هنوز بغض ها تازه است
اسدالله افشار
يكم)بيستم ماه صفر، چهل روز پس از شهادت امام حسين (ع) و ياران با وفاي آن حضرت، درتاريخ به "اربعين" حسيني مشهور شده است. اربعين واژه اي است عربي كه در متون ديني ما زياد به آن توجه شده است .به گونه اي كه اين كلمه از قداست خاصي برخوردار است .حضرت آيت الله جوادي آملي قائل است :در رقم اربعين خصوصيتي وجود دارد كه درسايرارقام آن خصوصيت وجود ندارد.غالب انبيا درسن چهل سالگي به مقام رسالت رسيده اند.مدت مناجات حضرت موسي (ع)دركوه طورچهل شب بود.(1)گفته اند درنماز شب 40 مومن را دعا كنيد ...براي حسين بن علي (ع)آسمان وزمين چهل روزگريستند.(2)دربرخي ازروايات به بزرگداشت اين روزاشاره شده است.درحديثي ازامام حسن عسكري(ع)زيارت اربعين به عنوان يكي ازنشانه هاي مومن شمرده شده است . دراين حديث آن حضرت مي فرمايد:علايم مومن پنج چيزاست: 1- پنجاه ويك ركعت نمازدرهر شبانه روز(17 ركعت واجب، بقيه مستحب )2؛- انگشتربه دست راست كردن؛ 3- پيشاني به خاك ماليدن؛ 4- بلند گفتن" بسم الله الرحمن الرحيم"درنماز؛ 5 - زيارت اربعين .(3)
دوم)اربعین دارای محتوایی آموزنده ویادآورخاطره ای حیات بخش وباقداست است. وچه شایسته و بجاست که مراسم تدفین سرمطهرامام حسین (ع) و شهدای با وفای کربلا پس ازچهل روز جدایی ازبدن و گرداندن بر سر نی درخیابانها و بیابانها و کوچه و بازارها، برای همیشه وتا ابد زنده بماند، و همه ساله، مراسم بزرگداشت این خاطره به یاد ماندنی وفراموش نشدنی، با عزت واحترام وهرچه باشکوهتربرگزارشود. وروحیه ظلم ستیزی به عنوان یک درس آموزنده ازاستاد بزرگ بشریت حسین بن علی(علیهماالسلام)به نسلهای آینده بویژه جوانان منتقل شود ، وهمچنان زنده وشاداب ، گرم وگیرا حفظ شود تا زمینه قیام بزرگ ، جهانی وعدل گستر مهدی موعود(عجل الله فرجه) فراهم آیدکه مطمئنا جزبا شیوع ورواج روحیه شهادت طلبی وگسترش فرهنگ جانفشانی درراه ریشه کنی ظلم وظالم، درمیان همه توده های محروم ومظلوم، زمینه ومقدمات ظهوروفرج نهایی فراهم نمی آید همچنان که جزبا روحیه شهادت طلبی وایثارگری، انقلاب کبیراسلام پا نگرفته ورونق نیافت.
سوم) منشأ اربعين چيست، بايد گفت، درمنابع به اين روزبه دواعتبارنگريسته شده است.نخست روزي که اسيران کربلا ازشام به مدينه بازگشتند. دوم روزي که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي پيامبر خدا(ص) از مدينه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسين(ع) رازيارت کند. شيخ مفيد(م413) در«مسار الشيعه» که درايام مواليد و وفيات ائمه اطهار(ع) است، به روزاربعين اشاره کرده ونوشته است: اين روزي است که حرم امام حسين(ع)، ازشام به سوي مدينه مراجعت کردند. نيزروزي است که جابر بن عبدالله انصاري براي زيارت امام حسين(ع) وارد کربلا شد.درکتاب «نزهه الزاهد» هم که درقرن ششم هجري تأليف شده، آمده است: دربيستم اين ماه بود که حرم محترم حسين(ع) ازشام به مدينه آمدند.(4) همين طوردرترجمه فارسي«فتوح ابن اعثم» (5) وکتاب «مصباح، کفعمي که ازمتون دعايي بسيارمهم قرن نهم هجري است اين مطلب آمده است. برخي عنوان کردهاند که عبارت شيخ مفيد وشيخ طوسي، برآن است که روزاربعين، روزي است که اسراازشام به مقصد مدينه خارج شدند، نه آنکه درآن روزبه مدينه رسيدند.(6) به هر روي، زيارت اربعين اززيارتهاي مورد وثوق امام حسين(ع) است که از لحاظ معنا ومفهوم قابل توجه است.
چهارم)ازنگاه مقام معظم رهبري اربعين هم خود يك فروردين ديگر است. اولين شكوفههاى عاشورايى در اربعين شكفته شد. اولين جوششهاى چشمهى جوشان محبت حسينى - كه شطّ هميشه جارى زيارت را در طول اين قرنها به راه انداخته است - در اربعين پديد آمد. مغناطيس پُرجاذبهى حسينى، اولين دلها را در اربعين به سوى خود جذب كرد؛ رفتن جابربنعبداللَّه و عطيّه به زيارت امام حسين(ع) در روز اربعين، سرآغاز حركت پُربركتى بود كه در طول قرنها تا امروز، پيوسته و پىدرپى اين حركت پُرشكوهتر، پُرجاذبهتر و پُرشورتر شده است و نام و ياد عاشورا را روزبهروزدردنيا زندهتركرده است.(7)
پنجم) اربعین حسینی، جویبارهمیشه جاری عاشورا، روزشهادت حماسه سازان واربعین، روززیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است واربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است.عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا وانتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است.
آري بازهم اربعین آمد؛ قرن ها ازوقوع آن همه مصیبت می گذرد؛ ولی هنوز بغض ها تازه است، هنوزهم آسمان ازنام حسین(ع)وعباس(ع)وسجاد(ع) وعلی اصغرعطرآگین است. زخم این ناجوان مردی،التیام نیافته است؛ وگویی اربعین هرسال،نخستین اربعین حسینی است که عاشقان پیراهن صبوری می درند وتاب از دست می دهند و به عزای حسین(ع) و یارانش می نشینند.
سلام براربعین! سلام برسوگ به چله نشسته! سلام برآسمان که چهل روزبغض شکسته اش را گریسته است! سلام برسرهای برنیزه رفته که به قتلگاه خویش بازآمده اند!سلام برکاروان عزت وعزاکه باردل می گشایندو مصائب خود را به واگویه می نشینند! سلام برزینب که دراوج بلا، چیزی جززیبایی ندیده است!
جمعه: 1392/9/29- 17صفر1435- 20دسامبر2013
پا نويس ها :
1-" و واعدنا موسي اربعين ليله " قران كريم، سوره بقره، آيه 15.
2- مقاله "اربعين حسيني"برگرفته از سخنراني آيت الله جوادي آملي ،نشريه انتخاب 1/2/81 .
3- محمد بن محمد بن نعمان؛ (شيخ مفيد )المزار ،قم، مدرسه الامام االهادي ،چاپ اول ،ص53 .
4- نزهه الزاهد، ص241.
5- الفتوح ابن اعثم،تصحيح مجد طباطبائي، ص916.
6- لؤلؤ و مرجان، ص154.
7- پيام نوروزی رهبرمعظم انقلاب 1/1/85 .
آمريكا ونقض آشكارتوافقنامه ژنو
اسدالله افشار
يكم)دولت آمريکا روزپنجشنبه21آذر1392 شماري از نهادها را در ليست سياه ونقض تحريم درارتباط با برنامه هستهاي ايران قرارداده است.وزارت خزانهداري آمريکا 17 فرد وشرکت دراروپا وآسيا را به نقض تحريمهاي ايران ازطريق ميانجي گري براي ارائه تجهيزات مورد نيازشرکت هواپيمايي ماهان متهم کرد.اين درحالي است که سناتوردموکرات"تيم جانسون"گفته است که وي بادولت اوبامادراين مورد موافق است که طرح تحريمهاي جديد ميتواند درمذاکرات حساس براي مهاربرنامه هستهاي ايران اخلال ايجاد کند.
دوم) سخنگوي وزارت امورخارجه درخصوص تحريمهاي اخيروزارتخانههاي خزانهداري وخارجه آمريکا در مورد به اصطلاح «تحريمهاي جديد آمريکا عليه حاميان برنامه اتمي ايران» اظهارداشت: متاسفانه شاهد يک سردرگمي جدي دررويکرد، تصميمات واظهارات مقامات آمريکايي هستيم ودرحالي که مقامات دولت آمريکا به ظاهردرحال توجيه بخشهاي قانونگذاري ايالات متحده براي خودداري ازتصويب تحريمهاي جديد عليه جمهوري اسلامي ايران ودرچارچوب پيشبرد طرح اقدام مشترک جمهوري اسلامي ايران وگروه 1+5 هستند، ازسوي ديگردراقدامي سوال برانگيزوزارتهاي خزانهداري وخارجه آمريکا دراقدامي غيرسازنده ودرمسير رويکردهاي قبلي که بارها ازسوي مقامات بلندپايه آمريکا ناموفق بودن آن به صراحت موردتأکيد قرار گرفته است، مجددا به اين اقدام تکراري و بي فايده مبادرت کرده ومجموعههايي ازايران وچند شرکت خارجي را درفهرست تحريمها قرار دادهاند.
سوم) سيدعباس عراقچي عضوتيم مذاکره کننده هستهاي درواکنش به اقدام دولت آمريکا مبني برافزودن اسامي افراد وشرکتهاي جديدي به فهرست تحريمها عليه جمهوري اسلامي ايران،ازاين اقدام به شدت انتقاد کرد و گفت: اين اقدام خلاف روح توافقنامه ژنواست.معاون امورحقوقي وبينالملل وزيرامورخارجه صبح جمعه22آذر1392درگفت وگوباايرنادرپاسخ به اين سوال که با توجه به اعمال اين تحريمها، تهران چه تصميمي خواهد گرفت؟ افزود: درحال ارزيابي شرايط موجود واتخاذ عکسالعمل مناسب هستيم.
چهارم) گفت وگوهاي کارشناسي ايران و1+5 که ازدوشنبه گذشته-18آذر1392- دروين پايتخت اتريش جريان داشت پنجشنبه شب-21آذر1392- متوقف شد.به گفته اتحاديه اروپا«پيچيدگي هاي فني» دليل توقف اين گفت وگوها بود و «به زودي» ازسرگرفته خواهد شد.اين مطلب را مايکل مان سخنگوي کاترين اشتون اعلام کرده است.بااين حال ايسنا به نقل از«يک مقام مسئول» که نام وي را منتشر نکرده است، نوشت:«ترک کردن مذاکرات کارشناسي با 1+5 ازسوي هيئت ايراني ناشي ازاقدام آمريکا در تصويب تحريم هاي جديد عليه ايران بود.»وي اظهارکرد:مذاکرات کارشناسي ايران و1+5 به خوبي دروين پيش مي رفت ودوطرف توانسته بودند به نقاط مشترک خوبي برسند اما با اقدام يک جانبه آمريکا در تصويب تحريم هاي جديد عليه ايران که برخلاف روح توافق ژنو وحسن نيت دوطرف است، مذاکرات پايان يافت وهيئت ايراني براي برخي مشورت هابه تهران بازگشت.همچنين اين مقام مسئول ازاحتمال گفتگوي تلفني وزيرخارجه کشورمان باکاترين اشتون دراين رابطه خبرداد.خبرگزاري مهرنيزازقول يک منبع مطلع نوشت«هيئت کارشناسي ايران مذاکرات رانيمه تمام گذاشته است چون تحريم هاي جديد"خلاف مسيرتوافقات" بوده است.»
پنجم)پیداست که سیگنالهایی که ازدرون بخشی ازحاکمیت آمریکا بر میخیزد،آشکارادرجهت غلبه نظریات تندروها درآن کشوروشکست مذاکرات و نقض توافقنامهای است که امضای وزیرخارجه آمریکا، به نمایندگی ازدولت این کشور،پای آن است.برخي كارشناسان معتقدند،دولت آمریکا و شخص آقای اوباما که با شعارتغيير
به پیروزی رسيد،اگرمیخواهد حاصل همه تلاشها برای مذاکرات باایران، ناگهان به دست تندروها برباد نرود،لامحاله بایدبااستفاده ازقدرتی که شخص رئیسجمهوردراین کشوردارد(که طبق آن حتی مصوبات کنگره تا به امضای رييس جمهورنرسد، اعتبارندارد)ازآبرو واعتبار«نهاد دولت»آمریکا دفاع کند و نگذارد پس از سالیان دراز صبر و تلاش با حاکمیت یافتن«قدرت منطق»به جای«منطق قدرت»،دوباره همه رشتهها پنبه دربادشود و سخن تندروهای محافظهکار، به کرسی بنشیند.
