کرانه باختری در حال گذراندن دوره سرنوشت ساز تاریخی
اسدالله افشار
امیر بوخبات، روزنامه نگار نظامی اسرائیلی به نقل از افسران سابق ارتش اعلام کرده است که آنچه در کرانه باختری رخ می دهد در واقع یک جنگ است، زیرا هر بار که سربازان اسرائیلی به مناطق فلسطینی در کرانه باختری به ویژه جنین و نابلس حمله می کنند، هدف تیراندازی قرار می گیرند. همه آمار و نشانه ها حاکی از مبارزه ای جدید علیه نظم جدید در کرانه باختری است. اهدافی که صهیونیست ها دنبال می کنند و مبارزه جدیدی که جوانان کرانه باختری در حال تحکیم آن هستند در حقیقت نمونه خوبی از رویدادهای هفته اول آوریل 2023 و حکایتگر شرایط ویژه در کرانه باختری است. زمانی که کمتر از 24 ساعت پس از غم و اندوه جنین و فلسطین به دلیل شهادت 9 فلسطینی در اثر حملات بی سابقه ارتش رژیم صهیونیستی به داخل اردوگاه جنین از سال 2000، این اوضاع و شرایط در اردوگاه تغییر کرد و تبدیل به شعار و شادی شد.
خیلی زودتر از انتظار صهیونیست ها، با وجود آمادگی ارتش و گنبدهای آهنین و ترس آنان از انتقام نیروهای مقاومت و احساس انتقام جویی فلسطینیان؛ عملیاتی انجام شد که طی آن 8 صهیونیست به شهادت رسیدند. در آخرین ساعات روز جمعه 17 فوریه در حالی که تنها 27 روز از آغاز سال جدید 2023 میلادی می گذرد، بیت المقدس شاهد عملیاتی بود که بنا به گزارش رسانه های صهیونیستی در دهه های اخیر بی سابقه بوده است به حدی که پس از حضور در صحنه حادثه، رئیس پلیس رژیم صهیونیستی در عملیات مسلحانه در بیت المقدس تأکید کرد: این یکی از بدترین حملاتی است که در سال های اخیر با آن روبرو بوده ایم.
در کمتر از 24 ساعت، دو رویداد بی سابقه در درگیری فلسطین و اسرائیل رخ داده است که هر دو طرف را تحت تأثیر قرار داده است. این نمونه ای از رویدادهای مهمی است که نشان می دهد کرانه باختری در حال گذراندن دوره سرنوشت ساز تاریخی است.
این دوره با استقرار و تجمیع گروه های مبارزه مسلحانه در جنین، نابلس و حتی الخلیل علیه تلاش های صهیونیست ها برای ایجاد نظم جدیدی به نام الحاق کرانه باختری به سرزمین های اشغالی آغاز شد.
نتانیاهو در سال های اخیر این استراتژی را دنبال کرده و قصد دارد 30 درصد از منطقه موسوم به J در کرانه باختری را الحاق کند تا بخشی از کشور جعلی اسرائیل شود تا بخشی دیگر از سرزمین فلسطین در اسناد داخلی و خارجی، اسرائیل جعلی نامیده شود.. . از نظر حقوقی، این رویداد شبیه به رسمیت شناختن اشغال بلندیهای جولان سوریه توسط اسرائیل به عنوان سرزمین اسرائیل است. در این طرح، افراط گرایان صهیونیست به دنبال رسمی ساختن شهرک های ساخته شده در کرانه باختری به عنوان بخشی از سرزمین جعلی اسرائیل هستند. بنابراین، این طرح بسیار مهم است. اگر این رویداد عملیاتی شود، به جرأت می توان گفت که دستیابی به کشور فلسطین در سرزمین فلسطین دیگر ممکن نخواهد بود.
لازم به ذکر است که اسرائیل تاکنون 85 درصد از سرزمین فلسطین را اشغال کرده است. یکی از موانع مهم دستیابی به کشور فلسطین، وجود برخی شهرها و مناطق نزدیک نابلس، الخلیل و بیت المقدس شرقی است. اکنون با روی کار آمدن صهیونیست های افراطی و مذهبی، فشار بر فلسطینیان در کرانه باختری رود اردن افزایش یافته است. اما مقاومت در مرزهای غربی همه معادلات را به هم ریخته است. افسران سابق ارتش رژیم صهیونیستی اعتراف کردندکه تاکتیک های رزمی مقاومت فلسطین درجریان حملات ارتش اسرائیل به اراضی فلسطینی پیشرفت های چشمگیری داشته است.
آنها اعلام کردند که دیگر نیازی به تیراندازی به جنگجویان مجرب و آموزش دیده نیست، زیرا حتی کودکان 14 ساله نیز با سلاح هایی که دارند می توانند به سمت سربازان اسرائیلی شلیک کنند. در 72 روز اول سال 2023، 84 فلسطینی به شهادت رسیده اند. غزه تنها دو شهید داده، اما جنین 31 شهید، نابلس 21 شهید و الخلیل هفت شهید دارد که خود را فدای فلسطین کرده اند.
آمارها نشان از تغییر شرایط در مرزهای غربی بیش از هر زمان دیگری دارد. وضعیت کنونی در مرزهای غربی، نبرد واقعی بین دو استراتژی است: الحاق توسط صهیونیست ها و مقاومت مسلحانه توسط جوانان فلسطینی. رویارویی که وضعیت مرزهای غربی را برای همه آزادی خواهان الهام بخش کرده است.[1]
آشنایی با کرانه باختری
طرح غیرقانونی رژیم صهیونیستی برای الحاق کرانه باختری و دره اردن این روزها محافل خبری را به جنب و جوش انداخته و خود را به مهمترین موضوع خبری در منطقه غرب آسیا تبدیل کرده است. حال بسیاری این سوال برایشان پیش آمده که منطقه کرانه باختری دقیقا کجاست و چه اهمیت و جایگاهی را برای صهیونیستها دارد.
منطقه حاصل خیر کرانه باختری حدود ۴ قرن از سال ۱۵۱۷ تا ۱۹۱۷ میلادی تحت سلطه امپراتوری عثمانی قرار داشت اما با فروپاشی و تجزیه عثمانی پای صهیونیستها به این منطقه باز شد. پس از جنگ میان اعراب و رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ میلادی و همچنین تسلط اردن بر آن در نهایت این منطقه با منابع طبیعی فراوان واقع در قسمت غربی رود اردن به خاک کشور پادشاهی اردن هاشمی ضمیمه شد. حاکمیت اردن بر این منطقه دری نپایید که در سال ۱۹۶۷ با وقوع یک درگیری نظامی دیگر بین کشورهای عربی و رژیم اسرائیل، این منطقه با مساحت بیش از ۵ هزار و ۶۰۰ کیلومتر مربع به اشغال رژیم صهیونیستی درآمد.
رژیم صهیونیستی که گویا دست بردار این منطقه نبود حتی پس از شکل گیری توافق اسلو در سال ۱۹۹۳ بین اسرائیل و فلسطینیها نیز با ساخت شهرکهای غیر قانونی به دنبال سایه انداختن بر مناطق بیشتری از کرانه باختری بود.
طبق توافق اسلو که به امضای یاسر عرفات رئیس وقت سازمان آزادی بخش فلسطین و اسحاق رابین نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی رسید، کرانه باختری به سه منطقه A و B و C تقسیم شد و براساس آن، منطقه A که تنها ۱۱ درصد از خاک کرانه باختری را تشکیل میداد تحت کنترل کامل تشکیلات خودگردان فلسطین قرار گرفت. منطقه B با ۲۸ درصد از مساحت کرانه باختری به صورت مشترک توسط رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان اداره میشود؛ رژیم صهیونیستی مسئول تامین امنیت و فلسطینیها مسئول اداره امور شهری آن هستند. در نهایت منطقه C تشکیل دهنده دو سوم (۶۱ درصد) مساحت این منطقه به صورت کامل تحت مدیریت رژیم صهیونیستی است.
با اینحال ۲ میلیون و ۹۰۰ هزار فلسطینی ساکن کرانه باختری طی سالهای پس از توافق اصلا از چنین نحوه مدیریتی احساس رضایت نداشتند زیرا منازل آنها به بهانههای واهی امنیتی در جای جای این منطقه تخریب شده است.
علاوه بر این زندگی بیش از ۴۱۸ هزار یهودی شهرک نشین (۱۰ هزار نفر از آنها ساکن دره اردن هستند) منطقه مورد مناقشه هم برای اعراب فلسطینی کم دردسر ساز نبوده و هفتهای نبوده که تعرض شهرک نشینها به اراضی فلسطینیها گزارش نشود.
حتی در برخی موارد در تنشهای بین طرفین آتش زدن زمینهای زراعی فلسطینیها گزارش شده و اکثر موارد با حضور نظامیان صهیونیست در صحنه درگیری غائله به نفع شهرک نشینها پایان پیدا میکرد.
اما فشارهای همه جانبه صهیونیستها در مدت یک قرن برای اخراج فلسطینیها از سرزمین مادریشان اکنون با ارائه معامله قرن از سوی دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا افزایش یافته و فرصتی برای رژیم صهیونیستی بمنظور الحاق کرانه باختری فراهم آورده است.
اما این منطقه که ۳۳۰ کیلومتر با سرزمینهای اشغالی و ۱۴۸ کیلومتر مرز با اردن دارد، دارای چه اهمیت و جایگاهی است که صهیونیستها را اینگونه برای الحاق اراضی اشغالی در کرانه باختری به هول و ولا انداخته است؟
طبق آمار «اطلاعاتنامه جهان» این منطقه حاصلخیر در غرب رود اردن دارای ۴۳ درصد زمین کشاورزی است و رژیم صهیونیستی قصد دارد مناطقی که بیش از نیمی از زمینهای حاصلخیز را در بر دارد تحت حاکمیت خود به رسمیت بشناسد. مراتع چشم نواز دائمی، زمینهای زراعی و جنگلها در کنار ۲۲۰ کیلومتر مربع از دریای مرده (بحر المیت) نیز از منابع غنی کرانه باختری است که مورد توجه اشغالگران صهیونیست قرار گرفته است.
دلیل دیگر الحاق بخشهایی از کرانه باختری به سرزمینهای اشغالی تمرکز شهرکهای غیر قانونی یهودی نشین در شمال شرقی و شمال کرانه باختری و همچنین اطراف شهر قدس است.
به رغم تمامی چشم اندازهایی که رژیم صهیونیستی برای الحاق سرزمین فلسطینیها به اراضی تحت اشغال خود دارد، جامعه جهانی با فشارهای روز افزون خود اجازه چنین اقدام غیر قانونی را به تل آویو نخواهد داد.[2]
دوشنبه: 29 / 12 / 1401- 27 شعبان 1444- 20 مارس 2023
[1] - اسماعیلی؛ علی. همه چیز، همه جا، کرانه باختری. پایگاه خبری تهران تایمز: شنبه 27 اسفند ماه 1401( 18 مارس 2023).
[2] - خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران( ایرنا). 11تیر ۱۳۹۹، ۱۴:۴۱- کد خبر: 83840905.
نارضایتی آشکار آمریکا از سیاستهای کابینه راستگرای نتانیاهو
اسدالله افشار
با گذشت بیش از یازده هفته از سومین دوره نخست وزیری بنیامین نتانیاهو؛ هنوز او دعوت نامه ای برای سفر به واشنگتن دریافت نکرده است.
بسیاری از گزارشها اشاره کردهاند که قبل از آخرین بازگشت نتانیاهو به قدرت، رهبران جدید اسرائیل همیشه از ایالات متحده بازدید میکردند یا تا این لحظه با رئیسجمهور ایالات متحده ملاقات کرده بودند.
در حالی که گزارشها میگویند این نشاندهنده نارضایتی آشکار آمریکا از سیاستهای کابینه راستگرای نتانیاهو است، واقعیت این است که خشم جهانی نسبت به اظهارات و اظهارات کابینه جدید اسرائیل به سادگی یک جلسه را برای ایالات متحده در این لحظه فاجعهبار خواهد کرد.
درخواستهای بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی راست افراطی نتانیاهو مبنی بر حذف یک روستای فلسطینی از روی زمین، با محکومیت شدید سراسر جهان مواجه شد.
بزالل اسموتریچ، رهبر حزب افراطی «صهیونیسم مذهبی» حامی شهرک نشینان در ائتلاف افراطی نتانیاهو، این اظهارات را در کنفرانسی در بحبوحه یک سری عملیات تلافی جویانه مرگبار فلسطینی ها و خشونت شهرک نشینان اسرائیلی در کرانه باختری اشغالی بیان کرد.
اسموتریچ در پاسخ به سئوالی در مورد حمله شهرک نشینان آخر هفته در روستای فلسطینی هوواره که یک ژنرال اسرائیلی آن را "قتل عام" توصیف کرد، گفت: "من فکر می کنم که هوارا باید پاک شود... من فکر می کنم که دولت اسرائیل باید این کار را انجام دهد. "
دیگر اظهارات فاشیستی که در انظار عمومی توسط وزرای اسرائیل بیان می شود، کاخ سفید را از عکس گرفتن جو بایدن با نخست وزیر رژیم در میان تغییرات نظم جهانی عصبی کرده است.
این بدان معنا نیست که ایالات متحده به طور ناگهانی موضع خود را تغییر داده و اکنون از حقوق فلسطینی ها دفاع می کند.
اگر همین اظهارات در خلوت بیان می شد، نتانیاهو تا الان در اتاق بیضی شکل نشسته بود و با بایدن گفتگو می کرد.
اما با در نظر گرفتن یک کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری، بایدن نمیخواهد با یک کمپین روابط عمومی که دقیقاً میتواند این کار را انجام دهد، تلاش آشکار خود برای دور دوم را به خطر بیندازد.
کمک های نظامی سه تا چهار میلیارد دلاری به اسرائیل با هزینه مالیات دهندگان ایالات متحده در سال جاری ادامه خواهد یافت. این همان کمک نظامی است که اسرائیل در جنایات وحشیانه خود علیه فلسطینیان استفاده می کند.
در حالی که کاخ سفید تأیید نکرده است که آیا نتانیاهو هنوز دعوت نشده است یا خیر، سخنگوی وزارت خارجه به طور اتفاقی خبرنگاران را برای کسب اطلاعات در مورد برنامه سفر نخست وزیر به کابینه اسرائیل معرفی کرد.
دیوید ماکوفسکی در موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک می گوید: "پیامی که آنها (ایالات متحده) به وضوح می خواهند ارسال کنند این است: اگر سیاست های اعتراض آمیزی را دنبال می کنید، هیچ حقی برای رایزنی وگفت و گویی در دفتر بیضی وجود ندارد."
گزارشها به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی که نخواست نامش فاش شود، میگوید که موضع ایالات متحده تعجبآور نیست زیرا دو طرف برای چندین دهه بر سر مسائل اختلاف نظر داشتند.
این مقام گفت: «این اختلافات به ائتلاف مستحکم بین اسرائیل و آمریکا لطمه ای وارد نکرده و نخواهد کرد.
اسرائیل در حال حاضر با دو بحران بزرگ مواجه است.
از آغاز سال جاری، تظاهرکنندگان خیابانهای سرزمینهای اشغالی فلسطین را در اعتراض به طرح دولت برای محدود کردن قدرت دادگاه عالی که به گفته منتقدان باعث میشود خود اسرائیلیها تحت نوعی دیکتاتوری زندگی کنند، پر کردهاند.
به ندرت تصاویری در تل آویو دیده شده است که در آن پلیس با اسلحه های شوکر کننده شلیک کرده و با معترضان اسرائیلی درگیر شده است؟، از جمله آخرین تصاویری که در یکی از جاده های اصلی در جریان یک "روز اخلال" ملی مشاهده شده است.
اصلاحات قضایی هنوز به قانون تبدیل نشده است، اما قبلاً بر واحد پول شیکل اسرائیل تأثیر گذاشته است. تجار و اقتصاددانان می گویند اصلاحات برنامه ریزی شده می تواند به منافع اسرائیل در سرزمین های اشغالی به عنوان مقصد سرمایه گذاری آسیب برساند.
اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل هشدار داده است که اصرار نتانیاهو بر انجام اصلاحات به اصطلاح، رژیم را به "عمق یک بحران واقعی" و احتمال وقوع یک جنگ داخلی در آینده کاهش داده است.
رئیس جمهور اسرائیل در یک سخنرانی تلویزیونی خاطرنشان کرد: جنگ داخلی خط قرمز است.
این هیچ ربطی به فلسطینی ها ندارد، زیرا این دادگاه به اصطلاح عالی بود که تمام جنایات و جنایات علیه آنها را مشروع دانست.
این شامل گسترش مستمر شهرکهایی میشود که طبق قوانین بینالمللی غیرقانونی هستند، اما چراغ سبز ایالات متحده را دریافت میکنند.
آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا اخیراً گفت که ایالات متحده با مجوز عطف به ماسبق اسراییل به پایگاه های شهرک نشینان یهودی در کرانه باختری اشغالی مخالف است و افزود که وی از اقدامی که کمتر از دو هفته پس از ابراز مخالفت ایالات متحده با چنین اقداماتی صورت گرفت، "عمیقاً ناراحت" است. در سفر به منطقه اما ایالات متحده همچنان از حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل استفاده می کند تا اجازه شکوفایی شهرک های غیرقانونی اسرائیل را بدهد. هیچ مخالفت جدی با گسترش شهرک سازی نشان نداده است، به استثنای نظرات عمومی در تلاش برای راضی کردن جامعه بین المللی.
بلینکن در بیانیهای مدعی شد: «ما شدیداً با چنین اقدامات یکجانبهای که تنشها را تشدید میکند و چشمانداز راهحل دو کشور را تضعیف میکند، مخالفیم».
ند پرایس، سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده همچنین مدعی شده است که بلینکن در جریان بازدید خود از سرزمین های اشغالی که در 31 ژانویه به پایان رسید، مخالفت خود را با قانونی شدن پایگاه های شهرک نشینان به وضوح اعلام کرده است.
واشنگتن هنوز در رویای توهم آمیزی است (یا همانطور که خیلی ها به طور دقیق تر گفته اند عمداً از هرگونه صلح اجتناب می کند) که مذاکرات شکست خورده چندین دهه برای تشکیل راه حل دو کشوری به نوعی مناقشه اسرائیل و فلسطین را حل خواهد کرد.
حامیان آرمان فلسطین می گویند تنها یک رفراندوم در مورد اینکه چه کسی حق حکومت بر فلسطین (با آرای فلسطینی های پراکنده) را به عنوان تنها راه مناسب برای صلح دارد وجود دارد و راه دیگری جز همین راه متصور نمی باشد.
دومین بحرانی که اسرائیل با آن مواجه است، تشدید خشونت ها در کرانه باختری اشغالی است.
در حالی که جوانان فلسطینی دست به مقاومت مسلحانه زده اند؟ از سال گذشته، امسال عملیات تلافی جویانه در مواجهه با جنایات اسرائیل علیه بشریت افزایش یافته است.
تنها رژیم منطقه با صدها سلاح هسته ای همیشه نزدیک ترین متحد ایالات متحده خواهد بود.
روابط رو به رشد ایران با کشورهای منطقه که اکنون نحوه برخورد کابینه نتانیاهو با فلسطینی ها را دیده اند، درد سر دیگری برای واشنگتن ایجاد کرده است.
درحال حاضر، به نظر می رسد که نتانیاهو بایددرصندوق پست منتظر باشد تا دعوت نامه ای ازواشنگتن دی سی بدستش برسد![1]
یکشنبه: 28 / 12 / 1401- 24 شعبان 1444- 19 مارس 2023
[1] - کربلایی؛ علی. کاخ سفید نتانیاهو را رد کرد. برگردان: اسدالله افشار. تهران تایمز: یکشنبه 28اسفند1401 ( 19 مارس 2023).
