راه کمک ونجات سوریه
اسدالله افشار
یکم) کمتر از 24 ساعت پس از حملات مرگبار پاریس، دومین نشست وین2 درباره بحران سوریه در وین برگزار شد. نشستی با حضور اتحادیه عرب، چین، مصر، اتحادیه اروپا، فرانسه، آلمان، ایران، عراق، ایتالیا، اردن، لبنان، عمان، قطر، روسیه، عربستان سعودی، ترکیه، امارات متحده عربی، انگلستان، سازمان ملل و اتحادیه اروپا تحت عنوان «گروه بینالمللی حمایت از سوریه» که جو عمومی آن به شدت تحت تاثیر این حملات غافلگیرکننده بود و خروجی آن نیز بیتاثیراز این واقعه نبود.دومین نشست وین 2با صدور یک بیانیه 10محوری به کار خود پایان داد. بیانیهای که مفاد اصلی آن را در 10 محور زیر میتوان خلاصه کرد:
1- توافق گروه بر حمایت و تلاش برای اجرای یک آتشبس ملی در سوریه تحت نظارت سازمان ملل و بر مبنای بیانیه ژنو؛ 2- حمایت 5عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل از روند انتقال سیاسی براساس بیانیه ژنو و تقویت یک هیئت نظارت بر آتشبس مورد تائید سازمان ملل ؛ 3- آتشبس شامل حمله یا دفاع در برابر اقدامات داعش، جبهه النصره یا هر گروه دیگری که گروه بینالمللی حمایت از سوریه آنها را تروریست خوانده، نخواهد شد ؛
4- گروه «بینالمللی حمایت از سوریه» توافق کردند که به طرفها برای توقف فوری استفاده از تسلیحات غیردقیقی، فشار آورند؛ 5- تأکید برلزوم برگزاری مذاکرات رسمی میان دولت سوریه و نمایندگان معارضین تحت نظارت سازمان ملل و در سریعترین زمان ممکن، با تاریخ هدف 1 ژانویه؛ 6- حمایت از روند انتقالی مصرح در بیانیه 2012 ژنو؛ 7- برگزاری انتخاباتها آزاد و عادلانه براساس قانون اساسی جدید ظرف 18 ماه تحت نظارت سازمان ملل ؛ 8- نگرانی از وضعیت پناهجویان و بیخانمانهای داخل سوریه و همچنین لزوم فراهم کردن شرایط بازگشت امن آنها براساس عرف قوانین انسانی بینالمللی ؛ 9- توافق گروه درفشار به طرفها برای توقف فوری استفاده از تسلیحات غیردقیقی؛ 10- داعش، جبهه النصره و دیگر گروههای تروریستی که توسط شورای امنیت سازمان ملل شناسایی شدهاند و (لیست آنها) مورد توافق شرکتکنندگان است و از سوی شورای امنیت نیز تائید شده، باید شکست داده شوند.
پادشاهی هاشمی اردن موافقت کرد که کمک کند نمایندگان جامعه اطلاعاتی و نظامی تفاهمی مشترک از گروهها و افرادی که احتمالا باید به عنوان تروریست معرفی شوند، تهیه کنند و به این منظور تاریخ هدف برای تکمیل آن زمان آغاز فرآیند سیاسی تحت نظارت سازمان ملل، مقرر شد.
بر اساس این بیانیه قرار شده است یک ماه دیگر شرکت کنندگان در این نشست، برای پیگیری توافقات انجام شده بار دیگر گرد هم آیند.
دوم) ايالات متحده آمريکا و متحدان آن که سعي دارند به بهانه انتقال قدرت سياسي، موضوع مبارزه با تروريسم را در سوريه حل نشده باقي بگذارند هم اکنون با موضوعي به نام حضور نظامي روسيه در سوريه مواجه شده اند. همچنين جمهوري اسلامي ايران نيز با جديت بر حقوق حقه ملت سوريه از جمله برگزاري انتخابات آزاد و تعيين سرنوشت سياسي اين کشور توسط خود ملت سوريه تاکيد دارد .ايالات متحده آمريکا از نقش مخرب خود در توليد و گسترش و استمرار بحران تروريسم در سوريه سخني به ميان نياورده و نمي آورد. واشنگتن به عنوان خاستگاه و حامي اصلي گروههاي تروريستي تکفيري در اين معادله نقش خونيني بر عهده داشته که بايد در خصوص آن پاسخگو باشد. برخي کشورهاي اروپايي نظير فرانسه و انگليس و آلمان نيز در اين روند به واشنگتن و رژيم صهيونيستي و کشورها و نظامهاي مرتجع عربي و ترکيه ياري داده اند. در هر صورت، آمريکا در معادلات سوريه نقش يک متهم را دارد نه قاضي.
سوم)کارشناسان مسایل منطقه خاورمیانه در این زمینه معتقدند که هرگونه تصمیم گیری برای حل و فصل بحرانهای منطقه بدون حضور ایران نتیجه بخش نخواهد بود. ازآغاز بحران سوریه وشکل گیری مداخله چند کشورغربی و عربی علیه این کشور، ایران و روسیه با همگرایی کامل منطقهای و ارائه ابتکار حل سیاسی این بحران، قطع حمایتهای خارجی از تروریسم ضد سوری و مذاکرات سوری سوری را تنها راه پیش رو اعلام کردهاند.
کشورهای ضد سوریه به ویژه آمریکا که از پنج سال پیش با هرگونه مذاکره برای حل سیاسی این بحران مخالفت میکردند و به حمایتهای خود از تروریستها و گروههای مسلح ادامه میدادند، ازچندی قبل که همکاری نظامی دمشق و مسکو دربمباران مواضع تروریستها به ویژه داعش آغاز شد، درتنگنای سیاسی قرار گرفتند.
چهارم) حضور ایران در اجلاس های وین و هر اجلاس دیگری که برای مذاکره درباره رسیدن به راهحل سیاسی بحران سوریه برگزار شود، یک مخالف جدی هم دارد که رژیم صهیونیستی است. این رژیم نامشروع و جنایتکار، میداند که حضور ایران در مذاکرات مربوط به سوریه با تایید راهحل سیاسی همراه با این پیوست که بشار اسد باید تا زمانی که رأی مردم را دارد در قدرت باقی بماند و در آینده نیز رای مردم باید عامل اصلی تعیین سرنوشت سوریه باشد، مساوی است. درست همین نکته است که سران رژیم صهیونیستی را به خشم آورده و به ابراز مخالفت شدید با حضور ایران در مذاکرات وین وادار کرده است . اما اکنون به نظر میرسد کار از کار گذشته و بحران سوریه به نقطهای رسیده که رژیم صیهونیستی نمیتواند اراده خود را بر آن تحمیل کند همانطور که در ماجرای برجام نیز علیرغم شیطنتها و مخالفتهای زیاد نتوانست مانع رسیدن به آن مرحله اجرائی شود.
