نقش عربستان درمنطقه آشوب زده خاورمیانه
دکتراسدالله افشار
خاورمیانه درچند سال اخیر آبستن حوادث تلخ و جبران ناپذیری گشته است ؛ و در بحران های سیاسی – امنیتی و جغرافیایی دچار چالش های جدی ازسوی متجاوزان خودکامه که سودای ژاندارمی را در سر می پرورانند ، شده است. عربستان سعودی با توجه به تغییرات وسیع حاکمیتی و با حمایت های آشکار و پنهان آمریکا و صهیونیسم ، این منطقه استراتژیک را با تجاوز آشکارخود به یمن و دخالت های بحران زا درکشورهای لبنان ، پاکستان ، افغانستان و حتی کشورهای حوزه خلیج فارس عرب زبان به آشوب کشانده و شعله آتشین جنگ و ویرانی را روشن نگه داشته است. حکایت تلخ درگیری های طراحی شده دراین منطقه حساس با مداخلات قدرت های زورگوی جهانی ، نفس این منطقه حیاتی را بریده است وکشورهای این منطقه را بنا به دلایل : فقدان عقل و منطق درحاکمان ، فقرنرم افزاری ، عدم شناخت و عدم درک صحیح ازموقعیت ژئوپلیتیکی منطقه ، به آشوب و جنگ و جدال کشانده است.
امروز عربستان سعودی عامل مستیقم امریکا و صهیونیسم بین الملل به شمار می آید و مشکلات عدیده به وجود آمده دراین چند سال اخیردرمنطقه خاورمیانه برعهده و بردوش حاکمان عربستانی است. عربستان سعودی درایجاد شبکه های تروریسمی درافغانستان ، پاکستان ،عراق و سوریه نقش فعال داشته و با تشکیل گروه های تروریستی القاعده ، طالبان ،جبهه النصره ، احرار الشام ، سهم بسزایی در فرو پاشی نظام داخلی این کشورها ایفا نموده است. و البته باید به حمایت ها و پیشتیبانی عربستان از گروهگ تروریستی متوحش داعش؛ که امنیت غرب آسیا و مناطق استراتژیک اسلامی را با افراطی گری با مخاطرات جدی مواجه ساخته بود نیز اشاره داشت که به سادگی نمی توان از آن عبور نمود.
ای کاش تحرکات عربستان سعودی درهمین حد متوقف می گردید و بازی خطرناک ژئوپلیتیکی این کشور با بهره گیری از زمینه های روانی ارعاب و سرکوب ، جنگ ، ایجاد ترس و وحشت عربی و فرافکنی های متعدد امنیتی و ساختارشکنی با کشورهای بحرین ، قطر ، کویت ، عمان ، یمن ، لبنان ازطریق بازداشت و گروگانگیری نخست وزیر مستعفی (سعد حریری ) به وقوع نمی پیوست و محقق نمی گردید ! اما این گونه نشد و شد آن چه که امروز شاهد آن در منطقه آشوب زده خاورمیانه هستیم !
بیش از یک سده است خاورمیانه در بیثباتی و تنش به سر میبرد. هرگاه بحرانی فروکش کرده دیری نپاییده که نابسامانی جدیدی در این منطقه سر برافراشته و دوباره خاورمیانه را در آتش و تشنج فرو برده است و تا آمده است شاهد صلح و آرامش باشد و نفس راحتی بکشد باز دچار چالش شده و با ورود بازیگران نابلد در عرصه سیاست با بحران جدیدی مواجه گشته است . مصداق این نکته قدرت گرفتن محمد بن سلمان در عربستان است ، که تنش های جدیدی را درخاورمیانه رقم زده است. به طورمثال اگرغول تروریسم داعش بعد ازچند سال درمناطق سوریه و عراق شکست خورده و از مواضع خود در موصل ، رقه ، دیرالزور و آخرین آن بوکمال با فضاحت هرچه تمام ترعقب نشسته و شکست سنگینی را متحمل و طومارش درعراق و سوریه درهم پیچیده شده و به زانو درآمده است ؛ امروز جنگ را در یمن تشدید کرده ، قطر را در محاصره سیاسی قرارداده،بنای ناسازگاری بیشتری با ایران گذاشته تا شاید انتقام شکست در سوریه گرفته شود وهکذا موضوع دخالت عربستان سعودی درقضیه استعفای سعد حریری که دخالت مستقیم درامورداخلی لبنان تلقی می شود درهمین راستا می باشد. باید اذهان نمود این روزها حال خاورمیانه خوب نیست و در آتش بحران ها و چالش های بازیگران جاهل که اسیردست استکبار و صهیونیسم بین المللی می باشند گرفتارآمده ومی سوزد؛ و دریغ ازیاری و مدد مجامع بین المللی بی خاصیتی چون سازمان ملل متحد و شورای امنیت آن سازمان.
