به منا سبت سالروز و فا ت حضرت خديجه كبري (س)
خدیجه(س) دلباختهى فضیلت و معنویت
اسدالله افشا ر
سخن از خديجه، سخن از يک دنيا عظمت و پايداري و استقامت در راه هدف است. به حق قلم فرسايي درباره کسي که خداوند بر او سلام و درود فرستاد، بسي مشکل است. اما به مصداق «مالا يدرک کله لا يترک کله» به بررسي گوشه هايي از شخصيت و زندگي اين بزرگ بانو مي پردازيم:
يكم) خديجه(س) 68 سال قبل از هجرت بدنيا آمد. خانوادهاي که خديجه را پرورش داد، از نظر شرافت خانوادگي و نسبت هايخويشاوندي، در شمار بزرگ ترين قبيله هاي عرب جاي داشت. اين خاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگي و نجابت و شرافت از کردار و گفتار خديجه پديدار بود. خديجه از قبيله هاشم بود و پدر و اقوامش از ثروتمندان قريش بودند. پدرش خويلد بن اسد قريشي نام داشت. مادرش فاطمه دختر زائد بن اصم بود؛ که سلسله آنها از "لوی" با پیغمبر اکرم(ص) و سایر هاشمیان، مشترک می شود. خدیجه از طرف پدر با رسول خدا، عموزاده و نسب هر دو به "قصی بن کلاب" می رسد. او از خانواده های اصیل و اشراف مکه است. تولد او نیز در مکه و چندین سال قبل از «عام الفیل» بوده است. به روایتى پدرش قبل از جنگهاى فجار کشتهشد و خدیجه را دردنیاى پرآشوب آن روزگارتنها نهاد.
دوم ) از سرنوشتخدیجه(س) و نحوه زندگانى وى تا قبل از سنین میانسالى، اطلاع دقیقى دردست نیست اما آنچه مسلم مىنماید این است که او دردوران طفولیت تجربیاتى گرانسنگ اندوختهبود، شاید پانزدهسال بیشتر ازعمرش نمىگذشت که شاهد هجوم سپاه ابرهه به خانه خدا بود.
اولین متون تاریخى در مورد او به زمانى اشاره دارند که با ترتیبدادن کاروانهاى تجارى به کسب درآمد پرداخت او با مدیریت و درایتى قوى به دور از رسم تجار زمانه که رباخوارى را از اصول اولیه کسب ثروت قرار دادهبودند، به تجارت مضاربهاى روىآورد.
گرچه ستیز خدیجه(س) با تجارت ربوى، که گاه تا ازدستدادن زن و فرزند بدهکار مىکشید، خود مقولهاى مهم است اما تابناکترین صفحات زندگى او زمانى شکل مىگیرد که با وجود زیبایى ظاهرو برخوردارى از تمام صفات عالى زنانه هرگز در جامعه فاسد آن روزگار خود را نباخت و به چنان درجهاى از کمال و پاکى دستیافت که به وى لقب"طاهره" دادندنویسندگان در توصیف اوعباراتى چون"تدعى فى الجاهلیه الطاهره" در جاهلیتبه طاهره نامیدهمىشد، را به کار بردهاند.
او از یارى فقرا روى برنمىگرداند و خانهاش پناهگاه نیازمندان بود."کرم و سخاوت" ،"دوراندیشى و درایت" و"عفت" از وى بانویى پارسا و مورد احترام همگان ساخت. لقب"سیده نساء قریش" که در آن زمان به وى دادهشد، از نفوذ اجتماعى و عمق احساس احترام مردم به وى پرده برمىدارد. کمالات روحى و عقلى و حسنظاهر وى سببشد تا گروه کثیرى از مردان، اندیشه همسرى او را در سر بپرورانند "عقبهبن ابىمعیط"،"صلتبن شهاب"،"ابوجهل" و"ابوسفیان" ازجمله مردان ثروتمند و صاحب نفوذ قریش بودند که دست تمنا به سوى او درازکردنداما خدیجه درخواست آنها را با ابراز بىعلاقگى به ازدواج ردکرد. او در بخشى از گفتگوهایش با"ورقهبن نوفل اسدبن عبدالعزى"، پسرعمویش، نیافتن شخص موردنظر را دلیل عدم تمایل به ازدواج دانستهاست.خدیجه که برآیین حنیف ابراهیم خلیلالله باقىبود، اوقاتى از روز را با علماى مذهبى مىگذراند و از سخنان و معارفشان بهرهمىبرد. در این نشستها گاه صحبت از ظهور پیامبرى از قریش به میان مىآمد که خدیجه را سخت در تفکر فرو مىبرد.
