شب قدر؛تقديرا موروحقیقتی فرا ما دی
ا سدا لله ا فشا ر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَه الْقَدْرِ (1). وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَه الْقَدْرِ (2). لَیْلَه الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3). تَنَزَّلُ الْمَلائِکَه وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (4) . سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5).
ا شاره :
شب قدر فرا رسید و عطر دل انگیز معنویت، روح مشتاقان را آسمانی تر کرد. شب قدر، شب تزکیه است؛ هنگام زلال شدن و تطهیر درون است و زمان رهایی از قیودات شیطانی و دلبستگی های حیوانی. شب قدر، گاه لذت از بارشِ ابرهای بهاری چشم است. شب قدر بهار است؛ بهار عبادت و نیایش، و همین درمان دردهای بی درمان است.شب قدر، پرارجترین و پررمز و رازترین شبها در گردونه زمان است که قلمها در وصفش میشکنند، زبانها ازتوصیفش قاصرند وعقل درفهم آن مبهوت ومتحیر میماند؛ شبی که به فرموده امام صادق(ع) قلب رمضان به شمار میاید(بحارالانوار، ج 58، ص 376 ). بهترین شب سال، شب قدر است که خداوند در قرآن کریم آن را شبی پربرکت دانسته(دخان/ 3) و ارزش آن را برتر از هزار ماه بیان کرده است.( قدر/ 3) ایا به راستی برکتی بالاتر از این هست که یک شب همتراز هزار ماه یعنی سی هزار شب یا 83 سال و چهار ماه قرار گیرد؟
ضروريست دراين خصوص لحظه اي تأ مل كرده وعميق تعمق نمائيم ؛ ومبا حثي رادراين حوزه، ازنگاه اهل معرفت ودين شنا سان خبره يادآورشوئيم ؛ اميدآن كه توفيق رفيق راهما ن گردد و براي روزهاي سرگرداني ما ، توشه اي نصيب ورقم زده شود.
تقديراموردرشب قدر:
شب قدر یکی از شب های دهه آخر ماه رمضان است . طبق روایات ، یکی از شب های نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیاد بیست و سوم ماه مبارک رمضان، شب قدر است . در این شب که شب نزول قرآن به شمار می آید، امور خیر و شر مردم و ولادت و مرگ و روزی و حج و طاعت و گناه و خلاصه هر حادثه ای که در طول سال واقع می شود، تقدیر می گردد . شب قدر همیشه و هر سال تکرار می شود . عبادت در آن شب فضیلت فراوان دارد و در نیکویی سرنوشت یک ساله بسیار مؤثر است . در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه می شود و وی از سرنوشت خود و دیگران با خبر می گردد . امام باقر - سلام الله علیه - می فرماید: "انه ینزل فی لیله القدر الی ولی الامر تفسیر الامور سنه سنه، یؤمر فی امر نفسه بکذا و کذا و فی امر الناس بکذا و کذا: در شب قدر به ولی امر(امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل می شود و وی درباره خویش و دیگر مردمان مامور به دستورهایی می شود . "
پس شب قدر شبی است که قرآن در آن نازل شده است، حوادث سال آینده در آن تقدیر می شود،این حوادث بر امام زمان - روحی فداه - عرضه و آن حضرت ماموربه کارهایی می گردد . بنابراین، می توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه گیری و شب تعیین حوادث جهان ماده است . تعیین مقدّرات هر انسانی به دست خود او است. اگر کسی طالب سعادت باشد، می تواند به آن دست یابد و چنانچه خواهان شقاوت باشد نیز به همان خواهد رسید."یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنْفُسِکُمْ»: ای مردم بی تردید ستم های شما به زیان خودتان است. (یونس / 23)
شب قدرحکایت گرحقیقتی فرا مادی:
هر موجود طبیعی در مخزن غیب الاهی وجود عقلی دارد و ازآن جهان مجرد معقول به مرحله تجسم محسوس تنزل می یابد (حجر/ 21 ). درواقع، موجود مادی آینه آن موجود عقلی و بازتاب آن حقیقت درعالم جسمانی است. براین اساس، شب قدر حکایتگرحقیقتی فرا مادی است و می تواند به خودی خود،دارای ارزش باشد (برای اطلاع تفصیلی ازنحوه ارتباط نزول زمانی وحی و نزول دهری آن، ر.ک: انسان و قرآن، علامه حسن حسن زاده آملی،ص223و234 ) .
اما به دلیل آنکه شرافت هر مکانی به چیزی است که آن مکان را اشغال کرده و قداست هر زمانی به چیزی است که آن زمان را ظرف ظهور خویش ساخته است، ارج ظاهری شب قدر به حرمت حقیقتی است که در این زمان خاص تجلی کرد و ارج آن را بیش از هزار ماه ساخت. این رخداد مبارک چنان اهمیت دارد که برای برخورداری تمام روزها و شب های سال از فیض ظرفیت آن، تقدیر اموروتنزل معانی قرآن و مفاهیم عالی آن برابر ماه های قمری توزیع شد.این نوع توزیع سبب می شود، موقعیت خاص قدر با تنوع و تحول همراه باشد و تمام شب های سال ازحکایتگری و تابش این جام الاهی بهره مند گردند. بی تردید اگراین زمان براساس سال شمسی تنظیم می شد، تمام شب های سال چنان بهره وری به دست نمی آوردند (تفسیر موضوعی قرآن کریم [قرآن در قرآن]، آیت الله عبدالله جوادی آملی، ج اول، ص 77- 79 ) .
بنابراین، باید ضرورت و چرایی شب قدر را که تنها ظرف درخشش نزول قرآن است، در ضرورت «وحی » جست و جو کرد.
دلائل وحکمت مخفی بودن شب قدر:
شب قدر مخفی است، به دو دلیل:1. اهمیت بخشی و مراقبت از شب قدرتا بهترین و بیشترین بهره وری برای اهلش حاصل آید. 2. عظمت و فخامت شب قدر و میزان تأثیرگذاری آن در جهان خلقت و شریعت و بدین سان، اولیاءالله در میان خلق و مؤمنان پنهان هستند و اینکه فاطمه زهرا علیهاالسلام ناشناخته ماند و در زمان حیات ظاهری اش، مجهول و مظلوم واقع شد و پس از ارتحال از جهان فانی به سوی جهان باقی نیز قبر مطهّرش مجهول و ناشناخته است، خود حکایتی از عظمت و اهمیت این شخصیت ممتاز اسلامی در سرنوشت فرهنگی سیاسی جهان اسلام و آیتی بر حقّانیت اسلام امامت، ولایت و اندیشه، و انگیزه و عمل شیعه خواهد بود تا هماره عقول و قلوب را به سمت خویش معطوف دارد و تاریخ بشریت را از گذشته تاکنون و آینده، متوجه خویش سازد و این خود سِرّی از اسرار آفرینش و راز سر به مهر کتاب خلقت و شریعت و جهان تکوین و تشریع است. وباز هما نگونه كه مي دا نيدخداوندسبحان وقت قیامت و ظهور امام زمان (عج )را نیز مخفی کرده، تا اهل معصیت آنها را دستاویزی برای نیل به مقاصد شوم خود قرار ندهند ودر مقابل، مؤمنان در همه حال مراقبت بیشتری از خود نشان دهند ( بحارالانوار، ج 68، ص 176). امام علی (ع) دلیل مخفی بودن شب قدررا دراین میداند که مؤمنان شبهای بیشتری را قدر بدانند ودرآرزوی درک فضیلت آن به کارهای نیک و عبادت بیشتری پرداخته،از معاصی و زشتیها دوری گزینند ودرپرستش خداوند تلاش بیشتری نمایند(بحارالانوار، ج 68، ص5 ).
حکمت دیگر مخفی ماندن شب قدر آن است که اگر شب خاصی معین میشد، برخی افراد براثر توفیق شب زنده داری و احیای آن به عجب و غرورمبتلا میشدند؛ اما پنهان بودن آن باعث میشود تا ملکات فاضله درمؤمنان راسختر شود ودر نتیجه ازبرکات و فیوضات بیشتری دراین شبها بهره مند گردند. اگراین شب معلوم بود، حرمت وعظمت درخور شأن را نداشت؛ زیرا مردم همواره برای امورپنهان، احترام بیشتری قائلاند.
سیرو سلوک پرهیزکاران دراعمال و فضا ئل لیالی قدر:
فراموش نشود که در این شب، مقدّرات انسان ها رقم می خورد و در این شب است که آدمی باید نظر ربّ ودود را به خود معطوف نماید و سرنوشت خود را به نیکی مبدّل سازد. اينك فهرست وار به برخي ازنكات مهم دراين شب عزيز كه مي تواند مارا درزمره سيروسلوك پرهيزكاران قراردهد اشاراتي خواهيم داشت :
1- توجّه داشتن و غافل نبودن : توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و سلوک است. استاد بزرگوار مرحوم علامه طباطبایی«قدّس سرّه» هنگام جان دادن این جمله را مرتب تکرارکردند و از دنیا رفتند: توجّه، توجّه، توجّه. بدین ترتیب، باید از شب قدر که والاترینِ شب های سال به شمار می آید و می شود بهبود اوضاع را درآن از خداوند متعال درخواست نمود، غفلت نکنیم.
2- احیاء و شب زنده داری: احیاء آن شب برکات فراوانی دارد، ولی باید توجه داشت که این بیدار ماندن، همراه با گناه نباشد. دراین صورت، خواب بهتر است. نقل می کنند ظالمی نزد یکی از علمای اصفهان آمد و پرسید: در شب قدر، کدام عبادت برای من بهتر است؟ آن عالم گفت: برای تو خواب بهتر است.آن فرد رفت و تا صبح خوابید و صبح که از خواب بیدار شد، قدری تأمل کرد و گفت: راستی این عالم بزرگ چه توصیه خوبی به من کرد. اگر تا صبح بیدار می ماندم، معلوم نبود چه گناهانی از من صادر می شد.
3- اهمیّت به نماز و قرائت قرآن(ارتباط با خدا) .
4- اجتناب از گناه: یک توصیه کلی در مورد گناه لازم است و آن اینکه اولاً گناه نکنید. ثانیاً اگر گناهی انجام شد، فوراً به فکر جبران و تدارک آن بايدبود و توبه کرد. ثالثاً بايد مواظب بود در سرازیری گناه واقع نشوئيم و گناه روی گناه ما را بدبخت نکند. رابعاً گناه را توجیه نکنیم.
5- اجتناب از محرمات الهی.
6- توبه : توبه یعنی بازگشت گناه کار و پشیمانی از قصور و تقصیر، بازگشت از نفس امّاره و صفات رذیله به سوی رحمت خدای متعال ، بازگشت از طاغوت ها مخصوصاً از شیاطین جنّی و انسی به سوی حق تعالی و بالاخره بازگشت از هوا و هوس و از هر وسوسه ای به سوی پروردگار مهربان .
اگر کسی به راستی توبه کند، به یقین بداند که خداوند گناهان او را می آمرزد[6]. و بالاتر اینکه قرآن کریم می فرماید: "إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ:
مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدی هایشان را به نیکی ها تبدیل می کند". (فرقان / 70 )
7- توبه از حقّ الله: گاهی توبه مربوط به حق الله است؛ مثلاً عباداتی مثل نماز از انسان فوت شده و قضا دارد. با اینکه این گناه خیلی بزرگ است و انسان بی نماز، و کسی که به نماز اهمیّت نمی دهد و نماز را ضایع می کند، حتماً گمراه و بدبخت است، ولی توبه او پذیرفته می شود. البته پس از توبه، جبران کوتاهی از عبادت فوت شده، لازم است. باید تصمیم جدی بگیرد که نماز و روزه و سایر عباداتی را که از او قضا شده است، به مرور زمان جبران نماید.
8- توبه از حقّ الناس: کسی که حقی از مردم ضایع کرده است و اموال دیگران را به باطل خورده است یا دزدی و حیف و میل و ربا و رشوه و ... در زندگی خود داشته است، اولاً باید توبه کند و پشیمانی خود را در محضر پروردگار عالم اظهار نماید، ولی این موارد نیز نیاز به جبران دارد. باید حقّ الناس را به صاحب آن برگرداند. اگر هم صاحب آن مال را پیدا نکرد و دسترسی به او نبود، باید با حاکم شرع در میان بگذارد. اگر هم واقعاً سرمایه ای جهت جبران حقّ الناس ندارد، باید توبه کند و تصمیم جدّی بگیرد که هر وقت توانست مال مردم را به آنها برگرداند و اگر هم تا آخر عمر بر این تصمیم واقعی بماند و توان پرداخت بدهی خود را نداشته باشد، در روز قیامت پروردگار عالم آن بستانکار را راضی خواهد کرد. کسانی هم که در ادای دیون شرعی نظیر خمس و زکات و کفّارات، کوتاهی کرده اند، باید توبه کنند و در مورد نحوه پرداخت بدهی خود، به حاکم شرع مراجعه نمایند.
9- دعا : مطلب مهمّی که باید در شب های قدر به آن توجّه شود، راز و نیاز با معبود است. از دعا و راز و نیاز با خدا نباید غافل بود. اگر هم کسی نمی تواند عربی دعا بخواند، با زبان خودش با خداوند متعال راز و نیاز کند. خداوند به زبان بندگان خویش به هر زبانی که باشد، آشناست. البته خواندن دعا به پیروی از حضرات معصومین«علیهم السّلام» و به زبان عربی، بهتر است. باید انسان در این شب ها حالی پیدا کند و حقیقتاً از عمق جان خداوند تبارک و تعالی را بخواند و «خدا، خدا، خدا» بگوید. حال مناجات را هم باید از خدا خواست. با بی حالی و کسالت نمی توان از این اوقات بهره مند شد. خوشا به حال کسانی که با حال خوش، از این اوقات خوب بهره می برند.
