گزینه نتانیاهو؛ فروپاشی کابینه یا فروپاشی تل آویو؟

اسدالله افشار

ده‌ها هزار اسرائیلی مخالف اصلاحات قضایی مورد درخواست نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو در اورشلیم، روز شنبه31 تیر ماه سال جاری( 22 جولای 2023) در حالی که فشارها بر دولت راست‌گرای او برای لغو لایحه‌ای که اختیارات دیوان عالی را محدود می‌کند، راهپیمایی کردند.

حضور گسترده معترضان با حمل پرچم‌های اسرائیل از بزرگراه پرپیچ ‌وخم به سمت اورشلیم در زیر آفتاب سوزان تابستانی با صدای کوبیدن طبل و شعارها و هلهله‌های ضد دولتی فضا را درهم شکسته و دنیا را متوجه خود ساختند.

تلاش دولت برای تغییر و اصلاح معنادار قوه قضائیه اسرائیل از سوی نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو، این کشور را نه تنها در یکی از بدترین بحران‌های سیاسی خود قرار داده بلکه اعتراضات سراسری را برانگیخته، اقتصاد را تخریب کرده و باعث نگرانی متحدان غربی این رژیم خودکامه غاصبِ اشغالگر شده است.

معترضان روزها در میان موج گرما راهپیمایی می کنند، شبانه در خارج از خانه کمپ می زنند و با مردم محلی که غذا و نوشیدنی ارائه می دهند، ملاقات می نمایند و تعداد آنها با رسیدن به دروازه های شهر، در تجمعی بی سابقه با منظره ای که تا کنون نظیرش در سرزمین های اشغالی دیده نشده است افزایش می یابد.

معترضان قصد دارند قبل از گفت و گوهای روز یکشنبه و رأی گیری بعدی در مورد این لایحه در خارج از پارلمان تجمع کنند، تا بتوانند با این تجمع بموقع، اختیارات دیوان عالی را برای لغو تصمیمات «غیر معقول» دولت یا وزیران محدود کنند.

ائتلاف مذهبی-ملی گرای نتانیاهو می گوید که این لایحه برای ایجاد تعادل بین شاخه های قدرت لازم است، زیرا دادگاه بیش از حد مداخله گر شده است!

منتقدان می گویند که این اصلاحیه با عجله در پارلمان مطرح و به رأی گذاشته شد و از نکات منفی بارز آن این است که راه را برای فساد و سوء استفاده از قدرت باز خواهد کرد.

نظرسنجی ها حاکی از وجود تردیدهای گسترده در میان اسرائیلی ها است. واشنگتن از نتانیاهو خواسته است تا به دنبال اجماع در مورد هر گونه تغییر قضایی باشد. آمریکاییان می گویند دولت نتانیاهو باید قوه قضاییه اسرائیل را مستقل نگه دارد.

این بحران حتی اختلافاتی را در داخل ارتش اسرائیل به وجود آورده و این امر نیز موجبات از هم گسیختگی در جامعه را رقم زده است. در هرحال این بحران چند ماهه اخیر جامعه صهیونیستی را سرخورده، سرشکسته کرده و در آستانه جنگ داخلی قرار داده است.

ده ها تن از مقامات امنیتی سابق، از جمله روسای ارتش، پلیس و موساد ، که برخی از آنها تحت امر نتانیاهو خدمت می کردند ، روز شنبه نامه ای آزاد به نخست وزیر منتشر کردند و از وی خواستند که رأی را متوقف کند و به جای آن مذاکره را انجام دهد تا بحران و تنش ها در این خصوص کاهش یابد و امور به مجرای اصلی قانونی خود باز گردد.

در این نامه آمده است: "این قانون در حال نابود کردن مواردی است که توسط جامعه اسرائیل به اشتراک گذاشته شده است به گونه ای که؛ نه تنها وحدت مردم اسرائیل را از هم پاشیده بلکه از سوی دیگر نیروهای دفاعی اسرائیل( IDF ) را در آستانه تجزیه قرار داده که قطعا این امر می تواند ضربات مهلکی را به امنیت اسرائیل وارد کند."

نتانیاهو به دلیل فساد که خود انکار می کند، محاکمه شده است. او با پیشینه سوء و جانی بودنش گفته است که در تلاش است تا توافق های گسترده ای را با احزاب مخالف برای ایجاد مصالحه انجام دهد. [1]

افشای گفت‌وگوی بایدن و نتانیاهو در نیویورک‌تایمز

پایگاه خبری صهیونیستی«وای‌نت» با انتشار گزارشی، جزئیات جدیدی از تماس تلفنی «جو بایدن» رئیس‌جمهور آمریکا با «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم اشغالگر را منتشر کرد. «توماس فریدمن» روزنامه‌نگار آمریکایی، ضمن فاش کردن جزئیات جدیدی از گفت‌وگوی بایدن و نتانیاهو در نیویورک‌تایمز می‌نویسد: رئیس‌جمهور آمریکا به نتانیاهو گفته که «لطفا از تلاش برای تسریع کودتای قانونی خود دست بردار. اول‌ازهمه، باید اجماع ایجاد شود.»

در ادامه این گزارش آمده است: به گفته فریدمن، «این واقعیت پیام روشن و واضح بایدن به نتانیاهو بود: همین حالا بس کن.»

فریدمن در ادامه گزارش خود می‌نویسد:« بایدن، نتانیاهو را به کاخ سفید دعوت کرد و به او گفت که می‌خواهد موضعش پس‌ازاین تماس، برای همه اسرائیلی‌ها روشن شود. بایدن با این کار، احترام خود را به تظاهرات در اسرائیل نشان داد!»

روزنامه‌نگار آمریکایی در پایان تصریح می‌کند: «بایدن با این موضع، تمایلش را درخصوص توقف سرعت بخشیدن به کودتای قانونی بدون دستیابی به اجماع ملی، نشان داد؛ کودتایی که توانایی دادگاه عالی اسرائیل برای نظارت بر تصمیمات و انتصابات کابینه تل‌آویو را بسیار کاهش می‌دهد.»[2]

مخالفت‌های کاخ‌سفید با طرح کودتای تغییرات قضائی نتانیاهو

مخالفت‌های کاخ‌سفید با طرح تغییرات قضائی در سرزمین‌های اشغالی و عدم توجه کابینه نتانیاهو به توصیه‌های بایدن، باعث شده تا حدود 6 ماه روابط تل‌آویو و واشنگتن دچار تنش شود؛ به همین خاطر هم نتانیاهو از زمان قدرت گرفتن تاکنون به کاخ‌سفید دعوت نشده بود. لازم به ذکراست دولت آمریکا به‌جای نتانیاهو، از «اسحاق هرتزوگ» رئیس رژیم صهیونیستی برای سفر به واشنگتن دعوت کرد. پیش‌تر روزنامه «یدیعوت آحارونوت» با انتشار گزارشی از مخالفت‌ها با سفر رئیس‌ رژیم صهیونیستی به آمریکا، این دعوت را «توهین به بنیامین نتانیاهو» توصیف کرده و نوشته بود که نخست‌وزیر تل‌آویو هفت ماه است كه در انتظار دعوت‌نامه‌ای از کاخ‌سفید است.

در ادامه گزارش این روزنامه آمده است: وزرای کابینه نتانیاهو می‌گویند که «موضع دولت بایدن در قبال اسرائیل، شدیدتر از دولت اوباما است.» حتی وزرایی هستند که مدعی‌اند هرتزوگ با توجه به وضعیت نتانیاهو باید دعوت به کاخ سفید را رد می‌کرد.[3]

سران اپوزیسیون رژیم صهیونیستی نیز در طی چندماه گذشته به کرات اظهارداشته اند: ادامه اعتراضات، اعتصابات و زمزمه‌هاي نافرماني مدني در رژيم صهيونيستي نشان می‌دهد که اقدامات نابخردانه و نسنجیده و افکار افراطی نتانياهو و کابینه راست گرای تندرویش، شكاف سنتي ميان تندروهاي مذهبي و سكولارها را به يك گسل فعال خانمان‌برانداز در تل‌آويو تبديل كرده و معترضان نيز هشدار داده‌اند كه نتانیاهو و کابینه فاسد او اسرائیل را به سمت پرتگاه و نابودی می‌کشانند.

کارشناسان و تحلیل گران حوزه اسرائیل یادآور شده اند با تداوم بحران داخلي و اعتراضات در رژيم اسرائيل:

1- در تل‌آويو شاهد یک رویارویی بزرگ خواهیم بود.

2- جامعه صهيونيستي به شدت دوقطبی می شود.

3- آشفتگی اجتماعی با اعتصابات و اختلافات در ارتش و اعتراضات مردمی؛ خدمات اقتصادی، اجتماعی و عمومی را با بی ثباتی و بحران مواجه خواهد ساخت و تل‌آويو را تا مرز نابودي داخلي و هرج ‌و مرج سوق خواهد داد.

4- نتانياهو اکنون به عنوان نخست‌وزير افراطي رژيم صهيونيستي در بن بست عجیبی قرار دارد یا باید تن به تعليق طرح تغيير قوانين قضايي دهد و تسلیم خشم متحدان سیاسی خود شود که قطعا این تسلیم مساوی است با فروپاشی کابینه افراطی او و یا باید تن به اجرای طرح تغيير قوانين قضايي دهد و این امر مساوی است با فروپاشي كل تل‌آويو. نتانیاهو کدام را انتخاب می کند؟ فروپاشی کابینه یا فروپاشی تل آویو؟

کارشناسان و تحلیل گران سیاسیمی گویند: بعيد است كه نتانياهو حاضر به پذيرش فروپاشي كابينه‌اش باشد، چون فروپاشي كابينه نتانياهو به معناي گشوده شدن پرونده‌هاي دادگاهي او درباره اتهامات پرداخت رشوه خواهد شد. يكي از اهداف نتانياهو از تغيير قوانين قضايي اين است كه پرونده‌هاي فساد خود را مختومه كند، لذا اگر اين طرح متوقف شود، حبس و زندان در انتظار نخست‌وزير رژيم صهيونيستي خواهد بود. در حقیقت با این نگاه همه اسرائیل و سرزمین های اشغالی فدای مطامع نتانیاهو.[4]

و انشاءا... اصرار نتانیاهو در این امراسباب سقوط صهیونیزم بین الملل را درپی خواهد داشت وبه زودی با تحقق دعای اللهم اشغل الظالمین بالظالمین شاهدآزادی سرزمین های اشغالی ازدست غاصبانِ جانی کودک کش جنایتکار تروریستی خواهیم بود.

شنبه: 31 / 04 / 1402- 4 محرم الحرام 1445- 22 جولای 2023


1- Israel forces shoot dead Palestinian teen after alleged car-ramming attempt. Agence France-Presse. Guardian News & Media Limited or its affiliated companies. Sat 22 Jul 2023 07.42 BST

[2] - هشدار بایدن به نتانیاهو. رسالت: پنجشنبه 29 تیر ماه 1402- شماره 10638.

[3] - همان.

[4] - نتانیاهو و کابینه فاسدش اسرائیل را به سمت نابودی پیش می‌برند. کیهان: شنبه 24 تیر ماه 1402- شماره 23348.



ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۴۰۲/۰۴/۳۰

افشای پشت پرده قرآن سوزی

اسدالله افشار

ماه گذشته برای میلیون ها مسلمان در سرتاسر جهان، ماهی سخت و تلخی بود. هنگامی که یک مرد عراقی ساکن سوئد از سوی پلیس دولت سوئد اجازه توهین به اعتقادات مذهبی 1.8 میلیارد نفر را گرفت، جهان اسلام برافر وخته و یکپارچه علیه صدور این مجوز مزورانه خشمگین و وارد صحنه شد.

این مرد با پاره کردن، لگد زدن و سوزاندن قرآن کریم، به این کتاب آسمانی هتک حرمت کرد. این اقدام خشم کشورهای مسلمان در سراسر جهان را برانگیخت. روز پنجشنبه29 تیر ماه سال جاری( 20 جولای 2023) و برای دومین بار ظرف چند هفته اخیر «سلوان مومیکا» شهروند عراقی ـ سوئدی با حمایت پلیس فاشیست سوئد اقدام به اهانت به قرآن کریم کرد. این فرد مزدور، اجیرشده رژیم صهیونیستی باز بار دیگر در حرکتی موهن و اسلام ستیزانه، اقدام به پاره و لگد کردن این کتاب آسمانی و پرچم عراق در مقابل سفارت عراق در استکهلم کرد!

این اقدام شنیع، با واکنش گسترده مسلمانان جهان و برخی دولت های مسلمان و شخصیت های سیاسی مواجه گشته است و آنان همگی خواستار اخراج سفرای سوئد در کشورهای مسلمان شده اند. شایان ذکراست موج گسترده اعتراضات در میان کشورهای اسلامی آغاز شده که نقطه شروع آن از عراق بوده است.

دولت بغداد جلسه‌ای فوری به ریاست «محمدشیاع السودانی»، نخست‌وزیر و فرمانده نیروهای مسلح این کشور برای بررسی اقدامات دولت سوئد تشکیل داد. یک منبع رسمی درباره تصمیم مهم این جلسه گفت که دولت سودان رسماً به همتای سوئدی خود از قصد عراق برای قطع روابط در صورت سوزاندن مجدد قرآن اطلاع داده است.

ساعتی بعد، فرد هتاک در جنایتی تکراری و برای دومین بار، تحت حمایت رسمی پلیس سوئد و جلوی چشمان صدها مسلمان، نسخه‌ای از قرآن کریم را به همراه پرچم عراق در مقابل سفارت این کشور سوزاند. السودانی به وزارت امور خارجه دستور داد تا کاردار عراق را از سفارت این کشور در استکهلم فرا بخوانند. «احمد الصحاف»، سخنگوی وزارت امور خارجه عراق هم خبر داد: دستور بازگشت سفیر عراق از استکهلم و اطلاعیه خروج سفیر سوئد در بغداد صادر شد.

از عصر 29تیر ماه سال جاری تا حوالی شب اهالی استان‌ها و مناطق مختلف عراق با در دست داشتن نسخه‌هایی از قرآن کریم و برافراشتن پرچم عراق به خیابان‌ها آمدند. ساکنان بغداد هم با تجمع در میدان «التحریر» انزجار و خشم خود از اقدامات تروریستی دولت سوئد را با آتش‌ زدن پرچم این کشور نشان دادند.

در هرصورت واکنش های بسیار گسترده بوده و از ایران گرفته تا اردن و لبنان و عربستان اعلام موضع کرده و حتی شخصیت های سیاسی چون سید حسن نصرا...[1] و علی لاریجانی[2] اظهار نظر نموده و خواستار اخراج سفرای سوئد از کشورهای اسلامی شده اند.

ابراز همبستگی دبیر کل سازمان ملل با مسلمانان جهان

«آنتونیو گوترش»، دبیرکل سازمان ملل شامگاه پنجشنبه 29 تیر ماه در دیدار با نمایندگان سازمان همکاری اسلامی، نابردباری، خشونت و اقدامات اسلام هراسانه را محکوم و اعلام کرد با جامعه مسلمانان همبستگی دارد.

در بیانیه کتبی که سخنگوی سازمان ملل منتشر کرده، اشاره شده است که گوترش با اعضای سازمان همکاری اسلامی در ساختمان سازمان ملل در نیویورک دیدار کرده است.

طبق این بیانیه، گوترش تاکید کرد که سازمان ملل برای اجرای قطعنامه شورای حقوق بشر «برای مبارزه با نفرت ضد مذهبی که منجر به تبعیض، خصومت و خشونت می شود» تلاش خواهد کرد.

در این بیانیه با تاکید بر اینکه گوترش با جامعه مسلمانان همبستگی دارد، آمده است: «دبیر کل نابردباری، خشونت و اقدامات اسلام هراسانه را که باعث افزایش تنش و ایجاد تبعیض و افراطی‌گری می‌شود، محکوم می‌کند.»[3]

آزادی بیان از نوع سوئدی!

برخی از سیاستمداران در سوئد از اعمال توهین آمیز آتش زدن کتب مقدس دفاع کرده و آنها را بخشی از "آزادی بیان" می نامند. اگرچه دولت سوئد تا حدودی بابت این اقدام عذرخواهی کرد، اما واکنش اولیه نسبت به خشم مورد انتظار مسلمانان بسیار تحقیرکننده بود. یک سیاستمدار راست افراطی سوئدی هنگام حمله به اسلام و مهاجران گفت: «اگر فکر نمی‌کنید که آزادی بیان وجود داشته باشد، باید در جای دیگری زندگی کنید.»

دلیل اینکه دولت‌های غربی اجازه می‌دهند قرآن کریم را به بهانه آزادی بیان بسوزانند، اما کسی را که می‌خواهد پرچم دگرباش جنسی را بسوزاند، جلوگیری و زندانی می‌کنند، کاملاً مشخص، روشن، آشکار و مشهود است. اروپا هنوز از گذشته امپریالیستی آلوده خود جدا نشده است. مقامات اروپای غربی از مردم خود می خواهند که به این باور برسند که مهاجران مقصر اقتصاد نابسامان و امنیت شکسته کشورهایشان هستند. نشان دادن مسلمانان به عنوان گروهی از شهروندان غیرمتمدن، خشمگین و رام نشده ممکن است بی عدالتی علیه ملت های مسلمان را توجیه کند. آنچه اروپایی‌ها این بار انتظار نداشتند، دخالت شدید شخص ثالث در اعمال نفرت‌آمیز علیه مسلمانان بود.

چه کسی از قرآن سوزی سود می برد؟

چند روز پس از آخرین حادثه هتک حرمت به قرآن، اطلاعات ایران این مرد عراقی-سوئدی را به سازمان جاسوسی رژیم اسرائیل موساد مرتبط کرد. وزارت اطلاعات ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد: این تاکتیک مشترک صهیونیست‌ها است که هر کشتار و اقدام تخریبی را با پروژه جنایتکارانه دیگری همراه می‌کنند تا توجه را از عملیات شیطانی خود منحرف کنند.

اما اسرائیل از سوزاندن قرآن چه نفعی می‌برد؟ رژیم اسرائیل کارزار قرآن سوزی را آغاز کرده است، به این امید که مسلمانان نیز گام های مشابهی بردارند و با سوزاندن کتب آسمانی دیگر مقابله به مثل کنند. کشورهای اسلامی این اقدام را محکوم کردند اما محکومیت های آنها تاکنون مسالمت آمیز بوده است. این زمانی بود که رژیم آپارتاید صهیونیستی تصمیم گرفت قسمت دوم برنامه خود را پیش ببرد. یک مرد ایرانی که هویتش در رسانه های اسرائیل فاش شد، در حالی که در کنار تصویر آیت الله سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران ایستاده بود، اقدام به سوزاندن انجیل و تورات در دانمارک کرد. این اقدام توسط یکی از اعضای دفتر حفظ آثار رهبر انقلاب اسلامی به شدت از سوی ایران محکوم شد و گفت: رهبر ایران به شدت با هتک حرمت کتب مقدس مخالف است. اما برای اینکه بدانیم آیا این مرد واقعاً با آیت‌الله خامنه‌ای مرتبط بوده است یا خیر، باید نگاهی به نحوه رفتار او با یهودیان و مسیحیان داخل ایران بیندازیم.

رفتار با اقلیت های مذهبی در ایران چگونه است؟

در ایران هتک حرمت به کتب مقدس ممنوع است و مرتکب آن مجرم شناخته شده و به مجازات زندان محکوم می شود. به یهودیان، مسیحیان و زرتشتیانی که در ایران زندگی می کنند کرسی هایی در مجلس داده شده و به آن ها اجازه داده شده است که مراسم مذهبی خود را بدون محدودیت انجام دهند. آنها مدارس ویژه دارند و می توانند در تعطیلات مذهبی خود، از روزهای تعطیلی استفاده کنند و به امور شخصی و دینی خویش بپردازند. بزرگترین گروه غیرمسلمان در ایران ارامنه هستند. در حالی که نسل کشی ارامنه توسط ترکیه به هزاران سال تمدن ارمنی در آناتولی در قرن بیستم پایان داد. اقلیت مسیحی هرگز در ایران آواره یا مورد تبعیض قرار نگرفته است. سیاست‌های اعمال شده در داخل ایران نشان می‌دهد که محکومیت هتک حرمت کتب مقدس توسط جمهوری اسلامی تنها سخنان توخالی نیست. بنابراین، هر کسی که پیرو آیت الله خامنه ای باشد، هرگز به سوزاندن تورات یا انجیل نه فکر می کند و نه اقدام موهنی در این خصوص انجام می دهد. دومین دلیل هتک حرمت را می توان تلاشی از سوی اسرائیل برای واداشتن مسیحیان و یهودیان به این منظور دانست که گروهی از مسلمانان که به اعتقادات آنها توهین می کنند، کسانی نیستند که در عربستان سعودی، مصر یا اردن زندگی می کنند، بلکه کسانی هستند که در داخل ایران زندگی می کنند. این در نهایت می‌تواند به اسرائیل کمک کند تا کمپین گسترده ای علیه ایران و ایرانی راه اندازی نماید و از این آب گل آلود ماهی خود را صید و جار و جنجال های سیاسی را طراحی کند تا اذهان دنیا را از مسائلی که این روزها در چندماه گذشته اسرائیل را تا آستانه جنگ داخلی قرار داده است منحرف سازد و نگاه جامعه جهانی را از اعتراضات و مطالبات مردم اسرائیل متوجه موضوع حساسیت زایی چون قرآن سوزی نماید و متعاقبا با توطئه بیان شده، آغازگر جنگ های مذهبی گردد که متأسفانه در تاریخ نمونه آن در کشورهای اروپایی و فرانسه که بعضا سی سال هم به طول کشیده شده ثبت و ضبط گشته است.[4] اما این توطئه کهنه شده و به خاطر بیداری ملت ها و رهبران آگاه هرگز شاید این اتفاق زشت و نامیمون نخواهیم بود.

حالا چی؟

غرب به سرعت متوجه عواقب جدی اعمال استکباری خود شده است. مقامات غربی، مانند رؤسای ناتو و سازمان ملل، در نهایت اقدام نفرت انگیز مرد عراقی-سوئدی را محکوم کردند. اما اروپا باید سعی کند از تحریکات مشابه در آینده دوری کند، زیرا ممکن است به پای خود شلیک کند و همه چیز با تحریک ناخواسته یک جنگ مذهبی نتیجه معکوس داشته باشد. چنین شرایطی تنها به نفع رژیم اسراییل خواهد بود، زیرا زمانی که وجهه مسلمانان خدشه دار شود، می تواند آزادانه فلسطینی ها را بکشد. همچنین می تواند در میان مسیحیان و یهودیان این فکر را بارور کند که ایران می خواهد علیه آنها اقداماتی را انجام دهد؛ با این ترفند متحدانی را به سوی خود کشانده و آن ها را برای پروژه اسلام ستیزی و آشوب سازی در سطح بین المللی و در امان ماندن از اعتراضات داخلی معترضان اسرائیلی با خود همراه سازد. [5]

مسلما این توطئه رژیم غاصب کودکش صهیونیزم محکوم به شکست است و راه به جایی نخواهد برد و به طور قطع اعتراضات گسترده داخلی علیه دولت نتانیاهو ؛ طومار این دولت فاشیست افراطی را با رژیم منحوس اشغالگر قدس باهم خواهد پیچید و این روز با توجه به تحلیل تحلیل گران صهیونیستی نزدیک است.

جمعه: 30 / 04 1402- 3 محرم الحرام 1402- 21 جولای 2023


[1] - سید حسن نصر الله، دبیر کل حزب الله لبنان در سخنرانی خود به مناسبت شب‌های محرم اعلام کرد: ما شاهد اهانت و بی حرمتی به قرآن کریم در سوئد، آتش زدن پرچم کشور عراق و اهانت به یک کشور و مردم آن بودیم.دبیر کل حزب الله لبنان تاکید کرد، آنچه در سوئد شاهدیم، ادامه تحریک احساسات مسلمانان بوده و کاملا روشن است کسی که اقدام به آتش زدن و اهانت به قرآن کریم کرد با اجازه و مجوز دولت سوئد این کار را انجام داد.سید حسن نصر الله خاطرنشان کرد اهانت به قرآن کریم، بی حرمتی به همه مسلمانان است و این حق مردم است تا خشم و عصبانیت خود را ابراز دارند.وی در ادامه گفت: از ملت‌های عربی و اسلامی می‌خواهم تا از دولت‌های خود مطالبه کنند سفرایشان را از سوئد خارج و نیز سفرای سوئد را از کشورشان اخراج کنند.

[2] - آزادی در مکتب آنان این‌گونه توصیف می‌شود که فرد تا آنجا در انجام امور آزاد است که صدمه‌ای به دیگران نرسانَد. جدای از نارس‌بودن این نظریه، که بسیاری از متفکران آن را نقد کرده‌اند، وقتی عملی صدمهٔ روحی به بسیاری از ملت‌ها وارد می‌کند و امنیت جهان را با اقدامات افراطی طرفینی مهیای مخاطرات جدی می‌کند، نمی‌توان ساده‌انگارانه آن را در حد اعمال متعارف و مجاز دانست که ملاک آن‌ها را فقدان صدمه حسی برای دیگران می‌پندارند.

گرچه بزرگان ادیان مختلف و بسیاری از مسئولان کشورها و سازمان‌های بین‌المللی این عمل را محکوم کردند، ولی تکرار این اقدام پلید نشانگر ناتوانی این حد از ابراز تأسف است. من پیشنهاد آقای سیدحسن نصرالله را مفید و لازم می‌دانم که کشورهای اسلامی سفرای کشور سوئد را اخراج کنند، حتی با این فرض که مملکت سوئد نیز عملی متقابل انجام دهد. غرب باید متوجه شود رعایت حریم قرآن در حدی است که روی همه مناسبات کشورهای اسلامی با آن‌ها تأثیر می‌گذارد. علاوه‌براین، کشورهای اسلامی با چنین اقدامی از اعمال افراطی متقابل جلوگیری می‌کند و از امنیت جهانی حفاظت خواهد کرد.»

[3] - سایت تابناک: پنجشنبه ۳۰ تيرماه ۱۴۰۲ - ۱۸:۱۷- کد خبر: ۱۱۸۴۲۵۶.

[4] - جنگ های مذهبی اروپا مجموعه ای از جنگ هایی بود که در طول قرن های ۱۶، ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ در اروپا به راه افتاد. پس از آغاز اصلاحات پروتستانی در سال ۱۵۱۷، جنگ ها نظم مذهبی و سیاسی را در کشورهای کاتولیک اروپا یا جهان مسیحیت مختل کرد.انگیزه های دیگر در طول جنگ ها شورش، جاه طلبی های سرزمینی و درگیری های قدرت های بزرگ بود. در پایان جنگ سی ساله ( ۱۶۱۸۱۶۴۸ ) ، فرانسه کاتولیک با نیروهای پروتستان علیه سلطنت کاتولیک هابسبورگ متحد شد. جنگ ها تا حد زیادی با پیمان صلح وستفالی ( ۱۶۴۸ ) پایان یافت، که نظم سیاسی جدیدی را ایجاد کرد که اکنون به عنوان حاکمیت وستفالی شناخته می شود. جنگ های مذهبی اروپا به عنوان جنگ های اصلاح طلبی نیز شناخته می شود. در سال ۱۵۱۷، اعلامیه نود و پنج ماده ای مارتین لوتر تنها دو ماه طول کشید تا با کمک چاپخانه در سراسر اروپا پخش شود، و توانایی های امپراتور مقدس روم، کارل پنجم و پاپ برای مهار آن بسیار زیاد بود. در سال ۱۵۲۱، لوتر شد، و شکاف درون مسیحیت غربی بین کلیسای کاتولیک روم و لوتری ها را مهر و موم کرد و در را برای دیگر پروتستان ها باز کرد تا در برابر قدرت پاپ مقاومت کنند. اگرچه بیشتر جنگ ها با پیمان صلح وستفالی در سال ۱۶۴۸ پایان یافت، درگیری های مذهبی حداقل تا سال ۱۷۱۰ در اروپا ادامه داشت. اینها شامل جنگ های ساووار - والدنزیا ( ۱۶۵۵۱۶۹۰ ) ، جنگ نه ساله ( ۱۶۸۸۱۶۹۷ ) ، و انقلاب شکوهمند و جنگ ویلیامیت در ایرلند، و جنگ جانشینی اسپانیا بود ( ۱۷۰۱۱۷۱۴ ) . اینکه آیا این جنگ ها باید در جنگ های مذهبی اروپایی گنجانده شوند بستگی به تعریف «جنگ مذهبی» دارد و اینکه آیا این جنگ ها را می توان صرفاً «اروپایی» ( یعنی بین المللی و نه داخلی ) در نظر گرفت.

