به منا سبت گرا ميدا شت هفته ي دولت
مطا لبا ت رهبري و مردمي ازدولت
اسدا لله ا فشار
دوم شهريور هر سال آغاز هفته دولت است که روز پايانى آن سالروز شهادت محمد على رجايى؛ رئِس جمهور و محمد جواد باهنر؛ نخست وزير وقت ايران در سال 1360 است.
شهيدان رجايى و باهنر تشکيل دهندگان نخستين دولت ايران پس از يکدست شدن جمهورى اسلامى ايران هستندکه پس از خروج دولتمردان عصر حکومت موقت و دولت ابوالحسن بنى صدر استقرار يافت. از اين جهت دولت رجايى و باهنر آغاز عصر تازه جمهورى اسلامى بشمار ميرود و شهادت آنها ضايعه اى است که دولت و مردم ايران هر سال به ياد آن در سوگ مى نشينند.
هفته دولت، هفته اقتدار و پيروزى دولتى است که حمايت و پشتيبانى ميليونها تن از ملت خود را همراه دارد. هفته دولت، هفته افتخار و سربلندى دولتى است که تمام همتش؛ خدمت به محرومان جامعه و رفع نياز دردمندان و مستمندان است. هفته دولت، هفته سپاس و قدردانى از دولتى است که هدفش اجراى حدود الهى و احکام آسمانى اسلام و ايجاد جامعه اى سرشار از عدالت، نظم و امنيت است. اين هفته مبارک بر همه دولت مردانى که وجود خويش را وقف خدمت به اسلام و جامعه کرده اند، خجسته و فرخنده باد.
و اما هفته دولت، فرصتى است تا لختى تامل کنيم و به آن چه در گذر شتابزده زمان پنهان مانده، نظر افکنيم. بايد رنج و تلاش مسوولان متعهد کشور را ارج نهيم، خدمت هاى ناديدنى دولت مردان خدمت گزار و صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوييم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشيد بگوييم.
اين قلم ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيدان بزرگوار رجايي و باهنردرهفته دولت ، نكاتي را خدمت ملت بزرگوار و دولتمردان پرتلاش تقديم مي كند:
اول ) شخصيتهاي بزرگ در ظرف زمان نميگنجند و عصرها و نسلهاي مختلف را تحتتأثير انديشهها و رفتار خويش قرار ميدهند. شهيدان «رجايي و باهنر» در اين زمره قرار دارند؛ از جمله ويژگيهاي بارز و برجسته اين شهيدان بزرگوار؛ «ولايتمداري»، «تكليفگرايي»، «تواضع و سادهزيستي»، «استكبارستيزي»، «توجه به خردجمعي و كارشناسي»، «غيرتديني»، «توجه به محرومين»، «نقدپذيري» و ...،بوده است.
دوم ) با گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي، رسوب انگارهها و آموزههاي ليبرال سرمايهداري با چاشني سكولاريسم هنوز در گوشه و كنار نظام اجرايي – آموزشي كشور به چشم ميخورد و آثار و نتايج آن در برنامه ها و الگوهاي توسعه صرفا رشد محور و بياعتنا به عدالت و اقتضائات فرهنگي – بومي ايران اسلامي، مشهود است.
نگا رنده اميد وارا ست دولت نهم در زدودن مظاهر و انگارههاي تحميلي غرب بر فرهنگ و اقتصاد كشورمان، از جامعه نخبگان و دانشوران حوزوي و دانشگاهيان كمك گرفته تابتواندبا تلاش ها ي خود، هر چه سريعتر الگوي بومي توسعه مبتني بر آموزههاي ديني رادر جهت تحقق رشد عدالت محور و دانش بنيان تدوين و ارايه كنند. و همچنين از دولت محترم انتظار است علاوه بر برخورد با مظاهر الگوهاي غيربومي، براي تدوين و اجراي نظام و الگوي بومي عدالت گرا و دانش بنيان براي توسعه همهجانبه ميهن عزيز، همت والاي خويش را بكار بندد.
