امنيت و تأمین آن؛ فلسفه وجودی و مشروعیت یابی نظام‌های سیاسی و نهادهای اجتماعی

اسدالله افشار

اشاره

امنیت، انتظار نخست انسانها از حکومتهاست که امروزه ابعاد گسترده و متنوعى یافته است. تأثیرپذیرى امنیت از اقتصاد، فرهنگ، صنعت و جمعیت و تأثیرگذارى آن بر همه شاخه هاى توسعه و حیات انسانى، به آن نقش بنیادین داده و همه فیلسوفان سیاسىِ گذشته و حال را به تأمل در آن وا داشته است. فیلسوفانى که دغدغه عدالت داشته اند، آن را شرط ضرورى عدل دانسته اند، و کسانى که به «رفاه» مى اندیشیده اند، آن را عامل اصلى آسایش شمرده اند و آنان که برتوسعه سیاسى یا اقتصادى تکیه کرده اند،امنیت را«عامل» و نیز «حاصل» آن تلقى کرده اند و همه کسانى که براى حاکمیت ارزشهاى معنوى تلاش دارند، آن را مقدمه این واجب مى دانند. حکومت بدون امنیت، حکومت نیست و یکى از اصلى ترین و اساسى ترین مقولات هر حکومتى، تأمین و برقرارى امنیت براى مردم و دفاعِ از حقوق آنها است. امنیت سنگ زیربناى حیات فرد و جامعه است و پیش شرط هر گونه توسعه و رشد و رفاه و ارتقاى مادى و معنوى به حساب مى آید.(1) موضوع امنيت از لحاظ سطوح به امنيت فردي،امنيت گروهي، امنيت ملي و بين المللي تقسيم شده و ابعاد متنوعي همچون معنوي،فردي،اجتماعي،سياسي،نظامي، اقتصادي، حقوقي، فرهنگي و غيره را شامل مي شود. شايان ذکراست که مفهوم امنيت و ابعاد گسترده و گوناگون آن، در قرآن و روايات اسلامي به خوبي تبيين شده است، که دراين یادداشت زیر تلاش گرديده که ابعاد فردي ـ اجتماعي و سياسي ـ نظام امنيت،اين مفهوم با اهميت در قرآن کريم تشريح گردد.

1- امنيت مفهومى وسيع و فراگيراز نظر قرآن

ازنظرقرآن امنيت مفهومى وسيع و فراگير است و افزون بر موارد ايمنى از عذاب الهى در آخرت، در دو سطح روانشناختى و جامعه شناختى قابل بررسى است. درسطح نخست به آرامش روحى افراد وكسب مدارج معنوى آنان ارتباط مى‌يابد كه از حوزه اصطلاحى امنيت در علوم اجتماعى بيرون بوده و به موضوع آرامش واضطراب در روانشناسى ارتباط دارد. درسطح ديگر امنيت باگونه‌هاى فراوان خود ابعاد گوناگون زندگى فردى،اجتماعى،سياسى واقتصادى رادربرمى‌گيرد وبا اقتدار و انسجام ووحدت جامعه پيوند دارد.اين امنيت همه جانبه افزون برايجاد زمينه‌هاى پيشرفت و توسعه داخلى، امنيت خارجى جامعه را سبب مى‌شود.

درقرآن‌كريم افزون برواژه امن ومشتقات آن (2) ازكليدواژه‌هايى مانند سلم (3)، سلام (4)، سكينه (5)، صلح (6) و واژگانى در طرف مقابل امنيت مانند خوف (7)، رعب (8)، حزن (9) و نيز آيات جهاد (10)، قصاص(11) و حدود (12) موضوع امنيت برداشت مى‌شود،افزون بر اين، آيات ديگرى نيز در ترسيم حوزه معنايى امنيت نقش دارد كه عبارت است ازآياتى كه با بيان پاره‌اى احكام فقهى و اخلاقى، امنيت عقيده (13)، جان (14)، مال (15) وآبروى (16) انسانها را محترم شمرده و پيوند ميان مؤمنان را بر پايه برادرى (17)، صلح (18)، احسان(19) وقسط و عدل (20) دانسته است وبرآمادگى دفاعى مسلمانان (21) وجهاد (22) تأكيد كرده و برحرمت جنگ درمكان (23) وزمانهاى (24) ويژه‌اى دلالت دارد.

