سئوال جدی از طرح آتش بس آمریکایی
اسدالله افشار
پس از ترور محمد عفیف، مسئول رسانهای جنبش مقاومت لبنان در بیروت[1]، حزبالله اعلام کرد که درست بعد از نیمهشب دوشنبه28 آبان ماه( 18 نوامبر)، تعدادی راکت به سمت نیروهای اسرائیلی در کریات شمعنا در سرزمینهای اشغالی شمالی شلیک کرده است.
رویترز هم گزارش داد که محمد عفیف، مسئول اطلاع رسانی حزب الله در حمله هوایی اسرائیل به رأس النبع به شهادت رسید. در این عملیات دو شهرک نشین مجروح و به بیمارستان منتقل شدند.
یک منبع در حزب الله لبنان نیز اعلام کرد که محمد عفیف در ساختمانِ هدف قرار گرفته در بیروت بود و در حال حاضر اطلاعات بیشتری در دسترس نیست.
در همین حال، علی حجازی، دبیرکل حزب بعث عربی سوسیال گفت: حاج محمد عفیف با سلاح نمیجنگید و هدایت یک یگان نظامی در حزب الله را بر عهده نداشت، بلکه مسئول بخش رسانهای بود.
ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد؛ حزب الله روز دوشنبه حدود 100 پرتابه از لبنان به سمت مناطق شمالی شلیک کرده است.
حزب الله روز یکشنبه27 آبان؛ 17 حمله پهپادی و موشکی به تجمع نظامیان اسرائیلی در الخیام در جنوب لبنان انجام داد تا از پیشروی اسرائیل جلوگیری نماید.
این عملیات شامل حمله موشکی به پادگان معالجولانی، مقر فرماندهی تیپ 810 هرمون و کرایوت در شمال حیفا، و همچنین حمله به شهرک صهیونیستی معالوت ترشیها، پادگان رمیم بوده و تانک مرکاوا نیز با موشک مورد هدف قرار گرفته و منهدم گشته است.
مدارس بیروت روز دوشنبه پس از حملات کم سابقه به مناطق مرکزی پایتخت لبنان که منجر به شهادت شش نفر از جمله سخنگوی حزبالله، آخرین شخصیت بلندپایهای که توسط اسرائیل کشته شد، تعطیل گشت.
در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به مرکز بهداشت اسلامی واقع در استان نبطیه در جنوب لبنان، دست کم 6 پزشک دیگر به شهادت رسیدند.
پیشتر وزارت بهداشت لبنان اعلام کرده بود که در حملات رژیم سفاک تروریستی صهیونی به استان های نبطیه و جنوب لبنان، دو نیروی امدادی نیز شهید و دو نفر زخمی شده اند.
دولت لبنان و گروههای حقوق بشر ضمن اعلام این خبر که رژیم نسل کش صهیونی عمداً کارکنان پزشکی و اورژانس لبنان را موردهدف قرار میدهند، عنوان نمودند طی سال گذشته بیش از 200 کارگر توسط اسرائیل کشته شدهاند.
رژیم صهیونیستی در اواخر سپتامبر بمباران لبنان را تشدید کرده و متعهد شدند که امنیت مرزهای شمالی اشغالی با لبنان را حفظ کنند تا به شهرکنشینان آواره شده در اثر آتش افروزی و جنگ در مناطق مرزی اجازه دهند به شهرکها بازگردند.
حملات روز یکشنبه به نواحی پرجمعیت مرکز بیروت که تاکنون از خشونت اسرائیل نسبت به سایر مناطق لبنان در امان مانده بود، مورد هجوم و تهاجم جدید این رژیم فاشیستی جنایتکار واقع شد تا کارنامه ننگینش بیش از پیش سیاه سیاه تر گردد.
به گفته وزارت بهداشت لبنان، با این حمله ددمنشانه شش نفر از جمله محمد عفیف، مسئول روابط رسانه ای حزب الله، در دو حمله جداگانه به شهادت رسیدند.
شکری فواد، که مغازه اش در یک منطقه شلوغ خرید واقع و مورد تخریب واقع و در آتش سوخته است شده است گفت: «در عرض یک ربع تمام کار و زندگی من آتش گرفت و از بین رفت و دود هوا شد!
خبرگزاری ملی لبنان (NNA) اعلام کرد که آتش سوزی تا صبح روز دوشنبه تا حد زیادی خاموش شد و خاطرنشان کرد که باعث انفجار مخازن سوخت دیزل شده است.
این اعتصابات باعث شد که وزارت آموزش و پرورش مدارس و مؤسسات آموزش عالی در منطقه بیروت را به مدت دو روز تعطیل کند.
هبا، معلمی که قبلاً کلاس ها را به صورت آنلاین اجرا کرده است، گفت: «تعطیلی مدرسه عادی بود، ما لبنانی ها به آن عادت کرده ایم". شما ممکن است در خانه باشید و بمباران شوید... دیگر هیچ منطقه امنی وجود ندارد.»
کودکان و جوانان در اطراف لبنان به شدت تحت تاثیر جنگ قرار گرفته اند، جنگی که باعث شده مدارس در سراسر کشور به پناهگاهی برای آوارگان تبدیل شود.
مقامات لبنانی می گویند که بیش از3480 نفر از اکتبر سال گذشته تاکنون شهید شده اند که بیشترین تلفات از سپتامبر به این سو ثبت شده است.
شهید محمد عفیف سخنگوی حزب الله که روز دوشنبه در شهر صیدا در جنوب این کشور به خاک سپرده شد، یکی از معدود مقامات حزب الله بود که با مطبوعات در ارتباط بود.
لازم به ذکر است خبرگزاری ملی لبنان (NNA) از حملات جدید در اوایل روز دوشنبه به مناطقی در اطراف جنوب لبنان خبر داده بود.
ارتش جنایتکاررژیم جعلی غاصب کودک کش تروریستی صهیونی به خبرگزاری فرانسه گفت که بیش از 200 هدف را در لبنان طی 36 ساعت از جمله در حومه جنوبی بیروت هدف قرار داده است.
نیروهای یمنی شامگاه یکشنبه اعلام کردند که حملات پهپادی را به اهداف نظامی حیاتی رژیم صهیونیستی در شهرهای یافا و عسقلان در مرکز و جنوب اراضی اشغالی انجام داده اند. این خبر را یحیی سریع سخنگوی ارتش در یک بیانیه تلویزیونی اعلام نمود.
سریع تصریح کرد: نیروهای یمنی عملیات نظامی کیفی را علیه اهداف نظامی حیاتی دشمن اسرائیل در مناطق یافا و عسقلان در جنوب فلسطین اشغالی انجام دادند. این عملیات به اهداف خود رسید.»
وی افزود: در پاسخ به جنایات دشمن صهیونیستی در غزه و لبنان به عملیات نظامی علیه دشمن اسرائیلی ادامه خواهیم داد. تا زمانی که حملات متوقف نشود، محاصره نوار غزه برداشته نشود و تجاوز به لبنان به پایان نرسد، عملیات متوقف نخواهد شد. از زمانی که رژیم اشغالگر یک سال پیش جنگ ویرانگر خود را علیه نوار غزه آغاز کرد، نیروهای یمنی بارها در راستای همبستگی با فلسطینیان، موشکها و پهپادها را به سوی اهداف رژیم رو به افول صهیونی شلیک کردهاند.[2]
مقاومت اسلامی لبنان قاطع و محکم به روند تصاعدی حملات خود ادامه میدهد
حزبالله اعلام نمود که روز شنبه26 آبان ماه( 16 نوامبر)؛ ۲۷ عملیات جدید علیه نیروها، تجهیزات، مواضع، هواگردها، شهرکهای صهیونیستنشین و پایگاههای رژیم صهیونیستی درفلسطین اشغالی و جنوب لبنان انجام داده و قطعا این حملات با رهبری و هدایت«نعیم قاسم» دبیرکل جدید حزب ا... با قوت و شدت بیشتر و همچنان با روندی تصاعدی ادامه خواهد یافت تا امنیت از رژیم صهیونی سلب و این غده سرطانی را از ورود به جنگ و تجاوز به لبنان پیشمان نماید.
صهیونیست ها کاملا به قدرت نظامی حزب الله لبنان واقف بوده و می دانند هرگز قادر به تصرف بخش هایی از خاک لبنان نخواهند بود و چون تجاوزات و جنگ های گذشته دست از پا درازتر و بدون هیچ دستاوردی باید میدان نبرد را ترک و پاسخگوی افکار جامعه صهیونی باشند و لذا به همین خاطر بسیاری از صهیونیستها مخالف ادامه جنگ با این جنبش قدرتمند هستند. براساس نظرسنجی انجام شده توسط مؤسسه «دموکراسی اسرائیل»؛ صهیونیستها نیز به شدت بر سر جنگ علیه حزبالله اختلاف دارند. بر اساس نتایج این نظرسنجی، 46.5درصد از تلاشهای اسرائیل برای دستیابی به توافق با حزبالله حمایت میکنند. 46درصد نیز معتقدند که «اسرائیل باید به جنگ با حزبالله ادامه دهد.
زمزمه های پذیرش آتش بس
تحلیل گران و صاحب نظران معتقدند با توجه به اینکه 50 روز است رژیم صهیونی؛ مناطق مسکونی در حاشیه خط مرزی را 100 درصد تخریب نموده و با ترور و کشتار بیرویه، تخریب بیمنطق را پیشه خود ساخته است نمی تواند اهدافی را که عبارتست از: 1- کوچ دادن خانوادههای شیعه از لبنان به کشورهای همسایه؛ 2 - کاهش جمعیت شیعه در مناطق جنوبی لبنان ؛ 3- تضعیف جایگاه سیاسی حزبالله در آینده سیاسی کشور؛
دنبال نماید و به آن ها دست یابد. مسلما این رژیم منحوس نسل کش صهیونی با پذیرش شکست های میدانی خود و با رسوایی بین المللی هرچه تمام تر، آخرالامر چون جنگ 33 روزه در سال ۲۰۰۶ با بی آبرویی مجبور به پذیرش شکست و آتش بس خواهد شد. و اکنون زمزمه های پذیرش آتش بس با مطالعه طرح آتش بس ارائه شده از سوی آمریکا به گوش می ر سد. و در همین راستا سفیر آمریکا در لبنان پیشنویس پیشنهاد آتشبس با هدف توقف درگیریها میان حزبالله و رژیم صهیونیستی را به نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان تقدیم نموده است.
کارشناسان چارچوب پیشنهادی طرح آمریکا را قابل مطالعه و قابل بررسی دانسته و معتقد هستند، این طرح در بعضی موضوعات ممکن است جوابگوی خواستههای حزبالله نباشد لذا با رفت و آمد نماینده آمریکا این مسائل در حال بررسی می باشد. آمریکا که خود شریک راهبردی رژیم صهیونی در انجام ترورها و کشتارها و تخریب زیر ساخت های لبنان و غزه و کرانه باختری می باشد و با کمک های مالی ( 24 میلیارد دلار) و لجیستکی، رژیم صهیونی را در کودک کشی و نسل کشی، حمایت و پشتیبانی نموده است آیا می تواند پیشنهاد دهنده برقراری آتش بس باشد؟
رسانههای لبنانی به نقل از یک دیپلمات غربی گزارش دادند که اصلاحات لبنان بر پیشنهاد ارائه شده از سوی آمریکا درباره آتشبس مستقیم به واشنگتن رسیده و واشنگتن منتظر پاسخ مکتوبی از لبنان نیست؛ این به منزله پاسخی اولیهای است که نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان فورا ارائه و مبنای مذاکره بر اساس اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ را ایجاد کرد.
به نوشته روزنامه «عربی۲۱»، این منبع غربی گفت: اساس پاسخ لبنان حول محور مخالفت با مداخله نظامی اسرائیل در صورت لزوم و کنترل هوایی میچرخد. نبیه بری بر اساس تجربه توافق ماه آوریل، راهحلی را برای معضل کمیته ناظر بر اجرای قطعنامه بینالمللی یاد شده ارائه کرد که قابل مناقشه بوده و اکنون در دست بررسی است و مشکل اساسی در خصوص این بند وجود ندارد.[3]
افشای بندهای پیشنویس آتش بس
مرکز رادیو و تلویزیون رژیم صهیونیستی افشا کرد که بندهای پیشنویس توافق میان لبنان و این رژیم شامل تأکید ۲ طرف بر اهمیت قطعنامه شماره ۱۷۰۱ سازمان ملل است و این پیشنویس به ۲ طرف حق دفاع از خود در صورت لزوم را میدهد. همچنین در این پیشنهاد تأکید شده که «ارتش لبنان تنها نیروی مسلح در جنوب این کشور در کنار نیروهای یونیفل است و دولت لبنان بر هرگونه فروش تسلیحات به لبنان یا تولید آن در داخل نظارت دارد.»
بر اساس پیشنهاد ارائه شده، رژیم صهیونیستی باید نیروهای خود را ظرف ۷ روز از جنوب لبنان خارج کند و ارتش لبنان جای آنها را بگیرد و آمریکا و دیگر کشورها بر این عقبنشینی نظارت دارند. در پیشنهاد مذکور، از لبنان خواسته شده هر گروه نظامی غیر رسمی در جنوب لبنان را ظرف ۶۰ روز از زمان امضای توافق خلع سلاح کند.
به گزارش رسانههای عبری، پیشنهاد آمریکا به معنای عقبنشینی حزبالله تا شمال رودخانه لیتانی، استقرار ارتش لبنان در جنوب و ممانعت از برپایی دوباره پایگاههای حزبالله در منطقه و جلوگیری از انتقال ادعایی سلاح از سوریه به حزبالله است، با این حال دولت اشغالگر میخواهد حق حمله به حزبالله در لبنان را حتی پس از توافق برای خود حفظ کند و لبنان به شدت با آن مخالف است. سئوال جدی این است آیا این طرح آتش بس آمریکایی که برای رهایی رژیم صهیونی از باتلاق لبنان پیشنهاد شده است، می تواند این رژیم منحوس را نجات بخشد و مرگ سیاسی اش را به تأخیر اندازد؟
سه شنبه: 29 / 08 / 1403 – 17 جمادی الاولی 1446- 19 نو.امبر 2024
[1] - محمد عفیف، مسئول روابط رسانهای و سخنگوی رسمی حزبالله لبنان، از شخصیتهای برجسته جبهه مقاومت محسوب میشود. وی با نقش بیبدیل خود در ارائه مواضع حزبالله، پیوندی قوی میان این جنبش و رسانهها ایجاد کرده و پیامهای حزبالله را به شیوهای حرفهای به جهان منتقل میکرد. عفیف با مصاحبهها و برگزاری کنفرانسهای خبری، استراتژیها و دیدگاههای حزبالله را به شفافترین شکل، به مخاطبان بینالمللی ارائه میداد. او به تبیین مواضع حزبالله در حوزههایی همچون سیاست خارجی و امنیت منطقهای مبادرت و تلاش میکرد با سخنوری قوی و زبان قاطع، پیام حزبالله را به گوش جهان برساند. وی بهخوبی توانسته بود با تحلیلهای استراتژیک، پیامهای مقاومت را به نحوی به مخاطبان ارائه دهد که درک عمیقی از سیاستهای منطقهای حزبالله در جهان ایجاد شود. در جریان درگیریهای اخیر با رژیم صهیونیستی، محمد عفیف با صدور بیانیهای، حمایت قاطع حزبالله از مقاومت فلسطین را اعلام و تأکید کرد که این گروه همچنان در کنار ملتهای مسلمان خواهد ایستاد. او گفت تا زمانی که حقوق این ملتها تحت فشار و تهدید قرار دارد، حزبالله به پشتیبانی و حمایت از مبارزات مشروع آنها ادامه خواهد داد. این موضعگیری قاطع عفیف، بار دیگر پایبندی حزبالله به اصول مقاومت را در سطح منطقه و فراتر از آن به نمایش گذاشت.
2- Hezbollah Responds to Assassination With Missile Salvos . Kayhan .ir. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date : Tuesday 19 November 2024
[3] - مذاکرات فشرده برای آتش بس. ابتکار: دوشنبه 28 آبان ماه 1403- کد خبر: 37923 .
جرائم سازمانیافته فراملی ؛ از تهدیدات جامعه بشری در قرن21
اسدالله افشار
یکی از تهدیداتی که جامعه بشری در قرن بیست و یکم آن را تجربه خواهد کرد. جرائم سازمانیافته فراملی است، این جرم گریبان جوامع مختلف را خواهد گرفت. برخلاف بسیاری از تهدیدات و خطرات فراملی دیگر، از قبیل شیوع ویروس ایدز و سایر بیماریها، رشد جمعیت، آلودگی محیط زیست و نظایر آنها، جرم سازمان یافته فراملی مشتمل بر شرارت و بزهکاری است. آنچه که این جرائم را بسیار خطرناک میسازد آن است که اینگونه سازمانهای تبهکار معمولاً به ثروت و قدرتی دست مییابند که گاهی از ثروت و قدرت حکومتها نیز فراتر میرود و قدرت حکومتها نیز فراتر میرود و در نتیجه گروهها میتوانند حاکمیت قانون را در هر کشوری مواجه با خطر سازند.
این جنایات توسط گروههای جنایی که دارای سه عضو یا بیشتر، سلسله مراتب، وحدت فرماندهی، نظم شدید و اهداف مالی و مادی هستند ارتکاب می یابند. ارتکاب این جنایات آثار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زیانباری هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی به بار می آورند و حتی موجودیت دولت ها و ملت ها را تهدید می کنند. جامعه بین المللی و در رأس آن سازمان ملل متحد در اواخر قرن بیستم فکر تدوین یک سند بین المللی لازم الاجرا به منظور ایجاد هماهنگی و همکاری برای مبارزه با این جنایات میان دولت ها را مطرح نمود. نهایتاً طرح کنوانسیونی تهیه و در دسامبر2000 در پالرمو (ایتالیا) برای امضای دولت ها مفتوح گردید و به امضای 147 دولت از جمله ایران رسیده است. (1) و (2)
یک ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا در فوریه 1988 به یکی از کمیتههای فرعی سنای آمریکا اظهار داشت:� این کارتلها آن چنان ثروتمند وقدرتمند است که عملاً میتواند دولتها را بخرد وجوامع را بیثبات سازد.� (3) حال به فرض اینکه هر عمل جنایی خسارتی درپی دارد، چه کسانی از اعمال جنایتکارانه صدمه میبینند. گذشته از این، در جنایاتی نظیر روسپیگری، قاچاق داروهای مخدر و قماربازی، خریداری و فروشنده وجود دارند که هریک از آنها یک شرکتکننده راغب هستند. پس در این وسطه چه کسی ضرر میکند؟ در پاسخ میتوان گفت، قربانی آشکار جنایت سازمانیافته، عامه مردم هستند، به طوری که هرگاه جنایتکاری از طریق سرقت، خشونت، کلاهبرداری صاحب پول میشود عامه مردم ضرر میبینند. البته، همدستان جانی اغلب توسط اعضای باند جنایتکار قربانی میشوند، ولی در اصل شهروندان، که تابع قانون هستند، به طرق مختلف آسیب میبینند. اولاً، بعضی اوقات خود شهروندان طعمه اعمال جنایتکارانه حرفهای (خشونت، اخاذی، تهدید و غیره) هستند؛ ثانیاً سالانه میلیاردها دلار درآمد مالیاتی (بیش از37 میلیارد دلار در هر سال در امریکا) هدر میرود و در نتیجه نرخهای مالیاتی برای شهروندان مطیع قانون بالاتر میرود، ثالثاً، هزینهها برای اعمال قانون، تعقیب و زندانی کردن جنایتکارانه محکوم، افزایش مییابد. اینها بار سنگین اضافی برای اقتصاد هر کشوری است. (4)
اصول حاکم بر سازمانهای مافیایی و جنایی
شاید بتوان مشهورترین سازمانهای بزهکار در جهان را به مافیا نسبت داد و ماهیت مخفی این سازمان و مخالفت آن با قدرت سیاسی نظامی حاکم ایجاد میکرد که اعضای آن کاملاً مورد اعتماد و مقید به رعایت ضوابطی باشند. به همین دلیل اعضای مافیا علاوه بر اینکه تنها از میان کسانی انتخاب میشدند که نسل اندر نسل از اهالی سیسیل باشند، به هنگام ورود به این سازمان نیز موظف به قبول پیمانی بودند که پنج اصل اساسی داشت. اصولی که پایه مافیای قدیمی را تشکیل میداد و امروزه نیز کم و بیش در برخی گروههای مافیایی وجود دارد.
پنج اصل مزبور عبارت بود از:
1- قانون سکوت (5)، یعنی عهد بستن براینکه هیچگاه اسرار مافیا یا اعضای آن در زیرتهدید شکنجه یا مرگ ابراز نشود.
2ـ فرمانبرداری مطلق از رئیس.
3ـ کمک به اعضای مافیا و همراهی با گروه بدون پرسش.
4-خونخواهی و انتقام از هرگونه حملهای که به اعضای خانواده صورت گیرد. زیرا حمله به فرد، مساوی حمله به همه است.
5ـ اجتناب از هرگونه تماس با مقامهای رسمی. (6)
اینترپل ودستهبندی گروههای جنایی بینالمللی
سازمان پلیس جنایی (اینترپل) گروههای جنایی بینالمللی را در چهار گروه تقسیم کرده که عبارتند از:
گروه اول: شامل گروههایی از انواع مافیا هستند که دارای سلسله مراتب، مقررات و قوانین داخلی و گروهی هستند. گروه یاغی کلوپ موتورسواران و کارتلهای کوکائین کلمبیا را میتوان در این گروه جای داد، این گروهها بسیار مجرب بوده و دارای سازمانهای منسجم هستند. به طور کلی در این گروه بزرگترین تشکیلات جنایی که دارای شبکههای وسیع بینالمللی هستند، جای میگیرند.
گروه دوم: به تشکیلات حرفهای اطلاق میشود که اعضای آنها در یک یا دو فعالیت غیرقانونی فعال هستند، هرچند اعضای این گروههای جنایی نیز خطرناکند، لیکن فعالیت این گروهها محدودتر از گروه اولی است.
گروه سوم: گروههایی هستند که خیلی سریع رشد میکنند و شامل تمامی گروههای جنایی قومی میشوند. بیشتر گروههای مهاجر قومی چنین سازمانهایی را به وجود میآورند، آنها اغلب با کشور خود ارتباط مخفی داشته و در قاچاق موادمخدر، قاچاق اسلحه، فحشاء، قمار و... ازکشور اصلی خود به کشوری که مهاجرت کردهاند دست دارند. آنها با استفاده از زبان و سنتهای قومی به تشکیلات خود پوشش میدهند.
گروه چهارم: سازمانهای تروریستی بینالمللی هستند. بیشترکشورها؛ با خواسته و تهدیدات این گروه آشنایی داشتهاند و بعضی کشورها از اینکه به خواستههای این گروه جواب منفی داده و حاضر نشدهاند با آن گروهها وارد مذاکره شوند نتایج وحشتناکی را تجربه کردهاند.
امروزه گروههای جنایی گنگستری در همه بخشهای اجتماع دارای نفوذ هستند، همانند بیماری مسری که در تماس خود با دیگران، همه را آلوده میکند. (7)
دستهبندی جرائم سازمان یافته بین المللی
پل نزبیت اهل کشور هنگ کنگ زمانی که ریاست گروه جرائم سازمان یافته سازمان پلیس جنایی (اینترپول) را عهدهدار بود؛ دستهبندی جدیدی را در سه مقوله متفاوت درخصوص جرائم سازمانیافته مطرح کرده که عبارتند از:
- اولین دسته جرائم سازمانیافته بینالمللی ، حالت سنتی است که معروفترین آنها عبارتند از: مافیا و کارتلهای موادمخدر کلمبیایی و نیز گروه ژاپنی - یاکوزا، گروه چینی ترایاد و گروه فرشتگان جهنمی الهام گرفته از آمریکا.
- دومین دسته جرائم سازمانیافته بینالمللی امروزی چیزی است که نزبیت آن را �حرفهایها� مینامد. حرفهایها دارای ساختار سلسله مراتب فرماندهی هستند. اما دارای سازمان دائمی نیستند. آنها برای انجام کاری ویژه یا کارهایی شکل میگیرند و سپس یا برای همیشه ناپدید میشوند، یا چنانچه در آینده برای انجام کار مشابهی فراخوانده شوند دوباره تشکیل گروه میدهند.
- دسته سوم جرائم سازمان یافته بینالمللی امروزی اشخاصی مانند یاردیزها هستند که این مبحث را با آنها آغاز کردیم . پل نزبیت معتقد است : گروههای قومی جدید جرائم سازمان یافته امروزی قطعاً در صحنه بینالمللی گسترش مییابند. (8)
وجود دستهبندی دیگر سازمانهای جنایی بین المللی
اما دستهبندی دیگری هم وجود دارد که سازمانهای جنایی را میتوان در آن دستهبندی قرار داد که عبارتند از:
� سازمانهای مافیایی.
� سازمانهایی که برای اخاذی تخصیص یافتهاند.
� سازمانهایی که برای قاچاق مواد مخدر تخصیص یافتهاند.
� سازمانهایی که برای جعل اسناد و مدارک اختصاص یافتهاند.(بولتن جرائم سازمانیافته در ایتالیا، 1378: 3ـ1)
تشکیلات وساختار قدرت در سازمانهای جنایی
ساختار قدرت در برخی از سازمانهای جنایی به صورت شکل زیر است. در این ساختار، رئیس اصلی دارای یک مشاور بوده و در زیر رئیس اصلی یک رئیس به عنوان زیردست قرار دارد که این رئیس مسئول دستوردهی به سرکرده باندهای مختلف است و پس از آن سایر اعضاء اجرایی از جمله سربازان و وابستگان قرار دارند. متأسفانه تصاویر مربوط به اعضای این خانوادهها بسیار کمیاب است.
دلایل و علل عدم موفقیت جامعه پلیس در برخورد با سازمانهای جنایی
علیرغم موفقیتهایی که پلیسهای کشورها در مبارزه با سازمانهای جنایی و دستگیری اعضای آن در سطوح مختلف داشتهاند لیکن موفق به نابود کردن کامل این گروههای تبهکار نشدهاند. دلایل این عدم موفقیت متعدد است که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- قربانیان و شهود جنایات این گروهها از ترس انتقامگیری آنها یا به دلیل نقطه ضعفهایی که از لحاظ ارتکاب جرائم قبلی در خود آنها وجود دارد، تمایلی به گزارش کردن جرائم ارتکاب یافته از سوی اعضای گروه ندارند.
2ـ اعضای این گروهها به عنوان مجرمان حرفهای راههای گریز از قانون و سوءاستفاده از نقاط ضعف قانون و جا نگذاشتن ردپایی از خود را به خوبی میدانند و در مواقع لزوم با استفاده از وکلای مبرز از محکومیت فرار میکنند.
3-روابط محکم بین رهبران و اعضا سبب میشود که اعضای گروه، حتی به بهای زندان رفتن و انجام کارهای پرخطر به جای رهبر خانواده وی را از خطر نجات داده و نامی از او نبرند.
4- گروههای جنایی بسیاری از اعمال مجرمانه خود از جمله قاچاق موادمخدر و اسلحه را در ارتباط با کشورهای خارجی انجام میدهند و بدون همکاری مؤثر آن کشورها مبارزه با گروههای جنایی ممکن نخواهد بود. (9)
رهبر سرشناس جرائم سندیکایی، میرلانسکی(10) روزی از روی غررو چنین گفت: �ما از کارخانه فولاد آمریکا هم معروفتریم� درواقع، درآمد ناخالص سالانه جرائم سندیکایی در سالهای اخیر بیش از 50 میلیارد دلار برآورده شده یا یک درصد تولید ناخالص ملی( Gross national product / GNP) و مطابق بعضی برآوردها این رقم معادل 250 میلیارد دلار بوده است. در حقیقت، هیچ روش مطمئنی برای تعیین درآمد و عایدات کل جرائم سندیکایی وجود ندارد.
دوایت اسمیت(11) اظهار کرد که معاملات در محدوده یک طیف رفتاری صورت میگیرد که اوضاع متغیر بازار به آنها شکل میدهد هم جرائم تجاری(یا اداری) و هم جرائم سازمان یافته راههایی برای انجام معاملات غیرقانونی محسوب میشود و هردوی آنان بیانگر جریانات سیاسی هستند که به ممنوعیت یا محدودیت اشکال خاصی از تجارت حکم میکنند. از این نظر، مسایل قومی و توطئه نقش مهمی را در جرائم اداری و سازمان یافته بازی میکنند.
جرائم سازمانیافته از بین رفتنی نیست
بعضیها نظرشان این است که جرائم سازمانیافته از بین رفتنی نیست؛ چراکه این جرم بیش از جرایمی است که مردم مرتکب میشوند. جرائم سازمان یافته یک روند یا جریانی است که از نقطه ضعفهای جامعه استفاده میکند؛ در حالیکه از همکاری جنایی و مجرمانه به جای رقابت مشروع و قانونی بهره میگیرد. علاوه بر این، جرائم سازمانیافته در زمانی که تحت فشار سیستمهای دادرسی جنایی قرار میگیرد، میتواند به جای شکستن، انحنا حاصل کند. وقتی که عدهای هستند که مایلند قمار کنند اما از پرداخت مالیات بعد از برنده شدن، اجتناب میورزند، پول را از موجودیهای ناچیز و ناکافی قرض میکنند، یا موادمخدر غیرمجاز حمل میکنند؛ پس با این وجود، همتاهای جرائم سازمانیافتهشان آمادهاند تا به آنها کمک کنند. صاحب بنگاههای شرطبندی که هویت آنها (اوراق شناسایی آنان) محافظت میشود، نزولخوارانی که قرض یا وام جمعآوری میکنند، معاملهگران موادمخدر که محصولات خود را میفروشند، اگر از سوی گروههای ایتالیایی نباشند، پس از سوی کلمبیاییها، آسیاییها، جامائیکائیها، چینیها و دیگران خواهند بود. آنجا همیشه دزدی حاضر خواهد بود که به دنبال یک مالخر بوده یا یک مقام رسمی که میخواهد باج یا پاداشی را قبول کند.(12)
این بحث ادامه دارد...
دوشنبه: 28 / 08 / 1403- 16 جمادی الاولی1446- 18 نوامبر 2024
پانویس ها
1-کنوانسیون ملل متحد علیه جرائم سازمانیافته فراملی(United Nations Convention against Transnational Organized Crime) از معاهدههای چندجانبه مورد حمایت سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۰ علیه جرایم سازمان یافته فراملی است. این کنوانسیون در ۱۵ نوامبر ۲۰۰۰ با قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید. به آن کنوانسیون پالرمو نیزگفته میشود و سه پروتکل تکمیلی آن عبارتند از:
1-پروتکل پیشگیری، سرکوب و مجازات قاچاق اشخاص مخصوصاً زنان و کودکان؛ 2- پروتکل علیه قاچاق مهاجرین از طریق زمین، دریا و هوا؛ 3- پروتکل علیه تولید غیرقانونی و قاچاق مهمات.
همه این ابزارها دارای عناصری از قوانین بینالمللی کنونی در خصوص قاچاق انسان، قاچاق اسلحه و هستند. دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد به عنوان عهدهدار این کنوانسیون و پروتکلهای آن عمل میکند. کنوانسیون در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۳ به اجرا درآمد. تا ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۷، ۱۸۹ کشور آن را امضا کردهاند که شامل ۱۸۴ عضو سازمان ملل متحد، جزایر کوک، سریر مقدس، نیووی، دولت فلسطین، و اتحادیه اروپا میشود. این کنوانسیون همانطور که از نامش پیداست، گامی در جهت مبارزه با جرائم سازمانیافته فراملی و تشخیص کشورهای عضو برای مصادیق آن برای جدی بودن مشکلات ناشی از جرائم فراملی است، همچنین این کنوانسیون نشان میدهد که نیاز به تقویت همکاریهای بینالمللی به منظور مقابله با این مشکلات در بین کشورهای عضو وجود دارد.
