به بها نه موج بيداري ا سلا مي درخا ورميا نه
موج ا سلامخواهی وا فول ا نديشه هاي ما دي
ا سدا لله افشا ر
ا شا ره :
دكتر علي اكبر ولايتي به عنوان دبير"نخستين كنفرانس بينالمللي بيداري اسلامي" در نشست خبری روز یکشنبه(13/6/90)كه در مرکز همایشهای بینالمللی صداوسیما برگزار شد، از حضور ۵۰۰ متفكر از ۸۰ كشورجهان دراين اجلاس خبرداد واظهارداشت: اين كنفرانس ۲۶ و ۲۷ شهريورماه درتهران برگزارخواهد شد. وی با بیان اینکه این اجلاس بدون تکیه برحضور مقامات رسمی کشورهای جهان اسلام برگزارمیشود،گفت: دراین همایش برحضور اصحاب فکرواندیشه تأکید شده است وبه دنبال این بودیم افرادی رادعوت کنیم که بدون ارتباط اجرایی با حکومتهایشان تنها درحوزه فکر و اندیشه فعال بوده باشند.ولایتی درباره اهداف این همایش گفت: هدف ازبرگزاری این كنفرانس آن است كه درباره تاریخ بیداری اسلامی و مسائل سیاسی جاری درمنطقه تبادلنظر کنیم.
مشاور امور بینالمللی رهبر معظم انقلاب همچنین از وزارت امور خارجه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت علوم، مجمع تقریب مذاهب اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت، جامعه المصطفی، سازمان تبلیغات اسلامی، صداوسیما و اتحادیه رادیو و تلویزیونهای جهان اسلام، به عنوان نهادهای مشارکتکننده دراین همایش بینالمللی نام برد.
ولایتی همچنین ازاستقبال بسیار خوب بیشتر مدعوین سخن گفت و اعلام كرد: بیش از۵۰۰ اندیشمند خارجی و ۲۰۰ متفكرداخلی از ۸۰ كشور دنیا در این همایش حضورخواهند داشت.
در این اجلاس بینالمللی پنج کمیسیون پیشبینی شده است: تاریخچه و مبانی بنیادین بیداری اسلامی،نقشآفرینان عرصه بیداری اسلامی،جریانشنا سی،آسیبشناسی وجبهه متحد بیداری اسلامی، اهداف وپیامدهای بیداری اسلامی وچشمانداز وآینده این تحولات از مواردی است که دراین کمیسیونهای پنجگانه بررسی میشود؛وامیدواريم بتوانیم دراین همایش به نتایج ارزشمندی دست پیدا کنیم. اينك اين قلم برحسب وظيفه انسا ني – اخلاقي وحرفه اي خودمطا لبي را پيرامون اين بيداري درسطح دنيا مطرح وموردارزيابي قرارخواهد داد.
بیداری ا سلامی؛مهمترین با زتاب انقلاب ا سلامی ایران:
تاریخ بشرمملواز رویدادها وحوادثی است که آنرا بوجود آورده اند اما معدودند وقایعی که بدلیل ظرفیت و ابعاد تأثیرگذاری بر شرایط بعد ازوقوع خود، ازاهمیت و برجستگی ویژه ای برخوردارند و بعنوان مقاطع مهم تاریخی یا نقاط عطف تاریخ از آنها یاد می شود.انقلاب اسلامی ایران اما، بدلیل گستره وعمق نفوذ بر حوزه های فکری و فرهنگی بی تردید مهمترین واقعه ی تاریخ معاصربه حساب می آید. پیرامون تأثیرات انقلاب اسلامی برتحولات جهانی و بخصوص خاورمیانه درسالهای اخیر مباحث،تحلیها و تفاسیر بسیاری با جهت گیریهای مثبت و منفی ازسوی متفکیرین وحتی سیاستمداران شرقی وغربی ارائه شده است که تقریباٌهمگی اتفاق نظردارند،وقوع انقلاب اسلامـــــی درحوزه های مـختلف و بخصوص حوزه های فرهنگی وسیاسی تحولات منطقه را تحت الشعاع ارزشهای خود قرارداده است.بدون شک بیداری اسلامی که امروزدرخاورمیانه عربی و شمال آفریقا شاهد آن هستیم مهمترین بازتاب انقلاب اسلامی ایران در بین ملتهای مسلمان منطقه است،هرچند که نظام سلطه ســــعی درمخدوش کردن این ارتباط مبنایی دارد تا حــــال که نتوانسته ازوقوع این خیزشها جلوگیری کند،حداقل بتواند آنرا به نوعی تحریف نماید.