ششم) روي آوردن آمريکا ودولت هاي اروپايي به سياست هاي تحريمي يک حرکت کاملا غير انساني ومغاير با حقوق بين الملل است واين موضوع خود نشان ازاستيصال غرب دربرابرپيشرفت هاي ملت ايران است. رفتارهاي غيرمنطقي نمادي ازشکست مجريان اين رفتارها است.روزنامه گاردين سال گذشته طي گزارشي به ناکارآمدي تحريم ها عليه ايران اذعان کرده است.اين روزنامه معتقد است اعمال تحريم ها ازسوي آمريکا و متحدانش معمولا منجر به بروزمشکلات انساني مي شود وغيراخلاقي ودفاع ناپذير است. به همين دليل همه تحريم ها ناکارآمد هستند . 6 سال پيش آمريکا مدعي تحريم هاي هوشمند عليه حکومت ايران بود و تأکيد
مي کرد هيچ دشمني با مردم ايران ندارد. اما اکنون آمريکا وغرب، فشاربه مردم ايران را بخشي ازبرنامه خود مي دانند. اين دقيقا همان منطق"داوويسگلاس"ازمقامات اسرائيل درسال 2006 بود که گفت بايد غزه را محاصره غذايي کرد. بعدها براد شرمان نماينده کنگره آمريکا گفت منتقدان مي گويند تحريم ها ممکن است به مردم ايران آسيب بزند و من صراحتا مي گويم لازم است همين نتيجه حاصل شود. گاردين مي افزايد :
"جاي شگفتي است که رنج ها وآلام انساني حاصل ازسياست هاي آمريکا به ندرت در متن گفتمان سياسي آمريکا مطرح مي شود. آنها حقايق رادراين زمينه کتمان مي کنند. اقدامات تحريمي عليه ملت ها با رفتار تروريست ها چه تفاوتي دارد".
هفتم) سیاست آمریکا وشرکای اروپاییاش نسبت به جمهوری اسلامی برمدار«تحریم وتهدید» میچرخد. آنها براین باورندکه تحریم اقتصادی ومالی علیه ایران، اقتصاد را دراین کشورفلج خواهد کرد ومهمترازآن طرح انزوای ایران ازجامعه بینالمللی را محقق میسازد.مدار«تحریم وتهدید» علیه جمهوری اسلامی ایران بریک اصل وآن هژمونی غرب وصهیونیستها برکل خاورمیانه طراحی شده است.درگذشته هم این قلم درمقالات متعدد نوشته است که پرونده هستهای ایران وحتی موضوع وموضوعیت رعایت حقوق بشردرایران،بیش ازآنچه که پایه واساس تعارض غرب (آمریکا و شرکای اروپایی) علیه جمهوری اسلامی ایران دانسته شود،بهانه است.اصل برهم خوردن توازن گذشته درخاورمیانه است که درآن رژیم صهیونیستی درمخمصه سختی گرفتارآمده است وآشکارااغلب معادلههای مستقردرگذشته بههم خورده است.اصل درطرح تحریم وتهدید وادارساختن جمهوری اسلامی ایران به تمکین برای ترسیم توازن جدید درخاورمیانه است. توازنی که درآن اسرائیل ازتهدید خارج شود و بلکه تثبیت سیاسی اودرخاورمیانه به رسمیت شناخته شود وآمریکا وشرکای اروپایی اش همچنان از این منطقه که مرکز انرژی جهانی است، نفت ببرند و کشورهای اسلامی را دربحران نگه دارند تا هژمونی قدرت خود را دراین منطقه تداوم بخشند.
جان كلام اينكه؛اقدام آمريكاييها تنها نتيجهاي كه دربرخواهد داشت به بنبست كشيدن روند مذاكرات خواهد بودآنها با اين كارشان مذاكرات را دچارچالش خواهندكرد. رهبرمعظم انقلاب نيزازابتدا هم گفته بودندآمريكاييها قابل اعتمادنيستنداكنون مردم مادرعمل شاهداين موضوع هستندكه نميشودبه آمريكاييها اعتمادكرد.اينك اين طرف آمريكايي است كه با نقض تعهدات خوددرژنو فريبكاري كرده است وبايدپاسخگو
باشد!
يكشنبه : 1392/9/24- 12صفر1435- 15دسامبر2013
مديريت علوي واخلاق اداري
اسدالله افشار
یکی ازدلایل عمده ناراحتی و نارضایتی مردم عزیزاز نظام اداری از حوزههای مختلف عدم ساماندهی اخلاق اداری برمبنای معیارهای دینی است. براین اساس نكاتي رادرهمين زمينه مورد بحث وگفت وگوقرار مي دهيم :
يكم) علم اخلاق عبارت است ازفنی که پیرامون ملکات انسانی بحث می کند، ملکاتی که مربوطبه قوای نباتی وحیوانی وانسانی اوست، به این غرض بحث میکند که فضائل آنها راازرذائلش جدا سازد ومعلوم کند کدام یک ازملکات نفسانی انسان خوب وفضیلت ومایه کمال اوست، وکدامیک رذیله ومایه نقص اوست، تا آدمی بعدازشناسائی آنها خود را با فضائل بیاراید، وازرذائل دورکند ودر نتیجه اعمال نیکی که مقتضای فضائل درونی است،انجام دهد تا دراجتماع انسانی ستایش عموم و ثنای جمیل جامعه را بخود جلب نموده، سعادت علمی و عملی خود را به کمال برساند .
دوم) علم اخلاق به عنوان علم وآیین و نرم افزار آداب دانی واخلاقمندی و علم چگونه زیستن و تعیین بایدها و نبایدها و صدور احکام خوب و بد نسبت به رفتارهای آگاهانه و مختارانهی آدمیان، همواره در فرهنگهای گوناگون، در محضر پیشینیان و پسینیان خداوندگاران دین و اندیشه، جایگاهی ویژه داشته است. به عنوان نمونه باید یاد کرد ازسخن رسول گرامی اسلام(ص)که فرمود:"من برای کامل کردن مکارم اخلاقی فرستاده شدم".اخلاق جداازبنیادهای نظریاش،باداشتن کارکردهای جامعهشناسانه و روانشناختی کارروا، به مثابهی نماد، داور، روش، دورنما و دیدگاه عمل کرده و در اعتمادسازی و ایجاد همبستگی در میان افراد جامعه و دولتها، آبشخوری توانگر بوده است.
سوم) اخلاق اداري درزندگي كاري ، كاركردن را شيرين و بارضايت شغلي توأم ميكند واحساس رضايت مندي وخود شكوفايي ازيك سوورضايت مردم وپيشرفت اموروشكوفايي كارازديگرسورا فراهم مينمايد. رشد و شكوفايي استعدادهاي انسان وجامعه درجهت كمال مطلق،درعرصه كاروعمل بر پايه اخلاق اداري است. فقدان اخلاق اداري يعني محورزمينه وبسترشكوفايي انسان وجامعه در جهت كمال مطلق. زوال اخلاق اداري يعني ظهوراحساس ناخشنودي ازخود واحساس بطالت وسقوط وهلاكت كه به صورت نمودهايي چون ترشرويي،برآشفتگي؛ بدرفتاري؛ بيحوصلگي؛ سست پيماني؛ كارگريزي وبيماريهاي روان تني، بروز ميكند.
چهارم) خطرناكترين رويداد انساني انحطاط اخلاقي و شكسته شدن مرزهاي اخلاقي است كه دراين صورت هيچ چيزبه سلامت نخواهد ماند وانسانيت انسان فرومي ريزد، واين امردرامور اداري ازجايگاهي خطير و ويژه برخوردار است. زيرا وقتي انسان ازمحدوده فردي خارج مي شود ودرپيوند با ديگرانسانها قرارمي گيرد واين پيوند صورتي اداري مي يابد، اگراخلاق نيك حاكم برروابط انساني نباشد، فاجعه چندين برابرمي شود. به همين دليل است كه والاترين ملاك در هرسازمان اداري متخلق بودن افراد به اخلاق انساني است؛ واين همان موضوعي است كه اين روزها برخي ازوزارتخانه ها ومؤسسات ومراكزدولتي ماازايفاي تعهدات خودشان به مردم وحتي مجموعه ي كاركنان خود رنج مي برند واين مهم يك دليل عمده اش عزل و نصب هاي بي قاعده وخارج ازچارچوب قانونمند نشأت گرفته ومي گيرد وشايستگان درحاشيه رانده شده ومتملقان چاپلوس ورفيق بازان دغلكاربه مناصب وپست هاي مديريتي واجرائي تكه زده اند؛ولذادرچنين شرائطي هم نبايد انتظارداشت دستگاه ها به مردم پاسخگوباشند چراكه اين دستگاه ها حتي به كاركنان خودنيزپاسخگونبوده ونيستند وحق وحقوق اداري وانساني ايشان راهم رعايت نمي كنند وتامي توانند موجب هتك حرمت آنهارافراهم آورده ومي آورند!وازاين قبيل برخوردها الي ماشاءا...كم نداريم وبايد متاسفانه ابرازنمايم دراين خصوص حتي فريادرسي وجودندارد زيرامديران ارشدآن دستگاه ها كه خودرا تافته جدابافته مي دانندازديگران جداشده وباحصاري كه همين متملقان چاپلوس دورشان كشيده اند نمي دانند درپيرامونشان چه مي گذرد! نه درنمازها حاضرمي شوند ونه درغذاخوري ها ونه در..... آيا اين است رفتاراخلاقي وانساني با همنوع وهمكيش خود؟ آيا اين است تأثيراجراي پرداخت هماهنگ حقوق درلايحه خدمات كشوري كه امروزشاهد فاصله بيسارپرداخت ها وشكاف عميق دراين زمينه هستيم؟واقعااگرسطح زندگي كارمندان وكارشناسان بامديران مقايسه شود ومكان هايي كه آنان زندگي مي كنند ؛ چه پاسخي مي توانيم ارائه نماييم!8 سال گذشته بين مديران به بهانه ي مناسبت هايي ؛ پنهاني سكه هايي توزيع شده است ، بن هاي ميليوني(كه اين روزها سروصدانموده)، وام هاي كلان ،زمين ، واگذاري خانه هاي سازماني وخيلي چيزهاي ديگر؛خدا مي داند كه اين تبعيض هاي ازحدگذشته است وبه همين خاطرخيلي ازافرادبراي دريافت اين گونه امتيازات سرازپانشناخته وبراي رسيدن به آن همه چيزراقرباني مي كنند ازجمله اخلاق و...؛اميدوارم دولت يازدهم كه با شعاراعتدال برسركارآمده است مراقب باشد مديرانش آلوده ي دست درازي به بيت المال نگردند وبه هربهانه اي بيت المال رادرمعرض غارت قرارندهند!اين عمل زشت ازهركجا جلويش سد شود منفعت است وموجب بازسازي اعتمادازدست رفته دربين مردم وجامعه كارمندي است.
جناب دكترروحاني شماكه دلسوزملت وقشربي پناه كارمند هستيدآيا راحت سربربالين مي گذاريد؟ قطعا باروحيه اي كه من ازحضرت عالي سراغ دارم با خواندن اين مرقومه دستوربررسي خواهيد دادوتاسامان ندادن اين امرآرام نخواهيديافت چون اگرمولايمان اميرالمؤمنين ازشما سؤال فرماينداين فاصله راچراازبين نبرديد به حضرتش چه پاسخ خواهيدداشت؟ به دادمردم وكارمندان برسيدومديريت علوي واخلاق توحيدي رادرعمل نشان دهيد(؟)تادلهاگرم وحقيقت چون خورشيدي درخشان درجامعه تلألونمايد.
پنجم) مهمترين مبنادرسامان يافتن اخلاق اداري، تصحيح بينش مديران وكاركنان و بسامان آوردن نوع نگاه آنان به خودشان ومردمان ومسئولان و وظايفشان است. زماني كه نگاه انسان به خود ومردم و مافوق خود و كار اصلاح شود و با نگاهي توحيدي و پاك به اين اموربنگرد وبراساس اين نگاه عمل نمايد،كاركردن عين خدمت كردن وعبادت نمودن وهمپاي لذت وشيريني وهمتاي رشد وشكوفايي است.اينكه انسان خود راچگونه ببيند وچگونه بيابد وچه جايگاهي درهستي براي خود قائل باشد، به شدت دراخلاق ورفتاراوتاثيرگذاراست.آن كه خود را«عبد» مي يابد وبراي خويش «كرامت انساني» و«عزت ايماني» قايل است به گونه اي رفتارمي كند، وآن كه«عبد» بودن خود راازياد مي برد وبراي خويش«كرامت» و«عزت» قائل نيست به گونه اي ديگرومتضاد با گونه نخست رفتارمي نمايد.
