اوضاع نابسامان اقتصادي آمريكا
اسدالله افشار
پس از گذشت حدود سه سال از بحران مالي جهاني، نه فقط آمريكاييها بلكه بسياري ازمردم جهان خواستار پايان دادن به وضع ناعادلانه موجود هستندودرحال حاضراعتراضات خياباني تنها ابزارمردم براي نشان دادن خشمشان ازشرايط كنوني اقتصادي است.اعتراضهاي جهاني عليه سرمايه داري براي رهايي ازسلطه حاكميت ناعادلانه دولتها وسياستگذاري به سوداقليت ثروتمند،اين نظام را باچالش موجوديت روبروكرده است.بحران مالي كه تبعات زيادي رابراي كشورهاي جهان به همراه داشته درحال حاضرتبديل به بحراني اجتماعي شده است،بحراني كه خود رادرقالب اعتراضهاي فراگيرنشان داده است. ايالات متحده آمريكا به عنوان ابرقدرت اقتصادي،اولين قرباني اين اعتراضها درجوامع غربي بود. بعدازآن حركت مردمي معترض به سيستم ناعادلانه سرمايهداري خود رابه اروپارساند؛ازكشوريونان به عنوان يكي ازضعيفترين كشورهاي اروپايي عضواتحاديه اروپا گرفته تاآلمان كه قطب اقتصادي اروپا محسوب ميشود.اين درحالي است كه كشورهاي قدرتمند اقتصادي هم چون انگلستان نيزدرامان نمانده اند.اوضاع كنوني آمريكا به واقع آشفتهترازسالهاي گذشته است.شرايط بداقتصادي- اجتماعي آمريكا به حدي مردم را تحت فشار قرارداده كه به گزارش روزنامه نيوزيلندي هرالد،سركوب وبازداشت مردم هم نميتواندآتش اعتراضها را خاموش كند وهيچ اقدامي اراده راسخ معترضان راازبين نميبرد.مردم آمريكا ازآغاز بحران مالي درسال 2008 تا به امروز به لحاظ كيفيت زندگي لحظات خوبي را تجربه نكردهاند و اميدشان به آينده بسيار كم است.به گفته كارشناسان، بحران مالي،آغازفروپاشي سراب سرمايه داري است،چرا كه اين اتفاق آشقتگيها ونابسامانيهاي عميقي را درجوامع غربي به وجود آورده است.
هشدارصندوق بين المللي پول:
صندوق بين المللي پول درسال 2008 هشداردادكه بحران اقتصادي جهاني مي تواند منجربه ناآرامي هاي اجتماعي عظيمي شود. سازمان ملل نيزدرسال 2009 هشداردادكه اين بحران مي تواند به"ناآرامي هاي اجتماعي وبي ثباتي سياسي"بينجامد.شركت موديز،يك بنگاه اعتباري بررسي آماردرسال 2009 هشدار داد كه انگليس وديگركشورهايي كه بدهي هاي زيادي دارند با خطر ناآرامي هاي اجتماعي بزرگ و"تنش هاي عمومي" روبرومي شوند.موديزدرسال 2010 هشدار داد كه آمريكا، انگليس،آلمان،فرانسه واسپانيا كه مجبوربه مديريت بدهي هايشان هستند،درمقابل انجام اقدامات رياضتي"همبستگي اجتماعي خودرانيزمي سنجند".صندوق بين المللي پول درسال 2010 هشدارداد كه آمريكا واروپا دربدترين بحران مشاغل از دوران"كساد بزرگ "قرار دارند و با "انفجار ناآرامي هاي اجتماعي" روبروخواهند شد.
پايگاه تحليلي"گلوبال ريسرچ "درگزارشي درخصوص وضعيت وخيم بدهي هاي كلان كشورهاي اروپايي وآمريكا ودرنتيجه نارضايتي مردم اين كشورها ازوضعيت اجتماعي واقتصاديشان مي پردازدومعتقد است اين بحران درسالهاي آينده ابعاد وسيعتري خواهد يافت.دراين تحليل با عنوان"بحران اقتصادي وانفجار اجتماعي" آمده است:صندوق بين المللي پول اخيرا هشدار داد كه آمريكا بايدسقف بدهي هاي 14.3 تريليون دلاري خود را بالا ببردويا باخطر عدم پرداخت بموقع بدهي هايش روبروشود.چهارسال پيش اين اخباروهمچنين اينكه خزانه دولتي آمريكا از سوي صندوق بين المللي پول مورد حسابرسي قرار بگيرد، غيرقابل تصوربود زيرا اين صندوق چنين اقدامي را تنها درباره كشورهاي جهان سوم انجام مي داد اما اين مسئله به سال 2008 برمي گردد.
اقتصاد جهاني درمعرض تهديد :
جوزفاي.استيگليتز»،استاددانشگاه كلمبياوبرندهي جايزهي نوبل اقتصاددرمقالهاي بانام«زيانهاي سرمايهداري بيقاعده»كه درالجزيره منتشر شده به بيان ديدگاههاي خود درخصوص بحران اقتصادي جهان پرداخته است.دربخشي ازاين مقاله آمده است:"طي چند سال گذشته يك ايدئولوژي قدرتمنديعني اعتقاد به بازارهاي آزادونامحدود، جهان رادرلبهي پرتگاه قرارداده است.حتي درروزهاي اوج بهرهمندي،از اوايل سال 1980 تا 2007ميلادي، سرمايهداري بيقاعدهي آمريكايي،تنها براي ثروتمندان كشورهاي ثروتمند سودبخش بود، البته لازم به يادآوري استكه در طي دوران تسلط 30 سالهي اين ايدئولوژي غالب آمريكايي متوجه شدند كه درآمد سالانهي آنها كاهش مييابد وبه سوي ركود پيش ميرود.افزون براين رشداقتصادي درايالاتمتحده پايدار نيست. با كاهش درآمد مليآمريكا،رشداقتصادي ميتواند تنها ازراه مصرف روزافزون بدهيهاي مالي حاصل شود. بنده هم مانندديگران اميدوار بودم كه بحران اقتصادي تاحدودي به آمريكاييها(وديگران)نيازبيشتربه مساوات،نظم بيشتروتعادل بهترميان بازارودولت رابياموزد.افسوس كه به هيچوجه اين اتفاق نيفتاد! برعكس،احياي مجدد برنامههاي اقتصادي جناح راست كه مانند هميشه برخاسته ازايدئولوژي ومنافع خاص ميباشد بار ديگر اقتصاد جهاني را تهديد ميكند ويا حداقل اقتصادهاي اروپا وآمريكا را كه مهد اين گونه عقايد هستند،تحت تأثير خود قرارميدهد.تجديدحيات جناح راست درايالات متحده كه طرفداران آن آشكارا به دنبال لغو قوانين اوليّهي رياضيات واقتصاد هستند،تهديد بزرگي محسوب ميشوديعني در نهايت عدم پرداخت بدهي ملي. اگر مجلس هزينههايي راتصويب كند كه ازميزان درآمد دولت بيشترباشد نتيجهي آن كسر بودجه خواهد بود كه نيازمند كمكمالي است. به جاي آنكه ميان مخارج دولت وهزينههاي حاصل ازمالياتها تعادل برقراركند؛ تلاش ميكند تا با استفاده ازيك ضربهي سنگين وكارساز،ازافزايش بدهيهاي ملي جلوگيري كرده ومخارج را به سختي درحد مالياتها نگه دارد".
واقعيت دولت آمريكا درنظام سرمايه داري:
درنظام سرمايه داري، اين راكفلرها و كلان سرمايه داران هستند كه به دولت ها و سناتورها وجاهت داده و اعتبارمي بخشند. واقعيت دولت درنظام سرمايه داري،ازوكالت سرمايه داران جدا نيست. به عبارت ديگر،دولت و صاحبان قدرت سياسي، بيش از آن كه حافظ منافع عمومي باشند،وكلاي اسپانسرهاي مالي احزاب خويش اند. اين است كه در نظام سرمايه داري انتقال فشار ناشي ازركود اقتصادي ازصاحبان سرمايه به سايرعوامل توليد، مجاز شمرده شده وبه همين دليل درصورت عدم سودآوري اخراج انبوه كاركنان وتعديل هاي اساسي،كاهش دستمزدها و وجاهت قانوني مي يابد و ازحمايت هاي دولتي برخوردارمي شود.سرمايه داران درسايه حمايت هاي دولت سرمايه سالار،از آفت هاي دوران ركوددرامان مانده اندوبا اخراج نيروي كار،وكاهش نرخ دستمزد ازاركان نظام سلطه حمايت كرده اند،اين است كه جامعه آمريكا درسال اخيربيشترين ميزان بيكاري درطول ۳۰سال گذشته خود راتجربه مي كند.اين درحالي است كه بدهي اين كشورنسبت به ۱۰۰سال گذشته به بيش از۵۱برابرافزايش يافته است.
دوشنبه: 1390/11/24- 20ربيع الاول1433- 13فوريه2012
هراس آمريكاازجريان بيداري اسلامي
اسدالله ا فشا ر
بی شک انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی درحرکت بیداری جهان اسلام به شمارمی رود.این حرکت که درتاریخ معاصرازسوی شخصیت هایی چون سیدجمال الدین اسدآبادی آغاز شد، به مرورگسترش یافت و تحولاتی را در جهان اسلام به دنبال داشت. اما دگرگونی تعیین کننده ومؤثر دراین جریان،انقلاب اسلامی ایران بودکه توانست روح عزت وشجاعت را به ملت های مظلوم تزریق کندوآگاهی آنان را نسبت به سیاست های قدرت های سلطه گر افزایش دهد.
