تأملی بر حضور راهبردی پزشکیان در اجلاس شانگهای
اسدالله افشار
اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بندرتیانجین چین (۹ و۱۰ شهریور ۱۴۰۴) در شرایطی برگزار میشود که فضای ژئوپلیتیک جهان بیش از هر زمان دیگر قطبی و شکننده است. از یکسو، بلوک شرق به رهبری چین و روسیه در تلاش است تا نظمی چندقطبی را تثبیت کند و از سوی دیگر، غرب بهویژه آمریکا و تروئیکای اروپایی با بهرهگیری ازابزارهای فشارو سازوکارهایی مانند «مکانیسم ماشه» میکوشند ایران را تحت شدیدترین محدودیتهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار دهند.
در چنین بزنگاهی، حضورمسعود پزشکیان،رئیسجمهور ایران، در اجلاس شانگهای نه یک سفر عادی دیپلماتیک، بلکه نشانهای راهبردی از تلاش تهران برای تقویت عمق راهبردی خود در شرق، کاستن از فشارهای تحریمی، و نشان دادن ظرفیت جایگزین در برابرانسدادهای غربی است. همزمان، مقام معظم رهبری نیز بر ضرورت «عملیاتی شدن سند همکاری راهبردی ۲۵ ساله با چین»[1] تأکید کرده که این همزمانی، بار سیاسی و نمادین حضور ایران در شانگهای را دوچندان ساخته است.
از این منظر، باید پرسید: اجلاس شانگهای برای ایران چه فرصتی میآفریند، چه تهدیدهایی دارد، و دولت پزشکیان چگونه میتواند از این میدان چندجانبه برای تعدیل آثار مکانیسم ماشه بهره گیرد؟
پیشینه سازمان همکاری شانگهای و جایگاه ایران
شناخت جایگاه ایران در اجلاس شانگهای مستلزم مروری کوتاه بر خاستگاه و اهداف این سازمان است. شانگهای در دو دهه گذشته به بستری برای همکاری امنیتی و اقتصادی غیرغربی تبدیل شده است.
سازمان همکاری شانگهای (SCO) در سال ۲۰۰۱ میلادی با محوریت چین و روسیه تأسیس شد و امروز یکی از مهمترین بسترهای چندجانبه در اوراسیا است. همان گونه که بیان شد هدف اصلی آن، همکاری امنیتی، مقابله با افراطگرایی و توسعه اقتصادی در قالبی غیرغربی است.
ایران از سال ۲۰۰۵ به عنوان ناظر در این سازمان حضور داشت و نهایتاً در سال ۲۰۲۱ عضویت دائم آن پذیرفته شد. عضویت ایران، به لحاظ ژئوپلیتیک «کریدور شمال–جنوب» و دسترسی به آبهای آزاد را به شانگهای پیوند میزند و تهران را به «حلقه اتصال شرق و غرب آسیا» بدل میکند.
صحنهی بازی: شانگهایِ ۲۰۲۵ در تیانجین
اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای ۳۱ اوت و ۱ سپتامبر ۲۰۲5 / یکشنبه و دوشنبه 9و ۱۰ شهریور ماه سال جاری در تیانجینِ چین؛ با حضور رهبرانِ چین و روسیه و نیز رهبران متعددی از جمله ایران برگزار می شود. این دور، بهصراحت با محور «نظم چندقطبی» و نمایش همگرایی پکن–مسکو قاببندی شده است.
رسانههای بینالمللی از حضور پوتین و مودی و مقیاس کمسابقه نشست خبر دادهاند؛ و رسانهی چینی (CGTN) ورود آقای مسعود پزشکیان به تیانجین را تأیید کرده است. این سطح از «نمایش حضور» برای تهران، در میانهی فشارهای تحریمی، خود یک پیام سیاسی است.
لحظهی حساس: همزمانی با «مکانیسم ماشه»
مکانیسم ماشه بهعنوان یکی از جدیترین ابزارهای فشار غرب بر ایران، درست در آستانه اجلاس شانگهای فعال شد. این همزمانی، بُعدی کاملاً سیاسی به سفر پزشکیان بخشیده است.