2- لایحه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرائم سازمانیافته فراملی در نوزدهم آذر سال 1392 از سوی دولت تقدیم مجلس نهم شد، اما به واسطه نگرانیهایی که در پیوستن ایران به این کنوانسیون وجود داشت، بررسی آن به دلیل ارزیابیهای دقیق کارشناسی و ابعاد حقوقی، مسکوت گذاشته شد؛ البته این لایحه برای دومین بار نیز در تاریخ سیزدهم تیر سال 1395 و در دوره مجلس دهم که به نظر میرسید، مشی سیاسی نزدیکتری به دولت یازدهم داشته باشد، از سوی دولت تقدیم مجلس شد. سرانجام نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز چهارشنبه( 4 بهمن) پس از کش و قوسهای فراوان و در شرایطی که برخی نمایندگان اعتراضات جدی نسبت به پیوستن ایران به کنوانسیون �پالرمو� را داشتند، این لایحه دولت و پیوستن ایران به این کنوانسیون را تصویب کردند. ماجرای پیوستن ایران به کنوانسیون �پالرمو� به همین جا ختم نمیشود و موضوع آن طور که به نظر میرسد، ساده نیست و جمهوری اسلامی ایران طبق لایحه دولت که مجلس آن را تصویب کرده، شروط پنجگانهای را با الحاق به این کنوانسیون پذیرفته است که این شروط به شرح زیر است:
1- جمهوری اسلامی ایران مفاد کنوانسیون حاضر از جمله مواد 2، 3، 5، 10 و 23، آن را بر اساس قوانین و مقررات داخلی خود، به ویژه اصول قانون اساسی تفسیر کرده و اجرا خواهد کرد. 2- جمهوری اسلامی ایران خود را ملزم به ترتیبات بند 2 ماده 35 این کنوانسیون در خصوص ارجاع هرگونه اختلاف ناشی از تفسیر یا اجرای مفاد کنوانسیون که از طریق مذاکره، حل و فصل نشود، به داوری یا دیوان بینالمللی دادگستری نمیداند. ارجاع اختلاف به داوری یا دیوان بینالمللی دادگستری در رابطه با جمهوری اسلامی ایران، تنها با رعایت مفاد اصل 139 قانون اساسی امکانپذیر است. 3- جمهوری اسلامی ایران در مورد مبنا قرار دادن مواد 15، 16 و 18 کنوانسیون درباره همکاری در زمینه استرداد یا معاضدت قضایی، حسب مورد تصمیمگیری میکند.4- از نظر جمهوری اسلامی ایران، این کنوانسیون خدشهای به حق مشروع و پذیرفته شده ملتها یا گروههای تحت سلطه استعمار و اشغال خارجی برای مبارزه با تجاوز و اشغالگری و اعمال حق تعیین سرنوشت وارد نخواهد کرد. 5- پذیرش این کنوانسیون به معنای شناسایی رژیم اشغالگر صهیونیستی نخواهد بود، براساس تبصره این ماده، مرجع مرکزی موضوع بند 13 ماده 18 کنوانسیون توسط هیئت وزیران تعیین میشود. پیوستن کشورها به کنوانسیون �پالرمو� در موارد متعددی الزامات و تعهدات به جرمانگاری را برای دولتها ایجاد میکند؛ بهموجب این کنوانسیون، دولتهای عضو متعهد میشوند که مشارکت در گروه مجرمانه سازمانیافته، تطهیر عواید حاصل از جرم، پولشویی و فساد را جرمانگاری کنند، بر این اساس، پیوستن جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون �پالرمو� این کشور را ملز میکند تا قوانین و فرآیندهای کیفریاش را همسو با انتظارات کنوانسیون، ترمیم و بازنگری کند و یا حتی در مواردی که رفتاری طبق قوانین ایران مجرمانه است، باید طبق ضوابط کنوانسیون �پالرمو� آن را جرمانگاری کند، به تعبیری الزاماتی در مفاد این کنوانسیون وجود دارد که ایران باید براساس آن، در قوانین و مقررات کیفریاش بازنگری کند که همین امر ابزاری برای کشورهای سلطهگر جهت فشار و سلطه بیشتر بر امور داخلی ایران محسوب میشود.پیوستن ایران به کنوانسیون �پالرمو� با انتقادات جدی برخی نمایندگان مجلس و کارشناسان روبهرو شده و اغلب آنها معتقدند که با پیوستن ایران به این کنوانسیون زمینههای نفوذ به کشور ما بیشتر فراهم میشود.
3- میرمحمد صادقی، حسین، (1377) ،حقوق جزای بینالملل، مجموعه مقالات، انتشارات نشر میزان، صص194ـ193.
4- لیمن، مایکل ـ گری، پرتو، (1380) ،آشنایی با جرم سازمانیافته، ترجمه محمدعلی کریمی فصلنامه دانش انتظامی، شماره 4، صص212ـ210 .
5- omerta
6- معظمی، شهلا، (1384) ، جرم سازمانیافته و راهکارهای جهانی مقابله با آن ، انتشارات نشر دادگستر، صص67ـ64.
7- بیابانی، غلامحسین ـ مختاری، محسن، (1387)، اینترپل، انتشارات پلیس بینالملل ناجا.
8- برسلر، فنتون ، (1993) ، اینترپل، تاریخچه و بررسی 70 سال رسیدگی به جرم و جنایت، ترجمه قیطاس مردانی راد، انتشارات مرکز مطالعات و پژوهشهای ناجا ، صص 472ـ461 .
9- اسعدی ، حسن، (1386) ، جرائم سازمان یافته فراملی ، انتشارات نشر میزان،صص 44ـ43 .
10- Meyer lansky
11- Dwight smith
12- افشار؛اسدالله(1395)، جامعه بشري وپديده جرايم سازمان يافته ، تهران: سفيرارد هال.
منابع
1.بسیونی، محمد شریف و وتر، ادوارد، درآمدی بر درک جرم سازمانیافته، ترجمه محمدابراهیم شمسناتری، مجله حقوقی و قضایی دادگستری، شماره34، بهار 1380.
2. بوسار، آندرو، بزهکاری بینالمللی، ترجمه نگار رخشانی، تهران، کتابخانه گنج دانش، 1375.
3. شمس ناتری، محمد ابراهیم، بررسی سیاست کیفری ایران در قبال جرایم سازمانیافته با رویکرد به حقوق جزای بینالمللی، رساله دکتری، تهران، دانشگاه تربیت مدرس، زمستان 1380.
واكاوی بنیانهای نظری آزادی و عدالت در ادیان توحیدی-بخش دوم(حدآزادی)
اسدالله افشار
در دین اسلام مقوله آزادی اهمیت فراوانی دارد. بر مبنای اسلام، از آنجا که انسان موجودی آزاد است، همواره باید حریم آزادی او حفظ گردد، لذا آزادی حق فطری هر انسانی می باشد و از او قابل سلب نیست.
در مکتب انبیاء خصوصا مکتب اسلام هم آزادی مورد تأکید بیشتر قرار گرفته و یکی از اهداف بعثت پیامبر اسلام نیز آزادی مردم از اسارت بت و طاغوت و خرافات شمرده شده است. اما در جهان معاصر، واژه آزادی بیشتر برسر زبان ها افتاده و هر نظام و حاکمی رفتار خود را در سطح ملی و فراملی آزادی و آزادیخواهی نام نهاده و از آزادی توده ها دم می زند و خودش را مدافع چنین آزادی مقدسی معرفی می نماید که بیشتر شعاری و پوپولیستی می باشد و ما حصل این تفکر تبلیغاتی شیک اما پوچ در طول تاریخ؛ چیزی جز به مسلخ بردن بشریت در قربانگاه نبوده است و چه انسان های بی گناهی که در این مسیر پر فراز و نشیب جان خود را از دست نداده اند و چه سختی ها و بی حرمتی هایی را که متحمل نشده اند و از خانه و کاشانه و اهل و عیال خود دور نشده و آواره نگشته اند!
در نهج البلاغه و بینش امام علی(ع) تأکیدات فراوانی بر مقوله آزادی شده است. اصول حاکم بر حکومت دینی در نهج البلاغه، پرهیز از اجبار و اکراه و توجه به حقوق و آزادی هاست. در این یادداشت طبق وعده داده شده قبلی ( مقاله منتشرشده چهارشنبه 25مهر ماه 1403در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو تحت عنوان: " واكاوی بنیانهای نظری آزادی و عدالت در ادیان توحیدی-بخش اول" ) به موضوع حد آزادی خواهیم پرداخت.
حد آزادي
همان طوركه قبلاً اشاره شد يكي از مفاهيم زيبا و مقدس براي بشريت واژه آزادي است. اين واژه مفهومي است مبهم و لغزنده وكشدار. بعضي آزادي را بالاتر و برتر از خدا و دين مي دانند و مي گويند دين هم حق ندارد با آزادي انسان مخالفت كند. در اينجا بايد سوال كرد مراد از آزادي آيا آزادي مطلق است يا آزادي محدود؟ اگر جواب داده شود مطلق منظور است هيچكس قبول ندارد و اگر محدود را مي گويند سوال مي شود محدود كننده آزادي كيست؟ يا مردم و قانون هاي بشري حد را تعيين مي كنند و يا بايد دين و خدا حد را تعيين كنند كه در آن صورت آزادي در چارچوب قوانين ديني و الهي صحيح است نه بيشتر.
آزادي مطلق و بدون قيد يعني هر كس هركاري مي خواهد انجام مي دهد و هر چه مي خواهد مي گويد، مي خورد و ... اين آزادي هر دين و قانوني را نفي مي كند، چون هميشه هر قانوني، حد و مرزي براي يكي از اعمال بشري تعيين مي كند. پس آزادي مطلق يعني بي قانوني و در نتيجه هرج و مرج و توحش، و اين مطلب را هيچ انسان عاقلي نمي تواند بپذيرد. پس قهراً هميشه آزادي محدود به قيودي است.
حال كه آزادي مقيد شد، بحث بر سر قيد آزادي واقع مي شود كه اين قيدها چيست و چه مرجعي بايد آنرا تعيين كند؟ گفته مي شود كه آنچه معتبر است آزادي مشروع و قانوني است.
مراد از آزادي هاي مشروع چيست؟ اگر مراد از مشروع، يعني همان شرعي و ديني چنانكه ريشه لغت راهنمايي مي كند اين همان سخن ماست كه آزادي هايي معتبر است كه دين تعيين نموده و خداوند تجويز كرده باشد. پس ديگر نبايد گفت آزادي فوق دين است و نبايد دين آزادي هاي بشري را محدود كند.[1]
و اگر منظور از مشروع يعني آزادي هاي مشخص شده در قانون، سوال مي شود كه اين قانون را چه كسي بايد تصويب كند؟ علاوه بر اين كه روشن مي شود كه آزادي را هم قانون معتبر مي كند و آزادي فوق قانون نيست. طبق تفسير اول آزادي با دين تعارضي ندارد. طبق تفسير دوم هم آزادي با قانون منافاتي ندارد و اما قانونِ محدود كننده آزادي، به نظر ما مسلمانان و متدينان قانوني است كه مالك هستي و انسان، يعني خداوند متعال آن را وضع كرده باشد، زيرا حق تشريع و قانونگذاري اصالتاً و اولاً مختص خداوند است. در مورادي كه قانوني وضع فرموده بشر بايد تبعيت كند و در مواردي كه وضع قانون را به كساني واگذار كرده بايد قوانين وضع شده از طرف ايشان را رعايت كند. پس آزادي قانوني هم برگشت مي كند به آزادي ديني و مشروع به معناي شرع، در نتيجه آزادي هميشه بايد در چارچوب قوانين الهي و اسلامي باشد نه كمتر و نه بيشتر.
حد آزادي از نظر ليبرال ها و غربي ها
ليبرال ها و غربي ها ملاك قانون و مقنن را مردم و رأي اكثريت مي دانند. اگر مردم يك نوع آزادي را پسنديدند، قانوني مي شود والا نه. اگر در يك زمان پسنديدند قانوني است و در زمان ديگر اگر ردّ كردند غير قانوني است. در تفكر غربي حد آزادي، مزاحمت با آزادي ديگران است و وقتي مصالح مادي آنها در خطر باشد اما در اسلام حد آزادي مصالح واقعي- اعم از مادي و معنوي- انسانهاست.[2]
آزادي از ديدگاه اسلام
آيت ا... جوادي آملي مي نويسد: آزادي از ديدگاه اسلام يعني رها شدن از بردگي و اطاعت غير خدا. پس آزادي حقيقي انسان در اين است كه با استغفار خود را از بند گناهان پيشين برهاند و با ايمان و عمل صالح در زمره اصحاب يمين قرار گيرد. اين آزادي است كه مي تواند مقدمة حيات اصيل و رفيع باشد و فك رقبه حقيقي همين است. اما صاحبان و پيروان مكاتب حقوقي ديگر معتقدند كه آزادي انسان به معناي توان همه جانبه او در انتخاب هر چيز و از جمله بردگي غير خدا است.
در نگاه آنان، انسان آزاد است كه دين را بپذيرد يا نپذيرد، زيرا دين را همانند امور قراردادي عادي مي دانند كه انتخاب آن تابع سليقه است. به اين ترتيب انسان همان گونه كه خانه، لباس يا غذايش را انتخاب مي كند دين و اعتقادات خود را نيز بر مي گزيند. بنابراين اعتقاد، دين اساساً برهان پذير نيست و در عرف و آداب مردم ريشه دارد. اما در مكتب وحي اين رهايي مطلق به معناي بردگي است. زيرا اگر انسان آزاد باشد كه هر چه را مي پسندد به عنوان دين و آيين خود بر گزيند، آن گاه اسير آرزوها و هوس هاي خود مي گردد و از آن پيروي مي كند و خطاب قرآن در سورة جاثيه مربوط به اين افراد است.[3]
انسان مجبوراست يا مختار و آزاد ؟
يكي از مسائل مهم وجدي در فلسفة انسان شناسي، بحث جبر و اختيار است. اين مبحث از مسائل قديمي بشر بوده كه همواره محل آراء مختلف بوده است. در اين جا به خاطر ربط مساله اختيار بحث آزادي اشاره اي كوتاه به مطلب داريم:
متكلمين اسلامي به سه دسته تقسيم مي شوند: الف- اشاعره كه قائل به جبر هستند و توحيد افعالي خداوند را مستلزم نفي اختيار براي انسان مي دانند. ب- معتزله كه قائل به تفويض و واگذاري اعمال به انسان ها هستند و دست الهي را از اعمال انسان كوتاه مي كنند تا ساحت الهي را از اعمال بد و گناهان تنزيه كنند.
ج- اماميه كه معتقد به امر بين الامرين هستند و به پيروي از ائمه معصومين (ع) نه جبر كامل را مي پذيرند و نه واگذاري كامل را. به عبارتي از جهاتي مجبور هستيم و از جهاتي هم مختار.[4]
امروزه هم كساني گرايش هاي ضد سوسياليستي دارند و طرفدار آزادي نامحدود بشر هستند مي گويند انسان هر كاري بخواهد مي تواند انجام دهد.
گرايش صحيح ديني اين است كه انسان اختيار دارد اما محدود. در ميان محل تلاقي قوانين مختلف حاكم بر جهان و طبيعت انسانها زمينه هايي براي انتخاب دارند.دايرة عمل انسانها استفاده از قوانين درجهت اهداف خود است و انسان همواره با استفاده و كشف يك قانون طبيعي، بر قانوني ديگر از طبيعت پيروز مي شود. پس ما در ميدان هزاران قانون طبيعي و علي و معلولي قرار داريم و البته در دايرة محدودي هم تكويناً اختيار داريم.[5]
در دايرة اختيار تكويني، آيا انسان هر گونه دلش خواست مي تواند عملكند يا يك سري حدود و قوانين تشريعي عمل ما را محدود مي كند؟ جواب اينست كه ما در اين محدوده هم قانون هايي داريم اما نه قوانين تكويني، بلكه قوانين تشريعي و اعتباري يا ارزشي يا به تعبير قدما محدودة عقلي عملي، در قبال قوانين خارجي كه محدودة عقل نظري است رعايت قوانين تشريعي بعهدة انسان است و در اينجا چيزي در كار نيست. اگر كسي طالب كمال و سعادت بود به اين دستورات عمل مي كند و اگر نبود مي تواند ترك كند. دستورات شرعي مانند دستورات يك پزشك است كه اگر مريض به آن عمل كند سلامتي پيدا خواهد كرد و اگرمخالفت كند مريض يا مريض تر ميشود در عين حال كه مريض مختار است كه به دستورات پزشك عمل كند، اما اگر طالب سلامتي و نشاط است بايد قوانين بهداشتي را رعايت كند اين معناي اختيار است.
اساساً افتخار و امتياز بشر به اين است كه راه خود را آزادانه انتخاب مي كند و اگر اين اختيار نباشد با موجودات ديگر تفاوت نمي كند. هر جا صحبت از ستايش و نكوهش راجع به رفتار و كردار و گرايش افراد مي شود معنايش اينست كه شخص آزادانه اين عمل را انتخاب كرده است.
تمام اديان، قوانين حقوقي و مكاتب اخلاقي يك پيش فرض دارند و آن اينست كه انسان آزاد است زيرا اگر انسان مجبور باشد امر و نهي كردن به او بي معنا خواهد بود.
علي رغم پاره اي نظريه هاي روان شناسي و مكتب رفتارگرايي كه رفتار انسان را صرفاً محصول وراثت و محيط طبيعي و اجتماعي مي دانند و براي اختيار انسان جايي باز نمي كنند، اديان و مخصوصاً اسلام انسان را در همه ي، زمينه ها و اعمال خودمختار و مسئول مي دانند.[6]
حق يا تكليف بودن آزادي
استاد مطهري در تبيين آزادي از منظر متفكران غربي مي نويسد: غربيان آزادي را يك حق مي شمرند، حقي غير قابل سلب كه نه تنها ديگران بلكه خود فرد هم نمي تواند محدودش كند و معتقدند هيچ چيز آزادي را محدود نمي كند جز آزادي ديگران. به اعتقاد شهيد مطهري خودآزادي حق نيست بلكه تكليف است كه متوجه ديگران است و منشأ انتزاع آن حقي است در طبيعت كه عبارت است از استعداد كمالي انسان بما هو انسان، كه مانع ايجاد كردن در راه آن استعداد، سبب محروميت و معنويت انسان مي گردد. علت اين كه آزادي غير قابل سلب است اينست كه تكليف است و در تكليف، قابليت سلب و استقاط معني ندارد، تازه در حقوق نيز فرق است ميان حقوق طبيعي كه در عين اينكه حق فرد است، حقوق موضوعه به اين معني است كه قانون مجوز براي استفاده درست مي كند ولي حقوق طبيعي به اين معني است كه طبيعت اين مسير را براي كمال خود انتخاب كرده است لهذا فرد در حقوق طبيعي نيز حق استقاط ندارد.
آزادي از اين رو كه تكليف است خود بر دو قسم است: آزادي معنوي و آزادي اجتماعي. آنجا كه انسان ممكن است خود را برده و بنده خرافات فكري يا هواهاي نفساني قرار ندهد آزادي جنبه دروني و باطني دارد و آنجا كه ديگران مكلفند كه نسبت به او و مسير او قيد و بندي ايجاد نكنند آزادي جنبه خارجي و بيروني دارد.[7]
آزادي به عنوان يك تكليف
گرچه آزادي از نظر فطري و طبيعي يك حق محسوب مي شود اما در واقع نگاه پيامبرانه به آزادي مسأله اي فراتر از حق را مي نماياند و آن اينست كه اديان الهي اعطاي آزادي به انسان را يك تكليف مي دانند پيامبران براي تحقق اين امر مهم گام بر مي داشتند و تكليف خود مي دانستند كه بارهاي گران را از دوش انسانها بردارند و زنجيرهاي اسارت برون و اسارت درون را از دست و پا و فكر و عقيدة انسان بگشايند. بنابراين آزادي اسلامي، صعود انساني را طالب است و به عنوان يك تكليف بر دوش همه پيامبران و آزادگان بشري قرار دارد و در واقع پيامبران اين قلمروها را به عنوان ابزارهاي توسعه عقيدتي، فكري و علمي و... مورد نظر قرار داده اند.[8]
مبناي آزادي ازمنظر فلاسفه غرب
بسياري از فلاسفه غرب مبنا و اساس آزادي را ميل، خواست و ارادة فرد مي دانند ولي استاد مطهري به عنوان يك عالم و فيلسوف دينمدار بر اين باور است كه پايه و اساس آزادي، استعداد ترقي و تكامل انسان است كه توسط آفرينش در وجود او نهاده شده است.
به همين جهت ميل، خواست و اراده انسان تا جايي محترم است كه با استعدادهاي متعالي و قدسي آدمي هماهنگ بوده و او را در مسير ترقي و تكامل ياري رساند.
لذا بايد گفت بدون شناخت «حيثيت ذاتي انسان» فهم و تبيين مبناي آزادي ممكن نيست. بر همين اساس اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز آزادي را بر اصل «حيثيت ذاتي انسان» استوار كرده و شناسايي آن را مبناي آزادي در غرب قرار داده است. اگر چه به اعتقاد شهيد مطهري در اين شناسايي ناموفق بوده اند و همين عدم توفيق در معرفت «حيثيت ذاتي انسان» توسط فلاسفه غرب سبب شده كه نتوانند فلسفه و منشأ آزادي را به درستي فهم و تبيين كنند.[9]
دليل عدم شناخت «حيثيت ذاتي انسان» توسط بعضي از فلاسفه غرب اينست كه فكر مي كنند لازمه احترام گذاشتن به انسان رها كردن اوست. در حالي كه لازمه آن اينست كه آن حيثيت را محترم بشماريم به اينكه آن را تكميل كنيم و او را دور از آلودگي نگه داريم نه اينكه آنرا به حال خود بگذاريم، هر طور مي شود بشود ...
آزادي انسان را مصالح فرد و مصالح اجتماع محدود مي كند چرا كه انسان به سوي هدف تكامل طبيعي حركت مي كند پس تكامل محترم است و هر چه مانع آن شود احترام ندارد.[10]
در بحث آتی این یادداشت به موضوع هدف از آزادي انسان و آزادی اخلاق خواهیم پرداخت.
یکشنبه: 27 / 08 / 1403- 15 جمادی الاول 1446- 17 نوامبر 2024
منابع
1ـ پوپر، کارل ریموند. جامعة باز و دشمنان آن (جلد 2) ترجمة عزتالله فولادوند. تهران. خوارزمی. 1365 .
2- پوپر، کارل. درس این قرن ترجمة علی پایا. تهران. طرح نو. 1376 .
3- تلیس، رابرت بی. فلسفة راولز، ترجمة خشایار دیهیمی. تهران. طرح نو. 1385 .
4ـ سروش، عبدالکریم. آیین شهریاری و دینداری. تهران. صراط. 1379 .
5- سروش، عبدالکریم. اخلاق خدایان. تهران. طرح نو. 1380 .
6- سیدنتاپ، لری. توکویل ترجمة حسن کامشاد. تهران. طرح نو. 1374 .
7- شجاعیزند، علیرضا. "مسیرهای محتمل در عرفیشدن ایران " مجلة جامعهشناسی ایران (د. هفتم ش. 1) بهار 1385 .
8- (علامة) طباطبایی، محمد حسین. المیزان قم. دارالاسلامیه.
9ـ فروم، اریک. روانکاوی و دین ترجمة آرسن نظریان. تهران. پویش. 1363 .
10- فروم، اریک. جزماندیشی مسیحی ترجمة منصور گودرزی. تهران. مروارید. 1378.
11ـ کیوپیت، دان. دریای ایمان ترجمة حسن کامشاد. تهران. طرحنو. 1376.
12ـ مارکوزه، هربرت. و پوپر، کارل ر. انقلاب یا اصلاح ترجمة هوشنگ وزیری. تهران. خوارزمی. 1361.
13ـ مجتهد شبستری، محمد. ایمان و آزادی تهران. طرح نو. 1376.
14ـ مطهری، مرتضی. عدل الهی تهران. صدرا. 1357.
15ـ مطهری، مرتضی. مقدمهای برجهانبینی اسلامی (مجلدات 7 ـ 1) قم. دفتر انتشارات اسلامی. 1362.
16ـ مگی، برایان. سرگذشت فلسفه؛ ترجمة حسن کامشاد. تهران. نشرنی. 1386.
17ـ میل، جان استوارت. در آزادی ترجمة محمود صناعی. تهران. کتابهای جیبی. 1340 .
18ـ یاسپرس، کارل. اسپینوزا ترجمة محمد حسن لطفی. تهران. طرح نو. 1375 .
19ـ یاسپرس، کارل. مسیح ترجمة احمد سمیعی. تهران. خوارزمی. 1373 .
20- یاسپرس، کارل. نیچه و مسیحیت ترجمة عزتالله فولادوند. تهران. سخن. 1380.
21- افشار، اسدالله. باز شناسی جایگاه انسان درنظام هستی ، تهران: سفيرارد هال، 1394.
22 –مطهری؛ مرتضی. مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا، 1388 .
23- مطهری؛ مرتضی. پیرامون انقلاب اسلامی، قم: انتشارات صدرا، 1378.
24 – جرجانی؛ سید شریف. تعریفات، داراحیاء التراث، بیروت، 2003 ، چاپ اول
25 – صدر؛ محمدباقر. مدرسه الاسلامیه، دارالتعارف، بیروت، 1410.
26- Fukuyama, Francis. (1992) The End of History and the Last Man, New York: Avon Book inc.
27- Robertson, Roland. (1970) The Sociological Interpretation of Religion, Oxford: Basill Blackwel
[1] - مصباح يزدي؛ محمد تقی.پرسش ها و پاسخ ها، ج4، صص 30-29 .
[2] - مصباح يزدي؛ محمد تقی.پرسش ها و پاسخ ها، ج4،صص 31-30. عاملی؛ مصباح. انديشه حوزه،ج20، ص 20 .
[3] - امینی نجفآبادی؛ ابراهیم. حكومت اسلامي ، ج 13، ص 99 .
[4] - مصباح يزدي؛ محمد تقی. ج4، ص 26؛ انديشه حوزه،ج21، ص 10 .
[5] - همان؛ ج4، صص26-25 .
[6] - همان؛ ج4، صص 27-26 .
[7] - عاملی؛ مصباح. انديشه حوزه، ج 21، صص 8-7 .
[8] - همان؛ ج 21، صص 106-105 .
[9] - همان؛ ج21، ص 7 .
[10] - عاملی؛ مصباح. انديشه حوزه، ج 21، صص 8.
بازخوانی مباني وحدت ازنگاه امام خميني(ره)
اسدالله افشار
وحدت اسلامی، از مهمترین ایدهها و آرمانهایی است که هر مسلمان آزادهای، از صدر اسلام تا کنون، بر مبنای تعالیم اسلام داشته است. در این باره در متن منابع اصیل اسلامی، به خصوص در قرآن کریم، واژههایی همچون «امت» و «امت واحده» بهترین مؤید این مطلب است. انسجام و وحدت جمعی، مهمترین مسئله امت اسلامی است. استعمارگران، پی به اهمیت آن برده و در سدههای اخیر، درصدد شکستن آن برآمده و بهرههای ظالمانه فراوانی بردهاند. در سایه اسلام و به برکت تعالیم اسلامی است که ابعاد و عوامل اخلاقی و اجتماعی وحدت مسلمانان، عمق و استحکام مییابد.[1] وحدت و انسجام ملی و اسلامی از مقولههایی است که از دیرباز مورد توجه عالمان و خادمان به مکتب اهلبیت(ع) بوده و تا گسترش واقعی اسلام بر تمام عالم ادامه پیدا خواهد کرد.
مصلحان و عالمان زیادی اعم از شیعه و سنی به مقوله وحدت اسلامی توجه داشتهاند که از جمله این بزرگان میتوان به افرادی چون آیتالله تسخیری، شیخ محمد عبده، سید جمالالدین اسدآبادی، آیتالله بروجردی، شیخ شلتوت، سید قطب، امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری و ... اشاره نمود. مصلحان، دانشمندان و روشنفکران اسلامی عصر ما اتحاد و همبستگی ملتها و فرقههای اسلامی را به خصوص در اوضاع و احوال کنونی که دشمن از همه طرف به آنها هجوم آورده و پیوسته با وسایل مختلف در پی توسعه اختلافات کهن و تولید اختلافات نوین است از ضروریترین نیازهای اسلامی میدانند.
کشورهای قدرتمند اکنون با توجه به شرایط پیچیده خاورمیانه و جنگ نابرابر رژیم جعلی نامشروع تروریستی نسل کش صهیونی علیه مردم غزه و لبنان؛ برای حفظ انسجام و دوام بقای خود به دشمن تراشی های گوناگون روی آورده، و در این راه، به سوی اسلام نشانه رفتهاند. دشمنان اسلام برای از بین بردن توانایی های مسلمانان به ترفندهای مختلفی دست میزنند که از جمله میتوان به تلاش برای جلوگیری از وحدت مسلمانان و ایجاد تفرقه بین آنها اشاره کرد. در چنین وضعی مسلمانان جهان میتوانند با تجمع حول محور اسلام، اهداف شوم استکبار جهانی را با شکست مواجه سازند. این تفکر در ایران با پیروزی انقلاب اسلامی به حیطه عمل راه یافته است و تلاش برای این است تا با گذشت زمان تعداد بیشتری از مسلمانان در زیر لوای اسلام گرد هم آیند. در این جهت راهبرد وحدت بین مسلمانان مطرح میشود. [2]
امام خمینی(ره) معمار بزرگ انقلاب اسلامی، فارغ از همه مناقشات کلامی، فقهی و تاریخی، با تکیه بر دو عامل کلیدی؛ یعنی 1. لزوم قدرتیابی مسلمانان و لزوم شکست اقتدار شیطانی و پوشالی قدرتهای رقیب اسلام؛ 2. مقوله وحدت و انسجام تاریخی و اجتماعی امت اسلامی، تبدیل به گفتمان غالب و رایج نهادهای اسلامی در گستره جهانی گردید. با موج بیداری اسلامی، از رهگذر حرکت انقلاب اسلامی، تکاپویی فعال در میان مسلمانان مطرح گردید. با پیدایش این پارادایم فعال، قدرتهای سلطهجو و انحصارطلب، در راستای هژمونی خودشان، برمایههای تفرقه انگشت نهادند و هزینههای هنگفتی را صرف نمودند تا زمینه بحث وحدت از بین برود، که این ماجرا همچنان تداوم دارد.[3]
بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره) از شروع مبارزاتش بيش از 2 هزار باراز وحدت کلمه صحبت به ميان آوردند. اينجانب به قدر همت خود در کلام نوراني اش تفحص کرده و گزيدهاي از آن تفحص را محضر خوانندگان گرامی دانش پژوه عرضه ميدارم:
1- هدف از وحدت
در اين وحدت بايد مباني اسلام مورد توجه باشد. زيرا در اسلام همه چيز وجود دارد و ايشان فرموده است: «هدف،اسلام است. استقلال مملکت است، طرد عمال اسرائيل است،اتحاد با کشورهاي اسلامي است...»[4]
در واقع با وحدت ميتوان به سه نتيجه رسيد. يکي تعالي اسلام. دوم: استقلال مملکت. چون با تلاش و خرد جمعي و شکوفايي آن ميتوان ريشههاي وابستگي را قطع کرد... سوم: طرد و جلوگيري از تجاوز دشمنان. چهارم: ارتباط مؤثر با ديگر کشورهاي اسلامي و ارائه يک الگوي مناسب از حکومت ديني.
امام بزرگواردرجهت تأکيد بر مسئله وحدت فرمود:«حفظ وحدت کلمه و مقابله با مشکلات ناشي از دخالت اجانب يک تکليف شرعي است». [5]
2- راههاي وحدت
درکلام امام بزرگوار علاوه بر توصيه به وحدت راهکارهايي نيز ارائه شده است که ميبايست با دقت به آن توجه کرد و شيوههاي اجرايي آن را مورد بررسي قرار داد. از جمله:
1-2 ) وحدت بين علما و مراجع
اگر چه فرض وجود اختلاف عمده بين علما و مراجع کم اتفاق ميافتد ولي همان مقدار کمش نيز براي ما زياد است. امام(ره) در سال1342 که شايد بعضي از علما خيلي ملتفت جريان انقلاب نبودند، آنها را به حفظ وحدت با مراجع توصيه ميکند.و ميفرمايد:«اميد است با وحدت کلمه علماي اسلام و مراجع... از حريم اسلام و قرآن دفاع کرده، نگذاريم دست خيانت به احکام مسلمه اسلام دراز شود».[6]
بي شک وحدت بين علماء طراز اول و مراجع در همه ازمنه ميتواند چنين دستاوردي داشته باشد. و نبايد غفلت کرد که دشمن به دليل سيليهاي مکرري که از دست پر قدرت علما خورده است در صدد انتقام و تلافي است. اما اين بار انتقام به شکل حذف فيزيکي و ترور نيست. بلکه آلوده کردن آنها و يا وابستگان درجه اول، تهمت، افترا، ترور شخصيت و... است. و بايد هوشيار بود و نقشه پليدشان را قبل از وا خواني آتش زد.
2-2 )کار فرهنگي
«آقايان سعي کنيد؛اولا دردانشگاه پرچم اسلام را بالا ببريد،ثانياتبليغات مذهبي بکنيد،ثالثامسجد بسازيدورابعا اجتماعا نمازبخوانيد.تظاهربه نمازخواندن بکنيد». [7]
اگردانشگاه کاملا اسلامي شد، تبليغات مذهبي ومساجد ازجهت سخت افزاري ونرم افزاري آباد ونماز که سمبل دين است درجامعه اقامه شد.... وقت خواهيد ديد که دين چه اثري در زندگي مادي و معنوي مردم خواهد داشت.
3- توجه به مغرضين
هميشه براي انجام هر کار ماندگار و سالم يک سلسله عوامل بازدارنده وجود دارد. حتي براي انبياء الهي. امام بزرگوار مغرضين مقابل پيامبر (ص) را دو دسته ميداند و ميفرمايد: «پيغمبر اسلام ميخواست در تمام دنيا وحدت کلمه ايجاد کند...منتهي اغراض سلاطين آن وقت از يک طرف، اغراض علماي نصاري ويهود وامثال ذلک از طرف ديگر سد شد».[8]
ترس سلاطين براي ازدست دادن قدرت و حکومتشان بود وترس علماي يهود براي ازدست دادن مرجعيت ديني مردم.که يک دسته ازآنها با تصديق پيامبر(ص) چون طفل صغيري خوشه چين محضرش شدند اما عده زيادي انکار کرده و گمراه شدند.
