تحریم‌ها ؛ ابزارحقوق بین‌الملل یا ناقض حقوق بین‌الملل‌            

 اسدالله افشار

ايران با مهارت تحريم ها رادورمي زند وراهبرد فعلي آمريكا درزمينه تحريم كارايي خود راازد ست داده ا ست . رهيافت كنوني ايالات متحده آمريكا درزمينه تحريم ها كه وابسته به توانايي و تمايل دولت در رديابي شركت هاي ايراني يا خارجي ا ست به تدريج كارايي خود را ا زد ست داده ا ست .شوراي روابط خارجي آمريكا به بررسي ريشه هاي مقاومت ايران مقابل فشارهاي غرب پرداخت ونوشت تحريم ها درتغييررفتارايران مؤثرنبوده اند.سايت رسمي شورا خارجي آمريكا در تحليلي نوشت: تحريم ها به تنهايي كافي نيستند و بايد مذاكرات سياسي وحتي تهديد نظامي چا شني آن شود. موفقيت آزمون تحريم ها به اين نيست كه چه قد ر مشكل براي حريف ايجاد مي كنند بلكه به اين است كه چه قدرتوانسته رفتار مقامات ايران راتغيير دهد.ايراني هادرچنين مواقعي اصراردارند كه ثابت كنند تحريم ها برآنان مؤثر نيست .

اين تحليل خاطرنشان مي كند: مقامات ايران از قبل خود را براي مقابله با «شمشير داموكلس» غرب آماده كرده بودند. آنها تصميم گرفته بودند فشارهاي اقتصادي را تحمل كنند.

غرب واروپا ، با زنده تحريم هاي نفتي عليه جمهوري ا سلامي ايران :

تحريم نفتي ايران سبب شده است تا رسانه هاي غربي به صورتي آشكار به نقد سياستها و رفتارها و مواضع سياستمداران خود در قبال جمهوري اسلامي ايران بپردازند.نگاهي به برخي از اين موضع گيري ها به خوبي نشان مي دهد كه غرب در قبال تهران چه تصميم غير عاقلانه اي اتخاذ كرده است . بازي مقامات سياسي اتحاديه اروپا درزمين ايالات متحده آمريكا تا كنون هزينه هاي سنگيني براي آنها در بر داشته است.بااين وجود غرب ازاين هزينه هاي سنگين عبرت نگرفته ودست به تحريم نفتي ايران زده است. اين بارنيزغرب با بازي درزمين ايالات متحده آمريكا شكست اقتصادي ديگري رابراي خود رقم خواهدزد. فراموش نكنيم كه اين شكست درحالي رقم مي خورد كه غرب خود در بحران مالي قراردارد .ايالات متحده آمريكا واتحاديه اروپا هردوازبحران اقتصادي رنج مي برند وبازي خطرناكي مانند تحريم نفتي ايران در چنين شرايطي براي آنها به شدت آسيب زا خواهد بود .

ا شاره ای به پیشینه تحریم‌های اقتصادی درجهان :

بیش ازدو هزارسال است کشورهاتلاش می‌کنندبرای تغییررفتارکشورهای دیگربه تحریم‌های اقتصادی متوسل شوند.در سال 432 قبل از میلاد، مقامات آتنی مانع دسترسی تاجران شهر مگارا (Megara) به بندر و بازار اصلی آتن شدند و این اولین تحریم در تاریخ است که به ثبت رسیده است. اما تحریم آتنی‌ها کارساز نیفتاد و نتیجه آن، جنگ پلوپونزی بود، جنگی که به دموکراسی نوپای یونان پایان داد.تقریباً دو هزار و پانصد سال پس از اولین تحریم تاریخ، اکنون بار دیگر بحث تحریم‌های اقتصادی، رایج و معمول شده است. آمریکا نیز همچون آتنی‌ها تلاش می‌کند برای جلوگیری از اعمال ناشایست کشورها به استفاده از تحریم روی بیاورد و در این راه تلاش می‌کند بسیاری از کشورها را به حمایت از تروریسم، تکثیر سلاح‌های هسته‌ای، نقش حقوق بشر و غیره متهم کند. اما بررسی‌ها نشان می‌دهند تحریم‌های آمریکا علیه کشورهای ایران، عراق، کوبا، لیبی، پاکستان، اوکراین و برخی کشورهای دیگر نیز همچون تحریم‌های آتنی‌ها، نه‌تنها رفتار کشورهای تحریم‌شده را تغییر نداده بلکه برخلاف انتظار آمریکا نتیجه عکس داده است.امروزه استفاده آمریکا ازتحریم‌های اقتصادی درمعرض انتقادات شدیدی قرار گرفته است.

تحریم‌ها ؛ا زمنظر منشور سا زمان ملل :

به‌رغم آن که منشور سازمان ملل متحد تحریم‌ها را ابزاری مؤثر و صلح‌آمیز برای تغییر رفتار رژیم‌ها توصیف کرده و آن را ابزاراجرای حقوق بین‌الملل اعلام کرده است، اما هیچ معیاری برای جلوگیری از ویرانی‌ها و مصیبت‌هایی که این تحریم‌ها به بارآورده‌اند ارائه نداده است.ازاین‌روگرچه تحریم‌ها ابزار حقوق بین‌الملل هستند، ولی خود، ناقض حقوق بین‌الملل‌اند. طوری که حتی دیده‌بان حقوق بشر، خود بارها اعمال تحریم‌ها و پیامدهای آن‌ها را [در مواردی همچون عراق، کوبا و غیره] نقض حقوق بشر اعلام کرده ا ست .

بسیاری از کشورهای عضو سازمان ملل، بارها قوانینی را برای تصمیم‌های شورای امنیت در خصوص اصلاح سیاست‌های تحریم پیشنهاد داده‌اند، اما آمریکا از این تلاش‌ها جلوگیری کرده است. این امر، دال بر آن است که این سیاست‌ها همواره با شکست روبرو بوده‌اند و نتوانسته‌اند اهداف سیاست خارجی کشورها را محقق سازند. چه بسا خود مقامات سازمان ملل متحد وحتی خود دولت ایالات متحده نیز به آن اعتراف کرده‌اند. با این حال، آمریکا همواره تلاش کرده است از این سیاست‌ها به منزله ابزاری سیاسی برای تحت فشار قرار دادن کشورها بهره جوید و در این میان، این مردم عادی بوده‌اند که دود این تحریم‌ها به چشمشان رفته است نه دولتمردان .

تحريم ها ؛ ازا شتباهات كشورهاي غربي : 

ايران به مرحله اي رسيده است كه مي تواند نيازهاي خود را تامين كند . ايران با استفاده ازذخاير نفتي خود درمقايسه با ديگركشورهاي درمحاصره اقتصادي قرارداشته،توانست وضع اقتصادي خود رابهتركرده وخودكفا شود.تحريم ها كه درمورد برنامه هسته اي ايران اجرا شد ، بازيكي ازاشتباهات كشورهاي غربي تحت رياست آمريكا به حساب مي آيد .اما بايد خاطرنشان كرد كه تحريم هايي كه عليه ايران،دربزرگ ترين مرحله بحران اقتصادي و مالي جهاني عملي شد، نه تنها به اقتصاد ايران بلكه به اقتصاد كشورهاي غربي كه سياست آنان ضد ايران بود، ضربه زد و در نهايت، آنان را با معضل و مشكل دچاركرد .

ازطرف ديگربه بهانه جاري كردن تحريم ها نسبت به ايران، اين امكان رافراهم كرد كه اين كشورذخايرنفتي رانگه داشته وپس ازمدتي با قيمتي گران تربه فروش بگذاردكه اين هم به رشد همه جانبه اقتصاد ايران مساعدت خواهد كرد .

جان کلا م :

آمريكايي ها واروپايي ها به روشني دريافته اند كه ديگرامكان حكومت برايران را ندارند ودراين كشورهرگز حكومت دوره پهلوي،ايجاد نخواهد شد، بنابراين به تحميل فعاليت هاي امپرياليستي خود براين كشورتلاش مي كنند واين هم خطاي استراتژيك آمريكا ست .تجربه مقاومت انقلاب اسلامي ثابت كرد كه اين عمل بيشتر به اتحّاد مسلمانان وافزايش احساس بدبيني نسبت به آمريكا وغرب مي انجامد . ادامه اين روند وآغازجنگ با ايران به تابوت امپرياليسم آخرين ضربه راخواهد زد.چنان كه يك ضرب المثل قدیمی مي گويد:« عدوشود سبب خيراگرخدا خواهد » . «

سه شنبه: 2۸آذر1391- ۴صفر1434- 1۸دسامبر2012

 

منابع :

1- وال استريت ژورنال،ايران با مهارت تحريم ها را دورمي زند(خبر ويژه)،کیهان : دوشنبه 16 مرداد 1391 - شماره 20275 .

 2- تحريم هاي بي ثمر، رسالت ، شنبه 14 مرداد 1391،  شماره 7906.

 3- تأثیرات تحریم‌های اقتصادی بر مسائل بین‌المللی، باشگاه اندیشه  ، ۲۳ آبان ۱۳۸۵  .



ارسال توسط افشار

۲۵آذر، "روز پژوهش "، بر همه پژوهشگران ايران اسلامي مبارك

ضرورت واهميت پژوهش وجایگاه آن درجامعه      

اسدالله افشار

اشاره :

پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، به منظورگسترش فرهنگ "پژوهش " درجامعه وارج نهادن به مقام شامخ"پژوهشگران"،۲۵آذرازسوي"شوراي فرهنگ عمومي"كشوربه نام"روزپژوهش"نام‌گذاري شد.وزارت "علوم، تحقيقات و فناوري " نيزازسال ۱۳۷۹چهارمين هفته آذرماه را به نام هفته پژوهش نام‌گذاري كرد.

علت نام‌گذاري چنين روزي اين است كه دراين روزمردم با اهميت پژوهش، نقش ، جايگاه وتاثيرآن در اداره سازمان ها، اداره كشور و جامعه و بهبود وضع زندگي و معيشتي شهروندان آشنايي بيش تري پيدا كنند واززاويه‌اي ديگردرجريان عملكرد موسسات ، سازمان‌ها ومجموعه‌هايي كه ماهيت وظايف شان،پژوهشي است قرارگيرند. اين روزهم چنين فرصتي است تا مردم ودوست داران علم وپژوهش با يك ديگربه تعامل بپردازند و مردم بيش تر در جريان فعاليت‌هاي پژوهشي انجام شده در بخش‌هاي مختلف كشور قرار گيرند.

اکنون این قلم به بهانه چنین روزی به برخی ازمباحث وموضوعات مطرح دراین خصوص ؛ نکاتی رامورد اشاره قرارخواهدداد :   

 

1- پژوهش چيست وپژوهشگرکيست؟

دردنياي امروزدانايي يکي ازمحورها وشاخص هاي اصلي پيشرفت وتعالي هرجامعه محسوب مي شود.  سنجش سطح دانايي به ميزان توليد و مصرف اطلاعات وگسترش دانايي به دسترسي سريع وآسان به منابع علمی موثق وابسته است.دانسته هاي ما ياازطريق مطالعه منابع اطلاعاتي موجودحاصل مي شوديا براساس پژوهش هايي که خود انجام مي دهيم به دست مي آيد. اگراين دانسته ها بر اساس نتايج پژوهش هاي قبلي باشددرواقع به مصرف اطلاعات پرداخته ايم واگرمبتني برمشاهدات و تحليل هاي جاري باشد تلاش ما به توليد اطلاعات منجرشده است. بنابراين،منبع اصلي توليد اطلاعات و دانش جديددرواقع حاصل فعاليت هاي پژوهشي است که انجام مي گيرد.پژوهش درهرموضوع، به هرشکلي ودرهرسطحي که انجام شودتلاشي منسجم ونظام مند درجهت توسعه دانش موجود درباره موضوع هايي است که باآن ها سروکار داريم.پژوهش کوششي است براي يافتن بهترين راه حل هاي ممکن در جهت حل مشکلات موجود درعرصه هاي مختلف زندگي .

همچنين،پژوهش فعاليتي منسجم براي رسيدن به شناختي روشن ترازمفاهيم پيرامون ماست.درمجموع پژوهش راهي براي گسترش مرزهاي دانش وگشودن افقهاي تازه براي آيندگان است.شخصي که به شيوه هاي گوناگون به انجام پژوهش ميپردازدپژوهشگر(محقق) ناميده مي شود. پژوهشگر فردي است که با استفاده از روش هاي علمي در صدد رسيدن به شناختي تازه ازمسائل ومفاهيم مختلف است.اوبا استفاده ازابزارهاي گوناگون به مشاهده دقيق تروعميق ترپديده هاي اطراف خود مي پردازد.پژوهشگربا نگاهي نقادانه وموشکافانه به پيرامون خودمي نگردوبراي رفع مشکلات جامعه وارائه بهترين راهکارهاي عملي اطلاعات موثقي را دراختيار متوليان امور قرار مي دهد.

 تعريف پژوهش ازمنظرديگر:

براي"پژوهش"،تعاريف متعددي بيان شده است.برخي آن را"مطالعه آگاهانه،برنامه ريزي شده و    روش مند به هنگام مواجهه با مساله‌اي پيچيده ومبهم به قصد ايجاد وضوح ورفع پيچيدگي وابهام ازآن مساله"، عنوان كرده اند.

"منوچهرآقايي"دركتاب "پژوهش"،درتعريف اين واژه نوشته است:تحقيق وپژوهش به مجموعه فعاليت‌هاي بديع،خلاق،نوآورانه،نظام يافته وبرنامه ريزي شده‌اي گفته مي‌شودكه به طوركلي باهدف و درجهت گسترش شناخت مرزهاي علمي وكاربرد اين دانش براي بهبود زندگي وبه طورخلاصه در جهت نوآوري وايجاد فرآورده ها، فرايندها، وسايل وابزار،نظام ها،خدمات وروش‌هاي جديدكه درنهايت منجر به رشد وتوسعه مي‌شود،صورت پذيرد.""علي دلاور"،استاد دانشگاه علامه طباطبايي ،پژوهش را "بحث و گفت وگو درزمينه فرايند عام درمعارف بشري"مي‌خواند.

آن چه درهمه تعاريف فوق مشترك است، سه ويژگي است كه عبارت است از:

فرايندي بودن پژوهش،نظم واستمراردرانجام فعاليت وهدف نهايي كه كشف حقيقت ياافزايش آگاهي است.ويژگي سوم به خوبي هدف غايي هرفعاليت پژوهشي وجهت آن را مشخص مي‌كند.پژوهش مي‌بايدباهدف"كشف حقيقت"صورت پذيرد ودرصورتي كه اين هدف تحقق نيابد،كارپژوهشي ابتر است .

