نبرد انرژی در آمریکای لاتین: رقابت محور شرق و غرب در قرن بیست‌ویکم

اسدالله افشار

۱.آمریکای لاتین، میدان نبرد ژئو‌انرژتیک نوین

در قرن بیست‌ویکم، آمریکای لاتین از «حیاط خلوت ایالات متحده» به «میدان نبرد ژئو‌انرژتیک میان شرق و غرب» تبدیل شده است. منطقه‌ای که زمانی تنها به‌عنوان منبع مواد خام و زمین حاصل‌خیز شناخته می‌شد، امروز در قلب رقابت قدرت‌های جهانی بر سر انرژی، منابع معدنی و نفوذ ژئوپلیتیکی قرار گرفته است. محور شرق به رهبری چین و روسیه با تکیه بر سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و توافق‌های راهبردی، به‌دنبال تغییر توازن سنتی قدرت در قاره آمریکاست؛ در حالی که ایالات متحده و متحدانش در غرب می‌کوشند با بهره‌گیری از ابزارهای اقتصادی، نظامی و رسانه‌ای، جایگاه پیشین خود را حفظ کنند.(۱)

تحولات اخیر در حوزه انرژی جهانی، به‌ویژه افزایش نیاز به لیتیوم، گاز طبیعی و انرژی‌های تجدیدپذیر، موجب شده آمریکای لاتین بار دیگر به مرکز توجه قدرت‌های بزرگ بازگردد. سه کشور بولیوی، آرژانتین و شیلی که به «مثلث لیتیوم» شهرت یافته‌اند، نزدیک به ۶۰ درصد ذخایر شناخته‌شده این فلز حیاتی را در اختیار دارند.(2) از سوی دیگر، ونزوئلا با داشتن بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان و برزیل به‌عنوان قطب انرژی‌های نو، نقشی تعیین‌کننده در آینده امنیت انرژی جهان یافته‌اند.

این رقابت، صرفاً اقتصادی یا فناورانه نیست؛ بلکه جنبه‌ای ژئواستراتژیک و هویتی دارد. چین با ابتکار «کمربند و جاده» در پی ایجاد شبکه‌ای از وابستگی متقابل اقتصادی در نیمکره غربی است، در حالی که آمریکا با بهره‌گیری از دکترین مهار شرق و احیای پیمان‌های قدیمی، درصدد جلوگیری از این نفوذ است.(3) بدین‌سان، آمریکای لاتین اکنون به صحنه‌ای برای آزمون نظم چندقطبی نوین جهانی تبدیل شده است، نظمی که در آن انرژی نه فقط منبع قدرت اقتصادی، بلکه ابزار سیاست و حاکمیت جهانی به شمار می‌آید.

پیامدهای این نبرد انرژی تنها محدود به قاره آمریکای لاتین نیست. تأثیر آن بر بازار جهانی انرژی، معادلات بریکس، و گذار از سوخت‌های فسیلی به انرژی سبز، موجب شده که تحولات این منطقه در شورای امنیت، گروه ۲۰ و سازمان بریکس‌پلاس به‌صورت مستمر پیگیری شود. در نتیجه، آمریکای لاتین امروز نه یک منطقه پیرامونی، بلکه یکی از محورهای اصلی شکل‌گیری نظم نوین جهانی است.(۴)

۲. پیشینه تاریخی رقابت شرق و غرب در آمریکای لاتین

رقابت قدرت‌های جهانی بر سر آمریکای لاتین ریشه‌ای عمیق در تاریخ معاصر دارد. از قرن نوزدهم، این منطقه نه‌تنها به‌عنوان منبع مواد خام و نیروی کار ارزان، بلکه به‌مثابه عرصه‌ای برای تقابل ایدئولوژیک و ژئواستراتژیک شرق و غرب شناخته شده است. دکترین معروف مونرو (Monroe Doctrine) که در سال ۱۸۲۳ از سوی جیمز مونرو، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده اعلام شد، اساس سیاست خارجی واشنگتن در قبال آمریکای لاتین را شکل داد. این دکترین بر پایه شعار «آمریکا برای آمریکایی‌ها» بنا شد و هدفش جلوگیری از نفوذ قدرت‌های اروپایی در قاره بود، اما در عمل به ابزار سلطه آمریکا بر کشورهای جنوب قاره تبدیل گردید.(۵)