4- حفظ ا سلام
«ما اگرچنانچه اين وحدت کلمه واين خاصيت که عبارت ازاسلاميت است که درآن همه چيز هست، اگر اين را حفظش بکنيم تا آخربا پيروزي هستيم».[9]
5- بايد وحدت ايدئولوژي با شد
گاهي بعض افراد از«وحدت ايدئولوژي» عبور ميکنند و براي رسيدن به مطامع فردي و حزبي خود به دنبال «وحدت تاکتيکي» هستند. امام(ره) خط بطلان بر وحدت تاکتيکي ميزند و ميفرمايد:«رمز پيروزي ما اين است که جنبه فقط سياسي نبود، فقط براي نفت وامثال اينها نبود.جنبه،جنبه معنوي بود، اسلامي بود.»[10]
6- وحدت؛فداکاري ميخواهد
رسيدن به وحدت رنج وزحمت دارد. ايثارو فداکاري ميخواهد. وبه خاطر همين امراست که امام فرمود:«اسلام احتياج به مردان وبانوان فداکار دارد».[11]
دراين جمله کوتاه دو نکته مهم وجود دارد.يکي فداکاري وديگري: توجه به جنس زن ومرد واستفاده از قابليتهاي هردو جنس.
7- بالا و پايين مثل هم
آنچه براي مسئولان مهم است اينکه به دنبال زراندوزي نباشند ( البته بنده اعتقاد دارم که مسئولان بايد از امکانات ورفاهيات خوب بهره ببرند اما به شرط آنکه بر اساس جدول ارشديت انتخاب شده باشند که در هر اداره بهترين کارمندان آنجا مسئول باشد تا بتواند با شناخت کامل به رتق و فتق اموربپردازد و گره ازکارمردم باز کند. نه با بي تدبيري برمشکلات بيفزايد. که دراين صورت هر چقدراين مسئول آدم خوب و متواضعي باشد ناکارآمد وزائد خواهد بود) که نمونه مبارزه با زراندوزي در سيره عملي اهل البيت(ع) و خصوصا امام علي (ع) قابل درک واحصاء است. اما نکته مهم ديگر آنکه: رابطه دولت ومردم يک رابطه صميمي وبه دورازترس باشد. يعني شهروندان براي نزديک شدن به دولتمردان وارائه نظراتشان دچار ترس و دلهره نباشند. و به راحتي بتوانند حرفشان را بزنند.دولتمردان هم گوش بزرگي براي شنيدن و زبان کوچکي براي گفتن داشته باشند. اگر حرف آن شخص درست بود به کار گيرند و اگر غلط، بدون آنکه حرمتش را بشکنند، توجهي نکنند.
امام در اين باره سخن زيبايي دارد: «وحدت کلمه و اسلامي بودن يک مملکت اين است که از آن رئيس جمهورش... تا آن کسي که آن پائين هاست اينها يک جور باشند. نه اين از او بترسد و نه او توقع داشته باشد که اين از او بترسد».[12]
8- رياکاري در وحدت
ممکن است گاهي بعضي ازافراد شعار وحدت سردهند. اما وقتي درعمل به آنها دقت ميکني ميبيني که تا جايي با وحدت همراهند که به منافع خودشان آسيب وارد نشود.اما اگر قرارشد براي حفظ وحدت هزينهاي پرداخت کنند آن وقت از کوره در ميروند وحرف ديگري ميزنند.
امام امت دراين باره نيز بيان داشته است:«شعار وحدت اگر با عمل همراه نباشد رياکاري است».[13]
عمل مناسب هم با توجه به شرائط زماني ومکاني قابل فهم است. توجه به همه ظرفيتها و منابع موجود، اِعمال همه قوانين بدون تبعيض و مصلحت انديشي شخصي، و عدم قشري نگري به دين وظرفيت نيروي انساني وسايرمنابع ؛ علاوه براينکه ايجاد وحدت نميکند بلکه خود، عامل تفرقه وچند گانگي خواهد شد.
و باز امام (ره) فرموده است: اما اگر براي خودم هي ميخواهم بکشم، اگر هم ميگويم وحدت پيدا کنيد که خودم هم به نوايي برسم، اين مال شيطان است. هيچ اثري ندارد. يعني اثر سوء دارد براي انسان».[14]
9- نيازوحدت به اخلاص
اگردر شعاروحدت اخلاص نباشد، هرگز وحدت به وجود نميآيد. زيرا در وحدت انسان بايد دعوت به سوي خدا کند. اما اگر اخلاص نباشد دعوت به سوي خود و خودخواهيها ميکند.
امام عزيزدراين مورد نيز فرموده:«هم وحدت را حفظ کنيد، وهم اخلاص را».[15]
10- رمز پيروزي انقلاب
بدون شک رمزپيروزي انقلاب عامل تداوم وتوسعه آن نيزخواهد بود. معمار بزرگ انقلاب دراين زمينه فرموده است:«ما اگرتوانستيم نظامي بر پايههاي نه شرقي و نه غربي واقعي واسلام پاک ومنزه از ريا و خدعه و فريب را معرفي کنيم، انقلاب پيروزشده است».[16]
دراين جمله مطالب مهمي نهفته که حائزاهميت است:
الف:ما بايد نظام اسلامي را بدون نياز و وابستگي به قدرتهاي برتر دنيا سازماندهي کنيم که براي اين کار بايد از همه توان، دانش، تجربه، ظرفيتهاي فکري و اجرايي کشور استفاده کرد و به بهانههاي مختلف، گروه گروه از فرزندان اين ملت را کنار نزد.
ب: الگو بايد اسلام ناب (پاک)باشد. اسلامي که با اجماع نظر متخصصان عالي آن فهميده ميشود.
ج: دوري از ريا، خدعه و فريب بايد در دستور کار و سرلوحه زندگي قرار گيرد. امام (ره) در وصيتنامه خود، راز بقاء انقلاب را اينگونه بيان فرموده است:
«رمز بقاء...همان رمز پيروزي است و رمز پيروزي را ملت ميداند...دو رکن اصلي آن: انگيزه الهي و مقصد عالي حکومت اسلامي...» [17]
خيلي جالب است که امام (ره) دانستن رمزپيروزي را به ملت نسبت ميدهد نه دولتمردان. شايد به خاطر اين باشد که با عوض شدن دولتها سعي و تلاشي در جهت تعويض سياستها و فرهنگها شکل ميگيرد اما همواره ذُکر و حافظه ملت، ياد و خاطره جان فشانيها و توسل به قرآن و اهل البيت(ع) را فراموش نميکند. همان عواملي که باعث پيروزي شان شد. به همين دليل ملت به انقلاب و اسلام نزديکتر است. و دولتمردان اگر ميخواهند از مردم عقب نباشند بايد چنين حرکتي را مشي خود قرار دهند. و تمام تلاششان را مصروف تقويت انگيزه الهي مردم کرده و اهداف عالي اسلام را بر مبناي آموزههاي صحيح دين ترويج کنند. نه تند شوند و نه کند.نه دنبال تصوف باشند ونه تحجر. نه دنبال مقدس مآبي باشند و نه ولنگاري و...
11- تذکر به علما
امام (ره) در ديدار با ائمه جمعه استان کرمان خطاب به آنان سه نکته را يادآور ميشوند:
«سعي کنيد وحدت را حفظ کنيد. وحدت بين خودتان، وحدت بين خودتان و مسئولين، و وحدت بين خودتان و مردم». [18]
دراين جمله کوتاه سه مطلب پرمغز وجود دارد که به آن ها اشاراتی خواهیم داشت:
يک- وحدت بين علما:اين وحدت ازاهميت بسيار برخوردار است. که متأسفانه گاهي اختلافات بين آنها به واسطه نفوذ بعض افراد نزديک به آنها صورت ميپذيرد. که دراکثراين اختلافات معلوم شده است که آنها ذاتا با هم مشکلي ندارند اما اين وظيفه تفرقه ظاهرا بر عهده بعضي ازحواريون! اين عزيزان است که بايد به اين مطلب بيشتر دقت بفرمايند...
دوم:وحدت بين علما ومسئولان اجرايي:با اين توضيح که نه بخطر مخالفت خطوط سياسي،آنها را سکه پول کرد ونه بخاطر همگرايي سياسي اشتباهات آنان را ناديده گرفت.همواره ديدبانان اميني براي مقام معظم رهبري وولي فقيه باشند.
سوم- وحدت بين علما ومردم:قطعا ازمردمي ترين نهادها،نهاد روحانيت است.و به دليل ارتباط تنگاتنگي که با همه اقشار مردم دارد، فاصلهاي بين آنها و مردم نيست.امين مردم است وبايد مدافع حقوق مادي ومعنوي مردم باشند.خداي ناکرده اگرروزي حضورشان بين مردم کمرنگ شدوياحمايت آنها از دولتمردان ازدايره حمايت ازخادمان ملت فراتررفت وبه دايره حمايتهاي جناحي تبديل شد، اهداف انقلاب و طي طريق کشتي بزرگ انقلاب با طوفانهاي سهمگيني مواجه خواهد شد.علما وحوزههاي علميه پاسدارراستين اسلام ناب محمدي(ص) هستند.ازخادمان ملت تشکرميکنند اما درمورد آنها غلونميکنند. زيرادرطول تاريخ علماي شيعه صف شکن مبارزه با«غاليان» بودهاند.
صاحب نظران و تحلیل گران با توجه به بررسی های عمیق در بینش امام خمینی(ره) در خصوص مفهوم وحدت از نگاه ایشان برداشت هایی ارائه نموده اند که نگارنده با دخل و تصرف، بخشی از آن ها را در ذیل یادآور می شود :
1- حضرت امام(ره) در مواضع خویش در باب وحدت به همان اندازه که به ضرورت و اهمیت آن سفارش کرده است بر توجه به لوازم آن نیز تأکید داشت و معتقد بود که اتحاد بدون تحقق زمینه ها و راهبری جامعه بدان سمت شکل نمی گیرد و یا آنکه پایدار نمی ماند.
2- امام خمینی(س) به اقتضائات عقلی، شرعی و زمانی بر ضرورت وحدت مسلمین در سطوح مختلف ملی و بین المللی تأکید داشته اند و تفرقه مسلمین و سلطۀ مستکبران را ناشی از عدم توجه به مبانی دینی و آیات کریمه قرآن می دانند. از عبارات مختلفی که امام خمینی(س) بیان کرده اند چنین استنباط می شود که وحدت و همبستگی در اندیشه ایشان مبتنی بر نوعی پذیرش ایمانی و تعهد درونیِ تعمیم یافته است که در همدلی دینی متجلی می گردد.
3- نگارنده چون صاحب نظران پژوهشگر اندیشه ورز اعتقاد دارد شناخت مواضع و دیدگاههای مردی که خود منادی وحدت امت اسلام در عصر خویش بود و بر همین مبنا نیز موفق به پایه گذاری نظام الهی در بخشی از قلمرو سرزمینهای اسلامی شد، راهگشای مطمئنی برای رهروان این مسیر خواهد بود.
4- افسوس که سلطه غرب بر سرنوشت بسیاری از ممالک جهان اسلام امکان توسعه رشته های مختلف علوم انسانی را بر اساس دیدگاههای وحیانی باز ستاند و گرنه دیدگاه امام خمینی(ره) می توانست افقهای جدیدی در مباحث اجتماعی و سیاسی بگشاید و راه حلهای واقع بینانه ای برای چاره جویی مشکلات سیاسی و اجتماعی جوامع اسلامی ارائه نماید.
5- به تعبیر درست و صریح مرحوم سید احمد خمینی، یادگار امام خمینی (ره)؛ کشمکش ها و منازعات گذشته و کنونی جهان اسلام علیرغم تلاش های گسترده رهبران مصلح جوامع و دولت های صالح آزاده همچنان رو به تزاید نهاده و هر روز بر میزان قربانیان اختلافات و منازعات داخلی، منطقه ای و بین المللی افزوده می گردد، و به موازات آن حجم بیشتری از سرمایه های مادی و معنوی ملت ها قربانی مطامع جنگ افروزان تروریستی آدم کش و نسل کش و تفرقه انگیزان می شود. استمرار این واقعیت های تلخ که امروز نمونه عینی آن را در غزه، کرانه باختری و لبنان می بینیم ثابت کرده است که هیچ یک از عوامل و ابزارهایی که تاکنون در مکتب های مادی به عنوان عوامل و ایجاد اتحاد و رفع تنش ها تعریف شده و به کار گرفته شده اند کارآیی لازم را برای حل اختلافات خانمان سوز نداشته و بلکه خود نیز در نقش عوامل تشدید کننده بحران ها و افزایش دهنده تنش ها و کشمکش ها ظاهر شده اند.
6- ما با توجه به جنگ افروزی و نسل کشی رژیم صهیونی در غزه و لبنان که با چراغ سبزآمریکا و متحدان اروپایی اش و حمایت ها و پشتیبانی مالی و لجستیکی آنان انجام می شود؛ امروز شاهد آن هستیم که مجامع و سازمان های بین المللی که شعار و فلسفه وجودشان اتحاد ملت ها و دولت ها و کاهش تنش ها و تشنجات بوده است در اغلب موارد توفیقی به دست نیاورده اند و حتی خود به عنوان ابزاری در خدمت تشنج آفرینی صاحبان قدرت های بزرگ بکار گرفته شده اند. صدها اتحادیه و قراردادهای همکاری و پیمان های بین المللی وحدت بین دولت ها که در دهه های گذشته با تبلیغات فراوان آرزوها و امیدهای بسیاری در گوشه و کنار جهان بوجود آورده اند پیش از آنکه اثری قابل توجه بر جای بگذارند متلاشی شدند و کمکی در حل منازعات و تنش ها نکردند و گره ای از مشکلات مردم مظلوم دنیا باز نکرده اند و خود معضلی در این خصوص گشته و مانع از حق خواهی و اجرای عدالت و صلح بین المللی و مجازات خاطی خطاکار جانی جنایتکار شده اند و غصه ای بر غصه های جامعه بشری افزوده اند.
7- در اندیشه امام خمینی(س) وحدت اسلامی شامل نوعی وفاق شناختی و ارزشی است که منشأ الهی و معنوی دارد و در کتاب و سنت نمونه های هنجاری و رفتاری آن در بعد نظری و عملی تدوین گردیده است. چنین وحدتی ناشی از انرژی عاطفی، همت و اعتماد متقابل افراد و گروه هاست که مقصد شریعت، موجب قدرت، عامل اصلاح و پیشرفت و مانع فساد جامعه است.
8-بلاشک و به طور قطع یکی از تأثیرگذارترین رهبران وحدتطلب و پیشوایان اصلاحگرای معاصر، امام خمینی(ره) است. او نیز همچون سید جمالالدین اسدآبادی، بنیانگذار حرکت اصلاحی و وحدتطلبی، از برجستهترین منادیان همبستگی و انسجام اسلامی به شمار میرود. در نگاه امام خمینی(ره) تعالیم اسلامی بر محوریت امت اسلامی و برادری و برابری اسلامی استوار است. وی تعدد و اختلاف و دشمنی را در جامعه اسلامی از دسیسههای استعمار و قدرتهای جهانخوار میداند. امام خمینی(ره) سخت معتقد به وحدت مسلمانان- با قطع نظر از گرایشهای مذهبی آنان- در مقابل استعمارگران و دشمنان اسلام بود و وحدت اسلامی را رمز پیروزی و موفقیت مسلمانان میدانست. و هر حرکتی را که به تفرقه و تشتت صفوف مسلمانان و بهرهبرداری و استیلای استعمارگران میانجامید، محکوم میکرد و با صدور فتاوای تقریبگرایانه و پیامهای پیاپی راههای عملی وحدت شیعه و سنی را بیان مینمود. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره)، اندیشه تقریب بین مذاهب اسلامی و وحدت سیاسی جوامع را زنده کرد و آن را عاملی مؤثر در برابر تهدیدات دشمنان جهان اسلام دانست. حضرت امام(ره)، حتی برنامه این انقلاب را وحدت بین مسلمانان جهان مطرح کردند.
جمعه: 25 / 08 / 1403- 13 جمادی الثانی 1446- 15 نوامبر 2024
منابع
1. قرآن کریم.
2. ایرانی، مصیب، «استراتژی وحدت ملی و انسجام اسلامی با توجه به دیدگاه امام خمینی(ره)»، فصلنامه اندیشه تقریب، سال پنجم، شماره هجدهم، 1388ش.
3. بزرگی، مهدی، «نقش انقلاب اسلامی در بیداری و وحدت مسلمانان»، فصلنامه اندیشه تقریب، سال دوم، شماره پنجم، 1384ش.
4. خامنهای، سید علی، «بیانات در دیدار با مسئولان کشوری و لشکری شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی»، 16/07/1369، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، قابل دسترسی در سایت: www.leader.ir.
5. همو، «بیانات در پیام به حجاج بیتالله الحرام در موسم حج»، 18/11/1381، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، قابل دسترسی در سایت: www.leader.ir.
6. همو، «بیانات در چهلمین روز ارتحال امام خمینی»، 23/4/1368، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، قابل دسترسی در سایت: www.leader.ir.
7. همو، «بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران»، 15/8/1383، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، قابل دسترسی در سایت: www.leader.ir.
8. همو، «بیانات در دیدار با مردم کازرون»، 16/2/1387، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، قابل دسترسی در سایت: www.leader.ir.
9. همو، «بیانات در دیدار دستاندرکاران مراسم حج»، 30/9/1383، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، قابل دسترسی در سایت: www.leader.ir.
10. همو، «بیانات در دیدار کارگزاران نظام به مناسبت عید سعید فطر»، 21/11/1375، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، قابل دسترسی در سایت: www.leader.ir.
11. جمشیدی، محمدحسین، «ماهیت وحدت در اندیشه امام خمینی»، نشریه کیهان فرهنگی، شماره 156، 1378ش.
12. جمشیدی، محمدحسین؛ محمدی، احسانالله، «مبانی تحقق وحدت حوزه و دانشگاه از دیدگاه امام خمینی(ره)»، فصلنامه معرفت در دانشگاه اسلامی، سال چهاردهم، شماره 1، 1389ش.
13. خمینی، روحالله، شرح چهل حدیث، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1387ش.
14. همو، صحیفه نور، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1368ش.
15. طارمی، محمدحسین، «انسجام اسلامی در سیره اهلبیت(ع)»، مجله پگاه حوزه، شماره 213، 1386ش.
16. طیبیخواه، حسین، مجموعه مقالات همایش اتحاد ملی و انسجام اسلامی، گچساران، نشر آذین، 1386ش.
17. فقیه ایمانی، محمدرضا، «آسیبشناسی وحدت در نظام اسلامی و راهکارهای حفظ آن از نگاه متون دینی»، فصلنامه بلاغ مبین، شماره 32 و 33، پاییز و زمستان 1391ش.
18. فولادی، محمد، «استراتژی وحدت جهان اسلام در اندیشه امام خمینی»، نشریه معرفت، سال هفدهم، شماره 126، 1387ش.
19. موثقی، احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، جلد دوم، چاپ اول، 1371ش.
20. موحدی، محسن، تجلی مؤلفههای انسجام اسلامی در حاکمیت اسلامی از دیدگاه رهبری(مجموعه مقالات برگزیده همایش اعتصام به قرآن و عترت رمز انسجام و وحدت)، مشهد، انتشارات سخنگستر، چاپ اول، 1387ش.
21. مهدیپور، محمود، «عوامل صفبندی و راهکارهای وحدت اسلامی»، فصلنامه فرهنگ کوثر، شماره 17، مرداد 1377ش.
22. نجفی، رضا، «وحدت از منظر امام خامنهای»، مجله فرهنگی اجتماعی سرزمین لادستان (سایت: www.ladestan.com)، کد مطلب 112، 15/2/1390.
23. نوایی، علیاکبر، «انسجام اسلامی از منظر امام خمینی و مقام معظم رهبری»، فصلنامه اندیشه، سال سیزدهم، شماره پنجم و ششم، 1386ش.
24. وزیری، علیرضا، «وحدتگرایی در سیره معصومان»، ماهنامه مبلغان، شماره 162، زمستان 1391ش.
25. مجموعۀ بیانات حضرت امام خمینی(س)، دربارۀ «اسلام ناب محمدی» از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) منتشر شده است.
26. افشار، اسدالله(1393)، تفسیری بر قرائت دینی از وحدت( براساس آراء واندیشه های اما م خمینی"ره" ). تهران: سفيرارد هال.
[1] - موثقی، احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، جلد دوم، چاپ اول، 1371ش.
[2] - بزرگی، مهدی، «نقش انقلاب اسلامی در بیداری و وحدت مسلمانان»، فصلنامه اندیشه تقریب، سال دوم، شماره پنجم، 1384ش.
[3] - وحدت اسلامی از منظر امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری. سایت دانشگاه بوعلی سیناوبگاه متعلق به دانشکده صنایع غذایی بهار.
[4] - خمینی(ره)؛ روح الله.صحيفه نور،ج1 ص46،تاريخ سخنراني21فروردين 1343.
[5] - همان.
[6] - خمینی(ره)؛ روح الله. صحيفه نور، ج5 ص102، تاريخ سخنراني 30بهمن 1357.
[7] - خمینی(ره)؛ روح الله. صحيفه نور، ج1 ص43، تاريخ سخنراني 23فروردين1341
[8] - صحيفه نور، ج1 ص64، تاريخ سخنراني 21 فروردين 1343.
[9] - صحيفه نور، ج1 ص120، تاريخ سخنراني 21 دي 1343.
[10] - صحيفه نور، ج5 ص260، تاريخ سخنراني 17 فروردين 1358.
[11] - صحيفه نور، ج6 ص17، تاريخ سخنراني 26 فروردين 1358.
[12] - صحيفه نور، ج6 ص85، تاريخ سخنراني 5ارديبهشت1358.
[13] - صحيفه نور، ج8 ص18، تاريخ سخنراني 13تير1358.
[14] - صحيفه نور، ج8 ص202، تاريخ سخنراني 31تير1358.
[15] - صحيفه نور، ج19 ص132، تاريخ سخنراني 1 فروردين 1364.
[16] - صحيفه نور، ج20 ص106، تاريخ سخنراني 5مرداد1366.
[17] - صحيفه نور، ج21 ص21، تاريخ سخنراني 28شهريو1367.
[18] - صحيفه نور، ج21 ص176، تاريخ سخنراني وصيتنامه.
امنيت و تأمین آن؛ فلسفه وجودی و مشروعیت یابی نظامهای سیاسی و نهادهای اجتماعی
اسدالله افشار
اشاره
امنیت، انتظار نخست انسانها از حکومتهاست که امروزه ابعاد گسترده و متنوعى یافته است. تأثیرپذیرى امنیت از اقتصاد، فرهنگ، صنعت و جمعیت و تأثیرگذارى آن بر همه شاخه هاى توسعه و حیات انسانى، به آن نقش بنیادین داده و همه فیلسوفان سیاسىِ گذشته و حال را به تأمل در آن وا داشته است. فیلسوفانى که دغدغه عدالت داشته اند، آن را شرط ضرورى عدل دانسته اند، و کسانى که به «رفاه» مى اندیشیده اند، آن را عامل اصلى آسایش شمرده اند و آنان که برتوسعه سیاسى یا اقتصادى تکیه کرده اند،امنیت را«عامل» و نیز «حاصل» آن تلقى کرده اند و همه کسانى که براى حاکمیت ارزشهاى معنوى تلاش دارند، آن را مقدمه این واجب مى دانند. حکومت بدون امنیت، حکومت نیست و یکى از اصلى ترین و اساسى ترین مقولات هر حکومتى، تأمین و برقرارى امنیت براى مردم و دفاعِ از حقوق آنها است. امنیت سنگ زیربناى حیات فرد و جامعه است و پیش شرط هر گونه توسعه و رشد و رفاه و ارتقاى مادى و معنوى به حساب مى آید.(1) موضوع امنيت از لحاظ سطوح به امنيت فردي،امنيت گروهي، امنيت ملي و بين المللي تقسيم شده و ابعاد متنوعي همچون معنوي،فردي،اجتماعي،سياسي،نظامي، اقتصادي، حقوقي، فرهنگي و غيره را شامل مي شود. شايان ذکراست که مفهوم امنيت و ابعاد گسترده و گوناگون آن، در قرآن و روايات اسلامي به خوبي تبيين شده است، که دراين یادداشت زیر تلاش گرديده که ابعاد فردي ـ اجتماعي و سياسي ـ نظام امنيت،اين مفهوم با اهميت در قرآن کريم تشريح گردد.
1- امنيت مفهومى وسيع و فراگيراز نظر قرآن
ازنظرقرآن امنيت مفهومى وسيع و فراگير است و افزون بر موارد ايمنى از عذاب الهى در آخرت، در دو سطح روانشناختى و جامعه شناختى قابل بررسى است. درسطح نخست به آرامش روحى افراد وكسب مدارج معنوى آنان ارتباط مىيابد كه از حوزه اصطلاحى امنيت در علوم اجتماعى بيرون بوده و به موضوع آرامش واضطراب در روانشناسى ارتباط دارد. درسطح ديگر امنيت باگونههاى فراوان خود ابعاد گوناگون زندگى فردى،اجتماعى،سياسى واقتصادى رادربرمىگيرد وبا اقتدار و انسجام ووحدت جامعه پيوند دارد.اين امنيت همه جانبه افزون برايجاد زمينههاى پيشرفت و توسعه داخلى، امنيت خارجى جامعه را سبب مىشود.
درقرآنكريم افزون برواژه امن ومشتقات آن (2) ازكليدواژههايى مانند سلم (3)، سلام (4)، سكينه (5)، صلح (6) و واژگانى در طرف مقابل امنيت مانند خوف (7)، رعب (8)، حزن (9) و نيز آيات جهاد (10)، قصاص(11) و حدود (12) موضوع امنيت برداشت مىشود،افزون بر اين، آيات ديگرى نيز در ترسيم حوزه معنايى امنيت نقش دارد كه عبارت است ازآياتى كه با بيان پارهاى احكام فقهى و اخلاقى، امنيت عقيده (13)، جان (14)، مال (15) وآبروى (16) انسانها را محترم شمرده و پيوند ميان مؤمنان را بر پايه برادرى (17)، صلح (18)، احسان(19) وقسط و عدل (20) دانسته است وبرآمادگى دفاعى مسلمانان (21) وجهاد (22) تأكيد كرده و برحرمت جنگ درمكان (23) وزمانهاى (24) ويژهاى دلالت دارد.
2- نگاه قرآن به مفهوم سياسى ـ اجتماعى امنيت
نگاه قرآن به مفهوم سياسى ـ اجتماعى امنيت، برپايه رويكرد هدايتى قرآن و در پيوند با بخشى از مفاهيم دينى است. قرآن امنيت را نعمتى ازسوى خداوند (براى نمونه نك: انفال/8 ،26) وفرجامى حتمى براى مؤمنان صالح(25)مىداند: «وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ ءامَنوا مِنكُم و عَمِلوا الصّــلِحـتِ: ... لَيُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم اَمنـًا» (نور/24،55) و نبودن امنيت را وسيلهاى براى امتحان (بقره/2،55) يا به سبب كفران نعمتهاى خدا معرفى مىكند.(26) (نحل/16،112) مؤلفههاى برپايى امنيت درحوزه داخلى جامعه اسلامى وروابط خارجى آن عبارت است ازعقيده مشترك برمحور ايمان به خدا(27) (براى نمونه نك: انعام/6 ، 82)، پارهاى احكام فقهى و اخلاقى دين براى ساماندهى به روابط مسلمانان (براى نمونه نك: حجرات/49، 9 ـ 12)، جهاد و آمادگى دفاعى مسلمانان (انفال/8 ،6) و حضور حاكمان پايبند به آموزههاى دينى.(28) برپايى امنيت، زمينه ساز دستيابى به حق (توبه/9،16) و روىآورى به بندگى خداست (نور/24،55 ؛ قريش/106، 3 ـ 4) واز سوى ديگر رونق مسافرت (سبأ/34، 18) و پديد آمدن رفاه اقتصادى را در پى دارد. (بقره/2،126؛ نحل/16، 112؛ قصص/28،57) برخى مفسران آرامش روحى افراد و سلامتى خانوادهها را از آثار امنيت دانستهاند(29) ونبودن امنيت را در جامعه، زمينهساز ركود علمى، اظهار نشدن عقايد، بروز نارضايتى عمومى، چاپلوسى، نفاق، بىتفاوتى و بىاعتمادى به حاكمان دانستهاند.(30) توجه قرآن به امنيت در اين گستره وسيع از آيات ونيزدرخواست امنيت ازسوى حضرت ابراهيم (بقره/2، 126؛ ابراهيم/14،35) وتأكيد برحرمت جنگ درماههاى حرام ومكه ويادآورى بعضى اقوام بهرهمند ازنعمت امنيت مانند قوم سبأ (سبأ/34،18) و ارتباط بخش فراوانى ازمباحث فقهى مانند حدود وديات وجهادو ... با مقوله امنيت، نشان از اهميت امنيت دراسلام دارد وتأكيد قرآن برامنيت مكه وماههاى حرام، مىتواند زمينهاى براى نهادينه شدن فرهنگ صلح وامنيت درجامعه اسلامى با شد.(31)
اقسام امنيت ازديدگاه قرآن كريم
1-امنيت اعتقادي
قرآن با تكيه براختيارى بودن پذيرش عقيده ودين،اجبار انسانها را دراين زمينه نفى مىكند: «لا اِكراهَ فِى الدِّين» (بقره/2،256)(32) اين آيه با توجه به تأكيد فراوان قرآن بر اصل توحيد و تلاش پيامبربربناى جامعه توحيدى و زدودن مظاهر شرك از آن، محور مجادلات فراوانى ميان مفسران قرارگرفته است. برخى با اين پيش فرض كه پيامبر اكرم(ص)عرب را برپذيرش اسلام مجبور كرد اين آيه را منسوخ مىدانند؛ولى برخى ديگرمعتقدندآيه مذكورنسخ نشده ودرباره اهل كتاب است كه با پرداخت جزيه ازپذيرش اجبارى دين رهايى يافتند وبتپرستان به پذيرش دين وادار شدند.(33) علامه طباطبايى بهرغم پذيرش انحصار نجات ورستگارى درعقيده توحيد،با استناد به اين آيه تحميل دين وعقيده رامجاز نمىشمرد(34) ومنظورازجنگ با كافران را درآيه 193 بقره/2 تنها براى دفع فتنه مىداند.(35) ازنظرقرآن كريم،آيين حق براى همگان روشن معرفى شده: «قَد تَبَيَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَىِّ» (بقره/2،256) و پذيرش يا رد آن به اختيارافرادواگذارشده است:«فَمَن شاءَ فَليُؤمِن ومَن شاءَ فَليَكفُر» (كهف/18،29) واين امربه سود يا زيان آنان مىانجامد:«فَمَنِ اهتَدى فَاِنَّما يَهتَدى لِنَفسِهِ ومَن ضَلَّ فَاِنَّما يَضِلُّ عَلَيها وما اَنا عَلَيكُم بِوَكيل» و وظيفه پيامبر تنها تبليغ آيين حق و نه اجبار مردم بر آن است.(يونس/10،108) قرآن به مشركان جوياى حقيقت نيز امان مىدهد واز پيامبر مىخواهد تا كلام خدا را اگر خواستند براى آنان بخواند ودرصورت عدم پذيرش دين حق آنان را با امنيت كامل به سوى قومشان باز گرداند.(36) (توبه/9،6) درآياتى ازقرآن به موضوع جدال با مخالفان سفارش شده كه توجه به توصيه قرآن به استفاده ازنيكوترين شيوه درمناظره با ايشان: «وجـدِلهُم بِالَّتى هِىَ اَحسَنُ» (نحل/16،125) نشان دهنده آزادى و امنيت عادلانه افراد در بيان معتقدات ونقد وبررسى آن است.آيه«فَبَشِّرعِباد اَلَّذينَ يَستَمِعونَ القَولَ فَيَتَّبِعونَ اَحسَنَه»(زمر/39، 17 ـ 18) ازوجود زمينه براى طرح افكار وعقايد گوناگون درفضايى مناسب حكايت دارد.