جنگ های مذهبی فرانسه ( ۱۵۶۲۱۵۹۸ ) نام دوره ای از جنگ داخلی و عملیات های نظامی میان کاتولیک ها و پروتستان های فرانسه بود. یکی از دلایل مهم شروع این جنگ، منازعات فرقه ای میان دودمان های اشرافی فرانسه مانند دودمان بوربون و خاندان گیز محسوب می شود. شمار دقیق نبردها یا تلفات و حتی مدت زمان جنگ های مذهبی امری کاملاً مشهود نیست؛ اکثریت مورخان بر این باورند که پیمان نانت که در ۱۵۹۸ میلادی امضاء شد، پایان دهنده جنگ بود، اما عده ای دیگر بر این باورند که پیمان آلس که در ۱۶۲۹ میلادی به امضاء رسید، پایان راستین جنگ است. اما همه بر این موضوع هم رای هستند که کشتار واسی در ۱۵۶۲ میلادی، آغازگر جنگ های مذهبی فرانسه بود.جنگ های مذهبی فرانسه به ضعیف شدن قدرت مطلقه پادشاهی انجامید. این جنگ ها از زمان فرانسوای دوم آغاز شد و در همه دوره حکومت شارل نهم و آنری سوم ادامه یافت و سرانجام در زمان آنری چهارم، نخستین شاه فرانسه از خاندان بوربون، به پایان رسید.

5- Hojat Ansari. Mona. Israeli instigation of burning holy books intended to incite religious war. Tehran Times (TT ). July 19, 2023 - 17:30



ارسال توسط افشار

بررسی علمی و دینی حرمت مواد مخدر

اسدالله افشار

همیشه دراذهان این سئوال مطرح است که ؛ تأثيرآموزه هاي ديني براعتياد چيست ؟ آيا دردين فاكتور هايي وجود دارد كه شخص اگر آن ها را دارا باشد معتاد نمي شود و اگر قبلا معتاد بوده با رعايت كردن آن ترك كند ؟

درپاسخ به سئوال مذکورابتدا شایسته است این نکته را بدانیم كه كار عالم دینی(فقیه) تحقيق و جستجوي دقيق در منابع چهارگانه « كتاب، سنت، عقل و اجماع » براي دست يابي مطمئن به احكام الهي براي موضوعات متنوعي است كه آدميان در زندگي فردي و اجتماعي خود با آنها روبرو هستند. در اين چارچوب يكي از جدي ترين موضوعات و معضلات جامعه نوين ، بحث اعتياد و مصرف مواد مخدر است. شايد شكل گيري، بروز و شيوع مصرف مواد مخدر، ارتباطي با حوزه كار عالم دینی نداشته باشد اما فقه پويا حكم مي كند كه براي يك معضل جامعه معاصركه از بيماري اخلاقي اجتماعي اعتياد رنج مي برد، احكام الهي را جستجو كند. اکنون برای دریافت پاسخ تفصیلی؛ ضروی است اشاراتی به نتیجه برخی پژوهش ها ی انجام شده دراین زمینه داشته باشیم و سپس مباحث مطروحه دراین یادداشت را هوشمندانه پی گیری نماییم.

اشاره ای به نتيجه برخی پژوهش هاي مرتبط با تأثيرمذهب در پيشگيري از اعتياد :

1) يكي ازپژوهشگران دركشور مصر پس از انجام تحقيقي در آن جامعه به اين نتيجه رسيد كه: 5/63 درصد افراد مورد بررسي بر اين باور بودند كه مواد مخدر حرام است و 5/22 درصد آن را مكروه و 14 درصد حلال مي پنداشتند؛ اما دسته اول تأكيد داشتند چون مصرف مواد براي مقاصد پزشكي و درماني است، پس حلال مي شود. يعني راه توجيه براي عمل شان را فراهم مي نمايند.

2) دو تن از پژوهشگران عضويت در گروه هاي مذهبي را به عنوان نكته اي كه در بيشتر پژوهش ها به عنوان پيش بيني كننده مصرف است، آورده اند. به اين معنا كه عضويت در گروه هاي مذهبي مي تواند در پيشگيري از اعتياد بسيار مؤثر باشد.

3) تعدادي از پژوهشگران طي پژوهشي درباره خانواده هاي پرخطر و كم خطر در ارتباط با مصرف مواد، اهميت نقش مذهب را نشان داده اند. به عنوان مثال خانواده هاي با خطر بالاي مصرف مواد در باره اعتقاداتشان به خدا مطمئن نيستند و اجازه مي دهند كودكان آنها خود اعتقاداتشان را تعيين كنند. با اين حال هم چنان كه كودكان به مرحله نوجواني مي رسند، والدين نگران مي شوند و شروع به اعمال زوربه بچه ها براي قبول مذهب رسمي مي كنند. بر عكس ، خانواده هاي با خطر پايين مصرف مواد، اعتقاد محكم به وجود خدا را در طي سال هاي اوليه كودكي تأييد مي كنند ، اما بعد از نوجواني اهميتي به داشتن مذهب نمي دهند . آنها احساس مي كنند كه بنيان هاي اعتقادي را پي ريزي كرده اند و دغدغه مشاركت مذهبي ندارند.

4) در پيمايشي بر روي قريب به 8000 دانشجو در دانشگاه هاي سراسر آمريكا، يكي از پژوهشگران دريافت كه ميان مصرف ماري جوآنا، مواد روان گردان، ترياك و آمفتامين با نگرش هاي ضد فرهنگي همبستگي مثبتي وجود دارد.

5) شواهد نشان مي دهد ، رابطه معنادار و با ثباتي بين مذهب و معنويت از يك طرف و سلامت افراد از سوي ديگر وجود دارد. براي افراد معتاد زندگي حول به دست آوردن، مصرف و بهبودي از اثرات مواد متمركز است. آنها ممكن است احساس كنند كه از ديگران جدا شده اند و چيز زيادي از زندگي شان نمانده است. احساس مي كنند زندگي شان بدون معنا است و هيچ هدف متعالي يا معنوي براي آن وجود ندارد. آنها احساس مي كنند كه هيچ قدرتي بزرگ تر از خودشان براي كمك به آنها وجود ندارد.

6) صرف نظر از اين كه مذهب و دين داري چگونه سنجيده شود (به وسيله ي ميزان حضور در مسجد يا كليسا، اعتقاد به خدا، علايق مذهبي و فرقه اي) و حتي پس از كنترل مناسب متغيرهاي مداخله گر، باز هم بين مذهب و سلامت رابطه مثبت وجود دارد.

7) اكثرتحقيقات انجام شده حاكي از آن است كه دينداري مانع از بزهكاري و سوءمصرف الكل و داروهاي مخدر در جوانان مي شود. همچنين در پژوهشي ديگر مشخص شد ، دينداري رابطه منفي با افسردگي ، پريشاني رواني، بزهكاري، رفتارهاي منحرف و سوءمصرف الكل و مواد، دارد.[1]

با توجه به گزارشات فوق به نظر مي رسد بايستي نگاه ويژه و تخصصي به نقش مذهب در شكل گيري اعتياد داشته باشيم .

نقش مذهب در درمان اعتياد

اصولي كه در اسلام جهت درمان معتاد مفيد واقع مي شوند عبارتند از :

1. اصل پذيرش

در مكتب اسلام بالاترين خطا وگناه كه همان شرك به خدا مي باشد درصورت بازگشت و شناخت ذات يكتاي خداوند قابل بخشش است و هيچ كس مأيوس از رحمت خداوند نيست و شخص معتاد نيز زماني كه جهت درمان، پناه به مرجع ذي صلاحي آورد به هيچ عنوان طرد نمي شود.

2. اصل حمايت

اسلام به پيروان خود دستور مي دهد زماني كه شخص ولو غير مسلمان به قصد كمك گرفتن به تو رجوع كرد دست رد به سينه او زده نشود، بلكه حتي حمايت از افراد ضعيف و مستضعف علامت ايمان افراد برشمرده شده و كسي كه در فكر اين موضوع نباشد مسلمان نمي باشد؛ لذا معتاد نه تنها پذيرفته مي شود بلكه از نظر درمان حمايت هم مي شود.

3. اصل بازگشت به اصل خويش

شخص راهنما كه خود مسلمان دلسوزي است سعي خواهد نمود او را با ارزش هاي انسانيش آشنا كند و جايگاه انسان را در روي زمين به وي نشان دهد و مقام انسان و عزت هميشگي او را در پرتو گرايش به مذهب به وي گوشزد مي كند تا زمینه تفکر و در نتیجه بازگشت به اصل خويش در او ايجاد شود.

4. اصل تصميم و اراده

در اسلام حتي نيت و تصميم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پي دارد و لذا زماني كه هر معتاد اراده و تصميم به ترك گرفت همان لحظه گرايش به سمت جاده سلامتي و در مسير صحيح قرارگرفتن آغاز مي شود. لذا اسلام سعي دارد زماني كه معتاد تصميم و اراده به ترك كرد او را مورد حمايت مادي و معنوي و همچنين تشويق قرار دهد و بر تقويت اين تصميم و اراده بيفزايد تا به عنوان يك هدف مهم آن را دنبال كند؛ زيرا اساس مذهب رشد مي باشد. (قدتبين الرشد من الغي.../ بخشی از آيت الكرسي). لذا نيت و اراده انسان ها به سمت يك زندگي سالم، بايستي مورد حمايت جامعه قرارگيرد. شخصي كه تصميم به ترك گرفته از نظر مذهب مورد حمايت است و به ديده احترام به وي نگاه مي كنند. به منظورتقويت اراده و باقي بودن بر اين بينش ، راهكارهاي ذيل از نظر مذهب توصيه مي گردد :

- حمايت هاي مادي ومعنوي (اقوام، دوستان، حکومت).

- همنشيني و دلجوئي از وي.

- ياد آوري مكرر توانمنديهاو ارزشهاي انساني وي.

- سوق دادن ذهن او به خدا و اوليائش.

5. اصل مراقبت

رسول اكرم (ص) می فرمایند : «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»؛ شما همه ناظر و راهبر و نسبت به يکديگر مسئول هستيد. مذهب علاوه بر بكار گرفتن چهار اصل فوق، اصل مراقبت را تا حصول نتيجه نهايي ارائه مي دهد. صله رحم، رسيدگي به خويشاوندان و به جا آوردن حقوق همسايه از نشانه هاي ايمان در جامعه مي باشد. لذا يك مسلمان برای اینکه آفت هاي اجتماع دوباره به سراغ هم نوعش نرود، با او معاشرت کرده و از او حمایت می نماید و پیوسته نگران حال اوست. مذهب به مثابه مراقب دلسوزي است كه پيوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طريقه حق مي باشد.

6. اصل بازسازي شخصيت

دين اسلام يكي از ادياني است كه به وحدت و يكپارچگي شخصيت معتقد است. اسلام دين توحيدي بي نظيري است، چرا كه خداوند خالق يگانه و واحد است و خلقت او نيز براساس يك نظام يكپارچه و واحد می باشد كه هر عناصر اين خلقت ضمن برخورداري از وحدت دروني به نوبه خود نقش مهمي در برپايي و هماهنگي خلقت دارد . بهترين ارزش ها يكي جان وديگري شخصيت انسان مي باشد و هر دو بالاترين مسئوليت را براي آحاد امت اسلامي به همراه مي آورد. لذا هر فردي كه تصميم دارد قدم به جاده سلامتي بگذارد، خطا و انحرافات گذشته او محو مي شود و فعاليت هاي مثبت و كوشش در راه صحيح زندگي كردن، گناهان گذشته را از بين مي برد("ان الحسنات یذهبن السیئات: خوبی ها، زشتي ها را از بين مي برد").[2] بنابر اين شخصي كه با دستورات فوق، سلامت خود را باز يافته مانند ديگر افراد جامعه ادامه حيات مي دهد و با حرمت و ارزشمندي زندگي مي كند و هيچ مسلماني اجازه كوچكترين جسارت به او را ندارد، زيرا او بازگشت به اصل خويش نموده و بر همه مسلمان ها واجب است براي او ارزش يك انسان كامل را قائل باشند. اميد است با دستورات حيات بخش اسلام بتوانيم تولدي ديگر در حيات خود و ديگران به ويژه افراد معتاد جامعه ايجاد نمائيم.[3]

بررسی علمی و دینی حرمت مواد مخدراز ضروریات وجدانی، اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی

اسلام، عقل را گوهری می داند که همه رفتارهای فردی و اجتماعی انسان را به تعادل، جذابیّت و خداگونگی، سوق می دهد؛ از همین روست که برای آن، ارزش فراوانی قائل است و حتی قبولی عبادت های انسان را با معیار عقل می سنجد؛ مثلاً وقتی در محضر امام صادق (ع) مؤمنی را به دلیل کثرت نماز و روزه و انفاق به مستمندان می ستایند ، حضرت می پرسد: عقل او چگونه است؟ پاسخ می دهند: اعمال و گفتار ساده لوحانه دارد و بر پایه احساس عمل می کند ، نه خرد. کاستی های عقل او در گفتار و رفتارش محسوس است. حضرت فرمود: عملش صعود نمی کند؛ یعنی ارزش نماز و روزه و انفاق بر اساس عقل و خرد ارزیابی می شود، نه احساس عوامانه.

به دلیل اهمیت پاسداشت عقل و هوش است که در اسلام هر چیزی از خوردنی ها و آشامیدنی ها گرفته تا خواندنی ها و شنیدنی ها و سرگرمی ها، اگر سلامت روح و عقل را تهدید نماید حرمت مضاعف پیدا می کند؛ مانند مشروبات الکلی که قطع نظر از عوارض جسمانی، چون به مغز و عقل ضربه هولناکی وارد می سازند، حرمتی بالاتر از حرمت معمولی دارد و حدّ شرعی (هشتاد ضربه تازیانه در ملأ عام) برای شراب خوار نیز مقرّر شده است. و هم چنین است هر چیزی که موجب تضعیف اراده و غیرت انسانی و یا قساوت و بی رحمی می شود؛ مانند خوردن گوشت خوک، خون، مردار، حیوانات خفه شده و نیز حلال گوشتی که بدون نام خدا ذبح شده باشند که در قرآن به حرمت آنها تصریح شده است.[4]

به طور کلی مواد مخدّر با تمام اشکال و مواردش، اثرات خرد کننده و همه جانبه ای دارد؛ یعنی بر جسم و جان و عقل و اراده و دین و عقیده انسان ضربات سختی وارد می سازد و زندگی خانواده ها و جامعه را به سیاهی و تباهی می کشاند. افزایش قاچاق و مصرف زیاد مواد مخدّر در تمام استان های کشور، نگرانی مضاعفی را به وجود آورده است. به همین دلیل بررسی علمی و دینی آن از ضروریات وجدانی، اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی به شمار می آید. از این رو لازم است نخست به آسیب های مواد مخدّر از نظر عقل و علم اشاره کنیم، سپس به دلایل حرمت آن از نظر فقه و قرآن بپردازیم.

آسیب های مواد مخدّر از منظرعقل

مواد مخدّر بدون تردید جسم و جان را تخدیر و تخریب می کند، اراده و غیرت را تضعیف می نماید و آدمی را به مرگ زودرس گرفتار می سازد. همه ما آشکارا مشاهده کرده ایم که جوانان سالم و با نشاط پس از اعتیاد به مواد مخدّر قیافه آنها تحلیل رفته و اندامی پژمرده، صورتی تیره و رنگ پریده و هیکلی لاغر نصیبشان شده است. اگر سوداگران نابودی و قاچاق چیان سلامتی اندکی با وجدانشان درگیر می شدند حاضر نبودند به قیمت انباشتن ثروت دنیا، فرزندان معصوم جامعه را به این وضعیت فلاکت بار بیندازند و خود هم دیر یا زود به تیر غیب از پای درآیند و یا زندانی شده و اعدام شوند. آری، هر عملی را عکس العملی و هر کنشی را واکنشی است.

از مکافات عمل غافل مشو

گندم از گندم بروید جو زجو

به راستی که اینان از انسانیت خارج شده و از حیوان هم بدتر شده اند: «اولئک کالانعام بل هم اضل».[5] قرآن می فرماید: « من قتل نفساً بغیرنفس اوفساد فی الارض فکأنما قتل الناس جمیعاً ومن احیاها فکأنما احیی الناس جمیعاً: کسی که نفس محترمی را نه به قصاص قتل کسی یا ارتکاب فسادی در زمین ، بکشد، مثل این است که تمام مردم را کشته است و هر آن کس که انسانی را زنده سازد به مثابه این است که همه مردم را زنده نموده باشد.»[6]

بدبخت تر از آنها جوانان ساده لوحی هستند که با خریدن و مصرف مواد مخدّر، بازار قاچاق چیان را رونق و گرمی می بخشند. آیا همین وضعیت ناهنجار معتادان برای حرمت اعتیاد، کافی نیست و از نظر عاقلان و عالمان، نیاز به دلیل دیگر دارد؟

زیان های مواد مخدّر از منظرعلم

با این که اثرات ویرانگر و مخرّب مواد مخدّر بر عقل و جسم معتادان، روشن است، با وجود آن، شایسته است به فلسفه حرمت آن از نگاه علم نیز اشاره کنیم .

امروز دنیای علم اثرات خرد کننده مواد مخدّر را بر مغز و اعصاب کشف کرده است. متخصصان بر این باورند که مهم ترین نقطه اثرگذار مواد مخدّر در «مغز» است. مهم ترین این اثرات، کاهش احساس درد به صورت موقّت، فعالیت مرکز تنفس، یبوست مزاج و تمایل شدید به تکرار مصرف مواد می باشد.

از میان همه مواد مرگ آفرین، هروئین، راحت تر در چربی مغز و بدن حل شده و بر خلاف مرفین و مشتقّات آن، در کوتاه ترین زمان ممکن روی مغز اثر می گذارد. به همین دلیل آثار خوشی آور و ضد درد سریع تری دارد. کدئین نیز که از مشتقّات تریاک است، به آسانی در سیستم گوارش جذب شده و در بدن تبدیل به مرفین می شود.

یکی از آثار مصرف مواد مخدّر در معتادان، کاهش جریان خون در بعضی از نواحی مغز است. اعتیاد، بیداری را کم و خواب را زیاد می کند و انسان را از کارهای روزمره محروم می سازد. از سوی دیگر با ورود مواد مخدّر سلول های مغز فرد معتاد، راکد شده وازترشح آندروفین جلوگیری می کنند. درنتیجه، درد و ناخوشی و اضطراب روحی وبی قراری زیادترمی شود و قدرت دفاعی سلول های بدن در برابر مهاجمان کاهش می یابد.

با کاهش آندروفین ها از مغز و بدن معتاد، خاصیت دشمن شکنی مونوسیت ها که از سلول های دفاعی بدن می باشند کم می شود. از همین روست که شخص معتاد نسبت به افراد سالم زودتردچارعفونت و بیماری می شود.[7]

پنجشنبه: 29 / 04 / 1402- 2 محرم الحرام 1445- 20 جولای 2023


[1] - محقق زاده ، حامد ، تأثير آموزه هاي ديني بر اعتياد چيست؟ سایت تبیان .

[2] - کامل آیه چنین است:« وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرِین‏» سوره مبارکه هود آیه114 .

[3] - محقق زاده ، حامد ، تأثير آموزه هاي ديني بر اعتياد چيست؟ سایت تبیان .

[4] - مائده / آیه 3.

[5] - اعراف / آیه 179.

[6] - مائده / آیه 32.

[7] - شریعتی سبزواری، محمدباقر، نگرشی براحکام اسلام و مواد مخدّر، مجله: معارف اسلامی- مهر، آبان و آذر 1385، شماره 65 .



ارسال توسط افشار

اصرارآمریکاییان بر مواضع پراشتباه خود در خلیج فارس

اسدالله افشار

آمریکا ادعا کرده است که در پی تحرکات ایران در تنگه هرمز و خلیج فارس و دریای عمان، جت‌های جنگنده و یک کشتی جنگی اضافی را به تنگه هرمز و خلیج فارس اعزام می‌کند.

آسوشیتدپرس گزارش داد، پنتاگون در این ارتباط اعلام کرد که ناوشکن «یو اس اس توماس هادنر» و تعدادی جنگنده اف -۳۵ به سمت منطقه حرکت خواهند کرد. در حال حاضر ناوشکن هادنر در دریای سرخ مستقر است.

اقدام ایالات متحده آمریکا برای ارسال جنگنده های خود به خلیج فارس به بهانه مقابله با اقدامات ادعایی بی ثبات کننده ایران، حتی در میان تحلیلگران عرب خلیج فارس که انتظار نداشتند با توجه به فضای آرام در منطقه، ایالات متحده حضور نظامی خود را در خلیج فارس تقویت کند، خشم ها را برانگیخته است.

پنتاگون اخیرا اعلام کرده است که جت های جنگنده اف-35 و یک ناوشکن نیروی دریایی را برای خنثی کردن تهدیدات ادعایی ایران به منطقه می فرستد. به گزارش المانیتور، سابرینا سینگ، معاون سخنگوی پنتاگون، روز دوشنبه از استقرار F-35 خبر داد و گفت ممکن است برخی از این هواپیماها در حال حاضر در مسیر باشند، اما به گفته المانیتور نگفت چه مدت در منطقه باقی خواهند ماند.

سینگ در جریان یک جلسه توجیهی به خبرنگاران پنتاگون ادعا کرد: «در پرتو تهدیدات مستمر و در هماهنگی با شرکا و متحدانمان، وزارتخانه در حال افزایش حضور و توانایی ما برای نظارت بر تنگه هرمز و آب‌های اطراف است.»

دو روز پیش نیز، یک مقام ارشد وزارت دفاع آمریکا موسوم به پنتاگون اعلام کرده بود که این کشور از جنگنده‌های اف -۱۶ برای نظارت و حمایت از ایمنی کشتی‌هایی که در تنگه هرمز و خلیج فارس در حال حرکت هستند، استفاده خواهد کرد.

این مقام نظامی آمریکایی همچنین افزود که ایالات متحده طی چند روز آینده هواپیماهای جنگنده اف -۱۶ مورد نیاز خود را به منطقه خلیج فارس اعزام خواهد کرد. این مقام دفاعی آمریکا ضمن درخواست ناشناس ماندن برای افشای مشخصات عملیاتی در منطقه، تأکید کرد که استقرار جنگنده‌های اف -۱۶ با هدف تأمین پوشش هوایی برای کشتی‌های عبوری از آبراه تنگه هرمز و خلیج فارس و همزمان تقویت حضور نظامی در منطقه به عنوان عاملی بازدارنده علیه ایران است.

اواخر هفته گذشته یک ناوشکن موشک هدایت شونده نیروی دریایی آمریکا - یو اس اس توماس هادنر - پس از عبور از کانال سوئز به مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی در بحرین رسید.

همچنین، در آخر هفته، نیروی هوایی ایالات متحده پرواز F-16 های تازه وارد را برای گشت زنی بر فراز خلیج فارس برای نظارت بر کشتی های تجاری آغاز کرد.

تانک‌شکن‌های آمریکایی A-10 Warthog مستقر در این منطقه از اواخر ماه مارس، پروازهای گشت‌زنی منظم خود را بر فراز خلیج فارس آغاز کردند که بخشی از تجمیع گشت‌های ایالات متحده و متحدانش در اطراف تنگه هرمز است.

ایالات متحده افزایش فعالیت نظامی خود در منطقه را با تهدیدات ادعایی ایران علیه کشتیرانی بین المللی توجیه کرده است، که به نظر می رسد حتی نتوانسته است متحدان عرب ایالات متحده در منطقه را متقاعد کند.

استقرار تجهیزات نظامی جدید ایالات متحده در زمانی انجام می شود که ایران و همسایگان عرب جنوبی آن در مسیر کاهش تنش با چشم اندازی روشن برای افزایش همکاری در بسیاری از زمینه ها هستند.

این از تماس های مکرر تهران و همسایگان عرب آن مشهود است. اخیراً حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران، سفری به چهار کشور عربی شامل قطر، عمان، امارات متحده عربی و کویت را آغاز کرده است. و در طول سفر او فضای دوستی و دوستی حاکم بود. از آن زمان تاکنون قراردادهای زیادی بین ایران و همسایگان عرب جنوبی امضا شده است.

اخیراً بدر البوسعیدی وزیر امور خارجه عمان به تهران سفر کرد و روابط ایران و عمان را نمونه ای از روابط نزدیک در منطقه دانست.

و روابط ایران و عربستان پس از سال ها تنش در مسیر درستی قرار گرفته است. آنها پس از احیای رسمی روابط دیپلماتیک خود، سفیران خود را معرفی کرده اند. امیر عبداللهیان در سخنانی به تلویزیون دولتی گفته است که سفیر ایران در عربستان به زودی برای انجام وظایف خود وارد ریاض می شود.

وی همچنین گفت که ایران و عربستان سعودی قصد دارند روابط اقتصادی پایدار ایجاد کنند.

علیرغم این جو مثبت، ایالات متحده همچنان معتقد است که منطقه خلیج فارس به یک ماژوردومو(پیشکار، ناظر، خوانسالار) نیاز دارد. و به نظر می رسد که این نگاه و مواضع آمریکاییان حتی سعودی ها را نیز شگفت زده کرده است.

ایاد الرفائی، تحلیلگر سعودی، تلویحاً آمریکا را به تلاش برای نظامی کردن منطقه خلیج فارس و به دام انداختن آن با مقادیر زیادی تسلیحات در زمانی که برخی کشورهای منطقه و در رأس آن عربستان سعودی فعالانه به دنبال "حذف مشکلات، حذف موانع و خارج کردن منطقه از دایره درگیری ها"هستند، متهم کرده است.

وی این اظهارات را در واکنش به اعلامیه ایالات متحده در مورد استقرار جت های جنگنده افزایش یافته در توییتر بیان کرد.

واکنش ایران به اقدام آمریکا

ایران نیز این اقدام آمریکا را بی‌ثبات‌کننده خواند. ناصر کنعانی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در اولین واکنش ایران به اقدام آمریکا گفت که تهران معتقد است تصمیم واشنگتن امنیت منطقه را بی‌ثبات می‌کند و این نشان می‌دهد که تهران حق خود را برای اتخاذ اقدامات مناسب و بازدارنده در مواقع لزوم محفوظ می‌دارد.

کنعانی تصریح کرد: نقش آمریکا در مسائل مربوط به امنیت منطقه نقشی «مسالمت آمیز» یا «سازنده» نیست و مواضع کنونی این کشور باعث ایجاد نگرانی در خلیج فارس و بی‌ثباتی امنیت در منطقه می‌شود.

وی تأکید کرد: در صورت انجام هر گونه اقدامات تحریک آمیز در نزدیکی مرزهای دریایی، نیروهای مسلح ما قادرند امنیت مرزهای ما و امنیت ناوبری دریایی و هوایی در این منطقه را تضمین کنند و ما حق خود را برای انجام اقدامات مناسب و بازدارنده در صورت لزوم محفوظ می داریم.»

آمریکا؛ مهمان ناخوانده در خلیج فارس

واکنش‌های هر دو طرف خلیج فارس به وضوح نشان می‌دهد که ایالات متحده در حال ارسال تجهیزات نظامی به منطقه به گونه‌ای است که با فضای دیپلماتیک آنجا همخوانی ندارد. بنابراین، اقدام ایالات متحده برای ارسال جت های جنگنده اضافی، نشانه دیگری از تبدیل شدن این کشور به یک مهمان ناخوانده است.

برای غلبه بر این امر، ایالات متحده ادعا می کند که ایران تهدیدی برای امنیت دریایی است. این سازمان به موارد قبلی اشاره می کند که ایران کشتی هایی با سوخت قاچاق را توقیف کرده بود.

اوایل ماه جاری، نیروهای نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک کشتی نفتی خارجی حامل بیش از یک میلیون گالن سوخت غیرقانونی را در خلیج فارس توقیف کردند. فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی سپاه در جمع خبرنگاران گفت: محموله بزرگ نفت غیرمجاز ۱۵ خرداد در مرز دریایی جنوب ایران توقیف شد.

سپاه پاسداران؛ مانع اقدامات غیرقانونی وغیرحرفه‌ای آمریکایی‌ها درخلیج فارس

به گفته سرداررمضان زیراهی؛ فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شناور خارجی از نیروهای آمریکایی کمک نظامی می‌گرفت، اما هوشیاری، اقدام حرفه‌ای، قدرت و پاسخ دقیق نیروی دریایی سپاه مانع از اقدامات غیرقانونی و غیرحرفه‌ای آمریکایی‌ها در خلیج فارس شد.