سه شنبه : 30 / 8 / 1396- 2ربیع الاول 1439- 21نوامبر2017
صریح و شفاف درباره مواد مخدر و اعتیاد درایران
دکتراسدالله افشار
کشور ایران به دلیل شرایط خاص و همجواری با مراکز عمده تولید کننده مواد مخدر و قرار گرفتن در بهترین و کوتاهترین مسیر ترانزیت، در چند دهه اخیر گذرگاه انتقال مواد مخدر ازافغانستان به اروپا بوده است.وجود زمینه های رشد وگسترش مواد مخدردرایران وقاچاق آن که هم اکنون به یک تجارت زیرزمینی تبدیل شده است، پیچیدگی اوضاع فعلی را فراهم ساخته است و می رود تا به یک بحران اساسی در جامعه تبدیل شود. در عرصه ملی، کشور ایران به جهت ساختار جمعیتی، موقعیت ژئوپولتیکی و فقدان استراتژی و طرح جامع ملی مبارزه با عرضه، کاهش، تقاضا و درمان معتادان، به عنوان یکی از آسیب پذیرترین کشورهای جهان در مقابل مسأله مواد مخدر است. گزارشهای آماری حاکی از گسترش فزاینده اعتیاد به مواد مخدر در ایران است. به طوری که اعتیاد بعد از بيکاری و گرانی سومین معضل اجتماعی است. در مورد آمار معتادان درايران، اعداد و ارقام مختلفي ذكرميشود، براساس آخرين اعلام حدود۲میلیون و808 هزار نفردرايران معتاد دائمي هستند(1) و حدود 800 هزار نفرنيز به صورت تفنني مواد مخدرمصرف مي كنند كه البته با توجه به اين كه در همه جاي دنيا تعداد افرادي كه به صورت تفريحي و تفنني مواد مخدر مصرف مي كنند بيش از معتادان دائمي است ، اكثر كارشناسان به اين آمار به ديده ترديد نگاه ميكنند.
متأسفانه از سال ۱۲۸۹ که مبارزه قانونی بر ضد عرضه ، تقاضا و مالاً کاستن از آسیب های ناشی از مواد مخدر، در کشور ما آغاز شد، به مشکل مواد مخدر که چند وجهی یا چند عاملی است ، به صورت تک بُعدی نگریستند، به مبارزه با معلول با تعیین مجازات های اعدام ، حبس ، مصادره ، شلاق و جریمه برخاستند و هرگز به جست و جوی عوامل و ریشه های ِ روآوری به ارتکاب ِ قاچاق ِ مواد مخدر یا مصرف آن ، نپرداختند. لذا در طول حدود یک قرن مبارزه با مواد مخدر، در هیچ یک از ابعاد عرضه ، مصرف و کاهش آسیب های ناشی از مواد مخدر، توفیق قابل توجهی ، نداشته ایم . البته مشکل مواد مخدر را باید یکی از بحران های جهانی دانست و کشوری را در جهان سراغ نداریم که از ابتلای به آن ، در اَمان مانده باشد ولی مهم این است که برخی از کشورها، براثر اجرای برنامه های ِ ارزیابی شده ی مبارزه با مواد مخدر، در کاهش ِ عرضه ، مصرف و آسیب ، موفقیت هایی داشته اند.چنان که دراوایل دهه ۱۹۸۰ شمار مصرف کنندگان مواد مخدر در امریکا حدود ۲۳ میلیون نفر به طوررسمی اعلام می شد، درحالی که درسال های اخیر حدود ۱۰ میلیون نفر گزارش می شود و برخی از کشورهای اروپایی توانسته اند. مشکل ِ مواد مخدر را مهار کنند و از روند افزایشی شمار مصرف کنندگان بکاهند. چون هدف این است که عوامل روآوری به قاچاق و مصرف مواد مخدر ریشه یابی ، آسیب های ناشی از مواد مخدر شناسایی و راهبردهای کاربردی کاهش در هر سه بُعد عرضه ، تقاضا و آسیب معین شود.
