وحدت دنیای اسلام نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی انکارناپذیر
اسدالله افشار
از نگاه صاحب نظران و اندیشمندان و تحلیل گران؛ مسئله وحدت جهان اسلام و همگرایی میان کشورهای آن، موضوعی بوده که علاوه بر ابعاد نظری، در عرصه عملی نیز همواره مورد توجه سیاستمداران و رهبران کشورهای اسلامی بوده است. ریشه اتخاذ اقدامات عملی برای تحقق وحدت در جهان اسلام به مباحث نظری بازمیگردد که به ویژه پس از پایان جنگ جهانی اول، فروپاشی امپراطوری عثمانی و مسئله لغو خلافت و گسترش استعمار غرب در دنیای اسلام آغاز شد. این روند در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و اشغالگری رژیم صهیونیستی و در سالهای حکمرانی رهبرانی چون جمال عبدالناصر شدت یافت و ابعاد عملی بیشتری پیدا کرد.
تشکیل سازمان همکاری اسلامی متشکل از۵۷ کشور در سال ۱۹۶۹ را میتوان از نخستین تجربههای وحدتگرایانه در جهان اسلام دانست که در سال ۲۰۰۹ به سازمان کنفرانس اسلامی تغییر نام داد. این سازمان دارای دادگاه بینالمللی عدل اسلامی و دو دسته کمیتههای دائمی و موقت است. مجمع فقه اسلامی، بانک توسعه اسلامی و مرکز اسلامی توسعه تجارت از دیگر نهادهای ذیل سازمان کنفرانس اسلامی هستند.
بحرانهای گوناگونی که طی دهههای اخیر در دنیای اسلام به وقوع پیوسته از جمله جنگ ایران و عراق، حمله آمریکا به افغانستان و عراق، شرایط نامساعد مسلمانان در میانمار و کشمیر، حمله داعش به عراق و سوریه و تهدید حاکمیت این دو کشور و مواردی نظیر آن حاکی از عملکرد نهچندان موفق سازمان همکاری اسلامی است. مهمترین مصداق عدم موفقیت این سازمان را نیز میتوان مسئله فلسطین دانست که برخی از اعضای این سازمان به ایجاد روابط آشکار و پنهان با رژیم صهیونیستی مبادرت ورزیدهاند.
از دیگر تلاشهای صورتگرفته برای پیشبرد وحدت در جهان اسلام، میتوان به تقریب مذاهب به عنوان یکی از مهمترین برنامههای نظام جمهوری اسلامی در جهان اسلام اشاره کرد. مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در سال ۱۳۶۹ در ایران تشکیل و عهدهدار برگزاری کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی شد. فتوای مشهور شیخالازهر در جواز مراجعه به همه مذاهب اسلامی معروف از جمله مذهب جعفری، شهرت یافتن شخصیتهای تقریبی برجسته از ایران از جمله مرحوم آیتالله تسخیری و روابط نزدیک ایشان با علمای اهل سنت، اقدامات گسترده در نگارش و انتشار کتب تقریبی، تشکیل کمیتههای مشترک میان مذاهب اسلامی از جمله دستاوردهای مجمع تقریب مذاهب اسلامی برشمرده میشود.
با وجود این طی سالهای اخیر و به ویژه پس از شکلگیری تحولات موسوم به بهار عربی در سال ۲۰۱۱ روند تقریب در جهان اسلام متحمل آسیبهای جدی شد. جنگ سوریه و رویارویی بخشی از مسلمانان علیه یکدیگر، فروپاشی نظام سیاسی در لیبی، شکست اخوان المسلمین در مصر و از همه مهمتر؛ پیمان ابراهیم و آغاز عادیسازی روابط امارات، بحرین و مراکش با رژیم جعلی غاصب نسل کش تروریستی صهیونیستی از با اهمیت ترین رویدادهایی بود که هم حاصل تضعیف وحدت در دنیای اسلام محسوب میشود و هم به عنوان عاملی تضعیفکننده به باز تولید روند وحدتزدایی انجامیده است.