تحقيق وپژوهش فرايندي وقت گيروزمان براست وبيش ازهرچيزنيازمندصبروشكيبايي مسوولان و پژوهشگران است.

در پژوهش معمولا نقاط ضعف وقوت موضوع يايك محصول بررسي مي‌شوديا كاركرد يك سازمان و نهاد مورد ارزيابي قرارمي‌گيرد وبر مبناي نتايج به دست آمده ازآن پژوهش، مي‌توان براي كارآيي بيشتر آن نهاد يا آن توليدات وموضوع‌ها برنامه ريزي كرد وراهكارارائه داد.

2- رويکرد پژوهشي چگونه رويکردي است؟

موفقيت وتوسعه پژوهش درهرجامعه نيازمند گسترش رويکرد پژوهشي(پژوهش مدار) درآن جامعه است. منظورازرويکرد پژوهشي نگاهي مبتني برپژوهش نسبت به موضوع هاي مختلف مي باشد.دراين نوع نگاه قبل ازاتخاذ هرتصميم مهم به يافته هاي پژوهش هاي قبلي که به موضوع تصميم گيري ارتباط دارد توجه مي شود. به بيان ديگر،دررويکرد پژوهش مدارازيافته هاي پژوهش هاي قبلي براي بهبود وضع موجود استفاده موثري به عمل مي آيد.کساني که در فعاليت هاي خود رويکردي پژوهشي دارند قبل از هرگونه تصميم گيري به مطالعه وضعيت موجود پرداخته وبا تجزيه وتحليل مشاهدات خود به بهترين راه حل ها مي انديشند. هم چنين،آنان تلاش مي کنند تااز نتايج آثارسايرپژوهشگران نيزبه نحو شايسته اي استفاده کنند. بنابراين،رويکرد پژوهشي به قشريا گروه خاصي محدود نشده و زماني منشاء اثرخواهد بود که درسطوح وامور مختلف جامعه تسري يافته باشد.

۳-  اهميت وضرورت پژوهش درچيست؟

نوع وسطح فعاليت هاي پژوهشي يکي ازشاخص هاي اصلي توسعه وپيشرفت محسوب مي شود. موفقيت درتمام فعاليت هاي مربوط به توسعه صنايع،کشاورزي،خدمات وغيره به نحوي به گسترش فعاليت هاي پژوهشي بستگي دارد. درواقع پژوهش يکي ازمحورهاي مهمي است که ضامن پيشرفت وتوسعه پايداردر هرکشور به شمار مي آيد. اگر پژوهشي صورت نگيرد دانش بشري افزايش نخواهد يافت و دچارسکون و رکود خواهد شد. بدون انجام پژوهش امورآموزشي نيز از پويايي ونشاط لازم نيزبرخوردار نخواهد بود. همه آن چه که به عنوان پيشرفت علوم دراعصار مختلف تاريخ مي شناسيم حاصل تلاش افرادي است که درکارخود رويکردي پژوهشي داشته اند وذهن پرسشگرشان همواره محرکي براي فعاليت هاي پژوهشي آنان بوده است.

 4- انواع اصلي و روش هاي معمول پژوهشي چيست؟

پژوهش هاي موجود را مي توان بر اساس معيارهاي متعددي دسته بندي کرد. مثلا براساس چگونگي به کار بستن نتايج پژوهش ها مي توان آن ها را به دودسته"کاربردي"و"بنيادي"تقسيم کرد. نتايج پژوهش هاي کاربردي درکوتاه مدت و براي رفع مشکلات موجود قابل استفاده است. به بيان ديگر پژوهش هاي کاربردي درحل مسائل جاري مفيد مي باشندوازاين روتحت عنوان"کاربردي"شناخته مي شوند. معمولا نيازبه انجام پژوهش هاي کاربردي زماني احساس مي شود که روش ها و اطلاعاتي که در اختيار داريم براي حل برخي از مشکلات موجود کافي نيست.درمقابل، پژوهش هاي بنيادي به توسعه و تعميق مباني علوم مختلف کمک کرده ودردراز مدت امکان گسترش مرزهاي دانش بشري را فراهم مي آورند. ممکن است يک پژوهش بنيادي در زماني که انجام مي شود کاربرد عيني و مشخصي نداشته باشد اما دردراز مدت مبنايي براي توسعه دانايي وانجام سايرپژوهش ها خواهد بود. علاوه بر اين تقسيم بندي، پژوهش ها را مي توان بر اساس حوزه موضوعي آن ها طبقه بندي کرد.مثلا،پژوهش هاي صنعتي، مذهبي، فرهنگي، کشاورزي، پزشکي وفني. هر يک ازاين حوزه ها روش ها  و اصول خاص خود را در انجام تحقيقات کاربردي وبنيادي دراختيار دارند که توسط پژوهشگران آن حوزه مورد استفاده قرار مي گيرد.

 5- فرايندپژوهش شامل چه مراحلي است؟

پژوهش دررشته هاي مختلف علمي به شيوه هاي گوناگون انجام مي شود ونمي توان يک روش مشخص که در همه شاخه هاي علوم کاربردداشته باشد معرفي کرد. با اين حال،اصولي کلي بر فرايند پژوهش در رشته هاي مختلف حاکم است که بيش ازآن که با هم متفاوت باشند به هم شبيه هستند.پژوهش به هر شکل ودرهررشته اي که انجام شود همواره تابع دستور العمل هاي مدون و منطقي است که پژوهشگران را در انجام کارشان ياري مي کنند. هم چنين، به کار بستن اين دستورالعمل ها آنان را قادر مي سازد که ضمن کسب اطمينان بيشتر نسبت به صحت نتايج کارشان نتايج وآثار سايرپژوهش ها را مورد ارزيابي قرار دهند.معمولا درگام اول همه پژوهش ها بايک ياچند پرسش آغازمي شوند.اين پرسش ها ذهن پژوهشگر را به خود مشغول کرده و او را به تلاش در جهت پاسخگويي به آن ها وا مي دارد.

درگام دوم، پژوهشگربه جستجو در منابع علمي زمينه موضوعي خود مي پردازد و با بررسي دقيق آن ها به تصوير روشن تري از ميزان دانش موجود در آن زمينه دست مي يابد،تصويري که مبتني بر گزارش هاي منتشرشده ساير پژوهشگران درآن زمينه است.به اين مرحله"مرورپيشينه پژوهش"مي گويند. اگر دراين مرحله منابعي براي پژوهشگر مفيد باشد و از آن ها به نحوي استفاده کند، ر گزارش تحقيق خود فهرستي کامل ازتمام منابع مورد استفاده رابه دقت ذکرمي کند.استناد به اين منابع ضمن آن که پيوندي بين پژوهش اوباپژوهش هاي قبلي نشان مي دهدبه پژوهش دردست انجام اعتبار بيشتري مي بخشد وارتباط هاي علمي ميان پژوهشگران را افزايش مي دهد.درمرحله سوم،پژوهشگر به گردآوري اطلاعات وداده هايي مي پردازد که مي تواند در آينده مبناي تحليل ها و تفسيرهايي قرار گيرد که در نهايت به يافتن پاسخ پرسش هاي اوليه منجرشود.اين بخش ازپژوهش که به مرحله گردآوري اطلاعات وداده معروف است مي تواند به شکل هاي کاملا مختلفي انجام شود.مثلا در پژوهش هاي معمول درحوزه هاي علوم انساني وعلوم اجتماعي مانند روانشناسي،علوم تربيتي وجامعه شناسي ازابزارهايي مانند پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده استفاده مي شود.درعلوم تجربي پژوهشگران دراين مرحله به انجام آزمايش هاي مختلفي مي پردازندوتاثيرعوامل مشخصي رادرزمينه کارخود مورد سنجش وآزمون دقيق قرارمي دهند.

درمرحله چهارم داده هاي گردآوري شده به روش هايي مختلف - مثل استفاده از مباني علم آمار - سازماندهي و خلاصه مي شوند. اين سازماندهي و خلاصه سازي به نحوي صورت مي پذيرد که امکان توصيف و مقايسه نتايج حاصل شده براي پژوهشگر فراهم مي شود. ترسيم نمودارها و جدول هاي مختلف از روش هاي معمول سازماندهي و خلاصه سازي داده ها به شمار مي آيد.

درمرحله پنجم پژوهشگرميتواندبراساس تحليل يافته هاي مراحل قبل به تفسيرروشني ازموضوع پژوهش پرداخته وپاسخي براي پرسش هاي اوليه خويش بيابد.

درآخرين گام، نتايج پژوهش انجام شده مي تواند به يکي ازروش هاي معمول درانتشارات علمي به صورت چاپي يا الکترونيکي منتشرشود. مثلا نتايج پژوهش ها ممکن است درقالب گزارش هاي مفصل يا مختصر تحقيقي، مقاله هاي علمي مجله ها،رسانه هاي گروهي،سايت هاي اينترنتي ياارائه درهمايش هاي تخصصي ملي يا بين المللي انتشاريابد. اين نتايج مي تواند درآينده مورد استفاده سايرپژوهشگران قرار گيردومبنايي براي انجام مطالعات بعدي باشد.اگرپژوهش ها از نوع کاربردي باشند نتايج به دست آمده دراختيار کساني قرارمي گيرد که مي توانند از آن نتايج براي حل مشکلات موجود استفاده کنند.

 6- ويژگي هاي يک پژوهشگرموفق چيست؟

يک پژوهشگرموفق نگاهي کنجکاووموشکافانه به پديده هاي اطراف خوددارد.اونسبت به آنچه در اطرافش مي گذردحساس است وذهني پوياوپرسشگردارد.ذهن پرسشگراوهمواره درجهت يافتن  پاسخ هاي تازه براي پرسش هاي موجود است. هم چنين،اوبراي انجام موفقيت آميز پژوهش خود، از روش هاي علمي وپذيرفته شده استفاده مي کند. علاو بر آن، يک پژوهشگرموفق ازمهارت لازم براي يافتن منابع اطلاعاتي مورد نيازش برخورداراست. اين منابع از محل هاي مختلف مثل کتابخانه ها، مراکز اطلاع رساني و شبکه هاي رايانه اي ملي و بين المللي به دست مي آيند. او به خوبي مي تواند در اين منابع به جستجو بپردازد و با مطالعه پيشينه پژوهشي موضوعي که در آن زمينه فعاليت مي کنند به درک روشني نسبت به گذشته آن موضوع دست يابد.پژوهشگران موفق به کارگروهي در طرح هاي پژوهشي بها مي دهند و تلاش مي کنند پژوهش خود را با همکاري يکديگرانجام دهند. هم چنين،آنان نتايج يافته هاي خودرابه نحوموثري منتشر ساخته ودراختيارساير محققان قرارمي دهند.آنان نسبت به توسعه مرزهاي دانش احساس مسئوليت کرده و لحظه اي از تلاش در جهت ارتقاء مهارت هاي علمي خويش باز نمي ايستند.

 7-کتابخا نه ها ومراکز اطلاع رساني چه اهميتي درتوسعه پژوهش دارند؟

کتابخانه ها و مراکزاطلاع رساني به عنوان مراکز اصلي گردآوري وسازماندهي منابع اطلاعاتي ابزار لازم رابراي پژوهشگران وتوسعه پژوهش فراهم مي کنند.ازآن جا که هيچ پژوهشي نمي تواند بدون برقراري پيوند با پيشينه پژوهشي در حوزه موضوعي خود موفق باشد، دسترسي به منابع اطلاعاتي روزآمد يکي از مهم ترين نيازهاي پژوهشگران است. همه پژوهشگران نيازمند آگاهي از فعاليت هايي هستند که قبلا در حوزه پژوهشي آنان اتفاق افتاده ويا درزمان حال درجريان است. اين آگاهي ازطريق دسترسي به منابع اطلاعاتي ميسر مي شود. معمولا يافته هاي ساير پژوهشگران ازطريق مجله هاي علمي،کتاب ها، سايت هاي اينترنتي وپايگاه هاي اطلاعاتي منتشرمي شود.کتابداران ومتخصصان اطلاع رساني متولي گردآوري و سازماندهي اين اطلاعات هستند و نتايج پژوهش هاي قبلي را دراختيار پژوهشگران قرار مي دهند .

 8- رابطه پژوهش وتوسعه کشورچيست؟

توسعه علمي،صنعتي وفرهنگي هر کشور بدون پرداختن به امرپژوهش با موفقيت چنداني همراه نخواهد بود.درواقع پژوهش موتور محرک پيشرفت وتوسعه محسوب مي شود.حتي اگرنشانه هايي ازتوسعه بدون پرداختن به مباني پژوهشي رخ دهد آن توسعه مستمر وپايدار نخواهد بود ونمي تواند مسيرمطمئني را طي کند. بنابراين،پژوهش مبناي توسعه است وتضميني براي استمرار توسعه به شمار مي آيد. هم چنين، به کاربستن نتايج پژوهش هاي انجام شده درهرزمينه به بهبودراهکارها وروش هاي معمول درزمينه هاي مورد نظر منجر مي شود .

 9- توسعه پژوهش درکشوربه چه عواملي بستگي دارد؟

عوامل متعددي درتوسعه پژوهش دخالت دارند که ذکر همه آن ها در اين مختصر نمي گنجد. با اين حال مي توان به اختصارعوامل توسعه پژوهش را به سه بخش عوامل سخت افزاري، عوامل نرم افزاري و نيروي انساني تقسيم نمود. منظور از عوامل سخت افزاري همه امکانات فيزيکي وزيرساخت هاي بنيادي است که امکان انجام پژوهش در حوزه هاي مختلف را براي پژوهشگران فراهم مي آورد. مثلا وجود ابزارهاي پژوهشي از قبيل دستگاه ها و آزمايشگاه هاي پيشرفته و امکانات شبکه اي و رايانه اي از جمله اين منابع سخت افزاري محسوب مي شوند. منظورازامکانات نرم افزاري جريان اطلاعات و دانش ميان پژوهشگران است که از طريق مجله ها و منابع علمي ديگر به صورت چاپي يا الکترونيکي صورت مي پذيرد. درنهايت، بخش سوم اين مجموعه نيروي انساني و پژوهشگراني است که با دانش و تلاش خود مي توانند امکانات سخت افزاري و نرم افزاري را به خدمت گرفته و طرح هاي پژوهشي گوناگون را تدوين واجراکنند.علاوه براين، توسعه آتي پژوهش درهرکشورمبتني برگسترش رويکرد پژوهش مداردر آموزش آن کشور است که ازسطح آموزش ابتدايي شروع شده وتا پايان تحصيلات دانشگاهي استمرار مي يابد .