تئور های مختلف در ارتباط با پدیده اعتیاد
تاکنون روان شناسان ، روان پزشکان ، جامعه شناسان ، محققان و متخصصان ، تئور های مختلفی را در ارتباط با پدیده اعتیاد ارائه دادهاند. گروهی بر این عقیدهاند که آمادگی روانی ، شخصیت نابهنجار، بیماری های درناک و صعب العلاج علت اصلی اعتیاد است ، عده ای دیگر ناهنجاریها و نابسامانی های موجود در خانواده و معاشرت با دوستان منحرف (گروه همسالان) را علت اصلی اعتیاد فرد می دانند. گروهی دیگر علل اعتیاد را در اجتماع جستجو کرده و بحران ها و بی سازمانی های اجتماعی را علت اصلی اعتیاد به مواد مخدر می دانند.
قاچاق و عرضه مواد مخدر ؛ زائل كننده ارزش هاي اجتماعي
برای بیان آسیب های اجتماعی که قاچاق و عرضه مواد مخدر به ارزش های اجتماعی (اعم از ارزش های فرهنگی ، امنیتی ، مذهبی و اخلاقی ) وارد می کند. باید به رابطه ی معنادارِ قاچاق مواد مخدر با ارتکاب دیگر جرایم و رفتارهای ناهنجار اجتماعی توجه شود، این رابطه معنادار، در تمام تحقیقات انجام شده ملی ، فراملی ، سیاست جنایی تمام کشورها و اسناد بین المللی تأیید گردیده است . لذا درایران درسال ۱۲۸۹ (دوره دوم قانونگذاری ) قانون «تحدید تریاک » تصویب شد که قاچاق تریاک جرم شناخته شد و مصرف آن را ممنوع کردند. علاوه بر قوانین داخلی کشورها ، در کنوانسیون های بین المللی معتبر هم ، قاچاق مواد مخدر را اوایل قرن بیستم میلادی جرم شناخته اند. دراین امرکه قاچاق مواد مخدر علاوه برآن که جرم است جرم زا هم می باشد و باعث آسیب دیدن بسیاری از ارزش های اجتماعی می شود. کسی (حتی قاچاق چی مواد مخدر) تردید ندارد. چه بسیارجنایات و ناهنجاری های اجتماعی که از آثار تبعی قاچاق مواد مخدر است از قبیل قتل ، جرح و آدم ربایی ...؛ برای مثال درکشور ما متجاوز4000 مأمور مبارزِ با قاچاق مواد مخدر در درگیری با قاچاق چیان ظرف 39 سال گذشته به شهادت رسیده اند و تعداد بالنسبه زیادی هم معلول شده اند ، بدیهی است که تعداد زیادی از قاچاق چیان هم در درگیری ها کشته و معلول و یا به حکم دادگاه ها اعدام و یا زندانی گردیده و اموال آن ها مصادره شده است . چه بسیار افرادی که در دام این قاچاق چیان اسیر اعتیاد به مواد مخدر شده اند و براثر اعتیاد ، مرتکب انواع بزه ها و ناهنجارهای اجتماعی گردیده اند. مجموع افراد و اعضای خانواده هایی که در کشورمان به نحوی از مواد مخدر رنج می برند متجاوز از۲۰ میلیون نفر بیشترند و این به معنای آن است که قاچاق مواد مخدر قریب یک سوم ازافراد جامعه را وا می دارد تا به ارزش های اجتماعی آسیب وارد کنند.
آمارهاي نگران كننده
پرویز افشار ؛ معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکتهای مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر درخصوص مواد مصرفی معتادان اظهار داشته است : تریاک با ۶۶.۸ درصد ، ماری جوآنا و مشتقات آن شامل ماری گل ، گراس ، علف با ۱۱.۹ درصد ، کراک افغانی و هروئین ۱۰.۶ و شیشه ۸.۱ درصد نحوه شیوع مصرف مواد مخدر در میان ٢ میلیون و 808 هزار نفر مصرف کننده مستمر مواد مخدر در کشور است که با توجه به این آمار، مصرف تریاک همچنان در صدر مواد مخدر بوده و مصرف شیشه افت قابل توجه ای داشته است. (2)
از حیث میزان تخریب و آسیب جسمی و روانی و ایجاد وابستگی و نهایتا مرگ آوری نیز، شیشه با ۹۰ درصد تخریب رتبه نخست و کراک با ۷۰ درصد تخریب مقام دوم را به خود اختصاص داده اند. اگرچه اطلاعات ارائه شده بخصوص وضعیت و جایگاه کراک در میان مواد مخدر رایج در ایران جالب و برای برخی دور از انتظار و یا شاید باور نکردنی باشد. اما به هرحال گویای حقایق زیادی است.