پنجشنبه : 28 / 8 / 1394- 7 صفر1437- 19 نوامبر 2015
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
فرزندان وارث ميراث حکومت اخلاقی پدر
اسدالله افشار
والدين مهمترين الگوومدل فرزندان هستند ، آنچه را که دارند به فرزندان خود منتقل می کنند . آنچنان که فرزندان ما از يک ديد آيينه تمام نمای وجود ما هستند . اگر در چهره آنها آثاربی کفايتی ، ترس ، اضطراب ، بزهکاری و ... پديدار شود بدان خاطر است که اغلب از ما والدين واجد چنين صفات هستيم . يکی از مربيان بزرگ گقته است تو اول فرزندت را به من بنما تا بگويم تو که هستی .
اگرخواستارآن هستيم که فرزند انی پاک ، پرهيزکار، نيک اخلاق ، خوش خلق، نيکوگفتار، فعال ، با هوش و فراست وطالب دانش،خير خواه و با ايمان داشته باشيم يک راه آن اين است که خود به عنوان والدين ايشان اينگونه باشيم و خدا را در همه حال شاهد و ناظر اعمال خود بدانيم و عهد هايی را که در روز پيوند زناشويی با يکديگر بسته ايم ،نقض نکنيم و بخاطر توقعات بيجا مادی و زرق و برق دنيوی و رفيق بازی وفاميل بازی ودلبستگی های کاذب ديگرپيمان های زندگی مشترک خود را نشکسته وبه آنها وفادار بمانيم، لذا پاکی،درستکاری،تعبد،اخلاقی بودن وظيفه انسانی ما ست و قطعا اين انجام وظيفه به فرزندان ما نيز موثر خواهد بود .
به عقيده جامعه شناسان،شخصيت هرکس انعکاس رفتاراطرافيان اوست و اين امردر باره فرزندان کاملا صادق است. رفتار فرزندان دررابطه با والدين همچون رفتار تصويری است که در آينه وجود پدر و مادر باشد. والدين از اين بابت الگوی فرزندان خويشند.اگررفتار والدين براساس فضاِِيل اخلاقی وکرامات انسانی باشد،فرزندان ما – بخصوص نوجوانان و جوانان – آن را می پذيرند و خود نيزعامل بدان می شوند و چنانچه خلاف آن باشد طبعا به همان سو ميل وگرايش پيدا می کنند . مساله الگو در تربيت ، نقش و اهميت فوق العاده ای دارد. واين مهم در جنبه سازندگی و يا ويرانی بنای حيات،کارصدها واعظ و ناصح ويا مفسد و خرابکار را خواهد کرد وازاين حيث والدين و بخصوص پدر بايد اخلاق مجسم باشند.
نقش اخلاقی پدردرتربيت فرزند :
پد رشدن و اصولا قرارگرفتن فرد درنقش پدری نوعی مسئوليت پذيری است . پدر در جريان تربيت فرزندان و اداره آنها در برابر اوضاع پرماجرائی قرار دارند . بار وظيفه سنگين است و پدران ومادران با همه دشواری ها ،بارتمام اين سنگينی های را بايد بردوش بکشند. شايد برخی گمان کنند همين که فرزندان سرپای خودايستاده اند و توانسته اند خودرا تروخشک کنند بار و ظيفه آنان سبک شده است . درحالی که درسنين نوجوانی و جوانی مسئوليت شان سنگين تر و انجام وظيفه درباره شان ضروری تر است. چه بسيارند تلخی ها ومرارت هايی که تنها دررابطه با فرزندان می بايست متحمل شوند و وظيفه پدری آن را ايجاب می کند .
انجام اين وظيفه درباره همه فرزندان است بخصوص درباره دختران که درتربيت اسلامی از لحاظ ارتباط با اجتماع محدوديت هايی را که به مصلحت جامعه وفرد ، دين و عفت آنهاست تحمل می کنند . اخلاق پدردرگرم کردن کانون خانواده ، درايجاد اميد يا يأس دردل فرزندان نقش فوق العاده ايفا می کند.بازارتعليم و تعلّم بين پدر وفرزندان بسيار گرم است اگر چه پدر به زبان آکادميک و درسی به آنان نيآ موزد ويا به آنان حرفی نزند ، حکومت اخلاقی پدر باعث آن می شود که فرزندان وارث ميراثی ارزنده و يا تأسف انگيز گردند.
ازنگاه فرزندان ،پدرتنها نان آور خانه نيست بلکه صاحب يک شخصيت فوق العاده ، مديروگرداننده خانه نيزبه حساب می آيد. اومی خواهد پدرش يک قهرمان باشد، قهرمان درقدرت،قهرمان درکار و تلاش، قهرمان دراخلاق ورفتار. از او درس بياموزد ويا نقطه های مثبت او را به عنوان درسی به ديگران معرفی کند .
اگرشخصيت پدر، شخصيت بدخوی و بدرفتار ، فاسد و بد دهن و يا فردی سخت گير و غير منطقی باشد ، فرزندان از وجودش احساس ننگ می کنند ، شرمشان می آيد او را در ميان جمع دوستان ، پدرخود معرفی نمايند!
پدر وظيفه شناس دارای صبر و حوصله می باشد . به علائق فرزندانش توجه دارد ، به آنها حق رأی می دهد ، به عقايد آنها احترام می گذارد ، به اشتباهات خود اعتراف می کند ، می کوشد اشتباهات و لغزش های اعضاء خانواده را با حسن نظرو وسعت ديد اصلاح نمايد . اين امر برای اداره زندگی ، پرورش نسل ، ايجاد اعتماد به نفس ، تشويق فرزند به عضويت انديشيده درخانواده ضروری است . چنين فرزندانی مدافع حقوق و حيثييت پدرهستند ، به وجودش افتخارمی کنند و خودرا در سايه آنان در امن می بينند.
