پدیده اعتیاد در فرهنگ روانشناسی

اسدالله افشار

اعتیاد را عادت کردن،[1] خو گرفتن و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند به عبارت دیگر ابتلای اسارت آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود اعتیاد نام دارد. اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست، اما عواقب آن به صورت های مختلف نظیر کم شدن تحمل و وابستگی بدنی هویدا می‌شود. در طب جدید به جای کلمه اعتياد وابستگی به دارو به کار میرود که دارای همان مفهوم ولی دقیق تر و صحیح تر است مفهوم این کلمه آن است که انسان بر اثر کاربرد نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می‌کند به طوری که بر اثر دستیابی و مصرف دارو احساس آرامش و لذت به او دست می‌دهد.[2]

اعتیاد؛ «بیمارى اجتماعی» با عوارض جسمى و روانى

اعتیاد یــک «بیمارى اجتماعی» است که عوارض جسمى و روانى دارد وتا زمانى که بـه علل گرایش «بیمار» توجه نشود، درمان جسمى وروانى فقط براى مدتى نتیجه‏ بخش خواهدبودو فرد معتاد دوباره گرفتار«مواد اعتیاد آور» می‏ گردد. اعتیاد به موادمخدر یکى از مهمترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى ازآن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب رکود اجتماعى در زمینه ‏هاى مختلف مى‌گـــــردد. همچنین ویــرانگری‏ هاى حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیارى از ارزش‌ها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را بطور جدى به مخاطره مى‌اندازد.

پدیده شوم قاچاق موادمخدر بیش از آنکه فعالیتى سوداگرانه، تجارى و اقتصادى در عرصه مافیاى اقتصاد بین ‏المللى باشد، ابزارى کارآمد، مؤثر و راهبردى در گسترش نظام سلطه صاحبان قدرت جهان بر کشورهاى توسعه نیافته است. تحلیلگران مسائل سیاسى و اجتماعى بر این باورند که در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده موادمخدر مهمترین عامل به تباهى کشیدن و انحطاط اخلاقى جوامع به شمار می‏ رود. متأسفانه گسترش دامنه مصرف موادمخدر در جامعه امروزى به حدى است که حتى قشر متفکر و تحصیل کرده را نیز به سمت خود کشانده است. مبارزه با اعتیاد نیز قطعاً بیش از آنکه ماموریتى در راستاى وظایف مصرحه نیروى انتظامى باشد، اقدامى است استراتژیک در مقابله با ابزار نظام سلطه جهانى در انحطاط اخلاقى جوامع با اهداف خاص سیاسی.

اعتیاد به عنوان یک آسیب اجتماعی، هیچ گاه بطور کامل ریشه‏ کن نخواهد شد، اما با تدبیر، اندیشه و تلاشى مخلصانه حداقل می‏توان آنرا به کنترل در آورد. در این راستا تلاش ما بر این است تا با ارتقاء سطح آگاهى اقشار مختلف جامعه پیشگیرى از اعتیاد را بر درمان معتادین مقدم بداریم. به امید روزى که جامعه‏ اى داشته باشیم که اگر هم در آن فرد معتادى وجود دارد، درصدد نجات خویشتن باشد.

پدیده اعتیاد در فرهنگ روانشناسی

در فرهنگ روانشناسی اعتیاد عبارت است از یک پدیده زیستی که به ارگانیزم امکان می‌دهد خود را به شکل تدریجی با پاره‌ای مواد سمی سازش دهد و مصرف روزمره مقادیری از این مواد را که برای یک ارگانیزم بکر کشنده است، تحمل کند. به این ترتیب است که پاره‌ای از معتادین به مرفین و هروئین می‌توانند به میزان دویست تا سیصد برابر مقداری که برای انسان کشنده است مصرف کنند.