پایان جنگ یمن نزدیک است، اما دردها باقی خواهند ماند
اسدالله افشار
روزدوشنبه12 مارس 2023( 21 اسفند ماه 1401) مقامات حکومت نجات ملی یمن از پایان جنگ در این کشور خبر دادند که شاید یکی از مهم ترین اخبار این روزها باشد اما در میان انبوه اخبار گم شد.
عبدالعزیز الباکر، وزیر دولت در دولت نجات ملی یمن در صنعا گفت: جنگ به رهبری عربستان سعودی در یمن پایان یافته است و با توجه به شرایط انسانی و بر روی مسائل و موارد گوناگون حقوقی و تمدید آن توافق شده است که در این زمینه بزودی آتش بس اعلام خواهد شد.
وزیر صنعا از آمادگی صنعا برای برقراری صلح با رعایت اصول و حقوق ملت یمن خبر داد.
عبدالعزیز الباکر همچنین در بیانیه ای در توییتر اعلام کرد که امارات در حال آماده سازی هیئتی برای آغاز مذاکرات مستقیم با NSG وابسته به جنبش مقاومت انصارالله است.
شاید پایان جنگ خبری بود که این روزها خیلی ها انتظار شنیدن آن را داشتند، اما هزینه هایی که این جنگ بر یمن تحمیل کرد شاید تا دهه ها جبران نشود.
بیانیه صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) در باره وضعیت کودکان در کشور جنگزده یمن
صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) با انتشار بیانیهای بار دیگر توجهها را به سمت وضعیت کودکان در کشور جنگزدۀ یمن جلب کرد.در این بیانیه آمده است: «هفت سال پس از آغاز درگیریهای یمن ۲۰ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در این کشور به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و کودکان یمنی نیز در لبۀ پرتگاه قرار دارند.» بر اساس این بیانیه، عدم دسترسی به آب آشامیدنی، غذا، مراقبتهای بهداشتی و آموزش به بخش جداییناپذیر زندگی روزمرۀ کودکان یمنی تبدیل شده و در کنار این محرومیتها، کودکان در معرض خطرات دیگری همچون سوء استفاده، استثمار و ازدواج زودهنگام قرار دارند.هفت سال پس از شروع درگیری، کودکان این کشور همچنان از ابتداییترین حقوق محرومند: بیش از ۱۰ هزار و ۲۰۰ کودک از آغاز جنگ کشته یا زخمی شدهاند، نزدیک به ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار کودک زیر پنج سال از سوءتغذیۀ حاد و بیش از ۵۰۰ هزار کودک نیز از سوء تغذیه «شدیداً حاد» رنج میبرند و در این زمینه مناطق حجه، حدیده و تعز بیشترین آسیب را دیدهاند.تنها ۵۱ درصد از مراکز بهداشتی و درمانی کشور فعالند که این مراکز نیز با کمبود شدید دارو، تجهیزات و پرسنل مواجه هستند؛ به همین دلیل در یمن هر۱۰ دقیقه یک کودک «به دلیلی قابل پیشگیری» جان خود را از دست میدهد.در ادامۀ بیانیه آمده است که میلیونها کودک از مدرسه بازماندهاند و بیش از ۲ میلیون کودک نیز مجبور به ترک خانههای خود و زندگی در شرایط بسیار دشوار شدهاند.
بر اساس ارزیابیهای یونیسف، وضعیت این کشور با نزدیک شدن به دسامبر ۲۰۲۲ بدتر شده و اکنون این کشور تقریبا بطور کامل به واردات مواد غذایی وابسته است؛ آنهم در حالی که ۳۰ درصد از گندم مورد نیاز آن از اوکراین وارد میشده است.جنگ یمن در سال ۲۰۱۴ میلادی میان گروههای مسلح داخلی از جمله شورشیان حوثی (تحت حمایت ایران) و نیروهای حامی دولت یمن به ریاست جمهوری عبدربه منصورهادی آغاز شد و به سرعت به سراسر کشور گسترش یافت.این جنگ که درنهایت پای ائتلافی از کشورهای عربی به رهبری عربستان سعودی را نیز به یمن باز کرد، تا کنون بیش از ۱۵۰ هزار کشته برجای گذاشته و به گفتۀ سازمان ملل «بدترین بحران انسانی ساختۀ دست بشر» را بوجود آورده است.[1]
لازم به ذکر است که عربستان سعودی در 25 مارس 2015 با همکاری تعدادی از متحدان منطقه ای تهاجم نظامی آشکاری را علیه مردم بی گناه یمن آغاز کرد. عربستان و متحدان منطقهای خود به بهانه «بازگرداندن مشروعیت» این تجاوز آشکار را انجام دادند. آنها غیرنظامیان یمنی و زیرساخت های این کشور را در نخستین ساعات حمله نظامی هدف قرار دادند.
بسیاری از بیمارستان ها، مدارس، دانشگاه ها، مراکز خرید، حتی سواحل، مزارع کشاورزی، قایق های ماهیگیری - که بسیاری از آنها منبع امرار معاش مردم هستند - پل ها، مراکز ارتباطی استراتژیک، نیروگاه ها، منابع آب و غیره هدف حملات سنگین آنها قرار گرفته اند...
جنگنده های متجاوز ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی عملیات نظامی خصمانه خود را علیه یمنی ها آغاز کردند. در این حملات، غیرنظامیان مستقیماً هدف قرار گرفتند، در حالی که جهانیان و مجامع بین المللی بی خاصیت در این خصوص ناجوانمردانه سکوت کرده و دم بر نیاوردند.
اگرچه مقامات سعودی مدعی شدهاند که تنها سایتهای نظامی هدف بودهاند، اما تمام شواهد، از جمله تعداد بالای تلفات غیرنظامیان، خلاف آن را ثابت میکند. از سوی دیگر، خسارات وارده به مناطق مسکونی که در هزاران فایل ویدئویی موجود است، دلیل دیگری بر دروغهای آشکار عربستان در هدف قرار دادن اماکن نظامی محض است.
این در حالی است که قوانین بین المللی هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساخت های کشورها را در صورت وقوع جنگ ممنوع کرده است. حملات سعودی ها به زیرساخت های یمن مشکلات زیادی را برای مردم این کشور ایجاد کرده و آنها را از رسیدگی به امور عادی خود و ادامه زندگی روزمره باز داشته است.
ممکن است این سئوال پیش آید چرا این جنگ 8 سال طول کشیده و هیچ قدرت و هیچ یک از مجامع جهانی و بین المللی برای پایان و خاتمه جنگ قدمی برنداشته اند؟ کارشناسان و تحلیل گران به این پرسش این گونه در مکتوبات خود پاسخ داده اند: برخی کشورهای اروپایی که بابت استمرار جنگ یمن و کشتارجمعی در این کشور، در حال پرکردن مخازن اعتباری و بانکی خود هستند پایان جنگ یمن و انعقاد صلح پایدار در این کشور را خط قرمز خود قلمداد میکنند. در پشت پرده، دولتهای اروپایی در کنار آمریکا و رژیم صهیونیستی، بیشترین نقش را در استمرار نسلکشی و جنگ در یمن ایفا کردهاند. طی هشت سال اخیر، اروپائیان در عرصه سیاسی با خرید زمان، مانع از چینش صحیح و مؤثر میز مذاکرات صلح در جنگ یمن شده و در عرصه تسلیحاتی و نظامی نیز با مشارکت دولتها و شرکتهای تسلیحاتی، مؤلفههای ادامهدهنده جنگ را تقویت کردهاند.[2]
گزارش تکاندهنده سازمان ملل جنگ تحميلي سعودي ها عليه مردم يمن
جنگ تحميلي سعودي عليه مردم يمن باعث شده تا كودكان و دانشآموزان اين كشور فقير در معرض بيشترين آسيب قرار گيرند. این را گزارش جدید سازمان ملل نشان میدهد.
حملات ائتلاف عربستان در یمن اکنون هشتمین سال خود را سپری میکند و بر جنبههای بسیاری از زندگی مردم این کشور تاثیر گذاشته است؛ یکی از این بخشها آموزش است که زیربنای شکوفایی، توسعه و قدرت هر ملتی محسوب میشود. به تازگي نيز سازمان بین المللی نجات کودکان در گزارشی نوشت که ۸۰ درصد از دانشآموزان یمنی به کمکهای آموزشی نیازمندند. این سازمان بینالمللی به مناسبت روز جهانی آموزش که مصادف با ۲۴ ژانویه هر سال است، در صفحه خود در توئیتر نوشت: «در حال حاضر، هشت میلیون و ۶۰۰ هزار کودک نیازمند به کمکهای آموزشی در یمن هستند.»این نهاد بین الملی افزود: «۳ هزار و ۵۰۰ مدرسه در سراسر یمن در تجاوز به این کشور تخریب و ۲۷ درصد از کل مدارس این کشور تعطیل و ۷ درصد مدارس به محل اسکان آوارگان تبدیل شده است. آموزش شریان حیات معنوی کودکان است، چرا که ثبات، امنیت و امید بهتری را برای کودکان فراهم خواهد کرد؛ اما با این وجود، کودکان از مدرسه باز میمانند. بیش از ۲ میلیون و ۷۰۰ کودک یمنی به مدرسه نمیروند که بیش از نیمی از آنان را آوارگان بدون آموزش هستند.» این نهاد همچنين هشدار داد که این کودکان در معرض خطر اهانت، بیتوجهی و سوءاستفاده جنسی، اقتصادی، خشونت جنسی، کودک همسری واستفاده از آنان به عنوان سرباز هستند. نهاد نجات کودکان علاوهبر اين اعلام کرد که دانشآموزان دختر بیشتر در معرض بازماندن از مدرسه هستند که همین امر آنها را بیشتر در معرض سوءاستفاده بیشتر و بدرفتاری قرار خواهد داد. پيشتر نيز سازمان مدافع حقوق زنان و کودکان انتصاف وابسته به انصارالله یمن اعلام کرد، فروپاشی نظام آموزشی یمن درپی جنگ و محاصره ۶ میلیون دانشآموز را تحت تاثیر قرار داده است. براساس گزارش سازمان انتصاف، ۱۷۱ هزار معلم از سال ۲۰۱۶ (۱۳۹۵) حقوقی دریافت نکردهاند و این موضوع، چهار میلیون کودک دیگر را با خطر محرومیت از تحصیل روبهرو میکند. این سازمان حقوق بشری از سازمان ملل متحد و جامعه جهانی و سازمانهای حقوق بشری خواست به وظیفه و مسئولیت خود در قبال نقض حقوق غیرنظامیان در یمن عمل کنند.
بر اساس برآوردها ۸۰ درصد از جمعیت یمن زیر خط فقر زندگی میکنند. در سال ۲۰۲۱ « یونیسف» گزارشی منتشر کرد که میگوید آموزش کودکان یمنی به یکی از بزرگترین قربانیان درگیری ویرانگر و مداوم یمن تبدیل شده است و بسياري از دختران و پسران یمنی در سن مدرسه در حال حاضر به دلیل فقر، درگیری و کمبود فرصتها و امکانات، از تحصیل محروم شدهاند. همچنين گفته شده كه بیش از ۶۰ درصد از کودکان مورد بررسی در یمن پس از اینکه مدارس آنها مورد حمله قرار گرفت، به کلاس درس بازنگشتند.[3]
جنگ علیه مردم یمن؛ جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت
معاون وزیر خارجه دولت نجات ملی یمن تاکید کرد که محاصره ملت این کشور جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است.«حسین العزی» معاون وزیر خارجه دولت نجات ملی یمن با تاکید بر اینکه محاصره ملت این کشور جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است، گفت: دبیر کل سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل و کشورهای اروپایی، چشم خود را به روی محاصره یمن بسته اند، گویی که این حق طبیعی کشورهای متجاوز است. در همین حال «حسین العزی» معاون وزیر خارجه در دولت نجات ملی یمن، محاصره تحمیلی علیه ملت یمن را «جنایت جنگی» توصیف کرد و گفت: جنگ علیه یمن و محاصره تحمیلی آن، جنایت علیه بشریت است. وی طی پستی در توئیتر نوشت: «بر اساس تمامی قوانین بینالمللی، محاصره مردم یمن جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است. دبیرکل سازمان ملل متحد، شورای امنیت و کشورهای اروپایی متهم هستند که با این جنایات به گونهای برخورد میکنند که گویی حق طبیعی کشورهای متجاوز است و این، سقوط بی سابقه ارزشها است.. آقایان ما با جهانی روبرو هستیم که بدون شرم در دریایی از شرم غوطه میخورد».[4]
در نهایت مردم یمن و مبارزان جبهه مقاومت یمنی در طول 8 سال استقامت و مقاومت مثال زدنی تنها با اتکای به تواناییهای خود در مقابل جنایتها و ریاکاریهای آمریکاییان، اروپاییان، صیهونیزم بین المللی و عربستان سعودی ایستادگی کرده و به زودی ثمره این مقاومت را که با پیروزی و اقتدار همراه است خواهند چشید و با غرور و عزتمندانه برای ساختن کشور عزیز خود در همه عرصه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، بهداشتی- درمانی، نظامی، آموزشی و... بی وقفه اقدام خواهند نمود.
شنبه: 27 / 12 / 1401- 23 شعبان 1444- 18 مارس 2023
[1] - سیاست روز: پنجشنبه 8 دی ماه 1401- شماره 6041.
[2] - مهرعلی؛ محمد. اروپائیان مخالف پایان جنگ یمن هستند. رسالت: چهارشنبه 24 اسفند ماه 1401- شماره 10550.
[3] - گزارش تکاندهنده سازمان ملل از وضعیت مدارس و دانشآموزان یمنی. کیهان: پنجشنبه 6 بهمن ماه 1401- شماره 23229.
[4] - سیاست روز: پنجشنبه 8 دی ماه 1401- شماره 6041.
موادمخدر؛ آینده پژوهی و کارآیی سیستم بین المللی کنترل موادمخدر
اسدالله افشار
موادمخدر سنتی در ایران متأثر از اقتصاد موادمخدر افغانستان و بازار عرضه و تقاضا در سطح جهانی و ملی و سود هنگفت مافیای بین المللی و داخلی بوده و با توجه به قرار گرفتن در منطقه هلال طلایی موادمخدر( افغانستان، پاکستان، ایران)[1] و نشت بخشی از موادمخدر سنتی به ویژه تریاک و هرویین، تبعات و عوارض سنگینی برنظام اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی وخانوادگی کشور وارد می نماید. موادمخدر سنتی از طریق دوکشور افغانستان و پاکستان از طریق مرزهای زمینی و آبی وارد کشور می شود. جمهوری اسلامی در راستای مقابله با این معضل بیش از 4600 شهید و بیش از 12 هزار جانباز و مجروح تقدیم کرده و سالانه ده ها هزار میلیارد تومان صرف هزینه وخسارت های ناشی از این معضل می نماید. در چند سال اخیر با یک پدیده نوظهور در زمینه تولید هرویین در داخل کشور روبرو می باشیم و همین پدیده باعث شده است تا مصرف مرفین که قبلا مصرف داخلی نداشته و همچنین واردات اسید انیدرید استیک[2] به داخل کشور با منشأ خارجی رو به فزونی یافته است.
یکی ازابزارهای نوین شناسایی و برنامه ریزی برای مقابله با بحران های آینده،آینده پژوهی است.آینده پژوهی با دو رویکرد به آینده می نگرد. رویکرد نخست برخوردی مفعولانه با آینده و قرار گرفتن در مسیرحوادث خوب و بد آن است که به گونه ای آگاهانه می باشد. اما رویکرد دوم که پارادایم حاکم برآینده پژوهی است، در پی نگاهی فاعلانه و کنش گرانه به آینده است تا بتواند شیوه ای هوشمندانه از آینده را مطابق با خواست و اراده بشر شکل دهد. یکی از تکنیک های آینده پژوهی سناریو نویسی می باشد. تکنیک سناریو نویسی مربوط به محیط های متغیر که در آن سرعت، وسعت، تنوع، و کم عمق بودن رخدادها از شاخص های آن می باشد. در پژوهش هایی که پژوهشِ آن براساس تکنیک سناریونویسی پیترشوارتز(سال 1991میلادی)[3] انجام می شود شامل 8گام است: شناسایی مسئله، شناسایی نیروها و عوامل کلیدی در محیط، شناسایی پیشران های تغییر، رتبه بندی عوامل کلیدی و پیشران ها، انتخاب سناریو، پربارکردن سناریوها، معانی ضمنی سناریوها و انتخاب شاخص ها و علائم راهنما.
لازم به ذکر است؛ در ارتباط با موادمخدرسنتی، سناریوها معطوف به افزایش و یا کاهش ورود، توزیع و ترانزیت، کاهش تقاضای موادمخدر سنتی در داخل، افزایش ورود اسید انیدرید استیک به داخل به عنوان پایه اصلی تولید هرویین و بهره گیری از ظرفیت تبادلی و سازمان های منطقه ای و بین المللی در مقابله و پیشگیری می باشد.
اهم راه کارها در ارتباط با سناریوهای آینده موادمخدر سنتی شامل:
1. مدیریت، مقابله و یا پیشگیری از موادمخدر و تهیه بسته های امنیتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی در داخل و کشورهای همسایه.
2. بهره گیری از ظرفیت های موجود در سطح ملی به ویژه قدرت نرم نظام از جمله رسانه ملی و ... در راستای ذهن سازی، مدیریت افکارعمومی و محیط سازی آینده عاری از موادمخدر.
3. راهبرد محوری ، اطلاعات محوری به ویژه اطلاعات راهبردی و ارتقای اطلاعات عملیاتی با هدف گذاری به سمت مافیای اصلی موادمخدر در داخل و کشورهای پیرامونی از طریق توسعه شبکه منابع در راستای مبارزه کارآمد و اثربخش.
4. مبارزه با پولشویی مرتبط با موادمخدر و ضربه به سیستم مالی مافیا در داخل و در صورت امکان در کشورهای پیرامونی.
5. تقویت و ارتقای ساختار سازمانی در سطح مدیریت عالی مبارزه با موادمخدر از ستاد به سازمان به عنوان معاون رییس جمهور و همچنین سایر دستگاه های اصلی مقابله کننده.
کارآیی سیستم بین المللی کنترل موادمخدرچرا و چگونه؟
در طول دهه های اخیر، کنوانسیون ها و قرار دادهای کنترل بین المللی موادمخدر توسعه بسیاری یافته و به موقعیت های خاصی که برای آن طراحی شده اند، پاسخ داده اند. هریک از مفاد کنوانسیون ها؛ نتیجه تجربیات ملی و بین المللی مقابله با موادمخدر؛ تبادل دیدگاه ها و اندیشه ها و توافق در مورد موقعیت های خاص ملی و اولویت ها می باشد. تاریخچه کنترل بین المللی موادمخدر، مراحل پیشرفت سیستم های قانونی بین المللی و شرائط ضروری حرکت به مرحله بعدی، طراحی و اجرای مفاد و ابزارها را شرح می دهد.
طی مبارزات صورت گرفته بر علیه قاچاق و مصرف غیرقانونی موادمخدر؛ نقش کنوانسیون بین المللی مقابله با موادمخدر از اهمیت ویژه ای برخورداراست و مبنای قانونی سیستم مقابله با موادمخدر سازمان ملل و چارچوب تلاش های مشترک و فعالیت های قانونی متقابل در هرمرحله را تشکیل داده است. چهار شرط اساسی برای تضمین کارآمدی این کنوانسیون ها وجود دارد:
1- کنوانسیون ها مستلزم تبعیت جهانی هستند.
2- نقاط ضعف شبکه جهانی پیشگیری از موادمخدر به طور مداوم توسط سازمان های مجرم مورد بهره برداری قرار می گیرد.
3- مشکل عمده در اجرای سیستم مقابله با مواد روانگردان، ریشه در این واقعیت دارد که برخی کشورهای بزرگ تولیدکننده و صادر کننده هنوز به کنوانسیون 1971 ملحق نشده اند. در واقع بخش اعظمی از نواقص سیستم کنترل بین المللی موادمخدر گویای این حقیقت است که اگر چه کنوانسیون ها قرار بوده جهانی باشند، اما هنوز در سطح جهانی پذیرفته نشده اند.
