زمینه ها و علل مؤثر بر وقوع انقلابات

اسدالله افشار

پیروزى انقلاب اسلامى ایران ، یکى از تحولات شگرف و عظیم قرن بیستم به شمار مى رود که با ویژگى هاى منحصر به فرد خویش ، نه تنها بسیارى از تئورى پردازان پدیده انقلاب را شگفت زده کرد ، بلکه در شالوده کاخ رفیع دانش اجتماعى و نظریات رایج پیرامون تبیین انقلاب ها نیز لرزه افکنده، آنها را در تبیین علل پیدایش و وقوع پیروزى انقلاب اسلامى ، با چالش مواجه ساخت تا آن جا که برخى در جهت حل این معما ، دست به ارائه تحلیل ها و نظریات کاملاً غیرعلمى و خیال پردازانه زده، عجز و ناتوانى خویش را بیش از پیش آشکار ساختند.

بدون تردید انقلاب اسلامی ایران، بزرگترین انقلاب قرن بیستم بوده است که توانسته تأثیرات گسترده ای در سطح داخلی و بین المللی برجای بگذارد. وجه تمایز آن با سایر انقلاب‌ها، در تأکید آن بر معنویت و ارزش‌های ملهم از دین اسلام بود، به نحوی که با تکیه بر قدرت فرهنگی منشعب از اسلام و احیای ارزش‌های اسلامی در یک شرایط بین المللی و داخلی خاص توانست با بسیج همگانی به پیروزی برسد. بررسی علل انقلاب ها، همواره یکـی از‌ جذاب ترین موضوعات علوم‌ سیاسـی‌ و جامعه شناسی می باشد. تاکنون در خصـوص عـلـل وقوع انقلـاب اسـلامی ایران، دیدگاه هـای مـختلفی مطرح شده است که در یادداشت پیش رو به برخی از آن ها اشاراتی خواهیم داشت.

مفهوم انقلاب

انقلاب برآیند حوادث و دگرگونى هاى مختلف تاریخى یک کشور است لذا در وقوع این پدیده مجموعه تحولات و شرایط فکرى ، فرهنگى ، اجتماعى ، اقتصادى و سیاسى مداخله دارد . در فلسفه سیاسى و علوم سیاسى _ اجتماعى به انقلاب با دو دید متفاوت نگریسته مى شود . انقلاب به مفهوم سیاسى آن که بیشتر به جانشینى ناگهانى و شدید گروهى که حکومت را در دست نداشته اند ، به جاى گروه دیگرى که قبلا گروه سیاسى و اداره کشور را در اختیار خود داشته اند گفته مى شود.[1] بدین ترتیب « انقلاب دگرگونى بنیادى در همه زمینه هاى اجتماعى ، اخلاقى ، اقتصادى ، حقوقى و بویژه سیاسى است ، نسبت به آنچه پیش از انقلاب استوار و پابرجا بوده است و این دگرگونى ها همیشه با سرنگونى نظام سیاسى حاکم پیش مى آید و کمتر با آرامش همراه بوده و اغلب با کارهاى خشونت آمیز و ویرانگرى و خونریزى ها همگام مى باشد».[2]

مفهوم انقلاب در دید جامعه شناسانه بیشتر به امور اجتماعى مربوط مى شود تا به امور سیاسى و به همین دلیل تحلیل جامعه شناسانه انقلاب عبارت است از باز یافتن ترکیب علل عمومى و علل فرعى که تار و پود رویدادها را بهم مى بافند[3] در تبیین جامعه شناسانه انقلاب بر نقش عنصر اراده انسانى و پیشرو بودن تحول انجام گرفته و تخریب و قهرآمیز بودن تاکید مى شود .