آمارها نشان می دهند که از مهمترین و درعین حال نگران کننده ترین تغییرات فرآیند اعتیاد در ایران، کاهش سن معتادان و گرفتاران این معضل است. از سوی دیگر در مقایسه با افراد معتاد مسن تر، جوانان و نوجوانان معتاد، گرایش و تمایل بیشتری به مصرف مواد مخدر جدید و نوظهور که عمدتاً سنتتیک اند دارند، و اغلب آنها را بر مصرف موادمخدر سنتی و طبیعی مانند تریاک ترجیح می دهند. بنابراین به تدریج مصرف مواد مانند کراک ، شیشه ، اکستازی و... که در گروه مواد سنتتیک و جدید جای می گیرند افزایش یافته و بعید به نظر نمی رسد که در آینده ، از جهت حجم و میزان مصرف ، جای موادی مانند تریاک را بگیرند و یا حداقل از سهم آن ها کاسته شود. بنابراین باید از هم اکنون تدبیر کرد و چاره ای اندیشید.
عمق فاجعه آمیز وتخریبی بودن مواد مخدر
نکاتی که درذیل فهرست وارخواهد آمد واقعا تکان دهنده و بنیاد برباد دهنده جامعه و اجتماع بشری است . این موارد ازدل سخنان دکتر"علی هاشمی"رئیس کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام -که سا ل ها دراین زمینه مسئولیت داشته است- در نشست «سیاستهای جایگزین در قبال موادمخدر» دراسفند ماه 1394 بیان شده است ؛ که اشاره به این نکات بیانگر عمق فاجعه آمیز و تخریبی بودن مواد مخدر می باشد:
1- 90 درصد اقتصاد موادمخدر کثیف و بر مبنای پولشویی است.
2- طبق برآورد اجمالی این اقتصاد سالانه معادل 1600 تا 2000 میلیارد دلار چرخش مالی در دنیا دارد.
3- میزان خسارت اقتصادی وارد شده به کشور از طریق مواد مخدر 12 میلیارد دلار بوده است ؛ بدین ترتیب سالانه 45 هزار میلیارد تومان از اقتصاد کشور به واسطه این پدیده از بین میرود.
4- در دوره 8 ساله سازندگی 80 درصد توجه به مقابله با عرضه و 20 درصد به کاهش تقاضا اختصاص داشت.
5- اتفاق بزرگی که در دوره 8 ساله اصلاحات رخ داد ، برنامهریزی در حوزه مبارزه با مواد مخدر خصوصا ورود آن به برنامه چهارم توسعه بود.
6- زمانی که دکتر احمدی نژاد دولت را تحویل گرفت تعداد مبتلایان به مواد مخدر صنعتی زیر 7000 نفر بود؛ در حالی که طی آمارهای رسمی زمانی که وی دولت را به حجتالاسلام و المسلمین دکتر روحانی تحویل داد آمار مبتلایان به مواد مخدر صنعتی به 330 هزار و در آمارهای غیررسمی به 450 هزار نفر رسیده بود.
7- در ابتدای سال 1384 قیمت مواد مخدر صنعتی کیلویی 167 تا 171 میلیون تومان بود در حالی که در انتهای دولت دهم این رقم به 8 تا 9 میلیون تومان رسید.
8- مهمترین عنصر مواد مخدر که "جذابیت اقتصادی" آن است همچنان پابرجاست. به جرات میتوانم بگویم که از اول انقلاب تا الان حتی یک درصد هم به اقتصاد مافیای مواد مخدر در کشور خسارت وارد نشده است و روزانه 110 میلیارد تومان از پول مردم در راه مواد مخدر از بین میرود.
9- هم اکنون فاصله خماری تا نشئگی هر فرد معتاد در شهرهای کوچک 2 دقیقه و در شهرهای بزرگ 10 دقیقه است.
10- 99 درصد اعدامیهای ما از مافیای اصلی مواد نیستند؛ بلکه رتبههای سوم، چهارم و پنجمی هستند که مافیای اصلی آنها را در مقابل تیر و تیغ قرار داده است و خودشان قبراق و سرحال به زندگیشان ادامه میدهند. (3)
جان کلام
سه نگرانی اصلی مردم در نظرسنجیهای مختلف انجام شده طی این سالها "بیکاری"، "تورم" و "اعتیاد" عنوان شده است . وامروز اعتیاد به یکی از نگرانیهای دائمی مردم تبدیل شده و نوعی بیاعتمادی مردم را رقم زده است ، به گونهای که ناخواسته افراد از عملکرد حکومت ناراضی میشوند و میگویند دولت یا نمیخواهد یا نمیتواند با این پدیده برخورد کند. پیچیدگی مشکل اعتیاد ناشی از عوامل متعددی است. با توجه به گستردگی ابعاد ، شدت و فوریت پیامدهای کلان ، تأثیر ژرف بر ساختارهای اجتماعی ، هزینه مهار بالا و علت العلل بودن پدیده مواد مخدر و اعتیاد به جرأت میتوان گفت این پدیده تهدیدی علیه «امنیت جامعه» است . «امنیت جامعه» به عنوان دانه درشت ترین «مرجع امنیتی» ، امنیت ملی ، امنیت فردی ، امنیت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی را تحت پوشش قرار میدهد.