سوم ) زمان ازدواج با محمد (ص)، ۴۰ سال و یا کمی بیشتر سن داشته است و نیز میگویند خدیجه بود که پیشنهاد ازدواج با محمد را مطرح کرد. اینکه معروف است خدیجه طاهره قبل از ازدواج با پیامبر (ص) ۲ بار ازدواج کرده، صرفاً یک گزارش تاریخی است که متضاد آن نیز گزارش شده و در چند کتاب تاریخی آمده: «ان النبی (ص) تزوج بها و کانت عذرا (پیامبر گرامی با خدیجه ازدواج کرد در حالیکه خدیجه دوشیزه و باکره بود) ولی مظلومیت مضاعف خدیجه در طول تاریخ به دست بعضی سیره نویسان کم دقت و راویان اولیه مغرض رقم خورده است. آنان دلیل
ازدواجهای قبلی وی را وجود فرزندانی از آن ازدواجها میدانند در حالیکه کودکان، مورد اشاره مورخان فرزندان خواهر خدیجه یا فرزندان شوهر خواهر خدیجه از زن دیگر بودند که علی الظاهر بعد از مرگ والدین آنها (یا هر دلیل دیگری) و فقدان سرپرست آن بانوی نمونه، فداکاری کرد، آنها را به نزد خود آورد و به همراه پیامبر گرامی (ص) با تمام محبت از آنها نگهداری میکرد و به همین دلیل است که خدیجه، علاوه بر صفت طاهره، دارای لقبی دیگر یعنی «ام الایتام، مادر یتیمان نیز هست. و این لقب در رابطه با مادری کردن وی در حق آن کودکان است. البته این عنوان را مردم آن دوران به وی دادند و بدیهی است که شخصیت طاهره خدیجه راضی به کاربرد کلمه ایتام و یتیمان نبوده باشند زیرا او فقط مادری کرده بدون هیچگونه طعن و نیش. حال آنکه در لقب مذکور، نوعی بی مهری مشاهده میشود. بهر جهت، این لقب را هر کس به خدیجه داده باشد نشان از روحیه بلند و انسانی خدیجه دارد. حس نوعدوستی، فداکاری و آزادگی همان ویژگیهایی که شوی او نیز در مرتبه بالاتر، دارای آن بود. متأسفانه در گزارش بعضی راویان مغرض، نه تنها با انتساب این فرزندان به خدیجه، ویژگی فداکاری و انسانیت او نادیده گرفته شده، بلکه همان فرزندان را یکی از دلایل ازدواجهای قبلی وی قلمداد کردهاند.