بى شک انقلاب به مفهوم سیاسى با تحولات دیگر سیاسى چون کودتا که در آن رهبرى و قدرت و سیاست حاکم دست به دست مى شود و یا شورشى که فقط موجب تحولاتى در برخى از سیاست گذاریها و احیانا در بعضى نهادها مى گردد متفاوت مى باشد چنانکه از نظر جامعه شناسى نیز پدیده اجتماعى انقلاب با رفرم که معمولا به تحولات روبنائى و سطحى با حفظ نظام موجود گفته مى شود تفاوت دارد .

زمینه ها، علل و عوامل وقوع هر انقلابی

به زبان ریاضی، انقلاب از جنبه زمینه ها و علل و عوامل وقوع، بردارحوادث ودگرگونی های مختلف تاریخی یک کشور است. در وقوع این پدیده، مجموعه تحولات و شرایط فکری، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مداخله دارد. بی تردید هر تحلیل و رهیافتی که این واقعیت را نادیده گرفته، آن را پدیده ای تک عاملی یا خلق الساعه بینگارد، از منطق علمی دور است.

البته در هر انقلابی ممکن است یک یا تعدادی از تحولات و شرایط نقش اصلی یا نقش بارز داشته باشند، با این حال آن چه در نهایت وقوع انقلاب را گریز ناپذیر می سازد، عواملی اندک است که در سایه تأثیر و تأثر تحولات و شرایط فوق پدید آمده و گسترش می یابد. بنابراین، با توجه به موقعیت و تحولات کشورها، مسیرهای متفاوتی در رسیدن به این عوامل وجود دارد. این عوامل، که در هر انقلابی دیده می شود، عبارت است از: نارضایتی عمیق از شرایط حاکم، پذیرش اندیشه یا اندیشه های جدید جایگزین، روحیه انقلابی و ساختار اجتماعی سیاسی بر این اساس در صورت:

ناخشنودی تمام یا بخشی از جامعه ؛

وجود ساختارهای مؤثر؛

واحد بودن آرمان همگان ؛

شدید و فراگیر بودن روحیه انقلابی.

توان اقتصادی نظامی بالا و برخورداری از حمایت بین المللی نیز در بیشتر موارد نمی تواند از وقوع انقلاب جلوگیری کند. و اگر عوامل چهارگانه یاد شده از نیرومندی لازم برخوردار نباشند، آینده رژیم و انقلابیان را توان عمومی دو طرف مشخص می کند. توان عمومی نیز از طریق عناصر مادی و محسوس (تعداد همراهان، قدرت اقتصادی و نظامی، حمایت خارجی و..). و عناصر غیر مادی و نامحسوس (قدرت مدیریت دو طرف، ویژگی ها و توان رهبر، ویژگی های ایدئولوژی حاکم بر اذهان طرفین و..). قدرت تعیین می گردد.

البته سنجش توان عمومی طرفین، در یک وضعیت انقلابی، با مشکلات متعددی همراه است. با توجه به این که عناصر غیر مادی و نامحسوس قدرت مشکل سنجش توان عمومی را مضاعف می کند و این امر از محدودیت های عمده بهره گیری از روش مورد بحث ما شمرده می شود، به منظور شناخت بهتر این عناصر باید در راستای شناخت عناصر مادی و محسوس قدرت تلاش ها و پژوهش های علمی بیشتری به انجام رسد.

هر انقلابی از یک سو با نارضایتی عمیق از شرایط حاکم همراه است. این نارضایتی وقتی پدید می آید که افراد از بهبود شرایط موجود ناامید شده، آن را غیر قابل تحمل بیابند. از سوی دیگر، در هر انقلابی اندیشه یا اندیشه های جدید جایگزین، ذهن انقلابیان را تسخیر و بر رفتار آن ها سلطه می یابد. هیچ انقلابی بدون گسترش اندیشه های جدید روی نداده است. تلاطم اندیشه ها بخشی از وضع پیش از انقلاب را شکل می دهد. افزون بر این، هر انقلابی با گسترش روحیه انقلابی همراه است. منظور از این روحیه وضعی است که در سبب اعتماد به نفس در افراد می شود، آنها، بی توجه به اقدامات سرکوبگرانه یا رفرمیستی رژیم ها، تنها به پیشبرد انقلاب می اندیشند و در راستای هدف خود، که واژگونی رژیم موجود و بنای ساختار سیاسی نوین است، گام برمی دارند. هر انقلابی با ساختارهای اجتماعی سیاسی نیز همراه است. این ساختارها، که ممکن است مدت ها پیش از پیدایش وضعیت انقلابی وجود داشته باشد، در گسترش ناخشنودی از موقعیت حاکم، ارائه و تبلیغ اندیشه های جدید و ایجاد و گسترش روحیه انقلابی در جامعه نقش دارد.