جهان اسلام با چه موانعی درراه وحدت روبرواست؟
درراستای پاسخ به این پرسش، برخی مطالب و موضوعات قابل طرح می باشد که بشرح ذیل مطرح می شود: در مرحله نخست باید این واقعیت راپذیرفت که درشرایط فعلی امکان ائتلاف بین کشورهای اسلامی وجود ندارد،چون ائتلاف دارای پیش زمینه هایی است که درشرایط فعلی درجهان اسلام وجود ندارد.کانتوری این پیش زمینه ها راشامل اجتماعی ،اقتصادی،سیاسی وسازمانی می دانند. همچنین امکان همکاری بین همه کشورهای اسلامی هم وجود ندارد؛ البته این ویژگی به جوامع اسلامی منحصرنیست، بلکه جوامع دیگرنیزدرهمین وضعیت قرار دارند.این امری پذیرفته شده است که تا زما نی که پیوستن به یک سازمان فراملی برای کشوری منافع نداشته باشد، به آن نخواهند پیوست و در این زمینه اعتقادات مشترک نمی تواند اثرگذارباشد؛ اعتقادات مشترک تنها می تواندکشورهایی که دریک مجموعه گردهم باشند رامعلوم کند. با این همه هنوزهم نگاه فرهنگی به مقوله وحدت درجهان اسلام، نگاه غالبی است و برخی گفت وگوی فرهنگی را راهی برای رسیدن به وحدت تلقی می کنند. این امر به دلیل نادیده گرفتن نقش کارگزاران سیاسی درپیشبرد امرائتلاف است.
درمرحله بعدی -همان گونه که در سطور پیشین مطرح شد- باید گفت که تجربه کشورهای اسلامی در تأسیس سازمان های فراملی،تجربه ناموفقی بوده است. تجربه سازمان هایی چون سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب و سازمان اکو، همگی نشان می دهد که تشکل های اسلامی در رسیدن به اهداف خود ناتوان بوده اند. هریک ازسازمان ها به مناطق مختلفی از جهان اسلام تعلق دارند؛ با این همه هر یک از سازمان های فوق، دارای حوزه های متنوعی از فعالیت هم بوده اند؛ برخی چون سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب سیاسی بوده اند و برخی هم مثل اکو، اقتصادی بوده اند.
این امر نشان می دهد که تجارب کشورهای اسلامی درمجامع بین المللی، در حوزه های مختلف، چندان موفق نبوده است.سازمان اکوبا اینکه ماهیتی اقتصادی داشت،به دلیل اینکه حوزه جغرافیایی گسترده وناموزن، وساختارهای سیاسی و اقتصادی ناهمگون وکشورهایی با مواضع و جهت گیری های بین المللی واهداف متضاد رادربرمی گرفت، نتوانست موفق باشد.
مسئله بعدی پذیرش این واقعیت است که کشورهای اسلامی بسیارمتنوع هستند؛ برخی بسیار بزرگ، ثروتمند وتحول یافته اند، در حالی که برخی دیگربسیارفقیر،کوچک، عقب مانده وسنتی هستند. در یک گونه شناسی اجمالی می توان،کشورهای اسلامی رابه هفت دسته کاملاً متفاوت تقسیم بندی کرد: کشورهای حوزه عربی خلیج فارس،کشورهای آسیای شرقی،یعنی مالزی واندونزی،کشورهای شمال آفریقا، کشورهای آسیای میانه، ایران به عنوان ضدغربی ترین کشور اسلامی،ترکیه به عنوان غرب گراترین کشوراسلامی وکشورهای فقیر و عقب مانده ای چون افغانستان.دریک برداشت اولیه به این جمع بندی می توان رسید که ایجاد هرگونه ائتلافی میان این کشورهای ناهمگون،کاری ناممکن است.