مکانیسم ماشه (Snapback) سازوکاری در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل است که به سه کشور اروپایی (E3) اجازه میدهد در صورت نقض برجام از سوی ایران، همه تحریمهای پیشین شورای امنیت را بازگردانند.
سه کشور اروپایی (E3) مسیر بازاعمال/اسنپبکِ تحریمهای ایران را کلید زدهاند؛ اقدامی که- به روایت تحلیلها- ریسک تشدید بحران هستهای و سختتر شدن دیپلماسی را بالا میبرد و با واکنش تند روسیه و چین مواجه شده است.
فعالسازی این مکانیسم در آستانه اجلاس شانگهای، عملاً «پشت صحنهای» برای نشست فراهم کرده است: غرب بر فشارها میافزاید و ایران به دنبال نشان دادن آلترناتیوهای شرقی برای مهار این فشار است. چین و روسیه نیز مخالفت خود را با این اقدام اروپا و آمریکا اعلام کردهاند و این موضوع خود به یکی از محورهای گفتوگو در شانگهای بدل شده است.
برای ایران، شانگهای سکویی برای مقابله نمادین با انزوای ناشی از مکانیسم ماشه محسوب میشود.
پیام ضمنی برای تهران: «هزینه تعامل با غرب بالا رفته، مزایای شرق باید ملموس شود».
پازل تهران–پکن: از «اعلام» تا «عملیاتیسازی»
سند ۲۵ ساله ایران و چین که در سال ۲۰۲۱ امضا شد، در نگاه تهران ابزاری برای خنثیسازی فشار غرب و تأمین سرمایهگذاری بلندمدت است. اما تحقق آن تاکنون با کندی همراه بوده است.
سند همکاری راهبردی ایران و چین در سال ۲۰۲۱ امضا شد، اما بیشتر آن تاکنون در حد چارچوب باقی مانده است. اکنون تأکید مقام معظم رهبری بر «عملیاتیسازی» این سند، پیامی دوگانه دارد:
۱) به پکن: تهران انتظار دارد فراتر از شعار، پروژههای ملموس در حوزه انرژی، زیرساخت و فناوری وارد فاز اجرایی شود.
۲) به غرب: ایران میتواند از «ظرفیت چین» برای بیاثر کردن تحریمها بهره گیرد.
اکنون مطالبهی تهران، انتقال سریع از «بیانیه» به «پروژههای قابل لمس» است.
اهمیت توئیت رهبرمعظم انقلاب و پیامهای راهبردی آن
توئیت رهبر معظم انقلاب در آستانه سفر رئیسجمهور به چین، که درآن بر«ضرورت عملیاتی شدن سند همکاری راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین» تأکید شد، صرفاً یک یادآوری دیپلماتیک نبود؛ بلکه چند پیام چندلایه داشت:
۱) پیام به چین
ایران انتظار دارد که پکن از مرحله «تفاهمهای کلی» به مرحله «پروژههای عملیاتی» گذر کند. تاکنون بسیاری از بندهای سند ۲۵ ساله بیشتر حالت نمادین داشته و وارد فاز اجرایی نشده است. این توئیت درواقع فشار علنی به چین بود که «اعتبار ایران» در گروی سرعتبخشیدن به اجرای واقعی توافقات است.
۲) پیام به غرب
با توجه به فعالسازی مکانیسم ماشه، این توئیت نشان داد که تهران نهتنها عقبنشینی نمیکند، بلکه «گزینههای جایگزین شرقی» را روی میز دارد. بدین معنا، ایران میخواهد به اروپا و آمریکا بفهماند که در شرایط انزوای ناشی از اسنپبک، میتواند روی محور شرق حساب باز کند.