4-کشورهای عضو به اندازه کافی از این کنوانسیون ها تبعیت نمی کنند.
مقررات مربوط به کنوانسیون های بین المللی کنترل موادمخدر باید به طور مطلوبی در سطح ملی اجرا شوند و معاهد ات با بودجه های ملی ویژه ای باید مورد حمایت قرارگیرند. در نواحی بسیاری؛ خصوصا در برخی از کشورهای عضو کنوانسیون1971، کنترل تجارت بین المللی موادمخدر در زمینه همه داروهای روانگردان اعمال نشده و مقابله های ملی قانونی صورت نمی گیرد. در برخی از کشورها؛ اجرای معاهدات با مشکلات ناشی از فقدان یک سازمان ویژه مدیریت مقابله با موادمخدر و اجرای مقررات معاهدات رو به رو می باشد که موضوعی مهم در تنظیم فعالیت های مقابله با موادمخدر به شمار می رود. در بسیاری از کشورها اجرای معاهدات مقابله با موادمخدر با کمبود نیروهای متخصص و آموزش دیده و بودجه های مالی ناکافی در نتیجه شرائط اقتصادی بد یا عدم اولویت گذاری دولت در این زمینه رو به رو می باشد. در برخی کشورهای در حال توسعه؛ به سختی می توان مقرراتی مانند کنترل مرزها برای جلوگیری از ورود موادمخدر و داروهای روانگردان و جلوگیری از توزیع آن ها در سطح کشور را رعایت نمود. بنابراین وظیفه دولت های مختلف در سطح جهان این است که علاوه بر اجرای تعهدات خود، متناسب با ظرفیت های ملی، دولت های دیگر را در اجرای کامل مسئولیت ها یاری برسانند. کاهش عرضه؛ تقاضا و مبارزه با قاچاق غیرقانونی موادمخدر و همکاری با سایر کشورها، عناصر درهم تنیده اجرای معاهدات در سطح ملی می باشند.
اجرای مقررات معاهدات در سطح بین المللی مستلزم همکاری میان دول و INCB [4]است؛ مشکل عدم توافق بر سر نیازهای گزارش شده و اولویت های INCB و شورای اقتصادی، اجتماعی توسط کشورها یک مشکل همیشگی است. این کشورها همواره نواقصی در اجرای مفاد مقابله با موادمخدر در سطح ملی نشان می دهند.
مصرف و قاچاق موادمخدر فرایندی پویا محسوب می شود. بنابراین؛ هرگونه واکنش مؤثر به آن نیز باید پویا باشد. کارآیی سیستم بین المللی کنترل موادمخدر نه تنها به کارکرد مناسب دولت ها بلکه به کارکرد صحیح سازمان های بین المللی مسئول تأیید روند تغییر سیاست های اعمال شده نیز بستگی دارد. این تأییدات شامل تصمیم گیری های بهنگام، به روز رسانی مفاد معاهدات، الحاق ابزارهای مقابله با موادمخدر جدید به معاهدات موجود و فراهم نمودن کمک های فنی به دولت ها برای غلبه بر مشکلات و ایجاد راهکارهای تضمین مقابله جهانی با کشت؛ ساخت؛ تولید؛ تجارت و مصرف موادمخدر غیرقانونی می باشد.
پنجشنبه: 26 / 12 / 1401- 24 شعبان 1444- 17 مارس 2023
[1] - هلال طلایی اصطلاحی در اشاره به یکی از مناطق تولیدکننده اصلی تریاک در آسیا میباشد. این منطقه به خاطر شباهت با هلال ماه به این نام خوانده میشود. هلال طلایی شامل مناطق کوهستانی سه کشور افغانستان، پاکستان و ایران است. در سال ۱۹۹۱، افغانستان بزرگترین تولیدکننده تریاک در جهان بود و بعد از آن میانمار، که بخشی از مثلث طلایی میباشد. هلال طلائی سابقهٔ بسیار طولانیتر از مثلث طلایی در تولید تریاک دارد. هلال طلایی در دهه هفتاد قرن ۲۰ توسعه یافت در حالی که مثلث طلایی از دهه پنجاه شروع به کار کرد.
[2] - اصلیترین ماده پیشساز برای تبدیل تریاک به هروئین است.
[3] - پیتر شوارتز متولد 1946، آیندهپژوه، مخترع، نویسنده امریکایی و همچنین موسس «شبکه کسب و کار جهانی»، متخصص در راهبردپردازی کسب و کار و برنامهریزی مبتنی بر سناریو است. در سال 1968 مدرک کارشناسی مهندسی هوا و فضا را دریافت کرد و در سال 1972 به استخدام موسسه پژوهشی استنفورد در آمد و روش منحصر به فرد خود در زمینه برنامهریزی سناریویی را توسعه داد و سپس به عنوان مدیر مرکز راهبردی محیط زیست برگزیده شد. در سال 1982 به عنوان رئیس بخش برنامهریزی سناریویی به استخدام شرکت رویال داچ شل در آمد.
او تاکنون کتابهای زیادی با محوریت آیندهپژوهی منتشر کرده است و شناختهشدهترین کتاب در حوزه برنامهریزی سناریویی با نام «هنر دورنگری» به عنوان بهترین کتاب تمامی ادوار توسط انجمن آیندهپژوهان حرفهای برگزیده شد که یکی از منابع علمی آیندهپژوهی در دانشگاهها به شمار میآید. از دیگر کتابهای او میتوان به «شگفتیهای پرهیزناپذیر»، «توسعه بلندمدت»، «آینده چین» و «سناریو تغییر سریع آب و هوا و عواقب آن برای امنیت ملی ایالات متحده» و «زمانی که شرکتها بد عمل میکنند: مسؤولیتپذیری و خطرپذیری در دوره جهانیسازی» اشاره کرد. هماکنون شوارتز، معاون مدیرعامل یک پایگاه اینترنتی است که مشاوره و برنامهریزی راهبردی برای بنگاههای اقتصادی دانشبنیان را در دستور کار دارد.
4. International Narcotics Control Board
هیأت بین المللی مبارزه با مواد مخدر (INCB) ارگان کنترل مستقل و نیمه قضایی برای اجرای کنوانسیون های مواد مخدر سازمان ملل متحد است. این هیأت نقش مهمی در نظارت بر اجرای محدودیت های مواد مخدر و روانگردان ها دارد.
اقدام تمام شرقی با نگاه شرقی
اسدالله افشار
اعلام غیرمنتظره تنش زدایی ایران و عربستان پس از هفت سال، جامعه جهانی را غافلگیر کرد. آنچه شاید به عنوان شگفتی بزرگتر ظاهر شده است این است که توافق بین تهران و ریاض با میانجیگری چین و در مراسمی در پکن پایتخت این کشور اعلام شده است.
بیش از این دو کشور عراق و عمان تلاش کرده بودند روابط دیپلماتیک ایران و عربستان را مجددا برقرارکنند، اما این دولت چین بود که توانست با نمایش چشمگیر قدرت دیپلماتیک خود، در این زمینه موفق عمل نماید و دو کشور ایران و عربستان را به توافق رساند.
چین قبلاً از درگیر شدن در مسائل اختلافی بین کشورهای خارج از مرزهای خود اجتناب می کرد، اما به نظر می رسد این سیاست با توجه به پیشنهاد صلح پکن برای پایان دادن به جنگ اوکراین که مورد استقبال کیف و مسکو قرار گرفت، در حال تغییر است.
علیرغم مخالفت تعدادی از دولت های منطقه، ایالات متحده آمریکا طی چندین دهه در منطقه غرب آسیا حضور نظامی فعال داشته و دارد. واشنگتن صدها پایگاه نظامی در بحبوحه تلاش های پنتاگون برای حفظ حضور هژمونیک ایالات متحده در منطقه دارد. آمریکا برای این حضور نامیمون حود در منطقه خاورمیانه تا کنون هزینه های سنگین و بهای گزاف مرگباری را پرداخت کرده است.
تنها در دو دهه اخیر بنابرمدارک و شواهد موجود، ایالات متحده تحت عنوان «جنگ علیه تروریسم»، جنگها و درگیریهایی را به راه انداخته که منجر به افزایش شدید بیسابقه تروریسم و گروههای تروریستی در منطقه و سطح جهان گردیده است.
به لطف اقدامات استعماری و استثماری واشنگتن و متحد کلیدی منطقهای آن، اسرائیل، گروههای تروریستی تازهتشکیل شده تحت «جنگ علیه تروریسم»؛ صدها هزارغیرنظامی را بهویژه در افغانستان، سوریه و لیبی به آغوش مرگ کشانده اند و میلیون ها نفر دیگر نیز به دلیل سیاست های فاجعه بار خارجی آمریکا یا مجروح شده اند یا از خانه های خود آواره شده اند.
در حالی که آمریکا علیه افغانستان، عراق و به طور غیرمستقیم علیه سوریه و یمن جنگ به راه انداخته است، با مداخله و دامن زدن به ناآرامی و ترور در کشورهایی مانند ایران و لبنان و در عین حال با استفاده از تمام امکانات، نقش مهمی در بی ثبات کردن غرب آسیا ایفا کرده است. یعنی قرار دادن یک کشور در مقابل کشور دیگر در منطقه.
سازندگان تسلیحات آمریکایی و رژیم صهیونیستی در نتیجه ماجراجویی های نظامی واشنگتن در منطقه خاورمیانه و سطح جهان، به بهای خونهای گسترده ریخته شده بی گناهان غیرنظامی، منتفع اصلی در این زمینه بودهاند.
برخی در غرب آسیا به اشتباه برای اهداف امنیتی خود به ایالات متحده اتکا کرده اند و متوجه آن نبوده که وقتی منافع آمریکا توسط آن کشور تأمین نشود، واشنگتن به سادگی آن کشور را همراه با تمام تضمین های امنیتی ادعایی خود رها خواهد کرد. این امر در دوره های مختلف، به ویژه در افغانستان، به عنوان یک مصداق قابل لمس و قابل درک می باشد. احساس می شود عربستان سعودی با درک رفتار آمریکا در افغانستان تا حدودی نسبت به حمایت آمریکا از جنگ یمن احساس تردید کرده است و درست به همین دلیل به اصلاح رویکرد سیاست منطقه ای خود اقدام نموده که برقراری ارتباط دیپلماتیکی مجدد با ایران مقتدر را می توان مصداق این تغییر رویکرد دانست و آن را گام بزرگی در معادلات آتی منطقه غرب آسیا در نظر گرفت. و البته
نقش میانجی گری چین در تضمین توافق عربستان و ایران را نمی توان نادیده انگاشت چرا که این حرکت و اقدام تمام شرقی با نگاه شرقی در حقیقت آزمون دشواری برای به چالش کشاندن ایالات متحده آمریکا بود که نشان دهد دوران افول قدرت خاورمیانه ای آمریکا دیگر شعار نیست بلکه واقعیتی است انکارناپذیر و آمریکا باید این حقیقت مسلم را بپذیرد که منطقه خاورمیانه دیگر جولانگاه او نمی باشد و باید این منطقه را ترک و تمام پایگاه های نظامی خود را از این منطقه برچیند.
نقش چین به عنوان میانجی صلح در منطقه ای که ایالات متحده از مدت ها قبل در آن نفوذ داشته است، پنتاگون را غافلگیر کرده است. کاخ سفید می گوید ایالات متحده از نزدیک رفتار پکن در غرب آسیا و جاهای دیگر را زیر نظر دارد.
تصور درست و خوش بینانه ای در منطقه غرب آسیا به وجود آمده و کشورها به این نتیجه رسیده اند که وابستگی آنها به ایالات متحده دیگر در خدمت منافع آنها نیست و آمریکا برای ایشان قابل اعتماد نمی باشد.
نکته مهم در خصوص چین این است که چین هیچ پایگاه نظامی در غرب آسیا ندارد. در واقع چین در هیچ کجای دنیا پایگاهی ندارد. تنها سربازان چینی مستقر در خارج از کشور آنهایی هستند که زیر نظر نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در آفریقا خدمت می کنند. پکن نه جنگی به راه می اندازد و نه تمایلی به راه انداختن یا دامن زدن به جنگ یا درگیری دارد. حتی به دنبال رقابت با آمریکا در زمینه های اقتصادی و نظامی نیست.
کارشناسان می گویند چین اکنون قدرت شماره یک اقتصادی در جهان است و این موضوع برای کشورهای غرب آسیا و فراتر از آن جذابیت دارد.
در طول دهه گذشته، بسیاری به این درک رسیده اند که ایجاد روابط نزدیک تر با چین، بدون هیچ گونه محدودیتی، رونق اقتصادی را برای مردم خود به ارمغان می آورد.
برخلاف واشنگتن، پکن از دیگر کشورهایی که به دنبال تجارت و همکاری با آن هستند، شرط نمیگذارد و از آنها درخواست اضافی و یا لطفی نمیکند.
موضوع دیگر اینکه سعودی ها به دنبال ایجاد روابط نزدیک تر با رقیبان آمریکا هستند، و لذا سال گذشته ریاض و پکن بر سر صادرات نفت عربستان به واحد پول چین و نه دلار مذاکره کردند.
ایالات متحده روابط رو به رشد چین با کشورهای منطقه را تهدیدی برای منافع خود در غرب آسیا می داند و به همین دلیل باعث افزایش تنش با چین شده است.
این ناوهای هواپیمابر ایالات متحده هستند که در کنار آب های چین حرکت می کنند و نه برعکس. واشنگتن همچنین اتهامات مضحکی را به یک بالن هواشناسی چینی که پکن اعتراف کرد از مسیر منحرف شده است، به عنوان یک شی جاسوسی تلقی و از جت های جنگنده خود برای سرنگونی آن استفاده کرده است.
ایجاد جنگ روانی و راه انداختن کمپین ترس آفرینی و ارائه اطلاعات غلط و نادرست علیه چین برای کمرنگ کردن حضور چینی ها در حل مناقشات بین المللی به وضوح کارساز نبوده است و مصداق این ادعا همانا توافقنامه تهران و ریاض است که این دو کشور در پکن برای بازگرداندن روابط کامل دیپلماتیک خود آن را امضا کرده اند.
نکته دیگر که حائز اهمیت است آن است که رویکرد نظامی ایالات متحده چیزی جز فاجعه برای غرب آسیا به ارمغان نیاورده است، در حالی که رویکرد چین در حمایت از صلح با تمجید بین المللی مواجه شده است، البته به استثنای ایالات متحده و اسرائیل که به دنبال جانبداری از سعودی ها برای منزوی کردن ایران بودند.
آنچه بیش از همه آمریکا را ناامید میکند این است که توافق ایران و عربستان با حمایت چین، امیدواری به آرام کردن اوضاع در سایر کشورهای غرب آسیا مانند یمن، لبنان و عراق را نیز فراهم میکند.
جفری فلتمن، دیپلمات ارشد سابق آمریکایی، گفت که نقش چین مهم ترین جنبه توافق است. فلتمن، که اکنون یکی از همکاران موسسه بروکینگز[1] است، گفت: «این احتمالاً دقیقاً به عنوان یک سیلی به دولت بایدن و به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه چین قدرت رو به رشد است، تفسیر خواهد شد.
دانیل راسل، دیپلمات ارشد ایالات متحده در امور شرق آسیا در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، می گوید که دخالت چین در میانجی گری توافق ایران و عربستان می تواند "پیامدهای مهمی" برای واشنگتن داشته باشد.
"سئوال این است که آیا این شکل میانجی گری ها در آینده هم انجام خواهد شد؟" او می گوید آیا زمانی که" شی جین پینگ" از مسکو بازدید میکند، می تواند با الگو قرار دادن توافق میان ایران و عربستان، آ ن را مقدمهای برای تلاش میانجیگری چین بین روسیه و اوکراین قرار دهد؟
نظم جهانی رو به افول به رهبری ایالات متحده آنقدر مخرب بوده است که چین اکنون احساس می کند زمان آن فرا رسیده است که وارد عمل شود و تلاش کند سطح گسترده بی ثباتی جهانی را که پنتاگون ایجاد کرده است را معکوس کند و در حال حاضر هیچ منطقه ای به اندازه غرب آسیا ناامن نیست.
شاید منصفانه باشد که بگوییم روزهای اعمال نفوذ شوم ایالات متحده در غرب آسیا به آرامی اما مطمئناً به پایان می رسد[2] و این یعنی پایان سلطه آمریکا در منطقه غرب آسیا.
سه شنبه: 23 / 12 / 1401- 21 شعبان 1444- 14 مارس 2023
[1] - نهاد بروکینگز (Brookings Institution) یک سازمان غیرانتفاعی غیر جانبدارنه آمریکایی از نوع اتاق فکراست که در زمینه تحلیل مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی فعالیت میکند. این نهاد در سال ۱۹۱۶ میلادی تأسیس شده و یکی از قدیمیترین موسسات در نوع خود میباشد. مقر آن در شهر واشینگتن است. بر اساس گزارش دانشگاه پنسیلوانیا در سال ۲۰۱۲، این مؤسسه تأثیرگذارترین اتاق فکر در جهان شناخته میشود.
[2] - کربلایی؛ علی. نفوذ چین در غرب آسیا تولد یک نفس و هوای تازه است. برگردان: اسدالله افشار. تهران تایمز: یکشنبه 21اسفند1401 ( 12 مارس 2023)
توافقی ناگهانی، غافلگیرانه اما مهم و تأثیرگذار
اسدالله افشار
ایران و عربستان سعودی روز جمعه 19 اسفند ماه سال جاری( 10 مارس 2023) در یک توافق غافلگیرکننده به تنش های هفت ساله خود پایان داده و توافق کردند که روابط خود را اصلاح کنند. این معامله برندگان و بازندگان زیادی داشت.
درحالی که بسیاری از ناظران در مورد گرم شدن قریب الوقوع روابط ایران و عربستان تردید داشتند، مقامات ارشد امنیتی ایران و عربستان سعودی بی سروصدا به پایتخت چین سفرکرده تاسنگ تمام گذاشته وبه تنش های بحران ساز سنگین هفت ساله بین دو کشور درمنطقه پایان دهند. این توافق که ناگهانی و غافلگیرانه درروزجمعه 19 اسفند ماه1401 با میانجیگری چین صورت پذیرفت؛ واکنش های متفاوتی را از سوی کشورهای سراسر جهان به دنبال داشت.
بر اساس بیانیه مشترک ایران، عربستان سعودی و چین، سه کشور اعلام میکنند که توافقی بین پادشاهی عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران حاصل شده است که شامل توافقی برای از سرگیری روابط دیپلماتیک بین آنها میشود. و سفارتخانهها و نمایندگیهای خود را ظرف مدت حداکثر دو ماه بازگشایی میکنند و موافقتنامه شامل تأیید احترام به حاکمیت دولتها و عدم مداخله در امور داخلی کشورها است.»
در این بیانیه آمده است: «آنها همچنین توافق کردند که وزرای امور خارجه دو کشور برای اجرای این امر ملاقات کنند، ترتیب بازگشت سفرای خود را بدهند و راههای تقویت روابط دوجانبه را بررسی کنند.»
تقریباً همه کشورهای منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا از این توافق استقبال کردند. حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران، تماس های قابل توجهی از سوی مقامات خارجی دریافت کرد که این اتفاق را به وی تبریک گفتند. همچنین کشورهای منطقه با صدور بیانیه ای از گرم شدن آب ایران و عربستان استقبال کردند.
علاوه بر این، بسیاری از گروه ها در منطقه از این معامله ابراز رضایت کردند. سید حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان، این توافق را به نفع منطقه توصیف کرد. انصارالله یمن همچنین گفت که تهران و ریاض به روابط دیپلماتیک نیاز دارند.