2-امنيت جان، مال وآبرو
از نظرقرآن جان انسانها محترم است: «و لا تَقتُلوا النَّفسَ الَّتى حَرَّمَ اللّهُ اِلاّ بِالحَقِّ» (انعام/6 ،151) و كشتن كسانى كه قتل و فسادى مرتكب نشدهاند همانند كشتن همه انسانهاست:«مَن قَتَلَ نَفسـًا بِغَيرِ نَفس اَو فَساد فِى الاَرضِ فَكَاَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَميعـًا» (مائده/5 ،32)،ازاينرو حيات جامعه رادرقصاص قرارداده:«و لَكُم فِى القِصاصِ حَيوة» (بقره/2،179) و احكام اين عامل تربيتى را كه در مقابله با ناامنى مؤثراست بيان مىكند: «يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا كُتِبَ عَلَيكُمُ القِصاصُ فِى القَتلَى ...» (بقره/2،178) ثروت ودارايى افراد نيزمحترم است و ازاينرو سارقان را بايد مجازات كرد:«والسّارِقُ والسّارِقَةُ فاقطَعوا اَيدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكـلاً مِنَ اللّهِ» (مائده/5 ،38) رعايت عهد وامانت هم ازنشانههاى مؤمنان است: «والَّذينَ هُم لاَِمـنـتِهِم وعَهدِهِم رعون»(مؤمنون/23،8) ومسلمانان را موظف به بازگرداندن امانتهاى مادى و غير مادى(37) به صاحبانشان ساخته است: «اِنَّ اللّهَ يَأمُرُكُم اَن تُؤَدُّوا الاَمـنـتِ اِلى اَهلِها» (نساء/4،58)؛ همچنين آبروى افراد محترم است و از امورى چون مسخره كردن ديگران:«لا يَسخَر قَومٌ مِن قَوم»وعيبجويى از هم: «و لا تَلمِزُوا اَنفُسَكُم» و خواندن ديگران با نامهاى زشت: «و لا تَنابَزُوا بِالاَلقـب» و گمان بد درباره مردم:«اجتَنِبوا كَثيرًا مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ» و تجسس درعيبهاى افراد و غيبت آنان: «و لا تَجَسَّسوا ولا يَغتَب بَّعضُكُم بَعضـًا»(حجرات/49، 11 ـ 12) نهى شده است. در آياتى نيز به امنيت حريم خانوادگى اشاره شده وبه افراد بالغ فرمان داده شده براى وارد شدن به حريم خصوصى ديگران ازآنان اجازه بگيرند:«... فَليَستَـذِنوا كَمَا استَـذَنَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم» (نور/24،59)وازنگاههاى آلوده بپرهيزند.(نور/24، 30 ـ 31)
3- امنيت سيا سى واجتماعى
افزون برهر يك ازموارد پيشينِ امنيت كه امنيت را در جامعه نيز درپى دارد، دربخشى ازآيات قرآن مسائل مربوط به امنيت درساحت اجتماعى انسان ومناسبات حاكم بر آن دردو حوزه داخلى و خارجى جامعه اسلامى بررسى شده است:
الف) دربُعد داخلى: دربُعد داخلى جامعه اسلامى،قرآن رابطه مؤمنان را بر پايه برادرى: «اِنَّمَا المُؤمِنونَ اِخوَةٌ»(حجرات/49،10) ووحدت وترك تفرقه: «واعتَصِموا بِحَبلِ اللّهِ جَميعـًا ولاتَفَرَّقوا» (آلعمران/3،103)ترسيم مىكند و نزاع و درگيرى را مايه ضعف وازبين رفتن عزت وكرامت مؤمنان مىداند(38): «ولا تَنـزَعوا فَتَفشَلوا و تَذهَبَ ريحُكُم» (انفال/8 ،46) و چون مؤمنان با هم برادرند از آنان مىخواهد اختلافات پيش آمده بين همديگررا براساس قسط و عدل حل كرده (حجرات/49،9)،درجامعه صلاح برقراركنند:«... فَاَصلِحوا بَينَ اَخَوَيكُم»(حجرات/49،10) وزمينه را براى تعاون وهمكارى:«و تَعاونوا عَلَى البِرِّ والتَّقوى» (مائده/5 ،2) واحسان (نساء/4،36) فراهم آورند وازسوى ديگربا هوشيارى،ريشههاى فتنه را بيابند وگزارشهايى را كه باعث اختلافات ودرگيريهاى احتمالى مؤمنان مىشود ارزيابى كنند:«يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِن جاءَكُم فاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَيَّنوا اَن تُصيبوا قَومـًا بِجَهــلَة»(حجرات/49،6) واخبارمربوط به امنيت جامعه را كه منافقان به قصد خنثا كردن نقشههاى جنگى مسلمانان يا براى ترساندن مردم از حمله احتمالى دشمن منتشر مىسازند به مسئولان امر برسانند تا آن را ارزيابى كنند(39): «و اِذَا جاءَهُم اَمرٌ مِنَ الاَمنِ اَوِ الخَوفِ اَذاعوا بِهِ ولَو رَدّوهُ اِلَى الرَّسولِ واِلى اُولِى الاَمرِ مِنهُم لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَستَنـبِطونَهُ مِنهُم» (نساء/4،83)؛همچنين بايد با منافقانى كه به قصد حفظ جان و مال خود با فريبكارى نزد مسلمانان اظهار اسلام و نزد قوم مشرك خود اظهار كفر مىكنند و خدايان آنان را عبادت مىكنند تا از هر دو گروه ايمن باشند، برخورد كنند، زيرا كه آنان در پى فتنه*انگيزىاند:«سَتَجِدونَ ءاخَرينَ يُريدونَ اَن يَأمَنوكُم و يَأمَنوا قَومَهُم كُلَّ ما رُدّوا اِلَى الفِتنَةِ اُركِسوا فيها» (نساء/4،91)مؤمنان وظيفه دارند در صورت دست برنداشتن و تسليم نشدن منافقان، آنان را هر جا يافتند بگيرند و بكشند: «فَاِن لَم يَعتَزِلوكُم و يُلقوا اِلَيكُمُ السَّلَمَ و يَكُفّوا اَيدِيَهُم فَخُذوهُم واقتُلوهُم حَيثُ ثَقِفتُموهُم» (نساء/4،91)(40) سزاى بر هم زنندگان امنيت كه فساد مىكنند و با خدا و رسول اومىجنگند نيزكشته يا مصلوب شدن يا قطع دستها وپاهاياتبعيد است:«اِنَّما جَزؤُا الَّذينَ يُحارِبونَ اللّهَ ورَسولَهُ و يَسعَونَ فِىالاَرضِ فَسادًا اَن يُقَتَّلوا اَو يُصَلَّبوا اَوتُقَطَّعَ اَيديهِم واَرجُلُهُم مِن خِلـف اَو يُنفَوا مِنَ الاَرضِ» (مائده/5 ،33)(41)
ب) دربُعدخارجي: دربعدخارجي باحفظ آمادگى دفاعى:واَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة ...»(انفال/8 ،60) مىتوان با كافرانى كه قصد جنگ وضربه زدن به مسلمانان نداشته باشند رابطه مسالمتآميزبرقرار كرد:«لا يَنهـكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذينَ لَم يُقـتِلوكُم فِىالدّينِ و لَم يُخرِجوكُم مِن ديـرِكُم اَن تَبَرّوهُم و تُقسِطوا اِلَيهِم» (ممتحنه/60 ،8)؛اما اگر جنگ را آغاز كنند مؤمنان بايد در راه خدا با آنان جهاد كنند(نساء/4، 84)؛ ولى ستم پيشه نكنند:«و قـتِلوا فى سَبيلِ اللّهِ الَّذينَ يُقـتِلونَكُم ولا تَعتَدُوا» (بقره/2،190) وچون اسلام دين صلح و مسالمت است مسلمانان بايد تقاضاى صلح كافران رابپذيرند وبرخداتوكل كنند(42):«واِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وتَوَكَّل عَلَى اللّهِ»(انفال/8 ،61)، زيرامسلمان هيچ گاه آغازگرجنگ نيست ودشمنان، مسلمانان را به جنگ وادارمىكنند(43) ودر جنگ يا صلح نبايد پيران،زنان،كودكان واسيران كشته شوند وامورى چون شبيخون،ترور،بستن آب، قصاص قبل ازجنايت،كشتن ازروى گمان وتهمت وشكنجه ونيزمُثله كردن كشتگان آنان ممنوع است(44) ودشمنى تنها با دشمن ظالم:«فَلا عُدونَ اِلاّ عَلَى الظّــلِمين»(بقره/2،193)آن هم به قصد رفع فتنه (انفال/8 ،39)وبه صورت مقابله به مثل جايزاست.«واِن عاقَبتُم فَعاقِبوا بِمِثلِ ما عوقِبتُم بِهِ» (نحل/16،126)
4- امنيت اقتصادى
امنيت اقتصادى دردو سطح كاربرد دارد: نخست فراهم آمدن زمينههايى براى تأمين معيشت آدميان وازميان رفتن فقروديگرى ايجاد سازوكارهايى براى امنيت مناسبات اقتصادى وتجارى جامعه است. توجه قرآن به امورى مانند رفع فقر و شكاف طبقاتى وانحصارثروت دردست توانگران درراستاى برقرارى امنيت براى معيشت افراد وزدودن فقرازجامعه قابل تحليل است. آيه «ما اَغنى عَنّى مالِيَه» (حاقّه/69 ،28) قرآن كريم از حسرت خوردن مجرمانى كه هنگام مرگ فايدهاى ازاموال خود نمىبينند خبر مىدهد؛همانها كه اموال فراوان جمع مىكنند و زكات آن را نمىدهند و ازاينرو عذاب سختى پيش رو دارند(45):«والَّذينَ يَكنِزونَ الذَّهَبَ والفِضَّةَ و لا يُنفِقونَها فى سَبيلِ اللّهِ فَبَشِّرهُم بِعَذاب اَليم»(توبه/9،34)، حال آنكه مىتوانستند از مؤمنانى باشند كه انفاق مىكنند:«والَّذينَ فى اَمولِهِم حَقٌّ مَعلوم لِلسّائِلِ والمَحروم»(معارج/70،24 ـ 25)وازآنچه خداوند در اختيارشان گذاشته آخرت خودراآباد مىسازند(46):«وابتَغِ فيما ءاتـكَ اللّهُ الدّارَ الأخِرَةَ»(قصص/28،77) لزوم پرداخت خمس:«واعلَموااَنَّما غَنِمتُم مِن شَىء فَاَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ ولِلرَّسولِ ولِذِى القُربى واليَتـمى والمَسـكينِ و ابنِالسَّبيل» (انفال/8 ،41) و زكات:«اِنَّمَا الصَّدَقـتُ لِلفُقَراءِ والمَسـكينِ والعـمِلينَ عَلَيها والمُؤَلَّفَةِ قُلوبُهُم و فِىالرِّقابِ والغـرِمينَ وفى سَبيلِ اللّهِ و ابنِ السَّبيلِ فَريضَةً مِنَ اللّهِ» (توبه/9،60) و نيز توصيه قرآن به سنت قرضالحسنه در آيات متعدد، مانند:«مَن ذَا الَّذى يُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا فَيُضـعِفَهُ لَهُ اَضعافـًا كَثيرَةً» (بقره/2،245) ومهلت دادن به بدهكاران بىبضاعت(47):«و اِن كانَ ذو عُسرَة فَنَظِرَةٌ اِلى مَيسَرَة» (بقره/2،280)بيانگراهميت توجه به محرومان جامعه است.ازديگرسو منع اسراف: «ولا تُسرِفوا اِنَّهُ لا يُحِبُّ المُسرِفين»(انعام/6 ،141) وتبذيركه برادرى با شيطانها را به سبب تبعيت ازآنان در پى دارد(48): «ولا تكن من المبذرين اِنَّ المُبَذِّرينَ كانوا اِخونَ الشَّيـطين» (اسراء/17،27) ونيزمنع انباشته كردن طلا ونقره و محروم كردن ديگران از آن (توبه/9،34) وهرگونه سركشى وطغيان در استفاده نادرست ازنعمتهاى خدا كه ازآن به «بَطَر» تعبير شده(49): «و كَم اَهلَكنا مِن قَريَة بَطِرَت مَعيشَتَها»(قصص/28،58)براى مقابله با فقر و صرف اموال درراه نادرست است(50) ؛ همچنين قرآن براى استفاده فقيران و محرومان از نعمتهاى خدا فىء يا متصرفات از غير راه جنگ(51) را متعلق به خدا ورسول وخويشاوندان نزديك پيامبروبيچارگان ودرراه ماندگان دانسته(52) تا با مالاندوزان از راههاى نامشروع مقابله كند:«كَى لا يَكونَ دولَةً بَينَ الاَغنِياءِ مِنكُم» (حشر/59 ،7)امنيت مناسبات اقتصادى و تجارى جامعه هم بر محور دورى ازربا (بقره/2،257) ونخوردن مال ديگران به باطل: «يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَأكُلوا اَمولَكُم بَينَكُم بِالبـطِـل» (نساء/4،29)وسحت (مائده/5 ،62) تعريف مىشود.سحت را كسب درآمد ازراه حرام ورشوه دانستهاند.(53)
5- امنيت مكا ن ها و زما ن ها
دربرخى آيات قرآن ازامنيت مكانها وزمانهايى ياد شده كه داراى نوعى تقدس است.اين تقدس يا از جانب خداست؛مانند تقدس مكه وماههاى حرام،يا آنكه نزد قوم و ملتى مقدس شمرده مىشود. در آيه «ولَو لا دَفعُ اللّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعض لَهُدِّمَت صَومِعُ و بِيَعٌ وصَلَوتٌ و مَسـجِدُ يُذكَرُ فِيهَا اسمُ اللّهِ كَثيرًا»(حجّ/22،40)امنيت معابد يهود و نصارادركنارمساجد مسلمانان كه محلهاى ياد خداست(54) موهبتى از سوى خداوند شمرده شده است.حتى بتهاى مشركان كه احترامى ندارد وبايد درهم شكسته شود، به سبب تقدسى كه نزد آنان دارد نبايد مورد دشنام قرار گيرد، زيرا مشركان ازروى نادانى به خدا دشنام مىدهند(55):«و لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدعونَ مِن دونِ اللّهِ فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدوًا بِغَيرِ عِلم» (انعام/6 ،108)تقدس وامنيت شهر مكه به طور خاص هم از آيات متعددى به دست مىآيد؛ مانند: «و اِذ جَعَلنَا البَيتَ مَثابَةً لِلنّاسِ و اَمنـًا» (بقره/2،125) كه هركس به آن پناه آورد در امان است و عرب پيش از اسلام نيز اين سنت رارعايت مىكرد ودرمكه متعرض مال و جان مردم نمىشد(56):«و مَن دَخَلَهُ كانَ ءامِنـًا» (آلعمران/3، 97 و نيز نك: قصص/28،57) درآيه ديگرى از شهر مكه به عنوان مكانى امن ياد مىشود كه چون اهالى آن مشرك شدند وكفران نعمت كردند، لباس گرسنگى و ترس برآنان پوشانده شد: «و ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَريَةً كانَت ءامِنَةً مُطمَئِنَّةً يَأتيها رِزقُها رَغَدًا مِن كُلِّ مَكان فَكَفَرَت بِاَنعُمِ اللّهِ فَاَذقَهَا اللّهُ لِباسَ الجوعِ والخَوفِ بِما كانوا يَصنَعون» (نحل/16،112) كفران نعمت آنان را شرك و رد دعوت پيامبر(57) ذكركردهاند. بعضى مفسران اين قريه را مربوط به قومى از بنىاسرائيل دانستهاند(58) وبرخى هم اين شهر امن را مدينه مىدانند كه پس ازرحلت پيامبردچار فتنه وناامني هايى شد.(59)
افزون برمكانهاى امن،رعايت حرمت ماههاى حرام كه زمانهايى امن شمرده شده نيزضرورت دارد: «اِنَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِندَ اللّهِ اثنا عَشَرَ شَهرًا ... مِنها اَربَعَةٌ حُرُمٌ»(توبه/9،36)؛اما مشركان با جابهجايى و تأخير ماهها، حرام خدا را حلال مىكردند(60):«اِنَّمَا النَّسِىءُ زيادَةٌ فِى الكُفرِيُضَلُّ بِهِ الَّذينَ كَفَروا يُحِلّونَهُ عامـًا».(توبه/9،37)
جان کلام این که؛
1- امنیت از مهمترین و برترین نیازهای بشر در زندگی است؛ زیرا سعادت بشر در گرو تامین آرامش و آسایش است؛ از این رو انسان همواره برای به دست آوردن آن تلاش میکند و آرزو دارد به گونهای این دو را به دست آورد که از پایایی و مانایی برخوردار باشد و هرگز آرامش و آسایش از زندگی شخصی و اجتماعی رخت برنبندد. البته تامین آنها در زندگی دنیوی که دائم در حال تغییر و دگرگونی است، شاید سخت و امید به بقا و پایایی و مانایی آنها نشدنی باشد؛ اما انسان تمام تلاش خود را میکند تا در حد توان و ظرفیت زندگی دنیوی آنها را تامین کند.
2- اصولا فلسفه وجودی و مشروعیت یابی نظامهای سیاسی و نهادهای اجتماعی، تامین سعادت در قالب تامین آرامش و آسایش است و اگر این مهم برآورده نشود، دولت و نظام سیاسی، مشروعیت فلسفی – سیاسی خود را از دست میدهد؛ چنانکه هر چه دولت و نظام سیاسی به تامین این مهم بیشتر و قویتر بپردازد، کارآمدی در این عرصهها، مقبولیت آفرین بوده و موجبات افزایش مقبولیت سیاسی را فراهم میآورد.(61)
3- امنیت از موضوعات مورد توجّه نظام اسلامى است. قرآن میفرماید: «یا أَیهَا النَّبِی إِذا جاءَک الْمُؤْمِناتُ یبایعْنَک عَلی أَنْ لا یشْرِکنَ بِاللَّـهِ شَیئاً وَ لا یسْرِقْنَ وَ لا یزْنِینَ وَ لا یقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَ لا یأْتِینَ بِبُهْتانٍ یفْتَرِینَهُ بَینَ أَیدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لا یعْصِینَک فِی مَعْرُوفٍ فَبایعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»(62)ای پیامبر هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزی را شریک قرار خدا ندهند دزدی نکنند، آلوده زنا نشوند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند، ودر هیچ کار شایستهای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن. در این آیه ابعاد مختلف امنیت مطرح شده است:
هم امنیت مالى و اقتصادى، «لا یسْرِقْنَ»؛ هم امنیت خانوادگى، «لا یزْنِینَ»؛ هم امنیت جانى، «لا یقْتُلْنَ»؛ هم امنیت حیثیتى و عِرضى، «لا یأْتِینَ بِبُهْتانٍ»؛ و هم امنیت سیاسى، اجتماعى. «لا یعْصِینَک فِی مَعْرُوفٍ».
4- همان گونه که بیان و تأکید شد؛ امنيت از موضوعات بسيار مهمي است که در قرآن و روايات فراواني به آن اشاره شده و از مقوله هاي اساسي است که وجود آن درتمام ابعاد زندگي بشري به نحو ملموسي احساس مي شود و از ديرباز تاکنون درحيات انساني منشأ تحولات و دگرگوني هاي فراواني شده است. برهمين اساس يکي از اساسي ترين انگيزه هاي زندگي جمعي و مدني انسان، ضرورت تأمين امنيت و در پرتو آن تقسيم کار بودن است؛ به گونه اي که از گذشته دورتاکنون،از کارهاي ويژه، اصلي و اوليه اجتماعات انساني و درحال حاضر دولت ها، تأمين امنيت مردم درمقابل خطرات داخلي و خارجي و همچنين نهادينه کردن امنيت جمعي بوده است.
5- بنا به اهمیت موضوع یادداشت پیش رو مجددا تأکید می گردد؛ بدون تردید یکی از مهمترین مؤلفه های اجتماعی که وجود آن درهرجامعه ای،از ضروریات محسوب شده و بدون آن زندگی سعادتمندانه برای آحاد مردم امکان پذیر نمی باشد، مسأله مهم و اساسی «امنیت» می باشد. امری که در واقع منشأ و زیربنای تمامی امور بوده و با عدم آن هیچ گونه فعالیت فردی و اجتماعی دیگر،چه در عرصه فرهنگی و چه در عرصه های دیگر،نظیر صنعت، اقتصاد، هنر، سیاست و... انجام پذیرنخواهد بود.ازهمین روست که تمامی عقلا و خردمندان جوامع بشری از این به عنوان نخستین نیاز هر جامعه یاد کرده و حاکمان را به تأمین و ایجاد آن توصیه نموده اند.کما اینکه دراحادیث و روایات منقول از حضرات معصومین علیهم السلام نیز«امنیت»از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و آن بزرگواران به کرّات اهمیت آن را مورد تأکید و تکرار قرار داده اند.
چهارشنبه: 23 / 08 / 1403- 11 جمادی الاولی 1446- 13 نوامبر 2024
پانویس ها
1- دری نجف آبادی؛ قربانعلی. نگاهى به امنیت از منظر امیر مؤمنان(ع). حکومت اسلامی( 1379)/شماره 18. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
2- نور/24،55؛ دخان/44،51؛ بقره/2،196؛ نحل/16، 112؛ ...
3- بقره/2و208 .
4- رعد/13،24 .
5- توبه/9،26 .
6- نساء/4،128 .
7- بقره/2،112 .
8- حشر/2 ،59 .
9- بقره/2،38 .
10- بقره/2،193و نساء/4،91 .
11- نحل/16 ،126و بقره/2،179.
12- نور/24،4 .
13- بقره/2،256.
14- مائده/5 ،32؛ انعام/6 ،151 .
15- مائده/5 ،38 .
16- نساء/4،58 و حجرات/11، 12، 49.
17- حجرات/49،10 .
18- حجرات/9، 10، 49.
19- نساء/4،36 .
20- حجرات/49،9 .
21- انفال/6 ،8 .
22- نساء/4، 84 .
23- بقره/2، 125، آلعمران/3،97.
24- توبه/9، 36 .
25- بن جریر طبری؛ محمد. جامعالبيان ، مج10، ج18، ص211 ، توس، تهران ، 1367. سید محمد حسین طبا طبایی، الميزان ، ج15، ص155؛ مرتضی مطهری ، مجموعه آثار، ج2، ص457، «جامعه و تاريخ».
26- هاشمی رفسنجانی؛ اکبر. تفسيرراهنما ، ج 9، ص 557، بوستان کتاب ، قم ، 1386.
27- بن جریر طبری؛ محمد. تفسير جامع البيان، مج 1، ج 1، ص 689 ، 691 ، توس، تهران ، 1367.
28- محمود منجود؛ مصطفی. الابعاد السياسيه لمفهوم الامن فى الاسلام ، ص 136، مصر- قاهره ، 1996.
29- بن هبه الله قطب راوندی؛ سعید. تفسير فى ظلال القرآن ، ج 1، ص 210.
30- مکارم شیرازی؛ ناصر وجمعی ازمفسران. تفسيرنمونه، ج 10، ص 84 ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران، 1382.
31- بستان؛ حسن. امنيت، دائره المعارف قرآن کریم (جلد 4)،مرکز فرهنگ و معارف قرآن.
32- بن هبه الله قطب راوندی؛ سعید. فقه القرآن ، ج 1، ص 345، کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) ، قم .
33- مجمع البيان، ج 2، ص 631 ؛ محمد بن احمد قرطبی، تفسير قرطبى، ج 3، ص 182 ـ 183، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1387.
34- الميزان، ج 2، ص 342 ـ 343؛ ج 4، ص 117.
35- همان، ج 2، ص 62 .
36- جامع البيان، مج 6، ج 10، ص 103.
37- سیوطی؛ عبد الرحمن بن ابی بکر. الدرالمنثور، ج 2، ص 570 ـ 572 ، کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) ، قم.
38- الميزان، ج 9، ص 95.
39- جامع البيان، مج 4، ج 5 ، ص 246 ـ 247.
40- همان، ص 273 ـ 274.
41- همان، ج 6 ، ص 279 ـ 280.
42- مجمع البيان، ج 4، ص 853 .
43- الميزان، ج 4، ص 164؛ ج 6 ، ص 346.
44- الميزان، ج 4، ص 164؛ ج 6 ، ص 346.
45- مجمع البيان، ج 5 ، ص 40.
46- الميزان، ج 16، ص 76.
47- فقه القرآن، ج 1، ص 239.
48- الطوسی؛ ابی جعفر محمدبن الحسن. التبیان فی تفسیر القرآن ، ج 6 ، ص 469، الامیره ، بیروت ، 1389.
49- التبيان، ج 8 ، ص 165 ـ 166؛ لسان العرب، ج 1، ص 429.
50- الدرالمنثور، ج 4، ص 177.
51- مروزی؛ محمد بن احمد. المبسوط، ج2، ص 65 ، دارالکتب العلمیه، بیروت ،1372. ابوالحسن علی بن محمدبن حبیب ماوردی بصری، الاحكامالسلطانيه، ص126.
52- التبيان، ج9، ص563 ؛ تفسير قرطبى، ج18، ص 10.
53- سمرقندی؛ ابو النضر محمد بن مسعود بن عیاش( معروف به عیاشی). تفسير عياشى، ج 1، ص 322، چاپخانه علمیه تهران، ۱۳۸۰ .
54- رضی؛ محمد بن حسین. حقايق التأويل، ص 339، منتدی النشر، نجف، 1358.
55- الميزان، ج 7، ص 314.
56- مجمعالبيان، ج 1، ص 383.
57- جامع البيان، مج 8 ، ج 14، ص 242 ـ 244.
58- تفسير عياشى، ج 2، ص 273.
59- تفسير ماوردى، ج 3، ص 217.
60- التبيان، ج 5 ، ص 216.
61- حسینی؛ منصور. امنیت و اهمیت آن در قرآن. کیهان: ۱۳ مهر ماه ۱۴۰۱ - ۱۹:۰۴ / کد خبر: ۲۵۰۶۴۵.
62- سوره ممتحنه/ 12.
منابع
1-قرآن مجيد (ترجمه استاد محمدمهدي فولادوند)
2-اخوان کاظمي، بهرام، (1386) امنيت در نظام سياسي اسلام؛تهران:کانون انديشه ي جوان،چاپ دوم.
3-افتخاري،اصفر، (1381)، «ثبات سياسي رسانه اي»، مجموعه مقالات همايش رسانه ها و ثبات سياسي،تهران: پژوهشکده ي مطالعات راهبردي.
4-بوزان،باري،(1387)، مردم، دولت ها و هراس، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردي.
5-روحاني،محمود، (1368 ش) المعجم الاحصايي لالفاظ القرآن الکريم،(فرهنگ آماري کلمات قرآن کريم)، مشهد: آستان قدس رضوي، ج 1.
6-سجادي، سيد عبدالقيوم، (1380)، «اصول سياست خارجي در قرآن»، علوم سياسي، پاييز، شماره 15.
7-طباطبايي، سيد محمد حسين، (1374)، تفسيرالميزان، ترجمه سيد محمدباقر همداني، قم:دفتر انتشارات اسلامي، چاپ پنجم، ج 11.
8------- (1368)، تفسيرالميزان، قم:انتشارات اسلامي، ج 2.
9-قرباني، قدرت الله، (1379)، امنيت انسان در عصر تصوير جهان،(مندرج در گفتمان امنيت ملي،کتاب اول،تهران: مؤسسه انديشه ناب).
10-ماندل، رابرت، (1377)، چهره متغيرامنيت ملي، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردي.
11-موسوي اردبيلي،سيد عبدالکريم، (1413ق)، فقه الحدود و التعزيرات،قم:مکتبه اميرالمؤمنين.
12- موسی غنی نژاد، «دموکراسی درپرتومفهوم آزادی وقدرت»،کیان، شماره 32، سال 75.
13-آیت؛ حسن. درسهایی ازتاریخ سیاسی ایران، تهران: حزب جمهوری اسلامی، 1363.
14- آبراهامیان؛ ببراوند. مقالاتی درجامعه شناسی سیاسی ایران، سهیلا ترابی فارسانی، تهران: شیرازه، 1376.
15- اسکاچ پل؛ تدا. دولت ها وانقلاب های اجتماعی، سید مجید روئین تن، تهران: سروش، 1376.
16-مطهری؛ مرتضی. پیرامون انقلاب اسلامی، تهران: صدرا، 1370.
17- افتخاری؛ اصغر. وفاق ملی: جامعه شناسی سیاسی وحدت ازدیدگاه امام خمینی(ره)، تهران: ناجا، 1382.
18- ماندل؛ رابـرت. «چهرة متغيــرامنيت ملـي»،ترجمـه وانتشـارات پژوهشكده مطالعات راهبردي، 1377.
19- دورکیم؛ اميل. قـواعد روش جامعـه شناسـي»، ترجمه علي محمدكاردان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1373.
20- افشار؛ اسدالله. امنیت؛ اجتماع، امنیت اجتماعی، تهران: سفيرارد هال، 1394.
سیاستهای سرکوبگرانه رژیم صهیونی علیه زنان زندانی
اسدالله افشار
بستگان زندانیان فلسطینی در زندان های رژیم سفاک کودک کش صهیونی و یک گروه ناظر اعلام کردند که مقامات زندان های رژیم نامشروع تروریستی نسل کش صهیونی در ماه های اخیر، خشونت علیه زنان زندانی فلسطینی را تشدید کرده اند. بر اساس گزارش کمیسیون امور اسرا و بازداشت شدگان فلسطینی، زنان زندانی تحت بازجویی ها و بازرسی های خودسرانه و مصادره لباس ها و سایر اقلام ضروری قرار گرفته اند.
این کمیسیون هفته گذشته در بیانیه ای اعلام کرد که حداقل 94 زن زندانی در زندان دیمون از شرایط بدتری رنج می برند که «فراتر از تمام محدودیت های قابل تصور است».
این کمیسیون با استناد به بیانیه خود بر اساس ملاقات اخیر وکلا از زندانیان گفت: "صدها شهادت زندانیان روایت های تکان دهنده و هولناکی را از آنچه علیه زندانیان مرد و زن رخ داده و در جریان است نشان می دهد."
این شامل شهادت زندانیان زن غزه می شود که از زمان آغاز جنگ 7 اکتبر 2023 با خشونت ها و جنایات شدیدتر و بی رحمانه تر از همیشه روبرو شده اند.
اقدامات تلافی جویانه مقامات رژیم صهیونیستی شامل مصادره حجاب، کفش و سایر اقلام اضافی است.
هدیل حسنین، خواهر رولا حسنین، روزنامه نگار زندانی، گفت که خواهر ناخوشش به دلیل محرومیت از درمان پزشکی در زندان دچار عوارض شده است.
هادیل به میدل ایست آی گفت: «او از سردردهای شدید و فشار خون بالا مداوم رنج می برد.
او اخیراً در درمانگاه زندان تحت آزمایشهایی قرار گرفت، اما علیرغم وجود خون در مجرای ادراری وی، هیچ درمانی انجام نشد که در صورت عدم درمان ممکن است منجر به نارسایی کلیه شود.
هادیل گفت که رولا در 19 مارس از خانه خود در بیت لحم در کرانه باختری اشغالی دستگیر گردید.
کودک شیرخوار او که اخیراً به دنیا آمده است نیز مشکلات سلامتی متعددی را تجربه می کند، در درجه اول به دلیل ناتوانی در شیر دادن، این کودک در هفت ماهگی نارس به دنیا آمد و نیاز به مراقبت ویژه دارد.
هادیل افزود: «سیستم تنفسی نوزاد بهویژه تحت تأثیر هوای سرد و ایمنی پایین قرار گرفته است.»
به گفته هادیل، دادگاه نظامی زندان"اوفر" اسرائیل دو حکم برای آزادی او صادر کرده که توسط دادستان نظامی رژیم دژخیم صهیونی رد شده است.
طلا ناصر، وکیل سازمان غیردولتی Addameer مستقر در رام الله، که از حقوق زندانیان فلسطینی دفاع می کند، گفت که سهل انگاری پزشکی و ازدحام بیش از حد بیداد می کند.
ناصر به Middle East Eye گفت: «زمان بسیار کمی به زندانیان زن در بیرون از خانه داده می شود، عمدتاً برای دوش گرفتن، زیرا دوش ها بیرون سلول هستند. علاوه بر این، اداره زندان اسرائیل به عمد از وسایل نظافتی در زندان دیمون خودداری می کند، که به دلیل ازدحام بیش از حد باعث افزایش عفونت های پوستی شده است. بیشتر زندانیان مجبورند روی زمین بخوابند.»
یکی از برجسته ترین تخلفاتی که زندانیان زن با آن از سوی رژیم جعلی غاصب صهیونی مواجه هستند، تفتیش نواری است. زندانیان زن تحت پوشش رویههای امنیتی، مجبور میشوند تمامی لباسها، از جمله لباسهای زیر خود را -علاوه بر آن که آزار کلامی و بدرفتاری را نیز تحمل میکنند- در آورند.[1]
خانواده زهرا خودروج، 53 ساله، اهل قلقیلیه، در بحبوحه تخلفات مداوم علیه زنان بازداشت شده، عمیقاً نگران سلامتی او هستند.
شوهر او، عبداللطیف ابوصفاقا، به Middle East Eye گفت که او در 28 ژانویه در خانه دستگیر شد و همچنان در بازداشت به سر می برد و در انتظار جلسه دادگاه است.
ابوصفاقا گفت: "وقتی می شنویم در زندان ها چه اتفاقی می افتد، بسیار نگران می شویم. تفتیش نواری برای زنان ما تحقیرآمیز است و هیچ اقدامی برای جلوگیری از این بدرفتاری وحشتناک انجام نمی شود."
