نشست ژنو؛ مهار بحران، حل بحران یا کنترل بحران!

اسدالله افشار

دوردوم گفت‌وگوهای هسته‌ای(سه شنبه 28 بهمن ماه 1404) را نمی‌توان صرفاً ادامه یک روند دیپلماتیک دانست؛ این نشست در واقع بخشی از یک آرایش پیچیده‌تر در سطح راهبردی است که هم‌زمان سه ساحت زیر را - مورد بحث قرار خواهد داد- در بر می‌گیرد: توازن بازدارندگی، مدیریت اقتصاد تحریمی، و مهار ریسک برخورد مستقیم.

این مذاکرات نه محصول خوش‌بینی متقابل، بلکه نتیجه محاسبه‌ای دقیق درباره «هزینه بی‌تصمیمی» است.

۱. دیپلماسی در سایه بازدارندگی سخت

شرایط فعلی با مقطع منتهی به توافق تفاوت ماهوی دارد. در آن دوره، فضای بین‌المللی به‌سمت حل‌وفصل پرونده هسته‌ای متمایل بود؛ امروز اما دیپلماسی در سایه استقرار مؤلفه‌های بازدارندگی سخت جریان دارد.

پیام روشن است: گفت‌وگو، جایگزین قدرت نیست؛ بلکه مکمل آن است. در چنین فضایی،هر امتیاز دیپلماتیک باید از صافی ارزیابی امنیت ملی عبور کند. نه تهران آماده پذیرش محدودیت‌های غیرقابل بازگشت است، و نه واشنگتن مایل به اعطای امتیاز ساختاری بدون تضمین عینی.

۲. تغییر اولویت‌ها؛ از حل بحران به کنترل بحران

هدف کنونی طرفین «حل پرونده» نیست؛ بلکه «کنترل دامنه بحران» است.

برای آمریکا، مسئله اصلی جلوگیری از عبور برنامه هسته‌ای ایران از آستانه‌های حساس فنی است؛

برای ایران، جلوگیری از فعال‌شدن چرخه‌های تنبیهی گسترده و انسداد کامل مسیرهای اقتصادی.

در این چارچوب، مسقط و ژنو محل طراحی یک «کمربند ضربه‌گیر» است؛ سازوکاری که نه بحران را پایان می‌دهد و نه آن را به انفجار می‌رساند.

۳. اقتصاد به‌عنوان متغیر تعیین‌کننده

اقتصاد ایران تحت فشار تحریم‌ها، به‌دنبال تنفس مدیریت‌شده است. اما این تنفس باید بدون ایجاد شکاف در انسجام داخلی یا آسیب به مؤلفه‌های قدرت راهبردی حاصل شود.

در سوی مقابل، اقتصاد جهانی نیز از تنش‌های ممتد انرژی و نااطمینانی ژئوپلیتیکی آسیب‌پذیر است. از این منظر، ثبات نسبی در پرونده هسته‌ای ایران برای بازیگران فرامنطقه‌ای نیز مطلوب است.

ژنو در این معنا، صرفاً میز مذاکره نیست؛ بلکه نقطه تلاقی امنیت انرژی، بازارهای مالی و محاسبات ژئوپلیتیکی است.

۴. بازدارندگی متقابل و خط قرمزهای نانوشته

یکی از ویژگی‌های این دور، شکل‌گیری «خطوط قرمز عملیاتی اما اعلام‌نشده» است.

ایران به‌دنبال حفظ ظرفیت بازدارندگی و پرهیز از محدودیت‌های دائمی است.

آمریکا در پی مهار سرعت پیشرفت‌های فنی و تثبیت چارچوب نظارتی است.

هیچ‌یک به‌دنبال درگیری مستقیم نیستند؛ اما هر دو می‌کوشند طرف مقابل را متقاعد کنند که گزینه‌های سخت همچنان معتبر است.

این همان نقطه‌ای است که دیپلماسی و بازدارندگی در هم تنیده می‌شوند.