در نیمه نخست قرن بیستم، آمریکا با بهره‌گیری از نفوذ اقتصادی و نظامی خود، دولت‌های وابسته و شبه‌استعماری متعددی را در منطقه تثبیت کرد. کودتاهای سازمان‌یافته توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در گواتمالا (۱۹۵۴)، شیلی (۱۹۷۳) و حمایت از دیکتاتورهای نظامی در آرژانتین، برزیل و پاراگوئه، نمونه‌های بارزی از مداخلات مستقیم واشنگتن در سیاست‌های داخلی آمریکای لاتین بود.(۶) در مقابل، اتحاد جماهیر شوروی نیز از دهه ۱۹۶۰ کوشید تا با نفوذ ایدئولوژیک و حمایت از جنبش‌های چپ‌گرا، بخشی از این قاره را به اردوگاه سوسیالیستی جذب کند؛ نقطه اوج این روند، انقلاب کوبا در سال ۱۹۵۹ و اتحاد هاوانا با مسکو بود.

در دوران جنگ سرد، آمریکای لاتین به میدانی واقعی برای جنگ نیابتی دو ابرقدرت تبدیل شد. از یک‌سو، واشنگتن با استفاده از سیاست‌های امنیتی، نظامی و اقتصادی کوشید تا هرگونه نفوذ کمونیستی را سرکوب کند، و از سوی دیگر، مسکو با حمایت از جنبش‌های چریکی و رهایی‌بخش مانند ساندینیست‌ها در نیکاراگوئه و فارنابوس در السالوادور، تلاش کرد جبهه‌ای ضدامپریالیستی در حیاط خلوت آمریکا ایجاد کند.(۷)

با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، تصور غالب این بود که دوران نفوذ شرق در آمریکای لاتین به پایان رسیده است. اما تحولات دو دهه اخیر، به‌ویژه با ظهور چین و احیای روسیه در نظام بین‌الملل، نشان داد که تاریخ دوباره در حال تکرار است، البته با ابزارهایی متفاوت. چین از اوایل دهه ۲۰۰۰ با گسترش روابط تجاری، سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی، و خرید منابع طبیعی، به بازیگر اصلی در اقتصاد آمریکای لاتین تبدیل شد. هم‌زمان، روسیه با فروش تسلیحات،همکاری‌های نفتی وحضور دیپلماتیک، بازگشت خودرا به منطقه اعلام کرد.(۸)

به این ترتیب، در قرن بیست‌ویکم، آمریکای لاتین بار دیگر در مرکز رقابت شرق و غرب قرار گرفته است. با این تفاوت که رقابت جدید، به‌جای ایدئولوژی و نظامی‌گری، بر محور انرژی، اقتصاد و فناوری‌های نو استوار است. بدین‌سان، میراث تاریخی ستیز قرن بیستم، اکنون در قالب نبرد انرژی تداوم یافته و مسیر آینده قاره را رقم می‌زند.

۳. نقشه انرژی آمریکای لاتین: ذخایر و قدرت‌های انرژی‌زا

آمریکای لاتین را می‌توان یکی از غنی‌ترین مناطق جهان از نظر منابع انرژی دانست؛ منطقه‌ای که نه‌تنها از نفت و گاز سرشار است، بلکه در حوزه لیتیوم، مس، نیکل، انرژی آبی و خورشیدی نیز جایگاهی ممتاز دارد. این تنوع منابع، آمریکای لاتین را به میدان رقابت اقتصادی و فناورانه قدرت‌های بزرگ بدل کرده است.