او افزود: «ما حتی نمی دانیم که آیا او تحت درمان قرار گرفته است یا خیر.
خودروج، مادر هفت فرزند، مرکز مطالعات زندانیان در قلقیلیه را برای کمک به خانواده های زندانیان اداره می کرد.
او دارای دکترا در توسعه انسانی، دیپلم بالاتر در رشته پرستاری و مدرک کارشناسی ارشد در علوم محیطی است. او همچنین 14 کتاب در موضوعات مختلف تألیف کرده است.
شوهرش گفت: «این غم انگیز است که زنی با چنین تجربه ای هنوز بدون اتهام در پشت میله های زندان است. این اقدامات نشان دهنده آن است که ما با رژیمی فاشیستی مواجه هستیم که تمام مرزهای انسانی و اخلاقی را شکسته و حرمت ها را زیرپا نهاده است».
یکی دیگر از اقدامات رایج رژیم نسل کش صهیونی در زندان ها؛ محروم کردن زندانیان از غذای کافی است.
براساس شواهد متعدد، جیره غذایی روزانه ارائه شده توسط اداره زندان اسرائیل به سختی نیمی از یک وعده غذایی عادی را تشکیل می دهد.
پدر براء فقها ( حاتم) در مصاحبه خود می گوید: در آخرین ملاقات وکیل دخترم با وی متوجه شدم «براء» دخترم محرومیت گسترده ای را که وقتی بازداشت گردیده در زندان متحمل شده است.
او گفت: "ما گرسنه به رختخواب می رویم" ناراحت کننده ترین جمله در نامه او بود.
پدر براء به Middle East Eye اظهار داشته: «من طاقت ندارم به این فکر کنم که دخترم گرسنه بخوابد، در حالی که ما به انواع غذا دسترسی داریم.»
براء، دانشجوی پزشکی در دانشگاه القدس، در 14 اوت در یک ایست بازرسی نظامی در نزدیکی نابلس هنگام بازگشت از دانشگاه به خانه خود در طولکرم دستگیر شد.
او به مدت شش ماه در بازداشت اداری - بدون اتهام یا محاکمه - قرار گرفت که می تواند خودسرانه و به طور نامحدود تمدید شود.
او یک سال قبل از دستگیری به دلیل شرکت در فعالیتهای دانشجویی به مدت چند ماه از ورود به دانشگاه محروم گشته بود.
پدر براء در ادامه این مصاحبه اظهار نموده: یکی از مواردی که به گفته وکیل دخترم بیشتر زندانیان زن را آزار می دهد، شکنجه ها و تفتیش های مستمر و خشونت آمیز است که تقریبا هر هفته انجام می شود.
برخی از زندانیان حتی به دلایل پیش پا افتاده به طرق غیر انسانی مجازات شده اند، از جمله مجازات سلول انفرادی بدون توجیه.[2]
سرکوب شدید، زندانیان در زندان های اشغالی اسرائیل با رفتارهای وحشیانه
در بحبوحه تشدید تجاوزات بی سابقه اسرائیل به مردم فلسطین و مبارزات مداوم نسل کشی که بیش از یک سال ادامه دارد، مقامات اشغالگر اسرائیل به اجرای سیاست های سرکوبگرانه سیستماتیک علیه فلسطینی ها در هر کجا که هستند ادامه می دهند. نیروهای اشغالگر بزرگترین و گسترده ترین کمپین های دستگیری در دهه های اخیر را انجام داده اند و ده ها هزار شهروند فلسطینی را بازداشت کرده اند. علاوه بر این سرکوب شدید، زندانیان در زندان های اشغالی اسرائیل با رفتارهای وحشیانه ای از جمله محرومیت از حقوق اولیه بشر، سیاست های سرکوبگرانه مانند شکنجه، محرومیت از حقوق اساسی و مرگ آهسته مواجه هستند.
درحال حاضر،جنبش اسرای فلسطینی در زندانهای اسرائیل یکی از چالشبرانگیزترین و پیچیدهترین مراحل خود را تجربه میکند، و تمام دستاوردهایی که طی دههها مبارزه به دست آمده است، از بین رفته است. مقامات اشغالگر، در همه سطوح، بیش از یک سال است که مجازات دسته جمعی و تاکتیک های مرگ آهسته را علیه زندانیان زن و مرد اجرا می کنند. این سیاست ها منجر به مرگ بیش از41 زندانی شده است که هویت آنها مشخص است و ده ها زندانی دیگر در زندان های اسرائیل ناشناخته مانده اند، در کنار تعداد زیادی زندانی دیگر از زندانیان غزه که در اردوگاه ها و زندان های مختلف نگهداری می شوند.
زنان فلسطینی از این تهاجم توسط اشغالگری علیه مردم فلسطین در امان نمانده اند. از 7 اکتبر، نیروهای اشغالگر بیش از 430 زن فلسطینی را بازداشت کرده اند. در حال حاضر 94 زندانی زن فلسطینی در بازداشت به سر می برند که در میان آنها زندانیان مسن و بیمار نیز دیده می شوند. تقریباً 30 نفر از این زنان در بازداشت های اداری خودسرانه - بدون اتهام - به سر می برند و 24 نفر از آنها از بیماری های مختلف رنج می برند، از جمله دو نفر که بر اثر تیراندازی نیروهای اشغالگر مجروح شده اند.
وخامت وضعیت بهداشتی زندانیان زن
بسیاری اززندانیان زن فلسطینی به دلیل نگهداری درشرایط سخت یا درنتیجه جراحات وارده قبل از بازداشت یا پس از دستگیری ازمشکلات سلامتی رنج می برند. درمان آنها عمداً نادیده گرفته میشود و مقامات اسرائیلی از ارائه مراقبتهای پزشکی لازم برای زندانیانی که از جراحات یا بیماریهای مزمن رنج میبرند، خودداری میکنند که منجر به وخامت سلامت آنها میشود. اغلب، درمان به تأخیر می افتد یا زندانیان از دسترسی به داروهای ضروری محروم می شوند و اغلب در انتقال آنها به کلینیک های پزشکی با تأخیر مواجه می شوند. این منعکس کننده سیاست اشغالگران اسرائیل در محرومیت از حقوق اولیه بهداشتی زندانیان است. شایان ذکر است که اشغالگران در ماه های اخیر چندین زندانی باردار را بدون توجه به خطرات جانی مادر و جنین به دلیل شرایط سخت زندان ها بازداشت کرده اند. علاوه بر این، از 7 اکتبر، این اشغال به میزان قابل توجهی لوازم بهداشت شخصی را کاهش داده و تنها حداقل ها را فراهم کرده است.
نمونه ای از بی توجهی عمدی مقامات صهیونی به زندانیان زن
مقامات اشغالگر صهیونی به اجرای سیاست سلول انفرادی علیه زندانیان فلسطینی اعم از زن و مرد به عنوان ابزاری اضافی برای شکنجه آنها و به عنوان بخشی از استراتژی مجازات جمعی با هدف شکستن اراده آنها ادامه می دهند. یکی از برجسته ترین موارد مربوط به "خالده جرار" نماینده سابق مجلس است که به طور خودسرانه در سلول انفرادی در زندان رمله قرار گرفت، جایی که در شرایط سختی که فاقد اساسی ترین عناصر زندگی انسانی است، در میان بی توجهی عمدی مدیریت پزشکی توسط زندان به سر می برد. خالده جرار چندین باردستگیرشده و مدتهای طولانی را درزندان گذرانده است و دخترش را در دوران بازداشت قبلی بدون اجازه سوگواری ازدست داده است. انزوای او درسلول انفرادی بخشی از سیاست اشغالگری است که زنان فلسطینی را در همه گروههای سنی و اجتماعی هدف قرار میدهد. شایان ذکر است که مقامات اسرائیلی اخیراً با نادیده گرفتن عواقب چنین تصمیمی، علیرغم اینکه "جرار" از مشکلات سلامتی متعددی رنج میبرد و نیاز به مراقبتهای پزشکی داشت، مدت انفرادی او را برای یک ماه دیگر تمدید کردند.
شرایط سخت در زندان دیمون
مقامات اشغالگرصهیونی همچنان زندانیان زن راتحت شرایط سخت وغیرانسانی درزندان دیمون که مخصوص زنان است، نگه می دارد. سلول ها و اتاق ها فاقد نیازهای اولیه برای زندگی انسانی هستند. آنها تنگ و پر ازدحام هستند، با تهویه ضعیف، زندگی در چنین شرایطی را دشوار می کند. علاوه بر این، زنان زندانی از کمبود مواد غذایی و عدم تغذیه سالم و متعادل رنج می برند که بر سلامت جسمی و روانی آنها تأثیر منفی می گذارد. علاوه بر این، زندانیان مجبور به بازرسی های تحقیرآمیز و مستمر از جمله بازرسی بدنی کامل می شوند. اخیراً مقامات اسرائیلی در حالی که لباس های تابستانی زندانیان را مصادره کرده اند، تنها یک دست لباس زمستانی در اختیار آنها قرار داده اند. همچنین خاطرنشان می شود که مسئولین زمان برگزاری اوقات فراغت «فورا» و دوش گرفتن را کاهش داده اند و در هفته های اخیر نیز خاموش کردن چراغ های تمام اتاق ها از ساعت 22 تا 6 صبح آغاز شده است که این شرایط سخت بخشی از سیاست مستمر هدف قرار دادن زندانیان زن و مجازات دسته جمعی علیه تمام اقشار مردم فلسطین می باشد.
زندانیان زن از ملاقات و ارتباط با دنیای خارج محروم می شوند
ازجمله سیاستهای سرکوبگرانهای که مقامات رژیم صهیونیستی علیه زنان زندانی به اجرا میگذارند عبارتست از:
1- ممنوعیت ملاقات با خانواده برای بیش از یک سال،
2- سلب امکان درآغوش گرفتن وملاقات با فرزندانشان( که رنج روحی و روانی آنها را تشدید میکند)،
3- ایجاد موانعی بر سر راه وکلا به هنگام ملاقات با زندانیان و بازداشت شدگان زن،
4- محروم کردن زنان از خانواده های خود و دنیای خارج ( برخلاف مقررات کمیته بین المللی صلیب سرخ)
اخیرا ۱۹ فلسطینی از غزه که از زندانهای رژیم صهیونیستی آزاد شده بودند افشا کردند:
1- از لحظه بازداشت تا ورود به بازداشتگاه مورد شکنجه و آزار( برهنه کردن، ضرب و شتم، بستن دست و پا و بستن چشمها) قرار می گیرند.
2- سربازان هیولاهای هار هستند، آنها از گرسنگی، تشنگی، فریاد و بیماری ما لذت میبرند.
3- اکنون باور نمیکنیم هنوز زندهایم. «سفر مرگ» از لحظه بازداشت آغاز میشود.
4- با وسایل نقلیه نظامی و کامیونها اسرا را منتقل میکنند و در طول این مدت همه زندانیان غزه در معرض تحقیر، توهین و شکنجههای ظالمانه قرار میگیرند. ما آرزو میکردیم که پیش از ورود به بازداشتگاه زمین ما را ببلعد.
5- استخوانهایمان و سرمان را شکستند و خون از جای جای بدنمان جاری شد. وقتی به بیمارستان منتقل شدیم، فصل جدیدی از شکنجههایمان شروع شد تا جایی که ذهن ما نمیتوانست بفهمد چه اتفاقی میافتد و در معرض چه چیزی هستیم.
6- این اسرای آزاد شده که روی بدن هایشان آثار شکنجه نمایان بود، در بیمارستان تحت معاینههای پزشکی قرار گرفتند.
7- از زمان بازداشت بیشتر وقتمان را به صورت نشسته یا روی شکم دراز میکشیدیم و هر چقدر هم که شکنجه ما را بیشتر میکردند، حق نداشتیم حرف از درد بزنیم.
8- آنها از سگها برای حمله و ترساندن ما استفاده کردند.
9- همچنین بدون هیچ دلیلی به اتاق ما گازهای سمی و فلفل میریزند.
«شارلوت کیتس» هماهنگ کننده بینالمللی شبکه همبستگی زندانیان فلسطینی( صامدون) در گفتوگو با ایسنا با تشریح شرایط اسرای فلسطینی اظهار داشت: در حال حاضر بحران شدیدی برای اسرای فلسطینی در داخل زندانهای رژیم صهیونیستی وجود دارد، دانستن اطلاعاتی درباره اسرا بسیار مهم است. حدود ۱۰ هزار اسیر فلسطینی درزندانهای این رژیم به سرمیبرند که ازهفت اکتبر ۲۰۲۳ به این سو تعدادشان افزایش یافته است.
وی تصریح کرد: سوء استفاده، بی توجهی، بدرفتاری پزشکی و گرسنگی اجباری تنها بخشی از شکنجههای زندانیان فلسطینی است، آنها با مجموعهای از شکنجهها مواجه هستند، حتی برخی از زندانیان که در مرحله آزادی قرار دارند بسیار ضعیف بوده و این وضعیت نشان میدهد که تا چه اندازه گرسنگی کشیدهاند و لذا نیاز به مراقبت پزشکی جدی دارند.
هماهنگ کننده بینالمللی شبکه همبستگی زندانیان فلسطینی(صامدون) با تاکید بر اینکه بحران جدی در زندانهای رژیم صهیونیستی وجود دارد، گفت: بارها و بارها با این مساله مواجه شدهایم، حتی ۲۱ شهید از میان اسراء درون زندانهای رژیم صهیونیستی به خاطر شکنجهها شهید شدهاند. ایتمار بن گویر وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی که مسئول این اتفاقات درزندانهای این رژیم است اخیرا اعلام کرد که باید قانونی را تصویب کنند و تا حد ممکن به اسراء فلسطینی غذا ندهند. لذا این واقعیت و سیاستی است که در زندانهای رژیم صهیونیستی در حال انجام است و مرگ آهسته و تدریجی در مورد اسراء فلسطینی اتفاق میافتد.
شارلوت کیتس همچنین بیان کرد: اخیرا با یک زندانی فلسطینی که به تازگی آزاد شده بود و در بیمارستان بود صحبت میکردم، او درباره وضعیت در زندانهای رژیم صهیونیستی هشدار داد و گفت که وقتی از زندان آزاد شده به تنهایی نمیتوانسته راه برود و بسیار مورد ضرب وشتم و تجاوز قرار گرفته است و این تجربهای است که روزانه در زندانهای رژیم صهیونیستی تکرار میشود.[3]
جان کلام این که؛ نهادهای حقوقی و رسانههای این رژیم سفاک فاشیستی نیز افشا کردند که اسرای فلسطینی بازداشت شده در غزه در زندانها و بازداشتگاههای این رژیم در معرض شکنجه و اهمال پزشکی قرار دارند و این مسأله جان بسیاری از آنها را در معرض خطر قرار داده است.
سه شنبه: 22 / 08 / 1403- 10 جمادی الاولی 1446- 12 نوامبر 2024
1- Palestinian Women Face Harsh Conditions in Israeli Jails. Kayhan .ir. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date: Monday 11 November 2024
2- Palestinian women prisoners starved and strip searched as Israeli abuse intensifies. Middle East Eye. All rights reserved. Only England and Wales jurisdiction apply in all legal matters. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date: Monday 11 November 2024 14:53 GMT
[3] - در زندانهای رژیم صهیونیستی چه میگذرد؟ خبرگزاری ایسنا: دوشنبه / ۲۲ مرداد ماه ۱۴۰۳ / ۱۳:۴۵- کد خبر: 1403052214857.
بزودی عیار ترامپ مشخص خواهد شد؟!
اسدالله افشار
انتخابات آمریکا به پایان رسید و دونالد ترامپ توانست با رأیی بیش از سال دوره اولش در سال 2016 با اختلافی چشمگیر رقیب دموکرات خود یعنی کاملا هریس را شکست دهد و به ریاستجمهوری این کشور برسد. ترامپ طی چند روز گذشته و پس از انتخاب شدن در شبکه های اجتماعی نوشت: من از نیکی هیلی سفیر سابق یا مایک پمپئو وزیر خارجه سابق برای پیوستن به دولت ترامپ که در حال حاضر در حال شکل گیری است، دعوت نخواهم کرد. من قبلاً از کار با آنها بسیار لذت بردم و از آنها قدردانی کردم و می خواهم از آنها برای خدمات آنها به کشورمان تشکر کنم."
نیکی هیلی سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل به پیام ترامپ درباره قطع همکاری با وی واکنش نشان داد و درپاسخ به ترامپ در پیامی نوشت: من به همکاری با رئیس جمهور ترامپ برای دفاع از آمریکا در سازمان ملل افتخار میکردم. برای اون و همه کسانی که خدمت می کنند، آرزوی موفقیت بزرگ در پیشبرد کشور به سوی آمریکای قویتر و امنتر در چهار سال آینده دارم.
«مایک پامپئو» که در زمان ترامپ همچنین بهعنوان مدیر آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) خدمت میکرد، در برخی گزارشهای رسانهای بهعنوان وزیر دفاع احتمالی نام برده شده است و پیش از اینکه در آوریل ۲۰۲۳ اعلام کند نامزد انتخابات نخواهد شد، بهعنوان نامزد احتمالی جمهوریخواه ریاست جمهوری هم دیده میشد. مایک پامپئو به اظهارنظر ترامپ واکنشی نداشته است.
ترامپ در اولین دوره ریاستجمهوری خود برخی از کارکنان کلیدی خود را از طریق پستهای رسانههای اجتماعی اعلام کرده بود.
ترامپ در حال ملاقات با نامزدهای احتمالی برای خدمت در دولت خود قبل از مراسم تحلیف خود در 20 ژانویه 2025( 1 بهمن ماه) به عنوان رئیس جمهور است. رویترز روز جمعه گزارش داد که ترامپ با سرمایه گذار میلیاردی برجسته "اسکات بسنت" که یکی از نامزدهای احتمالی وزیر خزانه داری ایالات متحده است، دیدار کرد.
بسنت، مشاور اقتصادی کلیدی ترامپ، بهعنوان یکی از نامزدهای اصلی برای وزارت خزانهداری محسوب میشود. او که سالها سرمایهگذار صندوقهای سرمایهگذاری بوده و چندین سال در دانشگاه ییل تدریس کرده است، رابطه خوبی با رئیسجمهور منتخب دارد. اگرچه بسنت مدتها طرفدار سیاستهای بازار آزاد بوده که در حزب جمهوریخواه پیش از ترامپ محبوبیت داشت، او همچنین از کاربرد تعرفهها بهعنوان ابزار مذاکره توسط ترامپ تمجید کرده و فلسفه اقتصادی رئیسجمهور منتخب را که مبتنی بر شک و تردید نسبت به مقررات و تجارت بینالمللی است، ستایش کرده است.
رویترز در گزارشی که منتشر نموده یادآور شده است: دونالد ترامپ در هفتههای آینده، فرآیند انتخاب اعضای کابینه و مقامات بلندپایه دولت جدید خود را پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آغاز خواهد کرد.
برخی از نامزدهای برترچون: جان پالسون[1]، لری کودلو[2]، ریچارد گرنل[3]، رابرت اوبراین[4]، بیل هاگرتی[5]، مارکو روبیو[6]، مایک والتز[7]، تام کاتن[8]،کیت کلوگ[9]، برای پستهای کلیدی نظارت بردفاع، اطلاعات، دیپلماسی، تجارت، مهاجرت و سیاستگذاری اقتصادی معرفی میشوند. برخی از این افراد برای طیف گستردهای از پستها در نظر گرفته شدهاند.
در هرحال "دونالد ترامپ" نامزد جمهوریخواهان با شکست "کامالاهریس" نامزد حزب دموکرات در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا، بار دیگر راهی کاخ سفید میشود و قطعا انتخاب او و دولت وی در مناقشات بین المللی این روزهای جهان از جنگ نابرابر نسل کش رژیم نامشروع تروریستی صهیونی در غزه، کرانه باختری و لبنان و همچنین جنگ روسیه علیه اوکراین و اختلافاتش با اروپا و چین و ایران؛ بی تأثیر نخواهد بود و باید از 20 ژانویه و استقرار ترامپ و دولتش شاهد تحولات و نگرش ها و تغییرات در سیاست خارجی آمریکا باشیم. اما آن چه در این خصوص مهم است و تحلیل گران از روزی که ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا انتخاب شده است آن می باشد که؛ اولا هدف اصلی ترامپ، قدرتمند کردن آمریکاست، ثانیا باوری به اروپاییها ندارد و برایشان هزینه ای نخواهد کرد و قطعا یکی از بازندههای اصلی انتخابات آمریکا، اروپا خواهد بود، ثالثا اعتقادی به حفظ اتحاد با غرب را ندارد، رابعا دیپلماسی قوی با روسیه برقرار خواهد کرد و مواضع روسیه در جنگ علیه اوکراین قوی تر خواهد شد و روند به نفع شوروی خواهد چربید، خامسا بلاشک و با تجربه برجا مانده از گذشته، ترامپ درگیریهای جدی با چینی ها خواهد داشت، سادسا ترامپ اگر بخواهد از نتانیاهو این قاتل جانی جنگی کودک کش حمایت کند قطعا در موضوع حوادث منطقه غرب آسیا با وجود رژیم نامشروع غاصب تروریستی نسل کش صیهونی، روزگار خوش و افقی روشن نخواهد داشت و از هم اکنون نه تنها او را شکست خورده باید به حساب آورد بلکه باید خودش را آماده پاسخگویی در برابر افکار عمومی جهان نماید، افکاری که در 5 قاره جهان در دفاع از مردم مظلوم فلسطین علیه صهیونیزم بین الملل بپا خاسته اند و از 7 اکتبر 2023تا به امروز فلسطینیان را تنها نگذاشته اند، و سابعا باید با درک شرایط منطقه ای و بین المللی جایگاه ایران، رفتارها و کنش های آمریکا را در مواجه به مسائل فیما بین از طریق دیپلماتیک حل وفصل نماید تا بتواند در رفع چالش ها، بحران ها و مشکلات غرب آسیا به توفیقی نائل آید، ترامپ بداند بدون ایران در خاورمیانه پیروزی نصیبش نخواهد شد.
جان کلام این که یکی از انتقادات اصلی ترامپ به جو بایدن و دموکراتها، در حوزه سیاست خارجی، خصوصا در غرب آسیا بود. و حالا او با انتخاب شدنش آمده است باعث ایجاد تغییرات اساسی و تغییر نگرشها نسبت به روسیه، اروپا، غرب آسیا، ناتو، چین و نقش امنیتی آمریکا در منطقه پرآشوب خاورمیانه گردد. آیا ترامپ و دولتش قادر به آن چه بیان شد و از اهداف اعلامی او بوده است، توفیقی خواهند داشت و آیا اصولا با توجه به سوابق گذشته دور اول ریاست جمهوری ترامپ( 2016-2020) می توان امیدی به موفقیت داخلی و بین المللی وی و دولتش داشت؟ اما آن چه مسلم است تا ترامپ دست از حمایت رژیم صهیونی و نتانیاهو بر ندارد قطعا نمی تواند موفقیتی را برای خود و آمریکا که هدف اصلیش، قدرتمند کردن آمریکاست بدست آورد؛ بنابراین باید منتظر بود تا ببینیم با وجود بحران ها و چالش های بین المللی امروز جهان، ترامپ چه مواضعی را اتخاذ خواهد کرد و چگونه به حل آن ها خواهد پرداخت و چه راهی را در این مسیر بر خواهد گزید؟ و چگونه آزمون خود را پس خواهد داد؟ بزودی عیار ترامپ مشخص خواهد شد.
یکشنبه: 20 / 08 / 1403- 8 جمادی الثانی 1446- 10 نوامبر 2024
[1] - پالسون، یک مدیر صندوقهای سرمایهگذاری میلیاردری و یکی از کمک کنندگان اصلی به کمپین ترامپ، از دیگر نامزدهای اصلی برای وزارت خزانهداری است.
[2] - از چهرههای اصلی شبکه فاکس بیزنس و مدیر پیشین شورای ملی اقتصاد در بیشتر دوره اول ترامپ لری کودلو شانس کمی برای تصدی سمت وزیر خزانهداری دارد، اما احتمالاً برای یک پست اقتصادی دیگر احتمالا منصوب خواهد شد.
[3] - گرنل یکی از نزدیکترین مشاوران سیاست خارجی ترامپ است. او در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ بهعنوان سرپرست اطلاعات ملی و سفیر ایالات متحده در آلمان خدمت کرد. وقتی ترامپ در سپتامبر با رئیسجمهور اوکراین ولودیمیر زلنسکی دیدار کرد، گرنل در این جلسه خصوصی حضور داشت.
[4] - اوبراین، مشاور امنیت ملی چهارم و نهایی ترامپ در دوره اول، رابطه نزدیکی با ترامپ حفظ کرده است و احتمالاً برای پست وزارت خارجه یا سایر مناصب عالی سیاست خارجی و امنیت ملی در نظر گرفته خواهد شد.
[5] - سناتور ایالات متحده از ایالت تنسی که در تلاش انتقال دولت ترامپ در سال ۲۰۱۶ مشارکت داشت، هاگرتی یکی از نامزدهای برتر برای وزارت خارجه محسوب میشود.
[6] - روبیو، سناتور ایالات متحده از فلوریدا و نامزد ریاست جمهوری جمهوریخواهان در سال ۲۰۱۶، از دیگر گزینههای وزارت خارجه است.
[7] - والتز، نماینده کنگره از فلوریدا و یکی از برجستهترین چهرههای مخالف چین در مجلس نمایندگان، یکی از جدیترین نامزدها برای وزارت دفاع محسوب میشود.
[8] - کاتن، افسر سابق ارتش و سناتور ایالات متحده از آرکانزاس، یکی از نامزدهای جدی برای وزارت دفاع است. او که تحصیلات خود را در کالج و دانشکده حقوق هاروارد به پایان رسانده، به دلیل حمایتهای مداوم خود از کمکهای نظامی به اوکراین، یکی از حامیان بخش جنگطلب حزب جمهوریخواه محسوب میشود.
[9] - کلوگ، ژنرال بازنشسته و رئیس سابق ستاد شورای امنیت ملی در دوره ترامپ، یکی دیگر از افرادی است که بهعنوان گزینهای برای مناصب مرتبط با امنیت ملی مطرح شده است، اگرچه مشخص نیست دقیقاً چه پستی را به دست خواهد آورد.
بازگشت دوباره ترامپ و اما و اگرهای سیاست های او
اسدالله افشار
انتخابات ریاستجمهوری آمریکا روز سهشنبه 15 مهر ماه ( 5نوامبر) برگزار و «دونالد ترامپ» بار دیگربا شکست دادن نامزد حزب دموکرات ها، به عنوان رییس جمهور آمریکا طی مراحل قانونی واگذاری قدرت در طی 40 روز راهی کاخ سفید خواهد شد و بر مسند ریاست جمهوری تکه خواهد زد. این انتخاب در این برهه حساس اوضاع منطقه غرب آسیا و خاورمیانه واروپا و حتی شرایط داخلی و بین المللی آمریکا تأثیرگذار خواهد بود و با توجه به یک دوره ریاست جمهوری ترامپ از 2016تا 2020 باید منتظر رفتارها و برخوردهای پیش بینی نشده داخلی و بین المللی وی باشیم. نکته جالب در انتخاب شدن مجدد ترامپ به عنوان ریاست جمهوری کشوری قدرتمند این است که دنیا در برابر این انتخاب آمادگی داشت و نسبت به نتیجه آن نیز شوکه نگردید گویا جامعه جهانی می دانست که «کامالا هریس» دموکرات، با توجه به عملکرد بسیار جنگ طلبانه بایدن در حمایت بی دریغش از جنگ وحشیانه رژیم نسل کش صهیونی در نوار غزه ، کرانه باختری و لبنان، قادر به شکست نامزد ریاست جمهوری جمهوری خواهان یعنی «دونالد ترامپ» نخواهد بود و مسلما شکست تحقیرآمیزی را هم خودش و هم حزبش متحمل خواهد شد.
در هرحال دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا در انتخابات روز سه شنبه در مقابل رقیب دموکرات خود، کامالا هریس، معاون رئیس جمهور پیروز شد.
ترامپ چهار سال پس از خروج از کاخ سفید، پس از تلاش برای براندازی انتخابات 2020 برای حفظ خود در قدرت، بازگشتی تاریخی داشته است. اوج آن حمله حامیان او به ساختمان کنگره ایالات متحده در 6 ژانویه 2021 بود.
از آن زمان، این سرمایه دار میلیاردر املاک با دو استیضاح رئیس جمهور، محکومیت جنایی و بسیاری اتهامات جنایی دیگر مواجه شده است.
اکنون پیروزی ترامپ به این معنی است که او هیچ هزینه انتخاباتی برای آشوبی که در جهت لغو نتیجه انتخابات ریاست جمهوری قبلی برپا کرده، پرداخت نکرده است.
بلا شک عوامل و علل بی شماری در پیروزی ترامپ نقش ایفاد نمودند که از جمله آنان می توان به این موارد اشاره و نام برد: 1- شکست بایدن در مدیریت آمریکا. 2- عملکرد ضعیف شخص کامالاهریس در دوران حضورش در دولت بایدن به عنوان معاون رییس جمهور. 3- گلایه و نارضایتی مردم از اوضاع اقتصادی، رفاهی و بهداشتی- درمانی خود. 4- نارضایتی جامعه آمریکا از حضور، حمایت و پشتیبانی مالی و لجستیکی دولت بایدن از رژیم جعلی غاصب تروریستی نسل کش صهیونی و همچنین دولت آلت دست اوکراین.
در هر صورت منتقدان ترامپ او را تهدیدی برای دموکراسی میدانند و معتقدند که شکست دموکراتها، به ویژه عملکرد ضعیف جو بایدن و کامالا هریس، راه را برای بازگشت ترامپ هموار کرد.
سخنرانی دونالد ترامپ پس از پیروزی
ترامپ، چند ساعت قبل از تأیید برنده شدن در انتخابات ریاست جمهوری، اعلام پیروزی کرد.
رئیس جمهوری منتخب آمریکا در نخستین سخنرانی پس از پیروزی در انتخابات خطاب به هواداران خود گفت: بی دلیل نبود که امشب تاریخ ساز شدیم چرا که کشور ما به کمک نیاز دارد و باید اصلاحاتی انجام شود.
وی گفت: من هر روز برای شما خواهم جنگید و از پا نخواهم نشست. این دوران طلایی آمریکاست و به ما اجازه خواهد داد تا آمریکا را دوباره سرافراز سازیم.
وی افزود: ما مسیر کشور را تغییر خواهیم داد و ویژه بودن را به آمریکا باز می گردانیم. باید دوباره مرزها را بست تا مهاجران به صورت قانونی به آمریکا وارد شوند.
ترامپ گفت: این پیروزی نظیر نداشت و شرایط را به سرعت تغییر خواهیم داد. این پیروزی به عنوان روزی که مردم آمریکا دوباره زمام امروز را به دست گرفتند شناخته خواهد شد.
رئیس جمهوری منتخب آمریکا گفت: ما قصد کاهش دیون دولت و کاهش مالیات ها را داریم.
وی از مسلمانان، اعراب، کارگران، سیاهپوستان و اسپانیایی زبان هایی که به وی رای دادند تشکر کرد و گفت: در چهار سال نخست ریاست جمهوری من هیچ جنگی نداشتیم و تنها داعش را شکست دادیم. در این دوره نیز جنگی نخواهیم داشت.
ترامپ با اشاره به سوءقصد علیه خود گفت: خدا جان من را نجات داد تا به کشورم خدمت کنم.
وی گفت: هیچ چیز مانع از عملی کردن عهدی که با شما بسته ام نخواهد شد. اکنون زمان آن است تا اختلافات چهار سال گذشته را کنار بگذاریم.[1]
استراتژي ترامپ و دولت او در مواجه با خاورميانه
اکنون باید منتظر ماند تا مشخص شود استراتژي ترامپ و دولت او در مواجه با خاورميانه که در بدترين التهابهاي دوران تاريخی خود از بعد از جنگ جهاني دوم به سر ميبرد چیست؟ و آیا او می تواند ترمز نسل کشی نتانیاهو را بکشد و آیا می تواند سیاست های بین المللی خود در قبال خاورمیانه، اروپا و ایران که در فاصله 2016 تا 2020 ریاست جمهوری آمریکا را بر عهده داشت، اصلاح نماید و با تحلیل درست و منطقی وقایع امروز جهان برخوردی متعاملانه داشته باشد و یا می خواهد چون گذشته آتش بیار معرکه باشد و با ترور و تخریب و مواضع غیراصولی قلدرمابانه به دنبال باج خواهی و پیدا کردن گاوهای نه من شیرده باشد و پس از فتح قله های حماقت حاکمان بی لیاقت و بی صلاحیت کشورهای شیفته غرب که مرعوب قدرت غربی هستند، رقص شمشیرکند و به ریش آنان بخندد! در هر صورت باز خاورمیانه مهم است و باز نقش کلیدی در تصمیم گیری های نهایی سیاست داخلی و بین المللی آمریکا دارد و قطعا ایران مهم ترین کشور تأثیرگذار در این منطقه پرآشوب تاریخی می باشد که نقشش غیرقابل انکار است و اگر ترامپ مایل است در آرامش باشد باید بادرایت با حوادث خاورمیانه برخورد کند و با بازیگر اصلی این منطقه که ایران قدرتمند است از سر تعامل برخورد نماید و با ایرانی که آینده نگر، صلح جو و اهل وفاق است و با عزت، حکمت و مصلحت به دنبال تحقق منافع و امنیت ملی مردم و کشور خود است وارد مذاکره شود و دست از خط و نشان کشیدن بردارد.
