واقعه غدیرخم؛ فراتر از یک رویداد تاریخی

غدیرخم؛ پلی میان تاریخ و چالش‌های معاصر

اسدالله افشار

عدالت، همچون نور،

در چشمان تو می‌درخشد

ای امیر، ای سرور،

که رهبری‌ات پیام‌آور رهایی‌ست

غدیرخم به عنوان یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین وقایع تاریخ اسلام، نقش محوری در تثبیت ولایت امام علی بن ابی‌طالب (ع) دارد. این روز که پیامبر اکرم (ص) در آن، علی (ع) را به عنوان جانشین قانونی و ولیّ مسلمین معرفی نمود، نه تنها یک اعلام دینی بلکه یک اقدام سیاسی-اجتماعی با پیامدهای گسترده به شمار می‌آید. اهمیت این واقعه در متون روایی و تاریخی، وتأثیر آن برساختارسیاسی واجتماعی امت اسلامی، همواره مورد توجه دانشمندان و اندیشمندان بوده است.

با گذر زمان و تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی جهان اسلام، پیام غدیرخم همچنان به عنوان الگویی بی‌بدیل برای رهبری عادلانه، مشروع و پاسخگو باقی مانده است. از این رو، بازخوانی پیام سیاسی ولایت در عید غدیر و بررسی بازتاب آن در چالش‌های معاصر، نه تنها برای فهم بهتر تاریخ اسلام بلکه برای ارائه راهکارهای عملی در عرصه سیاست و اجتماع امروز، ضرورت دارد.

در این مقاله، ابتدا به بررسی مستندات تاریخی و روایی مرتبط با واقعه غدیرخم پرداخته شده و سپس تحلیل سیاسی ولایت امام علی (ع) ارائه می‌شود. پس از آن، چالش‌های اجتماعی و سیاسی جهان معاصر مورد بحث قرار گرفته و در نهایت، ارتباط میان پیام غدیر و این چالش‌ها و راهکارهای اقتباس شده از آن بررسی می‌گردد.

شرح تاریخی غدیرخم

واقعه غدیرخم یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخی در صدر اسلام است که در سال دهم هجرت در مسیر بازگشت پیامبر اکرم (ص) از حجه الوداع رخ داد. در این واقعه، پیامبر در مکانی به نام غدیرخم، در جمع گسترده‌ای از مسلمانان، امام علی بن ابی‌طالب (ع) را به عنوان «مولی» و جانشین خود معرفی نمود. این اعلام رسمی ولایت، از جنبه‌های دینی، سیاسی و اجتماعی دارای اهمیت ویژه‌ای است.

منابع روایی شیعه و سنی با ذکر احادیث متعدد، به نقل این واقعه پرداخته‌اند. حدیث مشهور «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» که در کتاب‌هایی مانند «بحارالأنوار» (جلد 36) و «الکافی» نقل شده است، به وضوح موضع پیامبر(ص) در تأیید و تثبیت ولایت امام علی (ع) را بیان می‌کند. همچنین تاریخ‌نگاران بزرگ مانند طبری در «تاریخ الامم والملوک» و ابن اثیر در «الکامل فی التاریخ» به این واقعه به عنوان نقطه عطفی در تثبیت نظام امامت اشاره کرده‌اند.

از منظر تاریخی، غدیرخم به معنای انتقال مشروع قدرت و ایجاد وحدت سیاسی در امت اسلامی است. پیامبر با اعلام ولایت علی (ع)، مسئله جانشینی را که پس از رحلت وی یکی از مهم‌ترین مسائل سیاسی مسلمانان بود، به صورت رسمی مشخص کرد. این اقدام نه تنها از بروز تفرقه و نزاع در جامعه اسلامی جلوگیری کرد، بلکه به عنوان یک الگوی سیاسی برای رهبری عادلانه و پاسخگو مطرح شد.

بنابراین، غدیرخم تنها یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه یک رخداد تاریخی با پیامدهای عمیق سیاسی و اجتماعی است که تا امروز تأثیرات آن در جهان اسلام محسوس است.

پیام سیاسی ولایت در غدیرخم

غدیرخم علاوه بر اهمیت دینی، حامل پیام‌های سیاسی عمیقی است که ساختار رهبری و مدیریت جامعه اسلامی را تعیین کرد. اعلام ولایت امام علی (ع) توسط پیامبر اکرم (ص) در این روز، نشان‌دهنده یک تحول مهم در نظام حکومتی اسلام بود که بر اساس عدالت، شایستگی و مشروعیت بنا شده است.

در واقع، ولایت به معنای رهبری و مدیریت سیاسی و دینی جامعه است و غدیرخم نقطه عطفی است که این مفهوم را به طور شفاف به جامعه اسلامی معرفی کرد. این رهبری باید بر پایه معیارهای اخلاقی و عملی مانند عدالت، تقوا، و کارآمدی قرار گیرد که امام علی (ع) به عنوان نماد کامل این ویژگی‌ها معرفی شد.

از نظر سیاسی، اعلام غدیر به نوعی تضمین پیوند دین و سیاست بود. پیامبر (ص) با معرفی امام علی (ع) به عنوان ولی و جانشین خود، قصد داشت نه تنها رهبری معنوی بلکه قدرت سیاسی جامعه را به فردی بسپارد که توانایی حفظ عدالت، اتحاد و امنیت را داشته باشد. این امر از بروز تفرقه و نزاع داخلی جلوگیری کرده و وحدت امت اسلامی را حفظ می‌کرد.

متون فقهی و کلامی همچون نهج‌البلاغه، تحلیل‌های دقیق‌تری از این نقش سیاسی امام علی (ع) ارائه می‌دهند که در آن عدالت اجتماعی و مسئولیت‌پذیری در رهبری، محور اصلی است. همچنین، در کتب فلسفه سیاسی اسلام مانند «ولایت و حکومت در اسلام» نوشته آیت‌الله سید محمدحسین طباطبایی، ولایت به عنوان ساختار حکومتی مبتنی بر شایستگی و مشروعیت تبیین شده است.

بنابراین، پیام سیاسی ولایت در غدیرخم، دعوتی است به برقراری حکومتی عادلانه، شایسته و پاسخگو که می‌تواند پایه‌گذارثبات ورفاه جامعه باشد. این پیام، همواره برای جوامع اسلامی وحتی فراترازآن، الهام‌بخش بوده و به عنوان الگویی راهبردی در مدیریت سیاسی شناخته می‌شود.

امامت و عدالت در سیره امام علی (ع)

یکی از ویژگی‌های برجسته امام علی بن ابی‌طالب (ع)، تأکید عمیق ایشان بر عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد در دوران امامت بود. سیره حکومتی امام علی (ع) نمونه‌ای بی‌نظیر از عملی کردن پیام سیاسی ولایت است که در غدیرخم اعلام شد.

متون تاریخی و روایی، از جمله «نهج‌البلاغه»، نمونه‌های متعددی از اهتمام امام علی (ع) به عدالت اجتماعی و حمایت از حقوق محرومان ارائه می‌دهند. در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه که به مالک اشتر، استاندار مصر، نوشته شده است، اصول حکومتی علی (ع) به وضوح بیان شده است. ایشان در این نامه، مالک را توصیه می‌کند که عدالت را سرلوحه حکومت خود قرار دهد، با مردم به نرمی و مهربانی رفتار کند، از فساد جلوگیری نماید و حقوق همه اقشار جامعه را رعایت کند.

علی (ع) همچنین در دوران خلافت خود با قاطعیت در برابر فساد اقتصادی و اداری ایستاد و با اشراف و زورمداران مبارزه کرد؛ اقدامی که باعث مقاومت گروه‌های متمکن و ایجاد فشارهای سیاسی بر ایشان شد، اما امام علی (ع) هرگز از مسیر عدالت و خدمت به مردم عقب‌نشینی نکرد.

تاریخ‌نگاران بزرگی مانند طبری و ابن اثیر ضمن تأیید این ویژگی‌ها، به مجاهدت‌های علی (ع) برای حفظ وحدت و عدالت در جامعه اسلامی اشاره کرده‌اند. این دوره نشان می‌دهد که پیام سیاسی ولایت در غدیرخم، تنها یک شعار نبود بلکه راهبردی عملی و عینی برای اداره جامعه به شمار می‌رفت.

بنابراین، امامت علی (ع) نمادی است از حکومتی که برپایه اخلاق، عدالت و شایستگی شکل گرفته و می‌تواند الگویی ماندگار برای رهبران سیاسی در همه اعصار باشد.

چالش‌های اجتماعی و سیاسی جهان معاصر

در دنیای امروز، جوامع بشری با مجموعه‌ای از چالش‌های اجتماعی و سیاسی مواجه‌اند که تاثیر عمیقی بر ثبات وتوسعه آن‌ها دارد. بسیاری ازاین چالش‌ها، به خصوص درکشورهای مسلمان، ریشه درضعف ساختارهای رهبری، فساد، تفرقه اجتماعی و بحران مشروعیت دارند. بررسی این مشکلات در پرتو پیام سیاسی ولایت در عید غدیرخم، می‌تواند راهگشای فهم بهتر و ارائه راهکارهای عملی باشد.

بحران مشروعیت حکومتی

یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاسی معاصر، ضعف مشروعیت حکومت‌هاست. در بسیاری از کشورها، نارضایتی عمومی ناشی از فساد، بی‌عدالتی و عدم پاسخگویی مسئولان، باعث کاهش اعتماد مردم به نظام سیاسی شده است. این موضوع منجر به ناآرامی‌ها، اعتراضات گسترده و حتی سقوط دولت‌ها می‌شود.

فساد و بی‌عدالتی اجتماعی

فساد اقتصادی و اداری، نابرابری‌های شدید و تبعیض، از موانع اصلی توسعه اجتماعی و اقتصادی هستند. این پدیده‌ها باعث کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش شکاف‌های طبقاتی شده و امنیت و ثبات جامعه را تهدید می‌کنند.

تفرقه و نفاق اجتماعی

اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی، یکی از علل مهم درگیری‌های داخلی و ضعف انسجام ملی است. چنین تفرقه‌هایی، علاوه بر تضعیف وحدت ملی، موجب کاهش توانمندی سیاسی و اقتصادی کشورها می‌شود.

فقدان رهبری شایسته

نبود رهبران کارآمد، عادل و با دانش و تخصص دلسوزانه و متعهدانه، منجر به ضعف در مدیریت بحران‌ها و اتخاذ تصمیم‌های ناصحیح شده است. این امر موجب ناامیدی مردم و افزایش مشکلات اجتماعی و سیاسی می‌شود.

مشکلات حقوق بشری و نقض آزادی‌ها

در بسیاری از مناطق جهان، نقض حقوق بشر و محدودیت آزادی‌های مدنی، چالش‌های مهمی هستند که منجر به اعتراضات و فشارهای بین‌المللی شده‌اند.

این‌ها بخشی از مهم‌ترین چالش‌های معاصر است که در پرتو آموزه‌های غدیر و پیام سیاسی ولایت می‌توان به آن‌ها پرداخت و راهکارهایی مبتنی بر عدالت، شایستگی و وحدت ارائه داد.

بازتاب پیام سیاسی ولایت در دنیای امروز

پیام سیاسی ولایت که در واقعه غدیرخم اعلام شد، فراتر از یک رویداد تاریخی است و همچنان به عنوان الگویی راهبردی برای حل چالش‌های معاصر مطرح می‌باشد. آموزه‌های ولایت علی (ع) مبنی بر عدالت، شایستگی و پاسخگویی می‌توانند به عنوان راهکارهایی مؤثر در بهبود وضعیت سیاسی و اجتماعی جهان امروز به کار گرفته شوند.

تقویت مشروعیت حکومت ها

بازگشت به اصول ولایت که بر انتخاب رهبران شایسته و مورد اعتماد مردم تأکید دارد، می‌تواند به بازیابی مشروعیت حکومت‌ها کمک کند. رهبری که بر اساس عدالت و شایستگی انتخاب شود، اعتماد عمومی را جلب کرده و انسجام اجتماعی را تقویت می‌کند.

مقابله با فساد و بی‌عدالتی

سیره امام علی (ع) در مبارزه قاطع با فساد و اجرای عدالت، الگویی عملی برای دولت‌ها در پیشگیری و کنترل فساد اقتصادی و اداری است. این رویکرد با تأکید بر شفافیت و پاسخگویی، می‌تواند پایه‌های توسعه پایدار را مستحکم سازد.

وحدت و انسجام اجتماعی

پیام غدیر بر اهمیت وحدت امت و پرهیز از تفرقه تأکید دارد. در دنیای امروز که اختلافات قومی و مذهبی منجر به درگیری‌های داخلی شده، بازخوانی این پیام می‌تواند به همبستگی اجتماعی و کاهش تنش‌ها کمک کند.

رهبری کارآمد و اخلاق‌مدار

ولایت علی (ع) برمسئولیت‌پذیری واخلاق در رهبری تأکید دارد. این معیارها می‌توانند معیاری برای انتخاب رهبران امروز باشند تا مدیریت جامعه براساس عدالت و خدمت به مردم شکل گیرد.

حقوق بشر و عدالت اجتماعی

توجه به حقوق همه اقشار جامعه و رعایت عدالت اجتماعی، بخشی از آموزه‌های ولایت است که می‌تواند در سیاست‌گذاری‌های معاصر جهت رفع نقایص حقوق بشری و ایجاد فضای آزاد و برابر مورد استفاده قرار گیرد.

در مجموع، بازتاب پیام ولایت درجهان امروز، دعوتی به حکمرانی عادلانه، شایسته و پایدار است که می‌تواند جوامع بشری را از بحران‌های سیاسی و اجتماعی نجات دهد و مسیر توسعه و رفاه را هموار سازد.

جان کلام این که؛

1- غدیرخم به عنوان یکی از برجسته‌ترین وقایع تاریخ اسلام، پیام سیاسی ولایت امام علی (ع) را به صورت واضح و بی‌بدیل مطرح کرده است. این پیام که برپایه عدالت، شایستگی، مشروعیت و پاسخگویی بنا شده، نه تنها درعصرپیامبر(ص) بلکه درتمامی اعصار،ازجمله دوران معاصر، نقش کلیدی درساماندهی جوامع اسلامی و حتی فراتر از آن داشته است.

2- بررسی مستندات تاریخی و روایی نشان می‌دهد که اعلام ولایت در غدیرخم، نقطه عطفی در تاریخ اسلام بود که نظام حکومتی را براساس اصولی انسانی و اخلاقی استوار ساخت. سیره امام علی (ع) به عنوان نخستین و مهم‌ترین ولیّ تعیین‌شده، نمونه عملی و الگویی جاودانه از حکومت عادلانه و کارآمد به شمار می‌آید.

3-دردنیای امروزکه با بحران‌های مشروعیت، فساد،تفرقه وضعف رهبری مواجه است،بازخوانی و پیاده‌سازی آموزه‌های سیاسی غدیرخم می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد.

4- پیام ولایت، دعوتی است به ایجاد حکومتی که ریشه در عدالت و اخلاق دارد و می‌تواند ثبات، رفاه و وحدت را برای جوامع به ارمغان آورد.

5- غدیرخم تنها یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه پیام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن، همچنان برای حل مسائل پیچیده معاصر راهگشا است و باید با نگاهی علمی و مستند به آن توجه شود.

جمعه: 23 / 03 / 1404- 17 ذی الحجه 1446- 13 ژوئن 2025

منابع

1- طبری، محمد بن جریر. «تاریخ الامم والملوک»، جلد 3. تهران: دارالفکر، 1372.

2- ابن اثیر، عزالدین. «الکامل فی التاریخ»، جلد 3. بیروت: دارالکتب العلمیه، 1404 هـ ق.

3- کلینی، محمد بن یعقوب. «الکافی»، جلد 1. تهران: انتشارات اسلامی، 1365.

4- مجلسی، محمدباقر. «بحارالأنوار»، جلد 36. بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1403 هـ ق.

5- نهج‌البلاغه، گردآوری سید رضی. ترجمه و شرح علی اکبر ولایتی. تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، 1388.

6-طباطبایی، سید محمدحسین. «ولایت و حکومت در اسلام». تهران: انتشارات صدرا، 1377.

7- جعفری، محمدرضا. «بررسی تاریخی واقعه غدیرخم». تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، 1395.

8- اسلامی، حسن. «عدالت سیاسی در سیره امام علی (ع)». قم: مرکز مطالعات اسلامی، 1382.

9- شریعتی، علی. «ولایت و سیاست در اسلام». تهران: انتشارات امیرکبیر، 1360.

10- اسدی، مهدی. «پیام سیاسی ولایت در دنیای معاصر». مجله علوم سیاسی، شماره 24، تابستان 1398، صفحات 45-67.



ارسال توسط افشار

تبیین عناصر وحدت ساز در قلمرو عقیده و آرمان

اسدالله افشار

قرآن مجید بریگانگی صراط تأکید می ورزد و می گوید برای پیمودن راهِ رستگاری بیش ازیک راه وجود ندارد ودیگر راه ها همگی انحراف ازآن صراط است. چنان که می فرماید:"وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیما فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ: آگاه باشید که این است راه راست، از آن پیروی کنید و از راه های دیگر که شما را از آن راه پراکنده می سازد نروید، اینها است که خدا شما را به آن سفارش کرده تا به تقوا بگرایید." (1)

برای رسیدن به کمال از طریق عقیده و عمل، یک صراط بیش نیست و هر نوع راهی بر خلاف آن، گژ راهی است که انسان را از پیمودن راه سعادت باز می دارد. تصوّر نشود که این صراطِ واحد، مربوط به پیامبرعظیم الشأن اسلام است، بلکه تمام پیامبران مردم را به پیمودن یک راه دعوت کرده اند وآن تسلیم دربرابرخداوند است.آنچه که امروزه ازآن به «صراط ها» یاد می شود، درست نقطه مقابل وحی الهی است که همواره بر «وحدت صراط» تأکید داشته و دارد.

مسأله کثرت گرایی که ازآن به پلورالیسم (Pluralism) (2)تعبیرمی شود، یک تزسیاسی است نه فلسفی و هدف ازآن پایان بخشیدن به نبرد عقاید وخون ریزی درراه آرمان ها است و این که هرقومی درکنار قوم دیگر، با داشتن ایده و اندیشه گونه گون زندگی کنند و عقیده یکدیگررا محترم بشمارند.

مثلاً مسیحیِ کاتولیک می تواند با مسیحیِ «پروتستانت»، زندگی کاملاً آرام داشته باشد ودیگر لازم نیست به نفی یکدیگر برخیزند.این مطلب،غیرازآن است که جامعه بشری با داشتن عقاید مختلف وگوناگون، همگی در صراط حق بوده و مورد پذیرش خدای جهانیان هستند!اگرچنین است، پس تأکید برصراط واحد و پرهیزاز صراط های دیگر چیست؟!

به خاطرهمین وحدت صراط است که قرآن وحدیث درتمام موارد از«دین واحد» سخن به میان می آورد نه از«ادیان»و تنها در یک روایت وآن ازامام هشتم (ع) است که لفظ«دین» به صورت جمع آمده و احتمال می رود که حدیث نقل به معنا شده است.اصرارقرآن برلفظ «دین» به صورت مفرد، برای این است که اصول عقیدتی و قوانین کلّی در مسائل عملی، درتمام ادواریکسان بوده وخداوند یک دین بیش نداشته و نخواهد داشت، چنانکه می فرماید:" إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّه ِ الاْءِسْلاَمُ."(3)

و همه شرایع در جوهردین و قوانین سعادت؛ مانند حرمت شراب و قمار، اختلاف ندارند.

تبیین عناصر وحدت ساز در قلمرو عقیده و آرمان

1 ـ یکتاپرستی ویکتا گرایی

«توحید» درجلوه های مختلف،رابطه ای است که می تواند همه مسلمانان را در نقطه واحدی گرد آورد. مسلمانان جهان به خدای یکتا، خالق و آفریدگار یکتا و مدبّر و گرداننده یکتا اعتقاد و باوردارند وآیات قرآن و همچنین دلایل عقلی، برتوحید درذات و توحید درخالقیت و توحید درتدبیرگواهی می دهند. در زیرآسمانِ خدا، مسلمانی پیدا نمی شود که ثنویت درذات را بپذیرد و به خالقی جزخدا و یا مدبّری جز او بیندیشد مگر این که از صراط مستقیم منحرف گردد.

یکی از مراتب توحید، توحید در عبادت است که همگان به آن معتقدیم و در نماز پیوسته می گوییم:"إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ".(4)

اعتقاد به اصل توحید در عبادت، برای یک مسلمان کافی است، دیگر لازم نیست در فروع آن به بحث و گفتگوپردازد.

در هرحال؛ ماهیت وحدت همچنین با مفهوم توحید در عقیده یا به عبارت دیگر، «توحید کلمه» یا «توحید اعتقاد» روشن می شود. بر این اساس، «کلمه ای واحد»، «نظری واحد»، «اعتقاداتی واحد» و «جهان بینی واحد» وجود دارد که همه بدان ملتزم خواهند بود. چنین وحدتی عامل رشد، پیشرفت، تعالی و تکامل جامعه خواهد بود و می تواند مدینه فاضله و حکومت مطلوب را ایجاد نماید.

2- نبوت عامه و نبوت خاتم رسولان

از توحید که بگذریم، نبوت عامه و نبوت خاتم رسولان، عنصر وحدت ساز است و همه مسلمانان در این اصل یک صدا هستند و یک نظریه دارند.مسأله «خاتمیت» اصل مستحکمی است که همه مسلمانان در آن وحدت نظریه دارند و معتقدند که با آمدن پیامبر خاتم، باب نبوت لاک و مهر گردید و دیگر این باب به روی کسی باز نخواهد شد.

3- اصل «معاد»

از این اصل که بگذریم اصل سوّمی به نام «معاد» مطرح است و همه مسلمانان معتقدند که خداوند بزرگ روزی همه را زنده می کند و نیکوکاران را پاداش و بدکاران را کیفر می دهد.

قال سبحانه:"کَتَبَ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَه: خداوند رحمت و بخشش را بر خویش واجب گردانید و به یقین شما را در روز قیامت که در آن شکی نیست، گرد خواهد آورد". (5)

این اصول سه گانه که ازآن به عنوان «عقیده وآرمان» تعبیر می شود، عناصری است که یک میلیارد مسلمان درآن وحدت نظریه دارند واختلاف درجزئیات، جزو مسائل کلامی است و نباید مایه اختلاف شود. شکی نیست که درکتاب های کلامی، این اصول سه گانه به صورت گسترده مورد بحث و بررسی قرار گرفته، ولی در خود این اصول اختلافی نیست و اگر سخنی هست مربوط به فروع وشاخه های این اصول است وآنچه ازارکان اسلام به شمار می رود، خود این اصول است نه جزئیات آن.

4 - یگانگی شریعت و آیین

مقصود ازشریعت وآیین، همان احکامی است که رفتاروکردارما را ازنظر فعل و ترک، محدود می سازد؛ برخی را واجب و برخی دیگررا مستحب و مواردی را مکروه و... معرفی می کند.

سرچشمه شریعت،کتاب خدا وسنت پیامبراست و همه مسلمانان درحجیت این دواصل اختلافی ندارند و خوشبختانه امیرمؤمنان علی(ع) هم نگهبان قرائت قرآن(6) و هم حافظ سنت پیامبراست و درروزگاری که نگارش سنت بدعت بود، او سنت پیامبر را درکتابی که بعدها به نام«کتاب علی» معروف شد، گرد آورد و تا عصرحضرت صادق (ع) دراختیارعترت بوده است.(7)

5 ـ وحدت رهبری

از عناصر سازنده «تقریب»، اتفاق مسلمانان بر وحدت رهبری است و این که رهبری را از آنِ خدا و رسول وی، واولی الأمر می دانند و همگان این اصل راازوحی الهی برگرفته اند،آن جا که می فرماید: "أَطِیعُوا اللّه َ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الاْءَمْرِ مِنْکُمْ: از خدا اطاعت کنید و از رسول و صاحبان فرمان از خودتان نیز اطاعت کنید". (8)

رهبری این گروه، درمسائل خاص سیاسی خلاصه نمی شود، بلکه همه جوانب زندگی جامعه اسلامی را فرا می گیرد، از این جهت باید در گروه سوم، شرایطی مانند تقوا و علم و دانش برتروجود داشته باشد که صلاحیت آنان را برامررهبری بیمه کند.

6- وحدت هدف

وحدت در هدف نیز از عوامل سازنده وحدت است. امّت اسلامی معتقد است که باید جامعه را به سوی خوبی ها و نیکی ها و فضیلت و مکرمت سوق داد؛ چنان که می فرماید:" کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّه ِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْرا لَهُمْ مِنْهُمْ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمْ الْفَاسِقُونَ: شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدید، به کار پسندیده فرمان می دهید و از کار ناپسند باز می دارید و به خدا ایمان دارید. اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند، قطعا برایشان بهتر بود، برخی از آنان مؤمنند ولی بیشترشان نافرمانند".(9)

یکی ازاهداف رسالت پیامبرکه همه مسلمانان باید درتحقّق آن کوشا باشند،محوشرک وبت پرستی در جهان و جایگزین ساختن توحید به جای آن است و این هدف بزرگ به وسیله مسلمانان در جهان تحقق خواهد پذیرفت و از شرک و بت پرستی اثری باقی نخواهد ماند چنان که می فرماید:"هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ: او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند".(10)

بنابراین، امت اسلامی در عقیده و شریعت، درامرقیادت و رهبری و در غرض و هدف، وحدت نظریه دارند و باید در مجامع جهانی با هم همکاری کنند، نه این که به تکفیرو تفسیق یکدیگر بپردازند. خوشبختانه بزرگان اهل سنت در اعصار پیش، پیروان خود را از تکفیرگروه دیگر برحذرداشته اند.

حج تجلّی«اندیشه تقریب»

حج از ارکان اسلام است: «بُنِیَ الإسلامُ عَلی خَمسَةِ أشیاء... الحجّ ... » (11) و ترک عمدی آن مایه ی کفران نعمت الهی است:«وَلِلّهِ عَلَی النّاسِ حَجُّ البَیتِ مَنِ اسْتَطاعَ إلَیهِ سَبیلاً وَمَنْ کَفَرَ فَإنَّ اللّهَ غَنِیٌّ عَنِ العالَمِینَ» (12)،چه این که آموزه های اسلام در حج متبلور گشته و حجّ تجلّی گاه ظهور آن است. افزون برآن، حج مظهر کلیّت ودوام اسلام و جهان شمولی آن است.خانه ی کعبه،اولین و با سابقه ترین مرکز جهانی برای عبادت به شمار می رود: «إنَّ أوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکا ... » (13) و محور هدایت همگان است به گونه ای که پاسخ دهندگان به دعوت حج، از هر سو و به هر وضع و با هر وسیله ی ممکن از پیاده و سواره و از دور و نزدیک به سوی دیار عشق،درشتابند:« ... یأتُوکَ رِجالاً وَعَلی کُلِّ ضامِرٍ یَأتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ» (14).

کعبه ازسویی مرجع همه مردم وجایگاه امان وآرامش است: « و اذ جعلنا البیتَ مَثابه للنّاسِ ... »(15) و از سویی دیگر عامل قیام همگانی و مردمی است: «جَعَلَ اللّهُ الکعبةَ البَیتَ الحَرامَ قِیاما للنّاسِ ... »(16) و مسجد حریم آن، محل نماز و نیاش وطواف برای همه ی مردم به طور مساوی قرار داده شد. و در این جهت بین ساکنان مکه و مسافرانی که ازنقاط دیگرجهان به آن سوسفرمی کنند، هیچ فرقی نیست: « ... سَواءً العاکِفُ فِیهِ وَالبادِ ... »(17). ازهمین رواست که کعبه، عامل مهمّ طرد ویژگی های نژادی، اختلاف های مکانی و پراکندگی های زمانی و گونه گونی های زبانی به شمار می رود.

حج،کنگره ای است که همه گروه ها، اقوام، نژادها، رنگ ها، مردان و زنان، پیران و جوانان، ازدور و نزدیک، با قلبی سرشار از ایمان وتقوی درآن شرکت می کنند و سعی دارند قلب ها را به یکدیگر نزدیک کنند و دریایی از انسان را تشکیل دهند که همانند گردابی دورِ«کعبه»درحال طواف، حرکت و تکاپو است. سیاه و سفید، غنی و فقیر، صاحب منصب و افراد عادی همه با هم اند، یک دل و یک صدا تکبیر بر می آورند و قلبشان را به مرکزیت زمین که محاذی بیت المعمور و در نهایت، محاذی عرش حق است، طواف می دهند.

