انقلاب ا سلامي – خاورميا نه – آمريكا
ا سد الله ا فشا ر
يكم) تاریخ بشرمملو ازرویدادها وحوادثی است که آنرا بوجودآورده اند اما معدودندوقایعی که بدلیل ظرفیت وابعاد تأثیرگذاری برشرایط بعد از وقوع خود، ازاهمیت و برجستگی ویژه ای برخوردارند و بعنوان مقاطع مهم تاریخی یا نقاط عطف تاریخ از آنها یاد می شود. انقلاب اسلامی ایران اما، بدلیل گستره و عمق نفوذ بر حوزه های فکری و فرهنگی بی تردید مهمترین واقعه ی تاریخ معاصر به حساب می آید. پیرامون تأثیرات انقلاب اسلامی بر تحولات جهانی و بخصوص خاورمیانه در سالهای اخیر مباحث، تحلیها و تفاسیر بسیاری با جهت گیریهای مثبت و منفی از سوی متفکیرین و حتی سیاستمداران شرقی و غربی ارائه شده است که تقریباٌهمگی اتفاق نظردارند، وقوع انقلاب اسلامـــــی در حوزه های مـختلف و بخصوص حوزه های فرهنگی وسیاسی تحولات منطقه را تحت الشعاع ارزشهای خود قرارداده است.بدون شک بیداری اسلامی که امروزدرخاورمیانه عربی وشمال آفریقا شاهد آن هستیم مهمترین بازتاب انقلاب اسلامی ایران دربین ملتهای مسلمان منطقه است، هر چند که نظام سلطه ســــعی در مخدوش کردن این ارتباط مبنایی دارد تا حــــال که نتوانسته از وقوع این خیزشها جلوگیری کند، حداقل بتواند آنرا به نوعی تحریف نماید.
دوم) اهمیت خاورمیانه دلایل زیادی دارد و به مسائل و موضوعات مختلفی برمی گردد. از لحاظ فرهنگی خاورمیانه محل ظهورهمه ادیان الهی است و به همین دلیل مردم این منطقه بسیار دین باور هستند؛ به لحاظ جغرافیایی خاورمیانه محل اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا است؛ به لحاظ ژئوپلیتیکی نقاط مهمی مثل باب المندب، تنگه هرمز و کانال سوئز در خاورمیانه واقع شده است و نقاط بسیار مهم استراتژیک در سطح جهان هستند؛ به لحاظ اقتصادی منطقه خاورمیانه بیش از 64 درصد مخازن نفت و گاز دنیا را در خودش جای داده است که این هم یک موقعیت ممتاز به منطقه بخشیده است. ازدیربازیعنی حدود 500 سال پیش نیزتمام قدرت های بین المللی واستعمارگران تلاش کرده اند تا دراین منطقه حضور داشته باشند؛ پرتغالی ها، هلندی ها، فرانسوی ها، انگلیسی ها و آمریکایی ها پس از جنگ جهانی دوم تلاش کردند در این منطقه حضور داشته باشند و استراتژیست های بزرگ همواره در طول تاریخ گفته اند که برای تسلط بر جهان باید بر خاورمیانه مسلط بود. این یک واقعیت است.