دوشنبه : 25 / 8 / 1394- 4 صفر1437- 16 نوامبر2015
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
غرب و مسئولیت اقدامات گروههای تروریستی
اسدالله افشار
پاریس صحنه آتش و خون شد. شامگاه جمعه ۱۳نوامبر2015( ۲۲آبان1394)، شش حمله مسلحانه تقریبا به طور همزمان در شش نقطه شهر پاریس رخ داد. سه حمله انتحاری در نزدیکی استادیوم «استاد دوفرانس» در شمال پاریس در حالی رخ داد که بازی دوستانه تیم ملی فوتبال فرانسه و آلمان در جریان بود.در حمله مسلحانه دیگری به یک کنسرت گروه متال آمریکایی در سالن «باتاکلان»، مهاجمان افراد حاضردراین تالاررا به گروگان گرفتند. دست کم ۱۲۸نفر از تماشاگران این کنسرت کشته شدند. هیچیک از اعضای گروه متال «Eagles of Death Metal» در تیراندازیها آسیبی ندیده است. همزمان بلوارولتردرنزدیکی این سالن کنسرت شاهد یک عملیات انتحاری بود.حوالی ساعت ۱۲:۳۰نیمهشب به وقت محلی ، پلیس فرانسه با یورش به سالن باتاکلان تلاش کرد تا گروگانها را آزاد کند، اما بیشتر گروگانها کشته شده بودند. در مجموع چهار تن از گروگانگیرها در این حادثه کشته شدند؛ سه نفر از آنها با کمربندهای انتحاری اقدام به خودکشی کردند و دیگری با شلیک گلوله پلیس کشته شد.تقریبا همزمان با فاجعه سالن کنسرت انفجاری مهیب هم در حوالی استادیوم ملی فرانسه رخ داد. همزمان با این رویدادها چندین مورد تیراندازی هم در مناطق پرترددی از شرق پاریس رخ داده است. در تیراندازی در رستوران لوکاریون ۱۱نفرکشته شدند. در دو رستوران دیگرهم تیراندازیهای مشابهی رخ داده است. در کل این حوادث هشت تروریست کشته شدند دراین خصوص نکاتی وجود داردکه درذیل به آنها اشاراتی خواهیم داشت :
1- داعش مسئولیت رسمی حملات پاریس را با انتشار یک بیانیه بر عهده گرفت. گروه تروریستی داعش تاکید کرده است تا زمانی که حملات هوایی ادامه دارد، فرانسه روی آرامش نخواهد دید. آنها اعلام کردند که این قتل عام به خاطر سوریه است.
2- اهميت حملات پاريس در اين است كه نشان ميدهد داعش توانايي سازماندهي چندين عمليات همزمان را در فرانسه داشته است؛ حملاتي كه بهطورقطع تعداد معتنابهي از افراد در آن حضور دارند و دستگاههاي اطلاعاتي غربي نيز نتوانستهاند هيچ كدام از آنان را رديابي كرده يا دستگير كنند تا بتوانند مانع از اجراي اين عمليات شوند.
3- حادثه تروريستي پاريس، غرب را در شوک بزرگي فرو برد. شايد جوامع اروپايي هرگز گمان نميبردند خطر اينسان به آنان نزديک شده باشد و شايد دولتمردان غربي گمان ميکردند فقط با يک راهپيمايي سال گذشته پاريس پس از حادثه شارليابدو، بساط تروريسم را از اروپا جمع ميکردند ولي زهي خيال باطل.
4- امروز بنيادگرايان افراطي که روزي در سکوت تأييدآميز غرب براي نبرد با دولتهاي مستقر در عراق و سوريه روانه خاورميانه ميشدند، به اصل خويش بازگشتهاند تا اين سنت تاريخي را تحقق بخشند که «هرکه باد بکارد، طوفان دروخواهد کرد».
5- پس از حوادث تروریستی پاریس موج محکومیتها همچنان ادامه دارد و بسیاری از کشورها در حال تقویت و تشدید تدابیر امنیتی هستند. دولتهای سراسر اروپا نشستهای امنیتی ویژهای را برای بررسی سطح تهدیدها در کشورهای خود برگزار کردند. سازمان تأمین امنیت تردد هوایی اروپا موسوم به «یوروکنترل» به شرکتهای هواپیمایی هشدار داد از معتبر بودن مدارک شناسایی تمامی مسافرانی که به فرانسه وارد میشوند، اطمینان حاصل کنند، در غیر این صورت به ازای هر مسافر، پنج هزار یورو جریمه میشوند.
6- مهمترین تاثیر انفجارهای پاریس که داعش مسوولیت آن را به عهده گرفته است، فعالتر شدن گسلهای جهانی (میان غرب و روسیه) و منطقهای (میان ایران و عربستان و ترکیه) خواهد بود. محتمل است که آمریکا و اروپا در واکنش به این انفجارها، سوریه را بهعنوان بزرگترین پایگاه اعضای داعش، مسوول غیرمستقیم انفجارها قلمداد کنند و در پی بسیج جهانی برای سرکوب کردن قاطع داعش برآیند. نتیجه شکلگیری چنین رویکردی که بسیار محتمل مینماید، افزایش حضور نظامی غرب در سوریه و حتی حملات فراگیر به این کشور خواهد بود.
7- ازنگاه کارشناسان ؛ تهدیدات حادثه تروریستی پاریس عملاً مواضع و حقانیت دیدگاههای ایران در عرصههای بینالمللی نسبت به خطر این اندیشه سلفی خشن و حتی غیر اسلامی را در انظار جهانیان آشکار میکند. از سوی دیگراین اتفاق، فارغ از نحوه مواجهه غربیها با آن، در حقیقت سطح هشدارها و واقعیت مواضع ایران را برای خیلیها آشکار کرد که سبب میشود کشورهای منطقهای که تا الان پشت سر داعش بودند، از رویکرد پیشین خود نسبت به این جریانها شانه خالی کنند.
8- برخی ازصاحب نظران براین عقیده اند که ؛ حمله گروهك تروريستي داعش به فرانسه در واقع حمله به اقتصادجهاني است. به عبارتي ديگر در كنار آسيبهايي كه به امنيت جهاني وارد ميشود، تمامي كشورهاي جهان با ركود اقتصادي ناشي از چنين بيثباتي و بيامنيتي روبهرو خواهند شد. در شرايط كنوني اقتصاد جهاني با تهديد جدي به نام «داعش» روبهرو شده است. متاسفانه گروهك تروريستي داعش بزرگترين نهاد تغذيهكننده غيرقانوني از درآمدهاي نفتي جهان است. وقتي گروهك تروريستي داعش از محل فروش نفت مناطق تحت كنترل خود در سوريه و عراق، ماهانه حدود ٥٠ ميليون دلار درآمد كسب ميكند قطعا جدي بودن آسيب جهاني براي اين گروهك موضوع قابل توجه در اقتصاد جهان است.جديترين آسيبي كه اقتصاد ايران از فعاليتهاي اقتصادي داعش خواهد ديد، كاهش قيمت جهاني نفت است كه درآمدهاي نفتي كشور را بهشدت كاهش داده است. با كاهش درآمدهاي نفتي و بهتبع آن كاهش درآمدهاي كشور، ركود اقتصادي ايران تعميق يافته و خروج از ركود با تاخير روبهرو خواهد شد.
