برنامهریزی برای تجاوز امپریالیستی آمریکا علیه سوریه
اسدالله افشار
«میشل ریمبو» سفیر سابق فرانسه در کتاب خود با نام «توفان در خاورمیانه بزرگ» از اطلاعات مهمی پرده برمیدارد از جمله اینکه «در ژانویه 2014 سناتور «ماریو مورو» وزیر دفاع سابق ایتالیا تعریف کرده که در سال 2009 به کردستان عراق رفته و از یک مجتمع ساختمانی در حال ساخت بازدید کرده است.»
«سناتور از پیمانکار میپرسد که هدف از بنای این همه ساختمان چیست؟ و این پاسخ را میشنود، اینها برای آوارگان جنگ سوریه است.» این اتفاق مربوط به حداقل دو سال پیش از شروع جنگ در سوریه است و نشان میدهد که نقشه این جنگ قبل از آنچه انقلابهای بهار عربی خوانده میشود، طراحی و اجرا شده است.
ریمبو در این کتاب به مطلبی خطرناکتر اشاره میکند، برنامهریزی برای به اصطلاح انقلاب سوریه با کمک «برنامه دموکراسی در سوریه» (Syria Democracy Program) انجام شد که از حمایتهای مالی یکی از سازمانهای غیردولتی مرتبط با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) برخوردار بود. برنامهریزی برای تجاوز امپریالیستی آمریکا علیه سوریه در تابستان سال 2001 به اتمام رسیده است. ایده ورود «شورای ملی معارضان سوری» به میدان مذاکره با غرب به عنوان اولین گروه از معارضان را «دنیس راس» یکی از نومحافظهکاران آمریکا که یکی از مشاوران «باراک اوباما» بود و بعدها مشاور ویژه «هیلاری کلینتون» شد، طراحی و اجرا کرد.
آیا ائتلاف مبارزه با تروریسم به رهبری آمریکا به طور واقعی در مقایسه با ائتلاف سوریه و همپیمانانش در رویارویی با داعش ناتوان است؟ یا اینکه رهبران غرب درادعاهای خود درباره مبارزه با تروریسم نیرنگ به کار می برند و با هدف دیگری به سوریه وارد شده اند؟ چه چیزی سبب شده است که سوریه طی ۷ ماه پیش در میدانهای نظامی به پیروزی دست یابد و صحنه درگیریها را تغییر دهد این در حالی است که غربیها طی ۲۰ ماه گذشته هیچ گونه دستاوردی در مبارزه با تروریسم نداشتند؟ آیا غرب قدرت به وجود آوردن موازنه میان ۲ ائتلاف یادآوری شده را دارد و برای رسیدن به چنین خواسته ای باید چه اقدامی انجام دهد؟
این سوالها و دیگر ملاحظهها برای نخستین بار رسانههای غربی را واداشت تا در برابر واقعیتی که نظامهای حکومتی غرب خواستار پنهان سازی آن بودند، مقاومت کنند. افزایش آگاهیها سبب شده است دولتهایی که در غرب در حمله به سوریه نقش داشته اند نگران این باشند که این مسائل آنان را زیر فشار قرار دهد و آنان را در برابر همه شهروندان رسوا سازد و سبب شود تا مردم مانع از این شوند که آنها توطئههای خود را ادامه دهند .از این رو مشاهده می شود دولتهای غربی در حال مانور هستند تا از این راهبرد، نخست آبروی خود را حفظ کنند و سپس از راه مشخص کردن خسارتها فاصله میان ائتلاف دروغین مبارزه با تروریسم و ائتلاف واقعی مبارزه با تروریسم را از بین ببرند.
هنگامی که باراک اوباما ، رئیسجمهور آمریکا، در مصاحبه با تلویزیون «بی.بی.سی» تاکید کرد که اعزام نیروی زمینی به سوریه برای براندازی بشاراسد اشتباه است به نوعی باردیگر نمک برزخم معارضان سوری و حامیانش ازعربستان و ترکیه و کشورهای خلیج فارس پاشید. اوباما تاکید کرد که به فشار در سطح بینالمللی بر طرفهای مختلف در موضوع سوریه ادامه خواهد داد تا در میز مذاکرات حاضر شوند.
این اظهارات اوباما پس ازسفرش به عربستان و حضوردرنشست شورای همکاری و دیدار با ملک سلمان صورت میگیرد. دیدارهایی که به طور عمده در مورد سوریه بود.
شاید اوباما در این سخنان خواسته تا به شکل غیرمستقیم جواب انتقادات کشورهای شورای همکاری و توهینی که از سوی پادشاه سعودی در عدم استقبال از وی در فرودگاه صورت گرفت را بدهد.
برخی طرفهای سیاسی و رسانهای، راه حل ریشهای و بلندمدت آغازششمين سال بحران درسوريه را استقرار فدرالیسم در این کشور می دانند. اما این پیشنهاد تا چه اندازه واقع بینانه، منطقی و قابل تحقق است؟ موافقان استقرار نظام فدرالی در سوریه معتقدند که پایان درگیریها در این کشور تنها در گرو تقسیم کشور به چند منطقه بر اساس حضور طوایف و قومیتهای اصلی در این کشور (به طور مثال: کردها، سنیها و علویها) و سپردن اختیارهای لازم به آنها برای اداره آن مناطق است.
«سرگئی ریابکوف» معاون وزیرامور خارجه روسیه نيزدراين خصوص اظهارکرد ه است که شاید یک دولت فدرال، دولت مناسبی برای حفظ وحدت و استقلال سوریه باشد. پیش فرض این استدلال این است که بحران سوریه بر مبنای نزاع طوایف و فرقههای موجود در این کشور است و با تقسیم سوریه بین طوایف و فرقهها میتوان آنها را راضی کرد و به خشونتها پایان داد. با نگاهی به واقعیتهای سوریه باید گفت یکی از نقاط ضعف این پیشنهاد در همین استدلال نهفته است. اگرچه نمی توان چشم براین مساله بست که بخشهایی ازجامعه سوریه مخالف عملکرد دولت این کشور هستند اما هیچ نشانه مشخصی که ریشه ومبنای این اعتراضها به طور کامل طایفه ای و فرقه ای باشد وجود ندارد. از طرف دیگر با افزایش دخالتهای منطقه ای و فرامنطقهای در سوریه ، وضعیت این کشور بیش تر از آنکه متاثرازعوامل و متغیرهای داخلی باشد ، زیرتاثیر متغیرهای خارجی است. به عنوان مثال ۲ گروه اصلی و قدرتمندی که در برابر دولت سوریه صفآرایی کردهاند ، داعش و جبهه النصره هستند که از اساس ریشه در خارج از سوریه دارند و حتی بخش عمده ای از بدنه نیروهای آنها نیز ملیتهای غیرسوری دارند.
بنابراین در شرایطی که بخش عمدهای از درگیریها ناشی از صحنهگردانی و بازیگری عوامل خارجی و غیرسوری است ، نمی توان به راحتی پیشنهادهایی چون فدرالیته شدن کشور را داد زیرا این طرح باید ناشی از خواست مردم این کشور و ملاحظات داخلی باشد. در بسیاری از کشورهایی که وضعیت فدرال دارند، از گذشتههای دور نوعی تمایل به اداره خودمختار در مناطق آن کشور وجود داشته است. پیشنهاد استقرار فدرالیسم در سوریه در حالی ارایه شده است که هیچ گاه چنین مطالبه ای در جامعه سوریه طی دهههای اخیر مطرح نشده است.
پنجشنبه : 9 / 2/ 1395- 20 رجب 1437- 28 آوريل 2016

