درباره آتش بس توافقی روسیه و آمریکا در سوریه
اسدالله افشار
1- وزرای خارجه آمریکا و روسیه سرانجام برای اجرای آتش بس یک هفتهای در سوریه به توافق رسیدند. از روز دوشنبه ۲۲ شهریورماه، به مدت یک هفته در سراسر سوریه آتش بس اجرا گرديده است . وزیر خارجه روسیه در اعلام این خبر اظهارداشته است: «دولت سوریه را در جریان این توافق قرار داده است.» در این مدت هرگونه عملیات نظامی، بخصوص بمباران هوایی ارتش سوریه در حلب که در محاصره ارتش سوریه قرار گرفته است، متوقف خواهد شد تا به مردم عادی از سوی سازمان ملل، کمکهای غذایی، آب و دارو برسانند. همچنین براساس توافق، آمریکا و روسیه فرماندهی نظامی مشترکی برای بمباران مراکز تجمع نیروهای داعش و النصره تشکیل خواهند داد. وزیر خارجه آمریکا گفت:«هدف از فرماندهی مشترک نظامی، نابودی داعش و النصره در سوریه است.» در ادامه مسیر اجرایی آتش بس، مذاکره سیاسی دولت سوریه با مخالفان زیرنظر نماینده سازمان ملل از سرگرفته میشود و تلاش برای یافتن راه حل سیاسی برای پایان بخشیدن به جنگ در سوریه و استقرار دولت وحدت ملی بار دیگر کلید میخورد.
2- از نخستین ساعتهای دستیابی به این توافق تاکنون، چگونگی دستیابی، نحوه اجرا، گروههای مشمول، شیوه و ساز وکار نظارت، تشخیص تروریستی بودن و غیر تروریستی بودن گروههای مسلح و میزان موفقیت آن سوالاتی را در میان مردم و مسئولان سوری ایجاد کرده است. خبرگزاری دولتی سوریه (سانا) گزارش داد که دولت سوریه توافق آتش بسی را که با میانجیگری روسیه و آمریکا به دست آمده، پذیرفته است. سانا به نقل از منابع مطلع اعلام کرد که دولت سوریه این توافق را تصویب کرده است و ترک مخاصمه در شهر حلب به دلایل انسانی آغاز شده است.
3- در آتش بس اخیر، چنان که پیداست در آمریکا نیز استقبال چندانی از آن صورت نگرفته است و این اختلاف در ارتباط تصویری جان کری برای مذاکره و همفکری با کارشناسان نظامی و امنیتی کشورش در طول مذاکره با روسیه مشهود بوده است.
4- درماجرای آتشبس ملاحظاتی وجودداردکه باید ازسوی نهادهای نظامی مؤثردرسوریه وبویژه کشورهای متولی برقراری آتشبس مورد توجه قرار گیرد. کشورهای متولی اجرای آتشبس باید مراقب و متعهد باشند که این فرصت چند روزه سبب تغییر موازنه قوا، سوء استفاده جریانات تروریستی و تقویت هر چه بیشتر آنها نشود. متأسفانه تجربه موارد پیشین اعلام آتشبس نشان داده است که جریانهای معارض و مقابل با متعهد نبودن به آتشبس و سوء استفاده از آن در عین تقویت مواضع خود به نقض آتشبس اقدام کرده و خسارتهای قابل توجهی به طرف مقابل وارد کردهاند.
5- روسیه با ورود به عملیات نظامی و تمرکز بر حملات هوائی برق آسا علیه مواضع تروریستها عملاً دست آمریکا و متحدانش در ائتلاف آمریکا را رو کرد. تصادفی نیست که پس از هر موفقیت ارتش سوریه و نیروهای مقاومت، ناگهان آمریکا به فکر مسائل انسان دوستانه میافتد و خواهان برقراری آتش بس با تروریستها میشود ، آن هم بخاطر نجات ساکنان غیرنظامی که اسیر تروریستها هستند!
6- آتش بس شکنندهای که براساس توافق آمریکا و روسیه در سوریه برقرار شده، در مواردی نقض گردیده که نگرانیهائی را به دنبال داشته است.روسیه از طریق یک پایگاه نظامی در لاذقیه سوریه و آمریکا از پایتخت اردن بر آتش بس نظارت دارند ولی نظارت آنها مثل گذشته بازدارنده نیست. كارشناسان معتقدند ؛ با توجه به اینکه آتش بس، گروههای تروریستی را در بر نمیگیرد و تعدادی از آنها به وضوح اعلام کردهاند که آتش بس را نمیپذیرند، احتمال وقوع حملات تروریستی در مقیاسی وسیعتر از فجایع «خان طومان»، چندان دور از ذهن نیست. تحليل گران اظهارداشته اند ؛ کاملاً آشکاراست که آمریکا و متحدانش علیرغم ادعای حساسیت نسبت به مسائل انسانی و اشک تمساح ریختن برای زجر و آسیب غیرنظامیان ، عملاً با سوریه همچنان تقابل و طرفیت دارند وازهیچ کوششی برای تغییراوضاع به زیان نیروهای مقاومت و ارتش سوریه فروگذار نمیکنند. آنها درعین ادعای نگرانی در مورد سرنوشت غیرنظامیان، اهداف دیگری را دنبال میکنند و از فرصت طلائی آتش بس برای تحقق اهداف خود بیشترین سوءاستفادههای ممکن را به عمل میآورند.
7- پیشروی اخیر ارتش سوریه و مقاومت اسلامی در مناطق شمال حلب و ادلب به فرار شمار زیادی از عناصر تروریستی به سمت مرز ترکیه منجر شد.در جریان محاصره شهر حلب از سوی نیروهای مسلح سوریه و حزبالله نیز بیش از 1500 نفر از عناصر رده بالای داعش به هلاکت رسیدند.این شکست نگرانیها را درمیان بازیگران بحران سوریه به وجود آورد که ممکن است دولت سوریه در آینده با بهرهگیری از تاکتیکهای میدانی، زمینه شکست گروهکهای تروریستی را فراهم کند. باتوجه به توضيحات اين قسمت وآنچه تجربه گذشته نشان داده ؛ هرگاه گروهکهای تروریستی موجود در سوریه با شکست مواجه شدهاند، آمریکا پیشنهاد آتشبس ارائه داده است.
8- ازنگاه كارشناسان این طرح در چارچوب دادوستدهای سیاسی موجود میان بازیگران بحران سوریه تهیه شده است. و معتقدند؛ دلیل این مسأله این است که نقش سازمان ملل بهعنوان نهاد بینالمللی حافظ صلح از سوی دو بازیگر قدرتمند بحران سوریه یعنی آمریکا و روسیه کمرنگ شده است.از اینرو این طرح از پیش محکوم به شکست است زیرا آمریکا تلاش میکند تا با دادن فرصت به گروهکهای تروریستی زمینه بازسازی این گروهکها را فراهم کند.
جان كلام
برخي ازصاحب نظران وتحليل گران به درستي براين باورند كه ؛ آمریکا و روسیه دراین توافق ، هدفشان حل مشکل سوریه نبوده بلکه هدف آنها رفع اختلافات یکدیگر و جلوگیری از ورود به خطوط قرمزطرفین است. بنابراین هدف ازاین توافق، ثبات درسوریه نیست. من معتقدم براساس توافق روسیه و آمریکا اطلاعات مربوط به خطوط عملیاتی در سوریه و در جبهههای نبرد با تروریستها توسط روسیه در اختیارآمریکاقرار گیرد که در صورت تحقق این امر، جان نیروهای سوری و جبهه مقاومت در معرض خطر خواهد بود.