۳) پیام به افکار عمومی داخل
انتظارات اقتصادی و اجتماعی در داخل کشور بالاست. تأکید رهبرمعظم انقلاب بر«عملیاتی شدن» بهنوعی القای امید به جامعه است که دولت جدید قرار نیست صرفاً در سطح شعار باقی بماند و باید از روابط با چین و شانگهای، دستاوردهای ملموس اقتصادی (سرمایهگذاری، اشتغال، ارزآوری) نصیب مردم شود.
۴) همافزایی با سفر پزشکیان
این توئیت دقیقاً در آستانه سفر پزشکیان منتشر شد تا سفر او وزن راهبردی پیدا کند و به چشم یک مأموریت ویژه دیده شود، نه صرفاً حضور تشریفاتی در اجلاس. از این رو، پزشکیان در تیانجین مأموریتی دوچندان سنگین دارد: هم نمایش دیپلماسی فعال، و هم پیگیری مستقیم اجرای سند چین–ایران.
جمعبندی الحاقی
بنابراین، توئیت رهبر انقلاب نقش یک «نقشه راه فوری» را برای هیئت ایرانی در شانگهای بازی میکند:
- برای چین: الزام به شتاب در اجرای پروژهها.
- برای غرب: ارسال پیام مقاومت و گزینه جایگزین.
- برای داخل: تقویت انتظارات عمومی از دولت جدید.
اگر در اجلاس شانگهای خروجی عملیاتی متناسب با این پیام بهدست نیاید، شکاف میان «انتظار بالا» و «دستاورد پایین» میتواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی سنگینی برای دولت پزشکیان به همراه داشته باشد.
دستهای ایران روی میز در شانگهای
الف) انرژی وتهاتر: پیشنهاد افزایش سهم قراردادهای نفتی با تسویه غیردلاری و تهاتر کالا/خدمات (پروژهمحور)؛ با هدف کاهش آسیبپذیری ارزی. شانگهای بستری برای انرژیکلاب و ابتکارات بینبانکیِ درونگروهی است (مزیت: پیام ضدتحریم، ریسک: حساسیت بیشتر غرب).
ب) زیرساختهای اتصال: پیوند عملیاتی «کریدور شمال–جنوب» با زنجیرههای لجستیکی چین (بندر–ریل–گمرک هوشمند). هر کیلومتر پیشرفت واقعی در ریل/بندر، معادل امتیاز چانهزنی در مذاکرات هستهای است.
فناوری و پرداختها: اتصال لایههای پرداختی/پیامرسان مالی منطقهای (غیردلاری) برای تجارت کالاهای حساس و نیمهتحریمی؛ + انتقال فناوری در انرژیهای نو و مدیریت آب.
ج) دیپلماسی چندجانبه: استفاده از بیانیه پایانی جهت درج بندهایی درباره «مخالفت با تحریمهای یکجانبه» و «حلوفصل اختلافات هستهای از مسیر دیپلماسی» (نه فقط مفهومی، بلکه با ذکر سازوکارهای داوطلبانه).
د) امنیت منطقهای: همسویی گزارهمحور درباره امنیتِ کشتیرانی، مقابله با تروریسم و ثبات افغانستان/قفقاز؛ تا «نقش ایران» در مدیریت ریسکهای پیرامونی در متنِ نظمِ آسیایی تثبیت شود.
فرصتها و ریسکها برای دولت پزشکیان
1- فرصتها
الف)بادِ موافق چندقطبی: قاب رسانهایِ «تهران کنار پکن و مسکو» در اوج تنش با اروپا، اهرم روانی–سیاسی میسازد. اما این تصویر باید با خروجیهای معاملاتیِ قابل اندازهگیری پشتیبانی شود (مثلاً ظرفیت صادرات روزانه، قرارداد EPCF مشخص، یا تسویههای غیردلاری با عدد و زمان).
ب) پنجرهی چین برای دورزدن ریسک تحریم: اگر پکن در چند پروژهی شاخص (ریل شرقی–غربی، توسعه بنادر جنوبی، فازهای انرژی تجدیدپذیر در کویر) وارد «تأمین مالی گرهزن» شود، فشار اسنپبک تا حدی خنثی میشود.