9- تصورعمومی درمورد این گروه ناصحیح است.داعش فقط یک گروه تروریستی که درموصل ورقه حکومتداری میکند نیست. این گروه بهسرعت توانست خود را بینالمللی کند و در سطح جهان به فعالیت بپردازد. درست شبیه یک کشور با جغرافیای مشخص فعالیت میکند؛ دولت، پاسپورت، شناسنامه، بانک، شبکههای تجاری گسترده و فروش نفت دارد. سادهانگاری است که کار داعش را پس از این حملات تمامشده بدانیم.
10- غرب تا حد زیادی باید مسئولیت اقدامات گروههای تروریستی مانند القاعده و داعش، آنهم بعلت سیاست دوگانه و اهمال در مبارزه با پدیده تروریسم بینالملل را بپذیرد. تا زمانی که دولتهای غربی به این واقعیت نرسند که خود عاملی مهم در ظهور و گسترش تروریسم هستند، همچنان باید شاهد این اقدامات هولناک تروریستی باشیم.
دوشنبه : 25 / 8 / 1394- 4 صفر1437- 16 نوامبر2015
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
تاکتیک اردوغان در پیروزی انتخابات
اسدالله افشار
انتخابات روز یکشنبه-10آبان ماه 1394- درترکیه پیروزی بزرگی برای حزب عدالت و توسعه و شخص رجب طیب اردوغان بود از آن جهت که این حزب در انتخابات هفتم ژوئن گذشته اکثریت لازم در پارلمان برای تشکیل دولت تک حزبی را از دست داده بود و برای تشکیل حکومت نیازمند ائتلاف با احزاب مخالف بود، اما در انتخاباتی که روز یکشنبه برگزار شد، حزب عدالت و توسعه با کسب بیش از 49 درصد آرا توانست حدود 4 میلیون و نیم بیش از انتخابات پیشین رای کسب کند و کرسیهای خود را در پارلمان به عدد 316 کرسی برساند.برای تشکیل حکومت 276 کرسی از پارلمان 550 کرسی ترکیه لازم است و از این رو حزب عدالت و توسعه توانست 40 کرسی بیش از این حد نصاب کسب کند و بار دیگر قادر خواهد بود به حکومت تک حزبی بر ترکیه ادامه دهد. اكنون درخصوص اين انتخابات نكاتي رادرذيل يادآوري خواهيم نمود :
1- دراین انتخابات حزب حاکم 5/ 49 درصد ، حزب جمهوریخواه خلق3/5 درصد ، حزب دموکراتیک خلق ها3/10 درصد و حزب حرکت ملی 12 درصد آرا را به دست آوردند. اردوغان با این تعداد کرسی اکنون دو راه برای رسیدن به هدف خود یعنی تغییر قانون اساسی دارد . یا باید همهپرسی برگزار کند یا آنرا در پارلمان به رأی بگذارد. وی در صورت کسب 330 کرسی میتوانست خود به تنهایی قانون اساسی را تغییر دهد و سیستم حکومتی را ریاستی کند.
2- نشریه آلمانی«اشپیگل»نیزدرگزارشی باعنوان «پیروزی خونین»درباره انتخابات روزیکشنبه درترکیه نوشت: «دولت ترکیه در کشور«تخم بحران» را کاشته، به خشونت متوسل شد، منتقدان را ساکت کرد و در نهایت نیز پاداش کارهای خود را گرفت و بار دیگر در انتخابات پیروز شد این چیزی است که نمیتوان از آن با عنوان دموکراسی یاد کرد.»
3-روزنامه آلمانی«فرانکفورترآلگماینه» نیزطی گزارشی باعنوان«سرزمین اردوغان» نوشت:
«اردوغان همچنان قویترین فرد درکشورش است. این برای او خوب و برای ترکیه بد است. وی در مسند قدرت است و با کمک دادستانها و قضاتی که احکام عجیبی را علیه مخالفان وی صادر میکنند همچنان به فرمانروایی بر ترکیه ادامه میدهد.
4- رجب طيب اردوغان که 13 سال است به عنوان نخست وزيريا رئيسجمهور برترکيه حکومت مي کند، مورد تأييد برخي ازمردم وغضب ديگران قراردارد ، همين مساله ترکيه رابه يک شکاف عظيم سياسي و اجتماعي مبتلا شده است .پس از بيش از يک دهه بر سر قدرت بودن، حزب حاکم عدالت و توسعه اردوغان، درانتخابات ژوئن2015-17خرداد1394- اکثريت خود را در پارلمان از دست داد. نتيجه اين انتخابات ضربه سنگيني براي آرمانهاي اردوغان بود. وي به دنبال کسب اکثريت قاطع در پارلمان بود تا حزبش اختيار لازم را براي بازنويسي قانون اساسي ترکيه و افزايش اختيارات اجرايي رئيسجمهور به دست آورد.
5- نکته مهمی که پس از انتخابات ۱۷خرداد ماه درفضای سیاسی ترکیه کاملا مشهود بوده، چند قطبی شدن شدید فضای سیاسی واجتماعی ترکیه است. مساله ای که بدون شک یکی از اصلی ترین مسببین آن اقدامات یکجانبه گرایانه حزب عدالت و توسعه و رهبران آن احمد داووداوغلو و همچنین رجب طیب اردوغان بود.
استفاده از شکاف احزاب ودامن زدن به آن یکی از عوامل موفقیت اردوغان در انتخابات پیش رو بود. در این میان می توان به بهره برداری از شکاف موجود در حزب حرکت ملی اشاره کرد.
6- اردوغان توانست با استفاده از ترفندهایی چون بی دولتی، حاکمیت فضای ناامنی و استفاده از شکاف در میان احزاب رقیب و بهره برداری از آن اکثریت پارلمان را از آن خود کند. اگرچه او اکثریت آراء را در جیب خود دارد اما مقبولیت دولتش در گرو تشکیل کابینه ای متشکل از مجموعه فراگیر سیاسی خواهد بود. امری که دولت او نتوانسته تاکنون آن را محقق سازد. سیاستهای خارجی ماجراجویانه او در منطقه از جمله دلایل این عدم فراگیری است.