وضعیت فوق با ساختارهای سیاسی متنوع،غیرهمگن وعمدتاً عقب مانده تشدید می شود.دراتحادیه اروپا هم،تجربه همگرایی براساس ساختارهای سیاسی نا همگن نا موفق بود؛ برای مثال طرح پیمان سه جانبه موسولینی شاما، دوکشورفاشیستی آلمان و ایتالیا و دوکشوردموکراتیک انگلیس و فرانسه، پیش ازآن که فرصت مطرح شدن بیابد،ازبین رفت.ازلحاظ نظری وتجربی،سطحی ازپیشرفت ساختارهای سیاسی برای تحقق هرگونه همکاری و ائتلاف، ضرورتی اساسی به شمارمی آید؛ درحالی که اغلب ساختارهای حاکم در جوامع اسلامی، مبتنی برروش های سنتی،عقب مانده و ناکارآمد سامان یافته اند که این خود مانع بزرگی درگرایش آنان به هم دیگر و همکاری متقابل است؛هرچند که دردرون این کشورها هم مشکلات و معضلات اساسی وجود دارد که مانع ازرسیدن به اجماع درونی درمورد همکاری کشورهای اسلامی با یک دیگر است.حال آنکه یک اجماع درونی درمیان تک تک کشورها،مقدمه اجماع بین الدولی کشورهای اسلامی برای همکاری و حرکت تدریجی به سمت ائتلاف است؛البته باید گفت که این ساختارهای ناهمگن دراروپای بعد ازجنگ جهانی دوم هم وجود داشت؛ ولی تفاوت آنها با کشورهای اسلامی دراین بود که آنها سطحی ازپیشرفت را دردرون ساختارهای داخلی خود تجربه کرده بودند؛ بویژه برخی ساختارهای سیاسی چون فرانسه،آلمان وانگلستان که دموکراتیک تروپیشرفته تر بودند، نقش مهمی در پیشبرد فرایند تدریجی اتحادیه اروپاداشتند.
همچنین تنوع جغرافیایی بسیارگسترده ای درجهان اسلامی وجود دارد که مانع اساسی درنزدیکی، همکاری وانسجام آنان به شمارمی آید.کشورهای اسلامی با فاصله های بسیارازهم دیگر،درسه قاره قرار گرفته اند که این فاصله جغرافیایی به راحتی قابل چشم پوشی نیست؛چرا که یکی از عمده ترین زمینه های همگرایی و همکاری، قرار گرفتن دریک منطقه خاص است؛ در حالی که کشورهای اسلامی در مناطق متعددی قرار گرفته اندکه دارای اولویت های منطقه ای مناسب تر و بهتری نسبت به همگرایی با دیگر کشورهای اسلامی هستند؛ برای مثال، برای مالزی و اندونزی آ.سه.آن دارای مزیت های بسیاری است که همکاری با دیگرکشورهای اسلامی را برای آنان در اولویت های بعدی قرارمی دهد. در واقع یکی از موانع اصلی تکوین همکاری ها درگرو d8، همین تنوع بسیارزیاد جغرافیایی آن است.
گرو 8 شامل هشت کشور ایران، ترکیه، مالزی، بنگلادش، نیجریه، پاکستان و مصراست که از شرق آسیا تا مرکزآفریقا را در بر می گیرد. در قیاس، کشورهای عضو اتحادیه اروپا ازانسجام و به هم پیوستگی فوق العاده ای برخوردار بودند که آنان را تا رسیدن به مرحله فعلی هدایت کرده است. در مقابل کشورهای عضو اتحادیه اروپا، از تنوع زبانی بسیار گسترده ای برخوردار بودند وتقریباً به تعداد کشورهای عضو،زبان زنده دربین آنها وجود داشته است هرچند که زبان غالب که دراتحادیه اروپا هم زبان اصلی به شمار می آید، زبان انگلیسی است.
ولی درجهان اسلام به جزچند زبان کم اهمیت، فقط سه زبان عربی، فارسی و ترکی رایج است که البته تنها زبانی که می تواند و قابلیت آن را دارد که به زبان اصلی تبدیل شود، زبان عربی است که همین امر می تواند خود مانعی در راه همکاری و سیر آن به سوی همگرایی و ائتلاف از سوی برخی از کشورهای مطرح باشد.
