انقلاب ا سلامي خاورميا نه آمريكا                      

ا سد الله ا فشا ر

 

يكم) تاریخ بشرمملو ازرویدادها وحوادثی است که آنرا بوجودآورده اند اما معدودندوقایعی که بدلیل ظرفیت وابعاد تأثیرگذاری برشرایط بعد از وقوع خود، ازاهمیت و برجستگی ویژه ای برخوردارند و بعنوان مقاطع مهم تاریخی یا نقاط عطف تاریخ از آنها یاد می شود. انقلاب اسلامی ایران اما، بدلیل گستره و عمق نفوذ بر حوزه های فکری و فرهنگی بی تردید مهمترین واقعه ی تاریخ معاصر به حساب می آید. پیرامون تأثیرات انقلاب اسلامی بر تحولات جهانی و بخصوص خاورمیانه در سالهای اخیر مباحث، تحلیها و تفاسیر بسیاری با جهت گیریهای مثبت و منفی از سوی متفکیرین و حتی سیاستمداران شرقی و غربی ارائه شده است که تقریباٌهمگی اتفاق نظردارند، وقوع انقلاب اسلامـــــی در حوزه های مـختلف و بخصوص حوزه های فرهنگی وسیاسی تحولات منطقه را تحت الشعاع ارزشهای خود قرارداده است.بدون شک بیداری اسلامی که امروزدرخاورمیانه عربی وشمال آفریقا شاهد آن هستیم مهمترین بازتاب انقلاب اسلامی ایران دربین ملتهای مسلمان منطقه است، هر چند که نظام سلطه ســــعی در مخدوش کردن این ارتباط مبنایی دارد تا حــــال که نتوانسته از وقوع این خیزشها جلوگیری کند، حداقل بتواند آنرا به نوعی تحریف نماید.

دوم) اهمیت خاورمیانه دلایل زیادی دارد و به مسائل و موضوعات مختلفی برمی گردد. از لحاظ فرهنگی خاورمیانه محل ظهورهمه ادیان الهی است و به همین دلیل مردم این منطقه بسیار دین باور هستند؛ به لحاظ جغرافیایی خاورمیانه محل اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا است؛ به لحاظ ژئوپلیتیکی نقاط مهمی مثل باب المندب، تنگه هرمز و کانال سوئز در خاورمیانه واقع شده است و نقاط بسیار مهم استراتژیک در سطح جهان هستند؛ به لحاظ اقتصادی منطقه خاورمیانه بیش از 64 درصد مخازن نفت و گاز دنیا را در خودش جای داده است که این هم یک موقعیت ممتاز به منطقه بخشیده است. ازدیربازیعنی حدود 500 سال پیش نیزتمام قدرت های بین المللی واستعمارگران تلاش کرده اند تا دراین منطقه حضور داشته باشند؛ پرتغالی ها، هلندی ها، فرانسوی ها، انگلیسی ها و آمریکایی ها پس از جنگ جهانی دوم تلاش کردند در این منطقه حضور داشته باشند و استراتژیست های بزرگ همواره در طول تاریخ گفته اند که برای تسلط بر جهان باید بر خاورمیانه مسلط بود. این یک واقعیت است.

سوم) آمریکا پس ازفروپاشی قطب دوم قدرت جهان یعنی شوروی تلاش کرد یک سلطه فراگیر در این منطقه داشته باشد. طرح های مختلفی رابراي تحقق اين سلطه مطرح نمود؛ در ابتدا نقشه راه، بعد طرح خاورمیانه بزرگ، بعد طرح خاورمیانه جدید و سپس در کنفرانس آناپولیس سعی کردند که مسئله خاورمیانه را به گونه ای دیگر حل کنند. در2الي3 گذشته نیز آمریکایی ها روند مذاکرات به اصطلاح صلح را آغاز کردند که این هم نتیجه نداد. طرح خاورمیانه بزرگ که آمریکایی ها مطرح کردند به استناد گزارش توسعه انسانی سال 2003 سازمان ملل بود. شورای اجتماعی، اقتصادی سازمان ملل یک گزارش از وضعیت 22 کشور عرب منطقه خاورمیانه ارائه کرد که آن گزارش اوضاع انسانی را خوب نشان نمی داد؛ ازجمله این که مثلا درآمد 22 کشور عرب منطقه از درآمد اسپانیا که کشورپنجم اروپا است، پایین تربوده یا مثلا بیکاری، بی سوادی زنان و... مسائلی بودند که در گزارش توسعه انسانی سازمان ملل آمده بود. همچنین درآن گزارش آمده بود که تا سال 2020 حدود 50 میلیون نفرازجوانان کشورهای منطقه بیکارخواهند شد.لذا آمریکایی ها احساس کردند که خطراتی برای جهان غرب ایجاد می شود. اولین خطر این که این ها از کشورهای عربی به سمت اروپا مهاجرت می کنند و توازن جمعیتی را به هم می زنند؛ ضمن این که نظم اجتماعی مورد نظر آن ها نیز با حضور مسلمانان در اروپا به هم می خورد. درکنار این مسائل اسلام هراسی نیز مسئله دیگری بود که غربی ها پیش گرفتند، مثل این که گفتند تا سال 2040 میلادی اکثر مردم فرانسه مسلمان خواهند شد. اما به هر حال موج مهاجرت جهان عرب به سمت غرب نیز یک واقعیت بود. نکته دیگر رواج گفتمان تروریسم پس از ماجرای 11 سپتامبر بود. آن ها تاکید داشتند که مردم کشورهای عربی با مشاهده ارتباط سران خود با آمریکا و دولت های اروپایی سرخورده می شوند و به اقدامات تروریستی علیه ما رو می آورند، مانند حمله به ناو آمریکا در یمن و سفارت آمریکا درکنیا و تانزانیا. آمریکایی ها احساس کردند که این مسائل برایشان خطر است.مردم وقتی درکشورهای عربی بیکار می شوند، در فقر به سر می برند،درخفقان سیاسی و استبداد به سرمی برند، ممکن است به اقدامات تروریستی علیه آمریکا نیز روی بیاورند. این هم نکته دیگری بود که در طرح خاورمیانه بزرگ بدان اشاره کردند. اقدام سوم این است که این ها ممکن است انقلاب کنند و این انقلاب از نوع ایران اسلامی باشد و این یک خطر بسیار بزرگ است. آمریکایی ها برای این که با این خطرات مقابله کنند در سه محور اقتصادی، سیاسی- فرهنگی و سیاسی تصمیم به انجام اقداماتی گرفتند.در محورسیاسی گفتندکه فضای سیاسی کشورهای منطقه باید باز شود؛ یعنی سعی کنیم که با افزایش انتخابات ها سرخوردگی مردم کمتر شود. این در واقع نوعی فریب مردم است که به نوعی آرام شوند تا از التهاب کاسته شود. در بخش اقتصاد تصمیم گرفتند که نقش دولت را دراقتصاد کم کنند.گفتند که فساد اقتصادی شدید کشورهای عربی را تا حدودی کاهش دهیم تا مردم اشتغال داشته باشند و انقلاب نکنند. در محور آموزشی- فرهنگی گفتند که سطح سواد را بالا ببریم و زن ها را هر چه بیشتر وارد عرصه اجتماع کنیم.زن ها وقتی با آموزه های لیبرالی آشنا شوند، بچه هایی تربیت می کنند که آن بچه ها دیگر برای ما خطرناک نیستند!

كارشنا سان معتقدند اما این طرحها ازاساس دچارتناقض ذاتی بود. اولین دلیل این که وقتی می خواستند فضای سیاسی را باز کنند، اولین مخالفین این موضوع خود رژیم های منطقه بودند و دررأس آن ها رژیم عربستان و مصرکه بیشترین مخالفت ها را با آمریکا کردند. البته آمریکایی ها   نمی خواستند فضای سیاسی را باز کنند بلکه فقط می خواستند مردم را آرام کنند و آن ها را فریب دهند. بنابراین آمریکایی ها به دلیل تنا قضات موجود و عدم همراهی متحدینش نتوانستند طرح های خود را پیش ببرند؛ولذ طرحهاي خاورمیانه آمريكائيان به دلیل تناقضات این چنینی شکست خورد !

چهارم) قیام مردمی کشور های اسلامی عربی وآفریقایی مانند مصر،تونس، لیبی، بحرین و... در منطقه خاورمیانه پس از سال ها به مانند آتشفشان زیر خاکسترشروع به فوران کرده است و به شکل اعتراضات مردمی و انقلاب توام با درگیر ی های نظامی داخلی ناشی ازظلم و ستم حاکمان وابسته خود را نشان می دهد. بدون تردید مردم مسلمان این کشور ها انقلاب و بیداری اسلامی خود را از ایران اسلامی الهام گرفته اند ودریافته اند تنها راه نجات از وضعیت موجود برای رسیدن به آزادی و حقوق مشروع و قانونی، مبارزه و جهاد است. هم اکنون مطالبات مشترک کشور های تونس، لیبی، بحرین، مصر و... در ابعاد داخلی و ملی و خارجی عبارتند از:

 - در سطح ملی و داخلی:

تغییر نظام حاکم و وابسته به غرب و بیگانگان. برگزاری انتخابات برای تغییر قانون اساسی.برگزاری انتخابات آزاد ریاست جمهوری و پارلمانی.مجازات دیکتاتورها و همدستان آنان.آزادی مذهبی در انجام فرایض دینی.توزیع عادلانه ثروت و فرصت های سیاسی و توسعه اقتصادی.باز گرداندن ثروت های غارت شده ملی به کشور و...

- درسطح منطقه ای وجهانی مبارزه با ا ستکباروا ستبداد:

همبستگی اسلامی با کشور های مسلمان منطقه و جهان.استقلال و جلوگیری از دخالت بیگانگان در امور سیاسی منطقه ای و جهانی.احترام به دین و فرهنگ و مردم این سرزمین ها در جهان.جلوگیری ازغارت منابع انرژی نفت و گاز توسط دولتهای غربی و نظام سلطه.آزاد سازی سرمایه های ملی مصادره شده در بانک های کشور های غربی و بیگانه و...

با نگاهی به تعدادی ازمطالبات مشترک می توان دریافت خواسته های کشور های اسلامی وقیام های مردمی به یکباره و یک شبه ظهور و بروز ننموده است، بلکه طی سالیان متمادی انباشت و به نقطه عطفی به شکل انقلاب و بیداری اسلامی ظهور و بروزیافته است.درواقع حرکت و روند رویدادهای سیاسی و اجتماعی داخلی و خارجی در جهان کنونی به ویژه در منطقه خاورمیانه با همه ابعاد و اضلاع مختلف خود اگر چه موضوعات و حوادثی سیاسی و اجتماعی و بر‌اساس رویکردها و تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌های معمول تلقی می‌شود ولیکن درک حقایق و وقایع وعده الهی در بطن بیداری و خیزش‌های اسلامی‌ منطقه نیز کاملاً مشهود است.

پنجم) بيداري اسلامي درد هه‌هاي اخيردركشورهاي اسلامي ودربين مسلمانان سايركشورها پديده‌اي است كه شگفتي آفريده است. مطالعه اين پديده و بررسي و تجزيه وتحليل آن ازمدتها پيش در دستور كار قدرت‌هايي قرار گرفته كه از آن احساس بيم و هراس داشته‌اند و هم اينان براي فهم و شناسايي بيداري اسلامي و يافتن راه‌هاي مقابله و انهدام و يا به انزوا كشاندن اين موج؛ تلاش‌هاي گسترده‌اي را شروع كرده‌اند. نشست، كنفرانس، ميزگرد، مصاحبه و سمينارهاي علمي با شركت صاحب‌نظران و انديشمندان در جهت شناسايي هر چه بيشتر گرايشات فزاينده ديني تنها بخشي ازاين تلاش را نشان مي‌دهد. سفارش كتاب، پايان‌نامه و فراخوان مقالات، بخش علني ديگر اين كوشش است.دربخش پنهان اين ماجرا، قطعا صدها پروژه مطالعاتي امنيتي و عملياتي در دستوركارسرويس‌هاي اطلاعاتي ـ امنيتي قدرتهاي مخالف اسلام بوده و در حال اجرا مي‌باشد كه احيانا برخي از اين عمليات به دلايلي آشكار شده است. اين تلاش گسترده همپاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در راستاي محدود كردن اين تحول وجلوگيري ازگسترش بيشتر بيداري اسلامي با حساسيت بيشتروشدت مضاعفي پيگيري گرديد.درهمان سالهاي نخست پيروزي انقلاب،سران كشورهاي سلطه‌گر به موضع‌گيري و تهاجم عليه انقلاب پرداخته و راه مقابله با آن را در پيش گرفتند. زيراكارشناسان و نظريه‌پردازان اين كشورها دريافته بودندكه انقلاب اسلامي ايران نقش اساسي دردامن زدن به شعله آزادي‌خواهي، استقلال‌طلبي، هويت‌جويي اسلامي و گسترش وتعميق آن در كشورهاي ديگر دارد.