سوم) حمایت از دولت به معنی فقدان اشکال و نقص در کار دولت نیست. قطعاً این دولت (مانند دولتهای قبلی) در کنار خدمات و کارهای مفید، اشکالات و نواقصی هم دارد. دیکته پرحجم لاجرم بدون غلط نمیتواند باشد. البته اشکالات هر چه هم که باشد قابل قیاس با انبوه کارهای مفید و مثبت دولت نیست. حمایت از دولت منافاتی با نقد دولت ندارد اگر واقعاً نقد باشد.
از دو نکته فوق میتوان این نتیجه را گرفت که دولت- که خود هم اعتقادی به بیاشکالبودنش ندارد- باید از نقدها استقبال کند و آنها را به دیده منت بپذیرد. ممکن است خیلی از نقدها هم واردنباشد ولی اصل استقبال دولت از نقد کارهایش، ارزشمند و ضروری است.
دولت حتی باید نقدهای با لحن تند و نامناسب را هم پذیرا باشد چرا که شاید در لابلای عصبیتها و تندگوییها، مطلب حقی باشد که اگر به آن توجه نکند از برکاتش محروم شود.
چهارم ) بعد از گذشت پنج سال از عمر دولت نهم ودهم در سطوح مختلف مي توان با ارزيابي و نقد سازنده عملکرد آن در حوزه هاي اقتصادي- سياسي- اجتماعي و فرهنگي زمينه بهبود آن را فراهم کرد . براي همه کساني که دغدغه ارتقا، تعالي و ايجاد رفاه ايرانيان را در سر دارند، نقد اين عملکرد و بازشناسي ابعاد مثبت و منفي آنچه شکل گرفته ضرورتي است که بايد به شکل واقع بينانه مورد توجه قرار بگيرد و در واقع بيش از هر مجموعه ديگري دولت و جريان حاکم بايد اين فضا را براي بهره گيري خود فراهم سازد. ايجاد فضاي نقد و فرصت براي شنيدن انتقادات در واقع امروزه گرايش غالب در جريانهاي سياسي جهان است و در حقيقت حکومت ها و دولت ها مي کوشند با ايجاد شرايط مناسب امکان بهره گيري از ظرفيت هاي علمي و کارشناسي جامعه را در جهت بهبود عملکرد خود فراهم کنند و ما متاسفانه به دليل ضعف هاي فرهنگي و سياسي کمتر به اين آموزه ها توجه مي کنيم.
پنجم ) در طی 5 سال گذشته، اعضای دولت بطور مشخص و دسته جمعی پنج بار - هفته دولت 1384 ، 1385 ، 1386 ،1387و1388 به حضور رهبر انقلاب رفتهاند و ایشان نظراتشان را به صراحت درباره دولت گفتهاند. در یك جمع بندی از بیانات رهبری در این پنج سخنرانی، محورهای نظرات ایشان را میتوان در سه موضوع دسته بندی كرد: توصیه ها، بیان نقاط قوت، بیان نقاط ضعف. اين قلم اهم ديد گا ه هاي بيا ن شده درسا لها ي يادشده را به اختصار درذيل يا دآ وري مي نما يد :
1- توجه دقیق و جدی به سند چشم انداز: سند چشمانداز، یك مسالهی فرادولتی است؛ مال این دولت و آن دولت و این سیاست و آن سیـاسـت و این جریان و آن جریان نیست؛ محصـول یك كار فشرده و متراكم است؛ كارِ كارشناسی شده است؛ و درست هم هست. این سند، در واقع برنامهی كلان بیستسالهی ماست و یك سند به معنای حقیقی كلمه است. آنچه كه در این سند گفته شده، تعارف نشده. باید در همـهی بـرنامهریزیها سند چشمانداز را مورد ملاحظه قرار بدهید (سا ل 86).