احیاگرحج ابراهیمی،حضرت امام خمینی قدس سره درکلامی زیبا ورسا،ضمن بیان حِکَم و اسرار حج، به نکته مهمّ وحدت و برادری چنین اشارت دارد: «باید بدانیم که یکی از فلسفه های مهمّ اجتماعی عظیم از سراسرجهان در این مقام مقدس و مهبط وحی، به هم پیوستن مسلمانان جهان و تحکیم وحدت بین پیروان پیامبراسلام (ص) و پیروان قرآن کریم در مقابل طاغوت های جهان است.» (18)

پس باید با اتکال به خدای بزرگ در مواقف عظیم و متعدّد حج، پیمان اتحاد و اتفاق در مقابل جنود شرک وشیطنت بست وازتفرقه وتنازع پرهیزنمود:«... وَلا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکمْ....»(19)

رنگ و بوی ایمان واسلام که اساس پیروزی واقتداراست، با تنازع ودسته بندی های موافق با هواهای نفسانی و مخالف با دستورحق تعالی زدوده می شود و اجتماع درحق و توحید کلمه و کلمه توحید که سرچشمه عظمت امت اسلامی است، به پیروزی می رسد. برهمه شیفتگان حق وحقیقت لازم است که با وحدت کلمه، پیروزی بیشتراسلام برشرک، الحاد،کفر و نفاق را سرعت بخشند. (20)

جان کلام این که؛ بر اساس آنچه گفته شد، وحدت از ارکان مهم دین اسلام است؛ لذا در این آیین بر وحدت و اتحاد و همبستگی پیروان آن تأکید زیادی شده است. اما هر وحدتی مطلوب اسلام نیست. لذا وحدت اسلامی دارای ویژگی های خاص خود است که حقیقت آن را می سازند. از این رو امام خمینی به عنوان یک رهبر دینی ومصلح شریعت اسلامی، این ویژگی ها را به صورت برجسته و آشکاری مورد نظر قرار داده است. ویژگی هایی که فقدان آنها نشان از نبود وحدت و همبستگی مورد نظر اسلام است. از این رو وحدت اسلامی در اندیشه امام خمینی دارای ویژگی ها و صفاتی مهم و محوری در عرصه ایمان و باور و معنویت و ارزشها است. مهم ترین این صفات و خصایل با توجه به آثار و اندیشه امام خمینی(ره) عبارتند از: توحیدباوری و اعتصام به حبل الله، مصلحت باوری عمومی و توجه به منافع عامه انسانهای مسلمان، مکتب باوری یا توجه به مصلحت اسلام و شریعت، وحدت باوری یا تأکید بر اهمیت و جایگاه همبستگی اسلامی، وحدت در جهان بینی و نگرش (جهان بینی واحد) و ایدئولوژی، نیت باوری یا تابعیت عمل وحرکت و رفتار از اندیشه و جهان بینی توحیدی، خدایی بودن وحدت و لذا فسادناپذیری آن، تکلیف باوری یعنی تکلیف الهی و شرعی دانستن وحدت و همبستگی، اخوت و برادری دینی و یکرنگی، سعادت باوری یعنی اینکه وحدت و همبستگی را راه رسیدن به بهشت و سعادت ابدی دانستن. از این رو، وحدت اسلامی به جای تکیه بر عوامل مادی و تاریخی چون زبان، تاریخ، مرز جغرافیایی و... بر عوامل معنوی چون توحید گرایی، معنویت و اخلاق و ارزش ها و باورهای اصیل و انسانی تکیه دارد. (21)

پنجشنبه: 22 / 03 / 1404- 16 ذی الحجه 1446- 12 ژوئن 2025

پانویس ها

1- سوره اعراف / 153.

2- پلورالیسم (pluralism) به معنای کثرت‌گرایی، نظریه یا رویکردی است که از اصالت تکثر دفاع می‌کند و به دلایل گوناگون، کثرت‌گرایی را برتر از وحدت‌گرایی می‌داند. یعنی آن را درست‌تر و مفیدتر قلمداد می‌کند و قائل به کثرت‌هایی است که قابل تحویل یا قابل تقلیل به "وحدت" نیستند. ایدۀ پلورالیسم تقریبا در اواسط قرن بیستم مطرح شد و خاستگاهی دینی دارد. مهاجرانی که از کشورهای غیرمسیحی به کشورهای غربی رفته بودند، در برابر مبلغان مسیحیت مقاومت می‌کردند و حاضر نبودند از دین‌شان دست بکشند. از سوی دیگر بسیاری از آن‌ها با اینکه بردین دیگری بودند، مطابق اخلاق مسیحی انسان‌های خوبی محسوب می‌شدند. بنابراین «کارل رانر» متکلم مسیحی این ایده را مطرح کرد که این افراد "مسیحیان بی‌نام" هستند. منظور او این بود که این افراد باطنا مسیحی و بنابراین اهل نجات‌اند، اگرچه ظاهرا مسیحی نیستند. این تزی شمول‌گرایانه بود که همچنان مسیحیت را تنها راه نجات می‌دانست ولی برای غیرمسیحیان نیز جا باز می‌کرد تا وارد جرگۀ "مسیحیت حقیقی" شوند؛ اگرچه آن‌ها خودشان را مسیحی نمی‌دانستند. تز «کارل رانر» به تدریج بسط پیدا کرد و کلیسای کاتولیک در اواخر دهۀ 1960 پذیرفت پیروان سایر ادیان، به ویژه مسلمانان، می‌توانند در آخرت اهل رستگاری و نجات باشند. یعنی کلیسا دیگر آن‌ها را مسیحیان بی‌نام نمی‌دانست بلکه معتقد بود افراد دیگری در جهان هستند که مسیحی نیستند ولی می‌توانند رستگار شوند.

پلورالیسم درواقع رویکردی متفاوت ازمونیسم(یگانه‌گرایی/انحصارگرایی) و شمول‌گرایی است. انحصارگرایان معتقدند دین یا مذهب آن‌ها تنها راه نجات اخروی است. شمول‌گرایان دین خودشان را دین حق می‌دانند و پیروان سایر ادیان را تا جایی که دینشان با دین حق اشتراک دارد، بر طریق صواب می‌دانند. اما پلورالیست‌ها یا کثرت‌گرایان، قائل به "ادیان حق" و "صراط‌های مستقیم"اند. مسلمانان برای اتخاذ موضعی شمول‌گرایانه نسبت به یهودیان و مسیحیان و و پیروان یکی دو دین دیگر مشکلی ندارند چراکه در قرآن آیاتی هست که صریحا دلالت دارند که مثلا یهودیان و مسحیانی که به خدا و آخرت باور دارند و نیکوکارند، در آخرت رستگار می‌شوند (آیۀ 62 سورۀ بقره). اما اکثر متکلمان سنتی مسلمان، با پلورالیسم مشکل دارند و مثلا نمی‌پذیرند بودیسم یا شینتوئیسم یا کنفوسیانیسم در شرق آسیا، راهی به سوی رستگاری اخروی است چراکه این ادیان جزو ادیان ابراهیمی نیستند. اما مسلمانان مدافع پلورالیسم بر گسترده بودن هدایت خداوند و نکات ظریفی اشاره می‌کنند که در قرآن وجود دارد و چندان برجسته نشده است. مثلا در قرآن واژۀ "سُبُلنا" به کار رفته است: یعنی "راه‌های ما". بنابراین کثرت‌گرایان مسلمان معتقدند برای رسیدن به خدا نه یک "راه" که "راه‌ها" وجود دارند و به همین دلیل نباید روندگان راه‌های دیگر را محروم از نجات اخروی دانست. (پلورالیسم چیست؟ سایت عصر ایران: 7 شهریور ماه 1402 / ۱۵:۴۳- کد خبر ۹۰۵۱۸۵)

پلورالیسم در حیطه سیاست و اجتماع هم وارد می‌شود و قائلین به آن معتقدند که در ساحت جامعه، هیچ‌کس را مفسر و مرجع رسمی در امور اجتماعی ندانیم و جامعه را غیرایدئولوژیک تلقی کنیم و اداره جامعه را برعهده عقل کثرت‌اندیش بگذاریم. اساسا در جامعه و نظام اسلامی نمی‌توان کثرت‌گرایی سیاسی را آن‌گونه که در غرب مطرح است پذیرفت، اگرچه مواردی چون وجود گروه‌ها و احزاب و اجتماعات مختلف و نیز دخالت دادن سلیقه‌های آنان در اداره امور و توزیع قدرت سیاسی... در حیطه اصول پذیرفته‌شده نظام و سلایق و ایده‌های هماهنگ با ارزش‌های دینی در این راستا قابل بررسی است، اما به‌طور مثال مساله توزیع قدرت مورد پذیرش کثرت‌گرایی سیاسی آنهم به شیوه سکولار غربی، از نظر اهداف و روش با فلسفه سیاسی اسلام متعارض است زیرا در نظام اسلامی این‌گونه مسائل با توجه به اصل خدامحوری و حکومت ولایت فقیه تبیین و تعیین می‌شود.(غرویان؛محسن. پلورالیسم دینی و استبداد روحانیت، ص۷، قم، نشریمین،۱۳۷۶ )

3 ـ سوره آل عمران/ 19.

4- سوره حمد/ 5 .

5 ـ سوره انعام / 12.

6- قرائت فعلی قرآن ازآنِ عاصم است که ازعلی (ع) اخذ کرده است.

7- حضرت آيت الله جعفرسبحانی، عناصرمؤثردر تقریب مسلمانان، میقات حج، تابستان 1379، شماره32 .

8- سوره نساء / 59 .

9- سوره آل عمران / 110.

10 ـ سوره توبه / 33.

11- کافی؛ 2/ 18.

12- سوره آل عمران/ 97.

13- سوره آل عمران/ 96.

14- سوره حج/ 27.

15- سوره بقره/ 125.

16- سوره مائده/ 97.

17- سوره حج/ 25.

18- صحیفه نور؛19/ 202.

19- سوره انفال/ 46.

20- کنگره عظیم حج تجلّی «اندیشه تقریب»، مجله اندیشه تقریب، شماره 1.

21- جمشیدی، محمد حسن؛ ایران نژاد، ابراهیم. ویژگی همبستی و وحدت اسلامی در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره). پژوهشنامه انقلاب اسلامی، بهار 1391، سال اول - شماره 2.

منابع

۱. تورانی، علی، پلورالیسم دینی و چالش‌ها، تهران، نشر مرشد، ۱۳۸۱.

۲. رجبی نیا، داود، حقانیت یا نجات، قم، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، ۱۳۷۹.

۳. مک لنن، گرگور، کثرت‌گرایی، ترجمه نسرین طباطبائی، تهران، وزارت‌خارجه، ۱۳۸۰.

۴. مک لنن، گرگور، پلورالیسم، ترجمه جهانگیر معینی، تهران، نشر آشیان، ۱۳۸۱.

۵. مک لنن، گرگور، پلورالیسم، ترجمه جهانگیر معینی، تهران، نشر آشیان، ۱۳۸۱.

۶. سروش، عبدالکریم، صراط‌های مستقیم، ص۱، تهران، نشر صراط، ۱۳۷۷.

۷. سروش، عبدالکریم، صراط‌های مستقیم، ص۲، تهران، نشر صراط، ۱۳۷۷.

۸. غرویان، محسن، پلورالیسم دینی و استبداد روحانیت، قم، نشر یمین، ۱۳۷۶.

۹. غرویان، محسن، پلورالیسم دینی و استبداد روحانیت، قم، نشر یمین، ۱۳۷۶.

۱۰. لگنهاوزن، محمد، اسلام و کثرت‌گرایی دینی، ترجمه نرجس جوان‌دل، قم، مؤسسه فرهنگی طه، ۱۳۷۹.

۱۱. لگنهاوزن، محمد، اسلام و کثرت‌گرایی دینی، ترجمه نرجس جوان‌دل، قم، مؤسسه فرهنگی طه، ۱۳۷۹.

۱۲. لگنهاوزن، محمد، اسلام و کثرت‌گرایی دینی، ترجمه نرجس جوان‌دل، قم، مؤسسه فرهنگی طه، ۱۳۷۹.

۱۳. مک لنن، گرگور، کثرت‌گرایی، ترجمه نسرین طباطبائی، تهران، وزارت‌خارجه، ۱۳۸۰.

۱۴. لگنهاوزن، محمد، اسلام و کثرت‌گرایی دینی، ترجمه نرجس جوان‌دل، قم، مؤسسه فرهنگی طه، ۱۳۷۹.

۱۵. مک لنن، گرگور، پلورالیسم، ترجمه جهانگیر معینی، تهران، نشر آشیان، ۱۳۸۱.

16. لگنهاوزن، محمد، اسلام و کثرت‌گرایی دینی، ترجمه نرجس جوان‌دل، قم، مؤسسه فرهنگی طه، ۱۳۷۹.

17. ابن ابی الحدید معتزلی، ابوحامد عبدالحمید بن هبة الله. (1404 ق.) شرح نهج البلاغه. قم: انتشارات کتابخانۀ آیت الله مرعشی نجفی.

18. ابن هشام، ابومحمد عبدالملک. (بی تا) سیرۀ ابن هشام. بیروت: دارالکتب العربی. 2 ج.

19. اربلی، علی بن عیسی. (1426ق.) کشف الغمة فی معرفة الائمه علیهم السلام، تهران، مجمع اهل بیت (ع)، 4ج.

20. امام خمینی (ره)، روح الله. (1368) الرسائل. قم: مؤسسۀ اسماعیلیان. چاپ سوم، 2ج.

21. ______ (1375) شرح چهل حدیث. تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره). چاپ 7.

22. ______ (1378) صحیفۀ امام. تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 22 ج.

23. ______ (1361 به بعد). صحیفه نور، تهران: مرکز اسناد و مدارک فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی، 21ج.

24. ______ (بی تا) نامه ای از امام موسوی کاشف الغطاء(ولایت فقیه)، بی جا، بی نا.

25. بی آزار شیرازی، عبدالکریم. (1404 ق.) توحید کلمه. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

26. تاجیک، محمدرضا (1379) «میزگرد وفاق اجتماعی 2»، فصلنامه مطالعات ملی، شماره 2و3.

27. دهخدا، علی اکبر. (1373) لغت نامه دهخدا. تهران: مؤسسۀ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. چاپ اول از دورۀ جدید. 14 ج.

28. فرید تنکابنی، مرتضی. (1376) راهنمای انسانیت، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. چاپ دوم.

29. زیبا کلام، صادق (1378) میزگرد پیرامون همبستگی ملی و وفاق اجتماعی، فصلنامه مطالعات ملی، شماره 1.

15. شلتوت، محمود (1359) تعالیم اسلام، ترجمه سید خلیل خلیلیان، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ 4.

30. عاملی، شیخ حر (1991 م.) وسائل الشیعه لتحصیل مسائل الشریعة، بیروت: دار احیاء التراث العربی. الطبعة السادسة، 20 ج.

31. قاسمی، علی اصغر، ابراهیم آبادی، غلامرضا (1390) «نسبت هویت ملی و وحدت ملی در ایران»، فصلنامه راهبرد، شماره 59.

32. موثقی، سید احمد. (1375) استراتژی وحدت در اندیشۀ سیاسی اسلام. قم: دفتر تبلیغات اسلامی.

33. نبوی، عباس. (1377) حوزه و دانشگاه به سوی وحدت راهبردی فصلنامه دانشگاه اسلامی، شماره 7.

34. نهج الفصاحه. (1377) گردآوری و ترجمه: ابوالقاسم پاینده. تهران: انتشارات جاویدان. چ3.



ارسال توسط افشار

بهترین مسیر پیش روی آمریکا در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران

اسدالله افشار

در مقاله‌ اخیر فارین پالیسی با موضوع برنامه ای هسته ای ایران، به قلم خانم رزماری آ. کلانیک؛ این گونه استدلال شده است که بهترین مسیر پیش روی ایالات متحده در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران، حفظ وضعیت فعلی است و ایشان اذعان دارد که تأخیر هسته‌ای ایران یک واقعیت دیرینه است.

نگارنده مقاله از دولت آمریکا در خواست نموده است در این خصوص با عقلانیت برخورد کند که در جای خود قابل تحسین است. با این حال، آ. کلانیک، چندین عامل زمینه‌ای مهم را در رابطه با برنامه هسته ای ایران در مذاکرات غیر مستقیم با آمریکا نادیده گرفته است که در این یادداشت پیش رو به آن می پردازیم.

اول آنکه چشم‌انداز سیاسی ترامپ و دولتش؛ پیرامون برنامه هسته‌ای ایران، همچنان متزلزل و دچار تناقضات عدیده است، و همین امر موجب اختلافات عمیق در حزب جمهوری‌خواه شده است و تندروهای این حزب خواستار مداخله نظامی علیه ایران هستند. علاوه بر این، در مقاله خانم رزماری، موضع تهاجمی اسرائیل، انتقام ‌جویی پیش‌بینی ‌شده تهران، و مخالفت حزب دمکرات با سیاست خارجی دولت فعلی در تحلیل مورد بررسی قرار نگرفته و یا دست کم گرفته شده است.

تل آویو: بزرگترین مانع صلح در غرب آسیا

اسرائیل مدت‌هاست که خود را به‌عنوان مخالف سرسخت برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران معرفی می‌کند و استدلال می‌کند که هرگونه توافقی به جز برچیدن «سبک لیبی» غیرقابل قبول است. مقامات نظامی اسرائیل آشکارا برای حملات پیشگیرانه به سایت های هسته ای ایران، مانورهای نیروی هوایی شبیه سازی حملات به تأسیسات زیرزمینی ایران مانند نطنز و فردو، آماده شده اند.

با این حال، یک حمله تمام عیار احتمالاً به حمایت لجستیکی ایالات متحده، به ویژه برای سوخت‌گیری هواپیماها و هماهنگی دفاع موشکی نیاز دارد. گذشته از اقدام نظامی مستقیم، اسرائیل سابقه عملیات مخفیانه علیه برنامه هسته ای ایران را نیز دارد. از حملات سایبری (مانند ویروس استاکس‌نت) تا ترور دانشمندان هسته‌ای، عملیات اطلاعاتی اسرائیل تلاش کرده است پیشرفت‌های ایران را کندکند. تل‌آویو سابقه تلاش‌های عمدی برای منحرف کردن مذاکرات در حال انجام بین ایران و ایالات متحده را در سابقه شرارت های خود دارد و پیش‌فرض این مقاله مبنی بر کنترل کامل ایالات متحده بر اقدامات اسرائیل نادرست است.

تهران به صراحت اعلام کرده است که هرگونه حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای این کشور، واکنشی فوری ومتناسب را در پی خواهد داشت تا جایی که رژیم جعلی غاصب فاشیستی تروریستی نسل کش صهیونی را سرجای خودش بنشاند. اقدامات احتمالی تهران عبارتند از:

1- حملات متقابل نظامی: ایران پایگاه‌های نظامی اسرائیل، زیرساخت‌های حیاتی رژیم صهیونی و پایگاه های مهم ایالات متحده در منطقه را بدون هیچ گونه تعللی، مورد تهاجم مرگبار حملات موشکی خود قرار خواهد داد.

2- بسیج محور مقاومت: متحدان ایران در منطقه، مانند حزب‌الله و انصارالله، می‌توانند در حملات هماهنگ شرکت کنند و درگیری چند جبهه‌ای را علیه اسرائیل باز کنند.

3- تسریع توسعه هسته‌ای: حمله اسرائیل می‌تواند ایران را وادار به کنارگذاشتن محدودیت و آغاز غنی‌سازی اورانیوم بیش از 60 درصد کند، احتمالاً از آستانه تولید تسلیحات هسته‌ای عبور کند.

خطر جنگ تمام عیار همچنان بالاست و ایران هشدار داده است که «تا آخرین قطره خون» از حاکمیت خود دفاع خواهد کرد.حمله پیشگیرانه اسرائیل اساساً تعادل استراتژیک غرب آسیا را تغییر می دهد. کشورهای حوزه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات نگران هستند که درگیری مستقیم ممکن است سرایت کند و بر بازارهای نفت تأثیر بگذارد و حملات تلافی جویانه را در سراسر منطقه آغاز کند.

دموکرات های آمریکا با ترامپ همسو نمی شوند

بسیاری از دموکرات‌ها با تأکید بر احیای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) به‌عنوان مؤثرترین ابزار برای رسیدگی به برنامه هسته‌ای ایران، از رویکرد دیپلماتیک جدید حمایت می‌کنند. آنها استدلال می کنند که خروج ترامپ در سال 2018 نه تنها پیشرفت دیپلماتیک را تضعیف کرد، بلکه متحدان کلیدی ایالات متحده، به ویژه کشورهای اروپایی را که در موفقیت توافق سرمایه گذاری کردند، از آمریکا جدا کرد. دموکرات ها همچنین معتقدند که سیاست خارجی بی برنامه ترامپ مذاکرات با ایران را دشوارتر کرده است. دولت او بین تهدیدهای نظامی و اقدامات دیپلماتیک؛ سرگردان، مبهم و در نوسان بود که برای تهران و متحدان ایالات متحده عدم اطمینان و عدم اعتماد ایجاد نمود.

برای مقابله با سیاست های ترامپ، دموکرات ها می توانند به دنبال محدود کردن بودجه اقدامات تهاجمی علیه ایران باشند. از لحاظ تاریخی، قانونگذاران لوایحی را با هدف محدود کردن اختیارات ریاست جمهوری در مورد اقدامات نظامی، تقویت نظارت کنگره در امور خارجی ارائه کرده اند. رهبران دموکرات همچنین ممکن است از بیانیه‌های عمومی و کمپین‌های رسانه‌ای برای به چالش کشیدن استراتژی ترامپ در قبال ایران استفاده کنند و آن را بی‌ثبات‌کننده و ضدسازنده قلمداد کنند. آنها می توانند با متحدان اروپایی برای مقابله با اقدامات یکجانبه همکاری کنند.

علاوه براین، کمیته‌های کنگره می‌توانند سیاست های ترامپ درقبال ایران را بررسی کنند و اثربخشی و پیامدهای گسترده‌ترآن را بررسی نمایند. جلسات استماع احتمالی ممکن است برتحریم ها، برنامه ریزی نظامی و شکست های دیپلماتیک ترامپ متمرکز شود.

اختلاف در حزب جمهوری خواه ترامپ

فراتر از موضع حزب دموکرات، یک جناح مهم در حزب جمهوری خواه همچنان از مداخله نظامی به عنوان راه حلی مناسب برای برنامه هسته ای ایران دفاع می کند. درحالی که برخی از تحلیلگران، از جمله کلانیک، پیشنهاد می کنند که نفوذ ترامپ بر حزبش همچنان غالب است، به نظر می رسد در این ادعا مبالغه شده است. بسیاری از قانون‌گذاران جمهوری‌خواه استدلال می‌کنند که سیاست فشار حداکثری ترامپ - با محوریت تحریم‌های شدید اقتصادی - مؤثرتر از مذاکرات دیپلماتیک در مهار پیشرفت هسته‌ای ایران بوده است.

به جای پیگیری امتیازات دیپلماتیک، تعداد قابل توجهی از جمهوری‌خواهان از محدودیت‌های اقتصادی پایدار برای اعمال فشار بر تهران حمایت می‌کنند. برخی از چهره‌های حزب فراتر رفته‌اند و صراحتاً اقدام نظامی را به عنوان یک اقدام ضروری تأییدکرده‌اند.این موضع بادرخواست‌های گسترده‌تر جمهوری‌خواهان برای بازگشت به فشارحداکثری مطابقت دارد و برخی از قانون‌گذاران حتی حملات پیشگیرانه به سایت‌های هسته‌ای ایران را در صورت ناکافی بودن اقدامات اقتصادی در نظر می‌گیرند.

اختلاف بین تندروهای جمهوری خواه که از مداخله نظامی حمایت می کنند و دموکرات ها که برای تعامل دیپلماتیک فشار می آورند، بر عدم اطمینان اساسی در مورد سیاست ایالات متحده در قبال تهران تأکید می کند. در همین حال، موضع تهاجمی اسرائیل و هشدارهای قاطع ایران در مورد انتقام‌جویی خطرات را افزایش می‌دهد و هرگونه اشتباه محاسباتی را به نقطه عطف احتمالی برای درگیری‌های منطقه‌ای تبدیل می‌کند.

فراخوان خانم رزماری برای حفظ وضعیت موجود، پیچیدگی های در حال تحول این وضعیت را نادیده می گیرد. بدون یک استراتژی منسجم و واقع بینانه، واشنگتن با خطر تداوم چرخه تشدید تنش، با پیامدهای گسترده برای امنیت منطقه ای و ثبات جهانی مواجه است.[1]

اما جان کلام اینکه، ترامپ وتیم مذاکره کننده اش پس از 5 دورمذاکره غیرمستقیم دربحث موضوع هسته ای با ایران، از حقایق و واقعیت های جهانی فاصله دارند و از ایران خواسته های غیرعقلایی و غیرمشروع دارند که دقیقا با قوانین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و قوانین حقوق بین المللی مغایرت دارد. ترامپ و متحدان او از اسرائیل گرفته تا برخی کشورهای اروپایی و عربی بدانند:

1- ایران اهل مذاکره و تعامل است و اهل باج دادن نیست.

2- ایران، طرف طلبکار در ماجرای عهدشکنی برجامی آمریکاست.

3- ایران خواهان لغومؤثرتحریم‌ها می باشد و با شانتاژهای سیاسی رافائل گروسی؛ مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و سه کشوراروپایی( انگلیس، فرانسه و آلمان)که در زمین آمریکا و صهیونیزم بین الملل بازی می کنند، تسلیم نخواهد شد و دست از غنی سازی خود بر نخواهد داشت و زیربار تشکیل کنسرسیوم با کشورهای دیگر هم نخواهد رفت.[2]

4- برخی تحلیل گران معتقدند؛ تأكيد علني برغني‌سازي صفر، بخشي ازجنگ رواني است كه مي‌كوشد ايران را به عنوان طرف ناسازگار معرفي كند و حمايت بين‌المللي را به نفع آمريكا جلب كند. اصول ديپلماسي و فنون مذاكره حكم مي‌كند ايران به خنثي‌سازي اين ترفندها و بازگرداندن مذاكرات به مسيرسازنده گام بردارد.[3]

5- رهبرمعظم انقلاب اسلامی صبح روزچهارشنبه 31 اردیبهشت ماه سال جاری دردیدار«خانواده‌های شهید رئیسی و دیگر شهیدان خدمت» و خانواده‌های شهدای مسئول در دهه‌های اخیر؛ با تذکر به طرف آمریکاییِ مذاکرات غیرمستقیم درباره پرهیزازیاوه‌گویی تأکیدکردند:«این حرف آمریکایی‌ها که به ایران اجازه غنی‌سازی نمی‌دهیم، غلط زیادی است و در کشور کسی منتظر اجازه این و آن نیست و جمهوری اسلامی همان سیاست و روش خود را پیگیر خواهد شد.»[4] با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب، حق غنی‌سازی برای ایران نه یک شعار، بلکه واقعیتی تثبیت‌شده است و رهبر معظم انقلاب با صراحت و شجاعت این واقعیت را در برابر چشمان جهانیان قرار دادند.

6- رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه ایران کشور تحت‌الحمایه نیست، مرجع تصمیم‌گیری در برنامه هسته‌ای را تنها «ساختارحکمرانی ملی» معرفی نمودند. این پیام، پاسخی است به زیاده‌خواهی‌های بین‌المللی در قالب قطعنامه‌های غیرالزام‌آور، گزارش‌های مغرضانه سیاسی غیرفنی و حرفه ای مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی( که ارادتش به صیهونیزم بین الملل و سرسپرده بودنش به آمریکا کاملا آشکار است) و تهدیدهای لفظی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی. بنابراین جمهوری اسلامی با اقتدار و با رعایت اصول و موازین قوانین بین المللی، و با توجه به رویکرد مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب، مسیرخود را نه بر پایه ترس از تحریم، بلکه برمبنای عقلانیت راهبردی داخلی دنبال کرده و دنبال خواهد نمود.