يكشنبه : 28 / 6 / 1395- 16 ذي الحجه 1437- 18سپتامبر 2016
غديرخم ازمنظرشيعه
اسدالله افشار
روزعيد غديرخم «يومالله» است وروزعيداست آن هم«افضل الاعياد» و روز سپاسگزاري خداوند براين نعمت «الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولايه اميرالمومنين و اهل بيته» است و روز شادماني که شادي، نشاط ميآورد و حرکت و تلاش را با خود دارد و انرژي و گرمي ميبخشد و عامل برقراري ارتباط با ديگران ميشود ومحبت و دوستي را به ارمغان ميآورد. در زندگي شاد باشيم و شادي براساس ايمان و اصول«توحيد و نبوت و امامت، اخلاق و ازدواج» و عرفيات به وجود ميآيد. اهميت "غدير" را بايد با عملكرد صاحب غدير شناخت. پيامبر اكرم صلواتالله عليه در بازگشت از حجة الوداع، اجتماع بزرگي از زائران خانه خدا ترتيب داد تا فرمان الهي را براي نصب علي عليهالسلام به امامت و خلافت اعلام كند. آيه شريفه "يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فمابلغت رسالته" را براي مردم خواند و وجود مبارك علي عليهالسلام را در معرض ديد مردم قرار داد و فرمود: "من كنت مولاه فهذا علي مولاه، اللهم و ال من والاه و عادمن عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله." اين موضوع مهم كه در بزرگترين اجتماع اسلامي برگزار شده تا آن زمان مطرح شد، حساسترين بخش تاريخ اسلام بعد از اصل بعثت بود. به همين دليل است كه خداي متعال آن را "اكمال دين" و "اتمام نعمت" نام نهاد و فرمود: "اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام ديناً"اين آيه هم در همان سوره مائده است(3) كه اصل آيه ابلاغ ولايت نيزدرآنست (67).
شخصيت امام علي(ع)
بخش نماديني ازهويت وميراث فرهنگي ومعنوي جهان اسلام ، تنها در شخصيت امام علي(ع) تجلي و تبلور يافته است. ابعاد خارقالعاده اودرعرصههاي مختلف انساني ازاوفردي ممتاز وبي نظير ساخته است.به گونه اي که احتمال جمع شدن همه آن ويژگيهاي متضاد و متعارض دريک کالبد انساني بسيار نادر و عجيب است . درجنگ ورزم و نبرد، درچکاچک شمشيرها وتيرها وتيغهاي آخته وعريان درميدان مصاف وکارزاروحرب اوچنان شيردلانه ميغريد و ميرزميد که صرف حضور اودر هر نبرد،فتح را حتمي ومسلم ميکرد ، چنانکه درخندق وخيبرو جمل ونهروان چنين بود.درزهد ورياضت وعبادت وعرفان واشراق وسير وسلوک عارفانه وعابدانه ، امام علي چنان است که همه طبقات صوفيه وعرفا ودراويش از شيعه و سني بلا استثنا همه وهمه مرشد ومولاي خود راعلي(ع) ميدانند. درهمه بلاد اسلامي درآناتولي وشام و جزيره العرب، درايران وماوراءالنهر وترکستان وآسياي ميانه وشرق دور، همه طوايف و طبقات وفرق تصوف ازامام علي تأسي جسته وتنها ازميان همه سالکان وصحابه وصاحبدلان ، او را به مرشدي کامل خود برگزيدهاند. درعلم وانديشه و آموزههاي معرفتي ، نگاه ژرف ودامنه وسيع معارف و معلومات امام علي ، ازاو در اين عرصه يک اسطوره ساخته است.
غديرخم ؛ ازمبارك ترين روزهاي هستي
مسلم است و بر هر وجدان و فطرت سالم و عقل سليمي مبرهن است که روزغديرخم پس از بعثت پيامبر سرنوشت سازترين و مبارک ترين روز هستي است که اگر نبوت به وجود حضرت حبيب خدا محمد مصطفي ختم و پنجره وحي بسته مي شود اما به حکمت الهي پنجره اي نوين و پرنور و جاودان تا برپا شدن روز قيامت باز مي ماند و از آن پنجره «از سمت خدا باز شده» نور ولايت و امامت براي هدايت عالم و سعادت آدم تا ابد خواهد درخشيد تا راه گم نشود و در پرتو اين راه پرنور و پرفروغ همه بيراهه هاي «رنگ ناداشته» بيشتررنگ ببازد و حقيقت براي همه حقيقت مداران و خدا باوران، هميشه چون خورشيد برتارک عالم بدرخشد. پس اين روزمبارک ترين روزهاي هستي است که پيامبر عظيم الشأن اسلام به امر خداي عالميان، ولايت و امامت و وصايت را ابلاغ و شخص آن را نيز به آشکارترين کلمات به جهان هستي معرفي مي کند و دست علي(ع) را آن يدا... را در دست مي گيرد و بالا مي برد و بر فراز جهاز شتران در غديرخم به فرمان الهي، علي(ع) را به عنوان «وصي» خود و ولي امر مردم و «امير مومنان» معرفي مي کند.
غدیر ؛ بزرگترین حادثه بعد از بعثت نبی مکرم
فرآیند تکاملی انقلاب نبوی، فرآیندی سه مرحلهای است که آغازینگاه و مرحله ایجاد انقلاب، واقعه خطیر بعثت و دوران سیزده ساله حضور در مکه میباشد. مرحله دوم، مرحله استقرار انقلاب نبوی است که با هجرت نبی مکرم به مدینه منوره و تشکیل حکومت اسلامی، به وقوع پیوست. دوران حضور نبی مکرم در مکه، دوران فردسازی و دوران حضور حضرتش در مدینه، دوران جامعهسازی به شمار میرود. در این میان واقعه شکوهمند غدیر به عنوان بزرگترین حادثه بعد از بعثت نبی مکرم، نقطه آغاز مرحله سوم انقلاب نبوی، یعنی مرحله استمرار و توسعه انقلاب نبوی به شمار میرود. واقعه غدیر با برخورداری از جنبههای متعدد و بیشمار، از ابعاد مختلفی به استمرار و توسعه انقلاب نبوی مدد رسانده است.
ماجرای غدیرخم ازمنظرشيعه
شیعه به ماجرای غدیرتنها به دیده واگذاری خلافت و به عنوان یک مسئله تاریخی نمی نگرد بلکه به نص صریح قرآن اسلام را بدون ولایت ائمه (علیهم السلام ) دینی ناقص می داند. آیه اکمال نشان می دهد همان طور که در قیامت تنها دین اسلام از آدمیان پذیرفته می شود اسلام کسانی نیز که ولایت حضرت علی (ع ) را قبول ندارند کامل ندانسته و لذا مورد پذیرش و رضای پروردگار نخواهد بود. شیعه امامت را هرگز به زمامداری محدود نمی داند بلکه لازمه امامت پذیرش مقام علمی اهل بیت (علیهم السلام ) به عنوان تنها آگاه به علوم قرآن و سنت نبوی است . چرا که فقط آنانند که قرآن و سنت را بی کم و کاست می شناسند و به درستی به دیگران یاد می دهند.از منظر شیعه پرداختن به غدیر و حضرت علی (علیه السلام ) صرفا پرداختن به یک واقعه تاریخی و یک شخص نیست . بلکه مهمترازآن معرفی یک الگوی حکومتی کامل و بی نقص به بشریت درتمام دنیاست ومعرفی شخصیتی است که بقول جرج جرداق مسیحی کشتن اوخیانت به تمام بشریت بوده است .
جان كلام
واقعه غدیرحادثه اى تاریخى نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است ، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكایت مى كند . غدیر نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلایه داران امامت است . آرى غدیر یك سرزمین نیست ، چشمه اى است كه تا پایان هستى مى جوشد ، كوثرى است كه فنا برنمى دارد ، افقى است بى كرانه و خورشیدى است عالمتاب.
