براي روزجها ني قد س
انتفاضه ، بيداري، آگا هي
اسدالله افشار
روزجهاني قدس؛ نقطه عطفي دردوران مقاومت عليه صهيونيستها :
در سال 1358 كه بنيانگذاركبيرانقلاب اسلامي براي تحقق يكي ازمهمترين آرمانهاي انقلاب اسلامي يعني حمايت ازنهضتهاي آزادي بخش و مسلمانان تحت ستم با صدورپيامي آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را به نام روزجهاني قدس نامگذاري فرمود، نقطه عطفي دردوران مقاومت عليه صهيونيستها ايجاد شد.ازآن تاريخ به بعد همه ساله ميليونها نفر در سراسر جهان دراعتراض به اشغال فلسطين اين نخستين قبله مسلمانان وتحت فشارقراردادن ساكنان مظلوم اين منطقه به خيابانها آماده و نمايشي باشكوه از اتحاد و اقتدار ملل مسلمان به اجرا ميگذارند.اهميت راهپيمايي روز جهاني قدس ازابعاد مختلف قابل تجزيه و تحليل است. نخست آنكه بیت المقدس براي مسلمانان اهمیت ویژهای دارد، چراكه مسجدالاقصی اين نخستين قبلهگاه جهان اسلام در اين شهر واقع شده است.پیامبرعظيمالشان ومكرم اسلام (ص) بيش ازيك دهه به سوي بیت المقدس نماز میگزارد. ضمن اينكه خاتم الانبيا ازاين مكان به آسمان معراج فرمودند وهمين امربه مسجد الاقصي قداست ويژه بخشيده است.اما دفاع ازملت مظلوم فلسطين تنها به همين نكته محدود نميشود وسالهاست كه ملل اسلامي به اين نتيجه رسيدهاند كه شكست مقاومت فلسطين درحقيقت تن دادن به ظلم وستم استكبارجهاني است.براي رهايي ازظلم وجوراستكبارجهاني كه اشغال فلسطين - به عنوان پاره تن اسلام – تنها گوشه اي ازجنايات آن است،ملل اسلامي چارهاي به غيرازايستادگي ومقاومت و نشان دادن اتحاد خود ندارند.حضرت امام خميني (ره) در پيام تاريخي خود براي نامگذاري آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به نام روز قدس درسال 1358 ؛حجت را برتمام مسلمانان تمام ومبارزه و مقابله با رژيم اشغالگر قدس را وظيفه شرعي اعلام كرد.
روزقدس كنگره جهاني مسلما نان :
نزديك به 60 سال است كه ملتي مظلوم و از خانه رانده شده، زير سايه تبليغات دروغين مناديان حقوق بشر، به خاك و خون كشيده ميشود و نهادها و سازمان هاي بين المللي تنها تماشاگراين فاجعه ضدبشري هستند، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، با رهنمودهاي حضرت امامخميني(ره) آخرين جمعه ماه مبارك رمضان روزي براي همبستگي ملل مظلوم و مستضعف جهان شد،تا همگان دريك كنگره جهاني، ضمن فرياد براي آزادسازي قدس شريف، براي رهايي بشريت از ظلم و ستم شياطين زمانه تلاش كنند.راهپيمايي روز قدس، همه ساله دراقصينقاط گيتي، شوروهمبستگي مسلمانان ومستضعفان جهان را براي اين آرمان مقدس صد چندان ميكند و همه مردم آزاديخواه دنيا نيزهمپاي ملت مسلمان ايران دراين حماسه پرشورشركت مي نمايند.
