از فتنه ۸۸ تا فتنه‌های ترکیبی امروز

چگونه جنگ روایت، امنیت ملی را هدف می‌گیرد؟

اسدالله افشار

در چهار دهه اخیر، جمهوری اسلامی ایران بارها با بحران‌هایی مواجه شده که ظاهر آن‌ها متفاوت، اما باطن‌شان مشترک بوده است. آنچه از «فتنه ۸۸» آغاز شد، امروز به «فتنه‌های ترکیبی ۹۸، ۱۴۰۱ و پس از آن یعنی فتنه 18 و 19 دی 1404» رسیده؛ با این تفاوت که میدان نبرد از خیابان به ذهن منتقل شده است.

در فتنه ۸۸، اختلاف سیاسی بهانه بود؛ امروز نارضایتی‌های واقعی اجتماعی و اقتصادی سوخت اصلی است. اما در هر دو، الگوی واحدی دیده می‌شود:

**تحریف واقعیت تحریک احساسات مشروعیت‌زدایی فشار خارجی.**

پلتفرم‌های دیجیتال نقش تعیین‌کننده دارند. تلگرام به‌عنوان ابزارسازماندهی، اینستاگرام به‌عنوان موتور احساس‌سازی، وایکس به‌عنوان اتاق عملیات روایت‌سازی بین‌المللی عمل می‌کنند. در این میان، برخی چهره‌های پرمخاطبگاه از سر ناآگاهی و گاه از سر منافعبه تقویت ناخواسته این چرخه کمک می‌کنند؛ بی‌آنکه مسئولیت پیامدهای امنیتی سخن خود را بپذیرند.

نکته کلیدی آن است که دشمن خارجی هم خالق نارضایتی است و هم استاد بهره‌برداری از آن است. آمریکا و رژیم منحوس جنایتکار تروریستی صهیونی با سرمایه‌گذاری رسانه‌ای و شبکه‌ای، اعتراض را به اغتشاش و اغتشاش را به ابزارفشار بین‌المللی تبدیل می‌کنند. هدف نهایی، نه تغییر فوری حاکمیت، بلکه فرسایش اعتماد عمومی و بی‌ثباتی مزمن است.

جهاد تبیین یعنی گفتن حقیقتِ کامل: هم دیدن رنج مردم، هم افشای تحریف دشمن؛ هم نقد شجاعانه خطاهای داخلی، هم دفاع آگاهانه از امنیت ملی. تنها با عقلانیت، صداقت و گفت‌وگوی اجتماعی است که می‌توان این جنگ شناختی را خنثی کرد.

«جهاد تبیین» یعنی:

  • جدا کردن واقعیت از روایت؛
  • شناسایی الگوهای تکرارشونده فتنه؛
  • توضیح اینکه چگونه افکار عمومی هدف قرار می‌گیرد، نه صرفاً اینکه «چه کسی مقصر است»

در همه فتنه‌ها (از ۸۸ تا امروز)، جنگ اصلی، جنگ روایت‌هاست نه صرفاً جنگ خیابانی.

۱)تطبیق فتنه ۸۸ با فتنه‌های جدید (تحلیل تطبیقی)

این تطبیق از دومنظر قابل تأمل است:

الف / شباهت‌های راهبردی

این عنوان دارای مباحث قابل طرحی است که در ذیل به آن ها اشاره می گردد:

بحران اجتماعی/ اقتصادی/ هویتی- بحران سیاسی/ اجتماعی(نقطه آغاز )

ادعای ظلم ساختاری / سرکوب - ادعای تقلب (موتور محرک)

شبکه‌های اجتماعی- خیابان + رسانه رسمی(میدان اصلی)

فروپاشی اعتمادوانسجام ملی- تضعیف مشروعیت نظام(هدف نهایی)

پلتفرم‌های دیجیتال و الگوریتم‌ها - رسانه‌های ماهواره‌ای(ابزار)

🔹 نکته کلیدی:

در۸۸«تقلب»بهانه بود؛درفتنه‌های جدید،«احساسات خام و رنج‌های واقعی» سوخت می‌شود.

ب) تفاوت‌های مهم

این تفاوت ها عبارتست از:

  • در۸۸، نخبگان سیاسی محور بودند؛ امروزاینفلوئنسرها و سلبریتی‌ها؛
  • در ۸۸، زمان‌بندی کندتر؛ امروز تصاعد لحظه‌ای؛

(Real-time chaos)

  • در۸۸،رسانه بیرونی؛ امروزخودِمردم تبدیل به رسانه شده‌اند.

۲)کالبد شکافی نقش پلتفرم‌ها (موردی)

🔵 تلگرام

  • نقش: ستاد فرماندهی غیررسمی
  • کارکرد:
    • کانال‌های ناشناس؛
    • انتشار فراخوان، شایعه، خبرهای تأییدنشده؛
    • آموزش میدانی (نقشه، مسیر، تاکتیک)؛
  • ویژگی خطرناک:

عدم پاسخگویی و قابلیت تکثیر سریع.