انقلاب اسلامی ایران چهار عامل یاد شده را در نوع نیرومند آن نشان داد :

1- نارضایتی ویژه از وضع موجود در انقلاب اسلامی با شاخص هایی مانند تظاهرات، درگیری ها و اعتصاب های عمومی، تنفر همگانی از رژیم و سقوط پایه های اقتدار آن، شعارهای انقلابیان در طرد نظام، گسست و گریز عمومی روشنفکران و کادرهای اداری و... آشکار بود، بر خلاف همه یا بیشتر انقلاب های معاصر، که تنها گروه های خاصی در آن ها شرکت داشتند، در ایران اکثر قریب به اتفاق جمعیت کشور از رژیم پهلوی ابراز تنفر می کردند.

اگر بپذیریم که شدت و عمق ناخشنودی به میزان نزدیک بودن آن به جنبه های فکری و عقیدتی و در این گستره نیز به ارتباط آن با افکار دارای اصالت فرهنگی قوی وابسته است، می توان گفت نارضایتی در ایران از دیگر انقلاب های معاصر شدیدتر و عمیق تر بود.

2- اندیشه سیاسی جایگزین در انقلاب اسلامی نیز با شاخص هایی مانند شعارهای انقلابیان در بیان آرمان جدید مشخص می شود. مراسم بی نظیر استقبال از امام خمینی قدس سره و رفراندم های جمهوری اسلامی و قانون اساسی نیز می توانند شاخص های آرمان جدید انقلاب اسلامی شمرده شوند. تعداد جمعیت پذیرنده آرمان های انقلاب اسلامی نیز، برخلاف انقلاب های معاصر، بسیار بود، به گونه ای که می توان گفت، جز بخشی از روشنفکران که با عقاید مارکسیستی یا لیبرالی در انقلاب شرکت داشتند، عموم مردم از اسلام و اندیشه های امام خمینی قدس سره طرفداری می کردند. از سوی دیگر، پیوند ایدئولوژی انقلاب ایران با فرهنگ عمومی کشور و به عبارت دیگر اصالت فرهنگی آن از نکات عمده تفاوت انقلاب اسلامی با دیگر انقلاب های معاصر است .

3 - در انقلاب اسلامی ساختارهای دارای نقش نیز وجود داشت که از آن میان باید از نهاد روحانیت، شبکه مساجد و انجمن های اسلامی نام برد. پیوند ویژه تاریخی روحانیت و مردم و نیز رهبری هوشمندانه و قاطع امام خمینی قدس سره وضعی استثنایی پدید آورد و به موفقیت سریع در برانگیختن نارضایتی، گسترش آرمان انقلاب اسلامی، ایجاد و گسترش روحیه انقلابی و در نتیجه بسیج عمومی و به صحنه آوردن مردم انجامید.

4 - روحیه انقلابی در انقلاب اسلامی با شاخص هایی چون عدم تسلیم انقلابیان در برابر اقدامات رفرمیستی رژیم (تغییر نخست وزیران، آزادی زندانیان سیاسی و آزادی های کنترل شده مطبوعات) بی توجهی به شیوه های سرکوب و وجود روحیه شهادت طلبی و فداکاری در راه آرمان مشخص می شود.