وی گفت: در حالی که سربازان ایرانی در حال بازرسی کشتی نفتی «NADA 2» بودند که به طور سیستماتیک نفت گاز را از ایران خارج می کرد، نیروهای آمریکایی برای خنثی کردن توقیف مشروع این سوخت، دست به اقدامات خطرناک و غیرحرفه ای زدند.

به گفته سرلشکر زیراهی، در این عملیات، سربازان سپاه متوجه شدند که ناخدای نفتکش با مرکز فرماندهی و کنترل آمریکا تماس می‌گیرد تا برنامه‌ریزی برای فرار انجام دهد. زیراهی افزود: افسر آمریکایی به کاپیتان نفتکش دستور داده است که موتور را خاموش کرده و منتظر رسیدن نیروهای نظامی آمریکایی برای کمک باشد.

فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصریح کرد: آمریکایی ها برای خنثی کردن عملیات تصرف، دو فروند هواپیمای جنگی A-10،یک فروند هواپیمای شناسایی P-8A،دو فروند بالگردHawk-C، یک هواپیمای بدون سرنشین MQ-9 و شناورهای گشتی به منطقه اعزام کردند.

وی گفت: با این حال نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اخطارهای اکید به تمامی هواپیماها، پهپادها و شناورهای آمریکایی پاسخ حرفه ای دادند و نفتکش را برای سیر مراحل قانونی به بندر بوشهر آوردند.

چند روز بعد، یک مقام ارشد دفاعی ایالات متحده گفت که ایالات متحده استقرار هواپیماهای جنگنده خود را در تنگه هرمز برای دفاع از کشتی ها در برابر ربودن های ادعایی ایران افزایش می دهد. بنابر گزارش آسوشیتدپرس، ایالات متحده نگران توسعه روابط بین ایران با روسیه و سوریه در غرب آسیااست.[1]

آمریکاییان؛ به دخالت ها و حضورخود در خلیج فارس پایان دهند

مقام‌های آمریکا در حالی به کرات به ایران درباره حضور در آب‌های منطقه‌ای خود در خلیج فارس و دریای عمان اتهام می‌زنند که تهران ضمن رد این اتهامات خطاب به واشنگتن اعلام کرده که به حضور و دخالت در امور این منطقه که نتیجه‌ای جز افزایش ناامنی نداشته است، پایان دهد.

امروزکشورهای منطقه به این نقطه رسیده‌اند که اگر قرار است امنیتی در منطقه برقرار باشد حتماً با هم‌افزایی و همکاری یکدیگر قابل انجام و برقراری است. در این راستا، ائتلاف‌های جدیدی در حال شکل گیری در منطقه و فرامنطقه است و قطعا آمریکاییان به این ائتلاف واقف شده و از این اتحاد راهبردی منطقه ای به شدت عصبانی هستند و قادر به اتخاذ تصمیم در این زمینه نمی باشند و در سردرگمی محض بسر می برند و درست به همین دلیل گرفتار خطاهای بیشمار استراتژیکی در موضوع خلیج فارس شده اند و این راه غلط را همچنان با اصرار بر مواضع پراشتباه خود ادامه داده و بر استمرار آن پافشاری دارند.

چهارشنبه: 28 / 04 / 1402- 1 محرم الحرام 1445- 19 جولای 2023


1- Fereydounabadi. Sadegh. Uninvited Guest. Tehran Times (TT ). July 17, 2023 - 16:32.

.



ارسال توسط افشار

ایران از حق خود در میدان گازی آرش کوتاه نخواهد آمد

اسدالله افشار

میدان گازی آرش، واقع در شمال خلیج فارس، در منطقه بی‌طرف بین ایران، کویت و عربستان سعودی، حدود 20 تریلیون متر مکعب گاز درجا و 310 میلیون بشکه نفت درجا دارد.

میدانی که کویت و عربستان سعودی آن را الدره می نامند در سال 1967 کشف شد و برای تعیین سهم این سه کشور موضوع مناقشه قرار گرفت.

البته این درگیری از چند دهه قبل آغاز شده است، اما این موضوع در چند روز اخیر خبرساز شده است و کویت و عربستان سعودی می گویند ایران در میدان گازی الدره که در ایران به نام آرش[1] شناخته می شود، سهمی ندارد!

کویت در 2 ژوئیه درخواست خود را برای از سرگیری مذاکرات برای تعیین مرزهای دریایی به ایران ارائه کرد و مدعی شد که دارای حقوق دریایی انحصاری با عربستان سعودی است و دو کشور موافقت کردند که به طور مشترک این میدان را در سال 2022 توسعه دهند.

در بیانیه وزارت خارجه کویت آمده است: «کشور کویت و پادشاهی عربستان سعودی به تنهایی دارای حقوق انحصاری بر ثروت طبیعی در میدان الدره هستند».

در ادامه این بیانیه آمده است: «دولت کویت دعوت خود از طرف ایرانی را برای آغاز مذاکرات درباره تعیین مرزهای دریایی تجدید می کند».

یک روز پس از بیانیه کویت، وزارت خارجه عربستان سعودی اعلام کرد که پادشاهی عربی به همراه کویت از حق کامل میدان گازی برخوردار است.

ریاض مدعی شد که تنها عربستان سعودی و کویت حق بهره برداری از منابع طبیعی میدان مورد مناقشه را دارند.

این مقام سعودی تاکید کرد که عربستان بار دیگر خواهان آغاز مذاکرات ایران در خصوص ترسیم مرزهای شرقی منطقه آبی است که بین کویت و عربستان سعودی تقسیم شده است.

این ادعای عربستان پس از اعلام آمادگی تهران برای آغاز اکتشاف در میدان غنی از منابع طبیعی خلیج فارس مطرح شد.

شایان ذکر است نزدیک به ٪۴۰ محدوده میدان گازی آرش در آب‌های ایران قرار دارد. در سال‌های گذشته شرکت ملی نفت ایران برای تعیین میزان ذخایر درجای میدان گازی آرش یک حلقه چاه اکتشافی به نام «چاه شماره یک آرش» حفاری کرد.

در سال ۲۰۰۱ پس از آنکه ایران عملیات اکتشاف در میدان آرش را آغاز کرد کویت بلافاصله ایران را به شکایت در مجامع بین‌المللی تهدید کرد. پس از سفر امیر کویت به تهران در دوره محمد خاتمی، ایران فعالیت‌های اکتشافی را متوقف و از سکوی ساخته شده برای این میدان در میدان‌های دیگر استفاده کرد.

ایران بهره‌برداری از آنرا در سال ۱۳۹۱ آغاز کرد.

در مارس ۲۰۲۲ کویت و عربستان سعودی قراردادی برای تقسیم منابع میدان گازی آرش امضا کردند که اعتراض ایران را برانگیخت. در پاسخ وزیر خارجه کویت اعلام کرد که میدان گازی آرش، یک میدان سه‌جانبه بین کویت، عربستان و ایران است. در ژوئن ۲۰۲۲ وزیر نفت ایران اعلام کرد که ایران به زودی بهره‌برداری از این میدان گازی را آغاز خواهد کرد.

ایران توافق کویت و عربستان برای توسعه آرش را غیرقانونی خواند

سال گذشته، کویت و عربستان سعودی با وجود مخالفت‌های تهران که این قرارداد را «غیرقانونی» می‌خواند، توافقنامه‌ای برای توسعه میدان امضا کردند.

تهران در آن زمان توافق عربستان و کویت برای توسعه میدان گازی را غیرقانونی دانست و افزود که ایران نیز در این میدان سهم دارد و باید طرف هر گونه توسعه باشد.

ایران ادعا کرده است که مالکیت بخشی از این میدان را در اختیار دارد و گفته است که به توسعه بخشی که خودش می‌داند ادامه خواهد داد.

محسن خجسته مهر، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، در ۷ خردادماه گفت: آمادگی کامل برای آغاز حفاری در میدان مشترک نفتی آرش وجود دارد. این مقام مسئول اعلام کرد: منابع قابل توجهی برای اجرای طرح توسعه این حوزه اختصاص یافته است.

میدل ایست نیوز در خصوص نزاع ایران و کویت بر سر میدان گازی «الدره/ آرش» می نویسد:

به نظر می‌آید که موضوع میدان گازی «الدره/ آرش» به مسئله تازه‌ای برای اختلاف در روابط ایران با کویت و عربستان شده است.

به گزارش «العربی الجدید»، نزاع بر سر این میدان گازی میان ایران و کویت به دهه 1960 مربوط می‌شود که هر یک از این کشورها حقوق حفاری برای کشف گاز را به دو شرکت مختلف واگذار کرد.

در سال 2011، ایران حفاری در این میدان را از سر گرفت و این باعث شد که کویت و عربستان درباره ترسیم مرزهای دریایی خود و ترسیم میدان‌های نفتی مشترک به توافق برسند.

سپس به مدت چند سال ایران و کویت مذاکراتی برای حل اختلافات بر سر منطقه کمربند ساحلی در مرز دریایی دو کشور اجرا کردند که نتیجه‌ای در پی نداشت.

در دسامبر 2019 کویت و عربستان یادداشت تفاهم «همکاری مشترک برای توسعه میدان الدره/ آرش» امضا کردند که در مارس 2022 عملی شد.

در 21 مارس عربستان و کویت، توافقی را برای توسعه این میدان گازی امضا کردند که به موجب آن شرکت نفط کویت و شرکت آرامکو اقدامات لازم برای توسعه این میدان گازی و استخراج آن را انجام می‌دهند.

«سعید خطیب زاده»، سخنگوی وقت وزارت خارجه ایران در واکنش به توافق اعلام شده میان عربستان و کویت درخصوص میدان مشترک گازی آرش/ الدره تأکید کرد بر اساس مقررات و رویه‌های بین المللی هرگونه اقدام در بهره برداری و توسعه این میدان باید با هماهنگی و همکاری هر سه کشور انجام شود و لذا اقدام اخیر کویت و عربستان در قالب یک سند همکاری، مغایر با رویه های جاری و مذاکرات انجام شده قبلی بوده و غیرقانونی است و تاثیری بر وضعیت حقوقی میدان نداشته و مورد تایید ایران نیست.

سخنگوی وزارت خارجه ایران افزود که میدان گازی آرش/ الدره یک میدان مشترک بین کشورهای ایران، کویت و عربستان است و بخش‌هایی از آن در محدوده آب‌های تحدید حدود نشده بین ایران و کویت قرار دارد.

روز سه شنبه (29 مارس) «احمد ناصر الصباح»، وزیر خارجه کویت با انتشار بیانیه‌ای تأکید کرد که میدان الدره (آرش) کاملا متعلق به کویت و عربستان است و فقط این دو کشور حق سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری در این میدان نفتی و گازی را دارند.

او این بیانیه را در توضیح آنچه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای فرانسوی خود «ژان ایو لودریان» مطرح کرده بود منتشر کرد.

الصباح در این کنفرانس مطبوعاتی گفته بود که میدان گازی الدره پرونده‌ای سه‌جانبه میان کویت و عربستان و ایران است و ابراز امیدواری کرد که در این باره تفاهماتی انجام شود.

وزیر خارجه کویت در بیانیه خود تأکید کرد که منظور وی نه مالکیت بر میدان گازی الدره که بر اختلافات سه کشور بر سر کمربند ساحلی این منطقه بوده است.

همزمان «جواد اوجی» وزیر نفت ایران اعلام کرد که مطالعات جامع میدان مشترک آرش با حفاری چاه اکتشافی و انجام لرزه‌نگاری تکمیل شده است.

وی تاکید کرد: بزودی با نصب جکت (پایه)، عملیات‌ حفاری در این میدان آغاز خواهد شد.

بر اساس برآوردها حجم گازی که از میدان گازی «الدره/ آرش» قابل استخراج است 220 میلیارد مترمکعب است.

با توسعه این میدان گازی می‌توان روزانه یک ملیارد متر مکعب گاز طبیعی و 84 هزار بشکه گاز مایع استخراج کرد.

مذاکرات ناموفق ایران و کویت درباره منطقه مرزی مورد مناقشه

همان گونه که در سطور پیشین بیان شد منازعه بر سر این میدان به دهه 1960 باز می گردد، زمانی که ایران و کویت هر کدام امتیاز دریایی، یکی به شرکت نفت انگلیس و ایران، پیشرو بریتیش پترولیوم، و دیگری به رویال داچ شل، دادند.

این دو امتیاز در بخش شمالی میدان که ذخایر قابل بازیافت آن هفت تریلیون فوت مکعب تخمین زده می شود، همپوشانی داشتند.

ایران و کویت سال‌هاست درباره منطقه مرزی مورد مناقشه خود که سرشار از گاز طبیعی است، مذاکرات ناموفقی داشته‌اند.

عربستان سعودی نیز بخشی از مناقشه است زیرا با کویت منابع گاز و نفت دریایی در این منطقه مشترک است.

در طول سال‌ها، مقامات ایرانی سلسله مذاکراتی را با دو کشور بر سر این مناقشه انجام داده‌اند و بارها بر اهمیت حل آن تأکید کرده‌اند.

مقامات کویت و ایران در ماه مارس در تهران در مورد تعیین مرزهای دریایی خود مذاکرات مشترکی داشتند. هر دو طرف بر لزوم حل و فصل موضوع بر اساس قوانین بین المللی تأکید کردند.

حسین امیرعبداللهیان وزیرامورخارجه جمهوری اسلامی ایران۱۴تیرماه سالجاری درحاشیه نشست دیپلمات‌های ارشد کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها با شیخ سالم عبدالله الجابرالصباح همتای کویتی خود در باکو دیدار و گفت‌وگو کرد.

رسانه‌های عربی گزارش دادند، دو مقام بر اهمیت تقویت همکاری‌ها برای حفظ امنیت، امنیت و ثبات منطقه تأکید داشته و بر لزوم حفظ گفت‌وگوها تأکید نمودند.

جواد اوجی وزیر نفت ایران نیز در حاشیه کنفرانس اوپک در وین با همتای سعودی خود شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان دیدار و درباره مسائل دوجانبه گفتگو کرد.

سهم 40 درصدی ایران در میدان مشترک آرش قابل چشم پوشی نیست

ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در واکنش به آخرین ادعاهای عربستان و کویت در مورد حقوق انحصاری میدان گازی آرش، گفت که ایران در بهره برداری از مخازن هیدروکربنی مشترک به اصول حسن همجواری و منافع متقابل پایبند است.

همچنین هفته گذشته هادی بیگی نژاد، نماینده مجلس ایران گفت که ایران 40 درصد در این حوزه سهم دارد.

بیگی نژاد در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت: سهم 40 درصدی ایران در میدان مشترک آرش قابل چشم پوشی نیست و نمی توان این حق ایران را کتمان کرد.

وی در پاسخ به اظهارات مقامات کویتی و عربستانی مبنی بر اینکه ایران سهمی در این میدان ندارد و باید برای تعیین مرز ایران و کویت گفت‌وگو کند.

این نماینده مجلس با رد این ادعا، تأکید کرد: میدان مشترک گازی آرش در کنار میدان‌های اسفندیار، فروزان و سروش در یک خط مرزی قرار دارد و ایران در همه این میادین سهم دارد.

بیگی نژاد از سعودی ها خواست به حقوق همسایگان خود احترام بگذارند.

وی گفت: مقامات سعودی به جای این اظهارنظرها، اصل حسن همجواری را در روابط خود با همسایگان خود رعایت کنند و به حقوق همسایگان خود احترام بگذارند.

ایران از حقوق خود کوتاه نخواهد آمد

جمهوری اسلامی با رعایت اصول حسن همجواری و منافع متقابل، از حقوق خود در میدان گازی آرش کوتاه نخواهد آمد.

مصطفی نخعی، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس ایران، روز 16 تیرماه سال جاری با بیان اینکه جمهوری اسلامی از حقوق خود در میدان گازی آرش کوتاه نمی آید، از مقامات ایرانی به دلیل اقدام نکردن برای بهره برداری از میدان گازی انتقاد کرد.

ما میدان های مشترک زیادی با کشورهای همسایه داریم و در همه برنامه های توسعه بر توجه و تمرکز بر میادین مشترک تاکید شده است. بی‌برنامه‌ریزی و عدم تمرکز ما بر روی میدان مشترک گازی آرش در تمام سال‌های گذشته باعث شده تا کشورهای رقیب برای توسعه آن اقدام کنند، اما متاسفانه کار خاصی در این زمینه انجام نداده‌ایم.

وی افزود: حدود 60 سال از کشف این میدان مشترک می گذرد و منابع گازی بسیار ارزشمندی تا حدودی میعانات گازی و کمی نفت در آن وجود دارد.

نخعی خاطرنشان کرد: در سال‌های گذشته باید اختلافات با کشورهای رقیب در میدان مشترک گازی آرش را حل می‌کردیم و برای توسعه آن برنامه‌ریزی می‌کردیم، اما متأسفانه هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده‌ایم.

وی افزود: علیرغم همه شرایط ذکر شده، واضح است که ایران به هیچ وجه از منافع خود در میدان آرش غافل نخواهد شد و هیچ مقام جمهوری اسلامی ایران حق ندارد از منافع کشور در این گاز چشم بپوشد یا از آن غفلت کند. نخعی تاکید کرد: میدان و توسعه آن.

وی همچنین خواستار حل دیپلماتیک اختلافات بر سر میدان گازی آرش شد.

کمیته حقیقت یاب تشکیل شود

به گفته حسن مرادی، کارشناس انرژی، حق مالکیت میدان گازی آرش مستلزم تشکیل کمیته حقیقت یاب است.

این کارشناس گفت: میدان گازی آرش به طور مشترک در مرزهای سه کشور ایران، کویت و عربستان قرار دارد، اما مالک اصلی آن کیست موضوعی است که باید مشخص شود.

وی گفت: باید تلاش شود تا این موضوع به کمیسیون داوری عادلانه واگذار شود تا با مذاکره و ارائه اسناد به صورت مسالمت آمیز، حق مالکیت واقعی این میدان گازی بین سه کشور ایران، کویت و عربستان مشخص شود.

اگرچه طرفین به مذاکره علاقه نشان داده اند، اما مذاکرات بین آنها هنوز به نتیجه نرسیده است و ایران باید توجه داشته باشد که هرگونه تاخیر می تواند کویت و عربستان را در توسعه میدان بدون مشارکت ایران جدی تر کند.

به همین دلیل به ویژه در شرایط کنونی که روابط ایران با عربستان بهبود یافته است، ضرورت اتخاذ دیپلماسی قوی‌تر برای احقاق حقوق ایران در میدان گازی آرش بیش از پیش احساس می‌شود.

نکته مهم دیگر در اینجا این است که پرونده آرش می تواند معیاری برای شعارهای دوستی و حسن همجواری همسایگان جنوبی باشد.[2]

کشور عراق هم مدعی این میدان گازی شد

عبداللطیف نماینده سابق عراقی در کانال «UTV» گفت: «قانون دریایی تعیین کننده است و توافقنامه حقوق دریاها عامل فیصله دهنده اختلافات بین عراق، کویت، عربستان و ایران در این خصوص است.»

به گزارش راشاتودی، وی افزود: «این نقشه و این خط قرمز توسط کویت ترسیم شده که عراق را محدود کرده است. خط برش شده، مرز واقعی ماست و کل میدان الدره(آرش) متعلق به عراق است نه کویت و عربستان سعودی.»

همان طور که در سطور بالا اشاره شد پیش از این کویت و عربستان مدعی شده بودند که منابع طبیعی میدان گازی الدره(آرش) تنها حق مشترک این دو کشور است و طرف دگیری در آن حق ندارد.

میدان گازی آرش در دهه اخیر، محل اختلاف ایران با عربستان و کویت بوده است. ایران از یک سو و کویت و عربستان از سوی دیگر، همواره خود را مستحق بهره‌برداری از این میدان دانسته‌اند. افزایش تنش در روابط بین ایران و سعودی در سال‌های اخیر به این اختلافات دامن زده بود.

راه های حل و فصل این مناقشه

صاحب نظران و کارشناسان حوزه نفتی در خصوص حل و فصل این مناقشه معتقدند:

1- دستگاه دیپلماسی و وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران؛ باید محکم و منطقی و با توجه به مستندات تاریخی از حقوق مشروع و منافع ملی این سرزمین دفاع نمایند.

2- اختلاف مذکور را که اکنون محل مناقشه قرار گرفته است با مذاکره در چهارچوب دیپلماتیک حل و فصل نمود.

3- مرزهای آبی و سهم هر یک از کشورها در این میدان گازی مشترک تعیین شود.

4- ضرورت دارد در مذاکرات برای چگونگی توسعه میدان آرش تصمیم گیری گردد تا نسبت به حل و فصل آن اقدام شود.

5- ایران از حق مشروع خود کوتاه نخواهد آمد و در صورت حل نشدن این مناقشه از طریق مذاکرات دیپلماتیک؛ باید موضوع را با طرح دعوای حقوقی از مراجع و سازمان های صالح بین المللی در این زمینه پیگیری و به سرانجام رساند.

سه شنبه: 27 / 04 / 1402- 29 ذی الحجه 1444- 18 جولای 2023


[1] - میدان گازی آرش از میدان‌های گازی ایران است که در شمال خلیج فارس و در استان بوشهر قرار دارد. این میدان گازی از میادین مشترک ایران با کشورهای کویت و عربستان سعودی است. میدان گازی آرش از سوی دو کشور عربی میدان الدوره نامیده می‌شود. ذخیره در جای گاز طبیعی میدان آرش ۲۰ تریلیون فوت مکعب و ذخیره نفت خام درجای این میدان نیز نزدیک به ۳۱۰ میلیون بشکه برآورد می‌شود. میدان آرش در سال ۱۳۴۶ توسط شرکت ژاپنی کشف AOC شد.

2- Abdi. Mahnaz. Even One Millimeter. Tehran Times (TT ). July 17, 2023 - 16:32.



ارسال توسط افشار

كوشش كنيم رموز تاريخ را بفهميم

اسدالله افشار

تاريخ، آزمايشگاه بزرگ زندگی انسان ها است و در اين آزمايشگاه سربلندی و شکست اقوام، کاميابی و ناکامي ها، خوشبختي ها و بدبختي ها همه و همه به آزمايش گذارده شده است ونتائج عينی آن در برابر چشم ما قرار دارد، و ما می توانيم بخشی از مطمئن ترين دانش های خود را در زمينه مسائل زندگی از آن بياموزيم.

از نگاه اندیشمندان و صاحب نظران مورخ؛ «تاریخ»، شناسنامه و کارت شناسایی و هویتی ملت هاست. بالاتر، تاریخ کارنامه ملت هاست؛ و به تعبیر قرآن کریم در سوره الحاقه، کتابچه کار، تلاش و فعالیت افراد و جوامع است. عجیب هم هست هر کس که گذرش بر این کره خاکی برای مدت کمی هم افتاده باشد ـ ولو ساکن هم نشده باشد ـ کارنامه و پرونده برایش تشکیل می شود.

همان گونه که بیان شد باز تأکید می شود؛ تاریخ، آزمایشگاه بزرگ زندگی است. بسیاری از پدیده های اجتماعی فقط در آزمایشگاه تاریخ قابل تحقیق و بررسی اند نه هیچ آزمایشگاه دیگری. تاریخ، مایه طولانی شدن وبرکت پیدا کردن عمراست. تاریخ یعنی همراه شدن بامردان بزرگ تاریخ، انسان های شگفتی ساز؛انسان هایی که حلقه های اتصال یا انفصال دنیا های متفاوت و متضادند. تاریخ یعنی همراه شدن با شاهکارهای آفرینش؛ کسانی که زندگی شان مملو از اسرار، مملو از حماسه پرشور و ماجرا های جورواجور و رنگارنگ است و لذا بسیار اهمیت دارد و تاریخ اسلام هم به همین سیاق و بلکه برای ما به ویژه اهمیت مضاعفی دارد چرا که سرنوشت ما به طور مستقیم با اسلام و تاریخ و آینده آن گره خورده است.[1]

برخی دیگر از کارشناسان نیز به درستی براین اعتقادند که؛ تاريخ آئينه تمام نماى ملل گذشته است. درآن علل بدبختى نافرجامى، و يا پيروزى و كامرانى ملت ها منعكس ‍مى باشد. يكى از خوشبختى هاى ما همين است كه نخستين نفراتى نيستيم كه قدم به صفحه زمين گذارده ايم . چشم هاى بيدار ستارگان شاهد زندگى ميليون ها مردمى بوده است كه پيش از ما روى اين زمين زندگى داشته اند و داراى نشاط ها و غم ها، روشني ها وتيرگي ها، عشق ها و كينه ها، جنگ ها و صلح ها، هزاران صحنه مختلف زندگى بوده اند.

گرچه آنان بسيارى از اسرار زندگى خود را براى هميشه با خود به خاك برده اند و همراه وجودشان به درياى فراموشى ريخته شده است ، ولى قسمت هاى قابل توجه زندگى آنها را نويسندگان يا طبقه هاى زمين ويا ويرانه هاى به ظاهر ساكت، براى ما حفظ كرده ، وآزمايشگاهى بزرگ و پرقيمت ازآن براى ما ساخته اند.

مطالعه صفحات تاريخ پيشينيان، بررسى در لابه لاى طبقات زمين و دقت در آثار پرشكوه و عبرت انگيزآنها بسيار آموزنده است و عمر ما را به مقياس قابل ملاحظه اى زياد مى كند.

مگر نه اين است كه حاصل عمر جز يك مشت تجربه چيزى نيست ؟! آيا تاريخ عاليترين تجربيات را در اختيار ما نمى گذارد؟! مگر نه تاريخ آئينه تمام نماى زندگى ملل گذشته است و در آن علل بدبختى و نافرجامى و يا پيروزى و كامرانى ملت ها منعكس مى گردد؟!

كتاب آسمانى ما قران کریم دستور مى دهد كه زندگى اقوام گذشته را بخوانيم و از خصوصيات زندگى آنها درس عبرت بگيريم .

تاريخ بهترين راهنماى نسل حاضر است و تدريس آن بمراتب از تدريس فيزيك و شيمى فيزيك و شيمى مشكلتر مى باشد. مسائل فيزيك و شيمى فرمول دارد. اگر استاد برفرمولها مسلط باشد به خوبى مى تواند از عهده تدريس بر آيد، اما تاريخ غور و بررسى و با اصطلاح اجتهاد و قضاوت لازم دارد. معلمان تاريخ تا اين قوه را در خود احساس ‍ نكنند نمى توانند از عهده نتايج عالى تاريخ بر آيند. بنابراين هر شخص تاريخ ‌دان را نمى توان مورخ ناميد.

هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست

نه هر كه سر بتراشد قلندرى داند (حافظ)

كوشش كنيم رموز تاريخ را بفهميم ، والا سرودن تاريخ سودى ندارد. رموز تاريخ همان داروهاى تلخ تاريخ است كه انسان پس از دقت كامل به دست مى آورد و مى تواند بيماريهاى فردى و اجتماعى را معالجه كند.[2]

در هر صورت پژوهشگران در پژوهش های گسترده خود یادآور شده اند؛ تاريخ سرگذشت ملت هاست، آناني كه در گستره زمانْ جاودانه مانده اند و آناني كه خودشان و آداب و رسومشان آرام آرام به نابودي، پراكندگي و فراموشي سپرده شده اند. جذابيت اين سرگذشت ها، انسان را به مطالعه تاريخ مي كشاند. اما قرآن مجيد افق ديگري از مطالعه تاريخ و بررسي احوال پيشينيان را به رويمان مي گشايد.

دراين كتاب مقدس حیات بخش زندگی ساز؛ سيردرزمين، گردش درآفاق ومطالعه داستان گذشتگان؛ سرگرمي، قصه گويي و يا افسانه پردازي نيست. مراجعه به تاريخ براي روشن شدن اذهان، پند و عبرت گرفتن از وقايع و حوادث، الگوپردازي از شخصيت هاي برجسته و در نتيجه، پيش گرفتن راه تقوا و پرهيزگاري است. تاريخ، آيينه تمام نماي ملت هاست و تأمل و تدبردر آن، ضعف ها و قوت هاي اقوام و ملل و نيز علل پيروزي ها و شكست ها را مي نماياند.

