به منا سبت 4 شهريورسالروزگرا ميدا شت كارمند
خانواده بزرگ دولت
ا سدالله ا فشا ر
همه ساله در هفته دولت روز ٤شهریور به عنوان روز کارمند اختصاص می یابد و در این روز به منظور تجلیل از کارگزاران دولت جمهوری اسلامی و ارج نهادن به خدمت، با تبیین ملاک های انتخاب، کارمندان نمونه به عنوان نمایندگان خیل عظیم کارکنان نظام در اقصی نقاط کشور، انتخاب و مورد تشویق و تقدیر قرار می گیرند.
روز کارمند روز کارگزاران قانع، نجیب، مخلص و وفادار به مقام معظم رهبری و امت است که برای توسعه و رشد و تعالی ایران اسلامی کمر همت و تلاش بسته اند.
چهارم شهریور، روز کارمند، زمان یاد آوری خدمات، ایثار و ارزش نهادن و مجاهدت قشر عظیمی از جامعه است که در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نقش مهم و اساسی اداره امور کشور بر دوش آنان قرار دارد.
روز کارمند، روز قدردانی از شاغلان، بازنشستگان، محققان، نویسندگان، استادان، مبتکران و خدمتگزاران و کلیه کسانی است که با قصد خدمت و اجرای وظیفه به مردم خدمت می کنند.
در این روز گرامی باید از کارمندانی که به حق در تعهد و اخلاق و شعور اسلامی، وجدان کار و حفظ کیان اسلامی نظام و پیشرفت و توسعه کشور کارآمد و نمونه اند به نحو شایسته ای تشویق و تقدیر به عمل آید.
به عهده دولت محترم و ارگان های ذیربط است که از توانمندی های سرشا ر کارشناسی و استعدادهای فراوان دانش و تجربه انباشته شده این قشر عظیم استفاده بهینه را به عمل آورده و سطح زندگی، رفاه نسبی و منزلت اجتماعی این عزیزان را به طور جدی و به نحو شایسته ای ارتقا دهند.
روز کارمند بیش از آنکه از جهت فرمایشی و شعاری حائز اهمیت باشد فرصتی است مناسب برای تبیین جایگاه و رفع مشکلات کارمندان. از آنجا که کارمندان با دلسوزی و حسن نیت وقت خود را صرف خدمت به مردم و نظام می کنند دولت باید توجه ویژه ای نسبت به آنان مبذول دارد و با طراحی برنامه های صحیح بیشترین استفاده را از این نیروی صادق و زحمتکش جهت پیشبرد اهداف خود ببرد.
اعتلای مدیریت در نظام اداری و ارتقاء منزلت اجتماعی کارکنان دولت، اصلاح نگرش مردم نسبت به خدمات این قشر شریف و زحمتکش، ترویج فرهنگ رفتاری و خدمات شخصیتهای راستین خدمت به مردم شهیدان ماندگار رجایی و باهنر به عنوان الگوهای مناسب خدمت به جامعه، ایجاد روحیه امید و تلاش و نشاط و تشویق مردم به مشارکت در امور و نمایش توان حکومت اسلامی دراداره مطلوب جامعه از اهدف بزرگداشت این روز محسوب می شود.
ارزش نیروی انسانی :
ارزش نیروی انسانی به عنوان یکی از گرانقدرترین سرمایه های سازمان ها بر کسی پوشیده نیست. امروزه سازمان های متعالی و پیشرو برای منابع انسانی قدر و منزلت وافری قائلند؛ از این رو برای بهداشت ، نگه داشت و انگیزش منابع انسانی سرمایه گذاری های فراوانی می نمایند، چرا که منا بع انسانی تاثیر فراوانی در تحقق ارزش افزوده سازمانی و تولیدات آن دارند ، به همین منظور همواره مشوق های انگیزشی برای نگه داشت آنان در نظر می گیرند.
این مشوق ها از طریق توانمندسازی ، ارتقاي سازمانی ، تفویض اختیار،تسهیلات آموزشی،پاداش های نقدی،فرصت های مطالعاتی و .... صورت می گیرد.
سازمان ها از طریق ارزیابی و ارزشیابی مستمر عملکرد تلاش دارند به افزایش کارآیی خود و نیروهای انسانی مبادرت ورزند و بدین ترتیب رابطه معناداری بین کارآیی سازمان ، مشوق های انگیزشی و ارزیابی عملکرد برقرار است و برای حرکت بخشیدن به این امور از فرصت مناسبت ها استفاده می کنند، مثل روز معلم ، کارگر ، دانشجو ، پرستار و... چه آنکه دولت برای گرامی داشت بدنه فعال خود روز چهارم شهریور را به عنوان «روز کارمند» در تقویم سالانه ثبت نمود.
از کارکردهای مناسبت های تقویمی ایجاد فضای انگیزشی و شوق آفرینی،آسیب شناسی امور ،طرح مشکلات ومطالبات ، ارزیابی عملکرد سالانه و ... را می توان نام برد.
روز کارمند نمادي براي تکريم :
روز کارمند نمادي براي تکريم کساني است که لباس خدمتگزاري پوشيده اند و نيت سربلندي و توسعه و آباداني کشور را دارند. وظيفه کارمند، بر دوش گرفتن بار مسووليت خدمت رساني مطابق آرمانهاي نظام اسلامي، در عين تبعيت از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي مي باشد.
اهداف چشم انداز 20 ساله، برنامه پنجم توسعه و بودجه مصوب شده در مجلس شوراي اسلامي با هنرمندي کارمندان اجرايي و محقق مي شود.
کارمندان کساني هستند که با وجود مسايل معشيتي و برخي نارسايي ها، با صبوري، دورانديشي، تلاش و همت، کار کارشناسي و استفاده از ظرفيتها و منابع تلاش مي کنند فضاي امنيت، تلاش، کارآفريني و پويايي را در جامعه ايجاد کنند. اينکه با سرانگشت تدبير، انديشه و فکر شما گره از کار مسلماني گشوده شود، لطف و عنايتي است که حضرت حق به شما نصيب کرده و بايد از اين فرصت به خوبي بهره ببريد. امانت بايد به دست کسي سپرده شود که علاوه بر تخصص و آگاهي به وظيفه اش، امانت دار و وفادار به آرمانهاي نظام اسلامي باشد. وبرهيچ منصفي پوشيد ه نيست كه آحاد کارمندان ما از صلاحيت، خبرگي، کفايت، دلسوزي و همت بالايي برخوردارند و نظام اسلامي نيزبا يد تلاش نمايددرحدمطلوب وبارعايت شئونا ت انسا ني، بيشترين خدمت را به آنا ن ارايه دهد.
کارمندان، خانواده بزرگ دولت :
کارمندان، گروه بزرگی از افراد جامعه هستند که خانواده بزرگ دولت را تشکیل می دهند. آنان در پی برطرف ساختن نیازهای مردم هستند و خود را خدمتگزار آنان می دانند. مردم نیز با امین دانستن ایشان، به آنان اعتماد دارند و در مسائل جاری مملکتی، از روش درست کارمندان تلاشگر پشتیبانی می کنند. به جاست در روز کارمند، در گرامی داشت تلاش خستگی ناپذیر آنان کوشا باشیم.
کارمندان وکارگزاران دولت، بازوان قدرت آن به شمار می آیند.آنان در بازدهی و میزان توانایی دولت نقش اساسی دارندوپیشرفت جامعه درهمه ابعادآن، مرهون کوشش این گروه کوشا وامین است.کارگزاران وکارمندان هرکشور، نقشی اساسی درشکوفایی و پیشرفت آن کشوردارند.از این رو، شایسته است آنان همگام با توسعه روزافزون علمیِ جهان، به بالندگی و رشد علمی برسند و از ایستایی در کارهای خویش بپرهیزند.
برجسته ترين مشخصه هاي كا رمندا ن شايسته :
فعالیت کارمندان وکارگزاران درصورتی ارزش می یابد وصاحبان آن زمانی می توانند به خود ببالند، که: برای اصلاح امور مردم و خدمت به آنها تلاش کنند،خاطری را شاد کنند،غمی را بزدایند، بی پناهی را پناه دهند و مظلومی را یاور باشند ، قاطعیت به همراه شجاعت داشته با شند، توانایی در انجام کارها ازنظر جسمی، فکری، علمی وتخصصی،حفظ بیت المال واموال عمومی ودولتی ،سادگی و پرهیز از تشریفات، پرهيزازکم کاری ، مسئولیت پذیری، آراسته بودن به زیور فروتنی ،پرهیزاز منّت گذاری برمردم در برابرکارها، برخوداري ازتخصص و تعهد، پايبندي به ارزشهاي والاي اسلامى، پايبندي به منش ها ي اجتماعى و انسانى ، خستگى ناپذيري و تلاش براي بهترين استفاده از زمان و امکانات براي خدمت بيشتر، نگاه حرمت آميز به انسان و...
وظيفه حکومت نسبت به كارمندان :
در اسلام، برآورده کردن نیازهای اساسی کارمندان، به ویژه نیازهای مالی و اقتصادی،ازوظایف اصلی حکومت است، چنان که امیرمؤمنان علی (ع) این وظیفه را درفرمان خودبه مالك اشتر از وظایف حکومت می داند و می فرماید: «روزی فراوان بر آنان ارزانی دار که با گرفتن حقوق کا فی در اصلاح خود بیشتر می کوشند و با بی نیازی، به اموال بیت المال دست نمی زنند و اتمام حجتی است بر آنان اگر فرمانت را نپذیرفتند یا در امانت خیانت کنند.» احساس رضایت در کارمند زمانی به وجود خواهد آمد که افزون بر نیازهای اقتصادی، به نیازهای روحی و روانی او توجه شود. این دسته از نیازها می تواند شامل نیاز به قدردانی، برخورد عادلانه،امنیت شغلی، دست مزد خوب، امکان ترفیع، وفاداری از طرف سرپرست و مانند آن باشد. تا زمانی که نیازهای روحی ـ روانی کارمندان برآورده نشود، هرگزبه طورکامل درباره سازمان مربوط، احسا س تعهد نخواهند کرد و شور و شوق لازم را برای این فعالیت نخواهند داشت.
جا ن كلام :
صاحب این سطور معتقد است دولت زمانی موفق و کارآمد خواهد بود که کارمندانی با نشاط ، با انگیزه و پویا داشته باشد؛ و تجربه سازمانهای متعالی و کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که هرچه به نیروی انسانی توجه بیشتری شود به همان ترتیب از تولیدات و نتایج بهتری برخوردار خواهد شد.
درپا يا ن اين قلم روز كارمند را به كارمندان صديق و پرتلاش و شريف كشور تبريك مي گويد.
به منا سبت گرا ميدا شت هفته ي دولت
مطا لبا ت رهبري و مردمي ازدولت
اسدا لله ا فشار
دوم شهريور هر سال آغاز هفته دولت است که روز پايانى آن سالروز شهادت محمد على رجايى؛ رئِس جمهور و محمد جواد باهنر؛ نخست وزير وقت ايران در سال 1360 است.
شهيدان رجايى و باهنر تشکيل دهندگان نخستين دولت ايران پس از يکدست شدن جمهورى اسلامى ايران هستندکه پس از خروج دولتمردان عصر حکومت موقت و دولت ابوالحسن بنى صدر استقرار يافت. از اين جهت دولت رجايى و باهنر آغاز عصر تازه جمهورى اسلامى بشمار ميرود و شهادت آنها ضايعه اى است که دولت و مردم ايران هر سال به ياد آن در سوگ مى نشينند.
هفته دولت، هفته اقتدار و پيروزى دولتى است که حمايت و پشتيبانى ميليونها تن از ملت خود را همراه دارد. هفته دولت، هفته افتخار و سربلندى دولتى است که تمام همتش؛ خدمت به محرومان جامعه و رفع نياز دردمندان و مستمندان است. هفته دولت، هفته سپاس و قدردانى از دولتى است که هدفش اجراى حدود الهى و احکام آسمانى اسلام و ايجاد جامعه اى سرشار از عدالت، نظم و امنيت است. اين هفته مبارک بر همه دولت مردانى که وجود خويش را وقف خدمت به اسلام و جامعه کرده اند، خجسته و فرخنده باد.
و اما هفته دولت، فرصتى است تا لختى تامل کنيم و به آن چه در گذر شتابزده زمان پنهان مانده، نظر افکنيم. بايد رنج و تلاش مسوولان متعهد کشور را ارج نهيم، خدمت هاى ناديدنى دولت مردان خدمت گزار و صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوييم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشيد بگوييم.
اين قلم ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيدان بزرگوار رجايي و باهنردرهفته دولت ، نكاتي را خدمت ملت بزرگوار و دولتمردان پرتلاش تقديم مي كند:
اول ) شخصيتهاي بزرگ در ظرف زمان نميگنجند و عصرها و نسلهاي مختلف را تحتتأثير انديشهها و رفتار خويش قرار ميدهند. شهيدان «رجايي و باهنر» در اين زمره قرار دارند؛ از جمله ويژگيهاي بارز و برجسته اين شهيدان بزرگوار؛ «ولايتمداري»، «تكليفگرايي»، «تواضع و سادهزيستي»، «استكبارستيزي»، «توجه به خردجمعي و كارشناسي»، «غيرتديني»، «توجه به محرومين»، «نقدپذيري» و ...،بوده است.
دوم ) با گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي، رسوب انگارهها و آموزههاي ليبرال سرمايهداري با چاشني سكولاريسم هنوز در گوشه و كنار نظام اجرايي – آموزشي كشور به چشم ميخورد و آثار و نتايج آن در برنامه ها و الگوهاي توسعه صرفا رشد محور و بياعتنا به عدالت و اقتضائات فرهنگي – بومي ايران اسلامي، مشهود است.
نگا رنده اميد وارا ست دولت نهم در زدودن مظاهر و انگارههاي تحميلي غرب بر فرهنگ و اقتصاد كشورمان، از جامعه نخبگان و دانشوران حوزوي و دانشگاهيان كمك گرفته تابتواندبا تلاش ها ي خود، هر چه سريعتر الگوي بومي توسعه مبتني بر آموزههاي ديني رادر جهت تحقق رشد عدالت محور و دانش بنيان تدوين و ارايه كنند. و همچنين از دولت محترم انتظار است علاوه بر برخورد با مظاهر الگوهاي غيربومي، براي تدوين و اجراي نظام و الگوي بومي عدالت گرا و دانش بنيان براي توسعه همهجانبه ميهن عزيز، همت والاي خويش را بكار بندد.
