح ملی و منطقه ای بلکه در مقیاس جهانی شد.

امام خمینی (ره) به درستی جنبش انقلابی مردم ایران را «انفجار نور» توصیف کردند و پیروزی این انقلاب عظیم را امری الهی خواندند و حفظ آن را از اوجب واجبات دانستند. این پیروزی بر مردم عزیز ایران خجسته باد.

امروز انقلاب اسلامی توانسته است آگاهی بخش راه ملت های همسایه و فراتر از آن مردم خود از استبداد داخلی و سلطه خارجی باشد، این موفقیت که در سایه استقامت مردم تحت امر ولایت و زعامت نورانی و درخشان امام تحقق یافته است؛ چشم و گوش دشمنان ایران و اسلام و بشریت را کر و کورکرده است.

پیشرفت ایران در چهار و نیم دهه گذشته در همه زمینه ها خیره کننده بوده است، همانطور که از موفقیت آن در هوافضا، انرژی هسته ای، صنایع سنگین، پزشکی، کشاورزی، توسعه شهری، آموزش و پرورش مشهود است؛ در عرصه های فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی، در ورزش، در حقوق زنان، و آخرین و پراهمیت ترین در حوزه بسیار مهم حیاتی امور دفاعی کشورکه از ابعاد گوناگون قابل تأمل است تا جایی که بر حیرت دوست و دشمن افزوده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی،چند روز پیش، با بازدید از نمایشگاه دستاوردهای صنعت کشور در عرصه‌های مختلف، از استعداد و فداکاری ملت ایران در تأمین استقلال کامل تجلیل کردند.

ایران امروز دراکثرسازمان های بین المللی مانند سازمان ملل متحد (UN) ، سازمان همکاری اقتصادی(ECO) ، موسسه بین المللی انرژی اتمی (AEA)، پیمان بین المللی منع گسترش سلاح های هسته ای(NPT)، سازمان جهانی بهداشت (WHO)، سازمان بین المللی کار (ILO) ، سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد(FAO)، بریکس، شانگهای، جنبش غیرمتعهدها، سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و...[1] در مواجهه با شدیدترین تحریم هایی که به طور غیرقانونی توسط ایالات متحده برآن تحمیل شده نه تنها فعال بوده بلکه به موفقیت هایی در این زمینه نیزدست یافته است.

همانگونه که مقام معظم رهبری خاطرنشان کردند،شدت وکثرت تهدیدات دشمنان علیه ایران آشکاراست، و این خود در واقع نشان دهنده قدرت نظام اسلامی است که توانسته با همه این دسیسه های و توطئه های پیچیده مقابله کند و با سرافرازی و پیروزی برایشان فائق آید.

با وجود انتقاد های بجا که به عملکرد انقلاب اسلامی در طول 44سال وارد است- که البته بخش اعظم آن بنا بر شرایط حاکم برانقلاب بوده که توسط استکبار غرب و متحدانش بر ما تحمیل گشته و همچنان نیز ادامه دارد- منصف باشیم و بدور از هرگونه غرض ورزی و با توجه به مستندات موجود بدانیم کارنامه مطول دستاوردهای بیش ازچهاردهه انقلاب در حوزه‌های مختلف اعم از پیشرفت های امنیتی و نظامی‌، توانمندی‌های علمی و پزشکی، دستیابی به فناوری‌های روز همچون هسته‌ای‌، نانو ‌، توسعه کم‌نظیر آموزش عالی‌، پیشرفت های مهم در عرصه صنعت و کشاورزی، فرهنگ و هنر و... شگرف و قابل تحسین و بالیدن است که یقینا در این یادداشت کوتاه نتوانیم آن ها را احصا نماییم اما علاقمندان می توانند به مصداق «آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید» با مطالعات کارشناسانه و کاربردی، خدمات انجام شده درطول 44سال ازحیات انقلاب اسلامی را بررسی و رصد نمایند.

شایسته است مدیران و مسئولان عالی رتبه جمهوری اسلامی برای آن که انقلاب اسلامی- این میراث گرانبهای امام خمینی(ره) و شهیدان عالی جا و عالی مقامش- در چهل و پنجمین سالگرد حیات سیاسی خود پویا و مانا باشد و از هرگونه خطراستحاله در امان ماند نکات قابل تأمل زیر را مد نظر قرار داده و به آن جامه عمل پوشانند:

1- اصول می شود و می توانیم مد نظر باشد و فراموش نگردد.

2- هر گونه مشکلات جامعه را صادقانه، صریح و شفاف با مردم مطرح نمودند.

3- پرهیز از ارائه آمارهای کذب و دروغین به مردم.

4- رسیدگی به مشکلات اقتصادی، معیشتی، رفاهی، بهداشتی درمانی و آموزشی مردم.

5- مهار لجام گسیخته تورم و گرانی های بی ریشه و مأخذ.

6- جدیت در امر اشتغالزایی و کارآفرینی جهت اشتغال جوانان تحصیل کرده کشور.

7- تسهیل ازدواج جوانان و حمایت جدی و بدور از شعار، از تشکیل کانون گرم خانواده برای آنان.

8 جلوگیری از افزایش بی رویه قیمت مسکن و تأمین مسکن مناسب در خور و شأن مردم عزیز ایران.

9- جلوگیری از سقوط ارزش پول ملی و تقویت آن.

10- اعتماد به جوانان و پای حرف های آنان نشستن.

11- مقابله با زر و زور و تزویر و اشرافی‌گری و گرایش و ترویج ساده زیستی.

12- پایبندی به دین مداری و اصول مسلم انقلاب .

13- رعایت اولویّت ها در ثبات بخشی سیاست های اجرایی اقتصاد با حذف هزینه‌های زائد و مسرفانه.

14- رفع جدی عیوب ساختاری و برخورد جدی غیرقابل اغماض با ضعف های مدیریّتی.

15- استفاده ‌ از پتانسیل و ظرفیّت نیروها متخصص و ماهر انسانی کشور در همه عرصه ها و حوزه ها در جهت حل مشکلات مردم و جامعه.

16-زدودن غبار از بدعت و تحریف و بداندیشی از چهره انقلاب.

17- بازگشت به اصول ماهیت انقلاب اسلامی درقول و عمل (‌عدالت‌جوئي، ظلم‌ستیزی،برصدرنشاندن محرومان و مستضعفان).

18- رعایت حرمت مردم و حفظ عزت ملی آنان.

19- اهتمام و تحقق استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی با حفظ هویت فرهنگی و شخصیت ملی.

20- برخورد با عملکرد ضعیف و غیرانقلابی برخی مسئولان ناکارآمد فرصت سوز لمپن.

21- پاسخگویی به مطالبات واقعی و دلسوزانه نخبگان، فرهیختگان و مردم.

22- پرهیز ازایجاد بدبینی و یأس در بین مردم.

23- پرهیز از رویاپردازی و خواب و خیال در حل مشکلات مردم و کشور.

24- راه‌حل مشکلات کشور با اتکا به ظرفیت های درون و تکیه بر داشته‌های ملی و ظرفیت‌های مردمی.

25- تلاش بیشتر در جهت مبارزه بی امان و قاطعانه‌تربدون اغماض با مفسدان در هر پست و مقام و هر لباسی.

26- حل عاجل مسأله نابرابری‌های ناموجه در کشور.[2]

27- استفاده از ظرفیت ها و پتانسیل علم محوری دانشگاه ها و مراکز آموزشی و پژوهشی کشور در جهت حل مشکلات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و...

28- مبارزه با پدیده های زشت و شوم رشوه، رانتخواری، اختلاس، کلاهبرداری، ویژه خواری های آشکار و پنهان.

29- حکمرا نان مراقب باشند بی‌کفایتی‌ها،شکاف های طبقاتی،تبعیض ها،بی عدالتی ها، باندبازی ها، خویشاوند سالاری ها، نارسایی‌ها، ناهنجاری‌ها و بی‌ضابطه‌گری‌هایی آنان می تواند منجر به عدم مشروعیت حکومت گردد.

30- اگرساختار قدرت چنان چه دچار فساد شود و نظام تصمیم‌گیری به افراد بی صلاحیت بله قربان‌گو سپرده شود، فاجعه بار خواهد بود و نتایجی را به بار می آورد که غیر قابل تصور وغیر قابل باور و توصیف است.

31- و...

جان کلام این که؛ تداوم انقلاب اگر بخواهد استمرار داشته باشد حکومت باید در صدد حل مشکلات اقتصادی، معیشتی و رفاهی مردم برآید و موارد 30 گانه احصا شده رو نیز برای بقا و مشروعیت خود پیگیری و اعمال نماید. قطعا انقلاب اسلامی با تکیه برآرمان های، اصول و ارزش های اول خود و با اعتماد به مردم و حل مشکلات آنان که عمدتا اقتصادی می باشد، می تواند در امور داخلی و هم در عرصه های بین المللی به توفیقاتی دست یابد که امنیت داخلی، ملی و بین المللی کشور را در سطح کلان تضمین نماید تا مایه نشاط و امید گردد.

جمعه: 13 / 11 / 1402- 21 رجب 1445- 2 فوریه 2024


[1] - دولت سیزدهم همزمان با تلاش برای توسعه اقتصادی و معیشتی کشور، توسعه مناسبات ارتباطی با جهان پیرامونی و حضور در مجامع جهانی را نیز در دستور کار قرار داد و ماحصل آن به گواه کارشناسان کارنامه قابل قبولی از عملکرد دولت در این زمینه به جای گذاشته که آخرین نمونه های آن بهبود روابط با عربستان، پیشروی مذاکرات برجام، عضویت در شانگهای و همچنین بریکس بوده است. همزمان با این اقدامات هیئت وزیران به تازگی در مصوبه ای وزارتخانه ها و سازمان های دولتی را موظف کرد تا نسبت به پرداخت حق عضویت دولت جمهوری اسلامی ایران در ۲۱۳ سازمان و مجمع بین المللی مربوط در سال ۱۴۰۲ (۲۰۲۳) اقدام کنند. این مصوبه که به پیشنهاد معاونت حقوقی رئیس جمهور بوده فرصت سه ماهه به دستگاه ها برای پیگیری این مساله داده است. استیفای منافع ملی اصل اساسی هر نوع تحرک دیپلماسی و سیاسی است. دولت سیزدهم در سیاست خارجی خود این امر مهم را پیگیری و عضویت در مجامع و سازمان های بین المللی را به عنوان راهی که ازطریق آن می‌ توان صدای مطالبات مردم را به گوش جهانیان رساند دنبال می کند. واقعیت آن است که حضور در مجامع جهانی می‌تواند ارزش افزوده‌های بیشتری را متوجه کشورمان کند. بر این اساس هیئت وزیران در جلسه ۱۴۰۲٫۶٫۱ به پیشنهاد معاونت حقوقی رییس جمهور و به استناد ماده واحده قانون عضویت دولت جمهوری اسلامی ایران در سازمانها و مجامع بین المللی مصوبه ای را تصویب کرد که بر اساس آن دستگاههای اجرایی مکلفند از تاریخ ابلاغ این تصویب نامه نسبت به پرداخت حق عضویت دولت جمهوری اسلامی ایران در سازمانها و مجامع بین المللی مربوط در سال ۱۴۰۲ اقدام و پس از پرداخت اسناد مربوط را به معاونت حقوقی رییس جمهور امور توافقهای بین المللی ارسال کنند.سازمان ها و مجامع بین المللی که دولت به پیگیری در عضویت آنها تاکید دارد در زمینه های مختلف از فرهنگی تا اقتصادی و سیاسی و ... است. البته هیات وزیران در جدول شماره ۴ این مصوبه خواستار خروج از چهار سازمان بین المللی به دلیل فاقد کارآیی لازم شده است.