 

يكشنبه: 27/6/1390- 19شوال1432- 18سپتا مبر2011



ارسال توسط افشار

  انتشار مكتوب ديدگاه‌هاي رييس جمهور درباره عدالت

شهريور 1390 ساعت 18:55
«در مسير عدالت» عنوان كتابي است كه به تازگي از سوي نشر جمهور ايران منتشر شده است. اين اثر سخنان دكتر محمود احمدي‌نژاد، رييس‌جمهور، در ديدار كارگزاران نظام با رهبر معظم انقلاب اسلامي با رويكرد عدالت را دربردارد./
اسدالله افشار، پديدآورنده كتاب «در مسير عدالت» در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، با بيان اين كه دولت‌هاي نهم و دهم با سكان‌داري دكتر محمود احمدي‌نژاد، زمينه‌هاي بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامي را فراهم كرده‌اند، اظهار كرد: انتخابات سوم تيرماه سال 1384 و همچنين بيست و دوم خرداد سال 1388كه منجر به انتخاب دكتر محمود احمدي‌نژاد به عنوان رييس جمهور انقلاب اسلامي از سوي آحاد مردم ملت ايران شد، نشاندهنده وفاداري اغلب مردم جامعه به گفتمان انقلاب اسلامي پس از چهار دهه است.

وي ادامه داد: اين گفتمان نه تنها در داخل مرزهاي كشور، بلكه در عرصه سياست خارجي نيز كارآمد و موثر است، گفتماني كه ايران اسلامي را چون خورشيدي درخشان در دنياي امروز جلوه‌گر مي‌كند.

پديدآورنده كتاب «در مسير عدالت» افزود: دولت‌هاي نهم و دهم كه در كلام رهبر معظم انقلاب اسلامي با صفاتي مانند دولت كار، دولت اقدام و دولت احياگر نامگذاري شده‌اند، از ويژگي‌هايي مانند تكيه بر آموزه‌هاي ديني و اسلامي، تكيه بر فرهنگ اسلامي ـ ايراني، پيشرفت و توسعه مبتني بر وفاداري به اصول و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و مشاركت عمومي و مردم‌گرايي  برخوردارند.

افشار تصريح كرد: دكتر محمود احمدي‌نژاد، يكشنبه(16 مرداد) كه مصادف با ششم رمضان سال جاري بود، در بيت مقام معظم رهبري و در حضور ايشان و كارگزاران نظام درباره موضوع عدالت در دولت نهم و دهم سخنراني كرده كه عموم مردم به ويژه نهادهاي دولتي مي‌توانند با محتواي سخنراني وي در كتاب «در مسير عدالت» آشنا شوند.

مولف كتاب «رشد، پيشرفت و توسعه اقتصادي؛ ضرورتي اجتناب‌ناپذير» افزود: عدالت گستري، مردم‌محوري، ترويج دوستي و تقويت هم‌بستگي ملي، احياي فرهنگ خدمت‌گزاري، مسير آينده، انقلاب اسلامي؛ انفجار خودباوري و شكوفايي ملي، از جمله مباحث كلي اين كتاب را تشكيل مي‌دهند كه رييس جمهور درباره آنها سخنراني كرد.

وي گفت: در اين كتاب، سفرهاي استاني رييس جمهور كه واقع‌گرايي در تصميمات و توزيع عادلانه امكانات را نشان مي‌دهند، حضور رييس جمهور در مناطق محروم و بهره‌مندي از امكانات منابع ملي، ايجاد زيرساخت‌هاي اقتصاد مردمي، سهام عدالت و بهره‌مندي چهار ميليون نفر از سهام عدالت، كشاورزي و افزايش ضريب امنيت فضايي، طرح استفاده بيست و دو ميليون روستايي از بيمه درماني و پزشك خانواده، بهبود حقوق كاركنان دولت، بازنشستگان و مستمري‌بگيران، هدفمندي يارانه‌ها و پايان تبعيض و نابرابري از زبان رييس جمهور تشريح و ارايه شده‌است.

پديدآورنده كتاب «در مسير عدالت» اظهار كرد: رييس جمهور در اين مراسم درباره دو برابر شدن زيربناي آموزشي و تدوين سند تحول آموزش و پرورش، ارتقاي شاخص‌هاي حمل‌ و نقل، مسكن مهر؛ به عنوان نماد خدمتگذاري، جهش علمي و تدوين نقشه جامع علمي كشور، توسعه شاخص‌هاي بهداشت و سلامت و غلبه بر تحريم‌ها و تبديل آن به فرصت‌ها سخن گفت كه علاقه‌مندان مي‌توانند با جزييات اين مباحث در كتاب «در مسير عدالت» آشنا شوند. 

چاپ نخست كتاب «در مسير عدالت» با گردآوري و تدوين مركز ارتباطات، اطلاعات و تبليغات رياست جمهوري و به اهتمام اسدالله افشار و سيد جلال هاشمي با شمارگان 3000 نسخه و 62 صفحه به تازگي از سوي انتشارات جمهور ايران منتشر شده است.



ارسال توسط افشار

به بها نه موج بيداري ا سلا مي درخا ورميا نه

موج ا سلامخواهی وا فول ا نديشه هاي ما دي         

ا سدا لله افشا ر

 ا شا ره :

دكتر علي اكبر ولايتي به عنوان دبير"نخستين كنفرانس بين‌المللي بيداري اسلامي" در نشست خبری روز یکشنبه(13/6/90)كه در مرکز همایش‌های بین‌المللی صداوسیما برگزار شد، از حضور ۵۰۰ متفكر از ۸۰ كشورجهان دراين اجلاس خبرداد واظهارداشت: اين كنفرانس ۲۶ و ۲۷ شهريورماه درتهران برگزارخواهد شد. وی با بیان اینکه این اجلاس بدون تکیه برحضور مقامات رسمی کشورهای جهان اسلام برگزارمی‌شود،گفت: دراین همایش برحضور اصحاب فکرواندیشه تأکید شده است وبه دنبال این بودیم افرادی رادعوت کنیم که بدون ارتباط اجرایی با حکومت‌هایشان تنها درحوزه فکر و اندیشه فعال بوده باشند.ولایتی درباره اهداف این همایش گفت: هدف ازبرگزاری این كنفرانس آن است كه درباره تاریخ بیداری اسلامی و مسائل سیاسی جاری درمنطقه تبادل‌نظر کنیم.

مشاور امور بین‌المللی رهبر معظم انقلاب همچنین از وزارت امور خارجه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت علوم، مجمع تقریب مذاهب اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت، جامعه ‌المصطفی، سازمان تبلیغات اسلامی، صداوسیما و اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های جهان اسلام، به عنوان نهادهای مشارکت‌کننده دراین همایش بین‌المللی نام برد.

ولایتی همچنین ازاستقبال بسیار خوب بیشتر مدعوین سخن گفت و اعلام كرد: بیش از۵۰۰ اندیشمند خارجی و ۲۰۰ متفكرداخلی از ۸۰ كشور دنیا در این همایش حضورخواهند داشت.

در این اجلاس بین‌المللی پنج کمیسیون پیش‌بینی شده است: تاریخچه و مبانی بنیادین بیداری اسلامی،نقش‌آفرینان عرصه بیداری اسلامی،جریان‌شنا سی،آسیب‌شناسی وجبهه متحد بیداری اسلامی، اهداف وپیامدهای بیداری اسلامی وچشم‌انداز وآینده این تحولات از مواردی است که دراین کمیسیون‌های پنج‌گانه بررسی می‌شود؛وامیدواريم بتوانیم دراین همایش به نتایج ارزشمندی دست پیدا کنیم. اينك اين قلم برحسب وظيفه انسا ني اخلاقي وحرفه اي خودمطا لبي را پيرامون اين بيداري درسطح دنيا مطرح وموردارزيابي قرارخواهد داد.

بیداری ا سلامی؛مهمترین با زتاب انقلاب ا سلامی ایران:  

تاریخ بشرمملواز رویدادها وحوادثی است که آنرا بوجود آورده اند اما معدودند وقایعی که بدلیل ظرفیت و ابعاد تأثیرگذاری بر شرایط بعد ازوقوع خود، ازاهمیت و برجستگی ویژه ای برخوردارند و بعنوان مقاطع مهم تاریخی یا نقاط عطف تاریخ از آنها یاد می شود.انقلاب اسلامی ایران اما، بدلیل گستره وعمق نفوذ بر حوزه های فکری و فرهنگی بی تردید مهمترین واقعه ی تاریخ معاصربه حساب می آید. پیرامون تأثیرات انقلاب اسلامی برتحولات جهانی و بخصوص خاورمیانه درسالهای اخیر مباحث،تحلیها و تفاسیر بسیاری با جهت گیریهای مثبت و منفی ازسوی متفکیرین وحتی سیاستمداران شرقی وغربی ارائه شده است که تقریباٌهمگی اتفاق نظردارند،وقوع انقلاب اسلامـــــی درحوزه های مـختلف و بخصوص حوزه های فرهنگی وسیاسی تحولات منطقه را تحت الشعاع ارزشهای خود قرارداده است.بدون شک بیداری اسلامی که امروزدرخاورمیانه عربی و شمال آفریقا شاهد آن هستیم مهمترین بازتاب انقلاب اسلامی ایران در بین ملتهای مسلمان منطقه است،هرچند که نظام سلطه ســــعی درمخدوش کردن این ارتباط مبنایی دارد تا حــــال که نتوانسته ازوقوع این خیزشها جلوگیری کند،حداقل بتواند آنرا به نوعی تحریف نماید.

مهمترین علت د شمنی های غرب با انقلاب ا سلامی ایران درسی دو سال گذشته:

وقایع امروز خاورمیانه عربی بدرستی پیش بینی شده بود.آنچه کــــــه امروزدرخاورمیانه عربی جریان دارد همان حادثه ای است که غرب از روز اول وقوع انقلاب اسلامی ازآن وحشت داشت و تلاشهای زیادی کرد تا این جریان فکری را در سرچشمه آن خاموش کند و اساساً مهمترین علت دشمنی های غرب با انقلاب اسلامی ایران در سی دو سال گذشته همین بود ولی بی تردید امروز دیگرامواج سونامی ارزشهای انقلاب اسلامی ایران به ساحل باور ملتهای مسلمان رسیده ومی رود تا از مرزهای خاورمیانه خارج وجهان را تحت تأثیر امواج خود قرار دهد. بررسی وپیش بینی ابعاد جهانی این واقعه مجال بیشتری نیاز دارد،كه پرداختن به آن مجال وفرصت ديگري را طلب مي نمايد.

خاورميا نه به دنبال آزادي و بيداري :

امروزه جهانیان درهزاره سوم شاهد،حوادث وقیام های مردمی درمنطقه خاورمیانه می باشند.این منطقه ازدیربازبه دلیل داشتن منابع غنی سرشارازنفت وگاز،قرارگرفتن درسرراه سه شاهراه حیاتی قاره آسیا،آفریقا و اروپا وخاستگاه سه دین مهم اسلام، مسیحیت و یهودیت ازاهمیت استراتژیک، ژئو پلیتیک وژئواکونومیک برخوردار است.گستردگی جغرافیایی خاورمیانه سرزمین های میان دریاهای مدیترانه وخلیج فارس را شامل می گردد. به عبارت دیگر بخشی از آفریقا و آسیا را در بر می گیرد، کشورهای این منطقه عبارتند از: ایران، اردن، امارات متحده عربی، افغانستان، بحرین، ترکیه، سوریه، عراق، عربستان سعودی، عمان، قطر،کویت، لبنان، مصر،یمن، فلسطین، الجزایر، تونس، لیبی، مراکش و سودان. با نگاهی به پیشینه پیدایش کشور های عربی وآفریقایی منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج فارس به استثنای ایران اسلامی اکثر ا این کشور ها مستعمره و تحت قیومیت کشور های غربی مانند: ایتالیا، انگلیس، آلمان، فرانسه و دولت عثمانی درگذشته و به نوعی تا هم اکنون بوده اند، به طوری که حاکمان این کشور ها ازسوی دول غربی انتخاب،انتصاب ویا با کودتا بر سرکارآمده اند به طوریکه هیچ گاه نمایندگان حقیقی وواقعی مردم سرزمین تحت حکومت نا مشروع خودنبوده اند. قیام مردمی کشورهای اسلا می عربی وآ فریقایی مانند مصر،تونس،لیبی، بحرین و...درمنطقه خاورمیانه دلیلی برهمین ادعا است که پس از سال ها به مانند آتشفشان زیرخاکسترشروع به فوران کرده است و به شکل اعتراضات مردمی و انقلاب توام با درگیر ی های نظامی داخلی ناشی ازظلم و ستم حاکمان وابسته خود را نشان می دهد.

چشم‌اندازي سیا ه برای شیوخ منطقه:

شورای همکاری خلیج‌فارس 30 سال پیش با هدف مقابله با جمهوری اسلامی ایران ازیک سو و مشارکت درترتیبات امنیتی منطقه‌ای مدنظرآمریکا وانگلیس با عضویت کشورهای عربستان،کویت، قطر،بحرین،عمان وامارات شکل گرفت.شورای همکاری درطول جنگ هشت ساله عراق علیه ایران با تمام توان وقوا پشت سرعراق ایستاد و بعد ازحمله عراق به کویت همچون یک تماشاچی باقی ماند.كارشناسان وصا حب نظران معتقدند،تحولات اخیرمنطقه‌ای تاکنون به گونه‌ای بوده که به نظر می‌رسد این شورا متشکل ازکشورهای هم‌رنگ ونه هم‌سو،باید منتظرفروپاشی باشند.شواهد وقراین بسیاری نشان‌دهنده این موضوع هستند وباید منتظربود که با کوچک‌ترین جرقه وحادثه‌ای نه تنها اثری از شورای همکاری نباشد، بلکه در ژئوپلتیک منطقه نیز شاهد دگرگونی‌های جدی باشیم.موضوع دخالت نیروهای سعودی درنقض حاکمیت بحرین وکشتار مسلمانان این کشور نشانگر آغاز دور جدید دنباله‌روی کورکورانه سران شیخ‌نشین‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس ازقدرتهای استعماری برای سرکوب بیداری مردمی است. این امر چشم‌اندازسیاهی را برای شیوخ منطقه ترسیم می‌کند.درماههای اخیرشیوخ منطقه به دستورآمریکا وارد عمل شده و برای اجرای سیاستهای دیکته‌شده از واشنگتن در جهت آغازدورجدید خصومت در منطقه هستند.امروزه مروری برکارنامه این شورای نشان داده این جمع همواره درمسیر تحولات وموضوعاتی حرکت کرده که از سوی آمریکا ورژیم صهیونیستی دردستورکارشان قرار داده شده و نسبت به حفظ مصالح بیگانگان حساسیت کامل داشته است.

