کالبدشکافی بازی روانی جدید رژیم صهیونیستی و پیامدهای ویرانگر آن در سطح منطقه‌ای و جهانی

از بلوف جنگ رژیم جنایتکار رژیم صهیونی تا هراس اقتصادی

اسدالله افشار

وقتی صدای ترس از دل اقتصاد شنیده می‌شود

در فضای پرتنش کنونی خاورمیانه، تهدیدهای مکرر مقامات سیاسی رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، در نگاه نخست ممکن است امتداد همان الگوی آشنای «جنگ روانی» تلقی شود؛ الگویی که تل‌آویو طی دهه‌ها کوشیده است با اتکا به آن، ضعف‌های راهبردی خود را پنهان و تصویر قدرتی بازدارنده از خویش بازتولید کند.

اما آنچه در گزارش‌های اخیر رسانه‌های عبری(شبکه صهیونیستی«اسرائیل ۲۴») ـ به‌ویژه افشاگری‌های وزارت دارایی اسرائیل ـ آشکار شده، نشانه‌ای از شکافی عمیق میان زبان تهدید سیاسی و واقعیت ناتوانی اقتصادی و امنیتی این رژیم است.

برخلاف تهدیدهای واهی مسئولان سیاسی رژیم صهیونیستی درباره احتمال جنگ با جمهوری اسلامی ایران، مسئولان اقتصادی این رژیم، به شدت بابت خسارات وحشتناک این رژیم، نگران هستند. در تاریخ منازعات خاورمیانه، کمتر پیش آمده است که نهادهای اقتصادی یک رژیم، پیش از نهادهای نظامی آن، زنگ خطر جنگ را به صدا درآورند. رژیم جنایتکارصهیونیستی که همواره کوشیده با ادبیات تهدید، ارعاب و بزرگ‌نمایی قدرت نظامی، معادلات امنیتی منطقه را مدیریت کند، امروز در موقعیتی متفاوت قرار گرفته است؛ موقعیتی که در آن، وزارت دارایی بیش از ستاد ارتش، نگران پیامدهای جنگ است.

گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های عبری، به‌ویژه یدیعوت آحارونوت و معاریو، صرفاً انعکاس یک نگرانی اقتصادی نیست؛ بلکه افشای شکاف عمیق میان گفتار سیاسیِ جنگ‌طلب و واقعیت ناتوانی ساختاری اسرائیل در تحمل یک درگیری راهبردی با ایران است. اینجاست که بازی روانی جدید رژیم صهیونیستی نه‌تنها بی‌اثر، بلکه خطرناک و بحران‌زا می‌شود.

آنچه این روزها از تل‌آویو شنیده می‌شود، صدای قدرت نیست؛ صدای ترس است. وقتی وزارت دارایی یک رژیم بیش از ارتش آن نگران جنگ می‌شود، یعنی هزینه‌ها از توان عبور کرده‌اند. اسرائیل می‌داند که جنگ با ایران، جنگ چند موشک نیست؛ جنگ فروپاشی اقتصاد، امنیت و انسجام اجتماعی است.

تحولات اخیر در گفتمان رسمی و غیررسمی رژیم صهیونیستی، به‌ویژه هشدارهای صریح نهادهای اقتصادی این رژیم درباره تبعات یک درگیری جدید با جمهوری اسلامی ایران، نشان‌دهنده ورود اسرائیل به مرحله‌ای از «ناهمخوانی راهبردی» است؛ مرحله‌ای که در آن، تهدیدهای سیاسی و نظامی دیگر با توان واقعی تحمل جنگ هم‌خوانی ندارد. این یادداشت می‌کوشد با رویکردی میان‌رشته‌ای، ابعاد سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی این وضعیت را بررسی و پیامدهای منطقه‌ای و جهانی آن را تبیین کند.

  1. پارادوکس تهدید ـ ترس | فروپاشی انسجام راهبردی

در نظام‌های عادی، نهادهای اقتصادی تابع تصمیمات سیاسی ـ امنیتی‌اند؛ اما در اسرائیل امروز، ما با پدیده‌ای معکوس روبه‌رو هستیم: اقتصاد، به افشاگر محدودیت‌های سیاست و جنگ تبدیل شده است.