درشب قدرازخداوند سبحان چه بخواهيم ؟
در برخى از مواقع هنگامى که فرد مسلمان با یک موقعیت زمانى یا مکانى ویژه جهت استجابت دعا واقع مى شود زبانش از بیان خواسته ها قاصر مانده و نمى داند از خالق خویش چه بخواهد. این مسئله دلایل گوناگونى مى تواند داشته باشد.گاه از فرط نشاط و بساطت روح است،گاه از درک بزرگى توفیقى است که نصیبش شده که حتى دربین انبیا نیز دیده مى شود.سئوال حضرت موسى (ع) در این شب عزیز از خداوند از این نوع است؛ او به خداى خود عرضه داشت:
«خدایا! مى خواهم به تو نزدیک شوم. فرمود: قرب من براى کسى است که شب قدر بیدار باشد. گفت: خدایا! رحمتت را مى خواهم. فرمود: رحمتم از آن کسى است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند. گفت: خدایا! جواز گذشتن از پل صراط را مى خواهم. فرمود: آن از آن کسى است که در شب قدر صدقه اى بدهد. گفت: خدایا! ازدرختان و میوه هاى بهشتى مى خواهم. فرمود: آنها براى کسى است که درشب قدرمرا به پاکى یاد کند. گفت: خدایا! رهایى ازآتش جهنم را مى خواهم. فرمود: آن براى کسى است که ازگناهانش در شب قدراستغفار کند. گفت: خدایا! خشنودى تو را مى خواهم. فرمود: خشنودى من از آن کسى است که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند».در برخى موارد نیز فرد به راستى نمى داند که در این موقعیت بزرگ چه چیز از خداى خود بخواهد. دراین زمینه روایتى وجود دارد که پیامبر اعظم(ص) صریحاً مشخص فرمود که در شب قدر باید از خدا چه چیزى خواست."قیل للنبى(ص)انْ اردکت لیله القدر فما اسأل ربى؟ قال(ص): العافیه: از پیامبر اکرم(ص) سؤال شد که اگر شب قدر را درک کردیم از خدا چه بخواهم؟ فرمود: سلامتى بخواهید".
شنبه : 22/5/1390- 12رمضان1432- 13آگو ست2011
منا بع:
1- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومی اصفهانی، ج 1.
2- المیزان، سید محمد حسین طباطبایی، ج 12.
3- انسان و سرنوشت، شهید مطهری.
4- قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ج 5 .
5- تفسیر موضوعی قرآن کریم [قرآن در قرآن]، آیت الله عبدالله جوادی آملی، ج اول .
6- انسان و قرآن، علامه حسن حسن زاده آملی.
7- روزه سلوک پرهیزکاران ، آیت الله مظاهری .
8- تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ سی و یکم، 1383، ج 27.
9- سرچشمه اندیشه، عبداللّه جوادی آملی، ج 2.
10- المستدرک علی الصحیحین، ج 3، حاکم نیشابوری .
11- التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 12، حسن مصطفوی.
12- اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ج 1.
13- وسائل الشیعه، حر عاملی.
14- اثباه الهداه، شیخ حر عاملی، قم مطبعه العلمیه، ج 2.
15- کنز العمّال، علی متقی هندی، مؤسسه الرساله، ج 8.
ا ستعما رپيرد ردام اعتراضات مرد مي
ا سدا لله ا فشا ر
ا شا ره :
اعتراضاتی که با مشارکت سیاه پوستان در چند منطقه لندن آغاز شده،می رود که به حرکتی اجتماعی و فراگیردرانگلستان تبدیل شود.سرعت گسترش این اعتراضات به شهرهای دیگرانگلستان به نحوی چشم گیربوده که گفته می شود دولت انگلستان با ایجاد اختلال درشبکه های تلفن همراه سعی دارد ازسازماندهی معترضان وکشیده شدن بحران به شهرهای دیگر جلوگیری کند. البته لندن و چند شهرانگلیس همچنان شاهد اعتراضات و خشونتهای گسترده درنتیجه درگیری معترضان و نیروهای پلیس است.این حوادث ازده روزگذشته و پس از تظاهرات معترضان برای درخواست عدالت آغاز شد؛ درپی کشته شدن یک جوان(«دوگان فردي» جوان 29 ساله انگليسي در محله ناتنهام درشمال لندن) به ضرب گلوله پلیس درشهرتاتنهام، اعتراضها و خشونتها بعد تازه ای به خود گرفت و به چند شهردیگرگسترش یافت.«ديويد كامرون» نخست وزير انگليس تعطيلات خود در ايتاليا را ناتمام گذاشت و بخاطر فراگير شدن شورش مردم انگليس در اغلب شهرهاي بزرگ اين كشور به لندن بازگشت و بلافاصله جلسه شوراي عالي امنيت ملي را براي مهار بحران تشكيل داد.
در اين مناطق اقشار محروم و طبقات متوسط با درآمدهاي پايين زندگي ميكنند كه بيشترين حجم بيكاري و مشكلات معيشتي را دارند. اكنون شعاع اعتراضها و شورش به اغلب شهرهاي مهم و بزرگ انگليس ازبيرمنگهام (دومين شهر بزرگ بعد از لندن) تا ليورپول، برستول، ليدز، منچستر و...كشيده شده است. درلندن برخي از روزنامهها اين شهر را شهر جنگ زده ناميدهاند.دهها فروشگاه بزرگ و كوچك، چندين ساختمان مسكوني، تعداد زيادي خودرو و اتوبوسها و ديگر اماكن عمومي به آتش كشيده شده و شدت و وسعت آتشسوزيها موجب وحشت و هراس عمومي گرديده است.
انگلیس در روزهای اخیرصحنه شدیدترین ناآرامیها بوده است وتاکنون تعدادي کشته وبیش ازیک هزاروششصد نفربازداشت شده ا ند. اينك اين قلم باتوجه به اخبارموجود وديدگاه كارشنا سا ن و صا حب نظران دنيا ي سيا ست؛ نكا تي را جمع بندي نموده، كه درذيل بيان خواهد شد:
سا بقه شورش درا نگلستا ن :
جامعه انگلستان، جامعه ای است که حدود سیصد و بیست و سه سال است که هیچ انقلاب سیاسی ـ اجتماعی را تجربه نکرده است؛ برعکس بسیاری ازکشورهای اروپایی مانند فرانسه که اساسا دوران جدید در آن ها با انقلاب شکل گرفت، در انگلیس از سال 1688 تا به امروز هیچ انقلاب اجتماعی اتفاق نیفتاده است. شاید تنها اتفاقی که درتاریخ انگلیس افتاد وبا شرایط امروز قابل مقایسه است، در سال 1819 و زمانی بود که شورش کارگران از منچسترآغاز شد وبه برخورد خشونت آمیز و خونین پلیس کشیده شد.نکته جالب این است که در شورش هایی که در سال 1819 توسط کارگران اتفاق افتاد، وجه مشترکی با امروز وجود داشت وآن این است که یک طبقه جدید دست به حرکتی اجتماعی زد. آن سال ها زمانی بود که طبقه کارگر بعد از انقلاب صنعتی درجامعه انگلیس به وجود آمده بود وطبقه کارگر برای این که حقوق بیشتری را چه درعرصه اقتصادی وچه درعرصه اجتماعی کسب کند. به نظر می رسد این تحولات جدید با آن وقایع قابل مقایسه است چون گروه ها و قشرهای جدیدی که درجامعه انگلستان به وجود آمدند، شورش های جدیدی را سازماندهی کردند. البته این دو تفاوت های بسیارچشمگیری نیز دارد.
معرفی معترضان به غا رتگر و آشوبگر!
مقامهای انگلیسی مي کوشند تا معترضان را تماما عده ای غارتگر وآشوبگر معرفی کنند اما گسترش سریع ناآرامی ها به شهرهای دیگرانگلستان مشخص کرده كه واقعیت فراترازپرخاشگری عده ای راهزن دربرخی محله های لندن است. اوضاع نابسامان اقتصادی، تبعیض و بی عدالتی بخشی از دلایلی است که معترضان را به خیابان ها کشانده است.یک روز پس از آغاز ناآرامی ها در تاتنهام، نماینده تاتنهام مدعی شده بود،"آشوبگران ازخارج از منطقه آمده بودند" اما گسترش اعتراضها به بخش های مختلف لندن، بیرمنگام و لیورپول نشان می دهد كه هر نقطه ای ازانگلستان درحکم انبار باروت برای ثبات و امنیت انگلستان است.در بخش انگلیسی بیبیسی، تمام معترضان آشوبگر خوانده شده و با پرهیز از درگیریهای میان پلیس و معترضان كه روز گذشته به قتل یكی از آنها نیز انجامید، صرفاً صحنههای مربوط به آتشزدن خودروها، شكستن شیشه بانكها و مغازهها و غارت فروشگاهها نمایش داده میشود و دیوید كامرون(نخست وزيرانگليس) نیز با اعلام خبراضافه شدن 10 هزار نیروی پلیس به خیابانهای لندن، تهدید میكند كه آشوبگران بهسزای اعمالشان خواهند رسید.
واقعیت ا مروزانگليس:
قطع تلفنهای ارتباطی، پیشنهادانسداد شبكههای اجتماعی، قتل اولین معترض در لندن، جو پلیسی و امنیتی كمسابقه در پایتخت و برخی دیگر از شهرهای انگلیس بهطوری كه 16 هزار پلیس فقط در خیابانهای شهركوچك لندن مستقر شدهاند،انتشارتصاویر و ویدئوهای متعدد ازدرگیریها،آتش زدن خودروها وتعرض به اموال عمومی،آشوبگرواراذل واوباش خواندن معترضان، بسته شدن مغازهها به دستورپلیس، بازداشت نزديك به 2000 هزار نفرتاكنون در شهرهای مختلف انگلیس، تسری اعتراضها باز لندن به بیرمنگام، لیورپول، مركز و شمال انگلیس بخشی از واقعیتی است كه امروز در كشوری میگذرد كه دو سال درچنین روزهایی تمام ظرفیت داخلی و بینالمللی خود را برای شعلهوركردن فتنه 88 ایران بهكار گرفته بود.سقوط بورسهای لندن و نیویورك و نشانههای اوج گرفتن مجدد آتش زیر خاكستر بحران جهانی اقتصادی 2008، از هم پاشیدگیهای فرهنگی، قومی، امنیتی و اقتصادی در اروپا است كه امروز دیگر اتحادیه هم نمیتواند آنها را پنهان كند و سران اروپایی هر شب كه میخوابند باید دلهره این را داشته باشند كه ممكن است وقتی بیدار شوند، معترضان در میدانها و خیابانهای اصلی كشورشان در حال شعار دادن علیه آنها باشند.
توهین نخست وزیر ا نگلیس به مردم معترض :
نخست وزیر انگلیس طی اظهاراتی در مجلس عوام ضمن توهین به مردم معترض انگلیس و "خرابکار"خواندن آنها تهدید کرد درصورت نیاز ازارتش برعلیه قیام محرومان استفاده می کند.نشست اضطراری مجلس عوام انگلیس برای بررسی وضعیت بحرانی این کشور با حضور نخست وزیر، اعضای کابینه و رهبران احزاب موافق و مخالف دولت برگزار شد.در این نشست"دیوید کامرون" که تاکنون بارها بر سرکوب معترضین تاکید کرده با قرائت بیانیه ای ازتصمیمات جدید دولت برای آنچه بازگرداندن حالت عادی به لندن خواند، خبر داد. وی با اشاره به توانایی پلیس برای سرکوب معترضان در سخنانی انحرافی گفت دولت طرح کمک به قربانیان خشونتهای چهار روز گذشته را در دستور کار قرار داده است.
نخست وزیر انگلیس در توضیح علل بوجود آمدن این اعتراضات بدون توجه به واقعیات جامعه انگلیس، اعتراضات را به زعم خود ناشی از مشکلات فرهنگی افراد دانست نه مشکل اقتصادی. وی همچنین با توهین به مردم کشورش، معترضان محروم را"باندهای خیابانی"خواند و بار دیگر تاکید کرد که دولت اجازه حاکم شدن"فرهنگ وحشت" را درکشور نمی دهد. کامرون در بخش دیگری از سخنان خود با هدف فریب مردم معترض از تشکیل کمیته تحقیق در مورد مرگ "مارک دوگان" در کمیسیون مستقل شکایات پلیس (IPCC) خبر داد و مدعی شد ارتباطی بین کشته شدن این فرد و اعتراضات وجود ندارد. وی با بیان اینکه هم اکنون 16 هزار پلیس مامور کنترل اوضاع در خیابانهای لندن هستند افزود: پلیس استفاده ازماشینهای آبپاش را دردستور کار دارد. وی ابزار امیدواری کرد با تدابیر اتخاذ شده مشکل خشونتهای معترضان به زودی حل شود.کامرون همچنین احتمال استفاده ازارتش درصورت وخامت اوضاع را مطرح کرد و با این حال یادآور شد شمارنیروهای پلیس و بازداشت شدگان افزایش نخواهد یافت.
ريشه آشوبهاي انگليس :
اغلب تحليل گران وصا حب نظران ، ريشهيابي بحران وآشوب ها ي انگليس را درمحورها زيربيا ن نموده اند:
1- فقرزدگي ناشي از بيكاري،2- رشد افزاينده تورم،3- شدت گرفتن گسلهاي اجتماعي وتضاد طبقاتي،4- شكسته شدن اعتماد عمومي نسبت به دولت ومديريت حاكم دركشور،5- اهمال كاري پليس و ضعف اين نهاد وديگر نهادهاي اطلاعاتي ـ امنيتي در حفظ وحراست ازامنيت عمومي و پيشگيري ازشورش و آشوب، 6- نارضايتي عمومي مردم انگليس از شرايط زندگي و معيشتي ، 7- نارضايتي مردم بخصوص جوانان از پيروي دولت درراستاي سياستهاي جنگطلبانه آمريكا،8 - كاهش رشد بيكاري و تورم، 9- با لا بودن هزينههاي بهداشت ودرمان، مسكن و توليد، 9- سقوط فرهنگي ناشي ازفراگيري بياعتمادي عمومي مردم درانگليس نسبت به دولت، 10- تاريك ديدن آينده، 11- عميقتر شدن بحرانهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي،12- تعصبهای نژادی، 13 - نقض آشكار حقوق بشر. 14- تبعيض، 15- فساد،16- ظلم وستم، 17- مد يريت حاكم، 18- رسواییهای اخلاقی گروههایی همچون سیاستمداران، بانکداران یا ورزشکاران، 19- مصرفگرایی افراطی،20- نبود دموكراسي؛ 21- افزایش بزهکاری اجتماعی. نكته هاي پا يا ني :
يكم) این تحولات درحالی درانگلیس درحال وقوع است که سران این کشور سعی دارند خود را حامی و مدافع حقوق بشر نشان دهند ودرهمین راستا اخیرا با اعمال منطقه پرواز ممنوع درلیبی و نیز فشارآوردن برای اعمال تحریمهای گسترده علیه سوریه، به بهانه پایان دادن به آن چه سرکوب مخالفان دراین کشورخوانده،اقداماتی را به عمل آورده است.