انقلاب ایران؛انقلابی مبتنی برباورها واعتقادات دینی:
اندیشمندان و صاحب نظران، انقلاب ایران را به عنوان انقلابی مبتنی بر باورها و اعتقادات دینی مردم معرفی می کنند. با گذشت انقلاب اسلامی وشروع دوران تک قطبی که جهان را به صورت تک قطبی می انگاشت،نظریه معتقد به نظام تک قطبی با انقلاب اسلامی دچارچالش شد. دربحث مدرنیته نیزتلقی غرب واندیشمندان این بود که یک جامعه نمی تواند هم مدرن باشد وهم دینی. انقلاب اسلامی ایران ونظام اسلامی ایران خط بطلانی براین نظریه نیزبه شمار می رود.با پیروزی انقلاب اسلامی نهضت های گوناگونی درجاهای مختلف دنیا ازجمله سودان، لبنان، فلسطین و الجزایر به وجود آمد وازانقلاب اسلامی ایران درس گرفتند.تا قبل ازانقلاب اسلامی ایران،جوامع اسلامی حالت تدافعی داشتند.دنیای غرب درحال مبارزه با جهان اسلام بود. انقلاب ایران با طرح نظریه ها وابتکاراتی چون نوع حکومت اسلامی، ولایت فقیه، مردمسالاری دینی و به وجود آوردن مجمع تقریب، جهان اسلام راازاین انفعال خارج کرد.
بیداری اسلامی دغد غة حضرت امام(ره):
بنیانگذارانقلاب اسلامی درمقطعی ازتاریخ قرن بیستم ظهور نمود که جهان اندیشه، به نحوی در تملک دوایده ماتریالیستی غرب وشرق بود، چنان که هرفکر مغایر با انگاره های ذهنی شان را مردودومطروداعلام می کردند.امام خمینی(ره) توانست با ارائه گفتمان متفاوت از گفتمانهای موجود،بشریت سرگشته وحیران را که ناکام ازسراب معرفت شناسی راهبردهای غرب وشرق بود، معطوف به پارادایم متافیزیکی خود نمایدکه ابتنای آن برآموزه های اسلامی است.تحول شگرف در تطورشخصیتی افرادکه جوامع و محیط پیرامونی آنها رادستخوش تغییرهای بنیادین نمود،اقدامی بس بزرگ وستودنی است که با ابزارها و معیارهای موجود امکان آنالیزآن وجود ندارد.حضرت امام(ره) با دید متمایزازمناسبات موجود جهانی،مختصات فکری ودریافتهای استراتژیک اتاقهای فکرآکادمیهای باسابقه غرب رادرهم ریخت وآنهارا به عجزوناتوانی درشناخت این حرکت الهی وادارنمود.موج بیداری اسلامی بیانگرتأثیرعنصرالهام بخش اندیشه امام است که همواره بیداری وسربلندی را صرفاً برای ایران وایرانی پیگیری نمی کرد، بلکه فراترازآن جغرافیای اندیشه اسلامی وحتی جهان مستضعفان،مورد نظرامام بود.بیداری اسلامی دغدغه حضرت امام(ره)برای کشورهای اسلامی بود.اینک باحضورمیلیونی مردم ودومینوی سقوط دیکتاتورهاآرمان استقلال ملتهای اسلامی درحال وقوع است،بنحوی که امام خمینی(ره)،تحقق آرمان پیروزی را دروصیتنامه خود با وعده الهی همراه کردند ونوشتند«به امیدآن روزکه خداوند تعالی وعده فرموده است.»این، همان تضمین الهی است که انقلاب اسلامی نیزبا تکیه برآن پیروزشد وهمین نمونه که درعصرحاضرودرمیان شگفتی جهانیان رخ داده کافی است که مسلمانان را به قطعی بودن این وعده الهی مطمئن نماید.
هراس غرب ازبعد فکری ونظری جریان بیداری اسلامی:
به نظرمی رسدآنچه که غرب را بیشترازهمه به هراس انداخته، بعد فکری ونظری جریان بیداری اسلامی است.اینکه بعدازقرنها دین ستیزی وتلاش برای به حاشیه راندن دین وتئوریزه کردن سکولاریسم وارزشهای مادی، امروز جنبشی فراگیروآزادی بخش با محوریت دین درمنطقه ای حساس وبه وسعت خاورمیانه وشمال آفریقا به وقع می پیوندند ومعلوم نیست تا کجا ادامه خواهد یافت،کابوسی بس وحشتناک است که تعبیرآن می تواند، افول اندیشه های اومانیستی ورکود ارزشهای سکولاریستی ولیبرالیستی ودرنهایت بن بست فلسفی مکاتب مادی باشد وبراین اساس به نظر می رسدکم کم درجوارکمونیسم باید جایی هم در موزه تاریخ برای لیبرالیسم در نظرگرفت. به یقین آن روزی که معمار حکیم و ژرف اندیش بیداری اسلامی،وقوع انقلاب اسلامی ایران را به انفجار نور تعبیرکرد،به رسالت جهانی این انقلاب می اندیشیدوایمان داشت که بیداری اسلامی سرآغازی بر بیداری انسانی درجهان خواهد شد.
تلاش تاريخي غرب براي مرعوب سا ختن امت ا سلامي:
غرب همواره و به وسايل گوناگون سعى داشته ازطريق يورش نظامى، فرهنگى، ونفوذ به وسيله ى مزدوران يا شيفتگان زرق و برق تمدن خود،امت اسلامى را مقهورومرعوب سازد.استعمار غرب پس از ضربه ى كارى برامپراتورى عثمانى همواره برآن بوده با قدرت اسلام مقابله كند وبه آن ضربه بزند. زمانى كه غرب ازاستعمار مستقيم تمامى منطقه ى اسلامى طرفى نبست درپى اعطاى استقلال صورى به هريك ازكشورهاى اسلامى- با حفظ زمام قدرت به دست خود- برآمد.درپى اين هدف،كشورها و مجموعه هاى محدودى با پذيرش انديشه هاى ناسيوناليستى يا جغرافيايى پاره شده ازاندام امت اسلام ودرواقع با تحقق بخشيدن به هدف استعمار،متولد شدند،اماديرى نپاييد كه ثابت شد اين حالت، اهداف غرب را برآورده نمى سازد ومدت زمان كوتاهى پس ازپايان جنگ جهانى دوم، رشد جهان شمولى اسلامى وتشكيل نهادهاى اسلامى فراگير فزونى گرفت؛به ويژه نقاط عطف حساسى چون به آتش كشيدن مسجدالاقصى كه منجربه شعله ورشدن خشم مسلمانان وجهان اسلام گرديد و نيز پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و سرنگونى رژيم وابسته و مزدور غرب وپيروزى مجاهدين افغانى عليه ابرقدرت روسيه وسرانجام فروپاشى بزرگترين قدرت الحادى جهان (اتحاد شوروى سابق) و رهايى ملل اسلامى دربند.اين حوادث همه وهمه بزنگاه هايى بودكه انديشه ى فراگيروجهان شمول اسلامى را مطرح وغرب را وادار ساخت تا راه كارهاى خود را مورد تجديد نظراساسى قراردهد.
نگرانى عمده ى غرب ازاسلام:
چنانچه تحليل ها،راه حل ها واظهارات سردمداران غرب راطى زمان ودرسطوح مختلف پى گيرى كنيم متوجه مى شويم كه فكرونگرانى عمده ى غرب،ارائه ى اسلام به منزله ى جايگزين تمدنى ويژه با جنبه هاى ارزشى است كه درعين حال،ناهمسوبا ارزش هاى غربى به شمارمى آيد وداراى عنصربقاورشد مداوم وحفظ خودومنع ديگران ازاستثمارنيز هست،كه نتيجه ى آن هم سقوط الگوى غربى وفروپاشى برترى تمدنى انسان مسيحى اروپايى سفيدپوست است.اين انديشه ونگرانى،همواره درسخنان سياستمدارانى چون چرچيل،دوگل، برلسكونى (نخست وزيراسبق ايتاليا)، جرج بوش و امثال آن ها ودرسخنان تاريخ نگارانى چون توين بى، وفيلسوفانى چون ويليام جيمزونويسندگانى همچون هانتينگتون وفوكوياما وبرايان وديگران انعكاس يافته است.