عراق، اردن، مصر، عمان، امارات، قطر، لبنان، پاکستان و ترکیه از جمله کشورهایی هستند که از احیای روابط تهران و ریاض استقبال کردند. این استقبال گسترده از آنجا ناشی می شود که اکثر کشورها و گروه های منطقه از روابط بهتر ایران و عربستان سود می برند. علاوه بر سه طرف معامله، تمامی کشورها و گروه های فوق برنده محسوب می شوند.
بازندگان احیای روابط ایران و عربستان
1- اسرائیل
با توجه به آن چه بیان شد، برقراری و احیای این روابط بازندگان خاص خود را دارد که بزرگترین آنها اسرائیل است. به محض انتشار اعلام توافق سه جانبه آویگدور لیبرمن، وزیر سابق اسرائیل، از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی خواست به خاطر توافق ایران و عربستان استعفا دهد، زیرا این شکست شکست شخصی او و سیاست های نافرجام او در قبال ایران بود.
یایر لاپید، نخست وزیر سابق رژیم اشغالگر هم این توافق را تحولی خطرناک توصیف کرد که اسرائیل را از دیوار منطقه ای خود علیه ایران محروم می کند. به گزارش رسانه های اسرائیلی، لاپید گفت: توافق بین عربستان سعودی و ایران نشان دهنده شکست کامل و خطرناک سیاست خارجی دولت اسرائیل است.
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین، از سرگیری روابط ایران و عربستان سعودی را «تحول جدی و خطرناکی برای اسرائیل» و «پیروزی سیاسی ایران» خواند.
بنت گفت: «این ضربه مهلکی به تلاشها برای ایجاد ائتلاف منطقهای علیه ایران وارد میکند».
وی سپس ابرازتأسف کرده و می گوید: «کشورهای جهان و منطقه در حال تماشای اسرائیل هستند که بر سر دولت ناکارآمدی که درگیر خود تخریبی سیستماتیک است، آشفته است.»
نکته قابل توجه احیای روابط ایران با عربستان آن است که اسرائیل تنها بازنده این ماجرا نبوده و باید ایستادگی آمریکا در منطقه غرب آسیا را که از این طریق بر آن ضربه وارده شده به حساب آورد و نباید سهم شکست این قدرت رو به افول را در منطقه غرب آسیا نادیده انگاشت.
2- آمریکا
آن چه باز این پیروزی راهبردی را به کام منطقه شیرین می کند آن است که این توافق سه جانبه صرفاً توسط قدرت های آسیایی انجام گشته که نشان دهنده تغییر قابل توجهی در ژئوپلیتیک منطقه است. و این توافق یعنی این که روزهایی که ایالات متحده بزرگترین قدرت منطقه بوده عمرش بسر آمده و دیگر دوران قلدری و غارتگری و شرارت هایش گذشته است و باید دست از پا درازتر منطقه را ترک کند و بداند در برابرظهور قدرت های آسیایی دیگر محلی از اعراب در این منطقه حساس جهانی ندارد و قطعا اگر در خروج تعلل ورزد هزینه های سنگینی را باید متحمل گردد که به نفع وجهه سیاسی شکست خورده این قدرت رو به افول نخواهد بود بنابراین آمریکا باید حساب آبروی نداشته خود را در نظر بگیرد و تا اوضاع بیشتر از این برایش سخت و تلخ نگشته صحنه را به نفع قدرت های آسیایی خالی گرداند.
3- اپوزیسیون ایران
علاوه بر ایالات متحده و اسرائیل، بازنده دیگری نیز وجود دارد که نفس خود را حبس می کند تا ببیند چه اتفاقی می افتد: اپوزیسیون ایران. چندین اپوزیسیون ایرانی امید خود را به عربستان سعودی و امپراتوری رسانه ای و دلارهای نفتی آن بسته اند. آنها قبلاً فکر می کردند که عربستان سعودی در تلاش آنها برای سرنگونی تشکیلات سیاسی ایران، وزن خود را پشت سر آنها خواهد انداخت. اما احیای روابط جمعه؛ آنها را کاملاً غافلگیر و وادار نمود که به دنبال راه جدید دیگری باشند تا بتوانند راه غلط و شکست خورده خود را مجددا در خواب خوش که سرابی بیش نمی باشد با آرزوهای واهی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران طی کنند! زهی خیال باطل؛ این ره که می روند به ترکستان است و جز تباهی خودشان ره به جای دیگری ندارد و ایران در اوج قدرت سیاسی است و بازگشت عربستان و احیای روابطش با ایران مؤید همین نکته است، عربستان این نکته را با کوهی از بحران ها و مشکلات داخلی و بین المللی آن هم بعد از 7 سال در چرخشی ناباورانه و در گریز از سیاست های شیطانی آمریکا و اسرائیل، درک کرده اما این نابخردان منگل سیاسی اپوزیسیون هنوز درک نکرده و با حماقت هرچه تمام تر همچنان به دنبال سرنگونی نظام جمهوری اسلامی هستند!این نظام برپا، برقرار و با صلابت به حیات سیاسی خود ادامه خواهد داد، کور شود هر آن کس که نتواند بیند.
اشاره به مهم ترین آثار این توافق
در هر صورت توافق تاریخی تهران و ریاض در پکن؛ رسانه های جهانی، کارشناسان داخلی و بین المللی و قدرت های جهانی را غافلگیر نموده و باعث حیرت و تعجب آنان گردید که در جای خود بررسی و نقد آن ها می تواند بسیاری از وقایع پشت پرده این توافق را آشکار سازد اما آن چه در این خصوص مهم است آن است که این توافق و احیای روابط:
1- پیامدهای گسترده ای داشته است؛
2- اتحاد علیه ایران را پیچیده می کند؛
3- یک پیروزی بزرگ برای تلاشها در زمینه کاهش تنش منطقهای به حساب می آید؛
4- یک پیروزی برای دیپلماسی چین و چالش برای ایالات متحده به شمار میرود؛
5- توافق میان دو کشور نشانه روشنی است که دو طرف آمادهاند تا فصل جدیدی را در روابط فیمابین آغاز کنند؛
6- این توافق می تواند پایانی بر جنگ ائتلاف سعودی با یمنی ها بعد از 8 سال باشد؛
7- به تفاهم و آشتی ملی بین گروهها بینجامد و به رفع تخاصم سعودی با حکومت سوریه کمک کند؛
8- در انزوا قرار گرفتن تل آویو در منطقه؛
9- برخی رسانه های صهیونیستی از سرگیری روابط دیپلماتیک بعد از هفت سال را به منزله بر باد رفتن رویای تل آویو برای ایجاد ائتلافی ضد ایرانی در منطقه دانستند؛
10- این توافق «منجر به تقویت امنیت و ثبات در منطقه و گسترش همکاریها» خواهد شد؛
11- این توافق منجر به شکست سیاست ایران هراسی در سطح منطقه و بین الملل گردید؛
12- قطعا این توافق آثار مثبت در حوزه های اقتصادی ، فرهنگی، سیاسی خواهد داشت که در آینده بسیار نزدیک نتایج پربار آن را شاهد خواهیم بود.
یکشنبه: 21 / 12 / 1401- 19 شعبان 1444- 12 مارس 2023
آیا «فصل جدید» همکاری با آژانس رسیده است؟
اسدالله افشار
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی پس از سفر دوروزه خود به ایران و گفت و گوهایش با مسئولان عالی رتبه ایرانی از جمله رییس جمهور محترم جناب رییسی اظهار داشت: منتظر اجرای سریع و کامل تضمینهای ایران و بیانیه مشترک وی با محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران است که پس از سفر اخیر وی به تهران صادر شده است.
رافائل گروسی روز دوشنبه ششم مارس 2023 ( 15 اسفند ماه 1401)در بیانیه مقدماتی خود در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت: «اکنون مشتاقانه منتظر بحثهای فنی بعدی [با ایران] هستم».
گروسی همراه با بیانیه مشترک خود با اسلامی، آخرین گزارش خود را درباره راستیآزمایی و نظارت در ایران با توجه به قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد که توافق هستهای 2015 موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک را تایید کرد، به هیئت مدیره ارائه کرد. وی اعلام کرد که آژانس به مدت دو سال قادر به انجام برخی از فعالیت های راستی آزمایی و نظارت برجام نبوده است.
ایران بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی مورد نیاز برجام را به عنوان بخشی از اقدامات متقابل خود در برابر خروج ایالات متحده از توافق و اعمال مجدد تحریم های سختگیرانه و همچنین در پاسخ به اقدامات خصمانه شورای حکام محدود کرده است.
گروسی گفت که ایران موافقت کرده است تا حدی همکاری های مرتبط با برجام را احیا کند.
وی در گزارش خود به هیأت مدیره اظهار داشته است: پس از گفتگوهای روز شنبه( 13 اسفند ماه 1401 ) خود با معاون رئیس جمهور اسلامی در تهران، موافقت ایران را برای اجازه دادن به آژانس برای ادامه اقدامات نظارتی و راستی آزمایی بیشتر که برای آژانس در انجام مأموریتش ضروری است، یادآوری کرده است.
به گفته گروسی، دستیابی به این امر بسیار مهم خواهد بود، زیرا به آژانس اجازه میدهد تا در صورت ازسرگیری اجرای تعهدات هستهای ایران تحت برجام، شروع به ایجاد یک خط پایه جدید ضروری کند.
لازم به ذکراست ایران پس از خروج آمریکا از توافق، کاهش تعهدات خود را آغاز کرد، اما گفت که همه اقدامات پس از برداشته شدن مؤثر تحریمها لغو خواهد شد.
مذاکرات برای بازگرداندن این توافق که در اوایل سال 2021 آغاز شد، اکنون برای ماه ها به دلیل اختلافات نهایی و سنگ اندازی های آمریکاییان و تروئیکای اروپایی متوقف شده است و تا کنون آن هم پس از نشست های سنگین دیپلماسی و توقف های مکرر آن ها در قالب مذاکرات برجامی وین نتیجه بخش نبوده و دستاوردی نداشته است.
رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنین به اعضای هیئت مدیره گزارش داد که تغییر قابل توجهی در اطلاعات طراحی اعلامشده برای کارخانه غنیسازی سوخت فردو ایران صورت گرفته است، که به ادعای او در ژانویه بدون اطلاع قبلی آژانس اجرا شده است.
وی گفت: «این برخلاف تعهدات ایران ذیل توافقنامه پادمان بود.
ایران استدلال میکند که گزارش این تغییر یک «اشتباه» توسط بازرس بوده است که بعداً روشن شد.
گروسی گفت، پس از بحث و گفتگو، ایران تأییدکرده است که افزایش بیشتر دفعات و شدت فعالیت های راستی آزمایی در فردو را همانطور که توسط آژانس اطلاع داده شده است، تسهیل خواهد کرد.
مقامات ایرانی پیشتر تأیید کرده بودند که طبق مقررات پادمانی عادی، بازرسیها در این سایت افزایش مییابد، زیرا سطح غنیسازی آن تغییر کرده و آن را به خلوص 60 درصد رسانده است.
کنعانی گفت که مذاکرات با آژانس فقط بر سر برنامه بازرسی ها است.
مدیرکل همچنین گزارش داد که در ماه ژانویه، بازرسان ذرات اورانیوم غنی شده تا حدود 84 درصد را در فردو پیدا کردند، واقعیتی که ایران آن را رد نمی کند، اما ادعا می کند که نوسانات ناخواسته در سطوح غنی سازی بوده که معمولاً در طول این فرآیند رخ می دهد.
گروسی گفت: آژانس و ایران مذاکرات فنی را برای روشن شدن کامل این موضوع آغاز کرده اند.
بیان چند نکته
1- موضوعی که در سفر گروسی بین ایران و آژانس مورد بحث قرار گرفت، مسائل پادمان باقی مانده مربوط به ذرات هسته ای بود که آژانس بین المللی انرژی اتمی ادعا می کند در سه سایت قدیمی اعلام نشده در ایران پیدا شده است.
2- ایران این اتهام را رد می کند، اما پاسخ هایی را به آژانس ارائه کرده بود که مدیرکل پیشتر آن را غیرقابل اعتماد می دانست و رد نموده بود.
3- درجلسه هیئت مدیره، گروسی گفت که ازتضمینهای سطح بالای ایران مبنی برتمایل به اجرای فعالیتهای راستیآزمایی و نظارت مناسب بیشتر و همکاری با آژانس برای حل و فصل مسائل استقبال میکند.
4- گروسی می گوید؛ بر اساس روح بیانیه مشترک، من مشتاقانه منتظر شرکت در بحث های فنی با ایران، همانطور که ما توافق کرده ایم، هستم. کار مهمی در پیش رو داریم.»
5- مقامات تهران گزارش هایی مبنی بر موافقت ایران با دادن دسترسی بیشتر آژانس به افراد یا سه مکان مورد بحث را رد کرده اند.
6- موضوعات باقی مانده مانعی در مذاکرات برای بازگرداندن توافق هسته ای بوده است، زیرا ایران خواستار بسته شدن تحقیقات قبل از هرگونه توافق بر سر برجام شده است.
7-کنعانی؛ سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: مسائل ایران و آژانس بهانه ای برای سایر طرف های مذاکره شده است.
8- کنعانی گفت: اگر به این مسائل رسیدگی شود، طرفهای دیگر در جریان مذاکرات بهانه را از دست خواهند داد.
9- قطعا گفتوگوهای فنی ایران و آژانس تا زمانی که مسائل باقیمانده گام به گام حل و فصل نشود ادامه خواهد داشت.
10- ایران می گوید «فصل جدید» همکاری با آژانس در جریان سفر گروسی باز شده است.
11- به گفته سخنگوی وزارت امورخارجه؛ در سفر گروسی توافقات خوبی بین تهران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی حاصل شده است.
12- سفر دوروزه گروسی را باید به تعبیر سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور تمدید "دیپلماسی فعال" ایران با آژانس ستود و ابراز امیدواری کرد که چنین تلاش هایی زمینه را برای حل و فصل اختلافات فنی فراهم سازد.
13- انتظار است آژانس بین المللی انرژی اتمی با صداقت و به دور از سیاسی کاری به مسئولیت ها و تعهدات خود در چارچوب مقررات آژانس عمل کند و از حقوق هسته ای کشورهای عضو دفاع کند.
14- ایران بارها بر ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای خود تأکید کرده است.
15- در آینده نزدیک مشخص خواهد شد سفر گروسی سیاسی و برای رفع تکلیف بوده تا خدمتی دیگر را در جهت فشار به ایران و خوش رقصی برای آمریکا و متحدان اروپایی و عبری انجام داده باشد و یا واقعا به دنبال تسهیل در مذاکرات هستهای و تحقق خواستههای مشروع کشورمان بوده است که تن به این سفر داده است. صاحب این قلم امیدوار است گروسی بر سرعقل آمده باشد و با اصلاح مواضع ضد و نقیض خود در این چندسال گذشته به مسئولیت حقیقی و حقوقی خود واقف گردد تا در این جایگاه مهم فنی که قرار گرفته است به نقش تاریخی خویش عمل نماید. باید منتظر ماند و دید با گروسی متحول شده مواجه خواهیم شد و یا این گروسی همان گروسی نوکرآمریکا و اسرائیل و چند کشور اروپایی مفلوک تحت سلطه آمریکاییان خواهد ماند و نوکری را به آزادگی، بدنامی تاریخی را به خوش نامی ترجیح خواهد داد!
در هرصورت سازمان انرژی اتمی ایران باید نسبت به این موضوع چون گذشته حساس باشد و تمام مواضع گروسی را بعد از این سفر دو روزه رصد نماید تا در مسیر منافع ملی ایران قدم بر دارد و هر انحرافی را بلافاصله متذکر و پاسخی در خور دهد. مماشات در این خصوص گناهی نابخشودنی و خطایی تاریخی است که قابل اغماض نخواهد بود.
جمعه: 19 / 12/ 1401- 17 شعبان 1444- 10 مارس 2023
اسرائیل در مسیر فروپاشی!
منبع: تهران تایمز/ مقاله علی کربلایی( Israel on the path to "collapse")/ March 4, 2023 - 20:53
برگردان: اسدالله افشار
رژیم آپارتاید اسرائیل اخیراً با رسوایی های فراوانی مواجه شده است که کارشناسان پیش بینی می کنند فروپاشی آن را تسریع کند.
اقداماتی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر کودک کش جانی رسوا گشته برای جلوگیری از مجازات در دادگاه اتخاذ کرده است، حداقل هفت هفته است که صدها هزار شهرک نشین اسرائیلی را در سرتاسر سرزمین های اشغالی فلسطین به خیابان ها آورده است.
تظاهرات جاری با درگیری شدید شهرک نشینان با نیروهای رژیم به خشونت تبدیل شده است.
ماه گذشته، نفتالی بنت، نخست وزیر سابق رژیم، نسبت به "جنگ داخلی در اسرائیل" هشدار داد و خواستار انجام مذاکرات درباره اصلاحات نتانیاهو شد.
بنت گفت: «در مورد اصلاحات قضایی می توان به توافق رسید. چیزهایی هستند که باید اصلاح و تغییر شوند، اما نباید از یک افراط به افراط دیگر برویم.»
بنت افزود: "اکثریت خواهان اصلاحات هستند، نه تغییر سیستم."
آویچای مندلبلیت، دادستان کل سابق رژیم، می گوید که معتقد است معضل امنیتی کنونی تازه شروع شده است و هشدار می دهد که "خونریزی" خواهد شد.
به گزارش رسانه های اسرائیلی، مندلبلیت گفت: "ما در آغاز راه هستیم. اوضاع بیشتر بدتر خواهد شد و در داخل اسرائیل خونریزی خواهد شد."
کنست (پارلمان اسرائیل) در تلاش است تا سیستم به اصطلاح قضایی رژیم اشغالگر را سرنگون کند. 63 نماینده کنست، بیش از اکثریت مطلق نصاب، در اولین قرائت به این لایحه رأی مثبت دادند.
این اقدام با هدف تقویت کنست، جایی که ائتلاف افراطی نتانیاهو دارای اکثریت است، و همچنین بدنه اجرایی به منظور دور زدن تصمیمات دیوان عالی است.
اعضای کنست نیز در نتیجه اقدامات نتانیاهو از اختیارات بیشتری در روند انتصاب قضات برخوردار خواهند شد.
سازمان دهندگان تظاهرات استدلال می کنند که نتانیاهو قصد دارد از اصلاحات استفاده کند تا از یک سری اتهامات علیه خود خلاص شود که به سال 2019 بازمی گردد. اتهامات و رسوایی ها شامل کلاهبرداری، رشوه و نقض اعتماد است.
به گفته سازمان دهندگان، در تظاهرات اخیر، صدها هزار شهرک نشین در تل آویو و دیگر شهرک ها در سرتاسر سرزمین های اشغالی، از جمله در قدس (بیت المقدس) تظاهرات کردند. این تظاهرات در خارج از اقامتگاه رئیس جمهور اسحاق هرتزوگ برگزار شده است.
هرتزوگ از کابینه فاشیست نتانیاهو خواسته است تا اصلاحات را به حالت تعلیق درآورد و با مخالفان در تلاش برای رسیدن به حد وسط مذاکره کند. در حالی که کابینه حاکم گفتگو را رد نکرده است، از تعلیق یا به تعویق انداختن رأی گیری در مورد اصلاحات خودداری کرده است.
رئیس جمهور اسرائیل هشدار داده است که وضعیت در این نهاد در شرف انفجار است.
هرتزوگ گفت: "... ما در آستانه فروپاشی اجتماعی و قانون اساسی هستیم. انبار باروت در شرف انفجار است."
مخالفان سیاسی نتانیاهو این اقدامات را به عنوان ابزاری برای "لغو دادگاه" محکوم کرده اند.
یایر لاپید، رهبر مخالفان رژیم صهیونیستی، اصلاحات پیشنهادی را به شدت محکوم کرده و گفته است که این اصلاحات تلاشی برای نخست وزیر برای فرار از محاکمه های فساد جاری است.
هشدار کارشناسان در باره اصلاحات افراطی نتانیاهو
کارشناسان هشدار داده اند که اقدامات نتانیاهو منجر به آسیب بلندمدت به رشد اقتصادی اسرائیل و همچنین استاندارد زندگی شهرک نشینان اسرائیلی خواهد شد.