سرزمين فلسطين جايگاه مهمي درجهان ا سلام :
سرزمين فلسطين جايگاه مهمي درجهان اسلام و نزد مسلمانان جهان دارد ومسلمانان اهميتي ويژه اي براي آن قائل هستند. دليل اين اهميت را مي توان فهرست واردرذيل بيان کرد:
1- وجود مسجد الاقصي در اين سرزمين.2- در قرآن کريم از فلسطين به عنوان سرزمين مبارک ياد شده است.باري تعالي درکتاب خود مي فرمايد: "سبحان الذي أسري بعبده ليلا من المسجد الحرام إلي المسجد الأقصي الذي بارکنا حوله". 3- فلسطين محل ظهور و سکونت پيامبران بزرگي همچون ابراهيم،اسحاق،يعقوب،يوسف،لوط،داود، سليمان، صالح، زکريا، يحيي وعيسي( ع )کساني که نام آن ها درکتاب مبين هدايت ( قرآن )ذکرشده، بوده است.4ـ فلسطين محل اسراي نبي اکرم مي باشد و محل عروج آن حضرت به ملکوت و بنا به روايت هاي اسلامي خداوند پيامبران پيش از نبي اکرم را احضارکرد و آنان نيز نماز را به امامت پيامبر گرامي اسلام برگزار کردند که اين خود گواهي است روشن بر انتقال امامت و رهبري به حضرت رسول اکرم و امت ايشان. از سوي ديگر، مسجد الاقصي دروازه اي زميني است که به سوي آسمان گشوده شده است.6ـ فلسطين ازديدگاه مسلمانان سرزمين حشردر قيامت محسوب مي شود.امام احمد روايت مي کند که ميمونه بنت سعد از نبي اکرم درباره بيت المقدس پرسيد وايشان در پاسخ گفتند:" أرض المحشر و المنشر "(سرزمين حشر و نشر است). 7ـ فلسطين مرکز ثقل جهان اسلام است.ازسلمه بن نفيل ذکرشده است که پيامبر مي فرمود: "عقر دار الاسلام بالشام ". 8ـ هرکس که درآنجا سکونت دارد به سان کسي است که در راه خدا جهاد و مبارزه مي کند ازابي الدرداء نقل شده است که پيامبر( ص) فرموده اند: " أهل الشام و أزواجهم و ذرياتهم و عبيدهم و إماؤهم إلي منتهي الجزيره مرابطون في سبيل الله فمن احتل مدينه من المدائن فهو في رباط و من احتل منها ثغرا من الثغور فهو في جهاد."
همد ستي دولت هاي دست نشا نده عرب باعث بروزتراژدي فلسطين :
بسياري از تاريخ نگاران ونويسندگان عرب وفلسطيني همواره تأکيد کرده اند که همدستي، يا دستکم بي تفاوتي و سهل انگاري دولت هاي دست نشانده عرب باعث بروز تراژدي فلسطين و برپايي کياني ساختگي در اين سرزمين بوده است. در شرايط کنوني نيز چنانچه عملکرد نظام هاي سياسي حاکم بر جهان عرب درقبال قضيه فلسطين را بررسي نمائيد، بي ترديد احساس خواهيد کرد که اين نظام ها حامي تداوم امنيت و بقاي رژيم غاصب در قلب جهان اسلام هستند . جنبش بين المللي صهيونيسم از ابتداي قرن گذشته با شناختي که ازنقاط ضعف نظام هاي دست نشانده عرب داشت، آنان را با ارعاب و تطميع وادار کرد با اجراي اين طرح استعماري مخالفتي نداشته باشند.البته نبايد فراموش کنيم که غرب نيززودهنگام وجود چنين کياني را درخاورميانه به منظورتحقق اهداف استعماريش ازجمله غارت ثروت هاي جهان اسلام شناخته بود وهمه گونه امکانات را دراختيار يهوديان مهاجر قرار داد تا پايه هاي اين کيان را درکوتاه مدت تقويت کنند.
تهاجم وغارت فلسطين دردو دوره جنگهاي صليبي :
فلسطين در دو دوره جنگهاي صليبي، ازطرف اروپاييان مورد تهاجم و غارت قرار گرفت. جنگ صليبي اول در سال 1099م به بهانه رها كردن مرقد مقدّس حضرت مسيح عليهالسلام از دست مسلمانان، با سپاه 150 هزار نفري درحالي صورت گرفت كه مسيحيان علامت صليب برسينهها و دوشهاي خود نصب كرده بودند، بيتالمقدس را تسخير نمودند و 70 هزار نفر از مردان، زنان و حتي اطفال را قتلعام كردند. صلاحالدين ايوبي درسال 1187 م آن را بازپس گرفت. اروپاييان بار ديگر در سال 1248 م بر اثر لشكركشي مجدّد صليبيها و قراردادي كه با پادشاه وقت امضا كردند، بيتالمقدس را تسخير نمودند، اما ديري نپاييد كه درسال 1224 م مسلمانان دوباره بيتالمقدس را از سلطه و اشغال غربيها خارج كردند و به ساكنان آن اجازه دادند كه با كمال آزادي در كنار مسلمانان زندگي كنند. ازسال 1517م تا پيدايش جنبش صهيونيزم، بيتالمقدس تحت اداره حكومت عثماني بود. بدينسان،ازسال پانزده هجري تا 1337 ه.(1917 م) جزدرمدت يك قرن، بيتالمقدس دردست مسلمانان بوده وپيروان مذاهب گوناگون از آزادي كامل مذهبي ورفتوآمد درآن شهر برخوردار بودهاند.