[2] -... نابرابری‌های ناموجه وقتی که امکان به رخ کشیدن نابرابری‌ها برای فقرا را هم پدید می‌آورد،‌ به تعبیری که بعضی از متفکران و نظریه‌پردازان بزرگ انقلاب مطرح کردند،‌ منجر به انقلاب می‌شود. متخصصان جامعه‌شناسی انقلاب می‌گویند ترکیب اوج‌گیری نابرابری‌های ناموجه و امکان‌پذیر شدن به رخ کشیدن این نابرابری‌ها، جامعه را دچار آنومی‌یا ناهنجاری و بی‌هنجاری می‌کند و می‌گویند اگر در دوران آنومی، مسأله به درستی دیده نشود، مرحله بعد از آنومی‌بدون تردید فروپاشی خواهد بود.



ارسال توسط افشار

«پیروزی راهبردی» تاریخی در دسترس گروه مقاومت اسلامی

اسدالله افشار

نیروهای مسلح یمن در حمایت دیگر از فلسطینیان در نوار غزه، حمله جدیدی را علیه یک کشتی جنگی آمریکایی در خلیج عدن انجام دادند.

سرتیپ یحیی سریع سخنگوی این نیروها روز دوشنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد که یواس‌اس لوئیس بی پولر شامگاه یکشنبه مورد هدف موشک نیروی دریایی قرار گرفته است.

وی گفت: ناو نیروی دریایی آمریکا وظیفه دارد از نیروهای آمریکایی شرکت کننده در تجاوز نظامی به رهبری عربستان سعودی علیه یمن پشتیبانی لجستیکی کند.

سریع گفت: این عملیات در چارچوب اقدامات نیروهای مسلح یمن در دفاع از یمن و حمایت از مردم مظلوم فلسطین است.

وی تأکید کرد: نیروهای یمنی به مسدود کردن کشتی‌رانی اسرائیل در دریای عرب و دریای سرخ و جلوگیری از حرکت کشتی‌ها به بنادر سرزمین‌های اشغالی تا پایان حمله اسرائیل به غزه و رفع محاصره این رژیم در خاک فلسطین ادامه خواهند داد.

نیروهای یمنی در همبستگی با فلسطینی‌های غزه محاصره شده، کشتی‌هایی را در جنوب دریای سرخ، تنگه باب المندب، خلیج عدن و حتی در دریای عرب با مالکان مرتبط با اسرائیل یا کسانی که به بنادر رفت و آمد می‌کنند، هدف قرار داده‌اند.

حملات آمریکا و متحدانش به یمن نقض حاکمیت این کشور و قوانین بین المللی است. این حملات باعث شد یمن کشتی های آمریکایی و انگلیسی را به عنوان اهداف قانونی برای نیروهای مسلح خود اعلام کند.

حزب الله روز دوشنبه 29 ژانویه 2024(9 بهمن 1402) اعلام کرد که در یک سری حملات جدید علیه اهداف اسرائیل در سراسر مرز لبنان با اراضی اشغالی در حمایت از فلسطینیان در نوار غزه از موشک های دقیق استفاده کرده است.

جنبش مقاومت لبنان در بیانیه‌ای برخی از اهداف را محل تجمع نظامیان صهیونیست در پادگان‌ها و پایگاه‌های این رژیم معرفی کرد و گفت که این عملیات‌ها منجر به حملات مستقیم شده است.

حزب‌الله اعلام کرد که سایت الراحب را با موشک‌های بورکان هدف قرار داده است، در حالی که با استفاده از دو موشک فلق 1، پایگاه خیربت معر را هدف قرار داده است.

این جنبش همچنین گفت که با موفقیت تجمع سربازان اسرائیلی را در شرق سایت برکت ریشا با موشک‌های دقیق مورد هدف قرار داده اند.

حزب الله با انتشار ویدئویی عملیات دقیق خود را که تجهیزات جاسوسی اسرائیل را در سایت دریایی راس ناقوره این رژیم منحوس قرار داشته و مورد هدف قرار داده است، منتشر کرد.

صدای غرش شلیک موشک ها در حملات انجام شده تا شهرک‌های غیرقانونی سدروت، افیم و نیرام که در نزدیکی مرز سرزمین‌های اشغالی با غزه می باشد شنیده شده اند.

در بیانیه این جنبش آمده است:مقاومت اسلامی لبنان برتعهدخوددردفاع وحمایت ازمردم غزه دربرابرتجاوزات وحشیانه صهیونیست‌ها که با حمایت و چراغ سبز آمریکا و متحدان اروپایی و عربی در حال وقوع می باشد، پایبند است.

حزب الله روز یکشنبه28 ژانویه 2024( 8 بهمن1402) از شهادت سه تن از اعضای خود خبر داد که آنها را صادق محمد هاشم، علی جمال شکر و حسین حسن حلاوی معرفی کرد.

در نوار محاصره شده غزه، حماس اعلام کرد که حملات جدیدی را به اراضی اشغالی اسرائیل با شلیک رگبار موشک به سمت تل آویو در تلافی جنگ چند ماهه در این سرزمین آغاز کرده است.

گردان های القسام شاخه نظامی حماس روزدوشنبه درصد و پانزدهمین روزتجاوزات وحشیانه اسرائیل به فلسطینیان در غزه، حدود 10 موشک سنگین به سمت تل آویو و اطراف آن شلیک کردند.

رسانه های رژیم صهیونیستی از شنیده شدن چندین انفجار در تل آویو و شلیک موشک از جنوب غربی خان یونس، بزرگترین شهر در جنوب نوار غزه خبر دادند.

آنها گزارش حملات فلسطینی ها به تل آویو را تأیید کردند، اما از ارائه جزئیات بیشتر در مورد میزان خسارات و تعداد تلفات احتمالی خودداری کردند.

وب سایت روزنامه تایمز اسرائیل گفت: «حداقل10 موشک چندی پیش از غزه به سمت مرکز اسرائیل شلیک شد و آژیرهای خطر را در تل آویو و شهرهای اطراف آن از جمله ریشون لزیون، هولون و بت یام به صدا درآورد.

این روزنامه همچنین می‌گوید یک خودرو در ریشون لزیون مورد اصابت ترکش قرار گرفت، اما کسی زخمی نشد.

در همین حال، دبیرکل کتائب سید الشهدا عراق ابراز تأسف عمیق آمریکا را به خاطر از دست دادن سه نیروی نظامی خودکه درحمله نزدیک مرزاردن وسوریه کشته شده اندبه باد انتقاد گرفته و گفته است چگونه آمریکاییان چشم خود را برکشتار غزه بسته اند و این فجایع مصیبت بار غیرانسانی را که مغایر با اصول و موازین حقوق بشر و حقوق بین المللی است نادیده می گیرند اما از کشته شدن این سه سرباز اندوه زیادی نشان داده ولی ازکشتار و قتل انسان های بی گناه غیرنظامی( کودکان، زنان، بیماران، سال خوردگان و...) متاثر نشده اند.

ابوعلاء الولایی در پیامی در شبکه های اجتماعی نوشت: 100 هزار فلسطینی در غزه به دست صهیونیست ها با مهمات ساخت آمریکا زخمی و مجروح شده اند! آیا این فاجعه عمیق جای تعجب و ابراز تأسف ندارد؟

صریح باید گفت که دموکراسی غربی با تمام ظرفیت فریبنده اش و با تمام ریاکاری هایش به پایان خط رسیده و دیگر چیزی جز نیرنگ و فریب برای عرضه کردن ندارد و مشتش برای ملت های جهان باز شده است و مقاومت مردم غزه در این جنگ نابرابر چشم و گوش دنیا را بر حقایق و واقعیت های مشمئزکننده دموکراسی پرتناقض غربی بازکرد و چهره کریه نقاب زده آن ها را در نزد جامعه جهانی آشکار، افشا و رسوا نمود.

ابوعلاء الولایی گفت که رفتار متناقض واشنگتن افسانه دفاع از حقوق بشر را از بین برد و ماهیت جنایتکارانه و چهره زشت آن را در معرض دید کل جهان قرار داد.

وی گفت: نفاق به حدی رسیده است که آمریکا حتی همدلی و همبستگی بین المللی را از دست داده و اکنون در انزوا به سر می برد.

ارتش آمریکا اعلام کرد که در حمله پهپادی در شمال شرق اردن در نزدیکی مرز سوریه، سه نیروی آمریکایی کشته و دست کم 25 تن دیگر زخمی شدند.

یک گروه از مبارزان ضد تروریسم مقاومت اسلامی در عراق، مسئولیت عملیات و حملات به پایگاه های آمریکایی را که در مرز اردن و سوریه می باشد و مورد هدف قرار داده اند برعهده گرفتند.[1]

جان کلام این که؛ تا جنگ غزه متوقف نشود، نباید انتظار داشت که حملات به اسرائیل و پایگاه های آمریکا و انگلیس و سایر متحدان اروپایی صهیونیست ها در منطقه متوقف شود و لذا بطور قطع گروه های مقاومت اسلامی در لبنان، سوریه، عراق، یمن و... در ادامه رویکرد مقاومت در پاسخ به کشتارهای رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه، پایگاه های حامیان استکباری صهیونیزم را با تداوم بخشیدن به چنین عملیات ها و حملات غافلگیرانه و با هدف قراردادن ودرهم کوبیدن آن پایگاه‌ها؛ تا عقب نشینی ازمواضع وبرچیدن پایگاه هایشان ازمنطقه، مستأصل خواهند نمود و مسلما با تحقق آن چه بیان شد قطعا «پیروزی راهبردی» تاریخی در دسترس گروه مقاومت اسلامی است.

سه شنبه: 10 / 11 / 1402- 18 رجب 1445- 30 ژانویه 2024


1- Resistance Groups Target U.S. Warship, Zionist Bases. Kayhan .ir. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date : 29 January 2024 - 21:47



ارسال توسط افشار

نقش تاریخی آلمان در تأسیس و حمایت از صهیونیزم جهانی

اسدالله افشار

یک مقام اتحادیه اروپا در ماه اکتبر اعتراف کرد: «یهود ستیزی عمیقاً در جامعه اروپایی ریشه دوانده است». اگرچه مایکل اوفلارتی، مدیر آژانس حقوق بنیادین بلوک، به اشتباه احساسات یهودی ستیزانه ریشه‌دار را به عملیات حماس در سال 2023 نسبت داد، اظهارات او باعث تأمل در تاریخ اروپا در بدرفتاری با یهودیان شد.

یهودی ستیزی ریشه های عمیقی در تمدن اروپایی دارد که از هر دو دوره پیش از مسیحیت و مسیحیت سرچشمه می گیرد. از زمان امپراتوری های یونان و روم تا قرون وسطی و تا دوران مدرن، نفرت، تبعیض و آزار یهودیان بخشی غیرقابل انکار در جوامع اروپایی بوده است.