شنبه : 27 / 6 / 1395- 15 ذي الحجه 1437- 17سپتامبر 2016
معرفی کتاب
نام كتاب : ضرورت بازخواني فاجعه اسفبارحج 1394 (تحليل و واكاوي بحران مشروعيت و نا كارآمدي رژيم آل سعود در مديريت حرمين شريفين)
مؤلف :دكتراسدالله افشار
نا شر: مؤسسه انتشاراتي سفيراردهال (تلفن پخش : 88319342)
سال انتشار:شهريورماه 1395
تعداد صفحه : 248
قيمت : 150000ريال
حج تمتع سال 1395 لغوگرديد . خبردردناکي است که تمام مسووليت آن به پاي سعوديها خواهد بود که مانع حضور مسلمانان ايراني در مراسم حج گشته اند .حج یکی از واجبات شرعی است و مسلمانان از سراسر جهان با اشتیاق فراوان برای اجرای این دستور الهی به سرزمین وحی سفر میکنند و رنج سفر را به جان و دل خریدارند. ای کاش آل سعود هم با درک مسئولیت های تعطیل ناپذیر خود برای همراهی و هماهنگی با زائران خانه خدا به وظیفه خود عمل میکرد . حوادث تلخ و تأسف بار سالیان مختلف در طول برگزاری مراسم حج ازجمله فاجعه خونین منا1394، تمامی زائران خانه خدا را داغدار و متأسف نمود . اگرچه دولتمردان سعودی هنوز هم اصرار میورزند که آمار قربانیان حوادث منا را تعمداً کمترنشان دهند ولی گزارشهای موثق رقم این تلفات را نزديك به 8 هزارتن اعلام کردهاند . کمترین انتظار از میزبانان این بود که ضمن اعلام همدردی با حجاج و بازماندگان حوادث دوران حج سال گذشته ، با تمامی توان و ظرفیت خود برای خدمت رسانی به خیل ضیوف الرحمن در مراسم حج امسال قرار گیرد . آل سعود با این مانع تراشیها و کارشکنیها اقدام زشت و نادرستی را انجام داد که در قاموس فرهنگ قرآنی به عنوان کسانی که مانعی در مسیرحج ایجاد میکنند و مرتکب « صدعن سبیل الله » میشوند ، مستوجب عذابی شدید و دردناک هستند. مؤلف ؛ اين اثررا كه مصادف با اولين سالگرد شهادت خونين وبي دفاع حجاج بيت الله الحرام درحرم امن الهي است ، با عنوان"ضرورت بازخواني فاجعه اسفبارحج 1394" منتشر و به خانواده هاي ايشان تقديم داشته وتلاش دارد دراين كتاب : اولا به تبيين چرايي وچگونگي اين فاجعه دهشتناك بپردازد ؛ ثانياً مطالبه حقوق ملت ايران وخانواده حادثه ديدگان كه ازجمله وظايف دستگاه ديپلماسي ايران به شمار ميرود يادآوري شده باشد ؛ ثالثاً به بررسي ريشه هاي تعمد ، افشاي دست هاي پشت پرده و رفتارشناسي رژيم آل سعود درحج خونين مذكورپرداخته و روشنگري نمايد ؛ رابعاً باارائه ادله و براهين برجاي مانده ازحادثه تلخ و گزنده منا ، به تحليل و واكاوي بحران مشروعيت وناكارآمدي خاندان وهابي آل سعود در مديريت ضعيف ايشان دراداره حرمين شريفين بپردازد تا عمق پوسيدگي وفرسودگي حكومت سعودي را آشكار وعريان نمايد ؛ خامساً زواياي سياسي ، اجتماعي ، حقوقي وبين المللي عمق فاجعه مناسك حج روزعيد قربان درمنا را با نگاه كارشناسانه تحليلگران داخلي و بين المللي تصوير و درقالب مكتوب دراختیارجهانیان قراردهد ؛ تا اين ننگ و داغ نه تنها به دست فرمواشي سپرده نشود بلكه ابعاد جنايات آل سعود ترسيم و درحافظه تاريخي ملت هاي دنيا ، تا دنيا دنياست باقي بماند ؛ سادساً اين مكتوب به عنوان يك سند بين المللي مبني بربي كفايتي آل سعود درمجامع بين المللي ثبت و دراسناد تاريخي مورد توجه جهانيان قرارگيرد ؛ و سابعاً اين اثر نه تنها ابعاد پنهان ساز وکارهای امنیتی مراسم حج را آشکارمي نمايد بلكه براساس مستندات و تحليل هاي كارشناسان و صاحب نظران ، اثبات خواهد نمود كه آل سعود پای عوامل اطلاعاتی انگلیس و رژیم صهیونیستی را به مقدسترین مکانهای مسلمین بازکرده است.
تعلل درپیگیری حقوقی فاجعه منا ؛ چرا ؟
اسدالله افشار
رهبرمعظم انقلاب اسلامی صبح چهارشنبه17شهريورماه1395 دردیدار خانوادههای شهدای مِنا و مسجدالحرام، کوتاهی و بیکفایتی آل سعود در این حادثه را، اثبات مجدد بیلیاقتی این شجره خبیثهی ملعونه در تصدی و اداره حرمین شریفین خواندند و تأکید کردند:« اگر راست میگویند و در حادثه بی تقصیرند، بگذارند یک هیأت حقیقت یاب اسلامی- بین المللی، واقعیات مسئله را از نزدیک بررسی و روشن کند.»
اكنون ودرگراميداشت اولين سالگرد شهادت مظلومانه شهداي حج خونين 1394 ؛ ضروريست نكاتي رادرذيل يادآوري ومورد مداقه قراردهيم :
1- فاجعه منا در 2 مهر 1394 برابر با 24 سپتامبر 2015 ميلادي و 10 ذيحجه 1436 قمري همزمان با عيد قربان در مراسم رمي جمرات در «خيابان 204» نزديک تقاطع آن با «خيابان 223»، در منطقه مناي شهر مکه رخ داد. ازدحام حجاج باعث کشته شدن دستکم 2 هزار و 236 نفر شد. مقامات رسمي عربستان 2 روز پس از وقوع حادثه تعداد جانباختگان را 769 نفر اعلام کردند. براساس مجموع آمار استخراجشده از گزارشهاي جداگانه کشورها، تعداد فعلي جانباختگان 2 هزار و 431 نفر است. تعداد جانباختگان ايراني در اين حادثه 464 نفر اعلام شد که تمامي مفقودان حادثه تا تاريخ 16 دي 1394 شناسايي شدند و 42 قرباني ديگر در قبورالشهداي مکه دفن شدند.درپي اين حادثه ، 3 روزعزاي عمومي درکشور اعلام شد. ايران با 464 جانباخته، بيشترين کشته شناساييشده را درآسيا داشتهاست.براساس آمار به دست آمده، مالي با 312، نيجريه با 274، مصر با 190، بنگلادش با 137 و اندونزي با 129 جانباخته پس از ايران بيشترين تلفات را داشتهاند.اين واقعه مرگبارترين رويداد تاريخ حج است. واقعه سال 1990 ديگر حادثه حج با بيش از هزار کشته بود که در آن 1426 زائر جان باختند.
2- در صدرعوامل زمینهسازاین حادثه حزنانگیز، بیکفایتی و بیتدبیری مقامات مسوول سعودی در مدیریت مراسم حج موج میزند. سعودیها علیرغم وقوع فجایع در مراسم سالهای گذشته حج، هرگز در صدد رفع اشتباهات خود برنیامدهاند. از سوی دیگر آل سعود همواره سعی داشته مدیریت مراسم حج را که یک حادثه مذهبی با شکوه درجهان اسلام است بهطور انحصاری بهعهده بگیرد و همیشه مانع از مشارکت دیگر کشورهای اسلامی در این مساله پراهمیت بوده است.رخ دادن حوادث پیدرپی در مراسم حج سال گذشته دلیل وجود یک خلل بنیادین در حکومت عربستان سعودی است. این خلل ناشی از کارکرد مقامات آل سعود در تغییر چیدمان قدرت در داخل خاندان سعودی بوده است. سپردن قدرت و نفوذ به یک شاهزاده کمتجربه همچون محمد بن سلمان تنش و درگیری در درون خاندان را فزونی بخشیده است.
3- طبق ماده 3 عهدنامه مودت منعقده بين دولت ايران و حجاز و نجد و ملحقات منعقد شده در سال 1308: «حکومت پادشاه حجاز و نجد و ملحقات آن متعهد ميگردد که نسبت به حجاج ايراني از هر حيث مثل ساير حجاجي که به بيتاللهالحرام ميروند معامله و رفتار کرده و اجازه ندهند که نسبت به حجاج ايراني در اداي مناسک حج و فرائض ديني آنها هيچگونه مشکلاتي ايجاد شود و نيز تعهد ميکنند که وسائل امنيت، آسايش و اطمينان آنها را فراهم نمايند.» با اين وصف و متأسفانه، دولت عربستان که متولي اصلي برگزاري مراسم حج است، تا به امروز، گزارش رسمي از چگونگي وقوع اين فاجعه منتشر نکرده و نه تنها مسئوليت اين جنايت را برعهده نگرفته، بلکه علت بروز آن را به خود قربانيان و کشتهشدگان منتسب کرده است. در يک سال اخير نيز عليرغم توصيه مقام معظم رهبري مبني بر فراموش نشدن جنايت مکه و منا، شاهد کمکاري برخي نهادهاي ذيربط در پيگيري حقوقي اين فاجعه در بُعد بينالمللي و عدم پاسخگويي توسط کميته حقيقتياب به مردم و خانوادههاي شهدا بودهايم.