سه شنبه: 20 / 03 / 1404 14 ذی الحجه 1446- 10 ژوئن 2025


1- Khatibi. Mohammad. Trump war/peace rhetoric on Iran’s nuclear program: More complicated than you’d expect. Translator and author: Asadollah Afshar. Tehrantimes/ Monday: June 9, 2025 - 22:43

[2] - پیشنهادهایی مانند توقف غنی‌سازی 3/67 برای ۳ سال و سپس امکان از سرگیری آن، وعده‌ای فریبنده و خسارتبار است، چنان که این موضوع حد فاصل سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ و سپس در برجام تجربه شده است. شایان ذکر است در حال حاضر چندین کشور جهان که نه به سلاح هسته‌ای دسترسی دارند و نه برنامه ساخت بمب اتمی دارند، به شکل گسترده و در مواردی بسیار پیشرفته، برای مصارفی مانند تأمین سوخت نیروگاه‌هایشان، اورانیوم را غنی می‌کنند. حتی برخی کشورها مانند آلمان و هلند، بخشی از اورانیوم غنی‌شده‌شان را صادر می‌کنند و از این راه درآمد نیز دارند. در واقع پافشاری بر این‌که ایران نباید اورانیوم را غنی‌ کند، نه‌تنها ارتباطی به قوانین بین‌المللی در این زمینه ندارد، بلکه برخلاف یکی از مواد «پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای» یا «ان‌پی‌تی» نیز هست. در ماده سوم از بند سوم این پیمان آمده است که اقدامات ضروری برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای، نباید «مانع توسعه اقتصادی و رشد فناوری» امضاکنندگان این پیمان در حوزه مصارف صلح‌آمیز شود. در این پیمان همچنین تأکید شده که در اجرای آن نباید بین کشورها «هیچ‌گونه تبعیضی» برقرار باشد.

[3] - آهنگر؛ علی. ايران و امريكا: پايان ديپلماسي؟!. اعتماد: چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 1404- شماره 6049.

[4] - ابتکار: چهارشنبه 31 اردیبهشت ماه 1404- کد خبر: 46640 .



ارسال توسط افشار

پاسخ محکم ایران به تهدیدات آمریکا و تروئیکای اروپایی

اسدالله افشار

علیرغم پنج دور مذاکرات غیرمستقیم هسته‌ای، به نظر می‌رسد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا کمتر به دیپلماسی با ایران علاقه دارد و بیشتر برای زنده نگه داشتن تنش‌ها سرمایه‌گذاری کرده است.

آخرین تهدیدهای او، همراه با تحریم‌های جدید و درخواست‌های مجموع صفر، نشان می‌دهد که او در حال حاضر به دنبال توافق نیست.

ترامپ روز جمعه6 ژوئن / 16 خرداد ماه در گفت و گو با خبرنگاران در عرشه ایر فورس وان بار دیگر موضعی تند درباره برنامه هسته ای ایران اتخاذ کرد. او گفت: «اگر آنها غنی‌سازی کنند، پس ما باید این کار را به شکل دیگری انجام دهیم، و من واقعاً نمی‌خواهم این کار را به شکل دیگری انجام دهیم» و افزود: «غنی‌سازی [اورانیوم در ایران] نباید داشته باشد».

او توضیحی نداد که «طرف دیگر» به چه معناست، و اظهارات خود را قابل تفسیر گذاشت احتمالاً به عنوان یک تهدید پنهان است که همان اقدام نظامی می باشد و بارها این روان پریش فاسد اخلاقی، ایران را به آن تهدید کرده است.

این بیانیه صریح مستقیماً حق ایران بر اساس معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT) برای غنی سازی اورانیوم برای مقاصد صلح آمیز را به چالش می کشد. مقام‌های ایرانی همواره تأکید کرده‌اند که کار هسته‌ای آن‌ها برای اهداف صلح‌آمیز است و رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز اخیراً تأکید کردند که غنی‌سازی اورانیوم برای پیشرفت علمی و زیرساخت های صنعتی و پزشکی و... برای ایران هم حیاتی است و هم صنعت مادر محسوب می شود.

نادیده گرفتن حقوق اولیه غنی‌سازی توسط ترامپ - چیزی که ایران غیرقابل مذاکره می‌داند - نشان‌دهنده عدم تمایل به دستیابی به اجماع و توافق است. این اظهارات به جای ترویج گفتگو، شک و تردید ایجاد می کند و به تهران نشان می دهد که واشنگتن در مذاکرات صادقانه شرکت نمی کند و نمی توان به او اعتماد داشت.

واشنگتن همچنان به مواضع تهدیدآمیز علیه ایران اصراردارد و باردیگرمدعیِ «عواقب شدید» شکست مذاکرات شد.

سخنگوی کاخ سفید با اشاره به طرح اخیر آمریکا در مذاکرات گفت: «ویتکاف پیشنهاد مفصلی به ایران در مورد توافق هسته‌ای ارسال کرده و رئیس‌جمهور ترامپ امیدوار است که ایران آن را بپذیرد.»

واشنگتن در این باره مدعی شد که «در صورت عدم پذیرش پیشنهاد ویتکاف توسط ایران، عواقب شدیدی در انتظار آن خواهد بود.»

مقامات ایرانی بارها درباره هشدار‌های توخالی آمریکایی‌ها در مذاکرات هشدار داده‌اند و آن را محکوم و نافی صداقت و حسن نیت آمریکا دانسته اند.

تحریم ها در میان مذاکرات

علاوه بر این تنش، وزارت خزانه‌داری آمریکا دور جدیدی از تحریم‌ها را روز جمعه اعمال کرد که 10 فرد و 27 نهاد را در چندین کشور هدف قرار می‌دهد. این تحریم‌ها در حالی اعلام شد که مذاکرات هنوز ادامه دارد. از نظر بسیاری تحریم های اعلام شده در هنگام مذاکره نشانه‌ای از ترجیح واشنگتن بر فشار است تا ایران را به سازش وادارد.

در میان افرادی که به تازگی در لیست سیاه قرار گرفته اند، شرکت هایی مستقر در امارات و هنگ کنگ هستند که متهم به حمایت از شرکت دولتی کشتیرانی نفت ایران هستند. این تحریم ها هرگونه دارایی مرتبط با ایران را مسدود می کند و شرکت های آمریکایی را از تجارت با آنها منع می کند، این اقدامات گستاخانه آمریکا که دور از شأن دیپلماسی مذاکرات است اوضاع را که به نفع آمریکا تغییر نمی دهد هیچ بلکه بدتر هم می کند و دستیابی به توافق را نیز سئوال برد.

ترامپ همچنین سفر شهروندان دوازده کشور از جمله ایران را برای سفر به آمریکا ممنوع اعلام نمود. وزارت امور خارجه تهران این اقدام را به عنوان شاهدی بر یک «ذهن برتری‌طلبانه و نژادپرستانه» که سیاست خارجی آمریکا را هدایت می‌کند و به فضای شکننده پیرامون مذاکرات آسیب می‌رساند، محکوم کرد.

تشدید موضع تندرو دولت ترامپ، فشار کنگره را افزایش می دهد. یک گروه دو حزبی متشکل از 16 قانونگذار اخیراً از دولت خواسته اند که برچیدن کامل ظرفیت های غنی سازی اورانیوم ایران را پیش شرط هر توافقی قرار دهد. این گروه در نامه ای به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و استیو ویتکاف، نماینده خاورمیانه، تأکید کرده که ایران نباید هیچ گونه ظرفیتی برای غنی سازی اورانیوم یا ادامه توسعه زیرساخت های هسته ای خود داشته باشد و آن ها را حفظ کند.

چنین خواسته های غیرمعقول بی شرمانه آپارتایدی حداکثری، فضای کمی برای مذاکره باقی می گذارد و عملاً شکست را به دیپلماسی مذاکرات تحمیل می نماید. آنها همچنین امتیازات قابل توجهی را که ایران بر اساس برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال 2015 داده بود، که شامل محدودیت‌های شدید در سطوح غنی‌سازی و بازرسی‌های بین‌المللی بی‌سابقه بود، نادیده می‌گیرند. اکنون تقاضای بیشتر، بدون ارائه انگیزه یا تضمین بیشتر، این دیدگاه را در تهران تقویت می کند که نمی توان به ایالات متحده اعتماد کرد.

پاسخ ایران: محکم اما محتاطانه

علیرغم موضع تهاجمی واشنگتن، مقامات ایرانی با خویشتنداری نسبی پاسخ داده اند. عباس عراقچی وزیر امور خارجه که ریاست تیم مذاکره کننده ایران را برعهده دارد، تأیید کرد که پیشنهاد آمریکا از طریق وزیر امور خارجه عمان در سفر اخیر به تهران ارائه شده است. او گفت که ایران براساس«اصول، منافع ملی و حقوق مردم ایران» به این پیشنهاد پاسخ خواهد داد.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز با تأکید بر این که هرگونه پیشنهاد آمریکا باید به دقت مورد ارزیابی قرار گیرد و پاسخ تهران مبتنی بر اولویت‌های ملی خواهد بود، گفت: پیام ایران روشن است، ایران همچنان پذیرای گفت‌وگو است، اما نه به قیمت پایمال شدن حقوق ملت یا کرامت حاکمیتی‌اش.[1]

تهدید سه کشور اروپایی؛ "بازگشت به مکانیسم ماشه"

به این فوریت، انقضای معوق مکانیسم بازپس گیری شورای امنیت سازمان ملل متحد است که امکان اعمال مجدد تحریم های جهانی علیه ایران را در صورت نقض توافق هسته ای فراهم می کند. سه کشوراروپایی (E3) -بریتانیا، فرانسه و آلمان - در حال آماده شدن برای ارائه پیش نویس قطعنامه در نشست شورای حکام آژانس در 9 ژوئن / 19 خرداد هستند. هدف آنها این است که پیش از انقضای آن در اکتبر، مکانیسم ماشه را با تصویب قطعنامه در نشست آتی شورای حکام آژانس، عملی سازند.[2]

روز جمعه 16 خرداد ماه سال جاری رویترز نوشت که آمریکا به همراه سه کشور اروپایی در حال آماده‌کردن پیش‌نویس قطعنامه‌ای علیه ایران است که ایران را به نقض تعهدات پادمانی‌اش محکوم کند. تنظیم این قطعنامه، تقریباً تندترین و بی‌سابقه‌ترین ادعا علیه برنامه هسته‌ای ایران در 20 سال گذشته است، این ادعا حتی تندتر از اقدامی است که شورای امنیت علیه ایران در سال 2006 انجام داد. قرار است محتوای آماده شده این پیش‌نویس تا نشست بعدی شورای حکام که تقریباً 9 روز دیگر، برگزار می‌شود، ارائه شود. حضور آمریکا در کنار سه کشور اروپایی نشان می‌دهد، آمریکا مستقیماً به دنبال فعال‌کردن ابزار‌های فشار علیه ایران است. درواقع آمریکا به طور ضمنی این موضوع را مطرح کرده که اگر ایران کوتاه نیاید، پرونده‌اش به شورای امنیت ارجاع داده خواهد شد. انتشار گزارش تند آژانس و متن پیش‌نویسی که چهار کشور تهیه کردند که صراحتاً ایران را به نقض تعهدات پادمانی محکوم می‌کند، این گمانه را تقویت می‌کند که آژانس پیش از ماه اکتبر به دنبال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت است، اگرچه پیش‌ازاین تحلیلگران، احتمال فعال‌سازی مکانیسم ماشه را تقریباً قطعی می‌دانستند؛ اما انتشار این گزارش در شرایطی که به نظر می‌رسد مذاکرات ایران و آمریکا در پیچ سختی قرار دارد، پیام‌های واضح و قابل تأملی دارد.[3]

تهران قبلاً هشدار داده است که فعال کردن این مکانیسم واکنشی قوی را به دنبال خواهد داشت. مقامات ایرانی چنین اقداماتی را سیاسی و تلاشی برای تحت فشار قرار دادن آنها برای پذیرش یک توافق یک طرفه می دانند. در حالی که رهبران اروپایی استدلال می کنند که باید قبل از از دست دادن این ابزار دیپلماتیک سریع عمل کنند، اقدامات آنها به جای تسهیل راه حل، خطر پیچیده تر کردن مذاکرات را در پی دارد. با توجه به آن چه بیان شد ضرورت ایجاب می کند با عنایت به اینکه شرایط قدری حساس و پیچیده است؛ وزارت امورخارجه ایران و تیم مذاکره کننده بايد تا قبل از روز دوشنبه 9 ژوئن / 19خرداد ماه، با هوشياري، ديپلماسي پيش‌دستانه و ابتكار، مانع از سناريويي شود که تروئیکای اروپایی بتواند به اهداف سیاسی خود در این زمینه که همانا فعال کردن مکانیسم ماشه باشد، نائل آید.[4]

انتظارآن است که تیم مذاکره کننده ایرانی با مدیریت هوشمندانه این شرایط حساس و پیچیده بتواند با درایت و بهره گیری از فرصت ها و ظرفیت ها، بهترین مسیری را انتخاب نماید که به حقوق ملت، منافع و امنیت ملی کشور آسیبی وارد نشود و کشور دچار بحران و چالش نگردد.

لازم به ذکر است در دیداری که بین تخت‌روانچی و مقامات اروپایی در کنسولگری ایران در ترکیه برگزار شده بود، طرف اروپایی ایران را تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه کرده که ایران نیز موضع قاطع خود را در مورد استفاده از گزینه‌های متقابل مطرح کرده بود. موضعی که احتمالاً خروج ایران از «NPT» را منظور دارد. بقایی نیز در نشست خبری روز دوشنبه 12 خرداد ماه سال جاری با این موضع قاطع تأکید کرد: «خیلی شفاف طرف‌های مقابل اطلاع دارند که اگر به سازوکار‌های غیرسازنده متوسل شوند، حتماً جمهوری اسلامی ایران هم از گزینه‌های متقابل و متناسب برخوردار است.» پیش از این نیز در 4 خرداد وزیر امورخارجه در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره فعال شدن مکانیسم ماشه گفت: «اگر این مکانیسم فعال شود، واکنش ما سخت خواهد بود.» عراقچی روز دوشنبه 12 خرداد ماه سال جاری نیز در نشست خبری مشترک با همتای مصری طی سفر به قاهره بار دیگر بر نقش مخرب فعال‌سازی مکانیسم ماشه تأکید کرد و گفت: «در خصوص اسنپ ‌بک نیز امیدوارم کشور‌های اروپایی این اشتباه را مرتکب نشوند. این سیاست غلط خواهد بود و به بحران‌های موجود، اضافه خواهد کرد.» [5]

جان کلام این که؛ آمریکا و سه کشور اروپایی گستاخ و زیاده خواه بدانند، ایران با اهرم های سیاسی که تداعی کننده تهدید باشد و یا زیر سایه تهدید باشد، هرگز زیربار هیچ گونه توافق و پیمانی نمی رود. بنابراین نگارنده با تأسی به وزیر محترم امور خارجه ایران، توافق مطلوب از نگاه ایران را توافقی می داند که همه تحریم‌ها را لغو کند و حقوق هسته‌ای ایران از جمله غنی‌سازی را محقق نماید. در هرصورت تأکید ایران بر دوگانه رفع تحریم_توافق در کنار اصرار آمریکایی‌ها به دوگانه تهدید_توافق نشان می‌دهد همچنان اختلاف مبنایی گسترده بین دو طرف وجود دارد. از طرفی اصرار آمریکایی‌ها به مواضع زیاده‌خواهانه می‌تواند، میز مذاکره را برهم بزند.

یکشنبه: 18 / 03 / 1404- 12 ذی الحجه 1446- 8 ژوئن 2025


1- Zarfam. Soheila. This Guy Has No Will for a Deal. Translator and author: Asadollah. Afshar. Tehrantimes/ Publish Date : Saturday / June 7, 2025 - 22:10

[2] - برخی از تحلیل گران بر این باورند که نقش کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا در مسیر مذاکرات هسته‌ای را نمی‌توان نادیده گرفت. برخلاف دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ که سه کشور اروپایی عضو برجام - انگلیس، فرانسه و آلمان - در مواردی از ایران حمایت کرده و در برابر یک‌جانبه‌گرایی آمریکا موضع گرفتند، در این مقطع زمانی شاهد تغییر بنیادینی در رویکرد آنها هستیم. تهدید رسمی اروپا به استفاده از «مکانیسم ماشه» که می‌تواند به بازگشت تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران بینجامد، نشانه‌ای از موضع سخت‌گیرانه‌تر اروپا نسبت به گذشته است. اروپایی‌ها، با نگرانی‌های فزاینده نسبت به برنامه موشکی، رفتار منطقه‌ای و همچنین نقش ایران در جنگ اوکراین، ایران را شریکی مساله‌دار می‌دانند و تلاش دارند مواضع سخت‌تری را نسبت به آن اتخاذ کنند. رویکرد سه کشور اروپایی نسبت به ایران به‌ویژه تحت‌تاثیر نگاه انتقادی آنها به نقش ایران در جنگ اوکراین قرار دارد. اروپا ایران را شریک غیرمستقیم روسیه در این بحران می‌داند و از این منظر، کینه‌ای سخت نسبت به ایران گرفته و تلاش دارد از ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی، از جمله مکانیسم ماشه، برای اعمال فشار استفاده کند.( سلطانی؛علیرضا. مذاکرات در فضای خاکستری. دنیای اقتصاد: سه شنبه 13 خرداد ماه 1403- شماره ۶۳۰۵)

[3] - طیبی؛ زهرا. مکانیسم‌های تهدید. فرهیختگان: یکشنبه 11 خرداد ماه 1404- شماره 4428.

[4] - کشور‌های اروپایی در حال آماده‌سازی بیانیه‌ای برای قرائت در شورای حکام سازمان ملل در نشست پیش رو این شورا هستند، رئیس‌جمهور فرانسه برای چندمین‌بار طی سفرش به سنگاپور این بار مدعی شده است: «اگر جلوی ایران گرفته نشود سلاح‌های هسته‌ای در جهان دومینویی اشاعه می‌یابد.» اروپایی‌ها سعی دارند با روایات جعلی وانمود کنند هسته‌ای شدن ایران باعث رقابت هسته‌ای در جهان و به ویژه در منطقه می‌شود تا به این طریق هم داشتن زرادخانه هسته‌ای توسط اسرائیل را مشروع و موجه جلوه دهند و هم فعال‌سازی مکانیسم ماشه را توجیه کنند. (مزروعی؛ علی. بستۀ پر از ناترازی آمریکا. فرهیختگان: فرهیختگان: سه شنبه 13 خرداد ماه 1403- شماره 4430)

[5] - فرهیختگان: فرهیختگان: سه شنبه 13 خرداد ماه 1403- شماره 4430.



ارسال توسط افشار

تأثیرآموزه های ماندگار امام خمینی(ره)؛ برجهان معاصر

اسدالله افشار

با آغاز همایش بین المللی «امام خمینی و فلسطین» در تهران با حضور شخصیت های چند کشور با محوریت آرمان های معمار و بنیانگذار انقلاب اسلامی در آستانه سی و ششمین سالگرد ارتحال ایشان، جامعه یهودیان پایتخت ایران مراسم یادبودی را به افتخار وی برگزار کرده و نسل کشی بی وقفه اسرائیل در غزه را محکوم نمودند.

خاخام یونس حمامی، امام خمینی را به خاطر مواضعش در قبال یهودیت تمجید کرد و او را «یک شخصیت مذهبی بزرگ در بین ادیان» خواندند و انقلاب اسلامی را پرچمدار مقاومت در برابر ظلم معرفی نمودند که مردم را در مبارزه با ظالمان از جمله صهیونیست ها متحد کرد.

جامعه مسیحی و زرتشتی جمهوری اسلامی نیز با برگزاری مراسم یادبود امام خمینی(رض) در عبادتگاه‌های خود، به مردی که ایران را از استبداد داخلی و هژمونی آمریکا نجات داد، ادای احترام کردند.

مقامات ایرانی نیز به نوبه خود طی چند روز گذشته هر روز به آرامگاه ایشان می‌روند تا بر وفاداری خود به آرمان‌های او تأکید ورزند و به جهانیان نشان دهند که مسیرترسیم شده توسط او در پیشرفت چشمگیر ایران به آرامی پیش می‌رود.

در واقع ملت بزرگ ایران، اقتدار، صلح و امنیت، نفوذ فرهنگی/سیاسی در منطقه و فراتر از آن، دستاوردهای علمی/تکنولوژیکی، تسلط برچرخه سوخت هسته‌ای، خودکفایی در دفاع، ورود به فضای و پایداری و مقاومت در برابر توطئه‌های جهانی را مدیون بنیانگذار جمهوری اسلامی خود است.

از این رو شخصیت امام راحل فراگیر و جهانی است و تقریباً در سراسر جهان مانند کشورهای آفریقایی، اروپا، آسیا و آمریکای لاتین؛ سمینارها و همایش هایی درباره اندیشه و افکار عدالت خواهانه ایشان برپا و برگزار شده و می شود.

امام خمینی (ره) علاوه براینکه مرجع معتبر مرجعیت دینی اسلام (مرجع تقلید) بود، فیلسوف، شاعر، عارف و سیاستمداری با درجه عالی و ممتاز و بی بدیل شمار می آمد که بهتر از همه مدعیان سیاست مداری، سیاست را درک می نمود.

او درک عمیقی از مسائل جهانی داشت و نقشی دگرگون کننده در شکل گیری اندیشه سیاسی نوین اسلامی داشت.

او ارزش‌های وحدت و برادری را که بیش از هر زمان دیگری در دنیای متفرقِ پریشان و آشفته امروزی مطرح است را متذکر و یادآور شدند و به عنوان مثال می توان اعلام روز میلاد پیامبر اسلام (ص) را به عنوان هفته وحدت برای پل زدن دو تاریخ ماه ربیع الاول توسط مسلمانان سنی و شیعه (12 و 17 ربیع الاول) دانست که باعث گردید این مناسبت را هم اهل سنت و هم شیعه جشن بگیرند، ولذا این حسن انتخاب، نمونه عملی کار بزرگ این عالمِ آگاهِ زمان شناس می باشد که اکنون پس از 36 سال از ارتحال ملکوتی وجود مقدسش همچنان این جشن وفاق و وحدت برقرار است و هرساله جلوه ای ویژه داشته و محکم تر و زیباتر در جهان به نمایش گذاشته می شود.

یکی دیگر از اقدامات پویای این رهبر عزیز بی بدیل سفرکرده، نامگذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس می باشد که برای بیداری وجدان های خفته و بسیج وجدان جهانیان برای آزادی فلسطین از یوغ رژیم جعلی غاصبِ نسل کشِ نباتی صهیونی پایه گذاری نمودند تا فلسطین فراموش نشود و تا مردم و مبازران جبهه مقاومت با شور و اشتیاق به مبارزه خود تا آزادی این سرزمین مقدس از پای ننشینند و تا سردمدارانِ تروریستِ جانی و قاتلِ بین المللی رژیمِ نیابتی کودک کشِ اشغالگرِ صهیونیستی و حامیانِ غربی و اروپایی و عربی این رژیم پلشت فاشیستی، به راحتی دست به کشتار و جنایات بی سر و صدا نزنند. این تدبیر امام راحل تا به امروز جهانیان را بیدار کرده و باعث شده است تنفر و انزجارِ جهانی نسبت به آنان شکل بین المللی پیدا کند و 5 قارهِ جهان علیه ایشان باشند و در کنارِ مردم فلسطین در جبهه ای واحد، خواستار آزادی فلسطین و محاکمه سرانِ جانی نسل کشِ رژیمِ صهیونی حامیان آنان در محاکم کیفری بین المللی باشند.[1]

امام خمینی(ره)؛ یک شخصیت سیاسی تأثیرگذار

بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که امام خمینی یک شخصیت سیاسی تأثیرگذار بود که تحولی بزرگ در کل جهان ایجاد کرد.

آیت الله العظمی روح الله خمینی جنبش خود را علیه سیاست های ضد اسلامی شاه سابق در سال 1963 آغاز کرد. جنبشی که منجر به تحولی بی سابقه در قرن بیستم شد.

انقلاب اسلامی به رهبری حکیمانه امام خمینی (ره) در برهه حساس تاریخ، معیارهای سیاسی ایران را تحت تأثیر قرار داد و در عرصه‌های مختلف از جمله اقتصاد، سیاست و فرهنگ در جهان اثر ماندگاری گذاشت.

مردم از اقشار مختلف اعم از دانش‌آموزان جوان و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های پیر به امام خمینی ایمان قوی داشتند.

امام خمینی در سالهای سخت تبعید به هدایت قیام مردمی علیه رژیم پهلوی ادامه داد. رهبر بزرگ جهان اسلام شروع به ترویج پیام و مرام خود در میان مردم ایران کرد.

در اواخر سال 1978 یک سری از مردم به خیابان‌ها ریختند و خواستار کناره‌گیری شاه شدند، که در نهایت آتش انفجار رژیم وقت را شعله‌ور کرد. تجمعات اعتراضی گسترده شاه را مجبور به فرار از کشور در ژانویه 1979 کرد.

امام خمینی (ره) پس از بیش از 14 سال تبعید، در 11 بهمن 1357 در تهران، پایتخت ایران، پس از بازگشت به وطن از هواپیمای ایرفرانس پیاده شد.

مبارزات امام برای پیروزی انقلاب اسلامی چندین دهه طول کشیده است.

امام خمینی پس از گذراندن بیش از 14 سال تبعید به ایران بازگشت.

میراث دیدگاه‌ها و ارزش‌های امام خمینی (ره) در زندگی همچنان در منطقه و جاهای دیگر در سراسر جهان ارزشمند است.

امام پس از پیروزی تاریخی 1357، نظام اسلامی ـ دموکراتیک را تأسیس و نهادهای قوی را در ایران تأسیس کرد.

امام برای احیای حقوق فلسطینیان و ایجاد وحدت بین مسلمانان ابتکارات متعددی انجام دادند. برخی از سنت های امام مانند نامگذاری هفته وحدت و روز قدس از شاخصه‌های تاریخی است که ماندگار و برقراراست.

بسیاری از محققین نیز معتقدند که بیداری اسلامی و آگاهی مستمر در میان ملت های مختلف جهان به طور مستقیم یا غیرمستقیم الهام گرفته از اندیشه ها و آرمان های پویای امام خمینی (ره) است.

همان گونه که در سطور پیشین آمد؛ امام خمینی که در دوران معاصر ارزشهای الهی را احیا و کرامت را به مسلمانان بازگرداند، به وحدت شیعه و سنی اعتقاد راسخ داشت. «هفته وحدت» به عنوان یکی از ابداعات وی، فرصتی برای ترویج وحدت و همبستگی بین اهل سنت و مسلمانان شیعه است.

این در حالی است که روز قدس به عنوان یکی دیگر از ابتکارات امام خمینی (ره) زمانی است که مردم سراسر جهان خشم خود را از صهیونیست ها و رژیم وحشی اسرائیل که به جنایات و جنایات علیه ملت فلسطین مشغول بوده است سر می دهند.

بنیانگذار جمهوری اسلامی حمایت خود را از فعالیت های هنری و فرهنگی در پی پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کرد.

ایران در چندین حوزه پیشرفت چشمگیرجهانی و بین المللی داشته است، از جمله آن حوزه ها عبارتست از: علمی، صنعتی، فناوری، سیاسی و نهادهای فرهنگی مانند سینما، تئاتر، تلویزیون و موسیقی نیز رشد و پیشرفت سریعی داشته است

امام خمینی (ره) زندگی بسیار ساده ای را در پیش گرفت و تصمیم گرفت در اقامتگاهی بسیار ساده زندگی کند که اکنون به مکانی برای بازدید هزاران زائر، گردشگر و روشنفکر در سراسر ایران و نقاط مختلف جهان تبدیل شده است.

چگونه بصیرت ماندگار امام خمینی شعله مقاومت را در سراسر جهان برافروخت؟

امام خمینی در مسجدی آرام در جماران، روستایی کوچک در کوه‌های شمال تهران، با لحنی ملایم و ملایم صحبت می‌کرد، اما سخنانش توجه کامل اطرافیان را به خود جلب می‌کرد.