سوم) حمایت از دولت به معنی فقدان اشکال و نقص در کار دولت نیست. قطعاً این دولت (مانند دولتهای قبلی) در کنار خدمات و کارهای مفید، اشکالات و نواقصی هم دارد. دیکته پرحجم لاجرم بدون غلط نمیتواند باشد. البته اشکالات هر چه هم که باشد قابل قیاس با انبوه کارهای مفید و مثبت دولت نیست. حمایت از دولت منافاتی با نقد دولت ندارد اگر واقعاً نقد باشد.
از دو نکته فوق میتوان این نتیجه را گرفت که دولت- که خود هم اعتقادی به بیاشکالبودنش ندارد- باید از نقدها استقبال کند و آنها را به دیده منت بپذیرد. ممکن است خیلی از نقدها هم واردنباشد ولی اصل استقبال دولت از نقد کارهایش، ارزشمند و ضروری است.
دولت حتی باید نقدهای با لحن تند و نامناسب را هم پذیرا باشد چرا که شاید در لابلای عصبیتها و تندگوییها، مطلب حقی باشد که اگر به آن توجه نکند از برکاتش محروم شود.
چهارم ) بعد از گذشت پنج سال از عمر دولت نهم ودهم در سطوح مختلف مي توان با ارزيابي و نقد سازنده عملکرد آن در حوزه هاي اقتصادي- سياسي- اجتماعي و فرهنگي زمينه بهبود آن را فراهم کرد . براي همه کساني که دغدغه ارتقا، تعالي و ايجاد رفاه ايرانيان را در سر دارند، نقد اين عملکرد و بازشناسي ابعاد مثبت و منفي آنچه شکل گرفته ضرورتي است که بايد به شکل واقع بينانه مورد توجه قرار بگيرد و در واقع بيش از هر مجموعه ديگري دولت و جريان حاکم بايد اين فضا را براي بهره گيري خود فراهم سازد. ايجاد فضاي نقد و فرصت براي شنيدن انتقادات در واقع امروزه گرايش غالب در جريانهاي سياسي جهان است و در حقيقت حکومت ها و دولت ها مي کوشند با ايجاد شرايط مناسب امکان بهره گيري از ظرفيت هاي علمي و کارشناسي جامعه را در جهت بهبود عملکرد خود فراهم کنند و ما متاسفانه به دليل ضعف هاي فرهنگي و سياسي کمتر به اين آموزه ها توجه مي کنيم.
پنجم ) در طی 5 سال گذشته، اعضای دولت بطور مشخص و دسته جمعی پنج بار - هفته دولت 1384 ، 1385 ، 1386 ،1387و1388 به حضور رهبر انقلاب رفتهاند و ایشان نظراتشان را به صراحت درباره دولت گفتهاند. در یك جمع بندی از بیانات رهبری در این پنج سخنرانی، محورهای نظرات ایشان را میتوان در سه موضوع دسته بندی كرد: توصیه ها، بیان نقاط قوت، بیان نقاط ضعف. اين قلم اهم ديد گا ه هاي بيا ن شده درسا لها ي يادشده را به اختصار درذيل يا دآ وري مي نما يد :
1- توجه دقیق و جدی به سند چشم انداز: سند چشمانداز، یك مسالهی فرادولتی است؛ مال این دولت و آن دولت و این سیاست و آن سیـاسـت و این جریان و آن جریان نیست؛ محصـول یك كار فشرده و متراكم است؛ كارِ كارشناسی شده است؛ و درست هم هست. این سند، در واقع برنامهی كلان بیستسالهی ماست و یك سند به معنای حقیقی كلمه است. آنچه كه در این سند گفته شده، تعارف نشده. باید در همـهی بـرنامهریزیها سند چشمانداز را مورد ملاحظه قرار بدهید (سا ل 86).
نقشه راه، سند چشمانداز است. سند چشمانداز را هیچ نبایستی مورد غفلت قرار داد. این حقیقتاً یك سند واقعی و یك نقشه راهِ حقیقی است. باید دستگاههای نظارتی خودتان را محاسبه كنید. حالا دیگران ممكن است نظارت بكنند، ممكن است نكنند؛ ممكن است نظارتشان درست باشد، ممكـن است ناقص باشد؛ اما در درون خودِ مجموعه قوهی مجریه – كه نقشش در رسیدن به اهـداف چشـمانـداز، بسیـار حساس است – دستگاههای نظارتی را فعال كنید، بعد ساز و كارهای نظارتی را بكار بیندازید تا ببینیم برنامهها و سیاستها چقدر جلو رفته؛ یعنی اینجور نباشد كه سال دهم سند چشمانداز، نگاه كنیم و ببینیم پیشرفتی پیدا نكردهایم؛ نه، بایستی اینها را مرتباً رصد كنید كه معلوم شود چقدر پیش رفتهایم و چقدر به آن اهداف نزدیك شدهایم و چقدر زمینهها فراهم شده است (1387) .
2- توجه به كاركارشنا سی: كار كارشناسی را حقیقتاً جدی بگیرید؛ بخصوص در كارهای مبنایی و بـنـیـانـی، مـثـل مـسـالـهی بـرنـامـهریـزی و بودجهنویسی، یا مسالهی شوراها و امثال اینها؛ اینها كارهای بنیانی و ماندگار است؛ یعنی باید بماند. اگر كارِ كارشناسی عمیقِ دقیقِ همهجانبهی متبحرانهای انجام گرفت، این كار ماندگار خواهد شـد(1387) .
همه به كار كارشناسی احتیاج داریم. كار بدون كارشناسی، ابتر و عقیم و خنثی خـواهـد بـود. كـارشناسان صادق و خوب در دستگاهها و مجموعهی ظرفیت عظیم انسانی كشور هستند؛ حتماً از نظر كارشناسی این افراد صادق و موِمن استفاده كنید. كار بدون كارشناسی نباید انجام بگیرد(1385) .
3– تعامل با نخبگان: نخبگان كشور زیادند و در این جمع و جمعهای مرتبط با ایـن جمـع هـم منحصـر نمـیشـوند.ما انصافاً آدمهای نخبه در كشور كم نداریم. (دیدار هفته دولت سال 86 ). نكتهی بعدی، تعامل با نخبگان همفكر و بااخلاص است. باید با اینها تعامل كنیم. البته نشست و برخاست با نخبگان در سفرها خوب است؛ لیكن این كافی نیست (دیدار در هفته دولت سال 1385) .
یك مسئله هم تعامل نظاممند با نخبگان و اهل نظر – حتی مخالفین – است؛ با اینها هم باید تعامل كرد. نخبگان جامعه را نباید فراموش كرد. گاهی نخبگان نظرات اصلاحیای دارند كه بایستی از اینها استفاده كرد. یعنی همچنانی كه گفته میشود كه واقعش این جوری است. از نظرات و از نیرو و از كار همه نیروها استفاده بشود (دیدار در هفته دولت سال 1387) .
4– تعامل با قوا : تعامل با مجلس و تعامل با قوه قضائیه، كار لازمیاست؛ این را مطلقاً نباید ندیده گرفت. البته ممكن است در این راه تلخیها و مشكلاتی وجود داشته باشد؛ ولی باید تحمل كرد؛ بهتر است (دیدار در هفته دولت سال 1387) .
5 -توجه به بخش فرهنگ: اهمیت كار فرهنگی نباید مورد غفلت قرار گیرد. در كار فرهنگی هیچ وقفه و تعللی جایز نیست؛ چون بیشترین تلاش دشمنان بر روی جامعه و ملت و كشور ما، تلاش فرهنگی است. این مبالغه نیست! بیشتر و پُرحجمتر و موِثرتر از تلاشهای سیاسی و امنیتی، تلاش فرهنگی است. علت هم این است كه آنها میدانند اگر در تلاشهای فرهنگی علیه انقلاب موفق و پیروز شوند، بقیهی كارها برای آنها آسان خواهد شد؛ لذا روی این متمركزند. ما مطلقاً نبایستی توقف داشته باشیم، باید پیش بـرویم. هـیـچ سـطـحـینـگـری جـایـز نیست. ظاهرگرایی و عوامزدگی در كار فرهنگی جایز نیست. كار فرهنگی بایستی مدبرانه، عمیق، با حـوصلـه و از سـوی آدمـهـای بـاصـلاحیت و كارشناسهای حقیقتاً وارد، در همهی شعبهها و شاخههای گوناگون فرهنگی مورد توجه قرار بگیرد(1384) .
از بخش فرهنگ رفع مـظلـومیت كنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مــظلــومــیاســت(1386) .
6–سیا ستهای اصل44: سیاستهای اصل 44 خیلی مهم است. من میخواهم توصیه كنم به گونهای رفتا ر شود كه حقیقتاً این خط غلطی كه در سالهایی از اوائل انقلاب به ناحق در امر اقتصاد كشیده شده و همینطور هم ادامه پیدا كرده، این خط را كور كنید و به خط درست بروید! این با مسئلهی عدالتخواهی و آن چیزی كه ما در سیاستهای اصل 44 ذكر كردیم، هیچ منافاتی هم ندارد (در دیدار هفته دولت سال 86 ) .
7– پرهیز از شتابزدگی: از شتابزدگی اجتناب شود، آرمانها با جدیت تعقیب شود، اما هیچگونه شتابزدگی بهوجود نیاید (در مراسم تفیذ حكم دكتر احمدی نژاد در مرداد 84) .
سرعت را با دقت همراه كنید. سرعت غیر از شتابزدگی است؛ شتابزدگی بد است. سرعت وقتی با دقت همراه شد، كار معقول و صحیح است. مراقب باشید این سرعت عمل، شكل شتابزدگی به خودش نگیرد؛ یعنی همیشه با دقت همراه باشد ( در دیدار هیئت دولت در مهرماه 85) .
8– انتقادپذیری: از انتقاد هم اصلاً عصبانی نشوید (در دیدار سال 86 ). به انتقادها و عیوبی كه برای ما میشمارند، گوش فرا دهیم و خود را اصلاح كنیم تا وقتیكه با خدای متعال ملاقات میكنیم، بتوانیم عذر تقصیر داشته باشیم (در دیدار سال 84).
9– مبارزه با فساد: مسئلهی دیگر، مبارزهی با فساد همراه با قاطعیت است. الان خوشبختانه رویكرد دولت و آقای رئیسجمهور طوری بوده كه كسانی كه تمایل به فساد دارند، مرعوبند؛ اما اگر كار صحیح و واقعی انجام نگیرد، كمكم این رعب شكسته میشود و این ابهت از بین میرود؛ میل به فساد در یك جاهایی وجود دارد (در دیدار هفته دولت سال 85). مبارزهی با فساد، یكی دیگر از وظایف بسیار مهم است. من دربارهی مبارزهی با فساد اینقدر در صحبتهای عمومیو خصوصی حرف زدهام كه فكر میكنم تكراری است ( در دیدار هفته دولت سال 84).
10– اهمیت دادن به قوانین: قانون را اهمیت بدهید. قانون – وقتی كه با ساز و كار قانون اساسی پیش رفت – حتمیت و جزمیت پیدا میكند. ممكن است همان مجلس یا دولت یا دیگران مقدماتی فراهم كنند كه آن قانون عوض بشود – با طرحهایی كه در مجلس میآید، با لوایحی كه دولت میدهد، با تصمیمسازیهایی كه در بخشهای مختلف انجام میگیرد – عیبی ندارد؛ اگر قانون نقص دارد، ضعف دارد و غلط است، عوض بشود؛ اما تا مادامیكه قانون، قانون است، حتماً بایستی به آن عمل بشود و به آن اهمیت داده بشود. من این را تاكید میكنم. در بخشهای مختلف همینجور است. ممكن است یك چیزی را شما معتقد باشید كه روال قانونیاش درست طی نشده، یا متصدی این كار قوه مجریه نیست؛ وقتی كه قانون مجلس – با همان ساز و كار قانون اساسی – به دولت ابلاغ شد، قوه مجریه باید آن را قانون بداند. حالا اگر چنانچه ضعف یا چیز دیگری وجود دارد، عواملِ دیگری وجود دارد كه اگر قانون مشكلاتی دارد، بایستی آن را از بین ببرند؛ چه در خود مجلس، چه در شورای نگهبان و از این قبیل. به قانون اهمیت بدهید (1387).
11- نظارت بر زیرمجموعه: من اصرار و تاكید دارم كه مساله نظارت برزیرمجموعه خودتان را بسیار اهمیت بدهید. چشمهای بینا و بصیر و باز شماست كه وقتی در دائره مسئولیتتان میچرخد، میتواند صحت كار و پیشرفت كار را تضمین كند. اگر چنانچه شما غفلت كردید، ممكن است در همان بخشی كه غفلت كردهاید نابسامانی انجام بگیرد نظارت، بسیار مهم است. خود آقای رئیسجمهور هم همین جور. البته نظارت رئیسجمهور نسبت به وزرا، با استقلال وزرا در كارشان نباید تنافی پیدا كند. چون وزرا مسئولیت قانونی دارند و از مجلس رای اعتماد گرفتهاند و باید استقلال داشته باشند. لیكن این نظارت حتی در مورد وزرا هم وجود دارد. استقلال عمل آنها محفوظ، اما نظارت رئیسجمهور هم با شدت تمام بایستی انجام بگیرد (1387).
ششم) دولت نهم ودهم از دید مقام معظم رهبری از محا سني برخورداراست كه به مناسبت از آنها یاد كردهاند وما نيزبه اهم آنها اشاراتي خواهيم داشت :
1– پای بندی به اصول و ارزشها . 2– پای بندی به عدالت . 3 – تحول در مدیریت .4– دولت كار.5- احیای شعارهای انقلاب. 6– اعاده عزت ملی. 7– دیگر محاسن دولت نهم: پایبندی به خدمت، پركاری، شجاعت و قاطعیت، خدمت به محرومان، عدم انفعال در برابر استكبار، تحرك دیپلماتیك(دیدار با دولت 1386)، سادهزیستی و مردمگرایی، اجتناب از اسراف و ریختوپاش، شایستهسالاری، نظارت بر عملكرد زیرمجموعه، قانونگرایی، شجاعت و قاطعیت در بیان و اعمال آنچه كه حق است(1384)، داشتن روحیه مردمیو ساده زیستی (1387).
جا ن كلام :
اين قلم از دولت دهم و رياست محترم جمهوري انتظار دارد: مطالبات رهبري و مرد مي راهمچنان و با جديت بيشتر در دستور كار خود قرارداده ، وبا اطلاع رساني هنرمندانه افكار عمومي را مورد توجه قرار دهند،و از واقعيتهاي ملموس در زندگي مردم غفلت نورزند و بيش از هميشه بر صداقت در گفتار و سلامت در رفتار پايبند باشند.
در خاتمه ، توفيق آنان را جهت تلاش بيشتر و خدمت روز افزون براي رفع محروميتها، تبعيض و فساد، توسعه عدالت محور و ترويج معنويت و اخلاق اسلامي در جامعه،از خداوند متعال مسئلت مي نمايم .