سوم) آمریکا پس ازفروپاشی قطب دوم قدرت جهان یعنی شوروی تلاش کرد یک سلطه فراگیر در این منطقه داشته باشد. طرح های مختلفی رابراي تحقق اين سلطه مطرح نمود؛ در ابتدا نقشه راه، بعد طرح خاورمیانه بزرگ، بعد طرح خاورمیانه جدید و سپس در کنفرانس آناپولیس سعی کردند که مسئله خاورمیانه را به گونه ای دیگر حل کنند. در2الي3 گذشته نیز آمریکایی ها روند مذاکرات به اصطلاح صلح را آغاز کردند که این هم نتیجه نداد. طرح خاورمیانه بزرگ که آمریکایی ها مطرح کردند به استناد گزارش توسعه انسانی سال 2003 سازمان ملل بود. شورای اجتماعی، اقتصادی سازمان ملل یک گزارش از وضعیت 22 کشور عرب منطقه خاورمیانه ارائه کرد که آن گزارش اوضاع انسانی را خوب نشان نمی داد؛ ازجمله این که مثلا درآمد 22 کشور عرب منطقه از درآمد اسپانیا که کشورپنجم اروپا است، پایین تربوده یا مثلا بیکاری، بی سوادی زنان و... مسائلی بودند که در گزارش توسعه انسانی سازمان ملل آمده بود. همچنین درآن گزارش آمده بود که تا سال 2020 حدود 50 میلیون نفرازجوانان کشورهای منطقه بیکارخواهند شد.لذا آمریکایی ها احساس کردند که خطراتی برای جهان غرب ایجاد می شود. اولین خطر این که این ها از کشورهای عربی به سمت اروپا مهاجرت می کنند و توازن جمعیتی را به هم می زنند؛ ضمن این که نظم اجتماعی مورد نظر آن ها نیز با حضور مسلمانان در اروپا به هم می خورد. درکنار این مسائل اسلام هراسی نیز مسئله دیگری بود که غربی ها پیش گرفتند، مثل این که گفتند تا سال 2040 میلادی اکثر مردم فرانسه مسلمان خواهند شد. اما به هر حال موج مهاجرت جهان عرب به سمت غرب نیز یک واقعیت بود. نکته دیگر رواج گفتمان تروریسم پس از ماجرای 11 سپتامبر بود. آن ها تاکید داشتند که مردم کشورهای عربی با مشاهده ارتباط سران خود با آمریکا و دولت های اروپایی سرخورده می شوند و به اقدامات تروریستی علیه ما رو می آورند، مانند حمله به ناو آمریکا در یمن و سفارت آمریکا درکنیا و تانزانیا. آمریکایی ها احساس کردند که این مسائل برایشان خطر است.مردم وقتی درکشورهای عربی بیکار می شوند، در فقر به سر می برند،درخفقان سیاسی و استبداد به سرمی برند، ممکن است به اقدامات تروریستی علیه آمریکا نیز روی بیاورند. این هم نکته دیگری بود که در طرح خاورمیانه بزرگ بدان اشاره کردند. اقدام سوم این است که این ها ممکن است انقلاب کنند و این انقلاب از نوع ایران اسلامی باشد و این یک خطر بسیار بزرگ است. آمریکایی ها برای این که با این خطرات مقابله کنند در سه محور اقتصادی، سیاسی- فرهنگی و سیاسی تصمیم به انجام اقداماتی گرفتند.در محورسیاسی گفتندکه فضای سیاسی کشورهای منطقه باید باز شود؛ یعنی سعی کنیم که با افزایش انتخابات ها سرخوردگی مردم کمتر شود. این در واقع نوعی فریب مردم است که به نوعی آرام شوند تا از التهاب کاسته شود. در بخش اقتصاد تصمیم گرفتند که نقش دولت را دراقتصاد کم کنند.گفتند که فساد اقتصادی شدید کشورهای عربی را تا حدودی کاهش دهیم تا مردم اشتغال داشته باشند و انقلاب نکنند. در محور آموزشی- فرهنگی گفتند که سطح سواد را بالا ببریم و زن ها را هر چه بیشتر وارد عرصه اجتماع کنیم.زن ها وقتی با آموزه های لیبرالی آشنا شوند، بچه هایی تربیت می کنند که آن بچه ها دیگر برای ما خطرناک نیستند!
كارشنا سان معتقدند اما این طرحها ازاساس دچارتناقض ذاتی بود. اولین دلیل این که وقتی می خواستند فضای سیاسی را باز کنند، اولین مخالفین این موضوع خود رژیم های منطقه بودند و دررأس آن ها رژیم عربستان و مصرکه بیشترین مخالفت ها را با آمریکا کردند. البته آمریکایی ها نمی خواستند فضای سیاسی را باز کنند بلکه فقط می خواستند مردم را آرام کنند و آن ها را فریب دهند. بنابراین آمریکایی ها به دلیل تنا قضات موجود و عدم همراهی متحدینش نتوانستند طرح های خود را پیش ببرند؛ولذ طرحهاي خاورمیانه آمريكائيان به دلیل تناقضات این چنینی شکست خورد !