4- عربستان مسئول حفظ جان حجاج است، مثل هر كشوري كه ما ويزا ميگيریم و در شرايط عادي وارد آن ميشويم. عربستان در اين زمينه هر بهانهاي بياورد از نظر حقوق بينالملل پذيرفتهشدني نيست و مسئوليت آمد و شد و تأمين آرامش حجاج و مسئوليت انجام مناسك حج بر عهده آنهاست. اين مسئوليت مدني و كيفري بر عهده عربستان است و بر اين اساس اكنون كه هزاران نفر از حجاج بر اثر سوءمديريت سعوديها جان خود را از دست دادهاند آنها بايد ديه قربانيان را پرداخت كنند و از نظر كيفري پاسخگو باشند. پذيرفته نيست از كشوری كه جمعيت ميليوني دارد، ابتداييترين اصل در حفاظت از جان مردم را رعايت نكند.
5- حج واقعي اگر اقامه می شد امروز نه چنگال صهیونیسم بر گلوی فلسطینیان می نشست و نه قداره داعشی بر حلقوم مردمان دنیا فرو می رفت. اگر حج اقامه می شد از عمله جور در هیچ کجا اثری نمی ماند و وهابیت سعودی، متولد نشده ، در زباله دانی تاریخ ، سقط جنین می شد قبل از آنکه مامای انگلیسی بتواند کاری بکند. اگر حج واقعي اقامه می شد انگلیس نیز در جزیره خود می نشست و دست تا خاورمیانه دراز نمی کرد. اگرحج واقعي اقامه می شد به معنای تام و تمام کلمه آمریکا نمی توانست هیچ غلطی بکند اما حیف که در سرزمین ابراهیم و اسماعیل، نمرودیان براریکه قدرت نشسته اند و ابراهیم را تاب نمی آورند و به فرموده رهبرفرزانه انقلاب،" حجّ ابراهیمی که اسلام به مسلمانان هدیه کرده است، مظهر عزّت و معنویّت و وحدت و شکوه است؛ عظمت امّت اسلامی و اتّکا ی آنان به قدرت لایزال الهی را به رخ بدخواهان و دشمنان می کِشد و فاصله آنان را با منجلاب فساد و حقارت و استضعافی که زورگویان و قلدران بینالمللی بر جوامع بشری تحمیل می کنند ، برجسته می سازد.
6- فریضه الهی حج، این روزها بیش از هر زمانی، گروگان رفتارهای بنیسعود در منطقه و جهان قرار گرفته است. پاسخگونبودن در قبال فاجعه کشتار حجاج ابراهیمی در حج سال گذشته و بیاننشدن یک عذرخواهی ساده ازسوی آنان، در کنار تداوم جنایت در یمن، سوریه و عراق بهوسیله داعش و سایر گروههای تکفیری که در مدارس و دانشگاههای وهابیت در مکه و مدینه آموزش فکری دیدهاند و امروز هم از دلارهای نفتی سعودی تغدیه میکنند ورفتارهای خصمانه درقبال جمهوری اسلامی ایران که تا کارشکنی در بهنتیجهنرسیدن برجام و پیوند آشکار با صهیونیستها پیش رفت، به خوبی نشان میدهد نمیتوان انتظار بازگشت روابط دیپلماتیک را به فضای معمول داشت.
7- متاسفانه با گذشت یک سال از این حادثه، هیچگونه شکایت رسمی در هیچ یک از مراجع داخلی یا خارجی ثبت نشده است و حتی گزارش یا تقاضای رسمی و مکتوبی نیز از سوی مقامات رسمی کشور به مجامع حقوق بشری یا مسؤولان کشور عربستان ارسال نشده یا اگر اقدامی صورت گرفته نتایجی از آن حاصل نشده است.تعلل در پیگیری حقوقی این فاجعه از ابتدای وقوع آن با بهانههای مصلحتاندیشانه نتیجهای جز گستاختر شدن دولت عربستان در نفی مسؤولیت خویش در این فاجعه و عدم محاکمه مقصران و عدم جبران خسارات وارده را نداشته است تا جایی که زمینه ممانعت از شرکت ایرانیان را در مناسک حج امسال بهرغم حقوق قانونی و شرعی خویش فراهم آورده است. جهت برونرفت از وضعیت فعلی و حصول نتیجه لازم که همان احقاق حقوق پایمالشده هموطنان داغدیدهمان است، از سازمان حج و زیارت و وزارت امور خارجه انتظارداریم ازطرق زیریا هرطریق دیگری، احقاق حقوق بازماندگان را مطالبه نمایند.
پنجشنبه : 18 / 6 / 1395- 6 ذي الحجه 1437- 8 سپتامبر2016
جلوی فساد را به معنای واقعی کلمه بگیریم
اسدالله افشار
واقعیت این است که تحقق اقتصاد مقاومتی به عنوان مهمترین و اساسیترین راهبرد نظام و کشور نه تنها برای سال 95 بلکه برای همیشه در گروی اجرای برنامهها و انجام اقدامات کلیدی و مهمی است که قطعاً یکی از این اقدامات مبارزه با مفاسد اقتصادی است. اگر بپذیریم که اقتصاد مقاومتی باید به عنوان یک راهبرد در کشور جامه عمل بپوشد، لازمه جدی آن مبارزه با فساد است و شرط این مبارزه، وفاق و اجماع کلی در تمامی سطوح و لایههای حاکمیت است. دراین صورت است که میتوان امیدوار بود جامعه هم نسبت به مفاسد اقتصادی حساس میشود و به جدیت نظام دربرخورد با این مفاسد اعتماد بیشتری پیدا میکند.پیشرفت و توسعه کشور و تحقق اقتصاد مقاومتی نیازمند توافق ملی بر سر عوامل مقوم پیشرفت و حرکت متوازن به سمت اهداف مورد توافق است . ابتدا باید به این وفاق و عزم ملی دست یافت تا مفاسدان ويژه خواريقه سفيد ، اقتصاد و سرمایه اجتماعی را تباه ننمايند.
بروزفسادهاي مالي، دريافت حقوق هاي غيرمتعارف وغيرقانوني ، موجب بياعتمادي مردم میشود و تا زماني كه مردم وارد صحنه نشوند، سياستهاي ابلاغي اقتصاد مقاومتي پيادهسازي نشده و به نتيجه نميرسد. کارشناسان ؛ مبارزه با فساد و عملياتي كردن سياستهاي كلي برنامه ششم توسعه كه ازسوي رهبري ابلاغ شده راتنها راه عملياتي شدن اقتصاد مقاومتي ميدانند.گفته ميشود در سالهاي گذشته اقدام شعاري و عدمالتزام عملي به اصول اقتصاد مقاومتي، در بين مديران مياني كشور به شدت قويتر از مديران ارشد كشوري بوده است. ازاين رو، مقام معظم رهبري شعار امسال را نيز «اقتصاد مقاومتي، اقدام و عمل» ناميد.
ارزيابي شاخصهاي اقتصاد مقاومتي مبتني بر اصول 24گانه سياستهاي اقتصاد مقاومتي نشان ميدهد كه اقتصاد مقاومتي در طول تقريباً سه سال گذشته در حد شعار باقي مانده است و دولت اقدامات عملي براي نيل به اصول اقتصاد مقاومتي به صورت مؤثر انجام نداده است، زيرا اقتصاد مقاومتي يك مسلك و روش بلندمدت است نه شوك درماني و مُسَكن اقتصادي. والبته نيز بايد به اين نكته اشاره نمود كه ؛ تا زماني كه دولت با شفافسازي مبارزه با فساد را جدي نگيرد، نميشود به خودكفايي رسيد، زيرا مردم اعتمادي به سيستم دولتي ندارند و همين بياعتمادي باعث شده كه در سه سال گذشته وارد صحنه نشوند.