به منا سبت سالروز و فا ت حضرت خديجه كبري (س)
خدیجه(س) دلباختهى فضیلت و معنویت
اسدالله افشا ر
سخن از خديجه، سخن از يک دنيا عظمت و پايداري و استقامت در راه هدف است. به حق قلم فرسايي درباره کسي که خداوند بر او سلام و درود فرستاد، بسي مشکل است. اما به مصداق «مالا يدرک کله لا يترک کله» به بررسي گوشه هايي از شخصيت و زندگي اين بزرگ بانو مي پردازيم:
يكم) خديجه(س) 68 سال قبل از هجرت بدنيا آمد. خانوادهاي که خديجه را پرورش داد، از نظر شرافت خانوادگي و نسبت هايخويشاوندي، در شمار بزرگ ترين قبيله هاي عرب جاي داشت. اين خاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگي و نجابت و شرافت از کردار و گفتار خديجه پديدار بود. خديجه از قبيله هاشم بود و پدر و اقوامش از ثروتمندان قريش بودند. پدرش خويلد بن اسد قريشي نام داشت. مادرش فاطمه دختر زائد بن اصم بود؛ که سلسله آنها از "لوی" با پیغمبر اکرم(ص) و سایر هاشمیان، مشترک می شود. خدیجه از طرف پدر با رسول خدا، عموزاده و نسب هر دو به "قصی بن کلاب" می رسد. او از خانواده های اصیل و اشراف مکه است. تولد او نیز در مکه و چندین سال قبل از «عام الفیل» بوده است. به روایتى پدرش قبل از جنگهاى فجار کشتهشد و خدیجه را دردنیاى پرآشوب آن روزگارتنها نهاد.
دوم ) از سرنوشتخدیجه(س) و نحوه زندگانى وى تا قبل از سنین میانسالى، اطلاع دقیقى دردست نیست اما آنچه مسلم مىنماید این است که او دردوران طفولیت تجربیاتى گرانسنگ اندوختهبود، شاید پانزدهسال بیشتر ازعمرش نمىگذشت که شاهد هجوم سپاه ابرهه به خانه خدا بود.
اولین متون تاریخى در مورد او به زمانى اشاره دارند که با ترتیبدادن کاروانهاى تجارى به کسب درآمد پرداخت او با مدیریت و درایتى قوى به دور از رسم تجار زمانه که رباخوارى را از اصول اولیه کسب ثروت قرار دادهبودند، به تجارت مضاربهاى روىآورد.
گرچه ستیز خدیجه(س) با تجارت ربوى، که گاه تا ازدستدادن زن و فرزند بدهکار مىکشید، خود مقولهاى مهم است اما تابناکترین صفحات زندگى او زمانى شکل مىگیرد که با وجود زیبایى ظاهرو برخوردارى از تمام صفات عالى زنانه هرگز در جامعه فاسد آن روزگار خود را نباخت و به چنان درجهاى از کمال و پاکى دستیافت که به وى لقب"طاهره" دادندنویسندگان در توصیف اوعباراتى چون"تدعى فى الجاهلیه الطاهره" در جاهلیتبه طاهره نامیدهمىشد، را به کار بردهاند.
او از یارى فقرا روى برنمىگرداند و خانهاش پناهگاه نیازمندان بود."کرم و سخاوت" ،"دوراندیشى و درایت" و"عفت" از وى بانویى پارسا و مورد احترام همگان ساخت. لقب"سیده نساء قریش" که در آن زمان به وى دادهشد، از نفوذ اجتماعى و عمق احساس احترام مردم به وى پرده برمىدارد. کمالات روحى و عقلى و حسنظاهر وى سببشد تا گروه کثیرى از مردان، اندیشه همسرى او را در سر بپرورانند "عقبهبن ابىمعیط"،"صلتبن شهاب"،"ابوجهل" و"ابوسفیان" ازجمله مردان ثروتمند و صاحب نفوذ قریش بودند که دست تمنا به سوى او درازکردنداما خدیجه درخواست آنها را با ابراز بىعلاقگى به ازدواج ردکرد. او در بخشى از گفتگوهایش با"ورقهبن نوفل اسدبن عبدالعزى"، پسرعمویش، نیافتن شخص موردنظر را دلیل عدم تمایل به ازدواج دانستهاست.خدیجه که برآیین حنیف ابراهیم خلیلالله باقىبود، اوقاتى از روز را با علماى مذهبى مىگذراند و از سخنان و معارفشان بهرهمىبرد. در این نشستها گاه صحبت از ظهور پیامبرى از قریش به میان مىآمد که خدیجه را سخت در تفکر فرو مىبرد.
سوم ) زمان ازدواج با محمد (ص)، ۴۰ سال و یا کمی بیشتر سن داشته است و نیز میگویند خدیجه بود که پیشنهاد ازدواج با محمد را مطرح کرد. اینکه معروف است خدیجه طاهره قبل از ازدواج با پیامبر (ص) ۲ بار ازدواج کرده، صرفاً یک گزارش تاریخی است که متضاد آن نیز گزارش شده و در چند کتاب تاریخی آمده: «ان النبی (ص) تزوج بها و کانت عذرا (پیامبر گرامی با خدیجه ازدواج کرد در حالیکه خدیجه دوشیزه و باکره بود) ولی مظلومیت مضاعف خدیجه در طول تاریخ به دست بعضی سیره نویسان کم دقت و راویان اولیه مغرض رقم خورده است. آنان دلیل
ازدواجهای قبلی وی را وجود فرزندانی از آن ازدواجها میدانند در حالیکه کودکان، مورد اشاره مورخان فرزندان خواهر خدیجه یا فرزندان شوهر خواهر خدیجه از زن دیگر بودند که علی الظاهر بعد از مرگ والدین آنها (یا هر دلیل دیگری) و فقدان سرپرست آن بانوی نمونه، فداکاری کرد، آنها را به نزد خود آورد و به همراه پیامبر گرامی (ص) با تمام محبت از آنها نگهداری میکرد و به همین دلیل است که خدیجه، علاوه بر صفت طاهره، دارای لقبی دیگر یعنی «ام الایتام، مادر یتیمان نیز هست. و این لقب در رابطه با مادری کردن وی در حق آن کودکان است. البته این عنوان را مردم آن دوران به وی دادند و بدیهی است که شخصیت طاهره خدیجه راضی به کاربرد کلمه ایتام و یتیمان نبوده باشند زیرا او فقط مادری کرده بدون هیچگونه طعن و نیش. حال آنکه در لقب مذکور، نوعی بی مهری مشاهده میشود. بهر جهت، این لقب را هر کس به خدیجه داده باشد نشان از روحیه بلند و انسانی خدیجه دارد. حس نوعدوستی، فداکاری و آزادگی همان ویژگیهایی که شوی او نیز در مرتبه بالاتر، دارای آن بود. متأسفانه در گزارش بعضی راویان مغرض، نه تنها با انتساب این فرزندان به خدیجه، ویژگی فداکاری و انسانیت او نادیده گرفته شده، بلکه همان فرزندان را یکی از دلایل ازدواجهای قبلی وی قلمداد کردهاند.
چهارم) خدیجه این بانوى آگاه و پاكسرشت، و این دلباختهى فضیلت و معنویت، كه اعتقاد به حق و حقیقت و تمایل به فضایل و كمالات، از خصایص ذاتى او بود، از همان دوران جوانى نیز یكى از مشهورترین زنان حجاز و عرب به شمار مىرفت. وى كه نخستین زن تاجر عرب و یكى از بزرگترین شخصیتهاى تجارى حجاز بود، حتى پیش از ازدواج با پیامبر نیز، از شهرتى شایسته برخوردار بود. چنان كه نام وى نه تنها در تاریخ اسلام، بلكه در تاریخ اعراب و قبائل عرب و در آثار و نوشتههاى مورخین غیراسلامى نیز، به عظمت و تجلیل، یاد شده است. خدیجه در كار تجارت خود نیز، براساس همان خصوصیات و خصلتهاى برجستهى انسانیش، گام برمىداشت. هرگز تجارت را به عنوان وسیلهاى براى كسب درآمدهاى سرشار، به هر طریق و به هر شكل كه باشد، نگاه نمىكرد. هرگز در پى سودجویى و منفعت طلبىهاى شخصى و بىرویه نبود. از این رو همواره سعى داشت كه تجارت خود را به دور از آلودگىها، و عارى از درآمدهاى ناصحیح، انجام دهد، و از عوایدى كه از راههایى چون احتكاروكمفروشى و گرانفروشى و رباخوارى و نظایر آن به دست مىآید، مصون دارد. بر این اساس خدیجه هرگز تجارت خود را، به این گناهان نابخشودنى آلوده نكرد، و داد و ستدهایش را جز از راههاى مشروع و اصولى انجام نداد.همین خصوصیات انسانى، و روش و رفتار معقول و منطقى باعث شده بود كه اطمینان و اعتماد گروهها و طبقات مختلف مردم، به او جلب شود و راه پیشرفت و ترقى از راههاى مشروع و افزایش درآمدهاى حلال، براى او هموار گردد. تا جایى كه دربارهى موفقیتهاى تجارى او، و ثروت سرشارى كه از این راه فرادست آورده بود، در تواریخ و متون مختلف نوشتهاند: «هزاران شتر در دست خدمه و كاركنان خدیجه بود كه در اطراف كشورهایى چون مصر، شام و حبشه در راه تجارت، مشغول رفت و آمد و داد و ستد و نقل و انتقال كالاهاى تجارى بودند.»
پنجم) خدیجه کبری علیهاالسلام اموال فراوانی از پدر به ارث برده بود و با آن تجارت می کرد و در این راه از مردانی درست کار مدد می جست. اموال وی را بیشتر از هشتادهزار شتر که در مناطق مختلف مانند حبشه و مصر پراکنده بوده، نوشته اند. اداره کردن چنین مجموعه عظیم تجا ری نمایه ای از قوت و تدبیراین بانوی بزرگ است.
در بین کسانی که به عنوان کارگزاران امین خدیجه کبری علیهاالسلام به تجارت پرداخته اند،نام محمد امین صلی الله علیه وآله وسلم نیز به چشم می خورد. ایشان در سن بیست و پنچ سالگی برای تجارت رهسپار شام شدند. با چنین سفرهایی برای خدیجه کبری علیهاالسلام آشنایی با روحیات حضرت رسول صلوات الله علیه وآله حاصل شد. ایشان با وجود آن که ثروتمندترین بانوی مکه به شمار می رفت و خواستگاران فراوانی از میان مردان ثروتمند داشت، با رضایت کامل حاضر به ازدواج با محمد امین صلوات الله علیه وآله گردید، هر چند این اقدام موجب تمسخر زنان قریش شد. ازدواج با مردی فقیر و یتیم نشانگر آن بود که ایشان ارزش را در وجود کمالات روحی جستجو می کند نه در وفور ثروت دنیوی و این درسی است برای همیشه تاریخ.
ازدواج خديجه با حضرت محمد(ص) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام تحقق يافت. در آن زمان، حضرت محمد(ص) 25سال داشت و خديجه چهل ساله بود.
مراسم خواستگاری با حضور عموی پیامبر صلوات الله علیه وآله جناب ابوطالب علیه السلام و ورقه بن نوفل پسر عموی خدیجه که مردی دانشمند و گریزان از پرستش بت ها بود، انجام شد .
پس از خواندن خطبه عقد توسط حضرت ابوطالب علیه السلام، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از جای برخاسته آماده رفتن شدند. در این هنگام حضرت خدیجه علیهاالسلام به ایشان عرض کرد:
"إلی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک: به سوی خانه خود بیایید که خانه من خانه شما و خودم خدمتکار شمایم".
در نظر داشتن موقعیت اجتماعی و مادی حضرت خدیجه علیهاالسلام اهمیت این کلام را روشن می سازد که فردی در چنان جایگاهی چگونه نسبت به عظمت روحی حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم اظهارخضوع می کند .
در مورد ازدواج های حضرت خدیجه علیهاالسلام درمیان محققین اختلاف به چشم می خورد. برخی از صاحبان تحقیق معتقدند ازدواج ایشان با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم اولین ازدواج ایشان بوده است. فرزندان ايشان : زینب، رقیه،ام کلثوم،فاطمه (ع) قاسم و عبد الله مي باشند. قاسم در سن دو سالگی پیش از بعثت و عبد الله در مکه پیش از هجرت مرد.اما دختران به مدینه هجرت کردند و همگی پیش از فاطمه (ع) زندگانی را بدرود گفتند.خدیجه نخستین زنی است که به پیغمبر ایمان آورد.هنگامی که پیغمبر دعوت خود را آشکار کرد و ثروتمندان مکه رودرروی او ایستادند،و بآزار پیروان او و خود وی نیز برخاستند،ابو طالب برادر زاده خود را از گزند این دشمنان سرسختحفظ میکرد،اما خدیجه نیز برای او پشتیبانی بود که درون خانه بدو آرامش و دلگرمی میبخشید.برای همین خوی انسانی و خصلت مسلمانی است که رسول خدا پیوسته یاد او را گرامی میداشت.
فاطمه اطهر بانوی بزرگ اسلام،از چنان پدر و چنین مادری زائیده شد.
ششم ) حضرت خدیجه علیهاالسلام در 25 سال زندگی مشترک با پیامبر گرامی اسلام، خدمات بسیاری برای آن بزرگوار و دین اسلام انجام داد. حمایت های مالی، روحی، عاطفی ازحضرت محمد صلی الله علیه و آله ، تصدیق و تأیید پیامبر در روزگاری که هیچ کس تأییدش نمی کرد و یاری ایشان در برابر آزار مشرکان، گوشه هایی از این خدمات ارزشمند است. حضرت خدیجه علیهاالسلام پس از ازدواج با پیامبر، دارایی اش را به ایشان بخشید تا آن را هرگونه می خواهد مصرف کند. رسول گرامی اسلام در این زمینه می فرماید: «هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه علیهاالسلام برای من سودمند نبود».
حضرت خدیجه علیهاالسلام ، این بانوی بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پیامبر ایمان آورد، بلکه او را در برابر سختی ها و تکذیب مشرکان و بدخواهان یاری داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت آید. هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله با باری از مصیبت و اندوه به خانه می آمد، خدیجه او را دلداری می داد و نگرانی را از ذهن و خاطرش می زدود.