دوم) اقدامات پلیس انگلیس نشان داد که درانگلستان نه دموکراسی وجود دارد ونه رعایت حقوق بشر.
سوم) بحران لندن اصلا ریشه های تبعیض نژادی ندارد.کمااینکه سفیدپوستان نیزدرجریان اعتراضات حضور داشته اند.
چها رم) ریشه بحران های لندن را باید دردو مسئله جستجوکرد: اول مدل برنامه ریزی بریتانیا که درآن جایگاه کشور، منافع ملی و سنتی و همچنین ارزشها تعریف شده است و وقوع این بحران نشان داد که بریتانیا باید در برنامه ها و اهداف خود تجدیدنظر کند.
دوم عدم پیش بینی کافی ازآثار جدید اقتصاد نئولیبرالیستی است. اقتصاد کشورها درجهان امروز به دلیل وابستگی متقابل،ریسک پذیری زیاد دارند وبحران مالی درصورت وقوع خیلی زود به سایر کشورها تسری می یابد. لذا افزایش ریسک اقتصادی را به عنوان دلیل دوم باید بدان توجه داشت.
پنجم) بحران امروز جدای از ریشه های اقتصادی، تا حد زیادی از خیزش های عربی خاورمیانه و همچنین اعتراضات اقتصادی موجود در اروپا نشأت گرفته است و طبیعتا بخشی از جامعه را به جنبش درآورده است.
ششم) نتايج نظرسنجي که طي روزهاي اخير انجام شد، نشان مي دهد که مردم انگليس مديريت کامرون دربحران اخيررا ضعيف ارزيابي کرده ومعتقدند که وي موفق به کنترل سريع اوضاع کشور نشده است.
هفتم) امروز مردم دنيا هوشياروبيدار شدهاند و قيامهاي مردمي امروزاروپا درنتيجه همان بيداري اسلامي مردم منطقه خاورميانه است وهمه مردم معترض دنيا تنها خواستار« عدالت»،« عدم تبعيض » و « آزادي » هستند. امروز ما شاهد تحقق فرمايش مقام معظم رهبري هستيم كه فرمودند « قيامهاي مردمي به قلب اروپا خواهد رسيد. »
هشتم) حوادث اخيرانگلستا ن اثبا ت نمود؛تنها راه نجات بشریت وضمانت اجرای موثر حقوق انسانها بازگشت به دین و اخلاق ـ توجه به بعد روحانی آنها ـ ملاحظه تنوع فرهنگی ملل مختلف ورفتاربیطرفانه اراکان مختلف سازمان ملل میباشد. بنابراین وقت آن رسیده است تا با بازنگری اسناد حقوق بشری با توجه به توصیه مؤکد ادیان الهی بررعایت حقوق بشر، با برطرف کردن خلا معنویت و اخلاق دراین اسناد، ضمانت اجرای موثری برای حمایت از حقوق انسانها ایجاد نمود.
نهم) دولت انگليس در روزهاي اخيرماشين عظيم تبليغاتي ورسانهاي خود را، که مي دانيد در نوع خود کم نظيرو بسيارحرفه اي و توانمند است، به ميدان آورده و فضا را درافکار عمومي جهان به گونه اي ترسيم مي کند که انگار همه آنچه درخيابانهاي لندن رخ مي دهد، غارت فروشگاهها و اموال عمومي است وهيچ اشارهاي به گروههاي اجتماعي معترض وخواسته هاي مشروع و واضح آنها نمي شود.به عبارت ديگر،ماشين بزرگ رسانه اي انگليس،تابلوي شورش وغارت را برروي اخبار مربوط به اين حوادث و رويدادها نصب کرده و تنها تصاوير و مستندات مربوط به اين بخش را منتشر مي کنند. اين مسأله خود موجب شده که طيف هايي ازگروههاي اجتماعي ناراضي نيزبراي بدور ماندن ازاين انگ و برچسب عقب نشيني کرده و به خانه هاي خود باز گردند.
دهم) اگردولت انگليس به ريشه هاي اين مسايل توجه نکند و به سواستفاده از اين مسايل براي اهداف ديگري ادامه دهد و بخواهد همه معترضان را تبهکار جلوه دهد، چيزي حل نخواهد شد و اين حوادث مثل آتشي زيرخاکستر باقي مي ماند تا شش ماه، يکسال يا دو سال ديگر به بهانه يا فرصتي ديگر سر بر آورد.بازتابهاي سياسي اين مسأله نيزدر فضاي بين المللي براي دولت انگليس تا مدتها باقي خواهد ماند و لندن نمي تواند از زير بار مسؤوليت رفتار خود شانه خالي کند و متأسفانه بايد گفت که هيچ نشانه اي موجود نيست که دولت انگليس از اين مسأله درس گرفته و بدنبال تغيير دررفتار سياستهاي خود باشد.
يازدهم) تجربه تاریخی جامعه انگستان نشان داده است که این جامعه در مواجهه با بحران ها و اعتراضات اجتماعی انعطاف پذیر عمل می کند. مثلا در سال 1819 ا گرچه در ابتدای کار برخورد خشونت آمیز وخونینی با تظاهرکنندگان انجام شد، اما بلافاصله بعد ازآن تحولات ساختاری در درون ساختاردولت ایجاد شد. علاوه برآن نهادهای اجتماعی مانند اتحادیه های کارگری شکل گرفت وقوانین مادردرجامعه انگلستان شکل گرفت که توانست اعتراض ها ونیروهای اجتماعی جدیدی که برای حقوق خود مبارزه می کردند به درون ساختار سیاسی جذب کند.این طور که از این تجربه تاریخی بر می آید، امکان آن وجود دارد که باز هم تحولاتی در درون ساختار و از درون سیستم سیاسی صورت بگیرد. اگراین تحولات صورت نگیرد وصرفا با همان کردارهای سنتی با این اعتراضات برخورد شود، امکان تعمیق این اعتراضات وجود دارد.
دوازدهم) بحران لندن نشان بن بست درمديريت اروپايي است. نظام هاي سياسي حاکم بر قلب اروپا ناتواني خود را درمديريت مسايل انساني نشان داده اند واين موضوع يک مدل فراگيراز ناتواني تمدني است. لذا اتفاقاتي که امروزدرکشورهاي اروپايي همچون انگليس رخ مي دهد نشانه هاي باليني تحولات بسيار وسيع درحوزه تمدني غرب است.
سيزدهم ) شورش و بحران كنوني درانگليس ممكن است به سقوط دولت ديويدكامرون از حزب محافظهكارمنجرگردد،اما سقوط دولت ويا تغييرازيك حزب به حزب ديگرا گرچه موجب تخفيف بحران خواهد شد اما مشكلات ريشهاي را حل نميكند.
چهاردهم) فاجعه براي كشورهاي اروپا تمكين به شرايط امنيتي بجاي مديريت براساس دموكراسي است خطري كه برخي ازجامعهشناسان سياسي اروپايي ازهم اكنون هشدارآن را ميدهند و تجربه تلخ دوران «جرج بوش» درآمريكا را با خود به همراه دارد.
دوشنبه: 1390/5/24- 14رمضا ن 1432- 15آگو ست2011
تأ ملي در باب حقوق بشر
اسدالله افشا ر
با گذر از موضوع پيشينه كاوي و پذيرش ضرورت حقوق جهاني به يكي از فروع آن يعني حقوق بشر ميرسيم.حقوق بشر نتيجه تحولهايي جدي درخصوص تابعان اين حقوق و موضوع شموليت ويژه اشخاص حقوقي وافراد در اين رشته است. دراينباره نيز دو ايده بارز مقابل يكديگر وجود دارد: عقيده آرمانگرايي ايدهآليستي كه تبلور مكاتب حقوق طبيعي و جامعهشناسانه «لئوندوگي» و «ژرژسلي» است كه فرد را كاملاً داخل حيطه حقوق شمولي بينالملل و از تابعان فعال آن ميداند. در مقابل اين تئوري، آراي رئاليستي است كه فرد را تابع فعال ندانسته و آن را منفعل تعبير ميكنند. ازاينرو حقوق بشر را ميتوان حقوق افراد در سطح بينالمللي قلمداد كرد.اين نظريه، حقوقي جهاني بشر را حمايت از افراد انساني در حقوق بينالملل تعريف كرده كه در سطح جهاني و منطقهاي «با توسعهاي كه يافته است» مطرح ميشود. در عصر حاضر، سازمان ملل متحد خود را صاحب صلاحيت عام در توليت و مديريت مفاد اين حقوق ميداند. از آنجا كه منشور ملل متحد و حقوق بشر در راستاي عملكرد و اقدامات سازمان ملل متحد تنظيم شده، داعيهداري جهاني از سوي قدرتهاي بزرگ سرداده ميشود.«در تاريخ 10 دسامبر 1948 ، مجمع عمومي سازمان ملل متحد در اجلاس پاريس براساس قطعنامه كميسيون حقوق بشر، اعلاميه جهاني حقوق بشر را تصويب كرد. اين اعلاميه داراي يك مقدمه، 30 ماده و سه قطعنامه ضميمه است. مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1926 ، دو پيمان و ميثاق فرامليتي درباره حقوق بشر را از تصويب گذراند. ميثاقهاي ذكر شده بيانكننده مواد اعلاميه 1948 پاريس بوده و از سوي تدوينكنندگان آن بهصورت قواعد آمره براي كشورهاي جهان تلقي ميشود و دليل آن، روح حاكم بر مفاد پيمان و پيوستن بسياري از كشورها به اصل ميثاقها و رويه اجرايي كردن قوانين مذكور از سوي دولتها بيان شده است.اما از نكات مهم درباره اعلاميه حقوق بشر، موضوع مشروعيت و الزامآوري آن است. از ديگر پرسشهاي تأثير گذارد درخصوص اعلاميه مذكور اين است كه چرا اين قوانين براي همه انسانها فارغ از مذهب، ... قابل اجرا بايد باشد؟ اين قانون از چه پشتوانه ضرورتي و ايجابي برخوردار است كه سبب شده دولتهاي بزرگ و ديگر ملل آمريت آن بر بسياري از قوانين بومي، داخلي و حتي مذهبي را بپذيرند؟ آيا اين پذيرش مبناي مقبول و دفاعمند منطقي دارد؟حقوق بشر داعيه جهاني و انسان شمولي دارد؛ به اين معنا كه انسانها را به صورتي مشترك و يكسان، با حيثيت طبيعت انساني، مخاطب اين قانون ميداند.
امّا اين داعيه بزرگ و جهاني بايد از گذر پيچهاي مهم پرسشهاي بنياني عبور كند تا بر همهپذيري آن، طوق انقياد انساني بر عهده افراد گذارده شود.بسياري طرح سؤالات ريشهاي را در اين خصوص برنميتابند؛ ولي بيشتر انديشمندان ضرورت مداقههاي فراوان بر اين امور را درك كردهاند.
جوهره اصلی حقوق بشر:
جوهره اصلی حقوق بشر پاسداری از حیثیت انسانی است. هر انسانی فارغ از جنس، رنگ، نژاد، مذهب دارای حیثیت انسانی برابر با دیگر انسان ها است. برخورداری از حیثیت و کرامت انسانی برابر، از اصول بنیادین حقوق بشر است که در هیچ شرایطی تخصیص نمی پذیرد. بنابراین منشاء برخورداری ازحقوق برابر و یکسان، حیثیت انسانی برابر و یکسان است نه تعلق به جنس، نژاد، مذهب و یا حتی خط مشی سیاسی غالب. لذا مهمترین چالش امروزین جهان مسیله توجه به مسایل حقوق بشر ومشکلات ناشی از نقض این حقوق بنیادین توسط دولتها است به حدی که به جرات میتوان ادعا کرد قرن حاضر دوره توجه به این مقوله وتشکیل دولتهایی است که حقوق بشر را در عمل بتوانند نهادینه کرده وضمانت اجرای داخلی آن را تضمین کنند. علی الاصول حق حیات و حرمت بشری پایگاه و خاستگاه حقوق بشری است که مطالعات جامعه شناختی و تاریخ اجتماعی جوامع بشری بر آن صحه می گذارد. این بررسی ها حاکی است ارتباط ، انسجام و وحدت زمینه های گوناگون حقوق بشر مانند حق حیات چنان دقیق، متقابل و همه جانبه است که تجاوز به آن در یک زمینه، به معنای تجاوز به همه این حقوق اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.لذا با عنایت به اهمیت روز افزون این حقوق واذعان به این امر که مباحث حقوق بین الملل عموما گرایش شدیدی به توجه به محوریت اشخاص در مقولات بین الملل یافته واخیرا تمایلات بسیاری در راستای طرح مسایل حقوق بشری در عرصه جهانی ملاحظه می شود، پرداختن به این مهم از ضروریات غیر قابل انکار می نماید .
ویژگیهای سا ختا ری حقوق بشر:
حقوق بشر، آن چنان که در اعلامیه جهانی حقوق بشر بازتاب یافته، از لحاظ ساختاری دارای ویژگیهایی است که توجه به آنها، نا سازگاری آن را با مبانی اندیشه دینی روشن میکند؛ همچنین غیرجهان شمول بودن آن از لحاظ ساختاری نسبتبه همه فرهنگها و مرامهای فکری آشکار میگردد. «حقوق بشر» موردنظر اعلامیه جهانی گرچه به لحاظ نظری به عنوان «مجموعه حقوق متعلق به افراد بشر»تعریف میشود و ازاینرو باید جهانشمول و از ارزشهای جهانی برخوردار باشد، ولی درواقع، جهانبینی خاصی را ترسیم میکند وآن عبارت است از: فرهنگ مدرن لیبرال ـ دموکراسی و سکولار غرب و تلاش برای فهم این حقوق بر اساس فرهنگی متمایز از فرهنگ غربی که در اصل،«تحریف» مفهوم مناسب آن است؛ همانگونهکه «جکدانلی» با صراحت میگوید:«برداشتهای ـ به اصطلاح ـ غیرغربی از حقوق بشر،درواقع، اصلاً برداشت ازحقوق بشر نیست.»
حقوق بشر مفهومی اخلاقی:
حامیان این نظر اسا ساً اصول حقوق بشر را توصیه هایی اخلاقی قلمداد می كنند كه می تواند مزین كننده اندیشه دینی شود. اینان بدون ورود به اصول، مفاهیم، مبانی نظری و همچنین اسناد حقوق بشر از مواجهه با متن و محتوای حقوق بشر پرهیز می كنند و صرفاً با اشاره به ایده كلی حقوق بشر هرگونه تناقض بین این ایده كلی و مضامین دینی را منكر می شوند. نكته حائز اهمیت آن است كه از این منظر حقوق بشر واجد هیچ گونه برنامه یا اقدام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیست، بلكه تنها نوعی تذكار یا هشدار محسوب می شود كه می توان در حد «اكل میته» یا اضطرار به آن توجه كرد.