مسئله مهم دیگر، سطح موجود تجارت و ارتباطات اقتصادی بین کشورهای اسلامی است. نخست این که سهم جهان اسلام ازتجارت جهانی تاسال1385 فقط 8 درصد بوده است. دوم این که سهم ناچیزی ازاین تجارت بین کشورهای اسلامی است و بخش عمده آن درارتباط با دیگرکشورها، به ویژه کشورهای غربی است.این مسئله علاوه براین که ازمسائل سیاسی و فرهنگی نشأت می گیرد تا حد قابل توجهی به ساختارهای اقتصادی این کشورها مربوط است که درارتباط با هم دیگر غیر مکمل محسوب می شوند و این تقسیم کار درونی و متناسب و منطبق با مزیت نسبی هر یک ازآنان را دشوار وحتی غیرممکن می سازد. دراینجا باید به عامل قدرت بین المللی و تأثیرات نظام بین الملل و بازیگران عمده جهانی در جلوگیری از تحقق همکاری و ائتلاف جهان اسلام اشاره کرد. این عامل نقش مهمی در سیاسی تر کردن تنش ها در جهان اسلام داشته است. به طورکلی می توان این مطلب رامورد تأکید قرار داد که ریشه بسیاری تنش ها در جهان اسلام، پیش از آنکه عقیدتی و فرهنگی باشد، سیاسی و اقتصادی است؛ به همین دلیل در اینجا تأکید شده است که همکاری و همگرایی تنها از طریق اراده دولت ها امکان پذیراست، چون آنان می توانند، مسائل سیاسی و اقتصادی را حل و فصل کنند و به منافع مشترک نزدیک شوند؛ ولی دراین میان عامل اساسی که در تشدید این تنش های سیاسی تأثیرگذار است،نقش قدرت های بزرگ و بازیگران اصلی نظام بین الملل است. جهان اسلام به طورعمده، درمنطقه ای واقع شده است که به دلایل متعدد، منطقه ای بین المللی است و موضوعات متعددی موجب بحران های مداوم سیاسی درمنطقه هستند.
درکناراین وضعیت، وجود ساختارهای سیاسی ضعیف و شکننده وابسته میان کشورهای اسلامی موجب شده است که کشورهایی چون امریکا، در تعاملات و ارتباطات سیاسی منطقه نقش تعیین کننده ای ایفا کنند که این خود، موجب شد که کشورهای اسلامی ازاینکه بتوانند به طورمستقل، بتوانند سیاست های منطقه ای خود را پی ریزی کنند، محروم باشند. به تبع ساختارهای سیاسی موجود ایستارهای متفاوتی هم نسبت به پدیده های سیاسی و بازیگران بین المللی وجود دارد.
ایران به شدت مخالف غرب است،ترکیه به شدت به غرب تمایل دارد وکشورهایی چون عربستان، کویت و... با فراز و نشیب های خاص خود، به شدت به غرب وابسته هستند. در این فضای بغرنج سیاسی، به طور طبیعی امکان همکاری متقابل بین این کشورها به حداقل می رسد و در عین حال، به دلیل این که هنوز هم نتوانسته اند، دراین همکاری ها وایجاد پیوندهای نزدیک، منافع مشترکی بیابند،این است که اراده چندانی به کار گرفته نمی شود.