2- نگاه قرآن به مفهوم سياسى ـ اجتماعى امنيت

نگاه قرآن به مفهوم سياسى ـ اجتماعى امنيت، برپايه رويكرد هدايتى قرآن و در پيوند با بخشى از مفاهيم دينى است. قرآن امنيت را نعمتى ازسوى خداوند (براى نمونه نك: انفال/8 ،26) وفرجامى حتمى براى مؤمنان صالح(25)مى‌داند: «وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ ءامَنوا مِنكُم و عَمِلوا الصّــلِحـتِ: ... لَيُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم اَمنـًا» (نور/24،55) و نبودن امنيت را وسيله‌اى براى امتحان (بقره/2،55) يا به سبب كفران نعمتهاى خدا معرفى مى‌كند.(26) (نحل/16،112) مؤلفه‌هاى برپايى امنيت درحوزه داخلى جامعه اسلامى وروابط خارجى آن عبارت است ازعقيده مشترك برمحور ايمان به خدا(27) (براى نمونه نك: انعام/6 ، 82)، پاره‌اى احكام فقهى و اخلاقى دين براى ساماندهى به روابط مسلمانان (براى نمونه نك: حجرات/49، 9 ـ 12)، جهاد و آمادگى دفاعى مسلمانان (انفال/8 ،6) و حضور حاكمان پايبند به آموزه‌هاى دينى.(28) برپايى امنيت، زمينه ساز دستيابى به حق (توبه/9،16) و روى‌آورى به بندگى خداست (نور/24،55 ؛ قريش/106، 3 ـ 4) واز سوى ديگر رونق مسافرت (سبأ/34، 18) و پديد آمدن رفاه اقتصادى را در پى دارد. (بقره/2،126؛ نحل/16، 112؛ قصص/28،57) برخى مفسران آرامش روحى افراد و سلامتى خانواده‌ها را از آثار امنيت دانسته‌اند(29) ونبودن امنيت را در جامعه، زمينه‌ساز ركود علمى، اظهار نشدن عقايد، بروز نارضايتى عمومى، چاپلوسى، نفاق، بى‌تفاوتى و بى‌اعتمادى به حاكمان دانسته‌اند.(30) توجه قرآن به امنيت در اين گستره وسيع از آيات ونيزدرخواست امنيت ازسوى حضرت ابراهيم (بقره/2، 126؛ ابراهيم/14،35) وتأكيد برحرمت جنگ درماههاى حرام ومكه ويادآورى بعضى اقوام بهره‌مند ازنعمت امنيت مانند قوم سبأ (سبأ/34،18) و ارتباط بخش فراوانى ازمباحث فقهى مانند حدود وديات وجهادو ... با مقوله امنيت، نشان از اهميت امنيت دراسلام دارد وتأكيد قرآن برامنيت مكه وماههاى حرام، مى‌تواند زمينه‌اى براى نهادينه شدن فرهنگ صلح وامنيت درجامعه اسلامى با شد.(31)

اقسام امنيت ازديدگاه قرآن كريم

1-امنيت اعتقادي

قرآن با تكيه براختيارى بودن پذيرش عقيده ودين،اجبار انسانها را دراين زمينه نفى مى‌كند: «لا اِكراهَ فِى الدِّين» (بقره/2،256)(32) اين آيه با توجه به تأكيد فراوان قرآن بر اصل توحيد و تلاش پيامبربربناى جامعه توحيدى و زدودن مظاهر شرك از آن، محور مجادلات فراوانى ميان مفسران قرارگرفته است. برخى با اين پيش فرض كه پيامبر اكرم(ص)عرب را برپذيرش اسلام مجبور كرد اين آيه را منسوخ مى‌دانند؛ولى برخى ديگرمعتقدندآيه مذكورنسخ نشده ودرباره اهل كتاب است كه با پرداخت جزيه ازپذيرش اجبارى دين رهايى يافتند وبت‌پرستان به پذيرش دين وادار شدند.(33) علامه طباطبايى به‌رغم پذيرش انحصار نجات ورستگارى درعقيده توحيد،با استناد به اين آيه تحميل دين وعقيده رامجاز نمى‌شمرد(34) ومنظورازجنگ با كافران را درآيه 193 بقره/2 تنها براى دفع فتنه مى‌داند.(35) ازنظرقرآن كريم،آيين حق براى همگان روشن معرفى شده: «قَد تَبَيَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَىِّ» (بقره/2،256) و پذيرش يا رد آن به اختيارافرادواگذارشده است:«فَمَن شاءَ فَليُؤمِن ومَن شاءَ فَليَكفُر» (كهف/18،29) واين امربه سود يا زيان آنان مى‌انجامد:«فَمَنِ اهتَدى فَاِنَّما يَهتَدى لِنَفسِهِ ومَن ضَلَّ فَاِنَّما يَضِلُّ عَلَيها وما اَنا عَلَيكُم بِوَكيل» و وظيفه پيامبر تنها تبليغ آيين حق و نه اجبار مردم بر آن است.(يونس/10،108) قرآن به مشركان جوياى حقيقت نيز امان مى‌دهد واز پيامبر مى‌خواهد تا كلام خدا را اگر خواستند براى آنان بخواند ودرصورت عدم پذيرش دين حق آنان را با امنيت كامل به سوى قومشان باز گرداند.(36) (توبه/9،6) درآياتى ازقرآن به موضوع جدال با مخالفان سفارش شده كه توجه به توصيه قرآن به استفاده ازنيكوترين شيوه درمناظره با ايشان: «وجـدِلهُم بِالَّتى هِىَ اَحسَنُ» (نحل/16،125) نشان دهنده آزادى و امنيت عادلانه افراد در بيان معتقدات ونقد وبررسى آن است.آيه«فَبَشِّرعِباد اَلَّذينَ يَستَمِعونَ القَولَ فَيَتَّبِعونَ اَحسَنَه»(زمر/39، 17 ـ 18) ازوجود زمينه براى طرح افكار وعقايد گوناگون درفضايى مناسب حكايت دارد.