شكل گيري جنبش سيا سي صهيونيسم:
در اوايل دهه شصت قرن نوزدهم بعضي از متفكران يهود براي فعاليت و تلاش به منظور بازگشت به فلسطين و عمران آن، دعوت خود را آغاز كردند. هيرش كاليشر خاخام يهودي اولين كسي بود كه اين دعوت را در كتاب در جستوجوي صهيون در سال 1861 آغاز كرد. چند تن ديگر از يهوديان متفكر نيز با نگارش آثاري در اينباره، زمينه مهاجرت هرچه بيشتر يهوديان و تشكيل دولت صهيونيستي را در اذهان مردم آماده كردند. در ميان متفكران يهودي، دو گونه انديشه و طرز فكر را ميتوان مشاهده كرد. برخي از آنان روحيه مذهبي داشته، بيشتر جنبه عرفان يهودي را مطرح ميكرده و آرزوي بزرگ اينان قيام قائم يهوديت بوده است. بر اين اساس، در هنگام ظهور قائم در آخرالزمان، سلطنت خداوند، كه تمام اقوام و قبايل زمين با او ميثاق بستهاند، براي تمام بشريت تحقق خواهد يافت و تمام بشريت به سوي سرزمينهايي كه تورات سرگذشت ابراهيم و موسي عليهماالسلام را در آن مكانها ذكر كرده، روان خواهند شد. در قرن نوزدهم، هدف «عشّاق صهيون» ايجاد يك كانون روحاني براي نشر عقايد و فرهنگ يهودي در سرزمين صهيون بود. جالب توجه است كه اين صهيونيزم مذهبي، كه فقط در بين گروههاي محدودي رايج بود، هرگز به دشمني با مسلمانان (كه خود را به عنوان وابستگان به ذريّه ابراهيم عليهالسلام و پيرو دين او تلقّي ميكردند) برنخاست. اين صهيونيزم روحاني، بيگانه و به دور از هرنوع برنامه سياسي، براي ايجاد يك دولت و يا هر نوع سلطهاي بر فلسطين بود و هرگز رفتاري كه نشانگر علاقه به درگيري بين جوامع يهودي و مردم عرب (مسلمان يا مسيحي باشد)، در پيش نگرفت.اما صهيونيزم سياسي به وسيله تئودور هرتزل خبرنگار يهودي تبار اتريشي، با دكترين اقامه دولت صهيونيستي در فلسطين، از سال 1882 م شكل گرفت. وي با تدوين اين دكترين در كتاب خود به نام دولت يهود، پس از اولين كنگره صهيونيست جهاني در شهر «بازل» سوئيس به فكر عملي كردن اين طرح پرداخت. هرتزل برخلاف صهيونيستهاي مذهبي، نسبت به خدا مطلقا شكّاك بود. او كه اشتغال خاطرش عمدتا نه مذهبي، بلكه سياسي بود، مسأله «صهيونيزم» را به شكلي جديد مطرح ساخت.
اصول كلي انديشه سيا سي هرتزل:
اصول كلي انديشه سياسي هرتزل عبارت بودند از:
1. يهوديان سراسر دنيا، در هر كشوري كه باشند، مجموعا يك قوم را تشكيل ميدهند.2. يهوديان غيرقابل جذب وادغام در ملتهايي هستند كه در بين آنان زندگي ميكنند و در آنان تحليل نميروند.3. يهوديان همه وقت وهمه جا تحت آزار و ظلم بودهاند.
از دواصل اول، ويژگي مهم «نژادپرستي» وازاصل آخر، ويژگي «اشغالگري وتجاوز»صهيونيسم پديد آمد.برهمين اساس، راهحلهايي كه تئودور هرتزل ارائه ميكند، نفي و ردّ ادغام يهوديان در ملتهاي ديگر،ايجاد نه تنها يك كانون ومركز فرهنگي براي اشاعه ايمان يهودي، بلكه يك دولت يهودي ميباشد كه تمام يهوديان جهان درآن مجتمع شوند. البته اين دولت بايد در يك محل خالي و بيمدّعا مستقر شود. اين بدان معناست كه نبايد به مردم بومي اهميت داد وآن را به حساب آورد.
