مديريت علوي واخلاق اداري                  

  اسدالله افشار

یکی ازد‌لایل عمد‌ه ناراحتی و نارضایتی مرد‌م عزیزاز نظام اد‌اری از حوزه‌های مختلف عد‌م ساماند‌هی اخلاق اد‌اری برمبنای معیارهای د‌ینی است. براین اساس نكاتي رادرهمين زمينه مورد بحث وگفت وگوقرار مي دهيم : 

يكم) علم اخلاق عبارت است ازفنی که پیرامون ملکات انسانی بحث می کند، ملکاتی که مربوطبه قوای نباتی وحیوانی وانسانی اوست، به این غرض بحث میکند که فضائل آنها راازرذائلش جدا سازد ومعلوم کند کدام یک ازملکات نفسانی انسان خوب وفضیلت ومایه کمال اوست، وکدامیک رذیله ومایه نقص اوست، تا آدمی بعدازشناسائی آنها خود را با فضائل بیاراید، وازرذائل دورکند ودر نتیجه اعمال نیکی که مقتضای فضائل درونی است،انجام دهد تا دراجتماع انسانی ستایش عموم و ثنای جمیل جامعه را بخود جلب نموده، سعادت علمی و عملی خود را به کمال برساند .

دوم) علم اخلاق به عنوان علم وآیین و نرم افزار آداب دانی واخلاق‏مندی و علم چگونه زیستن و تعیین بایدها و نبایدها و صدور احکام خوب و بد نسبت به رفتارهای آگاهانه و مختارانه‏ی آدمیان، همواره در فرهنگ‏های گوناگون، در محضر پیشینیان و پسینیان خداوندگاران دین و اندیشه، جایگاهی ویژه داشته است. به‏ عنوان نمونه باید یاد کرد ازسخن رسول گرامی اسلام(ص)که فرمود:"من برای کامل کردن مکارم اخلاقی فرستاده شدم".اخلاق جداازبنیادهای نظری‏اش،باداشتن کارکردهای جامعه‏شناسانه و روان‏شناختی کارروا، به مثابه‏ی نماد، داور، روش، دورنما و دیدگاه عمل کرده و در اعتمادسازی و ایجاد همبستگی در میان افراد جامعه و دولت‏ها، آبشخوری توان‏گر بوده است.

سوم) اخلاق اداري درزندگي كاري ، كاركردن را شيرين ‌و بارضايت شغلي توأم مي‌كند واحساس رضايت مندي وخود شكوفايي ازيك سوورضايت مردم وپيشرفت اموروشكوفايي كارازديگرسورا فراهم مي‌نمايد. رشد و شكوفايي استعدادهاي انسان وجامعه درجهت كمال مطلق،درعرصه كاروعمل بر پايه اخلاق اداري است. فقدان اخلاق اداري يعني محورزمينه وبسترشكوفايي انسان وجامعه در جهت كمال مطلق. زوال اخلاق اداري يعني ظهوراحساس ناخشنودي ازخود واحساس بطالت وسقوط وهلاكت كه به صورت نمودهايي چون ترشرويي،برآشفتگي؛ بدرفتاري؛‌ بي‌حوصلگي؛‌ سست پيماني؛ كارگريزي وبيماري‌هاي روان تني، بروز مي‌كند.