مهمترین علت د شمنی های غرب با انقلاب ا سلامی ایران درسی دو سال گذشته:
وقایع امروز خاورمیانه عربی بدرستی پیش بینی شده بود.آنچه کــــــه امروزدرخاورمیانه عربی جریان دارد همان حادثه ای است که غرب از روز اول وقوع انقلاب اسلامی ازآن وحشت داشت و تلاشهای زیادی کرد تا این جریان فکری را در سرچشمه آن خاموش کند و اساساً مهمترین علت دشمنی های غرب با انقلاب اسلامی ایران در سی دو سال گذشته همین بود ولی بی تردید امروز دیگرامواج سونامی ارزشهای انقلاب اسلامی ایران به ساحل باور ملتهای مسلمان رسیده ومی رود تا از مرزهای خاورمیانه خارج وجهان را تحت تأثیر امواج خود قرار دهد. بررسی وپیش بینی ابعاد جهانی این واقعه مجال بیشتری نیاز دارد،كه پرداختن به آن مجال وفرصت ديگري را طلب مي نمايد.
خاورميا نه به دنبال آزادي و بيداري :
امروزه جهانیان درهزاره سوم شاهد،حوادث وقیام های مردمی درمنطقه خاورمیانه می باشند.این منطقه ازدیربازبه دلیل داشتن منابع غنی سرشارازنفت وگاز،قرارگرفتن درسرراه سه شاهراه حیاتی قاره آسیا،آفریقا و اروپا وخاستگاه سه دین مهم اسلام، مسیحیت و یهودیت ازاهمیت استراتژیک، ژئو پلیتیک وژئواکونومیک برخوردار است.گستردگی جغرافیایی خاورمیانه سرزمین های میان دریاهای مدیترانه وخلیج فارس را شامل می گردد. به عبارت دیگر بخشی از آفریقا و آسیا را در بر می گیرد، کشورهای این منطقه عبارتند از: ایران، اردن، امارات متحده عربی، افغانستان، بحرین، ترکیه، سوریه، عراق، عربستان سعودی، عمان، قطر،کویت، لبنان، مصر،یمن، فلسطین، الجزایر، تونس، لیبی، مراکش و سودان. با نگاهی به پیشینه پیدایش کشور های عربی وآفریقایی منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج فارس به استثنای ایران اسلامی اکثر ا این کشور ها مستعمره و تحت قیومیت کشور های غربی مانند: ایتالیا، انگلیس، آلمان، فرانسه و دولت عثمانی درگذشته و به نوعی تا هم اکنون بوده اند، به طوری که حاکمان این کشور ها ازسوی دول غربی انتخاب،انتصاب ویا با کودتا بر سرکارآمده اند به طوریکه هیچ گاه نمایندگان حقیقی وواقعی مردم سرزمین تحت حکومت نا مشروع خودنبوده اند. قیام مردمی کشورهای اسلا می عربی وآ فریقایی مانند مصر،تونس،لیبی، بحرین و...درمنطقه خاورمیانه دلیلی برهمین ادعا است که پس از سال ها به مانند آتشفشان زیرخاکسترشروع به فوران کرده است و به شکل اعتراضات مردمی و انقلاب توام با درگیر ی های نظامی داخلی ناشی ازظلم و ستم حاکمان وابسته خود را نشان می دهد.