جان كلام :
اخلاق اداری را میتوان به مجموعهای ازشاخصهای تربیتی واخلاقی تعبیرنمود كه رعایت آن ازسوی كارگزاران حكومت ومدیران دولتی ضامن بقای نظام اداری موجود درجامعه و به تبع آن حفظ نظام سیاسی حاكم برآن خواهد بود.درنظام اداری آن چه دررأس مناسباب درروابط ورفتاراداری حاکم است حرمت نگهداشتن وحفظ حقوق مردمان است هریک ازمديران وکارکنان دولت درهرمرتبه وجایگاهي که قراردارند اگرحافظ حقوق وحرمت ارباب رجوع باشند یک نظام اداری مبتنی براخلاق ظهورخواهدکردوپایدارباقی خواهد ماند.
جمعه : 1392/9/22- 10صفر1435-13دسامبر2013
نقد بود جه
سال1393ازمنظركارشناسان
اسدالله افشار
نخستين بودجه سالانه دولت يازدهم روزيكشنبه17آذر1392 از سوي رئيسجمهوربه مجلس تقديم شد. نمايندگان درحالي روز17 آذرماه شاهد ارائه لايحه بودجه كشور بودند كه پيش ازاين درسالهاي اخير با تأخيرهاي دولت سابق درتقديم سند مالي كشور رو به روبودند.سقف کل بودجه 780 هزارميليارد تومان پيش بيني شده که 195 هزار ميليارد تومان بودجه عمومي و 218 هزار ميليارد تومان منابع عمومي پيش بيني شده است. باارائه به موقع بودجه به مجلس ، دولت نشان داد بر قانون پايبند است.قانون اساسي هم به مجلس به عنوان قوه مقننه اختيارتام داده تادربررسي لايحه بودجه که توسط دولت تدوين وتهيه شده است،هر موردي را که به صلاح نديد، تغيير بدهد تا ازاين طريق بودجهاي براي يکسال مالي تهيه شود که براساس درآمد و هزينه کم نقص باشد.اين قلم با توجه به اينكه دولت تدبيرواميد نخستين بودجه ي خودرا به هنگام ودرزمان مقرر قانوني به مجلس ارائه داده است تشكر نموده و لازم مي داند به برخي از نكات كه ازسوي كارشناسان وصاحب نظران دلسوزدر همين ارتباط اظهار گرديده است اشاره ي مختصري داشته باشد :
1- گزارش رئيسجمهورهنگام ارائه لايحه ي بودجه کالبد شکافي از وضعيت اقتصادي کشور بود. 2- توجه به کنترل واردات بيرويه ، بهبودفضاي کسب وکار و برخي مشکلات که تکاليف زيادي بربانکها درنظام بودجهريزي ايجادکرده وهمچنين عدم اجراي صحيح اصل44 قانون اساسي ازنکات مهم اقتصادي کشور است که همگان اميدواريم در بودجه ارائه شده به نحودرستي تجلي پيدا کرده باشد.3- اينکه دولت مصمم است رشد نقدينگي را کنترل وآن را به سمت شرايط توليد سوق دهد و توجهي براي بهبود فضاي کسب وکاردرنظر گرفته، حرکتي با ارزش وميمون است. 4- بودجه دربر دارنده اطلاعات مفيدي در مورد چگونگي عرضه خدمات عمومي و ايجاد زيرساختها ازجانب دولت است ودرنتيجه همه آنهايي که ازفعاليتهاي دولت تأثير ميپذيرند ازطريق آشنا شدن با جهتگيريهاي تخصيص منابع برآوردي ازنتايج مترتب برآن به دست ميآورد.5- اشتغال،مهمترین مسأله آینده اقتصاد ورکود تورمی، مهمترین مسأله فعلی اقتصاد ایران است ؛ اميدواريم كه براي حل اين دو معضل مهم نگاه عميق كارشناسي درتخصيص بودجه ديده شده باشد وراهكارهاي عملي براي تحقق آن پيش بيني گرديده باشد . 6- ایجاد ثبات دربازارارزازجمله مهمترین برنامههای سال آینده دولت به شمارمي آيد كه تحقق آن قطعا موجب آرامش جامعه وخرسندي آحاد مردم شريف ايران خواهد شد . 7- دولت يازدهم سعي كرده بودجه سال آينده را براساس واقعيتها وعملكرد بودجه 92 تنظيم كند همين موضع باعث شده اين بودجه درمقايسه با اعداد اصلي بودجه 92 انقباضيترين بودجه پس ازجنگ لقب بگيرد اما درمقايسه با عملكرد واقعي بودجه در سالجاري يك بودجه انبساطي باشد بهطوري كه بودجه عمراني درمقايسه بااعدادوارقام اصلي بودجه 92 كاهش 32.5 درصدي دارد اما در مقايسه با عملكرد بودجه حدود 260 درصد رشد كرده است. 8- اقتصاددانان ترجيح ميدهند به جاي انقباضي و انبساطي بودن ازواژه واقعي بودن براي بودجه پرحاشيه 93 نام ببرند شرايط اقتصادي به گونهاي بود كه كارشناسان قبل ازمنتشرشدن متن بودجه نميتوانستند پيشبيني دقيقي ازارقام واعداد بودجه وحتي جهتگيري كلي آن بيان كنند. روز گذشته هم كه بودجه به مجلس رفت هنوز خيليها نميتوانستند به يك اجماع درست برسند. خيليها بودجه را انبساطي ميدانند، خيليها لقب انقباضيترين بودجه پس از جنگ را به آن دادهاند و خيليها هم آن را يك بودجه واقعي ومنطبق بر واقعيات جامعه ميدانند. به هر حال روحاني هرچه باشد به يك بدعت 8 ساله پايان داد وبودجه را سروقت وبر اساس قانون در نيمه دوم آذرماه به مجلس برد.9- نكته مهم ديگر، جدا كردن مقوله هدفمندي يارانهها ازبودجه است. به نظرميرسد دولت با موكول كردن تصميمگيري درمورد شيوه اجراي قانون هدفمندي يارانهها به آينده ولايحهاي مجزا ازبودجه براي آن،اولاً قصد داشته سرنوشت برنامه مالي كشوررا براي سال آينده ازمقوله پرحاشيه هدفمندي جدا كند تا اشتباه سالهاي قبل تكرارنشود وازسوي ديگرقصد دارد درفرصت فراخ وبا آرامش بيشتري درمورد هدفمندي يارانهها تصميم بگيرد، تصميمي كه شايد به پايان يافتن شيوه نادرست پرداخت نقدي يارانهها وتبديل يارانه نقدي به حمايتهاي كالايي، درماني و... منجر شود. 10- دولت بايد دربودجهنويسي روي توان بخشهاي غيردولتي هم حساب كند. بخش خصوصي و بخش تعاون كشور پتانسيلهاي خوبي دارندكه ما درنظام بودجهريزيمان آن را فراموش كردهايم. درلايحه بودجه امسال هم به اين بخشها توجه نشده است.در مورد واگذاريها براي رد ديون هم بايد به اين موضوع توجه شود كه اگر مالكيت و مديريت اين شركتها واگذار نشود در اصل خصوصيسازي انجام نگرفته است.11- تعهدات دولت درپروژههاي عمراني بايد بهطور جدي مورد توجه قرار بگيرد تا فشاري بيشتر از اين به بخشهاي مختلف اقتصادي وارد نشود. اين موضوع در كميسيون تلفيق بايد يك محور اساسي باشد.12- ازنقاط مبهم درآمدي كه بيشتربه خيال نزديك است،تحقق درآمد66 هزارميليارد توماني ازمحل مالياتهادرشرايط ركود تورمي است كه مجموعه دولت بهترازكارشناس اقتصادي ديگري براين موضوع واقف است. لذا حتي تحقق رقم 50 هزار ميليارد تومان بودجه سال 92 نيزبعيد است.13- يكي ازايرادهاي بودجه تقديمي كه ميتوان آن را به خوشبيني دولت منتسب كرد، وابستگي حدود 40 درصدي بودجه به درآمدهاي نفتي است. دولت در بودجه 93 بودجه درآمدهاي نفتي را 77 هزارميليارد تومان برآورد كرده كه با احتساب هر بشكه 100 دلار بايد روزانه 1/5 ميليون بشكه به فروش برساند. اين ميزان فروش نفت بالاترازوعده غربيها درتوافقنامه ژنواست وزماني اين درآمد خوشبينانهتربه نظرميرسد كه گفته ميشود براي فروش نفت تا 8 دلاربراي هربشكه تخفيف نيزارائه شده وازسوي ديگرپول نفتهاي فروخته شده معمولاً دركشورهاي خريدار نگهداري ميشود.14- ايرادديگربودجه نيزدربخش درآمدي فروش 25 هزار ميليارد تومان اوراق مشاركت است. در حالي كه دولت درسال جاري وتاكنون و به اصرارتيم اقتصادي دولت و به خصوص معاون برنامه وبودجه رئيسجمهورحتي يك ريال اوراق مشاركت نفروخته ودليل آن را عدم استقبال مردم ميداند. معلوم نيست چگونه قرار است 25 هزار ميليارد تومان اوراق مشاركت را در جامعه به مردم عرضه كند.15- توجه ويژه به افزايش سرمايه گذاري درپارس جنوبي و برنامه ريزي براي بهره برداري کامل از۴ فاز پارس جنوبي وهمچنين افزايش قابل توجه بودجه شرکت هاي دانش بنيان رامي توان ازنقاط قوت بودجه پيشنهادي دولت دانست.16-کاهش درآمددولت ازناحيه واگذاري هاي اصل ۴۴ به بخش خصوصي وهمچنين کاهش انتشار و فروش اوراق مشارکت در سال آينده را در شرايط فعلي که اقتصاد کشور در رکود به سر مي برد و نياز روز افزوني به سرمايه گذاري دربخش هاي مختلف احساس مي شود رامي توان يکي ازنقاط ضعف هاي بودجه پيشنهادي دانست.
در پايان يادآوري اين نکات ضروري است:
1- نمايندگان مجلس تلاش نمايند درفرصت باقيمانده با كمك خود دولت اين بودجه را به اعداد واقعيتر نزديك كنند.2-انتظارازنمايندگان مجلس،اين است که شرايط نامطلوب اقتصادي راکه مشکلات معيشتي زيادي را به مردم تحميل کرده است،درنظربگيرند ودربررسي بودجه«مصالح ومنافع ملي»را به هرچيزديگري ترجيح بدهند.3- دولت ومجلس قراربرهمدلي وهم صدايي داشته باشند وچالش وتنش را حاشيهنشين کنند، وتنها دراين صورت است كه ميتوانيم تهديدهاي موجود را کم کنيم وداشتههايمان راطوري مديريت کنيم تارضايت مردم به اندازهاي باشدکه ازنظامي مثل جمهوري اسلامي انتظارميرود .
سه شنبه : 1392/9/19- 7صفر1435- 10دسامبر2013
اسدالله افشار
نلسون روليهلا هلا ماندلا،رئيس جمهوري پيشين آفريقاي جنوبي، رهبرجنبش ضد آپارتايدوبرنده جايزه صلح نوبل درسن ۹۵ سالگي روزپنجشنبه-۵دسامبر2013 (14آذر1392)- درساعت هشت و۲۰ دقيقه به وقت محلي درحالي که اعضاي خانواده اش درکنارش بودند درآرامش درگذ شت. نلسون ماندلا،مدت ۲۷ سال زنداني بود،اما پس از آزادي، نقش برجسته اي دربرقراري صلح دربرخي ديگرازاختلافات منطقه اي ايفاکرد.اودردهه هشتاد، هنگام گذراندن محکوميت زندان، به بيماري سل دچارشد ودرماه هاي اخير،چند باربه دليل عفونت ريوي در بيمارستان بستري بود.اينك اين قلم ضمن اداي احترام به اين مبارزخستگي ناپذير؛ مواردي رادرهمين ارتباط به اختصارمطرح مي نمايد:
يكم) سخن گفتن ازمردی که بیتردید یکی ازمحبوبترین، تأثیرگذارترین و ماندگارترین شخصیتهای مطرح در جهان است، سخت است. سیاستمداری که ملتها از او با احترام یاد میکند. رهبران نامداردنیا را در مقابل خود به کرنش واداشت وکشورش ـ آفریقای جنوبی ـ راکه ۲۰ سال قبل ازمنفورترین و مطرودترین کشورهای جهان بود، به واسطه شخصیت خود به یکی از مطرحترین بازیگران سیاسی جهان تبدیل کرد.
دوم) ماندلا از سال 1962 به دليل مبارزه با نظام تبعيض نژادي حاكم برآفريقاي جنوبي به زندان افتاد وتا سال 1990 درزندان بود. درحالي كه اقليت سفيدپوستان آفريقاي جنوبي از بالاترين استاندارد زندگي قاره آفريقا كه برابرسطح زندگي دركشورهاي غربي جهان اول بود، برخوردار شده بودند، اكثريت سياهپوستان از لحاظ هرگونه استانداردي همچون درآمد، تحصيل و حتي ورود به ادارات دولتي مورد تبعيض قرارداشتند دراين شرايط بود كه نلسون ماندلا رهبري جنبش ضدآپارتايد را به دست گرفت.نلسون ماندلا 27 سال از عمر خود را دردوره رژيم آپارتايد درآفريقاي جنوبي در زندان سپري كرد اما پس از آن به عنوان اولين رئيسجمهور سياه پوست روي كارآمد و برنده جايزه صلح نوبل شد.