۳.۱) نفت و گاز: ستون فقرات اقتصاد انرژی منطقه

ونزوئلا، با در اختیار داشتن بیش از ۲۹۸ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده نفت، در صدر کشورهای دارنده منابع نفتی جهان قرار دارد.(۹) با وجود تحریم‌های گسترده آمریکا و سقوط شدید تولید در دهه گذشته، این کشور همچنان یکی از بزرگ‌ترین دارندگان منابع انرژی در جهان است. مکزیک، برزیل و آرژانتین نیز از بازیگران مهم بازار نفت و گاز محسوب می‌شوند. میدان‌های نفتی برزیل در فراساحل آتلانتیک جنوبی (موسوم به پره‌سال Pre-salt) از دهه ۲۰۱۰ به یکی از کانون‌های اصلی سرمایه‌گذاری‌های خارجی تبدیل شد، به‌ویژه از سوی شرکت‌های چینی و روسی.(۱۰)

در حوزه گاز طبیعی، بولیوی و آرژانتین دارای ظرفیت قابل‌توجهی هستند. میدان گازی «وَکا موئرتا» در آرژانتین، دومین ذخیره بزرگ شیل‌گس جهان پس از ایالات متحده است و توان بالقوه این کشور را برای تبدیل شدن به صادرکننده انرژی در دهه‌های آینده افزایش داده است.(۱۱)

۳.۲) لیتیوم و معادن حیاتی: طلای سفید قرن بیست‌ویکم

با آغاز عصر خودروهای برقی و فناوری‌های نو، لیتیوم به یکی از عناصر استراتژیک جهان تبدیل شده است. آمریکای لاتین، به‌ویژه درقالب «مثلث لیتیوم» شامل بولیوی، شیلی وآرژانتین،حدود ۶۰ درصد ذخایر شناخته‌شده لیتیوم جهان را در اختیار دارد.(۱۲) بولیوی به‌تنهایی بیش از ۲۱ میلیون تُن ذخیره قطعی دارد و در سال‌های اخیر قراردادهایی با شرکت‌های چینی مانند «CATL» و روسی نظیر «Rosatom» برای بهره‌برداری از این منابع امضا کرده است. این موضوع، نگرانی شدید واشنگتن را در پی داشته، زیرا آمریکا خود در حوزه استخراج لیتیوم با محدودیت منابع و موانع زیست‌محیطی مواجه است.

۳.۳) انرژی‌های نو و نقش برزیل

برزیل به‌عنوان قدرت بزرگ انرژی پاک درجنوب جهانی، جایگاهی ممتاز یافته است. این کشور در تولید اتانول از نیشکر و انرژی برق‌آبی پیشگام است و حدود ۸۰ درصد برق خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین می‌کند.(۱۳) دولت لولا داسیلوا در سال ۲۰۲۴ نیز برنامه‌ای جامع برای توسعه انرژی خورشیدی در ایالات شمالی و همکاری با چین در ساخت توربین‌های بادی ارائه داد. بدین ترتیب، برزیل نه‌فقط در حوزه انرژی فسیلی، بلکه در مسیر «گذار انرژی» نیز یکی از رهبران منطقه‌ای محسوب می‌شود.

۳.۴) معادلات ژئو‌انرژتیک

این منابع عظیم، سبب شده که آمریکای لاتین به‌طور هم‌زمان هدف نفوذ اقتصادی شرق و عرصه مهار غرب شود. چین در ده سال اخیر بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار در زیرساخت‌های انرژی و معدنی آمریکای لاتین سرمایه‌گذاری کرده، در حالی که ایالات متحده و اروپا با سیاست‌های جدید تحریمی، بانکی و زیست‌محیطی، تلاش دارند تا از وابستگی استراتژیک کشورهای منطقه به شرق جلوگیری کنند. به این ترتیب، نقشه انرژی آمریکای لاتین دیگر صرفاً یک نقشه منابع نیست؛ بلکه نقشه‌ای از رقابت ژئواستراتژیک برای آینده انرژی جهان است.