دراینجا باید به این نکته اشاره کنیم که اندیشه وحدت درمفهوم سنتی آن، درضدیت با غرب ونظام سلطه جهانی شکل گرفته است که برحسب آن، مسلمانان باید برای مقابله با سلطه غرب باهم متحد شوند.در واقع نوعی نگرش ستیزه جویانه نسبت به غرب در آن وجود داشته است. درحالی که درشکل گیری وحدت و همگرایی منطقه ای، همراهی نظام بین الملل ضروری است.[1]
ضرورت پیمودن تدریجی مسیر وحدت و همگرایی و برداشتن گامهای تدریجی
جهان اسلام با وجود زمینههای اشتراک بسیار از جمله موضوعات دینی، پیوندهای تاریخی، منافع مشترک در حوزه صادرات انرژی، بحرانهای مشترک زیست محیطی و … همچنان مجموعهای فاقد انسجام، همافزایی و همگرایی محسوب میشود. فارغ از اینکه اساساً ریشههای ناکامی در تحقق وحدت، درون دنیای اسلام است یا عواملی از بیرون مانع این امر میشود، وضعیت چند ده ساله این منطقه نشان میدهد فقدان همگرایی و همکاریهای مؤثر تبعات سهمگینی از جمله جنگ، تروریسم، فقر، آوارگی و تنشهای مداوم داشته است.
به نظر میرسد وحدت دنیای اسلام نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای تحقق ثبات و پیشرفت در این منطقه است. این ضرورت در دورههایی از سوی برخی کشورهای اسلامی درک شده و اقدامات مختلفی از جمله تشکیل سازمان همکاری اسلامی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و … صورت گرفته است؛ اما همچنان وضعیت فعلی چندان امیدوارکننده نیست.
بدیهی است تحقق وحدت و همگرایی در جهان اسلام با مجموعهای از مطلوبیتهای متفاوت و بعضاً متناقض میان برخی از مهمترین کشورهای اسلامی امری پیچیده و نهچندان در دسترس است. اما پیمودن تدریجی مسیر وحدت و همگرایی و برداشتن گامهای تدریجی میتواند سوگیریهای منازعهآمیز را کاهش داده و بر زمینههای همکاری بیفزاید.
مسئله وحدت و همگرایی در جهان اسلام از مهمترین دغدغههای اندیشمندان
مسئله وحدت و همگرایی در جهان اسلام همواره از مهمترین دغدغههای اندیشمندان، پژوهشگران و برخی رهبران کشورهای اسلامی بوده است. تقریباً از آغاز دوره تکمیل روند شکلگیری جغرافیای جهان اسلام پس از جنگ جهانی اول تا کنون، کوششهای بسیاری برای تحقق وحدت صورت گرفته است. از تشکیل سازمان همکاری اسلامی تا جمهوری متحد عربی در سالهای رواج پانعربیسم و نیز تلاشهای ایران برای پیشبرد طرح تقریب مذاهب اسلامی. با این وجود به نظر میرسد به دلایل متعدد داخلی و خارجی، همگرایی و وحدت جهان اسلام همچنان مقولهای مغفول باقی مانده که اثرات سوء آن در پروندههای متعددی از جمله مسئله فلسطین قابل مشاهده است.[2]
جان کلام این که این موضوع مهم و با اهمیت از نگاه اندیشمندان، صاحب نظران و تحلیل گران دلسوز و دغدغه مند قابل تأمل است که راقم این یادداشت به برخی از آن ها در ذیل اشاراتی خواهد داشت:
1- امروزه انسجام و یکپارچگی میان مسلمانان نه تنها از ضروری ترین مسائل روز به شمار می آید، بلکه ادامه حیات آنان به این امر مهم بستگی پیدا کرده است. امروز حساسیت به اوج رسیده دنیای غرب به مسلمانان از یک سو و عدم احساس مسئولیت مسلمانان نسبت به همدیگر از دیگر سو، و نیز فتنه افکنی و قتل عام های کینه توزانه دسته جمعی و تهاجم مرگبار با سلاح های پیشرفته و مدرن و سکوت مجامع بین المللی، همدلی و همسویی جهان اسلام را ضروری تر می سازد و همواره این پیام را می دهد که هم اکنون حیات و عزت مسلمانان درگرو وحدت است.