10- رويکردپژوهش مداردرآموزش رسمي چه اهميتي دارد؟

منظورازرويکرد پژوهش مداردرآموزش آن است که درتمام سطوح ومقاطع آموزشي شيوه هاي تدريس به گونه اي باشد که دانش آموزان به مطالعه کتاب هاي درسي اکتفا نکرده و خود با بررسي منابع موجود درموضوع هاي درسي به گسترش دانش خويش بپردازند. در رويکرد پژوهش مدار دانش آموزان چگونه آموختن را مي آموزند  و قادر خواهند بود که به شيوه اي علمي دانش خود را توسعه بخشند.

توسعه پايداروهمه جانبه درهرکشوري به نحو قابل توجهي درگروگسترش کمي وکيفي فعاليت هاي پژوهشي آن کشور است.اگر نگاهي دراز مدت به امر پژوهش داشته باشيم، شايد مهم ترازانجام پژوهش درزمينه هاي مختلف گسترش رويکرد پژوهش مداردرآموزش مقاطع مختلف تحصيلي باشد.دانش آموزان امروز پژوهشگران فردا هستند که با تلاش خود مي توانند به گسترش مرزهاي دانش بپردازند. آموزش موثرروش هاي بهينه پژوهش ضامن موفقيت پژوهش هاي آتي خواهد بود.بديهي است که گسترش پژوهش درگرو تعامل سازنده تمام بخش هاي آموزشي وپژوهشي کشور مي باشد وهيچ يک از سازمان ها به تنهايي نمي توانند به بهبود وضع پژوهش درکشور کمک کنند. بنابراين،پيشرفت دراين زمينه نيازمند عزمي ملي دراين خصوص وتوجه به جايگاه پژوهش درزمينه هاي مختلف است.

11- نقش پژوهش درتصميم‌گيري هاي كلان

يكي ازعوامل اساسي پيشرفت دركشورهاي توسعه يافته،توجه خاص به امرپژوهش است.اصولاهرنوع پيشرفت وتوسعه ارتباط مستقيمي باتحقيقات علمي داردورشدوتوسعه كشورهاي پيشرفته درنتيجه سرمايه‌گذاري دربخش پژوهش است.حجم وسيع پژوهش‌هاي علمي دركشورهاي توسعه يافته صنعتي گوياي اين واقعيت است .

كشورهاي پيشرفته صنعتي بخش قابل توجهي ازتوليد ناخالص ملي را به سرمايه گذاري در امور پژوهشي و تحقيقاتي اختصاص داده اند. به گفته كارشناسان،اين رقم براي كشورهاي صنعتي ۵درصد است،حال آن كه درايران اين رقم حدود نيم درصد است.

پژوهش مي‌تواندجلوي بسياري از دوباره كاري ها،اتلاف وقت وبودجه را بگيرد.هرقدرموضوعي    بزرك تروبا اهميت ترباشدنيازبه پژوهش براي تصميم‌گيري درباره اجراي آن بيشتراست.اين كار،ريسك تصميم و اجرا را به حداقل مي‌رساند. براي برنامه ريزي بلند مدت نيزنياز به تحقيقات بيشتراست.در صورتي كه برنامه ريزي فاقد پشتوانه تحقيقاتي باشدوبه طور همه جانبه پيش ازآغازمورد بررسي قرار نگرفته باشد،به يقين دراجراوعملياتي شدن با مشكل روبه روخواهد شد. ازاين رو مي‌توان گفت پژوهش به ويژه درتصميم‌گيري هاي كلان نقش عمده‌اي دارد. ازهمين روست كه بسياري،پژوهش را"حلقه مفقوده توسعه"يا "سنك زير بناي توسعه" مي‌نامند.

به گفته "جعفر حبيب اللهي " محقق ومدرس دانشگاه علوم پزشكي،"رشدعلم محصول كارهاي پژوهشي است وكميت وكيفيت تحقيقات علمي وپژوهشي درهرجامعه‌اي زمينه سازتوسعه وپيشرفت آن جامعه است ."

به گفته "منوچهر فرهنك"،پژوهشگرواقتصاددان،"اين پژوهش است كه تمدن بشري راايجادكرد و دايره نفوذ انسان رادركاينات گسترش داد. اگر انسان امروز قادر به رفتن به فضاست ، اين موفقيت حاصل چيزي جزپژوهش نيست.پژوهش مهم‌ترين راه كشف ورفع مشكلات كشور است."

12- پژوهش، گام اول جهت حمايت ازتوليد ملي

بيش ازيک دهه است که مقام معظم رهبري بادرايت ونکته سنجي خاص خود،براي هرسال نامي ويژه انتخاب مي‌كنندکه اين نامگذاري‌ها،جهت حرکت مسئولين وفعالان سطوح مختلف کشورازجمله بخش‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي رامشخص مي‌كند. درهمين خصوص سال 1391 به عنوان سال «توليد ملي با حمايت از کار و سرمايه ايراني» نامگذاري شد. عنواني که در يک نگاه ژرف، مي‌تواند موجبات شکوفايي هرچه بيشتر اقتصاد کشور را فراهم سازد. ‏به مانند هرسال، اكنون هم، به منظور تحقق شعار تعيين شده، ابتدامي‌بايست الزامات اوليه فرايند پيش روراسنجيده وسپس درپي اجرايي كردن اهداف خود باشيم. به نظر مي‌رسد در زمينه تقويت و بهبود توليد ملي،(با يك ديد وسيع كه با دورنمايي بزرگ نظيرصادرات گسترده محصولات ايراني شكل مي‌گيرد)پژوهش، اقدام نخست است. ‏

امروزه ضرورت واهميت پژوهش بر هيچ كس پوشيده نيست. تا چند دهه پيش، پژوهش و روش‌هاي آن به عنوان يك گرايش دررشته‌هاي تحصيلي مختلف مورد توجه پژوهشگران و انديشمندان بود و آنان كه شيفته پژوهش به معناي كشف حقايق و ارائه دانش نو بودند،دردانشگاه‌هاي معتبرجهان اين گرايش را فراگرفتند.با پيشرفت روزافزون اين علم در دهه‌هاي اخير، روش‌هاي پژوهش پيشين پاسخگوي نيازهاي فرهيختگان نبود. لذا روش‌هاي پژوهش به يك رشته علمي با تعريف خاص خودنمايي كردند ودنياي پژوهش زيبايي‌هاي خود را هرچه بيشتر نمايان كرد.

همانگونه كه مي‌دانيم پژوهش،فعاليتي است دقيق،منظم ومنطقي براي كشف حقايق،دست يابي به    دانش نو،حل مسائل و تصميم گيري‌هاي درست. با الگو قراردادن اين تعريف و همچنين نگرش جامع به دستاوردهاي بزرگ كشورهاي توسعه يافته كه نشان‌دهنده انجام كار پژوهشي در آغاز هر فعاليتي است، اهميت و لزوم اقدام پژوهشگران صحنه اجرايي كشور، در سالجاري نمود پيدا مي‌كند. البته اين تعريف و ضرورت‌هاي مربوط به آن سالهاست كه مورد توجه همه اهالي علم وانديشه قرار دارد.اما اكنون كه سال 1391 به عنوان سال توليد ملي نام گرفته،بايد بيش از پيش به اين نكته توجه داشت كه هيچ گونه اقدامي در خصوص توليد ملي در هيچ كجاي كشور نبايد صورت پذيرد مگرآنكه فرآيند تصميم سازي آن در يك عمليات پژوهشي شكل گرفته باشد.‏

‏ با نگاهي به سابقه پژوهش وكار پژوهشي درايران، خواهيم دانست كه كشورمان دراين حوزه، جايگاه مناسبي ندارد. توجه به آمارتعداد محققان كشور،سهم بودجه درنظرگرفته شده براي پژوهش،تعداد مراكز تحقيقاتي و... درمقايسه با كشورهاي توسعه‌يافته، نشان از لزوم تدبير هرچه بيشتر مسئولان در اين خصوص را دارد.

متاسفانه درايران، فرهنگ پژوهش برخلاف فرهنگ آموزش،گسترش نيافته ونهادينه نشده است.ليكن فارغ از اين نقاط ضعف در زمينه مسائل پژوهشي، آنچه در اين بحث حائز اهميت است، استفاده مفيد و موثر از ظرفيت‌هاي موجود تحقيقاتي كشور به منظور انجام اقدامات مدبرانه در خصوص بهبود توليد ملي در كشور است. اگر يك توليد‌كننده خرد يا كلان، در آغاز يا ادامه فرآيند توليد خود، از همين ظرفيت‌هاي پژوهشي موجود استفاده كرده و تصميمات خود را بر پايه نتايج حاصل از كارهاي پژوهشي قرار دهد، اگر مسئولان حوزه اعتباري بانك‌ها، پيش از اعطاي تسهيلات به توليدكنندگان، هدايت منابع مالي خود را منوط به نتايج كار پژوهشگران در پايش و ارزيابي مستمر صنايع و توليدات مرتبط با آن بانك كنند، اگر مسئولان وزارتخانه‌هاي «جهاد كشاورزي»،«صنعت،معدن وتجارت»،«كار و امور اجتماعي» تصميمات مربوط به نحوه بكارگيري عوامل توليد موجود(كار، سرمايه و...) رامبتني برعمليات پژوهشي اتخاذ كنند، آنگاه با فرض تامين سايرالزامات مربوط به ارتقاء توليد ملي، نتايج مطلوبي حاصل خواهد شد و لذا توليد ملي،اهداف والاي خود را لمس خواهد كرد. ‏

 

 چهارشنبه : ۲۲/۹/۱۳۹۱- ۲۷محرم الحرام۱۴۳۴- ۱۲دسامبر۲۰۱۲

منابع :

 1- پژوهش،گام نخست حمايت ازتوليدملي،عليرضاغفاري،كارشناس اقتصاد،اطلاعات،چهارشنبه23 فروردين1391، شماره 25285.

2- تصور ما از پژوهش ، دکتر احد فرامرز قراملکي ، روزنامه رسالت، 21/3/86، صفحه 18 ، شماره 6168 .

 

 



ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۳۹۱/۰۹/۲۰

بحران سوریه و راه حل آن                    

اسدالله افشار

مردم سوريه كشور خود را در بحراني مي‌بينند كه حاصلي جز مرگ و ويراني ندارد. نزديك به دو سال است كه اين بحران را آمريكا وشركاي اروپايي اودرسوريه كليد زده‌اند و مثلثي از سه كشور قطر، عربستان و تركيه را با خود همراه كرده‌اند .

بحران سوريه يك واقعيت تلخ و آشكاررا نشان مي‌دهد وآن مسلمان‌كشي، ويراني وآوارگي خانواده‌ها در يك كشور اسلامي ازسوي آمريكا واسرائيل ا ست.مردم سوريه چشم به موج بحراني همراه با وحشت وهراس ازآينده دارند . شايد بتوان گفت بحران سوريه يکي ازاساسي‌ترين مشکلات شوراي امنيت وجامعه جهاني در سال2012 بوده است واگرآن را سنجه کارايي آن شورا در2012 قرار دهيم، شوراي امنيت سازمان ملل درانجام وظايف محول باشکست مواجه گشته است. بحران سوريه ظرفيت امتداد وگسترش به نقاطي خارج ازمرزهاي اين كشوررادارد.خطري كه دامنه جنگ راگسترش خواهد داد وسراسرمنطقه خاورميانه راوارد مرحله جديدي ازتقابل نظامي وسيا سي خوا هد سا خت . وباید نگران این مسئله باشیم که؛ بحران سوريه نقطه عطف بسياري ازبحران‌هاي جديددرحوزه خاورميانه وخليج‌فارس خواهد شد .

سوريه دچار بحراني ا ست كه لحظه به لحظه مرگ و ويراني مي‌آورد. تنها رژيمي كه مي‌خواهد بحران مرگ وويراني درسوريه همچنان امتداد داشته باشد،آمریکاورژيم صهيونيستي است. رژيم اسرائيل منافع خود را درفرسايشي شدن اين جنگ ومرگ جوانان سوريه ونابودي كشورسوريه جستجومي‌كند. هرگونه تلاش براي پايان بخشيدن به بحران سوريه و يافتن مسيري براي ايجاد آتش‌بس و حل سياسي بحران، با منافع آمریکاورژيم صهيونيستي درتضاداست.محصول فرسايشي شدن بحران سوريه، مرگ وويراني است كه كشوري مسلمان و درخط مقدم مقاومت عليه حاكميت صهيونيست‌ها ، گرفتارآن شده است .

بحران سوريه چشم‌اندازنويني براي رصد حوادث جهاني فراهم ساخته است وما شاهد اوج گيري دوباره نوعي بازي قدرت جهاني درفراسوي چارچوب سازمان ملل هستيم، مطمئنا بحران سياسي سوريه اگرآنچنان که امروزنمايان است ادامه يابد، تنها درخارج ازمرزهاي سيا سي شوراي امنيت قابل حل وفصل است. نفوذ القاعده، مسئله اقليتها، نبود آلترناتيو، مناسب نوع کنش خارجي وغيره همچنان مشکلات بي پاسخ اين بحران هستند، بحران سوريه شايد اولين صحنه ازنوعي قدرت نمائي نوين درجهان پساآمريکايي است؛اين اولين شفق ا ست وبراي روشن شدن کامل صحنه به زمان بيشتري نيازخواهد بود .

تحليلگران سياسي معتقدند اگرچه سوريه ازمشكلات عديده زيرساختي وگاه جدي درحوزه هاي سياسي، اجتماعي واقتصادي رنج مي برد، اما ناآرامي هاي اين كشورازجنس وجوهره خيزش هاي مردمي وبيداري اسلامي نيست،بلكه تابعي ازرقابت هاي راهبردي وژئوپلتيكي منطقه اي وهم چنين متأثرازمعادلات بين المللي است كه هدفي جزتضعيف مقاومت ا سلامي ومهارايران را د نبال نمي كند .

حكام مرتجع عرب دچارانحطاط فكري واخلاقي :

بدون شك علاوه براستكبار جهاني وصهيونيسم، كشورهاي مرتجع عربي مانند عربستان ضربه زدن به مقاومت و دررأس آن حزب الله مدنظردارند ودراين مورد ازهيچ تلاشي فروگذارنيستند، اين موضوع را«سعود الفيصل» وزيرخارجه سعودي وبرادر پادشاه عربستان درجريان استقبال از«سعد حريري» دررياض به طور علني عنوان كرد. دراين چارچوب است كه آل سعود، بحران آفريني و خونريزي در منطقه و به خصوص سوريه را دنبال مي كند. رژيم آل سعود در كنار رژيم آل ثاني با استفاده ازتجربيات آمريكا در جريان اشغال عراق، اقدام به تزريق دلارهاي نفتي به گروه هاي تكفيري و شركت هاي مزدورمانند «بلك واتر» براي بحران آفريني در سوريه كرده است. اين موضوع نشان مي دهد كه تاچه حد حكام مرتجع عرب دچار انحطاط فكري واخلاقي براي پيشبرد افراد منحط خود شده ا ند ودرراستاي منافع استكباربرضد ملت هاي خاورميانه د ست به كار  شده ا ند .