چیزی غیرقابل انکار مغناطیسی در شخصیت او وجود داشت. افرادی که شاهد حضور او بودند، اغلب حسی از هیبت را توصیف می‌کردند - نه فقط از آنچه او می‌گفت، بلکه به خاطر اعتماد به نفس بی‌نظیر و حضور فرمان‌دهنده‌ای که او بی‌دردسر از آن بیرون می‌آمد.

سخنان او اگرچه با ملایمت بیان می‌شد، موج‌هایی را در سراسر جهان برانگیخت، دل‌ها را به هیجان آورد، ظالمان را ناآرام کرد و روح خفته مقاومت را در ملت‌های تحت ستم بیدار کرد.

نام امام خمینی (ره) در بین ملت ها و نسل ها طنین انداز شد. بنیانگذار انقلاب اسلامی از نظر پیروان خود یک شخصیت پدری و معمار یک روحیه مقاومت جهانی بود.

از لبنان تا عراق، فلسطین تا نیجریه، نفوذ امام خمینی هنوز در سراسر قاره‌ها می‌درخشد، که در روحیه مقاومتی که به مقابله با ظلم، اشغال و امپریالیسم ادامه می‌دهد، تجسم یافته است.

محور فلسفه او مفهوم حمایت از امر مستضعفین (مظلومان) در برابر مستکبرین (قدرت های استکباری) بود.

این چشم انداز عمیقاً جنبش های مقاومت را در سراسر جهان شکل داده است، و عزم آنها را برای به چالش کشیدن قدرت های نئو امپریالیستی و هژمونیک و ابراز کرامت و حق آزادی آنها تقویت کرده است.

مقاومت؛ میراث سیاسی امام خمینی(رض)

جانشین شایسته امام خمینی، رهبرمعظم انقلاب اسلامی، همواره براصل مقاومت تزلزل ناپذیر در میراث سیاسی مراد خود تأکید داشته است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی بزرگداشت سی‌امین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) در سال 1398، مقاومت را «انتخاب راه درست، راه صحیح و شروع به حرکت در آن مسیر با موانعی که مانع از سفر نمی‌شود» بیان فرمودند.

امام خمینی(ره) اینگونه بود، ایشان راهی را انتخاب کرده بودند و در آن مسیر گام بر می داشتند، امام خمینی(ره) در مقابل سختی ها، موانع و نظام های طاغوتی، قدرت مقاومت خود را به رخ جهانیان کشید.

حضرت آیت الله خامنه ای توضیح دادند که مقاومت امام خمینی ارتجاعی نبود، و آن مبتنی بر منطق، ایمان و خرد استراتژیک بود.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: امام خمینی (ره) راه مقاومت را انتخاب کرده بود، این انتخاب امام ما به پشتوانه عقل و منطق و پشتوانه علم و ایمان بود.

یک بخش آن این است که مقاومت واکنش طبیعی هر ملت آزاده و با عزت در برابر ارعاب و قلدری است، هر ملتی که برای عزت، هویت و انسانیت خود ارزش قائل باشد، مقاومت می کند، موضع می گیرد و چیزی را که به آن تحمیل می شود، نمی پذیرد.

این نکته مهم اصولی به یک دکترین ملی و یک اصطلاح شناخته شده در گفتمان بین المللی تبدیل شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: درادبیات سیاسی بین‌المللی، اصطلاح «مقاومت به شیوه امام خمینی» به ویژه پس از آزادسازی خرمشهر (از اشغال رژیم بعثی عراق که تحت حمایت غرب است) تبدیل به بخشی از واژگان شده است.

جنبش مقاومت حزب الله لبنان؛ میراث امام خمینی(ره)

یکی از فداکارترین مشعل داران میراث پرافتخار امام خمینی، جنبش مقاومت حزب الله لبنان است. رهبران نهضت دلبستگی عمیق شخصی و عقیدتی به بنیانگذار انقلاب اسلامی و اصولی که او سرمشق او بود ابراز داشته اند.

در تابستان 1361 که اسرائیل به لبنان حمله کرد، رزمندگان جوان جبهه مقاومت تازه تأسیس لبنان به ندای مقاومت امام خمینی (ره) پایبند ماندند و کاملاً متقاعد شدند که مبارزه تنها گزینه مقابله با دشمن تحت حمایت مستکبران به رهبری آمریکاست.

فؤاد شکر، فرمانده ارشد شهید حزب الله در مصاحبه ای درباره روزهای آغازین مقاومت با الهام از امام خمینی (ره) یادآور شد: پس از پایان تهاجم صهیونیست ها و در حالی که اجساد اسرائیل هنوز در حال جمع آوری بود، منطقه مملو از خبرنگاران شد.

از ما پرسیدند «شما کی هستید؟» به آنها گفتیم: «ما خمینی هستیم.» یکی از آن‌ها متحیر نگاه کرد و گفت: «تا به حال چیزی نشنیده‌ایم.» پاسخ دادم: «از این به بعد، آن را زیاد خواهید شنید.»

شکر، یکی از فرماندهان بلندپایه رهبری نظامی حزب‌الله و نماد مقاومت در لبنان در ژوئیه سال گذشته توسط رژیم اسرائیل ترور شد.

سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله از سال 1992 تا شهادتش در سال 2024، خاطراتی از تبادل نظر با امام خمینی (ره) را بیان کرد.

نصرالله با احترام عمیقی درباره او صحبت کرد و امام را نه تنها به عنوان یک رهبر، بلکه به عنوان یک پدر معنوی توصیف کرد که سخنان و حضورش عمیقاً روحیه جنبش مقاومت اسلامی لبنان را شکل داد.

دبیرکل شهید حزب‌الله با بیان اینکه امام خمینی (ره) راه مقاومت را بسیار مهم و پر امید می‌دانستند؛ گفتند طی دیداری سرنوشت ساز با بنیانگذار انقلاب اسلامی، پایه و اساس ایجاد جنبش مقاومت اسلامی در لبنان که بعداً به نام حزب الله ظهور کرد، فراهم شد.

امام با وجود تواضع فرمودند که با تعداد اندک باید مقاومت کنید. امام خمینی(ره) فرمودند: از صفر شروع کنید... به خدای متعال توکل کنید، منتظر هیچ کس در دنیا نباشید که شما را یاری کند، به خودتان تکیه کنید و بدانید که خداوند متعال پشتیبان شماست. من می بینم که پیروزی بر پیشانی شما حک شده است.

دیدار سید نصرالله با امام خمینی(ره)

سید نصرالله در گفت‌وگو با یکی از رسانه‌های ایرانی، یادآور شد: «حدود دو ماه قبل از رحلت امام خمینی، ایشان بسیار بیمار بودند و به ندرت با کسی ملاقات می‌کردند. اما با لبخندی گرم به من گفت: به همه برادران حزب الله بگو نگران نباشند. من با شما هستم و برادران جمهوری اسلامی همه با شما هستند. ما همیشه در کنار شما خواهیم بود.»

این پیوند ناگسستنی امام خمینی (ره) و حزب الله در اندوهی که با رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی لبنان را فرا گرفت، منعکس شد.

همانطور که سید نصرالله بعداً بیان کرد: «حزن و اندوه لبنانی ها کمتر از ایرانی ها نبود».

سید هاشم صفی‌الدین، رئیس فقید شورای اجرایی حزب‌الله، روحیه انقلابی امام خمینی را در قلب نهضت قرار داد و تأکید کرد که هویت و استراتژی حزب‌الله «مستقیماً از دیدگاه امام نشأت می‌گیرد».

صفی‌الدین در یکی از تأملات خود درباره تأثیر امام خمینی (ره) در گفت‌وگویی می‌گوید: «ما در حزب‌الله فرهنگی مبتنی بر مسیر و رویکرد امام خمینی (ره) داریم، یکی از جنبه‌های فرهنگ ما عشق به امام است، شاید از نسلی هستیم که فکرمی‌کردیم ادامه زندگی-درسطح عاطفی ومعنوی-بدون امام،طبیعی‌ترین و طبیعی‌ترین روزهایی است که امام راحل کرده‌ام! از زندگی من روزی بود که او از دنیا رفت.»

صفی الدین در این باره گفت: روزی که درگذشت او اعلام شد، «به نظر می‌رسید که زمان خودش صفرمی‌ شود، خیابان‌های ایران مملو از عزادارانی بود که غم و اندوه بر آن‌ها چیره شده بود، احساس می‌کردم دنیا متوقف شده و به پایان رسیده است».

وی تأکید کرد که هردستاورد جمهوری اسلامی و هر پیروزی مقاومت از لبنان تا جهان اسلام در یک منبع واحد است: امام خمینی.

شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب الله لبنان در بیانیه ای به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) تاکیدکرد: ایران انقلابی به رهبری امام خمینی (ره) در کنار جبهه مقاومت برای آزادی فلسطین و قدس شریف ایستادگی کرد.

امام راحل تجسم ارزش‌های ایمانی و نفی بی‌عدالتی، اشغالگری و تبعیت بود و این اصول همچنان چراغ راه مقاومت و نهضت‌های آزادی‌بخش غرب آسیا است.

امام خمینی(ره)؛ قدس را ستون انقلاب و مقاومت قرار دادند

در سال 1968، حتی قبل از انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) عمیقاً به آرمان فلسطین پایبند بود. او به عنوان یک روحانی محترم، فتوا (فرمان دینی) صادر کرد و از مسلمانان خواست که خمس و زکات خود را صرف امور فلسطین کنند.

به گفته سید نصرالله، امام خمینی (ره) در تعهد خود نسبت به آرمان فلسطین تزلزل ناپذیر بود و «از آزادی هر وجب از سرزمین های اشغالی و برچیدن رژیم نامشروع دفاع می کرد».

وی یک بار خاطرنشان کرد: پیروزی انقلاب اسلامی ایران نه تنها امید تازه ای به آینده برانگیخت، بلکه شجاعت و عزم حامیان مقاومت در سراسر منطقه را چند برابر کرد.

پس از انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) با اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس، این تعهد را رسمیت بخشید، یادآوری سالانه برای اطمینان از این که مصیبت فلسطین همیشه در وجدان جمعی مسلمانان سراسر جهان وجود داشته باشد.

یحیی سنوار رهبر فقید حماس زمانی در یکی از سخنرانی های خود گفت: «امام خمینی روز قدس را برای اطمینان از زنده ماندن فلسطین در روح اسلامی تعیین کرد.

طی دهه‌ها، روز جهانی قدس به آیینی تعیین‌کننده از محور مقاومت تبدیل شده است، و روابط بین جنبش‌های مختلف را تقویت می‌کند - از حزب‌الله لبنان تا جنبش اسلامی نیجریه، حشد الشعبی عراق و انصارالله یمن، که همگی زیر پرچم حمایت از القود تجمع می‌کنند.

اسماعیل هنیه، رئیس فقید دفتر سیاسی حماس، برای امام خمینی احترام زیادی قائل بود و یادآوری کرد که چگونه امام قدس را به عنوان ستون مرکزی انقلاب و مقاومت قرار دادند.

وی در یکی از سخنرانی های خود گفت: یاد امام خمینی رحمه الله هستیم که قدس را ستون انقلاب و مقاومت قرار دادند.

هنیه با تاکید بر اینکه امام خمینی فداکاری های قابل توجهی در راه قدس انجام داد و قاطعانه بر حمایت بی دریغ خود از آرمان فلسطین تاکید کرد. تعهد او موضوع قدس را به جایگاه محوری در مبارزه گسترده تر علیه ظلم و بی عدالتی در منطقه ارتقا داد.

فتحی شقاقی، از چهره های محوری جنبش مقاومت فلسطین، با تحلیلی جامع از فلسفه امام خمینی (ره) به مسئله فلسطین پرداخت.

شقاقی در کتاب تأثیرگذار خود «امام خمینی (ره)، راه حل جایگزین»، دیدگاه امام راحل برای مقاومت و رهایی را مورد بررسی قرار داده و آن را به عنوان چارچوب ایدئولوژیکی متمایز برای حل مسئله فلسطین معرفی کرده است.

کار او به دلیل کاوش روشنگرانه در راهبردهای جایگزین که ریشه در آموزه های امام خمینی (ره) دارد و کمک قابل توجهی به گفتمان فکری پیرامون مبارزه برای عدالت در فلسطین می کند، به طور گسترده ای شناخته شده است.

امام خمینی(ره)؛ الهام بخش مقاومت عراق

جنبش مقاومت عراق به طور قابل توجهی با میراث ایدئولوژیک امام خمینی پس از انقلاب اسلامی 1979 در ایران شکل گرفت.

دیدگاه او از حکومت اسلامی و مخالفت تزلزل ناپذیر با ظلم، جناح های مختلف عراقی را برانگیخت تا علیه رژیم بعثی صدام حسین و بعداً علیه اشغالگری به رهبری ایالات متحده بسیج شوند.

تأکید امام خمینی (ره) بر دفاع از مظلوم و حفظ هویت اسلامی، زمینه‌های ایدئولوژیک مقاومت عراق را فراهم کرد، مقاومتی که در تهاجم سال 2003 آمریکا و همچنین در انهدام گروه تروریستی تکفیری داعش نقش اساسی داشت.

معاون فقید بسیج مردمی عراق مهدی المهندس زمانی اظهار داشت: امام خمینی(ره) کسی است که شعله مقاومت امت اسلامی را برافروخته و الگوی ما در مقابله با استبداد و اشغالگری است.

المهندس در مصاحبه ای با یک رسانه ایرانی در سال 2017 بر تعهد خود تاکید کرد و گفت که او "سرباز انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی" است.

قیس الخزعلی، دبیرکل گروه مقاومت عراق عصائب اهل الحق، بخشی از PMU نیز نظرات مشابهی را تکرار کرد: «راه امام خمینی (ره) مکتب مقاومت و فداکاری است که ما عزم ادامه راه جهاد علیه بی عدالتی را از آن گرفتیم.

هادی العامری، رئیس ائتلاف فتح در پارلمان عراق و رهبر سازمان بدر نیز امام خمینی (ره) را به خاطر القای روحیه مقاومت می داند.

امام خمینی(ره) عزت و عزت را به امت اسلامی بازگرداند و به ما آموخت که تسلیم برای مؤمنان نیست.

آموزه های امام خمینی(رض)؛ طنین انداز دریمن

در یمن، آموزه های امام خمینی در سخنرانی ها و ایستادگی رهبران و مبارزان انصارالله طنین انداز است.

عبدالملک الحوثی رهبر جنبش مقاومت انصارالله همواره انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی را سرچشمه روحیه مقاومت آنان دانسته است.

الحوثی بارها با استناد به مبانی امام خمینی، خواستار استقلال، عدالت و اتحاد بین مستضعفان جهان اسلام شده است.

رهبران انصارالله در خطبه ها و سخنرانی های خود، مبارزات خود را ادامه بیداری اسلامی می دانند که با انقلاب اسلامی 1979 آغاز شد.

الحوثی در یکی از سخنان خود خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره) الگوی واقعی انقلاب اسلامی را ارائه کرد که امت را متحد می کند و فرهنگ ایشان سنگ بنای مبارزه ما با استکبار جهانی است.

او انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی را به عنوان نیروی محوری معرفی می کند که جرقه مبارزه مداوم علیه بی عدالتی و اشغال خارجی را برانگیخت.

الحوثی اغلب بر تأسیس روز قدس توسط امام خمینی (ره) به عنوان مکانیزمی حیاتی برای زنده نگه داشتن آرمان فلسطین در قلب و ذهن مسلمانان سراسر جهان تأکید می کند.

جنبش مقاومت انصارالله آشکارا تعهد خود را به حمایت از آرمان فلسطین از جمله مخالفت با نسل کشی وحشیانه رژیم اسرائیل در غزه با انجام عملیات نظامی منظم در قلب سرزمین های اشغالی اعلام کرده است.

جنبش مقاومت در راستای همین موضع، عملیات نظامی انجام داده است. این تعهد عمیقاً ریشه در چارچوب ایدئولوژیک الهام گرفته از تأکید امام خمینی (ره) بر مقاومت در برابر ظلم و اشغالگری دارد و بدین ترتیب مقاومت آنان را مستقیماً با آرمان های انقلابی مورد حمایت بنیانگذار انقلاب اسلامی پیوند می زند.

امام خمینی(ره)؛ الهام بخش جنبش اسلامی نیجریه

دور از غرب آسیا، در نیجریه، انقلاب دیگری بی سر و صدا پس از انقلاب اسلامی 1979 در ایران ریشه دوانید. در اوایل دهه 1980، شیخ ابراهیم زکزاکی، روحانی جوان اهل زاریا، در شمال نیجریه، آثار امام خمینی را که روحیه انقلابی را در او تداعی می کرد، خواند.

زکزاکی بعدها گفت: نور امام خمینی به نیجریه رسیده است. انقلاب او به ما شجاعت داد تا در برابر ظلم بایستیم.»

زکزاکی با الهام از انقلاب اسلامی ایران، جنبش اسلامی نیجریه (IMN) را تأسیس کرد و در مقابل ساختارهای دولتی سرکوبگر در این کشور آفریقایی مقاومت کرد. او بارها زندانی شد، یارانش قتل عام شدند، پسرانش شهید شدند، اما بر اصول امام خمینی (ره) ثابت قدم ماند.

زکزاکی اعلام کرد: «استقلال واقعی از طریق ایمان، انقلاب و مقاومت به دست می آید.

رهبر آفریقا تأکید کرد که او و نهضتش آموزه های امام خمینی را پذیرفته و به مردم کشور معرفی کرده و رویکرد ایشان را به عنوان یک چارچوب راهنما در نظر گرفته است.

زکزاکی تأکید کرد: ما راه امام خمینی (ره) را دنبال می کنیم، زیرا ایشان نشان دادند که با ایمان و انقلاب می توان در مقابل امپریالیسم ایستادگی کرد و به استقلال واقعی رسید.

با گذشت سی و شش سال از رحلت امام خمینی(ره)؛ ایشان همچنان محور معنوی مستضعفین جهان است. انقلاب او به عنوان چراغ راهنما ادامه می یابد و به مبارزه پایدار برای عدالت و عزت نفس می بخشد.[2]

جمعه: 16 / 03 / 1404- 10 ذی الحجه 1446- 6 ژوئن 2025


1- Imam Khomeini’s Lasting Impact on the Contemporary World. Kayhan Int’l Staff Writer. Translator and author: Asadollah. Afshar / Publish Date: Monday/ 02 June 2025 - 22:05- News ID: 140276

2- How Imam Khomeini’s enduring vision ignited a flame of resistance worldwide. Press TV . Translator and author: Asadollah. Afshar/ Publish Date: Wednesday/ 04 June 2025 7:14 AM



ارسال توسط افشار

حمایت های تاریخی امام خمینی(ره) از انتفاضه فلسطین

اسدالله افشار

امام خمینی (ره) عامل انرژی بخشیدن به آرمان فلسطین در قلب و ذهن امت اسلامی است.

شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب الله در سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) تاکید کرد: ایران انقلابی به رهبری امام خمینی (ره) در کنار جبهه مقاومت برای آزادی فلسطین و قدس شریف ایستادگی کرد.

رهبرحزب الله تأکید کرد: امت اسلامی «امروز به پرتوهای انوار ناب اسلام محمدی که امام خمینی(ره) با طرح انقلابی خود بنیان نهاد، منور است.

شیخ قاسم با بیان اینکه امام راحل مظهر ارزش های ایمان و نفی بی عدالتی، اشغالگری و تبعیت بود، خاطرنشان کرد: این اصول همچنان چراغ راه مقاومت و نهضت های آزادی خواهانه در غرب آسیا است.

دبیرکل حزب الله لبنان افزود: با پیروزی حق برباطل، امیدی را تجربه می کنیم که این رهبرالهی تحولی تاریخی را رقم زد و ایران را از حکومت شاه مورد حمایت آمریکا به جمهوری اسلامی مستقل و با عزت تبدیل کرد که در کنار مظلومان جهان ایستاد.

در زمان شاه، ایران به پایگاهی برای فعالیت‌های جاسوسی اسرائیل تبدیل شده بود و رژیم صهیونیستی می‌توانست از آنجا مراقب اعراب منطقه باشد. افشای ماهیت روابط آشکار و پنهان شاه با اسرائیل و اعتراض به کمک های بی دریغ رژیم شاه به این دشمن مشترک مسلمانان تنها دو مورد از دلایل قیام امام خمینی بود. همانطور که خودش می‌گفت: «یکی از دلایل مخالفت ما با شاه، کمک‌هایی است که او به اسرائیل می‌کند، من دائماً در صحبت‌هایم تکرار کرده‌ام که شاه از روزی که به وجود آمد با اسرائیل همکاری کرد و وقتی جنگ بین اسرائیل و مسلمانان به اوج خود رسید، شاه نفت مسلمانان را غیرقانونی گرفت و به اسرائیل داد. نظام اسلامی در ایران اولین ضربه مهیب به اهداف توسعه طلبانه صهیونیست ها بود و آنها را در معرض خطر جدی قرار داد.

تأثیر پیام انقلاب اسلامی و رهبر آن بر افکار عمومی به قدری گسترده بود که با امضای انور سادات معاهده صلح در کمپ دیوید، دولت مصر از سوی محافل عربی و حتی رژیم های مرتجع عربی طرد و به کلی منزوی شد.

بنابراین ایران در زمان سلطنت شاه محمدرضا پهلوی، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، همسو با پروژه آمریکا و اسرائیل بود و نزدیکترین روابط را با رژیم صهیونیستی داشت.

اما امام خمینی(ره) از ابتدای نهضت خود در سال 1342 در مقابل شاه ایستاد و بارها حمایت مطلق خود را از مقاومت فلسطین برای آزادسازی سراسر فلسطین تأیید کرد.[1]

امام خمینی در سال 1968 ( 1346-1347ه.ش) فتوای معروف خود را مبنی بر اهدای خمس و زکات برای حمایت از آرمان فلسطین اعلام کرد.

پیش از پیروزی انقلاب امام خمینی (ره)، نهضت امل به رهبری شهید سید موسی صدر (ره) ده ها تن از انقلابیون ایران را که نقش مهمی در تقویت همکاری با رهبران مقاومت فلسطین داشتند، پناه داد.

امام خمینی (ره) با تصمیمی تاریخی برای تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی و تبدیل آن به سفارت فلسطین، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز جهانی قدس اعلام کردند.

اولین کسی که به ایران سفر کرد، رهبر فقید فلسطین یاسر عرفات بود. این امر به ویژه پس از امضای معاهده کمپ دیوید مصر در سال 1978 باعث تغییر استراتژیک بزرگی در درگیری با دشمن صهیونیستی شد.

به دلیل حمایت گسترده امام خمینی از آرمان فلسطین، ایران مورد توطئه های متعددی برای سرنگونی نظام اسلامی قرار گرفت، از جمله عملیات شوم پنجه عقاب توسط ایالات متحده[2]،شعله ورشدن درگیری های داخلی؛ و تهاجم رژیم بعثی عراق به ایران که همزمان با تبلیغات قومی فرقه ای علیه جمهوری اسلامی در رسانه های عربی بود.

با وجود این چالش‌ها، امام خمینی (ره) پس از تهاجم اسرائیل به لبنان در سال 1982، نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را برای حمایت از جنبش‌های مقاومت لبنان در برابر اشغالگری اعزام کرد. این امر بعدها راه را برای تولد حزب الله هموار کرد.

شهيد سيد حسن نصرالله؛ دبيركل حزب الله مي گويد: 9 نفر براي ديدار با امام خميني (ره) به جمهوري اسلامي اعزام شدیم كه از ايشان پرسيدیم: «ما چه رسالتي داريم؟» حضرت فرمودند كه وظيفه شما اين است كه با وجود تواضع و تعداد اندك، مقاومت كنید، به خودتان تکیه کنید و بدانید که خدای متعال حامی شماست.

شهيد سيد فؤاد شكر (ره) نيز مي‌گويد: «در 15 خرداد 1361 تهاجم زميني اسرائيل آغاز شد، ما اهداف و دامنه آن را پيش‌بيني مي‌كرديم، به ويژه كه در آن زمان متوجه شديم كه اين واقعه شباهتي به قبل از آن ندارد، بحث طولاني در لبنان در مورد امكان‌پذيري و تحقق پیش بینی امام(ره) براي مقابله با آن بود؛ متقاعد شدند و شدیم که جنگ تنها گزینه مقابله با دشمن متجاوز غاصب شریر صهیونیستی است.»

وی می افزاید: «جوانان را در مسجد جمع کردیم و به آنها گفتیم که دشمن به خلده [در حومه بیروت] رسیده است، هر که آماده شهادت است، همین حالا آماده رفتن و جنگیدن شود. پس از پایان درگیری و در حالی که اجساد اسرائیلی ها را جمع آوری می کردیم و در زباله ها می گذاشتیم، محل پرازخبرنگاران شد. آنها متعجب شدند و گفتند: "ما قبلاً چنین چیزی نشنیده بودیم." من پاسخ دادم: "از این به بعد، چیزهای زیادی خواهید شنید."

علیرغم مواضع تأسف بار جنبش فتح در حمایت از رژیم صهیونی، امام خمینی(ره) به حمایت خود از مردم فلسطین ادامه داد که بعدها زمینه را برای تشکیل کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین فراهم کرد.

امام خمینی(ره) همچنین دفتری برای جنبش های مقاومت اعم از فلسطینی، لبنانی و عربی تأسیس کرد که هسته اصلی تأسیس نیروی قدس در سپاه شد.

این حمایت به دستیابی به منافع شخصی وابسته نبود و مشروط به ملاحظات سیاسی، فرقه ای، اعتقادی و ایدئولوژیکی هم نبود.

همچنین امام خمینی(ره) نقش برجسته ای در امدادرسانی، حمایت از ایتام و خانواده شهدا و رسیدگی به مجروحان فلسطینی داشت.

بر اساس اسناد تاریخی شروع نهضت امام خمینی (ره) با انتقاد از عمل‌کرد شاه در نزدیکی به اسرائیل و افشای حرکت‌های مخفیانه دو رژیم برای نزدیکی به یکدیگر بوده‌است. در واقع، از سال ۴۱ و در پیام مشهور امام، به مناسبت نوروز ۴۲ به کشته‌شدن مسلمانان و روحانیت به دست دولت، برای حفظ منافع آمریکا و اسرائیل اشاره شده‌است. پس از آن، امام به مناسبت وقایع مختلف، در داخل و خارج از ایران این مقوله را به‌طور جدی مطرح کرده‌اند. [3]

شهيد سيد حسن نصرالله مي‌گويد: امام خميني (ره) تقريباً دو ماه قبل از رحلت، بيماري سختي داشتند و به ندرت کسي را ملاقات مي‌کردند و با لبخند پر از مهرشان به من فرمودند: به همه برادران حزب‌الله بگو نگران نباشند، من با شما هستم و برادران جمهوري اسلامي همه در کنار شما هستند، ما هميشه در کنار شما هستيم.

پس از رحلت امام خمینی(ره)، ایران رویکرد خود را از طریق یک سیاست خارجی مستحکم تثبیت کرد. حمایت ایران از فلسطین و مقاومت ناشی از یک باور، رویکرد و ایدئولوژی عمیقاً ریشه‌دار است.[4] در حالی که انقلاب اسلامی این میراث بزرگ و بی بدیل امام خمینی (ره) به حمایت از همه حقوق و مبانی فلسطین ادامه می دهد، رژیم ها و دولت های به اصطلاح اسلامی برای عادی سازی روابط با دشمن اسرائیلی شتاب دارند و هریک از دیگری می خواهد سبقت بگیرد در حالی که نمی دانند این ننگ ابدی درآینده دامنشان را خواهد گرفت و باید پاسخگوی تاریخ و مطالبات مردم بیدارشان و نسل های آینده خودشان باشند. همان گونه که رهبرمعظم انقلاب اسلامی صبح روزچهارشنبه 14خرداد ماه سال جاری درسی وششمین سالروز رحلت امام خمینی(ره)- در اجتماع عظیم و پرشور مردم در حرم مطهرش- در سخنان پایانی خود؛ تکلیف دولت‌های اسلامی را سنگین خواندند و با تأکید بر اینکه امروز جای ملاحظه، محافظه‌کاری، بی‌طرفی و سکوت نیست، افزودند:« اگریک دولت اسلامی به هر شکل و بهانه‌ای چه با عادی‌سازی روابط، چه با بستن راه کمک به مردم فلسطین و چه با توجیه جنایات صهیونیست ها از این رژیم حمایت کند، یقین بداند که ننگ ابدی بر پیشانی آن خواهد ماند.» [5]

رهبرحکیم و فرزانه انقلاب اسلامی؛ عقوبت الهی و اخروی همکاری با صیهونیست‌ها را بسیار سخت و سنگین دانستند و افزودند:« البته در همین دنیا نیز ملت‌ها این خیانت‌ها را فراموش نخواهند کرد؛ ضمن اینکه تکیه به رژیم صهیونیستی برای هیچ دولتی امنیت‌آفرین نیست زیرا این رژیم به حکم قاطع الهی در حال فروپاشی است و ان‌شاءالله تحقق آن، دیری نخواهد پایید.»[6]

به تعبیر یکی از نویسندگان گرامی، سخن گفتن از امام خمینی(ره) و فلسطین سخن از بزرگترین مرد قرن و مهمترین ماجرای قرن ماست. سخن از مردی نستوه و نیرومند است که به گفته یک روزنامه نگارغربی: از قرن هفتم میلادی(صدر اسلام) آمده تا درقرن بیستم جای گیرد. مردی که چکیده عدالت مظلوم تاریخ بشری است.آیا تصادف است که مهمترین مسئله این قرن(یعنی تجاوز اسراییل به سرزمین های فلسطینی) مورد توجه و نقطه محوری اهتمام و تلاش او باشد؟ یا همان کشمکش و نبرد مقدسی است که سنت الهی از آن یاد کرده و وعده پیروزی اش را داده است.

