عناصرکلیدی مورد نیاز ایران در توافق بالقوه هسته ای
اسدالله افشار
توافق هستهای ایران که رسماً به عنوان برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) شناخته میشود، عمدتاً بر محدود کردن برنامه هستهای ایران در ازای لغو تحریمها متمرکز بود. یکی از عناصر اصلی توافق، این انتظار بود که ایران از لغو تحریمها که هدف آن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بود، از نظر اقتصادی منتفع شود. در حالی که تاثیر اولیه این توافق باعث تقویت اقتصاد ایران، به ویژه در صادرات نفت بود، خروج ایالات متحده در سال 2018 و اعمال مجدد تحریم ها به طور قابل توجهی مانع از این دستاوردها شد.
در حالی که تلاشهای دیپلماتیک برای احیای توافق هستهای بین ایران و قدرتهای جهانی بار دیگر شتاب گرفته است، بیشتر تمرکز بینالمللی بر آنچه ایران باید انجام دهد ازجمله؛ تعهدات هستهای، انجام بازرسی های نامحدود، محدودیتهای غنیسازی و رفتار منطقهای متمرکز است.
با این حال، آنچه آشکارا در بسیاری از این بحث ها غایب است و عمدا چشم پوشی شده است، گفتگوی به همان اندازه سختگیرانه در مورد آنچه که ایالات متحده در ازای آن موظف است ارائه دهد، می باشد.
نقض عهد و پیمان ایالات متحده در پایبندی به تعهدات خود در قبال توافق هسته ای 2015 – به ویژه خروج یکجانبه از توافق در سال 2018 توسط دونالد ترامپ در اولین دوره ریاست جمهوری خود، پیامدهای گسترده ای داشته است. این نه تنها خود معامله را تضعیف کرد، بلکه اعتماد لازم برای معنادار یا پایدار بودن هر توافق آینده را نیز از بین برد.
اگر قرار است توافق هسته ای جدیدی حاصل شود، انتظارات ایران باید نه به عنوان شرایط ثانویه، بلکه به عنوان اجزای اصلی توافق مورد توجه قرار گیرد. در قلب موضع ایران یک خواسته غیرقابل مذاکره نهفته است: لغو مؤثرتحریم ها، قابل راستیآزمایی و غیرقابل برگشت بودن تحریمها و پذیرش و به رسمیت شناختن غنی سازی ایران می باشد که از همان اول ایران بر آن در مذاکرات اصرار داشته و از آن هم کوتاه نیآمده و عدول ننموده است. مسلما آمریکا بداند دوره تهدید و قلدری تمام شده است و تا حقوق ایران را در همه زمینه های صلح آمیز هسته ای به رسمیت نشناسد و تا از عناد و لجبازی گستاخانه و هوچی گرانه خود دست برندارد بداند توافق واقعی نمی تواند وجود داشته باشد و شکل واقعی نیز این توافق به خود نخواهد گرفت لذا به تعبیر مقام معظم رهبری ترامپ و نماینده ویژه ایشان در امر مذاکره پای خود را به اندازه گلیم خود دراز کنند و از یاوه سرایی و غلط های زیادی در این خصوص اجتناب ورزند.
رفع تحریم های هسته ای و غیر هسته ای؛ خواست دولت و ملت ایران
برنامه هسته ای ایران همیشه با مسئله تحریم ها مرتبط بوده است، و بیش از آن که این تحریم ها با نگاه به موضوعات فنی برنامه هسته ای ایران مرتبط باشد بیشتر با جنبه های سیاسی گره خورده است تا ایران را از مواضع درست سیاست های منطقه ای و بین المللی اش بازدارند و تسلیم شرایط از پیش تعریف شده خود نمایند. برای ایران، برجام فقط یک توافق هسته ای نبود بلکه یک گشایش اقتصادی بود. ایران موافقت کرد که توانایی های هسته ای خود را در ازای رهایی از تحریم های فلج کننده ایالات متحده و بین المللی محدود کند. اما این همراهی خود اختیار با حسن نیت ایران، حتی قبل از خروج دولت ترامپ هم هرگز به طور کامل محقق نشد.
یکی از درسهای کلیدی که ایران از تجربه برجام گرفته این است که وعدههای مبهم برای رفع تحریمها کافی نیست. بانکها و کسبوکارهای ایرانی به دلیل حضور پایدار تحریمهای ثانویه آمریکا همچنان با موانع جدی مواجه می باشند. بدتر از آن، تصمیم دولت ترامپ برای کناره گیری از توافق نشان داد که چگونه می توان چنین تعهداتی را بدون هیچ هزینه ای به راحتی لغو کرد. اما در دوره جدید مذاکرات که در عمان و ایتالیا برگزار شده است، این بار ایران بیش از ضمانت نامه های کاغذی می خواهد و باید این نکته مهم جدی گرفته شود تا مذاکرات از سایه تهدیدات قلدرمابانه استکباری و رسانه های امپریالیستی خارج شود تا این امر مهم به نتیجه منتج گردد. ایران زیر بار تهدید و زور نمی رود و تحت هیچ شرایطی از حقوق و منافع ملی خود کوتاه نخواهد آمد.