ادامه درگیری هادرسوریه تنهابه سود غرب واسرائیل :

بدون تردید ادامه درگیری ها درسوریه تنها به سود غرب واسرائیل خواهد بود وبه نابودی زیرساخت ها می انجامد . شرایط آینده منطقه ای نیزاینگونه نخواهد بود که گروههای شورشی با این آسودگی به اقدامات خود ادامه دهند.تنهاراه بازگشت به گفتگوبراساس اراده مردم سوریه است نه دخالت های خارجی . کشورهای غربی وعربی نیز باید به حمایت های خود ا ز مخالفان پایان دهند.

آنچه در سوریه روی داده ومی دهد یک درگیری میان مخالفان سوریه و دولت نیست بلکه میان گروههای خارجی و برخی از شهروندان سوری با دولت است . گروههایی که ازکشورهای عربی، لیبی،لبنان و افغانستان به این کشور آمده اند. ما نباید این گروهها را نماینده مردم سوریه بدانیم. آنان هیچ سنخیتی با جامعه سوری ندارند .

راه حل بحران سوريه :

براي حل بحران سوريه، پذيرش روش دمكراتيك و احترام به آراء مردم در سوريه است. جمهوري اسلامي ايران ازآغا زاين بحران ديدگاه خود رابردواصل استواركرد:اجتناب ازجنگ وپذيرش آراء مردم با برگزاري انتخاباتي آزاد و سالم. نشست تهران كه درآن بيش ازدويست نفر از شخصيت‌هاي سياسي، مذهبي و طايفه‌اي سوريه شركت داشتند بارديگرتأكيد براين دواصل را براي حل بحران سوريه نشان داد. محوراصلي طرح ايران توقف خشونت وكشتار،برقراري آتش‌بس وآغاز گفتگوي فراگير ملي وفراهم ساختن زمينه برگزاري انتخابات آزاد بود .

مروری برمحورهاي مهم پيشنهادات ارا ئه شده درنشست تهران :

تأكيد بر حل اختلاف از طريق غير نظامي و به شکل مسالمت‌آمیز؛

تأکید برآغازهرچه سریع‌ترگفت‌وگوی فراملی بامشارکت نمایندگان اقشارمختلف مردم مانند رهبران مذهبی،احزاب سیاسی واجتماعی،‌نمایندگان قومیت‌ها ومعارضه؛  

کمک به حل مشکلات اقتصادی سوریه در مقابله با تحریم‌های ناعادلانه اعمال شده ؛

ارسال کمک‌های بشردوستانه به این کشور از طريق کشورها، سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای ؛  

تشكيل کمیته‌ای که در آن نمایندگان دولت سوریه و مخالفان حضور داشته باشند و برای گام‌های آینده این کشور گفت‌وگو کنند و در سیر طبیعی با حضور و مشارکت مردم گفت‌وگوها دنبال شود .

 

 دوشنبه : ۲۰/9/1391- 2۵محرم الحرام1434- ۱۰دسامبر2012



ارسال توسط افشار

امنیت،اسا سی‌ترین‌ نیازبشر                              

اسدالله افشار

 امنیت با بشرزاده شده است ودرتاریخ، ما جامعه ای را سراغ نداریم که دیرزمانی فارغ از دغدغه و معضلات امنیتی، روزگاری را سپری کرده باشد. امنیت با توجه به تعریف کلی آن «برخورداری ازآسودگی وآرامش کامل و دوری ازهرگونه خطر و دغدغه» مفهومی عمیق و گسترده دارد و معانی و مفاهیم متعددی را در اذهان تداعی می کند. بعضی امنیت اجتماعی را حفظ جان، مال، ناموس و آبروی مردم و تأمین آرامش روحی وروانی آنها تلقی می کنند. تصور برخی دیگرازاین واژه اقتدار حاکمان و دولتمردان وحفظ پایه های قدرت آنان بر امور جامعه است و عده ای امنیت را در گسترش آزادیها و مشارکت مردم و بروز و ظهور نهادهای مدنی جستجو می کنند. با این نگرشها می توان دریافت که مفهوم امنیت اجتماعی مانند هر موضوعی با توجه به قرارداردهای اجتماعی تغییر یافته و به اشکال گوناگون مطرح می شود. برهمین منوال امنیت نیز به حسب جامعه مدرن سطوح و وجوه گوناگونی پیدا نموده است و به عبارتی دیگر، جامعه مدرن نیازمند امنیت مدرن شده است که آن را در سایه امنیت اجتماعی تعریف و تحقق بخشیده است.

امنيت درمفهوم عيني و ذهني آن :

تأثيرگذاري امنيت بر همه شاخه هاي توسعه و حيات انسان، به آن نقش بنيادين داده و همه فيلسوفان سياسي گذشته و حال را به تأمل درآن واداشته است. فيلسوفاني كه دغدغه عدالت داشته اند آن را شرط ضروري عدالت دانسته اند و كساني كه به رفاه مي انديشيده اند آن را عامل اصلي آسايش شمرده اند و آنان كه بر توسعه اي سياسي يا اقتصادي تكيه كرده اند، امنيت را عامل ونيزحاصل آن تلقي كرده اند؛ و همه كساني كه براي حاكميت ارزش هاي معنوي تلاش دارند، آن را مقدمه اين واجب مي دانند.

امنيت ازنيازهاي نخست و خواسته هاي به حق جامعه بشري به حساب مي آيد، چراكه در سايه امنيت، شكوفايي استعداد، خلاقيت ها و رشد و بالندگي تمدن ها، محقق مي شود و در فقدان آن تمدن ها به زوال مي گرايد.امنيت از مقوله هايي است كه در عين سادگي، رواني و روشني كه به ذهن مي رسد، اختلاف آراء و انظار در آن به روشني مشهود است. واژه اي كه ثبات و استقراري نداشته و هر فرد و گروه براي رسيدن به اهداف خويش از آن تعريف و تفسير خاصي را ارايه مي دهند تا منافع مورد نظر خويش را در وراي تعريف پيشنهادي حفظ كرده و به دست آورند.

برخي از دانشمندان امنيت را به صورت وسيع و دربرگيرنده اي به كار برده اند كه شامل صلح، آزادي، اعتماد، سلامتي مي باشد و به شرايط ديگري اشاره مي كند كه فرد ويا گروهي از مردم احساس آزادي از نگراني، ترس، خطر و تهديدات ناشي از داخل و خارج را داشته باشند.

برخي ديگر آن را حفاظت از شيوه زندگي پذيرفته شده مردم دانسته كه با نيازها و آرمان هاي مشروع مردم سازگار مي باشد. امنيت شامل فارغ بودن ازحمله نظامي با فشار، آزادي ازانهدام داخلي و رهايي از زوال ارزش هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي است كه براي نحوه زندگي اساسي است.

به تعبير ديگر امنيت در يك مفهوم عيني به فقدان تهديدها نسبت به ارزش هاي اكتسابي اطلاق مي شود و در يك مفهوم ذهني، براساس فقدان دلهره ونگراني از به مخاطره افتادن ارزش ها وتوانمندي هاي لازم اطلاق مي شود.دررهيافت نوين براي امنيت ويژگي ها وشاخصه هايي راذكركرده اند كه دربرگيرندگي خاصي دارد. اين شاخصه ها رامي توان دركتاب هاي مربوطه يا فت.

 ارزش واهميت امنيت :                                                

در ارزش و اهميت امنيت همين بس که يکي از ويژگي هاي بهشت و مدينه فاضله، وجود امنيت است؛ زيرا چنان که روشن خواهد شد، فقدان امنيت به گونه اي است که هر تلاش انساني را با شکست مواجه خواهد ساخت و آدمي گاه به جايي مي رسد که دست از هر گونه تلاش مي شويد؛ زيرا بدون وجود امنيت همه جانبه زندگي دوزخي است که قابل تحمل نخواهد بود. خداوند مي فرمايد که در بهشت ، مومنان در امنيت مي باشند از اين رو نه اندوه و حزني بر گذشته خويش و نه ترس و خوفي از آينده خود خواهند داشت.

در دنيا نيز قرآن به امنيت و ارزش آن در زندگي بشر اشاره کرده و مي فرمايد که يکي از خواسته هاي اساسي بلکه نخستين درخواست حضرت ابراهيم هنگام بازسازي و يا بنيان گذاري کعبه و شهر مکه، ايجاد امنيت براي اين شهر نوساز است: و اذ قال رب اجعل هذا بلدا آمنا؛ و هنگامي که ابراهيم گفت: پروردگارا! اين شهر را شهري امن قرار ده!(بقره آيه 126)

در داستان ورود خاندان يوسف به مصر، آن حضرت به پدر و برادارنش به عنوان يک جمله دعايي و اميد به آينده به تنها مساله مهمي که اشاره مي کند مساله امنيت ايشان در اين شهر است که شامل امنيت جاني و مالي و اخلاقي و روحي و رواني خواهد بود. خداوند در آيه 99 سوره يوسف اين درخواست حضرت يوسف براي ورود و طرح مساله امنيت را اين گونه گزارش مي کند: فلما دخلوا علي يوسف آوي اليه ابويه و قال ادخلوا مصر ان شاء الله آمنين؛ پس هنگامي که آنان بر يوسف وارد شدند، يوسف پدر و مادرش را در کنف حمايت خويش گرفت و گفت: وارد مصر شويد اگر خدا بخواهد شما در امنيت در آن به سر مي بريد.

دراين جا نيز نخستين خواسته و مساله براي گروهي تازه وارد به يک مساله امنيت است. از اين رو اگر کسي در شهر خويش احساس امنيت نکند از آن جا مهاجرت مي کند و يا اگر در شهري امنيت نباشد هرگز وارد آن نشده و بدان جا کوچ نمي کند.

خداوند در بيان نعمت هايي که به مردم قريش داده به مساله امنيت اشاره کرد و مي فرمايد: الذي اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف؛ خداوندي که ايشان را از گرسنگي سير گرداند و از ترس و خوف به امنيت رساند.(قريش آيه 4)

يا درباره نعمت هايي که به مردم سبا و يا بني اسرائيل داده بود از مساله امنيت جاني و مالي و غذايي ايشان ياد مي کند(سبا آيه 15 و 18 نور آيه 55 و قصص آيه 57) و در باره شهر فاضله و نمونه اي که مي بايست آن را نمونه شهرهاي برتر و جامعه نمونه دانست مي فرمايد: و ضرب الله مثلا قريه کانت آمنه مطمئنه ياتيها رزقها رغدا من کل مکان ؛ و خداوند براي شهرهاي نمونه به آباديي مثال مي زند که آبادي در امنيت و آرامشي است که روزي آن به فراواني از هر سوي بر ايشان مي آيد.(نحل آيه 112)

اين ها نمونه هايي است که قرآن به مساله امنيت و ارزش و جايگاه آن اشاره مي کند.

‌‌مفهوم‌ امنیت‌ :

«امنیت، اساسی‌ترین‌ نیاز بشر است‌ و تأمین‌ آن‌ نخستین‌ وظیفه‌ حکومتهاست.» تصدیق‌ این‌ گزاره، نیازی‌ به‌ تأمل‌ و مجادله‌ ندارد و در ادبیات‌ سیاسی‌ و جامعه‌شناختی‌ معاصر، از بدیهی‌ترین‌ اصول‌ شناخته‌ می‌شود. البته‌ بدیهی‌ بودن‌ یک‌ مفهوم، ملازمه‌ای‌ با اتفاق‌ نظر در همه‌ جوانب‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ندارد و اهمیت‌ این‌ مفهوم‌ با تعریف‌ مورد اجماع‌ از آن‌ پیوند نخورده‌ است»،حتی‌ به‌ تعبیر «باری‌ بوزان» باید آن‌ را یک‌ «مفهوم‌ توسعه‌ نیافته» نامید که‌ «با تعریف‌ ساده‌ در ضدیت‌ است».

در پیچیدگی‌ و ابهام‌ مفهوم‌ «امنیت» البته‌ یک‌ دلیل‌ خارجی‌ نیز دخالت‌ دارد و آن‌ تمایل‌ صاحبان‌ قدرت‌ به‌ مبهم‌ و قابل‌ تفسیر ماندن‌ این‌ مقوله‌ است‌ تا بتواند جهت‌ توجیه‌ اعمال‌ خلاف‌ قاعده، مورد استفاده‌ قرار گیرد. از این‌ روست‌ که‌ سیاستگذاران‌ از آنکه‌ این‌ مفهوم‌ را مبهم‌ و نامشخص‌ نگه‌ دارند، خوشحال‌ هستند، چرا که‌ در حمایت‌ از اهداف‌ متنوع، بهتر می‌توان‌ بدان‌ تمسک‌ جست.

اینک‌ ما تعریف‌ متداول‌ در فرهنگ‌ سیاسی‌ کنونی‌ را قابل‌ قبول، تلقی‌ می‌کنیم‌ که‌ «فقدان‌ تهدید»، عنصر اساسی‌ آن‌ است‌ و چون‌ آرزویی‌ دست‌ نایافتنی‌ است، «به‌ حد‌اقل‌ رساندنِ» تهدیدهای‌ اجتماعی‌ را مفهوم‌ اصلی‌ «امنیت» دانسته‌اند که‌ به‌ نسبی‌ بودن‌ مقوله‌ امنیت‌ و از سوی‌ دیگر چند وجهی‌ بودن‌ آن‌ اشاره‌ دارد. همچنین‌ از آنجا که‌ گاه‌ ثبات‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ و گاه‌ آرامش‌ فکری‌ روانی‌ مورد مخاطره‌ قرار می‌گیرد، امنیت‌ فرهنگی‌ نیز به‌ موازات‌ امنیت‌ اجتماعی‌ و بلکه‌ بیش‌ از آن‌ باید در نظر گرفته‌ شود.

«فقدان‌ یا کاهش‌ تهدید» یعنی‌ عامل‌ عینی‌ نیز آنگاه‌ موثر است‌ که‌ وجود آن‌ «احساس» شود چرا که‌ تصور ناامنی، خود ناامن‌ترین‌ شرایط‌ را در پی‌ داشته‌ و بدین‌ ترتیب‌ حتی‌ در صورت‌ فقدان‌ تهدید هم‌ امنیت‌ محقق‌ نخواهد شد و لذا تعریف‌ امنیت، آمیزه‌ای‌ از وضعیت‌ فیزیکی‌ و حالت‌ فکری‌ است. برای‌ نمونه، طبق‌ نظر ولفرز ، «امنیت‌ در معنای‌ عینی، «فقدان‌ تهدیدِ» ارزشهای‌ کسب‌ شده‌ را مشخص‌ کرده‌ و در معنای‌ ذهنی، فقدان‌ ترس‌ و وحشت‌ از حمله‌ علیه‌ ارزشها را معین‌ می‌کند.»