۵. سناریوی غالب؛ توافق محدود با قابلیت بازگشت

تحلیل واقع‌گرایانه نشان می‌دهد محتمل‌ترین نتیجه، دستیابی به توافقی مرحله‌ای و بازگشت‌پذیر است؛ توافقی که:

  • دامنه تنش را محدود کند؛
  • فشار اقتصادی را تا حدی تعدیل نماید؛
  • و امکان راستی‌آزمایی متقابل را فراهم سازد.

چنین چارچوبی نه پایان منازعه است و نه بازگشت به وضعیت عادی؛ بلکه مدیریت زمان برای بازتعریف راهبردهای بلندمدت است. در همین جا لازم است به سناریو های محتمل در این صوص اشاراتی داشته باشیم:

سناریوی اول: نقشه راه میانی

محتمل‌ترین خروجی، توافق بر یک چارچوب مرحله‌ای است؛

نه توافق جامع، نه شکست کامل.

سناریوی دوم: توقف بدون فروپاشی

گفت‌وگوها ادامه می‌یابد، اما پیشرفت محسوس رخ نمی‌دهد؛

وضعیت «نه جنگ، نه توافق» تثبیت می‌شود.

سناریوی سوم: بازگشت به فشار حداکثری

اگر یکی از طرفین برداشت کند که زمان علیه اوست، احتمال چرخش سریع به سمت فشار بیشتر وجود دارد.

۶. متغیر منطقه‌ای؛ عنصر تعیین‌کننده پایداری

تحولات امنیتی پیرامون ایران، از خلیج فارس تا شرق مدیترانه، می‌تواند پایداری هر توافقی را تحت تأثیر قرار دهد. هرگونه تشدید تنش در محیط پیرامونی، اثر مستقیم بر مسیر مذاکرات خواهد داشت.

از این رو، دور دوم مذاکرات در ژنو تنها یک گفت‌وگوی دوجانبه نیست؛ بلکه گره گشای معادلات منطقه‌ای است.

7. ژنو؛ صحنه‌ آزمون ظرفیت عقلانیت راهبردی

دور دوم مذاکرات جدید پس از گذشت ده روز از دور اول در مسقط را؛ باید «فرایند تنظیم سطح تنش»دانست، نه نقطه تصمیم نهایی.

اگر این گفت‌وگوها بتواند:

  • از عبور بحران به مرحله تقابل سخت جلوگیری کند؛
  • فشار اقتصادی را در سطح قابل مدیریت نگاه دارد؛
  • و کانال ارتباطی پایدار ایجاد کند؛

می‌توان آن را موفقیتی امنیتیتاکتیکی ارزیابی کرد.

اما اگر یکی از طرفین برداشت کند که دیپلماسی صرفاً پوشش زمانی برای تحکیم موقعیت طرف مقابل است، مسیر به‌سرعت از مهار بحران به بازتعریف بازدارندگی سخت تغییر خواهد کرد.

ژنو، نه میدان مصالحه نهایی، بلکه صحنه‌ای برای آزمون ظرفیت عقلانیت راهبردی است؛ جایی که تصمیم‌ها نه بر اساس امید، بلکه بر مبنای محاسبه گرفته می‌شود.

8. دیگر نکات قابل تأمل

  • انتخاب عمان بی‌دلیل نیست. این کشور در سال‌های منتهی به توافق نیز کانال ارتباطی محرمانه را فعال نگه داشت. بنابراین، بازگشت به مسقط به‌معنای بازگشت به «مدل تماس محدود و کنترل‌شده» است؛ نه نمایش دیپلماسی عمومی.
  • در این مقطع، رویکرد واشنگتن بیش از آن‌که ایدئولوژیک باشد، انتخاباتی و مدیریتی است. کاخ سفید به توافق بزرگ نیاز ندارد؛ بلکه به کاهش تنش قابل ارائه نیاز دارد.

الگوی مطلوب آمریکا در ژنو چنین است:

توقف نسبی پیشرفت‌های حساس هسته‌ای؛ افزایش سطح نظارت؛ دریافت امتیاز نمادین داخلی و حفظ ساختار تحریم‌ها به‌عنوان اهرم فشار.