تاريخ، خوب و بد و زشت و زيبا را در منظر انسان مي نشاند و رفتار و كُنش و واكنش او را متأثر مي سازد. روز و ماه و سال، واحدهاي سنجش زمان و ظرف وقوع حوادث و پيشامدهاست كه گذر و تكرار ظاهري آنها بهانه اي براي يادآوري شيريني ها و تلخ كامي هاي رخ داده است.[3]

به تعبير ديگر، حاصل زندگی انسان- از يک نظر- چيزی جز تجربه نيست و تاريخ در صورتی که خالی از هر گونه تحريف باشد، محصول زندگی هزاران سال عمربشر است که يکجا در دسترس مطالعه کنندگان قرار داده می شود درست به همين دليل اميرمؤمنان علی(ع) دراندرزهای حکيمانه اش به فرزندش امام مجتبی(ع) مخصوصاً روی اين نکته تکيه کرده و می فرمايد:

" پسرم ! درست است که من به اندازه همه کسانی که پيش از من می زيسته اند عمر نکرده ام، اما در کردار آنها نظر افکندم، و در اخبارشان تفکر نمودم، و در آثارشان به سيرو سياحت پرداختم، تا بدانجا که همانند يکی از آنها شدم، بلکه گويی بخاطر آنچه از تاريخشان به من رسيده، با همه آنها از اول جهان تا امروز بوده ام، من قسمت زلال و مصفای زندگی آنان را از بخش کدر و تاريک بازشناختم ، و سود و زيانش را دانستم ، و از ميان تمام آنها قسمت های مهم و برگزيده را برايت خلاصه نمودم".[4]

بنابراين: تاريخ آئينه ای است گذشته را نشان می دهد و حلقه ای است که امروز را با ديروز متصل می کند، و عمر انسان را به اندازه ی خود بزرگ می نمايد! تاريخ معلمی است که رمز عزت و سقوط ملت ها را باز گو می کند، به ستمگران اخطار می دهد، سرنوشت شوم ظالمان پيشين را که از آنها نيرومند تر بوده اند مجسم می سازد ، به مردان حق بشارت می دهد و به استقامت دعوت می کند، و آنها را در مسيرشان دلگرم می سازد.تاريخ چراغی است که مسير زندگی انسانها را روشن می سازد، و جاده ها را برای حرکت مردم امروز باز و هموار می کند.

تاريخ تربيت کننده انسان های امروز و انسان های امروز سازنده تاريخ فردايند. خلاصه تاريخ يکی از اسباب هدايت الهی است.البته بايداين نکته را در نظر داشت که به همان اندازه که بيان يک تارخ راستين ، سازنده و تربيت کننده است، تاريخ های ساختگی و تحريف يافته، فوق العاده مايه گمراهی است و به همين دليل آنها که دل های بيماری دارند، سعی کرده اند با تحريف تاريخ انسانها را فريب دهند واز راه خدا باز دارند و نبايد فراموش کنيم که تحريف تاریخ از سوی قلدران عیاش سلطه خواه سلطه گردرطول اعصار و قرون فراوان بوده و چه فجایع شرم آوری که آنان برای رسیدن به امیال پلید فاشیستی خود در قالب دموکراسی و حقوق بشر بر سر ملل محروم در نیاروده اند. تاریخ پراست از این گونه جفاها و ستم های ناروا در حق جامعه بشری که گویی تمامی هم ندارد!

دوشنبه: 26 / 04 / 1402- 28 ذی الحجه 1444- 17 جولای 2023


[1] - تاریخ؛ آزمایشگاه بزرگ زندگی. گفتگو با دکتر محمد نصیری. مجله معارف/ مهر و آبان 1392 / شماره 99.

[2] - شهدی؛ فاطمه. فرزندم! چنین باش;ترجمه نامه سی و یکم نهج البلاغه/ قسمت اول- مجله پرسمان بهمن 1386، شماره 62.

[3] - اداره كل پژوهش مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما.

[4] - نهج البلا غه/ نا مه 31.



ارسال توسط افشار

سفرموفقیت آمیزرییسی به قاره سیا؛ سرزمین فرصت ها

اسدالله افشار

رئیسی روز چهارشنبه 21 تیر ماه سال جاری تهران را به مقصد آفریقا ترک کرد تا با کشورهای دوست کنیا، اوگاندا و زیمبابوه دیدار کند تا روابط ایران با آفریقا را تقویت کند و درها را برای مشارکت سیاسی و اقتصادی بیشتر باز کند.

رئیسی در سفر خود به سه کشور از مسجد ملی اوگاندا بازدید کرد و با بازرگانان دیدار کرد و همچنین از قهرمانان استقلال زیمبابوه ادای احترام کرد.

پنجشنبه 22تیرماه رییسی در زیمبابوه

رئیسی در آخرین مرحله از تور سه کشور خود، روز پنجشنبه 22تیرماه در هراره فرود آمد و در آنجا مورد استقبال همتای زیمبابوه ای خود امرسون منانگاگوا قرار گرفت. در همان روز، رئیسی و منانگاگوا جلسه ای غیرعلنی برای بررسی موضوعات و موضوعات مختلف برگزار کردند. نمایندگان ایران و زیمبابوه در مورد توسعه روابط دوجانبه گفتگو کردند.

گفتنی است مردم زیمبابوه در بدو ورود رئیسی در حالی که عکس هایی از رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای و سردار قاسم سلیمانی قهرمان برجسته ایران در مبارزه با تروریسم را در دست داشتند، در فرودگاه حراره تجمع کردند.

رؤسای جمهور دو کشور برای تقویت روابط دوجانبه، 12 توافقنامه را در زمینه های مختلف، از مخابرات گرفته تا انرژی، امضا کردند که می تواند زیمبابوه را قادر سازد از نوآوری و فناوری ایران استفاده کند و برای کمک به نوسازی کشاورزی، کارخانه تراکتورسازی بسازد. علاوه بر این، دو کشور توافق کردند که در زمینه های تحقیقاتی، علمی و فناوری و همچنین انرژی، کشاورزی، دارو و مخابرات با یکدیگر همکاری کنند.

رئیسی درباره تحریم‌های آمریکا علیه ایران و زیمبابوه گفت: جمهوری اسلامی برای تقویت روابط اقتصادی سخت‌تر تلاش خواهد کرد.

روز چهارشنبه 21تیرماه دیدار رییسی با دو همتای کنیایی و اوگاندایی خود

دیدار اول با رییس جمهور کنیا

رئیسی با هدف افزایش ۱۰ برابری همکاری‌های اقتصادی و تجاری کنیا را برای نخستین مقصد سفر برگزید و تصریح کرد: همچنان که در مدتی کوتاه توانستیم حجم روابط تجاری خود را به ۸ برابر برسانیم، این امکان وجود دارد که با اراده دو طرف این میزان به ۲۰ و ۳۰ برابر برسد.

کنیا کشوری با بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین اقتصاد در شرق آفریقا؛ اولین مقصد سفر رئیس جمهور رییسی در سفری سه روزه به کشورهای آفریقایی بود. در جریان این سفر رئیس جمهوربا آقای «ویلیام سامویی روتو» رئیس جمهوراین کشوردیداروگفتگو کرد و هیئت‌های عالی‌رتبه دوکشور ۵ سند مهم همکاری را به امضا رساندند. بازدید از خانه نوآوری و فناوری ایران در نایروبی و نشست با تجار و فعالان اقتصادی ایران و کنیا از جمله برنامه‌های سفر رئیسی به کنیا بود.[1]

«ویلیام روتو» رئیس‌جمهور کنیا نیز در این نشست، سفر رئیس جمهور اسلامی ایران به نایروبی را سرآغاز فصل جدیدی در روابط دو کشور دانست و بر علاقمندی کشورش برای توسعه تعاملات تجاری و سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگردی، شیلات و کشاورزی و تجهیزات پزشکی و دارویی با تهران تأکید کرد.

لازم به ذکر است که امروز اتحادیه آفریقا 29 عضو دارد و هر توافقی با هر یک از این کشورها می تواند تا حدزیادی دست کشورمان را برای حضوردراین بازاربزرگ هزار میلیارددلاری بازکند.کنیاازجمله کشورهای مهم و اصلی دراتحادیه آفریقاست که نزدیکی ما به این کشورچنین فرصتی برای ما ایجاد می کند و می تواند ایران را از انزوایی که طرف های غربی برای ایران برنامه ریزی کرده اند، خارج کند.

دیدار دوم با رییس جمهور اوگاندا

رئیس جمهور ایران در دیدار دوم روز چهارشنبه با همراهی هیئتی بلندپایه در کاخ ریاست جمهوری در کامپالا از سوی یووری کاگوتا موسوینی همتای اوگاندایی خود به طور رسمی مورد استقبال قرار گرفت و پس از آن هیأت های دو طرف دیدار و گفتگو کردند.

مقامات عالی رتبه ایران و اوگاندا با حضور روسای جمهور دو کشور چهار تفاهم نامه همکاری در زمینه لغو روادید، همکاری های کشاورزی و تشکیل کمیسیون دائمی مشترک بین دولتی امضا کردند.

طرفین همچنین بیانیه سیاسی مشترکی صادر کردند.

رئیسی در یک کنفرانس خبری مشترک، غرب را به دلیل استفاده از حقوق بشر به عنوان ابزار سیاسی مورد انتقاد قرار داد و تأکید کرد که ایران در خط مقدم حمایت از حقوق بشر جهانی قرار دارد.

وی تصریح کرد: استعمار غرب با بهره برداری از موضوع حقوق بشر و استفاده از آن به عنوان ابزار سیاسی و اعمال استانداردهای دوگانه به دنبال اعمال فشار بر ملت های مستقل است.

وی با بیان اینکه ارتقای حقوق بشر یک وظیفه مشترک است، گفت: در جمهوری اسلامی قویاً فکر می‌کنیم که پیشتاز حفظ حقوق بشر هستیم.

رئیس جمهور ایران خاطرنشان کرد: در حالی که غرب وانمود می کند که از حقوق بشر حمایت می کند، در واقع از کسانی که به آنها ظلم شده دفاع می کند، در حالی که ما حامیان واقعی آن هستیم.

رئیس جمهور ایران در ادامه تأکید کرد: باید از صادرات مواد خام به غرب طبق خواسته کشورهای امپریالیستی خودداری شود.

«غرب و استکبار جهان می‌خواهند ملت‌ها منابع اساسی و نفت را به جای تبدیل به کالاهای با ارزش، صادر کنند. در نتیجه تمام تلاش ما در ایران معطوف به توقف خام فروشی است.

رئیس جمهور ایران همچنین از تعمیق روابط با اوگاندا و دیگر کشورهای آفریقایی حمایت کرد.

بازگشت موفقیت آمیز رییس جمهور به ایران

رئیسی بامداد روز جمعه23 تیرماه پس از بازگشت از آفریقا در فرودگاه مهرآباد تهران بر لزوم تقویت ارتباطات با کشورهای آفریقایی تأکید کرد و در عین حال این قاره را سرزمین فرصت‌هایی خواند که نباید ظرفیت‌های آن را دست کم گرفت.

وی افزود: ما برای روابط خود با قاره آفریقا ارزش قائل هستیم، همانطور که با کشورهای آسیایی و سایر مناطق ارزش قائل هستیم و نباید از این قاره که پر از فرصت است غافل شویم.

وی هدف اولیه سفر خود را افزایش «عمق استراتژیک» ایران عنوان کرد.

رئیس جمهور تأکید کرد: بسیاری از کشورهای آفریقایی از زمان انقلاب اسلامی 1979 با ایران ارتباط دیپلماتیک برقرار کرده اند و این کشورها مشتاق هستند روابط خود را با تهران از طرق مختلف تقویت کنند.

رئیسی همچنین با اشاره به ضرورت بهبود روابط با کشورهای آفریقایی خاطرنشان کرد: این کشورها دارای منابع طبیعی و معدنی فراوان و همچنین فرصت‌ها و زمینه‌های آینده برای همکاری نزدیک‌تر هستند.

وی هدف از سفر سه کشور آفریقایی خود را علاوه بر گسترش روابط اقتصادی و تجاری با این کشورها، معرفی محصولات دانش بنیان متخصصان ایرانی به بازارهای جدید عنوان کرد.

رئیس جمهور یکی از اهداف سفر خود به آفریقا را تامین منابع خام و کشت فراسرزمینی از موضوعاتی عنوان کرد که به آن نیز پرداخته شد.

رئیسی همچنین گفت: توافقاتی با کشورهای آفریقایی برای مبادلات پایاپای انجام شده است که در آن ایران در ازای تحویل محصولات پتروشیمی، مایحتاج اولیه را دریافت می کند.

بر این اساس دفاتری در هر سه کشور ایجاد شد تا گامی مؤثر در تسهیل و تقویت «ارتباطات و همکاری‌های ما در حوزه‌های مختلف» برداشته شود.

وی گفت: تبادلات علمی و فنی از دیگر موضوعات مورد بررسی در این سفر بود.

در باره این سفر

1- با سفر سید ابراهیم رئیسی به آفریقا طلسم یازده ساله شکسته شد. امید است این سفر به قاره سیاه با توجه به سیاست خارجی متعادل و سازنده دولت سیزدهم و با عنایت برادامه دیپلماسی در جغرافیای دوردست، بتواند با تعاملات بسیار گسترده بین المللی در عرصه های سیاسی و اقتصادی[2] و فرهنگی، آثار وضعی و مثبت بر روند مناسبات ایران باکشورهای آفریقایی داشته باشد واز این رهگذر دستاوردهای شایانی نصیب هر4 کشور گردد.

2-توسعه مناسبات با کشورهای آفریقایی با توجه به ظرفیت‌های دیپلماتیک آن هم در چارچوب رویکردهای مبتنی بر پیگیری اهداف و منافع ملی؛ بیانگر آن است که ایران منزوی نیست و می تواند سیاست های بین المللی خود را بدون ارتباط باغرب و سه کشور شرور اروپایی تحت سیطره غرب به پیش ببرد بدون آن که به آن ها امتیازی دهد و سلطه ایشان را بپذیرد.

3- رییسی هم اکنون به دنبال تحقق وعده داده شده خود در زمان انتخابات ریاست جمهوری است تا توسعه سیاست خارجی همه‌جانبه‌اش را فراتر از موضعگیری‌های اعلامی به عمل تبدیل نماید؛ و ارتباط با 54 کشور آفریقایی که هم عضو سازمان کنفرانس اسلامی هستند و هم قریب به اتفاق آنها از اعضای جنبش عدم تعهد محسوب می‌شوند، می تواند این مهم را محقق سازد.

4-این تحرک دیپلماتیک ایران که در سطح بین المللی پررنگ شده است آمریکاییان را به وحشت انداخته تا جایی که اندیشکده امریکایی «شورای آتلانتیک» اخیراً در گزارشی، دولتمردان آمریکایی را متوجه پررنگ شدن تدریجی نقش ایران در کشورهای آفریقایی کرده است.

گزارش این اندیشکده با بیان اینکه «وقتی از رقابت بین قدرت‌های بزرگ در آفریقا صحبت می‌شود «جو بایدن» نباید از ایران به عنوان یک رقیب چشم‌پوشی کند»، آورده است: «ایران در پی مقابله با نفوذ غرب و بویژه ایالات متحده امریکا در آفریقاست و با عناصری همکاری می‌کند که مخالف استعمار و پیگیر یک مسیر مستقل‌تر خارج از نفوذ استعمارگرهای غربی هستند. دولت «بایدن» برای محافظت از متحدان خود در آفریقا و حفظ منافع ایالات متحده در آن، نمی‌تواند تنها بر حضور رو به رشد چین و روسیه در آن متمرکز باشد و باید نفوذ عمیق‌تر تهران در آفریقا را هم جدی بگیرد، زیرا چالشی فزاینده را برای سیاست آمریکا در آفریقا ایجاد می‌کند.»[3]

5- صاحب نظران ضمن تأکید بر فرصت های اقتصادی با اهمیت این سفردر قاره سیاه، براین باورند که به ابعاد سیاسی آن نیز باید با دقت هرچه بیشتر توجه شود و از عمق استراتژیکی آن غفلت نگردد. بنابراین جناب رییس جمهوررییسی باآگاهی و انتخاب این مسیردرست نشان دادکه درسیاست خارجی نگاه متوازن و متعادل را دنبال می کند و منافع ملی را معطل ارتباط با غرب وچندکشور اروپایی مزورتحت سلطه غرب نخواهدکرد و لذا رییسی با اراده عملی خود درسفرهای منطقه ای وبین المللی ثابت کردکه ایران با اقتدارخواهان تعامل باهمه کشورهای دنیابه جزبا اسرائیل می باشد و توجهش تنها معطوف به غرب نمی باشد، بنابراین باید ابعاد سیاسی این سفر به درستی تحلیل شود و روابط کشور ما با کشورهای آفریقایی که تأثیرگذار در معادلات جهانی و بین المللی هستند اصلاح و تقویت گردد و از خطا ها و اشتباهات راهبردی و حالت انفعالی خارج گردد.[4]

جمعه: 23 / 04 / 1402- 25 ذی الحجه 1444- 14 جولای 2023


[1] - موقعیت کنیا این فرصت را برای ایران فراهم می‌کند که از طریق این کشور به بازارهای کشورهای دیگر در این منطقه دسترسی داشته باشد. کنیا یکی از کشورهای مهم شرق آفریقا است و گسترش روابط با این کشور در حوزه‌های مختلف می‌تواند باعث افزایش حضور در منطقه شرق آفریقا به‌عنوان نزدیک‌ترین دروازه ورودی به آفریقا شود.

[2] - در اشاره به رویکرد دیپلماسی اقتصادی دولت سیزدهم می‌توان به آمار قابل ملاحظه‌ای اشاره داشت که در دو سال گذشته در روند افزایش صادرات غیرنفتی حاصل شده است. ظرفیت خرید بازار کشورهای آفریقایی به بیش از ۱۰ میلیارد دلار کالای ایرانی می‌رسد و این در حالی است که به گفته سیدرضا فاطمی‌امین، وزیر سابق صنعت، معدن و تجارت، صادرات ایران به آفریقا در سال گذشته ۱۰۰ درصد افزایش یافته است.

[3] - ایران: دوشنبه 19 تیر ماه 1402- شماره 8228.

[4] - تقویت این حضور سیاسی با تقویت نمایندگی های ایران در آفریقاست. این که ما از 54 کشور آفریقایی تنها در 21 کشور سفارت داریم و هیچ پرواز مستقیمی نیز به این قاره از ایران وجود ندارد ،اشتباهی راهبردی است که باید به سرعت جبران و رفع شود . اگرچه توقع ایجاد سفارتخانه در همه این کشورها توقع بالایی به شمار می‌رود ،اما حداقل 40 کشور آفریقایی این ظرفیت را دارند و می توانند میزبان سفیر جمهوری اسلامی باشند و در بقیه کشورها نیز از سفرای آکرودیته استفاده کنند تا ارتباطات میان تهران و پایتخت های آفریقایی مستقیم و سریع صورت گیرد. (محمدی؛ هادی. فرصت‌های سیاسی در آفریقا. خراسان: پنجشنبه 22 تیر ماه 1402- شماره 21259 )



ارسال توسط افشار

کودتای قضایی نتانیاهو؛ نوید فروپاشی اسرائیل

اسدالله افشار

به عنوان اولین گام جدی در راستای طرح سیاسی/قانونی ائتلاف حکومتی اسرائیل که اکنون به عنوان «کودتای قضایی»شهرت یافته است، اکثریت 64 نماینده کنست 10جولای 2023( دوشنبه 19 تیر1402) به مرحله اول اصلاحات رأی مثبت دادندو بلافاصله پس از قرائت نتایج، میان اعضای ائتلاف و مخالفان تنش ایجاد شد. موافقان و مخالفان اين طرح آن‌قدر با هم داراي اختلاف‌نظر هستند كه هيچ‌كدام حاضر به عقب‌نشيني و كوتاه آمدن در برابر ديگري نيست. [1]

این طرح نتانياهو-تغييرقوانين قضايي و حذف نظارت ديوان عالي بر مصوبات كنست (پارلمان رژيم صهيونيستي)- از نگاه تحلیل گران از یک سو بلاي جان رژيم اشغالگر قدس شده و از سوی دیگر باعث ايجاد عميق‌ترين شکاف های بحران زای اجتماعي از تاريخ شكل‌گيري رژيم غاصب کودک کش صهیونیستی شده است.

یکی از جنجالی ترین چهره های این روزها، ایتمار بن گویر[2] در مورد تصمیم کنست اظهار نظر کرده و گفته است: «ما با یک استدلال منطقی شروع کردیم. زمان بازگرداندن قدرت به مردم و توقف سلطه حکومت نظامی فرا رسیده است.»

یایرلاپید، رهبراپوزیسیون اسرائیل از این اقدام چنان آزرده شد که نتوانست خشم او را مهار کند. لاپید گفت: «دولت، مانند دزدان، قانون را در نیمه شب تصویب کرد وثابت کردکه چیزی جزقوانین فاسد ضد دموکراتیک، مطابق با منافعش نیست.

از آنجایی که گروه های مختلف پیش از این تهدید کرده بودند که در صورت تصویب اصلاحات قضایی، تظاهرات و اعتصابات را آغاز خواهند کرد، تقریباً تمام شهرهای فلسطین اشغالی از اوایل صبح روز بعد شاهد تجمعات، اعتراضات، اعتصابات و بسته شدن خیابان های اصلی و بزرگراه ها بود. بیشتر این تظاهرات با سرکوب خشونت آمیز پلیس و نیروهای امنیتی روبرو شد تا جایی که حتی کارکنان مطبوعات نیز از آن در امان نبودند. در یک مورد، تعدادی از عکاسان روزنامه اسرائیلی هاآرتص توسط پلیس دستگیر شدند.

اسرائیلی‌هایی که هم‌اکنون در خارج از فلسطین اشغالی زندگی می‌کنند، سعی کردند از کشورهای دیگر به تظاهرات بپیوندند، اما مقامات اسرائیلی ورود آنها به اسرائیل را ممنوع کردند و ساعت‌ها در فرودگاه‌های مبدا نگهداری شدند.

این معترضان در داخل فرودگاهی که در آن گیر افتاده بودند تظاهراتی ترتیب دادند که باعث ایجاد مشکلاتی برای سایر مسافران شد. در بحبوحه تنش ها، گروهی متشکل از 300 نفر از نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل از یگان های سایبری، خروج رسمی خود را از خدمات داوطلبانه اعلام کردند. یکی دیگر از صداهای بلند علیه کودتا، صدای رئیس اتحادیه کارگران اسرائیل بود که تهدید کرد در صورت تشدید اوضاع از قدرت اتحادیه استفاده خواهد کرد.

نکته جالب اینکه برخی صهیونیست ها با سوءاستفاده از اوضاع ناآرام این روزهای سیاه حاکم بر رژیم صهیونیستی از آب گل آلود ایجاد شده توسط کودتای جنجالی قضایی، ماهی خود را صید کرده و کل یک خانواده فلسطینی را از خانه خود که از اجدادشان در شهرقدس به ارث برده بودند، بیرون کردند و کلید آن را به یک خانواده اسرائیلی/صهیونیستی تحویل دادند تا در آن ساکن شوند! خباثت این صهیونیست های جانی غاصب تمامی ندارد و در هر برهه ای به گونه ای ذات پلید خود را به جهانیان نشان می دهند تا آشکار شود این رژیم فاسد افراطی تروریستی جنایتکار تا به کجا حاضر است برای رسیدن به مطامع نفسانی خود و اجرایی کردن نقشه های پلید کثیف غیرانسانی خود دست به چه فجایع تأسف باری زنند.

اگر اعتراضات اسرائیلی ها در سرزمین های اشغالی در مخالفت با سیاست های افراطی نتانیاهو و کابینه او به هفته بیست و ششم کشیده شده است، حکایت از آن دارد که نتانیاهو روزهای سختی را در پیش رو دارد و باید دست ازاصلاحات جهت دارسیاسی خود بردارد و از آن ها عقب نشینی نماید و در صورت اصرار برسیاست های افراطی شکست خورده اش باید منتظر عواقب تصمیمات غلط تنش آفرین چالش برانگیزخود باشد.

شاید بتوان شکست مفتضحانه نتانیاهو در يورش به جنين را که قرار بود تا یک هفته ادامه یابد اما در ظرف 48 ساعت با مقاومت جانانه گروه های جهادی مردمی خاتمه یافت، اوج تزلزل او و ارتش متزلزلش دانست که دوران پرتنش آشفته ای را تجربه می کنند که تا به امروز نظیرش را نداشته و یا کمتر با آن مواجه بوده اند. در هرحال هم نتانیاهو و هم ارتش رژیم غاصب صهیونیستی به خوبی به قدرت پوشالی خود واقفند و می دانند از توان و استقامت و آمادگی روحی مناسبی برخوردار نیستند و چنان چه بخواهند در کنار نتانیاهو قرار بگیرند و مانع از طرح های افراطی او و تندروها نشوند به طور قطع هرج ‌و مرج و آشوب، جامعه صهيونيستي را فرا خواهد گرفت و این نظام فاشیستی را به روزهای نابودی و مرگش نزدیک خواهد ساخت و مسلما جهانیان در آینده نزدیک شاهد فروپاشی داخلی رژیم غاصب جعلی بدست خودشان خواهد بود.

در هر حال پارلمان اسراییل روز دوشنبه 19 تیر 1402 با وجود اعتراضات و مخالفت‌های گسترده بالاخره به طرح پیشبرد بازنگری در سیستم قضایی این کشور که از سوی دولت تندرو بنیامین نتانیاهو حمایت می‌شود رأی داد.

در حالی که ده‌ها هزار اسرائیلی در خیابان‌های مجاور کنسب تجمع کرده بودند و اعتراض خود را در بوق و کرنا می‌کردند، نمایندگان مجلس به این طرح رای مثبت اولیه دادند. بنیامین نتانیاهو بلافاصله پس از رای‌گیری مقدماتی در حساب توییتر خود به این مسئله واکنش نشان داد و نوشت: «یک شب عالی، یک روز عالی».

از ابتدا هم به نظر می‌رسد که نتانیاهو با در اختیار داشتن ۶۴ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست، بتواند همراهی پارلمان را برای پیشبرد این طرح به همراه داشته باشد. بعد از هشت ساعت جلسه میان نمایندگان در نهایت، با ۶۳ رأی موافق در مقابل ۴۷ رأی مخالف، لایحه جنجالی کابینه راستگرا، برای کاهش اختیارات دستگاه قضایی در مرحله اول خود تصویب شد.

این در حالیست که نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اکثر اسرائيلی‌ها می‌خواهند دست‌کم امکان گفتگو با منتقدان این طرح نیز فراهم شود و از شدت این تغییرات کاسته شود.

بلافاصله پس از انتشار این خبر، ارزش شیکل، واحد پول اسرائيل سقوط کرد. بسیاری از اقتصاددانان هشدار داده‌اند که این اصلاحات می‌تواند به فرار سرمایه‌گذاران و سرمایه‌گذاری در اسرائيل منجر شود.

طرفداران اما این هشدارها را سیاسی کاری می‌نامند. موشه گافنی، رئيس کمیته مالی کنست و رئیس یکی از احزاب اولترا ارتدوکس اسرائيل در این خصوص می‌گوید: «هیچ ارتباطی بین اصلاحات سیستم قضایی و هر ضربه‌ای که احتمالا به اقتصاد اسرائیل وارد شود، وجود ندارد. تمام اتهاماتی که در این خصوص می‌زنند سیاسی کاری است.» نمایندگان اپوزیسیون اما به بیانیه گافنی اعتراض کردند و کمیته مالی کنست را سیرک خواندند.

در هفته‌های اخیر چندین هزار نفر هر روز در خیابان‌های شهرهای بزرگ اسرائيل در اعتراض به این طرح دولت نتانیاهو به خیابان‌ها می‌آمدند تا نارضایتی و خشم خود را نسبت به تصویب احتمالی آن ابراز دارند. با این حال دولت نتانیاهو بی‌توجه به این اعتراضات تاکید می‌کرد که به کار خود ادامه می‌دهد.

نتانیاهو روز گذشته در واکنش به این اعتراضات گفته بود: «تظاهرکنندگانی که از دموکراسی صحبت می‌کنند، زمانی که نمایندگان منتخب را از حق اساسی در یک دموکراسی محروم می‌کنند در واقع خودشان پایان دموکراسی را رقم می‌زنند.»