ابعاد،گستره وسطوح امنیت :

امنیت یکی از عناصر بنیادی بعد سیاسی نظم اجتماعی محسوب می گردد که دارای ابعاد متنوعی شامل ذهنی و عینی، داخلی و خارجی، فردی و جمعی می باشد و از لحاظ گستره نیز شامل حیطه های ملی، منطقه ای و جهانی است، از جنبه سطح به سطوح خرد و کلان تقسیم می شود. هریک از این ابعاد، گستره و سطوح امنیت به نوبة خودبه خرده ابعاد دیگری تقسیم می شود، برای مثال، امنیت در سطح خرد می تواند شامل امنیت جانی، امنیت مالی، امنیت فکری، امنیت بیانی، امنیت اخلاقی، امنیت شغلی و امنیت حقوقی باشد و امنیت در سطح کلان نیز می تواند زیرسطوح اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و طبیعی یا زیست محیطی را دربربگیرد.

بردا شت مااز واژه امنیت :

برداشت ما از واژه امنیت و عوامل تامین کننده آن با توجه به زمان وفرهنگ جوامع مختلف متغیر می باشد . ممکن است در برخی از جوامع اقتصاد و معیشت نقشی اساسی در امنیت روانی و اجتماعی افراد  داشته باشد و بی کاری ، فقر و گرسنگی تحدید اصلی برای امنیت افراد آن جامعه تلقی گردد ، در عین حال در دیگر جوامع مشکلات اقتصادی  ممکن است کاهش پیدا کرده باشد و مردم از معیشت نسبتا مناسبی برخوردار باشند  . در چنین جوامعی ممکن است موارد دیگری از جمله  احترام به آزادی بیان ، آزادی های فردی ، اجتماعی و سیاسی  به عنوان امنیت اجتماعی در جامعه به حساب آید .

درجامعه امروز ایران و با توجه به ساخت اجتماعی آن مقوله امنیت روانی و اجتماعی بسیار حائز اهمیت است و باید توجه داشت بسیاری ازمشکلات ومفاسدی که جامعه امروز ما را تحدید می کند ریشه در موارد دیگری دارد ، که حل آن به جز ریشه یابی مسائلی که مستقیما امنیت روانی و اجتماعی افراد را تحدید میکند مقدور نباشد.

دوشنبه : 13/9/1391- 18محرم الحرام1434- 3دسامبر2012

 

پی نوشت ها :

1- رسول‌ جعفریان، تاریخ‌ سیاسی‌ اسلام، چاپ‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی، ج‌ 2.

2- گزیده‌ مقالات‌ سیاسی‌ - امنیتی، پژوهشکده‌ مطالعات‌ راهبردی، تهران، چاپ‌ دوم، 1378، ج‌ 1.

3- لورنس فریدمن،« مفهوم امنیت»، گـزیده مقالات سیاســی امنیتـی، ترجمه مؤسسه پژوهش های اجتماعی، جلداول، انتشارات بینش، ۱۳۷۵.

4- بـاری بـوزان،مـردم، دولـت ها، هـراس، ترجمــه و انتشــارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۷۸.

 

 

 

 



ارسال توسط افشار

چگونه مؤمني با شيم؟                 

اسدالله افشا ر

 

در هر فرصت مناسب و اگر بتوانی بطور مرتب روزانه يا هفتگی قسمتی از اين توصيه ها را با خودت و يا برای افراد خانواده ودوستانت بخوان وبنگرتا چه حد می توانی اين کارها و صفات را که مبتنی برآموزه های دينی است وازسوی ائمّه هدی عليهم السّلام بعنوان راهبران دلسوزبشری به جوامع انسانی هديه گرديده ، به خودتان نسبت دهيد ودقت کنيدکه با توجه به شرائط امروزجا معه- که متأسفانه دچاربیماری بداخلاقی مزمن شده است- تا چه حد ازروی ا طمينان می توانيد ادعا کنيد که اينگونه هستيد . و سپس خودتان داوری کنيد که دراين ادعا؛آیا صادق بوده اید؟ آيا احساس آرامش می کنيد ؟ اينک با شاخص های زيردر خواهيم يا فت که مؤمن کيست و نشانه های مؤمن چيست ؟

1-مؤمن کسی است که مردم او را در مورد مال و جان وآبروی خود در امان بدانند و به اواعتماد و اطمينان داشته باشند.

2- مؤمن کسی است که : زيرک باشد و بافراست ، خوشحال بنظر می رسد، ناراحتی اش را به کسی اظهار نمی کند، نه کينه ورز است ونه حسود، در کارهای دينی بسيار قوی و با استقامت و نيرومند است ، در فهميدن ريشه ی مطالب از طريق اصول صحيح بسيار حريص و کنجکاو و علاقه مند است ، در راه هدف های خير خود به نيکو ترين وجه پايداری می کند، بردباری و دانش را بهم آميخته است ، در زندگی ميانه روی را از دست نمی دهد، در مواقع گرفتاری نه تنها تحمل پذيرند بلکه خود را به ذلّت نمی اندازد و عزت نفس خود را در هر حال حفظ می نمايد ، هنگام داشتن قدرت از تقصير ديگران با شايستگی گذشت می کند ؛

3- مؤمن کسی است که : نگاهش آميخته با عبرت گرفتن است ، سکوتش آميخته با انديشه است ، پرستش او جهت ياد گرفتن است ، شيوه ی زندگی اش آميخته با فروتنی است، در ناملايمات زندگی خود را نمی بازد وتعادل خود را با شکيبايي از دست نمی دهد، حاضر است خود را به زحمت بيندازد تاديگران در آسايش باشند.

4- مؤمن کسی است که :ياورضعيفان است،دردوستی خود خالص است ، درپيمان خود محکم و پايدار است ، بی جهت کسی را سرزنش نمی نمايد ، ستمديده را ياری می کند، درباره ی برنامه ی زندگی اقتصادی خود انديشه و تدبيری نيکو دارد، ياری کننده ی دين است ، حمايت گر وپشتيبان اهل ايمان است .

5-مؤمن با مردم به رفاقت رفتار می کند، انسانی تلاشگر در روی زمين است ، دوستی او در راه خداست، در راه خدا کوشا و مجاهد است ، در قراردادهای خود وفادار است ، از کارهای بيهوده و زائد و بی اثر دوری می کند، امانت  دار است،  در غيبت اشخاص حقوق آنان را رعايت می کند، بسيار بخشنده است ، اسراف و زياده روی نمی کند، نسبت به درماندگان بسيار مهربان و دلسوز است، درهر کار شرافتمندانه ای اميد ياری و شرکت در او وجود دارد، در هر مشکلی اميد ياری از او هست ، در هر سختی آرزوی کمک از او می شود.

6- مؤمن کسی را که با او مشورت می کند به راهی که خير و صلاح می داند اشنا می سازد ، واز کمک به ياران خود کوتاهی نمی نمايد، از زور گويي ، و دروغ ، ونادانی ، می پرهيزد و خود را از اين ناشايستگی ها بر کنار می دارد و هميشه مراقب اعمال خويش است که در موقع حساب روسفيد باشد.

7- مؤمن عذر پذير است ، نسبت به دانشمند يادآوری های لازم را می کند، نسبت به نادان نقش آموزنده را دارد ، سکوت اختيار می کند تا از لغزش ها سالم بماند، با مردم آميزش دارد تا دانش او زياد شود.

8- مؤمن وسيله معاش خود را از راه پاکيزه و شايسته فراهم می آورد، و با ديگران با خوی و خلق خوش رفتار می کند، نيت و باطنش پسنديده است .

9- مؤمن کوشش می کند که از طرف او به کسی بدی و آزاری نرسد، در روابط خود با مردم رعايت انصاف را نموده و آنچه را به خود روا نمی دارد حاضر نيست درباره ی ديگری انجام دهد، از آنچه بيش از اندازه حاجت دارد در راههای شايسته مصرف کند، از گفتن مطالب غير لازم خودداری می کند.

10- مؤمن متوجه عيوب خويش است، ياور کسانی است که با او در زندگی نزديکند، نسبت به اطفال بی سرپرست به منزله ی پدر است ، عقل خود را به کار می بندد بنابراين از ارتکاب بديها شرم دارد. با قناعت و بزرگ منشی رفتار می کند و به اين دليل از ديگران و هر آلودگی بی نياز است .

11-مؤمن ، فروخورنده خشم است، متبسّم و شاداب است ، سبکبار و آسانگير و در زندگی ميانه رو است (نه به تجمل پرستی و نه به نکبت و ذلّت تن می دهد) ، خوشرو و خوش برخورد است ، از کسالت و بی حالی دور است ، جهل خود را در امور زندگی بر طرف ساخته است ، همسايه اش از او در امان و آسايش است ، بردباری او آميخته با متانت است، کار او بر پايه ای محکم استوار است ، در نهان و در آشکار، خيرخواه و نصيحت گر است، دوستی او بر حسادتش غلبه دارد، بخشش او بالاتر از کينه اش هست و در کارهای او مکر و دورنگی ديده نمی شود.

12- مؤمن نه حريص است  نه دربرابر ناملايمات بی تاب است و نه زورگويی می کند، لاف زن نيست ، زندگی را سخت نمی گيرد و با رعايت قيدهای زائد زندگی خود وديگران را به رنج و تعب نمی اندازد. نه متکبر و خودخواه و خودفروش است نه حيله گر ومکار. جز به راست سخن نمی گويد.

13- مؤمن نه بخل می ورزد و نه شتاب می کند، درخوشی ها خودرا فراموش نمی کند، درداوريهای خود ظلم و جانب داری نمی کند و حق را می گويد، نه اطرافيان را رنج می دهد، نه عيب جوی مردم است و نه در پشت سر آنان بدگويي می کند، نه ناسزا گوست و نه تعدّی گر است  ،نه تندخو و سخت گير است و نه رفتاری خشن و زننده دارد، نسبت به زير دستان خود سخت گيری و بدرفتاری نمی کند و در برابرآنچه به او ميرسد غمناک و پريشان خاطر نمی شود وازيک سوراخ دوباره گزيده نمی شود(کنايه از اينکه از هر ناملايم و ضرری که می بيند عبرتی می گيرد، که اشتباه گذشته اش تکرار نشود ، ومراقب اوضاع و احوال است تا مبادا مورد اغفال و فريب از هر نوعی که باشد قرارگيرد وآلوده و گرفتار شود).

جان کلام :

به فرموده قرآن ،مؤمنان خداراباوردارند ،مطیع فرمان اویند،ازقیامت بیمناکند،توکّلشان برخداست،ازگناهان پرهیزمی کنند،پیوسته درپی انجام اعمال صالحند،اهل تقوا وایثارند،درراه خدا انفاق خالصانه می کنند،نام خدا دلهایشان راآرام می کند، با نمازوعبادت به خدا نزدیک می شوند،به مژده ها ووعده های الهی امیدوارند، درراه خدا با دشمنان می جنگند، کفّاررا به سرپرستی خود نمی گیرند، امر به معروف و نهی ازمنکر می کنند،جانشان رادرراه دین فدامی کنند،دوستدارخدا ورسولند،اگرخطا وگناه کنند توبه واستغفارمی کنند، راستگو ودرست کردارند، به پدر ومادر خویش نیکی می کنند،درقیامت شادمانند، به عهدی که با خدابسته اند وفادارند و خیلی صفات و ویژگی های دیگر، که در این مختصر نمی گنجد.

ایمان، مؤمن،مؤمنون،آمَنوا،یؤمنون،ازواژه هایی هستند که فراوان در قرآن کریم به کار      رفته اند .

 

شنبه : 11آذر1391- 16محرم الحرام 1434-1دسامبر2012

 



ارسال توسط افشار

تقدیم به میرزا کوچک خان جنگلی

به مناسبت 11آذرسا لروزشهاد ت میرزا کوچک خان جنگلی

 

شیر گیلان

شیرگیلان مرد میدان بود و بس

خشم طوفان یار ایران بود و بس

او که میرزا بود و کوچک جنگلی

روح ایمان جان دوران بود و بس

 

نام میرزا

نام میـرزا جا ن به هرگل داده بود

جان به ایران و به هر دل داده بود

با وجــود فتنــه‌ ها د ر عصــر کـین

آبرو برخــا ک و منزل داده بود

 

جان میرزا

جان میرزا شد فد ا د ر راه دوست

با سر از تـن جـد ا در راه دوست

ترک لـذت کرده بود تا پای جان

در هیـاهو بی‌صـدا در راه دوست

 

                                                                                              ا سدالله فشار

شنبه :۱۱/۹/۱۳۹۱- ۱۶محرم الحرام۱۴۳۴-۱دسا مبر۲۰۱۲



ارسال توسط افشار

پیوند ا رتجاع عرب باآمريكا وصهيونيسم درجنگ 8 روزه غزه       

 اسدالله افشا ر

تحلیل گران معتقدند؛ گرچه گفته مي‌شود كه نتانياهو اين جنگ را براي پيروزي در انتخابات از طريق امنيتي كردن فضاي اسرائيل به راه انداخت اما ارتش اسرائيل نتوانست اين جنگ را به مانند دوره‌هاي پيشين براي مدت زيادي ادامه دهد و خيلي زود مجبور به پذيرش آتش بس شد. در اين جنگ همانند جنگ‌هاي قبلي اسرائيل توانست تعدادي در حدود 1000 نفر از مردم غزه را كشته يا زخمي نمايد و يكي از فرماندهان برجستة مقاومت را به قتل برساند، اما هيچكس اين كشتارها را كه در طبيعت رفتارهاي اسرائيل وجود دارد به مفهوم پيروزي اسرائيل تلقي نكرد بلكه برعكس، موفقيت مردم غزه درمقاومت عليه جنايات اسرائيل را به معناي پيروزي فلسطيني‌ها قلمداد كردند . وصد البته اگر اشغالگران در قبال جنايات جنگ غزه در سال 2008 و 2009 به علت جنايت هاي جنگي عليه غيرنظاميان، زنان وكودكان مؤاخذه ومحاكمه مي شدند ، ديگر جرأت تكرا ر چنين كاري را نداشتند .