7- اکنون رجب طیب اردوغان 61ساله بنیانگذارتفکرنوعثمانی گری درترکیه تا سال2019 بازهم مرد شماره یک سیاست در این کشور آسیایی- اروپایی خواهد بود و همچنان گفتمان خاص خود را پیش خواهد برد و حرف اول و آخر را در عرصه سیاست داخلی و خارجی ترکیه خواهد زد؛ و احمد داووداغلو تئوریسین این مکتب و فرد شماره دوی حزب، با خیال راحت خواهند توانست باردیگر به رویاپردازیهای خود در عرصه سیاست خارجی و داخلی ادامه دهند. رویاپردازیهایی که منبعث از دیدگاه سلاطین عثمانی سدههای پیشین بوده و در عرصه خارجی همواره بر پایه تضعیف بیشتر همسایگان ضعیفتر، دامن زدن به ناآرامیها در آنسوی مرزها و خط و نشان برای کشورهای قوی تر استوار بوده است.
8- تاکتیک اردوغان برای پیروزی در انتخابات پارلمانی مفید واقع شده است. اردوغان و تیم امنیتی وی به خوبی به این حقیقت واقف بودند که آنارشیسم ،بی ثباتی و نا امنی مقدمهای برای رشد فاشیسم است.لذا با ذکاوت و هوشیاری پنج ماه گذشته را به گونهای مدیریت کردند که رای دهندگان، دموکراسی و آزادی را فدای امنیت کنند.واقعیتی که در نتیجه افکار سنجی موسسه «A&G» بعد از انفجارهای آنکارا به خوبی نمایان بود. با این حال چنین تاکتیکهایی هرچند در کوتاه مدت مفید واقع میشوند اما در طولانی مدت همچون بومرنگ، دامان طراحان خود را خواهد گرفت.
9- نتایج انتخابات ترکیه به معنای قدرت و توان مدیریتی تیم اردوغان نیست بلکه نشاندهنده ضعف رقبای اردوغان است.مخالفان اردوغان نتوانستندازخود یک الگوی جایگزین را نشان دهند.اردوغان درطول سالهای اخیر پرمشکلترین سیاستها را به ویژه در زمینه سیاست خارجی داشته است که عملا باعث نارضایتیهایی در داخل ترکیه شد ولی با این وجود، مخالفان اردوغان نتوانستند یک الگوی جایگزین را ارائه دهند.
10- با نتايج انتخابات ترکيه ، برخلاف نظرحاميان اردوغان اين کشور نه تنها به ثبات نميرسد بلکه بحران سيستماتيک ايجاد شده توسط حاميان تئوري عثماني عميقترميشود.ترکيه درصورت بيخردي و خودکامگي آک پارتي در جهت رسيدن به سيستم رياست جمهوري و تجميع قدرت در دست اردوغان به عنوان پادشاه عثماني حرکت کند اين کشورمتد ديکتاتوري کشورهاي آسياي ميانه را به خود خواهد گرفت. سرکوب منتقدان ومخالفان يا تحريک بيشترکردها درکنار تهديدات امنيتي داعش اين کشور را به آتش جنگ داخلي و جولان تروريستهاي تکفيري خواهد کشاند.
پنجشنبه : 1394/8/14- 22محرم الحرام 1437- 5 نوامبر2015
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
نگاه هوشمندانه و فرمان تاريخي
اسدالله افشار
نامه مقام معظم رهبري به رئيسجمهور-روزچهارشنبه29مهرماه 1394- درموردبرجام وذكرالزامات نهگانه برجام براي همه دستگاههاي اجرايي ، قوه مقننه و قوه قضائيه فصلالخطاب است. مقام معظم رهبري با نگاهي هوشمندانه مذاكرات هستهاي و توافق را مورد توجه داشتند ومسئله را بسياردقيق هم به مجلس وهم به كساني كه نقدهايي داشتند منتقل ميكردند واين نشان ميدهد ايشان بسيارباحساسيت عمل وتمام مواردرا جمعبندي فرموده اند.اكنون صاحب اين قلم با توجه به نامه معظم له ، درك نكاتي راكه دراين شرائط حساس ايجاب مي نمايد تا هم ملت عزيزمان وهم موافقان ومخالفان برجام وهم دولت محترم مدنظرقراردهند، يادآوري مي نمايد :
1- رهبر معظم انقلاب همواره حامي جدي فعاليتهاي صلح آميزكشورمان بودند ونقش آفرينيهاي ايشان درپيشبرد فعاليتهاي هستهاي و به سرانجام رسيدن موضوع پرونده ساختگي هستهاي كه الحمدلله به سرانجام رسيد حايزاهميت است.
2- اين نامه حاوي نكات مهمي بودكه نشان ازاوج بياعتمادي به امريكا، به عنوان دشمن اصلي انقلاب اسلامي داشت.محتواي اين نامه نشان داد كه بهرغم اينكه يك طرف توافق هستهاي آمريكا است ولي همچنان ديوار بلند بياعتمادي به آمريكا در جاي خود قرار دارد و وقتي از اين زاويه به موضوع نگاه ميكنيم اين امرخود مسئوليت مجريان برجام را سنگين خواهدكرد. با توجه به اينكه آمريكا درابعاد موضوعات مربوط به تحريم و مراحل مختلف اجراي برجام نقشآفريني ميكند ؛ بنابراين مسئولان بايد درطول اجراي برجام هوشمندانه عمل كرده و حساسيت لازم را از خود بروزدهند.
3- این نامه به منزله تأیید مشروط اجرای برجام توسط رهبرانقلاب است که همه نکات آن حائزاهمیت است یعنی اول اجرای برجام«تأیید»شده است دوم این تأیید«مشروط» است سوم برجام تأیید نشده است بلکه اجرای آن تأیید شده است . مشروط بودن تأیید نیزازآن جهت حائزاهمیت است که الزاماتی است که اگر رعایت نشود، نقاط ضعف وابهام برجام پوشش داده نمی شود یا حتی چه بسا نقاط قوت به ضعف تبدیل شود به عبارت دیگر این شروط است که باعث می شود برجام تبدیل به توافقی قابل قبول شود . تأیید«اجرای برجام» و نه«برجام» نیزازآن جهت حائزاهمیت است که رهبرایران ، شورای عالی امنیت ملی و مجلس هیچ کدام از نظرحقوقی برجام را تأیید نکردند بلکه تنها مجوزاجرای آن را دادند.