۴. راهبرد چین و روسیه: نفوذ نرم محور شرق در انرژی قاره جنوب

در قرن بیست‌ویکم، چین و روسیه به‌تدریج راهبردی چندلایه برای حضور در آمریکای لاتین طراحی کردند که می‌توان آن را دیپلماسی انرژی و نفوذ نرم ژئو‌اقتصادی نامید. هدف مشترک این دو قدرت، ایجاد شبکه‌ای از همکاری‌های اقتصادی، فناورانه و زیرساختی است که بتواند نفوذ تاریخی ایالات متحده را کاهش داده و موازنه قدرت جهانی را به سود شرق تغییر دهد.(۱۴)

۴.۱) چین و ابتکار کمربند و جاده در آمریکای لاتین

چین از اوایل دهه ۲۰۰۰ با راه‌اندازی طرح «کمربند و جاده» (BRI) در آمریکای لاتین، تلاش کرد حضور اقتصادی خود را از قالب تجاری به سطح راهبردی و انرژی‌محور ارتقا دهد. امروزه بیش از ۲۱ کشور از ۳۳ کشور آمریکای لاتین و حوزه کارائیب به این طرح پیوسته‌اند. چین در قالب این ابتکار، پروژه‌های متعددی در حوزه انرژی اجرا کرده است:

  • ساخت نیروگاه‌های برق‌آبی در اکوادور و بولیوی،
  • سرمایه‌گذاری در پالایشگاه‌های ونزوئلا،
  • خرید سهام شرکت‌های نفتی برزیل (پتروبراس)،
  • و ایجاد زیرساخت‌های حمل‌ونقل برای صادرات لیتیوم بولیوی و آرژانتین به شرق آسیا. (۱۵)

در سال ۲۰۲۴، حجم مبادلات چین با آمریکای لاتین به بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار رسید، که بخش عمده آن در حوزه انرژی و مواد خام بود. برخلاف مدل مداخله‌گرایانه آمریکا، چین از مدل همکاری برد-برد استفاده می‌کند؛ یعنی تأمین سرمایه و فناوری در ازای دسترسی بلندمدت به منابع انرژی. این الگو موجب شده بسیاری از دولت‌های چپ‌گرای منطقه (همچون بولیوی، ونزوئلا و برزیل) چین را شریک مطمئن‌تری نسبت به غرب بدانند.(۱۶)

۴.۲) روسیه و دیپلماسی انرژی نظامی

روسیه نیز با تکیه بر شرکت‌های انرژی دولتی همچون گازپروم و روس‌نفت، به‌ویژه از زمان دولت پوتین، جایگاه خود را در منطقه تثبیت کرده است. ونزوئلا، نیکاراگوئه و کوبا از متحدان سنتی روسیه به شمار می‌آیند. همکاری مسکو با کاراکاس در استخراج نفت سنگین حوزه «اورینوکو»، و همچنین قراردادهای نظامی و نفتی با نیکاراگوئه و بولیوی، بخشی از راهبرد تلفیق امنیت و انرژی روسیه در قاره جنوب است.(۱۷)

از سوی دیگر، روسیه در سال‌های اخیر با راه‌اندازی «انجمن گفت‌وگوی انرژی روسیه-آمریکای لاتی» (Russian-Latin Energy Forum) کوشیده است تا پیوندهای رسمی و نهادینه در حوزه سیاست‌گذاری انرژی ایجاد کند. این اقدام، به‌ویژه پس از تحریم‌های گسترده غرب علیه روسیه در پی جنگ اوکراین، برای مسکو اهمیت مضاعف یافت؛ چرا که آمریکای لاتین اکنون یکی از معدود مناطقی است که فضای تعامل باز با روسیه را حفظ کرده است.