چهارم) خدیجه این بانوى آگاه و پاكسرشت، و این دلباختهى فضیلت و معنویت، كه اعتقاد به حق و حقیقت و تمایل به فضایل و كمالات، از خصایص ذاتى او بود، از همان دوران جوانى نیز یكى از مشهورترین زنان حجاز و عرب به شمار مىرفت. وى كه نخستین زن تاجر عرب و یكى از بزرگترین شخصیتهاى تجارى حجاز بود، حتى پیش از ازدواج با پیامبر نیز، از شهرتى شایسته برخوردار بود. چنان كه نام وى نه تنها در تاریخ اسلام، بلكه در تاریخ اعراب و قبائل عرب و در آثار و نوشتههاى مورخین غیراسلامى نیز، به عظمت و تجلیل، یاد شده است. خدیجه در كار تجارت خود نیز، براساس همان خصوصیات و خصلتهاى برجستهى انسانیش، گام برمىداشت. هرگز تجارت را به عنوان وسیلهاى براى كسب درآمدهاى سرشار، به هر طریق و به هر شكل كه باشد، نگاه نمىكرد. هرگز در پى سودجویى و منفعت طلبىهاى شخصى و بىرویه نبود. از این رو همواره سعى داشت كه تجارت خود را به دور از آلودگىها، و عارى از درآمدهاى ناصحیح، انجام دهد، و از عوایدى كه از راههایى چون احتكاروكمفروشى و گرانفروشى و رباخوارى و نظایر آن به دست مىآید، مصون دارد. بر این اساس خدیجه هرگز تجارت خود را، به این گناهان نابخشودنى آلوده نكرد، و داد و ستدهایش را جز از راههاى مشروع و اصولى انجام نداد.همین خصوصیات انسانى، و روش و رفتار معقول و منطقى باعث شده بود كه اطمینان و اعتماد گروهها و طبقات مختلف مردم، به او جلب شود و راه پیشرفت و ترقى از راههاى مشروع و افزایش درآمدهاى حلال، براى او هموار گردد. تا جایى كه دربارهى موفقیتهاى تجارى او، و ثروت سرشارى كه از این راه فرادست آورده بود، در تواریخ و متون مختلف نوشتهاند: «هزاران شتر در دست خدمه و كاركنان خدیجه بود كه در اطراف كشورهایى چون مصر، شام و حبشه در راه تجارت، مشغول رفت و آمد و داد و ستد و نقل و انتقال كالاهاى تجارى بودند.»
پنجم) خدیجه کبری علیهاالسلام اموال فراوانی از پدر به ارث برده بود و با آن تجارت می کرد و در این راه از مردانی درست کار مدد می جست. اموال وی را بیشتر از هشتادهزار شتر که در مناطق مختلف مانند حبشه و مصر پراکنده بوده، نوشته اند. اداره کردن چنین مجموعه عظیم تجا ری نمایه ای از قوت و تدبیراین بانوی بزرگ است.
در بین کسانی که به عنوان کارگزاران امین خدیجه کبری علیهاالسلام به تجارت پرداخته اند،نام محمد امین صلی الله علیه وآله وسلم نیز به چشم می خورد. ایشان در سن بیست و پنچ سالگی برای تجارت رهسپار شام شدند. با چنین سفرهایی برای خدیجه کبری علیهاالسلام آشنایی با روحیات حضرت رسول صلوات الله علیه وآله حاصل شد. ایشان با وجود آن که ثروتمندترین بانوی مکه به شمار می رفت و خواستگاران فراوانی از میان مردان ثروتمند داشت، با رضایت کامل حاضر به ازدواج با محمد امین صلوات الله علیه وآله گردید، هر چند این اقدام موجب تمسخر زنان قریش شد. ازدواج با مردی فقیر و یتیم نشانگر آن بود که ایشان ارزش را در وجود کمالات روحی جستجو می کند نه در وفور ثروت دنیوی و این درسی است برای همیشه تاریخ.
ازدواج خديجه با حضرت محمد(ص) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام تحقق يافت. در آن زمان، حضرت محمد(ص) 25سال داشت و خديجه چهل ساله بود.
مراسم خواستگاری با حضور عموی پیامبر صلوات الله علیه وآله جناب ابوطالب علیه السلام و ورقه بن نوفل پسر عموی خدیجه که مردی دانشمند و گریزان از پرستش بت ها بود، انجام شد .
پس از خواندن خطبه عقد توسط حضرت ابوطالب علیه السلام، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از جای برخاسته آماده رفتن شدند. در این هنگام حضرت خدیجه علیهاالسلام به ایشان عرض کرد:
"إلی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک: به سوی خانه خود بیایید که خانه من خانه شما و خودم خدمتکار شمایم".