چهارم) قیام مردمی کشور های اسلامی عربی وآفریقایی مانند مصر،تونس، لیبی، بحرین و... در منطقه خاورمیانه پس از سال ها به مانند آتشفشان زیر خاکسترشروع به فوران کرده است و به شکل اعتراضات مردمی و انقلاب توام با درگیر ی های نظامی داخلی ناشی ازظلم و ستم حاکمان وابسته خود را نشان می دهد. بدون تردید مردم مسلمان این کشور ها انقلاب و بیداری اسلامی خود را از ایران اسلامی الهام گرفته اند ودریافته اند تنها راه نجات از وضعیت موجود برای رسیدن به آزادی و حقوق مشروع و قانونی، مبارزه و جهاد است. هم اکنون مطالبات مشترک کشور های تونس، لیبی، بحرین، مصر و... در ابعاد داخلی و ملی و خارجی عبارتند از:
- در سطح ملی و داخلی:
تغییر نظام حاکم و وابسته به غرب و بیگانگان. برگزاری انتخابات برای تغییر قانون اساسی.برگزاری انتخابات آزاد ریاست جمهوری و پارلمانی.مجازات دیکتاتورها و همدستان آنان.آزادی مذهبی در انجام فرایض دینی.توزیع عادلانه ثروت و فرصت های سیاسی و توسعه اقتصادی.باز گرداندن ثروت های غارت شده ملی به کشور و...
- درسطح منطقه ای وجهانی مبارزه با ا ستکباروا ستبداد:
همبستگی اسلامی با کشور های مسلمان منطقه و جهان.استقلال و جلوگیری از دخالت بیگانگان در امور سیاسی منطقه ای و جهانی.احترام به دین و فرهنگ و مردم این سرزمین ها در جهان.جلوگیری ازغارت منابع انرژی نفت و گاز توسط دولتهای غربی و نظام سلطه.آزاد سازی سرمایه های ملی مصادره شده در بانک های کشور های غربی و بیگانه و...
با نگاهی به تعدادی ازمطالبات مشترک می توان دریافت خواسته های کشور های اسلامی وقیام های مردمی به یکباره و یک شبه ظهور و بروز ننموده است، بلکه طی سالیان متمادی انباشت و به نقطه عطفی به شکل انقلاب و بیداری اسلامی ظهور و بروزیافته است.درواقع حرکت و روند رویدادهای سیاسی و اجتماعی داخلی و خارجی در جهان کنونی به ویژه در منطقه خاورمیانه با همه ابعاد و اضلاع مختلف خود اگر چه موضوعات و حوادثی سیاسی و اجتماعی و براساس رویکردها و تصمیمسازی و تصمیمگیریهای معمول تلقی میشود ولیکن درک حقایق و وقایع وعده الهی در بطن بیداری و خیزشهای اسلامی منطقه نیز کاملاً مشهود است.
پنجم) بيداري اسلامي درد هههاي اخيردركشورهاي اسلامي ودربين مسلمانان سايركشورها پديدهاي است كه شگفتي آفريده است. مطالعه اين پديده و بررسي و تجزيه وتحليل آن ازمدتها پيش در دستور كار قدرتهايي قرار گرفته كه از آن احساس بيم و هراس داشتهاند و هم اينان براي فهم و شناسايي بيداري اسلامي و يافتن راههاي مقابله و انهدام و يا به انزوا كشاندن اين موج؛ تلاشهاي گستردهاي را شروع كردهاند. نشست، كنفرانس، ميزگرد، مصاحبه و سمينارهاي علمي با شركت صاحبنظران و انديشمندان در جهت شناسايي هر چه بيشتر گرايشات فزاينده ديني تنها بخشي ازاين تلاش را نشان ميدهد. سفارش كتاب، پاياننامه و فراخوان مقالات، بخش علني ديگر اين كوشش است.دربخش پنهان اين ماجرا، قطعا صدها پروژه مطالعاتي امنيتي و عملياتي در دستوركارسرويسهاي اطلاعاتي ـ امنيتي قدرتهاي مخالف اسلام بوده و در حال اجرا ميباشد كه احيانا برخي از اين عمليات به دلايلي آشكار شده است. اين تلاش گسترده همپاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در راستاي محدود كردن اين تحول وجلوگيري ازگسترش بيشتر بيداري اسلامي با حساسيت بيشتروشدت مضاعفي پيگيري گرديد.درهمان سالهاي نخست پيروزي انقلاب،سران كشورهاي سلطهگر به موضعگيري و تهاجم عليه انقلاب پرداخته و راه مقابله با آن را در پيش گرفتند. زيراكارشناسان و نظريهپردازان اين كشورها دريافته بودندكه انقلاب اسلامي ايران نقش اساسي دردامن زدن به شعله آزاديخواهي، استقلالطلبي، هويتجويي اسلامي و گسترش وتعميق آن در كشورهاي ديگر دارد.
يكشنبه: 27/6/1390- 19شوال1432- 18سپتا مبر2011