چهارشنبه : 24/8/1396- 26صفر1439- 15نوامبر2017
پانویس ها :
1- پرویز افشار ؛ معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکتهای مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر در نشست خبری سوم تیر ماه 1396، آرمان : شنبه 3 تير ماه 1396- شماره 3351 به نقل ازخبرگزاری ایسنا.
2- همان.
3- خراسان : یکشنبه 2 اسفند 1394- شماره 19198 .
محمد بن سلمان ؛ مبتلا به جنون عظمت
دکتراسدالله افشار
محمد بنسلمان ، ولیعهد قدرت طلب و مغرور رژیم وهابی آل سعود که ریاست کمیته مبارزه با فساد عربستان را تشکیل داده است ، بنا بر دستور پادشاهي عربستان (ملک سلمان بن عبدالعزیز) ، شماری ازمقامات و شاهزادگان سعودی را که حکایت از فساد مالی و اقتصادی آنان دارد ؛ بازداشت و روانه زندان نموده است ! درخصوص حرکت عوام فریبانه این ولیعهد سرسپرده به اردوگاه غرب و صهیونیسم نکات قابل توجهی وجود دارد که حرکت به اصطلاح مصلحانه ایشان را زیر سئوال برده و بعید است افکار جامعه جهانی این ژست اصلاح طلبانه را از او که دستش تا مرفق به خون مردم یمن و مبارزان عربستانی آغشته می باشد فراموش کند و عمق جنایات آن جنگ افروز آشوب طلب در دوران حاکمیتش برمردمان عرب و منطقه خاورمیانه را نادیده انگارد.
با توجه به تحولات به وجود آمده اخیر درعربستان سعودی ؛ این تحولات را می توان این گونه تحلیل نمود :
1- ارزیابیها حاکی است که این بازداشتهای گسترده و تغییرات در کابینه دولت ، در راستای تحکیم پایههای قدرت محمد بن سلمان ، نورچشمی پادشاه مریض عربستان است.
2- محمد بن سلمان تلاش میکند دایره قدرت در حکومت عربستان را به شدت محدود کند تا ثروت و نفوذ در چنگ تنها چند شاهزاده جوان معتمد باشد.
3- محمد بن سلمان عملا نبض ثروت ، اطلاعات و قدرت را به چنگ گرفته است. بحث آزادیهای اجتماعی هم تنها برای بیحسی موضعی در حال تزریق به جامعه عربستان است.
4- ادعای محمد بنسلمان ، مبنی بر این که هدفش مقابله با فساد بوده ، نیز برای آگاهان از شرایط سعودی مضحک است. او اگر میخواهد با فساد مبارزه کند ، باید پیش از همه به محاکمه خود و پدرش بپردازد.
5- محمد بن سلمان سعی دارد به آمریکا ثابت کند عربستان سعودی بعد از همه شکستهایش در عراق ، سوریه ، لبنان ، فلسطین و یمن همچنان میتواند شریکی قابل اتکا باشد.
6- دستگیری شاهزادگان چه از منظر مبارزه با فساد و چه از منظر از میدان به درکردن رقبای سلطنت باشد ، در ساختار قبیلهای عربستان جایگاهی ندارد. روندی که محمدبن سلمان شروع کرده، یک ساختارشکنی است که میخواهد همه شاهزادگان را تحت نفوذ خود درآورد. این امر شاهزادگان سعودی را ناراضی میکند و بعید است آنان با این روند کنار بیایند که نتیجه آن تنش و تشنج خواهد بود؛ چرا که عربستان از زمان تأسیس تاکنون توانسته بهصورت اجماع و بیعت قبایل با یکدیگر حکومت را حفظ کند.
7- اقدامات محمد بن سلمان ؛ عملاً مشکلات عدیده و حل ناشده این کشور را پیچیدهتر خواهد کرد و اصولاً معلوم نیست چه آیندهای به ارمغان خواهد آورد. اقدامات او در زمینه حقوق زنان که تعمداً انعکاسی بیش از حدّ وسیع داشت ، عملاً فاقد پشتوانههای فرهنگی و دینی قابل قبول برای جامعهای چون عربستان است.