ایران مرعوب تهدیدهای ترامپ نمی شود
ترامپ که دستش تا مرفق به خون شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس آغشته و آلوده است به خوبی می داند ایران مرعوب تهدیدها او نمی شود و از رجز خوانی ها او نیز هراسی به دل راه نمی دهد و یقینا نگاه آینده بین جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر گفتوگو و مذاكره برد – برد خواهد بود تا عزت و سربلندي مردم خودش را با اقتدارحفظ کند و بر اعتبار و جایگاه جهانی و بین المللی خویش بیافزاید. باید ترامپ، نقش آفرینی سياسی و ژئوپليتيكی ایران در منطقه خاورميانه و جهان را باور کند و این نکته را در نظر داشته باشد حل مشکلات این منطقه ناآرام جهان بدون حضور ایران، امکان پذیر نخواهد بود و باید آمریکا سیاست و نگاهش را نسبت به خاورمیانه و ایران تغییر دهد. و ایران با توجه به چهل و پنج سال گذشته و خصومت بی منطق و لجوجانه تمامیت خواه استعماری رؤسای جمهور آمریکا( چه دموکرات و چه جمهوری خواه)، نشان داده است تسلیم زور و تهدید نمی شود و در قبال زورگوییهای آمریکا تا به امروز با عزت و سربلندی مقاومت کردهاست ودر بدترین شرایط دیپلماتیک، تهدیدها را به فرصت تبدیل نموده و با وجود فشارهای شدید تحمیلی از آن ها با صبر استراتژیک عبور نموده است. آمدن ترامپ را تجربه داریم و این آمدن باعث شوکه شدن ما نگردیده است و قطعا تجربه گذشته مد نظر دولت چهاردهم می باشد و با درایت و هوشمندی با برنامه های ترامپ و دولتش در خصوص ایران برخورد خواهد کرد و زمینه های تنش زا و بحران آفرین را از آنان سلب خواهد نمود.
جان کلام این که تحلیل گران امیدوارند ترامپ با توجه به تجربه 4 سال ریاست جمهوری 2016 تا 2020؛
1- نقصهای ساختاری دموکراسی آمریکای را برطرف سازد.
2- سیاستهای جهانی و داخلی ایالات متحده را بازنگری و تغییر دهد.
3- دست از حمایت جدی از رژیم نامشروع تروریستی نسل کش صهیونی بردارد.
4-با پیروزی خود در عرصه جهانی، پاسخگوی نگرانیهای در سطح بین المللی چون در چین، اروپا و منطقه غرب آسیا با موضوع و محوریت فلسطین و جبهه مقاومت باشد.
5- نتانیاهو را حمایت ننماید تا او نتواند اقدامات تهاجمی علیه ایران و حملات شدیدتر در برابر حزبا... و حماس انجام دهد تا به این ترتیب، ریسکهای اقتصادی، سیاسی و نظامی برای تعداد زیادی از کشورهای منطقه بیشتر شود.
6- ترامپ بداند ایران استراتژیهای بازدارندگی خود را تقویت کرده و توانمندیهای نظامی و اقتصادی خود را افزایش داده و هیچگاه در برابر فشارهای دولت وی تسلیم نخواهد شد و رویکرد سازشکارانه نخواهد داشت. ایران قطعا از طریق قدرت دفاعی و دیپلماتیک خود در برابر هر تهدید آمریکا و هر کشور خارجی مقاومت خواهد کرد و در پیشبرد منافع ملی و تأمین امنیت ملی خود با هیچ فرد و کشوری نه مماشات خواهد کرد و نه سازش و تسلیم خواهد شد؛ ولذا ترامپ 2024 همان ترامپ 2016 است و اگر سیاست هایش را در قبال ایران تغییر ندهد بنابر مصالح و منافع ملی خود با او رفتار خواهیم نمود.
این اما و اگرهای تغییر بینش سیاسی ترامپ بزودی و در آینده نزدیک مشخص خواهد شد.
جمعه: 18 /08 / 1403- 4 جمادی الاولی 1446- 8 نوامبر 2024
[1] - پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز: چهارشنبه ۱۶ آبان ماه ۱۴۰۳ - ۱۱:۱۳- کد خبر 1659940.
حذف آنروا چالشی بزرگ برای رژیم صهیونی
اسدالله افشار
حملات هوایی رژیم صهیونی در روز دوشنبه14 آبان ماه(5 نوامبر) حداقل 12 فلسطینی را در غزه به شهادت رساند. ساکنان میگویند این حملات هوایی و زمینی جدید برای تخلیه اجباری با هدف تخلیه مناطق در شمال غزه برای ایجاد مناطق حائل علیه مبارزان حماس از سوی ارتش سفاک رژیم صهیونی انجام و صورت گرفته است.
«آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک» که به اختصار «اونروا /UNRWA»[1] خوانده میشود و زیر نظر سازمان ملل متحد فعالیت دارد، اعلام کرد که رژیم صهیونیستی تعداد کامیونهای کمکرسانی که به غزه وارد میشوند را کاهش میدهد و کمبود مواد غذایی، دارو و سایر تجهیزات ضروری را تشدید میکند.
رژیم کودک کش صهیونی اعلام کرد که به طور رسمی به سازمان ملل متحد اطلاع داده است که روابط خود را با آنروا که در طول جنگ 13 ماهه در غزه کمکهای حیاتی به غیرنظامیان فلسطینی ارائه کرده است را پایان میدهد.
لغو توافق فعالیتهای آنروا از سوی رژیم صهیونی را «باراک راوید»خبرنگار اسرائیلی پایگاه خبری آکسیوس اعلام و در روز دوشنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اسرائیل به سازمان ملل متحد اطلاع داد که توافقنامه خود را درخصوص عملیات آنروا لغو میکند.»
این خبرنگار اسرائیلی در صفحه ایکس تصویری از نامه وزارت خارجه رژیم صهیونیستی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد را منتشر کرد.
در این نامه آمده است: «علاوه بر قانون تصویبشده توسط کنست اسرائیل در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۴، من این نامه را بدین جهت مینویسم تا به سازمان ملل اطلاع دهم که اسرائیل درخواست خود را مبنی بر لغو توافق فعالیتهای آنروا اعلام میدارد.»
در ادامه نامه وزارت خارجه رژیم صهیونیستی ذکر شده است: «این قانون پس از یک دوره سه ماهه لازمالاجرا خواهد شد. دراین مدت و پس از آن، اسرائیل به همکاری با شرکای بینالمللی ازجمله سایر آژانسهای سازمان ملل جهت تضمین تسهیل کمکهای بشردوستانه به غیرنظامیان غزه به گونهای که امنیت اسرائیل را تضعیف نکند، ادامه خواهد داد. اسرائیل انتظار دارد سازمان ملل متحد در این امر مشارکت کند و در این تلاش همکاری فرماید.»
محکوم و شرم آور است
پارلمان رژیم صهیونیستی پیشتر با اجماع نظر، لایحه ممنوعیت فعالیت آژانس کار و امدادرسانی به آوارگان فلسطینی (آنروا) در اراضی تحت اشغال این رژیم را تصویب کرد؛ اقدامی که آنروا ضمن محکومیت، آن را «شرمآور» خواند.
«آنتونیوگوترش»دبیرکل سازمان ملل متحد با ارسال نامهای به «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیررژیم صهیونیستی، نسبت به اقدام اخیر این رژیم در ممنوعیت فعالیت آنروا ابراز نگرانی کرد.
همچنان جنایات سریالی باند جنایتکار رژیم صهیونی ادامه دارد
پزشکان گفتند که هفت نفر در حمله روز دوشنبه به دو خانه در شهر بیت لاهیه در شمال غزه کشته شدند. به گفته پزشکان، پنج نفر دیگر در حملات جداگانه در بخشهای مرکزی و جنوبی این منطقه کشته شدند.
به گفته آنها چندین نفر در این حملات زخمی شدند و افزودند که نیروهای رژیم صهیونیستی اوایل روز دوشنبه تانک هایی را به سمت شمال شرق اردوگاه نصیرات فرستاده بودند.
رژیم جعلی غاصب اشغالگرصهیونی از 5 اکتبر، تانک های خود را در جبالیه، بیت حنون و بیت لاهیه مستقر کرده است.
وزارت بهداشت فلسطین اعلام کرد که نیروهای اسرائیلی به بمباران بیمارستان کمال عدوان ادامه می دهند و بسیاری از کارکنان و بیماران را مجروح کرده اند.
کارکنان پزشکی نه می توانند بین بخش های بیمارستان حرکت کنند و نه می توانند همکاران مجروح خود را نجات دهند.به نظرمی رسد رژیم تروریستی نسل کش صهیونی برای تمامی کارکنانی که از تخلیه بیمارستان خودداری کرده اند تصمیم اعدام در نظر گرفته است.
فلسطینی ها می گویند که حملات جدید و دستور خروج مردم در راستای «پاکسازی قومی» با هدف تخلیه دو شهرشمالی غزه و یک اردوگاه آوارگان برای ایجاد مناطق حائل است.
دفتررسانه ای دولت غزه تعداد فلسطینی های شهید شده از5 اکتبررا1800 نفر اعلام کرد. گفته می شود4000 نفر دیگر زخمی شده اند. در حقیقت همچنان جنایات سریالی باند جنایتکار رژیم آدم کش صهیونی با هدایت نتانیاهو و حمایت و چراغ سبزآمریکا و سه کشوراروپایی تحت سلطه فکری آمریکا(انگلیس، آلمان و فرانسه) در نهایت وحشی گری با نقض اصول و مقررات و موازین حقوق بین المللی، بی وقفه و در کمال بی شرمی ادامه دارد.
به گفته مقامات غزه، بیش از 43 هزار و 300 فلسطینی در بیش از یک سال جنگ در غزه به شهادت رسیده اند و بسیاری از مناطق به ویرانه تبدیل شده است.
واکنش ها درباره ممنوعیت اعمال شده از سوی اسرائیل
1- واکنش و هشدار آنروا
آژانس امدادرسانی و کاریابی سازمان ملل برای وارگان فلسطینی (آنروا) امروز دوشنبه با انتشار بیانیهای به انتقاد از اقدام کنست (پارلمان رژیم صهیونیستی) در ممنوعیت فعالیت این آژانس در سرزمینهای اشغالی و قطع کمکهای آن به میلیونها فلسطینی که در وضعیت بسیار بد انسانی بهسر میبرند، پرداخت و تاکید کرد: این ممنوعیت میتواند به فروپاشی فعالیتهای انسانی در نوار غزه که جنگ آن را ویران کرده، منجر شود.
«فیلیپ لازارینی» کمیسر آژانس امدادرسانی و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطین (UNRWA) روز دوشنبه گفت که اسرائیل ورود کامیون های کمک رسانی به نوار غزه را به طور متوسط از30 کامیون در روز، کمترین میزان در مدت زمان طولانی کاهش داده است.
او گفت که این تنها 6 درصد از تدارکات تجاری و بشردوستانه ای است که قبل از جنگ وارد غزه می شد.
لازارینی در X می گوید: «این میزان از کمک رسانی که ناچیز می باشد نمی تواند نیازهای 2 میلیون نفر را که بسیاری از آنها گرسنه، بیمار و در شرایط ناامید هستند، برآورده سازد.
آماراسرائیل که هفته گذشته توسط رویترز بررسی شد نشان داد که محموله های کمکی که درماه اکتبر به غزه اجازه داده شده بود در پایین ترین سطح خود از اکتبر 2023 بوده است!
همان گونه که اشاره گردید وزارت خارجه رژیم تروریستی سفاک خون ریزصهیونی در روز دوشنبه اعلام کرد رسماً به سازمان ملل اطلاع داده است که توافقنامه ای را که از سال 1967 روابط خود با آنروا را تنظیم می کند، عملاً ممنوع و لغو می کند.
لازارینی گفت: «محدود کردن دسترسی بشردوستانه و در عین حال برچیدن آنروا، لایهای دیگر از رنج را به رنجهای غیرقابل توصیف مردم گرسنه بی پناه و بی دفاع غزه اضافه و تحمیل میکند. [2]
باز مجدد تأکید می شود پس از آنکه رژیم صهیونیستی قطع روابط خود با آنروا را به صورت رسمی به سازمان ملل اعلام کرد «جاناتان فاولر» سخنگوی آنروا به خبرگزاری فرانسه گفت: اگر این قانون اجرا شود، احتمالا موجب فروپاشی فعالیتهای انسانی بینالمللی در نوار غزه میشود که آنروا ستون فقرات آنها محسوب میشود.
2- واکنش جنبش مجاهدین فلسطین
در همین راستا، جنبش مجاهدین فلسطین نیز گفت: اعلام قطع رابطه دولت دشمن با آنروا و لغو توافقنامه تنظیم کننده کار آن را به شدت محکوم میکنیم و آن را توهین و تحقیر جدید برای سازمان ملل، نهادها و قطعنامههای آن و کل سیستم بینالمللی میدانیم.
جنبش مجاهدین افزود: این اقدام جنایتکارانه علیه آنروا برای اعلام یک جنگ قحطی جدید است که شامل مردم ما در کرانه باختری و نوار غزه میشود، در چارچوب یک جنگ علنی علیه مردم ما است که هدف آن آواره کردنشان و نابودی آنها است.[3]
3- واکنش دفتر اطلاع رسانی دولتی در نوار غزه
دفتر اطلاع رسانی دولتی در نوار غزه، با صدور بیانیهای در واکنش به تصمیم رژیم صهیونیستی برای ممنوعیت فعالیت آژانس امداد و کار سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (آنروا)، اعلام کرد که رژیم اشغالگر به دلیل اصرار بر ادامه ارتکاب جنایات و نقض بیشتر قطعنامههای بینالمللی، باید از سازمان ملل و نهادهای بینالمللی اخراج شود.
در بیانیه دفتر اطلاع رسانی دولتی در نوار غزه آمده است که تصمیم خطرناک و فاجعه بار صهیونیستها درباره آنروا، به معنای هدف قرار دادن خدماتی است که این آژانس به مردم فلسطین ارائه میدهد؛ از جمله در سطح آموزش، بهداشت، امداد و .... تصمیم رژیم صهیونیستی مبنی بر ممنوعیت فعالیت آژانس آنروا تصمیمی بیاعتبار و یک جانبه است که باطل محسوب میشود و ما آن را به شدت محکوم میکنیم.
این نهاد دولتی غزه در ادامه از جامعه بینالمللی، همه سازمانهای جهانی و کشورهای جهان خواست تا این جنایت خطرناک و فاجعه بار صهیونیستها را محکوم کنند و تاکید کرد: رژیم اشغالگر اسرائیل و دولت آمریکا مسئول کامل تاثیرات و عواقب فاجعه بار ممنوعیت فعالیت آژانس آنروا هستند.
دفتراطلاع رسانی دولتی در نوار غزه با اشاره به اینکه فعالیتهای آژانس آنروا که به میلیونها فلسطینی خدمات ارائه میدهد، پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت، ازجامعه بین الملل، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل خواست تا اقدامی فوری و جدی برای توقف این نمایش مسخرهای که اشغالگران در برابر چشم همه جهانیان اجرا میکنند، انجام دهند.
دراین بیانیه تأکید شده است: جامعه جهانی باید صهیونیستها را وادار به لغو این گونه تصمیمات ناقض قوانین بینالمللی کرده و آنها را برای خروج از سرزمینهای فلسطین طبق قطعنامههای بینالمللی تحت فشار قرار دهد. رژیم صهیونیستی همچنین باید از سازمانها و نهادهای سازمان ملل متحد اخراج گردد؛ زیرا اسرائیل یک رژیم غاصب و اشغالگر است که صلح و امنیت جهانی را تهدید میکند و به همین دلیل نمیتواند از حقوق کشورهای مستقل برخوردار باشد.
این نهاد دولتی غزه در ادامه هشدار داد: این پوچی، بیتدبیری، جنایتکاری و گستاخی اشغالگران منجر به افزایش سرعت تنشها در منطقه و ایجاد یک فضای ناپایدار و بیثبات در کل منطقه میشود و این تصمیم فاجعه بار برای ممنوعیت فعالیت آژانس آنروا، ابعاد بزرگ و خطرناکی دارد.[4]
4- و اکنش شبکه رسانه آمریکایی
شبکه خبری سیانان در گزارش خود شروع تحقق آرزوهای بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در رابطه با سرزمینهای فلسطینی و فلسطینیان را از زمان آغاز دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا در ژوئن ۲۰۱۷ دانست که پس از به قدرت رسیدن در کاخ سفید، در اقدامی بحثبرانگیز سفارت واشنگتن را به بیتالمقدس منتقل کرد.
سیانان ادامه داد: اما در رابطه با ممنوعیت آژانس کار و امدادرسانی به آوارگان فلسطینی (آنروا)، نتانیاهو به سرعت به آرزویش نرسید و چند سال طول کشید تا به آن دست یابد. او روز یکشنبه در جلسه هفتگی کابینه ضمن قدردانی از حمایت بیچون و چرا و قاطعانه ایالات متحده از اسرائیل در طول بیش از یک سال جنگ غزه تاکید کرد «اکنون زمان آن است که آنروا برچیده شود.»[5]
سیانان افزود: اما اسرائیل هیچ راهحل بلند مدتی ندارد و هیچکسی نمیداند زمانی که این قانون طی سه ماه آینده اجرایی شود، چه اتفاقی خواهد افتاد. کسی نمیداند، مدارس باز میمانند یا داروها تحویل داده میشود یا خیر. هزاران فلسطینی که برای آژانس کار میکنند، ممکن است به زودی بیکار شوند.
ناداو تامیر، دیپلمات سابق که اکنون به عنوان مدیر اجرایی J Street Israel، یک گروه لابی چپ خدمت میکند، گفت: در واقع، مدتهاست که منافع آنروا برای اسرائیل از سوی دولت مسئول امور فلسطینیان به رسمیت شناخته شده است. ما هیچ گزینه دیگری نداریم. کسی باید باشد که به این مسائل رسیدگی کند.
او افزود: بیشتر اسرائیلیها واقعیتها را نمیدانند. آنها واقعاً درک نمیکنند که هیچ جایگزینی وجود ندارد. آنها فکر میکنند «اوه، ما میتوانیم به راحتی سازمان دیگری بیاوریم، یا به نوعی میتوانیم این کار را به تنهایی انجام دهیم.»
«تامیر» با تأکید بر این که حذف آنروا چالشی بزرگ برای خود رژیم صهیونیستی خواهدبود، اظهارداشت: بنابراین،من فکرمیکنم افرادی که واقعاً وضعیت را میفهمند،نگران هستند.اما بیشترمردم و بیشتر سیاستمداران واقعاً به این حقیقت اهمیت نمیدهند.[6]
سه شنبه: 15 / 08 / 1403- 3 جمادی الاولی 1446- 5 نوامبر 2024
[1] - رسالت اولیه اونروا در حقیقت ارائه مجموعهای از خدمات اجتماعی به ۷۰۰ هزار فلسطینیان آواره شده در خلال درگیریهای برآمده از اعلام تاسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸ بود.در سالهای بعد، اونروا تا به امروز ارائه همین خدمات اجتماعی را به فرزندان و نوادگان آنها در نوار غزه، کرانه باختری اشغالی (شامل بیتالمقدس شرقی)، اردن، لبنان و سوریه ادامه داده است. این آژانس با استخدام ۳۰ هزار فلسطینی، به نزدیک به ۶ میلیون پناهنده فلسطینی در سراسر جهان خدمات ارائه میدهد؛ از جمله در نوار غزه که نزدیک به یک و نیم میلیون فلسطینی به عنوان پناهنده در هشت اردوگاه آوارگان فلسطینی ثبت شدهاند و ۸۰۰ هزار پناهجوی دیگر نیز در کرانه باختری هستند. تعداد کارکنان اونروا در نوار غزه ۱۳ هزار نفر است و یکی از بزرگترین کارفرمایان غزه در منطقهای که تقریبا نیمی از بزرگسالان آن بیکار هستند، به حساب میآید. در باریکه غزه، اونروا مدرسه و زمین بازی میسازد، کلینیکهای پزشکی راهاندازی میکند و پناهگاه میسازد. این آژانس همچنین غذا، کمکهای مسکن و وامهای اضطراری ارائه میکند و حتی بر جمع آوری زبالهها در غزه نیز نظارت دارد.باید گفت که این آژانس عملا در نوار غزه به طور خیلی ویژهتری فعال است، چرا که بر اثر جنگ جاری اسرائیل در نوار غزه، تقریباً کل جمعیت ۲ میلیونی و ۳۰۰ هزار نفری این باریکه برای نیازهای ضروری مانند غذا، آب و محصولات بهداشتی به اونروا وابسته هستند. هکتور شارپ، رئیس دفتر حقوقی آژانس اونروا در ماه اکتبر گفته بود که «اساساً در چند دهه گذشته، ما یک دولت موازی در غزه را اداره کردهایم.» بودجه اونروا تقریباً به طور کامل از طریق کمکهای داوطلبانه کشورهای عضو سازمان ملل تأمین میشود و ایالات متحده و کشورهای اتحادیه اروپا بیشتر این بودجه را تأمین میکنند. این آژانس که حتی قبل از شروع جنگ فعلی هم گفته بود که با کسری بودجه مواجه است، درخواست تزریق عمده پول برای رسیدگی به نیازهای اضافی فلسطینیان را داده است.بیش از ۲۰۰ کارمند اونروا در طول درگیریهای یک سال اخیر بر اثر حملات اسرائیل کشته شدهاند. لایحه اول در خصوص ممنوعیت فعالیتهای اونروا پس از مشاجرههای شدیدالحن بین موافقان این قانون و مخالفان آن که عمدتاً از بین اعضای احزاب پارلمانی عرب بودند، سرانجام با ۹۲ رای موافق در برابر ۱۰ رای مخالف به تصویب رسید. در ادامه، تصویب لایحه دوم نیز منجر به قطع روابط دیپلماتیک با این آژانس شد.فعالیتهای این آژانس از مدتها قبل نیز محل اختلاف با اسرائیل بوده است. تلآویو مدعی است که ماموریت اولیه آژانس اونروا دیگر منسوخ شده و حمایت مداوم آن از نوادگان آوارهشدگان سال ۱۹۴۸ مسیر رسیدن به توافق صلح را مختل میکند.در مقابل، منتقدان میگویند که اقدامات خود اسرائیل، از جمله عدم پذیرش معنیدار برای پایهگذاری یک کشور فلسطین، و ادامه فعالیت شهرکسازی در سرزمینهایی که برای کشور فلسطینی در نظر گرفته شده است، مهمترین مانع برای صلح است. اسرائیل در طول درگیری کنونی با حماس نیز بارها مدعی شده که اونروا افراد مرتبط با حماس را استخدام کرده است. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در گذشته از ایالات متحده - متحد اصلی اسرائیل و در عین حال بزرگترین حامی مالی آژانس اونروا - خواسته بود تا از حمایت خود دست بکشد و مدعی شده بود که حماس به این آژانس نفوذ کرده است.یک گزارش شش صفحهای اسرائیل ادعا میکند که ۱۲ کارمند اونروا - از جمله ۹ نفر که به عنوان معلم در مدارس اونروا کار میکردند - در حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ (عملیات موسوم به طوفان الاقصی) دست داشتهاند.این گزارش مدعی شد که اسرائیل شواهد دیگری در اختیار دارد که نشان میدهد اونروا ۱۹۰ عضو حماس و جهاد اسلامی را استخدام کرده است که در صورت صحت معادل ۰.۶۴ درصد از کل کارکنان اونروا را شامل میشود. پس از تحقیقات، این آژانس ۹ کارمند خود را اخراج کرد، اگرچه هرگونه حمایت عمدی از نیروهای مسلح را رد کرد.با این حال، آنروا به طور مرتب لیست کارکنان خود را در اختیار اسرائیل قرار داده است، رویهای که سخنگوی دبیر کل سازمان ملل، آنتونیو گوترش در اوایل سال جاری آن را تأیید کرد.
2- Israel Steps Up Gaza Expulsions, Cuts UNRWA Ties. Kayhan .ir. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date : Tuesday 05 November 2024
[3] - هشدار آنروا درباره ممنوعیت اعمال شده از سوی اسرائیل و نابودی روند انسانی در غزه. خبرگزاری ایسنا: دوشنبه / ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۳ / ۱۴:۰۰ - کد خبر: 1403081410434
[4] - خبرگزاری تسنیم: سه شنبه 15 آبان ماه 1403- ۱۳:۱۱
[5] - به گزارش رسانه آمریکایی، از نظر صهیونیستها، آنروا نشان دهنده حق فلسطینیها برای بازگشت به سرزمینی است که امروز تحت اشغال «اسرائیل» قرار دارد. رژیم صهیونیستی تلاش میکند جامعه بینالملل را متقاعد کند که فلسطینیها باید در هر نقطهای که اکنون در آن سکونت دارند، پناه داده شوند اما به گفته دیانا بوتو، وکیل حقوق بشر فلسطینی، «آنچه که پناهندگان فلسطینی را متفاوت میکند، این است که آنها به کشور ثالث پناهنده نمیشوند. آنها میخواهند به خانههای خود بروند.» برای میلیونها فلسطینی، آنروا به عنوان یک دولت موازی عمل میکند. این، یک سازمان گسترده است که خدماتی را ارائه میدهد که دولتها، چه در لبنان، اردن، سوریه یا کرانه باختری اشغالی و بیتالمقدس شرقی قادر به ارائه آن نیستند و یا تمایلی به آن ندارند. آنروا به نیم میلیون دانشآموز درس میدهد. ۳۰۰۰ متخصص پزشکی در آن مشغول به کار هستند و به تغذیه نزدیک به ۲ میلیون نفر کمک میکند.
[6] - سیانان: اسرائیل از گذشته آرزوی برچیدن آنروا را داشت. پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز: دوشنبه ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۳ - ۱۳:۲۸ - کد خبر 1659344.
نامه انتقادی و افشاگرانه کارمندان بی بی سی و سایر رسانه های بین المللی
در باره جنگ غزه حقایق را منتشر کنید!
اسدالله افشار
نقش بی بی سی در سرپوش گذاشتن بر قتل عام رژیم کودک کش صهیونی پس از آن آشکار شد که 101 کارمند این بنگاه دورغ پراکنی آن را به جانبداری به نفع اسرائیل در طول جنگ غزه متهم کردند.
به گزارش ایندیپندنت، در نامهای به تیم دیوی، مدیر کل بیبیسی، و دبورا تورنس، مدیرعامل بیبیسی در روز جمعه11 مهر ماه( 1نوامبر)، آنها از افراد مذکور خواستند تا در انتشار گزارشهای مربوط به جنگ غزه « انصاف، دقت و بیطرفی» را رعایت و به آن پایبند باشند.
امضاکنندگان نامه مذکور گفتند: اصول اساسی روزنامه نگاری و انتشار خبر در مورد پاسخگوکردن رژیم اشغالگر صهیونی به آن است که این رژیم سفاک را وادار به پذیرش اقدامات ضدحقوق بشریش نماید که متاسفانه این مهم در این خصوص اتفاق نیافتاده و امپریالیسم خبری مانع بوده است تا حقایق منتشر نگردد و این رژیم جنایتکار را بنحوی در این کشتارها و ترورها حمایت نماید. »
در بخشی از این نامه آمده است: «عواقب پوشش مغرضانه در طول بیش از 13ماه جنگ افروزی رژیم صهیونی دراین زمینه کاملا مشهود و قابل توجه است. هرگزارش تلویزیونی، مقاله و مصاحبه رادیویی که عامدا نخواسته اند ادعاهای اسرائیل را به چالش بکشند، به طور سیستماتیک حقوق انسانی فلسطینیان را نادیده گرفتند.»
امضای کنندگان نامه مورد اشاره همچنین از بیبیسی خواستند که مجموعهای از تعهدات حرفه ای کار خود را اجرا کنند، و به مردم دنیا گفته شود اسرائیل به خبرنگاران اجازه دسترسی به حوادث غزه را نمیدهند. زمانی که شواهد کافی برای شفاف سازی وجود ندارد چگونه از ادعاهای رژیم صهیونی حمایت می شود! در عناوین گزارشات و خبرها چرا مشخص نمی شود اسرائیل عامل آن همه اتفاقات ناگوار است و کجای حوادث غزه قرار دارند و نقش آنان در این نسل کشی چه بوده است ؟ و چرا در تمام گزارشات و اخبار منتشر شده از اکتبر 2023؛ دولت و ارتش خون ریز اسرائیل به خاطر جنایات جنگی به چالش کشیده نشده اند؟
یکی از کارکنان کنونی بیبیسی که نامه را امضا نموده به ایندیپندنت گفته است که برخی از همکاران به دلیل پوشش خبری این جنایات جنگی در غزه از سمت خود کنارهگیری کردهاند. او می گوید من هرگز در تمام دوران حرفه ای خود شاهد چنین سانسور بی شرمانه که نشانه خیانت حرفه ای است در کارم که باید اعتماد اصل و اساس آن باشد نبوده ام. من همکارانی دارم که در ماههای اخیر بیبیسی را ترک کردهاند، زیرا معتقدند گزارشهای ما درباره اسرائیل و فلسطین صادقانه نیست. بنابراین بسیاری از ما به دلیل شرایط حاکم بر محیط کاری وایجاد فضای رعب و وحشت، امنیت شغلی خود را از دست داده و در فشارهای روحی و روانی قرار داریم.»
یکی دیگر از کارمندان، با مشاهده «نفاق مدیران» بیبیسی در مواجهه با اقدامات رژیم منفور«اسرائیل» در غزه، گفت که همکارانش «ایمانشان را به سازمانی که [آنها] برای آن کار میکنند از دست داده اند»، و افزود: «مردم به جای دیگری میروند تا واقعیت آنچه را که هست بیابند. این اتفاق می افتد زیرا ما این حقایق را در اختیار آنان نمی گذاریم.»
این نامه همچنین کاستیهای سایر رسانهها از جمله ITV و Sky را برجسته کرده است.
علاوه بر کارکنان بیبیسی، این نامه توسط بیش از 200 نفر از اعضای صنعت رسانه نیز امضا شده است.
بیبیسی پیش از این به دلیل حمایت جانبدارانه به نفع اسرائیل در طول جنگ غزه، مورد انتقاد رسانه های آزاد اندیش بین المللی و افکار جهانی قرار گرفته است.
در ماه اکتبر، ده روزنامهنگار که جنگ غزه را برای سیانان و بیبیسی پوشش دادهاند، عملکرد داخلی سازمان های خبری خود را از زمان آغاز جنگ نسلکشی در این منطقه فاش کرده اند. آنهادرگفتگوبا لیسنینگ پست الجزیره به پوشش خبری درحمایت وطرفداری ازرژیم منفوراسرائیل، استانداردهای دوگانه سیستماتیک و نقض مکرر اصول روزنامه نگاری هم اشاراتی داشتند.
آنها همچنین در چندین مورد، مدیران سازمان های بین ا لمللی خبری را با افشاگری متهم به جانبداری از مقامات جنایتکار جنگی اسرائیلی نموده و اذعان داشته که آنان در گزارشهای منتشره به دنبال کماهمیت جلوه دادن جنایات رژیم صهیونی بوده تا این رژیم تروریستی را از اقدامات بی شرمانه ضد حقوق بشریش در غزه و کرانه باختری و لبنان تبریه نمایند.
اسرائیل از 7 اکتبر 2023 تاکنون بیش از 43300 فلسطینی را در غزه قتل عام و نزدیک به 102000 نفر دیگر را زخمی کرده است.
اسرائیل در دادگاه بین المللی دادگستری (ICJ) به دلیل حمله وحشیانه خود به غزه متهم به نسل کشی است.
در ماه مه، کریم خان، دادستان ارشد دیوان کیفری بینالمللی (ICC) برای احکام بازداشت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر بنیامین نتانیاهو، معروف به بیبی، و وزیر جنگ یوآو گالانت، درخواست داد.
این درخواست در مورد جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت که اسرائیل در غزه مرتکب شده است، مطرح شد.
اسرائیل همچنین با ممانعت از ارسال اقلام ضروری مانند غذا و گرسنگی دادن به فلسطینیان در نوار غزه به این عمل ضد انسانی خود ادامه می دهد. ارتش سفاک رژیم جعلی غاصب تروریستی صهیونی با قتل عام مردم این منطقه، طرح پاکسازی قومی خود را بدون هیچ مانع بین المللی در شمال غزه دنبال کرده و می کند و با وقاحت تمام بارها آن را اعلام نموده و بر آن پافشاری و اصرار دارند.
اسرائیل غیرنظامیان را به بهانه حمله به جنگجویان حماس هدف قرار می دهد.
