شهید سلیمانی؛ کنشگر راهبردی تراز انقلاب
اسدالله افشار
هرچند که زخمخوردۀ پاییزیم
از جام بهار تا ابد لبریزیم
همخون سیاوشیم و خونخواه حسین (ع)
یک تن چو بیفتد همه برمیخیزیم
اشاره
در ششمین سالگرد شهادت سردار رشید اسلام، شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی و یاران شهیدش، یاد و نام آن مجاهد صادق را گرامی میداریم؛ مردی که زیستنش سراسر اخلاص بود و شهادتش افق تازهای در تاریخ مقاومت گشود.
نوشتن درباره مردی که آوازه ایثار و شجاعت او جهان را در نوردیده است و مجاهدت های او در راه میهن و دین دنیا را متحیر کرده است، کار آسانی نیست. سردار سلیمانی شهید هم نزد دوست دارانش بسیار عزیز و گرانقدر بود و هم دشمنانش او را استثنایی می دانستند و او را به عظمت و بزرگواری می شناختند، و هم صاحب نظران عالم را در شناخت خود به تفکر وا داشته بود.
در هرحال این مصیبت بزرگ را بار دیگربه ملت شریف و مقاوم ایران، خانواده معزز شهید سلیمانی، همرزمان او در جبهه مقاومت و همه آزادگان و عدالتخواهان جهان تسلیت عرض میکنیم. بیتردید، راهی که او گشود و مکتبی که با خون خویش امضا کرد، با فقدان جسم او متوقف نخواهد شد و الهامبخش نسلهای آینده در مسیر عزت، استقلال و مقاومت خواهد ماند.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد
1) فقدانِ یک کنشگر تراز انقلاب
برخی انسانها با رفتنشان تنها غایب میشوند، اما برخی دیگر با نبودنشان «خلأ» میآفرینند؛ خلأیی که بهتدریج به مسئلهای راهبردی در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی بدل میشود. شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی از این دسته دوم بود. شهادت او نه صرفاً حذف فیزیکی یک فرمانده نظامی، بلکه حذف یک عقلانیت تلفیقی بود؛ عقلانیتی که میان میدان و سیاست، قدرت و اخلاق، امنیت و مردم پیوند برقرار میکرد.
در جهانی آکنده از بحرانهای تو در تو، از بازتولید تروریسم سازمانیافته تا افول نظم یکجانبه آمریکایی، حاج قاسم سلیمانی شخصیتی بود که میتوانست گرهگشای معادلات پیچیده باشد. تروراو دقیقاً از همینجا معنا مییابد: دشمن نه فقط گذشته او، بلکه آیندهای را هدف گرفت که میتوانست مسیرتحولات منطقه وحتی مناسبات بینالمللی را تغییر دهد.
این یادداشت در ششمین سالگرد شهادت ایشان، با عبور از روایتهای احساسی و مناسبتمحور، میکوشد کارنامه این شهید والامقام را در چهار بُعد نظامی، امنیتی، سیاسی و بینالمللی بهصورت تحلیلی و منسجم بررسی کند و نشان دهد چرا نبودن او همچنان یک مسئله راهبردی است.
2) حاج قاسم سلیمانی؛ فراتر از یک فرمانده نظامی
تقلیل شخصیت حاج قاسم سلیمانی به«فرمانده میدانی» یکی از خطاهای تحلیلی رایج است. او کنشگری راهبردی بود که میدان را بدون سیاست نمیفهمید و سیاست را بدون میدان بیاثر میدانست. این ویژگی، او را به محصولی ممتاز از مکتب انقلاب اسلامی بدل کرد؛ مکتبی که قدرت را در خدمت معنا و امنیت را در خدمت مردم تعریف میکند.
شهید سلیمانی اگرچه سیاستمداری رسمی نبود اما نظامی حرفهای و کاربلدی بود؛ او حلقه واسطی بود که این دو عرصه میدان و دیپلماسی را در شرایط بحرانی به هم پیوند میداد. همین ویژگی، او را به چهرهای بیبدیل در ساختار قدرت جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت تبدیل کرد.