اقتصاددانان اسرائیلی این هشدار را منتشر کردند که رژیم به وضعیتی رسیده است که به سمت یک فروپاشی مالی پیش میرود و ائتلاف راستگرای نتانیاهو میتواند پیامدهای شدیدی برای اقتصاد داشته باشد.
آنها هشدار دادند: "از زمانی که ما اولین دادخواست خود را منتشر کردیم، نشانه های زیادی وجود دارد که نشان می دهد آسیب به اقتصاد می تواند قوی تر و سریعتر از آنچه ما انتظار داشتیم ظاهر شود."
لاپید گفت: «این واقعیت که آنها اکثریت پارلمان را دارند به این معنی نیست که آنها می توانند دادگاه عالی را فقط به این دلیل که نخست وزیر کیفرخواست صادر شده است پاک کنند.
اصلاحات به اصطلاح راه را برای مسائل دیگری هموار می کند که برای رژیم بسیار نگران کننده خواهد بود.
حتی اگر در کوتاهمدت بازارها در نهایت تثبیت شوند، تجربه سایر کشورهایی که در آن نهادهای قضایی و مالی آسیب دیدهاند، و تحقیقات دهههای اخیر نشان میدهد که میتوان انتظار آسیب بلندمدت به رشد اقتصادی و استاندارد زندگی اسرائیلیها را داشت.
کارشناسان همچنین خاطرنشان کردند که ارزش پول اسراییل، شیکل در برابر دلار به پایین ترین حد سه سال اخیر رسیده و سقوط نموده و شرکت ها را مجبور کرده است که پول خود را از حساب های اسرائیلی خارج کنند، زیرا سرمایه گذاران و کارآفرینان برجسته فناوری پیشرفته از ترس سیستم قضایی و حاکمیت ضعیف قانون ازآن خارج می شوند. امضاکنندگان این هشدار اقتصادی، روانشناس برجسته اسرائیلی-آمریکایی، دانیل کانمن و رئیس دو دوره پیشین بانک اسرائیل، یاکوب فرنکل هستند.
سایراقتصاددانان هشدار داده اند که اقدامات رادیکال می تواند منجر به کاهش سرمایه گذاری در صنایع مختلف این شغل شود.
منتقدان گفته اند که دادن قدرت به کابینه راست افراطی نتانیاهو در کنست، تحولات مرگبار فلسطینی ها را تشدید خواهد کرد.
در حالی که این لایحه هنوز نیاز به تصویب قرائت دوم و سوم در کنست دارد، شهرک نشینان اسرائیلی قبلاً با حمله اخیر در کرانه باختری اشغالی که منجر به کشته شدن یک فلسطینی و سوختن خودروها، خانه ها و مشاغل فلسطینی شد، سوء استفاده کرده اند.
محکومیت افراطی گری دولت نتانیاهو
«سون کوهن فون بورگدورف» نماینده اتحادیه اروپا در فلسطین به گروه محکومیت بین المللی پیوست و خواستار پاسخگویی و محاکمه عاملان آن پس از این جنایت شد.
نماینده اتحادیه اروپا در فلسطین ، در رأس یکی از بزرگترین هیئت های اتحادیه اروپا که از کرانه باختری بازدید می نمود، گفت که مقامات می خواهند با چشمان خود خسارات ناشی از خشونت های 26 فوریه را در روستای فلسطینی هوواره( Huwara ) و اطراف آن ببینند.
کوهن فون بورگدورف گفت: «برای ما ضروری است که مسئولیت پذیری کاملاً تضمین شود، عاملان به دست عدالت سپرده شوند، و کسانی که دارایی خود را از دست داده اند غرامت بپردازند.
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل درخواست "غیرقابل درک" وزیر اسرائیل برای "محو" شدن یک شهر فلسطینی را محکوم کرد.
این شهرک نشین راست افراطی اسرائیل( بزالل اسموتریچ) که اتفاقاً وزیر دارایی رژیم نیز است، چند روز پس از آن که فلسطینی ها عملیات تلافی جویانه ای را در هوواره در کرانه باختری اشغالی انجام دادند و شهرک نشینان بعداً؛ در آن به خشونت پرداختند، اظهار نظر کرد.
جمعیت هلال احمر فلسطین اعلام کرد علاوه بر کشته شدن یک فلسطینی، بیش از 350 فلسطینی نیز مجروح شدند که بیشتر آنها از استنشاق گاز اشک آور رنج می برند.
اسموتریچ گفت: "من فکر می کنم روستای هووارا باید از بین برود." من فکر می کنم دولت اسرائیل باید این کار را انجام دهد.»
فولکر ترک، مسئول حقوق بشر سازمان ملل متحد، در سخنرانی در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، اظهارات اسموتریچ را به عنوان "بیانیه ای غیرقابل درک برای تحریک به خشونت و خصومت" محکوم کرد.
اسرائیل از آغاز سال جاری حداقل 65 بزرگسال و کودک فلسطینی را به قتل رسانده است.
این در حالی است که اسرائیل در شورای حقوق سازمان ملل نماینده ای برای شنیدن سخنان ویرانگر علیه خود نداشت.
ترک تاکید کرد: در آینده نزدیک باید به شهرکسازی در سرزمینهای اشغالی پایان داده شود... وضعیت در سرزمینهای اشغالی فلسطین بیش از هر چیز برای مردم فلسطین یک تراژدی است.
ترک افزود: «گزارش من نشان میدهد که در طول دوره گزارش، نیروهای امنیتی اسرائیل (ISF) بدون توجه به سطح تهدید و حتی گاهی بهعنوان اقدام اولیه و نه آخرین راهحل، مکرراً از نیروی مرگبار استفاده کردهاند.
او گفت: «دفتر من همچنین چندین مورد از قتلهای هدفمند غیرقانونی آشکار توسط اعضای ISF را مستند کرده است.
این گزارش حاکی از آن است که 131 فلسطینی توسط پرسنل ISF در یک سال گذشته در چارچوب اجرای قانون که خارج از هر چارچوبی از خصومت است، کشته شدند. این شامل 65 نفر می شود که ما می دانیم مسلح نبودند و در هیچ حمله یا درگیری شرکت نداشتند.
فولکر ترک، مسئول حقوق بشر سازمان ملل متحد،گزارش خود را این چنین به پایان می برد:«... برای پایان دادن به این خشونت، اشغال باید پایان یابد. این موضوعی است که همه آن را می دانند.»
پنجشنبه: 18 / 12 / 1401- 16 شعبان 1444- 9 مارس 2023
چگونه می توان به جنگ فاجعه بار اوکراین پایان داد؟
مصاحبه تهران تایمز با مقام سابق ناتو / یکشنبه 5 مارس 2023 – 14 اسفند ماه 1401
برگردان: اسدالله افشار
الساندرو مینوتو ریزو که از سال 2001 تا 2007 معاون دبیرکل ناتو بود، در مصاحبه ای اختصاصی با تهران تایمز می گوید: «همه دولت های مسئول باید فشار بیشتر و تأثیرگذارتری را برای توقف جنگ اوکراین اعمال کنند.»
ناتو از زمانی که این کشور در 24 فوریه 2022 مورد حمله روسیه قرار گرفت، به اوکراین تسلیحات میدهد. با این حال، برخی از تحلیلگران از حمایت ناتو انتقاد میکنند و ادعا میکنند که این امر منجر به طولانی شدن جنگ خواهد شد.
با این حال، آقای الساندرو مینوتو ریزو می گوید که هیچ یک از اعضای ناتو "خواهان جنگ با روسیه یا تهدید یکپارچگی آن کشور نیست."
از آنجا که این مصاحبه حاوی نکات قابل تأملی است؛ متن مصاحبه را عینا در ذیل ترجمه کرده تا در دسترس علاقمندان قرار گیرد:
س: جنگ اوکراین در 24 فوریه 2023 وارد دومین سال خود شد. آیا می توانید تصور کنید که جنگ تا این حد طول بکشد؟
پاسخ: وقتی جنگ شروع شد - در کمال تعجب - فکر کردم که با توافقی معقول می توان ظرف چند هفته آن را متوقف کرد. به یاد داشته باشید که جنگ با این فرض اشتباه آغاز شد که روسیه می تواند به راحتی بر کشوری که به سرعت تسلیم می شود پیروز شود. روسیه به جای پذیرش واقعیتی کاملا متفاوت، تلاش های خود را تا به امروز با تخریب و تلفات سنگین در خاک اوکراین تشدید کرده است.
س: برخی استدلال می کنند که گسترش ناتو به شرق باعث شد روسیه به اوکراین حمله کند. نطر شما چی هست؟
ج: در ابتدا این دلیلی بود که مسکو برای توجیه تجاوزات خود ارائه کرد. اگر به حقایق سخت نگاه کنیم، اوکراین هرگز درخواست عضویت در ناتو را نکرده است. فقط یک دعوت نامه در یک اعلامیه وجود داشت
نشست سران ناتو در سال 2008 و پس از آن هرگز تکرار نشد. از جمله به یاد داشته باشیم که صدراعظم آلمان چند روز قبل از حمله علنی اعلام کرد که پیوستن اوکراین به ناتو "در دستور کار نیست و در دستور کار نخواهد بود".
س: برخی از سیاستمداران و تحلیلگران می گویند که اعضای ایالات متحده و اروپایی ناتو با ارسال سلاح های سنگین به اوکراین، آتش جنگ را طولانی و شعله ور می کنند. آیا با چنین دیدگاه هایی موافق هستید؟
پاسخ: واضح است که روسیه بسیار قدرتمندتر از اوکراین است و در یک جنگ طولانی می توان اوکراین را شکست داد. به همین دلیل است که تعداد زیادی از کشورها حمایت نظامی می کنند تا به کشور کمک کنند تا در برابر چنین تجاوز غیرموجهی مقاومت کند. بسیاری از کشورها و نه تنها از ناتو و اتحادیه اروپا. این تصمیم به منظور طولانی کردن جنگ یا حمله به روسیه نیست، بلکه برای محافظت از استقلال اوکراین یک ضرورت است.
س: قبل از جنگ، شما مخالف وارد کردن اوکراین به اتحاد ناتو بودید. آیا هنوز هم همین دیدگاه را دارید؟
ج: ما باید خردمندانه به این موضوع نگاه کنیم. اصولاً هر کشور مستقلی حق دارد در مورد سیاست خارجی خود تصمیم بگیرد. و ناتو یک سازمان دفاعی است. از سوی دیگر، یکپارچگی اوکراین را می توان به طرق مختلف تضمین کرد بدون اینکه لزوماً عضو شود. راه حل های عملی همیشه اگر با حسن نیت همراه باشد ممکن است اما من فکر نمی کنم که این مهم ترین موضوع باشد.
س: چگونه می توان به این جنگ فاجعه بار پایان داد؟
پاسخ: شروع جنگ آسانتر از پایان دادن به آن است. با تشدید خصومتها، اوضاع بسیار پیچیدهتر شده است. این سخت ترین سئوال است. من از بازگشت به وضعیت قبل از تهاجم دفاع می کنم. اما می دانم که این سخت است. گاهی اوقات اصول کافی نیستند. در هر صورت میزان رنج و تلفات سنگین جانی به حدی است که همه دولت های مسئول باید فشار بیشتری را برای توقف این جنگ غیرضروری اعمال کنند.
س: پیش بینی شما از جنگ پس از اوکراین چیست؟
پاسخ: پیش بینی کردن دشوار است، اما من فکر می کنم در آینده اوکراین تمام تلاش خود را برای پیوستن به اتحادیه اروپا انجام خواهد داد. اتحادهای نظامی در سطح بسیار پایین تری قرار دارند. دموکراسی پارلمانی باقی خواهد ماند و ما با چشمان خود می بینیم که این تهاجم یک حس قوی در مورد هویت ملی ایجاد کرده است که قبلا وجود نداشت.
س: آیا تصور این که پس از جنگ اوکراین ممکن است ناتو گسترش یابد و کشورهای خارج از اروپا مانند ژاپن، کره جنوبی و استرالیا را نیز در بر بگیرد، صلاح است؟
ج: عضویت و مشارکت چیزهای متفاوتی هستند. ژاپن و استرالیا عضو ناتو نخواهند شد و هیچ کس به این امکان فکر نمی کند. اما آنها ممکن است با ترتیبات و فرمول های انعطاف پذیر شریک شوند، همانطور که در حال حاضر با تعداد زیادی از کشورها در 3 قاره اتفاق افتاده است.
س: از آغاز جنگ در اوکراین، برخی از استراتژیست های سیاسی-امنیتی در غرب گفته اند که این جنگ تقابل بین بایدن و پوتین است و پتانسیل جنگ هسته ای را دارد. نطر شما چی هست؟
ج: من فکر نمیکنم که این جنگ غرب علیه روسیه باشد، زیرا هیچکس نمیخواهد با روسیه جنگ شود یا تمامیت این کشور تهدید شود. هیچ دلیلی برای حمایت غرب از چنین سیاستی وجود ندارد. اما دراوکراین خطوط قرمز نانوشته ای وجود دارد و خاک روسیه هرگز در خلال این جنگ مورد تجاوز واقع نشده است.[1] تکرار می کنم که هدف فقط حمایت از یک کشور مستقلی است که مورد تجاوز واقع شده است و امروز تمام رنج ها و ویرانی ها در خاک اوکراین جا خشک کرده و این دردی است که رسانه های جهان؛ گوشه ای از آن را تا کنون توانسته اند منعکس نمایند.
به هر تقدیر باید اذعان داشت استفاده از سلاح های هسته ای یک تراژدی تمام عیار است که چهره جهان را تغییر خواهد داد. ما باید در استفاده نکردن از انواع سلاح های کشتار جمعی بسیار مراقب باشیم.
چهارشنبه: 17 / 12 / 1401- 15 شعبان 1401- 8 مارس 2023
[1] -برخی تحلیل گران اعتقاد دارند رهبر روسیه هنوز اعتراف نکرده که با حمله به اوکراین اشتباه کرده است. او تنها به پیشروی میاندیشد و راهی که در پیش گرفته هرچند با مخاطرات فراوانی برای روسیه و جهان همراه است، اما به آسانی از آن دست نمیکشد. پوتین در سخنرانی سالانه خود نیز سرنخهایی از دورنمای یک سال آینده جنگ و حرکت بعدی روسیه در اوکراین را نمایان کرد. او همچنان آمریکا و ناتو را مقصر جنگ در اوکراین میداند و روسیه را یک کشور بیگناه معرفی میکند. تصمیم او برای تعلیق مشارکت در آخرین معاهده کنترل تسلیحات هستهای بین روسیه و آمریکا، «نیو استارت»، نشان میدهد که پوتین قصد عقبنشینی از اوکراین یا پایان دادن به بنبست خود با غرب را در سر ندارد.( رحیمی؛ فاطمه. سرنوشت پوتین در گرو آینده جنگ اوکراین. جهان صنعت: یکشنبه14 اسفند ماه1401- شناسه خبر : 351533)
مذاکره و دیپلماسی راه خاتمه جنگ نیابتی در اوکراین
اسدالله افشار
برنامه صلح اخیر پکن برای پایان دادن به جنگ اوکراین باعث افزایش تنش های ایالات متحده با چین گردید.
اکنون بیش از یک هفته است که مقامات آمریكا ادعا می كنند كه چین در نظر دارد سلاح های "کشنده" را به روسیه ارسال کند.
مستقیم ترین اخطار تا به امروز از طرف وزیر امور خارجه آمریكا آنتونی بلینكن در یك كنفرانس خبری در آستانه، به دنبال جلسات با وزیرامور خارجه قزاق ، مختار کاشیوبدی و رئیس جمهور كاسیم جمارت توكایف، آمده است.
وی گفت: "ما به وضوح چین را در مورد پیامدها و پیامدهای ناشی از ارائه چنین پشتیبانی هشدار داده ایم."
جیک سالیوان ، مشاور امنیت ملی ایالات متحده همچنین هشدار داده است که اگراین کشور(چین) سلاح های کشنده را در اختیار روسیه قرار دهد، "هزینه های واقعی" آن را چین باید پرداخت کند.
واشنگتن ادعا می کند که اطلاعاتی دارد که چین در نظر دارد اسلحه های کشنده را به روسیه بفرستد. اما منتقدین معتقدند که ممکن است شبیه به همان اطلاعاتی باشد که ایالات متحده در مارس 2003 بهانه کرد و به عراق حمله نمود.
آنتونی بلینكن " در قزاقستان گفت چین نمی تواند پیشنهادات صلح را از یک طرف ارائه دهد، در حالی که در واقع شعله های آتش را که روسیه با آن شروع کرده است تغذیه می کند و به آن دامن می زند.
وی افزود: "به عنوان مثال، شرکت های چینی یا اشخاصی که تحریم های ما را نقض می کنند، یا در غیر این صورت درگیر حمایت از جنگ روسیه باشند ما آن را تحمل نخواهیم کرد."
واشنگتن به تازگی چندین شرکت چینی را به دلیل ارائه کمک های "غیر کشنده" به روسیه در لیست سیاه قرار داده و پکن نیز این اقدامات تنبیهی را به شدت محکوم کرده است.
وزارت امور خارجه چین در پاسخ به تحریم های ایالات متحده علیه شرکت های چینی گفته است چین نیز "اقدامات متقابل" را انجام خواهد داد.
مائو نینگ سخنگوی وزارت امور خارجه چین اظهار دشته: "ما این اقدام را نادیده می گیریم و آن را رد می کنیم."
مائو گفت: مسیر عمل واشنگتن "که نه مبنای حقوق بین الملل دارد و نه مجوز از شورای امنیت سازمان ملل، یک عمل معمولی متکی بر روحیه استکبارینی باشد و این خوی استکباری منافع چین را به شدت نقض می کند."
مائو خاطرنشان کرد: چین بی طرفی خود را در مورد درگیری اوکراین حفظ کرده و به طور جدی به گفتگو مسالمت آمیز و راه حل سیاسی معتقد است، در حالی که ایالات متحده با کمک نظامی بیش از 32 میلیارد دلاری خود در میدان نبرد ، جنگ را استمرار بخشیده و طولانی خواهد نمود.
هفته گذشته، پکن خواستار مذاکرات صلح شد و یک متن پیشنهادی 12بندی را برای پایان دادن به جنگ منتشر کرد. این شامل احترام به حاکمیت سرزمینی همه کشورها بود. البته مائو گفته است: "در پاسخ به اقدامات نادرست ایالات متحده در تحریم شرکت های چینی، ما قاطعانه با آنها مقابله خواهیم کرد...."
چین از ایالات متحده خواسته است، تحریم های خود را نسبت به شرکت های چینی کنار بگذارد و در مسیری گام بردارد تا کمکی برای کاهش تنش این جنگ باشد.
پکن همچنین از ایالات متحده خواسته است تا در مورد مواضع خود تأمل کند و از نشر اطلاعات دروغین درباره جنگ جلوگیری بعمل آورد.
ادعاهای عمومی بیشتر واشنگتن و متفقین ناتو مبنی بر اینکه چین در نظر دارد تجهیزات کشنده ای از جمله هواپیماهای بدون سرنشین را در اختیار روسیه قرار دهد، در حالی صورت می گیرد که ایالات متحده 1.2 میلیارد دلار اضافی کمک مالی به اوکراین ارسال کرده است.
مائو خاطرنشان كرد: "چین اقدامات لازم را برای محافظت محکم از حقوق و منافع مشروع بنگاه های چینی انجام خواهد داد."
جنت یلن ، وزیر خزانه داری ایالات متحده ، آخرین مقام ارشد غربی در بازدید از پایتخت اوکراین( کیف) ، به کمک و اقدامات بیشتر برای منزوی کردن روسیه پس از جلسات با رئیس جمهور اوکراین و سایر مقامات این کشور خبر داد.