رژیم آپارتاید صهیونی و شخص جنایتکار جنگی فاسدی به نام نتانیاهوی روان پریش خود شیفته، حقوق حماس را نادیده گرفته و با کمک رسانه های امپریالیستی خبری مانند بی بی سی توانسته است در این زمینه تبلیغات وارونه ای را در جهت تضعیف حماس – اگرچه ناموفق بوده اند- طراحی نمایند.
اسرائیل فجیع ترین جنایات را در غزه مرتکب شده است، درحالی که رسانه های مکتوب و تصویری و مجازی و شبکه های اجتماعی تحت سلطه نظام فاشیستی غربی به جای عذرخواهی از مردم بی گناه و بی دفاع غزه و محکوم کردن رژیم آپارتاید جنایتکار صهیونی، از این رژیم نسل کش تروریستی حمایت و دفاع می کنند. حملات وحشیانه ارتش اسرائیل در سراسر نوار غزه خشم جهانی را برانگیخته است. اما بیبیسی و مانند آن سعی میکنند چنین خشونتهایی را کم اهمیت جلوه دهند. دولتهای آمریکا و انگلیس از متحدان اصلی اسرائیل هستند و رسانهها در این کشورها با سیاستهای آنها همسو هستند.[1]
در هرحال از نگاه تحلیل گران واقع بین و منصف رسانه های داخلی و بین المللی؛
1- صهیونیستها از همان ساعات ابتدائی شروع جنگ، تصمیم گرفتند در حوزه رسانه، روی «مظلومنمایی» از خود و «هیولاسازی» از حریف متمرکز شوند.
2- باید هشیار و مراقب بود تا امپریالیسم خبری با جعل روایت های دروغین و کاذبِ عواطف برانگیز و با به خدمت گرفتن «ثروت»، «علم» و «رسانه» ناممکنها را ممکن جلوه ننماید و حقایق را به قربانگاه نبرد!
3- نباید فریب جنگ روانی و رسانهای امپریالیسم خبری و صهیونیستها را خورد.
4- با نگاهی موشکافانه می توان پی برد که اسرائیل با کمک امپریالیسم خبری توانست با استفاده از تکنیکها و شگردهای رسانهای چون: برجستهسازی وکمرنگنمایی هدفمند، تکنیک قرینهسازی، انسانیتزدایی و اهریمنسازی، تکنیک برچسبزنی، وارونهنمایی حقیقت و تکنیک انحراف از واقعیت در نبرد با غزه استفاده نماید و با خاموشی وقطع برق و اینترنت مانع دستیابی اخبار مربوط به غزه به جهان گردید؛ اما این ترفندها هم نتوانست مردم را از دریافت حقایق جنگ غزه که بر مردم فلسطین می گذرد، دور کند و آنان در جریان جنایات وحشیانه آنان قرار نگیرند. رسانه های آزاد دنیا باعث شکست روایات جعلی و دروغین رژیم صهیونی و امپریالسم خبری غرب و متحدانشان گردید.[2]
5- عمق جنایت در غزه آن چنان است که نمیتوان آن را با هیچ رسانهای بازتاب داد. با این حال مردم با کمبود امکانات مختلف رسانهای سهم بسیاری در انعکاس اخبارداشتند و اگر شهروند خبرنگاران غزه و دنیا نبودند و اخبار را بازتاب نمیدادند، قطعاً جنایت اسرائیل بیشتر و بیشتر میشد و امپریالیسم خبری استکبار غربی در کتمان حقایق جنگ غزه موفق به جعل روایات دروغین خود در این زمینه می گشت.
6- به تعبیر کارشناس رسانه ای عزیز تحلیل گرم؛ کشتار نزدیک به 190 خبرنگار، عکاس و فیلمبردار طی 13 ماه گذشته شاید در تاریخ معاصر جهان بیسابقه باشد و این مسئله به خوبی نشان میدهد که رسانه چه نقش مهمی را درجنگها بازی میکند.جهاد خبرنگاران حاضر در جنگ غزه و خونی که از آنها بر زمین فلسطین ریخت شکستی را بر اسرائیل تحمیل کرد که نتایج آن برای مدتها دامن این رژیم و حامیان آن را رها نخواهد کرد. نسلکشی اسرائیل در غزه و مستندسازی رسانهای آن به همت خبرنگاران، رژیم صهیونیستی و حامیان آن را برای همیشه رسوای تاریخ کرد و این مسئله مهمترین دلیل عصبانیت صهیونیستها از اصحاب رسانه در جنگ کنونی است؛ جنگی که در آن اسرائیل و حامیان غربیش هم میدان و هم رسانه را باختند.[3]
یکشنبه: 13 / 08 / 1403- 1 جمادی الاولی 1446- 3 نوامبر 2024
1- Saei. Shahrokh. Behind BBC bias: British broadcaster backs Bibi’s barbarism. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes/ November 2, 2024 - 22:22
[2]- شریف زاده؛ زهرا. واکاوی نقش رسانه های اجتماعی در جنگ غزه. مجله ایرانی روابط بین الملل.
[3] - امینآبادی؛ سیدمحمد. شکست اسرائیل در جنگ رسانهای. کیهان: چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۲ - ۲۱:۱۱- کد خبر: ۲۷۹۶۱۱.
اسرائیل قافیه را باخته و خسته است!
اسدالله افشار
شیخ نعیم قاسم، دبیرکل تازه منتخب حزب الله، قول داده است که راه سلف خود را که بیش از یک ماه پیش توسط رژیم تروریستی نسل کش صهیونی ترور شد، دنبال کند.
شیخ نعیم قاسم روز چهارشنبه 9 آبان ماه ( 30 اکتبر) در اولین سخنرانی خود به عنوان رهبر حزب الله اظهار داشت که گروه مقاومت لبنان به جنگ با اسرائیل ادامه خواهد داد و در عین حال به همان راهبردی که سید حسن نصرالله ارائه کرده است، پایبند خواهد بود.
شیخ نعیم قاسم روز سه شنبه 8 آبان ماه به عنوان رهبر حزب الله انتخاب و جانشین سید حسن نصرالله شد که در حمله هوایی اسرائیل به حومه ضاحیه بیروت درروز جمعه 27 سپتامبر( 6 مهرماه) به شهادت رسید.
رسانه های آمریکایی اذعان کردند که اسرائیل از بمب های 900 کیلوگرمی (2000 پوندی) ساخت آمریکا در حمله ای که نصرالله را شهید کرده استفاده و ساختمان های مسکونی در ضاحیه را نیز با خاک یکسان نموده است.
این انتخاب در شرایطی صورت گرفت که باند جنایتکار صهیونی تلاش مینمود، تمام قوت و توان حزبالله را بگیرند و آن را ناتوان و کمرمق جلوه دهند که خوشبختانه در هدف گذاری خود در این خصوص ناکام ماندند. این انتخاب بجا و بموقع یک پیام واضح و آشکار دارد و آن هم این است که حذف حزبالله کار راحتی نخواهد بود؛ چرا کار سهل و راحتی نخواهد بود چون با توجه به نوع فعالیت نیروهای حزبالله، ساختارحزبالله هیچزمان فردمحور نبوده و به همین خاطر حتی با شهادت فرماندهان شاخصش، آسیب پذیر نخواهد بود و لذا انتخاب نعیم قاسم به عنوان دبیرکل حزبالله این ادعا را تأیید و نشان داد، حزبالله قصد دارد تا آسیبهای وارد شده را با جدیت در جهت ادامه کارزار و مبارزه با رژیم آپارتاید نامشروع صهیونی بدون هیچ گونه وقفه،ترمیم کند. این انتخاب البته آنقدر برای صهیونیستها گران آمد که گالانت با گستاخی و بی شرمی تمام، حزبالله را تهدید نمود که دبیرکل جدید را ترور خواهد کرد!
شیخ نعیم قاسم با بیان اینکه دستور کار من این است که در همه ابعاد از دستور کار نصرالله پیروی کنم، اظهار داشته ما به طرح جنگی خود ادامه خواهیم داد و از آن کوتاه نخواهیم آمد.
وی با تأکید براینکه تواناییهای حزبالله عالی است و با یک جنگ طولانی سازگار است، قول داد که «شکست سنگینی» را به باند جنایتکار نتانیاهو و رژیم جعلی کودک کش صهیونی وارد نماید.
شیخ نعیم قاسم خاطرنشان کرد که شهید نصرالله برای او مانند برادر بود و شهید سید هاشم صفیالدین[1] نیز مردی بود که سید حسن نصرالله به شدت به او تکیه می نمود.
وی در ادامه به نقش غرب در توانمندسازی جنگ افروزی اسرائیل اشاره کرد و گفت: این جنبش برای پایان دادن به مقاومت ما با یک جنگ آمریکایی، اروپایی و جهانی مواجه است.
حمایت شیخ نعیم قاسم از غزه
شیخ نعیم قاسم همچنین به جنگ نسل کشی اسرائیل علیه غزه اشاره کرد و گفت: حزب الله به حمایت از مردم فلسطین دراراضی محاصره شده و مقابله با خطری که اسرائیل برای کل منطقه ایجاد می کند، ادامه خواهد داد.
حزب الله و اسرائیل یک روز پس از اعلان جنگ بنیامین نتانیاهو به غزه در 7 اکتبر 2023، تبادل آتش را آغاز کردند. نتانیاهو این دستور را پس از اجرای عملیات طوفان الاقصی توسط حماس صادر کرد، حمله نظامی غافلگیرانه در جنوب اسرائیل که ضربه شدیدی به غزه وارد کرد. حزب الله برای همبستگی با فلسطینیان غزه حملاتی را علیه رژیم صهیونی تا به امروز انجام داده است و پای خود را حتی به قیمت حمله صهیونیست ها به لبنان و شهادت دبیرکل و فرماندهان ارشدش، دردفاع از مردم مظلوم غزه و کرانه باختری کنار نکشیده است.
در جریان تبادل آتش بین اسرائیل و حزب الله در جریان جنگ غزه که تاکنون بیش از 43000 فلسطینی کشته برجای گذاشته است، ده ها هزار نفر در شمال اسرائیل و جنوب لبنان آواره شده اند.
اسرائیل در 23 سپتامبر سال جاری( 2 مهر ماه) بمباران گسترده ای را در لبنان آغاز کرد که یک هفته بعد از آن با حمله زمینی به جنوب این کشور همراه شد. اسرائیل از اکتبر سال گذشته تاکنون حدود 2800 نفر را در لبنان کشته و بیش از 12700 نفر را زخمی کرده است.
حزبالله لبنان پس از ترورفرماندهان نظامی ارشدخود، همچنین شهادت دبیرکل این گروه مقاومت، آیتالله سیدحسن نصرالله با توانی ستودنی و باور نکردنی مقاومت کرد و حتی بر حجم و کیفیت عملیاتهای ضد صهیونیستی خود افزود. طبق اعتراف ارتش رژیم صهیونیستی، 33 سرباز و کماندوی رژیم ماه اکتبر در جنوب لبنان به هلاکت رسیدند. این در حالی است که منابع لبنانی آمار تلفات ارتش رژیم صهیونی را بسیار بیشتر از این دانسته و رسانههای رژیم نامشروع صهیونیستی نیز به صورت قطرهچکانی آمار تلفات نظامیان خود را در جبهه جنگ با لبنان اعلام میکنند.
اما با این وجودحزبالله لبنان همچنین طی عملیاتهای ماه اکتبرعلیه ارتش خون ریزصهیونی توانست بارها با پهپاد و موشکهای بالستیک عمق سرزمینهای اشغالی و حیفا و مابعد حیفا را هدف قرار دهد. از جمله این عملیاتها هدف قرار دادن مقر تیپ گولانی با پهپاد، هدف قرار دادن ویلای شخصی نتانیاهو، هدف قرار دادن صنایع نظامی رژیم در عکا و هدف قرار دادن مداوم تلآویو و حیفا بود.
مقابله باجنگ افروزی
در پاسخ به حملات هوایی و زمینی اسرائیل به لبنان، حزب الله حملات تلافی جویانه خود را تشدید کرده است. این جنبش به سایت های نظامی استراتژیک در عمق سرزمین های اشغالی حمله کرده است وتأسیسات آنان را در تل آویو و حیفا هدف قرار داده است. حزب الله همچنین ضربات جدی به ارتش رژیم صهیونی در میدان جنگ در جنوب لبنان وارد کرده است.ارتش اسرائیل تأیید نموده که 33 سربازش در ماه اکتبر امسال در جنوب لبنان کشته شده اند.
نیروهای حزبالله لبنان همچنین موفق به هدف قراردادن تانکها وبولدوزرهای رژیم صهیونیستی در کمینهای متعدد و حتی در پشت خط مقدم جنگ با استفاده از موشکهای ضدزره و هدایتشونده و پهپاد شدند و آمار خیرهکننده 32 انهدام تانک مرکاوا را در کارنامه خود طی مدت یک ماه گذشته بر جا گذاشتند.
یایرلاپید، رهبرمخالفان رژیم صهیونیستی روز دوشنبه 7 آبان ماه ( 28 اکتبر)گفت که حدود 12000 سرباز اسرائیلی ازآغازجنگ نسل کشی اسرائیل در نوارغزه که به لبنان نیزکشیده شده است، زخمی یاکشته شده اند.
لاپید به کانال 12 اسرائیل گفت: «11 هزار سرباز مجروح شدند و 890 نفر دیگر کشته شدند. او همچنین تأکید نمودکه ارتش آمار واقعی تلفات را پنهان می کند و البته باید ایشان اشاره می نمود که آمارتلفات تجهیزاتی را هم رژیم روبه افول و زوال صهیونی و باند جنایتکارشان پنهان می نماید و نمی گذارند منتشر گردد و در این خصوص سانسور شدیدی خبری را اعمال می کنند اما با این شدت سانسور اخبار باید اشاره داشت حزبالله لبنان موفق به ساقط کردن چند فروند پهپاد هرمس 450 و یک فروند پهپاد هرمس 900 شده است؛ اقدامی که منجر به ترس و وحشت خلبانان بالگردهای رژیم صهیونیستی به منظور حضور در میدان جنگ برای پشتیبانی از نیروهای اشغالگر روی زمین شده است.
اسرائیل قافیه را باخته و خسته است
به گزارش خبرگزاری فرانسه، با گذشت بیش از یک سال از جنگ نسل کشی غزه، نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل خسته شده اند و این ارتش در تلاش برای جذب سرباز است. دوره های وظیفه ذخیره تمدید شده است و برخی از نیروهای ذخیره شکایت دارند که نمی توانند به زندگی عادی خود ادامه دهند. به گفته ارتش سفاک اسرائیل، از آغاز جنگ غزه حدود 300000 نیروی ذخیره فراخوانده شده اند که 18 درصد آنها مردان بالای 40 سال هستند که باید معاف می شدند. شاید به این دلیل باشد که ارتش صهیونیستی سرانجام پس از یک ماه تلاش ناکام برای نفوذ به شهرهای جنوبی لبنان و اشغال و تثبیت اشغالگری خود بر روستاهای مرزی لبنان سرانجام تصمیم به عقبنشینی گرفت تا از سیر صعودی تلفات خود در میدان نبرد جلوگیری کند. و البته این اقدام ممکن است به احتمال زیاد با افزایش تجاوزات وحشیانه نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی علیه مناطق مسکونی و غیرنظامیان لبنان همراه باشد و ارتش رژیم اشغالگر برای جبران شکست خود در تهاجم زمینی به خاک لبنان دوباره به صورت بزدلانه با نیروی هوایی متجاوز و جنایتکار خود از غیرنظامیان لبنان انتقام بگیرد اما این جنایات از سوی حزبالله لبنان بدون پاسخ نخواهد ماند و تسلیحاتی که تاکنون علیه صهیونیستها به کار گرفته نشده و بانک اهدافی که به آنها حمله نشده است زیر ضربات انتقامی حزبالله لبنان خواهد رفت.
با توجه به آن چه بیان شد حزب الله مقاومت سرسختی در میدان جنگ از خود نشان داده است. توانایی های نظامی حزب الله، به ویژه پهپادهای آن، به کابوس مکرر اسرائیل تبدیل شده است. در روزشنبه 19 اکتبر(28 مهرماه)، یک پهپاد حزب الله به اقامتگاه نتانیاهو در قیصریه در شمال اسرائیل حمله کرد و با این حمله غافلگیرانه، وحشت را در تل آویو و فراتر از آن گسترش داد. چنین حملاتی نشان میدهد که به شهادت رساندن رهبری حزبالله و فرماندهان ارشدش در عزم و اراده مبارزه آنان با رژیم تروریستی نسل کش صهیونی بیاثر بوده و حزب الله را در جهت انتقام گرفتن ازخون بی گناهان غزه، کرانه باختری و لبنان از باند جنایتکار حاکم بر رژیم صهیونی، مصمم تر نموده است.
سازمان رادیو و تلویزیون رژیم جعلی غاصب نامشروع صهیونیستی گزارش داد یک پهپاد به کارخانه تولید قطعات یدکی هواپیماها در منطقه صنعتی نهاریا در شمال فلسطین اشغالی اصابت کرد.ارتش رژیم صهیونیستی در پی ناکامیهای متعدد نظامی در نبرد زمینی لبنان که منجر به افزایش شدید تلفات در بین نظامیان آنها شده، یک مسجد در جنوب لبنان را منفجر کرده است. یکی از فرماندهان ارتش اشغالگر با بیان اینکه قدرت حزبالله را از نزدیک شناخته است، تأکید کرد که حمله زمینی به لبنان بهای سنگینی برای اشغالگران خواهد داشت.«کوبی ماروم»، سرهنگ ذخیره ارتش اشغالگر و کارشناس امور امنیت داخلی رژیم صهیونیستی تأیید کرد: عملیات زمینی در لبنان بهای سنگینی ازما میگیرد و به طور قطع اسرائیل درجنگ زمینی حریف جنگاوران حزبالله نمیشود.
«نورمن گری فینکلستین» یکی از تاریخنگاران، نویسندگان و پژوهشگران سیاسی یهودیِ آمریکایی است که به مواضع انتقادیاش به رژیم آپارتاید اسرائیل شناخته میشود. او در مصاحبهای که اخیراً انجام داده است، میگوید: «اسرائیلیها در جنگ زمینی شکست میخورند چون سربازان حزبالله جنگاور هستند و اسرائیلیها فقط پشت کامپیوتر میتوانند آدم بکشند! [پشت میزهای کامپیوتر و با این تجهیزات] آنها بهترین قاتلین کشتارجمعی هستند. اسرائیلیها نمیتوانند وارد نبرد تَن به تَن با حزبالله شوند. اگر اوضاع همینگونه پیش برود فاجعهای کامل برای اسرائیل رخ خواهد داد.»[2]
در طول دهههای گذشته، این جنبش قویتر شده است، اگرچه اسرائیل رهبران و فرماندهان آن را ترور کرده است.
اولین سخنرانی شیخ نعیم قاسم به عنوان دبیرکل جدید حزب الله نشان داد که چنین ترورهایی نتوانسته اراده تسلیم ناپذیر مردم لبنان در دفاع از کشورشان را در برابر تجاوزات اسرائیل تضعیف کند.[3]
با شرح آن چه که بیان شد رژیم کودک کش صهیونی و باند جنایتکار نتانیاهو با حمایت تمام عیار آمریکا و سه کشور اروپایی انگلیس، آلمان و فرانسه پس از 13 ماه کشتار و ترور بی وقفه و بدون هیچ دستاوردی و با دریافت خسارت های سنگین انسانی، مالی و لجستیکی- که جای تأمل و بررسی دارد- اکنون به دنبال مذاکرات توقف جنگ هم در غزه و هم در لبنان هستند. روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» نوشت: مذاکرات برای توقف جنگ در لبنان به مراحل پیشرفتهای رسیده و قرار است با آتشبس موقت آغاز و با تغییرات استراتژیک در مرزها ادامه یابد.
روزنامه «یسرائیل هیوم» نیز به نقل از وزیر دارایی رژیم صهیونیستی نوشت که جنگ در شمال فلسطین اشغالی پیش از پایان سال جاری میلادی تمام خواهد شد. طبق گزارش رسانههای آمریکایی، «آموس هوکشتاین»، مشاور و فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا در لبنان، و «برت مک گورک»، مشاور ارشد رئیسجمهور آمریکا روز پنجشنبه 10مهر ماه(31 اکتبر) در غرب آسیا، برای رایزنی درباره برقراری آتشبس در لبنان به تلآویو سفر میکنند. آیا واقعا این آتش بس صورت خواهد گرفت؟ و آیا شاهد پایان دیوانگی های جنون آسای رژیم کثیف خون آشام نسل کش صهیونی که جنگ نیابتی را به نیابت از طرف آمریکا جهت حضور این کشور در منطقه به راه انداخته است، خواهیم بود؟ باید محور مقاومت هوشیارانه و آگاهانه به این موضوع نگاه کند و تضمین های لازم را جهت بر قراری آتش بس همه جانبه از رژیم صهیونی و آمریکا دریافت نماید که اگر این تضامین گرفته نشود چه بسا همین موضوع در حقیقت تنفسی را برای رژیم اشغالگر فراهم آورد تا توان نظامی خود را بازیابی نمایند تا بتوانند از این حالت سکرات موت خارج شوند و از گیجی بدر آیند. بنابراین نباید این فرصت را به سادگی در اختیار آنان قرار داد.
جمعه: 11 / 08 / 1403- 28 ربیع الثانی 1446- 1 نوامبر 2024
[1] - شهید سید هاشم صفیالدین روحانی برجسته شیعه و یکی از مقامات ارشد جریان مقاومت لبنان بود که از سال ۲۰۰۱ تا هنگام شهادت، ریاست شورای اجرایی حزبالله لبنان را بر عهده داشت و او را در حقیقت بعد از سید حسن نصرالله، نفر شماره دو حزبالله لبنان میدانستند. همزمان با آغاز طوفان الاقصی، سازمان حزبالله لبنان نیز در حمایت از جریان مقاومت فلسطین و آرمان آزادی قدس، به صحنه نبرد رزمندگان فلسطین علیه اشغالگران صهیونیست پیوست. شهید صفیالدین از زمان آغاز نبرد طوفان الاقصی نقش مهمی در رویکرد جریان مقاومت لبنان برای حمایت از مردم مظلوم فلسطین و آرمان آزادی قدس داشت و همواره بر این موضوع تأکید داشت که همه مسلمانان و آزادگان جهان، مسئول دفاع از مستضعفان و مظلومان فلسطینی و مبارزه با رژیم متجاوز و غاصب صهیونیستی هستند. پس از شهادت سید حسن نصرالله، دبیر کل حزبالله لبنان در روز ۶ مهر ۱۴۰۳، تحلیلگران و رسانههای مختلف، در ارزیابیهای خود از احتمال بالای انتخاب شیخ هاشم صفیالدین، بهعنوان دبیر کل این سازمان صحبت کردند. به گفته رسانههای خارجی، صفیالدین ازنظر ظاهری و رفتاری نیز بسیار شبیه به سید حسن نصرالله بود. اما سرانجام، در تاریخ ۱۳ مهرماه ۱۴۰۳ و تنها شش روز پس از ترور سید حسن نصرالله، در جریان حملات غیرقانونی و بمباران وحشیانه رژیم تروریستی صهیونیستی بر روی ساختمانی در ضاحیه بیروت، شیخ سید هاشم صفیالدین، رئیس شورای اجرایی حزبالله، چهره سرشناس و روحانی محبوب مردم لبنان و مسلمانان آزاده جهان، به شهادت رسید و به خیل عظیم شهدای مقاومت و راه آزادی قدس پیوست.
[2] - کیهان: پنجشنبه 10 آبان ماه 1403- شماره 23709.
3- Saei. Shahrokh. Hezbollah ready for a long war. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes/ October 30, 2024 - 22:58
رژیم صهیونی؛ ناتوان از بازگرداندن حیثیت خود
اسدالله افشار
وزارت بهداشت غزه اعلام کرد که در حمله رژیم صهیونیستی به یک ساختمان مسکونی در شهر بیت لاهیه در شمال غزه، حداقل 103 فلسطینی شهید و بیش از 40 نفر مفقود شدند.
وزارت بهداشت منطقه در بیانیه ای گفت: «تعدادی از قربانیان هنوز زیر آوار و در جاده ها هستند و آمبولانس ها و خدمه دفاع مدنی نمی توانند به آنها دسترسی پیدا کنند.
فیلمهای ویدئویی چندین جسد را نشان میدهد که در بیرون از یک ساختمان چهار طبقه بمبگذاری شده روی زمین پیچیده شدهاند. اجساد و بازماندگان بیشتری از زیر لاشهها بیرون آورده میشدند زیرا همسایهها برای کمک به نجات شتافتند.
دهها نفر آواره بی پناه که در این شهر بی دفاع سکنی گزیده بودند بر اثر حمله وحشیانه نیروهای نظامی صهیونی شهید شدند... این شهر بی دفاع بدون هشدار قبلی بمباران شد. اعضای بدن مردم مظلوم این شهر تکه تکه و به دیوارها آویزان شده اند.
روزدوشنبه 7 آبان ماه ( 28 اکتبر)، سرویس اورژانس مدنی فلسطین اعلام کرد که حدود 100000 نفر در جبالیه، بیت لاهیه و بیت حانون بدون تجهیزات پزشکی و غذایی به سر می برند.
وزارت بهداشت روز سه شنبه گفت که مجروحان این اعتصاب نمی توانند تحت مراقبت قرار گیرند زیرا پزشکان مجبور به تخلیه بیمارستان کمال عدوان در مجاورت شده اند.
این وزارتخانه در بیانیهای گفت: «اوضاع بحرانی است و بدون آن که مداوی بر روی مجروحان انجام شوداین مجروحان مظلوم بی گناه تسلیم مرگ شده و جان به جان آفرین تسلیم می نمایند».
سرویس اضطراری غزه اعلام کرد که عملیات امداد رسانی آنان به دلیل تهاجم و تجاوز ددمنشانه سه هفته ای نیروهای رژیم جنایتکار نسل کش صهیونی به شمال غزه متوقف شده است.
وزارت بهداشت غزه اعلام کرد که تلفات تهاجم هوایی و زمینی اسرائیل به غزه از اکتبر 2023 تاکنون از 43 هزار نفر فراتر رفته است.
منابع پزشکی به الجزیره عربی گفتند که حملات رژیم آپارتاید تروریستی صهیونیستی به نوار غزه از بامداد سه شنبه حداقل 115 نفر را به شهادت رساندند که 109 نفر از آنها در شمال غزه شهید شده اند.
رژیم جعلی غاصب صهیونیستی میگوید هدف این حمله نابودی حماس است، اما گروه مقاومت و دیگر جنبشهای فلسطینی شجاعانه با مهاجمان اسرائیلی در سراسر نوار غزه میجنگند.
ارتش خون ریز سفاک صهیونی روز سه شنبه گزارش داد که چهار سرباز آنان از جمله یک افسر در جبالیه واقع در شمال نوار غزه کشته شدند.
جنگ غزه با بمباران لبنان و اعزام نیرو به جنوب آن توسط اسرائیل، درگیری های گسترده تری را در خاورمیانه دامن زده است.
پارلمان اسرائیل قانونی را تصویب کرد که به موجب آن آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد(آنروا) از فعالیت در داخل سرزمین های فلسطینی منع می شود و این اقدام که بر خلاف اصول و موازین حقوق الملل می باشد، جامعه بین المللی را نگران کرده چرا که این مجامع بی خاصیت شعاری بی عمل حراف، نگران بدتر شدن وضعیت وخیم بشردوستانه در غزه می باشند!
فیلیپ لازارینی، مدیر آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد(UNRWA)این اقدام را "مجازات دسته جمعی" توصیف کرد و فقط همین. واقعا خنده دار است یک سازمان عریض و طویل بین المللی اینگونه اسیر مشتی صهیونیزم بین الملل گشته است و اظهار عجز می نمایند و جسارت یک اقدام عملی در باب این باند جنایتکار جنگی حاکم بر رژیم صهیونی را ندارند.
هنوز مشخص نیست که این تصمیم چه تأثیری بر زندگی فلسطینیها، بهویژه در نوار غزه خواهد داشت، جایی که سازمان ملل میگوید که بیشتر 2.3 میلیون نفر آن از زمان شروع جنگ بیش از یک سال پیش، آواره شدهاند.
فرانچسکا آلبانیز، کارشناس حقوق سازمان ملل متحد، مجدداً اعلام کرد که اسرائیل در حال نسل کشی در غزه است و تأکید کرد که رژیم صهیونیستی قصد دارد فلسطینیان را نابود و از سرزمین مادریشان "کوچ و بیرون نماید".
رژیم صهیونیستی این آرزو و رؤیا را به گور خواهد برد. این رژیم جعلی غاصب که 70 سال است با اشغالگری خود به دنبال تحقق اهداف از نیل تا فرات بوده و هستند تا این منطقه وسیع تاریخی را در قبضه اختیار خود بگیرند، حالا در جنگ با یک گروه مقاومت کوچک است به نام حماس در مانده اند و در باتلاق غزه و اکنون لبنان گرفتار آمده اند. رژیم صهیونیستی در یک حالت هیستریک به سر میبرد و هنوز از شوک بزرگ و شکست و ضرباتی که به این رژیم وارد شده خارج نشده است و در وحشت بسر می برد. بلاشک رژیم غاصب، رفتنی است و همانطور که امام راحل بزرگوار (رضوان الله علیه) از رژیم غاصب به «سرطان» تعبیر کردند، حتما این سرطان به فضل الهی به دست خود مردم فلسطین و نیروهای مقاومت در کل منطقه ریشهکن خواهد شد؛ انشاءالله.
آلبانیز، کارشناس مستقل حقوق در اراضی اشغالی فلسطین که اغلب با انتقاد شدید اسرائیل مواجه شده است، در گزارشی جدید اعلام کرد که به نظر می رسد نسل کشی فلسطینی ها وسیله ای برای رسیدن با هدف حذف کامل یا ریشه کن کردن فلسطینی ها از سرزمین جدایی ناپذیرهویت آنها و به طور غیرقانونی و آشکارا مورد طمع اسرائیل است باشد.
ریاض منصور، سفیر فلسطین در سازمان ملل متحد در نیویورک، گفت که جامعه بین المللی نتوانسته است "مانع از جنایات اسرائیل گردد و با مجازات باند جنایتکار مسئولان روان پریش جانی این رژیم نسل کش را متوقف و مهار نماید" زیرا کل جمعیت شمال غزه به دلیل محاصره طولانی اسرائیل نزدیک به یک ماه اخیر در معرض خطر مرگ قرار دارند.
من هفته به هفته در این شورای امنیت نشستم، هفته به هفته در مقابل مجمع عمومی ایستادم، به این امید که بتوانم به مردمم بگویم که کمک در راه است. منصور در نشست شورای امنیت سازمان ملل برای بحث و بررسی درباره بحرانهای منطقه گفت: آنها از روز سه شنبه وحشتهایی را تحمل کردند که شما روی صفحههای تلویزیون خود تماشا میکنید و به سختی میتوانید درک کنید، اما شکنجهگران آنها همچنان بی رحمانه جنایت می کنند و قربانیان آنان فلسطینی های مظلوم بی دفاع و بی پناه می باشند که همچنان رها و در تیر رس این جانیان جنایتکار جنگی قرار دارند و مثل آب خوردن نسل کشی کرده و انسان های بی گناه و بی دفاع را کشته و خون پاکشان را بر زمین جاری می کنند.[1]
از آنجایی که مجازات اسرائیل از سوی مجامع بین المللی صورت نمی گیرد، همچنان شاهد آن هستیم که اسرائیل گستاخانه و با حمایت آمریکا و سه کشور اروپایی انگلیس، آلمان و فرانسه به جنایات مستمر خود در غزه،لبنان و شرارت هایش نسبت به ایران و سوریه ادامه می دهد. این رژیم جعلی آتش افروز که بقایش در شرارت های منطقه ای و بین المللی استوار است، هیچ تمکینی نسبت به قواعد و موازین بین المللی نداشته و از سوی دیگر به درخواست کشورهایی که در سازمان ملل متحد گرد آمده اند هم اعتنایی ندارد و از قطعنامه های صادر شده نیز سرپیچی می کند و با گستاخی هرچه تمام تر هم اعلام می نماید که اراده اش برای کشتن و جنایت بیشتر از اراده جمعی جامعه بین المللی است که برای نجات مردم مظلوم فلسطین و لبنان و...که به امنیت و صلح و آرامش نیاز دارند تا زندگی کنند، به صحنه آمده اند. نظامیان ارتش اشغالگرصهیونیستی و باند جنایتکار مسئولین این رژیم نامشروع جعلی نسل کش بدانند؛ نمی توانند برای بازگرداندن حیثیت از دست رفته خود، غیرنظامیان را هدف قرار دهند و با ترور و گسترش جنگ در منطقه از محاکمه و مجازات و تنبیه و کفیر بین المللی فرار نمایند. چنگال عدالت الهی و طبیعت قوی است و بزودی این عدالت با قدرت مردم فلسطین و مردم آزاده دنیا عملیاتی و اجرایی خواهد شد و آن گاه شاهد قصاص خون های به ناحق ریخته مظلومان فلسطین و مبارزان آنان در طول 75 سال اشغالگری توأم با کشتار و قتل و ترور خواهیم بود. انتقام آغاز شده است و پایان آن قطعا با نابودی و محو کامل ریشه صهیونیزم بین الملل همراه خواهد بود تا جهان و جامعه بشری بدون ذکر نامی از اسرائیل، در هوایی سرشار از آزادی،امنیت و صلح بین المللی، تنفس کند و به زندگی با طراوت و شاداب خود بدون دغدغه و ترس از قلدران منطقه ای و حامیان آنان بازگردند. به امید چنین روزی که صدای پایش با گام های استوار مبارزانش به گوش می رسد. مبارک باد چنین روزی.