این لایحه البته هنوز به صورت قطعی به تصویب نرسیده است. پس از رأی مثبت در دور نخست، باید در قرائت‌های دوم و سوم نیز به رای گذاشته شود و در نهایت رای‌گیری نهایی درباره این دو مرحله در یک جلسه در پارلمان اسرائيل برگزار خواهد شد. در صورتی که در نهایت کنست با آن موافقت کند، این لایحه به قانون تبدیل خواهد شد.

دولت می‌گوید این اصلاحات برای پایان دادن به نفوذ بیش از حد به سیاست توسط دادگاه عالی قضایی طراحی شده است. منتقدان اما استدلال می‌کنند که نتانیاهو که در حال حاضر به اتهام اختلاس پرونده باز قضایی دارد و در حال محاکمه است، به دنبال تغییرات قانونی است که به کنترل و تعادل دموکراتیک اسرائيل آسیب می‌زند و زمینه برای فرار نخست وزیر از این پرونده‌های قضایی را فراهم می‌کند. مخالفان نتانیاهو همچمنین می‌گویند اجرای این اصلاحات ضمن تقویت فساد در کشور، انزوی دیپلماتیک برای اسرائيل را نیز به همراه خواهد داشت.

یائيرلاپید، رهبر اپوزیسیون در واکنش به این تصمیم کنست، خطاب به اعضای ائتلاف نتانیاهو گفت: «تاریخ شما را به خاطر این شب قضاوت خواهد کرد. به‌خاطر آسیبی که شما به دموکراسی، اقتصاد و امنیت زدید، مشخص است که شما در حال گسستن اسرائیلی‌ها هستید و این مسئله برایتان اهمیتی ندارد.»

اين بحران مي‌تواند قدرت و بازدارندگي را از ارتش رژيم صهيونيستي بگيرد. خلبانان معترض در بيانيه‌اي هشدار دادند كه اگر طرح نتانياهو در روز دوشنبه تصويب شود، همه ما روز سه‌شنبه برای دفاع از دموکراسی با قدرت قیام خواهیم کرد، قيامي كه مثل آن را تا امروز ندیده‌ايد.

«عامی ایالون»؛ رئیس سابق سرویس‌های امنیت عمومی رژیم صهیونیستی موسوم به شاباک نيز به وضعيت بحراني در ارتش رژيم صهيونيستي اشاره كرده و هشدار داده است كه شکاف و چنددستگی عمیق‌تر از هر زمان ديگري است و کودتای قضایی ارتش ما را نابود خواهد کرد. همچنين سازمان‌دهندگان اعتراضات در تل‌آويو اعلام كرده‌اند كه اگر روز دوشنبه طرح نتانياهو تصويب شود، روز بعد را روز مقاومت در برابر نتانياهو اعلام خواهيم كرد.

در هر صورت باید منتظر ماند و دید آیا فروپاشی و نابودی مرگ اسرائیل بدست خودشان که کلید خورده است در چه زمانی تحقق خواهد یافت. بدون شک اسرائیل نابود خواهد شد و طومارش در هم پیچیده خواهد شد و شاید این طرح نتانياهو مقدمه این اتفاق بزرگ تاریخی باشد...

چهارشنبه: 21 / 04 / 1402- 23 ذی الحجه 1444- 12 جولای 2023


[1] - موافقان طرح نتانياهو درواقع صهيونيست‌هاي مذهبي تندرو معروف به حريدي‌ها هستند كه از وضعيت سكولاريست جامعه صهيونيستي ناراضي هستند. حريدي‌ها از نظر جمعيتي كمتر از 15 درصد جمعيت جامعه صهيونيستي را تشكيل مي‌دهند، اما اكنون در ائتلاف با نتانياهو توانسته‌اند به قدرت مطلقه دست يابند. نتانياهو براي جلوگيري از فروپاشي كابينه خود حلقه به گوش تندروها شده و در حقيقت نتانياهو مجري اوامر صهيونيست‌هاي تندرو است. از سوي ديگر، مخالفان نتانياهو و طرح جنجالي او جمعيت زيادي از ساكنان مناطق اشغالي هستند و معتقدند كه اگر نتانياهو طرح افراطي خود براي تغيير قوانين قضايي و حذف نظارت ديوان عالي بر كنست را اجرا كند، اين طرح نقطه پايان رژيم صهيونيستي خواهد بود. مخالفان مي‌گويند با اجراي طرح نتانياهو دستگاه قضايي تضعيف خواهد شد و حريدي‌ها با تصويب قوانين عجيب و غريب باعث فرار گسترده سرمايه از جامعه صهيونيستي خواهند شد. از هم‌اكنون هم زمزمه به‌هم‌ريختگي و آشفتگي در جامعه صهيونيستي شنيده مي‌شود.( کیهان: دوشنبه 19 تیر ماه 1402- شماره 23343)

[2] - بن‌گویر که سال ۱۹۷۶ در اورشلیم به دنیا آمد و پدر و مادرش مهاجران یهودی عراقی بودند، در ۱۶ سالگی به «کاخ» ملحق شد؛ جنبش ملی‌گرای افراطی‌ای که آمریکا آن را یک سازمان تروریستی محسوب می‌کند. رهبری کاخ را «مئیر کاهان» به عهده داشت؛ ملی‌گرای خشونت‌طلب و عرب‌ستیزی که خواستار سلب تابعیت اعراب اسرائیلی شده بود. «باروخ گلدشتاین» یکی دیگر از طرفداران کاخ، همان کسی است که سال ۱۹۹۴ در مسجدی [در شهر الخلیل] در کرانه‌ی باختری اشغالی ۲۹ فلسطینی را کشت. بن‌گویر تا پیش از آن‌که وارد سیاست شود، پوستری از گلدشتاین را در خانه‌اش آویزان کرده بود. شهرت بن‌گویر به سال ۱۹۹۵ برمی‌گردد؛ زمانی که پس از معافیت از خدمت اجباری در ارتش اسرائیل به خاطر دیدگاه‌های افراطی‌اش، «اسحاق رابین» نخست‌وزیر وقت اسرائیل [که پای چندین توافق صلح با فلسطینی‌ها را امضا کرده بود]، را در یک برنامه‌ی تلویزیونی تهدید کرد و گفت «به حسابش خواهم رسید.» رابین سه هفته بعد توسط یک ملی‌گرای افراطی اسرائیلی ترور شد. بن‌گویر به دستور بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر سابق، به عنوان رهبر مشترک به «صهیونیسم مذهبی» پیوست تا حمایت‌ها از جناح راست افراطی نتانیاهو در پارلمان را تقویت کند. اکنون محبوبیت بن‌گویر باعث شده تا نتانیاهو در مسیر بازگشت به شغل قبلی‌اش قرار گیرد؛ و صدالبته سیاست‌های اسرائیل بیش‌ازپیش به سوی جناح راست کشیده شود. در هر صورت «ایتامار بن‌گویر» سیاستمدار تندروی اسرائیلی، در خود فلسطین اشغالی نیز بارها به تحریک خشونت و نفرت‌پراکنی متهم شده و حتی یک بار جرمش اثبات شده است.



ارسال توسط افشار

انسان کامل؛ روح و حقیقت جهان

اسدالله افشار

در بحثِ معیار انسانیت به شش معیار بر می خوریم: یک) علم و دانش؛ دو) خلق و خوی انسانی مانند محبت؛ سه) اراده (تسلط انسان بر نفس خود)؛ چهار) آزادی از جبرها و اسارت قدرت ها)؛ پنج) مسولیت گرایی و تکلیف اندیشی؛ شش) زیبایی گرایی معنوی و انسانی.

اشاره می شود که هر کدام به تنهایی شرط لازم انسانیت هستند ولی شرط کافی نمی باشد. و اگر همه این ارزش ها به طور هماهنگ و درحد اعلی و با جهت گیری الهی، در انسانی رشد کند او انسان کامل است و چنین انسانی برگزیده از طرف خداوند، خلیفه و جانشین او در زمین خواهد بود. پس در حقیقت فرایند تکاملی انسان ازخود آگاهی انجام می پذیرد. انسان با تمام ظرفیت علمی و عملی نامحدودش جز با یاد الهی و جز در بارگاه او آرام نمی گیرد.

از منظر قرآن کریم، انسان به منظور امتحان وآزمایش که زمینه سازسعادت حقیقی اوست پا به این جهان گذاشته است تا با حسن اختیار خویش، طریق عبودیّت خداوند را برگزیده و طی کند و از این رهگذر به مقام قرب الهی و خلیفه اللهی نائل گردد.

ضرورت دارد از نگاه مفسران صاحب نظر یادآورشوم؛ انسان‌شناسی به‌عنوان موضوعی بنیادین جایگاهی والا در ساختار عقیدتی ادیان و مکاتب دارد. اسلام به‌عنوان تنها دین الهی مصون مانده از تحریف، متضمن دیدگاهی جامع و منطبق بر یافته‌های علمی در موضوع انسان‌شناسی می‌باشد که به صورت گسترده در قرآن کریم منعکس شده است. نگارنده تلاش دارد در این یادداشت کوتاه با بهره گیری از نظرات و دیدگاه اندیشنمندان از همین زاویه و دریچه نگاهی به جایگاه انسان در نظام آفرینش داشته باشد. امید این مختصر، مفید ارائه شود.

از آنجا که جهان مادّی و موجودات دیگر، تأمین کننده‌ محیطی ممکن و مناسب برای این امتحان وابتلا هستند، به تبع وجود انسان خلق شده و جامه وجود بر تن کرده اند. خداوند در قرآن کریم انسان را به واسطه‌ نیروی عقل و اندیشه بردیگر موجودات برتری داده و به وی کرامت ذاتی بخشیده است. امّا با رجوع به تمامی آیات دراین زمینه مشخّص می شود که کرامت حقیقی انسان، نوعی کرامت اکتسابی است که در سایه‌ ایمان و عمل صالح و در پیش گرفتن تقوای الهی به دست می آید و همین نوع کرامت است که ملاک حقیقی برتری انسان بردیگر موجودات است و او را به مقام خلیفه اللهی نائل می کند. در مورد این مقام باید گفت که مقامی تکوینی بوده و به شاخصه های وجودی و کمالات شخص خلیفه بستگی دارد.

لازم به ذکراست که استعداد رسیدن به این مقام درهمه‌ انسانها قرار داده شده ولی تنها کسانی قادر رسیدن به این مقام هستند که با عبودیّت پروردگار، مظهراسماء ذات الهی شده اند و به بالاترین درجات قرب، نائل گشته اند.

خلقت جهان آفرینش مقدّمه‌ خلقت آدم

جهان آفرینش به عنوان یکی از شگفت انگیز ترین مخلوقات پروردگار، بنا به حکمت الهی، هدفی را دنبال می کند و بیهوده و عبث خلق نشده است. امّا سؤال اساسی این است که خداوند از خلقت نظام کائنات و موجودات بی شمار کره‌ خاکی و در یک کلام از خلقت عرش و فرش چه هدفی را دنبال کرده است.

از آیات متعدّدی از قرآن کریم می توان نتیجه گرفت که خلقت جهان آفرینش مقدّمه‌ خلقت آدم بوده است و کل جهان هستی و آراستن زمین به نباتات و جانداران و جنگل و دشت، همگی زمینه سازی برای قدم نهادن انسان بر روی کره‌ خاکی است. این ادّعا در بدو امر قدری مبالغه آمیز و خودبینانه می نماید و اثبات آن، محتاج شواهد و ادله‌ زیادی است؛ کما اینکه برخی از متفکّرین معاصر معتقدند که «اینکه ما بگوییم تمام دستگاه هستی برای انسان آفریده شده است، این مطلب نیاز به تحلیل و بررسی زیاد دارد» امّا با رجوع به قرآن کریم و کلام وحی، آیاتی را می توان یافت که همگی دال براین معنا است .

یکی از شوا هد براین مسئله که در قرآن کریم به آن اشاره شده و در آیاتی چند، از آن سخن به میان آمده است، موضوع تسخیرکائنات و موجودات توسّط انسان است. خداوند در سوره لقمان می فرماید: «آيا ندانسته‏ايد كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مسخر شما ساخته و نعمت هاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است...»[ لقمان/20 ]

تسخیر در لغت به معنای در اختیار گرفتن یک شیئ است به نحوی که هیچ گونه اختیاری از خود نداشته باشد به تعبیر دیگر، شیئ مسخّر موجودی است که «در قهر و غلبه‌ دیگری داخل شده به نحوی که هیچگونه اراده و اختیاری بر خلاص کردن خود ندارد» انسان از چنان ارزش و مقامی برخوردار است که به فرمان خداوند، همه‌ موجودات جهان آفرینش مسخّر او هستند و به گونه ای آفریده شده است که بتواند همه‌ نیروهای طبیعت را تسخیر کند و ازآنها به نفع خود استفاده کند. از این رو می توان نتیجه گرفت که دراین عالم همه موجودات از زمین گرفته تا آسمان، از جمادات تا نباتات و جانداران، همگی دارای غرض و غایت هستند. امّا هدف نهائی خلقت همه‌ اینها همانا خلقت انسان و تعالی وجودی اوست؛ یعنی همه موجودات آفریده شده اند تا انسان از آنها بهره گیری کرده و خود را به قرب ربوبی و هدف خلقت یعنی به خلافت الهی برساند.

مقصود از آفرینش جهان و پدیدآمدن تدریجی موجودات، این بوده که انسان پدید آید. غرض ازپدیدآمدن نباتات، به وجود آمدن حیوانات بوده و منظور ازآفرینش همه اینها، پیدایش هیکل بشری و مقصود از آن، حصول ارواح انسانی و خلافت الهی در زمین بوده است. شناخت راز هستی و حقیقت انسان را می توان دو محوراساسی تفکّرات و کوشش های علمی و عملی اندیشمندان، عرفا و فلاسفه در طول تاریخ بشر قلمداد کرد.

همه خلقت؛ مسخرانسان كامل

همه عالم براي انسان و همه عالم براي كمال انسان. روح و حقيقت جهان، انسان كامل است. انسان كامل جانشين خدا و گستراننده علم، معرفت و عدالت و پرچمدار عشق و محبت و برادري است. انسان، موجودي جهاني و بزرگ ترين و والاترين كتاب الهي بشمار می آید؛ همه خلقت مسخرانسان كامل است؛ همه عالم براي انسان و درخدمت انسان می باشد؛ برارزش هاي انسا ني تأکید دارند؛ وحيات طيبه انساني؛ درسايه حاکميت انسان کامل بدست میآید؛ ايمان به آرمانهاي بلندانساني جهان را دراختيارانسا ن‌هاي صالح قرارخواهد داد، وانسان كامل، ياري رسان انسان‌ هاست و این است رمز ماندگاري انسانيت انسان .

در حقيقت خداي متعال انسان كامل را به عنوان معيار آفريده و در اختيار بشر قرار داده است. انساني كه كامل است تجلي همه اسماء الهي است؛ يعني اگر كسي او را شناخت حقيقت انسان را شناخته است و هركس به هر نسبت به انسان كامل، پيامبر و امام به لحاظ شخصيت، ايمان، اخلاق و ادارك نزديك شد، به همان ميزان تجلي اسماء و صفات خداست و به همان اندازه خدايي و الهي است و هرچه شناخت ما نسبت به انسان كامل بيشتر، احاطه ما بر عالم هستي بيشتر و دايره علم ما گسترده تر و علم ما نافع تر. در نهايت الگو و قله‌ انسان براي رسيدن به سعادت بشري انسان كامل، امام عصر (عج) است و هر جامعه اي براي رسيدن به كمال هستي بايد براي خود، انسان كامل را الگو و نمونه قرار دهد كه آن انسان كامل متعلق به گروه و قوم خاصي نيست بلكه به همه مردم تعلق دارد.

انسان، مظهر جلال و جمال خداوند

انسان، مظهر جلال و جمال خداوند است و همان گونه که در سطور پیشین بیان شد مي توان شناخت حقیقت انسان را از محورهاي اساسی تفکّرات و کوشش های علمی و عملی اندیشمندان، عرفا و فلاسفه در طول تاریخ بشر قلمداد کرد. بازشناسی جایگاه انسان درنظام هستی، رهنمونی بسیار شایسته برای شناخت معنای زندگی است و معنای زندگی انسان، تنها در پرتو درک گستره وجودی او و هدف از خلقت او امکان پذیر است و بدون شناخت انسان، هرگز نمی توان معنایی را برای زندگی وی مطرح کرد، همان طور که زندگی نیز بدون داشتن این بینش، چندان معنادار نخواهد بود. هر چند که در طول تاریخ، متفکّران و فلاسفه، تعاریف بسیاری از انسان و حقیقت او و جایگاه او در هستی ارائه کرده اند، به جرأت می توان گفت که خداوند متعال، در کلام خویش، جامع ترین بینش را درباره انسان ارائه می دهد؛ بینشی که از جزئی نگری دور است، انسان را محدود نمی سازد و از یک بُعد به او نمی نگرد؛ بینشی که هم چگونگی پیدایش انسان و هم فلسفه خلقت او را مطرح می سازد و به پرسش های از کجا آمده ایم و به کجا می رویم، پاسخ کافی می دهد و با این همه، باز آدمی را به تأمّل و تفکّر درباره این که از چه و برای چه آفریده شده است، دعوت می کند و می فرماید: «انسان، باید بنگرد که از چه آفریده شده است.»[1]

‌در حقیقت نگریستن؛‌ افق هایی‌ ‌از‌ معرفت‌ ‌را‌ ‌در‌ برابر انسان‌ می‌گشاید، چه‌ ‌از‌ ‌این طریق‌ ‌به‌ حقیقت‌ نفس‌ ‌خود‌ و وسعت‌ دامنه وابستگی‌ خویش‌ ‌به‌ بندگی‌ و نیازمندی‌ آگاهی‌ حاصل‌ می‌کند، ‌پس،‌ ‌از‌ تاریکی های‌ غرور و کبر و ‌خود‌ بزرگ بینی‌ خارج‌ می‌شود، و ‌به‌ نور واقعیت‌ و فروتنی‌ راه‌ می‌یابد، و نیز (‌با‌ نظر کردن‌ ‌به‌ آغاز پیدایش‌ ‌خود‌) ‌از‌ آینده ‌خود‌ آگاهی‌ پیدا می‌کند. آیا انسان‌ ‌به‌ همان‌ گونه‌ ‌که‌ آغاز شد باز نمی‌گردد!

آرى، انسان باید خردمندانه و ظریف بیندیشد که از چه چیزى پدید آمده و چه کسى او را آفریده، و چگونه آفریده است؟ تا از این راه با آگاهى از قدرت و علم بى‏ کران و حکمت خدا بشناسد که ذات بى‏ همتاى او چگونه او را از نطفه‏اى بى‏ مقدار پدید آورده است؟ و آن‏گاه دریابد و باور کند که همو بر آفرینش دگرباره انسان در آستانه رستاخیز تواناست.

جان کلام این که ؛ خداوند انسان را به عنوان آيينة تجلي خودش آفريده است. خدا انسان را آفريد تا به واسطه خلق او به همه ملائك و موجودات عالم فخر كند. اگر انسان نبود، جايي براي تجلي صفات خدا و راهي براي شناخت خدا وجود نداشت. خدا انسان را به عنوان عالي ترين، زيباترين و بهترين مخلوقات قرار داد و بهترين بندگان خود را براي هدايت انسان برگزيد. انسانها هرچه پاك تر، مؤمن تر و متعالي تر، تابنده بيشتر نور خدا هستند و خدا را جلوه گري مي كنند. ساختن انسان متعالي، انسان كمال يافته، هدف همه انبياء الهي است.

بدون انسان كامل و صالح امكان تجربه زندگي سعادتمند در اين دنيا وجود ندارد و بدون رسيدن به قله هاي كمال امكان بهره مندي از حيات جاويد در اعلي عليين و در مراتب بالاي تعالي براي انسان ممكن نيست.

دوشنبه: 19 / 04 / 1402- 21 ذی الحجه 1444- 10 جولای 2023

منابع و مآخذ

1. ابن‌عاشور محمد بن طاهر، 1426، تفسیر التحریر و التنویر، تونس، دار سحنون للنشر و التوزیع.

2. ابن‌عطیه اندلسی، عبدالحق بن غالب، 1422 ق، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دار الکتب العلمیه.

3. ابن‌فارس بن زکریا، 1404 ق، معجم مقاییس اللغة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.

4. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، 1414 ق، لسان العرب، بیروت، دار صادر.

5. امامی، حسین، 1365، جنین‌شناسی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.

6. اولیف، جان دمن ایکن و جمعی از نویسندگان، 2006 م، دائرة‌ المعارف قرآن لیدن، هلند، لیدن.

7. ایوب الزرعی، ابوعبدالله، محمد بن ابی بکر، 1973 م، اعلام الموقعین عن رب ‌العالمین، تحقیق طه عبدالرئوف سعد، بیروت، دار الجیل.

8. بوکای، موریس، 1365، مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه ذبیح‌الله دبیر، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

9. بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم، 1349، گذشته و آینده جهان، قم، طباطبایی.

10. پاک‌نژاد، سید رضا، 1349، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، تهران، انتشارات اسلامیه.

11. ثعالبی، 1418 ق، تفسیر ثعالبی، تحقیق عبدالفتاح ابوسنه و علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

12. دیاب، عبدالحمید و احمد قرقوز، بی‌تا، طب در قرآن، ترجمه علی چراغی، تهران، حفظی.

13. راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد، 1332، المفردات فی غریب القرآن، تهران، المکتبه الرضویه.

14. زحیلی، وهبة، 1418 ق، التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، بیروت، دار الفکر المعاصر.

15. زمخشری، محمود، 1407 ق، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی.

16. شریعتی، محمدتقی، 1346، تفسیر نوین، تهران، شرکت سهامی انتشار.

17. شهابیان، مسعود، 1384، مقدمه‌ای بر جنین‌شناسی در قرآن، مشهد، سخن گستر.

18. طالقانی، سید محمود، 1348، پرتوی از قرآن، تهران، شرکت سهامی انتشار.

19. طباطبایی، سید محمد ‌حسین، 1417 ق، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین.

20. طبرسی، فضل بن حسن، 1372، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو.

21. طبرسی، فضل بن حسن، 1377، تفسیر جوامع الجامع، تصحیح ابوالقاسم گرجی، تهران و قم، دانشگاه تهران و مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.

22. طوسی، محمد بن حسن، بی‌تا، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

23. عاملی، ابراهیم، 1360، تفسیر عاملی، تهران، صدوق.

24. فخر رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، 1420 ق، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

25. الفراهیدی، خلیل بن احمد، 1414 ق، ترتیب کتاب العین، قم، اسوه.

26. فیومی، احمد بن محمد، 1425 ق، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم، دار الهجره.

27. گنابادی، سلطان محمد، 1372، بیان السعاده فی مقامات العباده، ترجمه رضا خانی و حشمت‌الله ریاضی، تهران، انتشارات پیام نور.

28. مصباح‌یزدی، محمدتقی، 1367، معارف قرآن، قم، مؤسسه در راه حق.

29. مصطفوی، حسن، 1374، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

30. مصطفوی، حسن، 1380، تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب.

31. معرفت، محمد ‌هادی، 1428 ق، التمهید فی علوم القرآن، قم، مؤسسه فرهنگی التمهید.

32. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، 1373، تفسیر نمونه، ناصر، تهران، دار الکتب الاسلامیه.

33. نجفی، گودرز، 1377، مطالب شگفت‌انگیز قرآن، تهران، سبحان.


[1] - فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ. سوره طارق / 5.



ارسال توسط افشار

مقاومت کرانه باختری؛ امضای مرگ رژیم صهیونیستی

اسدالله افشار

تجاوزات گسترده و همه جانبه رژیم صهیونیستی به شهر جنین[1] از بامداد روز دوشنبه 12 تیرماه (سوم جولای) آغاز شد و به مدت 48 ساعت ادامه داشت.جنين زير شديدترين حملات ارتش رژيم صهيونيستي از زمين و هواقرارداشت. هواپيماهاي بدون سرنشين از هوا منازل مسكوني فلسطيني‌ها را هدف قرار مي‌ داد و روي زمين بولدزرها كوچه به كوچه اردوگاه جنين را شخم مي‌زدند. آنچه در جنين گذشت، مانند يك شهر زلزله‌زده بود كه همه‌چيز در آن زير و رو گشته است. این حمله منجر به ویرانی بی سابقه در جنین، اسارت 120 فلسطینی و کشته شدن غم انگیز 12 نفر و مجروح شدن بیش از 140 نفر دیگر شد. نیروهای مقاومت همچنین با انهدام خودروهای نظامی متعدد رژیم صهیونیستی به دستاوردهای مهمی دست یافتند. بر اساس گزارش ها و منابع خبری رژیم اشغالگر صهیونیستی، در جریان این عملیات یک سرباز اسرائیلی جان خود را از دست داد و حداقل پنج کوادکوپتر توسط نیروهای مقاومت سرنگون شد.

براساس گزارش شبکه عبری‌زبان کان شهروند فلسطيني با نام «حسین خلایله» 23 ساله با خودرو خود یک اسرائیلی را در خياباني زیرگرفته و مجروح کرده و پس از آن از خودرو خارج شده و با سلاح سرد به چند نفر دیگر در يك كافه حمله کرده و 6 نفر از آنها را زخمی کرده است. منابع عبری‌زبان اعلام کردند که به نظر می‌رسد عملیات تل‌آویو در دو نقطه انجام گرفته است، نخست زیرگیری با خودرو انجام گرفته و پس از آن عملیات تیراندازی و حمله با سلاح سرد که طی آن 7 نفر زخمی شدند و حال 3 نفر از آنان وخیم است. دقايقي پس از حادثه منابع ديگري تلفات صهيونيست‌ها در عمليات تل‌آويو را حداقل 3 كشته و 10 زخمي عنوان كردند.[2]

حمله اخیر اسرائیل به جنین و متعاقب آن تخریب زیرساخت های شهر با محکومیت گسترده ای در گوشه و کنار جهان مواجه شده است. جامعه جهانی خشم خود را هم به صورت آنلاین و هم از طریق افکار عمومی ابراز کرده است.

این آخرین حمله در کرانه باختری است که نتوانسته است قدرت مقاومت را که رو به رشد است در داخل اراضی اشغالی سرکوب کند.

اکثر حملات علیه فلسطینیان، حداقل پس از نبرد شمشیر قدس، اکنون به یک میگرن دائمی در اسرائیل اشاره دارد که در آن رژیم در تلاش است تا مقاومت را بدون هیچ موفقیتی از بین ببرد.

آخرین تهاجم تمام عیار اسرائیل به جنین که آن را «خانه و باغ» نامید، چیزی نیست جز اصطلاحات جدید و نسبتاً بی‌فایده ای که به این مناسبت برای حمله بی‌رویه به جنین در کرانه باختری اشغالی و اردوگاه آوارگان آن استفاده کرد. "خانه و باغ" فقط نام دیگری بود که به آنچه اسرائیل واقعاً می خواهد اشاره دارد. این فرسایش بازدارندگی، نوعی مقاومت و عملیات تلافی جویانه فلسطینیان علیه اسرائیل است.

آنیکن هویتفلد، وزیر امور خارجه نروژ، در همبستگی با مردم جنین وحمایت از آن ها، خشونت علیه غیرنظامیان را به شدت محکوم کرد.

هویتفلد در توئیتی پس از گفتگو با ریاض مالکی، همتای فلسطینی خود، اظهار داشت: امروز در تماسی که با دکتر ریاض مالکی، همتای فلسطینی خود داشتم، همبستگی نروژ را با مردم جنین اعلام کردم و سطح بالای خشونت و همه حملات علیه غیر نظامیان این کشور را محکوم کردم. هر اقدام نظامی باید با قوانین بین المللی مطابقت داشته باشد و چرخه خشونت باید پایان یابد."

با وجود خشم رژیم صهیونیستی از محکومیت وزیر خارجه نروژ، واکنش جهانی به جنایات اسرائیل گسترده بوده است. فرانسیس بلک، نماینده ایرلندی، بر نیاز فوری به اذعان به ویرانی های ناشی از اسرائیل، با همدستی جامعه بین المللی، از جمله ایرلند، تاکید کرد. بلک این سوال را مطرح کرد که بالاخره چه زمانی دولت اقدامی انجام خواهد داد.

در نقاط مختلف جهان، فعالان حامی فلسطین در اعتراض به تهاجم اخیر اسرائیل به شهر اشغالی جنین در کرانه باختری، تظاهراتی ترتیب داده اند. این تظاهرات در رم، ایتالیا برگزار شد. سیدنی، استرالیا؛ بارسلونا، اسپانیا؛ و شهر نیویورک، ایالات متحده فعالان در همبستگی با جنین ایستادند و مخالفت خود را با تهاجم ابراز کردند.