۴.۳) بریکس و هم‌افزایی راهبردی شرق در قاره جنوب

یکی از محورهای کلیدی در راهبرد چین و روسیه، استفاده از سازوکار بریکس به‌عنوان سکوی نفوذ مشترک است. عضویت برزیل در بریکس و پیوستن آرژانتین به بریکس‌پلاس، زمینه همکاری گسترده در بخش انرژی، بانک توسعه جدید (NDB) و پروژه‌های مشترک لیتیوم را فراهم کرده است.(۱۸) در واقع، بریکس بستری ایجاد کرده تا کشورهای آمریکای لاتین بتوانند بدون وابستگی به دلار و نهادهای مالی غربی، مبادلات انرژی و مالی خود را انجام دهند. این روند، تهدیدی مستقیم برای سلطه مالی آمریکا بر نظام اقتصادی جهان محسوب می‌شود.

۴.۴) دیپلماسی فرهنگی و رسانه‌ای

در کنار اقتصاد و انرژی، چین و روسیه از ابزارهای نرم نیز برای تعمیق حضور خود در منطقه استفاده کرده‌اند. رسانه‌هایی چون CGTN América و RT en Español در آمریکای لاتین نفوذ چشمگیری یافته‌اند و روایت‌هایی متفاوت از رسانه‌های غربی درباره نظم جهانی، نقش بریکس و عملکرد ایالات متحده ارائه می‌کنند. این نفوذ فرهنگی، در کنار سرمایه‌گذاری اقتصادی، نوعی قدرت نرم ترکیبی ایجاد کرده است که بر ذهن و سیاست نخبگان منطقه تأثیرگذار است. (۱۹)

در مجموع، راهبرد چین و روسیه در آمریکای لاتین بر پایه ترکیب قدرت سخت و نرم، و جایگزینی مدل سلطه‌گرایانه آمریکا با همکاری‌های متقابل انرژی‌محور است. این الگو نه‌تنها مناسبات اقتصادی منطقه را دگرگون کرده، بلکه به‌صورت بنیادین ساختار قدرت در نیمکره غربی را در حال بازتعریف قرار داده است.

۵. نقش چین و روسیه در بازتعریف انرژی آمریکای لاتین

حضور چین و روسیه در آمریکای لاتین نه تنها جنبه اقتصادی دارد، بلکه بخشی از راهبرد کلان مقابله با سلطه انرژی آمریکا نیز به‌شمار می‌رود. چین از سال ۲۰۱۰ تاکنون بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مستقیم در بخش نفت، گاز، برق و زیرساخت‌های انرژی این منطقه انجام داده است. پکن، از طریق شرکت‌های دولتی مانند CNPC، Sinopec و State Grid Corporation of China، در کشورهای ونزوئلا، آرژانتین، برزیل و بولیوی نفوذ ساختاریافته‌ای ایجاد کرده است.

روسیه نیز از مسیر همکاری‌های نظامی و فناوری انرژی، به‌ویژه در ونزوئلا و نیکاراگوئه، حضور خود را تثبیت کرده است. شرکت‌های روسی همچون Rosneft و Gazprom نه‌تنها در استخراج نفت ونزوئلا نقش دارند، بلکه در پروژه‌های گازی بولیوی و توسعه پالایشگاه‌ها در کوبا نیز سهیم‌اند. این همکاری‌ها سبب شده تا آمریکای لاتین، به‌تدریج به حلقه‌ای اززنجیره انرژی اوراسیایی متصل گردد؛ حلقه‌ای که درچارچوب سازمان همکاری شانگهای و بریکس، عملاً نظم انرژی چندقطبی را تقویت می‌کند.