در سطح گفتاررسمی، مقامات سیاسی اسرائیل از «گزینه نظامی» علیه ایران سخن می‌گویند؛ اما هم‌زمان، نهادهای اقتصادی همان رژیم و اظهارات صریح وزارت دارایی اسرائیل که هشدار می‌دهند:

  • هزینه‌های ده‌ها میلیارد شِکِلی جنگ احتمالی؛
  • ناتوانی دولت در تأمین غرامت‌های گسترده؛
  • جنگ جدید، کسری بودجه را به سطح غیرقابل‌کنترل می‌رساند؛
  • دولت ناچار به کاهش شدید بودجه‌های اجتماعی می‌شود؛
  • افزایش مالیات و فشار اقتصادی، نارضایتی داخلی را تشدید می‌کند؛
  • این دوگانگی، نشانه یک واقعیت بنیادین است:

از یک سورژیم صهیونیستی انسجام راهبردی خود را از دست داده است؛

و از سوی دیگرنشان می‌دهد که تصمیم برای جنگ دیگریک انتخاب سیاسی نیست، بلکه یک ریسک فروپاشی اقتصادی است.

2)معنای امنیتی هشدارهای اقتصادی | اعتراف به شکست بازدارندگی

وقتی وزارت دارایی اسرائیل صراحتاً از سناریوی «شلیک انبوه موشک‌های ایران» سخن می‌گوید، در واقع یک گزاره امنیتی را تأیید می‌کند: توان بازدارندگی اسرائیل دیگر مانع اقدام مؤثر ایران نیست.

این اعتراف ضمنی، پیامدهای مهمی دارد:

  • اذعان به ناتوانی سامانه‌های پدافندی در برابر حملات پرتراکم؛
  • پذیرش آسیب‌پذیری مراکز حیاتی نظامی و شهری؛
  • انتقال ترس از نخبگان امنیتی به افکار عمومی؛

در چنین شرایطی، جنگ روانی اسرائیل نه عامل بازدارنده، بلکه نشانه اضطراب راهبردی تلقی می‌شود.

۳) بُعد نظامی | پایان اسطوره «مرکز فرماندهی امن»

خسارات واردشده به کریا (مرکز فرماندهی کل ارتش اسرائیل) و برج‌های مجاور آن( برج‌های لوکس «داوینچی»)، از منظر نظامی معنایی بسیار فراتر از تخریب چند ساختمان دارد.

این تحولات نشان می‌دهد که:

  • مرکز ثقل فرماندهی ارتش اسرائیل، در تیررس مؤثر قرار گرفته؛
  • مفهوم «پشت جبهه امن» عملاً فروپاشیده؛
  • جنگ آینده، جنگ عمق‌ها و مراکز تصمیم‌سازی است.

به بیان دقیق‌تر:

جغرافیای متراکم اسرائیل، از مزیت به تهدید راهبردی تبدیل شده است.

۴) قتصاد جنگ | پاشنه آشیل واقعی اسرائیل

برخلاف تصویرسازی رسانه‌ای، اسرائیل یک «اقتصاد جنگ‌پذیر بلندمدت» نیست.

ویژگی‌های ساختاری آن:

  • اقتصاد خدمات‌محور و فناوری‌محور؛
  • وابستگی شدید به سرمایه‌گذاری خارجی؛
  • شکنندگی روانی بازارها.

اسرائیل یک اقتصاد شکننده، وابسته به سرمایه خارجی و به‌شدت حساس به ناامنی است.

جنگ با ایران به معنای:

  • فرار سرمایه و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی؛
  • افزایش هزینه‌های بیمه، بازسازی و غرامت؛
  • فروپاشی بخش‌هایی از بازار مسکن و خدمات؛
  • فشار مستقیم بر طبقه متوسط و پایین جامعه؛
  • فروپاشی رفاه اجتماعی؛
  • تشدید شکاف دولت ـ ملت.

به‌بیان روشن‌تر:

موشک‌های ایران، فقط ساختمان‌ها را نمی‌زنند؛ منطق اقتصادی اسرائیل را هدف می‌گیرند.

و لذا در این چارچوب:

اقتصاد، پاشنه آشیل واقعی اسرائیل در برابر ایران است، نه توان نظامی.

۵) پیامدهای منطقه‌ای | صدور بحران بقای اسرائیل به خاورمیانه

بازی روانی تل‌آویو، منطقه را وارد وضعیتی پرریسک می‌کند:

  • افزایش احتمال درگیری‌های زنجیره‌ای؛
  • بی‌ثباتی مسیرهای انرژی و تجارت؛
  • تشدید فضای امنیتی و تسلیحاتی در خاورمیانه؛
  • افزایش خطای محاسباتی؛
  • فشار مضاعف بر کشورهای همسایه.

در واقع، اسرائیل با ناتوانی در حل بحران‌های داخلی خود، می‌کوشد هزینه بقا را به کل منطقه تحمیل کند.

این رفتار، نه دفاع مشروع است و نه بازدارندگی؛ بلکه صادرات بحران داخلی به محیط پیرامونی است.