چهارم) خطرناكترين رويداد انساني انحطاط اخلاقي و شكسته شدن مرزهاي اخلاقي است كه دراين صورت هيچ چيزبه سلامت نخواهد ماند وانسانيت انسان فرومي ريزد، واين امردرامور اداري ازجايگاهي خطير و ويژه برخوردار است. زيرا وقتي انسان ازمحدوده فردي خارج مي شود ودرپيوند با ديگرانسانها قرارمي گيرد واين پيوند صورتي اداري مي يابد، اگراخلاق نيك حاكم برروابط انساني نباشد، فاجعه چندين برابرمي شود. به همين دليل است كه والاترين ملاك در هرسازمان اداري متخلق بودن افراد به اخلاق انساني است؛ واين همان موضوعي است كه اين روزها برخي ازوزارتخانه ها ومؤسسات ومراكزدولتي ماازايفاي تعهدات خودشان به مردم وحتي مجموعه ي كاركنان خود رنج مي برند واين مهم يك دليل عمده اش عزل و    نصب هاي بي قاعده وخارج ازچارچوب قانونمند نشأت گرفته ومي گيرد وشايستگان درحاشيه رانده شده ومتملقان چاپلوس ورفيق بازان دغلكاربه مناصب وپست هاي مديريتي واجرائي تكه زده اند؛ولذادرچنين شرائطي هم نبايد انتظارداشت دستگاه ها به مردم پاسخگوباشند چراكه اين دستگاه ها حتي به كاركنان خودنيزپاسخگونبوده ونيستند وحق وحقوق اداري وانساني ايشان راهم رعايت نمي كنند وتامي توانند موجب هتك حرمت آنهارافراهم آورده ومي آورند!وازاين قبيل برخوردها الي ماشاءا...كم نداريم وبايد متاسفانه ابرازنمايم دراين خصوص حتي فريادرسي وجودندارد زيرامديران ارشدآن دستگاه ها كه خودرا تافته جدابافته مي دانندازديگران جداشده وباحصاري كه همين متملقان چاپلوس دورشان كشيده اند نمي دانند درپيرامونشان چه مي گذرد! نه درنمازها حاضرمي شوند ونه درغذاخوري ها ونه در..... آيا اين است رفتاراخلاقي وانساني با همنوع وهمكيش خود؟ آيا اين است تأثيراجراي پرداخت هماهنگ حقوق درلايحه خدمات كشوري كه امروزشاهد فاصله بيسارپرداخت ها وشكاف عميق دراين زمينه هستيم؟واقعااگرسطح زندگي كارمندان وكارشناسان بامديران مقايسه شود ومكان هايي كه آنان زندگي       مي كنند ؛ چه پاسخي مي توانيم ارائه نماييم!8 سال گذشته بين مديران به بهانه ي مناسبت هايي ؛ پنهاني سكه هايي توزيع شده است ، بن هاي ميليوني(كه اين روزها سروصدانموده)، وام هاي كلان ،زمين ، واگذاري خانه هاي سازماني وخيلي چيزهاي ديگر؛خدا مي داند كه اين تبعيض هاي ازحدگذشته است وبه همين خاطرخيلي ازافرادبراي دريافت اين گونه امتيازات سرازپانشناخته وبراي رسيدن به آن همه چيزراقرباني   مي كنند ازجمله اخلاق و...؛اميدوارم دولت يازدهم كه با شعاراعتدال برسركارآمده است مراقب باشد مديرانش آلوده ي دست درازي به بيت المال نگردند وبه هربهانه اي بيت المال رادرمعرض غارت قرارندهند!اين عمل زشت ازهركجا جلويش سد شود منفعت است وموجب بازسازي اعتمادازدست رفته دربين مردم وجامعه كارمندي است.   

جناب دكترروحاني شماكه دلسوزملت وقشربي پناه كارمند هستيدآيا راحت سربربالين مي گذاريد؟ قطعا باروحيه اي كه من ازحضرت عالي سراغ دارم با خواندن اين مرقومه دستوربررسي خواهيد دادوتاسامان ندادن اين امرآرام نخواهيديافت چون اگرمولايمان اميرالمؤمنين ازشما سؤال فرماينداين فاصله راچراازبين نبرديد به حضرتش چه پاسخ خواهيدداشت؟ به دادمردم وكارمندان برسيدومديريت علوي واخلاق توحيدي رادرعمل نشان دهيد(؟)تادلهاگرم وحقيقت چون خورشيدي درخشان درجامعه تلألونمايد.

پنجم) مهمترين مبنادرسامان يافتن اخلاق اداري، تصحيح بينش مديران وكاركنان و بسامان آوردن نوع نگاه آنان به خودشان ومردمان ومسئولان و وظايفشان است. زماني كه نگاه انسان به خود ومردم و مافوق خود و كار اصلاح شود و با نگاهي توحيدي و پاك به اين اموربنگرد وبراساس اين نگاه عمل نمايد،كاركردن عين خدمت كردن وعبادت نمودن وهمپاي لذت وشيريني وهمتاي رشد وشكوفايي است.اينكه انسان خود راچگونه ببيند وچگونه بيابد وچه جايگاهي درهستي براي خود قائل باشد، به شدت دراخلاق ورفتاراوتاثيرگذاراست.آن كه خود را«عبد» مي يابد وبراي خويش «كرامت انساني» و«عزت ايماني» قايل است به گونه اي رفتارمي كند، وآن كه«عبد» بودن خود راازياد مي برد وبراي خويش«كرامت» و«عزت» قائل نيست به گونه اي ديگرومتضاد با گونه نخست رفتارمي نمايد.

جان كلام :

اخلاق اداری را می‌توان به مجموعه‌ای ازشاخص‌های تربیتی واخلاقی تعبیرنمود كه رعایت آن ازسوی كارگزاران حكومت ومدیران دولتی ضامن بقای نظام اداری موجود درجامعه و به تبع آن حفظ نظام سیاسی حاكم برآن خواهد بود.درنظام اداری آن چه دررأس مناسباب درروابط ورفتاراداری حاکم است حرمت نگهداشتن وحفظ حقوق مردمان است هریک ازمديران وکارکنان دولت درهرمرتبه وجایگاهي که قراردارند اگرحافظ حقوق وحرمت ارباب رجوع باشند یک نظام اداری مبتنی براخلاق ظهورخواهدکردوپایدارباقی خواهد ماند.

جمعه : 1392/9/22- 10صفر1435-13دسامبر2013

 



ارسال توسط افشار

اسلایدر