خيزش ا سلامى وچرائي آن:
خيزش اسلامى، اساساً واكنشى برعناصرسه گانه ى:عقب ماندگى،تفرقه ولائيسم وبراى تحقق بازگشت به اسلام با تمام اقتضاآت آن، مطرح گشته است.اسلام دين پيشرفت است وبه همه ى انواع دانش فرامى خواند وازامت اسلام مى خواهدكه همه ى عناصر قدرت رادرخود تحقق بخشد وهمه تلاش وكوشش خود را براى بهترين امت بودن،به كارگيرد وپيشگام مردمان جهان باشد. عقب ماندگى، حالتى مطلقاً غيرطبيعى تلقى مى گردد.اسلام دين وحدت است وبرنامه ريزى اسلامى براى وحدت نيزكاملاً روشن است،قانون يكى است،رهبريكى است،عواطف واحساسات وشعارها وعبادت ها،يكى است ثروت هاى امت نيزدرمالكيت تمامى امت قرار دارد؛حقوق مسلمانان نيزجملگى برابر و حتى همه ى آنان دربرخى انواع مالكيت،اشتراك دارند وازنظرمعيشتى نيزبرابرى وتأمين اجتماعى،شامل همه ى مسلمانان مى گردد ومسلمانان همگى دربرابر مجموعه ى امت وحد ومرزهاى آن داراى مسئوليت مشتركى هستند.ولى اوضاع كنونى وتوجيهاتى كه براى آن مى گردد همگى استثناهايى است كه همگان بايد به منظور حذف نهايى آن ها، وبازگشت به واقعيت اسلام،بكوشند؛حتى يك عالم يا شخص صرفاً مطلع ازحقيقت اسلام راسراغ نداريم كه درباره ى اين حقيقت كاملاً روشن،ترديد روا دارد.بنابراين،خيزش اسلامى به برترى تمدن اسلامى فرامى خواند واين فراخوانى نبايد حساسيت ديگران را - درصورتى كه خود را داراى روحيه ى رقابت پذيرمى دانند وهمين روحيه نيزبايد همه جا گسترش يابد- برانگيزاند.
حيات مجدد اسلام و بيدارى مسلمانان جهان:
با حيات مجدد اسلام وبيدارى مسلمانان جهان درعصرامام خمينى(ره)تحليلهايى كه برپايه اثبات ركودتدريجى اسلام استواربود به شدت ازاعتبارساقط گشته است تاآنجا كه حتى كلاوس كينكل (وزيراسبق امورخارجه آلمان)كه يكى ازسياست مداران معروف غرب مي باشد؛ با تأييدرشد بسيار سريع اسلام درجهان حاضرمى گويد:"هگل فيلسوف آلمانى معتقد بود نقش اسلام به لحاظ تاريخى تمام شده است ولى اين قضاوت درباره اين دين جهانى اشتباهى بيش نبود وبسيارى از اروپاييها نيز دچارتصور نادرست هگل ازاسلام شدند".(«اسلام همسايه»،روزنامه فرانكفورترالگمانيه،روزنامه جمهورى اسلامى،77/11/30)
برخلاف تحليلهاى بعضى ازنظريه پردازان باحيات مجدد دين اسلام، رشد سريع وجهانى آن آغاز گشته است:به طوركلى اين غيرقابل انكار است كه امروزه گرچه دينهاى بزرگ درحال عقب نشينى ويادست كم سرگرم دفاع ازخود هستند... اسلام روبه پيشرفت نهاده است.(روژه دوپاسكيه، سرگذشت اسلام وسرنوشت انسان،ترجمه على اكبركسمائى، ص12 و27)
چهارشنبه: 1390/11/19-15ربيع الاول1433- 8فوريه2012
منابع:
1- امواج بیداری اسلامی، سید ابراهیم علوی، روزنامه کیهان، ۱۳۹۰/۱/۱۴.
2- تاثیر انقلاب بر بیداری اسلامی، روزنامه ابتکار، ۱۳۸۸/۱۱/۱۷.
3- ذهنهای تهدیدزا وفرصتسوز،امیردبیری مهر،سایت خبری تابناک، ۱۳۹۰/۱/۲۱ .
4- غرب و بیداری اسلامى،محمد علي تسخيري، نشریه انديشه تقريب، شماره 1.
انتخابات؛تبلوراراده وخواست مردم
ا سدالله افشا ر
اشاره:
انتخابات یکی ازمولفه های مشارکت سیاسی وشرایط تحقق مردم سالاری است، به طوری که محور اصلی مشارکت سیاسی،مشارکت های انتخاباتی است.پس ازپیروزی انقلاب اسلامی،زمینه مشارکت مردم درعرصه های گوناگون به ویژه درعرصه سیاسی ودرفرآیند تصمیم گیری، سیاست گذاری و اداره جامعه فراهم شد.به طورمتوسط هرسال درکشوریک انتخابات برگزارگردیده است. همواره مشارکت انتخاباتی ملت ایران برای نظام پشتوانه جدی به شمارآمده است.اينك به برخي ازنكات دراين زمينه اشاراتي خواهيم داشت:
برگزاری انتخابات؛تبلوراراده وخواست مردم :
نیازجوامع به جلوگیری ازهرگونه هرج ومرج وبی نظمی،ایجاب ميكندكه عده ای به نمایندگی از سوی مردم،اداره اموركشوروتعیین چارچوب اداره آن رابرعهده بگیرند.دركشور های مدعی حكومت مردمی،این عده باحضورمردم وازطرف آنان انتخاب ميشوند. درنظام جمهوری اسلامی ایران براساس اصل ششم قانون اساسی«اموركشوربایدبه اتكای آرای عمومی اداره شود،ازراه انتخابات،انتخاب رئیس جمهور،نمایندگان مجلس شورای اسلامی،اعضای شوراها ونظایراینها، یا ازراه همه پرسی درمواردی كه دراصول دیگراین قانون تعیین می گردد.»
با توجه به این اصل،درجمهوری اسلامی ایران، اداره حكومت وقانون گذاری درچار چوب اصول قانون اساسی با اداره ونظرملت تعیین می گردد وبرگزاری انتخابات درحقیقت تبلوراراده وخواست مردم می باشد.براساس این اصل،درجمهوری اسلامی تمام مسئولان نظام به صورت مستقیم و غیرمستقیم با رای مردم انتخاب می شوند ورای مردم درهرانتخاباتی بسیارتعیین کننده می شود. چرخش قدرت سیاسی میان احزاب،گروه ها وجناح های سیاسی طی سه دهه گذشته،نشان می دهد انتخابات درایران فرمایشی ونمایشی نبوده واین مردم هستندکه باکمال آزادی وبراساس خواست ها ودریافت های خود از وضعیت افراد،احزاب وگروه های سیاسی دست به انتخاب می زنند. مقایسه گرایشات سیاسی اکثریت و اقلیت در مجلس دوم،سوم،چهارم،پنجم،ششم ،هفتم وهشتم نشان می دهد که مردم چگونه با رای خود جریان های سیاسی را بالا وپایین می برند.
اهمیت بسیار با لاي انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی:
انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی درایران با توجه به شرایط بین المللی ومنطقه ای،وضعیت وصف بندی جریان ها وگروه های سیاسی داخلی ازاهمیت بسیار بالایی برخورداراست. این انتخابات درشرایطی برگزارمی گردد که جمهوری اسلامی ایران با پیمودن مسیرمقاومت وپایداری دربرابر فشارهای نظام سلطه،به قدرت برترمنطقه استراتژیک خاورمیانه تبدیل شده وبه اعتقاد بسیاری از کارشناسان وصاحب نظران مسایل بین المللی،درآستانه تبدیل شدن به یک قدرت موثرجهانی است.موفقیت ها وپیشرفت های جمهوری اسلامی ازیک طرف درداخل درمهارومقابله با حوادث ۱۳۸۸ و شکست ها وناکامی های آمریکا ومتحدین اودرمنطقه خاورمیانه ازطرف دیگروبرخی دیگراز کشورهای غربی را نسبت به تحولات سیاسی منطقه وجهان درآینده نگران ساخته است. تحولات اخیر وبیداری اسلامی درمنطقه با الهام ازانقلاب اسلامی درحال به ثمررسیدن است. این تحولات به زعم بسیاری ازصاحبنظران روزبه روزبرعمق استراتژیک ایران درمنطقه وجهان افزوده است وسیاست های یکجانبه گرایی متکی برقدرت نظامی آمریکا را درمنطقه با شکست کامل مواجه ساخته است.برهمین اساس می توان گفت، نتایج انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی برای پیشبردآرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی همچنین استمرارحرکت بیداری اسلامی،پایداری وایستادگی دربرابرزیاده خواهی وفشارهای غرب درموضوعاتی چون مسئله هسته ای ودفاع ازحقوق ملت مسلمان ومظلوم فلسطین می تواند متفاوت باشد.
فلسفه وجودی مجلس شورای ا سلامی:
بعدازسپری شدن سه دهه ازپیروزی انقلاب اسلامی، باید آموخته باشیم که اولا حکومت اسلامی حکومت "قانون" است وهرج ومرج و نابسامانی و بیقانونی را برنمیتابد واصولا بدون وجود و نقشآفرینی قانون، حکومت فلسفه وجودیاش راازدست میدهد.زیرا حکومت مجموعهای است از مراکز و سازمانها و تشکیلات و وزارتخانهها که باید مجری قوانین باشند تا به این وسیله کشور اداره شود ومشکلات رفع گردد ومردم به آرامش وآسایش برسند.ثانیامرکز قانونگذاری،مجلس شورای اسلامی است واز همین رو قوه مقننه نام گرفته ودر متن قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی جایگاه خاص خویش را یافته و بر آن مبنا به انجام وظیفه و مسئولیت بزرگ خود در تدوین و تصویب قوانین اهتمام میورزد.ثالثا قوه مقننه، مستقل است وبراساس اصل "تفکیک قوای سهگانه"ازقوه مجریه و قوه قضائیه منفک وجدا ودارای وظایف تعریف شده میباشد و بنابراین قوای دیگرنباید ونمیتوانند درآن دخالت کنند وازابزاروفشارسیاسی علیه آن بهرهبرداری نمایند.رابعا قوه مجریه،همچنان که ازنام و جایگاهش پیداست باید مجری قوانینی باشد که در مجلس با طی مراتب خاص به تصویب رسیده و به دولت ابلاغ گردیده است و هیچ دولتی نمیتواند از اجرای قوانینی که تمام مراحل از جمله تأیید شورای نگهبان را پشتسر گذاشته است، خودداری کند.با تفکردررهنمودها واندیشههای جامع امام خمینی درمییابیم که مشخصههای چهارگانهای که به آنها اشاره شد فلسفه وجودی مجلس شورای اسلامی را تشکیل میدهد وهمه مراکز و قوا از جمله دولت باید تابع آن باشند.
