ایران، چین و نظم نوین جدید جهانی
اسدالله افشار
در پایان سفر رییس جمهور رئیسی به کشور چین در اواخر بهمن ماه سال جاری؛ بیانیه مشترکی صادر شد که حاکی از تقویت بیش از پیش روابط اقتصادی دوکشور از مسیر اجرای سند جامع مشارکت راهبردی می باشد.
در بیانیه منتشر شده بر مسائلی چون؛ حمایت قاطع از مسایل مربوط به منافع اساسی، حراست از حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی و عزت ملی یکدیگر، اهمیت روابط نزدیک سران دو کشور به منظور تعمیق مشارکت جامع راهبردی، راهاندازی سازوکار مشورت سیاسی دوجانبه در موضوعات مقابله با تروریسم، مخالفت با دخالت تحریکآمیز سیاسی و تحریک به آشوب به بهانه حقوق بشر و دموکراسی، لغو تحریمها علیه ایران، حمایت از خاورمیانه عاری از سلاحهای هستهای و دیگر سلاحهای کشتار جمعی، مقابله با سیاسی کردن آژانس بینالمللی انرژی اتمی، محکومیت حمله، تهدید به حمله یا اقدامات خرابکارانه علیه تأسیسات هستهای صلحآمیز، تأکید و توافق گردید.
البته در همین بیانیه به مسائل منطقه ای، خاورمیانه ای و بین المللی از جمله؛ لغو تحریمهای ظالمانه آمریکا علیه ایران، حمایت از عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، اوضاع افغانستان و مسئولیت آمریکا و ناتو در قبال این کشور، حمایت از خاورمیانه عاری از سلاحهای هستهای و دیگر سلاحهای کشتار جمعی، مقابله با سیاسی کردن آژانس بینالمللی انرژی اتمی، محکومیت حمله، تهدید به حمله یا اقدامات خرابکارانه علیه تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران، تسریع در روند بازسازی سوریه و لغو تحریمها علیه این ملت، حمایت قاطع از آرمان مردم فلسطین، حمایت از حاکمیت، استقلال و تمامیت سرزمینی یمن و... از مهم ترین مسائل و مواردی بود که در این بیانیه مهم سیاسی به آن ها در این سفر راهبردی اشاره گشته است.
این سفر مهم و تاثیرگذار منطقه ای اگرچه به مزاج و مذاق غرب و متحدان اروپایی و صهیونیستی و پادوها داخلی آنان خوش نیامده اما بازتاب داخلی وبین المللی داشته که به برخی ازاین واکنش ها در یادداشت قبلی خود[1] به آن ها اشاره کرده ام و اکنون در یادداشت جدید به برخی از آن ها از بُعد دیگر به طور اختصار و مؤجز اشاراتی خواهم داشت تا دریابیم چرا جبهه استکبار غرب از این سفر راهبردی به وحشت افتاده و چرا در ارتباط با این سفر به تناقض گویی و هذیان گویی[2] مبتلا گشته است:
1- برخلاف فضاسازیهای قبلی علیه توافق 25 ساله؛ این سفر راهبردی هم دستاورد سیاسی و هم دستاورد اقتصادی در چارچوب توافق 25 ساله دارد.
2- این سفر موجب گسترش روابط با کشور چین خواهد شد و با پیشینه ای که در روابط تاریخی ایران با چین وجود دارد هرگز دستیابی به این امر نه بلندپروازانه است و نه غیرواقعی می باشد.
3- توافقات صورت گرفته در چارچوب توافق 25 ساله در این سفر راهبردی، قطعا راهبرد مطلوبی برای جذب سرمایه در کشور در صنایع مختلف از جمله صنعت نفت و گاز و سایر زیرساختهاست و می تواند راهگشای برخی مشکلات ما در امر صنایع مادر باشد.