شكل گيري انتفا ضه فلسطين :
انتفاضه واژهاي عربي ازريشهي نَفَضَ به معني جنبش، بيداري، ارزش، غبارروبي و آگاهي ملت و نتيجهي نوميدي و شكستهايي است كه بيش از نيم قرننصيب فلسطيني ها شده است؛حركت جديدي كه در دسامبر 1987 م مطابق با آذر1366 ه.ش با قيام همگاني و مردمي و با الهام ازانقلاب اسلاميآغاز شد. انتفاضهنامي فراگير براي حركت هاي جمعي مسلمانان فلسطين، حركت تهاجمي،اسلامي، غير مسلحانه و شجاعانهي مردم فلسطين در رويارويي تمام عيار باصهيونيستهاي غاصب ازآن تاريخ در نظرگرفته شده است. (اطلاعات،15/4/1377). اين قيام همگاني مردم فلسطين برعليه رژيم صهيونيست رفته رفتهآن نظام غاصب را دريك موضع غافلگيرانهاي قرار داده است.
مردم مظلوم فلسطين از همان ابتدا در برابر قيموميت بريتانيا و باندهاي صهيونيستي پايداري كردهاند و براي دفاع از زمين و پاسداري از مقدّسات، گروههاي جهادي تشكيل داده و تظاهرات و اعتصابهاي عمومي به راه انداختهاند. قيامهاي 1920، 1923 و 1929 كه به «انقلاب براق» معروف گشت، از آن جمله است. شيخ عزّالدين قسّام با تشكيل گروههاي اسلامي ـ جهادي به نبرد با انگليسيها و صهيونيستها پرداخت و سرانجام، در سال 1935 به شهادت رسيد. در پي شهادت عزالدين قسّام، فلسطين به رهبري حاج امين حسيني، مفتي اعظم قدس، يكپارچه قيام كرد و حسن سلامه، عبدالرحيم الحاج محمد و عبدالرحيم محمود و برخي ديگر از شاگردان شيخ عزالدين قسّام، عمليات متعددي برضدارتش انگليس وصهيونيستها به اجرا گذاشتند.درسال 1987 قيام و مبارزه يكپارچه مردم فلسطين در سرزمينهاي اشغالي ابعاد تازهاي گرفت. هسته اصلي اين قيام، كه «انتفاضه» نام گرفت، از مساجد ايجادشده است. همانگونه كه اشاره شد، قيامها و شورشهاي مردمي از زمان موجوديت اسرائيل در فلسطين وجود داشت، اما انتفاضه كه دردرون سرزمينهاي اشغالي وبا به كارگيري كمترين وسادهترين سلاحهاـ يعني پرتاب سنگ به سوي سربازان اشغالگرـ شكل گرفتند، بيانگرآن است كه مردم فلسطين ازاقدامهاي ديپلماتيك دولتهاي عربي و گروههاي سازشكار مانند«ساف» نااميد شدهاند وخود بايد اقدامي براي رهايي خويش انجام دهند.يكي از ويژگيهاي انتفاضه،اسلامي بودن آن است.گرايشهاي اسلامي، كه دردهه 80،درسرزمينهاي اشغالي پديده آمده،گرايشهايي هستند كه به اسلام سياسي معتقدند.دو گروه مهم مبارزان انتفاضه عبارتند از:1- جنبش جهاد اسلامي؛ 2- حماس.
مسأله فلسطین؛مسأله ا سلامی وانسا نی:
امروز رژیم صهیونیستی در دوره افول و سقوط خود قرار گرفته است، همان مقدار که سربازان اسرائیلی از مرگ می هراسند، نیروهای مبارز و مجاهد مردمی مشتاقانه به سمت مرگ می روند، دراین دوره شاهد فضای جدیدی هستیم که همه جنگ ها و درگیری ها به ضرر رژیم صهیونیستی تمام می شود، این در حالیست که در دوره اول عمر این رژیم، همه جنگ ها به سود او پایان می یا فت.