توجه به اين نکته ازنگاه كارشناسان ضروري قلمدادگرديده است که : « اقتصاد مقاومتي» تنها به راهاندازي کارخانهها و روشن ساختن چراغِ کارگاههايي که چند صباحي است سوت وکور شده اند ، خلاصه نميشود! گرچه هدف نهايي اقتصاد مقاومتي ايجاد اشتغال و تقويت کاراکتراقتصادي کشور در برابرکشورهاي فعال در اقتصاد جهاني است اما نکته بنيادين اقتصاد مقاومتي شايد اين باشد که ما در حال حاضر به اقتصادي نيازمنديم که در برابر فساد ، ارتشاء وکلاهبرداري هاي بزرگ مقاوم باشد. به عبارت ديگر، براي مقاومت در برابر سيل تجارت جهاني وجانماندن از ماراتن بي رحم اقتصاد، در گام نخست ما نيازمند اقتصادي هستيم که در برابر فساد مالي وکلاهبرداريهاي کلان جانانه بايستد. بدون توجه به شفافيت بخشي به حوزه واردات وصادرات، تقويت بخش خصوصي وکوچک کردن دولت ودهها و صدها نکته ديگر،« اقتصاد مقاومتي» آنچنان که شايسته است به دست نخواهد آمد. اقتصاد سالم همانند بدن سالم دربرابر بيماريها از خود مقاومت نشان ميدهد و نيازي به خدمات پزشکي اورژانسي و جراحيهاي خطرناک پيدا نميکند.پديد آمدن بيماريهاي خطرناکي مثل بابک زنجانيها وآرياها وحذف آنها ، بي هيچ تعارفي نشانگرناسالم بودن بخشهاي بزرگي ازاقتصاد ما است که توانايي مقاومت در برابر بسياري از ويروسها وميکروبها را از کف داده است و هر از چند گاهي ناگزير است بافتِ عفوني را به تيغ جراحي بسپارد! جراحيهايي که نه فقط کمکي به رونق اقتصاد کشور نرساندهاند بلکه ، بيشتر به نا امن کردن فضاي اقتصادي جامعه وکُند کردن رغبت کارآفرينان وسرمايه ريزان منتهي شدهاند.
شايان ذكراست ايران در بين ١٦٧ كشور جهان از منظر فساد ، جايگاه ١٣٠ را دارد. اين آمار توسط سازمان شفافيت بينالمللي و سايرمؤسسات ارزيابي فساد رصد و اعلام ميشود ، زنگ خطري مهم است. فساد پاشنه آشيل قدرت درابعاد مختلف اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. يعني اگر در راه مبارزه با آن به روزمرّگي عادت كنيم ناخودآگاه به پايداري نظام آسيب زدهايم. لذا براي به حداقل رسانيدن امكان بروز فساد بايد يك وفاق عمومي فارغ از علايق و مرزبنديهاي سياسي شكل گيرد چرا كه مقابله با فساد جزو مباني ارزشي انقلاب و از اهداف بنيادين آن بوده است.
داستان فساد اقتصادی درایران و مقابله با آن طولانی و دامنه داراست اما متاسفانه باید گفت با وجود عزم مسئولان ارشد نظام برای برخورد با این پدیده و دستورات قاطع صادرشده مبارزه با فساد چندان مؤثر و کارآمد نبوده است.آخرین این دستورات ، فرمان هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب در 4 اردیبهشت ماه 1380 است که با وجود گذشت 15 سال از این فرمان و تأکیدهای مکررایشان در فرصت های مختلف، هنوز اقدام چندان قاطعی برای برخورد با این پدیده انجام نشده است. به عبارت ديگربرخورد با فساد بیشتربه مظاهرونمودهای عینی آن محدود شده وبرای شناسایی و برخورد با ریشه های آن اقدام درخور وشایسته ای صورت نگرفته است. اساسا فسادشناسی ما ضعیف است. محدودنگری، سطحی نگری و عدم نگاه سیستمی به این پدیده، راه حل هایی ناکافی، مقطعی، عجولانه و غیرکارا پیش روی تصمیم گیران قرارمی دهد. بنابراین بایستی درک جامع از فساد داشته باشیم. آنچه امروز این فساد را خطرناک کرده ، عادی شدن فساد است. امروز فرهنگ فساد عمومی شده است. بایستی پدیده فساد را خیلی جامع تر از قبل نگاه کرد.
جان كلام
معضل مفاسد اقتصادی در کشورمان از جمله مباحثی است که همه گروهها و جناحها و نهادها در مقابله با آن اتفاق نظر دارند اما به نظر میرسد این اتفاق نظر بیشتر در حوزه برخورد شعاری است تا عملی!به طوری که متولیان امر بیش از آنکه مرد عمل این میدان باشند مشغول سخنرانی و مصاحبه و همایش در این خصوص هستند. در پیش گرفتن این گونه روشها درمان «مفاسد اقتصادی» نیست.
همانگونه که رهبر معظم انقلاب دردیدارجمعی ازکارگران کشور-ارديبهشت ماه 1394- در آسیب شناسی مبارزه با مفاسد اقتصادی فرمودند: «متولّیان مبارزه با فساد هم در این زمینه نقش دارند. حالا اسم فساد زیاد آورده میشود. حرف زدن راجع به فساد که فایدهای ندارد؛ با «دزد دزد» گفتن، دزد از دزدی دست برنمیدارد؛ باید رفت، وارد شد. مسئولان کشور، روزنامه که نیستند که راجع به فساد حرف میزنند. بله، روزنامه راجع به فساد ممکن است حرف بزند، من وشما که مسئول هستیم باید اقدام کنیم؛حرف دیگر چیست؟ وارد بشوید؛ [ اگر] بلدیم اقدام کنیم، جلوی فساد را بهمعنای واقعی کلمه بگیریم.»
پنچشنبه : 11 / 6 / 1395- 29ذي القعده 1437- 1سپتامبر2016
هتاكي و سقوط اخلاق سیاسی در آمريكا
اسدالله افشار
فوکویاما در سپتامبر 2014 (شهریور 93) کتابی به نام «نظم سیاسی و زوال سیاسی» با عنوان فرعی «از انقلاب صنعتی تا جهانی سازی دموکراسی» منتشر کرد. او در کتابش چنین بحث میکند که سه مولفه سازنده نظم سیاسی در یک دموکراسی لیبرال، «دولت، حاکمیت قانون و پاسخگویی مسئولان» است. علیرغم سابقه زیاد نظام سیاسی ایالات متحده از نظر وی این دولت خوب کار نمیکند چرا که نهادهای دولتی ایالات متحده که قرار بوده است تا در خدمت اهداف عمومی باشند بر اثر نفوذ لابیها به تسخیر منافع خصوصی قدرتمند درآمدهاند و ناکارآمد و زوال زده شده اند، پس در یک کلام کلید فهم انتخابات پیش رو از بُعد تأثیر سیاست داخلی بر تصمیم گیری سیاسی مردم، حاصل قربانی کردن منافع و خیر عمومی در پی لابیها و قدرت بخشی بیمورد به لابیها میباشد.علاوه بر کتاب مذکور، فوکویاما در سیزدهم ماه ژوئن امسال مقالهای در مجله "فارین افرز" با عنوان 'زوال سیاسی ایالات متحده یا نوسازی؟' در رابطه با زوال نظام سیاسی ایالات متحده نگاشته است. درآن جا فوکویاما از عامل زوال سیاسی گرفته تا 'وتو کراسی' و مقاومت مدنی در برابر بیعدالتی که منجر به شکل گیری نوع خاصی از طبقه اجتماعی در ایالات متحده شده را به بحث کشانده است. از نگاه او،'طبقه' و اختلاف طبقاتی اکنون در قلب و کانون انتخابات 2016 آمریکا میباشد.
این روزها همه نگاهها به انتخابات ریاستجمهوری درآمریکا دوخته شده است که در آبان ماه سال جاري انجام خواهد شد. نظام سیاسی حاکم در آمریکا تعریف دو حزب حاکم، جمهوریخواهان و دمکراتها را دارد و در سیطره این دو حزب حاکم است. هر چهار سال یکبار در دوران انتخابات ریاست جمهوری و در رقابت انتخاباتی این دو حزب، برنامهها به مردم آن در داخل کشور، همچنین به خارج معرفی میگردد و شاخصهای قدرت اقتصادی، سیاسی و موقعیت اجتماعی محک میخورد.
در این انتخابات نه تنها از برنامهریزی داخلی و خارجی خبری نیست، بلکه بزرگترین شاخص آن «هتاکی» شده است که سقوط اخلاق سیاسی را نشان میدهد. «ترامپ» رقیب انتخاباتی خود هیلاری کلینتون را بصورت علنی در سخنرانی خود «زن شیطان»، «فاسد»، «قواد» برای شوهرش، «خائن» و فاجعه برای آمریکا معرفی میکند. هیلاری کلینتون نیز، ترامپ را میلیاردر بیشعور، خطرناک، نژادپرست و نامتعادل که آبروی آمریکا، برترین قدرت جهانی را بر باد میدهد و جنگ جدید ویرانگری را رقم خواهد زد، میخواند!