در نظر داشتن موقعیت اجتماعی و مادی حضرت خدیجه علیهاالسلام اهمیت این کلام را روشن می سازد که فردی در چنان جایگاهی چگونه نسبت به عظمت روحی حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم اظهارخضوع می کند .
در مورد ازدواج های حضرت خدیجه علیهاالسلام درمیان محققین اختلاف به چشم می خورد. برخی از صاحبان تحقیق معتقدند ازدواج ایشان با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم اولین ازدواج ایشان بوده است. فرزندان ايشان : زینب، رقیه،ام کلثوم،فاطمه (ع) قاسم و عبد الله مي باشند. قاسم در سن دو سالگی پیش از بعثت و عبد الله در مکه پیش از هجرت مرد.اما دختران به مدینه هجرت کردند و همگی پیش از فاطمه (ع) زندگانی را بدرود گفتند.خدیجه نخستین زنی است که به پیغمبر ایمان آورد.هنگامی که پیغمبر دعوت خود را آشکار کرد و ثروتمندان مکه رودرروی او ایستادند،و بآزار پیروان او و خود وی نیز برخاستند،ابو طالب برادر زاده خود را از گزند این دشمنان سرسختحفظ میکرد،اما خدیجه نیز برای او پشتیبانی بود که درون خانه بدو آرامش و دلگرمی میبخشید.برای همین خوی انسانی و خصلت مسلمانی است که رسول خدا پیوسته یاد او را گرامی میداشت.
فاطمه اطهر بانوی بزرگ اسلام،از چنان پدر و چنین مادری زائیده شد.
ششم ) حضرت خدیجه علیهاالسلام در 25 سال زندگی مشترک با پیامبر گرامی اسلام، خدمات بسیاری برای آن بزرگوار و دین اسلام انجام داد. حمایت های مالی، روحی، عاطفی ازحضرت محمد صلی الله علیه و آله ، تصدیق و تأیید پیامبر در روزگاری که هیچ کس تأییدش نمی کرد و یاری ایشان در برابر آزار مشرکان، گوشه هایی از این خدمات ارزشمند است. حضرت خدیجه علیهاالسلام پس از ازدواج با پیامبر، دارایی اش را به ایشان بخشید تا آن را هرگونه می خواهد مصرف کند. رسول گرامی اسلام در این زمینه می فرماید: «هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه علیهاالسلام برای من سودمند نبود».
حضرت خدیجه علیهاالسلام ، این بانوی بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پیامبر ایمان آورد، بلکه او را در برابر سختی ها و تکذیب مشرکان و بدخواهان یاری داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت آید. هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله با باری از مصیبت و اندوه به خانه می آمد، خدیجه او را دلداری می داد و نگرانی را از ذهن و خاطرش می زدود.
هفتم) دهم رمضان (سال ده بعثت) نقطه پایان بر ۲۵ سال همراهی خدیجه، بانوی آسمانی بارسول خدا صلی الله علیه و آله بود; بانویی مبارکه، طاهره، راضیه، مرضیه، زکیه، صدیقه، کبری، شامخه، فاضله، کامله و عفیفه که ۵۵ سال قبل از بعثت چشم به جهان گشوده و از سال ۱۵ قبل از بعثت (دهم ربیعالاول) در کنار برگزیده الهی قرار گرفته بود و سرانجام بعد از قریب ۲۵ سال همراهی و همگامی، در ۶۵ سالگی چشم از جهان فرو بست و رسول الهی را در فراقی جانسوز تنها گذاشت. این واقعه دردناک که به فاصله اندکی از وفات ابوطالب علیه السلام روی داد، چنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را متاثر کرد که آن سال را «عامالحزن» نامید. به نقل علامه مجلسی بعد از این واقعه ، رسولخدا(ص) خانهنشین شده و کمتر از خانه بیرون میرفت.