نقشه راه، سند چشمانداز است. سند چشمانداز را هیچ نبایستی مورد غفلت قرار داد. این حقیقتاً یك سند واقعی و یك نقشه راهِ حقیقی است. باید دستگاههای نظارتی خودتان را محاسبه كنید. حالا دیگران ممكن است نظارت بكنند، ممكن است نكنند؛ ممكن است نظارتشان درست باشد، ممكـن است ناقص باشد؛ اما در درون خودِ مجموعه قوهی مجریه – كه نقشش در رسیدن به اهـداف چشـمانـداز، بسیـار حساس است – دستگاههای نظارتی را فعال كنید، بعد ساز و كارهای نظارتی را بكار بیندازید تا ببینیم برنامهها و سیاستها چقدر جلو رفته؛ یعنی اینجور نباشد كه سال دهم سند چشمانداز، نگاه كنیم و ببینیم پیشرفتی پیدا نكردهایم؛ نه، بایستی اینها را مرتباً رصد كنید كه معلوم شود چقدر پیش رفتهایم و چقدر به آن اهداف نزدیك شدهایم و چقدر زمینهها فراهم شده است (1387) .
2- توجه به كاركارشنا سی: كار كارشناسی را حقیقتاً جدی بگیرید؛ بخصوص در كارهای مبنایی و بـنـیـانـی، مـثـل مـسـالـهی بـرنـامـهریـزی و بودجهنویسی، یا مسالهی شوراها و امثال اینها؛ اینها كارهای بنیانی و ماندگار است؛ یعنی باید بماند. اگر كارِ كارشناسی عمیقِ دقیقِ همهجانبهی متبحرانهای انجام گرفت، این كار ماندگار خواهد شـد(1387) .
همه به كار كارشناسی احتیاج داریم. كار بدون كارشناسی، ابتر و عقیم و خنثی خـواهـد بـود. كـارشناسان صادق و خوب در دستگاهها و مجموعهی ظرفیت عظیم انسانی كشور هستند؛ حتماً از نظر كارشناسی این افراد صادق و موِمن استفاده كنید. كار بدون كارشناسی نباید انجام بگیرد(1385) .
3– تعامل با نخبگان: نخبگان كشور زیادند و در این جمع و جمعهای مرتبط با ایـن جمـع هـم منحصـر نمـیشـوند.ما انصافاً آدمهای نخبه در كشور كم نداریم. (دیدار هفته دولت سال 86 ). نكتهی بعدی، تعامل با نخبگان همفكر و بااخلاص است. باید با اینها تعامل كنیم. البته نشست و برخاست با نخبگان در سفرها خوب است؛ لیكن این كافی نیست (دیدار در هفته دولت سال 1385) .
یك مسئله هم تعامل نظاممند با نخبگان و اهل نظر – حتی مخالفین – است؛ با اینها هم باید تعامل كرد. نخبگان جامعه را نباید فراموش كرد. گاهی نخبگان نظرات اصلاحیای دارند كه بایستی از اینها استفاده كرد. یعنی همچنانی كه گفته میشود كه واقعش این جوری است. از نظرات و از نیرو و از كار همه نیروها استفاده بشود (دیدار در هفته دولت سال 1387) .
4– تعامل با قوا : تعامل با مجلس و تعامل با قوه قضائیه، كار لازمیاست؛ این را مطلقاً نباید ندیده گرفت. البته ممكن است در این راه تلخیها و مشكلاتی وجود داشته باشد؛ ولی باید تحمل كرد؛ بهتر است (دیدار در هفته دولت سال 1387) .