2-امنيت جان، مال وآبرو

از نظرقرآن جان انسانها محترم است: «و لا تَقتُلوا النَّفسَ الَّتى حَرَّمَ اللّهُ اِلاّ بِالحَقِّ» (انعام/6 ،151) و كشتن كسانى كه قتل و فسادى مرتكب نشده‌اند همانند كشتن همه انسانهاست:«مَن قَتَلَ نَفسـًا بِغَيرِ نَفس اَو فَساد فِى الاَرضِ فَكَاَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَميعـًا» (مائده/5 ،32)،ازاين‌رو حيات جامعه رادرقصاص قرارداده:«و لَكُم فِى القِصاصِ حَيوة» (بقره/2،179) و احكام اين عامل تربيتى را كه در مقابله با ناامنى مؤثراست بيان مى‌كند: «يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا كُتِبَ عَلَيكُمُ القِصاصُ فِى القَتلَى ...» (بقره/2،178) ثروت ودارايى افراد نيزمحترم است و ازاين‌رو سارقان را بايد مجازات كرد:«والسّارِقُ والسّارِقَةُ فاقطَعوا اَيدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكـلاً مِنَ اللّهِ» (مائده/5 ،38) رعايت عهد وامانت هم ازنشانه‌هاى مؤمنان است: «والَّذينَ هُم لاَِمـنـتِهِم وعَهدِهِم رعون»(مؤمنون/23،8) ومسلمانان را موظف به بازگرداندن امانتهاى مادى و غير مادى(37) به صاحبانشان ساخته است: «اِنَّ اللّهَ يَأمُرُكُم اَن تُؤَدُّوا الاَمـنـتِ اِلى اَهلِها» (نساء/4،58)؛ همچنين آبروى افراد محترم است و از امورى چون مسخره كردن ديگران:«لا يَسخَر قَومٌ مِن قَوم»وعيبجويى از هم: «و لا تَلمِزُوا اَنفُسَكُم» و خواندن ديگران با نامهاى زشت: «و لا تَنابَزُوا بِالاَلقـب» و گمان بد درباره مردم:«اجتَنِبوا كَثيرًا مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ» و تجسس درعيبهاى افراد و غيبت آنان: «و لا تَجَسَّسوا ولا يَغتَب بَّعضُكُم بَعضـًا»(حجرات/49، 11 ـ 12) نهى شده است. در آياتى نيز به امنيت حريم خانوادگى اشاره شده وبه افراد بالغ فرمان داده شده براى وارد شدن به حريم خصوصى ديگران ازآنان اجازه بگيرند:«... فَليَستَـذِنوا كَمَا استَـذَنَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم» (نور/24،59)وازنگاههاى آلوده بپرهيزند.(نور/24، 30 ـ 31)

3- امنيت سيا سى واجتماعى

افزون برهر يك ازموارد پيشينِ امنيت كه امنيت را در جامعه نيز درپى دارد، دربخشى ازآيات قرآن مسائل مربوط به امنيت درساحت اجتماعى انسان ومناسبات حاكم بر آن دردو حوزه داخلى و خارجى جامعه اسلامى بررسى شده است:

الف) دربُعد داخلى: دربُعد داخلى جامعه اسلامى،قرآن رابطه مؤمنان را بر پايه برادرى: «اِنَّمَا المُؤمِنونَ اِخوَةٌ»(حجرات/49،10) ووحدت وترك تفرقه: «واعتَصِموا بِحَبلِ اللّهِ جَميعـًا ولاتَفَرَّقوا» (آل‌عمران/3،103)ترسيم مى‌كند و نزاع و درگيرى را مايه ضعف وازبين رفتن عزت وكرامت مؤمنان مى‌داند(38): «ولا تَنـزَعوا فَتَفشَلوا و تَذهَبَ ريحُكُم» (انفال/8 ،46) و چون مؤمنان با هم برادرند از آنان مى‌خواهد اختلافات پيش آمده بين همديگررا براساس قسط و عدل حل كرده (حجرات/49،9)،درجامعه صلاح برقراركنند:«... فَاَصلِحوا بَينَ اَخَوَيكُم»(حجرات/49،10) وزمينه را براى تعاون وهمكارى:«و تَعاونوا عَلَى البِرِّ والتَّقوى» (مائده/5 ،2) واحسان (نساء/4،36) فراهم آورند وازسوى ديگربا هوشيارى،ريشه‌هاى فتنه را بيابند وگزارشهايى را كه باعث اختلافات ودرگيريهاى احتمالى مؤمنان مى‌شود ارزيابى كنند:«يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِن جاءَكُم فاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَيَّنوا اَن تُصيبوا قَومـًا بِجَهــلَة»(حجرات/49،6) واخبارمربوط به امنيت جامعه را كه منافقان به قصد خنثا كردن نقشه‌هاى جنگى مسلمانان يا براى ترساندن مردم از حمله احتمالى دشمن منتشر مى‌سازند به مسئولان امر برسانند تا آن را ارزيابى كنند(39): «و اِذَا جاءَهُم اَمرٌ مِنَ الاَمنِ اَوِ الخَوفِ اَذاعوا بِهِ ولَو رَدّوهُ اِلَى الرَّسولِ واِلى اُولِى الاَمرِ مِنهُم لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَستَنـبِطونَهُ مِنهُم» (نساء/4،83)؛همچنين بايد با منافقانى كه به قصد حفظ جان و مال خود با فريبكارى نزد مسلمانان اظهار اسلام و نزد قوم مشرك خود اظهار كفر مى‌كنند و خدايان آنان را عبادت مى‌كنند تا از هر دو گروه ايمن باشند، برخورد كنند، زيرا كه آنان در پى فتنه*انگيزى‌اند:«سَتَجِدونَ ءاخَرينَ يُريدونَ اَن يَأمَنوكُم و يَأمَنوا قَومَهُم كُلَّ ما رُدّوا اِلَى الفِتنَةِ اُركِسوا فيها» (نساء/4،91)مؤمنان وظيفه دارند در صورت دست برنداشتن و تسليم نشدن منافقان، آنان را هر جا يافتند بگيرند و بكشند: «فَاِن لَم يَعتَزِلوكُم و يُلقوا اِلَيكُمُ السَّلَمَ و يَكُفّوا اَيدِيَهُم فَخُذوهُم واقتُلوهُم حَيثُ ثَقِفتُموهُم» (نساء/4،91)(40) سزاى بر هم زنندگان امنيت كه فساد مى‌كنند و با خدا و رسول اومى‌جنگند نيزكشته يا مصلوب شدن يا قطع دستها وپاهاياتبعيد است:«اِنَّما جَزؤُا الَّذينَ يُحارِبونَ اللّهَ ورَسولَهُ و يَسعَونَ فِى‌الاَرضِ فَسادًا اَن يُقَتَّلوا اَو يُصَلَّبوا اَوتُقَطَّعَ اَيديهِم واَرجُلُهُم مِن خِلـف اَو يُنفَوا مِنَ الاَرضِ» (مائده/5 ،33)(41)

ب) دربُعدخارجي: دربعدخارجي باحفظ آمادگى دفاعى:واَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة ...»(انفال/8 ،60) مى‌توان با كافرانى كه قصد جنگ وضربه زدن به مسلمانان نداشته باشند رابطه مسالمت‌آميزبرقرار كرد:«لا يَنهـكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذينَ لَم يُقـتِلوكُم فِى‌الدّينِ و لَم يُخرِجوكُم مِن ديـرِكُم اَن تَبَرّوهُم و تُقسِطوا اِلَيهِم» (ممتحنه/60 ،8)؛اما اگر جنگ را آغاز كنند مؤمنان بايد در راه خدا با آنان جهاد كنند(نساء/4، 84)؛ ولى ستم پيشه نكنند:«و قـتِلوا فى سَبيلِ اللّهِ الَّذينَ يُقـتِلونَكُم ولا تَعتَدُوا» (بقره/2،190) وچون اسلام دين صلح و مسالمت است مسلمانان بايد تقاضاى صلح كافران رابپذيرند وبرخداتوكل كنند(42):«واِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وتَوَكَّل عَلَى اللّهِ»(انفال/8 ،61)، زيرامسلمان هيچ گاه آغازگرجنگ نيست ودشمنان، مسلمانان را به جنگ وادارمى‌كنند(43) ودر جنگ يا صلح نبايد پيران،زنان،كودكان واسيران كشته شوند وامورى چون شبيخون،ترور،بستن آب، قصاص قبل ازجنايت،كشتن ازروى گمان وتهمت وشكنجه ونيزمُثله كردن كشتگان آنان ممنوع است(44) ودشمنى تنها با دشمن ظالم:«فَلا عُدونَ اِلاّ عَلَى الظّــلِمين»(بقره/2،193)آن هم به قصد رفع فتنه (انفال/8 ،39)وبه صورت مقابله به مثل جايزاست.«واِن عاقَبتُم فَعاقِبوا بِمِثلِ ما عوقِبتُم بِهِ» (نحل/16،126)