بازخوانی جایگاه مجلس شوراي اسلامي درقانون اسا سي:
بازخوانی قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی، به خوبی بیانگر جایگاه هریک ازقوای سهگانه است. فلسفه آن نیز جلوگیری از هر گونه استبداد در قوا و تضمین محور دموکراسی است.قوایی که اگرچه مستقل ازیکدیگر تعریف شدهاند، اما تکالیف و وظایفی هم در قبال یکدیگر دارند. کما این که در اصول متعدد از قانون مذکوردولت موظف به اخذ مجوزازمجلس است. ازتعیین ترکیب هیات وزیران گرفته تا عقد قراردادهای خارجی و... به این ترتیب، این دولت است که مشروعیتش راازمجلس میگیردومجلس حتی با استیضاح نیمی ازکابینه یا حتی رای به عدم کفایت رئیسجمهور میتواند دولت راازحیزانتفاع ساقط کند.مضاف براین اصولی همچون اصلهای 70، 75 و 83 قانون اساسی نیزنشاندهنده گستره شمول اختیارات مجلس است که به ترتیب مجلس را محق به قانونگذاری درعموم مسائل،تحقیق وتفحص درتمام امور و اظهارنظردرهمه مسائل داخلی وخارجی کشور میداند.چنین نگاهی به جایگاه مجلس درقانون اساسی است که آن را به نسبت دیگرقوا متمایز کرده وآن را منحصر به فرد جلوه میدهد. قوهای که دو وظیفه خطیر قانونگذاری و نظارت عام بر خود و دیگر قوا را بر عهده دارد. مجموعه این موارد بود که سبب شد امام خمینی(ره) مجلس را درراس امور بنامند وبا«عصاره فضایل ملت» خواندن آن، تاکید کنندکه«ومن تکرار میکنم مجلس بالاترین مقام است دراین مملکت،مجلس اگر رای داد وشورای نگهبان هم آن راپذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید...».
مجلس تجلی گاه زنده وعینی روح جمعی:
مجلس درسیستم حکومتی وسازمان مهندسی جامعه،قوه مقننه یک کشورتعریف شده است؛مجلس تجلی گاه زنده وعینی روح جمعی با نشانه هایی همچون اندیشه،آگاهی،رشد،انتخاب،اراده،بیان، عمل وقدرت تصمیم گیری هرجامعه است. مجلس مهم ترین رکن اساسی دموکراسی وجامعه مدنی محسوب می شود؛ مجلس نمودعینی تصمیم گیری مردم درتعیین سرنوشت خود ومهم ترین پل ارتباطی قانونی مردم باحکومت است؛مجلس رسالت دفاع ازتمام حقوق قانونی مردم درقبال حکومت را به عهده داردومجلس بزرگترین امید وپناهگاه مردم است.مجلس شورای اسلامی برپایه قانون اساسی عامل مهم استقلال ورشد وآزادی مردم است كه با تصویب قوانین وداشتن اهرم حق تذكرواستیضاح دولت،می تواند جلو هرگونه سوء استفاده وخودكامگی دولتمردان را بگیرند و احتمال ایجاد استبداد رااز بین ببرد.
جان كلام:
1- انتخابات یکی ازشرایط وابزارتحقق مردم سالاری وازمولفه های مشارکت سیاسی است،به طوری که محور اصلی مشارکت سیاسی،مشارکت انتخاباتی است.پس ازپیروزی انقلاب اسلامی،زمینه مشارکت مردم درعرصه های گوناگون به ویژه درعرصه سیاسی ودرفرآیند تصمیم گیری، سیاست گذاری و اداره جامعه فراهم شد.
2- تلاش برای مشارکت حداکثری مردم درانتخابات، پرهیز از چالش ها و آسیب پذیری های داخلی، تبیین وآگاه سازی افکار عمومی وپیش بینی اقدامات دشمن برخی ازراه کارهایی است که می تواند، قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی را درانتخابات تقویت وازامنیتی شدن انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی پیشگیری نماید.
3- دراین انتخابات نیزمردم بایدبادرنظرگرفتن ملاک های انتخاب اصلح، به کسانی رای دهند که با ایمان،توانمند ودلسوز بوده ودرخانه ملت دغدغه ای جز نمایندگی مردم برای حل مشکلات کشور و پیشبردآرمان های انقلاب اسلامی نداشته باشند.
4- مجلس شورای اسلامي سالم وکارآمدکه قادر است با تصویب قوانین کارآمد اهم مشکلات اقتصادی، سیاسی وفرهنگی کشوروملت ومردم را کاهش داده ورفع کرده وتوسعه اقتصادی، سیاسی وفرهنگی کشورراترسیم، تأمین وتضمین نموده وارتقا شاخص های آن را بارمغان آورده ونوید بخشد، درگروه گزینش وحضورنمایندگان سالم و کارا بوده که برآمد و برگزیده انتخابات ورقابت و تبلیغات انتخاباتی اخلاقی متعالی می باشند.
پنجشنبه: 1390/11/13- 9ربيع الاول1433- 2فوريه2012
بازخواني ماهيت وهويت انقلاب اسلامي ايران
اسدالله افشار
انقلاب اسلامي ايران به عنوان مهم ترين وبزرگ ترين پديده سياسي واجتماعي آخرقرن چهاردهم هجري قمري و رُبع آخر قرن بيستم ميلادي، درطي چهار دهه حيات وپايداري، همواره مورد توجه پژوهشگران و دانشمندان، متخصصان علوم سياسي و كارشناسان علوم اجتماعي و جامعه شناسان و علاقه مندان به تحليل انقلاب ها،قرار داشته است. اين انقلاب عرصه جديدي براي آزمون وارزيابي فرضيهها و نظريههاي مرسوم و رايج درعلوم سياسي، علوم اجتماعي وجامعه شناسي فراهم آورد. روشن است كه فرضيههاي كهنه ورايج كه براي تحليل انقلابهاي مدرن غيرمذهبي و ضدمذهبي ارائه شده،توانايي تحليل اين پديده منحصر به فرد واستثنايي وبي نظيررا ندارند؛چرا كه يك انقلاب مذهبي را نمي توان با معيارهاي كاملا غيرمذهبي تحليل كرد. متدلوژي متداول در غرب و شرق، كه آلوده به سكولاريزم ولائيزم است، به هيچ وجه توانايي تحليل انقلاب اسلامي ايران را نداشته و نخواهد داشت؛ تحولات دوجامعه متفاوت با زيربناهاي مختلف، بلكه متضاد را نمي توان با كمك روشها و معيارهاي ثابت و يكسان تفسير و تحليل كرد. متأسفانه علي رغم تفاوتهاي بنيادي و ماهوي تاريخ و فرهنگ وتمدّن جهان اسلام و ايران اسلامي با تاريخ و فرهنگ و تمدّن غرب و كشورهايي نظير فرانسه، روسيه، چين، كوبا و نيكاراگوئه، باز هم تحوّلات تاريخي، اجتماعي و سياسي جهان اسلام براساس همان معيارها و ضوابط وروشهاي خاص تحولات دنياي غرب مورد مطالعه قرار مي گيرند.اين كار،چه توسط مستشرقان و خاورشناسان وكارشناسان غربي صورت گيرد و چه دانشمندان و مفسّران مسلمانِ مرعوب و غربزده، گمراه كننده است و آنان را از شناخت واقعيتها و حقايق باز مي دارد.مسلمانان براي بررسي وتحليل تاريخ وتحولات اجتماعي و سياسي در كشورها و جوامع اسلامي ناگزيرازكسب و ارائه معيارها و روشهاي نو و جديدي هستند كه متناسب با ويژگيهاي تاريخي، اجتماعي و سياسي جهان اسلام باشد تا با كمك آنها بتوانند گذشته، حال و آينده خود را آنچنان كه بوده، هست و خواهد بود درست درك كنند. انقلاب ايران در عصر اطلاعات، كه از دهكده جهاني و پايان عمر دين و عصر ايدئولوژي داد سخن مي رفت، روي داد و انديشه حاكم برقرن بيستم و انقلابهاي جهان (سكولاريزم) كه تحقق آن را احتمال نمي داد بي اعتبارساخت. به همين دليل، تحليل گران غربي شگفت زده شدند و بر ناتواني خويش در تحليل انقلاب اسلامي ايران اعتراف كردند و انقلاب ايران فرضيههاي آنان را به چالش كشانيد. آنان با منطق سكولاريزم و لائيزم هرگز درك نكردند انقلاب ديني چيست، چگونه پديد مي آيد و انقلابهاي با ايدئولوژي مذهبي از چه ويژگي هايي برخوردارند. بر همين اساس، در تحليل انقلاب اسلامي ايران با مشكلات جدي و اساسي روبه رو شدند و ماهيت ديني و مذهبي انقلاب ايران نظريههاي آنان را زير سؤال برد. ناكام ماندن وبن بستهاي نظري آنان در تحليل انقلاب ايران، آنها را به بازنگري در نظريههاي خويش وادار كرد و به تعبير لاكاتوش، آنان را مجبور به رفوكردن و ترميمهاي پي درپي ومتعدد و افزودن تبصرههاي فراوان نمود.(1)اما به دليل ساختار فكري غيرديني و زيربناي اعتقادي سكولار و لائيك خويش، نتوانستند به طور كامل ازنظريات خويش دست شسته و آن را كنار بگذارند، گرچه برخي از آنان با ساختارشكني به فهم ودرك حقيقت نزديك شدند،ولي بيشترآنان همچنان از درك ماهيت انقلاب ايران ناتوان هستند. انقلاب اسلامي ايران به خوبي ثابت نمود كه علي رغم ادعاي به سرآمدن عمردين وخاموش شدن ستاره دين، خورشيد دين هرگز غروب نخواهد كرد و به روشني نشان داد كه در جهان ـ به اصطلاح ـ مدرن هم مذهب مي تواند نقش مهم و بزرگ منحصر به فرد و بي نظيردر زندگي فردي و اجتماعي بشر و در سياست و اقتصاد جامعه ايفا كند.