۶) پیامدهای جهانی | تهدیدی فراتر از یک منازعه منطقه‌ای

در سطح بین‌الملل، هرگونه جنگ با ایران:

  • بازار انرژی جهانی را دچار شوک می‌کند؛
  • اقتصاد اروپا و آمریکا را متأثر می‌سازد؛
  • ریسک ژئوپلیتیک جهانی را افزایش می‌دهد؛

از این‌رو:

تهدید اسرائیل علیه ایران، نه مسئله‌ای دوجانبه، بلکه چالشی برای ثبات نظم جهانی است.

7)اسرائیل تهدید می‌کند چون می‌ترسد

آنچه امروز در رسانه‌های عبری دیده می‌شود، اعترافی ناخواسته است:

  • رژیم صهیونیستی بیش از آنکه توان آغاز جنگی بزرگ را داشته باشد، در حال هشدار دادن از ناتوانی خود در تحمل آن است.
  • وقتی اقتصاد یک رژیم، پیش از ارتش آن از جنگ می‌هراسد، آن رژیم پیشاپیش در میدان راهبردی شکست خورده است.
  • داده‌های موجود نشان می‌دهد که جنگ احتمالی با ایران، نه یک گزینه راهبردی، بلکه سناریوی پرهزینه‌ای است که می‌تواند به تسریع افول قدرت اسرائیل منجر شود. از این منظر، جنگ روانی اخیر تل‌آویو بیش از آنکه ابزار بازدارندگی باشد، نشانه اضطراب ساختاری است.

پنجشنبه: 4 / 10 / 1404- 4 رجب 1447- 25 دسامبر 2025

چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: پنجشنبه 4 / 10 / 1404- 06 : 09 شناسه: ۱۱۵۶۷۵

لینک کوتاه: 115675/ https://www.nikru.ir/p

References

1- Allison, G. (2017). Destined for War: Can America and China Escape Thucydides’s Trap? Boston: Houghton Mifflin Harcourt.

2- Arbatov, A. (2022). “Strategic Stability and Missile Proliferation in the Middle East.” Survival, 64(3), 45–66.

3- Biddle, S. (2014). Military Power: Explaining Victory and Defeat in Modern Battle. Princeton: Princeton University Press.

4- Brom, S., & Siboni, G. (2023). “Israel’s Home Front Vulnerability in High-Intensity Conflict.” INSS Strategic Assessment, 26(2), Tel Aviv.

5- Cordesman, A. H. (2020). Iran and Israel: The Strategic Balance and Military Risks. Washington, DC: CSIS.

6- Crocker, C. A., Hampson, F. O., & Aall, P. (2018). Managing Conflict in a World Adrift. Washington, DC: USIP.

7- Delpech, T. (2012). Nuclear Deterrence in the 21st Century. Santa Monica: RAND Corporation.

8- Eisenstadt, M., & Pollack, K. (2022). “Iranian Missile Capabilities and Regional Deterrence.” Middle East Journal, 76(4), 515–536.

9- Financial Stability Reports, Bank of Israel. (2023–2024). Jerusalem.

10-Gartzke, E., & Kroenig, M. (2016). “Nuclear Posture, Nonproliferation Policy, and the Security Dilemma.” Journal of Conflict Resolution, 60(3), 395–423.

11-Haaretz Research Institute. (2023). Economic Costs of Prolonged Conflict in Israel. Tel Aviv.

12-Harel, A. (2024). “The IDF’s Strategic Depth Problem.” Israel Defense Studies Quarterly, 12(1).

13- Institute for National Security Studies (INSS). (2023). Strategic Survey for Israel. Tel Aviv University.

14- Kaldor, M. (2013). New and Old Wars: Organized Violence in a Global Era. Stanford: Stanford University Press.

15-Mearsheimer, J. J. (2001). The Tragedy of Great Power Politics. New York: Norton.

16-Mearsheimer, J. J., & Walt, S. (2007). The Israel Lobby and U.S. Foreign Policy. New York: Farrar, Straus and Giroux.

17-National Security Studies Center – Hebrew University. (2024). Civilian Infrastructure and Missile Threats in Israel.

18-Posen, B. R. (2014). Restraint: A New Foundation for U.S. Grand Strategy. Ithaca: Cornell University Press.

19-RAND Corporation. (2021). Escalation Dynamics in the Middle East. Santa Monica.

20- Rynhold, J., & Waxman, D. (2022). “Ideology, Security, and Israeli Decision-Making.” International Affairs, 98(5), 1541–1560.

21-Sipri Yearbook. (2023–2024). Armaments, Disarmament and International Security. Stockholm.

22-Slavin, B. (2023). “The Global Economic Impact of a War with Iran.” Atlantic Council Issue Brief.

23-Talmadge, C. (2017). “Deterring a Regional Nuclear Power.” International Security, 41(3), 79–118.

24-Zakaria, F. (2008). The Post-American World. New York: W. W. Norton.



ارسال توسط افشار

اسلایدر