2- ریسکها
الف)شکاف حرف و عمل: تکرارکلیگویی درباره«شراکت راهبردی»بدون امضای ضمائم اجرایی با زمانبندی، اثر تبلیغاتی اجلاس را فرسوده میکند.
ب)حساسیت اروپا–آمریکا: هرچه پیوندهای مالی/فناورانه با شرق عیانتر و تحریمگریزتر شود، ریسک تحریم ثانویهی بازیگران واسط بالا میرود؛ مراقبت از «معماری حقوقی قراردادها» ضروری است.
ج) تعارضات درونسازمان: حضور همزمان رقبایی چون هند–پاکستان و اختلافات پنهان بر سر بندهای امنیتی/بیانی، کار با شانگهای را پیچیده میکند؛ لذا باید روی بستههای دوجانبه در حاشیه اجلاس حساب ویژه باز کرد.
با عنایت به بحث بالا؛ دولت پزشکیان با چالش دوگانه روبهروست:
چالش اول؛ در داخل، انتظارات عمومی برای بهبود اقتصادی و مهار تورم فزاینده.
چالش دوم؛ در خارج، فشارهای جدید ناشی از مکانیسم ماشه و انسداد کانالهای غربی.
حضور در شانگهای، فرصتی برای رئیسجمهور ایران است تا تصویر بینالمللی فعال و چندجانبهگرا ارائه دهد و همزمان برای اقتصاد داخلی «روزنههای عملیاتی» بگشاید.
فرصتها و تهدیدها برای ایران در بستر شانگهای
الف) فرصتها:
- افزایش صادرات نفت با تسویه غیردلاری (یوان، روبل).
- جذب سرمایه در زیرساختهای ترانزیتی و انرژی.
- تقویت همکاری امنیتی در مقابله با تروریسم و قاچاق.
ب) تهدیدها:
- باقی ماندن همکاریها در سطح بیانیه و عدم ورود به اجرا.
- حساسیت آمریکا و اروپا و احتمال اعمال تحریمهای ثانویه.
- تعارض منافع میان اعضای شانگهای (هند–پاکستان).
سناریوهای محتملِ خروجی اجلاس برای ایران
ارزیابی خروجی اجلاس شانگهای برای ایران مستلزم ترسیم سناریوهای ممکن است؛ از حداقلهای نمادین تا حداکثرهای راهبردی. اکنون به سناریوهای مربوطه در زیر اشاراتی خواهیم داشت:
الف) سناریوی حداقلی (تصویری/بیانی): عکس دستهجمعی، چند دیدار تشریفاتی، بیانیههای کلی و تأکید بر چندقطبیّت؛ بدون قرارداد قابل سنجش.
پیامد: اثر داخلی کوتاهمدت، فایدهی اقتصادی اندک.
ب) سناریوی میانه (یک «بسته کوچکِ واقعی»): دستکم دو MOU عملیاتی با پیوست مالی/زمانبندی در انرژی–لجستیک + اعلامیه مشترک علیه تحریمهای یکجانبه.
پیامد: تقویت دست تهران در مدیریت اسنپبک و فضای روانی بازار داخل.
سناریوی حداکثری (چند قرارداد گرهگشا): فایننس مشخص برای زیرساخت کلیدی + مکانیزم تسویه غیردلاریِ پایدار (ریال–یوان/روبل–یوان) + نقشه راه صادرات انرژی/پتروشیمی با بیمه و کشتیرانی تعریفشده.
پیامد: خلق «کفِ تابآوری» در برابر موج جدید تحریمها.
پیشنهادهای عملی برای تیم رئیسجمهور در تیانجین
الف) قراردادِ «نشاندار» با اعداد و تاریخ: حتی یک پروژهی متوسط اما کاملاً زمانبندیشده (CAPEX، منبع فاینانس، تاریخ شروع/پایان) از ده بیانیهی کلی اثرگذارتر است.