در مناطق مختلف اروپا، یهودیان با تبعیض نژادی مواجه بودند و اغلب به مظهر شرارت های مختلف متهم می شدند که به بهانه های مختلف به آزار و اذیت معمول منجر می شد. عمیق ترین عقاید یهودستیزانه اروپا با آنچه که امروزه به عنوان هولوکاست شناخته می شود به اوج خود رسید. آدولف هیتلر مرتکب قتل دسته جمعی، زندانی کردن و آوارگی افراد بی شماری شد، در حالی که بخش قابل توجهی از جمعیت در سراسر قاره اروپا رفتار او با جمعیت یهودی "شرور" را تحسین و ستودند.

زمانی که آلمان آن روزها را پشت سر گذاشت، تلاش هایی را برای جبران جنایات فجیع خود آغاز کرد. علیرغم اینکه آلمان مسئول مرگ میلیون‌ها نفر در سراسر اروپا، از جمله حداقل 27 میلیون نفر در اتحاد جماهیر شوروی بود، به نظر می‌رسید احساس گناه عمیقی که آلمان در خود داشت، بیشتر از اقداماتش علیه یهودیان ناشی می‌شد. به این ترتیب، شروع به آشتی با گروهی از مردمی کرد که قرن ها تحت ظلم و ستم تحت حاکمیت اروپا متحمل شده بودند.

با این حال، حتی در مواجهه با این گناه و شرم، آلمان تمایلی به صرف نظر از دارایی های خود برای جبران اعمال خود نداشت. حتی رهبران نظم نوین جهانی پس از جنگ جهانی دوم، به ویژه بریتانیا و ایالات متحده، هیچ مشکلی در مورد الزام دیگران به تحمل بار جنایات آلمان ندیدند.

در اقدامی که ظاهراً با هدف بازپس‌گیری اقبال در جامعه یهودی انجام شد، قدرت‌های غربی از صعود یک جنبش سیاسی که قبل از هر دو جنگ جهانی در حال گسترش بود، حمایت کردند. جنبش صهیونیسم، که توسط تئودور هرتزل در دهه 1890 تأسیس شد، با سه مکان بالقوه برای تأسیس آنچه در نهایت به اسرائیل تبدیل شد، ارائه شد: آمریکای جنوبی، آفریقا، یا غرب آسیا.

هرتزل در جزوه‌ای که در سال 1896 منتشر شد، بیان کرد: «ما طبیعتاً به مکان‌هایی راه پیدا می کنیم که مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گیریم.» گروهی از افرادی که همیشه به صورت مسالمت‌آمیز با جمعیت یهودی همزیستی داشتند و اکنون برای تحمل عواقب آلمان نازی انتخاب شده‌اند. آن ها جنایات عظیمی علیه فلسطینیان مرتکب شدند. اسرائیل در سال 1947 از سوی سازمان ملل متحد تحت سلطه غرب به رسمیت شناخته شد ودر سال های بعد، ده ها هزار فلسطینی کشته، زندانی و یا از خانه های خود در فلسطین آواره شدند.

آلمان پس از تأسیس رژیم صهیونیستی به عنوان یکی از حامیان اصلی اسرائیل ظاهر شد. این کشور با ارائه غرامت های قابل توجهی به سایر قربانیان خود در ماجرای هولوکاست، به اسرائیل در ایجاد اقتصادش کمک شایانی کرد و در برخی مواقع به صورت انحصاری به رژیم اشغالگرقدس، تسلیحات مختلف داد تا نشان دهد که تعهد خود را برای جلب رضایت صهیونیست ها علنا عملی کرده و انجام داده است. یهودیان برای چندین دهه از حمایت آلمانیان برخوردار گشتند و خود و هم اسرائیل از آن راضی بودند. به نظر می‌رسید که آلمان ها از جنایات فجیعی که در حق صهیونیست ها مرتکب شده بودند، اکنون با انجام خدمات خاص و ویژه توانسته اند آن نگاه بین المللی را در پس‌زمینه محو نمایند، زیرا سیاستمداران اسرائیلی از برلین رضایت داشتند. حالابه نظر می رسد که احساس گناه جمعی توسط آلمانی ها به خاطر اقدامات خود در طول جنگ جهانی دوم کاهش یافته است و به اصطلاح از زیر بار روانی آن خارج شده اند. در حالی که این فقط یک فریبی بیش نیست چرا که امروز سیاستمداران آلمانی با تأیید اعمال فجیع و غیرانسانی صهیونیست ها در حق مردم فلسطین از 7 اکتبر 2023 تا به امروز شریک جرم جنایات آنان هستند و باید به همراه آمریکا، انگلیس، فرانسه و این رژیم جعلی نامشروع غاصب کودک کش محاکمه و مجازات شوند.

با این حال، در سال 2024، به نظر می رسد تمام آرزوهایی که آلمان برای رهایی پس از هولوکاست داشت، اکنون از بین رفته است. آلمان در تلاش خود برای جبران هولوکاست، خود را به عنوان عامل اصلی یک فاجعه انسانی دیگر در معرض قضاوت تاریخی قرار داده است و آن هم تراژدی جدیدی که در غزه در حال رخ دادن است و آلمان با اتخاذ سیاست راهبردی غلط که تحت تأثیرسیاست های سلطه ای آمریکا می باشد، و قطعا این کشور بار دیگر خود را در سمت اشتباه تاریخ خواهد دید و برای جبران این اشتباه آیا فرصتی خواهد داشت؟

آلمان اکنون شاهد تکرار آزاردهنده جنایات خود در طول جنگ جهانی دوم است. نوزادان در زیر آوار خفه می شوند و تا حد مرگ خون بی گناهان فلسطینی را جاری می کنند، کودکان دست و پای خود را از دست می دهند و قطع عضو می شوند، زنان در حین زایمان از بین می روند و مردان قبل از هدایت به سلول های زندان در مقابل خانه هایشان از زندگی شرفتمدانه در سایه صلح و آرامش محروم می شوند.[1] یک فاجعه انسانی کاملاً جدید در حال آشکار شدن است و مسئولیت اصلی دقیقاً بر دوش آلمان و متحدانش است که تصمیم گرفتند هزینه تاریخ یهودی ستیز اروپا و خاصه آلمان را از آوارگی و مرگ مردم مظلوم و بی دفاع فلسطینیان پرداخت نمایند. مسلما این اشتباه راهبردی تاریخی برای آلمان ها و چند کشور اروپایی دیگر و آمریکا که دستشان تا مرفق به خون فلسطینیان آزاده و سربلند آغشته است، گران تمام خواهد شد و هزینه سنگین آن را باید تقبل کرده و بی کم و کاست پرداخت نمایند و آن روز دیر نیست و خواهد آمد و عدالت تاریخی در مورد آنان اجرا خواهد شد.

هولوکاست؛ بهانه و دلیلی برای تأسیس نهاد صهیونیزم بین الملل

در بسیاری از کشورهای غربی، انکار هولوکاست جرم است و بسیاری از افراد به دلیل بیان چنین اظهاراتی به زندان محکوم می شوند. کسانی که هولوکاست را مورد انتقاد قرار می دهند یا روایت کمی متفاوت از وقایع رخ داده در جنگ جهانی دوم در آلمان و سرزمین های اشغالی آن ارائه می دهند، به سرعت از پست ها و مشاغل خود اخراج می شوند. این موضوع در بسیاری از کشورهای غربی قابل بحث ویا بحث نیست. که این سئوال پیش می آید که چرا؟ با توجه به گستردگی کشتارها که در غرب گزارش و نقل شده است. کسانی که حتی تاپیک[2] را باز می کنند به عنوان یهودستیز برچسب زده می شوند. این در حالی است که دولت های اروپایی متهم به مشارکت مستقیم در حملات علیه اسلام هستند، همانطور که در مورد اخیر هتک حرمت به کتاب مقدس مسلمانان(قرآن) در سوئد، دانمارک و هلند انجام شد.

سیاستمداران بلندپایه ای بوده اند که به دلیل ارتباط صهیونیسم با نازیسم آدولف هیتلر از حزب سیاسی خود تعلیق شده اند. یکی از این پرونده های برجسته، شهردار سابق لندن، کن لیوینگستون بود.

لیوینگستون، که حدود 50 سال از اعضای حزب مخالف کارگر بریتانیا بوده است، در سال 2016 به دلیل اینکه هیتلر در مقطعی از جنبش صهیونیسم حمایت کرده است، محکوم شد، سکوت کرد و از این حزب تعلیق شد.

دیگر شخصیت‌های سیاسی به حمایت از لیوینگستون گفته بودند که او فقط حقیقت را بیان کرده است.

با این حال، همه آنها نیز به دلیل "یهودستیزی" محکوم و مورد انتقاد قرار گرفتند.

لیوینگستون در طی مصاحبه ای درباره یکی از اعضای حزب کارگر که گفت اسرائیلی ها باید به بریتانیا منتقل شوند، خاطرنشان کرد: "زمانی که هیتلر در انتخابات خود در سال 1932 پیروز شد، سیاست او این بود که یهودیان باید به اسرائیل منتقل شوند. او قبل از رفتن از صهیونیسم حمایت می کرد."

او بعداً در رسانه های خبری در کشورهای دیگر ظاهر شد که اجازه داد این موضوع به طور آشکار مورد بحث قرار گیرد و این سئوال را مطرح کرد که "آیا از ماجرای هولوکاست برای سرکوب دیگران سوء استفاده شده است؟"

این در حالی است که او اظهارات خود را تکرار کرد که هیتلر واقعاً با صهیونیست ها کار کرده است.

لیوینگستون در سال 2018 استعفای خود را از حزب کارگر اعلام کرد و گفت که مسائل مربوط به تعلیق او باعث حواس پرتی شده است.

منتقدان می گویند یکی از دلایل اصلی خاموش کردن هرگونه بحث در مورد هولوکاست این است که غرب از آن به عنوان بهانه ای برای حمایت از ایجاد غیرقانونی موجودیت اسرائیل استفاده می کند. جدای از این واقعیت که هیتلر بسیاری از افراد با پیشینه‌های قومی و مذهبی مختلف از جمله یهودیان و مسلمانان را به قتل رساند، برنامه‌ریزی برای موجودیت سیاسی صهیونیست ها قبل از اینکه هیتلر یا حزب فاشیست نازی او قدرت یا نفوذی داشته باشند، طراحی و انجام شده بود.

بسیاری از صهیونیست ها و حامیان آنها هولوکاست را دلیل تأسیس این نهاد صهیونیستی می دانند.

لازم به ذکر است که نه همه صهیونیست ها یهودی هستند و نه همه یهودیان صهیونیست. در واقع، تعداد زیادی از یهودیان مخالف صهیونیسم و جنایات جنگی اسرائیل در فلسطین اشغالی هستند.

حقایق روی زمین این است که اعلامیه بلفور دلیل ایجاد موجودیت آپارتاید اسرائیل است.

اعلامیه بلفور مربوط به سال 1917 امپراتوری بریتانیا در آن زمان است که برای ایجاد یک کشور یهودی در فلسطین برنامه ریزی کرده بود، جایی که جمعیت کمی از یهودیان در کنار فلسطینیان مسیحی و اکثریت جمعیت عرب مسلمان فلسطینی در صلح زندگی می کردند.

این امر به دنبال مذاکرات بین گروه‌های انگلیسی و صهیونیستی انجام شد و منجر به ایجاد اسرائیل در کشوری به نام فلسطین شد.

متن اصلی بیانیه بلفور بریتانیا این بود که «دولت اعلیحضرت به نفع ایجاد خانه ملی برای مردم یهود در فلسطین است و تمام تلاش خود را برای تسهیل دستیابی به این هدف به کار خواهد گرفت».