حقوق بشر حداقلی:
حاملان این نظر بین برخی مبانی، فروض و احكام اندیشه دینی خود و حقوق بشر تعارض های مشخصی می بینند، به همین جهت اصول و مفاهیم حقوق بشر را با معیار و محك اندیشه دینی خود ارزیابی می كنند، سپس برخی اصول و موازین حقوق بشر را رد و نقض و برخی را تائید می كنند. طرح نظریه حقوق بشر اسلامی در واقع تبصره ای است بر «حق تحفظ» مسلمانان در پذیرش حقوق بشر.
حقوق بشر حداكثری:
در میان نواندیشان دینی و صاحب نظران متمایل به نوگرایی دینی حقوق بشر در واقع بیان كننده و توضیح دهنده«این زمانی» اندیشه دینی است. آنان حقوق بشررا روح دین و تبلورخواست و آرمان ادیان در جامعه انسانی می دانند و به همین لحاظ اساساً دین را در برابر اصول، مبانی و فروض حقوق بشر نمی دانند بلكه در مسیر و همراه با آن قلمداد می كنند. از این رو آنان تبصره ای به حقوق بشر و اصول آن نمی زنند و معتقدند تحقق این اصول گامی است به سوی سلامت جامعه و دین مداری آن.
مسأله حقوق بشر دغدغهاي گريز ناپذير:
مسأله حقوق بشر امروز براي بسياري از دولتمردان كشورهاي توسعه يافته و يا در حال توسعه، دغدغهاي گريز ناپذير شده كه خواسته يا ناخواسته به موضعگيري پيرامون آن ميپردازند. روزي نيست كه اخباري پيرامون رعايت يا عدم رعايت حقوق بشر در جهان امروز منتشر نگردد. اين مسأله، به قدري حياتي تلقي ميگردد كه مجوزهاي مداخلات مسلّحانه به نفع خود را مشروعيت بخشيده است و اين حس حقطلبي بهتدريج رو به افزايش است. رسانههاي جهاني هر يك در گوشهاي از نوشتار و سر مقالههاي خود به موضوع حقوق بشر ميپردازند. خلاصه آنكه حقوق بشر به حق و يا ناحق، وارد گفتمان حقوقي معاصر شده و با عملكرد سياسي بازيگران عرصه بينالمللي به شدت بر حقانيت دادههاي خود اصرار دارد. دربرخي مواقع، چنان به نظر ميرسد كه گويي اعلاميهها از قداستي خاص برخوردارند كه ترديد در صحّت آنان عملا تجاوز به خط قرمز فكر مشترك بشري و ميراث جاودانه گذشتگان ميباشد. دراين فضا مروري بر انتقادات و ابهامات حاكم بر اسناد حقوق بشري به ويژه در آن قسم كه ناظر به مباني فلسفي آنها ميگردد ضروري به نظر ميرسد. چرا كه همواره سخن از انتقادات دولتهايي بنا به اقتضائات عمومآ سياسي به بازخواني مواد مندرج در اسناد توجه داشتهاند يا متدينان مسلماني كه بنا به الهامات ديني اعلاميه را قابل نقد جدّي ميدانستهاند، و يا حتي گفتارهاي انتقادي فرهنگهاي شرقي درتأكيد بررويكرد غربي درنگارش اعلاميهها را بسيار خوانده وشنيدهايم.اما اين بخش ازانتقادات كه معطوف به لايه زيرين اسناد حقوق بشري است كمتر مورد توجه واقع شده است.به اعتقاد «ميشل ويله»استادو انديشمند حقوقي فرانسه، حقوق بشر معاصر در دامن الگوهاي تناقص آلودي گرفتار آمده كه شفافيت بخشي بدان، محتاج يك رويكرد نسبتآ تاريخي است تا در عمل نشان دهد كه تا چه ميزان مدعيان حقوق بشري در گفتههاي خود صداقت داشته و از سوي ديگر، مشخص كند كه طرح «حق بشر» به جاي «حقوق بشر» كه عمومآ در زبان دينداران رايج گرديده و مراد از آن نوعي برداشت جهاني از مسأله حق است، تا چه ميزان ميتواند صحيح باشد.
حقوق بشر معاصر گفتمانی ریشه دار:
حقوق بشر معاصر گفتمانی ریشه دار و در عین حال چند بعدی است که از یک سو شاخه های مختلف فلسفه را درگیر بحث حقوق بشر کرده و از سوی دیگر حقوقدانان را.ارباب مذاهب نیز در این حیطه بی طرفی اختیار نکرده اند. حقوق بشر معاصر در بادی امر، ادعای متواضعانه ای دارد و آن همانا تضمین حداقل حق های انسانی که از عالم اخلاق پای به عالم حقوق گذاشته برای همه انسان ها صرف نظر از رنگ، جنس، مذهب، ملیت، نژاد و دیگرتعلقات عرضی است. اما تأمل عمیق در این ادعا به خوبی نشان می دهد چندان هم ادعای متواضعانه ای نیست، چرا که از یک سو سنت را به چالش می طلبد و ازسوی دیگر سیاستمداران را می هراساند. بنابراین،اگرابعاد آن شناخته نشود،هم می تواند موافقت های شعاری را به دنبال داشته باشد و هم مخالفت های جاهلانه و متعصبانه.
چا لش هاي جدي جهاني شدن حقوق بشر:
گرچه در طول نيم قرن پس از شكلگيري سازمان ملل متحد، تلاشهاي بسياري براي نيل به اهداف ياد شده صورت گرفته وليكن وجود معضلاتي از محقق شدن آنها جلوگيري كرده است. اين موانع شامل موارد ذيل است:
1- ابهامات اسناد حقوق بشري : اسناد موجود حقوق بشري داراي عباراتي است كه چندان واضح و روشن نمي باشند. وجود عباراتي نظير«حقوق بشر و آزادي هاي اساسي» يا «حقوق اصلي و ضروري بشر» مؤيد اين دو حالت است.
از سوي ديگر حمايت بين المللي حقوق بشر نيز داراي ابهام و محدود به اموري چند است:
الف- تدوين توافق هاي بين المللي كه بوجود آورنده التزامات حقوقي بر عهده دولت ها براي شناسايي وتضمين رعايت اين حقوق مي باشد. ب- ارائه توصيه هاي جهاني براي اينكه حقوق بشر و آزادي هاي آن بايد در حق همگان بدون تبعيض هاي متداول شناسايي شود.ج- ايجاد مكانيزم هايي براي بررسي و تطبيق عملكرد و التزامات بين المللي دولت ها در خصوص حقوق بشر
2- گوناگوني ارزش و هنجاري ملل مختلف : از آنجا كه اسناد حقوق بشر بدون دخالت فعال كشورهاي اسلامي و دول در حال توسعه تدوين شد و ادامه فرايند تحول آن نيزدرغرب بود، نوعي عدم تجانس بين برخي از موادّ آن با ديگر نظام هاي ارزش و نظام حقوق اسلامي پديد آمد. اين امر مانعي عمده براي توسعه وتضمين اجرايي جهاني حقوق بشرگرديد. كشورهاي اسلامي درواكنش به اين امر در نشست القاهره، اعلاميه اسلامي حقوق بشر را تدوين كردند. اين اعلاميه فاقد هرگونه ضمانت اجرايي بود.آقاي راديكاكوماراسومي ازانديشمندان حقوق بشر اظهار مي دارد: «اگرچه حقوق بشر در همه فرهنگ هاي جهان خاستگاه هاي دارد، ولي خاستگاه هاي نظري نهضت حقوق بشر بدون ترديد غربي است.... تنها اين خاستگاه هاي تاريخي است كه بسياري از ملّي گرايان فرهنگي را بر آن داشته است كه نهضت حقوق بشر را به عنوان يك هنجار و معيار جهاني نپذيرند... و اين موضوع به عنوان يك بحران عمده در نهضت حقوق بشر درنيمه دوم قرن بيستم همچنان باقي است.»
3- حقوق بشر به عنوان يك ابزار سياسي:رويكرد نوعي سيا ست ابزارگرايانه و ايدئولوژي«يك بام و دو هوا» توسط قدرت هاي بزرگ، نظير آمريكا در قبال حقوق بشر موجب تزلزل بنيادهاي انساني و جهاني حقوق بشر خواهد شد. اين گونه دولت ها در هنگام تصويب ميثاق بين المللي مربوط به حقوق بشروازحق تحفظّ واعلام قيد استفاده كردند. اين امر به آنها اجازه تفسير مورد نظر خويش را ازحقوق بشر داده است دولت آمريكا هنگام تصويب ميثاق بين المللي حقوق مدني وسياسي،اعلام داشت كه نسبت به ماده هفت خود را ملزم مي داند ازرفتارظالمانه و غيرانساني،يا مجازات خلاف شؤون انساني به مفهومي كه دراصلاحيه هاي قانون اسا سي آمريكا آمده است،خودداري كند.
برخورد دو گانه و حتي چندگانه مدعيان حقوق بشر نسبت به كشورهاي مختلف جهان و قضيه حقوق بشردرآنها، به ترديد درمقاصد وانگيزه هاي پي گيري وضعيت حقوق بشر مي انجامد و اين امر به سست شدن التزام عملي و نظري بدان منجر خواهد شد.
پنجشنبه : 1390/5/20- 10رمضان 1432- 11آگو ست 2011
منا بع :
1- مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام.
2- باوند، داود، «تغيير مفهوم مسؤوليت بينالمللي».
3- رنجبريان، امير حسين، تأملي بر حقوق بشر. مجله راهبرد، ش 4 .
4- مهر پور، حسين، ضمانت اجرايي قانون حقوق ايران در زمينه رعايت حقوق بشر، مجله راهبرد، ش 4.
5- كرمي، سعيد(كارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسي)تأملي بر وضع شناسي حقوق بشردر جهان كنوني.
6- دکتر بهشتي، مرتضي ، میراث بشری در حقوق بین الملل.
7- براي مطالعه بيشتر در اين زمينه مي توان كتب زير را مطالعه نمود: حقوق بشر از ديدگاه مجامع بين المللي اثر خانم دكتر عاليه ارفعي. حقوق بشر و سير تكاملي آن در غرب اثر دكتر مهدي ابوسعيدي، حقوق جهاني بشر اثرمرحوم محمد تقي شريعتي. و حقوق بشر و راهكارهاي اجرايي آن اثر دكتر حسین مهرپور.
به منا سبت 17 مرداد ماه روز خبرنگار
د شوار،پرد غدغه وپرمسووليت
ا سد ا لله ا فشا ر
ا شا ره :
17 مرداد که به یاد خبرنگار شهید محمود صارمی، روز خبرنگار نام گرفته، روز پاسداشت کوشش های صادقانه روزنامه نگاران آزاده ای است که برای دسترسی، تولید، توزیع وا نتشار اطلاعات از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند.بدون تردید، انتقال آگاهانه و صحیح واقعیات و اطلاعات از سوی خبرنگاران به عنوان طلایه داران عرصه اطلاع رسانی به افکار عمومی منجر به ارتقای آگاهی، دانش و بینش مخاطبان می شود.
روز خبرنگار یادآور اراده عمل مجاهدانه مردان و زنانی است که برای بازگویی حقیقت و بازتاباندن واقعیت، پرچم رسالت بزرگ اطلاع رسانی را بر دوش گرفته و چراغ راه جامعه خویش گشته اند که در پیشاپیش این سلسله راهیان وادی آگاهی و نیک اندیشی، مجاهدانی هستند که در نگارش خبر از خون خویش مایه گذاشتند و در آسمان بلند شهادت و ایثار نام خویش را جاودانه ساختند.
روزخبرنگار روز بزرگی است روزی است که اهل قلم و بیان باید افتخار کنند که در خدمت بشریت هستند و برای پیشرفت انسانها گام بر می دارند. روزخبرنگار روز انسانهایی است که در کمال حریت و آزادگی تا پای جانمی کوشند . رسالت انبیاء را در رساندن ندای حق و حقیقت عملی سازند و جامعه را از گزند غفلت و تغافل نگاه می دارند . روز خبرنگار روز بندگان صالح خداست که جام شهداء را نوشیدند و فریاد سرخشان بیداری سبز را به ارمغان آورد. اين قلم ضمن تجليل از خدمات و تلاشهاي ارزنده جامعه خبرنگاري، مطبوعاتي و رسانهاي كشور و نكوداشت ياد وخاطره شهيدان عرصه آزادي،اطلاعرسا ني وآگاهيبخشي، شايسته مي داند نكاتي را به اين مناسبت يادآور شود:
يكم) نوشتن یکی از نعمتهای باری تعالی برای بشریت است، وقتی خداوند به قلم قسم میخورد ارزش ذاتی قلم از حدود نعمت نیز فراتر رفته و جایگاه رفیعی در جهان را به خود اختصاص میدهد که همه کانونهای انتشار علم و دانش و خبر بدون آن از امکان نشر برخوردار نیستند.اطلاع رسانی نیز فرصتی درخشان از عرصه های اثرگذاری نوشتن است که بشر در قرن حاضر توانسته آن را با بهکارگیری فنآوریهای نوین به فرآورده ای با ارزش و قابل انتقال برای عموم مردم درآورد که با بهرهگیری از زیرساخت اصلی یعنی قلم عرصهی پیوند جوامع و ملل را به گسترهی بیکرانی از دانسنتیها متصل ساخته است.
دوم)خبرنگاري حرفه ي مقدسي است.كار خبرنگاران ارتقاي آگاهي مردم است. و اين آگاهي است كه خواست ها وتمنيات اعضاي جامعه را شكل مي دهد. نظام هاي كارآمد،كارآمدي خويش رامرهون و مديون خبرنگاران آگاه و جسور و منتقد هستند. در همه ي دنيا جريان آزاد اطلاعات و خبررساني شفاف بنيان ولازمه ي مردم سالاري است. خبرنگاران آزاده و جسور در همه ي دنيا از موج سواري مسئولان بر حافظه ي كوتاه مدت مردم جلوگيري مي كنند. وبه عنوان حافظه ي هوشيار و پويا و نيزِ زبان گويا وحقيقت جوي جامعه عمل مي كنند.