این روحیه در انقلاب های دیگر نیز شدید بود، اما در ایران به نحو بارزتری مشاهده می شد و آشکارا غیر قابل برگشت می نمود.[4]

ریشه انقلاب ها از نگاه شهید مطهری

شهید مطهرى( ره ) ریشه انقلاب را دو چیز مى دانند یکى نارضائى و خشم از وضع موجود و دیگر آرمان یک وضع مطلوب شناختن یک انقلاب یعنى شناخت عوامل نارضائى و شناخت آرمان مردم[5] ایشان در تحلیل ماهیت و عوامل ایجاد انقلاب ها سه نظریه را مطرح مى کنند یک نظریه این است که روح و ماهیت تمام انقلابها اقتصادى و مادى است طبعا آرمان چنین انقلابى رسیدن به جامعه اى است که در آن از شکافهاى طبقاتى اثرى نباشد یعنى رسیدن به جامعه اى بى طبقه .

نظریه دوم این است که انقلاب هنگامى مى تواند انسانى باشد که ماهیتى آزادیخواهانه و سیاسى داشته باشد نه ماهیتى اقتصادى چون این امکان هست در جامعه اى شکم ها را سیر بکنند و گرسنگى ها را تا حدى و یا بطور کلى از بین ببرند ولى به مردم حق آزادى ندهند ، حق دخالت در سرنوشت خود و حق اظهار نظر و اظهار عقیده را از آنها سلب بکنند در چنین جامعه اى مردم براى کسب این حقوق از دست رفته قیام مى کنند و انقلاب براه مى اندازند و به این ترتیب انقلابى نه با ماهیت اقتصادى بلکه با ماهیتى دمکراتیک و لیبرالى بوجود مى آورند .

علاوه بر دو نوع ماهیتى که فکر کردیم انقلاب مى تواند ماهیتى اعتقادى و ایدئولوژیکى داشته باشد بدین معنى که مردمى که به یک مکتب ایمان و اعتقاد دارند و به ارزشهاى معنوى آن مکتب شدیدا وابسته هستند وقتى که مکتب خود را در معرض آسیب مى بینند و وقتى آنرا آماج حمله هاى بنیان برافکن مى بینند خشمگین و ناراضى از آسیبهائى که بر پیکر مکتب وارد شده و در آرمان برقرارى مکتب بطور کامل و بى نقص ، دست به قیام مى زنند انقلاب این مردم ربطى به سیر یا گرسنه بودن شکمشان و یا ربطى با داشتن یا نداشتن آزادى سیاسى ندارد ، چرا که ممکن است اینان هم شکمشان سیر باشد و هم آزادى سیاسى داشته باشند اما از آنجا که مکتبى را که در آرزو و آرمان آن هستند ، استقرار نیافته مى بینند ، بر مى خیزند و قیام مى کنند.[6]

در تحلیل و تبیین انقلاب اسلامى براساس تکیه بر عوامل فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، روانشناختى، سیاسى و رهیافت هاى چند سببى نظریات متفاوتى مطرح شده است.

مرحوم شهید مطهرى درتحلیل انقلاب اسلامى با اشاره به دیدگاههاى متفاوت در این زمینه چنین مى فرماید: « درکنار این نظرات ، نظر دیگرى وجود دارد که خود ما نیز موافق آن هستیم ، انقلاب ایران به اعتراف بسیارى یک انقلاب مخصوص به خود است یعنى براى آن نظیرى در دنیا نمى توان پیدا کرد... از نظر ما این انقلاب ، اسلامى بوده است. راز موفقیت نهضت ما در این بوده است که نه تنها به عامل معنویت تکیه داشته بلکه دو عامل دیگر _ مادى و سیاسى _ را نیز با اسلامى کردن محتواى آنها در خود قرار داده است...[7] انقلاب اسلامى یعنى راهى که هدف آن اسلام و ارزشهاى اسلامى است و انقلاب و مبارزه صرفا براى برقرارى ارزشهاى اسلامى انجام مى گیرد.