چشماندازي سیا ه برای شیوخ منطقه:
شورای همکاری خلیجفارس 30 سال پیش با هدف مقابله با جمهوری اسلامی ایران ازیک سو و مشارکت درترتیبات امنیتی منطقهای مدنظرآمریکا وانگلیس با عضویت کشورهای عربستان،کویت، قطر،بحرین،عمان وامارات شکل گرفت.شورای همکاری درطول جنگ هشت ساله عراق علیه ایران با تمام توان وقوا پشت سرعراق ایستاد و بعد ازحمله عراق به کویت همچون یک تماشاچی باقی ماند.كارشناسان وصا حب نظران معتقدند،تحولات اخیرمنطقهای تاکنون به گونهای بوده که به نظر میرسد این شورا متشکل ازکشورهای همرنگ ونه همسو،باید منتظرفروپاشی باشند.شواهد وقراین بسیاری نشاندهنده این موضوع هستند وباید منتظربود که با کوچکترین جرقه وحادثهای نه تنها اثری از شورای همکاری نباشد، بلکه در ژئوپلتیک منطقه نیز شاهد دگرگونیهای جدی باشیم.موضوع دخالت نیروهای سعودی درنقض حاکمیت بحرین وکشتار مسلمانان این کشور نشانگر آغاز دور جدید دنبالهروی کورکورانه سران شیخنشینهای حاشیه جنوبی خلیجفارس ازقدرتهای استعماری برای سرکوب بیداری مردمی است. این امر چشماندازسیاهی را برای شیوخ منطقه ترسیم میکند.درماههای اخیرشیوخ منطقه به دستورآمریکا وارد عمل شده و برای اجرای سیاستهای دیکتهشده از واشنگتن در جهت آغازدورجدید خصومت در منطقه هستند.امروزه مروری برکارنامه این شورای نشان داده این جمع همواره درمسیر تحولات وموضوعاتی حرکت کرده که از سوی آمریکا ورژیم صهیونیستی دردستورکارشان قرار داده شده و نسبت به حفظ مصالح بیگانگان حساسیت کامل داشته است.
دلائل بيداري وقيام هاي مردمي درخا ورميانه:
همزمانی قیامهای مردمي درخاورميانه را باید در مهیا شدن فضایی برای سرباز شدن یک عقده اجتماعی عنوان نمود. این همزمانی، صرفا یک پدیده است و چندان نمی توان برای آن امتیاز استراتژیکی درنظرگرفت. البته این همزمانی کارکردهای مفیدی برای انقلابها داشته وباعث شده، چشم جهان به تحولات کشورهای عربی خاورميانه معطوف شود و ملتها ازحمایت یکدیگردرمبارزه با استبداد برخوردار باشند. همینجا لازم بذکر است عنوان شود که کوششهای فراوانی برای انحراف خواسته انقلابیون مطرح شده است. بسیاری سعی کرده اند انقلابهای خاورميانه را صرفا ضد استبدادی معرفی کنند. درحالیکه باید توجه داشت که دیکتاتوری جاری درکشورهای عربی خاورميانه زاییده عدم توجه به خواسته های مردم دروجوه مشترکی است که سرسختی وعدم تمکین حکومتها به آن امروزدر لباس مبارزه با دیکتاتوری ظهورکرده است. وجوه اشتراکی را که فروخوردن آن درطی سه دهه، مردم امروزکشورهای عربی را به قیام مجبور ساخته، می توان در چند نکته اصلی خلاصه کرد:1- اسلام گرایی و تقاضای عمومی برای پیاده شدن احکام اسلامی.
2- دموکراسی خواهی برابر حاکمیتهایی که عمدتا در اختیار یک گروه نظامی است و بصورت هزار فامیلی اداره می شود.3- عدالتخواهی واعتراض به اشرافیت خاندان حکومتی، درحالیکه مردم با فقر و تبعیض دست و پنجه نرم می کنند.4- حقارت زدایی درمسئله فلسطین و برچیدن توسعه ارتباطات آشکاروپنهان رژیمهای عربی با رژیم صهیونیستی.
البته علاوه براین می توان برنکات دیگری نیز اشاره کرد، مانند: مبارزه با تبعیضهای قومی و مذهبی، درخواست آزادیهای اجتماعی ونظایرآن که توسعه شبکه های ارتباطی ودستیابی سریع به اخبارو اطلاعات و رسانه ها در شدت بخشیدن به این نکات نقش بسزایی داشته است.