5 -توجه به بخش فرهنگ: اهمیت كار فرهنگی نباید مورد غفلت قرار گیرد. در كار فرهنگی هیچ وقفه و تعللی جایز نیست؛ چون بیشترین تلاش دشمنان بر روی جامعه و ملت و كشور ما، تلاش فرهنگی است. این مبالغه نیست! بیشتر و پُرحجمتر و موِثرتر از تلاشهای سیاسی و امنیتی، تلاش فرهنگی است. علت هم این است كه آنها میدانند اگر در تلاشهای فرهنگی علیه انقلاب موفق و پیروز شوند، بقیهی كارها برای آنها آسان خواهد شد؛ لذا روی این متمركزند. ما مطلقاً نبایستی توقف داشته باشیم، باید پیش بـرویم. هـیـچ سـطـحـینـگـری جـایـز نیست. ظاهرگرایی و عوامزدگی در كار فرهنگی جایز نیست. كار فرهنگی بایستی مدبرانه، عمیق، با حـوصلـه و از سـوی آدمـهـای بـاصـلاحیت و كارشناسهای حقیقتاً وارد، در همهی شعبهها و شاخههای گوناگون فرهنگی مورد توجه قرار بگیرد(1384) .
از بخش فرهنگ رفع مـظلـومیت كنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مــظلــومــیاســت(1386) .
6–سیا ستهای اصل44: سیاستهای اصل 44 خیلی مهم است. من میخواهم توصیه كنم به گونهای رفتا ر شود كه حقیقتاً این خط غلطی كه در سالهایی از اوائل انقلاب به ناحق در امر اقتصاد كشیده شده و همینطور هم ادامه پیدا كرده، این خط را كور كنید و به خط درست بروید! این با مسئلهی عدالتخواهی و آن چیزی كه ما در سیاستهای اصل 44 ذكر كردیم، هیچ منافاتی هم ندارد (در دیدار هفته دولت سال 86 ) .
7– پرهیز از شتابزدگی: از شتابزدگی اجتناب شود، آرمانها با جدیت تعقیب شود، اما هیچگونه شتابزدگی بهوجود نیاید (در مراسم تفیذ حكم دكتر احمدی نژاد در مرداد 84) .
سرعت را با دقت همراه كنید. سرعت غیر از شتابزدگی است؛ شتابزدگی بد است. سرعت وقتی با دقت همراه شد، كار معقول و صحیح است. مراقب باشید این سرعت عمل، شكل شتابزدگی به خودش نگیرد؛ یعنی همیشه با دقت همراه باشد ( در دیدار هیئت دولت در مهرماه 85) .
8– انتقادپذیری: از انتقاد هم اصلاً عصبانی نشوید (در دیدار سال 86 ). به انتقادها و عیوبی كه برای ما میشمارند، گوش فرا دهیم و خود را اصلاح كنیم تا وقتیكه با خدای متعال ملاقات میكنیم، بتوانیم عذر تقصیر داشته باشیم (در دیدار سال 84).
9– مبارزه با فساد: مسئلهی دیگر، مبارزهی با فساد همراه با قاطعیت است. الان خوشبختانه رویكرد دولت و آقای رئیسجمهور طوری بوده كه كسانی كه تمایل به فساد دارند، مرعوبند؛ اما اگر كار صحیح و واقعی انجام نگیرد، كمكم این رعب شكسته میشود و این ابهت از بین میرود؛ میل به فساد در یك جاهایی وجود دارد (در دیدار هفته دولت سال 85). مبارزهی با فساد، یكی دیگر از وظایف بسیار مهم است. من دربارهی مبارزهی با فساد اینقدر در صحبتهای عمومیو خصوصی حرف زدهام كه فكر میكنم تكراری است ( در دیدار هفته دولت سال 84).