هفتم) دهم رمضان (سال ده بعثت) نقطه پایان بر ۲۵ سال همراهی خدیجه، بانوی آسمانی بارسول خدا صلی الله علیه و آله بود; بانویی مبارکه، طاهره، راضیه، مرضیه، زکیه، صدیقه، کبری، شامخه، فاضله، کامله و عفیفه که ۵۵ سال قبل از بعثت چشم به جهان گشوده و از سال ۱۵ قبل از بعثت (دهم ربیعالاول) در کنار برگزیده الهی قرار گرفته بود و سرانجام بعد از قریب ۲۵ سال همراهی و همگامی، در ۶۵ سالگی چشم از جهان فرو بست و رسول الهی را در فراقی جانسوز تنها گذاشت. این واقعه دردناک که به فاصله اندکی از وفات ابوطالب علیه السلام روی داد، چنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را متاثر کرد که آن سال را «عامالحزن» نامید. به نقل علامه مجلسی بعد از این واقعه ، رسولخدا(ص) خانهنشین شده و کمتر از خانه بیرون میرفت.
مروری بر نحوه خاکسپاری خدیجه علیها السلام و یادکرد دایمی پیامبر از وی، میزان این حزن و اندوه را به خوبی نشان میدهد: وقتی خدیجه وفات یافت، پیامبر(ص)اورادرحجون مكه، درقبرستا ن ابوطا لب كنا رقبرعبدالمطلب، ابوطا لب و عبد منا ف دفن كرد، ودرسوگش به شدت گریه نمود. و زمانی که قبر آن بانوی بزرگوار حاضر شد، پیامبر همانگونه که اشک از چشمانش ریزان بود، وارد قبر شد و خوابید و افزونتر از قبل گریست، او را دعا کرد و برخاست و با دستخویش همسرش را در قبر گذاشت. پیامبر در سالگرد وفاتش نیز گریه کرد و به زنانش فرمود: گمان نکنید مقامتان از او بالاتر است. زمانی که کافر بودید، ایمان آورد و مادر فرزندانم است.»
حتی سالها بعد که میخواستند خبر خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیها السلام را به پیامبر بدهند و یادی از خدیجه شد، چشمانش پر از اشک شد و زمانی که ام سلمه از علت گریهاش پرسید، فرمود: «خدیجه و این مثل خدیجه صدقتنی حین یکذبنی الناس و ایدتنی علی دین الله و اعانتنی علیه بمالها ان الله عز و جل امرنی ان ابشر خدیجه ببیت فی الجنه من قصر الزمرد لا صعب فیه و لا نصب: خدیجه و کجاست مثل خدیجه؟ زمانی که مردم تکذیبم کردند، مرا تصدیق کرد. بر دین خدا یاریام کرد و با مالش به کمکم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصری زمردین در بهشت که سختی و محنتی در آن نیست، بشارت دهم.»
جان كلام :
زندگى حضرت خدیجه را مىتوان نمونهاى کامل از تحول مثبت و سیر به سمت کمال دانست؛ زیرا خدیجه(س) بیش از چهلسال از زندگىاش را در دوران جاهلیتسپرىکرد، آنگاه با غلبه بر تمام تضادهاى موجود اجتماعى دل به اسلام سپرد. و به اولین اجتماع کوچک اسلامى گامنهاد. زندگا نى او چون پلى است که ابتداى آن در دوران جاهلیت و انتهایش در دوران اسلامى است. از اینرو بررسى نقاط حساس زندگانى وى مىتواند ما را در دستیابى به الگوى مثبتیارىدهد و براى همه گروههاى جامعه، به ویژه زنان،که دوران جاهلیتها، تعصبها و هجوم فرهنگهاى بیگانه را تجربه کردهاند سودمند باشد.
منا بع :
1- بحارالانوار، ج16، ص8 .
2- دلائل النبوه للبيهقي ط دار الکتب العلمية ج 2 ص 71 .
3- والبدايه والنهايه ج 2 ص 294 و 295 .
4- کرمی فریدنی؛ علی، جلوههایی از فروغ آسمان حجاز؛حضرت خدیجه، قم، انتشارات دلیل ما،ج 1، ص 14.
5 - علی دخیل، علي محمد، خدیجه (س)، ترجمه دکتر فیروز حریرچی، تهران، سپهر،1362، ص 11.
6- طبری، محمدبن جرير، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینه، قم، انتشارات دارالکتاب، ج3، ص 843 .
7- جمعی از نویسندگان، تاریخ الائمه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ص 15 – 20.
8- مهدیپور، علیاکبر، سرچشمه کوثر.
9- اسحق همداني، رفيع الدين ، سيره رسول الله، ويراستة مدرسي صادق، چاپ دوم 1375، ص 90 .
10- گئورگيو ،كنستان ويرژيل ، محمد پيغمبري كه از نو بايد شناخت، ترجمه ذبيح الله منصوري، ص 50 .
11- اشتهاردي، محمد مهدي ، خديجه، اسطوره مقاومت و ايثار، صفحه 186.
پیام رمضان
ا سدالله افشا ر
ماه رمضان، ماه ضیافتهای مشروع و کارساز است. ماه ذوب کردن گناه است و خالی کردن درون از شهوتها؛ تا نور معرفت در آن بتابد و درهای رحمت بر روح انسانی گشوده شود،تا پای در سراپرده نور عبادت و عبودیت نهد و از سراچه ظلمت عادت و شهوت خارج شود.
ماه رمضان، ماه راز و نیاز با ربّ الارباب است. غم دل با او گفتن و گره عقدههای فراق را در حضورش گشودن. غبار غفلت از آینه جان زدودن و نور ذکر در آن تابانیدن. همه و همه بر سر سفره رحمان در ضیافت رمضان میسر است.
بزرگترین درس رمضان مبارک این است که باید از هر چه بدان دل بستهای بگذری تا به دلدار برسی.
هنگامى که روز آخر شعبان رسید، پیامبراعظم صلى الله علیه و آله بر فراز منبر رفت و به مناسبت حلول ماه رمضان خطبه اى ایراد فرمود که در کتاب هاى ادعیه به «خطبه شعبانیه» معروف است. آن حضرت در این خطبه، مطالب عالى شامل اندرزها و دستورهاى اخلاقى را بیان کرد که رعایت آنها بر هر فرد مسلمانى واجب است. در اینجا فرازهایى از این خطبه را مى آوریم:
"اَیُّها النّاسُ قَدْ اَقْبَلَ اِلَیکُم شَهرُ اللّهِ بالبَرَکَةِ والرَّحْمَةِ و الْمَغْفِرة... : اى مردم! ماه رمضان که ماه با برکت و رحمت و آمرزش خداست، به شما روى آورده است.این ما ه ماهى است که:
ـ نزد پروردگار، بهترین ماه ها و روزهایش، بهترین روزها و شب هایش، بهترین شب ها و ساعت هایش، بهترین ساعت ها است.
ـ ماهى است که پروردگار، شما را در آن به مهمانى خویش فرا خوانده است.
ـ شما را از اهل کرامت خود قرار داده است.
ـ نفس کشیدن شما در این ماه ثواب تسبیح دارد.
ـ در مقابل خواب شما، ثواب عبادت در دفتر اعمالتان ثبت خواهد شد.
ـ عبادات و اعمال شما در این ماه مقبول درگاه حق است.
ـ دعاهایتان در این ماه مستجاب خواهد بود.
تأ ملي درواژۀ رمضان :
با توجه به بررسي هاي به عمل آمده، در فرهنگ فارسي، اعم از فرهنگ لغت علا مه دهخدا، فرهنگ معين و حسن عميد واژه رمضان و روزه بدين شرح آمده است. واژه رمضان در فرهنگ حسن عميد به معني ماه نهم از سال قمري - ماه روزه - ماه صيام - رمضان المبارک و ماه مبارک به کار رفته است و واژه روزه نيز در اين فرهنگ لغت به معني خودداري از خوردن و آشاميدن و ساير اعمالي که براي روزه دار منع شده از اذان صبح تا غروب، در لغت نامه علا مه دهخدا واژه رمضان به معني ماه نهم از ماه هاي قمري بين شعبان و شوال- ماه صيام و رمضان را اين طور تشريح کرده است که سنگ گرم است و از سنگ گرم پاي روندگان مي سوزد و شايد که به وقت وضع اين اسم ماه صيام در شدت گرما باشد و يا ماخوذ است که «رمض» به معني سوختن است چون صيام گناهان را مي سوزاند.
و ديگر اينکه اين ماه روزه براي مسلمانان است و در لغت قديم نام آن «ناتق» بوده است و به نام هاي ماه مبارک، شهرالله و شهر رمضان در اين فرهنگ لغت به کار رفته است. در فرهنگ لغت معين نيز رمضان به معني ماه نهم از سال قمري و ماه روزه شناخته شده است.
مفهوم رمضان :
مفهوم رمضان عبارت است از ماه نزول قرآن، ماه استقامت و پايداري، ماه بيداري و تزکيه نفس، ماه زدودن شهوات پست حيواني، ماه انس گرفتن با قرآن، ماه آزمايش و امتحان، ماه بيداري دل هاي خفته، ماه فرياد مرکب دل ها براي رهايي از دستان پليد نفس اماره، ماه نزديک شدن به شراره معرفت، ماه بيداري روح از قفس تن، ماه پرواز به ملکوت اعلا جهت رسيدن به آسمان هفتم عشق، ماه زنده کردن صداقت و پاکدامني، ماه رعشه بر اريکه قدرت شهواني و بالا خره ماهي که در آن انسان هاي معتقد به دين مبين اسلا م آمادگي لا زم را فراهم کرده و جهت رسيدن به قرب الهي خود را در معرض آزمايش هاي الهي قرار مي دهند و علا وه بر اين هر کدام از اين آزمايش ها نيز انسان را از زشتي و پلشتي اجتماعي به دور داشته و آن را به سمت خوبي و زيبايي سوق مي دهد.
ا شا رۀ قرآ ن به ما ه مبا رك رمضان وروزه :
به ماه مبارک رمضان و روزه گرفتن در آیات زیر اشاره شده است :
۱- سوره بقره آیات ۱۸۳تا ۱۸۵:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما (بودند) مقرر شده بود باشد كه پرهيزگارى كنيد. (روزه در) روزهاى معدودى(بر شما مقرر شده است) (ولى)هر كس از شما بيمار يا در سفر باشد(به همان شماره)تعدادى از روزهاى ديگر (را روزه بدارد) و بر كسانى كه(روزه)طاقتفرساست كفارهاى است كه خوراك دادن به بينوايى است و هر كس به ميل خود بيشتر نيكى كند پس آن براى او بهتر است و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است.
ماه رمضان (همان ماه) است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است (كتابى )كه مردم را راهبر و ([متضمن)دلايل آشكار هدايت و (ميزان)تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است (بايد به شماره آن) تعدادى از روزهاى ديگر (را روزه بدارد) خدا براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد تا شماره(مقرر)را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد.
۲- سوره بقره آیه ۱۸۷:
در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد خدا مىدانست كه شما با خودتان ناراستى مىكرديد پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت پس اكنون (در شبهاى ماه رمضان مىتوانيد)با آنان همخوابگى كنيد و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه (شب) بر شما نمودار شود سپس روزه را تا(فرا رسيدن)شب به اتمام رسانيد و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد [با زنان] درنياميزيد اين است حدود احكام الهى پس (زنهار به قصد گناه)بدان نزديك نشويد اين گونه خداوند آيات خود را براى مردم بيان مىكند باشد كه پروا پيشه كنند.
۳- سوره أحزاب آیه ۳۵ :
مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادتپيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقهدهنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مىكنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.
فلسفه روزه گرفتن :
روزه اختصاص به دین مبین اسلام نداشته بلکه برای همه ادیان الهی این عبادت تشریع شده است، البته اختلافاتی در نحوه انجام آن بین ادیان وجود دارد ولی اصل حکم برای همه انسانها ثابت است، گر چه دسترسی به علل و فلسفه همه احکام برای بشر ممکن نیست ولی بعضی از علل احکام در آیات و روایات به آن تصریح شده که از جمله علت حرمت شراب را می توان نام برد.
و پاره ای از احکام اگر چه به علت واقعی آن اشاره نشده ولی در روایات، مواردی به عنوان حکمت وجوب حکم (از جمله وجود روزه) بیان گردیده که به مواردی اشاره می شود:
روزه برای تثبیت اخلاص است. تشنگی و گرسنی انسان در حال روزه سبب می شود که به یاد فقرا و بیچارگان باشد. تشنگی و گرسنی انسان در حال روزه سبب می شود که به یاد تشنگی و گرسنگی قیامت باشد. روزه عامل تقویت اراده است. روزه سبب تسلط انسان بر شهوت و هوای نفس است.
روزه سبب می شود که در ساعاتی از روز، فقیر و ثروتمند یکسان شوند (هر دو گرسنه) و ثروتمند کمی رنج و تعب فقرا را درک کند. روزه سبب سلامت جسم است. معده انسان خانه تمام دردهاست و روزه بالاترین داروهاست .
جدا از سفارشات معصومین (ع) علم جدید و نظریه پزشکان امروزه بر این نکته تأکید دارد که روزه برای سلامتی و شادابی جسم و روح انسان بسیار مفید است.
روزه در اديان گذشته :
در تمام اديان، عبادت و پرستش جوهرء اصلى دين به شمار مىرود و در اديان الهى اين مسأله به وضوح ديده مىشود. منتهى با تفاوت شريعتها، عبادتها نيز شكل خاص به خود مىگيرد؛ يعنى، در هر دينى مراسم مذاهبى طبق شريعت خود آن دين به جا آورده مىشود. دراسلام نماز به عربى و با آداب خاص خود خوانده مىشود. در مسيحيت به زبان و شكل ديگرى عبادت مىشود؛ مثلاً در مسيحيت كاتوليك، ادعيه و نماز به زبان لاتين و گاه بزبان بومى خوانده مىشود. روزه گرفتن نيز در ميان اديان معمول بوده است. از تورات و انجيل فعلى بر مىآيدكه روزه، در ميان يهود و نصارا وجود داشته و اقوام و ملل ديگر هنگام مواجه شدن با غم و اندوه، روزه مىگرفتهاند.درقاموس «كتاب مقدس» آمده است: «روزه در تمام اوقات در ميان هر طايفه و هر ملت و مذهب در موقع اندوه و زحمت غير مترقبه، معمول بوده است»، (قاموس كتاب مقدس، ص 427، به نقل از تفسير نمونه، ج 1، ص 633).
از تورات نيز برمىآيد كه موسى(ع) چهل روز روزه داشته است: «هنگام بر آمدنم به كوه لوحهاى سنگى، يعنى، لوحهاى عهدى كه خداوند با شما بست؛ بگيرم. آن گاه در كوه چهل روز و چهل شب ماندم؛ نه نان خوردم و نه آب نوشيدم»، (تورات، سفرتثنيه، ف 9، ش 9، به نقل از تفسير نمونه، ج 1، ص 632). هم چنين از انجيل لوقا نيز برمىآيد كه حواريون مسيح نيز روزه مىگرفتند، (انجيل لوقا، ب 5، ش 3533).