8- «رابرت لیسی»، تاریخنگار هم میگوید: «به لحاظ تاریخی، آن چه در این کشور رخ میدهد دست کمی از انقلاب ندارد. من ۴۰ سال است که انتظار وقوع این تحولات را میکشم اما ظرف ۴ ماه آن تحولات رخ داد.»
9- رویترز نیز در گزارش ۵ نوامبر خود به قلم «استفن کالین» از «رهبر آینده سعودی» سخن به میان میآورد که با «تقویت قدرت خود» با کمپین مبارزه با فساد بهدنبال «تصفیه» رقبای بالقوه و هموار کردن مسیر تاج و تخت برای خود است.
10- ضعف در دانش سياسي و تحليل استراتژيك باعث شده تا سران حكومت عربستان و در رأس آن ها محمدبن سلمان ، تصميماتي اتخاذ كنند كه هيچكدام نتايج مثبتي بهدنبال نداشته است. آن چه مشخص است اين كه در رفتار سران عربستان تدبير و سياست پيشبيني شده ، ديده نميشود.
11- به نظر میرسد محمد بن سلمان به بیماری سیاسی مگالومانیا (megalomania) یا جنون عظمت و به عبارتی سندرم خود بزرگ بینی مبتلا شده است. تصمیمات بیمحابای وی در عرصههای داخلی و منطقهای همگی شاخصهای جنون عظمت هستند.
سه شنبه : 23 / 8 / 1396- 25صفر1439- 14نوامبر 2017
دکتراسدالله افشار
فرارسیدن اربعین امام حسین (ع) را که یادآور عاشورای خونین 61 ه. ق . و حکایتگر شهادت مظلومانه سید و سالار شهیدان با یاران با وفایش می باشد به همه شیعیان جهان ، دوستداران و علاقمندان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت و همچنین سوگواران راهپیمایی کننده این ایام که عاشقانه به سوی کوی او درحرکت هستند تسلیت وتعزیت گفته وامیدوارم این ارادت های خالصانه با معرفت همراه و مورد پذیرش درگاه ذات احدیت قرارگیرد. اینک که ایران و دوستداران امام حسین (ع) درسرتاسر جهان آماده برگزاری با شکوه این اربعین با عظمت هستند ، نکاتی را کوتاه و مختصر دراین خصوص بیان خواهیم کرد :
1- اربعین ؛ روز زیارت مرقد عاشورا سازان و پژواک خروش خون حسین بن علی (ع) است.
2- اربعین معنای عاشورا و تداعی گرنقطه اوج عشق الهی است که در زمانه خون وایثار ؛ بهانه بیداری در ستیز با ظلم وکفر وتاریکی شده است و جامعه ظلم زده را به حیات طیبه دعوت می کند.
3- اربعین ؛ حفظ ماجرای کربلا با همه عظمت و با همه تلخی هایش است که انسانیت وکمال ازیک سو و از سوی دیگر دنائت وپستی ، کاملا آشکاراست وتاریخ از آن روزتا کنون این درک ازحقیقت را مورد تصدیق وتأئید قرارداده و برحرکت حسین بن علی (ع) ویاران با وفایش صحه گذاشته است.
4- اربعين را باید این گونه شناخت واین گونه ادراک نمودکه از رازهاي خداوند درنظام هستي است و قدرمسلم ؛ اربعين حسين (ع) را باید ترجمان روز بسط لطف سالارشهیدان بر پيروان و دوستدارانش قلمداد نمود چرا که حادثه جانگداز عاشورا با «اربعین حسینی» پیوندی ناگسستنی دارد.
5- «جابر بن عبدالله انصاری» و«عطیّة بن سعد عوفی کوفی» ؛ «نخستین زائرانِ» آرامگاه شهدای کربلا بودند .
این دو بار راهپیمای معنادارخود ؛ اولا به ساحت مقدّس نبوّت و امامت اعلام وفاداری کرده ، ثانیا از رژیم ستمگر اموی ایراز انزجار نموده ، ثالثا درخصوص تبلیغ آرمان های عاشورائیان اطلاع رسانی داشته ، رابعا افکارعمومی را بیدارساخته اند . و امروز نیز همین وظایف برعهده جابرها و عطیه های 1439ه. ق. می باشد.