دلائل بيداري وقيام هاي مردمي درخا ورميانه:

همزمانی قیامهای مردمي درخاورميانه را باید در مهیا شدن فضایی برای سرباز شدن یک عقده اجتماعی عنوان نمود. این همزمانی، صرفا یک پدیده است و چندان نمی توان برای آن امتیاز استراتژیکی درنظرگرفت. البته این همزمانی کارکردهای مفیدی برای انقلابها داشته وباعث شده، چشم جهان به تحولات کشورهای عربی خاورميانه معطوف شود و ملتها ازحمایت یکدیگردرمبارزه با استبداد برخوردار باشند. همینجا لازم بذکر است عنوان شود که کوششهای فراوانی برای انحراف خواسته انقلابیون مطرح شده است. بسیاری سعی کرده اند انقلابهای خاورميانه را صرفا ضد استبدادی معرفی کنند. درحالیکه باید توجه داشت که دیکتاتوری جاری درکشورهای عربی خاورميانه زاییده عدم توجه به خواسته های مردم دروجوه مشترکی است که سرسختی وعدم تمکین حکومتها به آن امروزدر لباس مبارزه با دیکتاتوری ظهورکرده است. وجوه اشتراکی را که فروخوردن آن درطی سه دهه، مردم امروزکشورهای عربی را به قیام مجبور ساخته، می توان در چند نکته اصلی خلاصه کرد:1- اسلام گرایی و تقاضای عمومی برای پیاده شدن احکام اسلامی.

2- دموکراسی خواهی برابر حاکمیتهایی که عمدتا در اختیار یک گروه نظامی است و بصورت هزار فامیلی اداره می شود.3- عدالتخواهی واعتراض به اشرافیت خاندان حکومتی، درحالیکه مردم با فقر و تبعیض دست و پنجه نرم می کنند.4- حقارت زدایی درمسئله فلسطین و برچیدن توسعه ارتباطات آشکاروپنهان رژیمهای عربی با رژیم صهیونیستی.

البته علاوه براین می توان برنکات دیگری نیز اشاره کرد، مانند: مبارزه با تبعیضهای قومی و مذهبی، درخواست آزادیهای اجتماعی ونظایرآن که توسعه شبکه های ارتباطی ودستیابی سریع به اخبارو اطلاعات و رسانه ها در شدت بخشیدن به این نکات نقش بسزایی داشته است.

شعارمشترک خیزشهای ا سلامی:

امروزآنچه درگستره جهان اسلام اتفاق افتاده،موج اسلامخواهی درپایگاه آمریکا و صهیونیستهاست که با پرداختن هزینه های سنگین مالی وجانی مهره های وابسته ومستبد را به عقب رانده وپیروزی در یک کشور،الگویی برای دیگرمسلمانان شده که امروزه مصادیق فراوان آن را هر روزدرصفحات رسانه ها می توان مرورنمود.امروزشعارمشترک خیزشهای اسلامی«ا...اکبر»به عنوان نماد وحدت اسلامی است که درشعارهای مردم ایران درسال 1979 شعار محوری بود،با شکست دیکتاتورها فرایض دینی اولویت نخست معترضان دراین قیامهاست،اگرچه مطالبات دیگری نیزدراولویتهای بعدی وجود دارد.بدون شک،وجوه مشترک فراوانی رادراین حرکتهای سیل آسای مردمی در کشورهای عربی می توان مشاهده نمودکه همگی برگرفته ازویژگیهای انقلاب اسلامی ایران است.

اینک با حضور میلیونی مردم و دومینوی سقوط دیکتاتورها آرمان استقلال ملتهای اسلامی درحال وقوع است.

مؤلفه ها و ماهیت حقیقی این بیداری ها:

اولین مؤلفه دربیداری اسلامی مردمی، عمومی و خودجوش بودن آن است به عبارت دیگرحضور همه مردم وهمه احزاب در صحنه این حرکت را قدرتمند و مداوم نموده است.این بیداری دعوایی طایفه ای و قومی نیست بلکه خیزشی عمومی است که مانند انقلاب اسلامی ایران ازسوی همه جریانات،احزاب و گروه ها صورت گرفته است.

دومین مولفه درتحولات وحوادث منطقه، اسلامی بودن آن است روح و ماهیت این خیزش ها کاملا دینی و اسلامی است.حضور علما و جنبش های اسلامی همچون اخوان والمسلمین وجود شعارها و نمادهای مذهبی وشعار الله اکبرواقامه نمازهای نشان دهنده بیداری عمومی ملت ها درجهت حذف سکولاریسم وتوجه به هویت اسلامی این کشورهاست.

سومین مؤلفه بیداری اسلامی،الگوگیری آنها ازانقلاب اسلامی دررد غرب وماهیت استکبارستیزو    ضد آمریکا وضداسرائیل این قیام هاست. نکته ای که نفوذ انقلاب ایران را بیش از پیش تایید می کند. مسئله ای که خشم نتانیاهو، نخست وزیررژیم صهیونیستی را برمی انگیزد همین نکته است. آنها ازتسری الگوی ضداستکباری ایران به شدت بیمناکند وتمام تلاش خویش را به کارمی برند تا همراهی کشورهای جهان را برای فشارومقابله با ایران به دست آورند.

فهم ودرک ا صول ومبا نی عصربیدا ری ا سلامی: 

موج بیداری برخاسته ازانقلاب اسلامی هرچند با درگیر شدن جامعه ایرانی درجنگ های داخلی و خارجی 10 ساله ومسلط شدن 16 ساله گفتمان شبه روشنفکری،جریانی کم دامنه یافت اما با بازگشست به گفتمان انقلابی،صورتی پرخروش گرفت ودرمواجهه با هیولای سرمایه داری حریص، ازنوپای استوارکرد.ازسر این پایداری بود که به تدریج خشم های فروخورده ازحاکمان وابسته ستمکار،بر بسترامواج بیداری جریان یافت، سر بازکرد وبه انقلاب هایی فراگیر تبدیل شد. انقلاب های چندماهه گذشته کشورهای خاورميا نه ي عربی بی تردید ماحصل سه دهه پایداری انقلاب اسلامی ایران در مواجهه با جهان سرمایه داری است.فهم ودرک عصر پس از انقلاب اسلامی بیش ازهرچیز به اصول و مبانی وابسته است که انقلاب اسلامی ورهبران اصیل آن داعیه دارو مبلغ آن بوده اند:

1- عصر پس ازانقلاب اسلامی،عصرنفی خودبنیادی واومانیسم وعصر بازگشت به خداست.2- با گسترش موج بیداری اسلامی،پیوندی تازه میان دین و سیاست برقرار و سکولاریسم به عنوان روش و منش سیاست مداران مدرن به کنار نهاده می شود. ازاین روی دین به منبع و چارچوبی برای تدوین قوانین بدل می شود.3- اندیشه ملی گرایی و مرزبندی های قومی، نژادی و حتی زبانی کمرنگ و شعارهای ناسیونالیستی به فراموشی سپرده می شود.4-آزادی انسانی از یک سو مقید به عدالت و از سوی دیگر مقید به امر و نهی الهی می شود تا انسان از بن بست بی هویتی و مسخ شدگی شکل گرفته در جهان مدرن بیرون آید و به جای فربه کردن جسمانیت به پرورش روح الهی خود بپردازد.

بیداری ا سلامی سرآغازی بربیداری ا نسا نی:

به نظرمی رسد آنچه که غرب را بیشتر ازهمه به هراس انداخته، بعد فکری ونظری جریان بیداری اسلامی است. اینکه بعدازقرنها دین ستیزی وتلاش برای به حاشیه راندن دین وتئوریزه کردن سکولاریسم و ارزشهای مادی، امروز جنبشی فراگیروآزادی بخش با محوریت دین درمنطقه ای حساس و به وسعت خاورمیانه و شمال آفریقا به وقع می پیوندند ومعلوم نیست تا کجا ادامه خواهد یافت، کابوسی بس وحشتناک است که تعبیر آن می تواند، افول اندیشه های اومانیستی و رکود ارزشهای سکولاریستی ولیبرالیستی و درنهایت بن بست فلسفی مکاتب مادی باشد وبراین اساس به نظر می رسد کم کم درجوارکمونیسم باید جایی هم درموزه تاریخ برای لیبرالیسم درنظر گرفت. به یقین آن روزی که معمارحکیم و ژرف اندیش بیداری اسلامی، وقوع انقلاب اسلامی ایران را به انفجار نور تعبیرکرد، به رسالت جهانی این انقلاب می اندیشید وایمان داشت که بیداری اسلامی سرآغازی بر بیداری انسانی در جهان خواهد شد.

بیداری ا سلامی حادثه ای تعیین کننده وتاریخ سازبرای امت ا سلامی:

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز عید سعید فطردردیدارجمعی از مسئولان و قشرهای مختلف مردم و نیزسفرای کشورهای اسلامی درحسینیه امام خمینی (ره)، بیداری اسلامی در منطقه را، بازگشت مسلمانان به هویت اصیل اسلامی خود دانستند و تأكید كردند: شكوه و عظمت امت اسلامی دربازگشت به قدرت اسلام و اتكال به خداوند متعال و شناخت توانائیهای شگرف خود است. وهمچنين معظم له بیداری اسلامی در منطقه را، بازگشت مسلمانان به هویت اصیل اسلامی خود دانستند وبيان فرمودند:اين ازآن حوادث فوق‌العاده بزرگ وتعيين كننده است؛ اين مي تواند براى مدت هاى طولانى، مسيرتاريخ امت اسلام ومسيراين منطقه را تعيين كند.

 

 

چهارشنبه : 1390/6/16-  8 شوال1432-  7 سپتا مبر2011

 

 

منا بع :

 

1- امواج بیداری اسلامی، سید ابراهیم علوی، روزنامه کیهان ۱۳۹۰/۱/۱۴ .

2- شورای پادوهای استعماردربرابر بیداری مردمی، روزنامه  جمهوری اسلامی ۱۳۹۰/۱/۲۹.

3- عصر پس از انقلاب اسلامی، هفته نامه  پنجره / 1390 / شماره 88 ۱۳۹۰.

4- بیداری اسلامی در هزاره سوم، حسین محمدی فومنی، روزنامه  رسالت ۱۳۹۰/۲/۷.

5- قیام‌هایی که یک نشانه است، علی قاسمی،/ روزنامه جوان ۱۳۹۰/۴/۱۶.

6- امام و موج بیداری در جهان اسلام، غلامرضا قلندریان، روزنامه قدس ۱۳۹۰/۳/۱۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ارسال توسط افشار

  انتشاركتاب(«فرهنگ، توسعه، عدالت و جهاد اقتصادي» ) درباره مهار تورم لجام‌گسيخته                                

خبرگزاري كتاب ايران                                                      15 شهريور 1390 ساعت 11:31

«فرهنگ، توسعه، عدالت و جهاد اقتصادي» عنوان كتابي است كه نويسنده آن با معرفي اولويت‌هاي طرح‌ ساماندهي اقتصادي كشور، اجراي طرح‌هاي ساماندهي اقتصادي را زمينه‌ساز مهار تورم لجام‌گسيخته كشور عنوان كرده است.

اسدالله افشار، نويسنده كتاب «فرهنگ، توسعه، عدالت و جهاد اقتصادي» در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اظهار كرد: با توجه به اين كه سال 1390 از سوي مقام معظم رهبري با عنوان سال «جهاد اقتصادي» نامگذاري شده است، بر خود واجب دانستم تا به عنوان عضوي از جامعه اسلامي براي ايجاد يك جنبش اقتصادي در كشور، كتابي را به نگارش درآورم تا راهكارهاي اساسي براي ايجاد جهاد اقتصادي در كشور و اجراي طرح‌هاي ساماندهي اقتصادي را دربرداشته باشد.

وي ادامه داد: به همين دليل، به تاليف كتابي با عنوان «رشد، پيشرفت و توسعه اقتصادي؛ ضرورتي اجتناب‌ناپذير» اقدام كردم. پس از انتشار اين اثر به كمبود برخي از مطالب مربوط به جهاد اقتصادي مانند مباحث فرهنگي پي‌بردم. بنابراين، در راستاي انتشار اين كتاب، اثري با عنوان «فرهنگ، توسعه، عدالت و جهاد اقتصادي» را به نگارش درآوردم تا بتوانم از جنبه فرهنگي نيز به بحث اقتصادي كشور بپردازم.