به بیان دیگر، واشنگتن به «مدیریت بحران» می‌اندیشد، نه حل آن.

  • در سوی دیگر، تهران نیز وارد فاز «پرهیز از قفل کامل» شده است. پس از تجربه خروج آمریکا از برجام، تصمیم‌سازان ایرانی می‌دانند که توافق جامع بدون تضمین معتبر، سرمایه‌گذاری پرریسک است.

در نتیجه، راهبرد فعلی چنین به‌نظر می‌رسد:

نرمش‌های محدود و بازگشت‌پذیر؛ حفظ اهرم‌های فنی به‌عنوان ابزار چانه‌زنی؛ پرهیز از توافقی که در داخل هزینه سیاسی بالا تولید کند و جلوگیری از فعال‌شدن مکانیسم‌های تنبیهی شدید.

تهران در این دور به‌دنبال «تنفس اقتصادی کوتاه‌مدت» است، نه مصالحه ساختاری.

  • نمی‌توان ژنو را بدون درنظرگرفتن متغیرهای منطقه‌ای تحلیل کرد:

تنش‌های مزمن میان ایران و اسرائیل؛ وضعیت امنیتی خلیج فارس؛ نقش بازیگران اروپایی و تحولات انرژی و بازار نفت.

اروپا در این مقطع بیش از هر چیز نگران فعال‌شدن دوباره سازوکارهای تنبیهی است. کشورهای عربی نیز ترجیح می‌دهند بحران مهار شود، نه آن‌که به برخورد مستقیم کشیده شود.

بنابراین، مسقط و ژنو فقط گفت‌وگوی دو کشور نیست؛ بلکه نقطه تلاقی نگرانی‌های چند بازیگر است.

تفاوت بنیادین این دور با گذشته

در سال‌های منتهی به برجام، هر دو طرف به «توافق بزرگ» نیاز داشتند؛ اما امروز هر دو به «مدیریت هزینه» نیاز دارند. در هرحال باید اذعان داشت این تفاوت بنیادین است.

دیپلماسی در مسقط و ژنو نه برای گشودن افق تازه، بلکه برای جلوگیری از بسته‌شدن کامل آن است.

  • ژنو، مهارِ بحران یا تعلیقِ تصمیم؟

ژنومحل تعیین تکلیف نهایی نیست.

این نشست، صحنه‌ی تنظیم سطح تنش است.

اگر خروجی آن بتواند:

  • از فعال‌شدن مسیرهای تنبیهی جلوگیری کند؛
  • تنش نظامی را مهار نماید؛
  • و اقتصاد ایران را از شوک فوری مصون نگه دارد؛

می‌توان آن را موفقیتی تاکتیکی دانست، نه راهبردی.

اما اگردو طرف همچنان «زمان» را علیه یکدیگر تعریف کنند، نه به‌عنوان سرمایه مشترک، آن‌گاه این گفت‌وگوها به‌جای کاهش ریسک، آن را انباشته خواهد کرد. بنابراین جایی که دیپلماسی در سایه محاسبات سخت امنیتی حرکت می‌کند؛ اگراین نشست بتواند سطح تنش را مهار و کانال ارتباطی پایدار ایجاد کند، می‌توان آن را موفقیتی تاکتیکی دانست. در غیر این صورت، خطر بازگشت سریع به چرخه فشار و واکنش افزایش خواهد یافت.

جان کلام این که؛ نشست سه‌شنبه ۲۸ بهمن ماه 1404 در ژنو نه پایان بازی، بلکه نقطه سنجش عقلانیت راهبردی دو طرف است؛ جایی که زمان دیگر سرمایه نامحدود نیست، بلکه متغیری تعیین‌کننده در معادله قدرت است.

سه شنبه: 28 / 11 / 1404- 28 شعبان 1447- 17 فوریه 2026

چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: سه شنبه 28 / 11 / 1404- 39 : 05 - شناسه: ۱۱۶۶۳۴

لینک کوتاه: 116634/ https://www.nikru.ir/p



ارسال توسط افشار

اسلایدر