سوم) درد نياي کنوني با وجود تکنولوژي هاي ارتباطي پيشرفته و متعدد درامردستيابي سريع به اطلاعات و منابع مختلف و با وجود درگيرى و خشونت که بطورآشكارا در بيشتر نقاط اين کره خاکي فراگير شده، كسب اطلاعات موثق و قابل اطمينان در مورد وضعيت سياسى، اجتماعى و امنيتى بشر و ميزان آوارگى آنها بسيار دشوار ودرعين حال بسيار ضرورى و حياتى است.خبرنگاران از مهره هاي اساسي اين مهم بشمار مي روند. يک خبرنگار بايد به واقعيت يك رويداد دست يابد وهمواره گام به گام حوادث در حوزه كاري خود حركت كند تا تحليل هاي خود را به صورت كامل و رسا ارائه دهد. يک خبرنگار موفق هميشه در انعكاس رخدادها بي طرفانه عمل مي كند؛ چون ذات خبرنگاري مبتني بر بي طرفي است و اينجاست كه خبرنگار با رعايت اين نكته مهم خود را به قوانين ملزم دانسته ودراين مسير به اهداف خود نائل مي شود. علاوه براين يک خبرنگار بايد همواره دركسب اعتماد و اعتمادسازي بين خبرنگار، منابع خبري و مردم خود تلاش کند. درجهان حاضرکه جوامع در حال تحول و نوزايي است قدرت درک، تجزيه تحليل و پيش بيني حوادث ازديگر مسائل اساسي اين حرفه بشمار مي رود.
چهارم)تاریخ 180 ساله مطبوعات ایران، بسیارپرفرازو نشیب است وروزنامه نگاران در همه این دوران،درکانون اصلی تحولات اجتماعی، سیاسی وفرهنگی ایران حضور داشته ونقش فعال و موثری را به عهده داشته اند وهزینه های سنگینی هم بابت این کار پرداختهاند.تحولات پدید آمده در سالیان اخیر،شرایط روی آوردن نسل جوان به فعالیت های مطبوعاتی را فراهم آورده و بدیهی است دراین راستا دست اندرکاران امور ارتباطات واطلاع رسانی درکشور وظیفه سنگین وخطیری بر عهده دارند واز رسانه ها انتظار میرود دراطلاع رسانی و انعکاس واقعیت ها و نیزخنثی سازی تبلیغات و عملیات روانی دشمنان علیه ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی مجدانه بکوشند.
پنجم) آنان که درکار قلم اند ومدام در فکر نوشتن خوب می دانند که دغدغه داشتن، بزرگ ترین انگیزه برای خلق است و آنان که دغدغه ای ندارند خالقان خوبی هم نخواهند بود.خبرنگاران در زمره دسته نخستین اند و آدم های بی خیال هیچ گاه خبر نگارنخواهند شد. همه آنان که یا کار خبری کرده اند وحالا از آن دست شسته اند ویا همچنان با این حرفه پردغدغه روزگار می گذرانند به خوبی آگاهند که در همه حوزه های این راه پررمز وراز، هنر مدیریت کردن دغدغه ها اولویتی اساسی دارد.چه اگرکسی نتواند این دغدغه ها را هدایت کند اندک زمانی پس ازهمه کامیابی ها نصیبی جز ناکامی نخواهد داشت.
ششم)خبرنگاری به جسارت واراده مستحکم برای پیگیری سوژه های خبری ، گزارش و جدال با اصحاب فکر نیازدارد که اگرنباشد کسی را ياراي ماندن دراین شغل نیست.پژوهش های علمی نشان می دهد که خبرنگاران در طول دوران خدمت مقدس اطلاع رسانی به انواع بیماری ها از جمله افسردگی،کسالت وبی خوابی، مشکلات گوارشی، مشکلات عصبی وروانی،اختلالات شدید جسمی ، اختلالات قلبی وتنفسی،ضعف بینایی،پرخاشگری ، گردن درد ودست درد، بی حسی انگشتان ، فراموشی، مشکلات خانوادگی،عجول بودن،عدم احساس امنیت جانی و شغلی و غیره مبتلا می شوند. متخصصین علم پزشکی و روانشناسی می گویند که روزنامه نگاری یکی از ده شغل پر خطردنیا بشمار می رود که بدلیل استرس فراوان و دنبال کردن اخبار روزانه،افراد را درمعرض سکته های قلبی و زخم معده قرار می دهند!
هفتم)خبرنگار،زبان گویای مردم و پل ارتباطی بین مردم و مسئولان است که فعالیت صحیح او موجب می گردد حاکمان خو د را درمقابل مردم پاسخگو بدانند. خبرنگاران در جلوگیری از استبداد حاکم بر جامعه نقش مهمی ایفا کرده اند و از آنجا که درخط مقدم خبررسانی فعالیت دارند، همواره باید گوش و چشم جامعه باشند.خبرنگاران درحوزه ي كاري، کم توقع، حساس، تیزبین وکنجکاوی هستند. و همانند معلما ن و پرستاران قشری هستند که کمتر قدر تلاشها و زحمات ايشا ن دانسته میشود.
هشتم)خبرنگاران چشم ناظر و مطمئن ملت براي حضور هوشمندانه و صادقانه در حوادث، رخدادها و رويدادهاي داخلي و خارجي و عامل اصلي در عرضه و انتقال دقيق، صريح و صحيح واقعيات و حقايق به افکار عمومي و در چارچوب هوشيارانه به منافع و مصالح ملي است.اصحاب رسانه بويژه خبرنگاران فهيم و با بصيرت ايراني ميتوانند با خلاقيت، هوشمندي و اتخاذ شيوههاي کارآمد، مؤثر و متفاوت و توام با انصاف و واقع گرايي، اهداف شوم و رفتارهاي دروغين رسانههاي سلطه را افشا و منافع و مصالح سلطهگران و قدرتهاي زورگوي جهاني را به چالش بکشانند و با شناسايي و حمله به نقاط آسيبپذير جريان خبري - اطلاعرساني دشمنان انقلاب و نظام، قدرت رسانهاي ايران اسلامي را دراين مصاف نابرابر و معنادار به آنان تحميل کنند.
نهم)خبرنگار واقعی، باید به دورازجناح بازیها، با رعایت حفظ مصالح نظام اسلامی تشخیص بدهد، مسایل و مشکلات جامعه را چگونه دررسانه انعکاس دهد که به رسالت واقعی وجایگاه او خدشه ای وارد نشود وازطرفی موجب سوء استفاده دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی هم نشود.دوری جستن از جناح بازیها،حضوردرصحنه، وصادق بودن دربیان گزارشها، ازعوامل پایداری یک خبرنگاردررسانه محسوب می شود.یعنی هرخبرنگاری دارای بینش سیاسی است ودرانتخابات به نامزد مورد علاقه اش هم رای می دهد. اما این نباید دلیلی برچشم پوشی اوازبیان مسایل ومشکلات جامعه شود.چون بیان این نارسایی ها وکمبودها ممکن است با عنایات دولت ومجلس برطرف گردد.
دهم) تردید نکنیدکه اگرظرفیتها بالا برود و سینهها فراخ شود و آزادیها بیشتر شود وتنوع سلائق افزایش یابد،رسانه خیرش بیش ازشرش است. صدای رسانه اگربلند باشد، همه مسوولان مجبورند خودشان راجمع کنند اما وقتی رسانه جمع شد، هرکس هرکاری خواست می کند و جامعه به مرور فاسد میشود. خبرنگاران، رسولان و طلیعه داران عرصه اطلاع رسانی و خدمت به جامعه هستند و کشور جمهوری اسلامی ایران به فرزندان فرهیخته و آزاد اندیش افتخار می کند. تفاهم و آرامش و همدلی میان مسئولین و جامعه مرهون تلاش صادقانه آنهاست و انتقادات سازنده اصحاب رسانه در کناراطلاع رسانی آنها غنیمتی ارزشمند برای مدیران بوده وموجب پیشرفت می باشد. رسالت تا ريخي خبرنگارکمترازرسالت روشنفکران نيست. واي به حال خبرنگاري كه خريده شود و شبکه هاي قدرت و ثروت را به خوبي فهم و هضم نکند.
جان كلام :
- خبرنگاري حرفه اي دشوار، پردغدغه و پرمسووليت است.
- اين حرفه از مزاياي محدود و معدودي برخوردار است و مشاهده مي شود بعضي از خبرنگاران و اصحاب مطبوعات حقوق خود را با تاخيري چند ماهه دريافت مي کنند!
- لکنت قلم و زبان آفت خبرنگاري است و حاکميت بايد سعي کند اين لکنت هيچ گاه بر قلم و زبان خبرنگاران صادق، سايه نيندازد.
- حفظ شأن و شئون خبرنگاری بدورازمراودات سیاسی وجناحی و رفاقتی، براساس بیان رنجها و دردها ونارسایی های موجود درجامعه، باید صورت گیرد.
- اگر چه تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم وتفاوتی بین خبرنگارتازه کاربا خبرنگاری که بیش ازسه دهه یا بیشتردرحال کاراست مشاهده نمی شود،پيشنهاد مي شوددراين خصوص دولت محترم براساس قدمت وسابقه کاری خبرنگار به آنها مدرک معادل اهدا کند. چنانکه درکشورهای پیشرفته جهان این قانون اعمال می شود وکسی که 25 سال سابقه کاردارد مدرکی معادل کارشناس ارشد یا دکترا به اوتعلق می گیرد.ولی این مدارک معادل درایران اعمال نمی شود واین هم ازمظلومیت خبرنگاری است.اين قلم اميدواراست با حضورفردي فرهيخته همچون برادرعزيزم جناب آقاي محمدزاده،دررأس معاونت امورمطبوعا تي وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي،اين مهم تحقق يا بد تا صا لحا ت وبا قيا تي دركارنا مه ي درخشان ايشان ثبت وجاري گردد.
دوشنبه : 1390/5/17- 7رمضان1432- 8آگو ست2011
به منا سبت 14 مرداد ماه روز حقوق بشرا سلا مي
ضرورت ارتقاء همه جانبه حقوق انساني
ا سد ا لله ا فشا ر
ا شا ره :
ميليونها کشته و مجروح درجنگ جهاني اول و دوم، شوک جدي به دولتهاي وقت وارد ساخت تا اهميت حقوق انساني درحفظ صلح و امنيت را بيشتر مورد توجه قراردهند و براي پيشگيري از تکرار جنايات گسترده وپاسخدهي به مطالبات فزاينده جهاني براي رعايت حقوق انساني و حفظ صلح به سمت تدوين اسناد و مقرراتي بين المللي در عرصه حقوق بشر همت گمارند. اعلاميه اسلامي حقوق بشر مصوب سازمان کنفرانس اسلامي (5 اوت سال 1990 ميلادي) يک تلاش به ثمررسيده ازسوي مسلمانان است و البته خارج از سازمان کنفرانس اسلامي نيزتلاشهاي ديگري صورت گرفته واسناد ديگري نيز مبتني بر انديشه اسلامي در حيطه حقوق انساني تدوين گرديده يا در حال تدوين است. اين فرآيند را نبايد پايان يافته تلقي کرد و از متفکرين و صاحبنظران اسلامي در درجه اول وسپس دولتهاي اسلامي بايد خواست که به توليد فکر دراين زمينه و رعايت استانداردها و معيارهاي مربوط به حقوق وآزاديهاي انساني ادامه دهند ودرفرآيند جهاني هنجارسازي، نقش مثبت و مؤثر خود را ايفا نمايند. اقدام سازمان کنفرانس اسلامي در تعيين «روز حقوق بشر اسلامي و کرامت انساني» که همزمان با سالروز تصويب اعلاميه حقوق بشر در اسلام در سال 1990 ميلادي ميباشد و سپس درج اين روز در تقويم ملي ايران ميتواند فرصتي براي بازانديشي در حيطه حقوق انساني و ارزيابي عملکردها و برنامهها و چالشهاي فرا رو ، جهت رعايت حقوق انساني باشد. نگا رنده
ضمن گراميداشت اين روز و تقديرازتلاشهاي نظري يکايک صاحبنظران و متفکران در حيطه اسلام و حقوق بشر و با احترام به کوششها و زحمات تلاشگران عرصه عمل و اجراي موازين حقوق بشردرکشورهاي اسلامي و سراسر جهان که بعضاً سختيها و هزينههاي مختلف را نيز به جان خريدهاند، نكات ومطا لبي رادراين خصوص يادآ ور مي گردد:
يكم) ريشه هاى تاريخى حقوق بشردراسلام به رفتار انسانى وپراز عدل و رأفت و عاطفه رهبر عالى قدرآن برمى گردد؛ چنان كه حضور و مشاركت رسول گرامى(ص)قبل از آغاز بعثت درمعاهدات دفاع ازمظلوم ويارى نمودن ستمديدگان مانند «حلف الفضول» و«حلف المتطيبين» دليل بر اين مدعاست. اين پيمان ها به منظور پايان دادن به خصومت ها و رفع ستمگرى نسبت به انسان هاى بى گناه و بى پناه منعقد شدند و طرفين در كنار خانه كعبه سوگند ياد كردند. در پيمان «حلف الفضول» يا پيمان جوان مردان، افراد شركت كننده، از جمله حضرت محمّد(ص)سوگند ياد كردند كه عليه ظالم، پشتيبان مظلوم و دست در دست همديگر «يد واحده» باشند تا ستمگر حق ستم ديده را بپردازد و تأكيد كردند: اين پيمان مادامى كه دريا كنار ساحل خود را مرطوب مى كند (يعنى براى هميشه تاريخ) استوار است( محمدخير هيكل، الجهاد و القتال فى السياسه الشرعيه، ط الثانيه، بيروت، دارالبيارق، 1417 هـ.ق، ص 721ـ722). پس از ظهور اسلام نيز پيامبر گرامى آن را مورد تأكيد وتأييد قراردادند و چنان كه دراحاديث آمده است،فرمودند: «من درخانه عبدالله بن جُدعان شاهد پيمانى شدم(ودرآن حضور داشتم)كه اگر حالا (پس از بعثت) نيزمرا به آن پيمان دعوت كنند، اجابت مى كنم. (ابن هشام،السيره النبويّه، بيروت،دارالقلم،ج 1،ص141)
ابن هشام،سيره نويس مشهور،در مورد پيمان مزبورازآن حضرت نقل مى كند كه فرمودند: «من حاضرنيستم پيمان خود را به هيچ وجه نقض كنم، اگرچه درمقابل آن،گران بهاترين نعمت (اشتران سرخ مو) را دراختيار من بگذارند.»( ابن هشام،السيره النبويّه، بيروت،دارالقلم،ج 1،ص142)
نمونه ديگرمنشور مدينه است كه براساس آن، پيمانى بين مسلمانان، كفّارويهود مدينه منعقد شد، روابط آن ها برمبناى همزيستى مسالمت آميزاستوارگشت و حكومت اسلامى دراولين اقدام عملى خود،حقوق اقليّت ها را به رسميت شناخت وحمايت ازآنان را به عهده گرفت.(همان،ج 2،ص 147ـ150)
عظمت نظام حقوقى اسلامى و اهتمام آن به حقوق بشر به حدّى است كه نه تنها در زمان صلح و نسبت به شهروندان خود، بلكه در زمان جنگ و نسبت به دشمنان و لشكريان مخالف نيز حقوق بشردوستانه بين الملل را بنياد نهاد. در حالى كه حقوق بين الملل تنها در نيمه دوم قرن نوزدهم و شروع قرن بيستم توانست مقرّرات و قوانينى را براى حقوق بشردوستانه وضع كند، حكومت اسلامى از بدو تأسيس، قواعد انسانى را براى مبارزه و جنگ مقرّر نمود؛ چنان كه رسول خدا(ص)مبارزان مسلمان را از كشتن زنان،كودكان، تعقيب فراريان، نابود ساختن كشتزارها و رفتارهاى غيرانسانى ديگر بازداشتند.( حسين الفتلاوى سهيل، حقوق الانسان فى الاسلام، بيروت، دارالفكر، 2001، ص 35 )
دوم) درجهان بينى اسلامى،انسان خليفه خدا(انعام: 165)وگل سرسبد آفرينش(حج:65 ) است وجهان هستى براى او و به خاطر خدمت به او آفريده شده است ( بقره: 29 ). از اين رو، خداى متعال وى را گرامى داشت و در آفرينش او، به خود تبريك گفت(مؤمنون: 14 ) واز بين همه موجودات، او را براى خود برگزيد ( طه: 40 و 41 ). آن گاه براى نيل او به هدف آفرينش،كه همانا كمال شايسته اوست، به وى استعدادهايى موهبت نمود و براى شكوفايى آن استعدادها، تكاليفى مقرّر و حقوقى ارزانى داشت كه ازجمله آن ها مى توان به «حقوق بشر» اشاره نمود.همان گونه كه در مقدّمه«اعلاميه اسلامى حقوق بشر» آمده است: «حقوق اصلى و آزادى هاى عمومى دراسلام، جزئى از دين مسلمين است.»