انقلاب اسلامی ایران مهم ترین و بنیادی ترین رویداد در طول تاریخ معاصر

انقلاب اسلامی ایران مهم ترین و بنیادی ترین رویداد در طول تاریخ معاصر اسلام است. اثر این رویداد به روش های گوناگون و در اندازه های مختلف تقریبا در تمام کشورهای اسلامی مشاهده شده است. این انقلاب بزرگ تحت هدایت و رهبری فعال امام خمینی و دیگر علمایی که از وی پیروی می کردند به دست مردم ایران خلق شد. وقوع این حادثه باعث سرنگونی معجزه آسای خاندان پهلوی و شاه قدرتمند آن گردید و به تشکیل جمهوری اسلامی ایران منتهی شد. ایران به طور بنیادین از نظر سیاسی و فرهنگی از یک کشور غربمدار و غربگرا به یک کشور اسلامی مبدل شد.

بی اغراق باید گفت که این رویداد تاریخی بدون بصیرت، استقامت، فداکاری و زمامداری و همچنین اراده خلل ناپذیر رهبر روحانی آن برای پیروزی، شاید امکان به وقوع پیوستن آن وجود نداشت. رهبری و هدایت انقلاب اسلامی به دست امام خمینی در تاریخ جهان معاصر اسلام بی نظیر است.

توانایی حضرت امام خمینی در درک ضرورت آمادگی نظامی و آمادگی دائمی مردم ایران در جهت وقف خویش برای کشورشان را می توان یک مثال در حد اعلاء برای بیان احساسات عمیق ناسیونالیستی در نظر گرفت. تاریخ انقلاب از آغاز تا کنون را می توان به منزله یک پدیده عبرت آموز برای تمام مستضعفان و ستمدیدگان و مسلمانانی دانست که سرنوشت خود را اسیر دستان استکبار جهانی می بینند; استکباری که دین را از زندگی مردم جدا کرده و اسلام را در حد اجرای مراسم عبادی تنزیل داده است. این نهضت بر خلاف تمام انتظارات و پیش بینی ها و در مراحل پایانی که پس از 15 سال تلاش و مبارزه خستگی ناپذیر به پیروزی نائل آمد تمام معیارهای بین المللی استکبار را مختل کرد.

این نهضت تمام طبقات اجتماع، بخش ها، گروه های زیرزمینی و احزاب را تحت الشعاع خویش قرار داد. بعضی از این گروه های سیاسی در باطن به انقلاب اعتقادی نداشتند ولی مجبور بودند به علت مقتضیات زمان و واقعیات موجود به آن گردن نهند.

می توان صریحا اذعان داشت که انقلاب ایران در اصل یک حرکت مردمی بود. انقلاب الگویی از حضور سیاسی توده مردم بود واین درزمان ما منحصربه فرد بود. یک ساختارساده تشکیلاتی که بر اساس رهنمودهای امام خمینی پایه گذاری شده بود توانست پیشرفته ترین و پیچیده ترین ماشین جنگی شاه را غافلگیر کند. پیروزی حاصل فداکاری ها و تلاش های مردم ایران از جانب خدا بود.

شنبه: 20 / 11 / 1403- 9 شعبان 1446- 8 فوریه 2025

منابع

1- صادق زیبا کلام . مقدمه اى برانقلاب اسلامى . نشر روزنه ، تهران ، 1372.

2- آنتونى پارسونز ، مأموریت در ایران . ترجمه پاشا شریفى ، نشر راه نو ، تهران ، 1363.

3- انقلاب اسلامى و چرایى و چگونگى رخداد آن ، جمعى از نویسندگان ، نشر معارف ، قم ، 1380.

4- منوچهر محمدى ، انقلاب اسلامى ، زمینه ها و پیامدها ، نشر معارف ، قم ، 1380.

5- حمید دهقان ، پژوهشى نو پیرامون انقلاب اسلامى ، انتشارات مدین ، قم.