این قبل از وقوع هولوکاست و کشف اردوگاه های کار اجباری پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم بود.

با این حال، در سال 1948، پس از پایان امپراتوری بریتانیا در فلسطین، و پس از یک سلسله مذاکرات بین انگلیسی ها و صهیونیست ها، لندن به طور غیرقانونی کشور فلسطین را به آنچه در غرب از آن به عنوان "اسرائیل" یاد می شود، واگذار کرد.

بسیاری از آنها به دروغ به فیلم های پیدا شده پس از پایان جنگ جهانی دوم از هولوکاست به عنوان توجیهی برای ایجاد نهاد اشغالگر اشاره می کنند.

اما اگر کسی ذر غرب به موضوع هولوکاست اشاره کند محاکمه در انتظار اوست و با پشت میله های زندان روبرو خواهد شد.

اندکی پس از آن، یهودیان از اروپا و آمریکا در گروه گروه به فلسطین اشغالی نقل مکان کردند و در طول دهه‌ها در بحبوحه کارزار پاکسازی قومی علیه مردم بومی این سرزمین مرتکب قتل عام و جنایات جنگی شدند.[3]

تنها کشوری که طی یک قرن گذشته تلاش کرده اند به طور کامل از روی زمین محو کنند، فلسطین بوده است که آن هم به برکت انقلاب اسلامی با روزی به نام روزجهانی قدس که از سوی امام خمینی(ره) بنیانش گذاشته شد ناکام مانده و عقیم گشته است. بلاشک صهیونیزم بین الملل شکست خواهد خورد و فلسطینیان از چنگال آنان رها خواهند شد. آن روز نزدیک است و شهد شیرین پیروزی چشیده خواهد شد.

یکشنبه: 8 / 11 / 1402- 16 رجب 1445- 28 ژانویه 2024


1-Hojat Ansari. Mona. Germany backs today’s Hitler. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes. January 27, 2024 - 21:40

[2] - تاپیک برای دسته‌بندی کاربران طراحی شده است تا بتوانید پیام‌ها را بر اساس علاقمندی آنها ارسال کنید. سعی می‌کنیم این مورد را در قالب یک مثال برای شما بیان کنیم. فرض کنید یک اپلیکیشن خبری دارید و از کاربرتان سوال می کنید به چه اخباری علاقمند است (سیاسی، ورزشی، علمی و ...). پس از اینکه کاربر موضوعات موردعلاقه‌ی خود را انتخاب کرد، می‌توانید هنگام ارسال پیام‌ها، با توجه به موضوع پیام، آن را برای افرادی ارسال کنید که به آن موضوع علاقه داشته‌اند. و ...

3- The Holocaust and Palestine. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes. January 28, 2023 - 12:2



ارسال توسط افشار

یک پیروزی مهم برای آفریقای جنوبی و فلسطینی ها

تحلیل و بازتاب حکم دیوان بین المللی دادگستری

اسدالله افشار

دیوان بین المللی دادگستری[1] روز جمعه 6 بهمن ماه سال جاری( 26 ژانویه2024) در تصمیمی که بسیار مورد انتظار بود، دستور داد اسرائیل تمامی اقدامات لازم را برای به حداقل رساندن تلفات و ویرانی در نوار محاصره شده غزه انجام دهد.

این حکم پس از بررسی دو هفته‌ای قضات دیوان بین‌المللی دادگستری پس از تشکیل پرونده نسل‌کشی علیه اسرائیل توسط آفریقای جنوبی، دو ماه پیش ازآن، صادر شد. درحالی که دادگاه درخواست اقدامات موقت در غزه را داشت، از درخواست آتش بس فوری که آفریقای جنوبی نیز درخواست کرده بود، خودداری کرد.

آفریقای جنوبی این حکم را به عنوان "پیروزی قاطع" برای حاکمیت قانون بین المللی جشن گرفت. دولت افریقای جنوبی با ابراز قدردانی از پاسخ سریع دیوان بین المللی دادگستری، از اقدامات موقت قدردانی و ابراز امیدواری نموده که اسرائیل مانع از اجرای دستورات دادگاه نشود.

پرونده تفصیلی 84 صفحه ای آفریقای جنوبی علیه اسرائیل ادعا می کند که این رژیم عمداً کنوانسیون نسل کشی 1948 را از زمان آغاز حملات اخیر خود به نوار محاصره شده غزه در 7 اکتبر نقض کرده است. در موافقت با اکثر استدلال های آفریقای جنوبی، ICJ (International Court of Justice)اعتقاد خود را اعلام کرد. که حداقل برخی ازجنایات جنگی ادعایی صورت گرفته است. علاوه بر این، دیوان بین المللی دادگستری با تأیید صلاحیت خود برای قضاوت، درخواست تجدیدنظر اسرائیل برای رد این پرونده را رد کرد.

براساس حکم دیوان بین‌المللی دادگستری اسرائیل همچنین موظف است تمام تمهیدات لازم در حیطه قدرتش را به کار گیرد تا کسانی را که به نسل کشی در نوار غزه تحریک می‌کنند محاکمه و مجازات کند و اجازه دهد کمک‌های بشردوستانه بدون هیچ گونه مانعی وارد غزه شود. جایی که نزدیک به 26000 فلسطینی در اثر عملیات نظامی مرگبار اسرائیل جان خود را از دست داده‌اند.

قضات دیوان همچنین تأکید کردند که اسرائیل باید در مدت یک ماه به آن‌ها گزارش اقدامات خود را ارائه دهد.

براساس تصمیم دیوان اسرائیل همچنین باید هرنوع اظهارنظرعمومی را که می‌تواند تحریک به ارتکاب نسل‌کشی در غزه تلقی شود متوقف کند.

دادگاه در این دستور از اسرائیل خواست تا از تخریب مدارکی که می‌تواند در پرونده نسل کشی استفاده شود خودداری کند.

دیوان متأسفانه و احتمالا براثر اعمال نفوذ سیاسی غیرفنی قدرت های حامی اسرائیل؛ همچنین روز جمعه تصمیم گرفت که به‌عنوان بخشی از تصمیم اولیه در این زمینه، پرونده نسل‌کشی علیه اسرائیل را به‌دلیل حمله نظامی به غزه مطرح نکند!

شایان ذکر است احکام صادره از سوی دیوان بین‌المللی دادگستری قطعی و بدون تجدیدنظر است، اما دادگاه راهی برای اجرایی شدن احکام خود ندارد.

سخنان رییس دیوان بین المللی دادگستری

جوآن دونوگو، رئیس دیوان بین‌المللی دادگستری جلسه امروز را برای قرائت تصمیم ۱۷ قاضی دیوان را در پرونده‌ای که به هسته‌ اصلی یکی پایان‌ناپذیرترین درگیری‌های جهان می‌پردازد آغاز کرد. خانم دونوگو در دستوری که قرائت آن حدود یک ساعت به طول کشید گفت که دادگاه این پرونده را رد نمی‌کند. او اضافه کرد: «دادگاه با حساسیت از میزان فاجعه انسانی که در منطقه در حال وقوع است آگاهی دارد و عمیقا نگران تداوم تلفات جانی و رنج انسانی است.»

قاضی دونوگو گفت که این حکم برای اسرائیل تعهدات حقوقی بین المللی ایجاد می کند.

دونوگو همچنین گفت: «آفریقای جنوبی آنچه را که در غزه رخ می‌دهد به عنوان نسل‌کشی توصیف کرده و هر کشور عضو دیوان می‌تواند از سایر دولت‌های عضو در این زمینه حساب‌کشی کند».

وی در این‌باره اضافه کرد: «در صورتی که شرایط مطابق با مواد هفتم و نهم منشور دیوان باشد، دادگاه می‌تواند اقدامات موقت انجام دهد. هر کشور عضو می‌تواند به مسئولیت‌های سایر کشورهای عضو در مورد احترام به مفاد کنوانسیون نسل‌کشی اشاره کند».

لازم به ذکراست این پرونده در حالی در دیوان مطرح شده که آفریقای جنوبی در دسامبر 2023 از قضات دیوان خواسته است تا «به‌عنوان یک موضوع فوری»، اقدامات موقت را برای محافظت از فلسطینیان در غزه اعمال کنند.

در صدر فهرست درخواست‌های آفریقای جنوبی از دادگاه، دستور به اسرائیل برای «توقف فوری عملیات نظامی خود در غزه» قرار دارد. دیوان همچنین از اسرائیل خواسته است تا «اقدامات معقول» را برای جلوگیری از نسل کشی اتخاذ کند و اجازه دسترسی به کمک‌های ضروری داده شود.

محمد اشتیه، نخست وزیر تشکیلات فلسطینی در بیانیه‌ای روز پنجشنبه ابراز امیدواری کرد که این تصمیم «شامل اقدام فوری برای توقف تجاوز و نسل‌کشی علیه مردم ما در نوار غزه و انتقال سریع کمک‌های امدادی برای نجات گرسنگان و مجروحان باشد.»

تل آویو پس از هجوم شبه‌نظامیان حماس به اسرائیل در هفت اکتبر که در جریان آن ۱۲۰۰ نفر کشته شدند حملات هوایی و زمینی گسترده خود را به غزه آغاز کرد.

این تهاجم وحشیانه غیرانسانی مغایر با اصول و قوانین بین المللی باعث نابودی بخش وسیعی از نوار غزه و آوارگی نزدیک به ۸۵ درصد از جمعیت ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار نفری این باریکه شد.

تشکیلات بهداشتی حماس روز جمعه اعلام کرد که از آغاز درگیری‌های تا کنون بیش از ۲۶ هزار فلسطینی کشته شده‌اند. این نهاد تأکید کرد که حدود دو سوم کشته‌شدگان زن و کودک هستند.

ارتش جنایتکارصهیونیستی مدعی است که دست‌کم ۹ هزارنفراز کشته‌شدگان درگیری‌های چهار ماهه از اعضای حماس بوده‌اند! که البته ادعایی کذب می باشد که حتی تحلیل گران سیاسی و نظامی صهیونیستی به صحت آمار اعلام شده تردیدایجاد کرده وآن را ساخته ذهن آشفته وشکست خورده نتانیاهو تلقی نموده اند.

مقامات سازمان ملل ابراز نگرانی کرده‌اند که حتی تعداد بیشتری از مردم در اثر بیماری جان خود را از دست بدهند. به گفته این سازمان حداقل یک چهارم از جمعیت نوار غزه با گرسنگی شدید کشنده روبرو هستند.

واکنش های نسبت به این حکم

تصمیم روزجمعه دیوان بین‌المللی دادگستری درباره اقداماتی که اسرائیل باید به طور فوری اتخاذ کند واکنش‌هایی را برانگیخت که به برخی از آن ها در زیر اشاره می شود:

1- سیریل رامافوسا، رئیس‌جمهوری آفریقای جنوبی در واکنش به رای دیوان دادگستری بین‌المللی گفت انتظار دارد اسرائیل به این حکم مبنی بر اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از نسل کشی علیه فلسطینیان در غزه پایبند باشد.

آفریقای جنوبی پس از آن که دیوان بین‌المللی دادگستری به نفع درخواست این کشور برای اعمال تدابیر اضطراری علیه اسرائیل به‌دلیل عملیات نظامی در غزه رای داد، از «پیروزی قاطع» برای حاکمیت قانون بین‌المللی استقبال کرد.

رومافوسا در یک سخنرانی تلویزیونی گفت: «امروز اسرائیل مقابل جامعه بین‌المللی ایستاده است و جنایت‌هایش علیه فلسطینی‌ها آشکار شد.»