سوم) انديشه تدوين آييننامهاي براي حقوق بشر، ريشه در تاريخي دور و دراز دارد و نميتوان تلاشهاي گذشتگان و نياکان بشررادراينباره ناديده گرفت و برايناساس اعلام کرد که اين انديشه و از آن مهمتر، تدوين و نگارش اين آييننامه حقوقي فقط در دوران جديد صورت گرفته است.
البته واقعيت اين است که سير تدوين و تحولات گوناگون مربوط به قانون حقوق بشر، در دوران جديد، انسجام، و تکامل بيشتري يافته است که البته با توجه به اوضاع و احوال روزگار جديد و شرايط خاص آن، اين قوانين سمت وسوي خاصي به خود گرفتهاند؛ به طوريکه ميتوان گفت قوانين حقوق بشري مربوط به دورههاي گذشته، بيشتردردرون يک قلمرو خاص ارائه ميشد و معمولا حالت «خصوصي»تري به خود ميگرفت. اما در قوانين مربوط به حقوق بشرکه در دوره جديد سر برآورد،اين امر«عمومي»تر شد و از مرزهاي يک کشورومنطقه گذشت. بهعنوان مثال ميتوان به «قانون حمورابي (همورابي)» بابلي اشاره کرد که در سال 1700 قبل از ميلاد وضع شده است و بهنظر ميآيد که اين قانون، اولين تلاش انساني براي حمايت از انسان دربرابر طغيان قدرتها باشد و هدف آن، اشاعه عدالت بهمنظور جلوگيري از تجاوز قوي به ضعيف بوده است.
نمونه ديگري که درتاريخ اسلامي، از اهميت والايي برخوردار است، پيمان مشهور به «حلف الفضول» است ،كه درسطورفوق به آ ن اشا ره گرديد.
چها رم) اسلام بهعنوان دين مبتني بر دو شاخه اصلي عقيده و شريعت، بويژه سابقه طولاني حضور در عرصه عملي زندگي و متن جامعه و حکومت، طبيعي است که داراي يک نظام فراگير و جامع حقوقي- قانوني باشد و به همين دليل طبيعي است که درصورت لزوم، به ارائه نظر خود درباره امور و مسائل مختلف بپردازد و حتي در موارد نياز، براساس اصول خاص خود به موضعگيري عملي و مشارکت در تدوين و اجراي قوانين لازم اقدام کند. ازاينرو برخلاف تصور اوليه ناکافي، نامستند يا حتي سطحي و ناآگاهانه از حقايق اين دين يا شايد بيانصافي و غرضورزي در مواجهه با دستاوردهاي آن يا تقليل شان و قلمرو آن و …
اسلام با مقولات مهم و لازمي به نام «قانون» و «حقوق» و شاخهها و متفرعات آنها بيگانه نيست، بلکه چنانکه گفته شد، يکي از ارکان اصلي آن، شريعت، يعني قانون و قانونگذاري است. بنابراين با توجه به اين مساله، اجمالا گفته ميشود که اسلام نه تنها ميتواند درباره مساله حقوق بشر و مسائل مربوط به آن اظهارنظرکند، بلکه حتي ميتواند به ارائه و طراحي اينگونه مسائل نيز اقدام کند.
پنجم) قرآن مجيد درآيات متعددى به حمايت ازحقوق بشر اهتمام ورزيده است كه به چند مورد آن اشاره مى كنيم:
1. "أُذن للّذين يقاتلون بأنّهم ظُلِموا و أنّ اللّه على نصرهم لقدير الّذين أُخرجوا من ديارهم بغير حقّ الاّ أن يقولوا ربّنا اللّه ولولا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لهدّمت صوامعوبيعَ و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم اللّه كثيراً..."(حج:39و 40) اين آيه، علت إذن در جهاد را«مظلوميت»و مورد ظلم قرار گرفتن و اخراج از كاشانه و آواره ساختن مؤمنان ازوطن خودازسوى ستمگران مى داند.
2. "ولمن انتصر بعد ظلمه فاولئك ما عليهم من سبيل، انّما السّبيل على الّذين يظلمون النّاس و يبغون فى الارض بغيرحقّ...: كسانى كه بعد ازآن كه مورد ظلم قرار گرفتند، يارى بطلبند،ايرادى برآنان نيست،ايراد و مجازات بر كسانى است كه به مردم ستم مى كنند ودرزمين به ناحق ظلم روا مى دارند" (شورى: 41 و 42).
3. "و مالكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين من الرّجال و النّساء و الولدان الّذين يقولون ربّنا أخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً : چرا در راه خدا و براى رهايى مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران تضعيف شده اند) پيكار نمى كنيد؟! همان افراد (ستمديده اى) كه مى گويند: پروردگارا ما را از اين شهر (مكه) كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر، و از طرف خود براى ما سرپرستى قرار ده و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما". (نساء: 75)
ششم)در سنّت نبوى(ص) و ائمه معصومين(ع) نيز سفارش زيادى به اين امر شده است؛ چه اين كه «در اسلام، مسؤوليت مقابله با تهديد و ارعاب وظيفه اى همگانى است كه بايد همه يكپارچه، در برابر عوامل تهديد و ارعاب بايستند و از مظلوم دفاع كنند و خصم ظالم باشند.»( على اكبرخسروى،حقوق بين الملل دفاع مشروع،تهران،آدينه،1373،ص 69 ) چنانكه دستور نورانى اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع)مبنى بر اين كه «همواره خصم ظالم و يار و ياور مظلوم باشيد»( على اكبرخسروى،حقوق بين الملل دفاع مشروع،تهران،آدينه،1373،ص 69 ) بيانگرتعالى اصول حقوقى اسلام و حقانيت اين نظام حقوقى مى باشد. در روايتى از پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: «هر كس فرياد استغاثه هر مظلومى (اعم از مسلمان يا غير مسلمان) را بشنود كه مسلمين را به يارى مى طلبد، اما فرياد او را اجابت نكند مسلمان نيست.و در روايت ديگر فرمودند: «يارى نمودن ضعيفان، بهترين و با فضيلت ترين صدقه هاست.» بر اساس برخى روايات ديگر، مسلمانان بايد به حل معضلات و گره گشايى يكديگر اهتمام داشته و در اين راستا تلاش نمايند و گرنه از زمره مسلمان واقعى خارج هستند.( الشيخ محمدبن الحسن الحرّ العاملى، وسايل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة، ج 11، بيروت، داراحياء التراث العربى، الطبعة الثانية، بى تا، ص 108، باب 59 حديث 1: «من سمع منادياً ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم.» / حديث 2: «عونك الضعيف من أفضل الصّدقة» / ص 559، باب 18، حديث 3: «قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): من أصبح و لم يهتمّ بأمور المسلمين فليس بمسلم.»)
هفتم) منشأ بسيارى از تفاوت ها در ماهيت و مصاديق حقوق بشر از ديدگاه اسلام و غرب، اختلاف جهان بينى و تفاوت در انسان شناسى مى باشد، گرچه مقصود هرگز اين نيست كه «انسان» به صرف انسان بودن و فارغ از هرحيثيت دينى، نژادى و جنسيتى، حقوقى ندارد؛ زيرا همان گونه كه استاد شهيد مطهرى فرمودند: «از ديدگاه اسلام، حتى براى بدترين مجرمين نيز حقوقى در نظر گرفته شده، كسى نمى تواند آن حقوق را ناديده بگيرد. در منطق اسلام، اگر كسى هزاران نفر را كشته باشد و مجازات صدبار اعدام هم براى او كم باشد، باز هم حقوقى دارد كه آن ها بايد رعايت شوند.»(مرتضى مطهرى، پيرامون انقلاب اسلامى، ص 46ـ47 )
هشتم) نظريه حقوق بشر غربى هرگز با مبانى انديشه اسلامى سازگارى ندارد. حقوق بشر غربى با اتّكا به «راسيوناليسم»، بر اين باور است كه هيچ مرجعى بجز عقل بشر براى داورى در باب ادعاهاى اخلاقى وجود ندارد.( Jean L. Cohen & Anrew Aroto, Civil and Political Theory, P. 609, n. 27 ) با اتّكا به اومانيسم» هم تأكيد مى كند كه اين حقوق با شخص انسان آغاز مى شوند و با او به پايان مى رسند. از اين رو، منشأ اعتبار و مفهوم اين حقوق، صرفاً انسانى است و نمى توان آن ها را به فراتر از شخص انسان گسترش داد.(Jack Donnelly, "The Concept of Human Rights", P. 37 ) اصطلاح «حقوق بشر»، هم ماهيت و هم منبع اين حقوق را نشان مى دهد; يعنى حقوق بشر، حقوقى است كه هر فرد به دليل انسان بودن از آن ها برخوردار است(Jack Dennelly, "International Human Rights", P. 18 )نه آنكه از جانب خداوند به وى عطا شده باشند و اصلا اين حقوق ارتباطى با خدا يا وحى يا دين ندارند.( Rolando Gaete, "Human Rights and the limits of Critical Reason", P. 7 )
پس هرگونه تلاش براى ارتباط حقوق بشر (در انديشه و مفهوم غربى) با ارزش هاى مبتنى بر وحى الهى، مانند ارزش هاى اسلامى، بيهوده است؛ زيرا ارزش هاى دينى هرچند براى انسان حقوقى در نظر گرفته اند، اما به لحاظ تعالى در بينش و نگرش دينى به انسان و رعايت حقوقى كه به حيات طيبه و شايسته انسانى و فرانباتى و فراحيوانى بشر ارتباط مى يابند،( رعد: 29 ) عالى ترين حقوق را منظور داشته است؛ اما باور و نقطه آغاز و پايان آن ها خداست، نه انسان.
نهم)درجمهوري اسلامي ايران اگرچه اصل بنيادي پيشبرد حقوق بشر يعني حاكميت قانون به رسميت شناخته شده ودرقانون اساسي نيزتلاش شده است ابعاد اين اصل معين شود (به عنوان مثال در اصل 58 اعلام شده كه اعمال قوه مقننه (كليه قانونگذاري ها) ازطريق مجلس شوراي اسلامي خواهد بود ودر اصل 91 نيز براي اجراي اصل 4 قانون اساسي از حيث تشخيص عدم مغايرت مصوبات مجلس با احكام اسلام و قانون اساسي، شوراي نگهبان پيش بيني شده است و درامر قضا نيز به موجب اصل 36 اعلام گرديده كه حكم به مجازات و اجراي آن بايد تنها ازطريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد و در امور اجرايي نيز مفصلا چارچوبهاي قانوني آن پيشبيني شده و راهكارهايي مثل ديوان عدالت اداري يا نظارت رئيس مجلس يا خود مجلس بر مصوبات و اقدامات قوه مجريه در نظر گرفته شده است)، واقعيت اين است كه هم قانونگذاري يا تصويب اسناد لازم الاجرا براي همه دستگاهها توسط نهادي غير از مجلس صورت ميپذيرد، هم مراجع قضايي فقط محدود به دادگستري موضوع اصل 159 نبودهاند و هم در فرآيند رسيدگي قضايي نيز محدود به اجراي اصل 36 نبوده و نيستند؛چراكه به موجب اصل 167 راه باز است كه قاضي اگر حكم هر دعوا را در قوانين مدونه نيابد، به استناد منابع معتبر اسلامي يا فتاواي معتبرتشخيص دهد و حتي از اين فراترگاه درآيين نامه فعاليت برخي نهادها كه متصدي امور قضائي برخي ازشهروندان هستند، مواردي آمده كه براي محكوميت متهم ملاك هاي ديگري نيز دردسترس ميباشد.درامور اجرايي نيز موارد متعددي، چه ازحيث ساختارسازي و چه از حيث فعاليتها، وجود داشته و دارد كه به استناد اصل 57 يا اصل 110 قانون اساسي يا مباني شرعي خارج از قانون اساسي، توجيه شده و قانوني تلقي ميشود مصوبات مجلس با ذكر كلي اصول ياد شده ولي با مباني فقهي خارج از قانون اساسي كه در ارتباط با اختيارات مقام رهبري است خلاف شرع و قانون اساسي اعلام گرديده است.