اعتیاد یک بیماری است که در آن بیمار رفتاری که عوارض بدی دارد را مستمرا تکرار می‌کند. این بیماری با ایجاد اختلال در کنترل بر سیستم رفتار - پاداش،[3] باعث تکرار آن رفتار می‌گردد. بیماری اعتیاد مدارهای عصبی مربوط به نظام پاداش، انگیزش و حافظه را در مغز دچار اختلال کرده و اختلال در این سیستم ها در مغز باعث بروز عوارض بیولوژیکی، فیزیولوژیکی، اجتماعی و روانی می‌گردد. بررسی اعتیاد به عنوان عارضه‌ای روانی، اجتماعی و اقتصادی از دیدگاه علوم پزشکی، روان شناسی و جامعه شناسی و همین طور از دیدگاه‌های فلسفه، قانون، اخلاق و مذهب صورت می‌گیرد. از سال ۱۹۶۴ میلادی، سازمان بهداشت جهانی استفاده از عبارت وابستگی دارویی[4] یا وابستگی به دارو را به جای اصطلاح اعتیاد[5] توصیه نموده است.

در عموم به لحاظ مفهومی، بیماری اعتیاد یک بیماری اصلی، مزمن و عصبی است، که در اثر عوامل ژنتیکی، فیزیولوژیکی و اجتماعی رشد و بروز پیدا می‌کند، به طوری که وجه مشخصه این بیماری اختلال در کنترل انجام عملی، و یا احساس اجبار در انجام یک عمل مشخص، با وجود آگاهی نسبت به عواقب خطرناک آن باشد. در سال ۱۹۵۰ سازمان ملل متحد تعریف زیر را برای اعتیاد به مواد مخدر ارائه کرد:

«اعتیاد به مواد مخدر عبارت است از مسمومیت تدریجی یاحانی که به علت استعمال مداوم یک دارو اعم از طبیعی یا ترکیبی ایجاد می‌شود و به حال شخص و اجتماع زیان آور می‌باشد.»[6]

وابستگی به مواد (مواد مخدر و ...)، یا عادت‌های ناهنجار، یک اختلال روان پزشکی و روان شناسی بوده که از یک سو، معنای لغت خوشبختی را در زندگی فرد و خانواده او از بین می‌برد و از سوی دیگر آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی بی شماری را به همراه دارد. البته عادت های ناهنجار و اعتیادهای رفتاری مستقل از مواد شیمیایی تا همین سال‌های اخیر هم در طبقه بندی‌های رسمی به عنوان اعتیاد محسوب نمی‌شدند و مدت کوتاهی است که اعتیادهایی مانند اعتیاد به اینترنت، اعتیاد به کار و اعتیاد به بازی های کامپیوتری به عنوان شکلی از اعتیاد طبقه بندی شده و مورد توجه قرار می‌گیرند.

اثر منفی اعتیاد؛ برکیفیت زندگی معتادان

اعتیاد برکیفیت زندگی معتادان اثر منفی دارد. برای تبیین این یافته باید گفت، کیفیت زندگی درافراد بیمار به حالتی از خوب بودن اطلاق می‌شود که منعکس کننده وضعیت جسمی، روانی و اجتماعی است و اختلالات مزمن و طولانی مانند اعتیاد به عنوان یک بحران درزندگی افراد به خصوص معتادان می‌تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی در بُعد روحی و جسمانی شود؛ لذا مبتلایان به اعتیاد، نیازهای زیست شناختی، روان شناختی، اجتماعی و هیجانی دارند که در مقایسه با افراد سالم متفاوت است. با وجود یک فرد معتاد در خانواده زندگی همه اعضا به نحوی صدمه می‌بیند. اعضای خانواده برای ادامه حیات مجبورمی‌شوند در زندگی خود تغییراتی دهند تا بتوانند با اثرات ویرانگراعتیاد کنار بیایند. به مرور زمان این روش باعث می‌شود تا خود آن ها نیز در زندگی خود با مشکلات فراوانی رو به رو شوند. از آن جایی که اعتیاد برکیفیت زندگی افراد تأثیر منفی می‌گذارد، بنابراین، کیفیت زندگی در خانواده‌های معتادان ضعف‌های بسیاری دارد و مشکلات اساسی خانواده را شدت می‌بخشد. علاوه بر اثرات مخرب بر زندگی فرد، بر زندگی اطرافیان و بستگان نیز تأثیر می‌گذارد. غالباً كمبود امکانات لازم برای ارضای نیازهای روانی و اجتماعی نوجوانان از قبیل کنجکاوی، تنوع طلبی، هیجان خواهی، ماجراجویی، مورد تأیید و پذیرش قرار گرفتن و کسب موفقیت بین همسالان، موجب گرایش آنان به کسب لذت و تفنن از طریق مصرف مواد و عضویت در گروه‌های غیر سالم می‌شود.