4- اکنون جمهوری اسلامی ایران یک سلسله شروط روشن و یک تفسیرقدرتمند از متن برجام دردست دارد که اولااجرای موفق برجام وعمل طرف مقابل به تعهداتش راتضمین میکند ، ثانیا حین اجرا ، مجاری نفوذ تعبیه شده در برجام را مسدود میسازد و ثالثا تبعات نقض برجام ازسوی هریک ازطرفهای مقابل را شفاف میکند . بدون این فرمان تاریخی ، اجرای برجام میتوانست خسارتهای متعددی را به کشوروارد کند بیآنکه کشورازتنها موهبت ادعایی آن یعنی کاهش واقعی تحریمها بهرهمند شده باشد. بنابراین مشروطسازی حقیقی توافق هستهای که استراتژی نظام جمهوری اسلامی حین اجراست ، اکنون به طورکامل رخ داده و ایران میتواند مطمئن باشد با این شروط، آمریکا قادر نخواهد بود برجام را بدل به زیرساخت انقلابزدایی از ایران کرده یا آن را برای یک حمله فرجامین تضعیف کند.
5- درایت، دوراندیشی، آرامش،اقتداروزمان شناسی رهبر معظم انقلاب این باروپس ازفرازوفرودهای فراوان، کشورونظام را به مسیرامن وآرامش هدایت کرد تا همگان شکرگزاروجود چنین وجود مغتنمی دراین سرزمین باشند. مذاکرات پرچالش ودرازدامنه هستهای، بحثهای محتوایی «برجام» ودر نهایت همه تحرکات انجام گرفته طی12 سال اخیر، قطعا زیرسایه مراقبت، مشاوره و همراهی هوشمندانه رهبری گرانمایه این مملکت به ساحل امن و آرامش منتهی شده است که اگر چنان نبود ؛ چنین نتیجهای نیزدربرنداشت.
6- ازمهمترین موارد مطروحه دراسناد برنامه جامع اقدام مشترک، برنامه درازمدت غنیسازی و تحقیق وتوسعه غنیسازی جمهوری اسلامی ایران است. ضروری است که ازابتداتکلیف چشماندازغني سازي ايران درسال پایانی که قراراست محدودیتهای غنیسازی به طورکامل برداشته شوند ، مشخص شود و سندمسیر «تکامل تدریجی تحقیق و توسعه غنیسازی جمهوری اسلامی ایران» تهیه گردد.
7- نامه رهبرمعظم انقلاب واکنش طبیعی ومسئولانه بلندپایهترین مقام ایران به طرفهای غربی بود که پیامدهای هرگونه نقض پیمان را دردوره پسابرجام متوجه خود آنان میکند پس باید گفت نهیب اصلی متوجه دولت آمریکا و غربیهایی است که با وجود نیاز منطقهای روزافزون خود به همکاری با دولت مقتدر ایران، به خاطر جلب رضایت متحدان صهیونیست و برخی همپیمانان عربشان و نیز جمهوریخواهان، به ادامه جنگ روانی با جمهوری اسلامی هم نیاز دارند.
8- گرچه مخاطب پیام رهبر انقلاب،رییس جمهورمحترم است اما نمیتوان ازنظردورداشت که در سایه تبیین وتاکید مجدد ایشان بردشمنی تمام نشدنی آمریکا با ملت ایران،فرمان وحدت عمومی به همه جامعه صادر شده وازاین روی، افزون بردولتمردان، دیگر قوا ودستگاهها نیزدررویارویی باآمریکا وتقویت جبهه داخلی، فراخوانده شدهاند.
9- رسانههای غربی ضمن بازتاب گسترده نامه رهبرمعظم انقلاب به رئیس جمهوردررابطه با اجرایی شدن برجام این نامه را نشاندهنده مطالعه گسترده ودقیق ایشان در رابطه با پرونده هستهای و جوانب آن خوانده و تأکید کردند : این نامه برگ برنده جمهوری اسلامی ایران در رابطه با آژانس است.
10- تحليلگران معتقدند؛مقام معظم رهبري دراين نامه،ضمن تشكراز تمامي تلاشهاي به عمل آمده دردولت ومجلس وشورايعالي امنيت ملي وصاحبنظران ونيزضمن توجه به دوديدگاه متفاوت، براي پذيرش مشروط برجام، ضوابطي را بسيارواضح و شفاف اعلام كردند واكنون انتظارميرود اين منشورتوسط مسئولين مربوطه مورد توجه دقيق قرارگيرد وسرلوحه اقدامات بعدي واقع شود.البته با توجه به برخي غفلتها وتغافلها و سادهانديشيهاي گذشته، اين احتمال وجود دارد كه عدهاي با تفسيربه رأي دستورات رهبري، بخواهند آن را مصادره به مطلوب نموده و ديدگاههاي خويش را براين نامه تحميل كرده وراه رفته را ادامه دهند!
شنبه : 9 / 8/ 1394- 17محرم الحرام 1437- 31 اكتبر2015
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
جامعه جهانی ، ایران و بحران سوریه
اسدالله افشار
روزهاي پنج شنبه و جمعه -7و8آبان ماه1394- وين پايتخت اتريش ميزبان كشورهاي صاحب نفوذ در بحران سوريه است و مذاكرات كشورها براي رسيدن به راهحل سياسي در اين نشست آغاز شده است. هرچند امريكا و متحدانش در چهار سال گذشته همواره مخالف حضور ايران در مذاكرات مربوط به سوريه بودند ولي وزارت خارجه روسيه اعلام كرد از ايران، مصر، عراق و لبنان براي حضور در نشست وين درباره سوريه دعوت به عمل آمده است. سرگئي لاوروف وزير خارجه روسيه و محمدجواد ظريف، وزيرخارجه ايران روز چهارشنبه درباره مقدمات نشست وين درباره سوريه گفتوگو كردند. این اقدام ایران با استقبال بین المللی مواجه شده است.
لازم به ذکراست ؛ نشستهای ژنو 1 و ژنو 2 که برای بررسی راهکارهای حل و فصل بحران سوریه که در گذشته برگزار شد، هیچ دستاوردی به همراه نداشت. کارشناسان مسایل منطقه خاورمیانه در این زمینه معتقدند که هرگونه تصمیم گیری برای حل و فصل بحرانهای منطقه بدون حضور ایران نتیجه بخش نخواهد بود.نشست چهارجانبه آمریکا، روسیه، عربستان و ترکیه برای بررسی بحران سوریه نیز حدودا 12روز گذشته در وین و بدون حضور ایران برگزار شدکه این نشست هم هیچ گونه دستاوردی را به جامعه جهانی ارائه ننمود! درخصوص دعوت بعمل آمده ازایران نکاتی وجود دارد که بیان آنها خالی ازلطف نخواهد بود :
1- موفقيتهاي محور مقاومت در جبهه نبرد عليه تروريستها در سوريه امريكا را مجبور به بازنگري در سياستهاي ضد تروريستي كرده است.