سردرگمي دانشمندان غربي درتحليل انقلاب ايران:
ناديده گرفته شدن عنصرايدئولوژي و نقش بنيادي دين ومذهب در تحولات سياسي،اجتماعي در متدلوژي رايج در غرب عامل اصلي بي اعتباري نظريههاي انقلاب درپرتو انقلاب اسلامي ايران شده است. ماهيت مذهبي اين انقلاب نظريههاي گوناگون دانشمندان علوم اجتماعي ومتخصصان علوم سياسي را پوچ وخنثا كرد. مورّخ فرانسوي كريستين دلانوآ (Christian delanno) دركتاب خود به نام ساواك به همين مطلب تصريح كرده و مداخله عنصر ديني را عامل پوچ و بي اثر شدن همه تحليلها دانسته است. او مي نويسد: با وضعي كه با مداخله عنصر ديني در ايران پديد آمده بود همه تحليل ها، همه دستگاههاي نيرومند جاسوسي پوچ و بي اثر مي شدند.(2)
انقلاب اسلامي وديدگاه فراملي آن :
انقلاب اسلامي تلاشي براي زنده كردن خدا درمحورحيات انسان و نيز،روشي براي زندگي فراتر از همه اختلافات ملي، قومي و مذهبي بود. به بيان ديگر، انقلاب اسلامي ازانقلاباتي است كه حركت و آثارش درچارچوب مرزهاي يك كشور خلاصه نمي شود، بلكه ديدگاه فراملي دارد، ازاين رو، بر روي ملت ها حساس است و تمايل به فراگير شدن دارد. بنابراين، برجنبش هاي اسلامي سياسي معاصرتاثير گذاشته، وبه آنان جرات وجسارت مبارزه داده است. وبه آنان مي گويد اسلام به ملتي خاص تعلق نداردوهدف آن، نجات محرومان ومستضعفان است. نتيجه آن كه،انقلاب اسلامي چراغ رستگاري و نجات را برافراشته است، البته اين كه مسلمانان، به ويژه جنبش هاي اسلامي بتوانند از نور اين چراغ به هدايت و سعادت نايل آيند. به عوامل متعددي بستگي دارد كه مهمترين آن، اراده و تلاش آن ها در چارچوب اسلام و با الگوگيري ازانقلاب اسلامي است. (3)
هويت ا سلامى انقلاب:
ما در برابر توطئه هايى كه در كمين انقلاب ما نشسته است و راههاى انـحرافى كـه در برابر اين انقلاب باز كرده اند ، متوجه اين نكته باشيم كه هويت اسلامى انقلاب فراموش نشود.در يـك مـحيط اسـلامى شـايد تـصور شود كه اين مسئله نوعى تعصب وادعـاست ، ولـى ما بايد دقيق تر مسئله را تحليل كنيم و اگر واقعا بـه ايـن نـتيجه رسـيديم روى اين كلمه بايستيم. چون اگرما اين مسئله را به سادگى ازدست بدهيم ممكن است كسانى كه دركمين راه نـشسته اند، به تدريج بتوانند درهويت اسلامى انقلاب ايجاد ترديد كـنند وراه را بـراى هـرگونه رخنه ضد اسلامى هموار سازند.يعنى اگـر چـنانچه كـسانى توانستند دراسلامى بودن انقلاب ترديد ايجاد كـنند، دراسـلامى بـودن جـمهورى ما هم ممكن است ترديد به وجود آورند؛ دراسلامى بودن قانون اساسى هم ممكن است رخنه كنند و جاى پـا بـسازند؛دراسـلامى كـردن شـعاره،ادارات، مظاهرزندگى، مظاهراجتماعى ما هم ممكن است رخنه و نفوذ كنند. وقتى به زعم آنـها قـرارشـد انـقلاب هويت اسلامى خود رااز دست بدهد ، ثمرات انـقلاب هم به طورخاص به زعم آنها لازم نيست اسلامى باشد.چون ازثمرات انقلاب ، خود انقلاب با تمام هويتش بايد استفاده كند.
انقلاب ایران یکی از سه انقلاب جریان سازجهان:
انقلاب اسلامی ایران در عین آن که انقلابی شبیه انقلاب های دیگر جهان بود، در نوع خود نیز انقلابی خاص بود که بررسی شاخص های آن می تواند به شناخت آن و تاثیرش بر فرایندهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در دو بعد داخلی وخارجی کمک کند .انقلاب ایران یکی از سه انقلاب جریان ساز جهان است; دو انقلاب دیگر، یکی انقلاب فرانسه است که سبب به ثمر رسیدن نتایج رنسانس دربعد فرهنگ وپس ازآن درابعاد سیاسی و اجتماعی غرب و سپس شرق شد . ودیگری انقلاب روسیه است که سبب تحول اجتماعی وپس ازآن تحولات اقتصادی - سیاسی درسطح جهان شد؛ همچنان که سبب تحقق مدرنیسم چپ در روسیه و اروپای شرقی و سپس درآسیا وخاورمیانه و در نهایت آفریقا شد. درهمین زمان بود که مدرنیسم راست(با انگیزه رقابت) درمقابل مدرنیسم چپ قد برافراشت؛چرا که همواره درتاریخ چپ ها،جورکش راست ها بوده اند وراست ها فرایند و مفاهیم تولید شده توسط چپ ها رادراهداف خود به کار گرفته اند .(4)
«هویت ملی» وارتباط آن با «سنت و مدرنیته»:
از موضوعات وزوایای مهم پیرامون ماهیت انقلاب اسلامی وفلسفه پیدایش آن، بحث«هویت ملی» و ارتباط آن با «سنت ومدرنیته» است. این فرض مورد قبول بسیاری ازپژوهشگران است که انقلاب اسلامی،درآنِ واحد، هم احیای سنت بوده وهم دربخش هویت ملی، بازکاوی وبازسازی مهمی را انجام داده است.درحقیقت،هویت ملی و بازیابی آن درجایگاه بخش مهم واصلی خود، معلول احیای سنت بوده است ودرعصرحاضراین مهم توسط انقلاب اسلامی انجام یافته است.(5)
انقلاب ا سلامى،ايفاگرنقش تعيين كننده درمسائل سيا سى جهان ومنطقه:
درقرن ما پيروزى انقلاب اسلامى درايران حادثه مهم وحيرت انگيزى بـراى جـهان بودكـه مـى توانست دررابـطه با مسائل سياسى جهان ومنطقه ايفاگرنقش تعيين كننده وتحولات غيرقابل پيش بينى باشد.ايـن حادثه بزرگ قرن ازيكسو معادلات سياسى استكباررادرادامه سـياست سلطه وتقسيماستعمارى جهان بهم زدوازسوى ديگريكى ازاسـتـوارترين رژيـمهاى وابـسته را كـه از حـمايت قـدرتهاى بـزرگ برخورداربودريشه كن نمود ودركشورى چون ايران با اهميتى كه از نـظـراسـتراتژيكى واقـتصادى بـراى قـدرتهاى بـزرگ جـهان دارد تحولى سياسى - مردمى و عظيم بوجود آورد.مـهمترازايـن دورونـد انـقلاب اسلامى با آگاهيهاى عميقى كه درمـيان مـلتهاىمسلمان جـهان بـويژه دركشورهاى اسلامى بوجود آورد زمـينه تـحولات سـياسى ريشه دار وبـينشها وگـرايشها وحـركتها و سازماندهيهاى سياسى چشمگيرى را فراهم آورد.ايـن جـريان سـياسى يكبارديگر اسلام را به عنوان يك قدرت تعيين كننده درجهان مطرح نمود وچشم انداز وحدت بزرگ جهان اسلام وحركت عـظيم بـازيابى خويشتن خـود وگريزازسلطه وايستادگى در برابراسـتعماركـهنه ونـووايجاد قطب سياسى جديد درجهان و فروريزى رژيـمهاى وابـسته و تـحميلى را درسـرزمينهاى پـرنعمت اسلامى دربـرابر ديدگان مشتاق ولى غم وياس گرفته يك ميليارد مسلمان گشودومـوجـى ازوحـشـت واضـطـراب دردلـهاى پـرازامـيد وآرزوى جهانواران آفريد.
