پیامدهای سقوطِ دولتِ فرانسه

اسدالله افشار

سقوط دولت فرانسه در روز دوشنبه ۸ سپتامبر۲۰۲۵( 17 شهریور1404) و آغاز اعتراضات گسترده در روز پنجشنبه۱۸سپتامبر( 27 شهریور 1404)، بحرانی کم‌سابقه در عرصه سیاسی و اجتماعی این کشور رقم زده است. جنبش «Bloquons tout» با حضور صدها هزار نفر، نشانه‌ای از خشم عمیق نسبت به سیاست‌های ریاضتی، کاهش اعتماد عمومی به نخبگان و فشارهای اقتصادی ناشی از افت رتبه اعتباری بود.

در سه روز نخست اعتراضات، مدارس و حمل‌ونقل فلج شدند و تنش میان معترضان و نیروهای امنیتی شدت گرفت. رسانه‌های بین‌المللی این بحران را آغازگر«پاییزی طولانی»توصیف کرده‌اند که می‌تواند آینده دولت تازه ‌منصوب را به خطر اندازد. از سوی دیگر، رسانه‌های عربی و خاورمیانه‌ای نیز پیامدهای احتمالی بحران را بر نقش منطقه‌ای و بین‌المللی فرانسه مورد توجه قرار داده‌اند.

این تحولات نشان می‌دهد که بحران فعلی صرفاً یک چالش سیاسی مقطعی نیست، بلکه بازتابی از شکاف ساختاری میان جامعه و حاکمیت است و می‌تواند ثبات نظام سیاسی فرانسه را در درازمدت تهدید کند؛ ولذا باز تأکید می شود سقوط دولت و آشوب‌های خیابانی درفرانسه صرفاً یک رویداد سیاسی نیست، بلکه تبعات گسترده‌ای درحوزه های اقتصادی، امنیتی، نظامی و جایگاه بین‌المللی این کشور دارد که به برخی از این تبعات؛ اشاراتی کوتاه خواهیم داشت:

۱. فرار سرمایه و کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی

سرمایه‌گذاران همواره به دنبال محیطی باثبات و قابل پیش‌بینی هستند. بحران‌های سیاسی و امنیتی اخیر فرانسه باعث شده بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی پروژه‌های توسعه‌ای خود را به حالت تعلیق درآورند یا به کشورهای همسایه اروپایی انتقال دهند. کاهش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، به‌ویژه در حوزه‌های فناوری پیشرفته و انرژی‌های نو، چشم‌انداز رشد اقتصادی فرانسه را تیره کرده است.

۲. ضربه به گردشگری

فرانسه یکی از قطب‌های اصلی گردشگری جهان است؛ اما تصاویر آتش‌سوزی‌ها، درگیری‌ها و خشونت‌های خیابانی، موجب لغو گسترده سفرها شده است. کاهش ورود گردشگران نه تنها بخش خدمات و هتل‌داری را دچار رکود کرده، بلکه درآمد ارزی فرانسه را نیز با تهدیدی جدی روبه‌رو ساخته است.

۳. فشار بر بودجه عمومی

دولت فرانسه برای مهار بحران مجبور به افزایش هزینه‌های امنیتی و نظامی شده است. از سوی دیگر، کاهش مالیات‌های دریافتی به دلیل رکود بخش خصوصی، کسری بودجه را تشدید کرده است. این کسری، پاریس را بیش از پیش به وام‌گیری از اتحادیه اروپا و بانک‌های جهانی وابسته کرده و زمینه‌ساز افزایش بدهی عمومی خواهد شد.

۴. بحران اجتماعی و بیکاری

تعطیلی کسب‌وکارها، کاهش تولید و رکود گردشگری، نرخ بیکاری را به‌ویژه در میان جوانان افزایش داده است. این بیکاری خود عاملی برای گسترش اعتراضات اجتماعی و تشدید چرخه ناآرامی خواهد بود.

۵. تضعیف موقعیت فرانسه در اتحادیه اروپا

بحران اقتصادی و سیاسی داخلی، نفوذ فرانسه در تصمیم‌گیری‌های کلان اتحادیه اروپا را کاهش می‌دهد. کشورهای عضو، پاریس را به‌عنوان شریکی ضعیف و گرفتار مسائل داخلی خواهند دید و این می‌تواند دست آلمان و دیگر قدرت‌ها را برای شکل‌دهی به آینده اروپا بازتر کند.