بدين ترتيب با در نظر گرفتن اين واقعيت وقتي قراراست در بررسي رويكرد نظري جمهوري اسلامي در مقوله حقوق بشر ارزيابي صورت گيرد، وضعيت اصل بنيادي حاكميت قانون در ايران و مفهوم و دامنه حقوقي آن در كشورمان امر مهم وظريفي است كه در حوزههاي مختلف حقوق انساني بايد بدان توجه داشت و از آثار عملي و اجرايي متنوع آن در عرصه داخلي يا بينالمللي غافل نشد.
جان كلام :
براي پيشبرد حقوق بشر چارهاي نداريم كه كمبودها ،نواقص واشتبا ها ت گذشته را شجاعانه و صادقانه تصحيح و نقاط قوت را تقويت كنيم و در فرآيندي تدريجي و مبتني بر گفتوگو و مشاركت همه طيف هاي جامعه در فضاي دوستي و محبت به آرمانهاي انقلاب خود، كه همان آرمانهاي متعالي انساني است، دست يابيم و توسعه متوازن، همه جانبه و پايدار را در ابعاد حقوق سياسي و مدني و حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و حقوق همبستگي تجربه كنيم.
دولتهاي اسلامي نيزازياد نبرند که برابر انديشه اسلامي دردرجه اول درپيشگاه الهي مسوول هستند که حقوق مردم را رعايت کنند همچنين شهروندان آنها نيز بيصبرانه انتظاررعايت حقهاي انساني درحوزههاي مختلف را دارند. فرصتها را نبايد ازدست داد بلکه با رعايت حقهاي انساني و رفع مشکلات و دردهاي موجود مي توان به شهروندان خود و جهانيان نشان داد که راهبرد ديني و وجداني دول اسلامي، ضرورت ارتقاء همه جانبه حقوق انساني است. اينگونه عمل کردن در جهان معاصر بهترين دفاع از ارزشهاي ديني و معنوي نيز محسوب ميشود و قلوب مختلف را به خود جذب مينمايد و سوء استفاده کنندگان از مقوله حقوق بشر را رسوا مي سازد.
قطعا آينده از آن هر ملتي است كه براي كسب پيشرفت، توسعه همه جانبه، فضيلت، اخلاق، معنويت و رعايت حقوق بشر كوشش بيشتري به عمل آورد.
پنجشنبه : ۱۳/5/1390- ۳رمضان 1432- ۴آگوست۲۰۱۱
ماه مبارك رمضان ؛ بازخواني كتاب عمل
اسد الله افشار
اینک ماه رمضان بر دوستانش اقبال نموده است، ماهی که آلودگی ها را می شوید و می سوزاند توبه دل های خطاکاران و گرسنگی بندگان دراین ایام مبارک رحمت الهی را جلب می کند اگر خواستار آن هستیم که از سفره پر بهره این ماه بهتر و بیشتر برخوردار شویم باید روح و روان را در چشمه زلال روزه بشوییم و نفس اماره را در بند کشیم.
ماه رمضان ، یک دوره آموزشی، تربیتی :
ماه رمضان در دستورات اسلامی و مکتب قرآن یک دوره آموزشی، تربیتی و هدیه ای آسمانی به حساب می آید، آدمی در چنین اوقاتی بیش از ماههای دیگر ملتزم و مقیّد می گردد که با خدای خویش راز و نیازکند، عبادات را اعم از واجبات و مستحبات جدی تر انجام دهد، با قرآن انس گیرد و بدین گونه روح خود را با کلام حق صفا دهد، روزه دار رابطه اش را در این ماه با افراد جامعه خصوص محرومان و رنج دیدگان قوی تر می نماید و برای رفع گرفتاری های اقشار کم بضاعت با کوشش افزون تری گام بر می دارد،در واقع روزه دار راستین هم فاصله بین خود و خدا را کم می کند و هم فاصله ها و تضادها و شکاف های اجتماعی را از بین می برد، او برای تفاهم، اتحاد و انسجام بین مؤمنان لحظه ای آرام نمی گیرد، بین قلب ها پیوند و اخوت برقرار می سازد هم از نفس خویش آلودگی ها را دور می سازد و هم همّت به خرج می دهد که ناگواری های اجتماعی زایل گردند و به جای آن تفاهم، مودّت، صمیمیت و هم دردی و دل سوزی متقابل جایگزین شود،روزه دار این گونه خود را به تقوا و پارسایی نزدیک می کند و کسی که پرهیزگاری را در تمامی ابعاد به کار گیرد نزد خداوند از کرامتی ویژه بهره مند است، در سرای آخرت برای خود جایگاه ویژه و شایسته در نظر گرفته و نیز به برکت این خویشتن داری و خوش نیتی نوعی فراست و فرزانگی را بدست می آورد و از سرچشمه فیوضات ربّانی جرعه های جاویدی می نوشد.
ماه مبارك رمضان ، ماه ريزش ورويش :
خواجه عبداللّه انصاری گفته است: اینک ماه رمضان آمد که هم بسوزد و هم بشوید، به آتش گرسنگی تن ما را بسوزاند و به آب توبه دل های گناهکاران را بشوید. ماه رمضان که شریف ترین ماههاست موسم معاملت تو دانسته، ماهی که در آن گناهان آمرزیده، دیوها رانده، درب بهشت گشوده و درهای دوزخ بسته می شود.آن صاحب دل که در این ماه پر معرفت بردرجات معرفت قلبی خود بیفزاید منجلای تجلّیات حضرت دوست می شود. رمضان که می آید می باید خم خانه نفس رذیله فرو ریزد و بت خانه وجود از لوث وجود تمام اصنام فرودین مادی و اهریمنی پالوده و پیراسته گردد که به فرموده مولانا امیرالمؤمنین (ع) مادر بت ها، بت نفس شماست.
ماه مبا رك رمضان، فصل محا سبه :
«محاسبه » و «مراقبه » هم یک آینه است، اما ... پیش چهره جانت و در برابرروحت! و ... شاید در حضور جمع و در ازدحام روز مره گی نتوانی و مجالی نیابی تااز خودت حساب بکشی. اینجا هم خلوت و تنهایی و فراغت، چاره ساز است. لحظات سرشار از برکات و معنویات رمضان از همین فراغتهای مطلوب و دوست داشتنی است. فرصت خلوت با خویش و خداست، ساعات حضورو در مجلس «مراقبه » و «محاسبه »است، موعد امتحان اخلاص است، فرصتی است تا «دفتر دل » را بگشایی و «کتاب عمل »را بازخوانی کنی.
تو که می گفتی: مجال و حالی نیست، گرفتاریها و مشکلات و ...
فرصتی برای «رسیدن به خود» نمی گذارد، اینک، این همان مجال و فرصت ناب! توباید آموخته و تمرین کرده باشی، «تنهایی در جمع » را، «خلوت » در «ازدحام »را، «سکوت در هیاهو» را، رمضان چیست و تو در کجای این «قطعه ای از بهشت »قرار داری که موهبت خدا برای زمینیان است؟ با کدام دعوت به این ضیافت آمده ای؟ سر کدام سفره و مائده معنوی نشسته ای و فیض حضورت و بهره آمدنت چیست؟ این نیز نوعی محاسبه و حساب کشیدن از خویش را می طلبد.
ما ه مبارك رمضان، ما ه ضیافت های :
ماه رمضان، ماه ضیافتهای مشروع و کارساز است. ماه ذوب کردن گناه است و خالی کردن درون از شهوتها؛ تا نور معرفت در آن بتابد و درهای رحمت بر روح انسانی گشوده شود، تا پای در سراپرده نور عبادت و عبودیت نهد و از سراچه ظلمت عادت و شهوت خارج شود. ماه رمضان، ماه راز و نیاز با ربّ الارباب است. غم دل با او گفتن و گره عقدههای فراق را در حضورش گشودن. غبار غفلت از آینه جان زدودن و نور ذکر در آن تابانیدن. همه و همه بر سر سفره رحمان در ضیافت رمضان میسر است. بزرگترین درس رمضان مبارک این است که باید از هر چه بدان دل بستهای بگذری تا به دلدار برسی.
ماه مبارك رمضا ن ، ماه بهار قرآن وبهارعبادت :
ماه رمضان، ماه لذّت بردن از بارشِ گاه وبی گاه ابرهای بهاری چشم است؛ بارشی که چون ظهور خورشید در ظلمت، روح غبارگرفته را شست وشو می دهد. رمضان بهار است؛ بهار قرآن کریم و بهار عبادت خداوند رحیم؛ یعنی درمان دردهای بی درمان است. ماه رمضان ماه مأنوس شدن با مفاتیح الجنان و فریاد فراق کشیدن با «ابوحمزه» در نیمه شب است. ماه رمضان ماه سحرهای روحانی، نمازهای عرفانی و سجده های طولانی است. خداوند متعال خطاب به رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: «ای احمد، می دانی بنده چه وقت به من نزدیک می شود؟ پیامبر(ص) در جواب فرمود: نه. خداوند فرمود: هنگامی که گرسنه یا در سجده باشد». آری، ماه رمضان ماهی است که ما را به سوی آخرت سوق می دهد و دل را چون آینهْ صاف و پاک می سازد. ماه رمضان ماه تمرین است؛ تمرین یک ماهه ای برای تسلط بر خود و در دست گرفتن لجام نفس.
ماه مبارك رمضان، وقت استغفار ، دعا و انابه:
مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای درباره ماه مبارک رمضان و فرصت دعا و استغفار چنین می فرمایند:استغفار، شما را از آن حقارت نجات می دهد. استغفار، ما را از آن بند و زنجیرها و غل ها نجات می دهد. استغفار، زنگارهای دل نورانی تان را ـ که خدای متعال به شما داده است ـ از بین می برد و پاک می کند. دل، یعنی جان؛ یعنی روح؛ یعنی آن هویت واقعی انسان. این، چیز خیلی نورانی ای است. هر انسانی، نورانی است؛ حتی انسانی که با ما رابطه و آشنایی ندارد، در جوهر و ذات خود، نورانیت دارد؛ منتها بر اثر بی معرفتی و گناه و شهوت رانی، آن را دچار زنگار کرده است. استغفار، این زنگار را از بین می برد و نورانیت می بخشد. ماه رمضان، وقت استغفار و دعا و انا به است...
ماه مبارک رمضان ، فرصتي براي رشد معنوى انسان :
ماه مبارک رمضان از فرصت هاى مبارکى است که هر کس به اندازه ظرفیت وجودى خود مى تواند از آن استفاده کند، نکته مهم این است که اگر انسان در این ماه غافل بماند، این فرصت استثنایى را از دست داده است.بعضى از فرصت هایى که توجه به آنها در ماه مبارک رمضان به رشد معنوى انسان کمک مى کند، عبارتند از:
1- رمضان، فرصت توفیق و تلاش : در ماه رمضان زمینه هاى زیادى براى ارتباط بهتر انسان با خدا، پرورش روح و رشد و تعالى انسان فراهم مى شود. این زمینه ها را توفیق مى نامند که اگر با تلاش و کوشش انسان همراه شود، بى شک موفقیت به دست خواهد آمد.
2- رمضان، فرصت برنامه ریزى و تنظیم وقت : از مهم ترین مشکلات جامعه امروز، ضعف برنامه ریزى دقیق در برنامه هاى فردى، خانوادگى و اجتماعى است که نتیجه این ضعف، هدر رفتن سرمایه ها و امکانات مادى و نیروى انسانى و از دست رفتن فرصت ها و نرسیدن به هدف ها است. در ماه رمضان همه کارها در زمان مشخص انجام مى شود که همین وضعیت، انسان را به نظم و برنامه ریزى فرا مى خواند. نمونه آن، بیدار شدن در سحرها و پرهیز از خوردن و آشامیدن در زمان هاى مشخص است.
3- رمضان، فرصت پیوند با ولایت : در ماه رمضان با وجود شرایط ویژه مانند برگزارى محافل توسل و ذکر فضایل و مناقب اهل بیت علیهم السلام و بیان جایگاه ایشان در جهان هستى و وظایف ما در برابر ایشان، زمینه بسیار مناسبى براى شناخت و معرفت صحیح و تحکیم پیوند با این خاندان فراهم است و این معرفت، فراتر از شناخت نام ها و لقب ها است.
4- رمضان، فرصت آشتى با خدا : ماه رمضان، ماه برکت، رحمت و مغفرت است. از سویى، یکى از مظاهر رحمت و مغفرت الهى این است که در توبه را براى بندگانش گشوده است. بنابراین، این ماه از فرصت هاى مناسب براى بازگشت به سوى خدا است. هرگاه بنده تأمل کند که به سبب نافرمانى و ترک بعضى از واجبات چه فرصت هایى را از دست داده و چه عاقبتى در انتظار اوست، خود به خود مى کوشد گذشته را جبران کند.
5- رمضان، فرصت رفع کدورت ها : ماه رمضان، بهترین زمینه براى رفع هر گونه کدورتى است که ریشه در هواهاى نفسانى و حبّ و بغض هاى دنیوى دارد. چنانچه انسان ها در این فرصت مبارک به آثار محبت در راه خدا توجه کنند و پى آمدهاى سوء کینه و کدورت را در نظر داشته باشند، بى شک، این بیمارى روحى درمان پذیر خواهد بود.
6- رمضان، فرصت تغییر و اصلاح ظاهر : ماه مبارک رمضان، فرصت خوبى براى تمرینِ داشتن ظاهر خداپسندانه است تا در پى آن، زمینه تحول باطن افراد فراهم آید؛ زیرا انسان ها با انتخاب هر نوع ظاهرى مانند لباس، رفتار، سخن و...، زمینه اثر آن را در باطن خود فراهم مى کنند. چرا که اسلام بر اصلاح ظاهر فرد تأکید مى کند و حفظ شعایر دینى را زمینه ساز تقواى قلب ها مى داند.
7- رمضان، فرصت خوب شدن : معمولاً انسان ها در برابر این پرسش که چرا آدم خوبى نمى شوید یا خوب و درست عمل نمى کنید، مى گویند نمى شود، ممکن نیست. ماه رمضان به خوبى نشان مى دهد که همه مى توانند خوب باشند. همچنان که در ماه رمضان آمار خوبى ها، خیرات و انجام عبادت ها، بالاتر و نیز آمار بدى ها و تجاوز به حقوق دیگران، پایین تر از دیگر زمان ها است.