همانطور که معمول است ، وقتی مقامات آمریکایی با همتایان خود در کیف ملاقات می کنند، آژیرهای حمله هوایی در پایتخت اوکراین خاموش می شوند و طبق روال ، دیدار ها انجام می گردد.
با وجود افزایش تنش بین ایالات متحده و چین در میان انتقادات مربوط به استفاده از شورای حقوق بشر سازمان ملل (UNHRC) برای پیشبرد برنامه های سیاسی علیه دشمنان، خود مؤید آن است که این امر یک مکانیسم بین المللی برای رسیدگی به مسائل جهانی حقوق بشر است.
چین در خصوص شکاف روابطش با ایالات متحده و برخی از متحدین غربی خود، می گویدکه مخالف حرکت برخی از کشورها برای سیاسی و ابزاری کردن مسائل مربوط به حقوق بشر هستند.
پنجاه و دومین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل (UNHRC) شاهد تمرکز سنگین برروی اوکراین با کشورهایی بود که دستی برآتش جنگ در این کشور دارند.
مائو گفت: "ایالات متحده هیچ موقعیتی برای فشار در روابط چین و روسیه ندارد. ضمن آن که ما این اجبار یا فشار ایالات متحده را نخواهیم پذیرفت."
جنگ اوکراین با تحریم های آمریکا و کشورهای اروپایی پایان نمی پذیرد
از آنجا که واشنگتن سعی می کند برنامه صلح چین را برای پایان دادن به بحران اوکراین خنثی کند، طنز موقعیت خودِ کیف است. چرا که ولدیمیر زلنسکی ، رئیس جمهور اوکراین گفته است کشورش نیاز به همکاری با چین دارد و به نظر او در متن پیشنهادی 12 بندی چین؛ احترام به یکپارچگی ارضی و مسائل امنیتی اوکراین رعایت شده و می تواند پایان جنگ را رقم زند.
این در حالی است که وزارت امور خارجه روسیه از پیشنهاد چینی تشکر کرده است ، اما گفت که هرگونه حل و فصل درگیری لازم برای تشخیص نگرانی های روسیه از جمله اوکراین از پیوستن به اتحاد نظامی ناتو به رهبری ایالات متحده است.
ایران هم از ابتکار چینی حمایت کرده و اعتقاد دارد که این امر زمینه را برای مذاکرات صلح بین طرفین متخاصم فراهم می کند.
تنها راه پایان بخشیدن به جنگ یکساله و حل درگیری میان روسیه و اوکراین؛ مذاکره و دیپلماسی است.
تحمیل تحریم ها و سودآوری غربی از ارسال اسلحه تا کنون نتوانسته است جنگ را به پایان رساند. درعوض، اروپایی های که بازیچه دست آمریکا هستند این روزها شاهد تورم، رکورد و در نتیجه اعتراضات در سراسر قاره سبز هستند، و چاره ای جز عقب نشینی در برابر کرملین ندارند و قطعا ادادمه این مسیر برای آنان گران تمام خواهد شد و شیرازه سیاسی کشورها اروپایی فرو خواهد پاشید.
مواضع رسمی روسیه در قبال تحریم ها
دیمیتری پسکوف سخنگوی کرملین در پاسخ به سؤالی در مورد10 دور تحریم های اتحادیه اروپا با هدف کمبود مالی روسیه، گفت: "همه اینها پوچ است."
پسکوف گفت دولت های غربی در تلاشند تا افراد و نهادهای بیشتری را برای تحریم پیدا کنند. پسکوف اظهار داشت: "این لیست غیر منطقی افراد و اشخاص را توضیح می دهد."
وی افزود: "ما در مورد چنین افراد موفق صحبت می کنیم و برای آنها ، گنجاندن در لیست ها باعث ناراحتی نمی شود."
پسکوف همچنین هشدار داد که ناتو به عنوان یک بلوک واحد دیگر مخالف مشروط روسیه نیست بلکه دشمن آن است.
جان کلام این که؛ از آنجا که تنش ها در جنگ روسیه با اوکراین با تأثیرجدی احتمالی بر صلح و امنیت بین المللی افزایش می یابد، برخی از طرفین در حال ترویج مذاکرات صلح هستند در حالی که برخی دیگر با ارسال محموله های به ظاهر بی پایان اسلحه ، شعله های آتش در جنگ را تقویت و گسترش می دهند.
غرب و متحدان اروپایی اش بدانند اگردر طول سال گذشته، یک مسیر بزرگ همواره بازنگه داشته اند و توانسته اند از طریق آن دهها میلیارد دلار سلاح و سایر جنگافزارهای نظامی از سوی غرب به اوکراین رسانند تا اوکراین مقاومت کند و در جنگ نیابتی خواسته آن ها را اجابت نمایند، راه به بیراه برده چرا که این اوکراین توان چنین امری را نداشته و نمی تواند تحقق بخش آن باشد. البته شخص زلنسکی نیز در اظهاراتی به صورت ضمنی اعتراف کرده است که بسیاری از آروزهای اوکراین مثل پیروزی کامل در جنگ با روسیه امری ناشدنی به نظر می رسد. مسلما ظرفیت نظامی اوکراین حتی با توجه به این کمک ها هرگز نمی تواند سناریوی برد-برد را برای آمریکا و اروپاییان به ارمغان آورد. این اوکراین با وجود رییس جمهور ناکارآمد و دلقکش قربانی مطامع آمریکا و کشورهای اروپایی شده است و به تعبیر ژنرال مارک میلی، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا؛«پیروزی اوکراین مقابل روسیه شاید از طریق ابزارهای نظامی قابل دستیابی نباشد» درست باشد، چون وقایع اتفاقیه در یکسال اخیر در جنگ رخ داده سخن مارک میلی را اثبات کرده است. بنابراین با طولانی شدن این جنگ نیابتی، اهداف غرب و کشورهای اروپایی تأمین نگشته و باید اتحاد و حدت راهبردی آنان را در این خصوص شکست خورده تلقی نمود.
شنبه: 13 / 12 / 1401- 11 شعبان 1444- 4 مارس 2023
ضرورت توجه به نکته های تربیتی انسان ساز- بخش ششم
احساس و عقده حقارت؛ دامنگیر انسان از دوران کودکی
اسدالله افشار
1- واژه حقارت به معنی پستی، خواری، فرومایگی بوده و یا از اهمیت، ارزش یا شایستگی کم یا کمتر برخوردار بودن است. زمان هایی که افراد مورد پستی قرار گرفته، ارزششان نسبت به اطرافیان کمتر در نظر گرفته شده و یا موفقیتی را به دست نمی آورند، تحقیر شده و حس حقارت را تجربه می کنند. افرادی که در کودکی مورد بدرفتاری قرار گرفته اند در بسیاری مواقع احساس حقارت می کنند. احساس عقده حقارت یا به تعبیرفارسی«احساس کهتری» از جمله عواطف و احساس هایی هستند که هرفرد در زندگی روزمره خود به شکلی آن را تجربه می کند و تقریبا تمامی افراد بشرکم و بیش با این احساس درگیرند.
2- عقده، محصول فشارها و ناراحتی های روانی و فکری، و رنج های شدید درونی ناشی از امیالِ سرکوفته است. به عبارت دیگر مجموعه گرایش های ناخودآگاه که حالات، رویاها، رفتار و کردارهای شخصی را نشان می دهد، عقده نامیده می شود.در واژه شناسی روان کاوی این اصطلاح، ترکیبی از : ویژگی ها، خصوصیات، تمایلات، هیجانات، احساسات وکردارهای عاطفی متضاد فرد است.عقده همواره در ضمیر ناخودآگاه باقی می ماند و مجموعه ای کلی به صورت تفکیک ناپذیر سازمان می یابد و اجزاء وجودی شخص را تشکیل می دهد.
3- اگرچه اصطلاح «عقده حقارت» اغلب در فرهنگ پاپ به شوخی مطرح شده و یک تشخیص برای سلامت روان نیست، اما یک پدیده واقعی است. کسانی که از عقده های حقارت رنج می برند به طور مزمن عزت نفس پایینی دارند، اغلب خود را با نظرات تحقیر آمیز نسبت به خود که به نظرشان منطقی است، غرق می کنند. آدلر عقده حقارت را به عنوان احساس اولیه بی کفایتی و ناامنی، ناشی از کمبود واقعی یا تصوری فیزیکی یا روانی ناقص از خود تعریف می کند. عقده حقارت را می توان با «عقده برتری» مقایسه کرد، جایی که یک فرد نظر اغراق آمیزی درباره توانایی ها و دستاوردهای خود دارد.
4-حس حقارت از یاس و ناامیدی در زندگی، احساس ناتوانی در انجام کار های مختلف و به خصوص در مقایسه با دیگران و یا افرادی که حس محرومیت در زندگی نسبت به رویا ها و آرزو های خود تجربه می کنند، افراد شکست خورده و ناکام، افرادی که مشکلات جسمی از جمله نقص عضو داشته و یا مشکل روانی دارند به وجود می آید. همچنین سبک فرزند پروری در صورتی که مستبدانه و یا سهل انگارانه باشد منجر به افزایش حس حقارت در کودک می شود.
5- احساس حقارت یکی از حالات تیره و نامطبوع روان است که گاهی از دوران کودکی دامنگیر انسان میشود. اگر این حالت روحی تشدید شود و در ضمیر باطن، مزمن گردد و به صورت یک عقده روانی درآید، عوارض بسیاری روی جسم و جان برجای می گذارد و موجبات سیاه بدبختی انسان را فراهم می نماید. البته همین احساس حقارت اگر خوب مدیریت، هدایت و تربیت شود؛ می تواند عاملی مؤثر برای پیشرفت و رسیدن انسان به اهدافش باشد. این احساس از بدو تولد همراه انسان بوده و او را به سمت پیشرفت سوق می دهد اما اگر رشد و تربیت کودک به دلیل تربیت نادرست با مشکل روبرو شود، این کود ک بطور قطع و تحقیقا دچار عقده حقارت خواهد شد که این در مقابل احساس حقارت موجب عقب ماندگی و عدم پیشرفت شخص و نرسیدن به اهدافش خواهد شد.
6-آلفرد آدلر[1] از روانشناسان مطرح اتریشی معتقد است احساس حقارت منبع تمامی تلاش های انسان است و رشد فرد ناشی از تلاش های فرد برای چیره شدن بر حقارت های واقعی یا خیالی اش ناشی می شود.آدلر می گوید که کودکان از نیروی بیشتر والدین خود آگاه هستند و می دانند که نمی توانند با این قدرت مبارزه کنند در نتیجه کودک در برابر افراد بزرگ تر و قوی تر پیرامون خود احساس های حقارت را پرورش می دهد. گرچه این تجربه اولیه حقارت در کودکی برای همه وجود دارد ولی به صورت ژنتیکی تعیین نشده است، بلکه این شرایط درماندگی و وابستگی به بزرگسالان حاصل محیط است که برای همه کودکان یکسان است، نمی توان از احساس های حقارت فرار کرد ولی با این حال ضروری نیز هستند زیرا برای تلاش و رشد کردن انگیزه فراهم می کنند.
7- نکته مهم از نگاه آدلر این است که اگرکودک نتواند احساس های حقارت خود را جبران کند آنها تشدید شده و به پرورش عقده حقارت منجر می شوند. افرادی که عقده حقارت دارند در مورد خود نظر مناسبی ندارند و احساس می کنند نمی توانند با ضروریات زندگی کنار بیایند.[2]
8- وقایع نامطلوب و خاطره های تلخی که عزت نفس و شخصیت آدمی را در هم می شکند و به خودخواهی و غرور ذاتی انسان، ضربه می زند موجب احساس حقارت می شود. گاهی احساس حقارت، در اثر هتک و توهین، و در شرایط مخصوصی بوجود می آید که پس از گذشت چد ساعت یا چند روز فراموش می شود و از خاطر می رود ولی در بعضی از مواقع، عامل پایدار و ثابتی باعث احساس حقارت می شود و در اعماق جان نفوذ می کند. در این موقع احساس حقارت، به عقده حقارت تبدیل می شود و مانند یک ناخوشی مزمن ناراحت کننده، صاحبش را همواره رنج می دهد.[3]
9- روانشناسان معتقدند در گام ابتدایی؛ عقده ها به طور عادی بیماری زا محسوب نمی شوند. لکن براثر ندانم کاری ها، سهل انگاری ها، خودکامگی ها، استبداد و جهل والدین و یا مربیان مسئول تربیت کودکان، زمینه بوجود آمدن عوارض ثانوی، رشد و شیوع چنین بیماری را فراهم می سازند. بدیهی است اگر راه حل طبیعی و معقول برای کودک در نظر گرفته نشود، اختلالاتی به صورت احساس عقده در خلق و خوی او بوجود می آید که استمرار یافتن و مزمن شدن آن در دوران بلوغ به صورت عقده حقارت تبدیل می شود. بنابراین وقوع هر رخداد و رفتار منفی و سرکوبگر تاثیرگذار در زندگی دوران طفولیت، می تواند در آینده او تبدیل به انواع عقده روانی شود.
10- احساس حقارت درست نقطه مقابل احساس حبّ ذات است. عقده حقارت به منزلة دشمن نیرومندی است که در مقابل حبّ ذات بپاخاسته و میخواهد شخصیت او را در هم بشکند و از ارزش او بکاهد. کسی که گرفتار عقدة حقارت است گرچه در باطن خود پیوسته در جنگ و ستیز است ولی کوشش دارد این راز نهانی بین مردم آشکار نگردد و غریزه حبّ ذاتش مجروح نشود. او برای پنهان نگاه داشتن این حالت درونی همواره قسمتی از نیروهای خود را در این راه صرف میکند و جسم و جانش به سرعت فرسوده میشود.
11- عکسالعمل هائی را که مردم براثرعقده حقارت ازخود نشان میدهند، مختلف وگوناگون است،زیرا صرف نظرازاینکه احساس حقارتها ازنظر شدّت و ضعف با هم متفاوت است، به علاوه شرائط محیط زندگی و عوامل اجتماعی که درطرزرفتاروگفتارمردم مؤثراست، بایکدیگرفرق دارند.اساساً ساختمان روحی وتربیتی خانوادهها واز طریقمنش های فطری واکتسابی مردم با یکدیگرمتفاوتست، ناچاراعمال مردم که زائیده افکارمردم است با یکدیگر متفاوت است و گاهی متضاد خواهد بود. بعضی با سکوت و خاموشی، بعضی با پرحرفی و زیادهگویی، کسانی با تملق و چاپلوسی و برخی با تکبر و بلندپروازی، بعضی با عواطف و مهربانی، برخی با هتاکی و فحاشی، و اشخاصی با کارهای دیگری، عکسالعمل عقدهحقارت خود را آشکار میکنند.
12- عقده های حقارت در دوران کودکی به دلیل تجارب بی کفایتی یا بزرگ شدن در خانواده ای ایجاد می شود که کودک را تحت تأثیر قرار می دهد تا احساس کمتری، بیخودی و خرد شده ای داشته باشد یا به اندازه کافی خوب نباشد. از آنجایی که عقده حقارت ناخودآگاه است و منجر به طیف وسیعی از افکار منفی شده، در افراد بسیار متفاوت ظاهر می شود. با این حال، هنوز علائم مختلفی وجود دارد که با عقده حقارت همراه است. باید با این توضیحات بپذیریم عقده حقارت یک بیماری روانی است که همواره صاحبش را رنج میدهد، آرامش و آسایش خاطر را از او سلب میکند. از دو راه میتوان بیمار را ازاین نگرانی نجات داده و رهایی بخشید:یکی از طریق گشودن عقده روانی، و دیگری از طریق تخدیراحساس. درهردوصورت بیمار از اضطراب آسوده میشود با این تفاوت که در صورت اول بیمار درمان شده است و در صورت دوم بیمار، احساس عقده نمیکند.
13- بهترین واساسیترین راه مبارزه با احساس حقارت، آنست که آدمی مقهورآن احساس نشود و شخصیت خود را نبازد، حتیالمقدور آن را نادیده انگارد و به دست فراموشی بسپارد، با اطمینان خاطر فکر کند، برای آشکارکردن استعداد و قابلیت خویش تصمیم بگیرد، کاری که خود را برای آن شایسته میداند انتخاب نماید، تمام نیروی خود را در آن راه بکار اندازد و برای نیل به آن، حداکثر جدیّت را معمول دارد. بدون تردید روزی که به هدف رسید و آن کار را به خوبی فراگرفت و حوائج خود و جامعه را به درستی تأمین کرد، در کمال آبرومندی زندگی میکند، نه خود به حقارت خویش توجه دارد و نه مردم او را به دیده تحقیر مینگرند.
14- عقده حقارت گاهی ناشی از سوء تربیت است و گاهی مستند به عیوب طبیعی یا نقائص اجتماعی است. خلاصه علل و عوامل متعددی میتواند باعث ایجاد عقده حقارت گردد و آدمی را دچار بیماری خجالت و کمروئی و گرفتار حیاء احمقانه نماید. یک قسمت مهم بیماریهای روانی و احساس حقارت ها ناشی از سوء تربیت در دوران کودکی است. گاهی رفتار و گفتار نادرست پدران و مادران آنچنان در روان اطفال اثر بد میگدارد و آنان را دچار زبونی و حقارت میکند که تا پایان عمر از عوارض آن رنج میبرند!
15-مهمترین و خطرناکترین عکسالعمل های عقده حقارت که بعضی از کودکان و بزرگسالان از خود نشان میدهند و گاهی باعث سرکشی و طغیان میشود و خطرات غیرقابل جبرانی به بار میآورد به شرح ذیل میباشد:
1- رفتارخشن و بیرحمانه: موجب نفرت، انزجار، طغیان، انتقام، جرم وجنایت، فرارازخانه ومدرسه و کینهتوزی از جامعه میشود.
2- عوامل تربیتی: زیاده روی در اعمال محبت، محبتهای افراطی، تصمیم گیری به جای فرزند و انجام وظایف او توسط والدین، عدم مشارکت کودک در بحث ها و گفتگوهای خانوادگی، مقایسه از نظر وضع کار، قد و قامت، هوش، قدرت، نمره و… که برای طفل نگران کننده باشد و...
3- عوامل اقتصادی: نداری، فقر، محرومیت از لباس مناسب و غذای خوب و اسباببازی و لوازم تحصیلی و...
4- ناموزونی ساختمان بدن: موجب کنارهگیری از اجتماع، انزوا و گوشهگیری میگردد.
5- نارسائی علمی: به گفتار دانشمندان تکیه میکند و از زبان دیگران سخن میگوید.
6- عوامل انضباطی: از بین رفتن آبروی او در حضور جمع توسط والدین یا مربیان، سوء استفاده از موقعیت ضعف او و سر کوب کردن کودک، توهین ها، سرزنش ها و مسخره کردن ها، عدم تأييدها، شماتت ها و...
7- عوامل اجتماعی: وجود تحقیرها به علت نقص ها و کاستی ها، ذكر عيوب کودک نزد دیگران، وجود اختلاف دائمی در محیط خانه، وجود نام بد و...
8- گناهکاری و عصیان: فرد عاصی تحت فشارهای وجدان اخلاقی خود است، پست و زبون میشود، شخصیت و استقلالش ضربه میخورد، برای پوشانیدن لکههای معاصی خویش نسبت به مردم، خضوع و تواضع میکند و مراتب فرومایگی خود را به صورت ادب و احترام به دیگران آشکار میسازد.
به عبارت دیگر با توجه به طبقه بندی صورت گرفته می توان گفت منشأ عقده حقارت فکر و یا مجموعه ای از افکار است که به وسیله برخی ازعوامل و عواطف به هم پیوند یافته و این احساس را در شخص به وجود می آورد که از دیگران کمتراست. نومیدی، ناکامی، ناتوانی، پریشانی شخصیت، مشکلات خانوادگی، تبعیض، خیانت، بیعدالتی، بدشانسی و تأثیرمنفی جامعه نشانههای بارز عقده حقارت هستند. خلاصه آن که منشأ«عقده حقارت»ممکن است وضعیت جسمی، محیط زندگی، امورمعنوی و ذهنی خواسته های سرکوب شده یا آمیزه ای ازآنها باشد.