نويسنده كتاب «فرهنگ، توسعه، عدالت و جهاد اقتصادي» افزود: در اين اثر با تعريف اقتصاد، علم اقتصاد، مفهوم اقتصاد از ديدگاه اقتصاددانان دنيا و جهان اسلامي، اولويت‌هاي طرح ساماندهي اقتصادي كشور و اولويت‌هاي طرح ساماندهي اقتصادي در حكومت علوي را نيز ارايه كرده‌ام.

افشار عنوان كرد: در اين نوشتار، اهداف غائي و اولويت‌هاي حكومت حضرت علي(ع) كه به ترتيب عبارتند از رفع تبعض و فقر و توزيع عادلانه درآمد بيت‌المال و مصادره ثروت‌هاي بادآورده‌، بيان شده‌اند تا منبع مناسبي براي مسوولان و برنامه‌ريزان كشور و حتي عموم مردم براي ايجاد جهاد اقتصادي كشور باشد.

وي تصريح كرد: در كتاب «فرهنگ، توسعه، عدالت و جهاد اقتصادي» سيره اقتصادي پيشوايان معصوم(ع) ارايه شده است. اين پيشوايان براي كار و تلاش ارزش زيادي قائل و از تنبلي بيزار بودند. آنها از اسراف دوري مي‌كردند و در مصرف ميانه‌رو بودند، همچنين از توليدكنندگان و كشاورزان بسيار حمايت مي‌كردند و از آسيب‌ديدگان، ورشكستگان و قرض‌داران حمايت مي‌كردند.

نويسنده كتاب «فرهنگ، توسعه، عدالت و جهاد اقتصادي» در پايان گفت: اگر در دنيا به دنبال ايجاد توسعه اقتصادي هستيم، چاره‌اي جز جهاد اقتصادي نداريم، زيرا نتيجه جهاد اقتصادي چيزي نيست جز فقرزدايي. فقرزدايي نيز آثاري را به همراه دارد كه منجر به ايمان‌زايي، انديشه‌گستري، رفاه حال عموم مردم و زدودن بسياري از انحطاطات و جرم‌ها در كشور مي‌شوند.

چاپ نخست كتاب «فرهنگ، توسعه، عدالت و جهاد اقتصادي» اثر اسدالله افشار با شمارگان 5000 نسخه، 376 صفحه و بهاي 75 هزار ريال به تازگي از سوي انتشارات الماس دانش منتشر و راهي بازار نشر شده است.



ارسال توسط افشار

مصا حبه خبرگزا ري كتاب ايران با اسدالله افشار؛ محقق وپژوهشگر

تبيين دكترين عدالت اقتصادي ايران در سال جهاد اقتصا دي

12 شهريور 1390 ساعت 14:26                                     خبرنگا ر : مهسا مقدس نژاد

«رشد، پيشرفت و توسعه اقتصادي؛ ضرورتي اجتناب‌ناپذير» عنوان كتابي است كه به تازگي از سوي انتشارات سفير اردهال راهي بازار نشر شده است. اين اثر با هدف تبيين دكترين عدالت اقتصادي ايران در سال جهاد اقتصادي منتشر شد.

اسدالله افشار، مولف كتاب در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، با اعلام اين خبر اظهار كرد: با توجه به اينكه سال جاري توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي با عنوان «سال جهاد اقتصادي» نام‌گذاري شده است، اين نام‌گذاري سلسله انتظارات و مسووليت‌هايي را براي نخبگان جامعه به همراه دارد تا براي رفع معضلات و مشكلات موجود در اين حوزه، تمهيداتي را بيانديشند و راه حل ارايه دهند. بنابراين لازم بود مفهوم «جهاد اقتصادي» براي آنان تبيين شود، از اين رو كتاب «رشد، پيشرفت و توسعه اقتصادي؛ ضرورتي اجتناب‌ناپذير» را با اين هدف به نگارش درآوردم.

وي ادامه داد: اين نام‌گذاري‌ها حركتي ابتكاري‌اند كه باعث ايجاد انگيزه و تحرك مسوولان براي انجام تحقيق، برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري براي حل مشكلات جامعه مي‌شود تا ايران بتواند به چشم‌انداز پيش‌بيني شده يعني تمدن بزرگ اسلامي برسد.

مولف كتاب «رشد، پيشرفت و توسعه اقتصادي؛ ضرورتي اجتناب‌ناپذير» افزود: رشد اقتصادي از جمله اهداف جامعه اسلامي محسوب مي‌شود كه در برنامه پنج ساله توسعه پيش‌بيني شده است. در اين برنامه دست كم رشد اقتصادي، حدود هشت درصد در نظر گرفته شده است و بهره‌وري در اين رشد نقش به‌سزايي را ايفا مي‌كند. البته براي رشد اقتصادي جامعه بايد اقدامات ديگري مانند كاهش ميزان بيكاري، اشتغال‌زايي، افزايش سرمايه‌گذاري در بخش خصوصي و توانمندسازي اين بخش با ايجاد تعاوني‌ها، حمايت از شكوفايي و توليد كار و ايجاد زمينه‌هاي لازم براي صرفه‌جويي در مواد اساسي به ويژه آب مصرفي در بخش كشاورزي و مشاركت مستقيم مردم در حوزه اقتصاد جامعه صورت بگيرد.

وي تصريح كرد: در توسعه اقتصادي كشور، رسانه‌ها به ويژه راديو و تلويزيون نقش مهمي ايفا مي‌كنند. رسانه‌ها بايد مردم را با ضرورت توسعه اقتصادي آشنا كنند و اطلاعات اقتصادي آنها را با توليد فيلم، مستند، همايش‌ها و ...افزايش دهند.

اين پژوهشگر در پايان گفت: جهاد اقتصادي يكي از چالش‌هاي جدي دنيا به شمار مي‌آيد و در تمام دنيا درگيري‌ها، فتنه‌ها و تجاوز به حقوق ملت‌ها ريشه در مشكلات اقتصادي جامعه دارد، بنابراين لازم است تا عموم مردم به ويژه مسوولان و نخبگان جامعه براي رفع اين مشكلات و از ميان برداشتن بحران اقتصادي جامعه با مفهوم جهاد اقتصادي آشنا شوند. كتاب «رشد، پيشرفت و توسعه اقتصادي؛ ضرورتي اجتناب‌ناپذير» ضمن تبيين مفهوم و اهداف جهاد اقتصادي، راهكارهاي عملي شدن جهاد اقتصادي را بيان مي‌كند.

 چاپ نخست كتاب «رشد، پيشرفت و توسعه اقتصادي؛ ضرورتي اجتناب‌ناپذير» اثر اسدالله افشار با شمارگان 2200 نسخه، 236 صفحه و بهاي 45 هزار ريال به تازگي از سوي انتشارات سفير اردهال منتشر و راهي بازار نشر شده است.



ارسال توسط افشار

چا لش ها پيش روي ليبي بعداز قذافي                   

 ا سدالله ا فشا ر

 ا شاره:

معمر قذافي مشهورترين ديكتاتور جهان عرب كه بيش از چهار دهه با مشت آهنين بر ليبي حكومت مي كرد عاقبت پس از تصرف طرابلس به دست انقلابيون به زباله داني تاريخ پيوست.قذافي در سال 1942 درخانواده اي فقير و روستايي در نزديكي شهر «سرت» در120 كيلومتري طرابلس به دنيا آمد و نام كامل وي «معمر محمد عبدالسلام ابومنيار القذافي» بود.معمر قذافي پس از اين كه خانواده اش شهر«سبها» را درجنوب ليبي به عنوان محل سكونت خود قرار دادند پس ازپايان تحصيلات به دانشكده نظامي ليبي كه به تازگي ازيوغ استعمار ايتاليا رهايي يافته بود پيوست. وي در 27 سالگي توانست به همراه گروهي از افسران ارتش، حكومت پادشاهي وقت «ادريس اول» را درسال 1969 بدون خونريزي ساقط كند وخود را رهبر ليبي به شمارآورد.قذافي از آن سال تاكنون و طي چهار دهه حكومت آهنين خود،درهمه مسائل ليبي تصرف مطلق داشت و با اين كه به طور رسمي داراي هيچ مقام يا عنواني نبود، ولي رئيس مجلس شوراي انقلاب درليبي نيز به شمار مي رفت.تفكرسياسي معمرقذافي برگرفته ازناسيوناليسم عربي، سوسياليسم و صوفيگري درليبي بود و برمبناي همين عقايد، كتابي براي پيروان خود دركشورش به نام «كتاب سبز» تاليف كرد.قذافي تا سال 2011 كه بهار انقلاب هاي عربي خاورميانه به ليبي رسيد با مخالفان خود با مشت آهنين برخورد مي كرد وسقوط ديكتاتورهايي نظيربن علي،حسني مبارك و علي عبدالله صالح براي وي عبرت آموز نبود.قذافي در طول حكومت مطلقه خود، هزاران تن ازمخالفان سياسي را به زندان افكند ودراين ميان، زنداني و ناپديد شدن«امام موسي صدر» به دست قذافي، لكه ننگي براي وي به شمار مي رود.

كشور ليبي در 42 سال اخير كه قذافي بر آن حكومت داشت حوادث بسياري از سر گذراند كه اغلب آنها ناشي از جاه‌طلبي‌ها و زياده‌خواهي‌ها و غرور توجيه‌ناپذير قذافي بودند.اين حوادث به مرور مردم را به ستوه آوردند به طوري كه در بهار عربي، ليبيايي‌ها هم فرصتي پيدا كردند و خواستار آزادي و تغيير حكومت شدند. مردم در اواخر ماه بهمن سال گذشته دريك اقدام بي سابقه به خيابان‌ها ريختند و بركناري قذافي را سرلوحه مطالبات خود قرار دادند.اينك اين قلم با توجه به پيروزي انتفاضه مردم ليبي، مطا لبي رادرهمين راستا مطرح مي نمايد:

يكم ) مردم ليبي به ستاره بي بديل جهان بدل شده اند؛ و دوران ديکتاتوري خشن رژيم قذافي به پايان رسيد. قذافي طي دوران زمامداري  42سا له خود ، شخصيتي خون خوار و مضحک داشت.حرکت اعتراضي مردم ليبي پس از ما هها(ازبهمن ماه 1389) و با درخواست اصلاحات سياسي، مبارزه با فساد وکناره گيري معمر قذافي و پسرانش ازقدرت آغاز وسرانجا م با مقاومت،ايستادگي ونثارخونهاي جوانا ن انقلا بي خودبه پيروزي رسيد،واين پروازرهائي راجشن گرفته وبه يكديگرتبريك گفتند. ودنيا ازروزپس ازپيروزي قطعا  شاهد دوره ي جديدي ازحيات سياسي ليبي خواهد بود. واينك زمان آن فرا رسيده است که تمام شهروندان ليبي ازحقوق يکسان برخوردارشوند.

 دوم) انتشارخبرسقوط طرابلس به دست نيروهاي مخالف قذافي با واكنش‌هاي مثبت جهاني روبرو شد.باراك اوباما، رئيس‌جمهوري آمريكا ضمن اشاره به اين موضوع كه طرابلس درحال خارج شدن ازچنگ يك حاكم ستمگر است،گفت‌: قذافي بايد فورا و بدون هيچ‌ وقفه‌اي كناره‌گيري كند.او همچنين ازسقوط طرابلس با عنوان لحظه‌اي تاريخي براي مردم ليبي ياد كرد.ديويد كامرون نخست‌وزيرانگليس نيزدريك نطق تلويزيوني اعلام كرد كه قذافي بايد بدون قيد وشرط برود. كامرون ضمن اعلام مراتب حمايت دولت متبوعش ازمخالفان قذافي،ازحضورقريب‌الوقوع ديپلماتيك لندن درطرابلس خبرداد. نخست وزيرانگليس درپاسخ به پرسش يكي ازخبرنگاران در رابطه با آينده معمرقذافي گفت:‌آينده ديكتاتورليبي مستقيما به تصميم انقلابيون وابسته است.كامرون همچنين تاكيد كرد كه به زودي تمامي حساب‌هاي مسدود شده ليبي باز خواهند شد. دبيركل ناتو نيز يادآور شد كه حكومت رهبر ليبي به زودي به پايان مي‌رسد و انقلابيون بايد دراين شرايط از وحدت كشور دفاع و براي آشتي ملي تلاش كنند. آندرس فوگ‌راسموسن با صدور بيانيه‌اي تأكيد كرد: اينك زمان آن رسيده است تا ليبي جديدي براساس آزادي، دموكراسي و اراده جمعي مردم ايجاد شود.«مايكل مان»‌،سخنگوي كاترين اشتون، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا اعلام كرد: به نظر مي‌رسد كه لحظات آخردوره حكومت قذافي را شاهد هستيم وازقذافي مي‌خواهيم بدون هيچ تأخيروخونريزي بيشتر،از قدرت كناره‌گيري كند.وزيردفاع آلمان،«توماس دماتزير»گفت: به دنبال اين هستيم كه پس ازپايان دوره قذافي، ليبي نيز مانند ديگركشورهاي عربي يك دولت با ثبات و موفق تشكيل دهد.روزنامه وال‌استريت ژورنال نوشت،«اسري مولياني اندراواتي»، يكي ازسه مديرعامل بانك جهاني به سايت اينترنتي«داو جونز» اعلام كرد كه اين بانك آماده است تجربه وسيع خود دربازسازي كشورها پس ازدوران نبرد رادراختيار حكومت آينده ليبي قراردهد. بانك جهاني آماده حمايت ازمردم ليبي است.