سوم) بررسي زندگي سياسي ماندلا حکايت از آن دارد که وي مردي انقلابي بود که به ضرورت زمان ومکان سلاح دردست گرفت، مبارزه کرد، زندان رفت، خشونت ورزيد، از تکنيک هاي روز تبليغاتي براي رسيدن به قدرت بهره گرفت،درقدرت عقلانيت به خرج داد وبه موقع با سياست خداحافظي کرد. ازآن رواست که امروز دنيا به احترامش ايستاده است.
چهارم) ماندلا با رژيم صهيونيستي كه امروزه به عنوان بزرگترين نماد نژادپرستي جهاني شناخته ميشود نيز دشمني ضمني داشت و روابط خوب آفريقاي جنوبي با اسرائيل ، زماني كه ماندلا بارژيم آپارتايدآفريقاي جنوبي درحال مبارزه بود سبب شد تا ماندلا يك دشمني ديرينه نسبت به صهيونيستها داشته باشد. وي از جمله كساني بودكه همواره ازملت فلسطين درمقابل صهيونيستها دفاع ميكرد ومعتقد بود كه مردم فلسطين بايد سرنوشت خودشان را تعيين كنند.درسال 1990 ماندلا اسرائيل رايك دولت تروريستي ناميد وگفت كه ما تشكيلات خودگردان فلسطين را دولت تروريستي نميدانيم وگفت كه اگرما بخواهيم يك طرف را دولت تروريستي بدانيم اين دولت اسرائيل است،زيراآنها هستند كه اعراب بيدفاع درسرزمينهاي اشغالي را ميكشند. او نماد قيامهاي ضد نژادپرستي بود واقدامات وي آموزهها والگويي براي همه آزاديخواهان و آزادانديشان است. ماندلا بارها تصريح كرده بود كه رژيم صهيونيستي بايد از سرزمينهاي اشغالي خارج شود.
وي درتمامي رأي گيريها درمجامع بينالمللي از مواضع فلسطينيها حمايت كرد وازرژيم صهيونيستي ابراز انزجارميكرد.
پنجم)به تعبيررييس جمهورروحاني؛ نلسون ماندلا به آزادي وبرابري انسانها نه تنها درکشورش آفريقاي جنوبي بلکه در پهنه جهان، باور شکناپذيري داشت و در اين باور راستين هيچگاه به خود ترديد راه نداد. او در اين راه پرفراز و نشيب و سراسر رنج، با تحمل آوارگي، دوري ازخانه وخانواده و زندانهاي طويلالمدت «راه طولاني آزادي» را شکوهمندانه معنا بخشيد. او بيترديد شخصيت ممتازي بود که پس از پيروزي و به بار نشستن مبارزات، با پيوند اخلاق وسياست، شيريني بخشش درعين فراموش نکردن را حتي به زندانبانان و به بند کشندگان خود چشانيد و از خود خاطره کمنظيري براي جهان بشريت به جا گذاشت.مطمئناً راهي که ايشان براي مبارزه با نژادپرستي پيموده است ريشه دراديان آسماني دارد، که هيچ وقت قوميت ونژاد راباعث برتري انسانها نسبت به همديگر نميداند.
ششم)ماندلا ازسياست قدرتهاي استكباري علنا انتقاد مي كرد.وي به شدت مخالف سياست ميليتاريست و سلطهطلبانه آمريكا بود.درجريان لشكركشي آمريكا به عراق،ماندلادرمخالفت با آن، بوش رئيسجمهوروقت آمريكارامتهم كرد كه نه به فكرمردم عراق ، بلكه درانديشه غارت نفت عراق است وهمين سخن،خشم آمريكاييها رابرانگيخت. وي همچنين گفت اگركشوري در جهان باشد كه قساوتي غيرقابل تصور داشته باشد آن كشورآمريكاست.
هفتم) ماندلای جوان در۲۰آوریل۱۹۶۴ دوسال بعداززندانی شدن،درجلسه دادگاه خودچنین گفت:«درطول زندگیام خود را وقف مردم آفریقا کردهام. بااستیلای سفیدپوستان مبارزه کردهام، بااستیلای سیاهان نیز مبارزه کردهام. به دنبال آرمان جامعهای آزاد ودموکراتیک که همه بتوانند درآن درتوازن و با فرصتهایی برابر زندگی کنند بودهام. این آرمان من است که امیدوارم با آن زندگی کنم و به آن دست یابم. اما اگر نیاز باشد آمادهام برای این آرمان بمیرم.»
هشتم) ماندلا، دراوج اقتداروافتخار و محبوبیت، در سال ۱۹۹۹ دوران ریاست جمهوریاش به پایان رسید. او درحالی که میتوانست دیگربار رئیس جمهور شود و دوره پنج ساله دیگری را به مسند قدرت بنشیند، محکم و قاطع گفت که دیگر کاندیدا نخواهد بود وفرصت خدمت به آفریقا را به دیگران وا میگذارد و بدینسان مقام و منصب را به آسانی واگذاشت تا نشان دهد ۲۷ سال تحمل زندان برای رسیدن به قدرت و«حفظ آن» نبوده است؛ برای آزادی آفریقا از ننگ نژادپرستی بوده است. خوبست سياستمداران جهان نيزاين درس رادرمكتب بزرگاني چون او يادگرفته وعمل نمايند ومستي قدرت راوانهاده وازشيفتگي قدرت فاصله بگيرند!
جان كلام اينكه ؛ راز محبوبيت ماندلا را ميتوان دراين چند جمله خلاصه كرد: مبارزه براي هدفي انساني، ستيز با ظلم، پايداري درراه مبارزه، شفقت با مخالفان پس ازپيروزي وسرانجام عدم دلبستگي به قدرت.
آري نلسون ماندلا به عنوان رهبری محبوب، مرجعی اخلاقی و انسانی فوقالعاده دریادها خواهد ماند.
دوشنبه : 1392/9/18- 6صفر1435- 9دسامبر2013
به چالش كشيده شدن نظام
سرمايه داري درغرب
اسدالله افشار
روابط دموكراتيك حاكم درغرب ظاهري است. دراين كشورها انتخابات آزاد وجود دارد، ولي تصميمات اصلي ازسوي صاحبان صنايع وبخش اقتصادي جامعه اتخاذ مي شود. بخش بزرگي ازجامعه به درستي دراين كه آيا نظرمردم درتصميم گيري هاي سياسي تأثيردارديانه،ترديد دارد.مردم درحال حاضرمعتقدند كه گستره قدرت وحوزه عمل سياستمداران وپارلمان، به طوركلي بسيارمحدود است واينكه شهروندان درباره مسائل گوناگون چه فكرمي كنند، به طوركلي اهميتي ندارد.دليل محدوديت دامنه نفوذ واراده سياست در«لجام گسيختگي»بخش اقتصادي است . «پروفسوراكسل هونث» فيلسوف نام آشناي آلماني سال گذشته درگفتگو با
دويچه وله مي گويد:«بسياري ازاهداف سياسي اصولاً به اجرادرنمي آيند،چون حكومت هايي كه قصد پياده كردن اين تصميم ها را دارند، با سدهاي بخش اقتصادي روبرومي شوند.»
وي مي گويد:«درحال حاضرهمه راهكارها دراين نسخه خلاصه مي شود كه دموكراسي بايد خود را با بازارو اقتصاد هماهنگ كند.اين نسخه به عنوان راهكاري كارادرمقابله با بحران مالي اروپابارهاوبارها پيچيده و مورد استعمال قرارگرفته است. ولي اين روند به معناي ازدست رفتن دستاوردهاي دموكراسي است. بازاربايد خود را با موازين دموكراسي تطبيق دهد، نه برعكس. »
واقعيت دولت درنظام سرمايه داري :
درنظام سرمايه داري، اين راكفلرها وكلان سرمايه داران هستند كه به دولت ها وسناتورها وجاهت داده و اعتبارمي بخشند. واقعيت دولت درنظام سرمايه داري، ازوكالت سرمايه داران جدا نيست. به عبارت ديگر، دولت و صاحبان قدرت سياسي، بيش ازآن كه حافظ منافع عمومي باشند،وكلاي اسپانسرهاي مالي احزاب خويش اند. اين است كه درنظام سرمايه داري انتقال فشار ناشي ازركود اقتصادي ازصاحبان سرمايه به ساير عوامل توليد، مجازشمرده شده و به همين دليل درصورت عدم سودآوري اخراج انبوه كاركنان وتعديل هاي اساسي، كاهش دستمزدها و… وجاهت قانوني مي يابد وازحمايت هاي دولتي برخوردارمي شود.
ميانگين ثروت خالص هر يك ازاعضاي كنگره آمريكا :
«رول كال» روزنامه كنگره آمريكا،در گزارش نوامبر2011خود شرايط آن دوران را اين طورتبيين ميكند:«به نظرميرسد قانونگذاران آمريكايي با سرعت بيشتري نسبت به بقيه مردم اين كشوردر حال ثروتمندترشدن هستند.»طبق گزارش اين روزنامه اعضاي كنگره درسال 2010 به طوركلي بيش از2 ميليارد دلارثروت خالص داشتندكه اين رقم از سال 2008، حدوداً 28 درصد افزايش داشته است. اين روزنامه گزارش ميدهد:«حدود90 درصد اين افزايش براي 50 تن ازثروتمندترين اعضاي كنگره بوده است. ميانگين اعضاي كنگره بسيارثروتمندترازميانگين خانوادههاي آمريكايي هستند؛تمامي قانونگذاران آمريكايي از تمامي شهروندان معمولي اين كشورثروتمندترهستند.» بدون درنظر گرفتن خانهها،ميانگين ثروت خالص هريك ازاعضاي كنگره نزديك به 4 ميليون دلاراست. اين در حالي است كه برپايه گزارش بانك مركزي آمريكا، ثروت خالص يك خانواده آمريكايي با محاسبه خانههاي شخصي حدود500 هزاردلار است.
عدم موفقيت نظام سرمايهداري مبتني براقتصاد بازار:
نظام سرمايهداري مبتني براقتصاد بازار با وجود كسب موفقيتهايي درزمينه رشد اقتصادي ومهارمتغيرهاي اصلي اقتصاد مانند رشد سرمايهگذاري وافزايش صادرات،ازنظرمهارفساد اقتصادي،ايجاد برابري وتوزيع مناسب درآمد موفق نبوده وموجب بروزمشكلاتي درطبقه متوسط وضعيف شده است.
درساختارسرمايهداري، وظيفه دولت تعديل فعاليت شركتهاي بزرگي است كه درپي افزايش سود وحذف رقباي ضعيف هستند ونيزحمايت ازشركتهاي ضعيف ومردم عادي درمقابل اين شركتها است وازآنجا كه سياستمداران آمريكا وامداراين شركتهاي بزرگ به دليل ساپورت هزينههاي انتخاباتيشان هستند ونيزنفوذ اين شركتها در ساختاردولتي مانع از اقدامات مؤثرنظارتي حاكميت براين شركتها ميشود ودراين بين حقوق طبقه متوسط وضعيف جامعه پايمال ميشود، يعني عملاً وظايف دولت درساختار فعلي نظام سرمايهداري آمريكا انجام نميشود.
به چالش كشاندن نظام سرمايه داري وپايان دادن به حيات آن :
نظام سرمايه داري درطول حيات خود تلاش كرده تا چنان وانمود سازد كه تامين كننده نيازهاي فردي وحتي ارتقاي جايگاه جهاني ملتها بوده وتنها الگويي است كه توان حل چالشهاي جهاني را دارد.پس ازفروپاشي شوروي سابق ونظام كمونيستي،غربيها تلاش كردند تا با اين ادعا، سياستهاي داخلي وجهاني خود را توجيه وچنان وانمود سازند كه برترين تفكر و راه حل را براي مقابله با چالشهاي جهاني دارند. با توجه به اين ادعاها نيز مردم كشورهاي غربي نوعي برتري طلبي را درخود احساس كرده و براين اساس نيزدرحمايت ازنظام سرمايه داري گام برداشتند. پس از گذشت ۲ دهه ازحاكميت يك جانبه نظام سرمايه داري جهاني شاهد دگرگوني دراين تفكر بوده بگونهاي كه مردم دراروپا با حركتهاي سراسري به دنبال به چالش كشاندن نظام سرمايه داري وپايان دادن به حيات آن ميباشند.نمود عيني اين امررا درتظاهرتهاي گسترده مردمي دراروپا وآمريكا ميتوان مشاهده كرد.ايجاد جنبش تسخير"وال استريت"درآمريكا نمودي ازاين حركتهاي مردمي براي مقابله با نظام سرمايه داري بوده است كه برگرفته ازدلسردي ونارضايتي مردمي ازاين ساختار ميباشد .