شعارمشترک خیزشهای ا سلامی:
امروزآنچه درگستره جهان اسلام اتفاق افتاده،موج اسلامخواهی درپایگاه آمریکا و صهیونیستهاست که با پرداختن هزینه های سنگین مالی وجانی مهره های وابسته ومستبد را به عقب رانده وپیروزی در یک کشور،الگویی برای دیگرمسلمانان شده که امروزه مصادیق فراوان آن را هر روزدرصفحات رسانه ها می توان مرورنمود.امروزشعارمشترک خیزشهای اسلامی«ا...اکبر»به عنوان نماد وحدت اسلامی است که درشعارهای مردم ایران درسال 1979 شعار محوری بود،با شکست دیکتاتورها فرایض دینی اولویت نخست معترضان دراین قیامهاست،اگرچه مطالبات دیگری نیزدراولویتهای بعدی وجود دارد.بدون شک،وجوه مشترک فراوانی رادراین حرکتهای سیل آسای مردمی در کشورهای عربی می توان مشاهده نمودکه همگی برگرفته ازویژگیهای انقلاب اسلامی ایران است.
اینک با حضور میلیونی مردم و دومینوی سقوط دیکتاتورها آرمان استقلال ملتهای اسلامی درحال وقوع است.
مؤلفه ها و ماهیت حقیقی این بیداری ها:
اولین مؤلفه دربیداری اسلامی مردمی، عمومی و خودجوش بودن آن است به عبارت دیگرحضور همه مردم وهمه احزاب در صحنه این حرکت را قدرتمند و مداوم نموده است.این بیداری دعوایی طایفه ای و قومی نیست بلکه خیزشی عمومی است که مانند انقلاب اسلامی ایران ازسوی همه جریانات،احزاب و گروه ها صورت گرفته است.
دومین مولفه درتحولات وحوادث منطقه، اسلامی بودن آن است روح و ماهیت این خیزش ها کاملا دینی و اسلامی است.حضور علما و جنبش های اسلامی همچون اخوان والمسلمین وجود شعارها و نمادهای مذهبی وشعار الله اکبرواقامه نمازهای نشان دهنده بیداری عمومی ملت ها درجهت حذف سکولاریسم وتوجه به هویت اسلامی این کشورهاست.
سومین مؤلفه بیداری اسلامی،الگوگیری آنها ازانقلاب اسلامی دررد غرب وماهیت استکبارستیزو ضد آمریکا وضداسرائیل این قیام هاست. نکته ای که نفوذ انقلاب ایران را بیش از پیش تایید می کند. مسئله ای که خشم نتانیاهو، نخست وزیررژیم صهیونیستی را برمی انگیزد همین نکته است. آنها ازتسری الگوی ضداستکباری ایران به شدت بیمناکند وتمام تلاش خویش را به کارمی برند تا همراهی کشورهای جهان را برای فشارومقابله با ایران به دست آورند.
فهم ودرک ا صول ومبا نی عصربیدا ری ا سلامی:
موج بیداری برخاسته ازانقلاب اسلامی هرچند با درگیر شدن جامعه ایرانی درجنگ های داخلی و خارجی 10 ساله ومسلط شدن 16 ساله گفتمان شبه روشنفکری،جریانی کم دامنه یافت اما با بازگشست به گفتمان انقلابی،صورتی پرخروش گرفت ودرمواجهه با هیولای سرمایه داری حریص، ازنوپای استوارکرد.ازسر این پایداری بود که به تدریج خشم های فروخورده ازحاکمان وابسته ستمکار،بر بسترامواج بیداری جریان یافت، سر بازکرد وبه انقلاب هایی فراگیر تبدیل شد. انقلاب های چندماهه گذشته کشورهای خاورميا نه ي عربی بی تردید ماحصل سه دهه پایداری انقلاب اسلامی ایران در مواجهه با جهان سرمایه داری است.فهم ودرک عصر پس از انقلاب اسلامی بیش ازهرچیز به اصول و مبانی وابسته است که انقلاب اسلامی ورهبران اصیل آن داعیه دارو مبلغ آن بوده اند:
1- عصر پس ازانقلاب اسلامی،عصرنفی خودبنیادی واومانیسم وعصر بازگشت به خداست.2- با گسترش موج بیداری اسلامی،پیوندی تازه میان دین و سیاست برقرار و سکولاریسم به عنوان روش و منش سیاست مداران مدرن به کنار نهاده می شود. ازاین روی دین به منبع و چارچوبی برای تدوین قوانین بدل می شود.3- اندیشه ملی گرایی و مرزبندی های قومی، نژادی و حتی زبانی کمرنگ و شعارهای ناسیونالیستی به فراموشی سپرده می شود.4-آزادی انسانی از یک سو مقید به عدالت و از سوی دیگر مقید به امر و نهی الهی می شود تا انسان از بن بست بی هویتی و مسخ شدگی شکل گرفته در جهان مدرن بیرون آید و به جای فربه کردن جسمانیت به پرورش روح الهی خود بپردازد.