وی افزود: «ما از اسرائیل انتظار داریم که به حکم صادر شده پایبند باشد.»

2- نالدی پاندور، وزیر خارجه آفریقای جنوبی گفت: «حکم دیوان بین‌المللی به این معناست که اسرائیل باید جنگ در غزه را متوقف کند.»

وی پس از صدور دستورات موقت دیوان در لاهه گفت: «چگونه بدون آتش‌بس می‌توان به مردم غذا کمک کرد و آب رساند. اگر دستور را بخوانید به‌طور ضمنی اشاره شده که آتش بس باید اتفاق بیافتد.»

فلسطینیان در غزه و کرانه باختری از اقدامات موقت استقبال کردند. ریاض المالکی، وزیر امور خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین در بیانیه ای ویدئویی گفت: «دستور دیوان بین المللی دادگستری یادآوری مهمی است که هیچ دولتی فراتر از قانون نیست.» و افزود که این حکم «باید به عنوان زنگ خطری برای اسرائیل و بازیگرانی باشد که این امکان را فراهم کرده اند. مصونیت ریشه‌دار آن.»

3- اتحادیه اروپا می گوید انتظار دارد اسرائیل و حماس به‌طور کامل از دستور دیوان بین‌الملی دادگستری تبعیت کنند. در بیانیه کمیسیون اروپا آمده است: «ما به دستور امروز دیوان دادگستری بین‌المللی درباره درخواست آفریقای جنوبی در اشاره به اقدامات موقت توجه می‌کنیم.»

در این بیانیه اضافه شده است: «اتحادیه اروپا بر حمایت مستمر خود از دیوان بین‌المللی دادگستری، ارگان قضایی اصلی سازمان ملل تاکید می‌کند.»

این نهاد تأکید کرد است که «احکام دیوان برای طرفین لازم الاجرا است و آنها باید از آن تبعیت کنند. اتحادیه اروپا انتظار اجرای کامل، فوری و موثر آن‌ها را دارد.»

4- رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه از حکم دیوان بین‌المللی دادگستری مبنی بر اینکه اسرائیل باید از نسل کشی در غزه جلوگیری کند، استقبال کرد و گفت امیدوار است حملات علیه غیرنظامیان متوقف شود.اردوغان حکم دیوان را با ارزش توصیف و اظهار امیدواری کرد حملات اسرائیل علیه زنان، کودکان و افراد مسن پایان یابد.

5-حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران بدون توجه به اینکه رأی امروز دیوان بین‌المللی دادگستری مربوط به «اقدامات موقت است» و نه مربوط به پرونده «نسل‌کشی» در پیامی گفت: «موفقیت آفریقای‌جنوبی در دیوان کیفری بین‌المللی در جریان طرح شکایت از رژیم صهیونیستی را به دولت و ملت آفریقای‌جنوبی، ملت فلسطین و خانم نالدی پاندور وزیر امور خارجه این کشور تبریک می‌گویم.»

وی در این پیام گفت: «از همه‌ی همتایانم در کشورهای جهان تقاضا دارم از اقدام آفریقای جنوبی در دیوان کیفری بین‌المللی حمایت کنند.»

6-جنبش مقاومت حماس نیزازاین حکم استقبال کرده است. دربیانیه ای آمده است: «حکم دیوان دادگستری [بین المللی] تحول مهمی است که به انزوای اسرائیل و افشای جنایات آن در غزه کمک می کند.

7- بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر جانی فاشیست جنایتکار اسرائیل در واکنش به حکم روز جمعه دیوان بین‌المللی دادگستری گفت:«ما با پایبندی به قوانین بین‌المللی به دفاع ازخودوشهروندانمان ادامه می‌دهیم.»

وی افزود: «اسرائیل در حال جنگی عادلانه‌ است که شبیه هیچ جنگ دیگری نیست.»

وی تصریح کرد: «اسرائیل مانند هر کشوری از حق اولیه دفاع از خود برخوردار است.» وی با اشاره به اینکه درخواست آتش‌بس فوری در رای امروز مطرح نشد افزود: «دادگاه لاهه به حق درخواست ظالمانه [آفریقای جنوبی] را برای گرفتن حق دفاع از ما رد کرد.»

8- فعالان حقوق بشردرسراسرجهان ناامیدی خود راازعدم وجوددستوری برای آتش بس فوری ابرازکرده اند، اگرچه اذعان دارند که این حکم می تواند به عنوان یک پیروزی مهم برای فلسطینی ها تلقی شود که 75 سال تحت رژیم آپارتاید اسرائیل بدترین و سخت ترین دوران را گذرانده و آن را که مخالف و مغایر با اصول و قواعد و موازین حقوق بین الملل بوده است تحمل کرده اند.

برخی ناظران نیزتأکید کرده اند که تصمیم دیوان بین المللی دادگستری می تواند به عنوان گامی برای پاسخگویی سیاستمداران رژیم جعلی، غاصب، نامشروع وکودک­کش اسرائیلی در جنایات جنگی علیه فلسطینیان در برابر قانون عمل کند.[2]

9- کارشناسان مسائل حقوق بین‌المللی می‌گویند اینکه دیوان بین‌المللی دادگستری 36 دقیقه ابتدایی بحث خود را به توضیح درباره حق آفریقای جنوبی برای شکایت از «اسرائیل» اختصاص داد نشان‌دهنده این است که این دادگاه احتمال نسل‌کشی در غزه را رد نکرده است. آفریقای جنوبی خواستار صدور حکمی موقت برای آتش‌بس شده بود. دادگاه حکمی در این خصوص صادر نکرد اما «اسرائیل» را ملزم به ارائه گزارش کرد.

10- «بالکیس جاراح»، از کارشناسان حقوقی دیده‌بان حقوق بشر تصمیم دادگاه لاهه را یک «نقطه عطف» توصیف کرده و گفته معنای این حکم این است که «اسرائیل» و متحدانش هشدار دریافت کرده‌اند و لازم است اقدامات بیشتری برای جلوگیری از نسل‌کشی و جنایت‌های جنگی علیه مردم فلسطین انجام دهند.

او همچنین گفت که این حکم به معنای آن است که دیوان بین‌المللی دادگستری وضعیت وخیم انسانی در غزه را به رسیمت شناخته است. جاراح تصریح کرد که دستورات این دادگاه «روشن و الزام‌آور» هستند و «اسرائیل» اکنون بایستی تعهد خودش را به قوانین بین‌المللی نشان دهد و از این احکام صریح پیروی کند.[3]

11- مایکل مارتین وزیر امور خارجه ایرلند روز جمعه با صدور بیانیه‌ای از حکم دیوان بین المللی دادگستری در مورد پرونده شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل استقبال کرد و آن‌را لازم‌الاجرا دانست.
او در این بیانیه که یک نسخه آن در تارنمای وزارت امور خارجه ایرلند منتشر شد، تصریح کرد: من به شدت از دستورات دادگاه که نهایی و لازم الاجرا هستند استقبال می کنم. اینها اقداماتی است که ایرلند از آغاز جنگ در غزه همواره خواستار آن بوده است.

وی با بیان اینکه «ایرلند تعهد عمیق و دیرینه ای به حقوق بین الملل دارد و مدافع قوی نظام مبتنی بر قوانین بین المللی است» افزود: ما از اسرائیل انتظار داریم که تمام اقدامات موقتی را که توسط دادگاه حکم داده شده است، با حسن نیت و به صورت فوری اجرا کند.

رئیس دستگاه دیپلماسی ایرلند ادامه داد: در حالی که دادگاه خواستار آتش‌بس نشده است، اما به اسرائیل و ارتش آن دستور داده است که مرتکب هیچ گونه نسل‌کشی نشوند و مهمتر از همه به اسرائیل دستور داده است که اقدامات فوری و مؤثری را برای اطمینان از ارائه خدمات اولیه ضروری و کمک‌های بشردوستانه در غزه انجام دهد.

وی خاطر نشان کرد: این دستورات لازم‌الاجرا هستند و دیوان به اسرائیل دستور داده تا یک ماه دیگر پایبندی خود را به این احکام نشان دهد.

مارتین تصریح کرد: پایان دادن به این درگیری و مرگ و ویرانی در غزه اولویتی است که باید در تمام ابعاد - سیاسی، دیپلماتیک، انسانی و حقوقی - دنبال شود.

وی در همین پیوند تصریح کرد: مایلم موضع دولت ایرلند را تکرار کنم که آتش بس فوری بشردوستانه، آزادی فوری و بدون قید و شرط اسرا و دسترسی کامل، ایمن و بدون مانع به کمک های بشردوستانه در غزه نیاز است.[4]

12-با حکم مذکور قطعا تل‌آویو راهی طولانی برای پیروزی برحماس پیش رو دارد. «گادی آیزنکوت» ژنرال شناخته‌شده اسبق ارتش اسرائیل نیز که پسر و خواهرزاده‌اش را در جریان جنگ غزه از دست داده، تأکید کرده تداوم جنگ غزه صرفا برای اسرائیل آسیب‌زاست و تل‌آویو هیچ راهی جز مذاکره با حماس برای آزادسازی اسرای خود ندارد.

تامیر پاردو، رئیس اسبق موساد نیز ضمن رد کردن موقعیت برتر اسرائیل در جنگ غزه، نتانیاهو و اعضای دولتش را دروغگوهایی توصیف کرده که هر مطلب خلاف واقع را بی‌شرمانه به زبان می‌آورند. نشریه صهیونیستی هاآرتص نیز گفته است، زمان علیه نتانیاهو و دروغ‌هایش به سرعت در حال سپری شدن است.

شنبه: 7 / 11 / 1402- 15 رجب 1445- 27 ژانویه 2024


[1] - دیوان بین‌المللی دادگستری (دادگاه جهانی)، یکی از ارکان سازمان ملل متحد که در سال ۱۹۴۵ طبق تصمیم متخذه در سان‌فرانسیسکو ایجاد و به طور دائمی فعالیت داشته و مقرّ آن در شهر لاهه (هلند) است. ارائه نظر مشورتی در پاسخ به سوالات حقوقی مجمع عمومی سازمان ملل متحد، آژانس‌های تخصصی سازمان ملل و سازمان‌های بین‌المللی از وظایف اصلی این دیوان است که به آن صلاحیت مشورتی می‌گویند و نیز رسیدگی به اختلافات قانونی میان دولت‌ها به این دادگاه سپرده می‌شوند که به آن صلاحیت ترافعی گفته می‌شود. دیوان بین‌المللی دادگستری هیأتی مرکب از ۱۵ قاضی، یک رئیس و یک نائب رئیس که برای مدت سه سال توسط قضات دیوان انتخاب می‌شوند. انتخاب قضات در دیوان بین‌المللی دادگستری در دو مرحله انجام می‌پذیرد. مرحله اول: معرفی کاندیداها توسط گروه‌های ملی که در دیوان دائم داوری، عضویت دارند. مرحله دوم: انتخاب قضات به عهدۀ مجمع عمومی و شورای امنیت است. دیوان بین‌المللی دادگستری هیاتی مرکب از ۱۵ قاضی است که نباید تابعیت مشابهی داشته باشند و طبق مواد ۲ و ۳ اساسنامه از میان افرادی انتخاب می‌شوند که دارای اعتبار معنوی در کشورشان هستند و دارای مشاغل مهم قضائی بوده و یا حقوق‌دان و متخصص در حقوق بین‌الملل باشند. قضات دیوان، مصونیت دیپلماتیک دارند و غیرقابل عزل می‌باشند. قضات دیوان برای ۹ سال انتخاب می‌شوند و انتخاب مجدد آنان بلامانع است. دیوان دارای یک رئیس و یک نائب رئیس است، که برای مدت سه سال توسط قضات دیوان انتخاب می‌شوند برای تشکیل جلسات دیوان، حدنصاب ۹ قاضی کافی است. دیوان می‌تواند بنا به درخواست طرفین یا به تشخیص خود، به منظور رسیدگی به موضوع یا دعاوی معین، یک یا چند شعبه خاص ایجاد کند. (موسی‌زاده، رضا، کلیات حقوق بین‌الملل عمومی، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، ۱۳۷۶، چاپ اول، جدوم، ص۱۵۰-۱۴۲)

2- Gaza’s victory this time in the Hague. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes; January 26, 2024 - 21:24.