به‌علاوه، حضور این دو قدرت موجب تغییر موازنه ژئوپلیتیکی انرژی شده است؛ زیرا اکنون صادرات انرژی از آمریکای لاتین صرفاً به آمریکا محدود نیست، بلکه مسیرهای جدیدی به سمت آسیا، آفریقا و حتی خاورمیانه گشوده شده‌اند. این امر وابستگی تاریخی آمریکای لاتین به ایالات متحده را کاهش داده و فرصت استقلال راهبردی را فراهم کرده است.

۶. ایالات متحده و بحران نفوذ انرژی در نیمکره غربی

واشنگتن از زمان دکترین مونرو (۱۸۲۳) همواره آمریکای لاتین را حیاط خلوت خود دانسته است. اما در قرن بیست‌ویکم، این دکترین به‌ویژه در حوزه انرژی با چالش جدی مواجه شده است.

سیاست‌های متناقض آمریکا در قبال محیط‌زیست، تحریم‌های یک‌جانبه علیه کشورهایی مانند ونزوئلا، و بی‌اعتمادی دولت‌های چپ‌گرا نسبت به واشنگتن، باعث افول نقش آمریکا در بازار انرژی منطقه گردیده است.

در پاسخ، آمریکا تلاش کرده از طریق توافق‌های جدید تجاری نظیر USMCA) ) و برنامه‌های انرژی پاک، نفوذ از دست‌رفته خود را بازیابد. بااین‌حال، این اقدامات نتوانسته مانع نفوذ چین و روسیه شود. حتی برخی متحدان واشنگتن مانند مکزیک و کلمبیا نیز به‌سوی تنوع‌بخشی شرکای انرژی خود حرکت کرده‌اند.

از منظر امنیت انرژی، کاهش کنترل آمریکا بر منابع نفتی ونزوئلا و حوزه‌های گازی بولیوی، تهدیدی برای توازن قوا در نیمکره غربی تلقی می‌شود. درواقع، واشنگتن اکنون نه تنها در خاورمیانه بلکه در «پشت حیاط» خود نیز با رقابت ژئواستراتژیک روبه‌روست.

۷. تأثیرات ژئوپلیتیکی نبرد انرژی در منطقه آمریکای لاتین

تحولات انرژی در آمریکای لاتین در دهه اخیر سبب شده تا ساختار سیاسی و ژئوپلیتیکی منطقه دچار دگرگونی شود. کشورهایی مانند ونزوئلا، بولیوی، برزیل و آرژانتین با تکیه بر منابع غنی خود در نفت، گاز و لیتیوم، سیاست خارجی مستقلی از واشنگتن در پیش گرفته‌اند. این تغییر رویکرد، به‌ویژه در قالب همکاری با چین و روسیه، موجب شکل‌گیری «محور انرژی جنوب» شده است.

به‌طور مشخص، اتحاد میان ونزوئلا و روسیه در حوزه نفت و میان بولیوی و چین در حوزه لیتیوم، زمینه را برای پیدایش نظم جدید انرژی فراهم کرده است. حضور ایران نیز در پروژه‌های پتروشیمی ونزوئلا، بُعدی تازه به این تعاملات افزوده است. چنین همکاری‌هایی، به‌ویژه در دوره تحریم‌های آمریکا علیه هر سه کشور، نشان‌دهنده فروپاشی تدریجی نظام تک‌قطبی انرژی است.

از سوی دیگر، این تحولات منجر به افزایش همگرایی سیاسی میان دولت‌های چپ‌گرا در منطقه، مانند دولت‌های ونزوئلا، نیکاراگوئه، بولیوی و کوبا شده است. در سطح امنیتی نیز، افزایش حضور فناوری‌های انرژی چین در زیرساخت‌های برق و حمل‌ونقل کشورهای منطقه، نگرانی‌های امنیتی برای ایالات متحده ایجاد کرده است؛ زیرا این نفوذ می‌تواند ابزار فشار سیاسی و اقتصادی جدیدی علیه واشنگتن باشد.