به گفته کارشناسان اقتصادی (مجید شاکری، کارشناس اقتصادی) ، بحثهای کنونی عمدتاً بر آنچه که ایالات متحده انتظار دارد - یعنی محدودیت برنامه هستهای ایران - متمرکز است و در عین حال آنچه ایران در ازای آن باید به دست آورد، کاملاً نادیده گرفته شده است.
این کارشناسان می گویند؛ بحثهای زیادی در مورد اینکه چگونه یک توافق نسبتاً باثبات یا منطقی بین ایران و ایالات متحده ممکن است به نظر برسد، وجود دارد. اما تقریباً همه آنها بر دستاوردهای مورد انتظار طرف آمریکایی، مانند محدودکردن فعالیتهای هستهای ایران تحت نامهای مختلف مانند تعلیق موقت یا کنسرسیومهای بینالمللی متمرکز است. با این حال هیچ چیزی در مورد آنچه که ایران باید به دست آورد، گفته نشده است.
کارشناسان استدلال میکنندکه صرفاً اجتناب ازدرگیری نظامی، منافع درخور توجه ای برای ایران به ارمغان نمی آورد. اگر واشنگتن واقعاً می خواست از کمپین های نظامی برای محدود کردن برنامه ایران استفاده کند، لحظه ای منتظر و معطل نمی ماند و قطعا اقدام می کرد اما ترس از عواقب این دیوانگی فعلا ترامپ و دولت افراطیش را در این خصوص، متوقف داشته است. بنابراین، عقل سلیم حکم می کند که یک توافق پایدار باید بازده اقتصادی، سیاسی، امنیتی و تجاری- بازرگانی خوب با قابلیت های ویژه برای حقوق و منافع ملی ایران داشته باشد.
از رفع تحریم ها تا سود اقتصادی ملموس
کارشناسان اقتصادی مدعی هستند که ایران باید تمرکز خودرا از«کم کردن تحریمها»صرف به سود اقتصادی یا به قول خودشان «سود قابل اندازهگیری» تغییر دهد. آنان دراین خصوص این چنین توضیح می دهند:
تحریمها تنها یکی از ابزارهای متعددی است که برای فشار بر ایران استفاده میشود. ایالات متحده همچنین از تعرفهها، کنترلهای ثبت اختراع، و رتبهبندی ریسک مالی استفاده میکند که هیچکدام تحت چارچوب تحریمهای معمول قرار نمیگیرند. بنابراین، تمرکز صرفاً بر «کاهش تحریمها» اشتباه است.
آنان میگویند در عوض، تیم مذاکرهکننده ایران باید در ازای درخواستهای هستهای قابل سنجش ایالات متحده، بازده اقتصادی قابل اندازهگیری را مطالبه کند. اگر آمریکاییها خواهان محدودیتهای قابل راستی آزمایی با نظارت آژانس و حتی ناظران مستقیم مرتبط با آمریکا هستند، ایران باید به دنبال منافع اقتصادی قابل تأیید باشد که توسط نهادهای خود مانند بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارای نظارت میشود.
شاکری معتقد است که یک محور استراتژیک می تواند به نفع هر دو طرف باشد. ایران و آمریکا به جای تبادل نقاط قوت، میتوانند در معاملاتی شرکت کنند که ضعفهای یکدیگر را جبران کند.»
این کارشناسان خاطرنشان میکنند که ایران برای رشد صنعتی به کالاهای سرمایهای نیاز دارد، در حالی که ایالات متحده، بهویژه تحت دولت دوم ترامپ، در بحبوحه فشاراوپک پلاس و افزایش تولید روسیه و عربستان سعودی، به دنبال راههایی برای حفظ سلطه انرژی خود خواهد بود.
آنان میگویند: این نیازهای مکمل، زمینه مناسبی را برای راهحلهای برد-برد فراهم میکند که لزوماً مستلزم امتیازات سیاسی یا تحقیر دیپلماتیک نیست.
همچنین تاکید می نمایند که هرگونه ترتیبات پایدار باید از پیوند با کشورهای منطقه اجتناب کندو در عوض؛ مستقیم، متقابل و بر نیازهای اصلی طرفین باشد.