6- آنتونى پارسونز ، غرور و سقوط ، ترجمه منوچهر راستین ، انتشارات هفته ، تهران.

7- ریشه هاى انقلاب ایران ، ترجمه عبدالرحیم گواهى ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.

8- نگاهى به رهیافت هاى مختلف در مطالعه انقلاب اسلامى ایران ، مجله راهبرد ، شماره 9 ، بهار . 1375 .

9- منوچهر محمدى ، تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران ، انتشارات امیر کبیر ، چاپ سوم ، تهران ، 1370.

10- هانا آرنت ، انقلاب ، ترجمه حضرت آیه الله فولادوند ، تهران : انتشارات خوارزمى، 1361.

11- عبدالحمید ابوالمحمد ، مبانى سیاست ، تهران، توس 1376.

12- مرتضى مطهرى ، پیرامون انقلاب اسلامى ، تهران، انتشارات صدرا.


[1] - هانا آرنت ، انقلاب ، ترجمه حضرت آیه الله فولادوند ، تهران : انتشارات خوارزمى 1361 ، ص 65 .

[2] - عبدالحمید ابوالمحمد ، مبانى سیاست ، تهران توس 1376 ، ص . 364.

[3] - ریمون آرون ، مراحل اساسى اندیشه در جامعه شناسى ، ترجمه باقر پرهام ، ص 303.

[4] - کتاب «انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن » نوشته جمعی از نویسندگان ( محمد پزشکی ، سید محمدعلی حسینی ‌زاده ، سید صادق حقیقت ، عبدالوهاب فراتی و مصطفی ملکوتیان ) است. این کتاب در سال 1384 و توسط دفتر نشر معارف (وابسته به نهاد نمایندگی مقام رهبری در دانشگاه) به چاپ رسیده است. در این کتاب در پنج فصل چگونگی و فلسفه انقلاب اسلامی تشریح و تبیین شده است . هر فصل با ذکر « اهداف کلی » آغاز می‌شود که مباحث فصول مختلف این کتاب بدین شرح است: 1) فصل نخست به « تبیین چرایی و چگونگی وقوع انقلاب‌ها ـ به طور عام ـ و انقلاب اسلامی ـ به طور خاص ـ » اختصاص دارد . 2) در فصل دوم « پیشینه تاریخی حرکت‌های انقلابی در ایران » بررسی شده و عامل و عوامل ، زمینه‌ها ، روند حوادث ، اهمیت و پیامدهای جنبش تنباکو ، انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت بیان شده است . 3) در فصل سوم نخست به «چگونگی رخداد انقلاب اسلامی » اشاره می‌شود ؛ سپس زمینه‌ها و روند رخدادهای انقلاب اسلامی و اقدامات حکومت و ویژگی‌ها و اقدامات مخالفان رژیم و بالاخره زندگی و اندیشه و مبارزات امام خمینی (ره) تشریح می‌گردد . 4) در فصل چهارم « انقلاب اسلامی به گونه نظری » بررسی شده است . در این فصل رهیافت‌های گوناگون علمی در بررسی انقلاب اسلامی و نظریه‌های انقلاب و انقلاب اسلامی ارزیابی می‌شود . 5) « بررسی آرمان‌ها ، دستاوردها و آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی » مباحث فصل پنجم را تشکیل می‌دهد . در خاتمه نیز « تحولات داخلی و خارجی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی » مرور شده است .

[5] - مرتضى مطهرى ، پیرامون انقلاب اسلامى ، تهران انتشارات صدرا ، 68 ، ص 30 و 31.

[6] - مرتضى مطهرى ، پیرامون انقلاب اسلامى ، تهران انتشارات صدرا ، 68 ، ص 31 و 32 و 33.

[7] - مرتضى مطهرى ، روحانیت ، اجتهاد و دولت ، ص 315.



ارسال توسط افشار

اسلایدر