3) بُعد نظامی: مهندسی موازنه قوا در غرب آسیا
در بُعد نظامی، نقش شهید سلیمانی را باید در چارچوب «جنگهای نامتقارن» و «مدیریت شبکهای میدان» تحلیل کرد. او بهجای تکیه صرف بر برتری سختافزاری، برترکیب هوشمندانهای ازنیروی انسانی مؤمن، شناخت جغرافیای انسانی و انعطاف عملیاتی تأکید داشت. اکنون به دو مورد از این موارد اشاراتی خواهیم داشت:
۲-۱)شکست پروژه داعش
داعش صرفاً یک گروه تروریستی نبود، بلکه پروژهای امنیتی–سیاسی برای بازطراحی ژئوپلیتیک منطقه بود. نقش حاج قاسم سلیمانی در مهار و سپس شکست این پروژه، نقشی تعیینکننده بود. او با سازماندهی نیروهای مردمی در عراق، حمایت راهبردی از ارتش سوریه و ایجاد هماهنگی میان بازیگران مختلف مقاومت، مانع تحقق طرحی شد که میتوانست امنیت ایران و منطقه را بهطور بنیادین تهدید کند. او توانست:
- نیروهای مردمی عراق (حشد الشعبی) را به یک بازیگر مشروع امنیتی بدل کند؛
- ارتش سوریه را از فروپاشی نجات دهد؛
- تهدید تروریسم فراملی را پیش از رسیدن به مرزهای ایران، در عمق منطقه مهار کند؛
این دستاورد، تنها نظامی نبود؛ بلکه امنیت ملی ایران را چند هزار کیلومتر جلوتر از مرزها تثبیت کرد.
۲-۲) بازدارندگی فعال
سردار سلیمانی بازدارندگی راصرفاً درتوان موشکی یانمایش قدرت نظامی خلاصه نمیکرد.ازنگاه او، بازدارندگی واقعی حاصل ترکیب اراده، ایمان، شبکه انسانی و آمادگی برای پاسخ نامتقارن بود. این رویکرد، دشمن را با عدم قطعیت دائمی مواجه میکرد و هزینه هرگونه ماجراجویی را بهشدت افزایش میداد.
۳) بُعد امنیتی: امنیتسازی مردمپایه
یکی از وجوه ممتاز کارنامه حاج قاسم سلیمانی، فهم عمیق او از مقوله امنیت بود. او برخلاف الگوهای امنیتی رایج غربی که بر اشغال، سرکوب و کنترل سخت متکیاند، به امنیت مردمپایه باور داشت. در این الگو، امنیت نه تحمیل میشود و نه خریدنی است، بلکه از دل اعتماد و مشارکت اجتماعی برمیخیزد.
به همین دلیل، نیروهایی که تحت هدایت یا حمایت او در عراق و سوریه شکل گرفتند، از مشروعیت اجتماعی برخوردار بودند و بهعنوان نیروهای دفاعی شناخته میشدند، نه اشغالگر. این دستاورد، سرمایهای امنیتی بود که با هیچ ابزار سختی قابل جایگزینی نیست.
۴) بُعد سیاسی: دیپلماسی میدان
شهید سلیمانی در کنار نقش نظامی و امنیتی، از هوش سیاسی بالایی برخوردار بود. او نوعی «دیپلماسی میدان» را نمایندگی میکرد؛ دیپلماسیای که در شرایط انسداد سیاسی، امکان گفتوگو، تفاهم و مدیریت بحران را فراهم میساخت.
او با دولتها مذاکره میکرد، با ملتها ارتباط میگرفت و با نخبگان و رهبران اجتماعی پیوند برقرار میساخت. این شبکه ارتباطی، امکان حلوفصل بسیاری از بحرانها را بدون ورود به جنگهای پرهزینه فراهم میکرد و مکملی مؤثر برای دیپلماسی رسمی جمهوری اسلامی بود.
۵) بُعد بینالمللی: چالش با نظم امنیتی آمریکا
شهادت حاج قاسم سلیمانی نقطه عطفی در تاریخ روابط بینالملل معاصر بود. برای نخستین بار، ایالات متحده بهصورت رسمی و علنی یک مقام ارشد نظامی کشور دیگر را ترور کرد؛ اقدامی که نشاندهنده بحران مشروعیت و هراس راهبردی آمریکا از افول نظم مطلوب خود بود.