قرآن كريم نيز در مورد روزه گرفتن امتهاى پيشين به صراحت مىفرمايد: ... كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم...، (بقره، آيه 183).
بنابراين در اديان ديگر نيز عبادت خداوند و يك سرى مناسك و آيينها مطرح است و نماز و روزه نيز از جمله اين آيينها مىباشد؛ اما چگونگي اجراي اعما ل مناسك آنها فرق مىكند.
پیام ماه مبا رك رمضان :
پیام رمضان، پیام تقوا و پارسایی و ندای بلند نوسازی معنوی و فرهنگی است.
پیام رمضان، پیام آزادی انسان از زنجیر غرائز و هوسهای شیطانی و به بند کشیدن شیاطین، توسط فرشتگان الهی است.
پیام رمضان. پیام آزادی از کمند عادت هاست. ماه رهایی از زنجیر اعتیاد و عادتهای خورد نی، خواندنی، شنیدنی، نوشیدنی، دیدنی و عادتهای گفتنی و خفتنی و...
پیام رمضان، پیام بیداری از خواب غفلت و رهایی از دام شهوت و آگاهی از عرفان و عروج بشریت و هشدار نسبت به وابستگی به غل و زنجیر مادیت و چاه طبیعت است.
پیام رمضان، پیام سلامتی، دوستی، امنیت و ایمان و آزادی در پرتو بندگی خدای مهربان و مقتدر است که تنها با جهت گیری قرآنی و رهبری علوی دست یافتنی است.
پيا م رمضا ن پيا م با زگشت به قرآن است و تنظیم کامل افکار و اخلاق و رفتار انسان.
پيا م رمضا ن پيا م توبه از« رقابت »ها ،«حسادت »ها ، "بد گما ني " ها و" دروغ " ها است .
پيا م رمضان بیداری عاطفه و تحقق روحیه نوع دوستی است .
پيا م رمضان، طهارت درونی و حرکت صحیح برای بندگی و سیر به سوی کمال الهی و رسیدن به محبوب در پرتو برنامه های عملی است.
پيام رمضان تقویت محبت میان اعضای خانواده وتقویت محبت میان امت اسلام است .
دريك كلا م پيا م رمضان پيا م انفاق، استغفار، نیایش ، تقوا، معرفت، تلاوت کلام ا...، خودسازی، صله رحم، اطعام، توبه و استغفار، نیکو ساختن اخلاق، رد مظالم و ادای حقوق مردم است .
حوادث و رویدادهای مهم در ماه مبارک رمضان :
در ماه مبارک رمضان حوادث و رویدادهای مهمی روی داده که می توان به برخی از آنها مانند، وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت، ولادت امام حسن مجتبی (ع) نیمه رمضان سال دوم هجرت، جنگ بدر در سال دوم هجرت، فتح مکه در سال هشتم هجرت، مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمانان و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر(ص) و حضرت علی (ع) وبیعت مردم به ولایتعهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری اشاره کرد.
جا ن كلا م :
تنها راه کمال و ترقی انسان، ارتباط و پیوند معنوی با ذات اقدس الهی است و از این رهگذر است که انسان می تواند اوج قله کمال انسانی را فتح کند و به صفات و خصلتهای انسانی آراسته گردد و به مقام قرب الهی راه جوید. عبادات از جمله روزه، از آن جهت که موجب ارتباط مستقیم انسان با خداوند است، در میان احکام دینی جایگاه ویژه ای داشته و بیشترین تأثیر در کمال انسانی را دارا می باشد. عبادت، مناسب ترین پاسخ به متعالی ترین نیاز روح انسانی است. کسی که خدا را عبادت کند، در حقیقت روح انسانی خود را احترام کرده است. روزه از ارکان دین اسلام است و دارای اثرات فراوان نیز می باشد که در این نوشته به بعضی از آنها به اختصار اشاره گرديد .
به منا سبت 17 مرداد روزخبرنگار
زبا ن گويا ي جامعه
اسدالله ا فشا ر
محمود صارمي از جمله خبرنگاران پر تلاش و آزاده اي بود که از حضور در خطرناکترين ميدان ها ترس به دل راه نداد و به رسالت خويش تاانتها وفادار ماند. صارمي خبرنگارخبرگزاري جمهوري اسلامي درسال 1377 بهمراه هشت نفر از اعضاي کنسولگري ايران در مزارشريف افغانستان توسط نيروهاي افراطي طالبان به شهادت رسيد. شوراي فرهنگ عمومي، 17 مردادماه 1377،سالروز شهادت"محمود صارمي" را به عنوان روز خبرنگار نامگذاري كرد.
خبرنگاران پر تلاش و صادق در جهت آگاهی بخشی، تنویر افکار عمومی، ارتقا و تعالی فرهنگ کشور گام بر می دارند. تعیین روز خبرنگار برای بزرگداشت یاد و خاطره فداکارهای های شهید صارمی و همه شهدای عرصه خبر و پاسداشت مقام و منزلت خبرنگار، بیانگر اهمیت و جایگاه رفیع جریان اطلاع رسانی و قدردانی و تشکر از تلاش های خستگی ناپذیر و صادقانه و ارزشمند خبرنگاران کوشا و مسوولیت پذیر است که در جهت اطلاع رسانی شفاف و بهنگام برای انعکاس حقایق و انتقال وقایع از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند. بدون تردید، انتقال آگاهانه و صحیح واقعیات و اطلاعات از سوی خبرنگاران به عنوان طلایه داران عرصه اطلاع رسانی به افکار عمومی منجر به ارتقای آگاهی، دانش و بینش مخاطبان می شود.
خبرنگاران پر تلاش و صادق رسالت خطیری بر عهده دارند و در مسرایفای وظایف قانونی در حیطه اطلاع رسانی شفاف و توام با تعهد و بصیرت، شان و منزلت رسانه ها را به عنوان رکن چهارم دموکراسی بیش از پیش تحکیم بخشیده و راه شکوفایی دانش و توسعه پایدار را فراهم می سازند.
17 مرداد که به یاد خبرنگار شهید محمود صارمی، روز خبرنگار نام گرفته، روز پاسداشت کوشش های صادقانه روزنامه نگاران آزاده ای است که برای دسترسی، تولید، توزیع وا نتشار اطلاعات از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند.
17 مرداد ، روز پاسداشت تلاش بیوقفه انسانهای آگاهی است که با سلاح قلم در سرزمین آگاهی قدم میزنند. خبرنگاران طلایه داران جبهه آگاهی بخشی و عامل حضور بالنده و اثربخش آحاد مردم در صحنه های سرنوشت ساز هستند. خبرنگاران از آن رو که حق جو و حق پویند شایسته تکریماند و تحسین.
روز خبرنگار یادآوراراده عمل مجاهدانه مردان و زنانی است که برای بازگویی حقیقت وبازتاباندن واقعیت، پرچم رسالت بزرگ اطلاع رسانی را بر دوش گرفته و چراغ راه جامعه خویش گشته اند که در پیشاپیش این سلسله راهیان وادی آگاهی و نیک اندیشی، مجاهدانی هستند که در نگارش خبر از خون خویش مایه گذاشتند و در آسمان بلند شهادت و ایثار نام خویش را جاودانه ساختند.
بی شک این روز پاسداشت کسانی است که همواره در راه اعتلای ایران عزیز می کوشند و بیشترین خطرها را به جان می خرند و به حرمت قلم سعی در نگاشتن حقیقت و مبارزه با باطل دارند.
رسالت اینان همچون رساندن پیام نهضت عاشورا به گوش جهانیان توسط حضرت زینب (س) است چرا که کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود. و چه رسالتی از این سنگین تر که پیام انقلاب و اسلام به جهانیان رسانده شود.
17 مرداد که به یاد خبرنگار شهید محمود صارمی، روزخبرنگار نام گرفته، روز پاسداشت کوشش های صادقانه روزنامه نگاران آزاده ای است که برای دسترسی، تولید، توزیع و انتشار اطلاعات از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند. و اینک در شرایطی که استکبار جهانی و صهیونیسم، تمامی اهتمام و تلاش خود را با کلیه ابزارهای پیشرفته و روزآمد ارتباطی و اطلاع رسانی به کار بسته اند تا واقعیت های انقلاب اسلامی را تحریف و مسلمانان را در اقصی نقاط جهان بد نام سازند، شهید صارمی با گلوله طالبان ظلمت، در خون غلتید تا گواه صادقی بر مظلومیت خبرنگاران باشد. شهید صارمی هدف تیرهای سفاهت جماعتی گشت که غشای جهل و وابستگی، آنچنان بر مغزهای متحجرشان سیطره یافته بود که در مسیر نافع استکبار دست به هر جنایتی زده و مبارزاتشان، جز برای زورمداران دریچه توفیق نگشود. صارمی سند رسوایی حکومت دستار بندان پرادعا و مدعیان دروغین حقوق بشر و مبارزه با تروریسم است. او از آن جهت در یادها ماندگار است که با خون پاک خود حیات تازه ای بر عزت خبرنگاری بخشید و در راه ایثار و مقاومت در عرصه اطلاع رسانی خوش درخشید.
خبرنگا ري حرفه ي مقد سي :
خبرنگاري حرفه ي مقدسي است. كار خبرنگاران ارتقاي آگاهي مردم است. و اين آگاهي است كه خواست ها و تمنيات اعضاي جامعه را شكل مي دهد. نظام هاي كارامد، كارامدي خويش را مرهون و مديون خبرنگاران آگاه و جسور و منتقد هستند. در همه ي دنيا جريان آزاد اطلاعات و خبررساني شفاف بنيان و لازمه ي مردم سالاري است. خبرنگاران آزاده و جسور در همه ي دنيا از موج سواري مسئولان بر حافظه ي كوتاه مدت مردم جلوگيري مي كنند. و به عنوان حافظه ي هوشيار و پويا و نيزِ زبان گويا و حقيقت جوي جامعه عمل مي كنند.
حرفه ي خبرنگاري بي هيچ قيد و شرطي جزو مشاغل سخت و پرمخاطره است. به آما ر ارائه شده درذيل اگر خوب دقت شود اين مهم قابل تصديق خواهد بود :
- يادمان مي آيد كه در جنگ عراق ( از 2003 تا كنون) بيش از 200 تن از کارکنان رسانهها کشته شده اند و اين از تعداد خبرنگاران كشتهشده در جنگ جهاني دوم و تمام جنگهاي قرن گذشته بيشتر شده است و كاوه گلستان، عكاس خبري ايراني هم از اين جمله بود.
- يادمان مي آيد كه در سالهاي اخير در ويتنام ۶۶ خبرنگار، در الجزاير ۵۸ نفر، در كلمبيا 52 خبرنگار، در فيليپين ۳۶ خبرنگار و ... كشته شدند.
- در خبرها ميخوانيم كه در در سال 2008 بيش از 670 خبرنگار زنداني شدند؛ 293 نفر ربوده شدند؛ 929 روزنامه نگار مورد تهاجم و تهديد قرار گرفتند و 60 خبرنگار كشته شدند. در سال 2007 نيز حداقل 86 خبرنگار در سراسر جهان كشته شدهاند و براي پنجمين سال متوالي اين آمار با رشد روبهرو بوده است. اين آمار با 244 درصد افزايش از 25 نفر در سال 2002 به اين تعداد و بالاترين ميزان خود از سال 1994 تاكنون رسيده است. درسال 2007، همچنين 20 نفر از دستياران و كمكهاي خبرنگاران (از جمله راننده و...) كشته شده، 887 خبرنگار بازداشت، 1511 نفر مورد حمله فيزيكي يا تهديد قرار گرفته، 67 خبرنگار ربوده شده و هزاران رسانه تحت سانسور واقع شدهاند.
- ميبينيم كه هر روز تعداد زيادي از سايتها فيلتر ميشوند و روزنامه توقيف ميگردند.
- خبر ميرسد كه در پنج سال اخير تنها در كشورهاي عراق، الجزاير، روسيه، كلمبيا و بنگلادش، 58 روزنامهنگار كشته شدهاند.
- آمارها روايت ميكنند كه 5800 روزنامه نگار طي 15 سال گذشته به خاطر انجام وظايف خود كشته شدند.
- و اينكه چين با 33 و کوبا با 24 روزنامه نگار زنداني بيش از چهار سال است که بزرگترين زندان روزنامهنگاران در جهان هستند.
و ... اما نميدانم آيا براي كاركنان حدود 2000 هزار نشريه، بيش از 220 خبرگزاري و نماينده خبري، هزار و 170 دفتر نمايندگي و پخش مطبوعات و حتي 4400 روزنامهفروشي كه درگير اين حرفه هستند، مرور اين خبرها، آن هم در روز خبرنگار، كار درستي است؟ هر چه باشد، آنها بسياري از درد و رنجهاي خبرنگار بودن را با گوشت و پوست خود لمس كردهاند و جزيي از آمارهاي جهاني هستند.
تاریخ 180 ساله مطبوعات ایران :
تاریخ 180 ساله مطبوعات ایران، بسیار پر فراز و نشیب است و روزنامه نگاران در همه این دوران، در کانون اصلی تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران حضور داشته و نقش فعال و موثری را به عهده داشته اند و هزینه های سنگینی هم بابت این کار پرداختهاند. تحولات پدید آمده در سالیان اخیر، شرایط روی آوردن نسل جوان به فعالیت های مطبوعاتی را فراهم آورده و بدیهی است در این راستا دست اندرکاران امور ارتباطات و اطلاع رسانی در کشور وظیفه سنگین و خطیری بر عهده دارند و از رسانه ها انتظار میرود در اطلاع رسانی و انعکاس واقعیت ها و نیز خنثی سازی تبلیغات و عملیات روانی دشمنان علیه ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی مجدانه بکوشند. از یاد نمی بریم حضور مداوم وخستگی ناپذیر خبرنگاران را به عنوان یار و پشتیبان ملت و رهبری چه در دوران به ثمر رسیدن انقلاب شکوهمند اسلامی و چه پس از آن در سالهای دفاع مقدس در بیان و ثبت و ضبط حماسه های ماندگار رزمندگان جمهوری اسلامی ایران و چه در دوران کنونی با به تصویر کشیدن حضور یکپارچه آحاد ملت در مناسبت های مختلف ملی و مذهبی. جایگاه خبرنگاران و اصحاب قلم و رسانه را به مقامی رفیع و متعالی رهنمون ساخته است. انعکاس پر شور و به یاد ماندنی حماسه آفرینی های رزمندگان اسلام در دوران هشت سال دفاع مقدس ماحصل تلاش خبرنگارانی بود که با هدف انتقال واقعیت های تلخ و شیرین و رویدادهای تکرار نشدنی در جبهه های حق علیه باطل حضور یافته و با سلاح قلم و تصویر، مردم مقاوم و شهید پرور ایران اسلامی را از جانفشانی ها و حماسه آفرینی های فرزندان غیور این آب و خاک آگاه ساخته و بسیاری از آن عزیزان نیز با نثار خون پاک خویش، سلاح مقدس قلم و اطلاع رسانی را به دیگر همکاران ایثارگر خود سپردند.