4- چین برای ما مهم است چرا که این کشوربزرگ؛ یکی ازبزرگ ترین شرکای تجاری ایران، بزرگ ترین خریدارنفت ایران[3]، مسیر مهم ورود فناوری های نوین[4] به ایران می باشدکه توانسته است همچنین دراین سال ها پرفشارتحریم با خرید نفت و برقراری روابط تجاری با ایران، شرایطی را رقم زنیم تا بار روانی و آثار مخرب تحریم های ظالمانه آمریکا را تا حدودی کاهش دهیم تا بتوانیم در برابر تحریم ها و زیاده خواهی های آمریکا مقاومت کنیم و با ایستادگی سایه سنگین تحریم ها را کم اثر و استکبار غرب را وادار به اعتراف در پذیرش شکست تحریم های حداکثری و هوشمندش نماییم.
5- این سفر راهبردی نشان داد ایران و چین به دنبال نظم نوین جدید جهانی مبتنی بر چندجانبهگرایی واقعی، همافزایی حداکثری، همبستگی و دوری هر چه بیشتر از یک جانبهگرایی هستندتا نظمی عادلانه با صلحی باثبات و امنیتی پایداردر جهان برقرار گردد که ضرورت امروز جامعه بین الملل برای همزیستی مسالمت آمیز می باشد.
6- گفت و گوهای صورت گرفته در این سفر نشان داد؛ قدرت ایران، قدرتی امنیتساز است و با توجه به ظرفیت های توانمندش حامی صلح و ثبات در کشورهاست و قادراست با تهدید قدرتهای سلطهگر مقابله کند و بر چالشهای فراملی نظیر تروریسم و افراطگرایی در غرب آسیا فائق آید.
7- این سفر نشان داد ایران به تقویت فضای مفاهمه و گفتوگو در سیاست خارجی که زمینهساز شناسایی اشتراکات، افزایش احترام متقابل و فائق آمدن بر اختلاف دیدگاهها باشد و بر تحکیم همکارهای براساس نگرش و منافع مشترک متمرکز شده باشد اعتقاد راسخ دارد.
8- رسانه چینی «گلوبال تایمز» نوشت، دیگر نیازی نیست که چین و ایران نگران رویکرد آمریکا و غرب باشند.
شبکه «آر بیسی» روسیه هم نوشت: سفر رئیسجمهور ایران به پکن و دیدار وی با شی جین پینگ، نشان دهنده روابط قویتر بین دو کشور در میانه تشدید تنشها با ایالات متحده است.
روزنامه «فرست پست» چاپ هند هم حضور رئیسی در چین را با این تیتر پوشش داد که «آیا غرب باید از این سفر نگران شود»؟ این روزنامه نوشت: غرب و به ویژه آمریکا با دقت این سفر را دنبال میکنند چراکه پتانسیل ایجاد تغییر ژئوپلیتیکی در منطقه را دارد. چین و ایران روابط پرتنشی با آمریکا دارند و میکوشند تا در کنار روسیه، قدرت آمریکا را به چالش بکشند.
شبکه «المیادین» از رسانه های عرب زبان در این باره نوشت: حضور تهران در طرح «یک کمربند و یک جاده» به نفع پکن است و این کشور تلاش میکند تا روابط ایران و عربستان را بهبود بخشد.
روزنامه «رای الیوم»، نیز در تحلیلی سفر رئیسجمهور ایران به چین آن را گامی مهم در مسیر همگرایی بین تهران-پکن در حوزههای سیاسی و اقتصادی توصیف کرد. این روزنامه تأکید کرد که همگرایی ایران و چین، خشم ایالات متحده را برانگیخته و با نگرانی به افزایش سطح همکاری بین تهران و پکن مینگرد.
شبکه الجزیره قطر هم نوشت که با وجود تحریمهای آمریکا علیه ایران، چین همچنان به تجارت با این کشور ادامه میدهد.
روزنامه لبنانی «النهار» نوشت که این دیدار درشرایطی انجام شده که دو کشور ایران و چین به دلیل مواضعشان در قبال اوکراین، تحت فشار اقتصادی غرب قرار دارند.[5]
جان کلام این که، این سفر علی رغم دیدگاه طیف مدعی اصلاحات غربگرای داخلی و قلم به مزدهای مزدور غربی در رسانه های این طیفِ استحاله شده، نتایجش در دو حوزه اقتصادی و سیاسی مثبت بوده، قطعا درخنثی سازی تحریم ها و در صورت از سرگیری مذاکرات برجامی نقش سازنده خواهد داشت و بالاخره آن که تعامل پذیری ایران را در قالب مفاهمه و گفت و گو با کشورهای تاثیرگذار دنیا چون چین به رخ جهانیان کشیده تا عملا دنیا ببیند ایران گفت و گو محور است و از تنش های داخلی و بین المللی نه تنها پرهیزدارد بلکه استقبال هم نمی کند و کارنامه 44 ساله انقلاب مؤید آن است.