شاخص اصلی و عمده این دوره از ریاستجمهوری آمریکا، «هتاکی»، «پرخاشگری» و «اتهامزدن» بجای ارائه برنامه و دفاع از برنامه جدید است! بسیاری از تحلیلگران سیاسی نوشتهاند، مبارزات انتخاباتی آمریکا، عمق شکافهای اجتماعی و سقوط اخلاق سیاسی را در این کشور نمایان کرده است و آینده خطرناکی را برای آمریکا و جهان نشان میدهد. بطوریکه بیاعتمادی مردم به نامزدهای انتخاباتی دوحزب و حاکمیت چنان شده است که براساس نظرسنجی اخیر، بیش از ۵۰ درصد مردم آمریکا به هر دو نامزد انتخاباتی بیاعتمادند و درصد شرکت مردم آمریکا در این انتخابات در سطح نازل خود، نسبت به گذشته قرار دارد.
نظام سیاسی آمریکا در حاکمیت دو حزب «جمهوریخواه» و «دموکرات»
نظام سیاسی آمریکا در حاکمیت دو حزب «جمهوریخواه» و «دموکرات» است که در سطوح مسئولیتهای «ایالتی» و همچنین در اداره و مدیریت کلان کشور و کسب آرای دو نهاد اصلی در نظام فدرالی آمریکا، کنگره (مجلس سنا) و ریاست جمهوری (کاخ سفید) رقابت دارند. هر۴ سال انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام میپذیرد و سال انتخابات اوج رقابتهای حزبی خوانده میشود که با تشکیل کنگره حزبی، برنامههای آنها ارائه و گذشته ۴سال مدیریت نقد میشود.
تاریخچه مبارزات حزبی و انتخاباتی نشان میدهد که کنگرههای حزبی دورنمای آمریکا را از نگاه هر یک از دو حزب نشان میدهد. بسیاری از اعضاء برجسته حزب و سیاستمداران مشهور در کنگرههای حزبی سخنرانی میکنند و در چند روز تشکیل آن، برنامههای هر حزب برای ۴ سال آینده با ارزیابی نقدها و مشکلات ارائه میشود. بسیاری از نویسندگان سیاسی معتقدند که دو حزب حاکم در کنگره آمریکا، از ظرفیت فکری و برنامهریزی برای نقد عملکرد گذشته و ارائه راهحلهایی برای رفع مشکلات برخوردارند، اما امسال درهردو کنگره دگرگونی برجستهای دیده نشد وسنت گذشته سیاسی در کنگره بهم ریخت.برجستهترین شاخص کنگره حزبی امسال«هتاکی» بود، تا آنجا که «ترامپ» رقیب خود کلینتون را زنی بیکفایت و دارای کارنامه و سابقه مدیریتی در حد «خیانت» معرفی کرد که باید «محاکمه» شود.
اوباما نيزدر سخنرانی خود برای حمایت از کلینتون ، ترامپ را به سیاهنمایی درباره آمریکا متهم کرد که میخواهد از این طریق و با ایجاد وحشت عمومی در جامعه آمریکا، کسب رأی کند! اوباما گفت، آمریکایی که ترامپ معرفی کرد، من و مردم این کشور نمیشناسیم و سیاهنمایی در قالب هتاکی شاخصه شخصیت ترامپ است. او همچنین ترامپ را سرمایهداری خواند که مسئولیت گفتههای خود را نمیپذیرد و تنها ویژگی او، «هتاکی» است. نوبت که به هیلاری کلینتون رسید (نامزد رسمی حزب برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا)، «ترامپ» را بدون کمترین سابقه سیاسی و تجربه مدیریتی معرفی کرد که اگر انتخاب شود، برای آمریکا و جهان فاجعهآفرین خواهد بود! ارزیابی چند روز کنگره دو حزب حاکم درهفته اول مرداد ماه سال جاري نشان میدهد که آمریکا دچار مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. هر دو حزب فاقد برنامههای دقیق، روشن و مردمپسند هستند و با شعارهای هیجانی، ضعف برنامهریزی و آیندهنگری بهتر برای آمریکا را نشان دادند.
مهمترین نقش رسانه ها در انتخابات ریاست جمهوری آمريكا
به اعتقاد تحلیل گران نقش آگهی های انتخاباتی در رسانه ها ، مهمترین نقش در انتخابات آمریکا به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری است. نقشی که با توجه به تکنولوژی های پیشرفته و رسانه های اجتماعی مهم تر شده است. به طور مثال گفته می شود که در سال جاری حدود یک میلیارد دلار از سوی باراک اوباما و میت رامنی و طرفدارانشان هزینه آگهی های انتخاباتی شده است. در جریان انتخابات سال 2004 مبلغ 1.85 میلیارد دلار هزینه شد که 65 درصد آن به جیب مشاوران حرفه ای وسایل ارتباط جمعی جهت ارائه مشورت سیاسی و استراتژیک تبلیغات نوشتاری، دیداری و گفتاری ریخته شد. 16 درصد نیز صرف هزینه مشاوران و ارسال نامه مستقیم به رای دهندگان شد. مبلغ باقی مانده نیز صرف خرج های دیگر شد. در همین سال هزینه دستیابی به کرسی در سنا 7 میلیون دلار و در مجلس نمایندگان یک میلیون دلار بود که 11 برابر افزایش را در مقایسه با سال 1974 نشان می دهد. داوطلبان ورود به کنگره در سال 2006 ،12 درصد بیشتر از سال 2004 هزینه کردند.این مشاوران وسایل ارتباط جمعی هستند که چهره کاندیداها را به رأی دهندگان می فروشند.
سه شنبه : 9 / 6 / 1395- 27 ذي القعده 1437- 30 آگوست 2016
نباید از این قضیه به آسانی عبورکرد
اسدالله افشار
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی روزچهارشنبه 3شهريورماه 1395 در دیدار آقای روحانی رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت ضمن قدردانی از زحمات و تلاشهای دولت یازدهم ، هفته دولت را فرصتی مغتنم برای ارائه گزارش به مردم از کارهای انجام گرفته خواندند و نکات مهمی را در قالب ۷ سرفصل در زمینههای «اقتصاد مقاومتی»، «سیاست خارجی»، «علم و فناوری»، «امنیت»، «فرهنگ»، «برنامه ششم» و «فضای مجازی» بهعنوان اولویتهای اصلی کشور و نقشه راه دولت یازدهم در یک سال پیش رو بیان کردند. رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنان خود به موضوع حقوق های نجومی اشاره نمودند .
ايشان با تأکید براینکه نباید از این قضیه به آسانی عبورکرد، خاطرنشان کردند : اعتماد مردم در این قضیه ضربه فراوانی خورده است ، زیرا مردم و جوانان تحصیلکرده دریافت های خود را با این دریافت های غیرعادلانه مقایسه میکنند و این سؤال را میپرسند که براساس چه معیار و امتیازی و به دلیل انجام کدام کار ویژه این حقوق ها پرداخت شده است؟ ایشان با تأکید بر لزوم عزم راسخ و برخورد قاطع با مسئله حقوق های نجومی در تمام قوا و سازمانها افزودند : در موارد بجا و لازم ، قوه قضائیه نیز باید ورود و با متخلفان برخورد کند. باتوجه به تأكيدات معظم له دراين خصوص نكات قابل تأملي وجود دارد كه درذيل به برخي ازآنها اشاراتي خواهيم داشت :
1- 23 خردادماه امسال بود که رئیسجمهور در نامهای به ظاهر مهم و فوری ، از اسحاق جهانگیری خواست در اسرع وقت همه موارد تخلف و هرگونه سوءاستفاده درباره حقوق و پاداشهای پرداختی به مدیران در دستگاههای اجرایی را شناسایی کند تا وجوهی که به ناحق پرداخت شده به بیتالمال بازگردد و مدیران متخلف عزل شوند. جهانگیری نیز در اقدامی بروکراتیک و به رسم «کاغذبازی و حفظ ظاهر» از دستگاههای دولتی خواست موارد نامتعارف را برای برخورد قانونی شناسایی ومعرفی کنند. با گذشت بيش از2ماه ازاین دستورها، به جز برکناری و استعفای چند مدیرارشد بانکی واعضای هیأت عامل صندوق توسعه ملی ، اتفاق خاص دیگری نیفتاده است وبهرغم انتظار مردم برای برخورد با حقوقهای نامتعارف وغيرقانوني ؛ ازجمله در مجموعههای نفتی ، متاسفانه این موضوع مشمول مرور زمان شده است! مقام معظم رهبری همچنین دردیدار با هیأت دولت تأکید کرده بودند: «این موضوع (برخورد با حقوقهای نامتعارف و برکناری مدیران متخلف) نباید شامل مرور زمان شود ، بلکه باید حتماً به صورت جدی پیگیری و نتیجه آن به اطلاع مردم رسانده شود».