خبرنگار موفق :
در دنیای کنونی با وجود تکنولوژی های ارتباطی پیشرفته و متعدد در امر دستیابی سریع به اطلاعات و منابع مختلف و با وجود درگیرى و خشونت که بطور آشکارا در بیشتر نقاط این کره خاکی فراگیر شده، کسب اطلاعات موثق و قابل اطمینان در مورد وضعیت سیاسى، اجتماعى و امنیتى بشر و میزان آوارگى آنها بسیار دشوار و در عین حال بسیار ضرورى و حیاتى است. خبرنگاران از مهره های اساسی این مهم بشمار می روند. یک خبرنگار باید به واقعیت یک رویداد دست یابد وهمواره گام به گام حوادث در حوزه کاری خود حرکت کند تا تحلیل های خود را به صورت کامل و رسا ارائه دهد. یک خبرنگار موفق همیشه در انعکاس رخدادها بی طرفانه عمل می کند؛ چون ذات خبرنگاری مبتنی بر بی طرفی است و اینجاست که خبرنگار با رعایت این نکته مهم خود را به قوانین ملزم دانسته و در این مسیر به اهداف خود نائل می شود. علاوه بر این یک خبرنگار باید همواره درکسب اعتماد و اعتمادسازی بین خبرنگار، منابع خبری و مردم خود تلاش کند. در جهان حاضر که جوامع در حال تحول و نوزایی است قدرت درک، تجزیه تحلیل و پیش بینی حوادث ازدیگر مسائل اساسی این حرفه بشمار می رود. خبرنگاران گسترش دهنده فرهنگ، عقايد، آداب و رسوم، هنجارها و ارزشها ميباشند و مردم را به سوي قانون مداري و نظم اجتماعي فرا ميخوانند. در اين مسير هر جا نيز لازم باشد در مصاحبه با مردم و نخبگان به نقد و تحليل و تصحيح آنها پرداخته و بخشهاي مرده، پژمرده، ژوليده، بي خاصيت و عقب ماندهي آنها را برملا و جهت حذف آنها تلاش ميكنند.
بدين ترتيب به مرور زمان خرافه پرستي، باطل گرايي و كج انديشي را از صحنه زندگي مردم خارج مينمايند. البته در اين مسير، خطرات و مشكلاتي نيز از طرف افرادي كه جاهلانه يا عالمانه مخالف «تغييرات مثبت»هستند براي خبرنگاران روي ميدهد ولي در نهايت سنت الهي اين است كه پس از طي فراز و نشيبها و پستي و بلنديها، حق و حقيقت، پيروز اين عرصهي سخت و طاقت فرسا باشد.
بيا ن چند نكته :
اینک در این روز بزرگ لازم دانستم نکاتی را به استحضار همه نخبگان عرصه فرهنگ ، ادب و هنر برسانم :
1-جامعه مطبوعات باید خود را از اسارت سیاست بازان رهایی بخشد و خویش را وقف عموم مردم نمایند مردمی که با جان دل نظامی را پایه ریزی نمودند که اسلام را در عصر ما احیاء نمود و استکبار را در سراسر جهان به خواری و ذلت کشاند . مبادا قلم صاحبان جراید در مسیری حرکت نماید که آب به آسیاب دشمن ریخته و دشمنان اسلام را شاد نماید . مبادا قدم اصحاب فرهنگ و اندیشه به جهتی رود که شیاطین را خرسند سازد و دل مومنین را بلرزاند که چنین مباد .
2-حمایت از تشکل قانونی مطبوعات وظیفه مسئولین و به ویژه وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی می باشد .
3-خبرنگاران منحصر به مطبوعات نیستند و تجلیل از آنها صرفاً از سوی خانه مطبوعات ويا هرتشكل ديگري دراين زمينه اگرچه امري مطلوب وپسنديده است ولي كافي به نظر نمي رسد. باید تشکلی برای خبرنگاران در همه حوزه ها از خبرگزاری ها تا صدا و سیما و حتی خبرنگاران مستقل ایجاد شود تا از همه خبرنگاران به صورتی کامل تقدیر وتجلیل گردد.
4-خبرنگاران از اينکه کسي در وصف آنها خوب نمي گويد ناراحت نيستند.بلکه ناراحت اين هستند که بعضي ها آنها را تبليغاتچي تصور مي کنند که بايد فقط از آنچه آنها خوب مي پندارند بنويسند.روزنامه نگاري که خود غم نان دارد ولي تمام دغدغه اش نان جامعه است.روزنامه نگاري که امنيت شغلي ندارد اما تمام تلاشش حل مشکل ناامني جامعه است.روزنامه نگاري که از حداقل هاي مزاياي يک کارمند ساده بي بهره است ولي تمام دغدغه اش کمک به بهبود معيشت کارمندان است.و چه خوب گفته اند که خبرنگاران چشم و گوش و زبان گوياي يک جامعه اند.اما بيم آنست که اين جمله رسا فقط در روز خبرنگار زينت بخش مجالس باشد و در بقيه ايام چشم ها بر هم گذاشته شود، پنبه ها در گوش فرو رود و زبان ها... تا کسي نه نوشته هاي آنها را بخواند، نه بشنود و نه...
در پایان اینجانب روز خبرنگار، روزحق گویی وحق جویی وروز پاسداشت قلم رابه همه همكاران روزنامه نگارم، صاحبان اندیشه و قلم و آزادگان عرصه اطلاع رسانی تبریک گفته و برای همه مجاهدان این عرصه آرزوی سرافرازی و تداوم توفیق داریم.
اين است آ ئين ما
اسدالله ا فشا ر
جلوه كند،ذا ت حق،دردل و دردين ما
گوشة محراب جا ن دردو جها ن بين ما
گركه خدا،حكم كند، بردل و برعقل وخاك
نذرو فتوح ، سر خد ا، مي شودآئين ما
دين چيست ؟
دين از الفاظي است كه بسيار بر زبانها جاري ميباشد و معمولا به كسي ديندار گفته ميشود كه خدائي براي جهان اثبات كند و براي خشنودي او اعمالي مخصوص انجام ميدهد. بنابراين دين، عقايد و دستورهاي عملي و اخلاقي است كه پيغمبران از طرف خدا براي راهنمايي و هدايت بشر آوردهاند، دانستن اين عقايد و انجام اين دستورها سبب خوشبختي انسان در دو جهان است. اگر ما ديندار باشيم و از دستورهاي خدا و پيغمبر اطاعت كنيم در اين دنياي گذران خوشبخت و در زندگي جاويدان و بيپايان جهان ديگر هم سعادتمند خواهيم بود. بدين بيان كه ما ميدانيم سعادتمند كسي است كه زندگي خود را در اشتباه و گمراهي بسر نبرد و داراي اخلاق پسنديده باشد و كارهاي نيكو انجام دهد. دين خدا ما را به همين سعادت و خوشبختي هدايت ميكند و دستور ميدهد كه اولاً عقايد درستي را كه با عقل و وجدان خود درك كردهايم محترم و مقدس بشماريم. ثانياً: داراي اخلاق پسنديده باشيم و تا ميتوانيم كارهاي خوب و شايسته انجام دهيم.
دين ا سلام :
دين اسلام ديني است جهاني و هميشگي و يك سلسله امور اعتقادي و مقررات اخلاقي و عملي است كه به كار بستن آنها سعادت و نيكبختي انسان را در دنيا و آخرت تأمين ميكند. مقررات دين اسلام كه از جانب آفريدگار جهان فرستاده شده طوري است كه هر فردي از افراد بشر و هر جامعهاي از جامعههاي انساني كه آنها را به كار بندد، بهترين شرايط زندگي و مترقيترين كمال انساني برايش فراهم خواهد شد. دين اسلام آثار نيكوي خود را به طور مساوي به همه كس و هر جامعهاي ميبخشد و بزرگ و كوچك، دانا و نادان، مرد و زن، سفيد پوست و سياه پوست، شرقي و غربي بدون تفاوت ميتوانند از فوايد و مزاياي اين آيين پاك برخوردار شوند و نيازمنديهاي خود را به نحو احسن و اكمل رفع نمايند، زيرا دين اسلام معارف و مقررات خود را روي پاية آفرينش گذاشته و نيازمنديهاي انسان را منظور داشته به رفع آنها ميپردازد و فطرت و ساختمان انسان نيز در همه افراد مختلف و نژادهاي متفاوت و زمانها يكسان است، زيرا بديهي است كه جامعة انساني از خاور گرفته تا باختر يك خانوادة نوعي است، يعني همه از نوع انساناند و بزرگ و كوچك، مرد و زن، دانا و نادان، سفيد پوست و سياه پوست آن اعضاء و افراد اين خانواده هستند و در اصول و اركان ساختمان انساني شريكند و نيازمنديهاي افراد مختلف و نژادهاي متفاوت، مشابه است و آيندگان بشر نيز فرزندان و زادگان همين خانوادهاند و قطعاً وارث حوائج و نيازمنديهاي اينان ميباشند.
معارف دين اسلام به طور كلي به سه بخش تقسيم ميگردد:
الف. اصول دين: اصول اساسي و اعتقادي اسلام.
ب. اخلاق.
ج. فروع فقهي و احكام.
گرچه هر يكي از اين امور نيازمند تحليل مبسوط است، امّا در اينجا به طور خلاصه در چند تحت عنوان مطالبي در تشريح آنها ارائه ميشود:
الف- اصول اساسي و اعتقادي ا سلام :
اصول دين يعني ريشه و پايههاي اصلي آن به چند اصل استوار است:
1)توحيد، يعني اعتقاد به يگانگي خداي جهان. قرآن كريم كه كتاب آسماني دين اسلام است از راههاي گوناگون درباره اثبات توحيد و تشريع معارف توحيد براي بشر سخن گفته است. از آن ميان فرمود: «در آفرينش آسمانها و زمين از براي اهل ايمان آيهها و نشانههائي است كه آنان را به سوي توحيد رهبري مينمايد، و در آفرينش خودتان و اين همه جنبندگان كه در زمين پراكنده ميباشند علائم و آثاري است كه اهل يقين و دانش را به يگانگي خداوند ميرساند».(جاثيه / 5)
2)عدل، اصل دوم از اصول دين اسلام عدل است. بيعدالتي و ظلم ريشه در نيازمندي افراد ظالم و غيرعادل دارد و نوعاً براي رفع نياز خود دست به بيعدالتي ميزند. امّا از آن جا كه هيچ گونه نيازمندي به ساحت مقدس آفريدگار جهان راه ندارد و هر حكمي كه از مصدر جلال صادر ميشود، اگر حكمي تكويني است براي تأمين مصالح عامه است كه در محيط آفرينش بايد مراعات شود و اگر حكم تشريعي است براي سعادت و نيكبختي بندگان است. و منافع به خودشان بر ميگردد. قرآن كريم ميفرمايد: «ان الله لايظلم مثقال ذرة»(نسا/40)، يعني خداي متعال به اندازة سنگيني يك ذره ظلم نميكند. و نيز فرمود: «و ما الله يريد ظلماً للعباد» (مؤمن / 31)؛ خداي متعال نميخواهد به بندگان خود ظلم كند.
3) نبوت، اصل سوم نبوت است. گرچه كه انسان خير و شر و نفع و ضرر خود را اجمالاً از راه عقل درك ميكند، ولي همان عقل غالباً خود را باخته و از خواهشهاي نفساني پيروي مينمايد و گاهي نيز راه خطا ميرود. بنابراين قطعي است كه هدايت خدائي بايد از راه ديگري علاوه بر راه عقل انجام گيرد و آن راه كاملا از خطا و لغزش مصون است و اين راه همان راه نبوت است كه خداي متعال دستورهاي سعادتبخش خود را از راه وحي به يكي از بندگان خود بفهماند و به وي مأموريت دهد كه آنها را به مردم برساند و آنان از راه اميد و بيم و تشويق و تهديد به متابعت آن دستورات وادار نمايد.
4) امامت، اصل چهارم امامت است، مراد از امامت پيشوائي دين در دنياي مردم است و شخص پيشوا امام ناميده ميشود. شيعه معتقد است كه پس از درگذشت پيامبر از جانب خداي متعال امامي براي مردم تعيين شود كه حافظ و نگهبان معارف و احكام دين باشد و مردم را به راه حق هدايت كند. پس در هر حال وجود امام لازم است تا معارف و قوانين حقيقي دين خدا پيش او محفوظ بماند و هر وقت مردم استعداد پيدا كردند بتوانند از راهنمايي وي استفاده نمايند.
5) اصل پنجم معاد است، ايمان به معاد يعني اعتقاد به اينكه خداي متعال همه را پس از مرگ زنده نموده و به حساب اعمالشان رسيدگي مي نمايد، نيكوكاران را پاداش نيك خواهد داد و بدكاران را به سزاي كردار و رفتارشان خواهد رسانيد. قرآن كريم در صدها آيه معاد را به مردم تذكر ميدهد و هرگونه شك و ترديد را از آن نفي ميكند.
ب- اخلاق :
دين اسلام به بشر ميگويد كه در زندگي صفات پسنديدهاي اختيار كنيم و خود را با خويهاي ستوده و نيكو بيارائيم، وظيفهشناس، خيرخواه، بشر دوست، مهربان، خوش رو و دادگستر باشيم و از حق دفاع كنيم و از حدود و حقوق خود تجاوز نكنيم و به مال و عرض و جان مردم تعدي روا نداريم، در طلب دانش و بينش از هيچ گونه فداكاري و از خود گذشتگي كوتاهي ننمائيم و بالاخره عدل و اعتدال (ميانه روي) را در تمام امور زندگي پيشة خود سازيم.
ج- عمل:
دستورات ديني و احكام فقهي دين اسلام دستور ميدهد كه در زندگي به كارهائي كه خير و صلاح خود و جامعه ما در آن است، عمل كنيم و از كارهايي كه فساد و تباهي به بار ميآورد دوري كنيم. و نيز ميگويد به عنوان عبادت و پرستش پروردگار اعمالي مانند نماز، روزه، حج، زكات، امر به معروف و نهي از منكر و نظاير آن را كه نشانة بندگي و فرمانبرداري است به جاي آوريم.
