آمريكا ازتهديدتا معا مله با ايران
ا سدالله افشا ر
1- با شکل گیری جمهوری اسلامی ایران،این نظام پرچمدارتحقق آرمان های داخلی و بین المللی انقلاب اسلامی گردید.طبیعی بودکه مخالفین این آرمان ها،چه درداخل وچه درسطح بین المللی برای جلوگیری ازتحقق آن،سعی درفشاربراین نظام سیاسی نوخاسته نمایند.ازاین روتلاش های زیادی درداخل وخارج برای متزلزل کردن و بی ثابت نمودن جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت.درواقع دشمنان جمهوری اسلامی ایران که دررأس آنهاآمریکا وصهیونیزم بین الملل وبرخی ازکشورهای اروپایی مانند انگلیس قراردارندازهمان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی واستقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ مسلحانه علیه نظام شدندوبعضی هم به طرق دیگربا نظام مبارزه کردند وطی بيش ازسه دهه اخیر،دریک همسویی کامل،بااستفاده ازشیوه های غیردمکراتیک،مانندتجزیه ایران باایجادغائله های جدایی طلبی درمناطق قومیتی،مثل کردستان،سیستان وبلوچستان وخوزستان،طراحی کودتاهای متعدد،مداخله نظامی مستقیم مانندحادثه طبس وراه اندازی جریان تروریسم داخلی مانندگروهک منافقین با هدف حذف فیزیکی رهبران انقلاب ازصحنه وهمچنین تحمیل جنگ ۸ ساله برایران به دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بوده اند.
2- پروژه ایران هراسی پروژه جدیدی نیست وازابتدای انقلاب آمریکاییها این موضوع رادنبال میکردند. به دلیل ماهیت انقلاب اسلامی که یک نظام جدید است وازابتدا نظام دموکراسی لیبرال را به چالش کشید؛تلاش آمریکا وصهيونيسم ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران است؛ولذا اروپا وآمریکاومتحدانش ازابتدای انقلاب اسلامی درصدد بودندکه نگذارند نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران به فرجام برسد؛اما پس ازمدتی دریافتند که با نظام باثباتی مواجه هستند.
3-کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند؛درسالهای اخیر که کشورهای منطقه دچارتحول عظیم شدند آمریکا برای مقابله با ایران راه اسلام هراسی رادرگذشته وامروزنیزایران هراسی را دنبال میکنند.
تحليل گران بدرستي اعتقاددارند؛غرب پس ازشکست ازپروژه اسلام هراسی که نماد آن نیزجمهوری اسلامی ایران است مجبوراست قدری ازپروژه اسلامهراسی خودکاسته ودرمقابل پروژه ایران هراسی را شدت بخشد.دست کاری وفریب افکارعمومی ووارد کردن بازیگران درزمین بازی ونقش های تعیین شده ازسوی آمریکا غایت هدف راهبردایران هراسی است که لازمه تحقق آن اجرای دقیق تاکتیک ها وتکنیک های متنوع هدفمند وپیچیده می باشد.
4- امریکابرای تحقق اهدافش درخصوص ایران محورفعالیتهای خود رابردوموضوع داخلی وخارجی متمرکزکرده است تاباایجاد فشارها براین دومحور،جمهوری اسلامی را واداربه پذیرش خواستههای استکباری ایالات متحده کنند.دربحث فشارهای خارجی ایالات متحده میکوشد با طرح ۳ محورحقوق بشر،پرونده هستهای کشورمان وهمچنین حمایت ایران ازتروریسم نظرجامعه جهانی را به سمت ایران جلب کند وکشورهای مختلف جهان راوادارکند وازطریق این اتهامات فشارهای خودراکه شامل تحریمها ومسدود کردن اموال است شدت ببخشد.به موازات این تلاشهای خارجی،امریکا به دنبال تقویت مخالفان داخلی برای گسترش فشارها به جمهوری اسلامی است.درهمین خصوص سناریونهایی ایالات متحده درحوزه داخلی،تقویت برخی جریانات خاص داخلی وازدیگرسوسیاه نمایی علیه نظام وتلقین وجود اختلاف بین مسئولان نظام است.