آیا تعجب آور نیست که مردی در فعالیت هایش این همه اهمیت و مرکزیت به فلسطین بدهد، حال آنکه از لحاظ جغرافیایی فاصله زیادی با آن دارد؟[7] چنین توجهی از جانب حضرت امام(ره) به ما می گوید، فلسطین تنها یک محدوده جغرافیایی نیست، بلکه یک نشانه از جدال حق و باطل است که قرآن وعده پیروزی آن را داده است.

از نگاه صاحب نظران و نویسندگان محقق و پژوهشگر؛ امام خمینی(ره) اولین مرجع تقلید و پیشوای بزرگ مذهبی بود که مجوز حمایت از مبارزان فلسطینی از محل وجوهات شرعی و زکات و صدقات را صادر کرد و در جریان جنایت رژیم اشغالگر قدس در به آتش کشیدن مسجدالاقصی برخلاف مشی دیگران که بازسازی مسجد را وجهه همت خود قرار داده بودند، با دوراندیشی تمام بر حفظ آثار جنایت اسراییل(به عنوان عامل سمبلیک در جهت تحریک و تشویق مسلمانان بر علیه رژیم اشغالگر) تأکید می نمودند. ایشان از همان آغاز وجهه اسلامی و بُعد اعتقادی مبارزه با اسراییل را کارسازترین روش برای بسیج ملت مظلوم فلسطین و جلب حمایت امت اسلام از آنان معرفی کرد واتخاذ مشی های دیگری، همچون: تکیه برقومیت عربی و نگرش های ناسیونالیستی و دیگر ایدئولوژی های وارداتی و غیراسلامی را انحراف درمسیر مبارزه برای آزادی می دانست.

ایشان به مشکلات درونی جهان اسلام و از جمله ضعف و ناتوانی یا وابستگی بعضی از سران کشورهای اسلامی وقوف کامل داشت، به همین دلیل بر آگاهی وشعورعمومی جهان اسلام، منبعث ازاصول اعتقادی و مشترکات ایمانی و فرهنگی امت و پرهیز از اختلافات فرقه ای تأکید می نمود و سران دولت های اسلامی را به متابعت از این جریان فرا می خواند و معتقد بود که دولت ها تا آنجا که با این شعور و خواست عمومی مسلمانان همسو وهمراه باشند، شأن رهبری و مسئولیت هدایت مبارزه را عهده دارخواهند بود و الا ملت های مسلمان می بایست با آنان همان کنند که ملت مسلمان ایران با شاه کرد.[8]

در هرحال امروز مسئله فلسطین مهمترین مسئله جهان اسلام است و ازسوی دیگریکی از مهم ترین چالش های سیاست خارجی استعمارگران غرب است. جوانان فلسطینی، از جمله، تحت هیچ یک از این انحرافات قرار نگرفتند، بلکه باپیوستن به انگیزه‌های اسلامی و استفاده از ایمان خود و نیز حضور در عرصه جهاد اسلامی، مصمم‌تر شده‌اند تا در برابر رژیم صهیونیستی بایستند.

تجربه تاریخی نشان داده است که مسئله فلسطین پشت میز مذاکره حل نخواهد شد و کمترین اثرجنبش صلح طلبی که توسط استعمارگرغرب طراحی گردیده است، عبوررژیم صهیونیستی ازبحران اقراربود. بنابراین هر راه حلی که رژیم صهیونیستی را به عنوان یک رژیم رسمی بپذیرد و به رسمیت بشناسد یا هر راه حلی که حق فلسطینیان در آن دیده نشده باشد قابل قبول نیست. و در حال حاضر بهترین و مفیدترین راه همان راه انتفاضه است که فرزندان قهرمان فلسطین با عملیات هایی چون طوفان الاقصی در پیش گرفته اند.

بلاشک پیروزی انتفاضه مردم فلسطین و صبر و مقاومت مسلمانان لبنان و مقاومت اسلامی در آینده نزدیک در شکست دادن اسراییل نقطه عطفی در آهنگ غلبه حق بر باطل و اثبات این مدعاست.

پیروزی عملیات طوفان الاقصی در 7 اکتبر 2023 بررژیم صهیونیستی ثابت کرد که قدرت نظامی اسراییل قادر به درهم شکستن عظمت و شوکت ملتی نیست که از سرزمین، آزادی و حقوق خود دفاع می کند، و نیز دستاوردهای این عملیات ثابت کرد که انتفاضه و رهبری آن الهام گرفته از روح اسلامی در داخل فلسطین است. همچنان که به گفته شیخ اسعد تمیمی(از رهبران جنبش فلسطین) تا زمان انقلاب اسلامی، اسلام از عرصه نبرد فلسطین غایب بود و این انقلاب اسلامی ایران بود که توانست با تبیین، عقلانیت، هوشمندی، درآیت روشنگرانه و رهبری های خردمندانه امام خمینی(ره)؛ این حقیقت را که اسلام تنها راه حل، و جهاد تنها وسیله اصلی برای مبارزه علیه صهیونیسم است را به قیام مردم فلسطین هدیه کند.[9]

پنجشنبه: 15 / 03 / 1404- 9 ذی الحجه 1446- 5 ژوئن 2025

منابع

1. امام در برابر صهیونیسم، دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به مناسبت روز قدس سال 61.

2. لیلیانتال، آلفرد، م (ارتباط صهیونیستی) مترجم ابوالقاسم حسینی. نشر مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول، پاییز 1379.

3. صفا تاج، مجید، ماجرای فلسطین و اسراییل، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1380.

4. جهان اسلام از دیدگاه امام خمینی (تبیان)، دفتر نوزدهم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی، چاپ اول، خرداد 1378.

5. فلسطین از دیدگاه امام خمینی (تبیان) دفتر چهارم، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی، چاپ چهارم، تابستان 1378.

6. فصلنامه حضور، نشر: مؤسسه آثار امام خمینی، بهار 83 ، شماره 48.

7. فصلنامه حضور، نشر: مؤسسه آثار امام خمینی، بهار 84 ، شماره 52.

8. پگاه حوزه، نشر: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، خرداد 1383 ، شماره 136.

9. پگاه حوزه، نشر: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، آبان 83 ، شماره 147.

10. ماهنامه یاد ایام، نشر: معاونت مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی، بهمن 75 ، شماره 11.

11. ماهنامه پاسدار اسلام، صاحب امتیاز: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، شماره 278.


[1] - یکی از محکم‌ترین و تندترین موضع‌گیری‌های سیاسی امام در برابر شاه و اسرائیل، سخن‌رانی مشهور ایشان در مسجد اعظم قم، پس از آزادی از زندان بود. در این سخن‌رانی شاه را از توسعه‌ی روابط نظامی و اقتصادی با اسرائیل بر حذر داشتند و به زیان‌آور بودن آن تأکید کردند. در ضمن، دولت‌های ترکیه و ایران را به دلیل جدایی از جمیع ممالک اسلامی، بسیار ملامت کردند و در بخشی از این سخن‌رانی، امام فریاد برآورند: «ای مردم عالم، بدانید ملت ما با پیمان] با [اسرائیل مخالف است، این ملت ما نیست، این روحانیت ما نیست، دین ما اقتضا می‌کند که با دشمن اسلام موافقت نکنیم، قرآن ما اقتضا می‌کند که در مقابل صف مسلمین با دشمن اسلام هم پیوند (پیمان) نشویم، ما این حرف‌ها را می‌زنیم، مرتجع هستیم.؟» بدین ترتیب، امام اعلام خطر اسرائیل برای مسلمانان را به صورت حکم شرعی صادر می‌کنند و به وعاظ و نوحه‌سرایان توصیه می‌کنند که خطر اسرائیل و عمّال آن را در همه جا به گوش مردم برسانند و سکوت در این مورد را کمک به دستگاه جبار و دشمنان اسلام اعلان می‌کنند و این چنین، مبارزه با اسرائیل، دشمن اسلام و مسلمین را در صدر اهداف مبارزاتی خود قرار می‌دهند. (نقشه راه حمایت از فلسطین و مبارزه با صهیونیسم در کلام امام خمینی(ره). پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز: چهارشنبه ۱۴ خرداد ماه ۱۴۰۴ / ۰۸:۴۰ - کد خبر 1720404)

[2] - عملیات پنجه عقاب (Operation Eagle Claw) که در ایران به عملیات طبس معروف است، یک عملیات نظامی بود که توسط ایالات متحده برای آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در سفارت ایالات متحده در تهران در سال 1359 (1980) انجام شد. این عملیات توسط نیروی دلتا (Delta Force) و با هدف انجام یک حمله سریع و غافلگیرانه برای نجات گروگان‌ها برنامه‌ریزی شده بود.

[3] - بررسی دیدگاه امام خمینی در مسئله فلسطین نشان از آن دارد که اولین موضع رسمی امام، مقارن با آغاز مبارزات سیاسی وی با رژیم پهلوی در ارتباط با عدم هم‌سویی این رژیم با تحریم نفتی اسرائیل و قطع روابط دیپلماتیک هم‌گام با کشورهای اسلامی و عربی بود. امام در مصاحبه‌ای در این‌باره می‌فرمایند:

«یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داده است، کمک او به اسرائیل است. من همیشه در مطالبم گفته‌ام که شاه از همان اول که اسرائیل به‌وجود آمد، با او هم‌کاری کرده؛ و وقتی که جنگ بین اسرائیل و مسلمانان به اوج خود رسیده‌بود، شاه، همچنان نفت مسلمین را غصب کرده، به اسرائیل می‌داد و این امر خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده‌است.» (نقشه راه حمایت از فلسطین و مبارزه با صهیونیسم در کلام امام خمینی(ره). پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز: چهارشنبه ۱۴ خرداد ماه ۱۴۰۴ / ۰۸:۴۰ - کد خبر 1720404)

4- Al Asaad. Sondoss. Resistance movements owe everlasting gratitude to Imam Khomeini. Translator and author: Asadollah. Afshar. Tehrantimes/ Publish Date: Monday/ June 2, 2025 - 20:45

[5] - پایگاه خبری فردا نیوز: چهارشنبه 14خرداد ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰ - کد خبر: 1361940.

[6] - همان.

[7] - افشار؛ شیرین. جریان انتفاضه فلسطین و اندیشه حضرت امام خمینی(ره). مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی.

[8] - فلسطین ازدیدگاه امام خمینی(ره)(تبیان)دفترچهارم، ص 3.

[9] - ماهنامه پاسدار اسلام، صاحب امتیاز: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، شماره 278.



ارسال توسط افشار

به مناسبت گرامیداشت سی و ششمین سالروز رحلت امام خمینی(ره)

بی توباياد تومستيم خدا میداند

اسدالله افشار

باتوآن عهد که بستیم خدامی داند

بي توپيمان نشكستيم خدامي داند

باتوسرلوحه انصاف گشودیم به عدل

بی تو دیباچه نبستیم خدامی داند

باتوهربندگره گیرگشودیم زدست

بی توازپانگسستيم خدا می داند

باتوبستیم بهم سلسله صبروثبات

بی تو هرگز نگسستیم خدا می داند

باتودرمیکده خوردیم می از جام ولا

بی توباياد تومستيم خدا می داند

14خرداد روز تلخ وداع ملت آزاده ایران با مقتدای خویش امام خمینی(ره) در سال ۱۳۶۸ است و همچنین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقطه عطفی در تاریخ مبارزه ملت آزادیخواه ایران علیه استبداد و استعمار است که با نام، اندیشه و راه امام خمینی (ره) پیوندی ناگسستنی دارد. این دو روز تاریخی را گرامی داشته و یاد و خاطره امام عزیز خود را و میراث گرانبهای 15 خرداد 1342 او را به همراه شهدای گرانقدرش ارج می نهیم.

بعدازظهر یکم اسفند ماه 1342، هنگامی که مأموران رژیم پهلوی به جمعیت عزادار طلاب حوزه فیضیه قم - که در مراسم بزرگداشت شهادت امام جعفر صادق (ع) بودند- هجوم آوردند و بی رحمی کامل خود را به در این حمله وحشیانه نشان دادند و فضای رعب و وحشتی را نیز در بیمارستان ها و شهر حاکم کردند.

گروه کوچکی از حوزویان برای پناه بردن به منزل امام خمینی (ره) رفتند. و آنها حق داشتند بترسند. آنچه آنها شاهد بودند، حداقل در تاریخ معاصر ایران بی سابقه بود.

امام خميني (ره) در برابر آن گروه هراسان و مضطرب که ايستاده بود سخنرانی کرده و فرمودند: «مضطرب و نگران نباشید، ترس و وحشت را دور بریزید، شما پیرو رهبرانی هستید که مصیبت‌ها و مصیبت‌هایی بسیار بزرگ‌تر از آنچه امروز می‌بینیم را تحمل کردند، امامان بزرگوار ما با حوادثی مانند عاشورا و شب یازدهم محرم مواجه شدند، در راه دین خدا چنین سختی‌ها یی را متحمل شدند، پس این چه جنایتی است که امروز می‌گویید؟ رژیم ظالم در اجرای این جنایت، خود را رسوا کرده است.»[1]

در آن فضای رعب انگیز دهشتناک، ساعاتی پس از یک سرکوب تمام عیار و وحشیانه، این کلمات چنان جدا از واقعیت تلخ به نظر می رسید که شاید تنها برای تسکین قلب های لرزان آن گردهمایی گفته می شد. همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی بیش از 60 سال پس از آن بیان کردند:« در آن شب تاریخی پس از حمله به فیضیه در سال 1342 که امام خمینی(ره) پس از نماز عشاء در منزل خود به جمع کوچک و وحشت زده ای از حوزویان خطاب کردند، شاید برخی از ما اعلام جسورانه ایشان را که «می روند و شما می مانید» را صرفاً آرمان گرایی یا خیال بافی تلقی می کردیم. دشمنان در برابر حکم الهی ناتوان هستند.»[2]

از آن پیشگویی جسورانه در آن شب تاریک و هولناک تا طلوع پیروزی انقلاب، 15 سال گذشت؛ سال‌هایی پر از فراز و نشیب ها، لحظاتی که رژیم پهلوی خود را در اوج قدرت می‌دید، و زمانی که نه خود و نه حامیانش نمی‌توانستند در خواب ببینند که پیش‌بینی آن مرد خدا (آن زمان در تبعید، حتی از مردمش جدا شده بود) به حقیقت خواهد پیوست.

امروزه، از بسیاری جهات، زمانه چندان متفاوت نیست. مستکبران جهان دست به دست هم داده اند تا راه خمینی کبیر را ببندند و انقلاب اسلامی میراث او را که سدی در برابر طمع اهریمنی آنهاست محو کنند. در آمریکا، مردی که کمتر از فرعون ظالم نیست، بر قدرت نشسته است و به خود می بالد که زندگی و مرگ را در دستان خود دارد و هرچه بیشتر به ادعای الوهیت نزدیک می شود. سگ هار او در منطقه به کشتار خود ادامه می دهد و در ظاهر هیچ کس نمی تواند جلوی این ماشین کشتار را بگیرد.

اما رهبر معظم انقلاب در این دوران تبانی زر و زور و نیرنگ، وعده پیروزی می دهند و پیروزی درخشان و اجتناب ناپذیری را در پیش رو می بینند همانطور که چند روز پیش در دیدار با نخست وزیر پاکستان تأکید کردند: ما به آینده جهان اسلام خوشبین هستیم.[3]

این شجاعت و استواری و ایمان و عمق اندیشه، ثمره پیروی از راه امام است. امامی که هیچ ادعایی برای خود نداشت و هر فکر و گفتار و عملش برگرفته از اسلام ناب بود، نه اسلامی که در قوانین طهارت تشریفاتی محصور مانده است، بلکه ریشه در فقه پویا داشته و برای پیچیدگی های زندگی مدرن امروزی دارای راه حل می باشد.

امام راحل دارای شخصیتی الهی بود که با اخلاص و ایمانی که داشت، افراد زیادی مجذوب این شخصیت شدند و لبیک‌گویان به امام راحل برای پیروزی انقلاب به میدان آمدند و بسیاری از آن‌ها در مسیر پیروزی انقلاب به شهادت رسیدند.

مکتب امام خمینی (ره) مکتبی جامع و کامل بود که در این مکتب انسان‌های بسیار بزرگی پرورش یافته که در مسیر انقلاب توانستند در عرصه‌های مختلف بدرخشند و دفاع از ارزش‌ها را در اولویت قرار دادند.

سی و شش سال از عروج ملکوتی آن مرد خدا می گذرد، اما دشمنی ها با فکر و اندیشه سبزش همچنان ادامه دارد. اکنون که امام عزیز راحلدر میان ما نیست، چرا باز این همه کینه و بغض و حقد و حسد؟ آیا این روشن ترین دلیل بر زنده بودن راه و میراث او نیست؟ اگرانقلاب از مسیر خود منحرف شده بود، چه نیازی به چنین دشمنی های بی امان داشتند؟

همانطور که مقام معظم رهبری بارها تأکید کرده اند، مردم در اندیشه و عملکرد امام خمینی (ره) جایگاهی اصیل و منحصر به فرد داشتند، جایگاهی که برخاسته از اعتقاد خالصانه است، برخلاف سیاست مداران دنیا که توده ها را ابزاری صرف برای کسب قدرت و منفعت می دانند. با این اعتقاد بود که امام در اولین سخنرانی خود پس از بازگشت از تبعید فرمودند: «من با حمایت این ملت دولت تعیین خواهم کرد...»

امروزه بسیاری از پیش‌بینی‌ها، تصمیم‌ها و عملکردهای رهبری مبتنی بر همین درک مردم و حمایت‌های آنان است. مردمی که علیرغم پیچیده ترین و سهمگین ترین عملیات ها، فشارها و هجمه ها - مانند جنگ اقتصادی و فرهنگی - بر وفاداری خود به امام و انقلاب ثابت قدم بوده و هستند و عرصه انقلاب را با وجود دشمنی دشمنان، توطئه های رنگارنگ جبهه استکبار غرب و صهیونیزم بین الملل با حمایت و دسیسه نوکران داخلی آنان و حامیان اروپایی و عربی شان، کمبودها، نقص ها، کاستی ها، گرانی ها، ناکارآمدی های مدیریتی و ناترازی های متعدد و... ترک نکرده و همچنان چون امام سفر کرده خود تا پای جان، پا برجا مانده و گامی به عقب برنداشته اند تا دشمنان ایران و انقلاب اسلامی خوشحال شوند و لبخند برلبانشان نقش بر بندد. درود براین امام و درود براین مردم وفادار امام.

و به این ترتیب، با وجود گذشت 36 سال از رفتن دلخراش آن شخصیت برجسته تاریخی، راه او پایدار است. عهدی که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۶۸ قاطعانه اعلام کردند مثل همیشه استوار است. راهی که امام برای انقلاب ترسیم کرد، راهی که ما و ملت ایران طی ده سال پیمودیم، راه عظمت اسلام و عزت مسلمین است، راه دفاع از مظلومان در سراسر جهان است، خطی است که ایران را از ملتی عقب مانده، وابسته، بی‌جان به یکی از مستقل‌ترین، بانشاط‌ترین و پویاترین ملت‌ها، ملت‌های ایمانی و ایمانی که مردم روی زمین دارند، تبدیل کرده است. شور و شوق اسلام را به سوی فداکاری‌های بی‌نظیر سوق می‌دهد، به فضل الهی ما در این راه، با همان روحیه‌ای که امام در طول مبارزه و انقلاب به ما جانفشانی‌های آموختند، برای آن جانفشانی ها خواهیم کرد و در این شکی نیست.[4]

باید اندیشه‌های سترگ امام راحل را بی کم و کاست به دلیل اهمیتی که دارد، درهمه عرصه ها وحوزه های فرهنگی، فکری، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی مطرح کرد چرا که با بهره‌گیری از این اندیشه‌ها است که می‌توان به سربلندی و سعادت رسید.

امروز باید نسل جوان با اندیشه‌ها و آرمان‌های مترقی امام خمینی ( ره) بیشتر آشنا شود تا بتوانند در این مسیر گام بردارد، همان‌گونه که در ۱۳ آبان دانش‌آموزان در مقابل رژیم پهلوی ایستادند و جان خود را تقدیم کردند، امروز نسل جوان باید با آگاهی کامل و بهره‌گیری از اندیشه‌های امام راحل بتواند با تأسی از شهدا برای استمرار انقلاب قدم بردارد.

استکبارستیزی امام راحل باید بیشتر از هر زمانی برای جوانان و نوجوانان بیان شود و هر کسی در هر جایگاهی قرار دارد باید که بتواند از این فرصت برای بیان اندیشه‌های امام راحل استفاده نماید، به‌ گونه ای که مراکز آموزشی ازآموزش و پرورش گرفته تا آموزش عالی و حوزه‌های علمیه و دانشگاه های سراسر کشور بتوانند در این زمینه نقش و رسالت خود را به خوبی مسئولانه و متعهدانه ایفا نمایند. حوزه‌های علمیه از نظر فقهی می‌توانند اندیشه‌های ناب فقهی امام خمینی (ره) را تبیین کنند که این گفتمان نه فقط در کشور ایران بلکه در اختیار کشورهای دیگر قرار بگیرد.

مردم؛ امام خمینی(ره) را نه تنها به‌عنوان مرد انقلاب، بلکه به‌عنوان کسی که به اندیشه اسلامی در دنیای مدرن انگیزه و شکل بخشید، گرامی می‌دارند. حتی پس از رحلتش نیز، نظامی که او راه‌اندازی کرد، و ارزش‌هایی که او برپا کرد - مبارزه با ظلم، رشد درونی و تعهد بی‌درنگ به اسلام، در طول سال‌ها و تا به امروز به توسط شاگرد و مرید صالح و خلفش دنبال شده است.

باتو بودیم ونهادیم به فرمان توسر

بی تو در راه تو هستیم خدا می داند

باتواز دامگه حادثه جستیم وکنون

بی تو سربرسردستیم خدامی داند

سه شنبه: 13 / 03 / 1404- 7 ذی الحجه 1446- 3 ژوئن 2025


[1] - صحیفه امام خمینی (ره)؛ ج 1 / ص 166.

[2] - از پیام «حوزه علمیه پیشرو »؛ دوشنبه 17 اردیبهشت ماه 1403.

[3] - حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر روز دوشنبه 5 خرداد ماه سال جاری در دیدار آقای ‌شهباز شریف‌، نخست‌وزیر پاکستان و هیات همراه، با اشاره به جایگاه ویژه پاکستان در مجموعه دنیای اسلام بر لزوم فعالیت‌های مشترک و تاثیرگذار ایران و پاکستان برای متوقف کردن جنایات رژیم صهیونیستی در غزه تاکید کردند و فرمودند:« ما به آینده دنیای اسلام خوش‌بین هستیم و بسیاری از حوادث، خوش‌بینی ما را تایید می‌کند.»( دنیای اقتصاد: سه شنبه 6 خرداد ماه 1404- شماره 6299)

4- Khomeini’s line endures. Translator and author: Asadollah. Afshar. Tehrantimes/ Publish Date : Monday / June 2, 2025 - 20:53



ارسال توسط افشار

عناصرکلیدی مورد نیاز ایران در توافق بالقوه هسته ای

اسدالله افشار

توافق هسته‌ای ایران که رسماً به عنوان برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) شناخته می‌شود، عمدتاً بر محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران در ازای لغو تحریم‌ها متمرکز بود. یکی از عناصر اصلی توافق، این انتظار بود که ایران از لغو تحریم‌ها که هدف آن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود، از نظر اقتصادی منتفع شود. در حالی که تاثیر اولیه این توافق باعث تقویت اقتصاد ایران، به ویژه در صادرات نفت بود، خروج ایالات متحده در سال 2018 و اعمال مجدد تحریم ها به طور قابل توجهی مانع از این دستاوردها شد.

در حالی که تلاش‌های دیپلماتیک برای احیای توافق هسته‌ای بین ایران و قدرت‌های جهانی بار دیگر شتاب گرفته است، بیشتر تمرکز بین‌المللی بر آنچه ایران باید انجام دهد ازجمله؛ تعهدات هسته‌ای، انجام بازرسی های نامحدود، محدودیت‌های غنی‌سازی و رفتار منطقه‌ای متمرکز است.

با این حال، آنچه آشکارا در بسیاری از این بحث ها غایب است و عمدا چشم پوشی شده است، گفتگوی به همان اندازه سختگیرانه در مورد آنچه که ایالات متحده در ازای آن موظف است ارائه دهد، می باشد.

نقض عهد و پیمان ایالات متحده در پایبندی به تعهدات خود در قبال توافق هسته ای 2015 به ویژه خروج یکجانبه از توافق در سال 2018 توسط دونالد ترامپ در اولین دوره ریاست جمهوری خود، پیامدهای گسترده ای داشته است. این نه تنها خود معامله را تضعیف کرد، بلکه اعتماد لازم برای معنادار یا پایدار بودن هر توافق آینده را نیز از بین برد.

اگر قرار است توافق هسته ای جدیدی حاصل شود، انتظارات ایران باید نه به عنوان شرایط ثانویه، بلکه به عنوان اجزای اصلی توافق مورد توجه قرار گیرد. در قلب موضع ایران یک خواسته غیرقابل مذاکره نهفته است: لغو مؤثرتحریم ها، قابل راستی‌آزمایی و غیرقابل برگشت بودن تحریم‌ها و پذیرش و به رسمیت شناختن غنی سازی ایران می باشد که از همان اول ایران بر آن در مذاکرات اصرار داشته و از آن هم کوتاه نیآمده و عدول ننموده است. مسلما آمریکا بداند دوره تهدید و قلدری تمام شده است و تا حقوق ایران را در همه زمینه های صلح آمیز هسته ای به رسمیت نشناسد و تا از عناد و لجبازی گستاخانه و هوچی گرانه خود دست برندارد بداند توافق واقعی نمی تواند وجود داشته باشد و شکل واقعی نیز این توافق به خود نخواهد گرفت لذا به تعبیر مقام معظم رهبری ترامپ و نماینده ویژه ایشان در امر مذاکره پای خود را به اندازه گلیم خود دراز کنند و از یاوه سرایی و غلط های زیادی در این خصوص اجتناب ورزند.

رفع تحریم های هسته ای و غیر هسته ای؛ خواست دولت و ملت ایران

برنامه هسته ای ایران همیشه با مسئله تحریم ها مرتبط بوده است، و بیش از آن که این تحریم ها با نگاه به موضوعات فنی برنامه هسته ای ایران مرتبط باشد بیشتر با جنبه های سیاسی گره خورده است تا ایران را از مواضع درست سیاست های منطقه ای و بین المللی اش بازدارند و تسلیم شرایط از پیش تعریف شده خود نمایند. برای ایران، برجام فقط یک توافق هسته ای نبود بلکه یک گشایش اقتصادی بود. ایران موافقت کرد که توانایی های هسته ای خود را در ازای رهایی از تحریم های فلج کننده ایالات متحده و بین المللی محدود کند. اما این همراهی خود اختیار با حسن نیت ایران، حتی قبل از خروج دولت ترامپ هم هرگز به طور کامل محقق نشد.