اعتیاد بر بهزیستی روانی معتادان اثر منفی دارد. در تبیین این یافته می‌توان به این مسئله اشاره نمود که افرادی که از بهزیستی روانی پایین برخوردار هستند، در زندگی خود هدف مشخصی ندارند و معنای مهمی برای زندگی خود نیافته‌اند. با هر سختی و مشکلی از هم می‌پاشند، و انگیزه خود را از دست می‌دهند، نسبت به تغییرات زندگی منعطف نیستند و همواره در بیم و ترس باقی می‌مانند و توانایی مواجه شدن با آن را ندارند در نتیجه در شرایط و موقعیت‌های تهدید آمیز به مصرف مواد گرایش پیدا می‌کنند. این افراد در برابر مشکلات بسیار آسیب پذیر عمل می‌کنند و به سرعت در هم می‌شکنند و نمی‌توانند احساسات و هیجان‌های خود را کنترل و به شیوه سالم مدیریت کنند. در مواقع بحرانی دچار استرس می‌شوند و خود را فردی قربانی و ناتوان تصور می‌کنند و قادر نیستند با استفاده از فنون حل مسئله به راه حل‌های امن و مطمئن دست یابند.[7]

ویژگی‌های اعتیاد

اعتیاد پاسخ فیزیولوژیک بدن است به مصرف مکرر مواد اعتیادآور. این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد می‌گردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن می‌شود. در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا می‌کند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد. از ویژگی‌های اعتیاد، به طور مداوم ناتوانی از پرهیز، اختلال در کنترل رفتاری، ولع مصرف،[8] مشکلات قابل توجهی در رفتار فرد و روابط بین فردی، و یک پاسخ عاطفی ناکارآمد است.[9] مانند سایر بیماری‌های مزمن، اعتیاد اغلب شامل چرخه‌های عود[10] و بهبودی[11] است. بدون درمان و یا اشتغال در فعالیت‌های بهبود، اعتیاد پیشرونده است و می‌تواند به معلولیت و یا مرگ زودرس منجر شود.

بررسی تعریف اعتیاد از دو منظر

اعتیاد از دو منظر زیر؛ که در حقیقت تعریف اعتیاد را پوشش می دهد، قابل بررسی است:

الف) اعتیاد به معنی وسیع کلمه

همان گونه که اشاره شد معمولا اعتیاد یا عادت کردن به معنای خو گرفتن به چیزی است. اعمال عادت شده معمولا اتوماتیک وار و بدون تفکر و اندیشه انجام می‌گیرد. از این رو بعضی از صاحب نظران عمل عادت را تابع یک اصل فیزیکی می‌دانند که از هوش و اراده فرد مجزا است و در ردیف اعمال غریزی حیوانات قرار می‌گیرد. ایجاد عادت در بعضی از رفتارهای روزانه که به واسطه اعمال عقلانی جلوگیری می‌کند و تصحیح شده اند مورد قبول هستند، عادت مثبت نامیده میشوند. در مقابل به رفتارهایی که بدون بررسی عقلایی تکرار می‌گردند عادات مطلق گفته می‌شوند.[12]

ب) اعتیاد به معنی اخص کلمه

انسان برای رفع احتياجات خود احتیاج به مواد موجود در طبیعت و محیط دارد. این مواد برای بر طرف کردن نیازها و غرایز اولیه مانند : گرسنگی، تشنگی و برای سوخت و ساز بافت‌ها به منظور تولید انرژی مصرف می‌شوند غرایز ثانویه مانند احتیاج به محبت، دوستی، معاشرت، امنیت و احترام باید از راه‌های طبیعی خود برطرف شوند و هیچ گاه نباید از همان طریق برطرف ساختن نیازهای اولیه بوسیله مواد موجود در محیط بر طرف کرد. طریقه مصنوعی رفع احتياجات ثانویه بوسیله مواد مخدر که منجر به عادت کردن فرد می‌شود اعتیاد نام دارد. در تعریف جامع تری از اعتیاد آمده: «تمایل یا تعلق غیرطبیعی و مداوم که شخص نسبت به یک ماده مخدر پیدا می‌نماید اعتیاد نامیده می‌شود.»[13]