كمك های بلاعوض غربیان به صهيونيست‌ها :

رژيم صهيونيستی ساليانه ۳ ميليارد دلار ازآمريكا كمك بلاعوض دريافت مي‌كند و اروپا نيز ميلياردها دلار به اين رژيم كمك مي‌كند. غربي ‌ها پيشرفته ترين تسليحات را دراختيار اين رژيم قرار داده كه نمونه آن استقرار سيستم موشكي گنبد آهنين با هزينه يك ميليارد دلار است.در شرايطي كه غرب تمام قد در كنار صهيونيست‌هاي جنايت كار قرار گرفته حمايت از ملت مظلوم فلسطين و كمك به توان دفاعي آنها بر هر آزادي خواهي واجب است بويژه اينكه توان تسليحاتي غزه برابر با صهيونيست‌ها نمي‌باشد و كمك به تغيير اين موازنه امري ضروري است چنانكه سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله در سخنراني خود تاكيد كرد غزه امروز به سلاح و فشنگ نياز دارد نه ديپلماسي.

چهره خونين غزه،نتیجه همد ستي ارتجاع عرب باآمريكا و صهيونيسم بين الملل :

اردوكشي ارتجاع عرب به همراه آمريكا، انگليس، فرانسه و تركيه به كشور سوريه و نزديك دو سال خون ريزي، ويرانگري و به راه انداختن برادركشي در سرزميني كه در نقطه تماس با رژيم صهيونيستي قرار دارد و از خطوط مقدم جبهه مبارزه با غده سرطاني اسرائيل است، مقدمه‌اي بود براي آنچه امروز در غزه مي‌گذرد. چهره خونين غزه،اين روزها بيش ازهرچيز نشان دهنده همدستي ارتجاع عرب باآمريكا وصهيونيسم بين الملل است. صهيونيستها براي گرفتن انتقام شكست ازمردم غزه درجنگ 22 روزه، اين روزها راكه سوريه بشدت تضعيف شده وجهان عرب دچار تشتت ا ست مناسب‌ترين زمان دانسته‌اند.

سران ارتجاع عرب هر سال ميلياردها دلار سلاح مي‌خرند و با اين اقدام، از يكطرف اقتصاد آمريكا و اروپا را از ورشكستگي نجات مي‌دهند و از طرف ديگر همين سلاحها را براي فرو پاشاندن جبهه ضد صهيونيستي و سركوب ملت‌هاي خود كه از بي‌كفايتي، وابستگي و ستمكاري دولتها و حاكمان خود به ستوه آمده و عليه آنها قيام مي‌كنند بكار مي‌گيرند. كشف مقادير زيادي سلاح‌هاي حمل شده از عربستان و قطر به سوريه كه در كنار سلاح‌هاي اسرائيلي توسط مزدوران القاعده و تكفيري‌ها عليه دولت و ارتش و مردم سوريه بكار گرفته مي‌شوند، همين واقعيت تأسف بار را به اثبات مي‌رسانند .

سلاح‌هاي انبارشده درزرادخانه‌هاي كشورهاي عربي هرگزبراي مقابله با تجاوزات رژيم صهيونيستي بكار گرفته نشده‌اند وامروز سران ارتجاع عرب به جاي ايستادن دركنار مردم غزه و جنگيدن با ارتش متجاوز رژيم صهيونيستي درحال رايزني‌هاي پشت پرده براي پيروز کردن صهيونيستها در اين جنگ و تحكيم هرچه بيشتر رژيم صهيونيستي بوده وهستند .

 نقش مهم ایران درحل منا زعات منطقه ای : 

يك نتيجه منطقي اين جنگ8 روزه ازنگاه کارشناسان اموربین المللی؛مي‌تواند اقبال دوباره به رويکرد انقلابي سياست خارجي در منطقه باشد که ايران و حزب‌الله نمادهاي آن هستند رژيم صهيونيستي به خوبي مي‌دانست که درصورت تداوم حملات خود به غزه، موجبات بيداري جريان‌هاي جهادي خاورميانه را ايجاد مي‌كند و شايد از اين روست كه تن به آتش بس با فلسطينيان داد.آمريکا وديگر قدرت‌هاي جهاني بايد بدانند که معادله منطقه خاورميانه بدون حضور همه قدرت‌هاي منطقه‌اي قابل حل نيست.شايد يکي ازاهداف رژيم صهيونيستي براي حمله به غزه تضعيف ويا تعويق امکان ديالوگ بين ايران آمريکا وتحت‌الشعاع قرار دادن آن بود؛‌ ولي به نظر مي‌رسد که بحران غزه براي اوباما بيش‌از‌پيش ثابت کرد که نياز است که با ايران به عنوان منادي تفکر گفت‌وگو و انقلابي و جهادي درمنطقه به تعامل بپردازد تا بخشي ازمشکلات منطقه از سوريه تا غزه با حمايت ايران حل شود .

حماس يك جنبش مردمي :‌

جنگ 8 روزه رژيم صهيونيستي عليه مردم بي دفاع غزه به رژيم صهيونيستي ثابت كرد كه حماس يك جنبش مردمي با پشتوانه و حمايت مردم است و به قدرتي در معادلات فلسطين تبديل شده است كه ديگر نمي توان آن را ناديده گرفت.در همين رابطه روزنامه صهيونيستي هاآرتص نوشت، حماس يك تشكيلات تروريستي نيست بلكه يك جنبش مردمي است كه در انتخاباتي كه با موافقت جامعه بين الملل برگزار شد پيروز شده است.اگرچه رژيم صهيونيستي در جنگ 8 روزه عليه نوار غزه موفق شد احمد الجعبري معاون فرمانده گردان هاي قسام شاخه نظامي حماس را ترور كند اما نتيجه ناخواسته اي كه از اين جنگ به دست آمد تقويت جايگاه حماس و بالا بردن سطح آن به سطحي است كه از امروز به بعد ديگر نمي توان در صحنه بين المللي حماس را ناديده گرفت و بالاتر از آن تضعيف تشكيلات خودگردان فلسطين است و به تعبير ديگر دولت نتانياهو در بلندمدت سلام فياض و دولت وي را قرباني اسماعيل هنيه كرد.با حمله اسرائيل به غزه حماس از انزواي كامل خارج شد واز ديدگاه مصر، تركيه، قطر و به طور غيرمستقيم آمريكا به يك طرف مركزي واصلي تبديل شد.

وارد آمدن خسا رات مستقيم و غيرمستقيم به اقتصاد رژيم صهيونيستي :

موشك هاي مقاومت فلسطيني حدود 750 هزار صهيونيست را تهديد كرد و روند زندگي طبيعي و رفت و آمد آنها در تمام مناطق جنوب سرزمين هاي اشغالي را مختل كرد كه همين امر موجب وارد آمدن خسارات مستقيم و غيرمستقيم به اقتصاد رژيم صهيونيستي شد كه مهمترين خسارات اقتصادي مستقيم را بايد در تامين هزينه ساخت مناطق و تاسيسات آسيب ديده در جنگ ملاحظه كرد .

اما خسارات غيرمستقيم شامل تامين هزينه غيرنظامي جنگ است كه خسارات وارده به كارخانه ها و تاسيسات و مراكز تجاري و بازرگاني آسيب ديده از جنگ را دربر مي گيرد و به طور معمول تامين هزينه اين مراكز و تاسيسات بسيار بيشتر از خسارات اقتصادي مستقيم است .

روزنامه صهيونيستي «يسرائيل هيوم» فاش كرد كه ازآغاز تهاجم رژيم صهيونيستي به نوارغزه،يك ميليارد و200 هزاردلار به اقتصاد اين رژيم خسارت وارد آمده است .

رسانه هاي صهيونيستي همچنين اعلام كردند كه 6000 گردشگر، سفر خود به سرزمين هاي اشغالي را به دليل جنگ غزه لغو كردند .لغو شمار زيادي از بليت هاي رزرو شده به سرزمين هاي اشغالي، افزايش ماليات براي اسرائيلي ها، كاهش درآمدهاي ناخالص داخلي، اخلال در بازار بورس و بيمه از ديگر پيامدهاي شكست اسرائيل در جنگ 8 روزه عليه غزه ا ست كه باعث ركود در بسياري از بخش هاي اقتصادي اسرائيل شد .

جنگ غزه، اثبات افول ایالات متحده  درخاورمیانه :

پس از برقراری آتش‌‌بس میان رژیم صهیونیستی و فلسطینی‌ها که در پی تجاوز هشت روزه این رژیم به غزه رخ داد، ارزیابی‌ها و تحلیل‌ها از ابعاد منطقه‌ای و جهانی این نبرد و نتایج آن آغاز شده است. در این میا‌ن، نکته‌ای که بسیاری برآن اتفاق نظر دارند، اثبات افول ایالات متحده به عنوان بازیگری با تأثیرگذاری بسیار در منطقه خاورمیانه است .

تحلیلگران مطبوعاتی براین باورندکه رفتارمقامات آمریکایی درجریان این بحران، بسیار ناکافی و ناکارآمد بوده و نشان دهنده ناتوانی این کشور ازادامه نقش پیشین خود درمنطقه است.

بسیاری ازکارشنا سان، به موضع آمریکا انتقاد کرده‌اند، شماری ازجمله «ماکس فیشر»، نویسنده «نیوزویک» عملکرد آمریکا در قبال اسرائیل را که در حال «خودکشی ملی» بود، سرزنش کردند.

«دنیس راس»، مشاورسابق ریاست جمهوری اظهارداشتند که آمریکا تمایلی ندارد، موضوع حماس، تمرکز و توجه بین المللی را از سوریه دور کند.

روزنامه«نیویورک تایمز» نیز با اشاره به این حقیقت که درگیری اخیر، مشروعیت حماس را در مقابل تشکیلات خودگران فلسطین که مورد حمایت آمریکاست، بالا برده، این امررا تهدیدکننده نقش ایالات متحده در خاورمیانه دانست.

روزنامه «السفیر» لبنان با انتشارتحلیلی درباره جنگ غزه می‌نویسد: «رویدادها اثبات می‌کند که مسأله امروز، این نیست که آیا آمریکا درخاورمیانه در حال تغییر نقش آفرینی خواهد کرد یا خیر، بلکه پرسش اینجاست که آیا اصولاً این کشور قادر به چنین نقش آفرینی به شیوه‌ای کارآمد هست؟».

جان کلام :

عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه القدس العربی چاپ لندن در سرمقاله این روزنامه به حملات موشکی گروه‌های مقاومت فلسطینی به مناطق صهیونیست‌نشین در واکنش به حملات رژیم صهیونیستی به نوارغزه اشاره کرد و نوشت :نتیجه تنش آفرینی کنونی هر چه باشد، نتانیاهو بازنده بزرگ است زیرا وی همانند ایهود اولمرت (نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی) که در سال ۲۰۰۶ تانک‌های خود را به جنوب لبنان و بعد از آن در زمستان سال ۲۰۰۸ به غزه فرستاد، در محاسبات خود کاملا اشتباه کرده است .نتانیاهواکنون مانند قماربازی است که سعی دارد باخت‌های خود را با افزایش میزان پول در قمار جبران کند، اما همه چیز را می‌بازد. به همین علت، بعید نیست که دامنه جنگ را با توسل به جنگ زمینی و شاید هم اشغال نوارغزه گسترش دهد.

درادامه این مقاله آمده است، میانجیگران عرب باید از منافع عالی عربی جانبداری کنند نه از منافع آمریکایی و اسرائیلی؛ به این معنا که برای تحقق دستاوردهای مالی یا سیاسی به ضرر شهدا در نوارغزه تلاش نکنند.

این شرم آور است که حاکمان عرب مقاومت را تحت فشار قرار دهند نه اسرائیل و آمریکا را. شرم‌آور‌تر اینکه سخن مشترکی از آنهایی که در قاهره تشکیل جلسه دادند، نمی‌شنویم.برخی از سران عرب ده‌ها بلکه صد‌ها میلیارد دلار برای خرید سلاح‌های پیشرفته آمریکایی برای مبارزه با ایران هزینه کرده‌اند اما یک کلمه هم از آن‌ها درباره مسلح کردن جنبش‌های مقاومت فلسطینی نشنیدیم زیرا هدف اسرائیلی‌ها خواهند بود.

 

چهارشنبه : 8/9/1391- 13محرم الحرام 1434-28نوامبر2012



ارسال توسط افشار

حقوق بشرمعاصرگفتمانی ریشه دار           

 اسدالله افشا ر

حقوق بشر منعكس كنندة آرمان جهاني عدالت و جامعه اي است كه در آن هر انساني بتواند از زندگي شرافتمندانه همراه با صلح، امنيت و رفاه برخوردار گردد. حقوق بشر همزاد با پيدايش انسان بوده و با وجود او به وجود آمده است پس نمي توانيم آن را در قالب يك تمدن خاص محدود نمائيم. انديشمندان معاصر معتقدند كه حقوق بشر يك پديده ي كاملاً غربي است فارغ از اينكه حكومت ها، ‌تمدنها و اديان بسياري از ابتداي تاريخ به اين مسئله توجه داشته اند از جمله دين اسلام و حكومت اسلامي كه در رابطه ي اسلام و حقوق بشر سخن بسيار رفته است. بررسي ديدگاه حضرت محمد(ص) پيامبر اسلام، پايه گذار اين دين آسماني پيرامون حقوق بشر بسيار حائز اهميت است. مهمترين سندي هم كه در رابطه با حقوق بشر موجود است اعلاميه ي جهاني حقوق بشر 1948 است كه به عنوان سنگ بناي حقوق بشر مدرن شناخته مي شود. در مقام بررسي و تطبيق ديدگاه پيامبر اسلام پيرامون حقوق بشر و مواد اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، گروهي باور به تعارض و واگرايي دارند و دسته اي آن را همخوان و همگرا مي دانند چيزي كه مسلم است وجود مشابهت بسياري از مواد اين اعلاميه و احاديث و سنت نبوي است.

حقوق بشر به عنوان حقوقى فراترازقوانين وضعى و حاكم برآنها :

در حقوق بين الملل معاصر، حقوق بشر از حقوق بنيادين و غيرقابل انتقال تلقى مى‏شود؛ حقوقى كه زيستن به عنوان نوع بشر، بر پايه آنها استواراست.

حقوق بشر نه به معناى حقوقى است كه افراد بشر دارند، بلكه به معناى آن حقوقى است كه انسان‏ها به دليل اين كه انسان هستند، از آن برخوردارند؛ يعنى براى برخوردارى از آن حقوق، صرف انسان بودن، فارغ از شرايط مختلف اجتماعى، سياسى و مذهبى و نيز فارغ از سطح استحقاق آنها كافى است.