يكشنبه : 1392/9/17- 5صفر1435- 8 دسامبر2013
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4
یکم) اين روزها زمامداران
رژيم صهيونيستي نگران وضعيت بينالمللي خود هستند.آنها احساس ميكنند كه در آستانه
ي مرحله جديدي ازانزواي سياسي درسطح جهاني قرارگرفتهاند.اسرائيل درچنين حالتي برخي
از اهرمهاي فشارخود برامريكا بويژه باراك اوباما راازدست داده است.گفتمان آشتي جويانه
ومعتدل نظام اسلامي ايران كه همزمان مبتني
برحفظ ارزشها ودفاع ازمنافع وامنيت ملي واسلامي كشورمان است، گفتمان تندروانه وستيزه
جويانه اسرائيل وحاميان ستيزه جووجنگ طلب آن درهيئت حاكمه امريكا را دچار بحران وانفعال
كرده است. مهمترين هم پيمان منطقهاي اسرائيل يعني عربستان نيزدچارانفعال شده وپس از
شكست پروژه حمله نظامي امريكا به سوريه وتقويت راه حلهاي مسالمت جويانه براي بحران
اين كشورو حل مسئله هسته اي ايران
درتوافق نامه ژنو با گروه5+1 به نوعي درون خود خزيده است. كارشناسان دراين زمينه
معتقدند؛آن چه كه برروندمنزوي سازي رژيم صهيونيستي افزوده است،اولاگامهاي برداشته
شده گروه5+1باايران درجهت حل مسئله هسته اي كشورمان براساس توافق نامه ژنومي
باشد؛وثانيا تحولات بحران سوريه وتن دادن به
كنترل بينالمللي بر سلاح شيميايي اين كشور و پيوستن آن به كنوانسيون بينالمللي خلع
سلاح شيميايي است كه بلافاصله خطر سلاحهاي هستهاي اسرائيل وضرورت پيوستن وي را به
سازمان جهاني انرژي اتمي بصورت جدي مطرح وفشارهاي تازهاي رامتوجه اين رژيم وزمامداران
آن كرده است.قطعاعبوربسلامت ازاين مرحله براي اسرائيل اگردركوتاه مدت هم ميسرباشد درميان
مدت ودرازمدت امكان پذيرنيست. دوم)به
اين دوسخن خوب دقت كنيد: 1- «کشور اسرائیل باید روی مخروبههای فلسطینیان و جنازههای آنان بنا شود.» 2- «یهودیها به دلیل نداشتن کشور، هویت ندارند، لذا باید با تشکیل کشور یهودی هویت خود را به دست آورند.» جمله نخست را«دیوید بنگوریون»اولین نخستوزیراسرائیل درکنگره سالانه یهودیان برزبان رانده بود و جمله دوم برزبان«بنیامین نتانیاهو»نخستوزیرکنونی این رژیم درکتابش با عنوان«صلح پایدار»جاری شده است. مقایسه این دوجمله به خوبی نشان میدهد که اسرائیل، رژیمی جعلی است وبا اشغال سرزمینی دیگرو ملتی دیگرقصد خرید هویت برای خود دارد.بنابراین، هرگونه تلاش ادعایی رهبران این رژیم برای برقراری صلح با فلسطینیها، در چارچوب همان کسب هویت، تعریف میشود. سوم)ازنگاه صاحب نظران كه نگاه درستي است ؛ مکتب صهیونیسم رامیتوان با مکتب سلفیگری همردیف دانست و همان طورکه سلفیگری،افراطیگری با دستاویز قراردادن دین مبین اسلام است، صهیونیسم نیزافراطیگری درلوای دین یهود است،درحالی که هیچ نوع افراطگرایی را ادیان اسلام و یهود و پیروان آنها قبول ندارند.بنابراین مکتب صهیونیسم که شاکله ودرونمایه رژیم جعلی اسرائیل راتشکیل داده،هرگزراضی نخواهد شد درصورت تشکیل کشوریهودی، غیریهودی را در خود راه دهد و به همین دلیل باید منتظر سیل عظیم کوچانده شدن مردم فلسطین بود.اسرائيل هميشه نيازبه بحران دارد وحيات
آن دربحران است وهرموقع که دريک جمع عمومي بحران نباشديا يک منطقهاي بحراني رو به
آرامش برود اسرائيل آسيب ميبيند. پنجشنبه : 1392/9/14- 2صفر1435- 6دسامبر2013
مهمترين تضمین اجرای حقوق شهروندی
اسدالله افشار
احياي حقوق شهروندي :
بعدازپيروزي انقلاب اسلامي واستقرار نظام جمهوري اسلامي ايران عمدهترين محورهاي حقوق شهروندي دراصول 19تا42 قانون اساسي مورد توجه قرارگرفت ولي درمقام عمل به دلايل مختلف وگاهي به بهانههاي مختلف اين حقوق رعايت نشد.دردولتهاي هفتم وهشتم به نوعي توجه به حقوق شهروندي احيا شد و به نهادهاي مدني توجه خاص مبذول ومقررشد،اقتدارلازم به اين نهادها داده شود.دکترروحاني دربرنامه تبليغات رياست جمهوري احياي حقوق شهروندي را وعده داد وخوشبختانه اين شعار در برنامه برخي ازوزرا ازجمله وزيرراه وشهرسازي نيزديده شد.درادامه آن برنامه ، رئيس جمهور به معاون حقوقي رياست جمهوري ماموريت دادکه با تشکيل کميتهاي و با مدد اساتيد و صاحب نظران به تدوين لايحه حقوق شهروندي بپردازد ؛اين انتظاربسرآمد وبالاخره پايگاه اطلاعرساني رياست جمهوري متن پيشنويس غيررسمي منشورحقوق شهروندي راچهارشنبه گذشته- 6آذر1392- منتشركرد. اين منشور شامل يك مقدمه و سه فصل است. در فصل اول كه از قواعد عمومي حاكم براين منشورسخن رفته است نكات خوب، دقيق وحقوقي مطرح شده است. هدف از اين كاربزرگ وسترگ، تجميع، شناسايي وبيان حقوق شهروندي عنوان شده است كه درساير قوانين كشورنيز بهآن اشاره شده است. در اين فصل آمده است با كساني كه دررعايت حقوق مردم اهمال دارند يااين حقوق را نقض ميكنند برخورد خواهد شد. لذا همه دستگاههاي اجرايي را موظف به رعايت آن ميكند.
فصل دوم منشور حقوق شهروندي 141 حق را باعناويني چون "حيات، سلامت و زندگي شايسته"، "آزادي انديشه، بيان و مطبوعات"، "دسترسي به اطلاعات"،" هويت فرهنگي، بيان رسانه اي و آفرينش هنري"، "حريم خصوصي"، "سلامت اداري،حكمراني شايسته و حكومت قانون "، " شفافيت و رقابت "، "حق مشاركت شهروندان در سرنوشت اجتماعي"، "حقوق اقتصادي و مالكيت"، "اشتغال وكارشايسته"، "آسايش، رفاه، حمايت وتامين اجتماعي"، "عدالت قضائي"، "آموزش و تعليم"، "خانواده، زنان، كودكان و كهنسالان"، "نخبگان و استادان و دانشجويان"، "ايثارگران،جانبازان و خانوادههاي معظم شهدا"،"اقليتها و اقوام"، "روستانشينان و عشاير " و"محيط زيست وتوسعه پايدار" را احصاء كرده است. ريزبيني و دقت تدوين كنندگان منشور در احصاي اين 141 حق شايسته تقدير است. فصل سوم منشور تحت عنوان "سازمان كار، توسعه و نظارت بر اجراي منشور و مقررات حقوق شهروندي" معاونت حقوقي رياست جمهوري را مامور اجراي اين منشور در"مركزملي حقوقي شهروندي" كه دراين معاونت فعال خواهد شد، كرده است.
درفصل سوم ، معاونت حقوقي رياست جمهوري ماموريت پيدا ميكند تخلف ازحقوق شهروندي رادر دستگاههاي اجرايي رصد كند و لوايح لازم را تهيه و به هيئت وزيران تقديم نمايد وهرسه ماه يك بار گزارش اقدامات به عمل آمده را به رئيس جمهوري ارائه دهد.اينك اين قلم درهمين باب نكاتي را يادآوري مي نمايد :
يكم) حقوق شهروندی از جمله دستاوردهای مثبت بشری :
شهروند مرکب از دوکلمه است که عبارت است از شهر به معنای جامعه انسانی و وند به عنوان عضوی وابسته به جامعه انسانی. افراد زمانی به عنوان شهروند شناخته می شوند که حقوق ووظایف خود را بشناسند و به آن عمل کنند وبدانند که باید به مطالبه چه حقوقی بپردازند وراههای دستیابی به این حقوق چیست. بی شک دستیابی به این توانمندی در سایه آگاهی و عملکردهای فردی و جمعی مردم و وجود نظام مردم سالا ری دست یافتنی خواهد بود. هریک از ما به عنوان یک شهروند عضو رسمی شهر و کشور عزیزمان ایران هستیم و این مفهوم دربرگیرنده حقوق ومسئولیت هایی است که در قبال این عضویت داریم.درواقع حقوق شهروندی وظایف ومسئولیت های شهروندان را درقبال یکدیگر،درقبال شهرو دولت تعیین می کند و همچنین حقوق و امتیازاتی را که وظیفه تامین آن برعهده مدیران شهری، دولت یا قوای حاکم است مشخص می نماید.حقوق شهروندی ازجمله دستاوردهای مثبت بشری است که موردتأیید دین مبین اسلام و جمهوری اسلا می است.
دوم) مفهوم شهروندی :
مفهوم شهروندی دربرگیرنده مجموعهای ازحقوق و تکالیف است. اصولا حق و تکلیف در برابر هم قرار دارند وحق تکلیف را به دنبال دارد. شهروندی ریشه داشتن در وضعیت تاریخی و عضویت در یک جماعت است. شهروندی برموقعیت عضویت وپیوند بادیگران دلالت میکند ولذا متضمن مسئولیت زیستمانی، یعنی مسئولیت زیستن بادیگران درزیست- عالم مشترک است. بدین معنا، شهروندی محمل اخلاق زیستمانی واز جمله شرکت دررابطه گفتوگویی بامحیط پیرامون خویش است.امتیازشهروندی بردیگرهویتهای اجتماعی - انسانی در برابری فراگیری است که هویتهای دیگرمانند طبقه یا قومیت آن را ندارند. شهروندی ایدهای است که بیعدالتیهای درون ومیان جوامع را به چالش میکشد. شهروندی به طور تنگاتنگی با دموکراسی ارتباط دارد. شهروندی یک عضویت است که مجموعهای ازحقوق، وظایف وتعهدات را بردارد و لذا با دو مفهوم حق ومسئولیت همراه است. حق شهروندی یک حق انسانی است که مولود انسان بودن ودرجمع زیستن اوست.آنگاه که از حقوق انسانی سخن گفته میشود، این حقوق درقالب شهروندی تحقق مییابد وبربرابری، عدالت واستقلال دلالت دارد. مفهوم شهروندی دربردارنده حق زندگی، حق آزادی، زندگی مطلوب و مناسب ، حق تعلیم وتربیت ومعیشت، حق مشارکت وحق تعیینکنندگی سرنوشت است.
سوم) حقوق شهروندی :
«حقوق شهروندی» مجموعه حقوقی است برای اتباع کشوردررابطه با مؤسسات عمومی مانند: حقوق اساسی، حق استخدام شدن، حق انتخاب کردن وانتخاب شدن، حق گواهی دادن درمراجع رسمی، حق داوری و مصدق واقع شدن ؛ بنابراین واژه مذکورازحقوق سیاسی است.در کشور ما مسلمان بودن شرط برخورداری از حقوق شهروندی نیست. درواقع حق شهروندی به اعتبارتابعیت برقرارمیشود. بنابراین این تعریف واقعیت است که «حقوق شهروندی» یک مفهوم نسبتاً وسیعی است که شامل حقوق سیاسی وغیرسیاسی(حقوق مدنی و بهره مندیهای فردی واجتماعی که دارای صبغه سیاسی نیستند) میباشد. ازاین رو میتوان گفت که «حقوق شهروندی» شامل هرسه نسل حقوق بشری که درسطح دکترین مطرح شدهاند میباشند. این سه نسل شامل حقوق مدنی و سیاسی، اقتصادی واجتماعی وحقوق همبستگی میباشند.