با توجه به دونکته بیان شده مذکور وبا استنباط کلیت بحث پیش رو می توان به این استنتاج رسید که اعتیاد: با مسائل روانی و جسمی همراه است. فرد به دلیل ابتلا به بیماری اعتیاد، اراده خود را از دست داده و علیرغم آگاهی از پی آمدهای زیانبار مواد مخدر یا رفتار اعتیادآور، همچنان به آن ادامه می‌دهد.اعتیاد عبارت است از تطابق بدن با هر دارو یا ماده شیمیایی خارجی غیر لازمی به مدت طولانی که یکی از انواع عادات حیاتی یا عادات بیولوژیکی محسوب می‌گردد. استعمال مداوم و طولانی مواد مخدر منجر به ایجاد سخت ترین انواع عادات حیاتی در بدن می‌شود که همان اعتیاد به مواد مخدر می‌باشد.[14]

تعریف اعتیاد از نگاه سازمان بهداشت جهانی و سازمان ملل متحد

سازمان بهداشت جهاني مادة مخدر را اين‌گونه تعريف مي‌كند: هر ماده‌اي كه پس از وارد شدن به درون بدن بتواند بريك يا چند عملكرد مغز تأثير بگذارد،‌ مادة مخدر است.

اين تعريف مخدرهايي نظير توتون و مشروبات الكلي و مخدرهاي غير قانوني مانند هروئين و L..S.D را نيزدر بر مي گيرد. ضمن اينكه در اين تعريف مصرف‌كنندگان مواد مخدر نيز بيمار تلقي مي‌شوند.ادت كردن، خو گرفتن و خود را وقف عادتي نكوهيده كردن، اعتياد تلقي مي‌شود. به عبارت ديگر، ابتلاي اسارت آميز به مادة مخدر كه از نظر جسمي يا اجتماعي زيان‌آور شمرده شود،‌ اعتياد نام دارد. اصطلاح اعتياد به سهولت قابل تعريف نيست،‌ و عواقب آن به صور مختلف نظير تحمل و وابستگي بدني هويدا مي‌شود.در طب جديد به جاي كلمه اعتياد، وابستگي به مواد به كار مي‌رود كه همان مفهوم را دارد ولي دقيق‌تر و صحيح‌‌تر است. مفهوم اين كلمه آن است كه انسان با استعمال نوعي ماده شيميايي از نظر جسمي و رواني به آن وابستگي پيدا مي‌كند. به طوري كه براثر دستيابي و مصرف دارو احساس آرامش و لذت به او دست مي‌دهد، اما با نرسيدن دارو، خماري، دردهاي جسماني و احساس ناراحتي را تجربه مي‌كند.

در سال 1950: سازمان ملل متحد در مورد اعتياد به مواد مخدر تعريف زير را ارائه كرد:اعتياد به مواد مخدر عبارت است از مسموميت تدريجي يا حادي كه به علت مصرف مداوم يك دارو، اعم از طبيعي يا تركيبي، ‌ايجاد مي‌شود و به حال شخص و اجتماع زيان‌آور مي‌باشد.به عبارت ساده‌تر، اعتياد عبارت‌ است از وابستگي به موادي كه مصرف مكرر آن با كميت مشخص و در زمانهاي معين، از نظر مصرف كننده، ضروري و داراي ويژگي‌هاي زير است:

-وابستگي جسمي ايجاد مي‌كند؛[15]

ـ وابستگي رواني ايجاد مي‌‌كند؛[16]

ـ پديدة تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفي ايجاد مي‌شود؛[17]

ـ مادة مورد نياز به هر شكل و از هر طريق بايد به دست بيايد؛

ـ ماده مصرفي بر مصرف كننده، خانواده و جامعه تأثير مخرب دارد.