2- به راستی، آیا مسلمانان از خود پرسیده اند که با قطع نظر از نابسامانیهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... تحمیلی بر مسلمانان، چرا این همه نا آرامی ها و لشکرکشی ها در کشورهای اسلامی اتفاق می افتد و حوادثی از این دست با کدام معیار، قابل توجیه و با چه منطقی سازگار است؟! نه تنها کشورهای به ظاهر متمدن و حامی حقوق بشر! چاره ای نمی اندیشند، که آنها به نحوی با عاملان چنین فجایعی همدست اند و دستشان را با خون هزاران انسان بی گناه آلوده اند. چرا؟
3- راه چاره چیست ؟ تا به کی کشورهای اسلامی محل تاخت و تاز کشورهای مستکبر و زورگو باشند؟ تا چه زمانی انسان مسلمان با دیدن صحنه های دردناک و به خون خفتن هم کیشان خود و ضجه زدن زنان فرزند مرده و بچه های مادر از دست داده، غصه دار باشند؟! و تا چه موقعی منتظر باشیم که زور مداران، با ایجاد اختلاف در بین فرق و مذاهب اسلامی بر آنها سلطه یافته و سرمایه های آنها را ربوده و آنها را در نهایت ضعف و ذلت نگه دارند؟
با توجه به هماهنگی و وحدتِ نظر جهان غرب؛ بویژه در برابر جهان اسلام، به نظر می رسد چاره ای جز پناه بردن به «وحدت کلمه» و «کلمه واحده» باقی نمانده است.
4- از گذشته تا به امروز، دشمنان امت اسلامی به اهمیت این عامل عزت و اقتدار پی برده اند و همواره سعی در تضعیف آن داشته اند و از هرگونه تلاشی در اختلاف افکنی بین مسلمانان کوتاهی نکرده اند. شاهد این مطلب هم خط کشی های پررنگ بوجود آمده بین مذاهب اسلامی است. درحالی که فِرَق و مذاهب اسلامی از مشترکات زیادی برخورداراند که می تواند محور اتحاد و اتفاق باشد.
5-از نگاه قرآن کریم، هر نوع وحدت و همگرایی، ارزش ذاتی نداشته و مطلوب نیست؛ بلکه محور و هدف مقدس است که به وحدت و همگرایی، ارزش و بار مثبت اعتبار میکند؛ یعنی وحدت و همگرایی، ابزار و به مثابه شمشیری دو لبه است؛ اگر همگرایی در راه حق به کار برود، مطلوب است و همگان باید تلاش کنند آن را به وجود آورند و پس از ایجاد، نیز در حفظ آن کوشا باشند و اگر در راه باطل محقق شود، مضر است و از بین بردن چنین اتحادی بر همگان لازم است. [3]
6- از آیات قرآن کریم استفاده می شود که اتحاد امت از اهم و اساسی ترین مسائل یک اجتماع است؛ بگونه ای که مهم ترین نعمت اجتماعی پس از توحید، عدل و... همانا وحدت است. نبود وحدت و بوجود آمدن تفرقه و تنازع، به قدری مخاطره آمیز است که خدای سبحان، پرهیز از آن را کنارِ دستور اقامه دین، از وظایف انبیای اولواالعزم قرار داده و مؤمنان را به همان چیزی سفارش کرده که به نوح و انبیای پیشین (ع) توصیه کرده بود و آن اینکه دین الهی را با هم اقامه کنند و از تفرقه در دین بپرهیزند.
7- با توجه به آیات قرآن کریم، از جمله مهم ترین مواردی که مانع بوجود آمدن وحدت در بین امت اسلامی می شود، عبارتند از: جهل و کج فهمی نسبت به معارف اسلام و همچنین عدم آگاهی دقیق و صحیح از سایر مذاهب، خود پسندی و تعصب، دنیا طلبی و ریاست خواهی، فتنه انگیزی دشمنان مشترک، القائات شیطانی، بی احترامی و اهانت به مقدسات یکدیگر، بی عقلی و...