این شرایط نشان می‌دهد که بحران فرانسه نه تنها یک شکست سیاسی برای ماکرون است، بلکه به‌صورت مستقیم آینده اقتصادی این کشور را با خطر رکود و حاشیه‌نشینی در ساختار اتحادیه اروپا گره زده است.

6. فرسایش توان امنیت داخلی

بحران‌های خیابانی اخیر موجب فرسودگی ساختارهای امنیتی فرانسه شده است. پلیس، ژاندارمری و نیروهای ویژه به‌طور مستمر درگیرکنترل شورش‌ها هستند واین فشار مداوم باعث کاهش کارآمدی عملیاتی و روحیه نیروهای امنیتی می‌شود. این مسئله خطر افزایش جرم و جنایت سازمان‌یافته و حتی فعالیت گروه‌های تروریستی داخلی و خارجی را بیشتر کرده است.

7. تهدید انسجام ارتش فرانسه

ارتش فرانسه به عنوان ستون امنیت ملی، اکنون در موقعیت دشواری قرار دارد. بخشی از نیروهای نظامی از ورود به عرصه سیاست برحذرند، اما فشار برای استفاده از ارتش در کنترل اعتراضات می‌تواند موجب نارضایتی بدنه نظامی شود. این وضعیت یادآور بحران‌های دهه ۱۹۵۰ در جریان جنگ الجزایر است که ارتش فرانسه را دچار دوگانگی سیاسی-نظامی کرد.

8. کاهش اعتبار امنیتی در اروپا

فرانسه یکی از قدرت‌های نظامی اصلی اتحادیه اروپاست و در کنار آلمان نقش محوری در امنیت قاره دارد. با شدت‌گیری بحران داخلی، توان پاریس برای ایفای نقش فعال در مأموریت‌های نظامی اتحادیه و ناتو کاهش می‌یابد. این خلأ ممکن است توسط آلمان یا حتی لهستان پر شود و جایگاه فرانسه به‌عنوان «قدرت دوم اروپا» تضعیف گردد.

9. تأثیر بر مأموریت‌های ناتو

فرانسه در سال‌های اخیر مشارکت گسترده‌ای در مأموریت‌های ناتو از اوکراین گرفته تا آفریقا داشته است. بحران داخلی، تمرکز دولت و ارتش را از این مأموریت‌ها منحرف می‌کند. در نتیجه، واشنگتن و بروکسل به این نتیجه می‌رسند که نمی‌توانند در بلندمدت روی توان فرانسه حساب کنند. این امر به تقویت بیشتر نقش آمریکا و تا حدی بریتانیا در ساختار ناتو خواهد انجامید.

10. افزایش خطر عملیات تروریستی

ضعف ساختارهای امنیتی و مشغول شدن نیروها به بحران داخلی، می‌تواند فرصتی برای گروه‌های افراطی فراهم کند. فرانسه از دیرباز هدف حملات داعش و القاعده بوده است. در شرایط کنونی، احتمال وقوع عملیات تروریستی گسترده در پاریس یا دیگر شهرها افزایش می‌یابد که خود بحران را پیچیده‌تر خواهد کرد.

11. پیامدهای ژئوپلیتیکی

ناتوانی فرانسه در مدیریت بحران داخلی و ایفای نقش بین‌المللی، برای رقبایی چون روسیه و چین یک امتیاز محسوب می‌شود. از یک سو مسکو می‌تواند از تضعیف جبهه واحد اروپایی-آتلانتیکی در اوکراین بهره‌مند شود، و از سوی دیگر پکن جایگاه خود را در آفریقا، جایی که حضور فرانسه کمرنگ شده، تقویت خواهد کرد.

به این ترتیب، بحران داخلی فرانسه نه تنها امنیت ملی این کشور را به چالش کشیده بلکه به‌طور مستقیم اعتبار نظامی و موقعیت آن در ناتو و اتحادیه اروپا را تضعیف کرده است.

دوشنبه: 31 / 06 / 1404- 29 ربیع الاول 1447- 22 سپتامبر 2025

چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: دوشنبه 31 / 06 / 1404- 12 : 09 شناسه: ۱۱۲۸۱۱

لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/112811



ارسال توسط افشار

اسلایدر