با توجه به اینکه دوره جدید؛ دوره سایش و سرازیری برای رژیم صهیونیستی است نباید اشتباهات گذشته را تکرار کرد، کسانی که سرنوشت طرح های سازش ازجمله کمپ دیوید تا آناپولیس را دیده اند نباید خودشان را در امثال این فضاها درگیر کرده و اجازه تنفس به رژیم صهیونیستی بدهند.متأسفانه برخی گروه ها و کشورهای منطقه که خود را عاجز از مبارزه با رژیم صهیونیستی می دانند و یا به تعبیر آمریکایی ها مشکلات درونی زیادی دارند و برای حفظ بقایشان به کمک آمریکا نیازمندند، این شعار را سر می دهند که مسأله فلسطین یک مسأله عربی است و به کشورهای دیگر مربوط نمی شود.مسأله فلسطین علاوه بر مسأله عربی بودن، یک مسأله اسلامی و انسانی است و همه بشریت نسبت به سرنوشت مردم فلسطین باید احساس مسئولیت کنند.این شعار عربی بودن همان چیزی است که اسرائیل می خواهد یعنی درگیری بین دو قوم، درحالی که مردم دنیا باید نسبت به اینکه 60 درصد کودکان پشت دیوار حائل می میرند، 98 درصد کودکان باقی مانده دچارمشکلات زیستی هستند واززمان انتفاضه تا کنون 7 هزارکودک اسیرشده اند،احساس مسئولیت کند.از اسلامی شدن مسأله فلسطین چه کسی ضرر می کند؟ مردم فلسطین یا اسرائیل؟ این یک دعوای طراحی شده است برای مقابله با نظریه امام خمینی درباره فلسطین، اینجا ما احتیاج به عنصر بیداری داریم و نباید اجازه دهیم رژیم صهیونیستی از مبهم سازی فضای سیاسی منطقه سوء استفاده کند.دانشجویان ، نخبگان ، انديشمندان آگاه وسياستمداران آزاده باید درکشورهای مختلف حرف بزنند و فضا را روشن کنند چرا که نباید گذاشت عده ای فرصت طلب درتاریکی و ابهام، با حیثیت فلسطین بازی کنند، ما نیازبه روشنگری و بیداری داریم.گروهایي که برای مذاکره با اسرائیل آماده می شوند باید بدانند درتاریخ افتضاح بزرگی برای خود به ثبت می رسانند چرا که این رژیم دردوره سرازیری قرار دارد وآنها به جای هل دادن او می خواهند دستش را بگیرند، میزمذاکره چیزی جزایجاد راه تنفس برای رژیم صهیونیستی نیست.
جان كلام :
امروزمسئله فلسطين يكي ازمهمترين مسايل جهان اسلام است وازسوي ديگريكي ازاساسي ترين چا لش هاي سيا ست خارجي استكبار جهاني به شمارمي رود.دراين ميان نسل نوخواسته فلسطين نه تنها به ذلت تن نداده اند، بلكه با روي آوردن به مايه ها وانگيزه هاي اسلامي،تمسك به ايمان ديني و ورود درعرصه جهاد اسلامي، عزم خود را براي استقامت وايستادگي ومقابله با تجاوزگران صهيونيستي،جزم ساخته اند.تجربه تاريخي نيز نشان داده است كه مسئله فلسطين در پشت ميز مذاكره حل نشده وكمترين اثرجريان سازش كه استكبار جهاني آن را طراحي كرده،خروج رژيم صهيونيستي از بحران عدم مشروعيت است. بنابراين هرگونه راهكاري كه به گونها ي رژيم اشغالگر را به رسميت شناخته و برسرحقوق ملت فلسطين معامله كند، پذيرفتني نيست ودرحال حاضر راهكار اصلي، همان است كه فرزندان قهرمان فلسطين وجريان انتفاضه در پيش گرفته اند.
چهارشنبه : 1390/6/2- 23رمضان1432- 24آگوست2011
منا بع :
1- ا مام در برا بر صهيونيسم، دفتر سياسي سپاه پا سداران انقلاب ا سلامي، به منا سبت روز قدس سال 61.
2- ا نتفاضه فلسطين نهضت ضدصهيو نيستي؛ صفاتاج، مجيد،روزنا مه جمهوري ا سلامي، 6/2/1385، شماره 7752.
3- پگاه حوزه،خرداد 1383 ،شماره 136 ص 7. پگاه حوزه،آبان 1383 ،شماره 147 ،ص 9.
4- براي بررسي تاريخ جنگهاي صليبي نگاه كنيد به :ويل دورانت،مجموعه تاريخ تمدن (عصر ايمان ) ،ترجمه ابوالقاسم طاهري،(تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ، 1367 )،ج 4,2، صص 821 ـ .783 وسهيل زكار،الحروب الصليبيه،(دمشق : دارحسان ،1984 ) وهانس ابرهارد ماير،جنگهاي صليبي، ترجمه عبدالحسين شاهكار، (شيراز : دانشگاه شيراز ، 1371 ) .