علاوه بر این، هزاران اردنی در امان تظاهرات کردند تا حمایت خود را از فلسطینیان در جنین نشان دهند.

در بنگلادش، حامیان فلسطینی نیز به حمله وحشیانه اسرائیل به اردوگاه آوارگان جنین اعتراض کردند. علاوه براین، بازیکنان باشگاه دپورتیوو پالستینو به عنوان نمادی از همدردی با قربانیان فلسطینی حمله اخیراسرائیل به جنین، بازوبند مشکی بسته بودند.[3]

اسرائیل تلفات خود را پنهان می کند!

زمانی که اسرائیل چند روز پیش به اردوگاه آوارگان جنین حمله کرد، بسیاری از کارشناسان گفتند که بزرگترین حمله در 20 سال اخیر دیر یا زود پایان خواهد یافت. در واقع، حمله «گسترده» بیش از دو روز طول نکشید، زیرا ارتش اسرائیل از تلفات بیشتر در میان صفوف خود بیم داشت.

اسرائیل تعداد واقعی تلفاتی که سربازانش متحمل می شوند پنهان می کند. به همین دلیل است که رژیم اشغالگر گفته است که حمله جنین تا زمانی که رژیم به "اهداف نظامی" خود نرسد ادامه خواهد داشت. با این حال، در زیر باران آتشی که به گفته رهبران مقاومت فلسطین منجر به تلفات بسیاری از اسرائیل شد، رژیم به نیروهای خود دستور داد تا تنها پس از دو روز عقب نشینی کنند.

مقاومت کرانه باختری قدرتمندتر ظاهر می‌شود

در یکی دو سال گذشته، الگویی پدیدار شد که در آن هر چه اسرائیل از نیروی بیشتری علیه فلسطینیان در کرانه باختری استفاده کند، مقاومت کرانه باختری قدرتمندتر ظاهر می‌شود و معادلات را تغییر می‌دهد که واحدهای نظامی ویژه اشغالگر را در حملات و نه تهاجم زمینی تمام عیار اسرائیل را به کرانه باختری محدود می‌کند.

میگرنی که اسرائیل را آزار می دهد پایان نخواهد یافت، اما احتمالا بدتر خواهد شد. نیروهای اسرائیلی دیگر نمی توانند بدون حمایت هلیکوپترهای آپاچی و استفاده از پهپادهای بی شمار به جنین حمله کنند. این چیزی بود که دو سال پیش سابقه نداشت. اما وضعیت روی زمین سیال است و تحولات به سرعت در حال تغییر است.

همه اینها در پرتو جنگ طلبی اسرائیل، تکثیر شهرک‌ها در بحبوحه گسترش غیرقانونی آن‌ها در کرانه باختری در نقض قوانین بین‌المللی صورت می گیرد: به موازات حملات مداوم صهیونیست‌ها به مقدسات و معیشت فلسطینی‌ها، همراه با شکست رهبران اسرائیل است که قصد آنان مشخصا برای ضمیمه کردن اراضی بیشتربوده که این قصد را مخفی و پنهان می کنند. به نظر می رسد که تحولاتی که کرانه باختری مسلح را ایجاد کرده است به چیزی تبدیل شده است که می تواند نتایجی را به وجود آورد تا منتهی به آزادسازی سرزمین اشغالی گردد.

«سپر و تیر» عنوان حمله گستاخانه و بی دلیل به غزه کمتر از دو ماه پیش بود. با این حال، آنچه اسرائیل را که برای جنایات خود به اختراع نام های فانتزی و جذاب متوسل شده است، تکان می دهد، به نظر می رسد سرسختی خود در ارائه راه حل است. هر بار که این رژیم غاصب جانی حمله نظامی را با تمام توان نظامی آغاز می کند، آخر مجبور می شوند به مجموعه ای از شروط تعیین شده از سوی مقاومت فلسطینیان با ذلت تن در دهند و آخرالامر تسلیم جبهه محور مقاومت گردند.

رسانه‌های اسرائیلی به نقل از یک منبع سیاسی گزارش داده‌اند که حمله اخیر به جنین با هدف بازگرداندن بازدارندگی اسرائیل و جلوگیری از تبدیل شدن اردوگاه به سنگر مقاومت است، بر اساس این درک که اگر اسرائیل اکنون اقدام نکند، جنین به «لبنان جنوبی دیگری تبدیل خواهد شد». "

با این حال، تحلیلگران رسانه های اسرائیلی خوشبین نیستند. آنها ابراز تردید کرده اند که این حمله پاسخی واقعی به آنچه آنها به عنوان بلای در حال توسعه در بخش های شمالی کرانه باختری اشغالی می نامند، ارائه دهد و گفته اند که شاید این فقط یک پاسخ موقت باشد.

موضوع فقط به جنین محدود نمی شود، اگرچه در این مقطع زمانی شهر نقطه عطف است. واقعیتی که اسرائیل را می ترساند این است که احتمال واقعی یک کرانه باختری به شدت مسلح می تواند نیروهای اسرائیلی و شهرک نشینان آنها را از منطقه اشغالی خارج و با فضاحت هرچه تمام تر آن ها را اخراج کنند.

جوانان فلسطینی راه مقاومت با سلاح را انتخاب کرده‌اند

جوانان فلسطینی در فقر بزرگ شده اند و در دو سال گذشته به مرگ و نابودی عادت کرده اند و بنابراین چیزی برای از دست دادن ندارند. آنطور که اوضاع پیش می‌رود، یا دستگیر می‌شوند یا به هر حال کشته می‌شوند و بنابراین راه مقاومت با سلاح را انتخاب کرده‌اند.

این یک شمشیر دو لبه است. در حالی که فلسطینی ها به ویرانی و مرگ عادت کرده اند و آن ها همچنین اشغال وحشیانه را به یک هنجار تبدیل و به آن عادت کرده اند، و از این امر که با هزینه اسرائیل صورت گرفته و تحمیل گشته است بهره برده اند.

فرار شهرک نشینان اسرائیلی از انتقام جویی فلسطینیان

از سوی دیگر، شهرک نشینان اسرائیلی در اثر انتقام‌جویی فلسطینی‌ها در زیر نابودی و مرگ زندگی می‌کنند و دسته دسته در حال فرار از سرزمین‌های اشغالی فلسطین هستند زیرا هیچ کس نمی‌داند عملیات انتقام‌جویانه بعدی کجا انجام می‌شود. این تحولات همچنین بین آنچه در عرصه سیاسی اسرائیل اتفاق می افتد و آنچه در کرانه باختری اشغالی رخ می دهد، همپوشانی دارد و در تعامل است؛ و این مورد اخیر، دیگر از رویدادهای مثبت در حال ظهور در منطقه جدا نیست.

مقاومت کرانه باختری و فروپاشی اشغالگری

خوشبختانه برای مقاومت کرانه باختری، مبارزه با اسرائیل با ائتلاف کنونی که بر اشغالگری حاکم است، نشان دهنده دستور العمل عالی برای آخرین شام روی میز پروژه آپارتاید در حال مرگ صهیونیستی است.

کرانه باختری تقریباً آخرین مرحله در مسیر بسته شدن فروپاشی اشغالگری را تشکیل می دهد، با این فرض که سایر عوامل ثابت باقی می مانند. اگر مقاومت کرانه باختری موفق به توسعه جنگ چریکی به صورت کمی و مشابه در جنوب لبنان و غزه شود، نتایج آن به افزایش احساس ناامنی در میان شهرک نشینان محدود نخواهد شد. بلکه فراتر از آن خواهد رفت تا تضادهایی را که در عرصه داخلی اسرائیل و شاید بین آن و جامعه بین المللی موج می زند، تحریک کند، که در نهایت محیطی مناسب برای تسریع انفجار پروژه صهیونیستی فراهم می کند.

نتانیاهو ارزشی برای جان سربازانش قائل نیست!

بسیار قابل توجه است که ادامه تظاهرات علیه کابینه نتانیاهو و تلاش برای اخلال در فرودگاه بن گوریون با درخواست هایی مبنی بر امتناع از پیوستن به نبرد در بزرگترین حمله به جنین در 20 سال گذشته همراه شد.

یکی از رهبران جنبش اعتراضی علیه اصلاحات قضایی نتانیاهو گفت که نخست وزیر اسرائیل و کابینه فاشیستش عملیات جنین را برای توقف تظاهرات در فرودگاه بن گوریون به راه انداختند و این نشان می دهد که این کابینه برای جان سربازانش ارزشی قائل نیست که به ضرب گلوله کشته می شوند.[4]

یکشنبه: 18 / 04 / 1402- 20 ذی الحجه 1444- 9 جولای 2023


[1] - جنین که با نام اردوگاه آوارگان جنین نیز شناخته می‌شود منطقه‌ای در کرانه باختری در سرزمین‌های فلسطینی است، این شهر نقطه به هم پیوستن راه‌های ارتباطی منتهی به حیفا، ناصره، نابلس و قدس به‌شمار می‌رود. مساحت آباد آن بالغ بر ۶۸۰ هکتار و مساحت کلی زمین‌های آن بالغ بر ۱۸۸۰ هکتار می‌باشد. بخش گسترده‌ای از زمین‌های آن به زیر کشت می‌رود، عمده محصولات این منطقه شامل میوه‌های درختی، سبزیجات و غلات است. بر اساس برآوردی که با توجه به سرشماری در سال ۱۹۹۷ اعلام شده، شهر جنین جمعیتی معادل ۳۴٬۰۰۰ فلسطینی را در خود جای داده‌است. بنا به اعلام آژانس امداد و کار سازمان ملل UNRWA قریب به ۱۳٬۰۰۰ نفر در اردوگاه پناهندگان جنین در منطقه‌ای به مساحت ۳۷۳٬۰۰۰ متر مربع سکنی داده شده‌اند. ۴۲٫۳٪ از پناهندگان اردوگاه جنین را افراد زیر پانزده سال تشکیل می‌دهند. جمعیت کل منطقه جنین متجاوز از ۲۵۰٬۰۰۰ نفر است. شهر جنین از شرق به دره اردن و از شمال به مرج ابن عامر (دره جزریل) مشرف است. اردوگاه رسمی پناهندگان سازمان ملل یکی از بخشهای این شهر محسوب می‌شود که عمدتاً اخلاف پناهندگان عربی را از زمان جنگ اسرائیل و اعراب در سال ۱۹۴۸ در خود جای داده‌است. برای مدتهای زیادی، جنین نقطه مرکزی درگیری اسرائیل و فلسطین بوده‌است. همچنین بیمارستان دکتر شهید خلیل سلیمانی در این شهر قرار دارد.

[2] - کیهان: چهارشنبه 14 تیر ماه 1402- شماره 233340.

1- Solidarity with Jenin: From Sydney to New York. Tehran Times (TT). July 8, 2023 - 21:4

4- Karbalaei. Ali. West Bank migraine haunts Israel. Tehran Times (TT ) July 7, 2023 - 21:57



ارسال توسط افشار

آتش زدن قرآن مجيد با اهداف بیشمار سیاسی

اسدالله افشار

آتش زدن قرآن مجيد این کتاب آسمانی که مقارن با عيد قربان در سوئد توسط یک عراقی فاشیست، مهره خودفروخته قدرت های جهانی در شرایط حساس جهان و منطقه خاورمیانه، صورت گرفته اتفاقی نبوده و بطور قطع و یقین با چراغ سبز همان قدرت های استکباری و استعماری این اهانت انجام شده است.[1] در خصوص این جسارت گستاخانه و اهانت اسف بار که احساسات مسلمانان جهان را جریحه دار نموده و موجب واكنش‌هاي گسترده بین المللی گشته است، چند نکته را یادآور می شویم:

1- آزادي امر مقدسي است، سوءاستفاده و تفسیر مغرضانه از آن، فاجعه آفرین می باشد و موجب کینه عمیق و کاشت بذر نفرت در میان جوامعی که تعلق خاطری به دین و ادیان الهی دارند می شود.

2- قرآن سوزی و اهانت به قرآن کریم در اروپا مسبوق به سابقه است[2]( فرانسه، انگلیس، سوئد، دانمارک، هلند و...) و چنان چه می دانیم هر از گاهی که قدرت های جهانی در برابر مقاومت و ایستادگی ملت های مسلمان جهان دچار شکست های سیاسی و غیرسیاسی می شوند دست به انجام اعمال شنیع غیراخلاقی و غیرانسانی می زنند تا عقده گشایی نمایند.

3- آزادی بیان مقدس است و چارچوب این آزادی اگر رعایت نشود و برای آن حرمت در نظر گرفته نشود بسیار چالش برانگیز و بحران ساز خواهد شد. هیچگاه هیچ اهانتی به ساحت دین و ادیان الهی و ساحت انسانیت انسان ها، آزادی تلقی نمی شود. در آزادی و آزادی بیان و هر آزادی مشروعی که از دستاوردهای بزرگ ادیان و ابنای بشر است، اهانت، یی حرمتی کردن، توهین و افترا بستن و سوزاندن کتب آسمانی و همه آن چه در ذیل آزادی مطرح می باشد قابل حرمت است و این حرمت ضامن حفظ ديانت، انسانيت و صلح خواهد بود و چنان چه آن چه بیان شد رعایت نشود و قرآن سوزی و یا سوزاندن هر کتاب آسمانی باب شود باید فاتحه صلح، انسانیت و دیانت را خواند و منتظر روزهای سیاه جامعه بشری در روزگار تلخ تباهی باشیم.

4- دولت سوئد بداند دو میلیارد مسلمان جهان در برابر اقدامات بی شرمانه و وقیحانه آنان ساکت نخواهند ماند و در صورت لزوم منافع ملی و امنیت ملی سوئد را با خطر مواجه خواهند ساخت تا این دولت گستاخ را از کرده خود پشیمان نمایند.

5- اهانت صورت گرفته نه قابل اغماض است و نه به سادگی می توان از آن گذشت و عبور کرد و به فراموشی سپرد. این اهانت تنها به قرآن تلقی نمی شود بلکه سوزندان قرآن کریم در حقیقت سوزاندن و اهانت به کل کتب مقدس در ادیان الهی می باشد.

6- دولت سوئد و همه دولت های اروپایی که در کشورهای خود اجازه چنین اهانت هایی را می دهند بدانند هیچ نسبتی با آزادی و آزادی بیان ندارند. این دولت های فاشیستی؛ نه طرفدار آزادی هستند، و نه اعتقاد و باوری به آزادی بیان دارند. توهین و اهانت به قرآن کریم تاوان دارد و این تاوان اسلام هراسی را باید دولت های سکولار اروپایی اهانت کننده بپردازند.

7- کشورهای مسلمان از جمله اردن، امارات، عراق و ایران، به اقدام هتاکانه اخیردر سوئد واکنش نشان داده و محکوم کرده اند. دفتر آیت‌الله سیستانی در این‌باره به دبیرکل سازمان ملل، نامه‌ای ارسال و تصریح کرد: «مسلم است که احترام به آزادی‌ بیان، مجوز چنین اقدام شرم‌آوری را که نشان‌دهنده حمله آشکار به مقدسات بیش از دو میلیارد مسلمان در جهان است و منجر به ایجاد فضایی مساعد برای گسترش افکار افراطی و اعمال نادرست می‌شود، توجیه نمی‌کند.» موضوعی که می‌تواند دستخوش پرداخت باشد، زمینه‌های اسلام‌هراسی در سوئد است؛ چراکه مسلمانان در این کشور تحت فشار قرار دارند.

8- از نگاه تحلیل گران این گونه اهانت های مشمئزکننده که در اروپا انجام می شود و دولت های اروپایی تحت سلطه آمریکا و صهیونیزم در کمال وقاحت از آن حمایت کرده و همراهی نیز می نمایند مبین آن است که؛

- با چنین حوادث تلخی، آزادیِ بیان» در مسلخِ «نفرت‌پراکنی» و «توهین» قربانی می شود.

- پلیس سوئد با حمایت از کمپین‌های ضداسلام، به افراطیون این کمپین اجازه هر اقدامی را علیه مسلمانان می‌دهد.

- این رویه حمایت و همراهی چند کشور اروپایی و سیاستمداران افراطی آنان از توهین کنندگان و کسانی که قرآن کریم را آتش زده و می زنند در این دو دهه گذشته کاملا هدفمند بوده و اتفاقا در تلاش هستند تا پیام مشخصی را به دنیا منتقل کنند که حضور مسلمانان در هر اجتماعی، زمینه‌ساز آنارشی است!

- این اتفاقات در سوئد با حمایت پلیس در راستای تلاش برای به حاشیه راندن مسلمانان در غرب و مبارزه برای محدود کردن حضور آنها در جوامع غربی است.

- پشت این اهانت ها، اهداف بیشمار سیاسی قرار دارد و اتفاق صورت گرفته در سوئد نیز مستثنی از این امر نمی باشد چرا که این کشور بدنبال پیوستن به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است و هرچه آمریکا و متحدانش بگوید بی کم و کاست عمل می نمایند.

- دولت های اروپایی از افزایش و گسترش اقبال مردم دنیا به دین اسلام، هراسان هستند و بی‌تردید با اتخاذ چنین رویه های برنامه ریزی شده غیرانسانی و غیراخلاقی جنایتکارانه؛ به القای این امر اقدام می نمایند که جماعت مسلمانان مهاجر را در اقصی نقاط دنیا همچون گروه‌های سلفی، تکفیری و داعشی نشان دهند تا از قدرت یافتن مسلمانان و اقبال مردم به آنان جلوگیری کنند!

- نکته پایانی این که اقدام غیراخلاقی و ناشایست قرآن‌سوزی در سوئد نباید وجدان کنشگران مدعی حقوق بشر و کرامت انسانی را که فریادشان گوش فلک را پر می کند بیدار کند؟ فعالان حقوق بشر کجایند؟ مدعیان دموکراسی و آزادی بیان کجایند؟ سینه چاکان غربزده وطنی کجایند؟ چرا سکوت و تا کی زیر پرچم لیبرالیسم سینه زدن و دم بر نیاوردند؟

پنجشنبه: 15 / 04 / 1402- 17 ذی الحجه 1444- 6 جولای 2023


[1] - در ادامه سلسله اقدامات عامدانه اهانت به مقدسات مسلمانان در سوئد به بهانه آزادی بیان، متاسفانه پلیس این کشور اعلام کرد مجوز اعتراضی را صادر کرده که سازمان‌دهنده آن قصد دارد روز چهارشنبه (۲۸ ژوئن) در آغاز تعطیلات سه‌روزه عید قربان مسلمانان، خارج از مسجد اصلی استکهلم به قرآن کریم اهانت کند و آن را بسوزاند که نقض صریح آزادی و اعتبار معتقدان به آن در این کشور است. دولت سوئد که از مدعیان حقوق‌بشر در غرب است درحالی به بهانه آزادی مبادرت به صدور چنین مجوز ضددینی و ضداسلامی می‌کند که احترام به عقاید، مقدسات و ارزش‌های جوامع انسانی یکی از ابتدایی‌ترین حقوق آنان است.

[2] - هم‌زمان با شروع تعطیلات عید قربان، یک پناهجوی عراقی مقابل مسجد اصلی استکهلم سوئد، دست به توهین و آتش‌زدن قرآن زد. اقدامی که پیش از این هم در سوئد سابقه داشت و در بهمن‌ماه سال 1401هم فردی هتاک، اقدام به حرکت موهن قرآن‌سوزی کرده بود. رفتاری که در آن زمان با واکنش‌های شدید مواجه شد؛ اما آنچه اقدام اخیر را در برابر اقدامات اسلام‌هراسانه قبلی متمایز می‌کند، نقش ویژه پلیس سوئد و اعطای مجوز و موافقت آنان با این اقدام است که واکنش کشورهای مسلمان را در این خصوص به همراه داشت. فرد هتاک در حالی به اقدام موهن دست زده که پلیس سوئد آن را مصداق آزادی بیان دانسته است!



ارسال توسط افشار

معتاد؛ اعتیاد و طرز فکر آشفته

اسدالله افشار

زمانی با جوانی به نام «بابک» مصاحبه کردم که به خاطر اعتیاد به موادمخدر به بخش بازپروری آمد بود. از او پرسیدم: « چه چیزی باعث شد به این نتیجه و جمع بندی برسی که باید برای مشکلت کاری انجام بدهی؟» «بابک» جواب داد: « چند سال بود که هروئین مصرف می کردم، و هر از چند گاهی برای چند هفته آن را ترک می کردم، اما قبل از این هرگز به طور جدی تصمیم به ترک نگرفته بودم. سال های قبل همسرم به من فشار می آورد که به طور کامل ترک کنم. او هم قبلا هروئین مصرف می کرد، ولی چندسال بود که کنار گذاشته بود. تا این که من آخر سر به این نتیجه رسیدم که مصرف هروئین به درد سرهایش نمی ارزد و برای همین تصمیم گرفتم که به طور کامل ترک کنم. من جدی می خواستم که ترک کنم، اما بعد از دو هفته دوباره شروع کردم، و این مسأله یک چیزی را به من ثابت کرد. من احمق نیستم. من الان می دانم که قطعا برای من غیرممکن است که خودم ترک کنم، شاید!»

من جمله پایانی «بابک» را چند بار برای او تکرار کردم، چون می خواستم او چیزی را که گفته بود متوجه بشود. اما او نمی توانست بفهمد که من چه چیزی را می خواهم بیان کنم.

به او گفتم: کاملا منطقی است که بگویی« شاید من بتوانم خودم ترک کنم». همین طور کاملا منطقی است که بگویی « قطعا غیرممکن است که من خودم ترک کنم». اما این که بگویی « من الان می دانم که قطعا برای من غیر ممکن است که خودم ترک کنم، شاید! بی معناست چون این جمله خودش، خودش را نقض می کند. یا قطعا غیرممکن است، یا شاید. این دوتا با هم نمی توانند باشند». اما «بابک» نمی توانست منظور من را بفهمد.

من این جمله را برای خیلی از افراد تعریف کردم و حتی درمانگران با تجربه هم اول هیچ واکنشی نشان ندادند، و منتظر ماندند تا ببینند منظور من چیست. فقط وقتی من به تضاد میان «قطعا» و «شاید» اشاره کردم متوجه بی معنا بودن جمله و آشفتگی فکری «بابک» شدند.

آشفتگی های فکری منحصربه اختلال های اعتیادی نیستند؛ و الزاما هم در نتیجه مصرف موادمخدر ایجاد نمی شوند. آشفتگی های فکری در سایر کسانی که مشکلات سازگاری دیگری هم دارند یافت می شوند. برای مثال یک مرد جوان در ارائه کردن تکلیف درسی اش تأخیر می کرد.

از او پرسیدم: چرا تمامش نمی کنی؟

گفت: همین الان تمام شده.

پرسیدم: پس چرا تحویلش نمی دهی؟

گفت: چون هنوز باید رویش کارکنم.

اشاره کردم: ولی الان گفتی که تمام شده؟

گفت: آره، تمام شده.

در حالی که ادعای او برای بیشتر مردم غیر منطقی به نظر می رسد، برای کسی که از طرز فکر اعتیادآور پیروی می کند، ممکن است حرف او کاملا درست به نظر برسد. علاوه برآن، اگرچه آشفتگی فکری الزاما به معنای اعتیاد نیست، شدت و میزان این طرز فکر در میان معتادها بیشتر از همه است.

همه ما تشخیص می دهیم که دوجمله « تکلیف درسی من تمام شده» و «باید بیشتر روی آن کارکنم» تناقض وجود دارد. اما جمله بابک « من الان می دانم که قطعا برای من غیرممکن است که خودم ترک کنم، شاید» ممکن است در نگاه اول بی معنا به نظر نرسد و لازم باشد که درنگ کرده و آن را تجزیه و تحلیل کنیم. در یک مکالمه معمولی، ممکن است به اندازه کافی وقت نداشته باشیم که مکث کرده و به تجزیه و تحلیل کردن آن چه شنیده ایم بپردازیم. در نتیجه، ممکن است با شنیدن جملاتی که بی معنا هستند، فریب بخوریم و آن ها را قابل قبول تلقی کنیم.

بعضی وقت ها این تناقض ها ممکن است ظریف تر هم باشند. برای مثال، یک خانم که از او پرسیده شده بود آیا تمام مشکلات فکری مربوط به طلاقش را حل کرده است؛ پاسخ داد: « فکرکنم». به ظاهر در پاسخ این خانم، نکته عجیبی وجود ندارد، تا زمانی که درنگ کرده و آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. پرسش « آیا مشکلات فکری را حل کرده ای؟» به این معناست که «آیا شک و تردیدهای مختلف را کنار گذاشته ای و مشکلات عاطفی مربوط به طلاق را بر طرف کرده ای؟»، معنای «حل کردن» این است. بنابراین پاسخ « فکرکنم» بیان می کند که « من هنوزشک دارم که شک ندارم» و به وضوح بی معناست.

لازم است تأکید کنم که درک این نکته بسیارمهم است که معتادها خودشان فریب طرز فکر آشفته خودشان را می خورند و آن ها قربانی طرزفکر خودشان هستند. اگر ما نتوانیم این نکته را درک کنیم، ممکن است در مواجه با معتادها احساس ناامیدی و خشم کنیم.

زمانی که ما از زبان شخصی که اعتیاد را ترک کرده، داستان های قدیمی مربوط به زمان اعتیاد آن ها را می شنویم، خنده مان می گیرد، زیرا به شکلی عجیب رفتار و طرز فکر معتادها می تواند فکاهی باشد. اما این امر مثل تماشا کردن کسی است که روی پوست موز لیز می خورد. بعد از این که خنده ما تمام شد، متوجه می شویم کسی که افتاده ممکن است صدمه شدیدی دیده باشد. به همین شکل وقتی به داستان های قدیمی معتادها می خندیم، باید درک کنیم که این فرد در طی زمانی که معتاد بوده، دچار رنج زیادی شده، و هنوز هم انسان های زیادی از مسائل مشابهی رنج می برند.

سه شنبه: 13 / 04 / 1402- 17 ذی الحجه 1444- 4 جولای 2023



ارسال توسط افشار

مکرون و فرانسه در بحران شدید سیاسی و اجتماعی

اسدالله افشار

از زمان انتشار ویدئوی قتل ناهل 17 ساله به دلیل نقض قوانین رانندگی از سوی یک مأمور پلیس نانتر، در حومه غربی پاریس که هدف شلیک گلوله قرار گرفته است، خیابان‌ها و شهرک‌های مسکونی بسیاری از محله‌های فقیرنشین فرانسه بپا خاسته و آشکارا دست به شورش و اعتراض و قیام زده اند.

در رسانه‌های بین‌المللی آمده است: فرانسه با جورج فلوید لحظه‌ای روبرو می‌شود. این مقایسه ساده لوحانه خود نشان دهنده انکار خشونت نژادپرستانه سیستماتیک است که برای دهه ها ذاتی پلیس فرانسه بوده است. بنابر گزارشات خبری دنیا اعتراض‌های چند روز اخیر در فرانسه بزرگترین اعتراض در این کشور از سال 2005 تاکنون بوده است. دامنه این اعتراضات آن چنان وسیع و گسترده بوده که امانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه را مجبور نموده با نیمه‌کاره رها کردن نشست اتحادیه اروپا از بروکسل به کشورش بازگشته و برای دومین بار در دو روز درخواست تشکیل جلسه بحران دهد. نخست‌وزیرکشور فرانسه نیز از آماده‌باش کامل دولت برای اجرای هر گونه دستورالعملی در مسیر بازگشت به وضعیت عادی خبر داده است!

مکرون اعلام کرده است؛ شبکه‌های اجتماعی در حوادث اخیر نقش داشتند و او با هرکسی که به نهادهای دولتی حمله کند قاطعانه برخورد خواهد کرد.

وخامت اوضاع در فرانسه، ژرمن‌ها را نیز بشدت نگران کرده است. استفن هبستریت، سخنگوی دولت این کشور به الجزیره گفت: «ما وضعیت فرانسه را با نگرانی بسیار رصد می‌کنیم. اما تا جایی که مشخص شده است به رغم وخامت اوضاع به نظر نمی‌رسد امانوئل مکرون قصد تغییر برنامه سفرش به آلمان-قرار است این هفته برگزار شود- را داشته باشد.»