چهارشنبه: 9 / 08 / 1403- 26 ربیع الثانی 1446- 30 اکتبر 2024
1- Israel Slaughters Gazans in Beit Lahiya. Kayhan .ir. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date : Wednesday 30 October 2024
پاسخ غلط رژیم صهیونی داده خواهد شد
اسدالله افشار
رژیم غاصب جعلی نامشروع نسل کش صهیونی در بامداد 5 آبان ماه با هدف نفوذ به فضای سرزمینی ایران به خاک کشور عزیزمان؛ ایران حمله کرد. سامانه پدافند هوایی ایران در این حمله تهاجمی نظامی هدف قرار گرفت. پاسخ به این اقدام تجاوزکارانه آشکار که با چراغ سبز و حمایت آمریکا از تلآویو صورت گرفته است، حق دفاعی ذاتی ایران می باشد و قطعا به تعبیر بیانات و رهنمودهای رهبرحکیم فرزانه انقلاب اسلامی که در دیدارصبح دیروز( یکشنبه 6 آبان ماه) با هزاران نفر از خانوادههای معزز شهیدان عنوان گردید و فصل الخطاب همه ملت و دستگاه های نظامی و انتظامی و امنیتی و سیاسی خواهد بود و به آن توجه خاصی مبذول خواهند داشت؛ شرارت سه روز پیش رژیم صهیونیستی نه باید بزرگنمایی شود و نه کوچکانگاری. بایدخطای محاسباتی رژیم صهیونیستی به هم بخورد و البته باز بفرموده رهبرمعظم انقلاب این شرارت و گستاخی و جسارت رژیم جنایتکار صهیونیستی نه بزرگنمایی شود و نه کوچکانگاری. در حقیقت هشدار رهبر معظم انقلاب در این خصوص هشداری درست و منطقی و قابل تأمل است و از نگاه تیزبینانه ایشان این غلطی که کردند، خودشان با اهداف خاص بزرگنمایی میکنند اما کوچکانگاری آن و اینکه بگوییم چیزی نبوده و اهمیتی نداشت هم غلط است.
رهبر عزیز انقلاب در همین دیدار با تأکید بر ضرورت بهم خوردن محاسبات غلط رژیم صهیونیستی درباره ایران، گفتند: "آنها درباره ایران دچار خطای محاسباتی هستند چرا که ایران و جوانان و ملت ایران را نمیشناسند و هنوز نتوانستهاند قدرت، توانایی، ابتکار و ارده ملت ایران را درست بفهمند که ما باید این را به آنها بفهمانیم".
مقام معظم رهبری زمان پاسخ دادن به این غلط و جسارت احمقانه رژیم صهیونی را بر عهده مسئولان گذاشته و تأکید کردند: "البته کیفیت کار را باید مسئولان ما به درستی تشخیص و آنچه به صلاح این کشور و ملت است انجام دهند تا آنها بفهمند ملت ایران کیست و جوانان آن چگونهاند؟" بنابراین تکلیف مشخص است و به صلاحدید مسئولان و تأکید رهبر شجاع انقلاب؛ پاسخ این شرارت و غلط محاسباتی باند جنایتکار رژیم صهیونی در وقت و در زمان مناسب داده خواهد شد.
در حالی که تجزیه و تحلیل دقیق وضعیت ضروری است، چندین اصل باید در خصوص این حمله و نقض آشکار حاکمیت ایران درنظر گرفته شود. اولین مورد، مسئولیت مشترک حامیان اسرائیل در این اقدام تجاوزکارانه است. دوم امنیت جمعی ملت های منطقه و سوم حفظ امکان خروج از مارپیچ تشدید درگیری که خواست اسرائیل است. مواردی که در ذیل خواهد آمد و مطرح می شود مهم است و باید به آنها توجه نماییم:
1. براساس اعلام رسمی و اخبار منتشر شده از این تجاوز، به نظر می رسد اسرائیل در این حمله سامانه پدافند هوایی ایران را هدف قرار داده که منجر به شهادت چند رزمنده دلاور و سرافراز ارتش این کشور شد. این رژیم آپارتاید در تجاوزات قبلی خود به اصفهان نیز سامانه پدافند هوایی ایران را هدف قرار داده بود.
میزان موفقیت این رژیم در نیات شوم خود نیازمند اطلاعات تکمیلی و دقیقی است که خارج از صلاحیت و توانایی این نویسنده است. اما به نظر می رسد به تداوم تجاوزات خود می اندیشد و سعی دارد در صورت تداوم درگیری برای دفعات بعدی، پدافند هوایی ایران را تضعیف نماید تا قدرت مانور بیشتری داشته باشد.
2. طبق اعلام رسمی رژیم کودک کش صهیونی، عملیات نظامی آنان احتمالاً در این مرحله به پایان خواهد رسید، اما این به معنای پایان کامل آن نیست. براساس سوابق اقدامات خود، این احتمال وجود دارد که اسرائیل بدون پذیرش مسئولیت اقدام به ترور برخی افراد و یا انجام اقدامات خرابکارانه دیگر در ایران کند. بنابراین سیستم نظامی و اطلاعاتی و حتی سیاسی و امنیتی ایران باید در سطح بالایی از هوشیاری باشد و با بیداری و رصد اوضاع فعلی لحظه ای درنگ و غفلت ننماید چون زمان خطا و آزمون وجود ندارد.
3. دفاع مشروع در زمان مناسب حق ذاتی ایران است و طبق ماده 51 منشور ملل متحد در سطح بین المللی به رسمیت شناخته شده و مشروعیت یافته است. اصولاً این پاسخ باید شامل بازدارندگی از تجاوز بیشتر توسط متجاوز باشد. قبل و در طول این تجاوز، و به طور خاص، پس از آن، ایالات متحده و بریتانیا به طور مداوم بر حق اسرائیل برای دفاع از خود تاکید کردند.
آمریکا اعلام کرده است که در این عملیات تهاجمی حضور نداشته است، هرچند در این مورد تردیدهایی وجود دارد. ایالات متحده و بریتانیا بدون محکوم کردن تجاوزات اسرائیل و تأکید مجدد بر حق دفاع از خود، هر دو طبق روال همیشگی با حمایت از رژیم صهیونی و با بی شرمی هرچه تمام تر از ایران خواستهاند که از پاسخ به این تجاوز گستاخانه خلاف اصول و قوانین و مقررات بین المللی، خودداری کند و تنشها را کاهش دهد در حالی که جامعه جهانی به خوبی می داند مرکز تنش آنان هستند که از کشتارها و ترورهای رژیم صهیونی حمایت کرده و می کنند و چشم خود را عامدا برحقایق وجنایات صورت گرفته درچند دهه اخیر خاصه یکسال گذشته تا به امروز در غزه و لبنان و... بسته اند.
من پیشنهاد می کنم با توجه به مسئولیت ایالات متحده در تسلیح اسرائیل و حمایت همه جانبه مالی، نظامی، اطلاعاتی و سیاسی ازآن و درخواستش ازایران، باید متعهد به جلوگیری ازتهاجم نظامی، اقدامات ضد امنیتی و تروریستی اسرائیل علیه ایران و برقراری آتش بس در منطقه گردد. در حقیقت آمریکا باید قلاده را بر گردن سگ هار منطقه ای خود بندازد تا او را مهار کند تا تنش ها و مصیبت ها خاتمه یابد که آن هم همه می دانیم شدنی نیست زیرا آمریکا خود منطقه را ناامن می خواهد تا به اهداف و منافع خود جامه عمل پوشاند! و لذا به
عنوان یک قاعده، ایالات متحده که از اسرائیل در محدوده پنجاه و یکمین کشور خود دفاع می کند، باید مسئولیت حمایت خود ازآن را بپذیرد و تعهدی نیز باید همراه با درخواست آن باشد.دراین صورت می توان این اقدام را یک اقدام بازدارنده تلقی کرد. در غیر این صورت این درخواست مضحک، نقض غرض و از روی رفع تکلیف و بی معنی است.
4. کشورهای منطقه تجاوزات اسرائیل به خاک ایران را با شدت و ضعف های متفاوت محکوم کرده اند. آنها به خوبی می دانند که ایده توسعه طلبانه صهیونیسم شامل بسیاری از سرزمین های عربی خواهد شد و به قول فارسی "شتری است که در خانه و کشور آنها نیز خواهد خوابید".
با مشارکت قدرت های بین المللی و منطقه ای، سازمان ملل متحد باید برای حفظ امنیت منطقه اقدام جمعی انجام دهد. برگزاری کنفرانس صلح در منطقه با هدایت و رهبری سازمان ملل می تواند راه حل مناسبی در قدم اول باشد.
5. ایران به عنوان کشوری که خاک آن مورد تهاجم قرار گرفته است باید تمامی امکانات لازم را برای دفاع از خاک خود فراهم کند. در عين حال، جمهوري اسلامي هرگز نبايد ديپلماسي را در راه دستيابي به قدرت نظامي فراموش كند، چنانكه نكرده است و همواره بايد آماده خروج از مارپيچ تشديد در زمان مناسب باشد. منافع ملی ایران در برقراری صلح ریشه دوانده است. با این حال، بقای اسرائیل در جنگ و خونریزی است.[1]
جان کلام این که؛اگرچه آمریکا در تهاجم به ایران شرکت نکرده اما دراین خصوص که باخبربوده و حمایت کرده و چراغ سبز نشان داده است، مسئولیت مستقیم دارد و بداند پاسخ ایران مقتدر به حمله، حتمی است و ایران حق خود رادراین زمینه بنابرکنوانسیون های بین المللی محفوظ میداندودرزمان مناسب وبا صلاحدید مسئولان ذیربط پاسخ این گستاخی را در دفاع از منافع و امنیت ملی و بین المللی خود خواهد داد و در این خصوص تردیدی وجود ندارد. باند جنایتکار متجاوز رژیم صهیونی و حامیان آمریکایی و اروپایی اش بدانند ایران مصمم به پاسخ است و انتقام خون تعدادی از دلاورمردان ارتش جمهوری اسلامی را که از فرزندان غیور و شجاع خود بوده و در دفاع از امنیت این کشور با فرهنگ و تمدن کهن به شهادت رسیده اند، خواهد گرفت و در این زمینه نه خویشتنداری خواهد کرد و نه مماشات به خرج خواهد داد بلکه در راستای احقاق حق مردم ایران و تأمین امنیت و نیزتنبیه این باندجنایتکاران، قطعا پاسخِ محکمِ دقیقِ متناسب داده خواهد شد.
دوشنبه: 7 / 08 / 1403- 24 ربیع الثانی 1446- 28 اکتبر 2024
1- Akhoundi. Abbas. Iran and the response to Israel’s aggression. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes/ October 27, 2024 - 21:47
حزب الله و جبهه مقاومت؛ علیه جنگ افروزی آمریکا و اسرائیل
اسدالله افشار
جنگ افروزان آمریکایی و اسرائیلی در برخورد با ایران و برجسته ترین متحد آن، حزب الله، در غرب آسیا با چالش های متعددی روبرو هستند. آنها به دنبال دستیابی به دستاوردهای تاکتیکی در تلاش برای منزوی کردن این دومتحد راهبردی جبهه مقاومت و کنترل سرنوشت ژئوپلیتیکی منطقه هستند.
آنها مطمئناً می دانند که حزب الله را نمی توان تضعیف کرد. بلکه مطمئن هستند که حزب الله توانایی توسعه عملیات دفاعی خود را دارد. با این وجود، آنها معتقدند که مرحله کنونی قابل تحمل نیست و به دنبال ماجراجویی های بیشتری برای از بین بردن حزب الله پس از دهه ها تجربه ناموفق هستند. آنها فکر می کنند که به لطف حمایت آشکار و بی چون و چرای غرب به همراه ناتوانی شرم آور حاکمان کشورهای عربی که کاملاً مطیع سیاست امپریالیستی هستند، فرصت برای پیاده کردن نقشه های شومشان کاملاً آماده است.
جنگ افروزان آمریکایی و اسرائیلی به دنبال یک "پیروزی مطلق" هستند - همانطور که نتانیاهو گفته است – اما بدانند که با وجود شرارت ها و کشتارها و ترورها و ویرانی های صورت داده در یکسال اخیر، هیچ گاه تجاوز مستمر و پیوسته به غزه و لبنان افق روشنی نداشته و نخواهد داشت و نتیجه این همه جنایات جنگی نهایتا به رسوایی و انزجارجهانی منتهی و منجر خواهد شد که این اتفاق رخ داده است و افکار دنیا امروز برعلیه سردمداران آمریکایی و اسرائیلی جنگ افروز بسیج شده است.
تهران در دوران جنگ کنونی نقش محوری را ایفا میکند که برای حل مشکلات و غلبه بر مشکلات، از جایگاه «صبر راهبردی» فراتر رفته و با در نظر گرفتن دو محور اصلی، وارد مرحله «مقابله خردمندانه» شده است. و این مقابله ممکن است:
- هزینه و بهای سنگینی را در پی داشته باشد؛
- و یا رئیسجمهور بعدی آمریکا را وادارمی نماید «اسرائیل» را که در منطقه نقش نیابتی به او داده است مهار کند، تا واشنگتن را به یک رویارویی همهجانبه نکشاند.
به موازات آن چه بیان شد، نتایج انتخابات ریاستجمهوری آتی ایالات متحده بر توانایی رژیم جعلی غاصب صهیونی برای باجگیری از نامزدهای حزب جمهوریخواه و دموکرات، «کامالا هریس» و «دونالد ترامپ»، تأثیر ویژه ای خواهد گذاشت.
هفتههای اخیر تأیید کرده است که جنگافروزان آمریکایی و اسرائیلی به دیپلماسی توجهی ندارند، بلکه منطق زور را برای مهندسی دنیای جدیدی اتخاذ میکنند که تنها معیار آن کشتار جمعی و ویرانی برای نجات هژمونی رو به زوال خود است.
در همین حال، واشنگتن نظریه «پسا حقیقت» را پذیرفته است که ادعا می کند حزب الله سقوط کرده است و به دنبال "آتش بس" فقط به منظور به حاشیه راندن آنان -در بحبوحه جنگ وحشیانه خودشان- در لبنان هستند!
اما نتانیاهو این جنایتکار جنگی با این گزینه مخالف است و معتقد است که چنین سیاستی پروژه «اسرائیل بزرگ» را خنثی میکند، بهویژه اکنون که تمام جناحهای حامی مقاومت در غرب آسیا، نهاد «امن» خود را در یک رویارویی بیپایان فرسایشی قرار دادهاند.
برخلاف این همه وحشیگری، تهران تلاش مطلق برای توقف جنگ می کند و کشورهای اسلامی و عربی را از تهدیدهای تحمیل شده توسط آمال هژمونیک تروریستی آمریکا و اسرائیل هشدار می دهد.
جهان در آستانه یک آتشفشان سیاسی و یک نبرد تمام عیار است. روسیه و چین - با توجه به نقشه های جدید پیشنهادی نتانیاهو - هر دو با مسئولیت های تاریخی روبرو هستند زیرا اقتصاد جهانی نمی تواند مصیبت ها و هرج و مرج بیشتری را تحمل کند و نظاره گر این اضاع لجام گسیخته بین المللی باشد که نتیجه آن موجبات ناامنی و فقر و فلاکت را برای مردمان دنیا فراهم و به ارمغان آورد.
حزب الله و جبهه محبوب مقاومت بیش از هر زمان دیگری متحد و استوار هستند. حزب الله و جبهه مقاومت چه در فلسطین و چه در لبنان در یکسال اخیر؛ با عملیات های غافلگیرانه خود تا به امروز اسرائیل را که به نیابت از آمریکای استعمارگر در منطقه فتنه گری می کند، آتش و آشوب برپا می نماید، حمام خون، کودک کشی و نسل کشی راه می اندازد؛ وارد یک جنگ فرسایشی طولانی و آشکار کرده و باعث شده اند تعداد بسیاری از مهاجران صهیونیستی ساکن در سرزمین های اشغالی را از شمال به مرکز و از مرکز به خارج از فلسطین آواره سازند و امنیت آنان را برهم زنند.
حزب الله و جبهه مقاومت امروز قوی تر از آن روزی هستند که جنگ افروزان آمریکایی و اسرائیلی انتظار دارند. حزب الله و جبهه مقاومت از حمایت بیسابقهای در تاریخ خود در میان لبنانیها، اعراب، جهان اسلام و جامعه بزرگتر بینالمللی برخوردار هستند. حزب الله و جبهه مقاومت هردو به یک جنبش مقاومت انقلابی علیه امپریالیسم آمریکا و اسرائیل تبدیل شده اند، قدرت آنان قوی تر شده و ثابت کرده اند که یک بازیگرجهانی هستند و می توانند با ایفای نقش بین المللی خود سهم بزرگی در مبارزه با صهونیزم بین الملل و آمریکای جنایتکار حامی رژیم صهیونی داشته باشند.[1]
کارشناسان و تحلیل گران اعتقاد دارند؛ صهیونیزم بین الملل و آمریکای جنایتکار به خوبی می دانند:
1- حملات نظامی رژیمصهیونیستی به لبنان باعث ایجاد تغییر شگفتانگیزی در احساسات عمومی شده و منجر به بازسازی اعتماد میان جوامع مختلف و حزبالله شده است.
2- باحملات وحشیانه خونین رژیمصهیونیستی در لبنان؛ موجی از همدردی و همبستگی عمومی و حمایت مقامات رسمی دولت لبنان و جناحهای سیاسی که با حزبالله در تنش بودند، مانند جریان ملی آزاد و حزب سوسیالیست ولید جنبلاط، شاهد کاهش تنش ها بودیم.
3- ساختار فرقهای لبنان اغلب موجب فعال شدن نقصهای اجتماعی گشته، اما حملات و آتش افروزی رژیم صهیونی ابهطور پارادوکسیکالی حس جدیدی از وحدت حول مقاومت حزبالله را در میان گروههای مختلف لبنان شاهد هستیم.
4- تحلیل گران و مقامات آمریکایی معتقدند؛ رزمندگان حزبالله پس ازسالهای جنگ در منطقه ماهر شدهاند و میتواند انبوهی از موشکها و پهپادها را به مواضع اسرائیل شلیک کند و با فلج کردن سامانههای پدافند هوایی، مواضع نظامی حساس و بنادر مهم را هدف قرار داده و نیروگاهها را از پای درآورد. این میتواند تلفات سنگینی را تحمیل کند.
5- حزبا... اساسا در دکترین نظامی خود بهدنبال تلفاتگیری از مجموعههای انسانی نیست.
6- حزب ا... راهبرد خود را مشخصا در انهدام زیرساختهای رژیم صهیونی قرار داده تا ساکنان اشغالگر شهرکهای صهیونیستنشین را مجبور به مهاجرت و مراجعت به کشورهای خود نماید.
7- حزبالله نشان داد به تنهایی با شلیک موشکهایی که اقدامی بی سابقه بوده ضربات جبرانناپذیری را به رژیم جنایتکار صهیونیستی وارد کرده است، نوع سلاحها و پهپادها تغییرات زیادی کردهاند و حزبالله با شلیک آنها خط قرمز را شکستهاند و دیگر حزبالله هیچ خط قرمزی را لحاظ نمیکند.
8- حزب الله «ققنوس وار» از خاکسترهای جنگ برخاسته و قویتر از گذشته، حیات صهیونیستهای جانی را تهدید کرده است. آواره شدن دهها هزار صهیونیست در یکسال اخیر سند محکمی در خصوص تقویت توان رزمی حزب الله در سالهای اخیر است.
9- نتانیاهو این جانی روان پریش با ابزار نظامی نمیتواند اراده حزب الله را و مقاومت لبنان را درهم بشکند چرا که تجربه جنگ ۳۳ روز در جنگ ۲۰۰۶ ثابت نمود؛ میزان تاب آوری آنان بیش از حد تصور است.
10- حمایت همهجانبه مردم لبنان از حزبالله بویژه پس از انفجار تروریستی پیجرها از سوی رژیم نامشروع غاصب صهیونیستی بیانگر جایگاه اجتماعی آن در میان مردم لبنان است و این جنگ هرچقد هم طول بکشد و فرسایشی گردد، مردم لبنان مصمم در حمایت از حزب الله هستند و با حمایت خود بلاشک رژیم صهیونیستی را در بنبست راهبردی و عدم توانمندی در مدیریت نبرد قرار خواهند داد.
جمعه: 4 / 08 / 1403- 21 ربیع الثانی 1446- 25 اکتبر 2024
1- Al Asaad. Sondoss. Will Netanyahu’s sadistic estimates ignite a world war. Translator; Asadollah Afshar. Tehrantimes/ October 23, 2024 - 19:27
حماس شکست ناپذیر؛ اسرائیل دچار توهم پیروزی
اسدالله افشار
نیویورک تایمز می نویسد: فرماندهان ارشد حماس به شهادت رسیدند، اما کشتن یک سرهنگ اسرائیلی توسط حماس در روز یکشنبه 29 مهر ماه(20 اکتبر) در شمال غزه نشان داد که شاخه نظامی این گروه هنوز یک نیروی چریکی فعال قدرتمند با جنگندهها و مهمات کافی برای درگیر کردن ارتش رژیم صهیونیستی در شرایطی نابرابر، سخت و دشوار است و اجازه نداده است تا اسرائیل احساس پیروزی نماید.
سرهنگ احسان داکسا، یکی از اعضای اقلیت عرب دروس اسرائیل، بر اثر انفجار یک ماده منفجره در نزدیکی کاروان تانک کشته شد. این یک حمله غافلگیرکننده بود که نشان داد چگونه حماس نزدیک به یک سال از زمان حمله اسرائیل به غزه در اواخر اکتبر گذشته، مقاومت کرده است و قطعاحتی پس از شهادت رهبر خود، یحیی سنوار، که در هفته گذشته رخ داده است خواهد توانست مقاومت کند.
به گفته تحلیلگران نظامی و سربازان اسرائیلی، مبارزان باقیمانده حماس در ساختمان های ویران شده و شبکه گسترده تونل های زیرزمینی پنهان شده اند و علیرغم تلاش های اسرائیل برای نابودی و تخریب کامل تونلها، این مهم تحقق نیافته است و عمده آن ها دست نخورده باقی مانده اند. در حقیقت این رسانه آمریکاییِ ضمن اشاره به تلفات و خساراتی که حزبالله لبنان به رژیم صهیونیستی تحمیل کرده است، اذعان می نماید که جنبش حماس در ۲ دهه گذشته برای حمله صهیونیستها آماده بوده و در صورت ترور فرماندهان، نیروها میدانند چگونه به وظایف خود عمل کنند.
مبارزان حماسی برای مدت کوتاهی در واحدهای کوچک از تونل ها بیرون میآیند تا اوضاع محیط پیرامونی را بررسی نمایند، مواد منفجره ای را کنار جادهای نصب کنند، مینها را به خودروهای زرهی اسرائیل ببندند یا نارنجکهای راکتی را به سمت نیروهای صهیونیست شلیک کنند و سپس به زیرزمین بازگردند.
رویکرد حماس در مقیاس کوچک و با ضربه زدن به آن اجازه داده است که به آسیب رساندن به اسرائیل ادامه دهد.
به نقل از نیویورک تایمزصلاح الدین الاووده، یکی از اعضای شاخه نظامی حماس و یکی از مبارزان سابق این گروه، که اکنون تحلیل گر مستقر در استانبول می باشد، می گوید؛ نیروهای چریکی به خوبی کار می کنند و تسلیم کردن آنها - نه فقط در کوتاه مدت، بلکه در دراز مدت بسیار دشوار خواهد بود. معنا و مفهوم این سخن آن است که اعضای حزبالله میتوانند براساس تحولات میدان جنگ، بهسرعت صفآرایی کرده و آرایش نظامی خود را تغییر دهند.
الاووده می گوید، اگرچه اسرائیل ممکن است انبارهای موشک های دوربرد حماس را منهدم کرده باشد، اما هنوز بمب های بی شمار دیگری با سلاح های سبک در دسترس هستند. برخی از آن مواد منفجره قبل از شروع جنگ انبار شده بود. به گفته حماس برخی دیگراز مهمات اسراییلی عمل نکرده و در اثر برخورد منفجر نشده اند. حماس ویدئویی را در این زمینه منتشر کرد که به نظر می رسد مبارزان حماس یک موشک منفجر نشده اسرائیلی را به یک بمب دست ساز تبدیل می کنند.
سینوار در گوشه ویرانه های رفح توسط یک واحد اسرائیلی که برخوردارازتانک ها، پهپادها و تک تیراندازها بود، به شهادت رسید. به گفته تحلیلگران اسرائیلی و فلسطینی، بعید است شهادت این چهره درخشان مقاومت و مجاهدت بر روحیه مبارزان حماس در شمال غزه تأثیر سویی بگذارد. قطعا مبارزان سلحشور جنبش حماس به او تأسی کرده و می داننداین شهید والا مقام با عزم پولادین در برابر دشمن ظالم و متجاوز ایستاد؛ با تدبیر و شجاعت به او سیلی زد؛ ضربه جبرانناپذیر هفتم اکتبر را در تاریخ این منطقه به یادگار گذاشت؛ و آنگاه با عزّت و سربلندی به معراج شهیدان پرواز کرد.. کسی چون او که عمری را به مبارزه با دشمن غاصب و ظالم گذرانده است، سرانجامی جز شهادت شایسته او نیست.[1]
رهبرانقلاب اسلامی در پیامی خطاب به ملت های مسلمان و جوانان غیور منطقه با تجلیل از مجاهد قهرمان، فرمانده «یحیی السنوار» تأکید کردند:« فقدان او برای جبههی مقاومت البتّه دردناک است، ولی این جبهه با شهادت برجستگانی چون شیخ احمد یاسین، فتحی شقاقی، رنتیسی و اسماعیل هنیّه از پیشروی باز نماند، و با شهادت سنوار هم کمترین توقّفی نخواهد داشت؛ باذن الله. حماس زنده است و زنده خواهد ماند. ما چون همیشه، در کنار مجاهدان و مبارزان بااخلاص خواهیم ماند؛ بتوفیق من الله و عونه».[2]
به گفته تایمز، پس از بیش از یک سال نبرد چریکی، مبارزان باقی مانده حماس احتمالاً اکنون به تصمیم گیری محلی به جای گرفتن دستور از یک ساختار فرماندهی متمرکز عادت کرده اند.
علاوه بر این، حماس در تابستان اعلام کرد که مبارزان تازه نفسی را به خدمت گرفته است.[3]
لازم می دانم با توجه به تحلیل ها و اظهارات کارشناسانه صاحب نظران؛ به برخی از جفاها و ظلم هایی که در طول یکسال گذشته از سوی صهیونیزم بین الملل و حامیان غربی و اروپایی آنان بر مبارزان حماس و غزه و کرانه باختری رفته است و مجامع جهانی و کشورهای عربی و غیرعربی منطقه نسبت به آن چشم پوشی و یا سکوت کرده اند، نکات و مواردی را فهرست وار در دفاع از مردم مظلوم بی پناه فلسطین یادآوری نمایم:
1- دولتهای حامی اسرائیل با حمایت ها شرمآور خود هم شریک جرم این رژیم در جنایات بیپایان آن هستند و هم هزینه سنگین خیانت خود را در این خصوص بزودی خواهند پرداخت.
2- بیتوجهی برخی دولت ها و حاکمان عربی در قبال مردم غزه؛ مایه ننگ جامعه بشری و امت اسلامی است.
3- کشورهای منطقه و کشورهای مدعی دموکراسی غربی که نسلکشی در غزه و جنایت جنگی رژیم خودکامه روبه افول و زوال اسرائیل در لبنان را می بینند و با سکوت خود این غده سرطانی را حمایت و همراهی می نمایند بلاشک هم شریک در جنایات آنان هستند و هم لکه ننگی بردامان جامعه بشریت می باشند که به تعبیر یکی از تحلیل گران مطبوعاتی با نامردی و ناجوانمردی، شرافت را رها کرده و به دنبال معاملات سودآور کلان مادی با اسرائیل هستند.
4- از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا جنگی ویرانگر را علیه مردم غزه به راه انداخته و بیش از ۱۴۰ هزار فلسطینی شهید و زخمی شدهاند.
5- در این جنگ علاوه بر تخریب گسترده و گرسنگی که جان صدها کودک فلسطینی را گرفته و یکی از بدترین فجایع انسانی در جهان محسوب میشود، بیش از ۱۰ هزار فلسطینی دیگر هم مفقود شدهاند.
6- از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، تلآویو میلیاردها دلار تجهیزات نظامی مختلف از آمریکا دریافت کرده است. براساس اعلام وزارت جنگ رژیم صهیونیستی، این تجهیزات شامل ناوگان جدید جنگندههای اف-۳۵، تانک، موتور خودروهای زرهی، خودروهای جنگی و هزاران تُن تجهیزات نظامی دیگر میشود.
7- رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا و کشورهای اروپایی همچون انگلیس، با نادیده گرفتن ۲ قطعنامه شورای امنیت برای متوقف کردن فوری حملاتش به نوار غزه و نیز دستورالعملهای دیوان بینالمللی دادگستری درباره لزوم اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از نسلکشی و تلاش برای بهبود شرایط انسانی در غزه، به حملات خود ادامه میدهد.
8- متأسفانه بر نظام بینالمللی، قانون جنگل حکم می کند و این اسرائیل است که با حمایت بی شرمانه آمریکا و سه کشور اروپایی انگلیس، آلمان و فرانسه دایره تجاوز را از ذیل تمام منشور حقوق بینالملل گذرانده و نادیده گرفته است.[4]
9- از عملیات طوفان الاقصی که یکسال است می گذرد؛ رژیم صهیونی در شوک و وحشت فرو رفت، نتانیاهو مورد انتقاد شدید قرار گرفت، او راهی برای بازگرداندن گروگانها پیدا نکرد، اختلافات بر سر رهبری و ادامه قدرت نتانیاهو، هدایت جنگ و ناکامی در بازگرداندن همه گروگانها بالا گرفت؛ برخی از افسران ارشد ارتش صهیونیستی بسرعت استعفا دادند و تبعات امنیتی استعفای خود را پذیرفته و برعهده گرفتند، اسرائیل بلاشک پس از 7 اکتبر تا به امروز با انجام کشتارها، قتل ها، کودک کشی ها، نسل کشی ها، ترورها و تخریب زیر ساخت ها و گسترش دامنه جنگ در منطقه، بدون هیچ استراتژی سیاسی به سمت شکست میرود.
10- اسرائیل با عملیات 7 اکتبر حماس که شکست ناپذیریش هویدا گشت در چرخهای از جنگ و انزوای جهانی قرار گرفت و در مسیر اشغال گری از هیچ جنایت و تجاوزی خودداری ننمود و اسرائیل امروز در باتلاق و گرداب غزه و کرانه باختری و لبنان گرفتار آمده و به توهم پیروزی دچار گشته است توهمی که این کشور را به جنون کشیده و چه بسا منطقه را به آتش و آشوب کشاند و خاور میانه را با چالش ها و بحران های نظامی- امنیتی مواجه سازد و صلح و ثبات جهانی را به مخاطره اندازد و نباید شک کرد که اسرائیل سگ هار آمریکا در منطقه است و حافظ منافع این کشور در خاورمیانه محسوب می شود. اگر روزی آمریکا دست از حمایت اسرائیل بردارد یقین بدانید این رژیم جعلی غاصب فاشیستی تروریستی آپارتاید کودک کش، دیگر قادر به رجز خوانی و عربده کشی نخواهد بود و عمرش به درازا نخواهد کشید.
چهارشنبه: 2 / 08 / 1403- 19 ربیع الثانی 1446- 2 اکتبر 2024
[1] - پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت مجاهد قهرمان، فرمانده «یحیی السنوار». پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتاللهالعظمی سيدعلی خامنهای (مدظلهالعالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی. شنبه 28 مهر ماه 1403.
[2] - همان.
3- NYT: Hamas Guerilla Tactics Make it Undefeatable. Kayhan .ir. Translator: Asadollah Afshar. Publish Date : Wednesday 23 October 2024
[4] - تجاوز به کنسولگری، ترور دانشمندان در داخل مرزهای کشورهای دیگر و ترور شخصیتهای سیاسی نمونه بارز ترور دولتی است که در قرن بیستویکم شعله کشیده و به صورت عریان خودش را نشان میدهد. نگرانی وسیع در این است که خشونت وحشیانه از سوی ایالات متحده آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و بهویژه کشورهایی که از درجه بالای حقوق بشر حمایت میکنند، مانند کانادا و استرالیا، یا انجام میشود یا حمایت میشود.