6- به تعبیرمقام معظم رهبری ؛ رفتن جابربنعبداللَّه و عطيّه به زيارت امام حسين(ع) در روز اربعين، سرآغاز حركت پُر بركتى بود که در طول قرنها تا امروز، پيوسته و پىدرپى اين حركت پُرشكوهتر، پُرجاذبهتر و پُرشورتر شده است و نام و ياد عاشورا را روز به روز در دنيا زندهتر كرده است. (پيام نوروزی رهبر معظم انقلاب 1/1/85 )
7- اولين شكوفههاى عاشورايى در اربعين شكفته شد. اربعین حسینی ؛ حق طلبی و حق گویی را در جامعه گسترش می دهد و ریشه نفاق و فریب را می خشکاند. جهان بشریت تشنه آموزه های فرهنگی عاشورا و اربعین است و درحسرت رهبری عادل ، آرمان خواه و مصلح حقیقی ؛ قرن ها است که می سوزد و به دنبال رهایی ازشرارت ها ، فتنه ها ، آشوب ها و صلح حقیقی با آرامشی سبزاست. این مهم درجهان کنونی با فرهنگ اربعین دست یافتنی خواهد شد.
دوشنبه : 15 / 8 / 1396- 17 صفر1439- 6نوامبر2017
بیان گوشهای از واقعیتهای جاری در آمریکا
دکتراسدالله افشار
ترامپ ؛ این رییس جمهور کاسب کار آمریکایی با رونمایی از استراتژی خود درمواضع اخیر ش در مقابل جمهوری اسلامی ، سعی و تلاش در وارونه نمایی مفاهیم و قلب واقعیت های ایران درنزد جامعه بین الملل داشت که خود گرفتار این فضاسازی گردید . او که ایران و ملت ایران را آماج تهمت های ناجوانمردانه قرارداد و با سیاهه ای ازاتهامات واهی و اثبات نشده مواجه ساخت اکنون خود درنزد جامعه بین الملل به همان اتهامات نه تنها متهم که محکوم شده است. جهان امروز ازایران هراسی ندارد اما برعکس ازآمریکا در هراس است و می داند آمریکا یعنی ماشین تولید تروریسم ، غارت گرمنابع ملی کشورهای تحت سلطه ، حمایت کننده ازدولت ها و رژیم های دیکتاتورِ فاسدِ منطقه ، بزرگترین فروشنده تسلیحات نظامی درمنطقه بحرانی و آشوب زده خاورمیانه و غلام حلقه به گوش صیهونیسم جهانی و...
آری آمریکا خود امروز متهم به نقض آشکارحقوق بشر - هم درداخل و هم در بیرون- است. درداخل آمریکا ، رنگین پوستان درامان نیستند و فقط به دلیل سیاه بودنشان هرروز با خطرات جدی تا مرز ازدست دادن جانشان روبرو هستند. حوادث متعدد درگیری های طراحی شده در بعضی ازایالت های آمریکا که بعضا منجر به کشته وزخمی شدن تعداد بالای سیاه پوستان می شود مؤید نکته ای است که بیان گردید و تاریخ نژادی پرستی آمریکا مشحون ازاین گونه حوادث است ؛ وقطعا رویکردهای نامتعارف ترامپ درعرصه اجتماعی موجب تنش و درگیری نژادی شده است . مصادیق فراوان است از آن جمله می توان به درگیریهای خشونتبار میان گروههای راست افراطی و مخالفانشان در شهر شارلوتزویل آمریکا درمرداد ماه سال جاری اشاره کرد که ده ها هزار نفر در بوستون علیه نژادپرستی تظاهرات کردند.این یک واقعیت است که ترامپ در جریان انتخابات ریاست جمهوری 2016 بر همین فرهنگ سیاسی نژاد پرستانه در آمریکا و موج خشم طبقه متوسط سفید پوست سوار شد و توانست در انتخابات پیروز شود.درآمریکای ترامپ ؛ افسران پلیس سفیدپوست آمریکا با ضربات گلوله ، سیاهپوستان غیرمسلح را از پای در می آورند و سپس در دادگاه تبرئه می شوند. مصداق این موضوع در آشوب سنت لوئیز ایالت «میسوری» آمریکا که درشهریورماه سال جاری به وقوع پیوست قابل مطالعه می باشد. معترضان آمریکایی جمعه 24شهریورماه 1396در «سنت لوئیس» ایالت «میسوری» آمریکا در اعتراض به تبرئه شدن افسر پلیس سفیدپوست آمریکایی که در سال ۲۰۱۱ یک فرد سیاهپوست را کشته بود ، تظاهرات برپا کردند که این اعتراضات با ورود مأموران پلیس به خشونت کشیده شد. این قلم به صراحت اعلام می کند با تداوم ریاست جمهوری ترامپ جامعه سیاهپوست آمریکا از نظر اخلاقی و انسانی صدمات روحی و مادی فراوانی را دریافت خواهد کرد که به هیچ وجه قابل مقایسه با دیگر گروهها در جامعه نخواهد بود. بسياري از تحليلگران مسائل سياسي و اجتماعي آمريکا ، مواضع ترامپ و حمايت غير مستقيم وی را از نژادپرستان خطرناک توصیف وابرازتأسف نموده ومعتقدند ؛ ترامپ نسبت به وجود افراد نژادپرست و ملي گراي افراطي در ايالات متحده به مثابه يک فرصت مي نگرد نه تهديد.