8-با تأمل در آیات قرآن کریم می توان به مواردی که در حفظ و تحکیم وحدت اسلامی نقش بسزایی دارند، دست یافت که از جمله مهم ترین آنها عبارت است از: اعتصام و تمسک به حبل الهی، تحمل عقاید متقابل، طرد و برائت از اختلاف افکنان، نظارت عمومی بر حفظ وحدت، رشد اخلاقی جامعه و خیرخواهی متقابل، عبرت از سرنوشت امم متفرق و توجه به ثمرات وحدت در جامعه و...[4]
9-وحدت جهان اسلام و نیل به همگرایی در سطوح گوناگون میان کشورهای اسلامی خود یک هدف میانمدت است که میتواند مقدمهای برای دستیابی به اهداف بلندمدت باشد. اهدافی که برخی از آنها را میتوان اینگونه برشمرد:
– درک مشترک از فرصتها و تهدیدهای داخل و بیرون جهان اسلام
– بازگشت به گذشته شکوهمند جهان اسلام در زمینههای اقتصادی، علمی و فرهنگی
– وحدت رویه در قبال مهمترین موضوعات کلان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در سطح بینالمللی
– شکلگیری دکترین امنیت دستهجمعی میان کشورهای جهان اسلام
– پایان حضور و نفوذ قدرتهای استکباری در جهان اسلام
10- با توجه به ادبیات علمی، اقدامات انجام شده و تحقیقات پژوهشی میتوان عوامل زیر را به عنوان موانع همگرایی در جهان اسلام شناسایی کرد:
- عدم توازن قدرت و غلبه نگرانیهای امنیتی و در نتیجه رقابت سیاسی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای
- تعارضات ایدئولوژیک شامل تقابل سکولاریسم و اسلام سیاسی، اسلام سنی برابر اسلام شیعی
- تنشهای جغرافیایی و تقابل ملیگراییهای مختلف شامل پانعربیسم، پانترکیسم و پانایرانیسم
- ساختارهای سیاسی و اجتماعی متفاوت در کشورهای اسلامی
- مشکلات ساختاری اقتصادی و مکمل نبودن اقتصاد این کشورها[5]
در یادداشت پیش رو تلاش شد تا به صورت مختصر به این واقعیت مهم و با اهمیت اما تلخ اشاره شود که با وجود تضادهای ایدئولوژیک و شکاف منافع در جهان اسلام، نیل به همگرایی حداقل از منظر سیاسی اگرچه اکنون چندان در دسترس نیست؛ ولی می شود با وجود برداشتن گامهای تدریجی و هوشمندانه در موضوعات علمی، فرهنگی و اقتصادی آغازگر مسیری گشت که در نهایت به گفتوگوهایی برای برطرف کردن دغدغههای سیاسی و امنیتی در جهان اسلام منتهی گردد.
چهارشنبه: 22 / 12 / 1403- 11 رمضان المبارک 1446- 12 مارس 2025
منابع
١. قرآن کریم، مترجم: محمدرضا صفوی.
٢. ابن أبی حاتم، عبدالرحمن بن محمد(١٤١٩ق)، تفسیر القرآن العظیم، عربستان سعودی، مکتبۀ نزار مصطفی الباز.
٣. ابن عاشور، محمد بن طاهر(بی تا)، التحریر و التنویر، بی جا.
٤. ابن فارس، (١٤٠٤ق)، مقائیس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.
٥. ابن قتبه، عبدالله بن مسلم (بی تا)، غریب القرآن، بی جا.
٦. ابن کثیر، اسماعیل بن عمرو(١٤١٩ق)، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیۀ.
٧. ابوالفتوح رازی، حسین بن علی (١٤٠٨ق)، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان رضوی.
٨. انیس، ابراهیم و دیگران (١٤٠٨ ق)، المعجم الوسیط، [بی جا]، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
٩. ثعلبی، ابو اسحاق احمد بن ابراهیم (١٤٢٢ق)، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
١٠. جوادی آملی، عبدالله (١٣٨٨ش)، تسنیم، ج ١٢، قم، اسراء.
١١. ----------- (١٣٨٨ش)، تسنیم، ج ١٥، قم، اسراء.
١٢. ----------- (١٣٨٩ش)، تسنیم، ج ١٠، قم، اسراء.
١٣. ----------- (١٣٨٨ش)، روابط بین الملل در اسلام، قم، اسراء.