بیداری ا سلامی سرآغازی بربیداری ا نسا نی:
به نظرمی رسد آنچه که غرب را بیشتر ازهمه به هراس انداخته، بعد فکری ونظری جریان بیداری اسلامی است. اینکه بعدازقرنها دین ستیزی وتلاش برای به حاشیه راندن دین وتئوریزه کردن سکولاریسم و ارزشهای مادی، امروز جنبشی فراگیروآزادی بخش با محوریت دین درمنطقه ای حساس و به وسعت خاورمیانه و شمال آفریقا به وقع می پیوندند ومعلوم نیست تا کجا ادامه خواهد یافت، کابوسی بس وحشتناک است که تعبیر آن می تواند، افول اندیشه های اومانیستی و رکود ارزشهای سکولاریستی ولیبرالیستی و درنهایت بن بست فلسفی مکاتب مادی باشد وبراین اساس به نظر می رسد کم کم درجوارکمونیسم باید جایی هم درموزه تاریخ برای لیبرالیسم درنظر گرفت. به یقین آن روزی که معمارحکیم و ژرف اندیش بیداری اسلامی، وقوع انقلاب اسلامی ایران را به انفجار نور تعبیرکرد، به رسالت جهانی این انقلاب می اندیشید وایمان داشت که بیداری اسلامی سرآغازی بر بیداری انسانی در جهان خواهد شد.
بیداری ا سلامی حادثه ای تعیین کننده وتاریخ سازبرای امت ا سلامی:
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز عید سعید فطردردیدارجمعی از مسئولان و قشرهای مختلف مردم و نیزسفرای کشورهای اسلامی درحسینیه امام خمینی (ره)، بیداری اسلامی در منطقه را، بازگشت مسلمانان به هویت اصیل اسلامی خود دانستند و تأكید كردند: شكوه و عظمت امت اسلامی دربازگشت به قدرت اسلام و اتكال به خداوند متعال و شناخت توانائیهای شگرف خود است. وهمچنين معظم له بیداری اسلامی در منطقه را، بازگشت مسلمانان به هویت اصیل اسلامی خود دانستند وبيان فرمودند:اين ازآن حوادث فوقالعاده بزرگ وتعيين كننده است؛ اين مي تواند براى مدت هاى طولانى، مسيرتاريخ امت اسلام ومسيراين منطقه را تعيين كند.
چهارشنبه : 1390/6/16- 8 شوال1432- 7 سپتا مبر2011
منا بع :
1- امواج بیداری اسلامی، سید ابراهیم علوی، روزنامه کیهان ۱۳۹۰/۱/۱۴ .
2- شورای پادوهای استعماردربرابر بیداری مردمی، روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳۹۰/۱/۲۹.
3- عصر پس از انقلاب اسلامی، هفته نامه پنجره / 1390 / شماره 88 ۱۳۹۰.
4- بیداری اسلامی در هزاره سوم، حسین محمدی فومنی، روزنامه رسالت ۱۳۹۰/۲/۷.
5- قیامهایی که یک نشانه است، علی قاسمی،/ روزنامه جوان ۱۳۹۰/۴/۱۶.
6- امام و موج بیداری در جهان اسلام، غلامرضا قلندریان، روزنامه قدس ۱۳۹۰/۳/۱۲