Tasnim News Agency. ICJ Orders Israel to Take Measures to Prevent Acts of Genocide in Gaza. January, 26, 2024 - 16:49.

[3] - حکم اولیه دادگاه لاهه علیه رژیم اسرائیل به چه معناست؟ خبرگزاری آریا: جمعه 6 بهمن ماه 1402 / 10:25:19- کدخبر: 120240126211119806

[4] - ایرلند: حکم دیوان بین المللی دادگستری علیه اسرائیل لازم‌الاجرا است. خبرگزاری آریا: جمعه 6 بهمن ماه 1402 / 11:00:53- کدخبر: 120240126205153459



ارسال توسط افشار

بازخوانی گزارش تحلیلی حماس از چرایی حماسه طوفان الاقصی

این روایت ماست... چرا طوفان الاقصی؟

اسدالله افشار

جنبش مقاومت اسلامی فلسطین-حماس- در گزارشی با اشاره به دلایل چند جانبه عملیات طوفان الاقصی، به عمق یک قرن مقاومت در برابر اشغالگران صهیونیست پرداخت.

این گزارش تفصیلی بینش‌هایی را درباره پس‌زمینه تاریخی ارائه می‌کند که عزم مردم فلسطین را تقویت کرد و در عملیات بزرگ در 7 اکتبر 2023 به اوج خود رسید.

حماس در گزارش تحلیلی خود با عنوان «این روایت ماست... چرا طوفان الاقصی»، دلایل عادلانه و درستی را که باعث شد مردم فلسطین و مقاومت آن ها به ایجاد حماسه طوفان الاقصی پس از آن منجر شوند چون چندین دهه اشغال، جنایات، تخلفات و سوء استفاده های اسرائیلی را برشمرده و فهرست کرده است.

در این گزارش، حماس توضیح می‌دهد که رویدادهای 7 اکتبر 2023 باید در چارچوبی گسترده‌تر مورد بحث تفصیلی قرار گیرد، چرا که این گونه رویدادها یادآور نمونه‌هایی از مبارزات آزادی بخش در جهان و در تاریخ معاصر هستند و این مبارزه با اشغالگران بیش از یک قرن سابقه دارد.

حماس در این گزارش با اشاره به تاریخچه اشغال فلسطین اعلام کرده که مبارزه مردم فلسطین با اشغالگران از 7اکتبر 2023(16 مهر1402) آغاز نشده ، بلکه این عملیات از 105 سال پیش آغاز گشته است، از زمانی که مردم فلسطین 30 سال جنگ و تجاوز را تحمل کرده اند. استعمار انگلیس و 75 سال اشغال اسرائیل. غزه، به‌ویژه، بیش از 17 سال است که تحت محاصره خفقان‌آوری قرار داشته و آن را به بزرگترین زندان روباز جهان تبدیل کرده است و پنج جنگ ویرانگر رعب آور و وحشتناک را که مغایر با اصول و قوانین حقوق بین الملل بوده تجربه کرده است.

حماس در این گزارش تأکید کرده است که رژیم اشغالگر از سال 2000 تا سپتامبر 2023 باعث کشته شدن 11299 فلسطینی و مجروح شدن 156768 فلسطینی شده که اکثریت آنها غیرنظامی بودند. حماس این سئوال را مطرح نموده که آیا مردم فلسطین باید همچنان منتظر بمانند و به سازمان ملل متحد و نهادهای ناکارآمد بین المللی تحت سلطه استکبار غرب و صهیونیزم جهانی تکیه کنند؟

حماس در همین گزارش در خصوص اهداف مقاومت در عملیات 7 اکتبر تأکید کرده است که عملیات طوفان الاقصی مراکز نظامی اسرائیل را هدف قرار داده و هدف آن اسیرکردن سربازان اسرائیلی به منظور مبادله و آزادی اسرای فلسطینی بوده است. حماس تأکید کرده که این عملیات بر اهداف نظامی در غزه، به ویژه واحدهای نظامی اسرائیل و پایگاه‌های اطراف غزه متمرکز بوده و به دلیل تعهدات مذهبی و اخلاقی، از هدف قرار دادن غیرنظامیان به‌ویژه زنان، کودکان و افراد مسن پرهیز شده است.

حماس اعلام کرد که مقاومتش بر اساس اصول اصیل اسلامی است و شاخه نظامی آن تنها اشغالگران و کسانی را هدف قرار می دهد که علیه مردم خود سلاح به دست می گیرند. در مورد غیر نظامیان اسیر شده در غزه، حماس تأکید نموده که از همان روز اول با آنها رفتاری انسانی داشته و خواستار آزادی فوری آنها گردیده است.

حماس تأکید کرد که ادعای اشغالگران مبنی بر هدف قرار دادن غیرنظامیان اسرائیلی در حمله 7 اکتبر کذب محض است. این جنبش تصریح کرده که نیروهای اسرائیلی عمداً مطالب نادرستی مانند ادعای سر بریدن 40 نوزاد اسرائیلی توسط گردان های القسام را که منابع اسرائیلی شایعه و تبلیغ نموده اند قاطعانه آن را رد می کند. حماس علاوه براین، ادعاهای مطرح شده مغرضانه از سوی صهیونیست های جانی را که اعلام نموده اند نیروهای مقاومت به زنان اسرائیلی حمله کرده اند نادرست خوانده و چنین اتهاماتی را به شدت تکذیب و رد می کند.

در رابطه با غزه، حماس خاطرنشان کرده است که تعدادی از اسرائیلی‌ها براثرشلیک توپخانه ارتش خود کشته شده اند و همچنین این گزارش بی‌اعتنایی اشغالگران به جان اسرا و تمایل آنها به قربانی کردن آنها را افشا و برملا نموده است. حماس به این نتیجه رسیده است که تحقیقات صریح، شفاف و منصفانه نه تنها بدون شک از روایت آنها حمایت می کند بلکه با تبیین صحیح و صادقانه؛ دروغ ها و ادعاهای کذب و نادرست اشغالگران افشا، آشکار و برملا می گردد.

مردم فلسطین سرنوشت خود را تعیین خواهند کرد. علاوه بر آنچه ذکر شد، حماس از کشورها و قدرت‌های بزرگ ازجمله آمریکا،آلمان،کانادا و انگلیس خواسته است حمایت خود را از تحقیقات جنایات ارتکابی در فلسطین اعلام کنند. حماس همچنین ازدادگاه کیفری بین المللی درخواست نموده تا به سرعت به جنایات و تخلفات انجام شده در فلسطین اشغالی رسیدگی نمایند.

حماس در این گزارش تأکید نموده که مردم منطقه و جهان متوجه فریب و اطلاعات نادرست دولت های حامی این تجاوز شده اند. این دولت‌ها به دنبال بهانه‌هایی هستند تا تعصب خود را نسبت به اشغالگران توجیه کنند، در حالی که نمی‌خواهند بپذیرند که ریشه مشکلات در اشغال، غصب حقوق فلسطینیان و سلب حق زندگی آزادانه آنهاست.

در این گزارش، حماس خواستار مجازات قانونی و قضایی رژیم اشغالگرقدس به دلیل تداوم اشغال، کشتار قربانیان، رنج‌ها و خسارات ناشی از اشغالگری و حمایت از مقاومت در برابر اشغالگران به عنوان ابزاری مشروع و قانونی شده است.

حماس خطاب به کشورهای آزاد در سراسرجهان ازآنها خواسته است تا موضعی جدی در برابر استانداردهای دوگانه قدرت های حامی اشغالگری اتخاذ کنند. این جنبش تأکید دارد که قدرت های بزرگ از حمایت و پیشتیبانی رژیم جعلی، نامشروع و غاصب صهیونیستی خودداری کنند.

حماس همچنین خواستارتوقف فوری تجاوزات اسرائیل درغزه، پایان دادن به جنایات ونسل کشی آنان، رفع محاصره و تلاش جدی برای وادار کردن اشغالگران به عقب نشینی از نوار غزه شده است.

این گزارش برایستادگی در برابر هرگونه تلاش برای انتقال فلسطینی‌ها به صحرای سینا، اردن یا هر مکان دیگری تأکید داشته و مردم و مقاومت را ترغیب می نماید تا در برابر چنین فاجعه هایی سکوت ننمایند و در میدان کارزار حضور داشته باشند.

این گزارش مفصل و تحلیلی به شدت با هرگونه طرح یا پروژه بین المللی واسرائیلی که با هدف تعیین آینده نوار غزه مطابق با استانداردهای اشغالگران یا نهادینه سازی اشغال به هر شکلی باشد، مخالفت می کند. این بیانیه تأکید کرد که مردم فلسطین از قدرت و صلاحیت لازم برای تصمیم گیری در مورد آینده خود و شکل دادن به امور داخلی خود برخوردار هستند و هر گونه تلاش برای تحمیل اقتدار را رد می کنند.

حماس در گزارش تحلیلی خود تأکید کرده که این جنبش یک جنبش آزادیبخش ملی با اهداف مشروع است و برحقانیت خود در مقاومت در برابر اشغالگری و حق مردم فلسطین برای دفاع از خود به هر وسیله ای از جمله مقاومت مسلحانه که در مذاهب مختلف، عقاید و قوانین بین المللی به رسمیت شناخته شده است، کوتاه نخواهد آمد.

عملیات طوفان الاقصی از سوی حماس در این گزارش اقدامی ضروری و پاسخی طبیعی برای مقابله باتوطئه ها و طرح هایی با هدف محوآرمان های فلسطین، مقابله با نقشه های اسرائیل در سرزمین های فلسطینی، تلاش برای یهودی سازی آن و تعیین سرنوشت اداره مسجد الاقصی توصیف شده است.

این گزارش تأکید می کند که عملیات طوفان الاقصی با هدف پایان دادن به محاصره ناعادلانه نوار غزه، گامی طبیعی در جهت دستیابی به استقلال و آزادی، مشابه دیگر کشورهای آزاد در سراسر جهان است. علاوه براین، هدف آن تعیین سرنوشت یک کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس می باشدکه ضروری تلقی می گردد.