یکی از درس‌های کلیدی که ایران از تجربه برجام گرفته این است که وعده‌های مبهم برای رفع تحریم‌ها کافی نیست. بانک‌ها و کسب‌وکارهای ایرانی به دلیل حضور پایدار تحریم‌های ثانویه آمریکا همچنان با موانع جدی مواجه می باشند. بدتر از آن، تصمیم دولت ترامپ برای کناره گیری از توافق نشان داد که چگونه می توان چنین تعهداتی را بدون هیچ هزینه ای به راحتی لغو کرد. اما در دوره جدید مذاکرات که در عمان و ایتالیا برگزار شده است، این بار ایران بیش از ضمانت نامه های کاغذی می خواهد و باید این نکته مهم جدی گرفته شود تا مذاکرات از سایه تهدیدات قلدرمابانه استکباری و رسانه های امپریالیستی خارج شود تا این امر مهم به نتیجه منتج گردد. ایران زیر بار تهدید و زور نمی رود و تحت هیچ شرایطی از حقوق و منافع ملی خود کوتاه نخواهد آمد.

به گفته کارشناسان اقتصادی (مجید شاکری، کارشناس اقتصادی) ، بحث‌های کنونی عمدتاً بر آنچه که ایالات متحده انتظار دارد - یعنی محدودیت برنامه هسته‌ای ایران - متمرکز است و در عین حال آنچه ایران در ازای آن باید به دست آورد، کاملاً نادیده گرفته شده است.

این کارشناسان می گویند؛ بحث‌های زیادی در مورد اینکه چگونه یک توافق نسبتاً باثبات یا منطقی بین ایران و ایالات متحده ممکن است به نظر برسد، وجود دارد. اما تقریباً همه آن‌ها بر دستاوردهای مورد انتظار طرف آمریکایی، مانند محدودکردن فعالیت‌های هسته‌ای ایران تحت نام‌های مختلف مانند تعلیق موقت یا کنسرسیوم‌های بین‌المللی متمرکز است. با این حال هیچ چیزی در مورد آنچه که ایران باید به دست آورد، گفته نشده است.

کارشناسان استدلال می‌کنندکه صرفاً اجتناب ازدرگیری نظامی، منافع درخور توجه ای برای ایران به ارمغان نمی آورد. اگر واشنگتن واقعاً می خواست از کمپین های نظامی برای محدود کردن برنامه ایران استفاده کند، لحظه ای منتظر و معطل نمی ماند و قطعا اقدام می کرد اما ترس از عواقب این دیوانگی فعلا ترامپ و دولت افراطیش را در این خصوص، متوقف داشته است. بنابراین، عقل سلیم حکم می کند که یک توافق پایدار باید بازده اقتصادی، سیاسی، امنیتی و تجاری- بازرگانی خوب با قابلیت های ویژه برای حقوق و منافع ملی ایران داشته باشد.

از رفع تحریم ها تا سود اقتصادی ملموس

کارشناسان اقتصادی مدعی هستند که ایران باید تمرکز خودرا از«کم کردن تحریم‌ها»صرف به سود اقتصادی یا به قول خودشان «سود قابل اندازه‌گیری» تغییر دهد. آنان دراین خصوص این چنین توضیح می دهند:

تحریم‌ها تنها یکی از ابزارهای متعددی است که برای فشار بر ایران استفاده می‌شود. ایالات متحده همچنین از تعرفه‌ها، کنترل‌های ثبت اختراع، و رتبه‌بندی ریسک مالی استفاده می‌کند که هیچ‌کدام تحت چارچوب تحریم‌های معمول قرار نمی‌گیرند. بنابراین، تمرکز صرفاً بر «کاهش تحریم‌ها» اشتباه است.

آنان می‌گویند در عوض، تیم مذاکره‌کننده ایران باید در ازای درخواست‌های هسته‌ای قابل سنجش ایالات متحده، بازده اقتصادی قابل اندازه‌گیری را مطالبه کند. اگر آمریکایی‌ها خواهان محدودیت‌های قابل راستی ‌آزمایی با نظارت آژانس و حتی ناظران مستقیم مرتبط با آمریکا هستند، ایران باید به دنبال منافع اقتصادی قابل تأیید باشد که توسط نهادهای خود مانند بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارای نظارت می‌شود.

شاکری معتقد است که یک محور استراتژیک می تواند به نفع هر دو طرف باشد. ایران و آمریکا به جای تبادل نقاط قوت، می‌توانند در معاملاتی شرکت کنند که ضعف‌های یکدیگر را جبران کند.»

این کارشناسان خاطرنشان می‌کنند که ایران برای رشد صنعتی به کالاهای سرمایه‌ای نیاز دارد، در حالی که ایالات متحده، به‌ویژه تحت دولت دوم ترامپ، در بحبوحه فشاراوپک پلاس و افزایش تولید روسیه و عربستان سعودی، به دنبال راه‌هایی برای حفظ سلطه انرژی خود خواهد بود.

آنان می‌گویند: این نیازهای مکمل، زمینه مناسبی را برای راه‌حل‌های برد-برد فراهم می‌کند که لزوماً مستلزم امتیازات سیاسی یا تحقیر دیپلماتیک نیست.

همچنین تاکید می نمایند که هرگونه ترتیبات پایدار باید از پیوند با کشورهای منطقه اجتناب کندو در عوض؛ مستقیم، متقابل و بر نیازهای اصلی طرفین باشد.

غنی سازی، استقلال و مسیر پیش رو

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران روز شنبه 10 خرداد ماه در زیارت مرقد امام خمینی (ره) بار دیگر تأکید کرد که حق ایران برای غنی سازی اورانیوم ناشی از یک اصل اساسی است: مقاومت در برابر سلطه بیگانگان.

وی گفت: درباره غنی‌سازی به‌عنوان یکی از ضرورت‌های کشور حرف‌های زیادی برای گفتن وجود دارد، اما به‌طور اساسی‌تر، اصل راهنمای ما در این مذاکرات، نفی سلطه است.

عراقچی پس از پنجمین دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در رم، این نشست را «یکی از حرفه‌ای‌ترین دورهایی که تا به حال داشته‌ایم» خواند و تأکید کرد که مواضع «کاملاً روشن» ایران به‌طور قاطع اعلام شده است.

محمد اسلامی رئیس‌جمهور هسته‌ای ایران نیز به‌طور جداگانه تأکید کرد که مسیر هسته‌ای ایران بر اساس منافع ملی است نه دیکته‌های خارجی.

برای ایران، هر توافق هسته ای باید بیش از یک ژست و نمایش دیپلماتیکی باشد؛ و این مهم باید به عنوان یک توافق اقتصادی الزام آور عمل کند که مزایای قابل اندازه گیری و محافظت شده را به همراه داشته باشد. مقامات ایرانی در این دیدگاه متحد هستند که برنامه هسته‌ای را نمی‌توان به عنوان یک ابزار چانه‌زنی بدون دستاوردهای تضمین شده و ملموس استفاده کرد.

و این دستاوردها باید از سوءاستفاده های سیاسی دولت‌های آینده ایالات متحده محافظت شود.

راه رسیدن به یک توافق پایدار نه تنها از طریق سالن های سانتریفیوژ و چک لیست های بازرسی، بلکه از طریق بنادر، بانک ها و چارچوب های اقتصادی نیز می گذرد. تنها زمانی که هر دو طرف متعهد باشند و منتفع شوند می‌تواند واقعاً قابل اجرا باشد.[1]

از نگاه وزیر محترم امور خارجه کشورمان؛ هرگونه توافق هسته ای احتمالی بین تهران و واشنگتن باید بر اساس حفظ منافع اقتصادی ایران در کنار یک مکانیسم نظارتی و راستی آزمایی قوی برای تضمین ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران باشد. تنها چنین رویکردی می تواند اعتماد بلندمدت بین دو طرف ایجاد کند. موضوع مذاکرات باید صرفا بر رفع تحریم ها و موضوع هسته ای متمرکز شود.

در پایان، توافق هسته‌ای ایران در ابتدا نوید منافع اقتصادی قابل توجهی را برای ایران داشت، اما خروج ایالات متحده و تحریم‌های مجدد به طور قابل توجهی این چشم اندازها را مختل کرده است. در حالی که تأثیر این توافق بر اقتصاد ایران پیچیده و چند وجهی است، چالش‌های جاری نیاز به اصلاحات جامع و محیط سیاسی و اقتصادی باثبات‌تر را برای باز کردن پتانسیل کامل اقتصادی ایران نشان می‌دهد. بنابراین یک توافق جامع می‌تواند ثبات و توسعه اقتصادی را به همراه داشته باشد، و لذا اگر چنین امری در مذاکرات اخیرهسته ای تحقق یابد و در راستای منافع ملی ایران باشد خوب و مفید است و ایران هم استقبال می کند اما باتوجه به مواضع متناقض ترامپ و ویتکاف در زمان مذاکرات که با تهدید و ارعاب، خط و نشان کشیدن ها، زیاده خواهی ها و یاوه گویی ها همراه بوده و موجب تزلزل مذاکرات گردیده، بعید است این مذاکرات از سوی آمریکا به سرانجامی مثبت منتهی گردد اما دنیا می داند که جمهوری اسلامی ایران با صداقت به‌دنبال راه‌حل دیپلماتیکی است که منافع همه طرف‌ها را تأمین کند و باز دنیا می داند «تفاهم سیاسی»است که می‌تواند زمینه ‌ساز یک توافق جامع‌تر هسته‌ای شود و به تعبیر زیبا و رسای دکتر عراقچی؛ مسیر توافق از میز مذاکره می‌گذرد، نه از طریق هوچی گری دستگاه های تبلیغاتی و رسانه ای استکباری غرب».

یکشنبه: 11 / 03 / 1404 5 ذی الحجه 1446- 1ژوئن 2025


1- Zarfam. Soheila. Key Elements Iran Needs in a Potential Agreement. Translator and author: Asadollah. Afshar. Tehrantimes/ Publish Date : Saturday / May 31, 2025 - 22:36



ارسال توسط افشار

کارنی در پاسخ به طرح گنبد طلایی ترامپ: کانادا هرگز فروشی نیست

طرح گنبد طلایی ترامپ؛ چالش برانگیز و جنجالی!

اسدالله افشار

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده می‌گوید که به کانادا گفته است«اگر آنها یک کشور جداگانه، اما توسعه نیافته باقی بمانند» باید ۶۱ میلیارد دلار برای عضویت در سامانه دفاع موشکی پیشنهادی وی «گنبد طلایی» بپردازند.[1]

ترامپ شنبه 3 خرداد ماه/ 24 می‌ طی سخنانی در مراسم فارغ‌التحصیلی آکادمی نظامی ایالات متحده (USMA) در «وست پوینت» ادعا کردگنبد طلایی تا پایان دوره ریاست‌جمهوری‌اش تکمیل می‌شود و دارای قابلیتی برای رهگیری موشک‌های پرتاب شده از فضا خواهد بود.[2] تاکنون هیچ‌کدام از دولت‌های جهان، موشکی در فضا مستقر نکرده‌اند و طرح آمریکا در این خصوص، مسلح کردن فضا با توجیهات دفاعی است. از این رو گنبد طلایی با واکنش‌هایی در طیف‌های مختلف مواجه شده است.

طرح جدید ترامپ برای ایجاد «گنبد طلایی» که در حقیقت ایجاد چتر پدافندی در سراسر خاک کشورآمریکا می باشد با هدف مقابله با تهدیدات موشکی و فراصوتی، با واکنش‌های گسترده‌ای از سوی کارشناسان نظامی و فناوری مواجه شده است. این سامانه که قرار است شامل لایه‌های دفاعی زمینی، ماهواره‌ای ورهگیرهای فضایی باشد،به‌عنوان نسخه‌ای پیشرفته‌تراز«گنبدآهنین»رژیم صهیونیستی معرفی شده، اما بسیاری از کارشناسان نظامی آمریکا آن را غیرعملی و پرهزینه می‌دانند.

بر اساس برآوردها و گزارش منتشر شده از سوی شبکه آمریکایی «سی ان ان» اجرای کامل این طرح بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار هزینه در برخواهد داشت، آن هم در حالی که فناوری‌های کلیدی آن- از جمله رهگیری موشک‌های فراصوت در فضا- هنوز در مرحله تحقیقاتی و آزمایشی قرار دارند.

علاوه برموانع فنی و مالی، طرح «گنبد طلایی» می‌تواند نقض‌کننده‌ معاهدات بین‌المللی فضا باشد و زمینه‌ساز رقابت تسلیحاتی فضایی با کشورهایی مانند چین و روسیه گردد.

چین که در همان روز اعلام پروژه گنبد طلایی، توسط «مائو نینگ» سخنگوی وزارت امور خارجه خود اقدام آمریکا را «شدیداً تهاجمی و ناقض اصل استفاده صلح‌آمیز از فضای بالای جوّ زمین» توصیف کرده بود، روز دوشنبه 5 خرداد ماه/ 26 می، اخباری را در سایت‌های علمی درز داد که نشان می‌داد این کشورتوانایی عبور از گنبد طلایی را نیز از هم‌اکنون دارد. در سویی دیگر روسیه نیز از آمریکا درخواست کرده تا «از استقرار سلاح در فضا اجتناب کند.»

به گفته کارشناسان، هرچند ایده دفاع چندلایه جذاب است، اما اجرای نسخه‌ای جهانی و فضامحور از آن، در حال حاضر بیشتر به یک نمایش تبلیغاتی و انتخاباتی شبیه است تا یک برنامه‌ی دفاعی واقعی.

با این وجود، هگست، وزیر دفاع آمریکا نیز ادعا کرد: «باید ساخت گنبد طلایی را به فهرست وعده‌های انجام شده رئیس جمهور ترامپ اضافه کرد. این طرح برای نسل‌ها از آمریکا دفاع خواهد کرد. از آمریکا دربرابر پهپادها، موشک‌های کروز و هایپرسونیک دفاع خواهیم کرد.»

ترامپ در پاسخ به سوالی ادعا کرد: «هیچکس جز آمریکا نمی‌تواند گنبد طلایی را بسازد.»

او همچنین در پاسخ به سوالی درباره انتقادات وارده علیه این طرح مدعی شد: «آن‌ها اشتباه می‌کنند. در ۴ روز گذشته بیش از ۵.۱ میلیارد دلار سرمایه از خاورمیانه جمع کردم. ما می‌توانیم این طرح را اجرایی کنیم. گنبد طلایی بسیار پیشرفته‌تر از گنبد آهنین اسرائیل است.»

ترامپ مدعی شد: «ساخت این سامانه کمتر از ۳ سال زمان خواهد برد.»[3]

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا گفته است که کانادا برای پیوستن به سامانه دفاع موشکی که وی پیشنهاد داده و به ادعای وی در مدار زمین مستقر خواهد شد، باید ۶۱ میلیارد دلار پرداخت کند.

دلیل اصلی ایجاد گنبد فراگیر طلایی، تهدید قریب‌الوقوعی است که در پی ارتقای فناوری در سطح جهان ایجاد شده و می‌تواند آمریکا را برای نخستین بار وارد دایره آتش تسلیحات متعارف در حجم بالا کند.[4]

با این حال، ترامپ بار دیگر با طرح پیشنهاد جنجالی‌اش برای تصرف کانادا و تبدیل آن به پنجاه‌ویکمین ایالت آمریکا، به اوتاوا زخم زبان زد و گفت که اگر کانادا این پیشنهاد را بپذیرد، می‌توان به طور رایگان تحت حفاظت آمریکا قرار بگیرد.

ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی وی که «تروث سوشال» نام دارد، نوشت: به کانادا که مشتاق پیوستن به سامانه فوق‌العاده گنبد طلایی است، گفته‌ام که اگر بخواهد همچنان کشوری جدا اما نابرابر بماند، پیوستن به این سامانه برای آنها ۶۱ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت! اما اگر به پنجاه‌ویکمین ایالت محبوب ما تبدیل شود، هزینه برای آنها صفر دلار خواهد بود! آنها در حال بررسی این پیشنهاد هستند![5]

پست ترامپ تنها چند ساعت پس از آن صورت گرفت که پارلمان کانادا میزبان چارلز سوم پادشاه بریتانیا برای یک سخنرانی سلطنتی مهم و با اهمیت بود که در آن پادشاه بر حاکمیت کانادا در مواقع "خطرناک و حساس" و در بحبوحه توصیه های ترامپ برای تبدیل شدن آن کشور به ایالات پنجاه و یکم آمریکا تأکید کرد.

مارک کارنی، نخست وزیر کانادا هفته گذشته تأیید کرد که در حال بررسی پیوستن به طرح گنبد طلایی ترامپ است اما از ارائه رقمی دقیق خودداری کرد و گفت که مذاکرات در مراحل اولیه قرار دارد.[6]

در مجموع، ترامپ ادعا کرده است که سیستم گنبد طلایی حدود 175 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و تا پایان دوره فعلی وی در سال 2029 تکمیل خواهد شد، اگرچه کارشناسان صنعت دفاعی امکان‌سنجی این جدول زمانی و بودجه را زیر سوال برده‌اند.

گنبد طلایی از گنبد آهنین اسرائیل الگوبرداری شده است، که همچنین بودجه قابل توجهی از ایالات متحده دریافت می کند، از جمله 500 میلیون دلار در سال برای نگهداری آن.

مشخص نیست که ترامپ چگونه گنبد طلایی را افزایش خواهد داد تا کل ایالات متحده را پوشش دهد، زیرا قلمرو اشغالی اسرائیل تنها به اندازه نیوجرسی، یکی از ایالت های کوچکتر در ایالات متحده است.

چین، کره شمالی و روسیه همگی از طرح ترامپ برای قرار دادن تسلیحات در فضا انتقاد کرده‌اند که رئیس‌جمهور آمریکا هفته گذشته برای اولین بار آن را به تفصیل توصیف کرد.

دلیل سفر نمادین پادشاه چارلز سوم بریتانیا به کانادا

پادشاه چارلز روزسه‌شنبه 6 خرداد ماه( 27 مه) در جریان سفری نمادین به کانادا به‌منظور اعلام حمایت خود از این کشور که با تهدیدهای الحاق از سوی آمریکا روبرو است، گفت که کانادا «قوی و آزاد» باقی خواهد ماند.

بازدید دو روزه پادشاه چارلز و ملکه کامیلا از کانادا، با مراسمی باشکوه و استقبال گسترده در اتاوا آغاز شد.

این نخستین سفر پادشاه بریتانیا به کانادا پس از به تخت نشستن اوست و با هدف قرائت سخنرانی سلطنتی در مجلس سنا و افتتاح چهل‌وپنجمین پارلمان کانادا انجام می‌شود؛ رویدادی که آخرین بار در سال ۱۹۷۷ توسط ملکه الیزابت رقم خورده بود.

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا و همسرش Diana Fox Carney در Rideau Hall از پادشاه و ملکه استقبال کردند.

پادشاه چارلز سوم به‌عنوان رئیس کشور کانادا، نخستین پادشاه انگلیس در نزدیک به ۷۰ سال گذشته است که ریاست بازگشایی پارلمان کانادا را بر عهده دارد.

چارلزکه نشان افتخارکانادارا به گردن داشت، درسخنرانی خوددرمجلس سنا از«کشوری که من و کانادایی‌ها تا این اندازه دوستش داریم» یادکرد ودر اشاره‌ای به سرود ملی کانادا اظهار داشت: «شمال حقیقی، به‌راستی قوی و آزاد است.»

پادشاه انگلیس که همسرش ملکه کامیلا او را همراهی می‌کرد، گفت: هر بار که به کانادا می‌آیم، اندکی بیشتر از کانادا در خونم جاری می‌شود و از آنجا، مستقیماً به قلبم راه می‌یابد.

چارلز افزود که کانادا همچنان به‌عنوان «نیرویی برای خیر»، یک الگو برای جهان است.

از سوی دیگر، برخی از حامیان پادشاهی، حضور پادشاه چارلز را پاسخی نمادین به تهدیدات دونالد ترامپ درباره حاکمیت کانادا دانستند و آن را نشانه‌ای از وحدت ملی و ثبات سیاسی قلمداد کردند.

آری سفر چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، به دعوت نخست‌وزیر جدید کانادا به این کشور و افتتاح پارلمان آن که اقدامی کم‌سابقه برای مقام سلطنت و بی‌سابقه برای مقام پادشاه بوده است (ملکه سابق بریتانیا دو بار در افتتاح پارلمان کانادا حاضر شده بود)، یکی از این نشانه‌هاست. نشانه‌ای از نارضایتی نزدیک‌ترین متحد آمریکا از گفتارها، رفتارها وسیاست‌های یک جانبه ترامپ که یکی از شاهکارهای آن، معرفی کانادا به‌ عنوان ایالت پنجاه ‌و یکم آمریکاست. البته، در صحنه عمل سیاسی اقداماتی چون سفر پادشاه بریتانیا برای افتتاح پارلمان کانادا بعید است تاثیری بیش از پیامی نمادین (و به‌تعبیر بی‌بی‌سی: «پیام رمزی») با خود داشته باشد. همچنان که ادعای ترامپ درباره کانادا (و حتی در سطح پایین‌تر درباره گرینلند و پاناما) بعید است عملاً تاثیری بیش از مواجهه و مناقشه‌ای نمادین در سطح بین‌الملل به‌همراه داشته باشد.[7]

مارک کارنی نخست‌وزیرکانادا پیشتردر سخنانی بعد از پیروزی‌اش در انتخابات این کشور گفته بود که روابط سنتی این کشور با آمریکا به پایان خود رسیده است.

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور تاجرپیشه آمریکا پیشتردردیدار با کارنی در کاخ سفید اعلام کرده بود که همچنان معتقد است کانادا باید به پنجاه و یکمین ایالت آمریکا تبدیل شود اما کارنی پاسخ داد: کانادا هرگز فروشی نیست.[8]

جمعه: 9 / 03 / 1404- 3 ذی الحجه 1446- 30 مه 2025


[1] - «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا و «پیت هگست» وزیر دفاع این کشور شامگاه سه‌شنبه( 27 مه/ 6 خردادماه) در کاخ سفید اعلام کردند: «سال‌ها قبل رونالد ریگان به‌دنبال ساخت پدافند موشکی گنبد طلایی بود، اما فناوری ممکن برای ساخت آن وجود نداشت. آن را در بالاترین سطح ممکن خواهیم داشت.» او افزود: «در طول کارزارم وعده دادم که پدافند موشکی گسترده برای دفاع از کشورمان خواهم ساخت. مهندس و طراح برای ساخت این پروژه مشخص شده است. کانادا نیز خواستار مشارکت در این طرح شده و مثل همیشه به کانادا کمک خواهیم کرد.» ترامپ گفت: «پیش از پایان یافتن دوره من، طرح کنونی گنبد طلایی با ساختار پدافندی کنونی کشورمان ادغام خواهد شد. پس از تکمیل شدن ساخت آن، گنبد آهنین توانایی مقابله با موشک‌های شلیک شده حتی از سوی فضا را خواهد داشت.» او افزود: «ما به اسرائیل برای ساخت گنبد آهنین کمک کردیم و اکنون فناوری بسیار پیشرفته‌ای داریم. موشک‌های کروز و هایپرسونیک را سرنگون خواهیم کرد.» ترامپ ادعا کرد: «میزان موفقیت این سیستم پدافند، نزدیک به ۱۰۰ درصد است. ساخت آن حدود ۱۷۰ میلیارد دلار سرمایه نیاز خواهد داشت.»

[2] - گنبد طلایی با توجه به فراگیری جغرافیایی و شباهتش با طرح «گنبد آهنین» رژیم صهیونیستی، بیشتر بر مقابله با تهدیدهای نامتعارف و برای دفاع تمرکز دارد، اما ارتباط دادنش به فضا توسط ترامپ دلایلی دارد. نخست آنکه به نظر می‌رسد مقامات آمریکایی قصد دارند بنا به ملاحظات تبلیغاتی و روانی، گنبد طلایی را بیشتر مدافعی در برابر تسلیحات هسته‌ای دشمن معرفی کنند تا جامعه این کشور چندان از تحول جدید صورت گرفته، نگران نشود. دومین دلیل، تلاش واقعی آمریکا برای نظامی‌سازی فضا در پاسخ به تحول جدید در موازنه قواست که به دولت‌های جهان امکان حمله متعارف به خاک اصلی این کشور را می‌دهد. پاسخ آمریکا در این راستا استقرار سلاح در فضاست که پاسخی انفعالی و در حوزه بازدارندگی نامتعارف است. (طالبی؛ سید مهدی. چرا ترامپ در فکر گنبد طلایی است؟ فرهیختگان: چهارشنبه 7 خرداد ماه 1404- شماره 4425)

[3] - ترامپ از طرح سامانه پدافندی «گنبد طلایی» رونمایی کرد. خبرگزاری ایسنا: سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ / ۲۳:۵۸ - کد خبر: 1404023022212.

[4] - طالبی؛ سید مهدی. چرا ترامپ در فکر گنبد طلایی است؟ فرهیختگان: چهارشنبه 7 خرداد ماه 1404- شماره 4425.

[5] - رئیس جمهور آمریکا هفته گذشته جزئیات طرح بلندپروازانه خود برای ایجاد یک سپر دفاع موشکی به منظور حفاظت از آمریکا برای موشک‌های بالستیک، هایپرسونیک و موشک‌های پیشرفته کروز را اعلام کرد و مدعی شد که این طرح تا پایان دوران ریاست جمهوری وی، کاملاً عملیاتی خواهد شد.

فناوری مورد نیاز برای طرح ترامپ، آزموده نیست به ویژه بخش استفاده از رهگیرهای مستقر در «فضا» برای انهدام موشک‌ها بالستیک پرتابی به سمت آمریکا! به نوشته رویترز، هدف این طرح، به‌کارگیری شبکه‌ای متشکل از صدها ماهواره در مدار زمین و تجهیز آنها به حسگرها و رهگیرهای پیشرفته است تا از طریق آنها، موشک‌هایی که از سمت کشورهایی همچون چین، ایران، کره شمالی یا روسیه شلیک می‌شوند را منهدم کنند! ترامپ گفته است که این طرح در مجموع ۱۷۵ میلیارد دلار هزینه دارد و کنگره آمریکا برای آغاز کار، به دنبال تصویب ۲۵ میلیارد دلار است. دفتر بودجه کنگره آمریکا اما بر این باور است که واشنگتن برای عملیاتی کردن کامل چنین طرحی و راه‌اندازی رهگیرهای مستقر در مدار زمین، به ۵۴۲ میلیارد دلار در بازه‌ای ۲۰ ساله نیاز دارد.

[6] - ترامپ با طرح تخیلیِ «گنبد طلایی» برای کانادا دانه پاشید! پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز: چهارشنبه ۷ خرداد ماه ۱۴۰۴ / ۱۱:۵۷ - کد خبر 1718567.

[7] - روح؛ محمد جواد. درس‌های امپراتوری سابق/ درباره وجه نمادین سفر پادشاه بریتانیا به کانادا: سایت هم میهن: پنجشنبه ۰۸ خردادماه ۱۴۰۴/ کد مطلب: ۳۹۴۵۴.

[8] - خبرگزاری ایرنا: سه شنبه ۶ خرداد ماه ۱۴۰۴/ ۲۰:۲۷ - کد خبر: 85845577.



ارسال توسط افشار

انعکاس یک مصاحبه در مورد آنچه در غزه اتفاق می افتد

نقش وتأثیر قدرت های خارجی؛ در بحران انسانی غزه

اسدالله افشار

با تعمیق جنگ در غزه و تشدید تنش‌های منطقه‌ای، جامعه جهانی با پرسش‌های فوری در مورد شکست دیپلماسی، فرسایش قوانین بین‌المللی و انگیزه‌های سیاسی که باعث ادامه خشونت می‌شود، مواجه می‌شود.

علیرغم افزایش اعتراضات بین‌المللی و درخواست‌ها برای پاسخگویی، بازیگران قدرتمند بین المللی، همچنان درِ استراتژی‌هایی که کنترل بر صلح و گسترش را بر ثبات اولویت می‌دهند، قفل شده‌اند.