چهارم) حقوق شهروندی ازمباني دين اسلام :
حقوق شهروندی ازمفاهیم مدرن وازلوازم زندگی دموکراتیک افراد دریک جامعه سیاسی محسوب می شود. این مفهوم با اعلامیه بشر و حقوق شهروند فرانسه تجلی عینی کامل یافت واعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر آن تاکید نمود. در رابطه با حقوق شهروندی دو دیدگاه وجود دارد. یک نظر دین را ناتوان از وضع قواعدی به عنوان حقوق شهروندی می داند. دیدگاه دیگر که از سوی برخی نظریه پردازان دینی القا می شود، قایل به این است که دین مجموعه تکالیفی است برای بشرواوباید درقالب این تکالیف به انجام وظیفه پرداخته و تصور حقوقی برای اعطای اختیار و آزادی و غیر آن به انسان، خارج از موازین دینی و مبانی اسلامی است. انسان دراندیشه اسلامی فردی است حق مدارو برای رسیدن به حقوق شایسته خود نیازمند انجام اموری به عنوان تکالیف است.براین اساس،تکالیف نیزبازگشت به حقوق دارند.شناسایی وتعیین قواعدی برای زندگی اجتماعی انسان که ازآن جمله حقوق شهروندی می باشد، نه تنها با مبانی دین مخالف نیست، بلکه بالعکس از لوازم حتمی ومبنایی زندگی افراد درجامعه اسلامی قلمداد می شود.ازطرف دیگر،دین با دراختیارداشتن اصول مبنایی وابزاراستباط عقلی، توانایی کشف ووضع قواعد را دراین ارتباط دارد.
پنجم) نسبت بين حقوق شهروندي و حقوق بشر:
حقوق بشر ناشي از حيثيت و کرامت ذاتي انسان است. گفته مي شود که حقوق بشر عام و جهان شمول است و براي تثبيت حقوق فطري و طبيعي انسان است. حقوق بشر به هر انسان، صرف نظر از زندگي در جامعه يا جدا ازجامعه ودرانزوا و به تنهايي تعلق دارد. در حالي که حقوق شهروندي حقوق انسان، به خاطر زندگي در اجتماع معين است و با توجه به مقتضيات جوامع و شرايط زماني و مکاني مي تواند متفاوت باشد. بخش اساسي حقوق شهروندي ناشي ازحقوق داخلي کشورهاست، اما حقوق بشروحقوق شهروندي دومقوله ي کاملا مجزا نيستند.اجراي حقوق بشربستگي به حقوق شهروندي دارد. حقوقي که انسان به دليل حيثيت وکرامت ذاتي خود دارد (حقوق بشر) با حقوقي که انسان مقيم يک اجتماع بايد داشته باشد(حقوق شهروندي) دومقوله ي متضاد نيستند.به طورخلاصه مي توان گفت نسبت بين حقوق شهروندي وحقوق بشر، عموم و خصوص من وجه است. گر چه حقوق شهروندي وحقوق بشر در بسياري از موارد به جاي يکديگر استفاده مي شوند و بسياري ازحقوق مندرج در اعلاميه ي جهاني حقوق بشر و دو ميثاق مربوط به آن حقوق شهروندي است و بسياري از حقوق شهروندي، ريشه در حقوق بشر دارد، اما تميز بين آنها امکان پذير است.
ششم) مهمترین چالش پیش روی حقوق شهروندی :
ازمنظرصاحب نظران مبنای حقوق شهروندی،ایجاد امنیت برای شهروندان است تادرسایه آن انسانهای عضو جامعه بتوانند استعدادهای ذاتی خود را شکوفا سازند و به هدف عالی خود دست یابند.مسئله قابل توجه این است که دریک تعریف قانونی ازحقوق شهروندی،تکالیف دولت وحقوق شهروندان مشخص میشود.مهمترين
تضمین برای اجرای حقوق شهروندی،عملکرد دولتمردان است.اگردولتمردان وظایف خود را درست انجام ندهند ، نهادینه شدن حقوق شهروندی به درستی انجام نخواهد شد. ازاینرو ، میتوان گفت:عدم التزام مسئولان به اصل حاکمیت قانون، مهمترین چالش پیش روی حقوق شهروندی است.
جان كلام :
اينكه يكي ازدغدغههاي رئيس جمهور محترم رعايت حقوق شهروندي ا ست شايسته تقديراست اما دلسوزان به دو نكته دراين خصوص اشاره داشته اند كه اميدوارند مورد بذل توجه قرارگيرد:
1- آموزش حقوق شهروندی ومسئولیتهای شهرنشینی یکی ازوظایف اصلی رسانهها به ویژه صدا وسیما است که افراد را با حقوق آشنا ساخته ومسئولیتهای شهروندی را نیزبه آنان گوشزد کند.2- دولت محترم درتبيين حقوق شهروندي درمرحله اول رفاه عمومي را درسطح جامعه بگستراند چراكه جامعه اي كه درتأمين نيازهاي اوليه خود با مشكل روبروباشد تمام اين كاستي ها رادردنياي سياست جستجوكرده ومهم ترين دغدغه اش را نبود آزادي سياسي مي شناسد.
دوشنبه : 1392/9/11- 28محرم الحرام1435-2دسامبر2013
گزارش 100روزه ونقدها
اسدالله افشار
مباحث ومشکلات اقتصادي ازجمله رکود تورمي، خزانه خالي، انبارکالاهاي اساسي، تعهدات ادا نشده و... عمده ترين موضوعات مورد بحث رئيس جمهورکه ازآن به عنوان ميراث به جا مانده ازدولت قبل ياد کرد درگفت وگوي زنده تلويزيوني سه شنبه شب گذشته بعدازاخبارسراسري ساعت 21 ؛-5آذر1392- اوبود که با عنوان گزارش عملکرد دولت تدبيرواميد پس از۱۰۰روزازآغازبه کاردولت يازدهم توسط دکترروحاني مطرح شد.دکترحسن روحاني دربخش هايي ازصحبت هاي خوددرباره برخي ازموضوعات اقتصادي،سياست داخلي و خارجي، حقوق شهروندي ، کاهش مداخلات امنيتي درحوزه هاي مختلف و... نيزنکاتي را مطرح کرد.
گزارش رئیس جمهورروحانی، ازجهت ویا جهات بسیاری حائزاهمیت بود وبه همین خاطرپس ازاین مصاحبه نقدهای مختلفی ازسوي موافقان ومخالفان درباره آن صورت گرفت؛كه اين قلم درذيل فهرست واراشاراتي به آن نقدها خواهد داشت :
يكم) نقدهاي مخالف :
1- این سنت بدی است که هرکسی مسئول میشود توانمندیهای دولت قبلی را نادیده بگیرد وفقط به نکات منفی دولتهای گذشته اشاره میکند.2- باید دراین گزارش نکات مثبت ومنفی درکنارهم بیان میشد.امیدآن كهرييس جمهوردرگزارشات بعدی خود این اشکال رارفع وجبران کند. 3- روحانی درگزارش عملکرد100 روزه خود هیچ راهکاروکلیدی برای گشودن قفلهایی مانند تورم، جبران بدهیهای دولت، راههای افزایش درآمدهای غیرنفتی، معضل مسکن وکاهش نقدینگی در جامعه ارائه نکرد.4- روحانی دراین گزارش تنها به ارزیابی عملکرد دولت قبلی وانعکاس مشکلات موجود کشورپرداخت وهیچ عملکردی ازفعالیتهای 100 روزه خود ارائه نداد. 5- به نظر میرسد دراین ارزیابی قدری فرافکنی صورت گرفت و تاثیر تحریمهای ظالمانه برفعالیتهای دولت قبل نادیده گرفته شد. 6- باید همیشه نگاه به آینده درمدیریت رامدنظر قراردهیم. البته این بدان معنی نیست که گذشته را نادیده بگیریم، اما بخصوص دررده بالا اینکه همیشه گذشته را مورد انتقاد قراردهیم باید یقین داشته باشیم که پس ازاتمام دوره آقای روحانی، دولت بعدی هم حتما به ضعفهای این دولت که قطعا ناشی ازبرخی تنگناها است، خواهد پرداخت. 7- گزارش ۱۰۰ روزه رئيس جمهوربيشترشبيه جلسه دادگاه و محاكمه فردي بود كه تا ۱۰۰ روز پيش ازاين، رئيس جمهور كشور بود. اودراين جلسه حضورنداشت تا بتواند در قبال سخنان رئيس جمهوردولت يازدهم ازعملكرد دولت خود دفاع كند.8- ارثي كه روحاني ازدوران احمدي نژاد برده است تنها خالي بودن خزانه، بدهكاري زياد،با اين حساب بايد درگوشهاي بنشينيم وزار زارگريه كنيم به حال اين كشوركه دراين ۸ سال چه برسرش گذشته است! 9- به تيتريكي ازروزنامههاي كشورتوجه كنيد؛«رونمايي از۸ سال نابساماني و۱۰۰ روز تدبير»اينگونه قضاوت كردن منصفانه وعادلان نيست. دولت تدبيرواميد هم روزهاي زيادي را درپيش دارد كه زود خواهد گذشت . 10- آقاي احمدي نژاد هم هنگامي كه رئيس جمهور شد سياست انتقاد شديد از دولتهاي قبلي را پيش گرفت. بايد به اين سمت پيش رفت كه اينگونه رفتارها برچيده شود.11- انتقادات روحانی ازدولت گذشته تند بود. 12- روحانی به جای بازگویی گذشته باید ازحال وآینده سخن میگفت .13- رئیس جمهور ازحیث محتوایی می توانست به جای صحبت کردن از تورم و خزانه خالی که مربوط به گذشته است موضوعاتی رااعلام کند که نشان دهنده وضع نا به سامان فعلی واشکالات کشورکه ازگذشته پدیدار شده است، باشد. 14- دکترحسن روحاني، پس ازصد و يک روز، گزارشي داد که عمدتاً به سياهنمايي اعجابآور احمدينژاد گذشت، اما با توصيه به انصاف وصلح وبرادري واميد و تدبير و گذشت ختم گرديد.15- این نکته را باید مدنظر قرار داد که تمامی مشکلات اقتصادی و تحریمهای خارجی دشمنان را نمیتوان برگردن مسئولان اجرایی گذشته انداخت. 16- رئيس جمهور از موضوع كسري يارانهها در سال جاري گفتند. بدون اينكه براي ادعاي خود سندي ارائه دهند. منتقدين در اين باره سند ارائه دادهاند كه دولت كسري ندارد. اما نه رئيس جمهور، نه مسئولين مربوط در اين مورد حاضر نشدند توضيح دهند. 17- رئيس دولت دراين گزارش تصريح دارد«دنبال آشتي است وميخواهد با همه آشتي كند.»اين رويكرد خوبي است، بايد ازآن استقبال كرد واين رويكرد متضمن وحدت ملي، وحدت نخبگان و... است.اما اگر اينطوراست چرا دو سوم گزارش عملكرد قهر وكينهتوزي با دولت گذشته است؟18- رئيس جمهورمحترم گله خزانه خالي را دارند، ازطرف ديگردرهمين گزارش وعده دوبسته كالايي را تا پايان سال، به اقشاركم درآمدميدهند. اگرخزانه خالي و دولت با كسري رو به روست اين دوبسته كالايي را آن هم بدون مصوبه مجلس ازكجا ميخواهند بدهند؟
دوم) نقدهاي موافق:
1- بدون شك يكي ازتوفيقات دولت دريكصد روزتصدي مسئوليت بويژه دردقيقه90 اين ايام موضوع پيروزي ديپلماتيك وگفتگوهاي ژنو بود كه منجربه يك توافقنامه شد.2- رئيس جمهور، به حق به تلاشهاي دولت درموردتهيه پيشنويس حقوق شهروندي اشاره كردندكه شايسته تقديراست.3- نقطه قوت اين گزارش اين بودكه آقاي رئيس جمهورمنشأتوفيقات دولت را همياري و همكاري مردم و هدايتهاي رهبري دانستند. حق هم همين است اين نگاه نشانه اعتدال است بايد ازآن تشكركرد . 4 -گزارش ارائه شده ازسوي روحاني رئيسجمهور، گزارش خوبي بود. اين خوب بودن ازاين منظرمطرح ميشود كه احساس مطلوبي به ايرانيان به عنوان شهروندداد.احساسي كه درآن شهروندايراني رئيسجمهوركشورش راآگاه ومشرف به مسائل ميداند.5- میبایست اين گزارش روحانی را فراترازخشنودی حامیان وبغض وعصبانیت مخالفان نگریست وبا منطق و مبنای«حکمرانی خوب» درارزشها واعتبارغورکرد. 6- دراتفاقات فردای گزارش 100 روزه رئیس دولت یازدهم باید فراوان تأمل کرد. زیرا که نشانههای روشنی از پارادوکس فکری طایفهای از اهل سیاست را در بردارد.7- پیدا بود که گزارش روحانی طنین متفاوت درنگاه وذهن مخاطبان مییابد. برای 70 میلیون ایرانی این گزارش قبل ازهر چیز نوعی «کارکرد روشنگری» داشت. 8- رييسجمهوردرباره نقض قانون و تخلفات قانوني دولت احمدي نژاد مراعات کرد.درواقع آقاي روحاني نخواستند صريح هرآنچه بردولت و کشور در گذشته رفته رابيان کنند وتنهابه بيان گوشههايي ازمشکلات بسنده کردند،درحالي که اگررييسجمهوربخواهدحقايق را بگويد خيلي بيش ازاينهاست. 9- آنها که میگویند چنین آمارهایی را نباید ارائه کرد و نقد دولت گذشته سیاهنمایی است و به نظام و اعتماد ملی آسیبمیزند البته کم لطفی میکنند. این واقعیت را باید گفت و از این بابت نقدی متوجه رئیس جمهور روحانی نیست.10- گزارش صدروزه رييس جمهوري به مردم ايران اقدامي جامع،متين ومنطقي بود.11- بايد يادآورشد که«ارايه گزارش100روزه» يکي ازوعدههايي بود که حسن روحاني در فعاليت انتخاباتي وعده داده بود واين عمل را بايد به حساب وفاي به عهد گذاشت، واقعا بايد ازآنهايي که مخالف گزارش هستند،اين سوال راپرسيدکه کجاي اين کاربا قانون وعرف منافات دارد که اين همه آشفته شده و برخود واجب ميدانند که موضع منفي داشته باشند.12- آقاي روحاني درگزارش خود آمارهايي ازوضعيت کشور ارائه دادند که برخي ازاين آمارها درباره دولت قبل تکاندهنده بود.13- رئيسجمهورمردم رادرجريان اقدامات تلخ دولت داعيهدارعدالت ومبارزه بامفاسدقرارداد.14- رييس جمهورهمان طورکه جامعه ازوي انتظارداشت آمارهاي واقعي رادربخشهاي مختلف به مردم ارائه کرد.15- اينکه هر100 روز يک گزارش به مردم وافکار عمومي ارائه شود، سنت خوبي است وبايد از اين بابت از رئيسجمهور و دولت محترم تشکر کرد. 16- نکته مثبت و قابل توجه گفتوگوی زنده تلویزیونی رئیسجمهوراین بود که وی درارائه گزارش عملکرد 100روزه دولت یازدهم فضای امیدآفرینی رادرحوزه اقتصادی درجامعه ایجاد کرد که جای تقدیر دارد. 17- آيا شهروندان ایرانی نميپرسند چرا 8 سال تمام همراهان آن روزپولدارترین دولت تاریخ انقلاب (به لحاظ برخورداری از ثروت نفتی) مطالبات شهروندان را مسکوت گذاشتند اما اکنون و با از دست دادن قدرت چنین بیمحابا لیست انتظارات برای دولت 100 روزه که وارث خزانه خالي است، میگشایند؟ 18- کسي دررأس قوه مجريه قرارگرفته است که دولت وخودش را نه تنها از جامعه جدا نميداند، بلکه مردم راامين خود تلقي کرده وبه همين دليل آنها را درجريان همه امور قرار ميدهد. با اين شرايط اين اميدواري به وجود آمده است که ازاين پس صداقت وشفافسازي يکي از اولويتهاي دستگاه اجرايي است وهيچ چيز نيست که ازمنظر عمومي ناپيدا باشد.