4- امنيت اقتصادى

امنيت اقتصادى دردو سطح كاربرد دارد: نخست فراهم آمدن زمينه‌هايى براى تأمين معيشت آدميان وازميان رفتن فقروديگرى ايجاد سازوكارهايى براى امنيت مناسبات اقتصادى وتجارى جامعه است. توجه قرآن به امورى مانند رفع فقر و شكاف طبقاتى وانحصارثروت دردست توانگران درراستاى برقرارى امنيت براى معيشت افراد وزدودن فقرازجامعه قابل تحليل است. آيه «ما اَغنى عَنّى مالِيَه» (حاقّه/69 ،28) قرآن كريم از حسرت خوردن مجرمانى كه هنگام مرگ فايده‌اى ازاموال خود نمى‌بينند خبر مى‌دهد؛همانها كه اموال فراوان جمع مى‌كنند و زكات آن را نمى‌دهند و ازاين‌رو عذاب سختى پيش رو دارند(45):«والَّذينَ يَكنِزونَ الذَّهَبَ والفِضَّةَ و لا يُنفِقونَها فى سَبيلِ اللّهِ فَبَشِّرهُم بِعَذاب اَليم»(توبه/9،34)، حال آنكه مى‌توانستند از مؤمنانى باشند كه انفاق مى‌كنند:«والَّذينَ فى اَمولِهِم حَقٌّ مَعلوم لِلسّائِلِ والمَحروم»(معارج/70،24 ـ 25)وازآنچه خداوند در اختيارشان گذاشته آخرت خودراآباد مى‌سازند(46):«وابتَغِ فيما ءاتـكَ اللّهُ الدّارَ الأخِرَةَ»(قصص/28،77) لزوم پرداخت خمس:«واعلَموااَنَّما غَنِمتُم مِن شَىء فَاَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ ولِلرَّسولِ ولِذِى القُربى واليَتـمى والمَسـكينِ و ابنِ‌السَّبيل» (انفال/8 ،41) و زكات:«اِنَّمَا الصَّدَقـتُ لِلفُقَراءِ والمَسـكينِ والعـمِلينَ عَلَيها والمُؤَلَّفَةِ قُلوبُهُم و فِى‌الرِّقابِ والغـرِمينَ وفى سَبيلِ اللّهِ و ابنِ السَّبيلِ فَريضَةً مِنَ اللّهِ» (توبه/9،60) و نيز توصيه قرآن به سنت قرض‌الحسنه در آيات متعدد، مانند:«مَن ذَا الَّذى يُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا فَيُضـعِفَهُ لَهُ اَضعافـًا كَثيرَةً» (بقره/2،245) ومهلت دادن به بدهكاران بى‌بضاعت(47):«و اِن كانَ ذو عُسرَة فَنَظِرَةٌ اِلى مَيسَرَة» (بقره/2،280)بيانگراهميت توجه به محرومان جامعه است.ازديگرسو منع اسراف: «ولا تُسرِفوا اِنَّهُ لا يُحِبُّ المُسرِفين»(انعام/6 ،141) وتبذيركه برادرى با شيطانها را به سبب تبعيت ازآنان در پى دارد(48): «ولا تكن من المبذرين اِنَّ المُبَذِّرينَ كانوا اِخونَ الشَّيـطين» (اسراء/17،27) ونيزمنع انباشته كردن طلا ونقره و محروم كردن ديگران از آن (توبه/9،34) وهرگونه سركشى وطغيان در استفاده نادرست ازنعمتهاى خدا كه ازآن به «بَطَر» تعبير شده(49): «و كَم اَهلَكنا مِن قَريَة بَطِرَت مَعيشَتَها»(قصص/28،58)براى مقابله با فقر و صرف اموال درراه نادرست است(50) ؛ همچنين قرآن براى استفاده فقيران و محرومان از نعمتهاى خدا فىء يا متصرفات از غير راه جنگ(51) را متعلق به خدا ورسول وخويشاوندان نزديك پيامبروبيچارگان ودرراه ماندگان دانسته(52) تا با مال‌اندوزان از راههاى نامشروع مقابله كند:«كَى لا يَكونَ دولَةً بَينَ الاَغنِياءِ مِنكُم» (حشر/59 ،7)امنيت مناسبات اقتصادى و تجارى جامعه هم بر محور دورى ازربا (بقره/2،257) ونخوردن مال ديگران به باطل: «يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَأكُلوا اَمولَكُم بَينَكُم بِالبـطِـل» (نساء/4،29)وسحت (مائده/5 ،62) تعريف مى‌شود.سحت را كسب درآمد ازراه حرام ورشوه دانسته‌اند.(53)