2- نگاهی به فرایند رسانهای شدن حقوقهای نجومی برخی مدیران دولتی و برخوردهای صورت گرفته و شعارهای داده شده در این رابطه نشان ازآن دارد که دولت یازدهم تاکنون نه برخوردی جدی با این پديده داشته است و نه انگیزهای برای انجام این وظیفه قانونی و ملی در دولت وجود دارد. سه ماه پیش حقوقهای نجومی برخی مدیران بیمه در رسانهها منتشر و بازتاب گستردهای یافت، رسانهای شدن حقوق مدیران دیگر از جمله مدیرعامل بانک رفاه نشان از آن داشت که روحیه اشرافیگری و دریافتهای کلان از بیت المال هر چند در بخش کوچکی از بدنه مدیران دولتی مسئلهای نیست که بتوان از آن با تسامح و غفلت عبور کرده و برخورد را به آینده محول ساخت!
3- رهبر معظم انقلاب در بیانات روز دوشنبه 11مردادماه 1395 خود در جمع اقشار مختلف مردم ضمن تأکید بر پیگیری حقوقهای گزاف اظهارداشتند : «جلوی اشرافیگری باید گرفته بشود ؛اشرافیگری بلای کشوراست. وقتی اشرافیگری در قلّههای جامعه بهوجود آمد، سرریز خواهد شد به بدنه.»
ایشان ادامه دادند:«وقتی اشرافیگری فرهنگ شد ، میشود این.جلوی اشرافیگری باید گرفته بشود. رفتار مسئولین،گفتار مسئولین،تعالیمی که میدهند،باید ضدّاین جهت اشرافیگری باشد؛ کمااینکه اسلام اینجوری است.» وهمچنين رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبههاي نماز عيد فطرامسال پرداخت حقوقهاي نجومي را مظهر اشرافيگري ناميدند و فرمودند : «متخلفان بايد مجازات و برکنار شوند.»
4- پس از گذشت بيش از 3 ماه از اين ماجرا بر اساس گزارش آقاي نوبخت، کار غير قانوني صورت نگرفته و کسي هم مجازات نشده است. چون تخلفي نبوده به دستگاه قضائي هم نرفته است. 13 نفري بودند که يا استعفا دادند يا برکنار شدند و غائله ختم به خير شده است! باتوجه به گزارش مذكور، به تعبيريكي ازدلسوزان مطبوعاتي ، اينجا يک سوال کليدي باقي ميماند و آن اينکه چه کسي دستور پرداختهاي غيرقانوني و به قول آقاي نوبخت غيرمتعارف را صادر کرده است؟ چون پرداختها بايد به موجب قانون باشد. غير از قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب سال 70 و قانون مديريت خدمات کشوري مصوب 1386 چه قانوني اين وسط مطرح بوده که پرداختها بر اساس آن صورت گرفته است؟!آيا غير از مجلس نهاد ديگري از قانونگذاري داريم که به اين پرداختها مشروعيت بخشيده است؟ طبيعي است قانون ديگري وجود ندارد. چرا که شوراي حقوق و دستمزد بلافاصله به ميدان آمده و جلوي پرداختهاي غيرقانوني را گرفته و پرداختها را مطابق دو قانون ياد شده به زير10 ميليون تومان برده است.
5- محاکمه و مجازات و ردّ وجوه بيت المال، مطالبه مردم در جامعه است. اين مطالبه از سوي رهبر معظم انقلاب نيز مطرح شده و نمايندگان ملت نيز در مجلس بر آن تأکيد دارند. اما تا کنون هيچ حکمي در مراجع قضائي و نهادهاي نظارتي در مورد نجومي بگيران صادر نشده است.در مورد حقوق هاي به اصطلاح نامتعارف هم اقدامي از سوي نهادهاي ناظر و قضائي صورت نگرفته است. دريافت حقوق هاي نامتعارف، مستند به هيچ قانوني نبوده و نيست و در اين مورد، دولت هنوز پاسخگو نيست! افشاي ارقام نامتعارف فيشهاي حقوقي باعث شد كه بخشي از پشت صحنه غيرقابل قبول اقتصاد دولتي از پرده برون افتد؛ اما همانطور كه هشدار داده شده نبايد فساد نهفته در اقتصاد دولتي را با پرونده چند مدير داراي حقوق نامتعارف مختومه اعلام كرد.
6- به گمان برخي كارشناسان ؛ دولت میتوانست از این تهدید یک فرصت بسازد. فرصت خوبی بود تا دولت دستی به سروگوش نظام بوروکراتیک چاق ، تپل و تنبل خود میکشید و کاری میکرد تا همه آنها که در سایر دستگاهها نیزهمین رویّه را درپیش گرفتهاند ازاوالگو بگیرند. تا همه آنها که درباره این پدیده قضاوتها و دیدگاهها و اهداف و نیّات متفاوتی داشتند مجبور شوند برای اقدام و حرکت درست و صحیح او کلاه از سر بردارند. فرصت خوبی بود و هنوز هم هست تا دولت چنین کند. افشای حقوقهای کلان میتوانست و هنوز هم میتواند به جای تهدید یک فرصت بسیار مناسب در اختیار دولت بگذارد تا یک خانهتکانی در دستگاه اجرایی کشور صورت دهد.
جان كلام
این گونه پرداخت ها ودریافت های بسیارشبهه دار، مسئله داروآلوده به نکبت تبعیض و تضییع حقوق دیگران، موجب سوزاندن انگیزه برخی برای انجام خدمت پاک و درست و صادقانه مي شود. پس باید ریشه این گونه تبعیض ها و بلکه هر نوع تبعیض در جامعه خشکانده شود وگرنه نه تنها مقصران بلکه چشم بر هم گذارندگان و قاصران در امر به وجود آمدن و گسترش تبعیض در روزی نه چندان دور علاوه بر محاکمه در محکمه این دنیایی در پیشگاه خداوند بیزار از تبعیض، مؤاخذه ای سخت در پیش خواهند داشت.
جمعه : 5 / 6 / 1395- 23 ذي القعده 1437- 26 آگوست 2016
به بهانه هفته دولت
اشاره اي به نقدهاي موافق ومخالف عملكرد دولت روحاني
اسدالله افشار
هفته اول شهریورماه ، به مناسبت شهادت دو دولت مرد بزرگ انقلاب اسلامی، شهید محمدعلی رجایی (رئیس جمهور) و شهید حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد باهنر (نخست وزیر) هفته دولت نام گرفته است. در طی این هفته، مردم با عملکرد و دستاوردهای دولت در زمینه های گوناگون عمرانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آشنا می شوند. هیئت دولت با توجه به وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی رحمه الله و رهنمودهای مقام معظم رهبری، می کوشد در زمینه های گوناگون به موفقیت های بیشتر و مهم تری دست یابد و آینده بهتری برای ملت بزرگ و پرافتخار ایران به وجود آورد.اين قلم ضمن تبريك هفته دولت به رييس جمهورروحاني وهيأت دولت ؛ ضروري مي داند درفضاي عقلاني واخلاقي ودرپايان سال كاري دولت يازدهم اشاره اي به نقدهاي موافق ومخالف عملكرد دولت ايشان درهمه زمينه ها كه ازسوي كارشناسان وصاحب نظران ابراز گرديده است داشته باشد .