از اين‏رو حقوق بشر به عنوان حقوقى فراتر از قوانين وضعى و حاكم برآنها بايستى توسط قانون‏گذاران و مجريان حكومتى رعايت شود و در واقع حقوق بشر به منظور دفاع از مردم و شهروندان در مقابل استبداد و خفقان و ستم‏گرى حاكمان طرح شده است.

اختلاف نظرحقوق دانان غربى درخصوص مفهوم «حقوق بشر» :

در بين حقوق دانان غربى درخصوص مفهوم «حقوق بشر» اختلاف نظر است. آيا اصلاً منظورازحقوق دراين جا اعطاى امتيازبه يك فرد دربرابر تكاليفى كه برعهده دارد است ودولت به عنوان مقام اعطا كننده، حق دخل وتصرف و محدود كردن آن ها را دارد؟ يا به معناى مصونيت يا امتياز انجام برخى كارها و يا قدرت  بر ايجاد يك رابطه حقوقى است كه اگردولت ها ازآن تخلف كنند، ازافراد ذى حق عليه دولت ها حمايت  مى شود؟ بنابراين، ارايه يك تعريف مشكل است. البته مقصود از«حقوق بشر نه به معناى حقوقى است كه افراد بشر دارند، بلكه به معناى آن حقوقى است كه انسان ها به دليل اين كه انسان هستند ازآن برخوردارند: يعنى براى برخوردارى ازآن حقوق، صرف انسان بودن كافى است، فارغ ازشرايط مختلف اجتماعى ونيزسطح استحقاق آن ها»اما تعيين آن به وسيله افراد يا دولت ها، ارتباط وثيقى با نگرش ها و رويكردهاى آنان از بشر دارد .

حقوق بشر غربى،فا قد بنيان هاى استواروپشتوانه‏هاى منطقى :

سابقه تاريخى اعلاميه جهانى حقوق بشر مؤيد اين نگرش است كه حقوق بشر مجموعه‏اى از ارزش‏هاى خنثى نيست؛ بلكه اين حقوق برخاسته ازشرايط ووقايع تاريخى خاصى هستند كه اروپايى‏ها وآمريكايى‏ها طى قرون شانزدهم تا بيستم ونيزتا به امروزآنها را تجربه كرده‏اند.دراين دوره،مدرنيته به صورت پارادايمى تاريخى درآمد كه شاهد دگرگونى‏هاى عمده‏اى درجهان‏بينى غربى‏ها وروى آوردن آنان به نگرش سكولاريستى بود. به همين جهت حقوق بشر غربى، نه در مرحله تئورى جهانى ا ست و نه در مرحله عملى جهان شمولى؛ زيرا از جهت نظرى، فاقد بنيان‏هاى استوار و پشتوانه‏هاى منطقى براى ارزش‏هاى فراگير و جهان شمول است و از نظر عملى نيزخوى استكبارى مانع ايجاد فضاى تفاهم، برابرى وعدالت شده ا ست . غربى‏ها همواره، در صدد تحميل ارزش‏ها،نگرش‏ها وخواست‏هاى خود برسايرملل واقوام برآمده‏اند واين مسئله، ريشه بسياى از معضلات وچالش‏هاى حقوق بشردرجهان معاصر است .از اين رو آمريكا به بهانه حقوق بشر و ايجاد دموكراسى به ملل مظلوم دنیاحمله مى‏كند ودر واقع به جاى مردم سالارى ، مردم كشتارى مى‏كند واين واقعيت و باطن حقوق بشر غربى است .

خصيصه ي انفعالي بودن حقوق بشر،درسير اروپايي آن :

پيدايش و تدوين حقوق بشر ، در سير اروپايي آن ، هميشه جنبه ي انفعالي داشته و به موجب انقلابات و حرکتهاي مردم عليه نظامهاي استبدادي و ستمگر پديد آمده است . و در آخرين مرحله آن ، پس از فجايع دو جنگ جهاني اول و دوم است که در قلمرو بين المللي مسئله حقوق بشر ، مطرح مي گردد . خصيصه ي انفعالي بودن اعلاميه هاي حقوق ، موجب آن شده است که تدوين کنندگان آن نتوانند فارغ ازهر گونه افراط و تفريط و با نظري معتدلانه ، جامع نگر و حقيقت ياب به انسان و حقوق او توجه کنند ودر نتيجه همين عامل است که اعلاميه ها با کاستي ها و اشکالاتي مواجه است .

تبيين و تدوين حقوق بشر ، در جوامع اروپايي که براي انسان ، زن ، آزادي و کرامت ، چندان ارزش و حقي - حتي به لحاظ تئوريک - قائل نبودند ، گامي ارزشمند در جهت احياي انسان و انسانيت محسوب مي شود ، اما نسبت به جوامع اسلامي و حداقل نسبت به فقه و حقوق اسلام ، که چهارده قرن قبل ، بيشترين ارزش را براي انسان ، زن ، خانواده ، آزادي ، کرامت ، تساوي و برابري ، حق مبارزه با ظلم و ... قائل بوده است پيشرفتي محسوب نمي گردد .

اعتقاد به حقوق بشر،ازديدگاه اسلام :

از ديدگاه اسلام، اعتقاد به حقوق بشر، نه يك قرارداد بلكه يك اعتقاد درونى و برخاسته از فطرت پاك آن هاست و در عصرى كه حاكميت، اختياردارى مطلق اتباع محسوب مى شده است، اميرالمومنين على بن ابى طالب(ع) كلمات نورانى در اين زمينه دارند كه بر تارك عالم مى درخشد از جمله اين كه: «پسرانم، همواره ياور ضعيفان و خصم ستمگران باشيد.» «اى مالك اشتر، همواره با اتباع اعم از مسلمان و غيرمسلمان خوش رفتار و نيكوكار باش، چه آن كه اگر آنان مسلمان باشند، برادر دينى تو هستند، و الا مانند تو انسان هستند.» همچنين رهبرى و فرماندهى در نظام مشروع اسلامى به عهده معصومان يا درس آموختگان آن مكتب است، نه هر فاسق و فاجر و ستمگرى، كه حقوق انسان ها را ناديده بگيرد.

اختلافات مبنايي،بين انديشمندان اسلامي و متفكران غربي در مسئله حقوق بشر:

بين انديشمندان اسلامي و متفكران غربي درمسئله حقوق بشر، اختلافات مبنايي وجود دارد. يك مورد اساسي و مبنايي به تعريف قانون صحيح و معتبر برمي گردد. متفكران غربي قانوني را معتبرمي دانند كه موافق با خواسته هاي انسان ها ودرراستاي انسان محوري باشد، ازاين رو، منشاء اعتبار قانون را آراء و خواسته هاي مردم مي دانند. بررسي اعلاميه هاي جهاني حقوق بشر و ميثاقين و... نشان مي دهد كه اينان، محورتمام تصميم گيري ها رااميال نفساني افراد مي دانند و در واقع اميال نفساني مشترك بين غربي ها را در قالب قوانين وبه نام حقوق بشر جاي داده اند.

اما ازديدگاه اسلام قانوني صحيح ومعتبر است كه از سوي خدا و از طريق وحي به دست ما رسيده باشد و مطابق با مصالح واقعي انسان ها باشد وازاين رو، ارزش قانون به مطابقت با مصالح مادي ومعنوي انسان ها است. طبق اين ديدگاه، بشرتكويناً وتشريعاً بنده خداوند متعال است وبرخلاف متفكران غربي كه انسان را در برابر خدا هم آزاد مي پندارند، بر تسليم و فرمانبرداري انسان ها در برابرخدا تأكيد ميورزد. در مقدّمه اعلاميه اسلامي حقوق بشرآمده است: «با در نظر گرفتن عقيده توحيد ناب، كه ساختاراسلام بر پايه آن استوار شده است; عقيده اي كه بشريت را فراخواند تا جز خدا كسي را پرستش نكرده و شريكي براي او قايل نشوند و احدي را به عنوان خدا به جاي الله نگيرند. ... ـ اين شريعت، معنويات وماده را با هم درآميخت.»

اين قسمت از اعلاميه برگرفته از آيه 64 سوره آل عمران است كه بر اطاعت انسان ها از خداوند تأكيد نموده و از شرك ورزيدن نهي فرموده است. دعوت انبيا هم بر اساس عبوديت خداوند شكل گرفته است: (وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ)(بقره: 83); و زماني كه از بني اسرائيل عهد و پيمان گرفتيم كه جز خدا كسي را پرستش نكنند.

ازديدگاه اسلام، واضع قوانين خداوند است و در قرآن كريم درمورد افرادي كه بدون توجه به اين نكته، به وضع قوانين مي پردازند آمده است: (إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ) (صافات: 35); اينان اين گونه بودند كه تا به آن ها گفته مي شد خدايي جز خداي يگانه نيست سرپيچي مي كردند.

پس ازآنچه بيان شد معلوم مي شود كه اساس تفكر اسلامي در منشأ قانونگذاري و مشروعيت مقررات حقوقي، خداوند متعال و وحي (توحيد محوري) است و در انديشه غرب اساس، انسان و خواسته هاي فردي او (انسان محوري) است.

تصویرحقوق بشرمعا صر:                     

حقوق بشر معاصر یک نظام هنجاری است، با ادعایی فرامرزی و فرا فرهنگی. گرچه نمی توان در جوهره اندیشه ای و فرهنگی حقوق بشر تردید کرد، اما این مقوله، خود را در تخاصم و تعارض با دیگر فرهنگ ها نمی بیند؛جز اینکه بخش هایی از فرهنگ ها راکه با زبان هنجاری در تعارض با حقوق بنیادین انسان اند، به چالش می کشد. دقیقاً به دلیل همین جوهره اندیشه ای و فرهنگی این گفتمان هنجاری است که مفاهیم، مبانی و البته محتوای ارزشی خاص خود را دارد. البته این هرگز بدان معنا نیست که مفاهیم و مبانی و محتوای ارزشی مزبور، ابداعی کاملاً جدید و بیگانه با تمدن های انسانی باشد. در واقع از آنجا که نظام حقوق بشرمعاصر دست آورد عقل جمعی انسان و انعکاس وجدان اخلاقی بشریت است، به طورطبیعی با خمیر مایه های بنیادین تمدن های بزرگ بشریت، نکات مشترک فراوانی به ویژه در بعد هنجاری وارزشی دارد. به نظرمی رسد، تصویرحقوق بشرمعاصر به عنوان دستاورد دنیای جدید وکاملاً بیگانه از سنت، نه با واقعیت تاریخ اندیشه ای مطابقت دارد و نه به لحاظ عملی، خدمتی است به این گفتمان انسانی.

حقوق بشرمعاصرگفتمانی ریشه دارودر عین حال چند بعدی است که از یک سو شاخه های مختلف فلسفه را درگیر بحث حقوق بشر کرده و از سوی دیگرحقوقدانان را. ارباب مذاهب نیزدراین حیطه بی طرفی اختیار نکرده اند. حقوق بشرمعاصردر بادی امر،ادعای متواضعانه ای دارد وآن همانا تضمین حداقل حق های انسانی که ازعالم اخلاق پای به عالم حقوق گذاشته برای همه انسان ها صرف نظراز رنگ، جنس، مذهب، ملیت، نژاد ودیگر تعلقات عرضی است.اما تأمل عمیق دراین ادعا به خوبی نشان می دهد چندان هم ادعای متواضعانه ای نیست، چرا که از یک سو سنت را به چالش می طلبد وازسوی دیگر سیاستمداران را می هراساند. بنابراین، اگرابعاد آن شناخته نشود،هم می تواند موافقت های شعاری را به دنبال داشته باشد و هم مخالفت های جاهلانه ومتعصبانه.

  پارادوکسی آشکاردرنفس"حقوق بشر" :

در نفس"حقوق بشر" پارادوکسی آشکار وجود دارد، زیرا هم ازارزش های متعالی خبر می دهد، هم از ملاک های سیاسی."حقوق بشر" اساساً ترجمان ملاک هایی است بیرون از حوزه سیاست. این ملاک ها درست مقابل"سیاست"، خصوصاً سیاست های دولتی، صف آرایی کرده اند. اما آنچه اصطلاحاً به"حقوق بشر" شهرت یافته است، و روشی که با آن می توان این حقوق را فهمید، حدّی بر آن گذاشت، آن را طبقه بندی کرد و نهایتاً به اجرا گذاشت، کار سیاست است. به عبارت دیگر، متحقق ساختن "حقوق بشر" همواره با وسایل و معیارهایی انجام گرفته که سیاست های دولتی اقتضا می کرده است. این پارادوکس، حقوقدانان آزاده را در تنگنایی روانشناختی انداخته است؛ تنگنایی میان سودازدگی ساده لوحانه و گستاخی مزوّرانه. برای رهایی از این پارادوکس و شنیدن ندای آزادی بخش "حقوق بشر"، باید به بافت باز، طبیعت درمان ناپذیر سیاسی این حق ها و دیالکتیکی که ارمغان آنهاست، یعنی کلیت و جزئیت، یا اصالت فرد و جامعه ارزش ها اندیشید و نهایتاً دریافت که وجه جامع این دو چیست.

جان کلام:

- همه انسان ها و به طور كلي بشريت داراي حقوقي است كه براي همه از هر رنگ و نژاد و تيره و قبيله اي و با هر مذهب و مرام و مسلكي محفوظ است و همگان بايد به آن احترام بگذارند و مدّنظر قراردهند.

- حقوق مسلم افراد در بازي هاي دولت مردان و بخصوص دول زورگوي عالم، كه به كمتر از همه چيز قانع نيستند، تضييع و ناديده گرفته مي شود و در مسابقه براي تحكّم و زور واستعمارگري فرا نو، همين نوع بشر و زن و كودك بي گناه است كه تاوان كبر و مستي قلدران را مي پردازد.

- اعلاميه جهاني حقوق بشرداراي نكات خوب و ارزنده اي براي بشريت است، اما اين بدان معنا نيست كه همه محتويات آن مورد تأييد باشد. مهم تر از همه اينكه در عصرحاضر، حقوق بشر به بهانه اي در دست مستكبران براي تعقيب منافع به ناحق خويش تبديل شده است.

- شايدمهم ترين نكته اي كه دراعلاميه جهاني حقوق بشرناديده گرفته شده است،احترام به اديان وفرهنگ هاي به حق و معتبر موجود در عرصه جهاني است.

- اساس ومبناي حقوق بشردرديدگاه اسلامي عبارت است ازخدامحوري وتوحيد، درحالي كه، حقوق بشر جهاني ازچشم اندازانسان محوري تدوين شده است.

دوشنبه: 6/9/1391-11محرم الحرام1434-26نوامبر2012

 

 

منابع :

1- نادر ذوالعين، «حمايت از حقوق اقليت ها در حقوق بين الملل»، تحقيقات حقوقى، ش 15، ص 456 .  