5- امنيت مكا ن ها و زما ن ها

دربرخى آيات قرآن ازامنيت مكانها وزمانهايى ياد شده كه داراى نوعى تقدس است.اين تقدس يا از جانب خداست؛مانند تقدس مكه وماههاى حرام،يا آنكه نزد قوم و ملتى مقدس شمرده مى‌شود. در آيه «ولَو لا دَفعُ اللّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعض لَهُدِّمَت صَومِعُ و بِيَعٌ وصَلَوتٌ و مَسـجِدُ يُذكَرُ فِيهَا اسمُ اللّهِ كَثيرًا»(حجّ/22،40)امنيت معابد يهود و نصارادركنارمساجد مسلمانان كه محلهاى ياد خداست(54) موهبتى از سوى خداوند شمرده شده است.حتى بتهاى مشركان كه احترامى ندارد وبايد درهم شكسته شود، به سبب تقدسى كه نزد آنان دارد نبايد مورد دشنام قرار گيرد، زيرا مشركان ازروى نادانى به خدا دشنام مى‌دهند(55):«و لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدعونَ مِن دونِ اللّهِ فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدوًا بِغَيرِ عِلم» (انعام/6 ،108)تقدس وامنيت شهر مكه به طور خاص هم از آيات متعددى به دست مى‌آيد؛ مانند: «و اِذ جَعَلنَا البَيتَ مَثابَةً لِلنّاسِ و اَمنـًا» (بقره/2،125) كه هركس به آن پناه آورد در امان است و عرب پيش از اسلام نيز اين سنت رارعايت مى‌كرد ودرمكه متعرض مال و جان مردم نمى‌شد(56):«و مَن دَخَلَهُ كانَ ءامِنـًا» (آل‌عمران/3، 97 و نيز نك: قصص/28،57) درآيه ديگرى از شهر مكه به عنوان مكانى امن ياد مى‌شود كه چون اهالى آن مشرك شدند وكفران نعمت كردند، لباس گرسنگى و ترس برآنان پوشانده شد: «و ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَريَةً كانَت ءامِنَةً مُطمَئِنَّةً يَأتيها رِزقُها رَغَدًا مِن كُلِّ مَكان فَكَفَرَت بِاَنعُمِ اللّهِ فَاَذقَهَا اللّهُ لِباسَ الجوعِ والخَوفِ بِما كانوا يَصنَعون» (نحل/16،112) كفران نعمت آنان را شرك و رد دعوت پيامبر(57) ذكركرده‌اند. بعضى مفسران اين قريه را مربوط به قومى از بنى‌اسرائيل دانسته‌اند(58) وبرخى هم اين شهر امن را مدينه مى‌دانند كه پس ازرحلت پيامبردچار فتنه وناامني هايى شد.(59)

افزون برمكانهاى امن،رعايت حرمت ماههاى حرام كه زمانهايى امن شمرده شده نيزضرورت دارد: «اِنَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِندَ اللّهِ اثنا عَشَرَ شَهرًا ... مِنها اَربَعَةٌ حُرُمٌ»(توبه/9،36)؛اما مشركان با جابه‌جايى و تأخير ماهها، حرام خدا را حلال مى‌كردند(60):«اِنَّمَا النَّسِىءُ زيادَةٌ فِى الكُفرِيُضَلُّ بِهِ الَّذينَ كَفَروا يُحِلّونَهُ عامـًا».(توبه/9،37)

جان کلام این که؛

1- امنیت از مهم‌ترین و برترین نیازهای بشر در زندگی است؛ زیرا سعادت بشر در گرو تامین آرامش و آسایش است؛ از این رو انسان همواره برای به دست آوردن آن تلاش می‌کند و آرزو دارد به گونه‌ای این دو را به دست آورد که از پایایی و مانایی برخوردار باشد و هرگز آرامش و آسایش از زندگی شخصی و اجتماعی رخت برنبندد. البته تامین آنها در زندگی دنیوی که دائم در حال تغییر و دگرگونی است، شاید سخت و امید به بقا و پایایی و مانایی آنها نشدنی باشد؛ اما انسان تمام تلاش خود را می‌کند تا در حد توان و ظرفیت زندگی دنیوی آنها را تامین کند.

2- اصولا فلسفه وجودی و مشروعیت یابی نظام‌های سیاسی و نهادهای اجتماعی، تامین سعادت در قالب تامین آرامش و آسایش است و اگر این مهم برآورده نشود، دولت و نظام سیاسی، مشروعیت فلسفی سیاسی خود را از دست می‌دهد؛ چنان‌که هر چه دولت و نظام سیاسی به تامین این مهم بیشتر و قوی‌تر بپردازد، کارآمدی در این عرصه‌ها، مقبولیت آفرین بوده و موجبات افزایش مقبولیت سیاسی را فراهم می‌آورد.(61)

3- امنیت از موضوعات مورد توجّه نظام اسلامى است. قرآن می‌فرماید: «یا أَیهَا النَّبِی إِذا جاءَک الْمُؤْمِناتُ یبایعْنَک عَلی‌ أَنْ لا یشْرِکنَ بِاللَّـهِ شَیئاً وَ لا یسْرِقْنَ وَ لا یزْنِینَ وَ لا یقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَ لا یأْتِینَ بِبُهْتانٍ یفْتَرِینَهُ بَینَ أَیدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لا یعْصِینَک فِی مَعْرُوفٍ فَبایعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»(62)ای پیامبر هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزی را شریک قرار خدا ندهند دزدی نکنند، آلوده زنا نشوند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند، ودر هیچ کار شایسته‌ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن. در این آیه ابعاد مختلف امنیت مطرح شده است:

هم امنیت مالى و اقتصادى، «لا یسْرِقْنَ»؛ هم امنیت خانوادگى، «لا یزْنِینَ»؛ هم امنیت جانى، «لا یقْتُلْنَ»؛ هم امنیت حیثیتى و عِرضى، «لا یأْتِینَ بِبُهْتانٍ»؛ و هم امنیت سیاسى، اجتماعى. «لا یعْصِینَک فِی مَعْرُوفٍ».