16- شکسته نفسی و فروتنی، چاپلوسی و تملق، یکی دیگر از عکسالعملهائی است که مبتلایان به احساس حقارت، از خود نشان میدهند. بعضی از کسانی که در باطن گرفتار ضعف، نارسائی، شرمساری، پستی، ترس و خلاصه یک نوع حقارتی هستند، برای جبران نقائص و پنهان نگاه داشتن حقارت خویش به تواضع ذلتآمیز و چاپلوسی متوسل میشوند. این اظهار زبونی و ذلت از نظر دینی و علمی، یکی از صفات ناپسندیده است و متاسفانه بسیاری از این مردم به این بیماری اخلاقی و انحطاط روحی گرفتارند.
17- بیماری های روانی باید از ریشه خشکانده شود و زمینه های آن از بین برود. با مراجعه به کتب روانشاسان و کتب علمای دینی مشاهده می شود که خوشبختانه در رابطه با علل و عوامل عقده حقارت و احساس کهتری سخن بسیار گفته شده و برای از بین بردن آن دستورهای لازم و راه کارهای مفیدی ارائه گشته است. در پایان این بحث اجمالاً فهرست وار به راه کارهای درمان عقده حقارت اشاراتی زودگذر خواهیم داشت:
1. تعدیل غرایز؛ ۲. ایجاد محیط سالم؛ ۳. مثبت نگری؛ ۴. تکریم شخصیت؛ ۵. خودسازی؛ ۶. حضور در اجتماع و حمایت های همه جانبه اجتماعی؛ ۷. اصلاح نگرش و افکار (شناخت درمانی)؛ ۸. توبه درمانی؛ 9. مراجعه به روانشناس یا روان درمانگر در هر سنی؛ 10- نقش والدین در تربیت صحیح کودکان و فرزندان؛ 11- بازگشت فرد به محیط اجتماعی؛ 12- شرکت در مجامع و گفت و گوهای علمی، فرهنگی و اجتماعی؛ 13- ....
جان کلام این که برای رهایی از احساس حقارت باید به نظر متخصصانی گوش داد که عزت نفس پایین کودک و بزرگسال را می شناسند و به آن حرمت قائل هستند و برای سلامت روح و روان آنان بی وقفه تلاش می کنند و از کمک های خویش برای بازگشت آنان به زندگی فردی و اجتماعی دریغ نمی ورزند.
پنجشنبه: 11 / 12 / 1401- 9 شعبان 1444- 2 مارس 2023
منابع
۱- شولتز، دوان پی وشولتز، سیدنی الن، تاریخ روانشناسی نوین. علیاکبر سیف و همکاران، تهران: نشر دوران/ ۱۳۸۴، چاپ سوم.
۲- لاندین، لابرت، نظریهها و نظامهای روانشناسی. یحیی سید محمدی، تهران: نشر ویرایش/۱۳۷5.
۳-کریمی، یوسف، روانشناسی شخصیت. تهران: نشر ویرایش/ ۱۳۸۳، چاپ نهم.
4- ناصحی، عباسعلی و رئیسی، فیروزه، مروری بر نظریات آدلر. نشریه: تازه های علوم شناختی. سال:1386. دوره:9 / شماره:1 / مسلسل 33. صص :55-66.
5- كارل، الكسيس، انسان موجود ناشناخته. ترجمه: پرويز دبيري . شركت افست. 1354.
6-قائمی، علی، كودك و خانواده نابسامان. سازمان انجمن اولياء و مربيان . چاپ پنجم. 1381 .
[1] - آلفرد آدلر (Adler Alfred, ۱۸۷۰-۱۹۳۷) به عنوان نخستین پیشگام گروه روانشناسی اجتماعی در روانکاوی مطرح است. وی با جداشدن از فروید، نظریهای را تدوین کرد که علایق اجتماعی در آن نقش ویژهای داشت. او بر خلاف فروید، نقش امیال جنسی را در شکلگیری شخصیت به حداقل رساند و به جای تاکید بر ناهشیار به نقش هشیاری در تعیین رفتار تاکید داشت.او معتقد بود که تلاش برای اهداف آینده میتواند رفتار زمان حال ما را تحت تاثیر قرار دهد. لذا در روش درمانی خود از تشویق استفاده میکرد. آدلر شخصیت انسان را یکپارچه میدید که ما را در جهت رسیدن به برتری و کمال هدایت میکند.
در کودکی از بیماری حسادت، نسبت به برادر بزرگتر و طرد شدن از سوی مادر رنج میبرد. او خود را شخصی زشت و کوچکاندام میدانست و همین تجارب اوایل کودکیاش در شکلگیری مفاهیم اصلی نظریهاش از جمله عقده حقارت تاثیر بسزایی داشت.آدلر نسبت به پدرش بیش از مادرش احساس نزدیکی میکرد، به همین دلیل بعدها با مفهوم عقده ادیپ (عشق ورزیدن کودک پسر نسبت به مادر و ترس از پدر به عنوان رقیب عشقی خود) که توسط فروید مطرح شد، مخالفت کرد.آدلر در ابتدا دانشآموز ضعیفی بود، تا حدی که معلمی به پدرش گفت: این پسر برای هیچ شغلی جز شاگرد کفاشی مناسب نیست، اما آدلر با جدیت تمام تلاش نمود تا نزد همسالانش محبوب شود و با پشتکار و فداکاری خود را از پایینترین سطح کلاس بالا بکشد.او توانست هم از نظر اجتماعی و هم از نظر تحصیلی بر عقبماندگیها و حقارتهایش غلبه کند و بتدریج به احساس عزت نفس و پذیرش از سوی دیگران دست یابد، احساسی که در خانوادهاش نمییافت. او در نظریهاش تاکید کرد که انسان باید بر نقاط ضعفش غلبه کند، و زندگی خودش نمونهای مناسب برای این مطلب میباشد. آدلر در جنگ جهانی اول به عنوان پزشک در ارتش اتریش خدمت کرد و پس از آن کلینیکهای راهنمایی کودکان را در مدارس وین ازماندهی کرد. در سالهای ۱۹۲۰ نظام روانشناسی او که خودش آن را روانشناسی فردی نامیده بود، طرفداران بسیاری پیدا کرد. در سال ۱۹۳۵ به درجه استادی روانشناسی بالینی در دانشکده پزشکی "لانک آیلند نیویورک" منصوب شد. آدلر نویسندهای پرکار و سخنرانی خستگیناپذیر بود و در تمام عمرش حدود یکصد کتاب و مقاله به چاپ رساند. کتاب "اصول تجربی و نظری روانشناسی فردی" بهترین معرف نظریهاش در زمینه شخصیت است. آدلر در سال ۱۹۳۷ در حالی که برای سخنرانی به ابردین واقع در اسکاتلند مسافرت کرده بود، در اثر حمله قلبی درگذشت. فروید در پاسخ به نامه دوستی که از خبر مرگ آدلر متاثر شده بود نوشت: دنیا در برابر مخالفتش با روانکاوی پاداش خوبی به او داد.
[2] - لاندین، لابرت، نظریهها و نظامهای روانشناسی، یحیی سید محمدی، تهران: نشر ویرایش/۱۳۷5.
[3] - به نظر آدلر «احساس حقارت» (inferiority feelings) با «عقده حقارت» (inferiority complex) متفاوت است. انسان بودن یعنی «احساس حقارت» داشتن. همه انسان ها کم و بیش دارای «احساس حقارت» هستند و همین امر در طرز رفتار آنان تاثیر بسیاری می گذاد و باعث کوشش ها، جنب و جوش ها و پیشرفت ها می شود. «احساس حقارت» انسان را وامی دارد وضع خود را در مقابل طبیعت بهتر و مطمئن تر سازد. «احساس حقارت» از بدو تولد وجود دارد. احساس حقارت مفهومی است عام که همه کودکان نسبت به بزرگسالان دور و بر خود دارند؛ زیرا همه آنها با این اعتقاد زندگی خود را شروع می کنند که در مقایسه با افراد بزرگسال اطراف خود ضعیف، فاقد قدرت و وابسته به آنها هستند. اما آدلر احساس حقارت را نشانه ضعف نمی دانست؛ بلکه آن را نیروی انگیزشی برای رفتارهای افراد می دانست. آدلر معتقد بود: احساس حقارت منبع تمامی تکاپوی انسان و نیروی محرکه ای است که کل رفتار را برمی انگیزد. تمام پیشرفت، نمو و رشد فرد ناشی از تلاشی است که به منظور جبران حقارت های خویش انجام می دهد؛ حال خواه این حقارت ها واقعی باشد یا زاده خیال. اماعقده حقارت وقتی ایجاد می شود که فرد نمی تواند حقارت های معمول خود را جبران کند؛ لذا احساس درماندگی می کند. به اعتقاد آدلر همه آن هایی که اختلال عصبی دارند، دچار عقده حقارت هم هستند. ( ناصحی، عباسعلی و رئیسی، فیروزه، مروری بر نظریات آدلر، نشریه: تازه های علوم شناختی. سال:1386 | دوره:9 | شماره:1 / مسلسل 33. صص :55-66)
جنگ روسیه علیه اوکراین یک ساله شد!
اسدالله افشار
جنگ روسیه بر علیه اوکراین یکساله شد.[1] این جنگ علاوه بر تلفات انسانی و انهدام و تخریب زیر ساخت ها، از ابعاد نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تبعات سنگینی برای دوکشور درگیر و همچنین جامعه جهانی و بین المللی داشته که غیرقابل انکار و غیرقابل تردید است. صاحب نظران و تحلیل گران برجسته نظامی و سیاسی در خصوص این جنگ و تجاوز نکاتی را بیان داشته اند که به برخی از آن ها به اختصار اشاره می شود:
1- امید، اراده و چشماندازی برای پایان این جنگ دیده نمیشود.
2-جبهه استکبار غرب و ناتو با افزایش کمکهای تسلیحاتی خود به اوکراین، برشعله های آتش این جنگ دمیده و موجب تحریک روسیه گشته تا این کشور روز به روز در طی یکسال اخیر و در ورود به دومین سال این تجاوز آشکار بر شدت عملیات نظامی خود بیافزاید.
3- مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در دیدار با نظامیان اذعان کرده: «اگر وضعیت جنگ اوکراین به همین منوال ادامه یابد، نظم جهانی که در 78 سال گذشته ایجاد کردهایم، فرومیپاشد.»[2]
4- پیامدهای این جنگ در این یک سال اخیر؛ میلیونها انسان وحشت زده و بی گناه را چه در اوکراین و چه درروسیه، و حتی اروپا و تمامی نقاط جهان با آسیب های روحی- روانی و مادی مواجه ساخته است که با هیچ معیار مادی نه می توان ارزیابی کرد و نه می توان برایش خسارتی و جبرانی در نظر گرفت! [3]
5- ارسال تسلیحات سنگین از سوی آمریکا، آلمان، انگلیس و فرانسه و برخی کشورهای اروپایی تحت فشار غرب و این سه کشور اروپایی باعث شده است جنگ طولانی شود و این طولانی شدن قطعا به نفع اوکراین و آمریکا و ناتو نخواهد بود و مسلما با فرسایشی شدن جنگ، اوکراین بیش از همه متضرر گشته و دیگر آن که به دلیل هزینه های بالای جنگ جبهه استکباری غرب و متحدانش از اوکراین حمایتی نخواهند داشت و این کشور را در وسط معرکه و میدان ستیز تنها خواهند گذاشت. چنان چه این روزها اروپاییها زلنسکی را برای شروع مذاکرات با پوتین تحت فشار قرار دادهاند تا خودشان با تمام مشکلات داخلی ناشی از این جنگ، بیش ازاین متحمل ادامه تأمین بودجه و هزینه های سنگین جنگ نگردند! باید به اروپایی ها بگویم خود کرده را تدبیر نیست.
6- برخی معتقدند که اگر نبود سیاست های غلط و اشتباهی آمریکا و اگر نبود دنباله روی بی چون و چرای ذلیلانه کشورهای اروپایی از آمریکا در امر اوکراین؛ جنگ خاتمه یافته بود و دنیای شاهد این همه خسارت نبودند که با اضطراب و استرس شاهد کمبود مواد غذایی، قتل، ناامنی، غارت وکشتاروتخریب زیرساخت های خود باشند.
7- تا سیاستهای سلبی و مداخلهگرایانه آمریکا و اتحادیه اروپا در قبال جنگ اوکراین وجود دارد، آتش این جنگ شعله ورترخواهد بود و هیچ معاهده صلحی محقق نخواهد شد چرا که آمریکا و اروپاییان با فروش سلاح های خود به دنبال کاسب کاری هستند و حرمت انسان هم در تفکر و مکتب آنان جایی ندارد و به تعبیر برخی کارشناسان «صلح» کماکان حکم خط قرمز غربیها در اوکراین را دارد!
8- از نگاه مردم اروپا؛ ناتو و دول اروپایی، عامل اصلی بروز و طولانی شدن جنگ در اوکراین هستند و لذا در سالگرد آغاز جنگ اوکراین پایتخت چند کشور اروپایی به صحنه اعتراضات مردمی به سیاستهای ناتو در گسترش جنگافروزی و تدوام جنگ اوکراین تبدیل شد. البته از سوی رسانه های خبری این خبر قابل اهمیت بود که سازمانهای ضدجنگ، نهادهای حقوقبشری و فعالان مدنی به مردم پیوسته و با حمل پلاکارد و سر دادن شعارهایی خواستار توقف حمایتهای تسلیحاتی غرب از اوکراین برای پایان دادن به درگیریها شدند.
9- جالب است که اشاره شود سفرای اروپایی در تهران سالوسانه، در یک سالگی تجاوز روسیه به اوکراین، بیانیه مشترکی منتشر کردهاند. این بیانیه، حاوی محکومیت تجاوز به مرزها و تمامیت ارضی کشورها، نکوهش کشتار غیرنظامیان وتخریب زیرساختها، تأکید برلزوم حمایت ازآوارگان و....می باشد که درجای خود بسیار قابل تأمل و قابل ارزیابی می باشد.
سفرای اروپایی دربیانیه مشترک خود نوشتهاند: «ما هرگونه حمایت نظامی از جنگ تجاوزکارانه و غیرقانونی روسیه علیه اوکراین را غیرقابل قبول میدانیم. فروش تسلیحات وسایرموارد کمکرسانی ویا کمک به کشوری که ناقض قوانین بینالمللی میباشد، بهعنوان نقض قوانین بینالمللی بهشمار میرود. چنین تسلیحاتی که پهپاد را نیز شامل میشود، به طرز بیرویهای توسط روسیه علیه غیرنظامیان و زیرساختهای اوکراینی استفاده شده و منجر به رنج و ویرانی مضاعف میشود.»
با توجه به بخش مطرح شده از بیانیه مذکور اکنون باید این حضرات توضیح دهند اگربه آن چه آورده اید و ذکر کرده اید اعتقاد دارید و فریبکاری نیست چرا موارد اصولی مندرج در بیانیه مورد اشاره را در جنگی که صدام به نیابت از آمریکا و اروپاییان علیه ایران راه انداختند اعلام نکردید و با پستی تمام طی 8 سال ایران را درجنگ و تجاوزی آشکارقراردادید و از مهره پست و حقیر خود حمایت کردید و خون جوانان این سرزمین را بر زمین ریختید و در جرم و جنایت و تجاوز و شرارت و تخریب منابع انسانی، مادی و زیر ساخت ها صنعتی، آموزشی، نظامی، بهداشتی– درمانی؛ یار و مددکار مهره کثیف خود شده وتا آخرازاوحمایت نمودید. بیانیه مذکور سند تناقض و رسوایی شما در تاریخ است و از چشم تیز بین آیندگان پنهان نخواهد ماند.
10- نخستوزیر مجارستان که از همان روزهای آغازین جنگ پیشبینی آمدن چنین روزهایی را کرده بود درموضع گیری جدیدخودتصریح کرده وگفته است: درجنگ اوکراین و روسیه هیچ برندهای وجود نخواهد داشت و مذاکرات فوری آتش بس و صلح باید در اسرع وقت آغاز شود.[4] البته یک مقام انگلیسی که نخواست نامش فاش شود، گفت: باید در نشست ناتو پیشنهاد روشنی به اوکراین داده شود و همچنین نوعی پیروزی سیاسی به زلنسکی پیشنهاد شود که بتواند با ارائه آن به مردم کشورش، انگیزه مذاکره را ایجاد کند. آلمان و فرانسه نیزحامی این طرح بوده و آن را راهی برای «افزایش اعتماد به نفس» و «انگیزه اوکراین برای مذاکره با روسیه» میدانند.
در هرصورت کسانی که اوکراین را به وادی جنگ کشانده اند برای خروج از این بحران و رهایی از این مخمصه، شدید دنبال راهکار هستند تا بتوانند از زیربار فشارافکار عمومی مردم خود به دلیل مشکلات اقتصادی که ناشی از همین جنگ است خارج شوند. در این میان چین هم در سند 12 صفحهای طرح صلحی را ارایه کرده که محور آن مذاکره و راهکار دیپلماتیک می باشد و آن به عنوان تنها راهکار ممکن برای حل بحران اوکراین تأکید شده است.
دوشنبه: 8 / 12 / 1401- 6 شعبان 1401- 27 فوریه 2023
[1] - جنگ اوکراین که اینک یک سال از آغاز آن میگذرد، در پی بیتوجهی غرب نسبت به نگرانیهای امنیتی مسکو و گسترش نیروهای ناتو به شرق تا نزدیک مرزهای روسیه کلید خورد. مسکو در پی نادیده گرفتن دغدغههای امنیتی خود از سوی غرب بویژه آمریکا، 24 فوریه 2022 / ۵ اسفند ۱۴۰۰ عملیات ویژه نظامی در اوکراین را آغاز کرد. طی این مدت کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی با کنار گذاشتن گزینه دیپلماتیک برای برقراری صلح، با حمایتهای هنگفت نظامی از کییف به این جنگافروزی ادامه داده و اکنون با تجهیز اوکراین به سلاحهای پیشرفتهتر و سنگینتر نظامی، آشکارا سیاست تحریک کرملین را دنبال میکنند.
[2] - رسالت: دوشنبه 8 اسفند ماه1401- شماره 10538. به نقل از خبرگزاری تسنیم.
[3] - مجموعههای بشر دوستانه سازمان ملل در یکسالگی جنگ اعلام کردند که ۱۸ میلیون نفر یعنی تقریبا نیمی از جمعیت اوکراین نیازمند کمکهای بینالمللیاند تا به حیات اولیه ادامه دهند. (آینه بودگی جنگ اوکراین و روابط بینالمللی. دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور. اطلاعات: دوشنبه 8 اسفند ماه1401- شماره 28341 )
[4] - کیهان: یکشنبه 7 اسفند ماه1401- شماره 23252.
بازگشت بحران آفرین نتانیاهو به قدرت
اسدالله افشار
از روز بازگشت بنیامین نتانیاهو به قدرت؛ اسرائیل در شرایط وخیم اقتصادی، سیاسی و امنیتی و در وضعیت بحرانی شدیدی قرار گرفته است و اسرائیلی ها نیز در چند هفته گذشته با تظاهرات وسیع و گسترده و با حضور دهها هزار نفری خود در خيابانهاي تلآويو و ديگر شهرهاي تلآويو، نه تنها از نتانياهو ميخواهند تا هرچه زودتر از مقام خودكناره گيري كند بلکه مخالفت خود را با اصلاحات دولت ایشان در دستگاه قضایی اعلام و خشم و انزجارشان را با حضور۳۰۰ هزار نفری در روز دوشنبه اول اسفند ماه سال جاری درمحوطه مقابل«کنست»در همان ساعاتی که مجلس، درحال کلید زدن «اصلاحات قضایی» بوده رفته، تا صدای اعتراض خود را به گوش نمایندگان برسانند و مخالفت خویش را علنی ابراز نمایند.