الیجا جی. مگنیر، خبرنگار کهنه کار خاورمیانه با چندین دهه تجربه در گزارشگری از مناطق درگیری، افکار خود را در مورد آنچه واقعاً در غزه اتفاق می افتد با تهران تایمز در میان گذاشته است. او در مورد آتش بس های شکست خورده و چگونگی تأثیر قدرت های خارجی بر مناقشه صحبت می کند و به این می پردازد که چگونه اهداف نظامی، بقای سیاسی و داستان های رسانه ای همگی در بحران انسانی غزه نقش دارند.

این بحث داستان‌های رسمی را به چالش می‌کشد، ناسازگاری‌های سیاست‌های غربی را آشکار می‌کند و توجه را به پویایی قدرت در حال تغییر در منطقه جلب می نماید، به‌ویژه زمانی که واقعیت روی زمین اغلب با آنچه در رسانه‌های جریان اصلی گفته می‌شود در تناقض است.

پرسش و پاسخ انجام شده با الیجا جی. مگنیررا، در زیر با هم مرور می کنیم:

پرسش: می‌دانم که شما دهه‌ها را صرف گزارش‌هایی از مناطق درگیری در خاورمیانه کرده‌اید و پیشنهادهای کاربردی مهمی را در مورد پویایی در حال تغییر جنگ و دیپلماسی ارائه کرده‌اید. از آنجایی که جنگ غزه با پیامدهای منطقه‌ای در حال گسترش است، ما مفتخریم که دیدگاه شما را در مورد ابعاد مختلف این بحران بشنویم. اجازه دهید با این سئوال شروع کنیم: به نظر شما عوامل اصلی که منجر به فروپاشی سریع توافق آتش بس بین اسرائیل و حماس، علیرغم دخالت بین المللی شد، چیست؟

پاسخ: اولاً هیچ تضمین واقعی بین المللی وجود نداشت، زیرا مصر، قطر و ایالات متحده بودند. مصر و قطر اهرم فشاری بر اسرائیل ندارند و آمریکا از همان ابتدای جنگ با اسرائیل همدست بوده است.

توافقی در دولت قبلی به رهبری جو بایدن وجود داشت. با این حال، دولت جدید تحت رهبری دونالد ترامپ تنها برای مدت محدودی از آتش بس حمایت کرد و سپس زمانی که ترامپ و فرستاده خاورمیانه او، استیو ویتکاف، چیزی کاملاً خارج از چارچوب توافق اولیه را پیشنهاد کردند، آن را نقض کرد. حماس این پیشنهاد را پذیرفت، اما با منافع بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که از سوی دیوان کیفری بین‌المللی به جنایات جنگی متهم شده است، همسو نبود. این دو هدف - پایان دادن به جنگ و ماندن نتانیاهو در قدرت - اساساً ناسازگار هستند.

اگر نتانیاهو جنگ را متوقف کند، احتمالاً با کمیسیون تحقیق روبرو خواهد شد و پاسخگوی ناکامی های خود و هر آنچه که از 7 اکتبر گذشته رخ داده است، خواهد بود و در صورت ادامه جنگ، می تواند جامعه اسرائیل را در وضعیت اضطراری نگه دارد و با رد هرگونه توافقی، اقدامات خود را توجیه کند، حتی اگر حماس آن را پذیرفته باشد. بنابراین، آمریکایی ها ثابت نکرده اند که شرکای قابل اعتمادی برای مذاکرات و به عنوان یک شخصیت حقوقی قابل اعتنا و قابل اتکا هستند.

پرسش: بنابراین شما فکر می کنید هیچ تغییر استراتژیک در سیاست ایالات متحده در منطقه وجود ندارد و واشنگتن فقط بحرانی را که خودش ایجاد کرده مدیریت می کند.

پاسخ: نه. چند نکته در سیاست بسیار واضح ایالات متحده وجود دارد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در اهداف خود به آنها اشاره کرده است. اولاً، او گفت که اسرائیل بسیار کوچک است، بنابراین به اسرائیل امکان گسترش - کاری که اسرائیل انجام می دهد - می دهد که بخشی از لبنان، بخش بزرگی از سوریه را به قصد اشغال مانند غزه، اشغال کند و امکان راه حل دو دولتی در کرانه باختری را از بین ببرد. و به همین دلیل است که شهرک‌ها در کرانه باختری در حال گسترش هستند و راه حل دو دولتی در افق وجود ندارد.

نکته دوم این است که دونالد ترامپ به وضوح گفت که می خواهد غزه به "ریویرای"( به منطقه ساحلی تفریحی) اسرائیل تبدیل شود. بنابراین، او می خواهد همه فلسطینی ها از غزه خارج شوند. بنابراین سیاست بسیار روشن است. او خواهان مهاجرت اجباری دیگری از فلسطینیان است و می خواهد جنگ ادامه یابد.

حماس گفت: "من موافقم که بخشی از رهبری غزه نباشم. من نمی‌خواهم بر غزه حکومت کنم. این را می‌پذیرم. یک دولت جایگزین برای مردم فلسطین بیاورید." و بنیامین نتانیاهو می‌گوید: «نه، من می‌خواهم جنگ را ادامه دهم، زیرا می‌خواهم غزه را اشغال کنم»، به گفته وزیر جناح راست افراطی که در دولت او حضور دارد، او را - در صورت توقف جنگ - تهدید به استعفا و سقوط دولت کرد. بنابراین سیاست بسیار روشن است.

پرسش: پیامدهای تهدیدات اسرائیل برای اشغال دائم بخش‌هایی از غزه و تأیید مجازات سیاسی بر چشم‌انداز صلح و ثبات منطقه چیست؟

ج: اولاً نقض آشکار قوانین بین المللی وجود دارد و قوانین بین المللی دیگری وجود ندارد. دوم، یک ریاکاری آشکار از سوی غرب وجود دارد که اکنون برای تمام جهان آشکار است - در حالی که در سال های قبل، قبل از هفتم اکتبر، آنچنان آشکار نبود.

سوم، مجازات دسته جمعی - قطع آب، برق و رد کمک های بشردوستانه - نقض کنوانسیون ژنو است. این نقض منشور سازمان ملل است و اسرائیل با حمایت ناتو، تروئیکای اروپایی و ایالات متحده اهمیتی نمی دهد. بنابراین، هیچ پاسخگویی برای اسرائیل وجود ندارد که در این دنیا هر کاری می خواهد انجام دهد.

بنابراین نقض قوانین بین المللی مجاز است زیرا دیگر قوانین بین المللی وجود ندارد. ما در یک جنگل زندگی می کنیم. ما دیگر در یک کشور قانونمند زندگی نمی کنیم که در آن قوانینی حاکم باشد. به همین دلیل قوی‌تر را ضعیف تر را می‌خورد و از بین می برد!.

با این حال، مطمئن نیست که اسرائیل بتواند به اهداف خود دست یابد، زیرا به گفته مقامات اسرائیلی، حماس تمام این اعضایی را که در این جنگ هدف قرار گرفته اند، بازگشته و به خدمت گرفته است، تا جایی که مقامات نظامی اسرائیل می گویند حماس با 30 هزار عضو به عنوان بخشی از این سازمان بازگشته است.

بنابراین می‌دانیم که بنیامین نتانیاهو از این موضوع آگاه است و جنگ را ادامه می‌دهد و ادعا می‌کند که هدفش - که نابودی حماس است - امکان‌پذیر است، در حالی که ایهود باراک، نخست‌وزیر سابق اسرائیل و دیگر مقامات نظامی از جمله رهبر شاباک، همه می‌گویند که حماس ایدئولوژی‌ای است که نمی‌توان آن را شکست داد، از جمله استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا در خاورمیانه نیز همین نظر دارد.

س: تأثیر راهبردی و انسانی کریدور موراگ و انزوای کامل جغرافیایی غزه، به ویژه شهر رفح را چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ: بله، اشغال رفح توسط اسرائیل بدون رضایت مصر انجام نمی شود. در سال 1978، توافق کمپ دیوید بین مصر و اسرائیل یک منطقه غیرنظامی را در منطقه ایجاد کرد. اسرائیل در این منطقه اجازه حضور نظامی یا تجهیزات نظامی مانند تانک، جت و هلیکوپتر را ندارد و از انجام هرگونه عملیات نظامی در نزدیکی مرزهای مصر منع شده است.

اکنون می بینیم که نوار فلسطین، نوار غزه، دیگر با مصر مرز ندارد، زیرا اسرائیلی ها در آنجا مستقر شده اند. این نقض معاهده مصر بدون هیچ حرکتی از سوی مصر به این معناست که مصر با اسرائیل در بستر است. دلایل مختلفی وجود دارد. مهم نیست: اقتصاد مصر، حمایت اتحادیه اروپا، حمایت مالی، همه امتیازاتی که غرب به مصر می دهد. با این حال، نقض آشکار توافق وجود دارد و مصر با آن موافق است.

اکنون، علاوه بر آن، ما برای اولین بار مصر را داشتیم که گفت که آنها دقیقاً آنچه را که اسرائیل می‌خواهد می‌پرسند و همچنان خواستار خلع سلاح کامل حماس هستند. این کاری نیست که بتوان انجام داد و مصر از آن خواسته است.

بنابراین مصر در این موضوع سخنگوی اسرائیل شده است و این هدفی نیست که بتوان به آن دست یافت، حضور اسرائیل در کریدور فیلادلفیا، در رفح و همچنین در تمام کریدورهایی که در طول نوار ایجاد شده و نوار را به بخش‌های مختلف تقسیم می‌کند. هدف آن منزوی کردن چندین بخش از غزه و سپس بیرون راندن جمعیت است. مشکل اینجاست که رئیس سابق ستاد ارتش اسرائیل در هدف خود برای اشغال غزه شکست خورد و به رهبری سیاسی اعلام کرد که این هدف محقق نمی شود.

رئیس جدید دفتر به رهبری سیاسی گفت من می توانم خواسته شما را برآورده کنم. و آنچه امروز در غزه اتفاق می افتد در درجه اول بمباران هوایی است. از نظر تاریخی، به جز یوگسلاوی سابق و صربستان، هیچ نیرویی تنها از طریق نیروی هوایی تسلیم نشده است. بنابراین، آنها باید چکمه ها را روی زمین بگذارند.

این چیزی نیست که اسرائیلی ها واقعاً بخواهند انجام دهند، زیرا آنها می دانند که مقاومت منجر به تلفات سنگین خواهد شد. در نتیجه، در 35 روز گذشته، عملیات نظامی به بمباران هوایی محدود شده است. بنابراین، اهداف اشغال غزه، چیزی که بنیامین نتانیاهو آرزوی آن را دارد، بعید به نظر می رسد.

با این حال، نکته ای وجود دارد که دیروز (شنبه، 19 آوریل/ 30 فروردین ماه) توسط رونن بار، سخنگوی نتانیاهو و وزیر مسئول مذاکرات گروگان ها مطرح شد. او به خانواده‌های گروگان‌ها گفت که آنها می‌توانند ظرف شش ماه آزاد شوند، که نشان می‌دهد نتانیاهو شش ماه جنگ مستمر را به عنوان سیاست هایش، به خود زمان داده است تا مشخص کند آیا می‌تواند به اهدافش برسد یا خیر.

س: با توجه به اعتراضات فزاینده علیه سیاست های نتانیاهو، به ویژه در داخل اسرائیل، نحوه مخالفت رهبری سیاسی اسرائیل، به ویژه نتانیاهو، آتش بس را برای بقای سیاسی داخلی خود چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ: نگاه کنید، برای اولین بار در تاریخ، ما می بینیم که مردم از یک رهبر خارجی - یعنی دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده - می خواهند که به آزادی مردم اسیر غزه کمک کند، زیرا آنها به نخست وزیر خود اعتماد ندارند.

با این حال، مخالفان نسبتاً ناتوان باقی می‌مانند، حتی اگر اعتراضات صدها هزار یا حتی یک میلیون نفر را درگیر کند. در کنست، بنیامین نتانیاهو با 68 کرسی همچنان اکثریت را در اختیار دارد و متحدان راست افراطی او از آن حمایت می کنند. بنابراین، مخالفان می توانند دستاوردهای بسیار ناچیزی داشته باشند و دونالد ترامپ به همین دلیل به مواضع و حرف ها و استدلال های آنها گوش نمی دهد.

شنیدیم که یکی از گروگان های اسرائیلی دارای تابعیت دوگانه از جمله آمریکایی است. با این حال، ایالات متحده هیچ واکنشی نشان نداده است. این تعجب آور نیست. هنگامی که نیروهای اسرائیلی شیرین ابوعاقله، خبرنگار الجزیره را که دارای ملیت آمریکایی بود، کشتند، شاهد عدم واکنش مشابهی بودیم. آمریکا برای محکوم کردن اسرائیل یا پاسخگویی آن اقدام نکرد.

چون هیچ پاسخگویی وجود ندارد، اسرائیلی ها می توانند هر کاری که بخواهند انجام دهند!

بنابراین، مخالفان علیه بنیامین نتانیاهو احساس ناتوانی می کنند. او از نظر سیاسی به اندازه‌ای قوی است که نمی‌توانند کاری انجام دهند تا او را متقاعد به تغییر مسیر کنند.

س: بنابراین، آیا به نظر شما خطر جنگ داخلی در اسرائیل در رابطه با تنش های مربوط به درگیری غزه وجود دارد؟

پاسخ: خوب، امروز تنها راه مقاومت مقاومت و منتظر ماندن اسراییلی ها برای حرکت نیروهای خود است و خود را محدود به بمباران غیرنظامیان نکنند.

این همان کاری است که اسرائیل امروز انجام می دهد و با کشتن خانواده ها و غیرنظامیان، حماس و جهاد اسلامی را به درد می آورد تا آنها را مجبور به بیرون آمدن و تسلیم کند، اما چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.

س: آیا شما معتقدید که اراده سیاسی بین المللی کافی برای بررسی جنایات جنگی در غزه وجود دارد؟

پاسخ: خوب، دادگاه کیفری بین‌المللی قبلاً علیه بنیامین نتانیاهو و وزیر نظامی سابقش، یوآو گالانت، محکومیت و حکم بازداشت صادر کرده است. اما مشکل اینجاست که همه امضاکنندگان معاهده از اعمال آن در مورد نتانیاهو خودداری کرده اند.

بنابراین، رهبران اروپایی گفتند که اگر نتانیاهو بیاید و آنها را ملاقات کند، آنها را دستگیر نخواهند کرد، و او از کشورهای عضو اتحادیه اروپا بازدید کرد و بدون هیچ آسیبی بدون دستگیری بازگشت.

بنابراین، بررسی جنایات جنگی نسبتاً آسان است، زیرا مقامات اسرائیلی آشکارا جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت و حتی قصد خود را برای ارتکاب نسل‌کشی اعلام کردند، که اکنون دیوان بین‌المللی دادگستری با شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل، به دنبال آن است.

با این حال، دادگاه بین المللی فاقد منابع، مانند سربازان، برای دستگیری مجرمان است، مگر اینکه کشورهای عضو سازمان ملل تصمیم به اقدام بگیرند.

و از آنجایی که سازمان ملل توسط ایالات متحده رهبری می شود، امید چندانی برای پاسخگویی برای رهبران اسرائیلی وجود ندارد که آشکارا مرتکب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت شده اند، همانطور که در تلویزیون، رسانه های اجتماعی و ویدئوهایی که خودشان منتشر کرده اند نشان داده شده است.

شیطان سازی فلسطینیان به قصد کشتن غیرنظامیان و گرسنگی دادن آنها، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت با شواهد روشن است. چالش واقعی نحوه اجرای این اتهامات علیه اسرائیل است. این کلید است و متاسفانه در دنیای امروز این امکان وجود ندارد.

س: بنابراین، با توجه به افزایش اعتراضات اخیر، به ویژه در دانشگاه های آمریکا و برخی شهرهای اروپایی، چارچوب رسانه های غربی از جنگ غزه را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا فکر می کنید که در رابطه با این اعتراضات رو به رشد، روایت غالب از اکتبر 2023 تغییر کرده است؟

پاسخ: اوه، بله، البته. روایت در میان مردم تغییر کرده است، اما نه در رسانه ها. رسانه ها هنوز با درد و رنج موضوع فلسطین و آلام فلسطین را پوشش می دهند.

انتخاب رسانه های غربی بسیار محدود است. در اینجا، یا اسرائیل را به جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت متهم می‌کنید، که اسرائیل مرتکب آن می‌شود، یا فلسطینی‌ها را به هر اتهامی متهم می‌کنید.

بنابراین در اروپا شاهد بودیم که رسانه ها به نوعی به کمای کامل رفتند، ساعت در روز هفتم مهرماه متوقف شد، اما بعد از آن آتش بس شروع شد و وقتی آتش بس شروع شد، همه برای آن تبلیغ کردند.

اما اکنون هیچ کس در مورد اینکه اسرائیل چگونه آتش بس را نقض می کند و به آن احترام نمی گذارد، صحبت نمی کند، حتی اگر حماس با آتش بس موافقت کرد. تا جایی که حتی نماینده آمریکا که برای گفت‌وگو با حماس به قطر رفته بود، گفت که حماس افراد خوبی هستند و می‌توانند با آنها صحبت کنند، از سمت خود برکنار شد. بنابراین، استاندارد دوگانه بسیار زیاد است و می توان مسیر رسانه ای را طی کرد و به طور کامل آن را فراموش کرد.

س: آیا فکر می کنید که رسانه های اجتماعی توانستند این روایت جریان اصلی را شکست دهند؟ آیا رسانه های اجتماعی بازی را به نفع روایت فلسطینی ها تغییر دادند؟

پاسخ: بله، یک چیزی که اسرائیل از دست داده است، روایت است. و اسرائیل امروز منفورترین موجود در جهان به دلیل اقدامات و جنایاتش علیه مردم غیرنظامی است.

به دلیل کاری که اسرائیل انجام می دهد، میلیون ها دلار سرمایه گذاری می کند تا حملات علیه خود را کاهش دهد، اما موفق نمی شود زیرا فیلم ها و شواهد زیادی توسط خود اسرائیلی ها ارسال شده است که ثابت می کند این غیراخلاقی ترین و غیراخلاقی ترین ارتش در جهان است که جنایات علیه بشریت را تکرار می کند و تماشا و اشتراک گذاری آن را برای کسی غیرممکن می کند.

اینجا جایی است که اسرائیل شکست خورده است. اما برای اسرائیلی ها این چیزی نیست که به آن اهمیت دهند، زیرا آنها معتقدند زمان بزرگترین شفا دهنده است.

ما دیدیم که چگونه در سال 1948، با وجود همه قتل عام اسرائیلی ها علیه فلسطینیان، اگرچه زمان تغییر کرده است و امروز ما اینترنت و رسانه های اجتماعی داریم، مردم تمایل به فراموشی دارند.

س: از به اشتراک گذاشتن افکارتان باما بسیار متشکریم، آقای مک نیر. قبل از پایان، نکته ای یا مطلبی هست که مایل به بیان آن باشید؟

پاسخ: تنها نکته این است که فکر نمی‌کنم حمایت از مردم فلسطین کافی باشد، زیرا بحث تسلیم شدن نیست، حتی اگر دنیا گوش ندهد. اما مهم است که به برجسته کردن، افزایش آگاهی و صحبت در مورد جنایات اسرائیل بر اساس شواهد ارائه شده توسط خود اسرائیلی ها ادامه دهیم.[1]

سه شنبه: 6 / 03 / 1404- 29 ذی القعده 1446- 27 مه 2025


1- Dadjoo. Sahar. Israel is exempt from accountability for the Gaza war crimes. Translator and author: Asadollah Afshar. Tehrantimes/ Friday: April 25, 2025 - 22:29



ارسال توسط افشار

واقعیت متوحش صهیونیزم بین الملل

اسدالله افشار

وزارت بهداشت فلسطین گزارش داد که جنگنده‌های رژیم صهیونیستی از بامداد روز شنبه 3 خرداد ماه سال جاری / 24 مه2025 ، باریکه غزه را بمباران کردند که بر اثر آن 44 فلسطینی کشته شدند.

این وزارتخانه اعلام نموده که 25 نفر از کشته شدگان در منطقه جنوبی این منطقه بودند که علیرغم ادعاهای قبلی اسرائیل مبنی بر "مناطق امن" در این منطقه، بار دیگر مورد بمباران قرار گرفته است.

حملات در سراسر قلمرو ساحلی محاصره شده تشدید شده است و تیم‌های امداد برای رسیدن به افرادی که زیر آوار گرفتار آمده اند تلاش می‌کنند.

یک پزشک اطفال فلسطینی در حالی که در حال انجام وظیفه بود، پس از حمله اسرائیل به خانه او در خان یونس، در جنوب نوار غزه، اجساد سوخته شده 9 تن از فرزندان خود را یافت.

دکتر علا النجار، متخصص اطفال در بیمارستان التحریر در مجتمع پزشکی ناصر، که در حال مداوای قربانیان حملات مداوم اسرائیل در سراسر نوار غزه در روز جمعه بود و وقتی فرزندان و شوهرش را به بیمارستان آوردند شوکه شد. بچه بزرگ وی 12 ساله و کوچک ترین ایشان فقط 6 ماه داشت که در بمباران انجام شده از سوی رژیم صهیونی، به شدت سوخته بودند.

اندکی قبل از اعتصاب، نجار به همراه همسرش، حمدی النجار، راهی محل کار شده بود که سپس به خانه بازگشتند.

اندکی بعد، بمباران، رژیم جنایتکار فاشیستی نسل کش به خانه آنها در منطقه قیزان النجار در جنوب خان یونس حمله کرده و 9 نفر از 10 فرزند آنها را کشته و 1 نفر دیگر را زخمی نمودند.

شوهر نجار که جراحات شدیدی را متحمل شده بود در بخش مراقبت‌های ویژه به‌سر می‌برد.

فیلم منتشر شده توسط دفاع مدنی فلسطین نشان می دهد که گروه های امداد در حال بیرون آوردن اجساد کودکان از زیر آوار هستند در حالی که شعله های آتش هنوز خانه این خانواده را فرا گرفته است.

به دلیل فقدان تجهیزات مناسب و مقیاس وسیع تخریب، صدای کمک کنندگان غیرنظامی شنیده می‌شد که به منطقه تخریب شده آمده اند و به دنبال نشانه هایی ازحیات هستند تا شاید بتوانند به افرادی که زیرآوار مانده اند کمک کنند.

تیم های کمک کننده گزارش دادند که 7 جسد فرزندان پزشک نجارکشف و به بیمارستان ناصر که مادرشان در آنجا کار می کند، منتقل کرده اند.

دو نفر دیگر از جمله نوزاد شش ماهه زیر آوار مانده اند.

نجار اصرار داشت که اندکی پس از تولد کوچکترین فرزندش در شش ماه پیش، به سر کار بازگردد و مصمم به درمان کودکان قربانی در میان حملات بی امان و کمبود شدید کادر پزشکی بود.

به گفته جمعیت هلال احمر فلسطین، حداقل 1400 متخصص مراقبت های بهداشتی در حملات اسرائیل از 7 اکتبر 2023 کشته شده اند.

علاوه بر این، حداقل 111 کارمند دفاع مدنی نیز کشته شده اند.

در بیمارستان خان یونس ناصر، عزاداران گریان دور اجساد پوشیده از کفن سفید در بیرون جمع شده اند.

وسام المدحون گفت: «ناگهان یک موشک از هواپیمای F-16 کل خانه را ویران کرد و همه کشته شدگان افراد غیرنظامی بودند - خواهرم، شوهرش و فرزندانشان».

ما آنها را در خیابان پیدا کردیم. این کودک مظلوم بی دفاع با نخست وزیر جانی محکوم شده فراری رژیم تروریستی نسل کش اسرائیل، چه کرده بود که این گونه باید کشته و پرپر شود؟

اسرائیل در 18 مارس تجاوز به غزه را از سر گرفت و به آتش بس دو ماهه پایان داد.

طبق گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت و نهادهای پزشکی در غزه، شمار زیادی از بیماران سرطانی، بیماران خاص، زنان باردار و نوزادان نارس، به دلیل تخریب بیمارستان‌ها بدون دسترسی به درمان رها شده‌اند و بیش از ۱۰هزار بیمار نیز نیازمند انتقال فوری پزشکی به خارج از غزه هستند که به دلیل بسته بودن گذرگاه‌ها ممکن نشده است. همچنین یونیسف و سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده‌اند که ده‌ها کودک تاکنون بر اثر گرسنگی جان باخته‌اند و میلیون‌ها نفر، به‌ویژه کودکان و سالمندان، در شرایط سوءتغذیه شدید به سر می‌برند، در حالی که صدها تُن مواد غذایی و دارویی در مرزها معطل مجوز ورود هستند.

علاوه‌بر این، بر اساس اعلام وزارت بهداشت غزه، شمار شهدای نوار غزه از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) تاکنون به ۵۳هزار و ۴۸۶ نفر و تعداد زخمی‌ها نیز به ۱۵۱هزار و ۳۹۸ نفر رسیده است. در همین ارتباط، نهادهای حقوق بشری و بین‌المللی، بارها نسبت به وقوع نسل‌کشی در غزه هشدار داده‌اند، اما تاکنون اقدام مؤثری برای مهار بحران صورت نگرفته است.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد گفت که فلسطینی ها در حال تحمل "بی رحمانه ترین مرحله" جنگ در غزه هستند، جایی که محاصره طولانی مدت اسرائیل منجر به کمبود گسترده غذا و دارو شده است.

در همین حال، شهرداری شهر غزه روز شنبه نسبت به "بحران بزرگ آب بالقوه" به دلیل کمبود منابع مورد نیاز برای تعمیرات فوری هشدار داد.

این بیانیه می‌گوید خسارات ناشی از جنگ «بیشتر زیرساخت‌های آبی غزه را تحت تأثیر قرار داده و بخش بزرگی از جمعیت را در معرض کمبود شدید آب قرار داده است».

وی افزود که دما در حال افزایش است و انتظار می رود تقاضا افزایش یابد.[1]

غزه، محل زندگی بیش از دو میلیون فلسطینی، در محاصره اسرائیل قرار دارد. محاصره شدید باعث کاهش استانداردهای زندگی و همچنین سطوح بی سابقه بیکاری و فقر بی امان شده است.

رژیم فاسد کودک کش رژیم صهیونی در حال تشدید اقدامات علیه نوار غزه به "محاصره کامل" از جمله ممنوعیت ورود غذا و سوخت تا به امروز ادامه داده است.

گالانت این وزیر گستاخ صهیونیستی بارها و بارها با اشاره به نوار غزه که بیش از حد 2.3 میلیون نفر جمعیت دارد، گفته است: "ما غزه را محاصره کامل می کنیم... بدون برق، بدون غذا، بدون آب، بدون گاز -- همه جا بسته است."

از زمان عملیات غافلگیرانه حماس در روز شنبه 7 اکتبر، هواپیماهای اسرائیلی غزه را هدف قرار داده اند در حالی که نیروهای زمینی آن در تلاش برای بازپس گیری روستاها و شهرهای تحت تسخیر جنگنده های فلسطینی بوده و هستند.

حماس پیشتر گفته است که این عملیات غافلگیرکننده و بی‌سابقه در واکنش به جنایات اسرائیل علیه فلسطینی‌ها در سرزمین‌های اشغالی، محاصره ۱۶ ساله غزه و نقض‌های این رژیم در مسجد الاقصی انجام شده است.

کشتن کودکان فلسطینی؛ تفریح رژیم صهیونیستی

رئیس جانی روان پریش حزب دموکرات رژیم صهیونیستی اعلام کرد،دولت و ارتش رژیم اسرائیل «برای تفریح کودکان فلسطینی را می‌کشند»، یک نماینده سابق کنست(پارلمان این رژیم) گفت نه‌تنها کودکان حتی شیرخواران فلسطینی را هم باید کُشت!

یائیر گولان، ژنرال ذخیره اسرائیلی، پس از سخنان گستاخانه رییس حزب دموکرات رژیم صهیونی مبنی بر کودک کشی و کوچ اجباری ساکنان غزه عکس العمل نشان داده و اعلام موضع نموده و اظهار داشت: «یک دولت عاقل با غیرنظامیان نمی‌جنگد و کودکان را به عنوان سرگرمی نمی‌کشد و اهدافی را بر اساس کوچاندن اجباری ساکنان اتخاذ نمی‌کند... این کابینه پر از افرادی است که هیچ ارتباطی با یهودیت ندارند، این کابینه پر از افراد کینه‌توز و غیراخلاقی است که توانایی اداره کشور در مواقع اضطراری را ندارند و این تهدیدی برای موجودیت ماست.... وزرای دولت فاسد هستند و باید جنگ را پایان دهیم، گروگان‌ها (بخوانید اُسرا) را بازگردانیم و اسرائیل را بازسازی کنیم..... جنگ، تجسم آرزوهای بن‌گویر و اسموتریچ است و اگر به آنها اجازه دهیم به این آرزوها دست یابند، به یک کشور طردشده در جهان تبدیل خواهیم شد.