سوم) چندتوصيه ازميان نقدها :
فارغ ازهمه این اظهارنظرها ؛ نگارنده دربخش پاياني چندتوصيه را ازميان همين نقدها ي موافق ومخالف كه درذيل به آنها اشاراتي خواهد داشت ، به دولت وملت آگاه وفيهم ايران ونخبگان يادآوري مي نمايد :
1- آنچه که میتواند محل نقد باشد، کوتاهی درنقد اصحاب قدرت درهنگام قدرت است. نقدی که میتوان بررسانه ملی نیزداشت که چرا وقتی رئیس دولت گذشته به توجیه عملکرد دولت خودباآمارهای بعضاً نادرست میپرداخت فقط شنونده و لبخند زننده بود وحال هم گویا میخواهد همین رویه را ادامه دهد. 2- شاید اگر همین رسانه ملی به جای سکوت ومدارا وحتی همراهی وحمایت با دولتمردان گذشته، به وظایف خویش در نقد قدرت دولت حاکم براداره کشور،عمل میکرد و به منتقدین دلسوزوفرهیختگان وطن دوست و مشفق نیز مجال حضورونقد قدرت میداد و تنها تریبون دولتمردان و حامیان دولت نمیشد مشکلاتی تا این حد وسیع دامان اقتصاد ومعیشت وآرامش و امید مردم و جامعه را نمیگرفت. 3- حال با علم به اینکه دیگر فرصت اشتباه وخطا وبیتدبیری وهزینه تراشی و بیقانونی را نداریم کاری کنیم که مصالح ملی ومنافع کشورونظام را هیچ دولتمردی خواسته یاناخواسته فدای امیال شخصی وگروهی نکند.نقد قدرت راتاب بیاوریم. بیقانونی را ریشه کن کنیم. پنهانکاری را به کناری بگذاریم. صداقت و شفافیت را اصل بدانیم ودریک کلام اخلاق و انصاف را سر لوحه حرف وعمل خویش قرار دهیم. یادمان باشد که نقد قدرت در هنگامه حضور قدرت بیشتر به کار میآید تا پس ازترک آن. 4- روحاني درگزارش خود بيشتر مايل بود گزارش دهد که دولت را در چه شرايطي تحويل گرفته و به نظر ميرسد اين بخش از اظهارات ايشان تند بود، شرايط ايجاب ميکند از حاشيهها پرهيز کنيم. 5- سازمان صداوسيما ترتيبي اتخاذ نمايد تا طبق قانون به رييس جمهورسابق فرصتي داده شود تا بتواند درتلويزيون ازعملكرد8ساله دولتش دفاع كند و پاسخ گزارش ۱۰۰ روزه آقاي روحاني را بدهد.6- چرا رئیس جمهوردرگزارش خود ،گذشته ها را بازگوکرد درحالی که بهتربود ازحال وآینده کشور
صحبت کند چون اگرمردم ازگذشته ها راضی بودند قطعا درانتخابات به ديگرنامزدها رأی می دادند. 7- اگرروزي قرارباشدمسئولين دولت فعلي ودولت گذشته دريك مناظره تلويزيوني عيارادعاهاي خود رامستند درمعرض افكارعمومي بگذارند،فضاي ابهام برطرف مي شود وبه سوي شفاف سازي مي رويم. اين فضا كمك مي كند گام هاي پيشرفت براي كشوررامحكم تر برداريم.8- مردم بهترين داوروقاضي هستندووقتي آمارهاي واقعي را اززبان رئيسجمهورميشنوند وبا واقعيتهاي موجود کشورمقايسه ميکنند، اعتمادشان به دولت بيشترميشود.
جمعه : 1392/9/8- 25محرم الحرام1435- 29نوامبر2013
آغازي بر پايان يك بحران غيرضروري
اسدالله افشار
سرانجام10سال مقاومت وايستادگي ملت ايران به بارنشست وجمهوري اسلامي ايران بارديگربه موفقيتي بزرگ درصحنه داخلي وبينالمللي دست يافت واين بارمذاكرات ايران با 1+5 با موفقيت پايان يافت.بر اساس توافقي كه بين ايران و1+5 صورت گرفت،غني سازي ايران به رسميت شناخته شد. فعاليتهاي صلح آميز هستهاي ادامه خواهد يافت و تحريمها درسراشيبي قرارگرفت.توافقي كه به گفته دكتر ظريف آغازي براي پايان دادن به يك بحران غيرضروري بود.
صبح يكشنبه سوم آذر،پس ازسه دو گفتگوي فشرده وسخت ميان ايران وگروه 1+5، سند توافقنامهاي چهار صفحهاي ميان ايران وگروه 1+5 به امضا رسيد؛ سندي كه ميتوان ازآن به عنوان گامي جدي وتاريخي در مسيرحل موضوع هستهاي ايران نام برد.
اشاره اي به محتواي متن توافق نامه :
ايران و1+5 در مذاكرات ژنو3 به توافقي تاريخي دست يافتند كه درآن حق غني سازي ايران در عمل و گفتار به رسميت شناخته شد و تحريمهاي بيمه وحمل و نقل و نفتي بطوركامل برداشته ميشود.براساس اين سند چهارصفحهاي هيچ تحريمي افزايش نخواهد يافت. همچنين براساس اين سند، تحريم نفتي ايران متوقف ميشود وسطح فروش نفت درسطح فعلي حفظ ودرآمدهاي نفتي آزاد خواهد شد. تحريم پتروشيمي به طور كامل رفع وتحريم صنايع خودروسازي برداشته ميشود.ايران و1+5 همچنين توافق كردند: تحريم طلا و فلزات گرانبها برداشته ميشود و تحريمهاي بيمه و حمل و نقل و مرتبط با نفت كلا برداشته ميشود.برپايه اين سند،حق غني سازي ايران هم درعمل وهم درگفتاردردو جاي متن به رسميت شناخته شد.ساختاربرنامه هستهاي جمهوري اسلامي ايران به طوركامل حفظ ميشود وهيچ عقب گردي وجود ندارد وغني سازي ادامه مييابد. فردو، نطنز، اراك، اصفهان و بندرعباس هم به كارشان ادامه ميدهند.براساس اين توافق، در مقابل جمهوري اسلامي ايران يكسري اقدامات اعتمادساز انجام ميدهد.جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك اقدام اعتمادساز ظرف 6 ماه آينده فعاليتهاي خود در اراك، نطنز و فردو را گسترش بيشتر نخواهد داد، ولي غني سازي زير 5 درصد و توليد مواد غني شده مربوطه در فردو و نطنز همچون گذشته ادامه مييابد. تحقيق و توسعه در برنامه هستهاي ايران هم ادامه پيدا خواهد كرد.طبق اين توافق، توليد اورانيوم 20 درصد در6 ماه آينده به دليل عدم نيازادامه پيدا نخواهد كرد. تمام اورانيوم غني شده درداخل كشورباقي ميماند و هيچ مادهاي از كشور خارج نخواهد شد.
بيان برخي نكات درباب اين موفقيت :
1- موفقیت مذاکرات ژنونشان میدهدکه جریان افراط جهانی یعنی تندروهای جنگ طلب امریکایی، خشونت طلبان اسرائیلی و بزدلان ترسوی سعودی به همراه القاعده و نیروهای سلفی چگونه قافیه را باختهاند.دستیابی به توافق ژنواگرچه آغاز راهی بلند وسخت است، اما گام نخستین برای عادی سازی پرونده ایران و بازگشت آن از شورای امنیت به آژانس انرژی اتمی باید تلقی شود وتوافقی استراتژیک است که با هرگونه ناکامی آن باید مقابله کرد. 2- به هرسو پيروزي فرزندان انقلاب درمذاکرات ژنو3 وناچارکردن 1+5 به پذيرش حق مسلم ملت ايران، بار ديگر نشان داد که درصورت پايمردي و وحدت حول يک هدف مشترک والبته استفاده ازتوان نيروهاي کارآمد ميتوان شاهد تحولات عظيمي بود که فضا را به نفع ارتقاي نام ايران درکرانه جهان تغييردهد.3- تأثيرتوافق حاصل شده دراين مذاكرات نخست ازمنظرتأثيري كه اين توافق بر اقتصاد كشور و بهبود شرايط داخلي خواهد گذاشت قابل ارزيابي مثبت است. ازسوي ديگر عصبانيت اسرائيل و بدخواهان مؤيد موفقيت پنهاني است كه ديپلماسي كشورمان در عرصه بينالمللي بهدست آورده است.