درك نكته هاي كليدي انقلاب اسلامي:
1- انقلاب اسلامي ايران تنها براي بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از اين، يك ماهيت ارزشي و ديني دارد و از اين رو، اساسي ترين وصف انقلاب ايران، «اسلامي» بودن آن است. 2- دستاوردهاي انقلاب درزمينههاي گوناگوني قابل پژوهش و بررسي هستند. اما با توجه به ماهيت ديني انقلاب اسلامي، آثار تربيتي و فكري آن بيش ازهمه اهميت پيدا مي كند. 3- انقلاب اسلامي ايران پديده اي بي همتا بود كه از پيش، تحليلي براي آن وجود نداشت وحتي مباني و مقدّمات شناخت آن از انديشههاي جديد، غايب بود. 4- اين انقلاب با بازگشت به حقايق فراموش شده فطري،دين را درمنظر انديشه بشري پررنگ و برجسته نمود ودردوسطح «ملّي»و«جهاني»چاره اي باقي نگذاشت، جزاينكه رويكردي نوين به دين، معنويت،انسان و جهان پديد آيد.5- انقلاب اسلامي در حقيقت، نوعي انديشه برمبناي جهان بيني معنوي ومتفاوت با علم و فناوري رايج برپايه جهان بيني مادي ازمغرب تاريخ حقيقت و مشرق جغرافياي گيتي به طلوع كشاند وانسان، جهان، جامعه وتاريخ را با روي و نماي الهي، موضوع دانش وانديشه قرار داد.6- انقلاب ما تنها تحوّلي در جامعه و نظام سياسي و اقتصادي آن نيست، بلكه دگرگوني در كيفيت حيات فردي و اجتماعي، اصلي ترين شاخص انقلاب اسلامي است كه با گشودن راه هدايت و ايجاد معرفت متعالي و راستين، صورت واقعي خود را مي يابد و مي بالد.7- انقلاب اسلامي نمودار انديشه اي معنوي است كه مي تواند رنجوري و ناتواني علم و فناوري را در ساختن تمدن طلايي براي انسانها برطرف كند. انديشه معنوي و پاكي كه از طريق انقلاب اسلامي در قلب تاريخ رسوخ كرد، منظري سبز و روشن به روي حيات بشري گشود كه در چشم انداز آن، ظهور منجي جهاني بسيار نزديك به چشم مي آيد.8- از مهم ترين پيامدهاي تاريخ ساز انقلاب اسلامي، اقبال مردم جهان به اسلام و دين به معناي عام است. رواج انديشههاي اسلام خواهي در بين مسلمانان، تقويت و تعميق بيداري اسلامي، پديد آمدن جنبشهاي اسلامي در كشورهاي عربي و خاورميانه(6)ورشد اسلام گرايي در غرب و شرق دور، همه از كاركردها ورهاوردهاي انقلاب اسلامي در حوزه انديشه و تحوّلاتي است كه در تفكرات مردمان و فراترازجغرافياي سياسي اين انقلاب رخ داده اند. (7)
انقلاب اسلامي ازديدگاه امام خميني(ره):
امام خمینی نظریه ی انقلاب اسلامی رادردورانی طرح کرد که گفتارهای غالب و رسمی درحوزه ی سیاست نقشی برای مذهب در دوران اجتماعی بشر و تغییرات سیاسی قائل نبودند. نزدیک به دویست سال حوزه ی تفکر مذهبی مسدود و دین و شریعت به حاشیه ی زندگی انسان ها در بخشی از حوزه ی شخصی رانده شده بود. به گونه ای که حتی عده ای به استناد فرضیه ی توهمی دین افیونی، پذیرفته بودند که پدیده ی انقلاب اساساً متعلق به تفکر مدرن است و از دل باورهای مذهبی چیزی به نام انقلاب ظهورنخواهد کرد.غلبه ی تفسیرچپ بر نظریه های انقلابی آن چنان تردید ناپذیر بودکه حتی دردوره ای ازتاریخ ایران پاره ای از جریان هایی که تا حدودی رنگ و بوی مذهبی داشتند، برای توجیه نظریه های انقلابی خود به تفسیر های مارکسیستی وسوسیالیستی دست زدند وهمین تفسیروتوجیه ها، راه را برای عدول از دین ورفتن به سوی التقاط وبی دینی برای آنها هموارکرد ودیدیم که همین جریان ها بعد ازانقلاب اسلامی چه مصائبی برسرمردم آوردند.
امام خمینی می فرماید:"انقلابات دردنیازیاد واقع شده است ویک حکومت رفته است و یک حکومت دیگر آمده است، باید دید انگیزه ی انقلاب چه بوده است وبرای چه چیزانقلاب واقع شده وثمره ی این انقلاب چیست وچه بوده؟ انقلاب فرانسه، شوروی، سایرانقلاباتی که درعالم واقع شده است،یک انقلاباتی بوده است ویک رژیم ها[یی] تغییر کرده اند به رژیم دیگر،حکومت تغییرکرده به حکومت دیگر،اما انگیزه، انگیزه ی مادی بوده است،انگیزه ی دنیایی بوده است... اینها اعمالشان اعمال دنیایی هست... مثل همان حیواناتی که با هم جنگ می کنند ویکی دیگری رااز بین می برد. انگیزه،یک انگیزه ی طبیعی است، یک انگیزه ی دنیایی است. این دنیا را او می خواهد برای خودش حفظ کند. آن هم می خواهد برای خودش... اما انگیزه ی انبیا از انقلاباتشان [و] در قیامشان دنیا نبوده است، اگر دنیا را اصلاح کردند تبع بوده است. انگیزه ی الهی بوده است برای خدا بوده و برای معارف الهی و برای بسط عدالت الهی در جامعه، آن انگیزه است که این انقلابات را از هم جدا می کند."(8)
ودرجاي ديگرمي فرمايند:" انقلاب ایران انقلاب غیر وابسته است، یک انقلاب دولتی نیست یک انقلاب ارتشی نیست، یک انقلاب حزبی نیست، یک انقلاب ملی است. لیکن بر اساس اسلام، انقلاب اسلامی است. نظیر انقلاباتی که در طول تاریخ به دست انبیا انجام می گرفت که وابستگی در کار نبود."(9)
انقلاب ا سلامي ازديدگاه مقام معظم رهبري:
انقلاب اسلامی یک تفسیراسلامی والهی بوده و به معنی زنده کردن دوباره اسلام است؛ چنان که رهبر معظم انقلاب می فرماید:"انقلاب یک تفسیراسلامی و الهی است. ما انقلاب رایک تحوّل اخلاقی،فرهنگی واعتقادی می دانیم که به دنبال آن ها تحول اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و آنگاه رشد همه جانبه ابعادانسان ها می آید. همان طورکه درآیه قرآن است «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیرواما بانفسهم»هر وقت انسان ها خصلتهای بد،ضعفها،نقص ها وبی ایمانی ها رادرخودشان تغییر دادند،اوضاع واحوال اجتماعی آنها تحول پیدا خواهدکرد. هیچ چیزهم جلوگیرآن نخواهد بود. برای شروع این حرکت و تحول همگانی،انسان ها باید احساس تکلیف کنند."(10)
مقام معظم رهبری با توجه به این سنت الهی است که می فرماید:"من احساس می کنم که انقلاب اسلامی یک ضرورت بودبرای اسلام. یک نیازبود برای مسلمین. سنّت الهی بود برای حفظ دین و حفظ احکام الهی. مطلب بعدی این است که انقلاب اسلامی یک حادثه تاریخی است نه یک حادثه منطقه ای. اساساً انقلاب، هر انقلابی در جغرافیای انسانی مثل زلزله وآتشفشان در جغرافیای طبیعی است.زلزله وآتشفشان از لحاظ اصل بروز ناشی از تکاثف انرژی های مختلف طبیعی است. انقلاب هم درجغرافیای انسانی، ناشی از انباشته شدن انرژی های انسانی و انفجار این انرژی هاست."(11)
دستاوردهای انقلاب اسلامي:
برای بررسی دستاوردهای انقلاب اسلامي، آنها را به مقوله های مختلف دسته بندی وپاره اي ازآنهارا مورد اشاره قرار می دهیم:
1- د ستاورد های سیا سی:
1- سرنگوني حكومت استبدادي شاهنشاهي.2- برقراري نظام مردمي جمهوري اسلامي.3- رهايي از سلطة استعماري بيگانگان.4- كسب استقلال و تحول در اصول ورفتارهاي سياست خارجي كشور.
5- احياي اصل ولايت مطلقه فقيه.6- استقرارنهادهاي مدني كشور با انتخابات مبتني برراي مستقيم مردم.7- تصويب قانون اساسي جمهوری اسلامي.8- تاسيس سازمان ها و نهادها و ارگان هاي انقلابي ومردمي.9- تلاش درجهت وحدت بين شيعه وسني وسایرمذاهب.10- مقابله اصولي باتوطئه هاي عناصرفريب خورده وتجزيه طلب داخلي وحفظ انسجام وتماميت ارضي كشوردرشرايط بحراني و...
2- د ستاورد های فرهنگي:
1- ايستادگي دربرابرفرهنگ وارداتي.2- عمومي شدن آموزش درسطح جامعه وارتقاي سطح علمي دانش آموختگان دركشور. 3- تشكيل نهضت سوادآموزي و جهاد سازندگي.4- تحت پوشش قرار گرفتن بسياري از روستاها و مناطق محروم از امكانات آموزشي و علمي. 5- بازيابي جايگاه و نقش واقعي زنان ايرانيو...