2- ایران اصلیترین بازیگر در صحنه سوریه درمجموع حوادث چهار سال گذشته بوده است. ممکن است برخی کشورها، در مقاطعی، به شکل پررنگ وارد این حوزه شده باشند اما درمجموع، این ایران بوده که براساس اصول مدنظر خود در سیاست خارجی، با دولت سوریه همکاری داشته است.
3- جامعه جهانی که از حل بحران سوریه پس از حدود پنج سال عاجز مانده است، برای نخستین بار از زمان آغاز بحران این کشور دست به دامن ایران شده تا این بحران را رفع کند. آمریکا به طور رسمی از ایران برای نشستی که به همین منظوردر وین تشکیل می شود دعوت کرده است و روسیه، فرانسه و سازمان ملل هم در تکمله دعوت آمریکا، از حضور ایران استقبال و تأکید کرده اند که بدون حضور ایران بحران سوریه حل نخواهد شد.
4- روزنامه گاردین انگلیس دعوت از ایران برای شرکت در گفتگوهای صلح سوریه را نشانگر تغییری اساسی در رویکرد آمریکا و غرب دانست و نوشت، این امر نشانگر تغییر اوضاع به نفع نظام سوریه است. گاردین با اشاره به این دعوت، آن را چرخش بسیار قابل توجه آمریکا و غرب توصیف کرد و نوشت، این امر در کنار آغاز عملیات روسیه در سوریه، نشانه دیگری است از اینکه اوضاع دارد به نفع بشار اسد رئیسجمهوری سوریه پیش میرود.
5- کوفي عنان، که رهبري نخستين مذاکرات صلح سوريه در سال 2012 را برعهده داشت، گفته است : «تنها راه حل بحران سوريه اين است که اعضاي شوراي امنيت با مقامات منطقه ازجمله ايران، عربستان، ترکيه، مصرو قطر همکاري کنند.» دبيرکل پيشين سازمان ملل متحد ضمن تاکيد بر همکاري بيشتر روسيه وآمريکا گفت: «در سال 2012 شايد رسيدن به راهکار بحران سوريه مشکل بود اما امروز ما شاهد تماسهايي هستيم که در سال 2012 و حتي قبل از اين سال برقراري آن محال بود.
6- رسانههاي صهيونيستي و برخي رسانههاي سعودي به شدت از آنچه که «تغيير فاحش مواضع آمريکا مقابل ايران در سوريه » خوانده ميشد انتقاد کردند. روزنامه صهيونيستي ژوزآلم پست نوشت، «اين موضع جديد آمريکا تغييري کامل در مقايسه با موضع قبلي واشنگتن در قبال ايران محسوب ميشود؛زيرا وزارت امور خارجه آمريکا پيشتر هر گونه نقش ايران را در مذاکرات بر سر سوريه را رد ميکرد. واشنگتن اعلام کرده بود تا مادامي که ايران به حمايت از بشار اسد رئيس جمهور سوريه ادامه ميدهد و همچنين از پذيرش پيشرفت در دورهاي قبلي مذاکرات در سالهاي 2013 و 2014 در ژنو خودداري ميکند، نميتوان اين کشور را در مذاکرات بر سر آينده سوريه دخالت داد.»
7- روزنامه فرانسوی لوموند طی گزارشی در خصوص دعوت از ایران به نشست آتی وین نوشت: دعوت از ایران برای شرکت در نشستی که قرار است روز جمعه آینده (30 اکتبر2015) با موضوع سوریه در وین اتریش برگزار شود، نشانه «چرخشی دیپلماتیک» است.
8- علی رغم استقبال آلمان، فرانسه، روسیه، عراق، لبنان و دیگر کشورها از حضور ایران در نشست وین، اخبار مشارکت احتمالی ایران در مذاکرات سوریه، با مخالفت جمهوری خواهان روبهرو شده که کاخ سفید را متهم کردهاند که بیش از حد مشتاق به مذاکره با دشمنان آمریکا در منطقه است.سناتور تام کاتن، جمهوریخواهی که با توافق هستهای ایران و گروه ۵+۱نیز مخالف بود در بیانیهای گفته است که خبر دعوت از ایران نشان میدهد که بارک اوباما «بهجای منزوی کردن ایران و فشار آوردن به آنها دارد اعتبار و نفوذ هژمونی ایران در منطقه را افزایش میدهد.»
9- حل بحران سوریه تابع مشارکت کشورهای منطقه بالاخص ایران است و بدون اراده ایران پیدا کردن راه حل برای سوریه دشوار است. اگر در مورد بحران سوریه با مشارکت کشورهای منطقه راه حلی پیدا شود نشان دهنده ظرفیت کشورهای منطقهای در حل بحرانهای منطقهای و همچنین تقویت نظام منطقهای است و این اتفاق خیلی مهم است. واقعیتها نشان میدهد که بازیگران منطقهای برای حل مسائل باید با قدرتهای خارجی به توافق برسند اما در شرایط فعلی نمیتوان نسبت به این موضوع زیاد خوش بین بود.
10- ازنگاه کارشناسان وتحلیل گران ؛ مهمترین دستاورد کوتاه مدت حضور ایران در مذاکرات حل بحران سوریه، کمک به تخفیف تنش در داخل این کشور و ایجاد چارچوبی برای مردم سوریه و حل مشکلات آوارگان و پناهندگان در این کشور خواهد بود که میتواند اولویت سایر دولتها و بازیگران نیز قرار گیرد.
پنجشنبه : 7 / 8/ 1394- 15محرم الحرام 1437- 29 اکتبر2015
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
آمريكا ، ناتوي فرهنگي وجنگ نرم
اسدالله افشار
اصولاً جنگهايی كه از نوع نظامی است و از وسايل و ادوات نظامی درآن استفاده میشود ، بهعنوان جنگ سخت يا Hard War مشهور است . ولی اگر در اين جنگ از وسايل و ادوات و كالاهای فكری و فرهنگی استفاده شود ، اصطلاحاً به آن Soft War يا جنگ نرم اطلاق میكنند . بنابراين شاخصهی جنگ نرم ، استفاده از ابزارهای فكری و فرهنگی است . كشورهای استكباری به اين نتيجه رسيدهاند كه همانگونه كه استعمار به شيوههای قديم، ديگرجوابگوی نيازها و اقتضائات امروزه نيست و بايد در قالب استعمارنو وارد برخی از كشورها شد ، ازطريق جنگ سخت نيز چندان نمیتوان موفقيتهای مورد نظر را كسب كرد. بنابراين سعی میكنند با تمركزبرمسائل فكری ، ايدئولوژيك و فرهنگی و در واقع با گشودن جبهه جنگ نرم، به اهداف خود برسند.