4- بايد اذعان داشت ايران به ثمره 10سال مقاومت خود دست يافته است.حال بايد ازاين توافق براي آزادشدن ظرفيتهاي استراتژيک ايران استفاده کرد. ايران بايد ديپلماسي لازم براي آزادسازي ظرفيتهاي نهفته ذيل پرونده هستهاي را درپيش گيرد. هرچند تحت تأثيراين توافق ممكن است جريانهاي راديكال منطقهاي چه راديکاليسم سلفي – ارتجاعي وچه راديکاليسم صهيونيسم بحرانهايي را به منطقه تحميل کنند. اين است كه دستگاه ديپلماسي ما بايد آمادگي لازم براي مواجه شدن با اين بحرانها و موضعگيري درست درمقابل آنها راداشته باشد وازضربه زدن اين اتفاقات به ديپلماسي شکل گرفته ميان ايران و غرب جلوگيري كند.5- اين توافقنامه براساس رويكرد برد – برد انجام شد وطرفين سعي كردند كه با اعتمادسازي وبهبود روابط آينده روشني را بسازند ودرآينده درمسير تفاهم و گفتوگوگام بردارند. ازاين جهت نيز بايد گفت كه فصل جديدي ازروابط ايران با جامعه جهاني و كشورهاي قدرتمند جهان آغاز شد. 6- تفاهم صورت گرفته هستهاي گامي اساسي درراستاي بهبود رابطه ايران و 1+5 به شمار ميرود، به طوري که بايد گفت تاثيرات قابل توجهي درسه سطح داخلي، منطقه وبينالملل به همراه خواهد داشت.7- دولت وظيفه دارد تا اقشار مختلف مردم راازواقعيتهاي موجود مطلع کند تا بتواند انتظارات آنها را به خوبي پاسخ بدهد. درحال حاضر اين مساله جامعه را تهديد ميکند که به واسطه باز شدن گره هستهاي، مردم انتظارداشته باشند تا مشکلات يک شبه تمام شود و به عنوان مثال آماراشتغال بالا برود وتورم سيرنزولي پيدا کند. البته جامعه ميتواند نسبت به اين مساله اميدوار باشد که در شرايط جديد، اين امکان وجود دارد که بتوانيم ازپتانسيلهاي موجود استفاده بهتري نسبت به قبل داشته باشيم وازاين طريق بتوانيم رضايتمندي عمومي را به بالاترين حد ممکن خود برسانيم. 8-تدبيرمقام معظم رهبري،چه درزمان انتخابات رياست جمهوري که به روي کارآمدن دولت تدبيرواميد منجرشد وچه درمورد انتقال سرپرستي تيم مذاکرات هستهاي ازشوراي عالي امنيت ملي به وزارت امورخارجه وچه درحمايتهاي قاطع ايشان از تيم مذاکره کننده ايران، پشتوانه مهمي براي نيل به توافقنامه ژنو شد.9- بايد متذکرشدکه گره هستهاي هنوز باز نشده است واتفاق افتاده اين است که مسيرخروج ازاختلاف مشخص شده است. البته با توجه به نوع فعاليتي که دولت يازدهم از خود نشان داده و مشي وروشي که دولتيها به آن تکيه ميکنند، بايد گفت که نه تنها پرونده هستهاي چشم انداز روشني را پيش روي خود ميبيند، بلکه بايد گفت مشکلات ديگرهم قابل رفع هستند. چرا که کشور ما کشوري غني از هر لحاظ است واگربتوانيم داشتههايمان را به روش اصولي مديريت کنيم، ميتوانيم منتظرروزي باشيم که جامعه فاصله زيادي با بحران و محدوديت داشته باشد. 10-كارشناسان معتقدند ؛ حاصل هفته ها مذاکره ومشورت بين تيم مذاکره کننده کشورمان با 6 کشورديگر،مبين اين واقعيت است که تيم مذاکره کننده ازاين نبرد حقوقي- ديپلماتي سربلند بيرون آمده است وواقعا بايد به آنهاخسته نباشيد گفت. بديهي است که هرمذاکره وتوافقي موافقان ومخالفان خود رادارد لذا طبيعي است که طرفين سعي دارند که ازاهرم رسانه اي درجهت توجيه مفاد ودستاوردهاي آن استفاده حداکثري نمايند، خصوصا اينکه اين سند به عنوان مقدمه يک توافق نامه جامع درآينده است.ازمنظرحقوقي متن مورد توافق طرفين در ژنو يک معاهده ويا قرارداد نيست بلکه يک نقشه راه براي رسيدن به يک توافقنامه جامع است.برهمين اساس است که طرفين عنوان سند موردتوافق را“Joint Plan of Action” اعلام کرده اند. به ديگرسخن اين توافق به عنوان يک قدم اوليه براي رسيدن به يک توافق جامعي است که آن توافق نيازمند مذاکرات واقدامات بسياري توسط طرفين درطول شش ماه آينده است.
سه شنبه : 1392/9/5- 22محرم الحرام1435-25نوامبر2013
پا سداشت جوانمردی
اسدالله افشار
به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي وقطع دست استکبار جهاني ومنافع آنها در ايران، توطئهها و فتنههاي شياطين عليه ايران روز به روز گسترش يافت. در چنين شرايطي امام خميني درپنجم آذر 1358، فرمان تشکيل بسيج را صادر کردند و فرمودند: مملکتي که 20 ميليون جوان دارد، بايد بيست ميليون ارتش داشته باشد. هنوز يک سال ازصدورفرمان امام نگذشته بود که رژيم بعث عراق با هدف براندازي نظام نوپاي اسلامي و با حمايت استکبار جهاني، عليه ايران دست به حمله همه جانبه زد. در چنين شرايطي بود که جوانان سلحشور، به اشاره امام به صورت خودجوش و تحت تشکلهاي بسيجي به جبههها شتافتند و در طول هشت سال دفاع مقدس، با تقديم خون خود، نهال نوپاي انقلاب اسلامي را آبياري کردند وحماسهها و رشادتهاي بيسابقهاي آفريدند. اينگونه بود که بسيج درتاريخ انقلاب اسلامي نه به عنوان يک نهاد نظامي صرف، بلکه به عنوان يک مکتب فرهنگي وارزشي وکلمه طيبهاي که دربين همه اقشار ملت ايران ريشه دوانيده است، مطرح گرديد.
بسیج در اندیشه امام(ره) :
دراندیشه امام(ره)بسیج نهادی است اجتماعی با ابعادمتعدد.دراین نگرش بسیج دیگرصرفاً سازمانی نظامی نیست كه فقط درزمان جنگ وبرای دفاع درمقابل دشمن شكل گرفته باشد،بلكه نهادی است وسیع وپاسخگوی نیازهای اساسی وحیاتی جامعه و با اجزای دیگر نظام،چنان هماهنگی وپیوند داردكه انفصال آن جز با انحلال جامعه اسلامی متصور نیست.بسیج درصورتی می تواند نهادی جامع وشامل جهات متعدد وپایدارشناخته شود كه نیازهای دایمی وباورها و ارزش های فرهنگی پدید آورنده آن به روشنی تعریف شوند،این نیازها ممكن است اقتصادی، سیاسی، فرهنگی ویا نظامی باشند.به فرموده امام(ره)«بسیج شجره طیبه ودرخت تناوروپر ثمری است كه شكوفه های آن بوی بهاروصل وطراوت یقین وحدیث عشق می دهد، بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان وشهیدان گمنامی است كه پیروانش برگلدسته های رفیع آن،اذان شهادت ورشادت سر داده اند. بسیج میقات پا برهنگان معراج اندیشه پاك اسلامی است كه تربیت یافتگان آن، نام و نشانی در گمنامی و بی نشا نی گرفته اند.»( صحیفه نو ر، جلد 21، ص 195)
مفهوم بسيج در فرهنگ اسلامي :
بسيج درمفهوم اسلامي خود داراي حوزهاي وسيع وكاربردي عميق وگسترده است. مفهوم بسيج درفرهنگ اسلامي،ماهيتي ايدئولوژيك و عميقاً اعتقادي دارد . واژة «بعثت» به معناي برانگيختگي وخيزش ، همچنين واژههاي «قيام» ، «جهاد» ، «تحريض» وامثال آن همين مفهوم را تأييد ميكند. قرآن كريم، به پيامبردر موضع فرماندهي نيروهاي رزمنده چنين فرمان ميدهد:«يا ايُّها النَّبيُ حَرِّضِ الْمؤمِنينَ عَلَي الْقِتالِ:اي پيامبر نيروهاي مؤمن را به پيكارخونين عليه دشمن (بسيج كن)، تحريك كن وبرانگيزان.» با عنايت به نگرش و نحوه ارزيابي مقوله امنيت ازمنظر امام خميني (ره) ، وجود چنين نيروي برانگيخته و با انگيزهاي براي ريشهكن كردن زمينههاي نا امني ضروري و لازم بود.
بسيج مكتب شكوفايي :
بسيج مكتب شكوفايي تمامي آن چيزي است كه مي تواند سعادت يك ملت را برآورده سازد، بسيج منادي عدالت، پيشرفت، سازندگي و جهاد اقتصادي و از هاديان جامعه به سمت فلاح است، بسيج مجموعه اي از نيروهاي ارزشمند براي تمام ادوار و صحنه ها و در شرايط مختلف است.بسيجيان پويندگان طريق ولايت و سربازان جان بر كف انقلاب هستند كه اذن حضوردرتمامي صحنه ها را استوار و راستين از رهبرفرزانه خود دريافت نموده و با صبغه ارزشمند اسلامي و تكاپوي پولادين قلل پيشرفت، تعالي و پيروزي را مي پيمايند. بسيج يعني فرهنگ شهامت وشهادت. بيم وهراس درفرهنگ بسيج نامفهوم و هرآن چه معناي بودن، ماندن و جاودانه شدن است درآن جلوه مي نمايد.
تکریم ازبسیج :
هفته بسیج فرصت خوبی برای بازخوانی روزهاي سخت انقلاب تاكنون است؛ روزهایی که بسیجیان بازمانده که نه، بازگشته ازمعراج، نه تنها قدرندیدند وبرصدرننشستند،که گاه طعنه هم شنیدند وبه حاشیه نیزرانده شدند. اما این فرزند وجانشین فرزانه امام بود که بسیجی را همیشه حاضردر میدان می خواست و می خواهد. بسیجی گرچه مرد میدان های خطروفداکاری است،اما فقط برای آن روزها نیست. هرروزوهرهفته ازآن بسیج است .
تکریم بسیج، احترام به مردانگی و مروت است، پاسداشت جوانمردی و تضمین آینده است. بسیجیان نیازی به احترام و تجلیل ما ندارند. ما هستیم که به آنان و به حضور فعالشان برای همیشه نیازمندیم. جنگ آزمون خوبی برای جدا شدن صف مدعیان و مردان حقیقت بود. شعار امروز اگر پشتوانه و سابقه ای در دیروز نداشته است، بسان همه شعارها است و نیازمند امتحان در روز مبادا.خدا را سپاس که رویش های بسیج همچنان پر ثمر و برکت خیز است، اما مباد که نام آوران روزهای سخت از یاد بروند و در گرد و خاک بازی های روزگار دیده نشوند؛ چه رسد به آنکه خدای ناکرده کم لطفی و جفا ببینند.
ضرور ت حضور بسیج در عرصه دفاع فرهنگی :
امروز برهمگان واضح و روشن است که دشمنان انقلاب اسلامی دریک تلاش برنامه ریزی شده در صدد هستند تا با نفوذ و تأثیرگذاری براعتقادات ، باورها و الگوهای رفتاری ملت بزرگ ایران به اهداف شوم خود در استحاله سیاسی و فرهنگی نظام جمهوری اسلامی جامع عمل پوشانده و حادثه تلخ تاریخ صدراسلام را با بازخوانی واقعه اندلس تکرارنمایند .پر واضح است که دراین عرصه مهم وخطیر نیز که دشنمان درصدد از بین بردن اساس نظام اسلامی از طریق استحاله درونی وتدریجی می باشند .حضور بسیج درعرصه دفاع فرهنگی و مقابله با تهدیدهای نرم دشمنان انقلاب اسلامی از ضروریات حتمی بشمارمی آید . لذا ساده اندیشی است که تصور کنیم بسیج صرفأ مأموریت دفاع نظامی ازکشور را برعهده داشته ویا اینکه تصورکنیم که جهان خواران و مستکبران عالم دست ازدشمنی با ملت ایران برداشته اند .
تعهد بسيجيان در قبال انقلاب اسلامي :
بسيجيان درقبال انقلاب اسلامي تعهدي عظيم ورسالتي بزرگ دارند، پيماني كه با شهداي همرزم خود داشتند كه پاسدار راه و اهداف آنان باشند. اين تعهد را با انجام رسالتي كه درپاسداري وتداوم راه انقلاب برعهده دارند، مي توانند ادا كنند. آنان در عرصه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، علمي، فرهنگي، معنوي مي توانند به انقلاب اسلامي خدمت كرده و دررفع مشكلات آن بكوشند كاروتلاش آنها دراين زمينه ها نشان دهنده عزم و اراده استوار آنان وشوق و علاقه شان به حفظ انقلاب وسازندگي ايراني آباد، مستقل وسعادتمند است.
جان كلام :
بسیج،دیوان شعرانقلاب اسلامی است که پیرجماران دراوج شعلههای آتش جنگ تحمیلی،سرود وبه زیور طبع وچاپ پایداری ومقاومت بسیجیان آراسته شد. دیوانی که پرازغزلهای عاشقانه وداع فرزندان وهمسران و پدران وغربت اشک وآه مادران ویتیمان است.ومابسيجى هستيم؛پيام آورانى كه محوهرچه زشتى را به نمازى عاشورايى، قامت بستهايم . و ما با شوق زيباى رفتن آمدهايم تا دراوج غربت و كرامت ، تا بىنهايت عشق برويم ؛ هرچند زمان ، سكوت كرده است و : «دنياى امروز، دنياى دروغ، زور، شهوترانى و دنياى ترجيح ارزشهاى مادى بر ارزشهاى معنوى است».
جمعه :1392/9/1- 18صفر1435- 22نوامبر2013