4- همان گونه که بیان و تأکید شد؛ امنيت از موضوعات بسيار مهمي است که در قرآن و روايات فراواني به آن اشاره شده و از مقوله هاي اساسي است که وجود آن درتمام ابعاد زندگي بشري به نحو ملموسي احساس مي شود و از ديرباز تاکنون درحيات انساني منشأ تحولات و دگرگوني هاي فراواني شده است. برهمين اساس يکي از اساسي ترين انگيزه هاي زندگي جمعي و مدني انسان، ضرورت تأمين امنيت و در پرتو آن تقسيم کار بودن است؛ به گونه اي که از گذشته دورتاکنون،از کارهاي ويژه، اصلي و اوليه اجتماعات انساني و درحال حاضر دولت ها، تأمين امنيت مردم درمقابل خطرات داخلي و خارجي و همچنين نهادينه کردن امنيت جمعي بوده است.

5- بنا به اهمیت موضوع یادداشت پیش رو مجددا تأکید می گردد؛ بدون تردید یکی از مهمترین مؤلفه های اجتماعی که وجود آن درهرجامعه ای،از ضروریات محسوب شده و بدون آن زندگی سعادتمندانه برای آحاد مردم امکان پذیر نمی باشد، مسأله مهم و اساسی «امنیت» می باشد. امری که در واقع منشأ و زیربنای تمامی امور بوده و با عدم آن هیچ گونه فعالیت فردی و اجتماعی دیگر،چه در عرصه فرهنگی و چه در عرصه های دیگر،نظیر صنعت، اقتصاد، هنر، سیاست و... انجام پذیرنخواهد بود.ازهمین روست که تمامی عقلا و خردمندان جوامع بشری از این به عنوان نخستین نیاز هر جامعه یاد کرده و حاکمان را به تأمین و ایجاد آن توصیه نموده اند.کما اینکه دراحادیث و روایات منقول از حضرات معصومین علیهم السلام نیز«امنیت»از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و آن بزرگواران به کرّات اهمیت آن را مورد تأکید و تکرار قرار داده اند.

چهارشنبه: 23 / 08 / 1403- 11 جمادی الاولی 1446- 13 نوامبر 2024

پانویس ها

1- دری نجف آبادی؛ قربانعلی. نگاهى به امنیت از منظر امیر مؤمنان(ع). حکومت اسلامی( 1379)/شماره 18. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

2- نور/24،55؛ دخان/44،51؛ بقره/2،196؛ نحل/16، 112؛ ...

3- بقره/2و208 .

4- رعد/13،24 .

5- توبه/9،26 .

6- نساء/4،128 .

7- بقره/2،112 .

8- حشر/2 ،59 .

9- بقره/2،38 .

10- بقره/2،193و نساء/4،91 .

11- نحل/16 ،126و بقره/2،179.

12- نور/24،4 .

13- بقره/2،256.

14- مائده/5 ،32؛ انعام/6 ،151 .

15- مائده/5 ،38 .

16- نساء/4،58 و حجرات/11، 12، 49.

17- حجرات/49،10 .

18- حجرات/9، 10، 49.

19- نساء/4،36 .

20- حجرات/49،9 .

21- انفال/6 ،8 .

22- نساء/4، 84 .

23- بقره/2، 125، آل‌عمران/3،97.

24- توبه/9، 36 .

25- بن جریر طبری؛ محمد. جامع‌البيان ، مج10، ج18، ص211 ، توس، تهران ، 1367. سید محمد حسین طبا طبایی، الميزان ، ج‌15، ص‌155؛ مرتضی مطهری ، مجموعه آثار، ج‌2، ص‌457، «جامعه و تاريخ».

26- هاشمی رفسنجانی؛ اکبر. تفسيرراهنما ، ج 9، ص 557، بوستان کتاب ، قم ، 1386.

27- بن جریر طبری؛ محمد. تفسير جامع البيان، مج 1، ج 1، ص 689 ، 691 ، توس، تهران ، 1367.

28- محمود منجود؛ مصطفی. الابعاد السياسيه لمفهوم الامن فى الاسلام ، ص 136، مصر- قاهره ، 1996.

29- بن هبه الله قطب راوندی؛ سعید. تفسير فى ظلال القرآن ، ج 1، ص 210.

30- مکارم شیرازی؛ ناصر وجمعی ازمفسران. تفسيرنمونه، ج 10، ص 84 ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران، 1382.

31- بستان؛ حسن. امنيت، دائره المعارف قرآن کریم (جلد 4)،مرکز فرهنگ و معارف قرآن.

32- بن هبه الله قطب راوندی؛ سعید. فقه القرآن ، ج 1، ص 345، کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) ، قم .

33- مجمع البيان، ج 2، ص 631 ؛ محمد بن احمد قرطبی، تفسير قرطبى، ج 3، ص 182 ـ 183، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1387.

34- الميزان، ج 2، ص 342 ـ 343؛ ج 4، ص 117.

35- همان، ج 2، ص 62 .

36- جامع البيان، مج 6، ج 10، ص 103.

37- سیوطی؛ عبد الرحمن بن ابی‌ بکر. الدرالمنثور، ج 2، ص 570 ـ 572 ، کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) ، قم.

38- الميزان، ج 9، ص 95.

39- جامع البيان، مج 4، ج 5 ، ص 246 ـ 247.

40- همان، ص 273 ـ 274.

41- همان، ج 6 ، ص 279 ـ 280.

42- مجمع البيان، ج 4، ص 853 .