🟣 اینستاگرام

  • نقش: ماشین احساس‌سازی
  • کارکرد:
    • تصویرسازی گزینشی؛
    • تحریک عاطفی با روایت‌های تک‌سویه؛
    • قهرمان‌سازی و قربانی‌سازی همزمان.
  • ویژگی خطرناک:

الگوریتمِ تقویت خشم

🟣 ایکس (توییتر سابق)

  • نقش: اتاق عملیات رسانه‌ای-سیاسی
  • کارکرد:
    • ترند‌سازی مصنوعی؛
    • القای اجماع جهانی؛
    • خوراک‌دهی به رسانه‌های بین‌المللی.

ویژگی خطرناک:

حضور مستقیم بازیگران دولتی و امنیتی خارجی

۳) نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی (تحلیل، نه شعار)

بر اساس الگوی شناخته‌شده جنگ ترکیبی:

آمریکا:

  • مدیریت جنگ روایت؛
  • تأمین مالی و پشتیبانی رسانه‌ای؛
  • اعمال فشار هم‌زمان اقتصادی + روانی.

رژیم صهیونیستی:

  • تخصص در ناامن‌سازی نقطه‌ای؛
  • پیوند ترور، خرابکاری و عملیات روانی؛
  • فعال‌سازی شبکه‌های نیابتی.

📌 این‌ دو رژیم فاسد جنگ طلب خون ریز هم خالق نارضایتی هستند وهم استادِ تبدیل نارضایتی به آشوب های ویرانگرخسارت بار خونین هستند.

و از منظر تحلیل امنیتی و مطالعات جنگ شناختی (نه صرفاً ادعا)

الگوی ثابت قدرت‌های مداخله‌گر این گونه است:

  1. سرمایه‌گذاری رسانه‌ای بلندمدت؛
  2. شبکه‌سازی دیجیتال و سایبری؛
  3. تشدید شکاف‌های اجتماعی واقعی؛
  4. سوار شدن بر اعتراض، نه خلق آن از صفر

📌 نکته مهم:

هیچ جامعه‌ای بدون بسترداخلی نارضایتی دچارفتنه نمی‌شود؛ اما

«دشمن حرفه‌ای، نارضایتی را به اغتشاش و اغتشاش را به خشونت هدفمند تبدیل می‌کند.»

۴) سلبریتی‌ها؛ چرا وارد شدند؟

تحلیل این پدیده نیازمند نگاه چندلایه است:

الف) ناآگاهی و ساده‌انگاری

  • تصور «من فقط دارم همدردی می‌کنم»
  • ندانستن پیامد امنیتی حرف‌ها

ب) خودبزرگ‌بینی رسانه‌ای

  • توهم رهبری افکار عمومی
  • جایگزینی احساس به جای تحلیل

ج) پیوند منافع

  • دیده‌شدن
  • تطهیر گذشته
  • بعضاً ارتباطات بیرونی

اما از منظر اخلاق اجتماعی:

تحریک احساسات و تشویق به آشوب، مسئولیت سنگین دارد؛ حتی اگر نیت، ادعایی انسانی باشد.

به عبارت دیگر:

سلبریتی‌ها؛ چرا «در اوج بحران» وارد می‌شوند؟

نه همه، اما بخشی از آن‌ها:

  1. سرباز ناخواسته جنگ شناختی هستند؛
  2. توهم مرجعیت اجتماعی دارند؛
  3. وابستگی مالیاعتباری به پلتفرم‌های خارجی دارند؛
  4. مصونیت‌طلبی (فکر می‌کنند هزینه نمی‌دهند).

🔴 مشکل اصلی:

سلبریتی نه تحلیلگر است، نه مسئول امنیت؛ اما اثر کلامش از گلوله کمتر نیست.

5)جمع‌بندی راهبردی

- فتنه‌های جدید اسم دارند، تاریخ دارند، الگو دارند؛

- فتنه‌18 و 19 دی ماه نسخه ارتقایافته ۸۸ 13هستند؛

- میدان اصلی ازخیابان به«ذهن و موبایل» منتقل شده است؛

- دشمن هم شلیک می‌کند و هم روایت می‌سازد؛

- بی‌تفاوتی نخبگان خطرناک‌تر از دشمن است؛

- سلبریتی ناآگاه، گاهی مؤثرتر از عامل آموزش ‌دیده عمل می‌کند.

  • جهاد تبیین یعنی:

شفاف‌سازی؛

مستندسازی؛

نام‌گذاری درست؛

تحلیل عمیق؛

گفت‌وگوی صادقانه با مردم و بدون هرگونه تحقیر و ناسپاسی از آنان.

جان کلام این که؛

فتنه‌های جدید با دروغ شروع نمی‌شوند؛

با تحریف حقیقت شروع می‌شوند.

و با گلوله تمام نمی‌شوند؛

با فرسودگی ذهن مردم تمام می‌شوند.

پیروزی ما:

  • نه در سکوت
  • نه در فریاد

بلکه در تبیین عاقلانه، شجاعانه و انسانی است.

چهارشنبه: 8 / 11 / 1404- 8 شعبان 1447- 28 ژانویه 2026

چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: چهارشنبه 8 / 11 / 1404-

19 : 05 - شناسه: ۱۱۶۲۲۵

لینک کوتاه: 116225/ https://www.nikru.ir/p



ارسال توسط افشار

اسلایدر