روخایا دیالو طی یادداشتی در گاردین با اشاره به این که فرانسه چندین دهه است که خشونت نژادپرستانه پلیس را نادیده گرفته است این قیام و شورش را بهای آن انکار دانسته و می نویسد: من اولین بار پس از رویدادی در سال 2005 که شباهت‌های زیادی با قتل ناهل داشت، وارد کارزار ضد نژادپرستی شدم. سه نوجوان 15 تا 17 ساله یک روز بعد از ظهر پس از بازی فوتبال با دوستانشان در حال رفتن به خانه بودند که ناگهان توسط پلیس تعقیب شدند. اگرچه آنها هیچ کار اشتباهی انجام نداده بودند (و این در تحقیقات بعدی تأیید شد) این جوانان و کودکان وحشت زده از دست پلیس در یک پست برق پنهان شدند. دو نفر از آنها، زید بنا و بونا ترائوره، دچار برق گرفتگی شدند. نفر سوم هم محیتین آلتون، دچار سوختگی وحشتناک و جراحات جانی شد.

او در ادامه می نویسد: آن پسرها می توانستند برادران کوچک من یا پسر عموهای کوچکتر من باشند. حس عجیب و ناخوشایندی را به یاد می‌آورم: چگونه می‌توانستند به سادگی جان خود را در برابر چنین بی‌عدالتی وحشتناکی از دست بدهند؟ یکی از افسران پلیس هنگام تماشای این رویداد هولناک گفت: «اگر آن‌ها به آنجا [به نیروگاه] بروند، فکر نمی‌کنم شانس به یاری آن ها بیاد و زنده از آن جا خارج شوند».

وی در یادداشت خود می نویسد: فرانسه هفته ها با شورش های پس از آن - بدترین سال ها - در آتش بود. اما همانطور که اکنون، با مرگ ناهل، اولین واکنش رسانه ای و سیاسی در سال 2005، جرم انگاری قربانیان، بررسی دقیق گذشته آنها بود، به گونه ای که گویی هر یک از آن ها می تواند مرگ وحشیانه آنها را توجیه کند. گویی مسئولیت تراژدی آنها در دستان خود آنهاست. نیکلا سارکوزی که در آن زمان وزیر کشور بود، خاطره جوانانی را که ترس از آنها منجر به مرگ آنها شده بود، با این جمله شرم آور گفت: "اگر چیزی برای پنهان کردن نداشتند، با دیدن پلیس فرار نمی کردند."

تعداد موارد خشونت پلیس فرانسه هر سال بی وقفه افزایش می یابد. در فرانسه، به گفته موسسه و کانون مدافعان حقوق بشر، مردان جوان سیاهپوست - اصالتاً آفریقایی- 20 برابر بیشتر از بقیه مردم تحت بررسی هویت و باز جویی پلیس قرار می گیرند. همان مؤسسه عدم وجود هرگونه درخواست تجدیدنظر را به عنوان نوعی تبعیض سیستماتیک پلیس محکوم می کند و می گوید چرا ما از پلیس نمی ترسیم؟

در این یادداشت آمده است: در سال 1999 ، کشور ما ، زادگاه به اصطلاح حقوق بشر ، به دنبال سوءاستفاده جنسی توسط پلیس از یک جوانی آفریقای شمالی، این پلیس در دادگاه حقوق بشر در اروپا محکوم شد. در سال 2012 دیده بان حقوق بشر گفت: "دست پلیس فرانسه در سیستم بررسی هویت برای سوءاستفاده باز است ... این سوءاستفاده ها شامل چک های مکرر بی شماری است- به قول اکثر مصاحبه شونده ها- گاهی اوقات شامل سوء استفاده جسمی و کلامی نیز گشته است. اکنون دفتر حقوق بشر سازمان ملل با محکومیت اقدام پلیس فرانسه در قتل این نوجوان 17 ساله، خواستار بازنگری جدی قوانین مرتبط با نژادپرستی و تبعیض نژادی شد.

همزمان بسیاری از کشورها مانند امریکا و نروژ با هشدار به شهروندانشان در فرانسه، از آنها خواستند تا حد ممکن خانه‌هایشان را ترک نکنند.

روخایا دیالو می گوید حتی دادگاه های خود ما دولت فرانسه را به دلیل "سهل انگاری ناخوشایند" محکوم کرده اند. در سال 2016 به خاطراعمال امر تبعیض نژادی که یک واقعیت مسلم در فرانسه بود همه نهادهای بین المللی، اروپایی و داخلی آن را محکوم کردند و این محکومیت با وجود تعهدات مقامات فرانسوی در بالاترین سطوح ، به هیچ اقدامات مثبت و مؤثری منجر نگردید. اخیراً ، دردسامبر سال2022 ، کمیته سازمان ملل متحد از سیاستمداران و دستگاه پلیس فرانسه در خواست حذف اعمال تبعیضات نژادی، گفتمان نژادپرستانه را نسبت به اقلیت های خاص در ساکن فرانسه نمود و ایشان را به دلیل رفتار های ضد انسانی و ضد حقوق بشری در سال های گذشته محکوم کرد.

در این یادداشت به این نکته اشاره شده است که با وجود چنین یافته های بیش از حد، رئیس جمهورما ، امانوئل ماکرون، هنوز استفاده ازاصطلاح "خشونت پلیس"را غیرقابل قبول می داند. اما این باربا مرگ ناهل، ماکرون عملی را که او "غیرقابل قبول" خوانده بود ، به طور واضح محکوم کرده است - که قابل توجه است. با این حال، من می ترسم که به جای زیرسؤال بردن از نگرش ها و ساختارهای درگیر در پلیس که باعث ایجاد نژادپرستی می شود ، موضوع فردی شود و ماجرا به یک افسر پلیس ختم شود؛ که اگر چنین شود، هیچ یک از گزارش ها و احکام لعنتی منجر به اصلاح معنی دار پلیس به عنوان یک نهاد نخواهد شد.

از همه بدتر، قانونی که در سال 2017 تصویب شد، پلیس را برای استفاده از سلاح گرم مجاب ترکرده است. هم اکنون مأمورین می توانند بدون حتی نیاز به توجیه آن به دلیل دفاع از خود، شلیک کنند. از آنجا که این تغییر در قانون، به گفته محقق سباستین روشه، تعداد تیراندازی های کشنده علیه وسایل نقلیه متحرک پنج برابر شده است، سال گذشته ، 13 نفر در وسایل نقلیه خود کشته و به قتل رسیدند.

مرگ ناهل فصل دیگری از یک داستان طولانی و آسیب زا است. سن ما هرچه باشد، بسیاری از فرانسوی ها به دلیل مهاجرت پسا استعماری از ما عبور می کنند، واین عبور که با ترس و عصبانیت همراه است، نتیجه ده ها سال بی عدالتی است که در درون ما انباشته شده است.

امسال ، ما چهلمین سالگرد یک رویداد اصلی را گرامی می داریم. در سال 1983، تومی دیژدجا ، 19 ساله اهل لیون بانلی، قربانی خشونت پلیس شد که وی را به مدت دو هفته در کما قرار داد. این اولین راهپیمایی برای برابری و علیه نژادپرستی بود، اولین تظاهرات ضدراسیستی در مقیاس ملی ، که در آن 100000 نفر شرکت کردند.

به مدت 40 سال است که این جنبش متوقف نگشته و امروز خشونت هایی را می بینیم که در محلات طبقه کارگر و به طور گسترده تر سیاه پوستان آفریقایی صورت می گیرد و این بی گناهان رنگین پوست مورد هدف قرار دارند. ریشه بسیاری از قیام ها و شورش ها و اعتراضات در مناطق فقیرنشین شهری فرانسه، جنایات پلیس می باشد و این جنایات است که ابتدا باید محکوم شوند. پس از سال ها راهپیمایی، دادخواست ها، نامه های صریح و آشکار و درخواست های عمومی، جوانان ناامید تحت ظلم و فشار، هیچ راهی دیگری جز شورش برای رساندن صدایش پیدا نمی کنند. دشواراست پرسیده شود که آیا بدون قیام و اعتراض گسترده درشهرهای سراسرفرانسه، مرگ ناهل توجه کسی را جلب می نمود؟ و همانطور که مارتین لوتر کینگ به درستی گفت: "یک شورش زبان ناشناخته است." [1]

از نگاه تحلیل گران و صاحب نظران تمام ماجرا این است؛ فرانسه که خود را مهد تمدن و زادگاه «اعلامیه حقوق بشر و تمدن» به جهانیان معرفی می‌کند، بار دیگر به دلیل نقض حقوق انسانی و قتل یک نوجوان توسط پلیس این کشور، درگیر ناآرامی و اعتراضات گسترده و متهم به تناقض و دورویی در ادعای دموکراسی شده است.[2] تیراندازی به یک نوجوان و چند روز درگیری بین پلیس و معترضان، بار دیگر توجه‌ها را به گلایه‌های مزمن مردم فرانسه از خشونت پلیس و نژادپرستی سیستماتیک معطوف کرده است؛ خشونتی که در سازمان‌های مجری قانون، بویژه در حومه‌های کم‌درآمد و دارای نژادهای مختلط مشهودتر است.

ناهل 17 ساله با شلیک مرگبارپلیس خاطی کشته شد. مادر ناهل و مردم حاضر در سوگ این جوان بدون توجه به پرتاب گاز اشک‌آور با سردادن شعارهایی خواستار اجرای عدالت برای ناهل بودند. مادر این نوجوان با تأکید بر اینکه تنها افسر خاطی را در این موضوع مقصر می‌داند، گفت: «من پلیس را سرزنش نمی‌کنم، چون تنها یک نفر مقصر این اتفاق است؛ کسی که جان پسرم را گرفته است. من دوستان پلیس بسیاری دارم که همگی حامی من هستند و معتقدند آن افسر نباید پسرم را می‌کشت. او نباید جان پسری را می‌گرفت که مادرش با کارگری او را بزرگ کرده بود.»

باید صریح و شفاف اعلام کرد فرانسه کشور به اصطلاح دروغین مهد حقوق بشر؛ امروز دستش روشده و با کشتار جوانان مهاجرآفریقایی و بعضا مسلمان کارنامه ننگین خودش را در بی عدالتی سیاه ترنموده و نشان داده است این کشور که نمادی از تضاد طبقاتی در جامعه سرمایه‌داری است، نه به اصول اخلاقی و انسانی پایبند است و نه به اصول حقوق بشر. فرانسه امروز با ناکارآمدی رییس جمهورش؛ در بحران شدید سیاسی و اجتماعی فرو رفته و تا به مطالبات مهاجران ساکن در فرانسه و مردم خودش پاسخی در خور ندهد از این بحران رهایی نخواهد یافت و این ناآرامی ها قطعا امنیت فرانسه را با خطرات و آسیب های داخلی و بین المللی مواجه خواهد ساخت و این کشور را به صحنه آشوب های گسترده در تمام شهرهای مهمش تبدیل خواهد کرد.

شنبه: 10 / 04 / 1402- 12 ذی الحجه 1444- 1 جولای 2023


1- Diallo. Rokhaya. France has ignored racist police violence for decades. This uprising is the price of that denial. Guardian News & Media Limited or its affiliated companies. Fri 30 Jun 2023 17.10 BST.

[2] - مکرون و مکافات. وطن امروز: شنبه 10 تیر ماه 1402- شماره 3796.



ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۴۰۲/۰۴/۰۵

قیام واگنر و تحلیل ها

اسدالله افشار

دیمیتری مدودف، معاون رئیس شورای امنیت روسیه به خبرنگاران گفت: شورش مسلحانه کوتاه مدت در روسیه یک عملیات خوب اندیشیده شده و برنامه ریزی شده با هدف به دست گرفتن قدرت در این کشور بود.

یوگنی پریگوژین[1]، رئیس شرکت نظامی خصوصی روسی گروه واگنر[2]، و دستیارانش قیام را در اوایل روز شنبه منتهی به شنبه شب 24 ژوئن 2023( 3 تیر 1402)آغاز کردند. با این حال، این شورش کور با میانجیگری بلاروس به پایان رسید.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه در نطقی تلویزیونی، شورش گروه نظامی واگنر را خنجری از پشت بر پیکر روسیه، عنوان کرد و خواهان آن شد که هر گونه اختلاف در جریان «عملیات نظامی ویژه»، کنار گذاشته شود. پوتین، شورش گروه واگنر را «تهدیدی مرگ‌بار و اردوکشی تبهکارانه و ماجراجویانه» و «خنجری از پشت» بر پیکر روسیه نامید و تأکید کرد که هر کاری برای دفاع از کشورش انجام خواهد داد و اجازه وقوع «جنگ داخلی» را نخواهد داد.

بسیاری از فرمانده هان رده بالای ارتش روسیه از پریگوژین رهبر گروه واگنر درخواست کردند تا ازتنش زایی خودداری کرده و وضعیت را به شرایطی شبیه به جنگ داخلی نکشاند، اما با مخالفت سرسختانه وی و عبور قوای واگنر از مرزهای روسیه به سمت شهرهای روستوف و بلگورود مواجه گشتند در حالی که کلیه نیروهای نظامی و امنیتی فدراسیون روسیه به حالت آماده باش درآمده و برای درگیری آماده بودند.

سازمان امنیت داخلی روسیه در بیانیه از نیروهای واگنر خواست تا سلاح خود را بر زمین بگذارند؛ در این بیانیه آمده است: "ما از مبارزان واگنر می خواهیم که مرتکب اشتباهات جبران ناپذیر نشوند، از هرگونه اقدام زورمندانه علیه مردم روسیه جلوگیری کنند، دستورات جنایتکارانه و خائنانه پریگوژین را اجرا نکنند و اقداماتی را برای بازداشت او انجام دهند".

دمیتری مدودف در واکنش خود نسبت به درگیری های رخ داده در این کشور گفت: اکنون مهمترین چیز برای شکست دادن دشمن خارجی و داخلی که تشنه پاره پاره کردن سرزمین مادری ماست، برای نجات کشورمان، تجمع در اطراف رئیس جمهور، فرمانده عالی نیروهای مسلح کشور است؛ انشعاب و خیانت ... این راهی است به بزرگترین تراژدی، یک فاجعه جهانی. ما اجازه نمی دهیم؛ دشمن شکست خواهد خورد، پیروزی از آن ما خواهد بود.

ماجراجویی رهبر واگنر پس از توافق با کرملین به سرعت متوقف شد و پریگوژین در ازای تضمین های امنیتی، برنامه های شورش خود را متوقف کرد. عقب‌نشینی سریع واگنر در حقیقت شکست غرب و ناتو باید تلقی شود. به عنوان بخشی از این توافق، گزارش شده است که پریگوژین روسیه را به مقصد بلاروس ترک کرده است در حالی که جنگنده های واگنر او جذب ارتش روسیه می شوند.

سرویس امنیت فدرال روسیه نیز پرونده جنایی را به اتهام فراخوان برای شورش مسلحانه رد کرده است.

پریگوژین با آگاهی از اینکه واحد واگنر او به شدت توسط ارتش روسیه پیشی گرفته است به شورش پایان داد. ماموریت او علیه روسیه شبیه به ماموریت ائتلاف نظامی ناتو به رهبری ایالات متحده بود که تاکنون حدود 100 میلیارد دلار سلاح به اوکراین برای مبارزه با روسیه ارسال کرده است.

این شورش مجنون وار با هوشمندی روسیه در کمتر از 24 ساعت مدیریت نظامی شده و پرونده اش با هرنوع تحلیل و نظری بسته شد اما بررسی دقیق تر آن نیازمند داشتن اطلاعات عمیق و آگاهی از پشت پرده این آشوب و شورش عجیب و غریب است که در زمان اندک نمی توان ارزیابی درستی از آن ارائه نمود و باید به آینده موکول نمود.

زندگی در روسیه با ناامیدی ناتو و متحدانش به حالت عادی بازگشته است.

رسانه های دولتی غربی همیشه از Wagner PMC که اعضای آن در اوکراین به عنوان بخشی از "عملیات نظامی ویژه" روسیه می جنگند، به عنوان "مزدور" یاد می کردند.

واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند «مقامات آمریکایی، از تصمیم یوگنی پریگوژین، فرمانده گروه واگنر برای شورش مطلع بوده‌اند». مارگاریتا سیمونیان، سردبیر راشا تودی و رئیس‌ تلویزیون دولتی روسیه هم گفته است: «شکی نیست که شورش اخیرگروه واگنرعلیه کرملین، توسط سرویس‌های مخفی آمریکا، انگلیس و شاید یکی از کشورهای خاورمیانه سازماندهی شده بود».

الکساندر ووچیچ رئیس‌جمهور صربستان و سردبیر «راشاتودی» از جمله چهره‌های سیاسی هستند که می‌گویند، آنچه در روسیه به شکل «شورش 24 ساعته گروه واگنر» رخ داد، کار سرویس‌های اطلاعاتی غرب، انگلیس و اسرائیل بوده و آن ها را متهمین اصلی و پشت پرده این شورش معرفی کرده اند . همزمان همان گونه که بیان شد نیویورک تایمز، واشنگتن پست، بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان نیز اعلام کردند مراکز اطلاعات آمریکا پیش از وقوع این شورش از همه چیز اطلاع داشتند!

وزیر خارجه آمریکا درموضعی در این خصوص در روز یکشنبه 25 ژوئن( 4 تیر 1402) اظهار داشته؛ «آشوب ایجاد شده به‌ دست واگنر که چالشی بی‌سابقه را برای پوتین رقم زد، ممکن است هنوز تمام نشده باشد و هفته‌ها یا ماه‌ها ادامه یابد». این اعلام موضع در حقیقت خط و نشان کشیدن برای ناآرامی های دیگر در روسیه ابراز شده است که چه بسا خبر از نقشه هایی در آینده باشد و این هشدار را باید روسیه جدی تلقی کند.

در جریان این شورش سریع، دیگر در روایت خبری غربی از آنها به عنوان مزدور یاد نمی شد، زیرا پریگوژین و برخی از نیروهایش از نبرد با نیروهای اوکراینی مورد حمایت ناتو به جنگ علیه فدراسیون روسیه تغییر مکان داده بودند.

پس از کودتا، عنوان "مزدور" به واحدهای پی ام سی واگنر بازگردانده شد.

پیمانکاران مسلح که دستورات نظامی خود را از فرمانده کل نیروهای مسلح روسیه می گیرند، موفق شدند چندین مقر ارتش را در شهر مرزی روستوف در جنوب روسیه تصرف کنند، در حالی که سایر نیروها تلاش کردند خود را به مسکو برسانند.

سرگئی سوروویکین، معاون فرمانده نیروهای مشترک روسیه در "عملیات نظامی ویژه" مسکو، از واگنر پی ام سی خواست تا از دستور رئیس جمهور پوتین پیروی کند و همه مسائل را به صورت مسالمت آمیز حل کند.

خبرگزاری‌های آمریکایی به نقل از منابعی می‌گویند که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا از قبل می‌دانستند که پریگوژین در حال برنامه‌ریزی یک اقدام بزرگ علیه دولت روسیه است.

گفته می شود که ایالات متحده عمداً از اطلاع رسانی به مقامات روسیه در مورد این طرح اجتناب کرده است تا ببیند Wagner PMC تا کجا می تواند برای ایجاد درگیری داخلی در روسیه پیش رود.

البته برخی از تحلیل گران در تحلیل های خود گفته اند؛ حمله گروه واگنر به داخل خاک روسیه و پیشروی آنها تا ۲۰۰ کیلومتری مسکو، اتفاقی بود که هر چند فعلا با توافق انجام شده میان پوتین و پریگوژین به صورت ظاهری خاتمه یافته، اما ابعاد و پیامدهای آتی آن می‌تواند به عنوان آتشی زیر خاکستر باشد.

در طول این دو روز ناآرامی در روسیه حتی یک قطره خون هم ریخته نشد.

بسیاری از ناظران بر این باورند که پریگوژین با سازمان‌های اطلاعاتی خارجی در تماس بوده است که تلاش می‌کردند همان ماموریت پریگوژین را انجام دهند، اما از طریق اقدامات دیگر، چیزی که سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه آن را جنگ ترکیبی همه‌جانبه علیه کشورخود خواند.

رهبران غربی نیز ناامید شده اند زیرا در جریان کودتای کودتا، رهبران نظامی روسیه، سیاستمداران، مقامات ارشد و مردم به حمایت از پوتین برخاستند و به نشانه حمایت قوی از رهبر روسیه گرد او جمع شدند.

پوتین با ایراد یک سخنرانی بسیار تحقیرآمیز، نقش کلیدی در پایان دادن به شورش مسلحانه ایفا کرد و کسانی را که می خواهند "آشفتگی داخلی" ایجاد کنند، با پاسخی تند تهدید کرد.

مقامات ارشد روسیه به غرب نسبت به استفاده از شورش برای پیشبرد "اهداف روس هراسی" خود هشدار داده بودند و گفتند که این کار بیهوده خواهد بود.

Wagner PMC رهبری نبردبرای شهرباخموت اوکراین را برعهده داشته است که طولانی ترین و مرگبارترین نبرد بین نیروهای روسیه و اوکراین از زمان آغاز درگیری در فوریه 2021 بوده است.

برخی از تحلیلگران بر این باورند که با طولانی کردن نبرد و دادن زمان به اوکراین برای برنامه ریزی دقیق برای ضد حمله خود، مهارت رزمی را نشان داد که نیروهای مسلح واگنر فاقد آن بودند.

وبگاه لبنانی«العهد» با انتشار یادداشتی با تیتر «شورش واگنر؛ شری گریزناپذیر» به قلم «حیّان نیّوف» به بررسی این رویداد پرداخت و نیمه پر لیوان این شورش را، نمایان شدن اعتراض به‌صورت نظامی دانست و نوشت: «آنچه در روسیه اتفاق افتاد، دیر یا زود اتفاق می‌افتاد. همه روس‌ها به‌طور مطلق به ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه وفادار نیستند و از رویکردهای او حمایت نمی‌کنند. در روسیه گروهی وجود دارد که با فرهنگ غرب و گرایش‌های نئولیبرالی همسو است.هرچند که این گروه در اقلیت است، اما به‌هرحال وجود دارد».

نویسنده مقاله مارالذکر تصریح کرد: «این خوش‌شانسی مسکو بود که اعتراضی که انتظار می‌رفت؛ در قالب نظامی یا تحت عنوان شورش نظامی خود را نشان داد، زیرا شورش و اعتراض غیرنظامی، پیامدهای شدیدتری به همراه دارد و بر شکاف داخلی تأثیر می‌گذارد».[3]

با توجه به تحلیل ها و یادداشت های صاحب نظران، بی‌تردید دستگاه اطلاعاتی روسیه از مقاصد رئیس گروه واگنرآگاه بودند و پوتین نیزازآن اطلاع داشته که توانسته اند این غائله را در کمتر از 24 ساعت پایان بخشند؛ و قطعا در باره چرایی آن و اتخاذ این تصمیم از سوی پوتین دلائلی وجود دارد و این دلایل که مسلما ارتباط مستقیم با جنگ اوکراین دارد باید واکاوی و مورد نقد و بررسی قرار گیرد تا نسبت به آن داوری و ارزیابی صورت پذیرد.

کارشناسان خاطرنشان کرده اند که به همین ترتیب، مدت زمان نبرد به روسیه فرصت داده است تا برای ضد حمله اوکراینی که در نهایت اخیراً توسط کیف آغاز شد، آماده شود. و به گفته مقامات غربی تاکنون در همه زمینه ها شکست خورده است.

پریگوژین تلاش برای شورش را با ادعای اینکه نیروهایش با حمله هوایی مورد اصابت قرار گرفته اند آغاز کرد و رهبری نظامی روسیه را متهم کرد که اعضای واحد خود را در اوکراین با این حمله هوایی کشته است. او هیچ مدرکی برای اثبات ادعای خود ارائه نکرد. مدودف این اتهام را "بیهوده" توصیف کرد.

رئیس جمهور اسبق روسیه خاطرنشان کرد که با توجه به آمادگی بالای شورش، هماهنگی حرفه ای عمل و مدیریت کیفی تحرکات نیروها، می توان از یک طرح نظامی فکر شده و مشارکت در شورش صحبت کرد. افرادی که قبلاً در واحدهای زبده نیروهای مسلح روسیه یا احتمالاً متخصصان خارجی خدمت می کردند."

دیمیتری پسکوف، سخنگوی ریاست جمهوری روسیه به خبرنگاران گفت که "توافقی حاصل شد که نیروهای پی ام سی واگنر به اردوگاه ها و مکان های استقرار خود بازگردند. برخی از آنها، اگر بخواهند این کار را انجام دهند، می توانند بعداً با وزارت دفاع قرارداد ببندند." این همچنین در مورد مبارزانی که تصمیم گرفتند در این «شورش مسلحانه» شرکت نکنند، صدق می‌کند.»

این سخنگو همچنین گفت: «در تشکیلات نظامی [پی ام سی واگنر] تعدادی جنگجو بودند که در همان آغاز [شورش مسلحانه] نظر خود را تغییر دادند و بلافاصله بازگشتند».

پسکوف در اظهاراتی که توسط تاس منتشر شد، افزود: آنها حتی از پلیس راهنمایی و رانندگی و همچنین کمک های دیگر برای بازگشت به محل استقرار دائمی خود درخواست کرده اند.

طی شش ماه گذشته، پریگوژین با سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه و والری گراسیموف، رئیس ستاد کل روسیه، درگیری ایجاد کرده بود.[4]

پوتین ازتاجرپشت سر واگنر خواسته بودتا اختلافات خود را به روشی مسالمت آمیزحل وفصل کند. پریگوژین برعکس آن را انتخاب کرد و این موضوع نشان داد که نیت واقعی او چیست و چه کسی پشت سر او ایستاده است.

کاروانی از نیروهای وی از مرز از میدان نبرد در اوکراین به یک شهر مرزی روسیه عبور کرد و در مقطعی کنترل کامل آن را به دست گرفت، قبل از اینکه ارتش روسیه به سرعت قدرت را به دست آورد.

واحدهای او هواپیما ندارند، بنابراین هیچ شانسی برای موفقیت در شورش مسلحانه او وجود نداشت. ارتش روسیه می‌توانست تمام نیروهای خود را هنگام عبور از مرز از بین ببرد و مسکو از برتری هوایی قدرتمندی برخوردار بود. از زمان درگیری در اوکراین، مقامات در کیف بارها از کمبود هواپیماهای جنگی پیشرفته متناسب با نیروی هوایی روسیه شکایت کرده اند. زمانی که کشوری که توسط ناتو به رهبری ایالات متحده حمایت می شود، با بیش از100 میلیارد دلار محموله تسلیحات پیشرفته نمی تواند با نیروهای روسیه مقابله کند، تصور موفقیت یک واحد درتلاش برای کودتا کاملا غیرممکن است. با بازگشت واحدهای واگنر به پایگاه‌های خود، به نظر می‌رسد که این قسمت عجیب و غریب و همچنین پریگوژین به سمت سطل‌های گرد و غبار تاریخ می‌رود.[5]

در پایان این یادداشت چند نکته را در خصوص این شورش عجیب و غریب از نگاه تحلیل گران و صاحب نظران یادآور می شوم:

1- پریگوژین به عنوان یکی از متحدان نزدیک پوتین؛ به چه دلیل چنین اقدام متهورانه‌ای را انجام داده است؟

2- به احتمال فراوان مولفه و مسائل پشت پرده زیادی در هرم قدرت کرملین وجود داشته و درجریان است که منجر به حمله بازوی عملیاتی مهم ارتش روسیه به داخل خاک کشور خود شده است. این موضوع و دلایل آن باید روشن شود.

3- واگنر برای همیشه از صحنه قدرت روسیه حذف می‌شود یا اینکه تازه ماجرا شروع شده و ابعادی وسیع‌تر به خود خواهد گرفت؟ [6]

4- رسانه‌های غربی مدعی ارتباط ستاد مشترک ارتش روسیه با واگنر و حتی تأمین مالی آن هستند. براین اساس، واگنر به طور مرتب از زیرساخت‌های نظامی روسیه استفاده کرده است.

5- ماهیت واگنر در روایت رسمی روسیه، یک گروه خصوصی و در روایت روزنامه‌نگاران و دولت‌های غربی، یک شاخه از ارتش روسیه است.

6- در جنگ اوکراین برخی کارشناسان هشدار می‌دادند واگنر تا زمانی که پوتین نسبتا قوی است و قادر به حفظ تعادل بین گروه‌های مختلف است، خطرناک نیست. اما کوچک‌ترین تغییر می‌تواند پریگوژین را وادار کند تا مقامات را به چالش بکشد.