ضرورت تغییر نگاه کلیشه‌ای کهنه ما از فرد معتاد

اکثر ما تصور قالبی قدیمی خود را در مورد فرد معتاد باید تغییر دهیم. در این تصور کلیشه‌ای کهنه، معتاد شخص دیگریست به غیر از خود ما. او بدشانس، نگون بخت، آواره، محصول خانواده فقیر و ورشکسته است یا به عبارتی او شخصی است که باید به وضوح دچار اختلال روانی باشد. بنابراین در تصور مذکور، معتاد شخصی شبیه به من و شما نبوده، او شخصی نبود که در اکثر موارد در اجتماع مانند من بتواند معمولی عمل کند. نه! من معتاد نبوده ام. او برادر من نبوده، پدر و مادر من با همسر من، همسایه یا فرزند من نبوده. معتاد همیشه کس دیگری غیر از من و وابستگان من می‌باشد. اما دیگر بیشتر از این نمی‌توانیم وجود اشخاص آسیب پذیر و مستعد اعتیاد را انکار کنیم این رفتارهای وسواسی شایع و همه گیر، چیزی نیست که فقط در محله زاغه نشین‌ها و مردم فقیر یا در میان، تحصیل نکرده یا بی سواد یا نژاد و قوم خاصی دیده شود. این رفتارها، در هر شهر کوچک یا بزرگی در حال روی دادن است، یعنی این رفتارهای وسواسی در پشت درهای خانه‌های بزرگ و مجلل، خانه‌های حومه شهر، ساختمان‌های چندین طبقه در بین اشخاص تحصيل کرده و بی سواد، در بین مردم با هر رنگ پوست و از هر طبقه، روی می‌دهد.[18]

اعتیاد را جدی بگیریم

برای دیدن وضعیت اعتیاد و درد و رنجی که زندگی این افراد را تکه تکه و خراب می‌کند لزومی ندارد که دنبال جاهای دیگر و مکان‌های دورتر از شهر خودمان، از محل زندگی مان و حتی به دنبال خانواده دیگری به غیر از خانواده‌های خود باشیم.

کافی است به خانواده خود نظری بیاندازیم زیرا امروزه با وجود اعتیاد رفتاری، هر کسی می‌تواند اعتیاد داشته باشد و معتاد صرفا کسی که مواد مخدر مصرف می‌کند ودرکوچه و خیابان افتاده نمی‌باشد. در حقیقت، شخصیت اعتیادآور در یک پیوستار قرار دارد. از آن جایی که، همه ما در جامعه‌ای اعتیادآور و در شرایطی بزرگ شده ایم که نسبت به اعتیاد آسیب پذیر هستیم، اکثر ما در جایی بر روی این پیوستار اعتیاد قرار داریم. ما، نه بر اساس عواملی از این قبیل که در کجا زندگی می‌کنیم، چقدر درآمد داریم یا چه رنگ پوستی داریم، نسبت به اعتیاد آسیب پذیر هستیم، بلکه براساس این که در درون خویش چه کسی هستیم، به میزان متفاوتی در برابر اعتیاد آسیب پذیر خواهیم بود. البته بر اساس این عوامل ممکن است نسبت به یکی از انواع اعتیادها گرایش پیدا کنیم. ولی این که ما معتاد می‌شویم یانه، ارتباطی به آن عوامل نخواهد داشت. بین اشکال مختلف اعتیادهای ما، یا به عبارتی بین شکل‌هایی که این بیماری، خودش را نمایان می‌سازد، تفاوت‌هایی وجود دارد بعضی از اعتیادها آشکارا در مقایسه با بعضی دیگر مخرب تر و ویرانگرتر هستند. به عنوان مثال، تعداد اندکی ممکن است در این باره به مشاجره بپردازند که استفاده از کوکائین به صورت چلیمی،[19] پیامدهای خیلی ناگوارتری از اعتیاد به کار دارد. یا معتاد جنسی که با بچه‌ها در ارتباط است خطرناک تر و مخرب تر از کسی است که به طور وسواس گونه‌ای خرید می‌کند. شدت تخریب و آثار اعتیادهای مختلف، تفاوت‌های خیلی زیادی با یکدیگر دارند. اما وقتی که ما اعتیاد را جدی بگیریم و حتی اعتیادهایی را که جدی به نظر نمی‌آیند (مانند پرکاری اعتیادگونه، شرط بندی در سود سهام یا در مسابقات ورزشی، خرید وسواس گونه، ورزش کردن بیش از اندازه و...) مهم و نگران کننده بدانیم، با مردمی روبرو خواهیم شد که نه تنها در دستیابی به ظرفیت‌ها و استعدادهایشان ناکام هستند، بلکه در درد و رنج عظيم و شدیدی به سر می‌برند. ولی به خاطر این که مواد اعتیادی آنها به لحاظ اجتماعی موردپذیرش قراردارد،برای دریافت کمک تحت فشارکمتری قرار می‌گیرند.[20]

پنجشنبه: 25 / 08 / 1402- 2 جمادی الاولی 1445- 16 نوامبر 2023


1-- Habit

[2] - ستوده، هدایت الله، (۱۳۹۳). آسیب شناسی اجتماعی(جامعه شناسی و انحرافات). تهران: نشر آوای باران.