به راستی جنگ نرم چيست و تكنيكها و روشهای اجرايی آن كدامند؟ و چرا مقامات كاخ سفيد برای اجرای آن عليه ايران وارد عمل شدهاند؟ جنگ نرم در حقيقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبليغات رسانهای است كه جامعه يا گروه هدف را نشانه میگيرد و بدون درگيری نظامی و گشوده شدن آتش، رقيب را به انفعال يا شكست وا میدارد . اصطلاح جنگ روانی ، خود مقولهی مفصلی است، با شگردها و شيوههای متنوعی اجرا میشود و بايد آن را يكی از اشكال و زير مجموعههای جنگ نرم دانست. جنگ رايانهای و اينترنتی و راهاندازی شبكههای راديويی و تلويزيونی و... نيز اشكال ديگر جنگ نرم هستند . كليد خوردن جنگ نرم عليه ايران در مقطع فعلی را بايد ناشی از گسترش حس تنفر از آمريكا در جهان دانست كه به نظر سران كاخ سفيد، ايران مركز اصلی ايجاد اين تنفر و گسترش آن است و در آمريكا برای مقابله با اين موج، نيروی واكنش سريع تشكيل شده است؛ تا اولاً به خنثیسازی نفوذ معنوی ايران در كشورهای اسلامی و منطقهی خاورميانه بپردازد و ثانياً با القای خطرناك بودن ايران برای امنيت همسايگان، اذهان عمومی از اقدامات و نقشههای ايالات متحده منحرف شود.
پروژهی ناتوی فرهنگی كه رهبرانقلاب آن را درسال1388مورد تأكيد و توجه قرار دادند، مشتمل بر خط تهاجمی دشمن و تلاش معاندان نظام برای ورود از عرصههای فرهنگی، هنری و رسانهای است تا به سياهنمايی عليه ايران بپردازند. رويكرد اصلی ناتوی فرهنگی، جنگ نرم و هدف اصلی آن فروپاشی پيوندهای همگرايانه ملتی است كه نزديك به چهار دهه با تمام فشارها و كاستیها، صبر و مدارا پيشه كرده و راه پيشرفت و مقاومت در برابر زورگويی و انحصارطلبی دشمنان را برگزيده است.
یكی از اهداف مشخص دشمن در تنگاتنگ نبرد نرم، به اسارت گرفتن دامنهی افكار عمومی با ابزارهای خودساخته و متزلزل ساختن انگیزهها در جامعه است. چنانچه قدرت نرم در سطوح میانی بر عنصر مردمی و قدرت ملی كشور تأكید دارد، سلب اراده و انگیزه از مردم و بیتفاوت نمودن آنان و سپس تبدیل آنها به جمعیتهای معارض، مخالف و مسئلهدار نیز از جمله اهداف جنگ نرم است. در سطوح تاكتیكی نیز غایت هدف دشمن سلب اراده و روحیهی مقاومت در جبههی حریف خواهد بود.
با توجه به موقعیت تاریخی كهنی كه ایران دارا است و موقعیت سوقالجیشی و جغرافیایی كه ما در آن قرار داریم، همواره دشمن در كمین بهرهگیری از موقعیتهاست. پس زمینهسازی جهت اتحاد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در جهان اسلام، تشنجزدایی و پیشبرد صلح و امنیت در منطقه و جهان، تحرك دیپلماتیك و حضور موفق در عرصههای بینالمللی، از جمله مواردی است كه باعث ارتقاء قدرت نرم ما میشود.
اولین كاری كه در مقابله با هرگونه عملیات نرم رقیب میتواند صورت بگیرد ، "آگاهیبخشی" است تا هم رقیب بفهمد كه ما متوجه اعمال او هستیم و هم ملت خودمان این آمادگی را دریابند. وقتی كه از طریق آگاهیدهی، "مصونسازی" ایجاد شود، گام بزرگی برداشته شده است. البته این كار پیچیده است و در یك مقطع كوتاه انجام شدنی نیست. اساسیترین عنصر قدرت نرم، مردم هستند. سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشارکت عمومی، فرهنگ عمومی، آموزشهای عمومی و در نهایت تمام داشتههایی که در مردم وجود دارد، محلیگرایی، بومیگرایی، خرده فرهنگها، فرهنگهای سنتی همه نشأت گرفته از مردم است. در حقیقت این موضوعی است که باید بیشترین تمرکز و توجه را به آن داشت. استفاده از ظرفیتهای مردم برای مقابله با این فشارهای خارجی بیشترین موفقیت را درپی خواهد داشت.
آمريكاييان ومتحدانش براساس تجربه دریافته اند که تغییر نظام سیاسی جمهوری اسلامی که هدف اصلی آنها است به هیچ وجه با روش های مستقیم تحقق نمی یابد ، بنابراین باید اول نظام را تضعیف و ناکارآمد نمایند و این هدف با تغيیرافکار و رفتار افراد امکان پذیر است. اهم اهداف دشمنان در این عرصه استحاله فرهنگی در جهت تاثیر گذاری بر افکارعمومی ، استحاله سیاسی برای ناکارآمد جلوه دادن نظام جمهوری اسلامی ، ایجاد رعب و وحشت با مطرح کردن تهدیدات خارجی ، اختلاف افکنی در سطوح مختلف مردم و مردم با دولتمردان و ... ، ترویج روحیه و احساس یاس و ناامیدی ، تلاش برای بحرانی جلوه دادن شرایط و وضعیت کشور ، تقویت نارضایتی ها ، گسترش و تعمیق بی تفاوتی ، ایجاد و گسترش آشوب واغتشاش و...است.کارشناسان و سران جبهه استکبار در تحلیل های خود به این نتیجه رسیده اند که در شرایط کنونی جنگ نرم مؤثرترین و کارآمدترین و کم هزینه ترین نوع جنگ علیه ایران است تا براثرآن بتوانند به روحیه ملت خدشه وارد کنند ، عزم و اراده ملت را ازبین ببرند و مقاومت و دفاع از آرمان ها وارزش های نظام را تضعیف کنند ، براین اساس به جنگ نرم توسل جسته اند ؛ ولذا برتمام آحاد جامعه اعم ازمردم ومسئولان واحزاب و گروه هاي سياسي ملي ومذهبي ، انسجام و وحدت دراين شرايط حساس كه با آغازپروژه برجام همراه شده است امري عقلاني وضرورتي اجتناب ناپذيرمي نمايد و راه همان است كه تا كنون مقام معظم رهبري براي همگان ترسيم نموده است .
یکشنبه : 3 / 8/ 1394- 11محرم الحرام 1437- 25 اكتبر2015