ب) معماری حقوقی ضدتحریم: استفاده از شرکتهای واسط منطقهای، بیمههای آسیایی، شرطهای تطبیقی در صورت تشدید تحریم، و گرهزدن پرداختها به تحویل milestone.
ج) تنوعسازی شرکا: همزمانی گفتوگو با چین، روسیه و هند (برای اتصال کریدور و توازن درونسازمانی)، تا تصویر «وابستگی تکسویه» شکل نگیرد.
د) پیام ارتباطیِ دقیق: تمرکز بر «گامهای اجراییِ قابل سنجش» نه شعار؛ اعلام چند شاخص روشن (مثلاً X میلیون تن ظرفیت حمل ریلی افزوده تا تاریخ Y؛ یا Z بشکه خرید تضمینی با تسویه غیردلاری).
ذ) پیوند دیپلماسی هستهای با اقتصاد: القای آمادهبودن تهران برای مسیر دیپلماتیک مشروط به رفع مرحلهای فشارها؛ و در عین حال نشاندادن اینکه اقتصاد ایران حتی در وضعیت اسنپبک نیز برنامهی تابآوری دارد.
نقش چین و روسیه در تعدیل فشارها علیه ایران
چین بزرگترین خریدار نفت ایران و شریک اصلی در تجارت خارجی تهران است. روسیه نیز در زمینه نظامی و هستهای، و بهویژه در هماهنگیهای امنیتی منطقهای، نقشی جدی ایفا میکند.
حضور همزمان پوتین و شی جینپینگ در اجلاس شانگهای فرصتی است برای ایران تا نشان دهد «محاصره کامل غربی» غیرممکن است. با این حال، پکن و مسکو منافع خود را در تعاملات با غرب نیز لحاظ میکنند و تهران باید مراقب «وابستگی یکسویه» باشد.
پیوند اجلاس با آینده مذاکرات هستهای و تحریمها
اجلاس شانگهای نهتنها یک رویداد اقتصادی–امنیتی است، بلکه پیامدهایی برای پرونده هستهای ایران و مذاکرات با غرب دارد.
تحلیل و شاخصها
- دستاوردهای اقتصادی از شانگهای میتواند اهرم فشار ایران در مذاکرات باشد؛
- ناکامی در کسب نتایج ملموس، شکاف میان «انتظار» و «واقعیت» را افزایش خواهد داد؛
- غرب با دقت واکنش چین و روسیه به تحریمها را رصد میکند تا مسیر بعدی خود را تنظیم کند.
نتیجهگیری و پیشنهادهای سیاستی
حضور رئیسجمهور ایران در اجلاس شانگهای یک «لحظه حساس» در سیاست خارجی کشور است؛ زیرا در نقطه تلاقی فشارهای غرب و فرصتهای شرق رخ داده است.
حضور آقای پزشکیان در شانگهای در لحظهای رخ میدهد که اروپا «مکانیسم ماشه» را به جریان انداخته و فضای بازیِ ایران را سختتر کرده است. در چنین شرایطی، تنها معیار موفقیت در تیانجین، تبدیل سرمایهی نمادینِ نظمِ چندقطبی به دستاوردِ قابل اندازهگیری اقتصادی– مالی است: قراردادهای دارای پیوست اجرایی، مسیرهای پرداخت غیردلاری با دوام، و پروژههای زیرساختی که تابآوری در برابر تحریم را بالا ببرد. اگر تهران از این اجلاس دستکم یک «بستهی کوچکِ واقعی» بیرون بیاورد، میتواند کفهی هزینه– فایدهی اسنپبک را تا حدی جابهجا کند؛ وگرنه خروجیِ صرفاً تصویری، در برابر موج جدید فشارها، کفایت نخواهد کرد.
پیشنهادها
- دستیابی به حداقل یک قرارداد اجرایی با زمانبندی مشخص؛
- پرهیز از وابستگی یکجانبه به چین یا روسیه، متنوعسازی شرکا؛
- مقاومسازی حقوقی قراردادها در برابر تحریمهای ثانویه؛
- شفافسازی نتایج سفر برای افکار عمومی با شاخصهای قابل سنجش.