نقدعملكرد دولت يازدهم ازنگاه منتقدان
دولت یازدهم ، سومین سال عمرخود را هم پشتسرگذاشته وپای درچهارمین وآخرین سال عمرش میگذارد. سه سالی که مثل برق وباد گذشت و برای مردم خاطره وعدههای رنگارنگ وپرآب وتاب روزهای انتخابات برجا ماند. منتقدان براين باورند كه دولت رييس جمهور روحاني بايد به موارد زيرپاسخ دهد :
1- وعده گشایش100 روزه درمعیشت واقتصاد مردم كه ازشعارهاي انتخاباتي رياست جمهوري جناب روحاني بوده است چرا پس از3 سال تحقق نيافته است ؟
2- اشتغال جوانان چرا محقق وآثارش هويدا نشده است ؟ مشكل دركجاست؟ وچرادراين زمينه قدم هاي مثبت ومؤثربرداشته نشده تارهبري و والدين جوانان شرمنده وخجالت زده دراين خصوص باشند!
3- مردم فقط ميخواهند بدانند دولت چرا هيچ كاري براي اين اوضاع به هم ريخته اقتصادي نميكند و حاشيهسازيهاي سياسي براي آن در اولويت است . كارخانههاي تعطيل ، حقوقهاي معوقه ، حقوق هاي نجومي مديران ،گرانيهاي پيدرپي كالاهاي اساسي ، مسكنهاي مهر معلق در كنار ركود و بيكاري مانده ؛ آيا جايي براي آنكه باز شعار سياسي دهيم ، باقي ميگذارد؟
4- برجامي كه از نگاه دولت و حاميانش فتحالفتوح و برگ برنده دولت يازدهم قلمداد ميشد كه در اين دو سال و نيم گذشته از امضاي توافقنامه اوليه اندازه هزار دو و نيم سال فخر بلد بودن ديپلماسي و تعامل با دنيا و نجات ايران از حمله نظامي و تحريم اقتصادي و چه و چه را بابت آن فروخته بودند، حالا كشتي به گل نشستهاي را ميماند كه روي دست دولت مانده و نميداند با آن همه وعدههاي برجامي در پسابرجام ناكام چه كند.
5- مهمترين مسئلهاي كه مدتهاست مورد انتقاد دلسوزان كشور قرار دارد، پيوندزدن وضعيت جاري كشور به روند مذاكرات و رفع تحريمها باشد؛ مسئلهاي كه باعث شده در حوزههاي اقتصادي، همچنان شاهد ركود در كشور باشيم تا گشايشي در موضوع اقتصاد ايجاد نشود.
6- دكتر روحاني در ايام تبليغات انتخاباتي، شعارهاي بسيار چشمگيري در حوزه اقتصاد از جمله درباره كاهش نرخ بيكاري، افزايش دستمزد كارگران بيشتر از نرخ تورم و جلوگيري از خامفروشي مطرح كرده بود اما آنچه تاكنون از گفتهها و گزارشهاي مراكز رسمي كشور به دست آمده بيانگر اين واقعيت است كه به دليل منتظر ماندن دولت براي بهثمرنشستن مذاكرات، هيچكدام از اين وعدهها عملي نشده است.
7- وجود نرخ بيكاري نسبتاً بالا در كشور كه تقريباً دو برابر متوسط نرخ بيكاري جهاني است، عرصه را براي مردم تنگتر كرده است. نرخ بيكاري جوانان 15 تا 24ساله در بهار 1393 در كل كشور به 2/24درصد بالغ شده است در حالي اين نرخ در بهار 1392 معادل 9/22درصد بوده همچنين نرخ بيكاري زنان در رده سني فوق در بهار 1393 به 4/43درصد بالغ شده است. اين شواهد آماري حاكي از آن است كه بازار كار كشور براي جوانان به نقطه حساسي رسيده است.
8- قریب هشتاد درصد صنایع کشور تعطیل است! دولت یارانه تولید را به مرزی رسانده که صدای وزیر صنعت هم به اعتراض و گلایه بلند شده است. در مقابل واردات بیداد میکند! قاچاق از مبادی رسمی، رسما و علنا در جریان است و میلیاردها میلیارد دلار کالای قاچاق، دائما به کشور وارد میشود! دولت طرحهای ساده و اولیهای مثل «طرح شبنم» را کنار گذاشت و راه را برای قاچاقچیان هموارتر کرد! حالا بیکاری و تعطیلی واحدهای تولیدی، آفت جان همه خانههای ایرانی شده است! رکود، چنان گریبان نظام تولید کشور را گرفته که صد عاقل هم نمیتوانند برای آن فکری بکنند!
نقدعملكرد دولت يازدهم ازنگاه حاميان دولت
1- دولت یازدهم اززمانی که فعالیت خود راآغاز کرده توانسته است نرخ رشد اقتصادی را به عنوان مهمترین شاخص اقتصادی و یکی از اهداف اصلی سیاستهای اقتصاد مقاومتی از منفی 8/6 درصد به مثبت 4/4 درصد برساند.
2- بيش از هر مسالهاي ضروري است كه روحاني بر روي مسائل اقتصادي متمركز شده و گزارشي درباره برنامههاي اقتصادي از هماكنون تا پايان عمر دولت به مردم ارائه دهد. با توجه به اينكه كشور در شرايط پسابرجام قرار دارد، دولت بايد در پاسخ به مخالفان كه مدام بر طبل مخالفت ميكوبند و ميگويند خدمتي به كشور واقتصاد نشده گزارشي ازمنظر كنترل نرخ تورم، نرخ رشد اقتصادي، كاهش نرخ بيكاري، جذب سرمايهگذاري خارجي و فعال شدن پروژههاي نيمه كاره كشور به ويژه در صنعت نفت و گاز با استفاده از منابع ملي از منظر صادارت غيرنفتي ارائه دهد.
3- با توجه به اينكه در سال ۹۶، در ۲۹ ارديبهشت انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشود، قطعا مردم انتظار دارند كه دولت گزارشي از سه سال گذشته خود مبني بر چالشها و موانع بر سر راه، شعارها و وعدههاي تحقق يافته خود ارائه دهد. دولت بايد روي نكات قوت نيز تاكيد كند. ولازمست همچنين درباره تحولات حوزه اقتصادي طي ماههاي آینده رئيسجمهور گزارشي ارائه دهد.
4- در مورد کاهش تورم در ابتدای این دولت تحریمها بر مشکلات کشور افزوده بود که بعد از استقرار دولت تدبیر و امید، شاهد کاهش نرخ تورم از ۴۸ به ۹.۲ درصد هستیم. نرخ رشد منفی ۶.۸ درصد نیز به یک درصد مثبت تبدیل شده که حاکی از عملکرد بسیار خوب تیم اقتصادی دولت است.
5- دولت تدبیر و امید مصمم است که با استفاده از تمامی ظرفیتهای ملی، شاخصهای توسعه و اقتصادی را ارتقا دهد.در مورد اشتغالزایی در این دولت با کاهش دو درصدی نرخ بیکاری از ۱۳ به ۱۱ درصد رسیدیم ضمناینکه تمامی تلاش دولت؛ دستیایی به رشد اقتصادی هشت درصد در افق سال ۱۴۰۴ است و در این زمینه نیز تاکنون اقدامات بسیار خوبی علیرغم کمبود منابع مالی و فشارهای اقتصادی داشته است.
6- آثار و دستاوردهاي دولت در بُعد سياست خارجه امروز هم ملموس است زيرا دولت با اقدامات خود در برجام هزينههاي مراودات تجاري ايران را كاهش داده و از سويي اشتياق و علاقهمنديهاي بسياري براي ورود به صحنه اقتصادي و تجاري ايران با سرمايهگذاريهاي مشترك و ورود تكنولوژيهاي جديد فراهم شد. در بُعد كشتيراني و افزايش فروش نفت و زمينه بازگشت سرمايههاي بلوكه شده ايران و همچنين درباره خريد كالاها به قميت نسبتا مناسب و بيمه بدون رشد بسيار بالا گامهاي بزرگي برداشته شده است.
جان كلام
مطالبات مردم درحوزه معيشتي و وعدههاي مسئولان، امرروشني است. مطالبات مردم درحوزه مقابله با تبعيض هاي ناروا مشخص است . دولت بايد به اين مطالبات ، پاسخگو باشد تا بتواند از بخشي از مصائب دولت عبور کند. مردم بهترين داوردرارزيابي دستاوردهاي عملكرد دولت هستند.
سه شنبه : 2 / 6 / 1395- 20ذي القعده 1437- 23آگوست 2016