سوم) تحليل گران معتقدندكه انتفاضه‌ي كنوني در ليبي به عوامل اقتصادي باز نمي‌گردد بلكه به عوامل سياسي بازمي‌گردد. جوانان زير 25 سال ليبي كه 52 درصد از ساكنان اين كشور را تشكيل مي‌دهند، پذيراي خواري وذلتي كه پدران آنها طي 40 سال گذشته متحمل شده‌اند، نيستند بلكه تغييرات ريشه‌اي درليبي را براي رسيدن به عدالت اجتماعي، تغييرات دموكراتيك و تقسيم ثروت كشوربر اساس اصل برابري خواستارند.

 چهارم) مصائب مردم ليبي چه دردوران حكومت سرهنگ قذافي و چه در شش ماه اخير، محققاً در آينده مورد تحقيق و بررسي قرارخواهد گرفت، ولي دراينجا مي‌توان گفت كه مرحلة جديدي در تاريخ ليبي شروع شده است و اين حوادث، آغاز دوران جديدي در ليبي براي آينده‌اي دموكراتيك و درخشان است.كارشنا سان معتقدند‏اينك اين نگراني وجود دارد كه انقلابيون پس از دستيابي به قدرت و كنترل طرابلس، عليه يكديگر دست به سلاح برند، زيرا فتح طرابلس و از بين رفتن هدف مشترك جنگ با قذافي، مي‌تواند به بروزانشعاب در ميان گروه‌هاي معارض منجر شود. با شرايط موجود،سران انقلابيون بايد درعين تلاش براي هدايت اموركشور، شيوه‌اي نيز براي رفع تنش ميان خود پيدا كنند. قضاوت در اين مورد هنوز زود است، ولي مطمئناً در ميان سران انقلابي، شخصيتي وجود دارد كه بتواند اجماع و احترام ديگران را نسبت به خود جلب كند و مشكلات ليبي، از جمله فرقه‌گرايي رايج درآن را مرتفع سازد.

پنجم) خيزش مردمي در ليبي بار ديگر نشان داد كه تمكين به خواسته‌ها و مطالبات به حق مردم و احترام به آراء و نظرات آنان يك ضرورت انكار ناپذير است. تحولات ليبي در پي ايستادگي مردم مسلمان اين كشور در ماههاي اخير؛ نماد ديگري از حركت مردمي  رادر منطقه به نمايش گذاشت. اينك رهبري معظم انقلاب، دولت وملت ايران با احترام به خواسته‌هاي به حق مردم، اميدوار ند مردم مسلمان ليبي كه با مجاهدت تاريخي خود استعمارگران را از سرزمين اسلامي بيرون راندند با استمرارحضور خود درصحنه وبا حفظ هوشمندي لازم ازقيام خود صيانت كرده و آنرا درمسير حفظ استقلال، وحدت ملي، عزت، سرافرازي، سازندگي و آباداني كشورشان هدايت نمايند.و رجاء واثق دارند كه مردم استعمار ستيز ليبي با قاطعيت و حفظ همبستگي ملي، مانع از هر نوع دخالت بيگانگان بويژه استعمارگران ديروز و مدعيان امروز در رقم زدن سرنوشت خود خواهند شد.

ششم) مردم قهرمان ليبي با اراده خود،عليه حاكمان ستمگربرخاستند وثابت كردند دوران استبداد و خودكامگي درعصر بيداري ملت‌ها پايان يافته است وبايد به خواست مردم احترام گذاشت.ملت شريف ليبي خوب مي‌داند كه چپاولگران بين‌المللي به سركردگي آمريكا هدفي جز غارت ثروت عظيم آن كشور ندارند و براي حقوق ملت‌ها هيچ ارزشي قائل نيستند.بنا براين هرگونه بي‌‌اعتنايي و كم‌توجهي به دخالت آنان خسارت‌هاي جبران‌ناپذير و خطرناكي را در پي خواهد داشت؛كه قطعا مردم مسلمان ليبي به ويژه علما، روشنفكران و جوانان عزيز به مستكبران عالم اجازه نخواهند داد تا جايگزين ديكتاتور معزول شوند.

هفتم) سرنگوني قذافي يك گام به جلو دررهايي جهان اسلام ازسلطه ديكتاتورها و ستمكاراني است كه درپيوند با استكبار جهاني دربه بند كشيدن ملت خود با غارتگران بين المللي مشاركت دارند. مردم ليبي امروزطعم آزادي را درجاي جاي اين كشوربه خوبي مي‌چشند ديگر سايه ظالم و ستمكاري چون قذافي بالاي سرآنها نيست. يگان ويژه دفاعي قذافي تسليم شده ، پسران او به اسارت گرفته شدند وفرماندهان ارشد ارتش به صفوف انقلابيون پيوسته‌اند . مفهوم اين تحولات به معناي نقطه پاياني بريك نظام ظالمانه كه بيش از4 دهه پليسي‌ترين نظام دنيا رامديريت مي‌كرد مي‌باشد. اكنون زندانيان سياسي درسرتاسراين كشورآزاد شده‌اند و عطرآزادي ،نويد استقلال واقعي اين كشور از چنگال ابرقدرتها را مي‌دهد. ميليون‌ها تن درايران و لبنان منتظر شنيدن يك خبر از زندان‌هاي ليبي هستند. اين خبرآن است كه بر سرامام موسي صدر چه آمده است؟ اگر زنده است كجاست و چه مي‌كند و اگربه شهادت رسيده است بدن مطهر او دركجا مدفون است؟

هشتم) اينك مردم وانقلابيون ليبي،كه ازديروزپرونده حكومتي قذافي را بسته و به انتها رسا نده اند؛ مسلما دغدغه آينده ليبي را خواهند داشت.ودراين فكرهستندكه چگونه آينده ليبي رقم خواهد خورد؟پاسخ به اين سؤال ازنگاه كارشنا سان ،باتوجه به چالش هاي گوناگون زير، قدري پيش بيني دراين خصوص رابامشكل مواجه ساخته است،ولذا حل عا قلانه وعقلائي اين چا لش ها مي تواند مارابه آينده ليبي خوش بين نما يد:

1- نهادينه شدن فقرفرهنگي توسط حكومت ديكتاتوري قذافي در اين كشور. 2- ملكوك الطوايفي وقبائلي بودن كشورليبي .3- وجود سه گروه اسلام‌گرايان (مذهبي‌ها)، ناسيوناليست‌هاي عربي و سكولارها. 4- خسارت‌هاي ناشي ازجنگ عليه قذافي (بازسازي ليبي را نيازمند به خارج بخصوص غرب -آمريكا و اروپا-كرده است. گرايش به حفظ ليبي در مدار عربي ـ اسلامي و يا پيوستن به غرب نه تنها مشكلاتي را بهمراه خواهد داشت، بلكه مرحله به مرحله تضادهاي دروني شخصيت‌ها و ديدگاهها را آشكارتر مي‌سازد).5- ليبي فاقد قانون اساسي است. 6- استخراج و تجارت نفت كه سرمايه ملي و اصلي‌ترين منبع درآمد براي ليبي است.7- غرب (آمريكا و اروپا) درپي استحاله كامل ليبي درهاضمه قدرت خويشند.8- بسته اداره شدن كشورليبي د ردوران حكومت قذا في.

9- فاقد هرگونه پيشينه نهادهاي مدني.10- تك محصولي بودن اقتصاد ليبي(بطور كامل وابسته به نفت است). 11- نداشتن قانون اساسي و مجلس مرد مي.12- منزوي بودن در روابط بين‌الملل.

نهم) درحال حاضر نظام قذافي فرو پاشيده واكثر عوامل وابسته به وي دستگير شد‌ه‌اند. انقلابيون توانستند كنترل بيشتر شهرهاي ليبي به استثناي برخي مناطق را به دست بگيرند البته نبايد جشن و سروربراي اين پيروزي، آينده ليبي را بعد ازمعمر قذافي در هاله‌اي از ابهام قرار دهد.مرحله بعد از پيروزي سخت‌ترو بسيار مهم‌تر خواهد بود، نه به خاطر اينكه نظام قذافي سقوط كرده و بيمارستان، مدرسه،دانشگاه، نهاد و يا زيرساخت‌هاي اين كشور از بين رفته است بلكه به دليل شكاف‌هاي خطرناكي كه ميان انقلابيون به وجود آمده است، به ويژه آنكه برنامه‌هاي پنهان و آشكار نيروهاي ناتووآن دسته ازكشورهاي غربي كه به صورت نظامي براي سرنگوني نظام قذافي مداخله نكردند، نيزوجود دارد.

دهم) صا حب نظران به حق معتقدند ليبي مانند مصروتونس نيست. جامعه مدني دراين كشور وجود ندارد وقبايل وعشايردرليبي بسيارفراوانند. انقلابيون نيزكه وارد درگيري‌هايي خونباربا قذافي شده وهزاران تن ازآنها براي سرنگوني ديكتاتور ليبي شهيد شدند، متشكل ازگروه‌ها وجريان‌هايي مختلف هستند كه تحت پرچم دشمني با نظام حاكم متحد شدند.اما اكنون بعد ازفروپاشي نظام قذافي واز بين رفتن اين عامل اتحاد ميان انقلابيون، بايد شكاف‌هاي موجود با هدف ممانعت از وقوع جنگ داخلي كه به تقسيم كشور مي‌انجامد، بررسي و پُِِرشود.

 يازدهم) ثروت نفتي ليبي جامعه‌اي راحت طلب به وجود آورده كه با كار سخت ميانه‌اي ندارد. طي يك نسل،مهاجران خارجي كارهاي سخت ليبي را انجام مي‌دادند. بخش كشاورزي، نفت و توريسم دراختيار مصري‌ها،ترك‌ها، تونسي‌ها وآفريقايي‌ها بوده است.اغلب گزارشگران پس از مطالعه فرهنگ عمومي ليبي مي‌گويند ليبيايي‌ها از لحاظ سياسي سركوب شده‌اند اما از لحاظ اقتصادي كاملاً نيروي غيرمولد يا نازپرورده هستند.به همين دليل،آنان به همان اندازه كه نيازمند اصلاحات سياسي هستند به قدرتمندسازي بخش اقتصادي هم احتياج دارند.درصورتي كه عادت‌هاي بد اقتصادي وراحت‌طلبي كنترل يا تأمين نشود هرگونه اصلاح سياسي نيز به بن‌بست خواهد رسيد. قطعاً اگرآزادسازي ليبي نتواند رونق اقتصادي گذشته را احيا كند انقلاب به بيراهه خواهد رفت و اقتصاد و سياست ورشكسته ليبي را به قهقرا خواهد كشاند.

كلام آخر :

سيا ستمداران اهل نظرمعتقدند؛ظهور ليبي جديد همچنان روي پلي قراردارد كه يا ازآن با موفقيت عبورخواهد كرد ويا بعد از سقوط قذافي سقوط دومي را به تجربه تلخ خواهد ديد.ازجنگ‌هاي قبيله‌اي تا تجزيه ازترميم خرابي‌ها و ويراني‌ها تا تشكيل نهادهاي دولتي مردم و تدوين و تصويب قانون اساسي جديد و عبور به سوي حاكميت مردم سالار، ازبدبيني تا خوش‌بيني درباره آن گمانه‌زني مي‌شود.به هرحال بايستي منتظرنتايج کشمکش بازيگران داخلي و خارجي دردوران بعد از قذافي در ليبي ماند .

 

پنجشنبه : 3/6/1390- 24رمضان1432- 25آگو ست2011

 



ارسال توسط افشار

براي روزجها ني قد س

انتفاضه ، بيداري، آگا هي                        

اسدالله افشار

روزجهاني قدس؛ نقطه عطفي دردوران مقاومت عليه صهيونيست‌ها :

در سال 1358 كه بنيانگذاركبيرانقلاب اسلامي براي تحقق يكي ازمهمترين آرمان‌هاي انقلاب اسلامي يعني حمايت ازنهضت‌هاي آزادي بخش و مسلمانان تحت ستم با صدورپيامي آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را به نام روزجهاني قدس نامگذاري فرمود، نقطه عطفي دردوران مقاومت عليه صهيونيست‌ها ايجاد شد.ازآن تاريخ به بعد همه ساله ميليون‌ها نفر در سراسر جهان دراعتراض به اشغال فلسطين اين نخستين قبله مسلمانان وتحت فشارقراردادن ساكنان مظلوم اين منطقه به خيابان‌ها آماده و نمايشي باشكوه از اتحاد و اقتدار ملل مسلمان به اجرا مي‌گذارند.اهميت راهپيمايي روز جهاني قدس ازابعاد مختلف قابل تجزيه و تحليل است. نخست آنكه بیت المقدس براي مسلمانان اهمیت ویژه‏ای دارد، چراكه مسجدالاقصی اين نخستين قبله‌گاه جهان اسلام در اين شهر واقع شده است.پیامبرعظيم‌الشان ومكرم اسلام (ص) بيش ازيك دهه به سوي بیت المقدس نماز می‏گزارد. ضمن اينكه خاتم الانبيا ازاين مكان به آسمان معراج فرمودند وهمين امربه مسجد الاقصي قداست ويژه بخشيده است.اما دفاع ازملت مظلوم فلسطين تنها به همين نكته محدود نمي‌شود وسال‌هاست كه ملل اسلامي به اين نتيجه رسيده‌اند كه شكست مقاومت فلسطين درحقيقت تن دادن به ظلم وستم استكبارجهاني است.براي رهايي ازظلم وجوراستكبارجهاني كه اشغال فلسطين - به عنوان پاره تن اسلام تنها گوشه اي ازجنايات آن است،ملل اسلامي چاره‌اي به غيرازايستادگي ومقاومت و نشان دادن اتحاد خود ندارند.حضرت امام خميني (ره) در پيام تاريخي خود براي نامگذاري آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به نام روز قدس درسال  1358 ؛حجت را برتمام مسلمانان تمام ومبارزه و مقابله با رژيم اشغالگر قدس را وظيفه شرعي اعلام كرد.