باید جنگ پایان یابد و گروگان‌ها بازگردند و «اسرائیل» به وضعیت طبیعی خود برگردد.»

یسرائیل کاتس، وزیرجنگ رژیم صهیونیستی در بیانیه‌ای خنده دار اعلام کرد که یائیرگولان «بهتان خونینی را علیه سربازان ارتش اسرائیل با متهم کردن آنها به کشتار کودکان فلسطینی به عنوان یک سرگرمی مطرح کرد».

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی از برکناری این ژنرال در نیروهای ذخیره اسرائیلی، از سمتش در نهاد نظامی خبر داد.

وی افزود: من تصمیم به صدور دستوراتی به ارتش برای عدم فراخوان گولان جهت انجام خدمت ذخیره از حالا به بعد و ممانعت از پوشیدن یونیفرم ارتش یا ورود به پایگاه‌های ارتش اتخاذ کردم.

کاتس گفت: دشمنان اسرائیل از سخنان گولان برای ادامه پیگرد سربازان اسرائیلی در اقصی نقاط جهان و رفتن به دادگاه‌های بین‌المللی علیه آنها به منظور بازداشتشان بهره‌برداری می‌کنند.

وی گفت که اجازه این امر را در هنگام مسئولیتش به عنوان وزیر جنگ نخواهد داد.[2]

اکنون«یائیر گولان»، رئیس حزب دموکرات اسرائیل پس از موجی از انتقادات به خاطر اظهارات جنجالی اخیرش، به نظر تحت فشارها و انتقادات ناگزیرحرف‌هایش را درباره واقعیت متوحش این رژیم پس گرفته است.

البته حتی اگر هم پس گرفته باشد به هیچ وجه واقعیت های پیدا و پنهان ماهیت رژیم صهیونیستی را در این زمینه کم رنگ نمی نماید و این ماهیت پلید پس از عملیات اعجاب انگیز طوفان الاقصی 7 اکتبر 2023 بیشتر عریان گردید و حتی تکذیب«یائیر گولان»، هم کمکی به ترمیم چهره جنایتکار رژیم فاشیستی و تروریستی صهیونی نمی کند و لذا طشت رسوایی این رژیم دست نشانده نیابتی آمریکا از بام فلک افتاده و دیگر ماهیت و هویتش برای جهانیان فاش و آشکار گردیده تا جایی که افکار عمومی مردم جهان در 5 قاره دنیا علیه صهیونیزم بین الملل بپا خاسته و دیگر در این زمینه نه سکوت خواهد کرد و نه از جنایات این باند تبهکار چشم پوشی خواهد نمود.

لازم به ذکر است کانال 7 عبری نیز گزارش داد که در کنست پس از اظهارات یکی از نمایندگان درباره قتل ۲۰۰ فلسطینی در غزه در طی دو روز، مشاجره‌هایی رخ داده است.

یکشنبه: 4 / 03 / 1404- 27 ذی القعده 1446- 25 مه 2025


1- Israel Pounds Gaza With Added Ferocity . Translator and author: Asadollah Afshar. Tehrantimes/ Publish Date : Saturday / 24 May 2025 - 21:44- News ID: 139929.

[2] - برکناری یائیر گولان بعد از سخنانش در مورد کودک کشی در غزه. خبرگزاری ایبسنا: جمعه / ۲ خرداد ۱۴۰۴ / ۱۶:۴۳- کد خبر: 1404030200688.



ارسال توسط افشار

انتقام‌جویی سیاسی ترامپ علیه دانشگاه هاروارد

اسدالله افشار

ترامپ؛ بیان آزادی دردانشگاه، گفتمان مدنی وتنوع دیدگاه را به خاطرحمایت ازرژیم جعلی غاصب نسل کش صهیونی هدف قرار داده است.

دولت ترامپ روز پنجشنبه 15 مه 2025/25 اردیبهشت 1404 به وقت محلی مانع از ثبت‌نام دانشجویان بین‌المللی دانشگاه هاروارد شد و گفت کسانی که در حال حاضر ثبت‌نام کرده‌اند باید به دانشگاه دیگری منتقل شوند یا آمریکا را ترک کنند. دولت ترامپ درخواست کرد که سوابق دانشجویان بین‌المللی دانشگاه هاروارد ظرف ۷۲ ساعت ارائه شود.

کاخ سفید روزپنج‌شنبه اعلام کرد: «پذیرش دانشجویان خارجی یک امتیاز است، نه یک حق.» همچنین رهبری هاروارد را متهم کرد که این دانشگاه بزرگ را به «کانونی برای فعالیت‌های ضدآمریکایی، یهودی‌ستیزانه و حامی تروریسم» تبدیل کرده‌اند.

سخنگوی کاخ سفید، در بیانیه‌ای به سی‌ان‌ان گفت: «رهبران هاروارد بارها از رسیدگی به مشکلات گسترده‌ای که دانشجویان آمریکایی را تحت تأثیر منفی قرار داده، خودداری کرده‌اند و اکنون وقت آن رسیده است که با عواقب این رفتارها روبه‌رو شوند.»

ماه‌هاست که بین مسؤولان دانشگاه هاروارد و دولت ترامپ تنش وجود دارد. دولت از هاروارد خواسته است که برنامه‌های آموزشی، سیاست‌ها، شیوه‌های جذب نیرو و روند پذیرش دانشجو را تغییر دهد تا با یهودی‌ستیزی در دانشگاه مقابله کرده و آنچه را که «اقدامات نژادپرستانه در چارچوب تنوع، برابری و شمول» می‌نامد، حذف کند. دولت به طور خاص روی دانشجویان و کارکنان بین‌المللی متمرکز شده است که به باور آن، در اعتراضات مربوط به جنگ اسرائیل و حماس نقش داشته‌اند.

بر اساس آمار دانشگاه، در سال تحصیلی ۲۰۲۵۲۰۲۴، حدود ۶۸۰۰ دانشجوی بین‌المللی در هاروارد ثبت‌نام کرده‌اند که ۲۷ درصد از کل جمعیت دانشجویی آن را تشکیل می‌دهد.

در سال ۲۰۲۲، شهروندان چینی با تعداد ۱۰۱۶ نفر، بزرگ‌ترین گروه دانشجویان خارجی این دانشگاه بودند. پس از آن، دانشجویانی از کانادا، هند، کره جنوبی، بریتانیا، آلمان، استرالیا، سنگاپور و ژاپن قرار داشتند.[1]

ترامپ از آغاز دور دوم ریاست جمهوری خود، جنگ خود را علیه دانشگاه های نخبه آمریکایی تشدید کرده است و ادعا می کند که این دانشگاه ها یهودی ستیزی و گرایش به ایدئولوژی های خاص را تقویت می کنند.

دولت او هشدار داده است که از اختیارات خود برای کاهش یا مسدود کردن میلیاردها بودجه فدرال به مؤسساتی مانندکلمبیا، نورث وسترن،کرنل و هاروارد استفاده خواهدکرد، اگرآنها آنچه را که به عنوان سیاست‌های پذیرش یا تنوع ضد اسرائیلی و یهودی ‌ستیز پسند ادعا می‌کند، لغو نکنند آزادی علمی آنها را محدود خواهد کرد.

این تلاش گسترده تر با هدف اعمال کنترل سیاسی برآموزش عالی از طریق دستورات اجرایی و فشارهای نظارتی است.

در مقابل این پس‌زمینه، لغو اخیر گواهینامه دانشگاه هاروارد توسط کریستی نوم، وزیرامنیت داخلی برای ثبت‌نام دانشجویان بین‌المللی، تشدید شدیدی را نشان می‌دهد.

این اقدام بی‌سابقه نزدیک به 7000 دانشجوی خارجی را مجبور به انتقال یا خطر از دست دادن وضعیت قانونی خود می‌کند و در پاسخ به مخالفت دانشگاه با سیاست‌های دولت، سیاست‌های مهاجرتی علیه دانشگاه هاروارد را به سلاح تبدیل می‌کند. این اقدام بر تمایل دولت برای استفاده از قدرت فدرال برای سرکوب مخالفان، کنترل بیان سیاسی و اجبار یکنواختی ایدئولوژیک درآموزش عالی تأکید می کند، که قطعا می تواند خطرناک باشد و تبادل آزادی بیان و افکار در کالج ها و دانشگاه های آمریکا را به خطر اندازد.

در هرحال در اتفاقی کم‌سابقه، دولت ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ اقدام به تعلیق ۲.۲ میلیارد دلار بودجه فدرال دانشگاه هاروارد کرده است. همچنین قراردادهایی به ارزش ۶۰ میلیون دلار نیز متوقف شده‌اند. همان گونه که در سطور پیشین بیان گردید؛ علت اعلام شده برای این اقدام، «مقابله با یهودستیزی» و واکنش به اعتراضات دانشجویان این دانشگاه در حمایت از فلسطین است. اما آنچه در ظاهر به نام مبارزه با تبعیض عنوان می‌شود، در واقع اقدامی گسترده برای محدود کردن آزادی بیان و سرکوب صدای منتقدان سیاست‌های اسرائیل به‌شمار می‌آید.

سرکوب: چی شد؟

وزارت امنیت داخلی(DHS) گواهینامه دانشگاه هاروارد را بر اساس برنامه دانشجویی و تبادل بازدیدکنندگان (SEVP) لغو کرده است که به کالج های ایالات متحده اجازه می دهد دانشجویان بین المللی را ثبت نام کنند و مدارک ویزا را صادر کنند. این لغو به این معنی است که هاروارد دیگر نمی‌تواند دانشجویان بین‌المللی جدید بپذیرد و تقریباً 6800 نفری که درحال حاضرثبت نام کرده‌اند- 27 درصد از بدنه دانشجویی آن - باید به مؤسسات معتبر دیگری منتقل شوند یا در خطر از دست دادن وضعیت قانونی خود در ایالات متحده هستند.

دولت این اقدام بی‌سابقه را با متهم کردن هاروارد به ایجاد یک محیط دانشگاهی ناامن که با خشونت، یهودستیزی و همکاری با حزب کمونیست چین مشخص شده است، توجیه کرد.

کریستی نوم، وزیر امنیت داخلی آمریکا، اظهار داشت که هاروارد فرصت کافی برای اجابت خواسته‌های مربوط به سوابق گسترده دانشجویان، از جمله پرونده‌های انضباطی و داده‌های نظارتی بر اعتراضات را دارد، اما نپذیرفت. او ثبت‌نام دانشجویان بین‌المللی را به عنوان یک «امتیاز» توصیف کرد و مدعی شد که هاروارد از این دانشجویان برای دریافت شهریه و وقف بهره‌برداری کرده است.

پاسخ هاروارد: غیرقانونی و تلافی جویانه

هاروارد به سرعت این تصمیم را غیرقانونی و تلافی جویانه دانسته و محکوم کرد و بر تعهد خود به حمایت از دانشجویان و دانش پژوهان بین المللی از بیش از 140 کشور جهان که هم دانشگاه و هم آمریکا را غنی می کنند، تأکید کرد. سخنگوی دانشگاه جیسون نیوتن این اقدام را "تهدیدی جدی برای جامعه هاروارد و ملت ما" توصیف کرد که ماموریت‌های دانشگاهی و تحقیقاتی دانشگاه را تضعیف می‌کند.

دانشگاه قبلاً به دلیل اقدامات تنبیهی دیگری مانند تلاش برای تغییر پذیرش، استخدام و سیاست های برنامه درسی از سوی دانشگاه؛ از دولت شکایت کرده است. از آنجایی که هاروارد برای بازیابی توانایی خود برای پذیرش دانشجویان بین‌المللی مبارزه می‌کند، پیش‌بینی می‌شود این اقدام اخیر چالش‌های قانونی بیشتری را ایجاد کند.

حمله با انگیزه سیاسی به آزادی دانشگاهی

این سرکوب یک حادثه تنها نیست، بلکه بخشی از الگوی گسترده‌تر انتقام‌جویی سیاسی توسط دولت ترامپ علیه هاروارد است، که به دلیل امتناع از تسلیم در برابر خواسته‌ها برای سانسور اعتراض‌ها علیه جنگ اسرائیل در غزه، حذف تنوع، برابری، و ابتکار عمل (DEI) و تسلیم شدن در برابر مداخله‌گرانه، یک هدف نهادی قابل مشاهده می باشد.

به نظر می رسد اتهامات دولت مبنی بر یهودستیزی و سیاست های "نژادپرستانه" DEI بهانه ای برای توجیه یک کمپین تنبیهی با هدف کنترل استقلال و جهت گیری ایدئولوژیک دانشگاه باشد.

استفاده دولت از قانون مهاجرت و قدرت نظارتی به عنوان یک سلاح، آزادی آکادمیک را به خطر می اندازد، که حق اساسی دانشگاه ها برای خودمختاری و ترویج تبادل آزاد، متنوع و آزاد از نظر سیاسی است.

دموکراسی در ایالت متحده آمریکا به چالش کشیده شده است

مارک لوین، استاد تاریخ و مدیر برنامه مطالعات جهانی خاورمیانه در UC Irvine [2]در خصوص جنگ علیه دانشگاه هاروارد -که مسبوق به سابقه می باشد و درسال 1402 هم اتفاق افتاده است- می گوید: دموکراسی در ایالات متحده - درست همانطور که بنیانگذاران نظریه انتقادی پیش بینی کردند به چالش کشیده شده است و اکنون فقط این فلسطینی‌ها شهدای تمدن و نماد‌ ایستادگی هستند، که بقای آن‌ها به عنوان یک جامعه ملی در سرزمین خود، بیش از هر درگیری معاصر دیگری، شایسته توجه و پرداختن به مشکلات فزاینده حل نشدنی پیش روی بشریت هستند.

منتقدان استعفای اجباری رئیس دانشگاه هاورارد به اتهام یهود ستیزی، حتی در مواردی که شیوه‌های استناد او را بیان می کنند، به نژاد او اشاره می‌کنند. حمایت از سیاست‌های تنوع، برابری و شمول (DEI)؛ و عمدتاً، پاسخ بیش از حد حقوقدانانه او به سؤالاتی در مورد "دعوت برای نسل کشی یهودیان" در طول جلسه استماع بدنام کنگره در ۵ دسامبر در مورد انجام اقدامات یهودی ستیزانه در محوطه دانشگاه به عنوان دلایل خروج او عنوان شده است. اما قبل از اینکه او پاسخ خود را به سئوال «الیز استفانیک» نماینده کنگره در مورد اینکه آیا فراخوان برای نسل کشی در محوطه دانشگاه به عنوان سخنان نفرت انگیز تلقی می‌شود، نادیده گرفته شود، او محکوم به فنا بود.

این استاد دانشگاه تأکید می کند؛ بزدلی اخلاقی رئیس دانشگاه هاروارد در مواجهه با سازماندهی دروغ‌ناپذیر نماینده کنگره در جلسه استماع برای مسئله نسل‌کشی، نه تنها مناسب نبودن او برای راهبری برترین دانشگاه تحقیقاتی جهان، بلکه پوسیدگی عمیق‌ فکری و سیاسی در بالاترین رده‌های دانشگاهی آمریکا را نیز آشکار کرد. چرا که این نماینده مجلس مدعی شد که معترضان صرفا با سردادن عبارات «جهانی کردن انتفاضه فلسطین» در واقع خواستار «خشونت علیه غیرنظامیان و نسل کشی یهودیان» هستند.

نماینده کنگره آمریکا در جلسه استماع رئیس دانشگاه هاروارد، با وقاحت از تاکتیک فاشیستی که اخیرا توسط دونالد ترامپ احیا شده بود یعنی «دروغ بزرگ» استفاده می‌کرد و این حیله بهتر از این نمی‌توانست کار کند. لیز ماگیل، رئیس دانشگاه پنسیلوانیا هم که در موقعیت مشابهی بود در برابر ادعا‌های ساختگی این نماینده در مورد یهودستیزی زانو خم کرد.

رئیس دانشگاه هاروارد ممکن است در استناد دروغ بودن ادعای یهود ستیزی به همکارانش مشکل داشته باشد، اما غیرقابل تصور است که رئیس هاروارد آنقدر نادان و ناآگاه باشد که باور کند این دو عبارت مساوی با فراخوانی برای نسل کشی است. اما عجله او برای دور کردن اتهام نژادپرستانه نماینده کنگره به «شخصی‌ترین» شکل ممکن، هم نشان‌دهنده انکار کامل آن چیزی بود که او و همکارانش باید بدانند که هم واقعیت و هم نشان‌دهنده نوع هجوم رهبران دانشگاهی به مقامات دولتی است که مشخصه نظام‌های توتالیتر هستند، نه دموکراسی‌های فعال.

اگر زمانی وجود داشت که تمامیت تحصیلی چهره خود را نشان دهد و نقطه عطفی در مبارزه با تبلیغات فاشیستی در سالن‌های کنگره باشد زمان جلسه استماع این دو رئیس دانشگاه بود.[3]

با حکم دادگاه اقدام دولت ترامپ علیه دانشگاه هاروارد متوقف شد

لغوگواهینامه هاروارد تحت SEVP توسط دولت ترامپ، هشداری دلخراش به دانشگاه‌های سراسرکشور می‌فرستد: عدم رعایت خواسته‌های دولت با انگیزه سیاسی ممکن است منجر به عواقب شدیدی شود.

از نظر قانونی، اختیارات دولت توسط روند قانونی و قوانین اداری محدود شده است و دادگاه‌ها اخیراً جلوی نفوذ اجرایی مشابه را گرفته‌اند. هاروارد این لغو را غیرقانونی خوانده و آن را در دادگاه به چالش کشید.

هاروارد اعلام کرد که ممنوعیت ثبت نام و پذیرش دانشجویان خارجی، تلافی دولت ترامپ به دلیل مخالفت با تلاش‌هایش برای اعمال کنترل بر دانشگاه‌های عالی این کشوراست.

آلن گاربر، رئیس دانشگاه هاروارد در بیانیه‌ای گفت: «این لغو مجوز، ادامه‌ مجموعه‌ای از اقدامات دولت برای تلافی‌ مخالفت دانشگاه هاروارد با سیاست های آن و عدم تسلیم استقلال دانشگاهی‌مان و تسلیم شدن در برابر ادعای غیرقانونی دولت فدرال مبنی بر کنترل بر برنامه‌ی درسی، اعضای هیئت علمی و دانشجویانمان است.»

دانشگاه هاروارد تنها چند ساعت پیش از صدور این حکم، علیه اقدام دولت آمریکا در دادگاه فدرال شکایت کرده بود. در این شکایت، دولت دونالد ترامپ متهم شد که قصد دارد با اقدامی "غیرقانونی و تلافی‌جویانه"، این دانشگاه را تحت فشار قرار دهد. با این حال، تصمیم قاضی نخستین گام در یک دعوای حقوقی طولانی مدت خواهد بود و هنوز حکم نهایی صادر نشده است.

قاضی الیسون دی. بوروگز به این نتیجه رسیده که دانشگاه هاروارد توانسته ثابت کند دستور دولت، صدمه‌ای فوری و جبران‌ناپذیر" به این دانشگاه وارد می‌کند و این موضوع در متن حکم آمده است. [4]

تحلیلگران و رسانه های آمریکایی می گویند: حکم سریع قاضی آلیسون دی باروز، ضربه دیگری به تلاش‌های رئیس جمهوری آمریکا برای تضعیف این دانشگاه عالی است.

تارنمای اکسیوس هم گزارش داد: دستور ممنوعیت موقت حداقل تا زمان جلسه رسیدگی به وضعیت این پرونده، پابرجا خواهد ماند. باروز و هاروارد معتقدند که اجازه دادن به اجرای این ممنوعیت در حالی که پرونده در حال رسیدگی است، می‌تواند "آسیب فوری و جبران‌ناپذیری" به دانشگاه وارد کند.[5]

از نظر سیاسی، این اقدام، اجبار مهاجرت را برای تحمیل انطباق ایدئولوژیک، دو قطبی شدن عمیق تر، و تهدید کننده هنجارهای دموکراتیک و استقلال آکادمیک به کار می گیرد.

این تصمیم می‌تواند بیش از یک‌چهارم جمعیت دانشجویی هاروارد را که شامل تعداد زیادی دانشجوی بین‌المللی است، تحت تاثیر قرار دهد؛ تصمیمی که باعث نگرانی و سردرگمی گسترده میان این دانشجویان شده است. استادان هشدار داده‌اند که خروج دسته‌جمعی دانشجویان خارجی می‌تواند قدرت علمی این دانشگاه را تضعیف کند؛ آن هم در شرایطی که هاروارد همچنان درگیر جدال با دولت برای حفظ استقلال ایدئولوژیک خود است.

پیامدهای گسترده اقدام ترامپ در جنگِ با دانشگاه هاروارد

پیامدهای گسترده تری در خصوص اقدام ترامپ -در جنگ با دانشگاه هاروارد- برای آموزش عالی ایالات متحده متصور است که هزینه آن سنگین و غیر قابل باور و غیر قابل جبران می باشد. این سرکوب باعث می شود دانشجویان بین المللی که برای تنوع فکری، نوآوری و رقابت جهانی آمریکا در علم، فناوری و فرهنگ حیاتی هستند، آمریکا را از رشد و پیشرفت علمی بازدارد. این سیاسی شدن؛ سیاست های مهاجرت و آموزش زندگی هزاران نفر را مختل می کند و به شهرت دانشگاه های ایالات متحده در سراسر جهان لطمه می زند.

بدنه دانشجویان بین المللی در هاروارد برای ارتقای نوآوری و تعالی دانشگاهی بسیار مهم هستند. اقدامات تنبیهی دولت تجاوزی خطرناک است که اصول دموکراتیک و استقلال آموزشی را تهدید می کند.

مبارزه برای حفظ هاروارد فقط دفاع ازدانشگاه نیست. همچنین در مورد دفاع از آزادی دانشگاهی و موقعیت ایالات متحده، به عنوان چراغ راه است. [6]

اقدامات دولت ترامپ در تعلیق بودجه فدرال دانشگاه هاروارد نگرانی‌هایی درباره آزادی آکادمیک و حقوق بشر در آمریکا ایجاد کرده و نشان‌دهنده آسیب‌پذیری آن‌هاست.

این اقدامات ترامپ و دولت وی؛

1- با اصول آزادی آکادمیک و متمم اول قانون اساسی آمریکا در تضاد است.

2- تهدیدی برای سلامت علمی، امنیت اقتصادی و نوآوری کشور آمریکا محسوب می‌شود.

3- نقض آشکار حقوق بشر می باشد.

4- دخالت در امور داخلی دانشگاه‌ها در حقیقت گامی به سوی دیکتاتوری علمی تلقی می شود.

5- مبین تناقضات آشکار در سیاست خارجی و داخلی آمریکا می باشدکه پرده از دوگانگی رفتار آمریکا در قبال حقوق بشر برمی‌دارد.

6- نگرانی عمیقی در محافل آکادمیک آمریکا ایجاد کرده و نشان می‌دهد که آزادی آکادمیک و حقوق بشر در خود آمریکا نیز آسیب‌پذیرتر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

7- آنچه امروز در آمریکا علیه دانشگاه هاروارد می‌گذرد، فقط یک ماجرای بودجه یا دعوای سیاسی نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از نفاق ساختاری در سیاست‌های حقوق بشری غرب به‌ویژه ایالات متحده است.

8- واضح و مشخص است آنچه ترامپ و حامیان صهیونیست وی تحمل نمی‌کنند، نه نفرت قومی، بلکه حقیقت است. حقیقت جنایتی به نام اشغال، تبعیض، کشتار و آپارتاید نوین و مدرن تعریف شده استکبار غربی.

9-در ماجرای مورد بحث؛ دوگانگی غرب کاملا عیان‌تر از همیشه است و لخت و عریان هویدا گشته است و متاسفانه سکوت شرم آور رسانه های امروز جهانی و غربی، مایه تأسف و خجالت آوراست.[7]

10- اقدامات این چنینی ترامپ؛ قطعا خطر نهادینه شدن سانسور در آمریکا را در پی خواهد داشت.[8]

جان کلام این که؛ ورود ترامپ و دولت وی در جنگ با دانشگاه هاروارد و چه بسا در آینده با دانشگاه های دیگر آمریکا؛ اقتدار تلقی نمی شود بلکه نشانه ترس از حقیقت و آزادی‌ است و آنان می ترسند که فردا پرده ها بالا زده شود و نسل جدید دانشگاهی آزاداندیش جهانی، حقایق را دریابد- چنانچه امروز دریافته است- ودموکراسی خاورمیانه را آنگونه که خود می خواهد- و نه قدرت های شیطانی استکباری- بانمادهای علم، فرهنگ و تفکر مستقل، رقم خواهد زد تا از مظلوم درهرنقطه از جهان که مورد ظلم و تجاوز و اشغالگری قرار گرفته است بتواند دفاع کند و صدای رسای مظلوم باشد.

شنبه: 3 / 03 / 1404- 26 ذی القعده 1446- 24 مه 2025


[1] - سرکوب دانشگاه هاروارد از سوی دولت ترامپ. خبرگزاری مهر: جمعه ۲ خرداد ۱۴۰۴/ ۳:۱۷ - کد خبر:6476200 .

[2] - آخرین کتاب او ما می‌نوازیم تا بمیریم: سفر‌هایی در طول یک دهه موسیقی انقلابی در جهان اسلام است که شهرت زیادی را برای نویسنده آن به همراه آورده است.

[3] - استاد دانشگاه آمریکایی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان.

[4] - سایت تحلیلی خبری ایران: جمعه 2 خرداد ماه 1404 / ۲۲:۴۰- کد خبر ۱۰۶۲۵۰۲.

[5] - پیروزی دانشگاه هاروارد؛ممانعت قاضی از اجرای دستور دولت ترامپ درباره دانشجویان خارجی.خبرگزاری ایرنا: جمعه خرداد ۱۴۰۴/ ۲۰:۳۰ - کد خبر: 85841496.

6- Dadjoo. Sahar. Trump’s war on Harvard. Translator and author: Asadollah Afshar. Tehrantimes/ Friday: May 23, 2025 - 20:14

[7] - اگر حتی یک سخنرانی در یکی از دانشگاه‌های ایران با رویکردی به ظاهر محدودکننده برگزار شود، آن‌وقت رسانه‌های غربی بلافاصله با تیترهایی چون «نقض آزادی آکادمیک در ایران» یا «سرکوب دانشجویان معترض» جهان را پر می‌کنند. اما همین رسانه‌ها امروز سکوتی خجالت‌آور در برابر نقض فاحش حقوق دانشگاهی در آمریکا دارند. نه بی‌بی‌سی، نه سی‌ان‌ان، نه نیویورک‌تایمز و نه گاردین، هیچ‌کدام تیتر اولشان هاروارد نیست. هیچ‌کدام نمی‌پرسند چگونه ممکن است بودجه یک دانشگاه فقط به‌خاطر دیدگاه سیاسی دانشجویانش قطع شود. و این همان استاندارد دوگانه‌ای است که مردم منطقه، ملت‌های مستقل و حتی بسیاری از آزاداندیشان غربی از آن خسته شده‌اند. استانداردی که در آن سرکوب معترض فلسطینی در آمریکا «دفاع از امنیت» است. اما برگزاری نشست علمی در تهران، «نقض آزادی بیان» تلقی می‌شود. استانداردی که طبق آن خشونت اسرائیل در غزه «دفاع مشروع» است. اما صدای یک دانشجو در حمایت از مردم غزه «نفرت‌پراکنی» می‌شود.(هاروارد؛ دموکراسی از نوع آمریکایی! خبرگزاری مهر: شنبه 30 فروردین ۱۴۰۴/ ۱۱:۴۳ - کد خبر 6439641 )

[8] - هاروارد؛ دموکراسی از نوع آمریکایی! خبرگزاری مهر: شنبه 30 فروردین ۱۴۰۴/ ۱۱:۴۳ - کد خبر 6439641



ارسال توسط افشار

اسلایدر