١٤. حاکم حسکانی، عبیدالله بن احمد (١٤١١ق)، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تهران، سازمان انتشارات وزارت ارشاد اسلامی.
١٥. حکیم، محمدباقر (١٣٧٧ش)، وحدت اسلامی (از دیدگاه قرآن و سنت)، ترجمه عبدالهادی فقهی زاده، تهران: تبیان.
١٦. راغب اصفهانی، حسین بن محمد (١٤١٢ق)، المفردات فی الفاظ القرآن الکریم، بیروت، دارالعلم الدار الشامیۀ.
١٧. سید قطب، قطب بن ابراهیم شاذلی (١٤١٢ق)، فی ظلال القرآن، بیروت، دارالشروق.
١٨. صدوق، محمد بن علی (١٤١٤ق)، إعتقادات الامامیه، قم، کنگره شیخ مفید.
١٩. طباطبایی، محمد حسین (١٤١٧ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفترانتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم.
٢٠. طبری، محمد بن جریر(١٤١٢ق)، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفه.
٢١. طوسی، محمد بن حسن (بی تا)، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
٢٢. فخر رازی، محمد بن عمر(١٤٢٠ق)، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
٢٣. قرائتی، محسن (١٣٧٨ش)، پرتوی از اسرار نماز، تهران، ستاد اقامه نماز، چاپ هفدهم.
٢٤. قمی مشهدی، محمدبن محمدرضا(١٣٦٨ش)، کنزالدقائق و بحر الغرائب، تهران، سازمان انتشارات وزارت ارشاد اسلامی.
٢٥. قمی، علی بن ابراهیم (١٣٦٧ش)، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب.
٢٦. مصطفوی، حسن (١٣٦٠ش)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
٢٧. مطهری، مرتضی (١٣٨٤ش)، امامت و رهبری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سی ام.
٢٨. ---------- (بی تا)، مجموعه آثار، ج ٢٥ (احیای فکر دینی - ١٠ گفتار)، تهران، انتشارات صدرا.
٢٩. مقاتل بن سلیمان (١٤٢٣ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
٣٠. مکارم شیرازی و همکاران، ناصر (١٣٧٤ش)، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیۀ.
٣١. نحاس، احمد بن محمد(١٤٢١ق)، إعراب القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیۀ.
[1] - رنجبر؛ مقصود. راهکارهای وحدت در جهان اسلام، پگاه حوزه: 26 فروردین 1385، شماره 180.
[2] - وحدت جهان اسلام؛ موانع و راهکارها. تارنمای دنیای تحلیل: ۱۶ دی ماه ۱۴۰۱.
[3] - مؤید این ادعا آیه شریفه است که می فرماید: «وَتعَاوَُنواْ علَی اْلبرِّ و التَّقْوَی و لاََتعَاوَُنواْ عَلَی الاِثْم وَاْلعُدْوَان...؛ و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری ننمائید.» (مائده، ٢) این آیه شریفه بیانگر یک اصل کلی اسلامی تعاون بر «برّ و تقوا» است که سراسر مسائل اجتماعی و حقوقی و اخلاقی و سیاسی را در بر می گیرد. طبق این اصل، مسلمانان موظفند در کارهای نیک، تعاون و همکاری کنند؛ ولی همکاری در اهداف باطل و اعمال نادرست و ظلم، و تعاون بر «اثم و عدوان»، به طور مطلق، ممنوع است؛ گرچه مرتکب آن، دوست نزدیک یا برادر انسان باشد.
[4] - محمدفام، سجاد؛ محمدفام، اکبر( استادیار گروه علوم قران و حدیث دانشگاه شهید مدنی آذربایجان). بررسی موانع و عوامل وحدت اسلامی از منظر آیات قرآن کریم. دوفصلنامه تفسیر پژوهی، بهار و تابستان 1397 - شماره 9.
[5] - وحدت جهان اسلام؛ موانع و راهکارها. تارنمای دنیای تحلیل: ۱۶ دی ماه ۱۴۰۱.