7- برخلاف انتظارها از نیروهای مسلح روسیه، آنها نتوانستند در برابر وقوع بحران اقدام مناسب را نشان داده و پس از بروز آن نیز سرعت عمل لازم را نداشتند. [7]

8- گروه زیادی از نیروهای واگنر که فریب خورده بودند پس از آنکه پوتین اقدام آنان را خیانت خواند، تسلیم شدند و به ارتش پیوستند.

9- و....

دوشنبه: 5 / 04 / 1402- 7 ذی الحجه 1444- 26 ژوئن 2023


[1] - پریگوژین، رهبر گروه واگنر در زمان حکومت شوروی زندانی بود و هم‌زمان با فروپاشی شوروی، آزاد شد. اولین فعالیت‌های اقتصادی او به فروش ساندویچ‌های هات‌داگ مربوط است و از همین طریق توانست رستوران‌هایی در روسیه ایجاد و قراردادهایی با دولت روسیه منعقد کند. پذیرایی از میهمانان پوتین باعث شد، پریگوژین با لقب «آشپز پوتین» شناخته شود. تأسیس واگنر به او نسبت داده شده است. شخص دیگری که در بنیان‌گذاری واگنر مطرح است، دیمیتری اوتکین، یکی از فرماندهان سابق نظامی روسیه است. ظاهرا نام واگنر به علایق او به یک آهنگساز آلمانی مربوط است.

[2] - واگنر از سال 2014 با داشتن ده‌ها هزار نفر نیرو شکل گرفت، در الحاق شبه‌جزیره کریمه به روسیه، عملیات نظامی دونباس، جنگ اوکراین و همچنین در جنگ‌های سوریه، لیبی، آفریقای مرکزی و مالی برای کاخ کرملین فعالیت مؤثری داشت. برخی واگنر را شاخه‌ای غیر رسمی از ارتش روسیه می‌دانند که منافع مسکو را تأمین می‌کند. همچنین گزارش‌هایی، واگنر را نیروی نیابتی روسیه در عملیات‌های برون‌مرزی معرفی کرده‌اند. همین مسأله باعث می‌شود توانایی گروه واگنر برای ایجاد خطرات جدی یا کودتا به چالش کشیده شود. با این حال نمی‌توان واگنر را دقیقا برابر با ارتش روسیه فرض کرد.

[3] - نیمه پر لیوان شورش ناتمام واگنر. رسالت: یکشنبه 4 تیر ماه 1402- شماره 10618.

[4] - پریگوژین رابطه خوبی با وزارت دفاع روسیه نداشت و از سه ماه پیش نشانه‌های تنش میان او و سرگئی شویگو، در رسانه‌ها هویدا شده بود. پریگوژین بر این باور است که از برنامه‌های هدفمند وزارت دفاع برای به غل و زنجیر کشیدن واگنر و تلاش برای محدود کردن آن، تحت شرایط و دستورات رهبری نظامی روسیه، آگاه است. امری که او را بر آن داشت تا اظهارات مکرری را که سه ماه پیش و در جریان نبرد برای آزادی «باخموت» آغاز کرده بود، بیان کند. وی ضمن انتقاد شدید از عملکرد وزیر دفاع روسیه، حتی خواستار برکناری او شده بود. در فاصله پایان عملیات آزادسازی باخموت و شکست ضد حمله اوکراین، روند بی‌نیاز شدن تدریجی از نیروهای واگنر در خطوط مقدم آغاز شد. پس‌ازآنکه پریگوژین اعلام کرد که نیروهایش از باخموت عقب‌نشینی خواهند کرد، نیروهای مسلح روسی زیر نظر وزارت دفاع، جای آن‌ها را گرفتند و بدون نیاز به واگنر، ضد حمله اوکراین را به شکست کشاندند. به نظر می‌رسد که این موضوع بر خشم و کینه پریگوژین که گمان می‌کرد نیروهای روسیه نمی‌توانند بدون واگنر بجنگند و پیروزی کسب کنند، همه این‌ها موجب شد تا فرمانده واگنر، به فکر یک ماجراجویی احمقانه بیفتد. وی با نیروهایش از اوکراین وارد روسیه و به‌طور مشخص شهر راهبردی روستوف واقع در جنوب غرب روسیه شد و کنترل مقر فرماندهی عملیات نظامی جنگ اوکراین را به دست گرفت و از آنجا، شورش مسلحانه خود را اعلام کرد.

5- Karbalaei. Ali. Quick end to Wagner insurrection upsets the West. Tehran Times (TT). June 26, 2023 - 12:28

[6] - ستاری؛ محمدرضا. چند سناریو در مورد شورش واگنر علیه پوتین. جهان صنعت: دوشنبه 5 تیر ماه 1402- شناسه خبر : 375700.

[7] - طالبی؛ سید مهدی. شوک روسی. فرهیختگان: یکشنبه 4 تیر ماه 1402- شماره 3896.



ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۴۰۲/۰۴/۰۴

در باب انواع تروریسم در جهان

اسدالله افشار

در جهان امروز، پدیده تروریسم[1] به عنوان عامل محرکه تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...، جایگزین پدیده های سیاسی شناخته شده، مثل انقلاب، جنگ ها، شورش ها و... شده و زندگی سیاسی در سطوح مختلف آن را به چالش کشیده است.

تروریسم به عنوان وجهی از خشونت، هم در تاریخ کشورهای غربی و هم در تاریخ کشورهای شرقی مدام اتفاق افتاده است و این وضعیت تا به امروز نه تنها کمتر شده بلکه حتی به سمت تئوریزه شدن هم رفته است[2] با این وجود، تا قبل از حادثه یازدهم سپتامبر، حوادث تروریستی در عرصه ی جهانی در اولویت نخست قرار نگرفته بود و حتی بعضا به لحاظ لجیستکی و تبلیغاتی، مورد حمایت کشورهای بزرگ قرار گرفت اما با حوادث یازهم سپتامبر مسأله تروریسم به عنوان مقوله در ضدیت با صلح و امنیت جهانی درکانون توجه قرار گرفت.

تصویب قطعنامه 1373 در 28 سپتامبر 2001 تنها در ظرف سه دقیقه، نقطه آغازین روندی به سوی تدوین کنوانسیون فراگیر علیه تروریسم جهانی بود[3] درکنار تدوین کنوانسیون ها برای مقابله با تروریسم، راههای متعدد دیگری نیز مورد توجه قرار گرفت.

یکی از مهم ترین این راه ها، شناسایی تأمین مالی این گروه ها و مقابله با آن است؛ زیرا بین توانایی اقتصادی این گروهها و انجام فعالیت های تروریستی ارتباط مستقیم وجود دارد و بدون پشتوانه مالی انجام فعالیت های تروریستی امکان پذیر نیست.[4]

تروریسم بی شک یکی از مسائل و مشکلات مهم جامعه کنونی است. دنیای کنونی تروریسم را بسان آفتی همسنگ اعتیاد به مواد مخدر و تجاوز به حقوق مسلم انسانها و ملتها و افراختن آتش جنگ شناخته است. صدها سمینار وکنفرانس برای شناختن و بررسی علل و ریشه های آن و روش های جلوگیری از آن در کشورهای غرب وشرق تشکیل شده وهزاران کتاب برای پژوهش درباره آن از دیدگاه های گوناگون و در زمینه های مختلف مانند جامعه شناسی، سیاسی، حقوقی، مذهبی و اخلاقی منتشر گردیده است. لیکن نه تنها تروریسم از بین نرفته یا تخفیف نیافته، بلکه بر وسعت دامنه و تنوع صور آن افزوده شده است.[5]

مقوله تروریسم دیگر در کنش خشونت بار چریکی خلاصه نمی شود. امروزتروریسم به صورت ماهوی در حوزه هایی چون مدیاتروریسم، سایبرتروریسم، آگروتروریسم، نارکوتروریسم، اکانوتروریسم، لینگوتروریسم، تکنوتروریسم، ساینتوتروریسم وبسط یافته است. لذا جنگ با تروریسم نه تنها در مواجهه با تروریسم چریکی ناموفق بوده است، بلکه موجب گسترش دامنه آن به حوزه های ناشناخته، مبهم نوینی شده است که بشر برای مواجهه در آن میدان ها هیچ تجربه ای ندارد.

با توجه به مقدمه کوتاه مذکور اکنون به بحث انواع گونه های تروریسم خواهیم پرداخت.

1- تروریسم بین المللی

انواع مختلفی از تروریسم وجود دارد، اما تصویررایج آن بمبگذاری های انتحاری، هواپیماربایی و سربریدن مردم عادی است، ما خاورمیانه را به عنوان منطقه ای که بیشترین فعالیت های تروریستی در آن صورت می گیرد در نظر می گیریم و این تعصب بی دلیل نیست، اما واقعیت این است که انواع تروریسم در سراسر جهان رخ می دهد، چون که مردم تسلیم گفتگوهای سیاسی به نفع ابزار خشونت آمیز می شوند.

اندونزی، فیلیپین، ژاپن، آمریکای جنوبی، بخش پایینی قاره هند، چچن و فراتر از آن همه تحت تأثیرات انفجار عملیات های تروریستی در مرزهای خود قرار گرفته اند. در ایالات متحده، برای اکثرآمریکایی ها، نمونه هایی از تروریسم چیزی است که در شهرهای دور افتاده اتفاق می افتد و تنها در اخبار روزانه گزارش می شود.

فارغ از مسائل پشت پرده این ماجرا، حمله11سپتامبرتوسط 19شهروندعربستان سعودی ویمنی تحت فرماندهی رهبران القاعده انجام گرفت، چهار هواپیمای جت تجاری را ربودند و آنها را به سمت مرکز تجارت جهانی، در واشنگتن دی سی هدایت کردند و یک هواپیمای دیگر نیز پس از اینکه مسافران هواپیما متوجه عاملان حمله شدند و اقدام به متوقف نمودن ربایندگان کردند در میدان پنسیلوانیا سقوط کرد. حمله ای که ریشه در تروریسم بین المللی داشت، به داخل کشور کشیده شده بود.

همانطور که محققان، سیاستمداران، متخصصان و کارشناسان نظامی روی بهترین راه برای پایان دادن به عذاب تروریسم بحث می کنند، راه حل ها باید به نابرابری های ذاتی ای متوسل شوند که مردم را از میز مذاکره بیرون و وارد میدان جنگ می کنند.

2- تروریسم دولتی

در قرن بیستم و بیست و یکم کاربرد واژه ترور و تروریسم بسیار بیشتر از قرون قبل شده است و دلیل آن بروز برخوردهای خشونت‌آمیز بین احزاب و گروه‌های مختلف در یک کشور یا انجام عملیات خراب‌کارانه در خاک کشور بیگانه به وسیله فرد یا گروه یا کشور خارجی است. اصطلاح تروریسم دولتی یک اصطلاح جدید و نو است.

برخی ازکشورها، دولت‌های دیگر را به تروریسم دولتی متهم می‌کنند. تفاوت برداشت‌های مختلف از این واژه و نیز مغایرت آن با تروریسم فردی یا گروهی بر اهمیت موضوع می‌افزاید.

واژه تروریسم دولتی واژه‌ای جنجال‌برانگیز است. تروریسم دولتی اصطلاحی است که برای دخالت دولت یا دولت هایی در امور داخلی یا خارجی دولتی دیگر که به وسیله اجرا یا مشارکت در عملیات تروریستی یا حمایت از عملیات نظامی برای زوال، تضعیف و براندازی دولت مذکور یا کل دستگاه حاکمه آن کشورانجام می‌شود.

کمک های مادی ومعنوی(مثل حمایت سیاسی)به گروه‌های مخالف ومشارکت درعملیاتی چون بمب‌گذاری، مین گذاری بنادر و سواحل، آدم‌ربایی،هواپیماربایی و ترور مقام‌های عالی مملکتی، نمونه‌هایی از تروریسم دولتی است.[6]

تروریسم دولتی استفاده سیستماتیک از ترور توسط یک حکومت برای کنترل جمعیت خود است. این مورد نباید با تروریسمی که تحت حمایت دولت قرار دارد اشتباه گرفته شود، جایی که دولت ها از گروه های تروریستی حمایت می کنند، تروریسم دولتی توسط گروهی که قدرت را در یک کشور و نه در یک سازمان غیر دولتی در دست دارند انجام می پذیرد. این فرم اصلی تروریسم است.

برایان جنکینس از خبرنگاران مشهور در موضوع تروریسم، از تروریسم دولتی به عنوان «جنگ از طریق قائم مقام» یاد می‌کند. وی می‌گوید: «این کشورها (پیروان تروریسم دولتی) بر محدودیت‌های جنگ‌های متعارف واقف اند؛ بنابراین ترجیح می‌دهند از امکانات سازمان‌های تروریستی، که خود راساً آنها را ایجاد کرده‌اند یا تغذیه مالی آنها را بر عهده دارند، برای تهدید دشمن یا اخلال در ثبات سیاسی و اقتصادی آن کشور یا ایجاد بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی در آن مملکت بهره گیرند». جنکینس معتقد است که این شکل از تروریسم به سرمایه‌گذاریبسیار کمتری نسبت به یک جنگ متعارف نیاز دارد، دشمن را از پای می‌اندازد و می‌توان ارتباط با تروریست‌ها را به‌طور کلی منکر شد.[7]

انقلاب فرانسه در سال 1793 و هزاران حکم اعدامی که نتیجه آن بود اغلب به عنوان نخستین نمونه تروریسم دولتی به شمار می آیند، روشی که قرن ها است حاکمان حقیقتا از آن برای کنترل مردم خود استفاده می کنند. تروریسم دولتی یک اقدام خشونت آمیز است که توسط دولت موجود انجام می شود. معمولا، تروریسم دولتی شامل درگیری با کشور دیگر یا شامل هدف دولت برای کنترل جمعیت است. تروریسم دولتی یکی از قدیمی ترین انواع تروریسم است که به انقلاب فرانسه در سال 1793 بر می گردد:

مثال ها : انقلاب فرانسه که در بالا ذکر شد، مهمترین مثال است، با این وجود تروریسم دولتی بسیار گسترده است. در مورد هر دیکتاتوری در تاریخ، که مسلما از تروریسم دولتی به عنوان راهی برای کنترل مردم خود استفاده کرده است. برای نمونه های معاصر بیشتر می توان به استفاده از خشونت توسط صدام حسین علیه کردها و یا حتی سرکوب معترضان دموکراتیک در سوریه نظر کرد.

به عنوان نتیجه این بحث باید گفت تروریسم دولتی عبارت است از دخالت دولت یا دولت‌های بیگانه در امور داخلی یا خارجی دولتی دیگر به منظور ایجاد رعب و وحشت، به وسیله اجرا یا مشارکت در عملیات تروریستی یا حمایت از عملیات نظامی برای زوال، تضعیف و براندازی دولت مذکور یا سقوط دستگاه حاکمه آن کشور در واقع تروریسم دولتی همان تروریسم است که مجری آن یک دولت است.[8]

تفاوت عمده تروریسم دولتی و تروریسم غیردولتی

تفاوت عمده تروریسم دولتی و تروریسم غیردولتی در مجری آن است. بدین معنی که مجری و طراح اعمال تروریستی غیردولتی افراد، گروه‌ها و احزاب اند، و مجری و طراحی اعمال تروریستی دولتی، یک دولت یا چند دولت خاص هستند. علاوه بر این دخالت دولت یا دولت‌ها در اعمال تروریستی دو گونه‌است:

1. به صورت مستقیم؛ یعنی خود دولت اعمال تروریستی را علیه دولت دیگر انجام می‌دهد.

2. به صورت غیرمستقیم؛ یعنی به وسیله فرستادن کمکهای مادی مانند این که اسلحه، مهمات و وسایل پیشرفته نظامی در اختیار گروه‌های مخالف دولت مذکور قرار داده شود یا گستردن چتر حمایت معنوی از گروه‌های مزبور مانند حمایت سیاسی یا اقتصادی یا تبلیغاتی.

به اعتقاد مؤلفان کتاب فرهنگ اصطلاحات سیاسی و استراتژیک، سه مقوله را باید از تروریسم دولتی استثنا نمود و غیردولتی تلقی کرد:

۱. گروه‌های آزادی بخش ملی (مثل سازمان آزادی‌بخش فلسطین)؛

۲. گروه‌های انقلابی (مثل بریگاد سرخ در ایتالیا)؛

۳. گروه‌های قومی یا مذهبی (مانند سیک‌ها در هند). [9]

اما به عقیده ما نمی‌توان کسانی را (مثل فلسطینی‌ها) که برای آزادی سرزمین غصب شده خود و کسب ابتدایی‌ترین حقوقشان مبارزه می‌کنند درزمره تروریست‌ها قرار داد. حمایت از مبارزه مردمی علیه اشغالگران خارجی و تسلط استعماری، هم چنین حق مبارزه نظامی و دفاع از خود علیه نیروی اشغالگر در اسناد سازمان ملل مورد توجه و شناسایی قرار گرفته است. تعدادی از قطع ‌نامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۱ براین موضوع تأکید کرده‌اند. با وجود این از سال ۱۹۹۴ در مصوبات این سازمان، نهضت‌های آزادی بخش از فعالیت‌های تروریستی استثناء نشده‌اند و از سال ۱۹۹۶ حتی نظریه‌هایی وجود دارد مبنی بر این که عدم اشاره به این تمایز به معنای عدم موضوعیت آن برای این سازمان است،[10] اما وجدان عمومی جهانی هرگز نمی‌پذیرد که دفاع انسان‌های آواره شده از وطن خویش، اعمال و حملات تروریستی نامیده شود.

3- تروریسم داخلی

تحت این نوع فشار از داخل و خارج، دولت به طور روزافزون به دنبال روش هایی برای مبارزه با تروریسم به منظور کمک به جلوگیری از ریشه دواندن این خطر در کشور است. منتقدان خاطر نشان می کنند که این روش ها ریسک آزادی های فراوانی را به وجود می آورد که این نوع تروریسم برای تخریب آن ها طراحی شده است. با اتخاذ «قانون پاتریوت»، و پس از ظهور استراق سمع گسترده توسط آژانس امنیت ملی، این انتقادات بی جا نیست؛ در حالی که ما به بررسی آنچه که به عنوان یک جامعه در تلاش هایمان برای حفظ آزادی اساسی از دست می دهیم می پردازیم.

قانون پاتریوت (The Patriot act)

قانون پاتریوت تنها ۴۵ روز بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر بوسیله اکثریت قریب به اتفاق هر دو مجلس ایالات متحده تصویب شد (۳۵۶ به ۶۶ در مجلس نمایندگان و ۹۸ به ۲ درمجلس سنا). در۲۳ اکتبر، نماینده مجلس نمایندگان جیمزسنسن برنر( James Sensenbrenner) ضمن مطرح نمودن قانون، آن را به ۹ کمیته اصلی مجلس فرستاد.جالب آنکه این قانون در این کمیته‌ها ابتدا وتو و سپس تصویب گشت. روز بعد آن را به صحن مجلس فرستادند که در آن نیز بی‌درنگ به تصویب رسید و سرانجام جهت امضاء نزد بوش، رئیس جمهوری وقت، برده شد. این قانون تنها در کمتر از۷۲ ساعت بعد از طرحش در مجلس نمایندگان به امضاء رسیده بود. مسلماً قوانین بسیاری قبل از طرح قانون پاتریوت در انتظار بودند، اما ظاهراً برنامه کاری هر دومجلس نمایندگان دچار تحیّر شده بود و این قانون در کم‌ترین زمان ممکن به تصویب رسید. عنوان قانون هم از کنار هم نهادن حروف اول کلمات ذیل در جهت اتحاد و تقویت ظاهری جامعه آمریکا حکایت می‌نمود:

Patriot = Providing Appropriate Tools Required to Intercept and Obstruct Terrorism

پاتریوت:تهیه مناسب ابزارهای مورد نیاز جهت توقیف وجلوگیری از تروریسم

اهداف این قانون به شرح زیر بیان شده است:

افزایش امنیت داخلی علیه ترورسیم

افزایش انواع روش‌های نظارت بروی شهروندان و غیر شهروندان

توقیف بیگانگان و شهروندانی که در روند فعالیت‌های ترورسیتی مشارکت دارند.

تطبیق قوانین جنایی و آیین‌نامه‌های دادرسی

توقف حمایت‌های مالی از تروریست

فراهم کردن اعمال حاکمیت فوری و ابزار سازی برای آن

همچنین این قانون یک قدرت فزآینده‌ای را به حاکمیت دولت مرکزی آمریکا در جهت بازجویی‌های گسترده از افراد مظنون به همکاری و مشارکت در فعالیت‌های تروریستی و تضعیف کنندگان امنیت ملی اعطاء کرد. درهمین جاست که این قانون به عنوان یک زنگ خطر برای آزادی‌های مدنی در ایالات متحده به صدا درآمد.تمامی شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که وزارت امنیت داخلی آمریکا تحت‌الشعاع یک محیط دیوانه‌وار بنا شد. بوش در ژوئن ۲۰۰۲، لایحه آن را به مجلس اعلان نمود، حال آن که در ۱۳ نوامبر به تصویب مجلس نمایندگان و در ۲۵ نوامبر به تأیید سنا رسید. ایجاد وزارت امنیت داخلی ایالات متحده در واقع بزرگترین بازسازی اداری دولت مرکزی از زمان تأسیس وزارت دفاع بعد از جنگ جهانی دوم بود. تعدادی از مهم‌ترین و حساس‌ترین آژانس‌های سیاسی‌ـ‌امنیتی در آن جذب و ادغام شدند که از آن جمله می‌توان به گارد ساحلی آمریکا، سرویس مخفی و اداره مهاجرت و تابعیّت اشاره کرد.

در هر صورت این قانون با الحاق مفاد متعددی به قوانین مربوط به مهاجرت و امنیت در واقع مقررات مربوط به اقامت، تابعیت و مهاجرت شهروندان غیرآمریکایی مقیم آمریکا را سخت می‌کند و به دستگاه مجریه اجازه می‌دهد که آزادانه‌تر از گذشته و به بهانه ضرورت امنیتی به اقدام پیشگیرانه در داخل آمریکا دست بزند.[11]

به طور کلی، این قانون شامل سه ماده اصلی بود:

افزایش توانایی‌های نظارتی مجری قانون، از جمله با شنود تلفن‌های داخلی و بین‌المللی؛

ارتباط بین سازمانی آسان‌تر برای اینکه آژانس‌های فدرال به طورمؤثرتری ازهمه منابع موجود در تلاش‌های ضدتروریسم استفاده کنند. و افزایش مجازات برای جنایات تروریسم و ​​فهرست گسترده ای از فعالیت هایی که واجد شرایط اتهامات تروریسم هستند.

این قانون به دلیل مجوز بازداشت نامحدود بدون محاکمه مهاجران، و به دلیل مجوزی که به مجریان قانون برای جستجوی اموال و سوابق بدون مجوز، رضایت یا آگاهی داده شده، بحث برانگیزاست. (اگرچه به طور کلی، آنها برای انجام بازرسی نیاز به حکم یا رضایت دارند.) از زمان تصویب آن، چندین چالش قانونی علیه این قانون مطرح شده است و دادگاه های فدرال حکم داده اند که تعدادی از مقررات مغایر قانون اساسی است.

براساس گزارش واشنگتن پست، قانون پاتریوت که در سال ۲۰۰۷ توسط آمریکا تصویب شده به ایجاد یک برنامه مخفی در NSA انجامید که بعدها پریسم خوانده شد. گفته می‌شود که این برنامه حاصل تجاربی است که از دیگر برنامه‌های نظارتی اجرا شده بعد از۱۱ سپتامبر تحت عنوان «برنامه نظارت برتروریسم» به دست آمده است.

«قانون پاتریوت» به دادستان و رئیس سازمان امنیت ملی اجازه می‌دهد بدون نیاز به داشتن اهداف مشخص از افراد و مکان‌ها و کشورهای دیگر اطلاعات جمع آوری کنند. این یعنی وقتی یک قاضی ایالتی در فرمانی مخفی نقشه مورد نظر سازمان امنیت ملی را تأیید می‌کند، سازمان مذکور می‌تواند از شرکت‌هایی مانند گوگل و فیسبوک تقاضای ارسال داده‌ها را به دولت بکند و این موضوع را مادامی که تحت ضوابط نقشه مشخص شده باشد ادامه دهد.

براساس آمار روی برنامه مخصوص دیتا ماینینگ متعلق به NSA، هرماه ۹۷ میلیارد بسته اطلاعاتی توسط دستگاه‌های امنیتی آمریکا در جهان ضبط و مانیتور می‌شود که از این تعداد ۱۴ میلیارد بسته متعلق به ایران است. پاکستانی‌ها با ۵٫۱۳ میلیارد بسته، اردن یکی از متحدان نزدیک امریکا با ۷٫۱۲ میلیارد بسته دیتا، مصر با ۷/۶ میلیارد بسته و هند با ۶/۳ میلیارد بسته در رده‌های بعدی جای می‌گیرند.

این آمار مربوط به ماه مارس ۲۰۱۳ است و نشان می‌دهد دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا، شبانه روزی در حال رصد و جمع آوری اطلاعات از کشورها و مانیتور کردن آن‌ها هستند. [12]

این بحث ادامه دارد...

یکشنبه: 4 / 04 / 1402- 6 ذی الحجه 1444- 25 ژوئن 2023


[1] - واقعیت این است که هیچ تاریخ روشنی از تروریسم موجود نیست. برخی آغاز تروریسم را از انقلاب فرانسه می دانند و برخی دیگر شروع آن را مصادف با گسترش تفکرات آنارشیستی در قرن 19می دانند و برخی دیگر بر این باورند که سابقه اقدامات تروریستی حداقل به قرن اول پیش از میلاد باز می گردد. واژه تروریسم از زبان فرانسه قدیم و لاتین گرفته شده و به معنای ترساندن و به وحشت انداختن است. ترور را معمولا در فارسی، به معنای «قتل سیاسی» بکار می برند.( آقایی خواجه پاشا، داود، (1392)، تحلیلی بر راهکارهای سیاسی- حقوقی مقابله با تروریسم بین المللی، فصلنامه سیاست، دوره 43، شماره یکم)

[2] - فیرحی، داوود، (1387)، تروریسم؛ تعریف، تاریخچه و رهیافت های موجود در تحلیل پدیده تروریسم، فصلنامه سیاست، شماره سوم، دوره سی و هشتم.

[3] - یزدانی، عنایت الله، (1386)؛ تروریسم اسلامی؛ افسانه یا واقعیت، مجله علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم، شماره سی و نهم و چهارم.

[4] - نساج، حمید و نظری، مینا و پور رنجبر، مهدیه. شناسایی و تأمین منابع مالی داعش -بخش اول. فصلنامه حبل المتین شماره 11.

[5]خامه ای، انور. شاه کشی در ایران و جهان(جامعه شناسی و تاریخ تروریسم). چاپخش.

[6] - علی بابایی، غلامرضا ،( 1369)، فرهنگ علوم سیاسی، چاپ دوم: تهران، شرکت نشر و پخش ویس، ص ۱۷۶.

[7] - جفری ام الیوت» و «رابرت رجیناله»، ( 1373)،ترجمه میرحسین رئیس‌زاده لنگرودی، چاپ اول: تهران، چاپخانه مهدی، ص 27.

[8] - منابع زیر برای مطالعه بیشتر در این زمینه معرفی می‌شود:

. دکتر ابراهیم جانان، آنارشی در سایه اسلام (علل، تدابیر و راه‌های چاره)، چاپ دوم: ترکیه، انتشارات جهان، ۱۹۸۴ م.

. مصطفی مفتی اوغلو، جنایت‌های سیاسی عصر ما، ]بی‌جا[، انتشارات یاغمور، ۱۹۷۵ م.

. بهمنی آقایی، فرهنگ سیاسی، تهران، انتشارات تهران، ۱۳۵۶ ش.

. علی آقا بخشی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، انتشارات تندر، ۱۳۶۳ ش.

. محمد جاسمی و بهرام جاسمی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، انتشارات گوتنبرگ، ۱۳۵۷ ش.

[9] - جونز، و.ت. ( 1362)، خداوندان اندیشه سیاسی، ترجمه علی رامتین، تهران. امیرکبیر.

[10] - سووه، توماس،( 1354)، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ترجمه م. آزاده، تهران، انتشارات مازیار.

[11] - فوکویاما، فرانسیس، (۱۳۸۶ ). اصول، حزم و تدبیر، آمریکا بر سر تقاطع، ترجمه مجتبی امیری وحید، نشر نی، ص ۴۳.

[12] - قانون پاتریوت؛ نقض آشکارحریم خصوصی. مؤسسه مسیر رسانه.



ارسال توسط افشار

اسلایدر