غنی سازی، استقلال و مسیر پیش رو
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران روز شنبه 10 خرداد ماه در زیارت مرقد امام خمینی (ره) بار دیگر تأکید کرد که حق ایران برای غنی سازی اورانیوم ناشی از یک اصل اساسی است: مقاومت در برابر سلطه بیگانگان.
وی گفت: درباره غنیسازی بهعنوان یکی از ضرورتهای کشور حرفهای زیادی برای گفتن وجود دارد، اما بهطور اساسیتر، اصل راهنمای ما در این مذاکرات، نفی سلطه است.
عراقچی پس از پنجمین دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در رم، این نشست را «یکی از حرفهایترین دورهایی که تا به حال داشتهایم» خواند و تأکید کرد که مواضع «کاملاً روشن» ایران بهطور قاطع اعلام شده است.
محمد اسلامی رئیسجمهور هستهای ایران نیز بهطور جداگانه تأکید کرد که مسیر هستهای ایران بر اساس منافع ملی است نه دیکتههای خارجی.
برای ایران، هر توافق هسته ای باید بیش از یک ژست و نمایش دیپلماتیکی باشد؛ و این مهم باید به عنوان یک توافق اقتصادی الزام آور عمل کند که مزایای قابل اندازه گیری و محافظت شده را به همراه داشته باشد. مقامات ایرانی در این دیدگاه متحد هستند که برنامه هستهای را نمیتوان به عنوان یک ابزار چانهزنی بدون دستاوردهای تضمین شده و ملموس استفاده کرد.
و این دستاوردها باید از سوءاستفاده های سیاسی دولتهای آینده ایالات متحده محافظت شود.
راه رسیدن به یک توافق پایدار نه تنها از طریق سالن های سانتریفیوژ و چک لیست های بازرسی، بلکه از طریق بنادر، بانک ها و چارچوب های اقتصادی نیز می گذرد. تنها زمانی که هر دو طرف متعهد باشند – و منتفع شوند – میتواند واقعاً قابل اجرا باشد.[1]
از نگاه وزیر محترم امور خارجه کشورمان؛ هرگونه توافق هسته ای احتمالی بین تهران و واشنگتن باید بر اساس حفظ منافع اقتصادی ایران در کنار یک مکانیسم نظارتی و راستی آزمایی قوی برای تضمین ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران باشد. تنها چنین رویکردی می تواند اعتماد بلندمدت بین دو طرف ایجاد کند. موضوع مذاکرات باید صرفا بر رفع تحریم ها و موضوع هسته ای متمرکز شود.
در پایان، توافق هستهای ایران در ابتدا نوید منافع اقتصادی قابل توجهی را برای ایران داشت، اما خروج ایالات متحده و تحریمهای مجدد به طور قابل توجهی این چشم اندازها را مختل کرده است. در حالی که تأثیر این توافق بر اقتصاد ایران پیچیده و چند وجهی است، چالشهای جاری نیاز به اصلاحات جامع و محیط سیاسی و اقتصادی باثباتتر را برای باز کردن پتانسیل کامل اقتصادی ایران نشان میدهد. بنابراین یک توافق جامع میتواند ثبات و توسعه اقتصادی را به همراه داشته باشد، و لذا اگر چنین امری در مذاکرات اخیرهسته ای تحقق یابد و در راستای منافع ملی ایران باشد خوب و مفید است و ایران هم استقبال می کند اما باتوجه به مواضع متناقض ترامپ و ویتکاف در زمان مذاکرات که با تهدید و ارعاب، خط و نشان کشیدن ها، زیاده خواهی ها و یاوه گویی ها همراه بوده و موجب تزلزل مذاکرات گردیده، بعید است این مذاکرات از سوی آمریکا به سرانجامی مثبت منتهی گردد اما دنیا می داند که جمهوری اسلامی ایران با صداقت بهدنبال راهحل دیپلماتیکی است که منافع همه طرفها را تأمین کند و باز دنیا می داند «تفاهم سیاسی»است که میتواند زمینه ساز یک توافق جامعتر هستهای شود و به تعبیر زیبا و رسای دکتر عراقچی؛ مسیر توافق از میز مذاکره میگذرد، نه از طریق هوچی گری دستگاه های تبلیغاتی و رسانه ای استکباری غرب».
یکشنبه: 11 / 03 / 1404 – 5 ذی الحجه 1446- 1ژوئن 2025
1- Zarfam. Soheila. Key Elements Iran Needs in a Potential Agreement. Translator and author: Asadollah. Afshar. Tehrantimes/ Publish Date : Saturday / May 31, 2025 - 22:36