روزقدس كنگره‌ جهاني مسلما نان :

نزديك به 60 سال است كه ملتي مظلوم و از خانه رانده شده، زير سايه تبليغات دروغين مناديان حقوق بشر، به خاك و خون كشيده مي‌شود و نهادها و سازمان هاي بين المللي تنها تماشاگراين فاجعه ضدبشري هستند، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، با رهنمودهاي حضرت امام‌خميني(ره) آخرين جمعه ماه مبارك رمضان روزي براي همبستگي ملل مظلوم و مستضعف جهان شد،تا همگان دريك كنگره جهاني، ضمن فرياد براي آزادسازي قدس شريف، براي رهايي بشريت از ظلم و ستم شياطين زمانه تلاش كنند.راهپيمايي روز قدس، همه ساله دراقصي‌نقاط گيتي، شوروهمبستگي مسلمانان ومستضعفان جهان را براي اين آرمان مقدس صد چندان مي‌كند و همه مردم آزاديخواه دنيا نيزهمپاي ملت مسلمان ايران دراين حماسه پرشورشركت مي نمايند.

سرزمين فلسطين جايگاه مهمي درجهان ا سلام :

سرزمين فلسطين جايگاه مهمي درجهان اسلام و نزد مسلمانان جهان دارد ومسلمانان اهميتي ويژه اي براي آن قائل هستند. دليل اين اهميت را مي توان فهرست واردرذيل بيان کرد:

1- وجود مسجد الاقصي در اين سرزمين.2- در قرآن کريم از فلسطين به عنوان سرزمين مبارک ياد شده است.باري تعالي درکتاب خود مي فرمايد: "سبحان الذي أسري بعبده ليلا من المسجد الحرام إلي المسجد الأقصي الذي بارکنا حوله". 3- فلسطين محل ظهور و سکونت پيامبران بزرگي همچون ابراهيم،اسحاق،يعقوب،يوسف،لوط،داود، سليمان، صالح، زکريا، يحيي وعيسي( ع )کساني که نام آن ها درکتاب مبين هدايت ( قرآن )ذکرشده، بوده است.4ـ فلسطين محل اسراي نبي اکرم   مي باشد و محل عروج آن حضرت به ملکوت و بنا به روايت هاي اسلامي خداوند پيامبران پيش از نبي اکرم را احضارکرد و آنان نيز نماز را به امامت پيامبر گرامي اسلام برگزار کردند که اين خود گواهي است روشن بر انتقال امامت و رهبري به حضرت رسول اکرم و امت ايشان. از سوي ديگر، مسجد الاقصي دروازه اي زميني است که به سوي آسمان گشوده شده است.6ـ فلسطين ازديدگاه مسلمانان سرزمين حشردر قيامت محسوب مي شود.امام احمد روايت مي کند که ميمونه بنت سعد از نبي اکرم درباره بيت المقدس پرسيد وايشان در پاسخ گفتند:" أرض المحشر و المنشر "(سرزمين حشر و نشر است). 7ـ فلسطين مرکز ثقل جهان اسلام است.ازسلمه بن نفيل ذکرشده است که پيامبر مي فرمود: "عقر دار الاسلام بالشام ". 8ـ هرکس که درآنجا سکونت دارد به سان کسي است که در راه خدا جهاد و مبارزه مي کند ازابي الدرداء نقل شده است که پيامبر( ص) فرموده اند: " أهل الشام و أزواجهم و ذرياتهم و عبيدهم و إماؤهم إلي منتهي الجزيره مرابطون في سبيل الله فمن احتل مدينه من المدائن فهو في رباط و من احتل منها  ثغرا من الثغور فهو في جهاد."

همد ستي دولت هاي دست نشا نده عرب باعث بروزتراژدي فلسطين :

بسياري از تاريخ نگاران ونويسندگان عرب وفلسطيني همواره تأکيد کرده اند که همدستي، يا دستکم بي تفاوتي و سهل انگاري دولت هاي دست نشانده عرب باعث بروز تراژدي فلسطين و برپايي کياني ساختگي در اين سرزمين بوده است. در شرايط کنوني نيز چنانچه عملکرد نظام هاي سياسي حاکم بر جهان عرب درقبال قضيه فلسطين را بررسي نمائيد، بي ترديد احساس خواهيد کرد که اين نظام ها حامي تداوم امنيت و بقاي رژيم غاصب در قلب جهان اسلام هستند . جنبش بين المللي صهيونيسم از ابتداي قرن گذشته با شناختي که ازنقاط ضعف نظام هاي دست نشانده عرب داشت، آنان را با ارعاب و تطميع وادار کرد با اجراي اين طرح استعماري مخالفتي نداشته باشند.البته نبايد فراموش کنيم که غرب نيززودهنگام وجود چنين کياني را درخاورميانه به منظورتحقق اهداف استعماريش ازجمله غارت ثروت هاي جهان اسلام شناخته بود وهمه گونه امکانات را دراختيار يهوديان مهاجر قرار داد تا پايه هاي اين کيان را درکوتاه مدت تقويت کنند.

تهاجم وغارت فلسطين دردو دوره جنگ‏هاي صليبي : 

فلسطين در دو دوره جنگ‏هاي صليبي، ازطرف اروپاييان مورد تهاجم و غارت قرار گرفت. جنگ صليبي اول در سال 1099م به بهانه رها كردن مرقد مقدّس حضرت مسيح عليه‏السلام از دست مسلمانان، با سپاه 150 هزار نفري درحالي صورت گرفت كه مسيحيان علامت صليب برسينه‏ها و دوش‏هاي خود نصب كرده بودند، بيت‏المقدس را تسخير نمودند و 70 هزار نفر از مردان، زنان و حتي اطفال را قتل‏عام كردند. صلاح‏الدين ايوبي درسال 1187 م آن را بازپس گرفت. اروپاييان بار ديگر در سال 1248 م بر اثر لشكركشي مجدّد صليبي‏ها و قراردادي كه با پادشاه وقت امضا كردند، بيت‏المقدس را تسخير نمودند، اما ديري نپاييد كه درسال 1224 م مسلمانان دوباره بيت‏المقدس را از سلطه و اشغال غربي‏ها خارج كردند و به ساكنان آن اجازه دادند كه با كمال آزادي در كنار مسلمانان زندگي كنند. ازسال 1517م تا پيدايش جنبش صهيونيزم، بيت‏المقدس تحت اداره حكومت عثماني بود. بدين‏سان،ازسال پانزده هجري تا 1337 ه.(1917 م) جزدرمدت يك قرن، بيت‏المقدس دردست مسلمانان بوده وپيروان مذاهب گوناگون از آزادي كامل مذهبي ورفت‏وآمد درآن شهر برخوردار بوده‏اند.

شكل گيري جنبش سيا سي صهيونيسم:

در اوايل دهه شصت قرن نوزدهم بعضي از متفكران يهود براي فعاليت و تلاش به منظور بازگشت به فلسطين و عمران آن، دعوت خود را آغاز كردند. هيرش كاليشر خاخام يهودي اولين كسي بود كه اين دعوت را در كتاب در جست‏وجوي صهيون در سال 1861 آغاز كرد. چند تن ديگر از يهوديان متفكر نيز با نگارش آثاري در اين‏باره، زمينه مهاجرت هرچه بيش‏تر يهوديان و تشكيل دولت صهيونيستي را در اذهان مردم آماده كردند. در ميان متفكران يهودي، دو گونه انديشه و طرز فكر را مي‏توان مشاهده كرد. برخي از آنان روحيه مذهبي داشته، بيش‏تر جنبه عرفان يهودي را مطرح مي‏كرده و آرزوي بزرگ اينان قيام قائم يهوديت بوده است. بر اين اساس، در هنگام ظهور قائم در آخرالزمان، سلطنت خداوند، كه تمام اقوام و قبايل زمين با او ميثاق بسته‏اند، براي تمام بشريت تحقق خواهد يافت و تمام بشريت به سوي سرزمين‏هايي كه تورات سرگذشت ابراهيم و موسي عليهماالسلام را در آن مكان‏ها ذكر كرده، روان خواهند شد. در قرن نوزدهم، هدف «عشّاق صهيون» ايجاد يك كانون روحاني براي نشر عقايد و فرهنگ يهودي در سرزمين صهيون بود. جالب توجه است كه اين صهيونيزم مذهبي، كه فقط در بين گروه‏هاي محدودي رايج بود، هرگز به دشمني با مسلمانان (كه خود را به عنوان وابستگان به ذريّه ابراهيم عليه‏السلام و پيرو دين او تلقّي مي‏كردند) برنخاست. اين صهيونيزم روحاني، بيگانه و به دور از هرنوع برنامه سياسي، براي ايجاد يك دولت و يا هر نوع سلطه‏اي بر فلسطين بود و هرگز رفتاري كه نشانگر علاقه به درگيري بين جوامع يهودي و مردم عرب (مسلمان يا مسيحي باشد)، در پيش نگرفت.اما صهيونيزم سياسي به وسيله تئودور هرتزل خبرنگار يهودي تبار اتريشي، با دكترين اقامه دولت صهيونيستي در فلسطين، از سال 1882 م شكل گرفت. وي با تدوين اين دكترين در كتاب خود به نام دولت يهود، پس از اولين كنگره صهيونيست جهاني در شهر «بازل» سوئيس به فكر عملي كردن اين طرح پرداخت. هرتزل برخلاف صهيونيست‏هاي مذهبي، نسبت به خدا مطلقا شكّاك بود. او كه اشتغال خاطرش عمدتا نه مذهبي، بلكه سياسي بود، مسأله «صهيونيزم» را به شكلي جديد مطرح ساخت.

اصول كلي انديشه سيا سي هرتزل:

اصول كلي انديشه سياسي هرتزل عبارت بودند از:

1. يهوديان سراسر دنيا، در هر كشوري كه باشند، مجموعا يك قوم را تشكيل مي‏دهند.2. يهوديان غيرقابل جذب وادغام در ملت‏هايي هستند كه در بين آنان زندگي مي‏كنند و در آنان تحليل نمي‏روند.3. يهوديان همه وقت وهمه جا تحت آزار و ظلم بوده‏اند.

از دواصل اول، ويژگي مهم «نژادپرستي» وازاصل آخر، ويژگي «اشغالگري وتجاوز»صهيونيسم پديد آمد.برهمين اساس، راه‏حل‏هايي كه تئودور هرتزل ارائه مي‏كند، نفي و ردّ ادغام يهوديان در ملت‏هاي ديگر،ايجاد نه تنها يك كانون ومركز فرهنگي براي اشاعه ايمان يهودي، بلكه يك دولت يهودي مي‏باشد كه تمام يهوديان جهان درآن مجتمع شوند. البته اين دولت بايد در يك محل خالي و بي‏مدّعا مستقر شود. اين بدان معناست كه نبايد به مردم بومي اهميت داد وآن را به حساب آورد.

شكل گيري انتفا ضه فلسطين :

انتفاضه‌ واژه‌اي‌ عربي‌ ازريشه‌ي‌ نَفَض‌َ به‌ معني‌ جنبش‌، بيداري‌، ارزش‌، غبارروبي‌ و آگاهي‌ ملت‌ و نتيجه‌ي‌ نوميدي‌ و شكستهايي‌ است‌ كه‌ بيش‌ از نيم‌ قرن‌نصيب‌ فلسطيني‌ ها شده‌ است‌؛حركت‌ جديدي‌ كه‌ در دسامبر 1987 م‌ مطابق‌ با آذر1366 ه.ش‌ با قيام‌ همگاني‌ و مردمي‌ و با الهام‌ ازانقلاب‌ اسلامي‌آغاز شد. انتفاضه‌نامي‌ فراگير براي‌ حركت‌ هاي‌ جمعي‌ مسلمانان‌ فلسطين‌، حركت‌ تهاجمي‌،اسلامي‌، غير مسلحانه‌ و شجاعانه‌ي‌ مردم‌ فلسطين‌ در رويارويي‌ تمام‌ عيار باصهيونيست‌هاي‌ غاصب‌ ازآن‌ تاريخ‌ در نظرگرفته‌ شده‌ است‌. (اطلاعات‌،15/4/1377). اين‌ قيام‌ همگاني‌ مردم‌ فلسطين‌ برعليه‌ رژيم‌ صهيونيست‌ رفته‌ رفته‌آن‌ نظام‌ غاصب‌ را دريك‌ موضع‌ غافلگيرانه‌اي‌ قرار داده‌ است‌.

