بی ثباتی ، ناامنی و بحران درخاورمیانه
اسدالله افشار
خاورمیانه، منطقهای بینالمللی بوده و خواهد بود و اغراق نیست اگر گفته شود که خاورمیانه نه فقط منطقهای بینالمللی، بلکه بینالمللیترین منطقه دنیاست. معنای این گزاره آن است که بازیگران فرامنطقهای، نسبت به خاورمیانه حسّاس بوده و به طرق مختلف از استعمار مستقیم گرفته تا مداخله نظامی، نقشآفرینی کردهاند. فراتر از این، خاورمیانه، شاقول و شاخصه سنجش سیستم جهانی در نگرش قدرتهای فرامنطقهای بوده است. زمانی که انگلیس ابرقدرت جهانی بود، بر خاورمیانه مسلط بود و در دوران جنگ سرد، رقابت سنگینی بین آمریکا و شوروی در این منطقه در جریان بود ولی کفه قدرت آمریکا، به طور نسبی بر شوروی میچربید. در حال حاضر در نگرش و رفتار قدرتهای فرامنطقهای نسبت به خاورمیانه، شاهد تحول و دگرگونی هستیم. آنچه در این نگرش به چشم میخورد، تنوع و دگرگونی از یک سو و تداوم و پیوستگی از سوی دیگر است. بازیگران فرامنطقه، هنوز خاورمیانه را در تداوم سیاستهای ریشهدار مینگرند. تمامی قدرتهای استعماری گذشته، در خاورمیانه حضور دارند و در پی حفظ و احیای نفوذ سنتی خود هستند.
داعش کنشگری خشن، با خشونت غیرقابل توصیف درخاورمیانه :
داعش در خاورمیانه معاصر، کنشگری است که داعیههای تاریخی داشته و در کنشگری خود، به لحاظ روش و ابزار مدرن و در مواردی از زاویه ادامة تصویر، رگههایی از عبور از مدرنیسم را نیز به نمایش میگذارد.این کنشگر، اما، با برجستهترین ویژگی خود یعنی خشونت شناخته میشود داعش کنشگری خشونتزاست. خشونت در ذات فکری داعش ریشه دارد. کلام و گفتار و رفتار و کردار داعش، سراسر مشحون از خشونت است. ولی آنچه بیش از همه اینها در شناخت کنشگری داعش در خاورمیانه معاصر مهم میباشد آن است که داعش به هر دلیلی که بوجود آمده باشد و توسط هر فرد، گروه، دولت، دستگاه اطلاعاتی و بازیگر منطقهای یا فرامنطقهای اداره شود، خاورمیانه را خشنتر، خونینتر و نظامیتر کرده است. نتیجه برآمدن داعش، افزودن برخشونت انباشته شده در این منطقه است. منطقهای که در سه دهه گذشته، شاهد انواع جنگها و کنشهای خشونتآمیز بوده است!
داعش به عنوان کنشگری خشن، با خشونت غیرقابل توصیف بر بخشهایی از خاورمیانه تسلط یافته است، اما این تسلط روندی پایان یافته نیست. پدیده مبارزه با داعش و ائتلاف موسوم به ائتلاف ضدداعش، بدون آنکه بتواند بساط این کنشگر خشن را برچیند، خود به افزایش خشونت دامن زده و خواهد زد. مبارزه با داعش، پدیدهای یک دست و یک رنگ نیست، مبارزه با داعش، در مواردی بهانهای برای مداخله و نقض حاکمیت کشورها شده است. آنچه که گروه مرسوم به ائتلاف ضد داعش به سرکردگی آمریکا انجام داده، مداخله در امور داخلی سوریه و تضعیف بیشتر آن دولت بوده است. اما همه این مداخلات به تولید خشونت بیشتر در خاورمیانه انجامیده است و هر چه هست داعش و گروههای شبیه آن، بازتاب شرایط نوینی در این منطقه است که دقت و تحلیل همه جانبهای را میطلبد.
خاورمیانه گرفتار انواع بحرانها و مشکلات :
امروز ناامنی و خشونت، بخشهای وسیعتری از خاورمیانه را فرا گرفته است؛ بهگونهای که انواع خشونت- که غالبا مردم را هدف قرار میدهد-در این منطقه به پدیدهای روزمره تبدیل شده است. در این منطقه، درحالیکه برخی دولتها و ارتشهای قدرتمند ، نابود یا تضعیف شدهاند، معدود قدرتها و کانونهای باثبات منطقهای نیز به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در منازعات و مخاصمات منطقهای درگیرشدهاند ؛ علاوهبرآن پای دیگر قدرتهای جهانی مانندآمریکا ،روسیه واروپا نیزبه نحوی به منازعات متنوع درخاورمیانه وآفریقا کشیده شده است؛ مداخلاتی که طبعا اوضاع را بدتر کرده است؛ هرچند اوضاع منطقه فعلا تا همین حد، غمانگیز و ناامیدکننده است ؛ ولی بدتر آنکه اغلب کارشناسان و صاحبنظران، برای خاورمیانه روزهای بدتری را پیشبینی میکنند!کارشناسان معتقدند ؛ در شرایطی که انباشت بحرانها و مشکلات باقیمانده از گذشته، سبب فروپاشی و اضمحلال دولتهای قدرتمند و باثباتی مانند لیبی، سوریه و عراق شد اکنون از این مسئله بیمناک هستندکه تشدید مشکلات، به دیگر کانونهای باثبات منطقه نیز سرایت کند ؛ زیرا واقعیت جهانِ سیاست ، شباهت زیادی به قوانین ظروف مرتبطه در فیزیک دارد و به عبارتی ، در سیاست بینالملل، مسائل به یکدیگر ربط دارند ؛ برای نمونه بعید نیست ناامنی و بیثباتی مصر در آینده ضریب امنیت ترکیه و سعودی را نیز به پایینتر از وضعیت فعلی برساند. قطعا محاصرهشدن ایران در میان کانونهای ناامنی به نفع امنیت، توسعه و پیشرفت کشورمان نیست ؛ بنابراین برای ما چاره دیگری جز کمک به حل مشکلات فعلی و پیشگیری از بروز بحرانهای تازهتر در منطقه و کاستن از تأثیرات نامطلوب تشدید ناامنیها بر منافع و امنیت ملی باقی نمانده است.
دوشنبه : 20 / 2/ 1395- 2شعبان 1437- 9 مه 2016