مروری بر نحوه خاکسپاری خدیجه علیها السلام و یادکرد دایمی پیامبر از وی، میزان این حزن و اندوه را به خوبی نشان میدهد: وقتی خدیجه وفات یافت، پیامبر(ص)اورادرحجون مكه، درقبرستا ن ابوطا لب كنا رقبرعبدالمطلب، ابوطا لب و عبد منا ف دفن كرد، ودرسوگش به شدت گریه نمود. و زمانی که قبر آن بانوی بزرگوار حاضر شد، پیامبر همانگونه که اشک از چشمانش ریزان بود، وارد قبر شد و خوابید و افزونتر از قبل گریست، او را دعا کرد و برخاست و با دستخویش همسرش را در قبر گذاشت. پیامبر در سالگرد وفاتش نیز گریه کرد و به زنانش فرمود: گمان نکنید مقامتان از او بالاتر است. زمانی که کافر بودید، ایمان آورد و مادر فرزندانم است.»
حتی سالها بعد که میخواستند خبر خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیها السلام را به پیامبر بدهند و یادی از خدیجه شد، چشمانش پر از اشک شد و زمانی که ام سلمه از علت گریهاش پرسید، فرمود: «خدیجه و این مثل خدیجه صدقتنی حین یکذبنی الناس و ایدتنی علی دین الله و اعانتنی علیه بمالها ان الله عز و جل امرنی ان ابشر خدیجه ببیت فی الجنه من قصر الزمرد لا صعب فیه و لا نصب: خدیجه و کجاست مثل خدیجه؟ زمانی که مردم تکذیبم کردند، مرا تصدیق کرد. بر دین خدا یاریام کرد و با مالش به کمکم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصری زمردین در بهشت که سختی و محنتی در آن نیست، بشارت دهم.»
جان كلام :
زندگى حضرت خدیجه را مىتوان نمونهاى کامل از تحول مثبت و سیر به سمت کمال دانست؛ زیرا خدیجه(س) بیش از چهلسال از زندگىاش را در دوران جاهلیتسپرىکرد، آنگاه با غلبه بر تمام تضادهاى موجود اجتماعى دل به اسلام سپرد. و به اولین اجتماع کوچک اسلامى گامنهاد. زندگا نى او چون پلى است که ابتداى آن در دوران جاهلیت و انتهایش در دوران اسلامى است. از اینرو بررسى نقاط حساس زندگانى وى مىتواند ما را در دستیابى به الگوى مثبتیارىدهد و براى همه گروههاى جامعه، به ویژه زنان،که دوران جاهلیتها، تعصبها و هجوم فرهنگهاى بیگانه را تجربه کردهاند سودمند باشد.
منا بع :
1- بحارالانوار، ج16، ص8 .
2- دلائل النبوه للبيهقي ط دار الکتب العلمية ج 2 ص 71 .
3- والبدايه والنهايه ج 2 ص 294 و 295 .
4- کرمی فریدنی؛ علی، جلوههایی از فروغ آسمان حجاز؛حضرت خدیجه، قم، انتشارات دلیل ما،ج 1، ص 14.
5 - علی دخیل، علي محمد، خدیجه (س)، ترجمه دکتر فیروز حریرچی، تهران، سپهر،1362، ص 11.
6- طبری، محمدبن جرير، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینه، قم، انتشارات دارالکتاب، ج3، ص 843 .
7- جمعی از نویسندگان، تاریخ الائمه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ص 15 – 20.
8- مهدیپور، علیاکبر، سرچشمه کوثر.
9- اسحق همداني، رفيع الدين ، سيره رسول الله، ويراستة مدرسي صادق، چاپ دوم 1375، ص 90 .
10- گئورگيو ،كنستان ويرژيل ، محمد پيغمبري كه از نو بايد شناخت، ترجمه ذبيح الله منصوري، ص 50 .
11- اشتهاردي، محمد مهدي ، خديجه، اسطوره مقاومت و ايثار، صفحه 186.