3- د ستاوردهای اقتصادی:
1-ايجاد سدها ومهارآبها.2-گسترش صنايع مادر.3- حركت درجهت خودكفايي درمحصولات كشاورزي وكالاهاي ضروري، صنايع دفاعي . 4- تعديل ثروت وخروج ازاقتصاد تك محصولي.5- از ميان بردن بنگاه هاي فاسد اقتصادي مبتني برربا. 6- ضابطه مند نمودن اكتشاف، توليد وصادرات نفت.7- تلاش براي رهايي ازاقتصاد تك محصولي.8- رشد وتوسعه وراه اندازي هرچه بيشتر بنگاه هاي زودبازده اقتصادي.9- تلاش درجهت خودكفايي درتوليدات كشاورزي، ساخت سدها و مهارآب هاي روان وتوسعه وراه اندازي نيروگاه هاي برق آبي.9- گسترش شبكه مخابرات وگاز حتي به صعب العبورترين روستاها.10- تشكيل تعاوني ها وحمايت ازآنها به منظور نهادينه كردن فعاليت هاي اقتصادي جمعي.11- مهارتورم وافزايش بهره وري.12- جايگزين نمودن قدرت فكري جوانان به جاي صنايع فاقد ارزش وبعضا مونتاژغربي و...
4- د ستاوردهاي علمي و فناوري:
1- پيشرفتهاي چشمگيرجمهوري اسلامي درزمینه های الکترونیکی ومخابراتی.2- پيشرفتهاي قابل ملاحظه درزمینه های فناوری نانو تکنولوژی وتکنولوژی لیزردرپزشکی، فیبرنوری.3- گسترش شبکه صحی درماني کشور، افزايش دسترسي به خدمات ومراقبتهاي اوليه صحی و...
5- د ستاوردهاي بين المللي جمهوري ا سلامي خصوصاٌ درمنطقه خاورميانه:
درطول دودهه گذشته،شرایط منطقه پيرامون ايران و نيزتحولات جهان،پیچیده و حساس بوده است . با حمله رژيم صدام به کویت و اشغال این کشور ، ائتلاف جهانی به رهبری امریکا برای حمله به عراق شكل گرفت ونیروهای اشغالگر غربی در منطقه حضور يافتند . در آن شرايط دشوار، رهبری انقلاب اسلامي با هوشیاری،ضمن حمایت ازمردم مظلوم عراق،جمهوری اسلامی ايران را از گرفتار شدن دردام جنگي ويرانگررهانيد .براين اساس وقایع اخیردرکشورهایی چون یمن، مصروتونس و ليبي ودر خواست آنها مبنی برایجاد تغییرات وتشکیل حکومت جمهوری اسلامی مبین تاثیرانقلاب اسلامی ایران ورهبری آن درجهان اسلام به ویژه دول عربی است.برهمين اساس انقلاب اسلامي ايران، روند رستاخيز اسلامي را درمصرتسريع كرده واين در حالي است كه ايران به هيچ وجه دخالت مستقيم و حتّي غير مستقيم در مصر نداشته است.درمصر، گروه هاي انقلابي همچون اخوان المسلمين، تحت تأثيرانقلاب ايران بودند.جالب آنكه دانشجويان سنّي«الجماعه الاسلاميه» در دانشگاه قاهره اعلام كردند كه انقلاب ايران، شايستة بررسي عميق است تا ازآن درس بگيريم، انگيزه كسب كنيم و از اين سرمشق، بهره مند شويم.اعتراضات اخیر مصر همه رسانه ها وسیاستمداران را به این دیدگاه سوق داده است که انقلاب اسلامی تاثیرگذاری فوق العاده ای روی این جنبشها داشته است كه انشاء الله به پيروزي و رهايي كامل ملت مسلمان مصرنيزبيانجامد.
انقلاب اسلامى ايران طلايه دارانقلاب حضرت مهدى (عج) :
امام دربخشهايى ازسخنان خود كه به مناسبت ولادت مهدى منتظر (عج) درتاريخ چهارده شعبان 1408(دوماه ونيم پيش ازرحلتخود) ايراد كرده اند، مي فرمايند: "سلام ودرود به پيشگاه مقدس مولود نيمه شعبان و آخرين ذخيره امامت (بقية الله ارواحنا فداه) ويگانه دادگستر ابدى و بزرگ پرچمداررهايى انسان ازقيود ظلم وستم استكبار، سلام براو، سلام برمنتظران واقعى او،سلام برغيبت وظهوراووسلام برآنان كه ظهورش راباحقيقت درك ميكنند وازجام هدايت ومعرفت اولبريز ميشوند.وسلام برملت بزرگ ايران كه با فداكارى وايثاروشهادت راه ظهورش را هموار ميكنند... مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست، انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت (ارواحنا فداه) است كه خداوند برهمه مسلمانان وجهانيان منت نهاد وظهوروفرجش رادرعصرحاضرقرار داد...بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى وتوان خود رادراداره هرچه بهتر مردم بنمايد،ولى اين به آن معنا نيست كه آنها رااز اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند.(13) باتوجه به سخنان امام خمينى وتصريح ايشان برنقش زمينه سازاين نهضت براى انقلاب بزرگ مهدى، به چند نكته اشاره ميشود: 1- نهضت امام خمينى آغازگر انقلاب بزرگ اسلامى استكه دلالت دارد بر استمراراثرگذاريها و انتشار افكار آن ورشد و گسترش آن درجهان اسلام تا زمانى كه امام مهدى (عج) ظهورنمايد. البته واقعيت سياسى معاصرجهان نيزاين حقيقت را تاييد مىكند؛زيراجهان شاهد انتشارورشد افكار امام خمينى دركشورهاى مختلف اسلامى است كه به بيدارى عمومى جهان اسلام كه خواهان اجراى احكام اسلام هستند انجاميده است. 2- انقلاب امام خمينى جداازانقلاب بزرگ مهدوى نيست، بلكه بخشى ازآن است و همان هدفهاى استراتژيك آن را درباره برپايى حكومت جهانى اسلام دنبال ميكند؛ پس پرچم يكى است كه خود امام مهدى (عج)آن را بردوش ميكشد.آنچه كه اين نهضت راازدايره افرادومصاديق پرچمهايى كه قبل ازظهورمهدى(عج) برداشته ميشوند،(قيامهايى كه قبل ازظهور او (عج) به وجود مىآيند) خارج مىكند و بعضى از احاديثشريفه با صراحت دلالت دارندكه پرچمداران اين پرچمها طاغوتند(وچنين قيام كنندگانى با طاغوت بيعت كرده اند وبه فرمان اوجنگ ميكنند)، مقصود آن حركتهاى انقلابى است كه مستقل وجدا ازحركت مهدوى باشد ودرراهى كه خود امام مهدى (عج)آن راترسيم كرده است،حركت نكند،يعنى برپايه تمسك به ولايت امام زمان (عج) استوارنباشد وبراى زمينه سازى ظهورآن بزرگوار تلاش وفعاليت نكند.
جان كلام:
«انقلاب اسلامي» عرصه تجلي ثابت قدمي مردمي مومن به ارزشهاي ديني، به رهبريمردي فرزانه بودكه درنهايت به ايجاد حكومت اسلامي به مثابه پاداش الهي برايمومنان صادق،منجرشد. بقاي انقلاب اسلامي مطابق سنن الهي حاكم براين جهان،قابل تفسيراست وهمين بينش است كه ميتواند درآسيبشناسي انقلاب ما راياريرساند.بازخواني ماهيت انقلاب اسلامي ايران وارزيابي وضعيت موجود نسبت به آرمانهاي جاويدان آن، پس ازگذشت سه قرن براي همه ما بخصوص نسل جوان كه بدون خاطره اي روشن ازانقلاب وچرايي وضرورت آن، درفضايي كاملا متفاوت تنفس مي كند، بويزه با توجه به دغدغه ها ونگراني هاي امروز،يك ضرورت است.دهه فجرانقلاب اسلامي ايران يادآورسلحشوري ها وپايمردي هاي رهايي بخش وستم سوزشما مردم آزادي خواه دربرابرحاكميت شجره خبيثه استبداد وسلطه خارجي است. فرارسيدن اين ايام خاطره انگيزوغرورآفرين درتاريخ پرافتخارايران عزيزرا به شما تبريك عرض مي كنيم وياد معمار انقلاب اسلامي ورهبر آزاده،حضرت امام خميني (ره )را گرامي مي داريم .
شنبه: 1390/11/8- 4ربيع الاول1433-28ژانويه2012
پي نوشت ها :
1ـ عبدالوهّاب فراتي، رهيافت نظري بر انقلاب اسلامي (مجموعه مقالات)، چ دوم، معارف، معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي نهاد مقام معظّم رهبري در دانشگاه ها، 1379، ص 14 و 314.
2ـ كريستين دلانو، ساواك، ترجمه عبدالحسين نيك گهر ، تهران، طرح نو، 1371، ص 256.
3- مرتضي شيرودي،تاثير انقلاب اسلامي ايران برجنبش هاي سياسي معاصر، منبع:www.dastavardha.com
4- ابراهیم فیاض، مبانی فلسفی انقلاب، پگاه حوزه ، نوزدهم بهمن 1381، شماره 87 .