۸. پیامدهای بین‌المللی نبرد انرژی در آمریکای لاتین

رقابت انرژی در آمریکای لاتین تأثیری فراتر از مرزهای منطقه‌ای دارد. از منظر بین‌المللی، این روند باعث چندقطبی شدن بازار انرژی جهانی شده است.

چین اکنون به یکی از بزرگ‌ترین خریداران نفت خام ونزوئلا و برزیل تبدیل شده، در حالی که روسیه با صادرات فناوری‌های انرژی و تأمین تسلیحات، نفوذ راهبردی خود را در آمریکای لاتین تثبیت کرده است.

اتحادیه اروپا نیز در واکنش به این تحولات، درصدد تنوع‌بخشی به منابع واردات لیتیوم و گاز از کشورهای آمریکای لاتین برآمده است، تا وابستگی خود به روسیه را پس از بحران اوکراین کاهش دهد. درنتیجه، آمریکای لاتین به عرصه‌ای برای رقابت هم‌زمان سه بلوک قدرت جهانی شرق (چین و روسیه)، غرب (آمریکا و اروپا) و جنوب (کشورهای درحال‌توسعه) تبدیل شده است.

افزون بر این، تشکیل ائتلاف‌هایی مانند بریکس پلاس و ابتکار کمربند و راه، موجب پیوند ژئواکونومیک آمریکای لاتین با آسیا و آفریقا شده و موقعیت ژئوپلیتیکی آن را ارتقاء داده است. ازاین‌رو، نبرد انرژی در آمریکای لاتین درواقع بخشی از رقابت کلان برای تعریف نظم نوین جهانی است.

۹. آینده رقابت شرق و غرب در آمریکای لاتین

در قرن بیست‌ویکم، چشم‌انداز نبرد انرژی در آمریکای لاتین به‌سوی رقابت پیچیده‌تر و هوشمندانه‌تر در حرکت است. چین در حال گذار از «دیپلماسی وام» به «دیپلماسی فناوری و انرژی پاک» است؛ یعنی با سرمایه‌گذاری در انرژی‌های خورشیدی، بادی و لیتیومی، آینده انرژی منطقه را هدف گرفته است.

در مقابل، آمریکا نیز به‌تازگی راهبردی موسوم به Energy Partnership for the Americas (EPA) را با هدف مقابله با نفوذ چین آغاز کرده است. این طرح بر همکاری با کشورهای میانه‌رو مانند برزیل، شیلی و کلمبیا تمرکز دارد و تلاش دارد مسیرهای صادرات انرژی به اروپا و آسیا را از کنترل شرق خارج کند.

بااین‌حال، آنچه مسلم است، تغییر موازنه تاریخی قدرت در آمریکای لاتین است. منطقه‌ای که روزگاری تحت سیطره کامل واشنگتن بود، اکنون با محوریت همکاری جنوبجنوب و حمایت بریکس، به بازیگری مستقل در معادلات انرژی جهان بدل می‌شود. آینده این نبرد، نه تنها در میادین نفتی و گازی، بلکه در قلمرو لیتیوم و انرژی‌های نو تعیین خواهد شد.

۱۰. نتیجه‌گیری: آمریکای لاتین در آستانه نظم انرژی چندقطبی

نبرد انرژی در آمریکای لاتین، بازتابی از گذار تاریخی از نظم تک‌قطبی آمریکا به نظم چندقطبی جهانی است.

رقابت میان محور شرق (چین، روسیه و متحدانشان) و محور غرب (آمریکا و اروپا) در این منطقه، نه‌تنها بر ساختار بازار انرژی، بلکه بر مسیر تحولات سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی جهان تأثیرگذار است.

در این میان، کشورهای آمریکای لاتین دیگر صرفاً «میدان رقابت» نیستند، بلکه به بازیگرانی فعال و تعیین‌کننده در معادله انرژی جهانی تبدیل شده‌اند. منابع لیتیوم در بولیوی، نفت سنگین ونزوئلا، انرژی تجدیدپذیر در شیلی و فناوری انرژی پاک در برزیل، شالوده نظم نوینی است که در قرن بیست‌ویکم در حال شکل‌گیری است.