این عملیات گامی طبیعی در چارچوب رهایی از اشغال رژیم جعلی غاصب نامشروع اسرائیل بوده که عملاً امکان ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی از طریق شهرک سازی های گسترده و یهودی سازی منطقه ساحلی غرب را از بین برده است.[1]

جان کلام این که: اولاعمليات 7 اكتبر جبهه مقاومت فلسطین- حماس- ضربه كاري از جهت مادي و معنوي به اسراييل بوده و پيام‌های روشنی را براي بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي به دنبال داشته است؛ ثانیا ضرورت دارد مجامع بين‌المللی در اين زمينه نقش و مسووليت پذيري بيشتري تقبل نمايند و از تمام قدرت و توان ديپلماتيك خود به عنوان اهرمي براي جلوگيري از تشديد تنش‌ها استفاده كنند؛ ثالثا آمریکا و تروئیکای اروپایی دست از حمایت های مادی و معنوی و لجستیکی اسرائیل بردارند و بدانند در برابرتشديد تنش‌ها، مسووليت بین المللی داشته و باید پاسخگو افکار عمومی دنیا و مراجع قضایی بین المللی باشند و لذا تا فرصت باقی است آمریکا و چند کشور اروپایی فتنه گرآتش افروز چك سفيدی را که به اسراييل داده اند پس گرفته تا ازتصاعد بحران درمنطقه غرب آسیا جلوگیری بعمل آید وامنیت داخلی وبین المللی آنان نیز دچار مخاطره قرار نگیرد.

چهارشنبه: 4 / 11 / 1402- 12 رجب 1445- 24 ژانویه 2024


1- Century of Defiance: Hamas Breaks Down Reasons for 105 Years of Resistance Leading to Al-Aqsa Storm Operation. Tasnim News Agency.Translator; Asadollah Afshar. January, 23, 2024 - 13:52.



ارسال توسط افشار

غزه؛ نماد فروپاشی نظم جهانی به رهبری غرب

اسدالله افشار

حمایت تمام عیار غرب از جنایت نسل کشی اسرائیل در غزه

ریاکاری دولت‌های غربی (و نخبگان سیاسی غرب در کل) سرانجام به اصطلاح «نظم جهانی مبتنی بر قوانین» را که ادعا می‌کنند به نقطه‌ بی‌بازگشتی سوق داده است. حمایت تمام عیار غرب از جنایت نسل کشی اسرائیل در غزه پس از 107 روزجنگ ویرانگر وحشیانه صهیونیزم بین الملل، استانداردهای دوگانه غرب را در رابطه با حقوق بشر و قوانین بین المللی واقعاً آشکار کرده است. صریح بگویم دیگر راه برگشتی وجود ندارد و قطعا آمریکا و متحدان اروپایی اش که تمام قد از صهیونیست ها، حمایت های سنگین لجستیکی کرده و می کنند را باید مقصر و شریک جرم رژیم جعلی غاصب کودک کش اسرائیل دانست و علیه همه آن ها در دادگاه بین المللی جنگی شکایت نمود و خواستار محاکمه آنان و مجازاتشان گردید.

انبوه جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت که اسرائیل در غزه مرتکب شد، برای هر کسی که به گوشی های هوشمند دسترسی دارد، روشن است. رسانه‌های اجتماعی مملو از کلیپ‌های ویدئویی از بمباران بیمارستان‌ها و مدارس، پدرانی که اجساد بی‌جان فرزندان خود را از زیر ساختمان‌های ویران شده بیرون می‌کشند، مادرانی که بر روی اجساد نوزادانشان گریه می‌کنند، می باشد. با این حال، واکنش دولت های غربی - علاوه برحمایت های نظامی و سیاسی بی حد و حصر جالب است و آنان هرگونه انتقاد از اسرائیل را علاوه بر یهودی ستیزی، تلاشی برای هرگونه ابرازهمبستگی با مردم فلسطین تلقی وآن را با گستاخی و بی شرمی هرچه تمام تر صریحا ممنوع اعلام کرده اند!

بدون توجه به این ظلم ها و ستم ها، ده ها هزار نفردر 5 قاره جهان هرروز به خیابان ها می آیند و انزجار خود را از جنایات اسرائیل و همدستی غرب ابراز می کنند. دولت های غربی (از جمله ایالات متحده) که ناامید از به دست آوردن دوباره برخی از اعتبارات خود هستند، اخیراً با برخی ملاحظات شروع به انتقاد حاشیه ای از حملات رژیم جعلی اسرائیل کرده اند. با این حال این رویکرد اگر چه دیر هنگام و از سر ناچاری انجام شده است در حقیقت حامل این پیام است که؛ غرب در موضوع غزه به صورت فضاحت باری اعتبار داخلی و بین المللی خود را ازدست داده و به هیچ وجه قادر به بازگرداندن آن نخواهد بود.

ریاکاری غرب

ریاکاری غرب چیز جدیدی نیست. به گفته دولت های غربی، جهان باید در برابر تجاوز روسیه بایستد، اما باید کاملاً از وحشی گری های اسرائیل و زیر پا گذاشتن هنجارهای بین المللی خوشحال باشد. اوکراینی‌هایی که کوکتل‌ مولوتف ها را به سوی نیروهای اشغالگر روسیه پرتاب می‌کنند قهرمان و مبارزان آزادی هستند، در حالی که فلسطینی‌ها (و دیگران) که جرأت می‌کنند علیه آپارتاید اسرائیل صحبت کنند، تروریست هستند! پناهندگان سفید پوست از اوکراین بیش از حد مورد استقبال قرار می گیرند، در حالی که پناهندگان سیاه پوست و قهوه ای که در درگیری های خاورمیانه، آسیا وآفریقا (که بیشتر غرب پشت سرآنهاست) حضور دارند باید آن ها را به قعر دریای مدیترانه ریخت. نگرش استعماری استکبارغربی واقعاً این است: قوانین برای تو، نه برای من.

موضع غرب در قبال چین نشان دهنده همین عدم صداقت است. چین عملاً توسط پایگاه‌های نظامی آمریکا و متحدانش محاصره شده است؛ با این حال این چین است که مقصر است...؟ دولت‌ها و رسانه‌های غربی که قادر به اشاره به هیچ تخلف مشخصی نیستند، فقط می‌توانند چین را به «قاطعیت فزاینده» متهم کنند، یعنی چین نتوانسته است جایگاه انقیاد خود در نظم هژمونیک غرب را مشخص نماید تا به زعم آنان نقش تاریخی خود را در این خصوص ایفا کرده باشد.

عدالت بین المللی یک شوخی مضحک مشمئزکننده بیمارگونه

عدالت بین المللی به یک شوخی مضحک مشمئزکننده بیمارگونه تبدیل شده است. اگر دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC)[1] به طور مؤثر عمل می‌کرد، رهبران اسرائیل حتی در زمان ترجمه این یادداشت ما محاکمه می‌شدند و نیازی نبود آفریقای جنوبی به دادگاه بین‌المللی دادگستری مراجعه کند. با این حال، دادگاه کیفری بین‌المللی تا سال 2022 فقط آفریقایی‌ها را متهم کرد، زیرا کمتر از یک هفته پس از آغاز آن، تحقیقات در مورد تهاجم روسیه به اوکراین را اعلام کرد. دادگاه کیفری بین‌المللی کیفرخواست‌هایی از جمله برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه در کمتر از یک سال صادر کرد. برعکس، بیش از شش سال طول کشید تا دیوان بین‌المللی کیفری تحقیقاتی را درباره وضعیت فلسطین آغاز کند، و حتی اکنون، پس از سال‌ها، هنوز اقدامات معناداری انجام نشده است. در حالی که اسرائیل به فشارهای خشونت‌آمیز خود علیه مردم غزه ادامه می‌دهد، کریم اسد احمد خان، دادستان بریتانیایی دیوان کیفری بین‌المللی[2]، از اسرائیل بازدید کرده و از سرعناد بر لزوم پیگرد قانونی جنایات حماس تأکید کرد و در عین حال نسبت به جنایات اسرائیل ملایم‌تر اعلام موضع نمود!. جای تعجب نیست که بسیاری از سازمان های جامعه مدنی خواستار اخراج او هستند.

البته ریاکاری غرب چیز جدیدی نیست. از همان ابتدا، هنجارهای حقوقی بین‌المللی فقط برای مردمان به اصطلاح «متمدن» - بخوانید سفیدپوستان - اعمال می‌شد. سیاه پوستان وحشی خوانده می شدند و به حساب نمی آمدند، و دولت های قدرتمند غربی می توانستند - و انجام دادند - آنچه را که می خواستند با آنها انجام دهند. بومیان قطعاً «مالک» زمین یا منابع طبیعی نبودند، و قدرت‌های استعماری آزاد بودند که آن‌ها را هر طور که می‌خواهند تصاحب کنند و استثمار نمایند. صهیونیسم نیز بر اساس چنین نگرش‌های نژادپرستانه شکل گرفت - نگرش‌هایی که تا امروز در هسته اصلی سیاست‌های اسرائیل باقی مانده‌اند.

استانداردهای دوگانه در مورد حق تعیین سرنوشت ملی

این استانداردهای دوگانه در مورد حق تعیین سرنوشت ملی - حق اساسی همه مردم برای انتخاب نظام سیاسی خود و کنترل منابع طبیعی خود - آشکار است. پس از جنگ جهانی اول، رئیس جمهور ایالات متحده، وودرو ویلسون[3]، اصرار داشت که تعیین سرنوشت، اصل راهنمای نظم نوین جهانی است - البته، فقط برای اروپایی ها. فلسطینی ها و دیگر مردم عرب از راه دشواری دریافتند که استعمار زنده و سالم است: آنها تابع قوانین جامعه ملل بودند، که حکمرانی استعماری را برای "مردمی که هنوز قادر به ایستادن در کنار خود نیستند" توجیه می نمود. منشور سازمان ملل متحد همچنین شامل مقرراتی برای قیمومیت بود که اساساً در امتداد خطوطی مشابه با دستورات اتحادیه بود.

جنگ های استقلال طلبانه در آسیا و آفریقا آن را متوقف کرد. کشورهای تازه استقلال یافته با موفقیت خواستار آن شدند که تعیین سرنوشت به یک حق برای همه ارتقا یابد. دو میثاق بین‌المللی حقوق بشر که در سال 1966 به تصویب رسید، هر دو حق تعیین سرنوشت همه مردم را در ماده 1 مشترک خود تصریح می‌کنند و روشن می‌نمایندکه تنها با تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی می‌توان هر حقوق بشر دیگری معنا پیدا کند.

بحث در مورد حق تعیین سرنوشت فراتر رفت و باعث ناراحتی دولت های غربی شد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد بارها اعلام کرده است که مبارزه مسلحانه (از جمله مبارزات مردم فلسطین) علیه حکومت استعماری مشروع است. و پروتکل الحاقی 1977 به کنوانسیون های ژنو، در مورد قوانین جنگ، همچنین بیان داشت که مبارزات علیه رژیم های استعماری و نژادپرست معتبر است. حقوق بین الملل قطعاً در مسیر درستی توسعه یافته است.

با این حال، سیستم های اجرای قوانین بین المللی ضعیف هستند. این طراحی؛ به کشورهای قدرتمند اجازه می دهد تا بدون مجازات عمل کنند، و از عمال و متحدان خود محافظت کنند. همانطور که در مورد ایالات متحده و اسرائیل می بینیم. حتی اگر دیوان بین‌المللی دادگستری دستور موقتی برای توقف خشونت‌های اسرائیل صادر کند، و حتی اگر سال‌ها بعد، اسرائیل را در قتل‌عام مقصر بداند، بدون هیچ گونه اجرایی، اسرائیل می‌تواند (و احتمالاً) به سادگی این تصمیم‌ها را نادیده بگیرد. این مطمئناً پایان نظم جهانی کنونی خواهد بود، زیرا هر نماد بی عدالتی ضد حقوق بشری فرو خواهد ریخت.