جامعیت دین ا سلام :
جامعيت دين را بايد در راستاي هدف و رسالت آن ملحوظ داشت و بايد از هرگونه افراط و تفريط در اين زمينه پرهيز كرد. با نگاهي اجمالي به قرآن و روايات در مييابيم كه هدف دين، تأمين سعادت دنيا و آخرت او است و چون امور دنيوي و مناسب اجتماعي تأثير شگرفي در روحيات و كمال انسان و تأمين سعادت واقعي وي دارند، دين خاتم هرگز نميتواند از دخالت در اين امور چشمپوشي كند و بايد براي تمام آنها برنامهاي جامعه ارائه دهد. به بيان ديگر، قرآن برنامه سعادت انسان را بر خداشناسي و اعتقاد به يگانگي خدا بنا نهاده است؛ آن گاه اعتقاد به معاد را از آن نتيجه ميگيرد و سپس پيغمبرشناسي را از اصل معاد اخذ ميكند؛ چرا كه رسيدن به پاداش و جزاي اعمال نيك و بد، كه مهمترين فلسفه معاد است ممكن نيست، مگر آن كه نخست از راه وحي و نبوت از طاعت و معصيت آگاه شويم. پس از اين سه اصل اساسي، و علاوه بر اعتقادات ديگر به بيان اصول اخلاق نيكو و صفات حسنهاي ميپردازد كه مناسب با اصول مزبور باشد، و آن گاه قوانين عملي را كه در واقع حافظ سعادت حقيقي و پرورش دهند. اخلاق نيكو و بالاتر از آن، عامل رشد وترقي اعتقادات درست و اصول اوليه ميباشند، پايهريزي ميكند.
بنابراين، مقصود از جامعيت دين آن است كه در راستاي هدف و رسالت خود رئوس كلي همه معارف لازم را براي تحقق اين هدف در اختيار بشر قرار دهد، به گونهاي كه بشر با تطبيق آن اصول كلي به صورت نظاممند بتواند هم معارف و راهنمونهاي مورد نياز را براي رسيدن به سعادت خويش به دست آورد.
انسان ازد يدگا ه ا سلام :
از ديدگاه اسلام انسان يك موجود مادي محدود به اين دنيا نيست بلكه موجودي فراتر از ماده و داراي زندگي جاويد است كه همه شئون و اعمال او با سرنوشت نهايي او ارتباط دارد. يعني هرگونه تلاشي در اين زندگي در سعادت ابدي و يا شقاوت او تأثير خواهد داشت.«الدنيا مزرعه الاخره»( بحار الانوار، ج 70، ص 225).«اليوم عمل و لاحساب وغداً حساب و لاعمل» ( بحار الانوار، ج 32، ص 354). از اين رو نوع رفتار اجتماعي و سياسي كه انسان برميگزيند به ما نند رفتارهاي فردي او تأثير قطعي در سعادت و خوشبختي و يا شقاوت و بدفرجامي اخروي او دارد، و لذا ديني كه علاوه بر مسايل فردي به مسايل اجتماعي انسان و سعادت و هدايت جامعه ميانديشد نميتواند نسبت به اجراي احكام و چگونگي اداره جامعه، تعيين ساختار حكومت، اصل عدالت و قيام به قسط، ايجاد تعاون و امنيت در جامعه و... طرح و نظري نداشته باشد. ثانياً با نگاهي به آيات و روايات به روشني ثابت ميشود كه احكام، دستورات و رهنمودهاي اجتماعي، سياسي و... بسياري جهت هدايت جامعهي اسلامي در آنها يافت ميشود. كه اگر وجود اين آيات در دين نشانگر گستردگي قلمرو دين در امور اجتماعي نباشد وجود چنين قوانين لغو خواهد بود و شكي نيست كه خداوند فعل عبث انجام نخواهد داد.
شناخت ا سلام :
اسلام نام دین خداست که یگانه است و همه پیامبران برای آن مبعوث شده اند و به آن دعوت کرده اند. صورت جامع و کامل دین خدا به وسیله خاتم پیامبران حضرت محمد (ص) به مردم ابلاغ شد و نبوت پایان یافت و امروز با همین نام در جهان شناخته میشود. تعالیم اسلامی که به وسیله خاتم انبیاء ابلاغ شد، به حکم اینکه صورت کامل و جامع دین خداست و برای این است که برای همیشه راهبر بشر باشد، مشخصات و ممیزات خاص دارد که متناسب با دوره ختمیه است این مشخصات در مجموع خود نمیتوانست در دوره های قبل که دوره های کودکی بشر بود وجود داشته باشد هر یک از این مشخصات معیاری است برای شناخت اسلام با این معیارها و مقیاسها که هر کدام یک " اصل " از اصول تعلیمات اسلامی است میتوان سیمایی و لو مبهم، از اسلام به دست آورد، و هم میتوان با این معیارها تشخیص داد که فلان تعلیم از اسلام هست یا نیست.
نگارنده مدعی نمي با شد که توانسته باشد همه معیارها را در اين گفتارگرد آورده باشد، ولی تلاش نموده است حتی المکان صورت جامعی از آنها ارائه داده با شد. والبته میدانیم هر مکتب و ایدئولوژی و هر دستگاه اندیشه که طرحی برای نجات و رهایی و کمال و سعادت بشر ارائه میدهد، یک سلسله ارزشها عرضه میدارد و " باید " ها و " نباید " ها و " شاید " ها و " نشاید " ها در سطح فرد یا جامعه میآورد که باید چنین بود، باید آنچنان شد، باید چنین یا چنان ساخت، باید فلان جهت را انتخاب کرد، باید به فلان سو رفت و فلان هدف را تعقیب کرد، مثلا باید آزاد و آزاده زیست، باید شجاع و دلیر بود، باید مدام و پیوسته رفت، باید کامل شد، باید جامعه ای بر اساس قسط و عدل ساخت، باید در جهت قرب به حق پیش رفت ولی این " باید " ها و " نباید " ها متکی بر فلسفه خاصی است که آنها را توجیه مینماید، یعنی اگر یک مکتب یک سلسله دستورها و فرمانها عرضه میدارد، ناچار متکی بر نوعی فلسفه و جهان بینی درباره هستی و جهان و جامعه و انسان است که چون هستی چنین است و جامعه یا انسان چنان است، پس باید اینچنین و آنچنان بود. جهان بینی یعنی مجموعه ای از بینشها و تفسیرها و تحلیلها درباره جهان و جامعه و انسان که جهان چنین است و یا چنان است، اینچنین قانون دارد، آنچنان پیش میرود، فلان هدف را تعقیب میکند یا نمیکند، مبدا دارد یا ندارد، غایت دارد یا ندارد و امثال اینها، و یا انسان چنین سرشت و طبیعتی دارد، مثلا با فطرتی خاص آفریده شده یا نشده، مختار و آزاد است یا مجبور، یک واقعیت انتخاب شده در طبیعت است و به تعبیر قرآن " اصطفا شده " و یا یک واقعیت تصادفی، و یا جامعه مستقل از قوانین حاکم بر افراد قانون دارد یا ندارد، قوانین حاکم بر جامعه و تاریخ چه قوانینی است و امثال اینها.
اسلام، هر چند یک مکتب فلسفی نیست و با زبان و اصطلاح فلسفه و فلاسفه با مردم سخن نگفته است، زبانی دارد مخصوص خودش که عموم طبقات به فراخور فهم و استعداد خود از آن بهره میگیرند، ولی در لابلای مطالب خود درباره همه این مسائل سخن گفته است و این سخت حیرت آور است بطوریکه میتوان ایدئولوژی آن را به صورت یک دستگاه اندیشه عملی، و بینشهای جهانی آن را به صورت یک حکمت نظری، و نظریاتش را در باب معرفت و شناخت شنا سی به صورت اصول یک منطق عرضه داشت.
اين است آ ئين ما :
مي دانيم كه عمل را با علم و حركت را با معرفت رابطه اي است ومكرردر مكررشنيد ه ايم كه دراين با ره گفت وگو ومبا حثه فراوان ضورت گرفته ومي گيرد . درعصر ما ، عنوان فلسفه شناخت،تيتر بسيا ري از سخنراني ها ونوشته ها ومقا لات است كه مي تواند تصورات و افكار وانديشه ها ي انساني را به تصويربكشا ند واين درست به آن ما ند كه نگارنده ، با ارائه گفتا رمذكور درصدد آغا ز حركتي برآ مده تا در مسير فلسفۀ ياد شده آ موزش دهد كه چگونه تصميم بگيريم وچگونه عمل كنيم و چگونه فكركنيم وچگونه بشنا سيم و برنا مه ريزي نما ئيم تا مقصد گم نگردد وخا ستگا ه فضليت ها و ارزشها نيز با توجه به شؤنا ت انساني ، دستخوش برداشتها و قضا وتها ي عجولانه واحيا نا مغرضا نه قرار نگيرد؛ وچنا نچه اين امر حادث گردد قدر مسلم بدا نيم براي ا نسا نيت و حريت و آزادگي ا ودرگزينش راه درست وآ ن همه فضا ئل خدا دا د ي بر زند گي آ نا ن ، هيچ شرا فت ، ارزش و معرفتي باقي نمي ما ند .
به مناسبت 15شعبان سالروز ميلاد با سعادت اما م زما ن (عج)
موعودگرايي
ا سدا لله افشا ر
دوازدهمين پيشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان (عج) در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر سامراء ديده به جهان گشود. او هم نام پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص) و هم كنيه آن حضرت (ابو القاسم) است. ولى پيشوايان معصوم از ذكر نام اصلى او نهى فرمودهاند. از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان ، بقية الله است و مشهورترين آنها «مهدى» مىباشد. پدرش، پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى(ع)و مادرش، بانوى گرامى «نرجس» است كه بنام «ريحانه» ، «سوسن» و «صقيل» نيز از او ياد شده است. ميزان فضيلت و معنويت نرجس خاتون تا آن حد، والا بود كه «حكيمه» خواهرامام هادى(ع)كه خود از بانوان عاليقدر خاندان امامتبود، او را سرآمد و سرور خاندان خويش، و خود را خدمتگزار او مىناميد.
حضرت مهدى دو دوره غيبت داشت: يكى كوتاه مدت (غيبت صغرى) و ديگرى دراز مدت(غيبت كبرى) . اولى، از هنگام تولد تا پايان دوران نيابتخاصه ادامه داشته و دومى، با پايان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قيام آن حضرت طول خواهد كشيد.
تولد حضرت مهدى عليه السلام از ديدگاه علماى اهل سنت:
اعتقاد به موضوع مهدويت اختصاص به شيعه ندارد، بلكه براساس روايات فراوانى كه ازپيامبراكرم (ص) رسيده، علماى اهل سنت نيز اين موضوع را قبول دارند.
منتها آنان نوعا تولد حضرت مهدى را انكار مىكنند و مىگويند: شخصيتى كه پيامبر اسلام از قيام او (پس از غيبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آينده تولد خواهد يافت!
با اين حال تعداد قابل توجهى از مورخان و محدثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در كتب خود ذكر كرده و آن را يك واقعيت دانستهاند. بعضى از پژوهشگران بيش از صد نفر از آنان را معرفى كردهاند.
غيبت صغرى و كبرى :
غيبت امام مهدى به دو دوره تقسيم مىشود: «غيبت صغرى» و «غيبت كبرى».
غيبت صغرى از سال 260 هجرى (سال شهادت امام يازدهم) تا سال 329 (سال در گذشت آخرين نايب خاص امام) يعنى حدود 69 سال بود. در دوران غيبت صغرى، ارتباط شيعيان با امام بكلى قطع نبود و آنان، به گونهاى خاص و محدود، با امام ارتباط داشتند.
توضيح آنكه: در طول اين مدت، افراد مشخصى (كه ذكرشان خواهد آمد) به عنوان «نايب خاص» با حضرت در تماس بودند و شيعيان مىتوانستند به وسيله آنان مسائل و مشكلات خويش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دريافت دارند و حتى گاه به ديدار امام نائل شوند. از اينرو مىتوان گفت در اين مدت، امام، هم غايب بود و هم نبود.
اين دوره را مىتوان دوران آماده سازى شيعيان براى غيبت كبرى دانست كهطى آن، ارتباط شيعيان با امام، حتى در همين حد نيز قطع شد و مسلمانان موظف شدند در امور خود به نايبان عام آن حضرت، يعنى فقهاى واجد شرائط و آشنايان به احكام اسلام، رجوع كنند.
اگر غيبت كبرى يكباره و ناگهان رخ مىداد، ممكن بود موجب انحراف افكار شود و ذهنها آماده پذيرش آن نباشد. اما گذشته از زمينه سازيهاى مدبرانه امامان پيشين، در طول غيبت صغرى، بتدريج ذهنها آماده شد و بعد، مرحله غيبت كامل آغاز گرديد. همچنين امكان ارتباط نايبان خاص با امام در دوران غيبت صغرى، و نيز شرفيابى برخى از شيعيان به محضر آن حضرت در اين دوره، مسئله ولادت و حيات آن حضرت را بيشتر تثبيت كرد.
با سپرى شدن دوره غيبت صغرى، غيبت كبرى و دراز مدت امام آغاز گرديد كه تا كنون نيز ادامه دارد و پس از اين نيز تا زمانى كه خداوند اذن ظهور و قيام به آن حضرت بدهد، ادامه خواهد داشت.
غيبت دو گانه امام دوازدهم، سالها پيش از تولد او توسط امامان قبلى، پيشگويى شده و از همان زمان توسط راويان و محدثان، حفظ و نقل و در كتابهاى حديث ضبط شده است كه به عنوان نمونه به نقل چند حديث در اين زمينه اكتفا مىكنيم:
1-امير مؤمنان علي(ع) فرمود:
[امام]غايب ما، دو غيبتخواهد داشت كه يكى طولانىتر از ديگرى خواهد بود. در دوران غيبت او، تنها كسانى در اعتقاد به امامتش پايدار مىمانند كه داراى يقينى استوار و معرفتى كامل باشند.
2- امام باقر(ع)فرمود:
[امام]قائم دو غيبتخواهد داشت كه در يكى از آن دو، خواهند گفت: او مرده است...
3- ابو بصير مىگويد: به امام صادق(ع)عرض كردم: امام باقر(ع) مىفرمود: قائم آل (ص)دو غيبتخواهد داشت كه يكى طولانىتر از ديگرى خواهد بود.
امام صادق-عليه السلام-فرمود: بلى، چنين است...
4-حضرت صادق(ع)فرمود:
امام قائم دو غيبتخواهد داشت: يكى كوتاه مدت و ديگرى دراز مدت...
سير تاريخ، صحت اين پيشگوييها را تاييد كرد و همچنانكه پيشوايان قبلى فرموده بودند،غيبتهاى دوگانه امام عينيتيافت.