مردم مظلوم فلسطين از همان ابتدا در برابر قيموميت بريتانيا و باندهاي صهيونيستي پاي‏داري كرده‏اند و براي دفاع از زمين و پاس‏داري از مقدّسات، گروه‏هاي جهادي تشكيل داده و تظاهرات و اعتصاب‏هاي عمومي به راه انداخته‏اند. قيام‏هاي 1920، 1923 و 1929 كه به «انقلاب براق» معروف گشت، از آن جمله است. شيخ عزّالدين قسّام با تشكيل گروه‏هاي اسلامي ـ جهادي به نبرد با انگليسي‏ها و صهيونيست‏ها پرداخت و سرانجام، در سال 1935 به شهادت رسيد. در پي شهادت عزالدين قسّام، فلسطين به رهبري حاج امين حسيني، مفتي اعظم قدس، يكپارچه قيام كرد و حسن سلامه، عبدالرحيم الحاج محمد و عبدالرحيم محمود و برخي ديگر از شاگردان شيخ عزالدين قسّام، عمليات متعددي برضدارتش انگليس وصهيونيست‏ها به اجرا گذاشتند.درسال 1987 قيام و مبارزه يكپارچه مردم فلسطين در سرزمين‏هاي اشغالي ابعاد تازه‏اي گرفت. هسته اصلي اين قيام، كه «انتفاضه» نام گرفت، از مساجد ايجادشده است. همان‏گونه كه اشاره شد، قيام‏ها و شورش‏هاي مردمي از زمان موجوديت اسرائيل در فلسطين وجود داشت، اما انتفاضه كه دردرون سرزمين‏هاي اشغالي وبا به كارگيري كم‏ترين وساده‏ترين سلاح‏هاـ يعني پرتاب سنگ به سوي سربازان اشغالگرـ شكل گرفتند، بيانگرآن است كه مردم فلسطين ازاقدام‏هاي ديپلماتيك دولت‏هاي عربي و گروه‏هاي سازشكار مانند«ساف» نااميد شده‏اند وخود بايد اقدامي براي رهايي خويش انجام دهند.يكي از ويژگي‏هاي انتفاضه،اسلامي بودن آن است.گرايش‏هاي اسلامي، كه دردهه 80،درسرزمين‏هاي اشغالي پديده آمده،گرايش‏هايي هستند كه به اسلام سياسي معتقدند.دو گروه مهم مبارزان انتفاضه عبارتند از:1- جنبش جهاد اسلامي؛ 2- حماس.

مسأله فلسطین؛مسأله ا سلامی وانسا نی:

امروز رژیم صهیونیستی در دوره افول و سقوط خود قرار گرفته است، همان مقدار که سربازان اسرائیلی از مرگ می هراسند، نیروهای مبارز و مجاهد مردمی مشتاقانه به سمت مرگ می روند، دراین دوره شاهد فضای جدیدی هستیم که همه جنگ ها و درگیری ها به ضرر رژیم صهیونیستی تمام می شود، این در حالیست که در دوره اول عمر این رژیم، همه جنگ ها به سود او پایان می یا فت.

با توجه به اینکه دوره جدید؛ دوره سایش و سرازیری برای رژیم صهیونیستی است نباید اشتباهات گذشته را تکرار کرد، کسانی که سرنوشت طرح های سازش ازجمله کمپ دیوید تا آناپولیس را دیده اند نباید خودشان را در امثال این فضاها درگیر کرده و اجازه تنفس به رژیم صهیونیستی بدهند.متأسفانه برخی گروه ها و کشورهای منطقه که خود را عاجز از مبارزه با رژیم صهیونیستی می دانند و یا به تعبیر آمریکایی ها مشکلات درونی زیادی دارند و برای حفظ بقایشان به کمک آمریکا نیازمندند، این شعار را سر می دهند که مسأله فلسطین یک مسأله عربی است و به کشورهای دیگر مربوط نمی شود.مسأله فلسطین علاوه بر مسأله عربی بودن، یک مسأله اسلامی و انسانی است و همه بشریت نسبت به سرنوشت مردم فلسطین باید احساس مسئولیت کنند.این شعار عربی بودن همان چیزی است که اسرائیل می خواهد یعنی درگیری بین دو قوم، درحالی که مردم دنیا باید نسبت به اینکه 60 درصد کودکان پشت دیوار حائل می میرند، 98 درصد کودکان باقی مانده دچارمشکلات زیستی هستند واززمان انتفاضه تا کنون 7 هزارکودک اسیرشده اند،احساس مسئولیت کند.از اسلامی شدن مسأله فلسطین چه کسی ضرر می کند؟ مردم فلسطین یا اسرائیل؟ این یک دعوای طراحی شده است برای مقابله با نظریه امام خمینی درباره فلسطین،‌ اینجا ما احتیاج به عنصر بیداری داریم و نباید اجازه دهیم رژیم صهیونیستی از مبهم سازی فضای سیاسی منطقه سوء استفاده کند.دانشجویان ، نخبگان ، انديشمندان آگاه وسياستمداران آزاده باید درکشورهای مختلف حرف بزنند و فضا را روشن کنند چرا که نباید گذاشت عده ای فرصت طلب درتاریکی و ابهام، با حیثیت فلسطین بازی کنند، ما نیازبه روشنگری و بیداری داریم.گروهایي که برای مذاکره با اسرائیل آماده می شوند باید بدانند درتاریخ افتضاح بزرگی برای خود به ثبت می رسانند چرا که این رژیم دردوره سرازیری قرار دارد وآنها به جای هل دادن او می خواهند دستش را بگیرند، میزمذاکره چیزی جزایجاد راه تنفس برای رژیم صهیونیستی نیست.

جان كلام :

امروزمسئله فلسطين يكي ازمهمترين مسايل جهان اسلام است وازسوي ديگريكي ازاساسي ترين چا لش هاي سيا ست خارجي استكبار جهاني به شمارمي رود.دراين ميان نسل نوخواسته فلسطين نه تنها به ذلت تن نداده اند، بلكه با روي آوردن به مايه ها وانگيزه هاي اسلامي،تمسك به ايمان ديني و ورود درعرصه جهاد اسلامي، عزم خود را براي استقامت وايستادگي ومقابله با تجاوزگران صهيونيستي،جزم ساخته اند.تجربه تاريخي نيز نشان داده است كه مسئله فلسطين در پشت ميز مذاكره حل نشده وكمترين اثرجريان سازش كه استكبار جهاني آن را طراحي كرده،خروج رژيم صهيونيستي از بحران عدم مشروعيت است. بنابراين هرگونه راهكاري كه به گونها ي رژيم اشغالگر را به رسميت شناخته و برسرحقوق ملت فلسطين معامله كند، پذيرفتني نيست ودرحال حاضر راهكار اصلي، همان است كه فرزندان قهرمان فلسطين وجريان انتفاضه در پيش گرفته اند.

 

چهارشنبه : 1390/6/2- 23رمضان1432- 24آگوست2011

 

منا بع :

1- ا مام در برا بر صهيونيسم، دفتر سياسي سپاه پا سداران انقلاب ا سلامي، به منا سبت روز قدس سال 61.

2- ا نتفاضه فلسطين نهضت ضدصهيو نيستي؛ صفاتاج، مجيد،روزنا مه جمهوري ا سلامي، 6/2/1385، شماره 7752.

3- پگاه حوزه،خرداد 1383 ،شماره 136 ص 7. پگاه حوزه،آبان 1383 ،شماره 147 ،ص 9.

4- براي بررسي تاريخ جنگهاي صليبي نگاه كنيد به :ويل دورانت،مجموعه تاريخ تمدن (عصر ايمان ) ،ترجمه ابوالقاسم طاهري،(تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ، 1367 )،ج 4,2، صص 821 ـ .783 وسهيل زكار،الحروب الصليبيه،(دمشق : دارحسان ،1984 ) وهانس ابرهارد ماير،جنگهاي صليبي، ترجمه عبدالحسين شاهكار، (شيراز : دانشگاه شيراز ، 1371 ) .

 



ارسال توسط افشار

به منا سبت گرا ميدا شت هفته ي دولت

پرهيزازنگاه منفي يا مثبت مطلق                 

ا سد الله افشار

ا شاره :

هفته اول شهریورماه، به مناسبت شهادت دو دولت مرد بزرگ انقلاب اسلامی، شهید محمدعلی رجایی (رئیس جمهور) وشهید  حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد باهنر (نخست وزیر)هفته دولت نام گرفته است. درطی این هفته، مردم با عملکرد ودستاوردهای دولت در زمینه های گوناگون عمرانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آشنا می شوند. هیئت دولت با توجه به وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی رحمه الله و رهنمودهای مقام معظم رهبری، می کوشد در زمینه های گوناگون به موفقیت های بیشتر و مهم تری دست یابد و آینده بهتری برای ملت بزرگ و پرافتخار ایران به وجود آورد.

هفته‌دولت، هفته افتخار وسربلندی دولتی است که تمام همتش؛ خدمت به محرومان جامعه و رفع نیاز دردمندان و مستمندان بود.هفته دولت، هفته سپاس و قدردانی از دولتی است که هدفش اجرای حدود الهی و احکام آسمانی اسلام و ایجاد جامعه‌ای سرشار از عدالت، نظم وامنیت بود. علت نامگذاری چنین هفته‌ای این است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت مکتبی بود که در آن دوره بحرانی،حداکثرتلاش و کوشش خود را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب، صادقانه اعمال کردند تا آن جا که جان خویش را بر سر آن نهادند.هفته دولت، فرصتى است تا لختى تأمل کنيم و به آن چه درگذر شتابزده زمان پنهان مانده، نظرافکنيم. بايد رنج و تلاش مسوولان متعهد کشور را ارج نهيم، خدمت هاى ناديدنى دولت مردان خدمت گزاروصاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوييم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشيد بگوييم.

هفته دولت، هفته سپاس و قدردانى ازدولتى است که هدفش اجراى حدود الهى واحکام آسمانى اسلام وايجاد جامعه اى سرشارازعدالت، نظم وامنيت است.اين هفته مبارک برهمه دولت مردانى که وجود خويش را وقف خدمت به اسلام وجامعه     کرده اند، خجسته و فرخنده باد.

اين قلم ضمن گراميداشت ياد وخاطره شهيدان بزرگوار رجايي وباهنردرهفته دولت،نكاتي را خدمت ملت بزرگوارودولتمردان پرتلاش تقديم مي كند:

يكم) هفته دولت،یک فرصت مغتنم برای نقد واصلاح عملکردها به شکل صحیح مي باشد. خوش‏بختانه رهبربصیروفرزانه انقلاب با اتکا به تجربه‏های ارزشمند اجرایی وتیزبینی خاص خویش، کوشیده است با نظارت دقیق برعملکرد دولت‏مردان و نمایاندن نقاط قوّت و ضعف آنها، با بیان هشدارها،رهنمودها وراه‏کارها، دولت را برای رسیدن به اهداف چشم‏اندازی روشن و امیدبخش یاری رساند.ایشان همواره با طرح خواسته‏هایی چون مبارزه دولت‏مردان با مثلث شوم فقروفساد و تبعیض وطرح‏های دیگر،به تبیین سیا ست‏های صحیح نظام پرداخته است.

دوم) وظیفه دولت اسلامی برپایی قسط و عدالت اجتماعی است. اجرای درست عدالت درجامعه و بهره‏مندی تمامی مردمان ازامکانات موجود،ازاهداف اصلی حکومت اسلامی واصلی‏ترین عامل اجتماعی حرکت جامعه انسانی به سوی تعالی است.

 سوم) مقام معظم رهبري معتقدند هفته دولت:فرصت مغتنمی است تا مردم با نتایج تلاش‏های بخشی ازمجموعه نظام اسلامی بیشترآشنا شوند ودروغ بودن محوراصلی تبلیغات دشمنان اسلام مبنی برناکارآیی و ناتوانی نظام اسلامی،آشکارترگردد.

- مسئولان باید به دنبال عدالت باشند. دنبال آسان کردن زندگی برای طبقات مستضعف و محروم و پابرهنه باشند؛کسانی که د رروزخطراین مملکت را نجات دادند.

- فلسفه وجودي همه مسئولان خدمت به مردم است. (روزنامه كيهان 9/6/62)

- اگردولتي نتواند تشكيلاتش را درخدمت مردم قراردهد،دولت ناموفقي است.( روزنامه كيهان 9/6/62)

- دولت بايد گره‌هاي اقتصادي را باز كند. (روزنامه جمهوري اسلامي‌8/8/62)

- مبادا درميان كارگزاران دولتي غرضها وانگيزه‌هاي شخصي وبيماريهاي اخلاقي موجب شود كه چيزي را برخلاف حق ومصلحت انجام بدهند ووضع بكنند.( روزنامه كيهان 12/6/62)

چهارم ) قرآن کریم، حاکم و سرپرست اجتماع را، امین و نگهبان آن جامعه می داند. امام علی (ع) با الهام از این آیه، درنامه ای به حاکم آذربایجان می نویسد:«مبادا بپنداری حکومتی که به تو سپرده شده، شکاری است که به چنگت افتاده است؛خیر،امانتی برگردنت گذاشته شده و بالادست تو،ازتو حفظ حقوق مردم را می خواهد.تو را نرسد که به استبداد ودل خواه، میان مردم رفتار کنی.»حضرت درجای دیگر،ضمن بخشنامه ای به مأموران مالیاتی خود می فرماید:«به عدل وانصاف رفتارکنید. به مردم درباره خودتان حق بدهید. پرحوصله باشید ودربرآوردن نیازهای آنها بي حوصلگی نکنید که شما خزانه داران رعیت، نمایندگان ملت و سفیران حکومتید».