3- Behavior - reward system

4- Drug dependence

5- Addict

[6] - ابراهیمی مقدم، حسین (1395). آسبب شناسی، پیشگیری و درمان اعتیاد. تهران: فارابی.

[7] - اکبری، ابوالقاسم (1397). روان‌شناسی اعتیاد، نشر رشد و توسعه. ص 153.

8- Craving

9- PETER M. MILLER &Others (2013). PRINCIPLES OF ADDICTION, Comprehensive Addictive Behaviors and Disorders, Volume 1. Elsevier Inc. 23.

10- Relapse

11- Improvement

[12] - شهیدی، محمد حسن (۱۳۹۰)، مواد مخدر، امنیت اجتماعی و راه سوم. تهران: نشر اطلاعات.

[13] - همان.

[14] - ابراهیمی مقدم، حسین (1395). آسبب شناسی، پیشگیری و درمان اعتیاد. تهران: فارابی.

[15] - وابستگي جسمي حالتي است كه پس از مصرف مكرر ماده‌اي خاص در شخص ايجاد مي‌شود و در صورت عدم مصرف يا از بين رفتن اثر آن، شخص دچار اختلالات شديد جسمي نظير پا درد، آبريزش بيني، دردهاي شديد استخواني، بي قراري ، دل پيچه و ... مي شود.

[16] - وابستگي رواني، ميل به تكرار تجربه احساس رضايت ناشي از سوء‌مصرف مواد است. به بيان ديگر،‌فرد با مصرف مادة مخدر، احساس رضايت را تجربه مي‌نمايد. اين احساس رضايت و خشنودي،‌ ميل به تجربه مجدد آن ماده را در ذهن برمي‌انگيزد كه خود باعث تكرار مصرف مي‌شود. در واقع اين حالت ميل، گونه‌اي از شرطي شدن است؛ به طوري كه فرد عملاً با مصرف آن ماده در موقع ناراحتي، آن را تجربه مي‌كند. در اين نوع وابستگي، مصرف كننده علاوه بر مادة مصرفي، ‌به شرايطي محيطي و آدابي كه ويژة افراد مزبور است نيز وابسته مي‌شود.

[17] - پديدة تحمل،‌ سازگاري انسان با مادة مصرفي است و نشانة آن تخفيف و كاهش واكنشهاي جسمي، نسبت به مصرف مداوم مقدار معيني از يك ماده است. در نتيجه اگر مصرف كننده بخواهد همان حالات را تجربه كند، بايد مقدار بيشتري از آن ماده را مصرف كند.مثال:اگر فرد روزي يك نخود ترياك مصرف مي‌كرده است، به تدريج مجبور مي‌شود روزي دو نخود مصرف كند. اگر فرد روزي دو بار حشيش مي‌كشيده است، به تدريج مجبور مي‌شود روزي پنج بار حشيش بكشد.

[18] - واشتون، آرلوند و باندی، دانا،(۱۳۹۳)، اراده کافی نیست، ترجمه حسام الدین معصومیان شرقی، تهران: بهجت.

[19] - محفظه‌ای شیشه‌ای تقریبا به شکل نوعی چپق با دهانی گشاد که گاه با هویج و سیب زمینی شیشه نوشابه و... نیز ساخته می‌شود تا بتوان حجم زیادی از دود مواد (کوکا نین، حشیش، علف و ... را در مدتی کوتاه به درون شش ها کشید.

[20] - واشتون، آرلوند و باندی، دانا،(۱۳۹۳). اراده کافی نیست. ترجمه حسام الدین معصومیان شرقی. تهران: بهجت.



ارسال توسط افشار

اسلایدر