5- موسی نجفي، نظریه پردازی مدرن وفلسفه انقلاب اسلامی، مجله آموزه، شماره 7.
6- انقلاب اسلامي زمينه ها و پيامدها، دفتر نشر و پخش معارف، 1380، ص 225ـ255.
7- حميدرضا سيف، انقلاب اسلامي و پيامدهاي معرفتي، فصلنامه معرفت.
8- امام خمینی(ره)،صحیفه ی نور، جلد 20، ص ص64،63.
9- امام خمینی(ره)،صحیفه ی نور، جلد 18، ص118.
10- راهبردهاي ولايت جلد 7 ص 392 بيانات در ديدار با دانشجويان و اساتيد دانشگاه شهيد بهشتي 22/2/82.
12- همان .
13- صحيفه نور، ج 21، ص 107- 108، چاپ اول
آمريكا ازتهديدتا معا مله با ايران
ا سدالله افشا ر
1- با شکل گیری جمهوری اسلامی ایران،این نظام پرچمدارتحقق آرمان های داخلی و بین المللی انقلاب اسلامی گردید.طبیعی بودکه مخالفین این آرمان ها،چه درداخل وچه درسطح بین المللی برای جلوگیری ازتحقق آن،سعی درفشاربراین نظام سیاسی نوخاسته نمایند.ازاین روتلاش های زیادی درداخل وخارج برای متزلزل کردن و بی ثابت نمودن جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت.درواقع دشمنان جمهوری اسلامی ایران که دررأس آنهاآمریکا وصهیونیزم بین الملل وبرخی ازکشورهای اروپایی مانند انگلیس قراردارندازهمان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی واستقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ مسلحانه علیه نظام شدندوبعضی هم به طرق دیگربا نظام مبارزه کردند وطی بيش ازسه دهه اخیر،دریک همسویی کامل،بااستفاده ازشیوه های غیردمکراتیک،مانندتجزیه ایران باایجادغائله های جدایی طلبی درمناطق قومیتی،مثل کردستان،سیستان وبلوچستان وخوزستان،طراحی کودتاهای متعدد،مداخله نظامی مستقیم مانندحادثه طبس وراه اندازی جریان تروریسم داخلی مانندگروهک منافقین با هدف حذف فیزیکی رهبران انقلاب ازصحنه وهمچنین تحمیل جنگ ۸ ساله برایران به دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بوده اند.
2- پروژه ایران هراسی پروژه جدیدی نیست وازابتدای انقلاب آمریکاییها این موضوع رادنبال میکردند. به دلیل ماهیت انقلاب اسلامی که یک نظام جدید است وازابتدا نظام دموکراسی لیبرال را به چالش کشید؛تلاش آمریکا وصهيونيسم ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران است؛ولذا اروپا وآمریکاومتحدانش ازابتدای انقلاب اسلامی درصدد بودندکه نگذارند نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران به فرجام برسد؛اما پس ازمدتی دریافتند که با نظام باثباتی مواجه هستند.
3-کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند؛درسالهای اخیر که کشورهای منطقه دچارتحول عظیم شدند آمریکا برای مقابله با ایران راه اسلام هراسی رادرگذشته وامروزنیزایران هراسی را دنبال میکنند.
تحليل گران بدرستي اعتقاددارند؛غرب پس ازشکست ازپروژه اسلام هراسی که نماد آن نیزجمهوری اسلامی ایران است مجبوراست قدری ازپروژه اسلامهراسی خودکاسته ودرمقابل پروژه ایران هراسی را شدت بخشد.دست کاری وفریب افکارعمومی ووارد کردن بازیگران درزمین بازی ونقش های تعیین شده ازسوی آمریکا غایت هدف راهبردایران هراسی است که لازمه تحقق آن اجرای دقیق تاکتیک ها وتکنیک های متنوع هدفمند وپیچیده می باشد.
4- امریکابرای تحقق اهدافش درخصوص ایران محورفعالیتهای خود رابردوموضوع داخلی وخارجی متمرکزکرده است تاباایجاد فشارها براین دومحور،جمهوری اسلامی را واداربه پذیرش خواستههای استکباری ایالات متحده کنند.دربحث فشارهای خارجی ایالات متحده میکوشد با طرح ۳ محورحقوق بشر،پرونده هستهای کشورمان وهمچنین حمایت ایران ازتروریسم نظرجامعه جهانی را به سمت ایران جلب کند وکشورهای مختلف جهان راوادارکند وازطریق این اتهامات فشارهای خودراکه شامل تحریمها ومسدود کردن اموال است شدت ببخشد.به موازات این تلاشهای خارجی،امریکا به دنبال تقویت مخالفان داخلی برای گسترش فشارها به جمهوری اسلامی است.درهمین خصوص سناریونهایی ایالات متحده درحوزه داخلی،تقویت برخی جریانات خاص داخلی وازدیگرسوسیاه نمایی علیه نظام وتلقین وجود اختلاف بین مسئولان نظام است.
5- انقلاب اسلامی، ایران را کانون توجهات جهان اسلام قرارداد.این مهم به همراه موقعیت ژئواستراتژیک کشورمان باعث شد که ایران به بازیگری تأثیرگذاربرمناسبات دومنطقه خاورمیانه عربی وجنوب غرب آسیا تبدیل شود.درشرایط مذکورعملا منافع آمریکا رابه چالش کشیده به گونه ای که کاندولیزا رایس،وزيراسبق ايالات متحده آمريكا صراحتاً اعلام کرد؛ایران تنها کشوری است که مهمترین چالش های استراتژیک را برای ایالات متحده وشکلی ازخاورمیانه که ما خواهان ایجاد آن هستیم پدید آورده است.
6- تاريخ تحولات سياسي ـ اجتماعي ايران بيانگراين مطلب است كه سلطه خارجي به عنوان يكي از عوامل بازدارنده توسعه سياسي كشورمحسوب ميگردد.اين امرطي دوقرن اخيرشتاب وگسترش بيشتري يافته است. مداخلات روسيه،انگلستان،فرانسه،ايالات متحده امريكا واتحاد جماهير شوروي، به عنوان عرصههاي سياه اما واقعي تاريخ ايران ميباشد.اين مداخلات، ذهنيت بدبينانهاي رادر افكار عمومي وفرهنگ سياسي ايران برجاي گذاشته است. دراين بين انقلاب اسلامي ايران نه تنها دست ابرقدرتها راازايران كوتاه نمود بلكه تأثيربسزايي نيزدرميان اقوام وملل ديگردررابطه با سلطهستيزي برجاي گذاشت.
7- آمريكا بزرگترين مشكل خود راايران مي داند وبه دهها زبان آن را بيان هم كرده است واقعاً هم مابزرگترين مشكل آمريكا هستيم وعلي القاعده - درصورت بقاي رژيم استكباري آمريكا- كماكان بزرگترين مشكل آمريكا باقي خواهيم ماند. بزرگترين مشكل آمريكا،وزن بسيارسنگيني درذهن آمريكايي هاپيداكرده است.روانشناسي آمريكايي به ما مي گويد،آمريكايي ها حريف قدرتمند را تهديدمي كنند ولي به«معامله» با اومي انديشند وحريف ضعيف راازميان برمي دارند و درخواست هاي او براي معامله را رد مي كنند.رد معامله پيشنهادي صدام وقذافي نمونه هايي ازاين موضوع هستند كمااينكه كنارآمدن آمريكا با روسيه(2196) وچين (1197) هم نمونه هاي ديگري از اين مسئله اند. الان مشكل آمريكا دوتاست. مشكل اول اين است كه ايران برخلاف برخي كشورهاي منطقه(مانند عراق،افغانستان،ليبي و...)حريف فوق العاده قدرتمندي است. مشكل دوم اين است كه اين حريف قدرتمند برخلاف چين وروسيه حاضربه معامله نيست.آمريكايي ها مي گويند ماحاضريم ايران هسته اي رابه رسميت بشناسيم ودرمسائل منطقه اي جايگاه نافذايران راقبول كنيم ولي ايران متقابلا حاضرنيست جايگاه ما رادرمناسبات وتحولات مناطق اطراف خود به رسميت بشناسد وباآن كنار بيايد.
8- آمريكا ازايران مي خواهد،گريبان غرب ورژيم صهيونيستي درماجراي فلسطين رارها كند واجازه بدهد رژيم نامشروع تل آويوبه زندگي ادامه دهد.آمريكا ازايران مي خواهد تلاش براي روي كار آمدن نظام هايي همگرابا اسلام وايران درمصر،تونس،ليبي،يمن و... نداشته باشد واجازه دهدانقلاب هاي مردمي به نفع غرب و غرب گراها مصادره شوند. در يك كلام ايران از خير بزرگترين فرصت تاريخي براي جهان اسلام وملت هاي مسلمان ومحرومان دنيا بگذردومنافع ملي وديني خود راقرباني منافع دشمنان خودكند. طبيعي است كه ايران اين ها را قابل معامله نداند و به آن تمكين نكند.آمريكا مي داندكه اگرازبعد نظامي سربه سرايران بگذارد وحتي اگر به آن ضربه اي هم بزند كارآمريكا ودوستانش درمنطقه سخت ترمي شود چرا كه دراين صورت راه براي حركت ايران هموارترمي گردد.
دوشنبه: 1390/11/3- 29صفر1433- 23ژانويه2012