شکاف طبقاتی فزاینده و فقر شدید درآمریکا
برنی سندرز سناتور دموکرات سنای آمریکا که برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ از طرف حزب دموکرات نامزد شده بود، اگرچه در انتخابات درونحزبی از هیلاری کلینتون شکست خورد اما در عین ناباوری توانست به وسیله شعارهای سوسیالیستی و جذب آرای نسل جوان آمریکا خود را به عنوان یکی از گزینههای مطرح برای ریاست جمهوری معرفی کند . ازجمله ویژگیهای سندرز آن است که خود را نماینده طبقه متوسط جامعه و در مقابل طبقه سرمایهدار و مرفه آمریکا میداند و حتی در کتابی که پس از انتخابات منتشر کرده، به تشریح نابرابریها در حوزه توزیع ثروت و تضعیف طبقه متوسط در ازای فربهشدن یک درصد طبقه مرفه میپردازد. او که سعی در بیان شناخت خود از حقایق موجود در ایالاتمتحده دارد، بهخوبی با بیان آمارها و اطلاعات دقیق ناکارآمدی نظام سیاسی و اقتصادی حاکم بر این کشور را برای ایجاد برابری و عدالت در جامعه آمریکا آشکار میکند.
دلیل اصلی محبوبیت برنی سندرز میتواند بیان گوشهای از واقعیتهای جاری در آمریکا طی کمپین انتخاباتی او و ادامه این راه حتی پس از انتخابات باشد. ازجمله اقدامات سندرز پس از انتخابات ریاست جمهوری ، انتشار کتاب «انقلاب ما» (Our Revolution: A Future to Believe In) است که در آن پس از توضیح ماجرای کمپین انتخاباتی خود، به بیان مشکلات اصلی این روزهای کشور آمریکا که باید برای حل آنها وارد عمل شد، میپردازد. بر اساس آن چه در کتاب آمده، یکی از مشکلات پیش روی جامعه آمریکا از نگاه سندرز نابودی طبقه متوسط درازای افزایش ثروت طبقه مرفه در این کشور است که افزایش فاصله طبقاتی را به همراه خواهد داشت. او که برای توضیح این ادعای خود از آمار و ارقام دقیقی استفاده میکند، این معضل را در جامعه آمریکا اینگونه توضیح میدهد:«امروزه بیش از ۴۳ میلیون آمریکایی شامل ۲۰ درصد کودکان فقیر هستند و اکثر آنها در فقر شدید به سر میبرند. بیش از ۲۸ میلیون آمریکایی هیچگونه بیمهای در حوزه خدمات سلامت ندارند و از یک وعده غذای گرم در روز برخوردارنیستند، سالانه هزاران نفر به دلیل مراجعه نکردن به پزشک در آمریکا میمیرند و میلیونها جوان باهوش با غرق شدن در دریای بدهیها، توانایی پرداخت هزینههای ادامه تحصیل در دانشگاه را ندارند. اما در میان اینهمه درد و آشفتگی اقتصادی، این واقعیت خودنمایی میکند که وضعیت ثروتمندترین افراد و بزرگترین شرکتها در ایالاتمتحده هیچگاه بهخوبی این روزها نبوده است. درحالیکه بسیاری از مردم آمریکا در شرایط ناگوار مالی و ترس از وضعیت آینده خود قرار دارند، افراد دارای ثروت در حال افزایش داراییهای خود هستند چراکه اکثر درآمدهای جدید تنها به جیب یک درصد طبقه مرفه جامعه میرود. ایالاتمتحده آمریکا ثروتمندترین کشور تاریخ جهان است اما این عبارت برای بسیاری از مردم آمریکا بیمعنی خواهد بود چراکه مقدار زیادی از این ثروت تحت مالکیت و کنترل تعداد انگشتشماری از افراد است. ما بیشترین نابرابری را در حوزه کسب درآمد و تقسیم ثروت در میان کشورهای بزرگ جهان داریم و شکاف موجود میان طبقه مرفه و بسیار ثروتمند و بقیه مردم به بیشترین مقدار خود از سال ۱۹۲۰ میلادی رسیده است».
این است واقعیت اوضاع داخلی آمریکای به اصطلاح ابرقدرت ومهد دموکراسی !
سه شنبه : 2 / 8 / 1396- 4 صفر 1439- 24 اکتبر2017