پنجم) اگر دولت ونظا م اسلامي ما به حق مدعي حكومت علوي است بايدبدنبال تحقق وپياده كردن اهداف مشروحه زير باشد: 

1- پای بندی کامل به دین خدا واصراربراقامه الهی.2- برقراري قسط واقامه عدل.3- مبارزه با فساد خويشان،دوستان وكارگزاران.4- رعایت انصاف درقبال مردم وخدا.5- ترويج پاكي، پاك دامني وتقوا. 6- توجه به محرومان، ورفع محرومیت ودفاع ازآنان دربرابرقدرتمندان. 

ششم) یکی ازمهمترین شاخصه های دولت اسلامی، پیروی ازقانون والتزام عملی به احکام اسلام است. امام راحل ومقام معظم رهبری همیشه درسخنان خود خطاب به مسئولان دولتی به این امر تأکید کرده اند وفراتررفتن از قانون را، غیرشرعی وضدانسانی معرفی فرموده اند. دراین زمینه      امام راحل فرمودند: «حکومت اسلام، حکومت قانون است».

هفتم) یکی ازخصوصیات کارگزاران نظام اسلامی عیب پوشی است.کارگزار به اسرارزیادی از طبقات مختلف مردم دست می یابد ولذا باید با سعه صدرچشم پوشی کند وآن ها را برملا نسازد. این مهم درنامه علی(ع) به مالک اشتر آمده است: «ای مالک! باید میان رعیت آن کسی را بیشتر دشمن بداری وازخود دورسازی که در جست و جوی عیوب مردم باشد؛ چرا که مردم دارای لغزش هایی هستند که حاکم از هرکس به پوشیدن آن ها سزاوارتر است. بنابراین اززشتی های پوشیده مردم چشم پوشی نما وآن ها را ظاهر مساز».

هشتم) مدیریت ومهارت دوعامل مهم برای پیشرفت جامعه درتمام ابعاد است.آنچه سطوح مختلف جامعه ـ از دولت تا مردم ـ باید مد نظر داشته باشند،پیشبرداین دوامر مهم است وزمینه سازی برای پرورش نیروهای کارآمد و با تجربه برای ساختن کشوری قدرتمند. واین مقصود حاصل نمی شود، مگربا تلاش تک تک افراد جامعه وهدایت نظام مند دولت جمهوری اسلامی؛ وغفلت ازاين مهم خسارت باروزيا نبار خواهد بود.

نهم) یکی ازانتظارات بجای مردم ازدولت و نظام اسلامی، ایجاد سیستم اقتصادی سالم است که سرمایه ها را به گونه صحیح به کارگیرد وپایه های اقتصادی استواررا بنا نهد. با وجود تلاش فراوان دولتمردان، هنوزاین نیازاساسی اقتصادِ بیمارگونه ما به طورآشکارجلوه گراست؛وخوبست درسال جهاداقتصادي شاهدجديت دولت درتحقق اين امرباشيم. البته ازمشکلات داخلی وخارجی نظام نباید غافل شد.به هرروی، برای برپایی سیستم اقتصادی سالم وپایدار نیاز به تلاش عمومی و به کارگیری تمام توان های بالقوه جامعه است. دولت با بسیج نیروهای متخصص و با تجربه می تواند براین مشکل فایق آید.

دهم) یکی ازمحورهای اصلیِ توسعه، عدالت اجتماعی است. تقسیم عادلانه ثروت و به کارگیری یکسانِ توانایی های جامعه با هدف دست یابی به توسعه ای هماهنگ و فراگیر،از جمله شاخصه های عدالت اجتماعی است. خواسته مردم ازدولت و نظام اسلامی، ریشه کن کردن بی عدالتی وایجاد بستری سالم برای تقسیم عادلانه امکانات وفرصت ها و اجرای عدالت اجتماعی درعرصه های گوناگون است.

يازدهم) یکی ازمهم ترین پایه های اقتدارهر دولت و حکومتی، «امنیت» است. تعیین میزان واقعیِ اقتدار سیاسی و ثباتِ داخلی از طریق این عامل قابل ارزیابی و ارزشگذاری است. این امردرکشور ما، نه تنها ازلحاظ سیاسی واصول حکومت داری دارای اهمیت است، بلکه ازجهت اقتصادی و فرهنگی نیزبسیار مهم است. لذا تمام ارکان جامعه هوشیارانه باید مواظب بوده، ازتنش ها و عملکردهایی که باعث ایجاد ناامنی می شود بپرهیزند.

دوازدهم) بازشدن فضای نقدازدولت هرگزنبايد به معنای برداشته شدن مرزهای اخلاقی تلقي شود. وبايد مراقب باشيم دچارعارضه"صفروصد"نگرديم ،بدین سان که اشخاص وعملکردها را یا سفید سفید ببینیم یا سیاه سیاه ،محمود احمدی نژاد یا خوب خوب است،یا بد بد!

این مقدمه ازاین باب ذکر شد که درچند ماهه اخیر به واسطه خطاهای استراتژیکی که رئیس جمهورمحترم مرتکب شد، فضای سیاسی جامعه، انتقاد ازدولت ورئیس دولت را نه تنها بر می تابد بلکه گاه همراهی اش نیزمی کند.اما نکته ای که دراین میان نباید مغفول بماند این است که حتی اگربرشخص احمدی نژاد یا با فلان مقام دولتی نقدهایی - هرچند جدی و حتی بنیادین - وجوددارد،نباید حرمت جایگاه ریاست جمهوری یا کرسی های دولتی را خدشه دارکنیم چه آن که کرسی نشینان با همه خوب و بدهایشان امروزهستند وفردا نیستند ولی کرسی ها وجایگاه ها ، متعلق به مردم اند وهمیشگی.پست ریاست جمهوری، ملک طلق احمدی نژاد نیست،کما این که ملک خاتمی وهاشمی هم نبود،و همان طورکه ملک شخصی رؤسای جمهورآینده هم نخواهد بود.

 درست است که نقدهای بسیار جدی و متقنی بر عملکرد دولت های نهم و دهم وجود دارد (که رسانه های منتقد و مستقل به آنها پرداخته اند و گاه متحمل دردسر و هزینه هم شده اند) اما انصاف حکم می کند که فارغ ازحب و بغض ها ، هم نکات مثبت را ببینیم و فراموش نکنیم و هم بر منفی ها چشم نپوشیم.به تعبيرمقام معظم رهبري درديداربا مسؤلان وكارگزاران(16/5/1390)،"دربررسي شرائط كشور،بايد هم نقاط قوت وهم نقاط ضعف راديد؛وازنگاه منفي يامثبت مطلق پرهيزكرد".ايشان درهمين ديداردرتبيين نگاه مذكوربيان نمودند: "نگاه مثبت صرف نيزنادرست وموجب رضايت كاذب است... نقاط مثبت ،ظرفيت هاي كشوراست ونقاط منفي ،نشان دهنده اولويت هاست كه بادرنظرگرفتن هردوفهرست ،مي توان مسيرصحيح حركت به سوي پيشرفت وتعالي را شنا خت" .

نقد و اعتراضي كه ازدولت مي‌شود بايد بسيارمحترمانه وخالصانه و به صورت تذكروآگاهي بخشي باشد نه به صورت لجاجت وخصومت كه چنين حالتي دراسلام روا نيست. همچنين حتما بايد نقدها را به صورتي مطرح كرد كه مديران واداربه لجاجت نشوند وهمچنين نقد يا تعريف هم بايد با توجه به واقعيات باشد زيرا هر بشري ازتعريف خشنود مي‌شود غافل ازاينكه آن چيزي كه مي‌گويند دراو نيست مثل مباحثي كه اخيراً پيرامون ظهورمطرح شد.

سيزدهم) ديپلماسي دولت نهم براساس مباني واصول سياست خارجي، رهنمودهاي حضرت امام و مقام معظم رهبري رويکرد جديدي را تعريف نمود که در واقع نگاه و فعاليت و ديپلماسي دولت را تا حدودي متفاوت ازبرخي دولت هاي پيشين نشان داد.  ديپلماسي دولت نهم سعي کرده است در چارچوب ادبياتي خود را به نمايش بگذارد که اين ادبيات مدعي ايجاد يک ديپلماسي فعال به جاي ديپلماسي انفعالي است، اما پرسش اين است که ديپلماسي فعال را بايد ازچه منظر سنجيد؟ برمبناي ادبيات پيشروانه وچالش برانگيز، برمبناي رفتارها يا برمبناي نتايج حاصل ازآن رفتارها درصحنه عمل براي قوت بخشيدن به قدرت ملي؟ « پرسش بعدي آن است که قدرت ملي و شاخصه هاي آن چيست؟منوچهر متکي وزيرامورخارجه اسبق دولت ، دراين خصوص اظهارداشته است :  

شاخصه هاي آن بايد نسبت به گذشت زمان در مملکت سنجيده شود يا پيشرفت کشورهاي همسايه يا پيشرفت هايي که در جهان حاصل شده است تا بگوييم عملکردهاي مبتني بر رفتارهاي يک دولت موجب افزايش سطح توان و قدرت ملي شده است. به نظر ميآيد تا اين شاخصه ها مشخص نشود  نمي توان نقد و ارزيابي دقيقي ازعملکرد دولت ها درحوزه سياست خارجي داشت. امروز جامعه ملي ما به ترکيه به عنوان الگوتوجه دارد درحالي که پيشتر به مالزي وامثال ژاپن توجه داشت. پرسش اين است که چگونه شده است که امروزما ازسطح ژاپن به عنوان يک کشور پيشرفته در الگوي عملياتي،حداقل درادبيات محاوره اي ترکيه را محور توسعه قرار داده ايم و عده اي  مي گويند اين نشان پسرفت ما است!

چهاردهم) دولت نهم و دهم با شعار عدالت گستری بسیاری ازآرمان های انقلاب را تحقق بخشید و به همین جهت توانست پیشرفت های زیادی را برای كشور به ارمغان بیاورد. سال 1390 به عنوان اولین سال اجرای برنامه پنجم توسعه وششمین سال دولت احمدی نژاد درشرایطی آغاز شد که دولت در6 سال گذشته با انواع چالش ها وحاشیه سازی و جوسازی های  دشمنان خارجی و بدخواهان ومنتقدان داخلی مواجه بوده و با این وجود سربلند ازاین گذرتاریخی عبورکرده و الگوی بسیاری ازملت های جهان شده است تا جایی که می بینیم مبارزان استعمارواستکبارتوانسته اند با الگو گیری ازکشور ما درمقابل زورگویی سران خود باستند. اينك دربخش پا يا ني گفتارخود، نگاهی گذرا به فعالیت های دولت خدمتگذاردرطول 6 سال خواهيم داشت :

 در شش سال گذشته بسیاری از مواضع جمهوری اسلامی در مسائل مهم داخلی و خارجی بسیار قاطعانه پیگیری شده که درموضوعات مهمی همچون بحث انرژی هسته ای که توانستیم دنیا را در مقابل خود به زانودر بیاوریم تا طرح تحول  اقتصادی و هدفمندی یارانه ها، رونق ساخت و ساز و ثبات قیمت دربازارمسکن،کنترل تورم وکاهش آن ،انجا م سه دوره سفركاري طاقت فرسا به تما مي استا نها ي كشور،پیشرفت های علمی که باعث پرتاب موفقیت‌ آمیزکاوشگربه فضا و 120 کیلومتری خارج ازجو و بازگشت سالم این کاوشگربه زمین شد .این موارد وبسیاری فعالیت های دیگربیانگر اقتداروپیشرفت جمهوری اسلامی ایران دردولت احمدی نژاد است .

همچنین مذاکرات استانبول،سفرهای مختلف به مقرسازمان ملل درنیویورک و اعلام مواضع کشورمان درقلب ایالات متحده، سفربه لبنان واستقبال بی نظیرمردم ازرئیس جمهور ایران ،کنفرانس دی 8، هفت برنامه طرح تحول اقتصادی واصلاح ساختار اقتصاد کشور، ریاست ایران براوپک،تغییر وزرای کابینه وبرخی مدیران ارشد دولت برای ایجاد هماهنگی بیشتر،تقویت صنایع ونیروی دفاعی کشور،محبوبیت احمدی نژاد والگوی مردم خاومیانه بودن و... جزو موفقیت ها و دستاوردهایی است که در6 سال گذشته دردولت احمدی نژاد رخ داده است.

 این پیشرفت ها درکنار عدالت خواهی و توجه به ارزش های انقلابی و اسلامی باعث شده که مقام معظم رهبری در مورد عملکرد این دولت این نکته را مطرح کنند که این دولت، انقلاب و نظام را به ریل اصلی آن بازگردانده است.

اگر بخواهیم مروري کامل بربرنامه های دولت عدالت محورومهرگستر دهم داشته باشیم به یقین باید کتاب ها ازاین فعالیت های مجدانه و بی سابقه که درمجموع این 6 سال برابر با همه سال های انقلاب اسلامی است بنویسیم اما این گزارش اندک ودرحد بضاعت ازفعالیت های این دولت به پاس ارج نهادن به تلاش های شبانه روزی دولتی بود که خدمت راتنها کلمه پیش روی خود قرارداده است و با تلاش های خود و جامه عمل پوشاندن به آن صادقانه به مردم خدمت کرده است ؛ اين قلم اميدواراست دولت اين مسير باارزش وماندگاررا باقوت هرچه تما م ترهمچنان شاداب وباطراوت ادامه دهد.

 

 

چهارشنبه: 1390/6/2- 23رمضان1432- 24آگو ست2011



ارسال توسط افشار

اسلایدر