پاسخ ایران به این ترور، یعنی حمله به پایگاه عینالاسد، نیز پیام روشنی داشت: دوران «هزینه نپرداختن قدرتهای بزرگ» به پایان رسیده است. از این منظر، حاج قاسم حتی پس از شهادت نیز در تغییر معادلات بینالمللی نقشآفرین بود.
۶) سرمایه نمادین حاج قاسم سلیمانی
پس از شهادت، حاج قاسم سلیمانی به سرمایهای نمادین در سطح فراملی تبدیل شد. در ایران، نماد اخلاص و مردمداری قدرت بود؛ در منطقه، نماد مقاومت در برابر اشغال و تروریسم؛ و در سطح جهانی، نشانهای از بهچالش کشیدهشدن یکجانبهگرایی آمریکا.
این سرمایه نمادین، شاید از حضور فیزیکی او نیز تأثیرگذارتر بود و همین امر، علت هراس دشمن از «نام» و «مکتب» سلیمانی را توضیح میدهد.
۷) نسبت این تحلیل با آثار پژوهشی انجام شده در خصوص این شهید بزرگوار
آثار پژوهشی انجام شده درباره شهید سلیمانی، دقیقاً در امتداد ضرورت پرهیز از اسطورهسازی سطحی و حرکت بهسوی شناخت عمیق و تحلیلی قرار دارد. مثلا کتاب «سردار سلیمانی؛ سرداری که از نو باید شناخت» به قلم نگارنده این یادداشت؛ بر ضرورت فهم ابعاد شخصیتی و مکتبی این شهید تأکید میکند. یا کتاب دیگر نگارنده این مقاله با نام«روایتها برای روایت ازشهید سلیمانی کوچکاند» نیز بهدرستی نشان میدهد که روایتهای مرسوم، توان دربرگرفتن عظمت این شخصیت را ندارند.
این آثار، تلاشی مسئولانه برای حفظ سلیمانی در قامت «الگو» هستند، نه «افسانه»؛ الگویی که میتواند در آینده نیز الهامبخش کنشگران سیاسی، امنیتی و فرهنگی باشد.
8) شهید سلیمانی از منظر صاحب نظران
1- او محصول مکتب انقلاب اسلامی بود؛ مکتبی که قدرت را بدون اخلاق و مقاومت را بدون مردم برنمیتابد.
2- شهید سلیمانی، فرماندهای استراتژیک وشجاع با بینش سیاسی قوی بودکه با مکتب مقاومت خود، با سازماندهی نیروهای مردمی در عراق و سوریه، داعش را شکست داد و امنیت منطقه را تقویت کرد.
3- او با ترکیب تدبیر نظامی و ایمان، نماد فداکاری، مدیریت چندجبههای و حمایت از مظلومان شناخته میشود.
4- شهید سلیمانی از اندیشهای راهبردی بهرهمند بود و جریانهای متمایل به دشمن را پیشبینی میکرد.
5- او به عنوان مشاور ارشد در نبردهای سوریه حضور فعال داشت و با وجود مجروحیتهای مکرر، هرگز دست از مقاومت برنداشت.
6- او مردی با روحیه فداکاری و نوعدوستی بود که تمام عمرش را در راه دفاع از مظلومان صرف کرد.
7- سلیمانی بزرگ که همواره خود را فرزند کوچک ملت ایران و سرباز رهبرمعظم انقلاب اسلامی(مدظله العالی) میدانست و به این سربازی افتخار میکرد پایهگذار مکتبی شد که پایهها و ارکان آن را شجاعت، مجاهدت، فروتنی، عطوفت و مهربانی، جانبازی و اقتدار تشکیل می داد، زیرا او در طول حیات خود تمامی این مفاهیم ارزشی را در عمل معنا کرد.