شورای امنیت سازمان ملل؛ قادر به انجام وظایف خود نیست

اجرای قوانین بین‌المللی در دست شورای امنیت سازمان ملل است، اما با حق وتوی خود برای پنج کشوری که در سال 1945 در طرف پیروز قرار گرفتند، این نهاد بارها و بارها ثابت کرده است که قادر به انجام وظایف خود نیست. مجمع عمومی فاقد هرگونه قدرت اجرایی است. و سازمان ملل، دیوان بین‌المللی کیفری و بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی دیگر به‌طور دائمی از بودجه کم برخوردار هستند، به این معنی که به شدت به کمک‌های داوطلبانه دولت‌ها متکی هستند، این امر آنها را در برابر نفوذ ناروا توسط ثروتمندان و قدرتمندان کشورهای غربی آسیب پذیر می کند.

در یک سطح اساسی تر، این نهادهای بین المللی نماینده نیستند. اگرچه سازمان‌های جامعه مدنی می‌توانند در بیشتر بحث‌ها مشارکت داشته باشند، اما تنها دولت‌ها در فرآیند تصمیم‌گیری حرفی برای گفتن دارند علیرغم این واقعیت، همانطور که در مورد غزه می‌بینیم، حتی دولت‌های به ظاهر دموکراسی لزوماً نمایندگی مردم خود را اراده نمی‌کنند.

تجاوز اسرائیل باید متوقف شود و ناقضان حقوق بشر در فلسطین باید پاسخگو باشند - از جمله رهبران غربی که در نسل کشی شریک هستند- با این حال، ما نباید به همین جا بسنده کنیم. ما باید خواستار اصلاحات انقلابی در نهادهای بین المللی باشیم. باید واقعاً دموکراسی و عدالت خواهی و عدالت طلبی مطالبه شوند. باید صدای مردم از طریق سازمان‌های جامعه مدنی که دموکراسی را نمایندگی می کنند منعکس گردد نه از طریق دولت‌هایی که استکباری هستند و دستشان در جیب ثروتمندان و قدرتمندان می باشد!

ایجاد یک نظم جهانی که عدالت و حقوق برابر را برای همه تضمین کند ، آسان نخواهد بود. این امر از طریق فشار برای تغییردر دولت ها و سازمان های بین المللی، به تلاش های پایداراز طرف شهروندان جهانی نیاز دارد. با این حال، این تنها راه برای اطمینان است که ببینیم "هرگز دوباره" به واقعیت تبدیل می شود؟.[4]

دوشنبه: 2 / 11 / 1402- 10 رجب 1445- 22 ژانویه 2024


[1] - دیوان کیفری بین‌المللی (International Criminal Court به اختصار ICC)، نخستین دادگاه دائمی بین‌المللی برای رسیدگی به جرایم نسل‌کشی، جنایات علیه بشریت، جنایت جنگی و جنایت تجاوز (Crime of Aggression) است که مقر آن در لاهه، هلند قرار دارد. این دادگاه به جرایمی رسیدگی می‌کند که پس از این تاریخ توسط اتباع یا در قلمرو یکی از کشورهای عضو انجام شده باشد یا اینکه با تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد به این دیوان احاله شده باشد. این دادگاه تاکنون به ۵ موضوع نسل‌کشی اوگاندا، نسل‌کشی کنگو، نسل‌کشی آفریقای مرکزی، جنگ دارفور در سودان، و نسل‌کشی کنیا رسیدگی و علیه ۱۴ نفر اعلام جرم کرده که از بین آن‌ها ۷ نفر فراری، ۲ نفر مرده (یا تصور می‌شود که مرده باشند)، ۴ نفر در بازداشت و یک نفر به‌طور داوطلبانه در دادگاه حاضر شده‌اند. دیوان بین‌المللی کیفری از ۴ رکن تشکیل یافته‌است: 1- دفتر رئیس: مسئول اداری دیوان؛ 2- شعبات رسیدگی: دیوان دارای سه شعبه است: تحقیقات مقدماتی، محاکمه، تجدید نظر؛ 3- دفتر دادستانی: این دفتر مسئول انجام تحقیقات در مورد جرایمی است که رسیدگی به آن‌ها در صلاحیت دیوان است؛ 4- دفتر ثبت: مسئول جنبه‌های غیر قضایی اداره و خدمات دیوان است.

اساسنامه رم در یک کنفرانس بین‌المللی از نمایندگان تام‌الاختیار کشورها در ۱۷ ژوئیه ۱۹۹۸ که به موجب تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل متحد در رم برگزار شده بود، با ۱۲۰ رأی موافق، ۷ رأی مخالف (چین، عراق، اسرائیل، لیبی، قطر، آمریکا و یمن) و ۲۱ رای ممتنع به تصویب رسید و در ۱ ژوئیه ۲۰۰۲ با تصویب آن توسط ۶۰ کشور موجودیت پیدا کرد. تا فوریه ۲۰۱۳ تعداد کشورهای عضو این نهاد به ۱۲۲ کشور رسیده‌است. تقریباً تمام کشورهای اروپایی و آمریکای جنوبی، حدود نیمی از کشورهای آفریقایی به همراه استرالیا، نیوزیلند و کانادا عضو دیوان هستند. اما از کشورهای آسیایی تنها ژاپن، مغولستان، افغانستان، تاجیکستان، اردن، کامبوج و تیمور شرقی به این دادگاه پیوسته‌اند. ۴۰ کشور هم اساسنامه رم را امضا کرده‌اند اما هنوز به تصویب مجالس قانون‌گذاری خود نرسانده‌اند. اسرائیل، سودان و آمریکا از امضای پیمان دادگاه بین‌المللی خودداری کرده‌اند. ایران در ۳۱ دسامبر ۲۰۰۲ اساسنامه را امضا کرده، اما هنوز تصویب آن را در دستور کار مجلس قرار نداده‌است. تا مارس ۲۰۱۶ تعداد کشورهای عضو این نهاد به ۱۲۴ کشور رسیده‌است. ۳۱ کشور دیگر هم اساسنامه رم را امضا کرده‌اند اما هنوز به تصویب مجالس قانون‌گذاری خود نرسانده‌اند. کشورهای مهمی چون آمریکا، روسیه و چین (۳ عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد) و هند (دومین کشور پرجمعیت جهان) از منتقدان این دادگاه بوده و به آن نپیوسته‌اند.

[2] - کریم اسد احمد خان، دادستان تازه انتخاب شده دیوان کیفری بین المللی در تاریخ 16 ژوئن 2021 سوگند یاد کرد. مراسم تحلیف دادستان جدید دیوان کیفری بین المللی، آقای کریم اسد احمد خان، روز چهارشنبه 16 ژوئن در اتاق شماره یک در مقر دیوان در لاهه هلند برگزار شد. آقای خان تبعه پادشاهی متحده بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی است و در 12 فوریه 2021، در دومین دوره از نوزدهمین نشست مجمع کشورهای عضو اساسنامه رم در نیویورک، به عنوان دادستان دیوان کیفری بین المللی برای یک دوره 9 ساله انتخاب شد. آقای خان سوگند اداری عمومی یاد کرده و اعلام می دارد: «من رسماً متعهد می شوم که وظایف خود را انجام دهم و اختیارات خودم را به عنوان دادستان دیوان کیفری بین المللی سرافرازانه، صادقانه، بی طرفانه و با وجدان به کار گیرم و به محرمانه بودن تحقیقات و تعقیبات قانونی احترام خواهم گذاشت.» سیلویا فرناندز دو گورمندی، رییس مجمع دولت های عضو، و قاضی پیوتر هوفمانسکی، رییس دیوان نیز در این مراسم سخنرانی کردند. آقای خان در 16 ژوئن 2021 رسماً پست دادستانی دیوان کیفری بین المللی را بر عهده گرفتند.

[3] - توماس وودرو ویلسون (Woodrow Wilson) (زاده ۲۸ دسامبر ۱۸۵۶ در گذشته ۳ فوریه ۱۹۲۴) بیست و هشتمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا از حزب دموکرات بود که از سال ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۱ در این مقام باقی‌ماند. او که متولد استنتون، ویرجینیا بود، اوایل زندگی‌اش را در آگوستا، جورجیا و کلمبیا، کارولینای جنوبی گذراند. ویلسون دکترای علوم سیاسی را از دانشگاه جانز هاپکینز دریافت کرد، و در مؤسسات آموزشی گوناگونی به عنوان استاد و دانشور کار کرد تا این که به عنوان رئیس دانشگاه پرینستون برگزیده شد، سمتی که از ۱۹۰۲ تا ۱۹۱۰ آن را در اختیار داشت. در انتخابات سال ۱۹۱۰، او به عنوان ۳۴مین فرماندار نیوجرسی از حزب دمکرات برگزیده شد و از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ در این سمت مشغول به کار بود. ویلسون هنگام رقابت برای ریاست جمهوری در سال ۱۹۱۲، از یک شکاف در حزب جمهوریخواه سود برد، شکافی که باعث شد او با کسب چهل درصد از آرا، شمار زیادی از آرای الکتورال را برنده شود. او نخستین جنوبی بود که از سال ۱۸۴۸ به ریاست جمهوری برگزیده می‌شد، و به یاری کنترل حزب دمکرات بر کاخ سفید و کنگره بر اثر پیروزی در انتخابات ۱۹۱۲، او از نیروهای رهبری‌کننده جنبش ترقی خواه بود. او با هدایت کنگره که اکنون دیگر در دست دمکرات‌ها بود، بر تصویب سیاست‌های قانون‌گذارانه ترقی‌خواهانه که تا زمان نیو دیل در ۱۹۳۳ تکرار نشدند، نظارت کرد. از جمله این قوانین لایحه فدرال رزرو، لایحه کمیسیون فدرال تجارت، لایحه ضد تراست کلیتون و لایحه وام مزرعه فدرال بود. او که پرسبیترینی معتقد بود، اخلاق را وارد بین‌الملل‌گرایی خود کرد، ایدئولوژیی که امروزه از آن به «ویلسونینیسم» یاد می‌شودیک سیاست خارجی کنشگر که کشور را به ترویج دمکراسی جهانی فرا می‌خواند. ویلسون به دلیل حمایت از جامعه ملل در سال ۱۹۱۹ جایزه صلح نوبل را برنده شد. ویلسون در سال ۱۹۱۹ دچار یک نوع بیماری که موجب فلج شدن وی گردید شد و فعالیت‌هایش محدود شدند. مهم‌ترین ابتکار وی ایجاد جامعه ملل پس از پایان جنگ جهانی اول بود، که دارای ۱۴ ماده بود. اگرچه این پیمان چندان نتیجه بخش نبود و حتی خود آمریکا نیز به آن نپیوست، ولی زیربنای ایجاد سازمان ملل متحد پس از پایان جنگ جهانی دوم شد.

4- J Takahashi. Saul (Professor ). Gaza will be the grave of the Western-led world order. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes. January 21, 2024 - 21:31. (Source: Al Jazeera)

*Saul J Takahashi

استاد حقوق بشر و مطالعات صلح در دانشگاه اوزاکا جوگاکین در اوزاکا ، ژاپن است. وی از سال 2009 تا 2014 معاون آژانس حقوق بشر سازمان ملل در فلسطین اشغالی بود.



ارسال توسط افشار

اسلایدر