5- انقلاب اسلامی، ایران را کانون توجهات جهان اسلام قرارداد.این مهم به همراه موقعیت ژئواستراتژیک کشورمان باعث شد که ایران به بازیگری تأثیرگذاربرمناسبات دومنطقه خاورمیانه عربی وجنوب غرب آسیا تبدیل شود.درشرایط مذکورعملا منافع آمریکا رابه چالش کشیده به گونه ای که کاندولیزا رایس،وزيراسبق ايالات متحده آمريكا صراحتاً اعلام کرد؛ایران تنها کشوری است که مهمترین چالش های استراتژیک را برای ایالات متحده وشکلی ازخاورمیانه که ما خواهان ایجاد آن هستیم پدید آورده است.
6- تاريخ تحولات سياسي ـ اجتماعي ايران بيانگراين مطلب است كه سلطه خارجي به عنوان يكي از عوامل بازدارنده توسعه سياسي كشورمحسوب ميگردد.اين امرطي دوقرن اخيرشتاب وگسترش بيشتري يافته است. مداخلات روسيه،انگلستان،فرانسه،ايالات متحده امريكا واتحاد جماهير شوروي، به عنوان عرصههاي سياه اما واقعي تاريخ ايران ميباشد.اين مداخلات، ذهنيت بدبينانهاي رادر افكار عمومي وفرهنگ سياسي ايران برجاي گذاشته است. دراين بين انقلاب اسلامي ايران نه تنها دست ابرقدرتها راازايران كوتاه نمود بلكه تأثيربسزايي نيزدرميان اقوام وملل ديگردررابطه با سلطهستيزي برجاي گذاشت.
7- آمريكا بزرگترين مشكل خود راايران مي داند وبه دهها زبان آن را بيان هم كرده است واقعاً هم مابزرگترين مشكل آمريكا هستيم وعلي القاعده - درصورت بقاي رژيم استكباري آمريكا- كماكان بزرگترين مشكل آمريكا باقي خواهيم ماند. بزرگترين مشكل آمريكا،وزن بسيارسنگيني درذهن آمريكايي هاپيداكرده است.روانشناسي آمريكايي به ما مي گويد،آمريكايي ها حريف قدرتمند را تهديدمي كنند ولي به«معامله» با اومي انديشند وحريف ضعيف راازميان برمي دارند و درخواست هاي او براي معامله را رد مي كنند.رد معامله پيشنهادي صدام وقذافي نمونه هايي ازاين موضوع هستند كمااينكه كنارآمدن آمريكا با روسيه(2196) وچين (1197) هم نمونه هاي ديگري از اين مسئله اند. الان مشكل آمريكا دوتاست. مشكل اول اين است كه ايران برخلاف برخي كشورهاي منطقه(مانند عراق،افغانستان،ليبي و...)حريف فوق العاده قدرتمندي است. مشكل دوم اين است كه اين حريف قدرتمند برخلاف چين وروسيه حاضربه معامله نيست.آمريكايي ها مي گويند ماحاضريم ايران هسته اي رابه رسميت بشناسيم ودرمسائل منطقه اي جايگاه نافذايران راقبول كنيم ولي ايران متقابلا حاضرنيست جايگاه ما رادرمناسبات وتحولات مناطق اطراف خود به رسميت بشناسد وباآن كنار بيايد.
8- آمريكا ازايران مي خواهد،گريبان غرب ورژيم صهيونيستي درماجراي فلسطين رارها كند واجازه بدهد رژيم نامشروع تل آويوبه زندگي ادامه دهد.آمريكا ازايران مي خواهد تلاش براي روي كار آمدن نظام هايي همگرابا اسلام وايران درمصر،تونس،ليبي،يمن و... نداشته باشد واجازه دهدانقلاب هاي مردمي به نفع غرب و غرب گراها مصادره شوند. در يك كلام ايران از خير بزرگترين فرصت تاريخي براي جهان اسلام وملت هاي مسلمان ومحرومان دنيا بگذردومنافع ملي وديني خود راقرباني منافع دشمنان خودكند. طبيعي است كه ايران اين ها را قابل معامله نداند و به آن تمكين نكند.آمريكا مي داندكه اگرازبعد نظامي سربه سرايران بگذارد وحتي اگر به آن ضربه اي هم بزند كارآمريكا ودوستانش درمنطقه سخت ترمي شود چرا كه دراين صورت راه براي حركت ايران هموارترمي گردد.
دوشنبه: 1390/11/3- 29صفر1433- 23ژانويه2012