43- الميزان، ج 4، ص 164؛ ج 6 ، ص 346.

44- الميزان، ج 4، ص 164؛ ج 6 ، ص 346.

45- مجمع البيان، ج 5 ، ص 40.

46- الميزان، ج 16، ص 76.

47- فقه القرآن، ج 1، ص 239.

48- الطوسی؛ ابی جعفر محمدبن الحسن. التبیان فی تفسیر القرآن ، ج 6 ، ص 469، الامیره ، بیروت ، 1389.

49- التبيان، ج 8 ، ص 165 ـ 166؛ لسان العرب، ج 1، ص 429.

50- الدرالمنثور، ج 4، ص 177.

51- مروزی؛ محمد بن احمد. المبسوط، ج2، ص 65 ، دارالکتب العلمیه، بیروت ،1372. ابوالحسن علی بن محمدبن حبیب ماوردی بصری، الاحكام‌السلطانيه، ص126.

52- التبيان، ج9، ص563 ؛ تفسير قرطبى، ج18، ص 10.

53- سمرقندی؛ ابو النضر محمد بن مسعود بن عیاش( معروف به عیاشی). تفسير عياشى، ج 1، ص 322، چاپخانه علمیه تهران، ۱۳۸۰ .

54- رضی؛ محمد بن حسین. حقايق التأويل، ص 339، منتدی النشر، نجف، 1358.

55- الميزان، ج 7، ص 314.

56- مجمع‌البيان، ج 1، ص 383.

57- جامع البيان، مج 8 ، ج 14، ص 242 ـ 244.

58- تفسير عياشى، ج 2، ص 273.

59- تفسير ماوردى، ج 3، ص 217.

60- التبيان، ج 5 ، ص 216.

61- حسینی؛ منصور. امنیت و اهمیت آن در قرآن. کیهان: ۱۳ مهر ماه ۱۴۰۱ - ۱۹:۰۴ / کد خبر: ۲۵۰۶۴۵.

62- سوره ممتحنه/ 12.

منابع

1-قرآن مجيد (ترجمه استاد محمدمهدي فولادوند)

2-اخوان کاظمي، بهرام، (1386) امنيت در نظام سياسي اسلام؛تهران:کانون انديشه ي جوان،چاپ دوم.

3-افتخاري،اصفر، (1381)، «ثبات سياسي رسانه اي»، مجموعه مقالات همايش رسانه ها و ثبات سياسي،تهران: پژوهشکده ي مطالعات راهبردي.

4-بوزان،باري،(1387)، مردم، دولت ها و هراس، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردي.

5-روحاني،محمود، (1368 ش) المعجم الاحصايي لالفاظ القرآن الکريم،(فرهنگ آماري کلمات قرآن کريم)، مشهد: آستان قدس رضوي، ج 1.

6-سجادي، سيد عبدالقيوم، (1380)، «اصول سياست خارجي در قرآن»، علوم سياسي، پاييز، شماره 15.

7-طباطبايي، سيد محمد حسين، (1374)، تفسيرالميزان، ترجمه سيد محمدباقر همداني، قم:دفتر انتشارات اسلامي، چاپ پنجم، ج 11.

8------- (1368)، تفسيرالميزان، قم:انتشارات اسلامي، ج 2.

9-قرباني، قدرت الله، (1379)، امنيت انسان در عصر تصوير جهان،(مندرج در گفتمان امنيت ملي،کتاب اول،تهران: مؤسسه انديشه ناب).

10-ماندل، رابرت، (1377)، چهره متغيرامنيت ملي، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردي.

11-موسوي اردبيلي،سيد عبدالکريم، (1413ق)، فقه الحدود و التعزيرات،قم:مکتبه اميرالمؤمنين.

12- موسی غنی نژاد، «دموکراسی درپرتومفهوم آزادی وقدرت»،کیان، شماره 32، سال 75.

13-آیت؛ حسن. درسهایی ازتاریخ سیاسی ایران، تهران: حزب جمهوری اسلامی، 1363.

14- آبراهامیان؛ ببراوند. مقالاتی درجامعه شناسی سیاسی ایران، سهیلا ترابی فارسانی، تهران: شیرازه، 1376.

15- اسکاچ پل؛ تدا. دولت ها وانقلاب های اجتماعی، سید مجید روئین تن، تهران: سروش، 1376.

16-مطهری؛ مرتضی. پیرامون انقلاب اسلامی، تهران: صدرا، 1370.

17- افتخاری؛ اصغر. وفاق ملی: جامعه شناسی سیاسی وحدت ازدیدگاه امام خمینی(ره)، تهران: ناجا، 1382.

18- ماندل؛ رابـرت. «چهرة متغيــرامنيت ملـي»،ترجمـه وانتشـارات پژوهشكده مطالعات راهبردي، 1377.

19- دورکیم؛ اميل. قـواعد روش جامعـه شناسـي»، ترجمه علي محمدكاردان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1373.

20- افشار؛ اسدالله. امنیت؛ اجتماع، امنیت اجتماعی، تهران: سفيرارد هال، 1394.



ارسال توسط افشار

اسلایدر