 2- محمدتقى جعفرى، حقوق جهانى بشر از ديدگاه اسلام و غرب، تهران، دفتر خدمات حقوق بين الملل جمهورى اسلامى ايران، 1370، ص 183 .

3- جمعى از نويسندگان، حقوق بشر از ديدگاه مجامع بين المللى، زير نظر محمود دبيرى، چ دوم، تهران، وزارت امور خارجه، 1372، ص 280 . 

 4- احمد رشيد، اسلام و حقوق بين الملل عمومي، ترجمه حسين سيدي، تهران، دانشگاه تهران، 1353.

5- عبداللّه جوادي آملي، فلسفه حقوق بشر، قم، اسراء، 1375 .

۶- اسداللّه مبشري، حقوق بشر، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي .

7- زين العابدين قرباني، اسلام و حقوق بشر، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1372 .

8- علي اصغر مدرس، حقوق فطري يا مباني حقوق بشر، تبريز، نوبل، 1375 .



ارسال توسط افشار

آتش بس غزه ؛ پذيرش شكست محا سبه نتانيا هو               

  اسدالله ا فشا ر

 

تجاوزرژيم صهيونيستي به غزه پیش ازپذیرش آتش بس طی 8 روز گذشته (24آبان91-14نوامبر2012)تاکنون به 140 تن وتعداد مجروحان به 1200 تن رسيده ا ست .

درميان شهدا 34 كودك ودوخبرنگار ديده مي شوند . شبكه خبري المنارتصاويردلخراشي ازبيرون كشيدن اجساد كودكان فلسطيني را اززيرخاك منتشركرده است .

بي بي سي كه طي يك هفته گذشته ازجنايت هاي رژيم صهيونيستي جانبداري كرده در تحليلي نوشت: تقريباً همه نشانه ها حكايت از آن دارد كه ادامه حمله اسرائيل به غزه به سود بنيامين نتانياهو تمام نخواهد شد، چه رسد به حمله زميني كه همه كشورها، ازجمله نزديكترين حامي اسرائيل، ايالات متحده مخالف آن هستند. ادامه خشونت، وكشتارغيرنظاميان به معناي يك فاجعه است واكنش هاي جهاني، حداقل درخارج آمريكا،كه تاكنون نشان داده شده، به شدت به زيان اسرائيل بوده وافكارعمومي دارد هرچه بيشتر منتقد اسرائيل مي شود .

متاسفانه در سکوت سازمان‌ها ومجامع بين‌المللي مدعي حقوق بشرکشتار مردم مظلوم و بي‌پناه فلسطين تبديل به رويه معمول رژيم صهيونيستي شده است وانفعال اين سازمان‌ها ونهادها دربرخورد با اين جنايات سبب جري‌تر شدن بيش ازپيش نظام صهيونيستي گرديده است .

اگردرچند دهه گذشته رژيم كودك كش اسرائيل مي توانست به قول موشه دايان، براي ترساندن اين و آن، ازخود تصوير يك «سگ هار» را به نمايش بگذارد، امروزه با موج فراگير بيداري اسلامي كه از انقلاب اسلامي درايران الگوگرفته است،اين «سگ هار» فقط پارس مي كند بي آن كه كسي را بترساند تا آنجا كه وقتي نتانياهو اداي همان سگ هار را درمي آورد، با تمسخر ارگان سازمان «سيا» روبرو مي شود .

اسرائيل بزرگترين خطر براي امنيت ملي آمريكا

سال گذشته 16 مركزاطلاعاتي و امنيتي آمريكا با صدور بيانيه اي چندده صفحه اي اسرائيل را بزرگترين خطر براي امنيت ملي آمريكا معرفي كردند. اقدامي كه درآمريكا نه فقط سابقه نداشت بلكه به شدت دورازانتظار تلقي مي شد ورسانه هاي آمريكايي اين اقدام را پاسخي به اعتراض مردم آمريكا درتظاهرات گسترده موسوم به جنبش ضدوال استريت،تفسيركردند.جنبشي كه ضديت بااسرائيل،مخالفت با نظام سرمايه داري و جلوگيري ازهزينه كردن پول ماليات دهندگان آمريكايي واروپايي براي رژيم صهيونيستي، شعاروخواسته هاي بارها اعلام شده آن ا ست .

چرخش رويكرد ا سلام خواهي در منطقه

روزنامه واشنگتن پست با انتشار تحليل خوددرباره حوادث اخیرغزه خاطرنشان كرده است : حوادث غزه متفاوت از حوادث جنگ 4 سال پيش است. اين بارخاورميانه دستخوش تحولات بسيارشگرفي است وهيچ تضميني وجود ندارد كه آرامش به اسرائيل [سرزمين هاي اشغالي فلسطين ] برگردد. اوباما حق اسرائيل را در حمله به غزه و دفاع ازخود محفوظ مي شمارد اما باید بدانیم حق محاصره 2 ميليون ساكن غزه به خاطر تنبيه آنان بابت انتخاب گروهي اسلامگرا به عنوان رهبران خود را ندارد .

اين روزنامه یادآورشده است : واقعيت مهم امروز، بهار عربي است. مبارك سرنگون شده و دولت جديد وعده داده پيمان صلح با اسرائيل را محترم بشمارد اما مشخص است كه رويكرد مواضع و ديدگاههايش به جانب فلسطينيان است. مبارك فلسطينيان را نه برادران خود و نه خواهران خود مي دانست بلكه آنها را به مثابه گروگان مانند مهره پياده شطرنج به حساب مي آورد .

واشنگتن پست با ادعاي اينكه بهارعربي درمنطقه كاري به اسرائيل نداشت، نوشت: اما با تداوم اشغالگري هاي اسرائيل دركرانه باختري وغزه بي ترديد چرخش رويكرد اسلام خواهي در منطقه متوجه اسرائيل خواهد شد چرا كه روح اين اشغالگري تحقير اعراب است وكانون خشم وخروش مردمي منطقه هم همين واقعيت تاريخي است.

قدرت نفوذ ايران در غزه

واشنگتن پست همچنين نوشت : عامل ديگر تعيين كننده قدرت نفوذ ايران درسوریه وغزه ا ست .يكي ازاهداف اسرائيل در بمباران هاي هوايي غزه ضعيف كردن قدرت تلافي ايران است چرا كه اگر اسرائيل تأسيسات هسته اي ايران را هدف حمله قرار دهد راكت هاي غزه به سمت اسرائيل پرتاب خواهد شد. اما آيا واقعاً كسي هست كه ترديد داشته باشد روند همه حوادث غزه همه به نفع ايران پيش مي رود؟ تنها حاصل افراط اسرائيل در حملات هوايي غزه برجاي گذاردن تاكنون بيش از 90 كشته بوده است. همين واقعيت كافي است تا حمايت هاي بين المللي از حملات هوايي احتمالي به تأسيسات هسته اي ايران ضعيف شود.

واشنگتن پست درپایان می افزاید: حتي اگرلازم شده اوباما لگد و فرياد بزند، بايد اسرائيلي ها و طرف فلسطيني را پاي ميز مذاكره ببرد. با توجه به اوضاع جاري در منطقه، روند سازش فرآيندي بسيار دور و نااميد كننده است. اما اگر نجنبيم اوضاع از اين هم بدتر خواهد شد .

 كارنا مه حاكمان جهان عرب :

 دراين مدت8 روز، اقدامات اتحاديه عرب به عنوان اصلي‌ترين تشكيلات سياسي جهان عرب، تنها برگزاري نشستي درسطح وزراي خارجه در قاهره بوده است كه به اذعان مسئولان كشورهاي عربي بدون هيچ دستاورد و حاصلي به پايان رسيد. بسياري ازحكام عرب كه درموارد خاصي،عرق عربي آنها به جوش مي‌آيد وبراي آن موارد، پيمان‌هاي امنيتي منعقد مي‌كنند و يا شوراي همكاري تشكيل مي‌دهند در قبال فلسطين و رنج و فلاكتي كه مردم آن متحمل مي‌شوند عربي بودنشان فراموش مي‌شود و سعي مي‌كنند خود را در پشت بيانيه‌هاي بي‌خاصيت و اعتراضات شفاهي مخفي كنند تا ديده نشوند. قطعاً اگر فشار افكار عمومي ملت‌هاي عرب نبود، اين حكام حتي در صدور بيانيه و اعلاميه نيزاقدام نمي‌كردند . درچنين شرايطي است كه صهيونيستهاي اشغالگروجنايتكاربه خود حق مي‌دهند صدها فلسطيني رادر سرزميني كه متعلق به فلسطيني هاست قتل عام كنند واين جنايات را "دفاع ازخود" قلمداد نمايند . كارنامه حاكمان جهان عرب در جنگ 22 روزه غزه در سال 1387، كه در جريان آن هزاران فلسطيني به خاك و خون كشيده شدند بسيار سياه و ننگين بود. در جريان آن جنايت بزرگ، دولتهاي عربي نه تنها قدمي براي متوقف ساختن صهيونيست‌هاي وحشي در كشتار فلسطيني‌ها برنداشتند بلكه حتي گزارش‌هايي نيز منتشر شد كه برخي رهبران عرب، به رژيم صهيونيستي براي ادامه جناياتش چراغ سبز دادند. آنها تصور مي‌كردند با ادامه حملات به غزه درآن مقطع، جنبش و مقاومت نابود مي‌شود. رژيم مبارك كه در آن زمان بر مصر حاكم بود خائنانه ازبازكردن مرزغزه ، كه مي‌توانست راه نفسي براي مردم غزه با شد ، سرباز زد .  درشرايط كنوني نيزاين انتظارازجهان عرب واسلام بوده وهست كه به ويژه پس ازتحولات اخيرووقوع بيداري اسلامي درآن كشور، رهبران كنوني مصر به اقدامات شجاعانه ومؤثري درمقابله با آتش افروزي صهيونيست‌ها دست بزنند .

هزينه هاي نظامي صهيونيست‌ها درحمله جد يد به غزه :

براي اسرائيل هميشه مهم بود که جنگ در خارج از مرزش رخ دهد؛ در کرانه باختري ، غزه ،جنوب لبنان ، جولان ، صحراي سينا و اخيرا سودان. از سال 2006 اين معادله برهم خورده و اسرائيلي ها در خانه هاي امن خود جنگ را احساس مي کنند. با اينکه ميزان تلفات انساني دو طرف قابل مقايسه با هم نيست، ولي امنيت براي اسرائيل در اولويت اصلي قرار دارد و به هم خوردن آن، بلافاصله پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي و مهاجرتي دارد؛ در حالي که مردم غزه چيزي برايشان نمانده که از دست بدهند.طبق برآورد خودشان، جنگ در غزه روزانه 400 ميليون دلار براي اسرائيل هزينه دارد. اين هزينه در حمله به لبنان روزي 90 ميليون دلار بود و در حمله چهار سال قبل به غزه به 40 ميليون دلاررسيد. بالا رفتن هزينه ها در حمله جديد به غزه ناشي از استفاده از سامانه هايي مانند گنبد آهنين است که براي خنثي کردن هر موشک فلسطيني 70 هزار دلار خرج بر جا مي گذارد.اسرائيل براي داشتن اين سامانه فخر زيادي مي فروخت و خود را با آن روئين تن نشان مي داد تا در ضمن بتواند در بازار تسليحاتي جهان دکان خوبي براي آن دست و پا کند، ولي ظرف 48 ساعت ثابت شد که کارايي چنداني ندارد. گذشته از هزينه هاي نظامي که با ورود نيروي زميني و افزايش عمليات نيروهاي هوايي و دريايي بيشتر و بيشترمي شود، اسرائيل بايد به فکر هزينه اقتصادي جنگ هم باشد. کمبود بودجه سبب شد که نتانياهو و همدستانش درپي کاهش بودجه در بخشهاي غيرنظامي برآيند. همين امر موجب بحران شد مجلس را منحل کنند، براي اينکه دولت جديد با ائتلافي تشکيل شود که بتواند با شکل بندي جديد بودجه و تمرکز بر امورات نظامي به زيان امور اجتماعي ، کنار بيايد.هزينه هاي سياسي هم کم نيست .

پذیرش آتش بس به منزله پايان مقاومت نخواهد بود :

دكتر خالد القدومي نماينده رسمي جنبش حماس درايران در مصاحبه اختصاصي با كيهان گفت: در صورت توافق آتش بس با دشمن صهيونيستي اين مسئله به منزله پايان مقاومت نخواهد بود چرا كه هنوز سرزمين فلسطين در اشغال رژيم اسرائيل است و اشغالگري همچنان وجود دارد؛ هنوز قدس شريف به آغوش فلسطين بازنگشته است و 5 ميليون آواره فلسطيني نيز به وطن خود بازنگشته اند. وي با اشاره به تفاوت هاي جنگ كنوني با جنگ 22 روزه سال 2009 نيز گفت: در جنگ 22 روزه تنها موشك هاي قسام با برد 16 كيلومتر در اختيار مقاومت بود درحالي كه درجنگ اخيرحماس، دقت وبرد موشك هاي خود راافزايش داد،ما هواپيماي جنگنده اف 16 وناو جنگي رژيم اسرائيل را هدف قرار داديم كه وزارت جنگ اسرائيل اين خبررا تأييد كرد .

وي ادامه داد: در جنگ كنوني 19 صهيونيست به دليل موشك هاي حماس در اراضي اشغالي كشته شده اند كه 9 نفر ازاين صهيونيست ها نظامي هستند آن چه كه مسلم است درجنگ كنوني موازنه قدرت به نفع جريان مقاومت و به ضرر رژيم صهيونيستي تغيير كرده است .( کیهان : پنجشنبه 2 آ ذر1391 - شماره 20364 )

جان کلام :

تحلیل گران براین باورند که دولت آمريكا و سران اتحاديه اروپا ازاينكه بحران غزه، بحران روزشده است و ناچار بحران سوريه را پس زده و به حاشيه رانده است، نگرانند. بعد ازاعلام آتش‌بس، غزه به فراموشي خواهد رفت وموضوع روزبحران سوريه وجايگاه جمهوري اسلامي ايران در منطقه خواهد شد. آتش‌بس براي بحران غزه، حل اين بحران نيست،‌ بلكه پذيرش شكست محاسبه نتانياهو و دولت ائتلافي او در اسرائيل است كه تا دو ماه آينده انتخابات جديدي درآن انجام خواهد گرفت وبراي كشورهاي غربي وهمراهان آنها درمنطقه بازگشت به بحران سوريه وتقابل با جمهوري اسلامي ايران به شما ر مي‌آيد.

 

پنجشنبه : 2/9/1391- 7محرم الحرام1434- 22نوامبر2012



ارسال توسط افشار

اسلایدر