10– اهمیت دادن به قوانین: قانون را اهمیت بدهید. قانون – وقتی كه با ساز و كار قانون اساسی پیش رفت – حتمیت و جزمیت پیدا میكند. ممكن است همان مجلس یا دولت یا دیگران مقدماتی فراهم كنند كه آن قانون عوض بشود – با طرحهایی كه در مجلس میآید، با لوایحی كه دولت میدهد، با تصمیمسازیهایی كه در بخشهای مختلف انجام میگیرد – عیبی ندارد؛ اگر قانون نقص دارد، ضعف دارد و غلط است، عوض بشود؛ اما تا مادامیكه قانون، قانون است، حتماً بایستی به آن عمل بشود و به آن اهمیت داده بشود. من این را تاكید میكنم. در بخشهای مختلف همینجور است. ممكن است یك چیزی را شما معتقد باشید كه روال قانونیاش درست طی نشده، یا متصدی این كار قوه مجریه نیست؛ وقتی كه قانون مجلس – با همان ساز و كار قانون اساسی – به دولت ابلاغ شد، قوه مجریه باید آن را قانون بداند. حالا اگر چنانچه ضعف یا چیز دیگری وجود دارد، عواملِ دیگری وجود دارد كه اگر قانون مشكلاتی دارد، بایستی آن را از بین ببرند؛ چه در خود مجلس، چه در شورای نگهبان و از این قبیل. به قانون اهمیت بدهید (1387).
11- نظارت بر زیرمجموعه: من اصرار و تاكید دارم كه مساله نظارت برزیرمجموعه خودتان را بسیار اهمیت بدهید. چشمهای بینا و بصیر و باز شماست كه وقتی در دائره مسئولیتتان میچرخد، میتواند صحت كار و پیشرفت كار را تضمین كند. اگر چنانچه شما غفلت كردید، ممكن است در همان بخشی كه غفلت كردهاید نابسامانی انجام بگیرد نظارت، بسیار مهم است. خود آقای رئیسجمهور هم همین جور. البته نظارت رئیسجمهور نسبت به وزرا، با استقلال وزرا در كارشان نباید تنافی پیدا كند. چون وزرا مسئولیت قانونی دارند و از مجلس رای اعتماد گرفتهاند و باید استقلال داشته باشند. لیكن این نظارت حتی در مورد وزرا هم وجود دارد. استقلال عمل آنها محفوظ، اما نظارت رئیسجمهور هم با شدت تمام بایستی انجام بگیرد (1387).
ششم) دولت نهم ودهم از دید مقام معظم رهبری از محا سني برخورداراست كه به مناسبت از آنها یاد كردهاند وما نيزبه اهم آنها اشاراتي خواهيم داشت :
1– پای بندی به اصول و ارزشها . 2– پای بندی به عدالت . 3 – تحول در مدیریت .4– دولت كار.5- احیای شعارهای انقلاب. 6– اعاده عزت ملی. 7– دیگر محاسن دولت نهم: پایبندی به خدمت، پركاری، شجاعت و قاطعیت، خدمت به محرومان، عدم انفعال در برابر استكبار، تحرك دیپلماتیك(دیدار با دولت 1386)، سادهزیستی و مردمگرایی، اجتناب از اسراف و ریختوپاش، شایستهسالاری، نظارت بر عملكرد زیرمجموعه، قانونگرایی، شجاعت و قاطعیت در بیان و اعمال آنچه كه حق است(1384)، داشتن روحیه مردمیو ساده زیستی (1387).
جا ن كلام :
اين قلم از دولت دهم و رياست محترم جمهوري انتظار دارد: مطالبات رهبري و مرد مي راهمچنان و با جديت بيشتر در دستور كار خود قرارداده ، وبا اطلاع رساني هنرمندانه افكار عمومي را مورد توجه قرار دهند،و از واقعيتهاي ملموس در زندگي مردم غفلت نورزند و بيش از هميشه بر صداقت در گفتار و سلامت در رفتار پايبند باشند.
در خاتمه ، توفيق آنان را جهت تلاش بيشتر و خدمت روز افزون براي رفع محروميتها، تبعيض و فساد، توسعه عدالت محور و ترويج معنويت و اخلاق اسلامي در جامعه،از خداوند متعال مسئلت مي نمايم .