8- شهید سلیمانی که ابر مرد میدان های جهاد، آزادگی، جوانمردی، ایثار، شهادت طلبی، امنیت آفرینی در اوج تقوا و اخلاص بود، متعلق به عصر ها و نسلهای آینده ایران اسلامی، جبهه مقاومت و امت اسلام است.
9- سردار سلیمانی با طراحی هوشمندانه در جبهه مقاومت جنگ ۳۳ روزه را به شکست تاریخی رژیم صهیونیستی تبدیل کرد. او با هدایتگری بی نظیر خود و با اتفاقی که در جنگ های ۲۲ روزه ۵۱ روزه و ۸ روزه افتاد، ابهت پوشالی رژیم جعلی اسرائیل را در منطقه فروریخت.
10- مکتب سلیمانی باید به نسل های آینده منتقل شود و ارزش هایی که سردار در طول حیات خود با مجاهدت ها و ایثارگری ها حفظ کرده بود باید توسط جوانان درک شود و با انتقال هنرمندانه مکتب سلیمانی جوانان باور کنند که راه سلیمانی، راه و مسیر سعادت آنها است. با تدوین و تبیین مکتب فکری و رفتاری او می توان راه او را ادامه داد و این مهم ضرورتی است که باید به عنوان قدردانی از آن سرباز سرافراز اسلام، سردار سلیمانی انجام شود.
جمعبندی
فرهنگ جهاد و مقاومت، ولایتمداری، انقلابی گری، نفرت از استکبار پایه های مکتب سلیمانی را شکل می دهند و تبیین این مکتب آغاز یک نهضت بزرگ فرهنگی در پهنه جغرافیای اسلام است که میتواند ترویج دهنده و انتقال دهنده فرهنگ ایثار و شهادت به نسل های آینده باشد.
شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی امنیت را انسانی کرد، قدرت را اخلاقی فهمید و مقاومت را از سطح منطقهای به سطح جهانی ارتقا داد. نبودن او، بیش از هر چیز، ما را با این پرسش مواجه میکند که چگونه میتوان این مکتب را فهمید، حفظ کرد و تداوم بخشید.
حاج قاسم در میان ما نیست، اما مسئلهای که او حل میکرد همچنان پابرجاست؛ و این، معنای عمیق ماندگاری او در تاریخ معاصر ایران و منطقه است.
اندیشۀ شوم کینهتوزی دارد
آشفتگی شبانهروزی دارد
سردار محال بود بر خاک افتد
دشمن در بین ما نفوذی دارد
پنجشنبه: 11 / 10 / 1404- 11 رجب 1447- 1 ژانویه 2026
چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: جمعه 12 / 10 / 1404- 07 : 09– شناسه: ۱۱۵۸۷۱
لینک کوتاه: 115871/ https://www.nikru.ir/p
منابع
1- افشار، اسدالله(1399)، ترور هدفمند! (تبیین و بررسی ابعاد سیاسی، حقوقی و رسانه ای ترور سردار شهید قاسم سلیمانی)، تهران: سفيرارد هال.
2-افشار، اسدالله (1400)، سردار سلیمانی؛ سرداری که از نو باید شناخت (ضرورت شناخت ابعاد شخصیتی شهید سلیمانی)، تهران: سفیر اردهال.
3-افشار، اسدالله (1401)، روایتها برای روایت از شهید سلیمانی کوچکاند، تهران: سفیر اردهال.
4-سلیمانی، قاسم (بیتا)، مجموعه سخنرانیها و پیامها، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس.
5-نصر، سیدحسین (2017)، The Shia Revival and Regional Resistance, New York: Norton.
6-مکتب حاج قاسم سلیمانی، مجموعه اسناد و بیانیهها، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس.
7- Allison, Graham (2020), Destined for War: Can America Escape Thucydides’s Trap?, Boston: Houghton Mifflin.
8-گزارشهای رسمی وزارت دفاع ایالات متحده و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران درباره حادثه 13 دی 1398 و پاسخ موشکی عینالاسد.
9- شهید سلیمانی؛ پرچمدار مکتب مجاهدت، مقاومت و اخلاص. دانشگاه عالی دفاع ملی: ۱۴ دی ۱۳۹۹ | ۰۷:۳۶- کد : ۲۳۵۱.