قطعا تحقق اهداف یاد شده؛ نیازمند اراده و پیگیری جدی است. صاحب نظران و تحلیل گران معتقدند اگر دولت چهاردهم بتواند از این فرصت بهدرستی استفاده کند، شاید بتوان گفت ایران در مسیر نو و تازهای از همکاریهای راهبردی قرار گرفته است؛ مسیری که میتواند در برابر فشارهای غرب سپری اقتصادی ایجاد کند و افقهای جدیدی برای توسعه کشور بگشاید، اما اگر این فرصت صرفاً به بیانیههای پرطمطراق و عکسهای یادگاری محدود شود، مسلما دستاورد مثبت و تأثیرگذاری نخواهد داشت.[2]
دوشنبه: 10 / 06 / 1404- 8 ربیع الاول 1447- 1 سپتامبر 2025
چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: دوشنبه 10 / 06 / 1404- 51 : 12– شناسه: ۱۱۲۱۱۷
لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/112117
منابع
1-Aris, Stephen. Eurasian Regionalism: The Shanghai Cooperation Organisation. Palgrave Macmillan, 2011.
2- Trenin, Dmitri. Russia and the Changing Global Order. Carnegie Moscow Center, 2022.
3- Small, Andrew. The China–Pakistan Axis. Hurst, 2015.
4-Cooley, Alexander. Great Games, Local Rules: The New Great Power Contest in Central Asia. Oxford University Press, 2012.
5- Zhang, Feng. China’s Diplomacy and Global Strategy in the 21st Century. Routledge, 2020.
6- Asian Review, «China, Iran and Energy Diplomacy», 2024.
7- Foreign Policy, «Return of European Sanctions on Iran», 2025.
8-International Crisis Group, «Iran and the Shanghai Cooperation Organization: Strategic Opportunities», 2023.
9-Center for Strategic and International Studies (CSIS), «Iran’s Eastern Pivot», 2024.
10-Ministry of Foreign Affairs of Iran, «Statement on Iran’s Full Membership in SCO», 2021.
11-United Nations Security Council, Resolution 2231, 2015.
12-Islamic Republic News Agency (IRNA), «President of Iran in Shanghai Cooperation Organization Summit», 2025.
13-وزارت امور خارجه ایران، «بیانیه عضویت دائم ایران در شانگهای»، ۱۴۰۰.
14-قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، ۲۰۱۵.
15- فارین پالیسی، «بازگشت تحریمهای اروپا علیه ایران»، ۲۰۲۵.
16- کیهان، «ابعاد سند ۲۵ ساله ایران و چین»، ۱۴۰۰.
17- مرکز پژوهشهای مجلس، «روابط ایران و روسیه در بستر شانگهای»، ۱۴۰۲.
18- مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بینالمللی ابرار، «چشمانداز مذاکرات هستهای ایران»، ۱۴۰۳.
[1] - چین را معمولاً دومین اقتصاد بزرگ جهان مینامند، اما به زعم برخی خبرگان، صورت صحیح این گزاره «اقتصاد اول جهان» است. فارغ از این جایگاه، چین بازیگری اثرگذار در جهان امروز است و تنظیم روابط طرفین به منظور تأمین منافع جمعی، میتواند در شرایط سخت کنونی دریچهای با مختصات جدید باشد. سالهاست درباره همکاری با شرق سخن میگوییم، اما در عمل کمتر توانستهایم از ظرفیتهای موجود بهرهمند شویم، بنابراین این سفر بیش از آنکه یک رویداد دیپلماتیک معمولی باشد، میتواند فرصتی برای بسترسازی جدید به منظور بهرهگیری بیشتر از ظرفیتهای اقتصادی باشد.
[2] - عظیمنیا؛ وحید. فرامتن سفر پزشکیان به چین. جوان آنلاین: شنبه ۰۸ شهريور ماه ۱۴۰۴ -۲۳:۰۰- کد خبر: 1315513 .