مسلما ایران با درایت و هوشمندی این مسیر تعامل را دنبال کرده و اجازه نمی دهد خناسان و خاله خرس های سیاسی شکست خورده این عرصه؛ با همسویی و همصدایی با استکبار غرب و متحدانش، از طریق توطئه ها، فتنه ها و آشوب های طراحی شده از این آب گل آلود ماهی خود را صید کنند. ایران مقتدرانه به پیش می رود و آینده از آن مردم عزیزمان خواهد بود. انشاءا...
دوشنبه: 1 / 12 / 1401- 29 رجب 1444- 20فوریه 2023
[1] - در باره سفر راهبردی رییسی به کشور چین. پايگاه خبري تحليلي«نيک رو». پنجشنبه 27 بهمن ماه 1401- شناسه: ۷۴۴۰۱.
[2] - هنگامی که موضوع امضای سند همکاری 25 ساله در میان بود، این محافل مدعی شدند قرارداد ترکمنچای امضا شده و ایران یا برخی جزایر ایرانی به چینیها واگذار و فروخته شده است. آنها ادعا کردند ایران مستعمره چین شده است! اما همین محافل به فاصله یکی دو سال میگویند توافقات دو کشور یا از تفاهمنامه و سند همکاری بالاتر نرفته و فاقد ارزش اقتصادی است!! محافل غربگرا در عین حال چند ماه قبل که موضوع سفر رئيسجمهور چین به عربستان پیش آمد، گفتند عربستان در فروش نفت و شراکت اقتصادی با چین، ایران را جا گذاشته و پیش افتاده است. به عبارت دیگر، آنجا مدعی نشدند عربستان، مستعمره چین شده است.مجموعه این فضاسازیهای متناقض در حالی است که اولا؛ چین بزرگترین شریک تجاری آمریکا و برخی دولتهای اروپایی بهشمار میرود و به عنوان مثال، میزان تجارت میان آمریکا و چین 700 میلیارد دلار بوده است.ثانیا؛ چین، بزرگترین شریک تجاری ایران در بخش صادرات و دومین شریک بزرگ در بخش واردات، در دوره تحریمهای ظالمانه غرب بوده است. در یکی دو سال اخیر نیز با وجود تحریمهای گسترده آمریکا و غرب، واردات نفت چین از ایران افزایش قابل ملاحظهای پیدا کرد.
[3] - طبق آمارهای بین المللی چین در سال های اخیر به یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان نفت دنیا تبدیل شده و در عین حال بخش قابل توجهی از نفت مورد نیاز خود را از آسیای غربی تهیه می کند. در این میان، واردات نفت این کشور از ایران که در بالا نیز به آن اشاره شد، موجب شده تا ایران طبق برخی گزارش ها در نهایت به یکی از 5 کشور عمده تامین نفت این کشور تبدیل شود. ( خراسان: پنجشنبه 27 بهمن ماه 1401- شماره 21155 )
[4] - بررسی جزئیات بیشتر تجارت خارجی ایران و چین نشان می دهد در شرایطی که در دوران تحریم، مسیرهای ورود کالاهای فناورانه از طریق اروپا و ژاپن و... محدود یا مسدود شده، چین به عنوان کشوری که محدودیت های کمتری برای تجارت با ایران دارد، این نقش را به عهده گرفته است. این موضوع را می توان در واردات کالاهایی مانند موبایل، رایانه، خودرو و ... دید. البته وجه دیگر این ماجرا به گسترش تولید چین در این حوزه ها و در سطح جهانی نیز بر می گردد.
[5] - کیهان: دوشنبه 1 اسفند ماه1401- 23247.