بشارت به ظهور منجی :
از جمله نقاط تلاقی ادیان بزرگ، نوید امید بخش به یک آینده روشن و پیروزی قطعی حق بر باطل، به دینداران مخلص و وفاداران پر استقامت است. این « آینده گرایی »، مشتمل بر اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجی است. بعنوان نمونه:
در آئين زرتشت : زرتشت، خود نوید داده است که پس از وی افرادی به عنوان منجی خواهند آمد و جهان را از آسیب و گزند اهریمن رهائی خواهند بخشید. این افراد. « سوشیانت »، نام دارند. زرتشتیان معتقدند در هزاره های یکم و دوم و سوم پس از زرتشت سه تن از این سوشیانتها (رهانندگان) از نسل زرتشت به جهان خواهد آمد که مهمترین آنان، آخرین ایشان است و او «سوشیانت پیروزگر» خوانده شده است و در زبان اوستایی «استوت ارت» نام دارد:
بدان هنگام که استوت ارت پیک مزدا آفریده، بدر آید گرزی پیروزمند بدست دارد، گرزی که فریدون دلیر به هنگام کشتن اژدهاک در دست داشت . . . استوت ارت بدین گرز، دروغ را از گیتی _ خانه راستی _ بیرون خواهد راند. استوت ارت با چشم خرد به همه آفریدگان بنگرد، استوت ارت با چشم بخشایش سراسر جهان خاکی را بنگرد و نگریستنش جهان را نیستی ناپذیر کند. یاران استوت ارت پیروزمندانه بدر آیند: نیک اندیش و نیک گفتار و نیک کردار و نیک دین.
در آئين يهود: در عهد عتیق، که مجموعه کتب مقدسه یهود است در مزامیر داود (ع) چنین می خوانیم: و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند بود، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد و از فراوانی سلامتی متلذذ خواهند گردید . . .
صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود. دهان صالح حکمت را بیان می کند و زبان او انصاف را ذکر می نماید. شریعت خدای وی در دل اوست، پس قدمهایش نخواهند لرزید .
در آئين مسيحيت : در انجیل یوحنّا باب های 14 و 16 آمده است: و من از پدرم خواهش می کنم تا یک پشتیبان و تسلّی بخش دیگر به شما بدهد که همیشه با شما بماند. این پشتیبان وتسلی بخش، همان روح پاک خداست که شما را با تمام حقایق آشنا می کند. . .
وقتی روح پاک خدا که سرچشمه همه راستی ها است بیاید، تمام حقیقت را به شما نشان می دهد .
ضرورت شناخت حقیقی امام :
اولین و مهمترین وظیفه ای که هر شیعه منتظر در مورد امام خویش دارد بدست آوردن معرفت و شناخت نسبت به آن امام است و در روایات متعدد به این مطلب تصریح شده است از جمله پیامبر اسلام (ص) که فرموده اند: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد و به جاهلیت مرده است پس در هر عصری شناخت امام آن زمان امری لازم و ضروری است وپس ازآن اطاعت ازامام واجب می شود در زیارت آل یاسین می خوانیم: «خدایا! درود بنویس بر ولی خود و فرزنداولیا ئت، که اطلاعت آنها را بر خلق لازم و فرض گردانیدی و حق آنها را واجب کردی»و هر کس که اطاعتش واجب باشد باید صفاتش را شناخت تا با شخص دیگری که به دروغ مقام او را مدعی است اشتباه نشود، بنابراین شناخت و دانستن صفات حضرت واجب می باشد. پس شناخت امام لازم است و این شناخت جز به دو امر حاصل نمی شود: اول شناخت شخص امام (ع) به نام و نسب.
دوم شناخت صفات و ویژگی های او.
مهدويت در انديشه سيا سي شيعه :
در انديشه سياسي شيعه، از آنجا که آموزه امامت، محور و اساس است؛ مباحث سياسي مهدويت نيز داراي جايگاه و اهميت فوقالعادهاي است، چرا که با محقق شدن حکومت جهاني مهدوي، ظلم و ستم از ميان رخت برکنده و مدينه فاضله اسلامي، تحقق مييابد. در واقع، انديشه مهدويت و موعودگرايي در اسلام از چنان جايگاه والايي برخوردار است که پيامبر اعظم (ص) و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ بارها بر آن تأکيد کرده و مردم را به آن اميد دادهاند. از ويژگيهاي بارز مهدويت اين است که ميتوان آن را از ديدهاي گوناگون مورد بحث و بررسي قرار داد. در حقيقت، مهدويت از يک نگاه، تنها يک باور اسلامي به شمار ميرود، اما از منظري کلان، آموزه اي فراگير بوده و حتي در مکاتب بشري نيز گونه اي از تحقق جامعه آرماني در آينده است.
از ويژگيهاي اساسي مهدويت، ميتوان به اين نکات اشاره نمود که در واقع، مهدويت داراي بعدي جهاني است، چرا که مهدويت به گروه و سرزمين يا نژاد خاصي تعلق خاطر ندارد، بلکه تدبيري الهي براي همه انسانها و داراي گستره جهاني است. همچنين انتظار براي ظهور منجي، انتظار تحقق غايت بشري است که به تدبير الهي بر جهان، حاکم خواهد گشت. از ديگر ويژگيهاي جامعه اسلامي عصر مهدوي، تأکيد بر فضيلت و سعادت است؛ در حالي که عصر جديد، صرفاً بر آزادي انسان مبتني است. براي رسيدن به غايت اصلي جامعه مهدوي ـ که همان زمينهسازي براي سعادت، فضيلت و تکامل انسانهاست ـ عدل و داد، يکي از زمينههاي لازم براي تحقق چنين آرمان مهمي به شمار ميرود.
مفهوم واقعي انتظار فرج :
انتظار، آمادهباش و تحصيل آمادگيهاي لازم براي رسيدن به اهداف و خواستههاي موردنظر است. انتظار يك حالت روحي صرف نيست بلكه با توجه به رواياتي كه آن را افضلالاعمال يا احبالاعمال ميداند يك حالت روحي جاري و ساري است كه از معرفت برخاسته و به اقدام و عمل ميانجامد كه بدون جزء اخير آن حقيقت آن تحقق نمييابد برهمين اساس است كه گفته ميشود: انتظار آمادگي آدمي در سه بعد شناخت، عاطفه و رفتار و تحول در سه حوزه وجودي بينشي و گرايش و عمل انسان است. "طوبي لمن ادرك قائم اهلبيتي و مقتد به قبل قيامه... ": خوشا بهحال كسي كه قائم از اهلبيت را درك كند و قبل از قيامش به او اقتدا و تأسي نمايد. بايد انسان زندگي خود را بر مدار رضايتمندي حضرت تنظيم نمايد، بايد مهديزيست بود و از عدالتخواهي و بسط و گسترش آن گرفته تا خوراك و پوشاك و زندگي فردي و اجتماعي و جاي جاي زندگي به او تأسي نمود تا بتوان منتظر واقعي بود. انتظار، يكى از پُربركتترين حالات انسان است؛ آن هم در انتظار دنيايى روشن از نور عدل و داد. «يملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا». خداى متعال به دست او، سرزمين بشرى و همهى روى زمين را از عدالت و دادگسترى پُرخواهدكرد. انتظار چنين روزى را بايد داشت. همين روح انتظار است كه به انسان تعليم مىدهد تا در راه خير و صلاح مبارزه كند. اگر انتظار و اميد نباشد، مبارزه معنى ندارد و اگر اطمينان به آينده هم نباشد، انتظار معنى ندارد. انتظار واقعى، با اطمينان و اعتماد ملازم است. اعتماد، لازمهى انتظار است و اين هر دو، ملازم با اميد است و امروز اين اميد، امرى لازم براى همهى ملتها و مردم دنيا مىباشد.
مدينه فاضله بشري :
آن چه فصل مشترك همه اديان و مكاتب است تأكيد بر ظهور دوراني است كه عدالت درجامعه بشري حاكم مي شود و بشر، آزادي و سعادت حقيقي را لمس مي كندو مدينه فاضله جها ني در آن محقق مي شود. مژده هاي كتب مقدس، آيين هاي هندي و ايران باستان و اديان ابراهيمي گواه اين سخن است . مدينه فاضله بشري زماني محقق خواهد شد كه عناصر اصلي سعادت بشري فراهم شود اين عناصرعبارتند از :عدالت ، امنيت،رفاه،آزادي،رشد وپيشرفت علمي وتكنيكي، تعالي اخلاقي و معنوي. اين مقاله گذر و نظري دارد بر آيات و روايات مربوط به اين افق برين و چگونگي حصول مؤلفه هاي مدينه فاضله در دوران حكومت مهدوي.
فضيلت نيمه شعبان :
شيخ حر عاملى رحمه اللّه از بزرگان اصحاب نقل مى كند كه امام صادق (ع) فرمود:
"شبى كه حضرت قائم (عج ) در آن متولد شد، هيچ نوزادى در آن شب متولد نمى شود مگر اينكه مؤ من خواهد شد، و اگر در سرزمين كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام مهدى (عج ) به سوى ايمان منتقل مى سازد." در نيمه شعبان زيارت حضرت امام حسين (ع) و همچنين زيارت امام زمان (ع) مستحب است ، امام صادق (ع) فرمود :
"شب نيمه شعبان بهترين شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نيمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است ، در ركعت اول بعد از حمد، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحيد خوانده شود". غسل و شب زنده دارى و عبادت در اين شب بخصوص فضائل بسيار دارد، اين شب در نزد خدا چنين مقامى دارد كه ولادت با سعادت امام زمان (ع) در سحرگاه اين شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده . ضمنا رواياتى آمده كه نيمه شعبان همان شب قدر و تقسيم ارزاق و عمرها است ، ودر بعضى از اين روايات است شب نيمه شعبان شب امامان عليهم السلام است و شب قدر شب رسول خدا (ص) است . از جمله فضائل اين شب اينكه ، از شبهاى مخصوص زيارت امام حسين (ع) است كه صد هزار پيامبر (صلواة اللّه عليهم ) آن حضرت را در اين شب زيارت مى كنند. از نمازهاى مستحبى كه در اين شب وارد شده دوركعت نماز است كه درهرركعت بعد ازحمد صد بار سوره توحيد خوانده مى شود. نقل شده رسول اكرم (ص) فرمودند: شب نيمه شعبان در خواب ديدم جبرئيل بر من نازل شد و فرمود: اى محمد (ص) در چنين شبى خوابيده اى ؟ گفتم : اين شب چه شبى است ؟ فرمود: شب نيمه شعبان است برخيز، مرا بلند كرد و به بقيع برد، و سپس فرمود: سرت را بلند كن زيرا در اين شبها درهاى رحمت خدا در آسمان بروى بندگان باز است ، همچنين در رضوان ، در آمرزش ، در فضل ، در توبه ، در نعمت ، در جود و سخاوت، در احسان باز است ، خداوند به عدد پشمها و موهاى چرندگان در اين شب گنهكاران را آزاد مى كند، پايان عمرها دراين شب ، تعيين مى گردد، رزق هاى يكسال در اين شب تقسيم مى شود و حوادث يكسال در اين شب معين مى گردد. اى محمد! كسى كه اين شب را با تكبير و تسبيح و تهليل و دعا و نماز و قرائت قرآن و اطاعت و خضوع و استغفار بسر برد، بهشت منزل و سراى او است ، و خداوند گناهان گذشته و آينده اش را مى آمرزد... اى محمد (ص) اين شب را احياءدار و به امت خود دستور بده آنها نيز اين شب را احياء بدارند، و با عمل به سوى خدا تقرب جويند، چرا كه اين شب شبى شريف است . از اعمال اين شب ، خواندن دعاى كميل در سجده است روايت شده كه كميل گويد ديدم على عليه السلام اين دعا را در شب نيمه شعبان در سجده خواندند. در مورد زيارت امام حسين عليه السلام در اين شب بخصوص در صورت امكان در كنار قبرش ، آمده هر كه بشناسد امام حسين عليه السلام را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گرديد و وسيله و راهگشائى براى رسيدن به فوز عظيم شد (خلاصه اينكه عبادتش در اين شب از روى توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خويشتن را در برابر خدا خاضع نمايد كه شايستگى آن را دارامى باشد و نيز از خدا خواسته هاى شرعيش را تقاضا كند.
جان كلام :
ظهور مصلح جهانی در آخرالزمان، یكی از مسائل اساسی است كه از روزگاران كهن تا عصر حاضر، مورد توجه جوامع بشری بوده است. آرزوی فرج، اندیشهای است كه تقریبا همه ملل را به خود مشغول ساخته است و حتی ملتهای غیر خدا پرست و مادیگرا به نوعی به مصلح جهانی در دوره آخرالزمان معتقدند.
دین اسلام، ظهور مهدی(عج) را تنها به عنوان یك ایده و تفكر خیالی كه بشارت قیام رهبری مبهم، در آیندهای نامعلوم برای رهایی بشریت از ظلم و جور را میدهد، مطرح نساخته بلكه آن را به عنوان یك مسأله اعتقادی كه دارای نشانه و علائم روشن و پابرجایی است، مطرح میكند و این اعتقاد در دل و جان و وجدان امت اسلامی و همچنین در زندگی سیاسی و مبارزاتی آنها وجود دارد.
درخاتمه سا لروزميلاد با سعا د ت اين اما م همام (عج) را به همه مسلما نان جهان خاصه شيعيا ن منتظر تبريك وتهنيت مي گوييم .
منابع :
1- توضيح المقاصد شيخ بهائى .
2- المراقبات ، نوشته عالم ربانى و عارف صمدانى ، مرحوم حاج ميرزا جواد تبريزى .
3- المجلسی، محمد باقر، همان، ج۹۴، ص۸۵.
4- كورانى، على، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالى، سازمان تبليغات اسلامى، چاپ دوم 1371 .
5 - شفيعى سروستانى، ابراهيم، در انتظار موعود، مؤسسه فرهنگى موعود، چاپ اول 1376 .
6- شیخ مفید؛ الارشاد .
7- الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۵۱۴.
8- الصدوق، محمد بن علی بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمهٔ، ج۲، ص۴۳۲.
9- ابن صبّاغ المالکی، نورالدین علی بن محمد، الفصول المهمّهٔ فی معرفهٔ الأئمّهٔ، ص۳۱۰.
10- ابن طاووس، علی بن موسی، أقبال الأعمال، ص ۲۱۲.
11- الطباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۱۳۰.
12- ) حکیمی، محمد رضا، خورشید مغرب، ص 140 دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1373 ش .
13- صافی گلپایگانی، لطف الله ، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر .
14- مسعودی، علی ابن حسین، مروج الذهب (بیروت، دارالفکر، 1393هجری) ج 4 ص 199.
15- امینی، ابرهیم، دادگستر جهان ص 125، (قم، انتشارات شفق، 1375هجری شمسی).
16- نوری، میرزا حسین، نجم الثاقب ص 85 _ 82 .
17- شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2 ص 150.