قصد بنیامین نتانیاهو از اصرار و پافشاری اصلاح دستگاه قضایی اسرائیل آنست که بتواند براین قوه سلطه و سیطره یابد تا بتواند به راحتی پرونده های فساد خود و حزب فاسدش را از دستور رسیدگی خارج نماید و هر گونه سند و یا اسنادی هم که در این رابطه وجود دارد مخدوش و امحاء گرداند؛ لذا این اصرار نتانیاهو و دولتش برای انجام تغییرات در دستگاه قضایی، با موج عظیم مخالفت های داخلی روبرو گشته و اسرائیلی ها را به عکس العمل واداشته تاجبهه واحدی را برعلیه نتانیاهو این جانی کودک کش تروریسم پرورتشکیل دهند و نگذارند این اصلاحات قصد و غرض دار عملی گردد و نتانیاهو به عنوان نخست وزیر به خواست های باطل و مفسده آورش، دست یابد.
اکنون اسرائیلی های سرزمین اشغالی کمربند همت را محکم کرده و کار و زندگی خود در شهرهای دیگر را نیز رها نموده اند تا در میدان باشند و نگذارند نتانیاهو از یک سو استقلال قوه قضاییه اسرائیل را زیرسئوال برد و از سوی دیگر با سلطه دولتش هرغلطی خواست به نفع خود و جبهه اش برنامه ریزی کند وآ نها را بدون هیچ مزاحمتی انجام دهد و در نهایت هم با تبریه خود و همپا لگی هایش، دستگاه قضا را لجن مال نماید. اسرائیلی ها در سرزمین های اشغالی به صحنه آمده اند تا کودتای سیاسی و بدون خون ریزی نتانیاهو و دولتش شکل نگیرد تا بتوانند از تضعیف شدن این دستگاه و استقلال آن دفاع کنند.
شاید بتوان تظاهرات گسترده اسرائیلی ها را در طول70 سال اخیراشغالگری تا به امروز بی سابقه دانست و اتحاد آنان را علیه برنامه ها و اصلاحات مسئله دارنتانیاهو و دولتش با این وسعت، امری بدیع و تازه به حساب آورد که این رژیم اشغالگر را با بحران جدی داخلی و بین المللی در عرصه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی مواجه و حیات منحوسش را برای حال و آینده با خطر جدی روبرو ساخته که می تواند آغازی بر پایان همه دوران اشغالگری این رژیم کودکش آپارتاید تروریسم پرور باشد.
قطعا دوران سیاسی نتانیاهو و دولتش دوران راحتی برای اسرائیل نخواهد بود و رودرو شدن اسرائیلی ها با این دولت تمامیت خواه فاسد افراطی به نفع جبهه محور مقاومت خواهد انجامید تا آنجا که شاهد افول و غروب اسرائیل خواهیم بود.
در این دوران پرهیاهو و پرآشوب اسرائیل؛ ۵۶ اقتصاددان غربی شامل۱۱ برندۀ نوبل اقتصاد، که بنیامین نتانیاهو هم با برخی ازآنها آشنایی نزدیک دارد، اکنون به او هشداردادهاند که برنامههایش برای کنترل بیشتر دولت بردستگاه قضایی به رشداقتصادی اسرائیل نیزلطمه میزند.
این اقتصاددانان غربی اظهارکرده اند:«تضعیف قوه قضائیه قوی و مستقل، جلوی شکوفایی و رشد اقتصادی اسرائیل را میگیرد. اسرائیل دارد شبیه حکومتهای مجارستان و لهستان میشود.»[1]
نکته دیگرآن که بازگشت نتانیاهو به قدرت با تشکیل دولت افراطی اش باعث فرار سرمایه و افزایش تورم گردیده و این امر از نگاه اقتصاددانان و کارشناسان ارشد صندوق بینالمللی پول و اساتید صاحب نظر این رشته؛ موجب نابودی تولید خواهد شد و به اصطلاح کمرتولید را خواهد شکست. البته هرعاملی باعث تضعیف رژیم غاصب اشغالگر قدس شود این رژیم را یک گام به نابودی نزدیک می سازد و موجودیتش را در معرض خطر قرار می دهد و محور مقاومت را قوی و در اوج قدرت و ثبات به پیروزی و ظفر نزدیک می سازد.
وقتی به برخی از گزارشات منعکس شده در رسانه های صهیونیستی دقیق می شویم و اخبار اقتصادی این رژیم جعلی را دنبال می کنیم به خوبی در می یابیم که آن ها نیز بر آسیب پذیری دولت جدید شان واقفند و برآن اگاهی دارند که اگر به عمق این گزارشات توجه شود دغدغه و نگرانی ایشان کاملا احساس می شود. به عنوان مثال در گزارش روزنامه یدیعوت آحارونوت از یک نشست پرتنش در وزارت دارایی اسرائیل آمده است:«تمامی مدیران بانکهای اسرائیل روز۲۵ بهمن به دفتروزیردارایی، اسموتریچ، رفتند تا با زبانی روشن و تند هشدار بدهند که برنامه دولت برای تغییرات قضایی به اقتصاد اسرائیل، ضربه خواهد زد. مدیران بانکها گفتند شکاف وحشتناکی در جامعه اسرائیل پدیدار شده، یک خطر فوری برای موجودیت و اقتصاد است و از هماکنون سرمایههای زیادی در حال خروج از اسرائیل هستند.»[2]
از نگاه رسانه های اقتصادی صهیونیستی بازگشت نتانیاهو و دولت افراطی اش برسر قدرت و تداوم آن با توجه به اصلاحات ویرانگربیان شده موجب خواهد شد:
1- از قدرت ملی اسرائیل کاسته شود.
2- عرصه امنیتی تضعیف و درگیریهای اجتماعی و سیاسی شکل و نضج گیرد.
3- موجودیت اسرائیل زیر سئوال رود و اقتدار پوشالی اش نمایان شود.
4- شرکت های وکمپانیهای فناوری علمی- تجاری غیرسیاسی؛ سرمایههای کلان میلیاردی خود را از اسرائیل خارج نمایند.
5- برنامههای اصلاح محور نتانیاهو و دولتش در آینده بر روی صنایع، اقتصاد و بازار مالی اسرائیل آثار مخرب و بار منفی خواهد داشت واسرائیلی ها را درمقابل نتانیاهو ودولتش قرار خواهد داد واین رژیم را به فروپاشی در همه عرصه ها نزدیک خواهد ساخت.
6- هدف از اصلاحات قضایی پیشنهادی نتانیاهو؛ اصلاح نظام قضایی نبوده بلکه از بین بردن آن است.[3]
جان کلام این که؛ به گفته«یعقوب شبتای»،رئیسپلیس رژیم صهیونیستی؛ با برگزاري اعتراضات بزرگ در تلآويو، اوضاع داخلی بسیار پیچیده و ملتهب است و به سمت ترور سیاسی و جنگ داخلی پیش میرود. این بازگشت بحران آفرین نتانیاهو به قدرت، اسرائیل را در مرحله تشدید تنش و درگیریهای جدید داخلی قرار داده که بازتاب وسیع بین المللی آن غیرقابل انکار خواهد بود.
پنجشنبه: 4 / 12 / 1401- 2 شعبان 1444- 23 فوریه 2023
[1] - کیهان: دوشنبه 1 اسفند ماه1401- 23247 به نقل از رسانه صهیونیستی تایمز اسرائیل.
[2] - همان.
[3] - نتانياهو طرح خود را اصلاحات قضايي ناميده، اما مخالفان مي گويند كه اين طرح در واقع تغيير قوانين به نفع او براي بسته شدن پرونده اتهامات رشوه گيرياش در سالهاي گذشته است. پشت اين طرح نيز تندروهاي همكار و همراه نتانياهو هستند كه با حمايت از او فرصت را غنيمت شمردهاند تا برخي قوانين جنجالي مانند تعطيلي نيروگاههاي برق در روز شنبه بهدلايل مذهبي، تفكيك قوميتي بيمارستانها و يا تعيين حقوق مادام العمر براي خاخامهاي ارتودكس را برنامهريزي كردهاند.
ایران، چین و نظم نوین جدید جهانی
اسدالله افشار
در پایان سفر رییس جمهور رئیسی به کشور چین در اواخر بهمن ماه سال جاری؛ بیانیه مشترکی صادر شد که حاکی از تقویت بیش از پیش روابط اقتصادی دوکشور از مسیر اجرای سند جامع مشارکت راهبردی می باشد.
در بیانیه منتشر شده بر مسائلی چون؛ حمایت قاطع از مسایل مربوط به منافع اساسی، حراست از حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی و عزت ملی یکدیگر، اهمیت روابط نزدیک سران دو کشور به منظور تعمیق مشارکت جامع راهبردی، راهاندازی سازوکار مشورت سیاسی دوجانبه در موضوعات مقابله با تروریسم، مخالفت با دخالت تحریکآمیز سیاسی و تحریک به آشوب به بهانه حقوق بشر و دموکراسی، لغو تحریمها علیه ایران، حمایت از خاورمیانه عاری از سلاحهای هستهای و دیگر سلاحهای کشتار جمعی، مقابله با سیاسی کردن آژانس بینالمللی انرژی اتمی، محکومیت حمله، تهدید به حمله یا اقدامات خرابکارانه علیه تأسیسات هستهای صلحآمیز، تأکید و توافق گردید.
البته در همین بیانیه به مسائل منطقه ای، خاورمیانه ای و بین المللی از جمله؛ لغو تحریمهای ظالمانه آمریکا علیه ایران، حمایت از عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، اوضاع افغانستان و مسئولیت آمریکا و ناتو در قبال این کشور، حمایت از خاورمیانه عاری از سلاحهای هستهای و دیگر سلاحهای کشتار جمعی، مقابله با سیاسی کردن آژانس بینالمللی انرژی اتمی، محکومیت حمله، تهدید به حمله یا اقدامات خرابکارانه علیه تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران، تسریع در روند بازسازی سوریه و لغو تحریمها علیه این ملت، حمایت قاطع از آرمان مردم فلسطین، حمایت از حاکمیت، استقلال و تمامیت سرزمینی یمن و... از مهم ترین مسائل و مواردی بود که در این بیانیه مهم سیاسی به آن ها در این سفر راهبردی اشاره گشته است.
این سفر مهم و تاثیرگذار منطقه ای اگرچه به مزاج و مذاق غرب و متحدان اروپایی و صهیونیستی و پادوها داخلی آنان خوش نیامده اما بازتاب داخلی وبین المللی داشته که به برخی ازاین واکنش ها در یادداشت قبلی خود[1] به آن ها اشاره کرده ام و اکنون در یادداشت جدید به برخی از آن ها از بُعد دیگر به طور اختصار و مؤجز اشاراتی خواهم داشت تا دریابیم چرا جبهه استکبار غرب از این سفر راهبردی به وحشت افتاده و چرا در ارتباط با این سفر به تناقض گویی و هذیان گویی[2] مبتلا گشته است:
1- برخلاف فضاسازیهای قبلی علیه توافق 25 ساله؛ این سفر راهبردی هم دستاورد سیاسی و هم دستاورد اقتصادی در چارچوب توافق 25 ساله دارد.
2- این سفر موجب گسترش روابط با کشور چین خواهد شد و با پیشینه ای که در روابط تاریخی ایران با چین وجود دارد هرگز دستیابی به این امر نه بلندپروازانه است و نه غیرواقعی می باشد.
3- توافقات صورت گرفته در چارچوب توافق 25 ساله در این سفر راهبردی، قطعا راهبرد مطلوبی برای جذب سرمایه در کشور در صنایع مختلف از جمله صنعت نفت و گاز و سایر زیرساختهاست و می تواند راهگشای برخی مشکلات ما در امر صنایع مادر باشد.
4- چین برای ما مهم است چرا که این کشوربزرگ؛ یکی ازبزرگ ترین شرکای تجاری ایران، بزرگ ترین خریدارنفت ایران[3]، مسیر مهم ورود فناوری های نوین[4] به ایران می باشدکه توانسته است همچنین دراین سال ها پرفشارتحریم با خرید نفت و برقراری روابط تجاری با ایران، شرایطی را رقم زنیم تا بار روانی و آثار مخرب تحریم های ظالمانه آمریکا را تا حدودی کاهش دهیم تا بتوانیم در برابر تحریم ها و زیاده خواهی های آمریکا مقاومت کنیم و با ایستادگی سایه سنگین تحریم ها را کم اثر و استکبار غرب را وادار به اعتراف در پذیرش شکست تحریم های حداکثری و هوشمندش نماییم.
5- این سفر راهبردی نشان داد ایران و چین به دنبال نظم نوین جدید جهانی مبتنی بر چندجانبهگرایی واقعی، همافزایی حداکثری، همبستگی و دوری هر چه بیشتر از یک جانبهگرایی هستندتا نظمی عادلانه با صلحی باثبات و امنیتی پایداردر جهان برقرار گردد که ضرورت امروز جامعه بین الملل برای همزیستی مسالمت آمیز می باشد.
6- گفت و گوهای صورت گرفته در این سفر نشان داد؛ قدرت ایران، قدرتی امنیتساز است و با توجه به ظرفیت های توانمندش حامی صلح و ثبات در کشورهاست و قادراست با تهدید قدرتهای سلطهگر مقابله کند و بر چالشهای فراملی نظیر تروریسم و افراطگرایی در غرب آسیا فائق آید.
7- این سفر نشان داد ایران به تقویت فضای مفاهمه و گفتوگو در سیاست خارجی که زمینهساز شناسایی اشتراکات، افزایش احترام متقابل و فائق آمدن بر اختلاف دیدگاهها باشد و بر تحکیم همکارهای براساس نگرش و منافع مشترک متمرکز شده باشد اعتقاد راسخ دارد.
8- رسانه چینی «گلوبال تایمز» نوشت، دیگر نیازی نیست که چین و ایران نگران رویکرد آمریکا و غرب باشند.
شبکه «آر بیسی» روسیه هم نوشت: سفر رئیسجمهور ایران به پکن و دیدار وی با شی جین پینگ، نشان دهنده روابط قویتر بین دو کشور در میانه تشدید تنشها با ایالات متحده است.
روزنامه «فرست پست» چاپ هند هم حضور رئیسی در چین را با این تیتر پوشش داد که «آیا غرب باید از این سفر نگران شود»؟ این روزنامه نوشت: غرب و به ویژه آمریکا با دقت این سفر را دنبال میکنند چراکه پتانسیل ایجاد تغییر ژئوپلیتیکی در منطقه را دارد. چین و ایران روابط پرتنشی با آمریکا دارند و میکوشند تا در کنار روسیه، قدرت آمریکا را به چالش بکشند.
شبکه «المیادین» از رسانه های عرب زبان در این باره نوشت: حضور تهران در طرح «یک کمربند و یک جاده» به نفع پکن است و این کشور تلاش میکند تا روابط ایران و عربستان را بهبود بخشد.
روزنامه «رای الیوم»، نیز در تحلیلی سفر رئیسجمهور ایران به چین آن را گامی مهم در مسیر همگرایی بین تهران-پکن در حوزههای سیاسی و اقتصادی توصیف کرد. این روزنامه تأکید کرد که همگرایی ایران و چین، خشم ایالات متحده را برانگیخته و با نگرانی به افزایش سطح همکاری بین تهران و پکن مینگرد.
شبکه الجزیره قطر هم نوشت که با وجود تحریمهای آمریکا علیه ایران، چین همچنان به تجارت با این کشور ادامه میدهد.
روزنامه لبنانی «النهار» نوشت که این دیدار درشرایطی انجام شده که دو کشور ایران و چین به دلیل مواضعشان در قبال اوکراین، تحت فشار اقتصادی غرب قرار دارند.[5]
جان کلام این که، این سفر علی رغم دیدگاه طیف مدعی اصلاحات غربگرای داخلی و قلم به مزدهای مزدور غربی در رسانه های این طیفِ استحاله شده، نتایجش در دو حوزه اقتصادی و سیاسی مثبت بوده، قطعا درخنثی سازی تحریم ها و در صورت از سرگیری مذاکرات برجامی نقش سازنده خواهد داشت و بالاخره آن که تعامل پذیری ایران را در قالب مفاهمه و گفت و گو با کشورهای تاثیرگذار دنیا چون چین به رخ جهانیان کشیده تا عملا دنیا ببیند ایران گفت و گو محور است و از تنش های داخلی و بین المللی نه تنها پرهیزدارد بلکه استقبال هم نمی کند و کارنامه 44 ساله انقلاب مؤید آن است.
مسلما ایران با درایت و هوشمندی این مسیر تعامل را دنبال کرده و اجازه نمی دهد خناسان و خاله خرس های سیاسی شکست خورده این عرصه؛ با همسویی و همصدایی با استکبار غرب و متحدانش، از طریق توطئه ها، فتنه ها و آشوب های طراحی شده از این آب گل آلود ماهی خود را صید کنند. ایران مقتدرانه به پیش می رود و آینده از آن مردم عزیزمان خواهد بود. انشاءا...
دوشنبه: 1 / 12 / 1401- 29 رجب 1444- 20فوریه 2023
[1] - در باره سفر راهبردی رییسی به کشور چین. پايگاه خبري تحليلي«نيک رو». پنجشنبه 27 بهمن ماه 1401- شناسه: ۷۴۴۰۱.
[2] - هنگامی که موضوع امضای سند همکاری 25 ساله در میان بود، این محافل مدعی شدند قرارداد ترکمنچای امضا شده و ایران یا برخی جزایر ایرانی به چینیها واگذار و فروخته شده است. آنها ادعا کردند ایران مستعمره چین شده است! اما همین محافل به فاصله یکی دو سال میگویند توافقات دو کشور یا از تفاهمنامه و سند همکاری بالاتر نرفته و فاقد ارزش اقتصادی است!! محافل غربگرا در عین حال چند ماه قبل که موضوع سفر رئيسجمهور چین به عربستان پیش آمد، گفتند عربستان در فروش نفت و شراکت اقتصادی با چین، ایران را جا گذاشته و پیش افتاده است. به عبارت دیگر، آنجا مدعی نشدند عربستان، مستعمره چین شده است.مجموعه این فضاسازیهای متناقض در حالی است که اولا؛ چین بزرگترین شریک تجاری آمریکا و برخی دولتهای اروپایی بهشمار میرود و به عنوان مثال، میزان تجارت میان آمریکا و چین 700 میلیارد دلار بوده است.ثانیا؛ چین، بزرگترین شریک تجاری ایران در بخش صادرات و دومین شریک بزرگ در بخش واردات، در دوره تحریمهای ظالمانه غرب بوده است. در یکی دو سال اخیر نیز با وجود تحریمهای گسترده آمریکا و غرب، واردات نفت چین از ایران افزایش قابل ملاحظهای پیدا کرد.
[3] - طبق آمارهای بین المللی چین در سال های اخیر به یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان نفت دنیا تبدیل شده و در عین حال بخش قابل توجهی از نفت مورد نیاز خود را از آسیای غربی تهیه می کند. در این میان، واردات نفت این کشور از ایران که در بالا نیز به آن اشاره شد، موجب شده تا ایران طبق برخی گزارش ها در نهایت به یکی از 5 کشور عمده تامین نفت این کشور تبدیل شود. ( خراسان: پنجشنبه 27 بهمن ماه 1401- شماره 21155 )
[4] - بررسی جزئیات بیشتر تجارت خارجی ایران و چین نشان می دهد در شرایطی که در دوران تحریم، مسیرهای ورود کالاهای فناورانه از طریق اروپا و ژاپن و... محدود یا مسدود شده، چین به عنوان کشوری که محدودیت های کمتری برای تجارت با ایران دارد، این نقش را به عهده گرفته است. این موضوع را می توان در واردات کالاهایی مانند موبایل، رایانه، خودرو و ... دید. البته وجه دیگر این ماجرا به گسترش تولید چین در این حوزه ها و در سطح جهانی نیز بر می گردد.
[5] - کیهان: دوشنبه 1 اسفند ماه1401- 23247.