در نتیجه، آمریکای لاتین اکنون نه در حاشیه، بلکه در قلب نبرد انرژی جهان ایستاده است؛ نبردی که سرنوشت ژئوپلیتیک قرن جدید را رقم خواهد زد.

سه شنبه: ۶ / ۰۸ / ۱۴۰۴- ۶ جمادی الاول ۱۴۴۷- ۲۸ اکتبر ۲۰۲۵

چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: چهارشنبه 7 / 08 / 1404- 29 : 04 شناسه: ۱۱۴۱۷۰

لینک کوتاه: 114170 https://www.nikru.ir/p/

پانویس‌ها

1-Friedman, George. The Next 100 Years: A Forecast for the 21st Century. Anchor Books, 2009.

2-International Energy Agency (IEA), Global Critical Minerals Outlook 2024, Paris: IEA Publications, 2024.

3-Nye, Joseph S. Soft Power: The Means to Success in World Politics. Public Affairs, 2004.

4-Stuenkel, Oliver. Post-Western World: How Emerging Powers Are Remaking Global Order. Polity Press, 2016.

5- Smith, Peter H. Talons of the Eagle: Latin America, the United States, and the World. Oxford University Press, 2018.

6-Kinzer, Stephen. Overthrow: America's Century of Regime Change from Hawaii to Iraq. Henry Holt & Company, 2006.

7-Chomsky, Noam. Hegemony or Survival: America's Quest for Global Dominance. Metropolitan Books, 2003.

8-Ellis, R. Evan. China in Latin America: The Whats and Wherefores. Lynne Rienner Publishers, 2009.

9-OPEC Annual Statistical Bulletin, 2024.

10-U.S. Energy Information Administration (EIA), Brazil Oil Sector Overview, 2024.

11-Reuters, Argentina’s Vaca Muerta Gas Field Expands Production, April 2024.

12-World Bank, Lithium in Latin America: Opportunities and Challenges, Washington D.C., 2023.

13-International Renewable Energy Agency (IRENA), Brazil Renewable Energy Report 2024.

14- Ellis, R. Evan. China, Russia, and the United States in Latin America: A Strategic Competition. U.S. Army War College Press, 2023.

15-The Economist, China’s Belt and Road Expands in Latin America, March 2024.

16-Gallagher, Kevin. The China Triangle: Latin America’s China Boom and the Fate of the Washington Consensus. Oxford University Press, 2016.

17-Kofman, Michael. Russia’s Strategic Partnerships in the Western Hemisphere, CNA Analysis, 2023.

18-BRICS Secretariat, Energy Cooperation and Investment Report, 2024.

19-Nye, Joseph S. Soft Power Revisited: The Future of Power in the 21st Century. Harvard Kennedy School, 2022.

منابع

1-Aguilar, M. (2022). China’s Energy Strategy in Latin America. Routledge.

2- Briceno, J. (2021). Russian Energy Diplomacy in the Western Hemisphere. Brookings Institution.

3-Fernández, L. (2023). Energy Security and Multipolarity in Latin America. Springer.

4-Gonzalez, P. (2020). The Lithium Triangle: Global Implications of Latin American Resources. Palgrave Macmillan.

5-Harris, J. (2024). U.S. Declining Influence in Latin America’s Energy Sector. Foreign Affairs.

6-López, A. (2023). BRICS and the New Energy Order. Cambridge University Press.

7-Medeiros, R. (2022). Geopolitics of Renewable Energy in South America. Oxford University Press.

8-Navarro, C. (2024). Energy Transitions and the Belt and Road Initiative in Latin America. LSE Energy Policy Review.

9-Torres, E. (2023). Energy Multipolarity: Latin America’s Strategic Pivot. Global Policy Journal.



ارسال توسط افشار

اسلایدر