وسایل و ابزار خوب شدن عبارتند از: خواست، نیت، همت و اراده انسان و ارتباط با خدا که این ابزار به ماه رمضان محدود نمى شود. هر چند در این ماه، زمینه آن بیشتر فراهم مى شود. اگر این مراقبت در دیگر ماه ها نیز پى گیرى شود، انسان ها مى توانند خوبى ها را در تمام طول سال تجربه کنند.
ماه مبارك رمضان ، ماه خود سا زي وامساك :
رمضان ماه «بندگی» است و خودسازی؛ تقویت روح و جسم. پاکسازی جان، تصفیه باطن، تطهیر قلب، تمرین اطاعت، تقویت اراده، تجربه عبودیت و غلبه بر شهوتها. رمضان ماه «امساک» است؛ امساک «شکم» از خوردن و آشامیدن. امساک «چشم» از نگاههای حرام و شهوتبار. امساک «زبان» از دروغ، غیبت، تهمت، ناسزا، لغویات و… امساک «گوش» از شنیدن نارواها و حرامها. امساک «دست و پا» از تعدی و تجاوز به حقوق دیگران. باید دست دیگران را گرفتن، به یاری آنها برخاستن و قدم به راه خیر نهادن. و امساک «قلب و ذهن» از پرداختن به غیر محبوب، خالص شدن. و رمضان «فرصتی است استثنایی»: برای «دل» که در چشمه زلال طاعت و بندگی شستوشو یابد. برای «قلب» که با یاد حضرت دوست صفا گیرد. برای «نفس» که با کمند «تقوا» مهار شود. برای «بدن» که با امساک و پرهیزکاری ورزیده شود. برای «فکر» که به غیر او نپردازد. و برای «همه بندگان» که از این فرصت بینظیر بهترین استفادهها را ببرند.
چهارشنبه : 12/5/1390- 2رمضان1432- 3آگوست 2011
منا بع :
1- جامع السعادات، مولی مهدی نراقی.
2- وسایل الشیعه فی تحصیل مسایل الشریعه، شیخ حرّ عاملی، کتاب الصوم.
3- محمد حسین فیض کاشانی، برنامه ارتباط با خدا در ماه مبارک رمضان، تهران؛ انتشارات محمدی.
4- سید عبدالحسین دستغیب، ماه خدا، شیراز: مسجد جامع عقیق شیراز.
5- سید صالح رکنی، هدیه رمضان، تهران: نشر سازمان تبلیغات اسلامی.
6- سید هاشم رسولی محلاتی، سخنی درباره روزه، نشر شورای سیاست گذاری ائمه جمعه.
7- میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، المراقبات، مترجم: ابراهیم محدّث بندرریگی، قم: انتشارات اخلاق.
8- جواد محدثی، سینای نیاز، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.
9- لطف اللّه صافی، عالی ترین مکتب تربیت و اخلاق یا ماه مبارک رمضان، تهران: صدر.
10- محمد حسن توکل، رمضان ماه قیام یا خودسازی برای عاشورا، قم: حُر.
به منا سبت حلول ماه مبا رك رمضا ن 1390
تهذيب نفس ،خود سا زي و پالايش با طن
ا سدا لله ا فشا ر
قال الله تبارك و تعالى:" يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون: اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بودهاند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد". ( سوره بقره آيه 183 )
ا شاره :
گردش ماه بار ديگر ما را در آستانه حلول ماه مبارك رمضان قرارداد. با ورود به ماه رمضان عبادت خاص اين ماه نيزدراذهان تداعي مي شود. ازاينرو ماه رمضان را ماه روزه نيز گفته اند. همچنين چون بنا به روايات مصداق صبردرقرآن روزه دانسته شده است(تفسيرالقمي، ج ا ص 46،تفسير صافي ، فيض كاشاني ، ج 1 ص 26 )،آن را ماه صبر نيز گفته اند(ادوار فقه، شهابي، محمود ، ج 2 ص 41 ). ماه خدا و ماه ميهماني الهي از ديگر اسامي است كه به اعتبارهاي مختلف به اين ما عزيز داده شده است.بهترين وپرفيض ترين عبادت در بهترين ايام و ليالي اوقات ، موجبات رشد و تعالي انسانها و دستيابي به قرب الهي را آسانترمي سازد و از مصاديق نور علي نور محسوب مي شود. اينك كه درآستا نه ماه پربركت رمضان قرارداريم، يادآوري برخي ازنكا ت ومبا حث، كه برگرفته ازانديشه زلال شريعت و دين ،صا حب نظران وانديشمندان فرهيخته دراين خصوص مي باشد ، خا لي ازلطف نخواهد بود .
يكم) ماه رمضان به خاطر نزول قرآن در آن ماه ، برتر شده است . خدواند متعال درآيه 185 سوره بقره مي فرمايد:«شهر رمضان الذي انزل فيه القران هدي للناس و بينات من الهدي و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصه...» ماه رمضان ماهي است كه قرآن در آن براي هدايت بشر و راهنمايي و تشخيص حق از باطل نازل شده است . پس هر كس ماه رمضان را دريابد بايد تمام آن ماه را روزه بدارد.نه تنها قرآن در ماه رمضان فرو فرستاده شده است ، بلكه كتب ديگرآسماني نيزدراين ماه نازل شده اند. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايد:« نزلت التوراه في ست مضين من شهررمضان ...»( وسائل الشيعه،علامه حرعاملي،ج 7 ص 225، حديث 16) شش، دوازده وهيجده روز از ماه رمضان گذشته بود كه به ترتيب تورات، انجيل و زبور نازل شد و قرآن در شب قدر فرو فرستاده شد. علاوه برآن مصحف ابراهيم و نوح و ... دراين ماه نازل شده است ( تفسير نمونه،آيت الله مكارم شيرازي ، ج 1 ص 645 ).پس مي توان گفت كه ماه رمضان، ماه نزول كتب آسماني است كه خود رحمتي است ازطرف خداوند براي بندگان كه با ماه رحمت خدا سازگاري نيز دارد.
دوم)روزه یكی از احكام انسان ساز اسلام است، كه آگاهی از همه فواید و پی بردن به فلسفه كامل آن همچون سایر احكام الهی برای انسان عادی ممكن نیست، دانش محدود بشر نمیتواند راهگشای همه اسرار نهفته باشد و اندیشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شاید روزی دانش انسان به حدی از كمال برسد كه دریچه تازه ای بر روی بشر بگشاید و حكمتها و دستورات اسلام را باز شناسد.
سوم) برای انجام هرکاری٬شناخت هدف و فلسفه ی آن کارلازم وضروریست.دربحث روزه هم این سوال مطرح است که فلسفه وجوب روزه در اسلام چیست؟روشنترین و جامعترین پاسخ را قرآن ارائه نموده است.قرآن کریم٬فلسفه روزه را تقوا ذکر می کند و می فرماید:"یا ایهاالذین امنواکتب علیکم الصیام کما کتب الذین من قبلکم لعلکم تتقون:ای کسانی که ایمان آورده اید٬روزه برشما واجب شد همانگونه که بر پیروان پیش ازشما واجب گردید٬برای اینکه تقوا پیشه کنید".
چها رم) رمضان ماه خودسازی است. دراین ماه به فضل و عنایت خاص الهی، شیاطین به بند کشیده شده اند و فرصت خاصی برای خودسازی فراهم می آید. دوره کوتاه سی روزه ماه رمضان و شرایط استثنائی آن موجب می شود تا بندگان میهمان خدا باشند و از سفره برکات همه جانبه خداوند بهره برند. مائده الهی چنان گسترده است که هر انسانی می تواند از آن سود برد. تنها زیانکاران هستند که از این سفره بهره ای نمی برند و بر سر سفره سی روزه الهی ماه رمضان حاضر نمی شوند. ماه رمضان ویژگی های بسیاری دارد که هر یک از آن ها خود به تنهایی می تواند ارزش این روزها و شب ها را نسبت به دیگر زمان های سال دو چندان بیفزاید؛ شب ها و روزهایی که به انسان قدرت می بخشد تا خود را بیابد و در مسیرکمالی خلافت الهی گام بردارد و تا دروازه های عبودیت مطلق پیش رود و مظهر ربوبیت الهی گردد.
پنجم) روزه داری یک تمرین ارزشمندآنهم باقصدقربت در راستای احیای تقوا در درون انسان است.انسان روزه دار غذانمی خورد٬آب نمی نوشد٬و شرایط خاصی رابرای خود٬فقط بخاطر خدا و قربه الی الله بوجود می آورد.اوبخاطرخدا ازچیزهایی که براوحلال بودنیزصرف نظرمی کند واین تمرین به او این توان رامی دهدکه هم درمقابل گناهان استقامت کند و هم درانجام واجبات صبورباشد و سختیها راتحمل کند و این يكي از آثار ارزشمند روزه است.
فايده و اثر مهم روزه، تربيت روح و تقويت اراده و تعديل غرايز نفساني و مقاوم ساختن روح در برابر لذايذ وشهوات است.روزهداربا روزه خود توفيق مييابد كه نفس خود را از سركشي وطغيانگري باز دارد و مهار كند. حضرت علي (ع) در نهجالبلاغه ميفرمايد:هوا و هوس انسان مانند اسب سركش و چموشي است كه لجام را پاره كرده و اختيار را از كف آن كه بر او سوار است گرفته و عاقبت، او را در آتش ميافكند اما مَثَل تقوا مثل مركبهاي راهوار آرام است كه مهار آنها در اختيار آن كسي است كه بر آن سوار است و او را به بهشت وارد ميسازد(نهج البلاغه، خطبه 16). و در جاي ديگري ميفرمايد:تقوا امروز براي انسان به منزله يك حصار و دژ و به منزله يك سپر، و در فرداي قيامت، راه بهشت الهي است(همان، خطبه / 189 ).
ششم) هما نگونه كه درسطورفوق بيا ن گرديد؛ درنگاه قرآن كريم فلسفه اساسي روزه، تقوا وپرهيز از محرمات الهي است. همانگونه كه در نگاه قرآن يكي از فلسفههاي مهم نمازهم پرهيزازفحشا و منكر معرفي شده است(عنكبوت / 45). بنابراين ميتوان گفت عبادات الهي خصوصا نماز و روزه، عامل مهم و اساسي براي تقليل گناه، ازجمله تقليل جرايم و تخلفات اجتماعي است. بهترين شاهد براين مدعا اين است كه جرايم وتخلفات درميان نمازگزاران و روزهداران به مراتب كمترازديگران است. از اين رو،آمار و ارقام جرايم و تخلفات در ماه مبارك رمضان به مراتب، كمترازماههاي ديگر است. آمارها نشان ميدهد كه جرايمي همچون سرقت وجنايت و قتل و غارت و ضرب و جرح و تجاوز به عنف و فحشا و منكر در اين ماه به شدت كاهش پيدا ميكند.
هفتم)رمضان،ماه اصرارودرخواست و التجاست. اما نه فقط براي مؤمنيني که تک به تک، به گوشه انزوا درآيند ودرخلوت خود، از دامان کبريايي حضرت حق، بياويزند. اين خلوت ها و استغاثه ها و خانه تکاني ها براي فرد فرد ما ضروري و لازم است.
درهيچ انديشه و مرامي،« بازگشت »، حرکتي رو به« جلو » تلقي نمي شود الا در اسلام. توبه، اگر چه بازگشت است، اما در ذات خود، حرکتي است رو به جلو. بازگشت به چه؟ به دوران جاهلي؟ نه، به خود، به ذات و فطرت الهي خود. به اين که: ما در اين بلبشوي عالم، درچه موقفي قرار داريم و قرار است که چه بکنيم؟ پاسخ گويي به اين سؤال مکرر، همان تذکر هميشگي و هشدار دهنده است که ما را از کج راهه ها به راه آورد. واز توجه به غير، ما را به خالق هستي متوجه کند.
هشتم ) روزه هم مانند سایر احكام متین اسلام، از حكمت و مصلحت خاصی سرچشمه می گیرد. روایات متعدّدی با تعبیرهای گوناگون، گوشه ای از حكمت نهفته آن را بیان می كند، در زیر به چهار مورد آن اشاره می كنیم:
الف ـ اخلاص و خودسازی :حضرت زهرا (س) فرموده است: "فرض الله الصیام تثبیتاً للاخلاص: خداوند، روزه را برای تثبیت اخلاص (در دل مردم) واجب كرده است"( بحارالانوار، ج 96، صفحه 368 ) .
ب- تعدیل قوای جسمانی : دوّمین حكمتی كه در روزه نهفته است، تعدیل و تنظیم بدن صائم است؛ به این بیان كه دستگاههای مختلف بدن در طول یك سال فعالیت شبانه روزی، ممكن است دچار عارضه و فرسودگی یا خستگی مفرط گردند كه اگر به آنها رسیدگی نشود. آسیب كلی ببیند. از این رو، خداوند حكیم برای حفظ سلامتی وترمیم و تعدیل قوای جسمانی مؤمن، روزه را واجب كرده است. شاهد این گفتار، سخن حكیمانه رسول خدا (ص) است كه فرمود:"صوموا تصحوا: روزه بگیرید تا سالم بمانید"( همان، صفحه 255 ).
ج- تمرین تقوا: سوّمین حكمت مهمّ روزه داری، ممارست و تمرین «پرهیزكاری» است.مسأله تمرین تقوا و افزایش درجه آن را قرآن درآیه «روزه» بصراحت بیان كرده، پس از بیان وجوب روزه فرموده است:
"لعلكم تتقون: شاید شما تقوا پیشه كنید"( بقره ، آیه 183 ).
د ـ كم شدن فاصله فقیر و غَنی : احساس نیاز و نداری و چشیدن طعم گرسنگی و تشنگی و محرومیت، حكمت دیگر روزه است. به این معنا كه ثروتمندان مسلمان در طول سال، از نعمت و رفاه برخوردارند و هر زمان، هر چه اراده كنند، در اختیارشان قرار می گیرد، دیگر چگونه به یاد محرومان باشند؟ و از كجا بفهمند كه «گرسنگی» چه دردی است؟ آنان باید یك ماه با گرسنگی و تشنگی دمساز شوند تا طعم تلخ آن را بچشند و دل رفاه زده آنان قدری به حال محرومان بسوزد: از امام حسین (ع) پرسیدند: چرا خدا روزه را واجب كرده است؟ فرمود: "لیجد الغنی مس الجوع فیعود بالفضل علی المسكین:تا توانمند گرسنگی را لمس كند و مازاد بر نیاز را بر مستمند باز گرداند"( بحارالانوار، ج 96، صفحه 375 ).
ه ـ یادآوری آخرت : آخرین حكمتی كه در اینجا به آن می پردازیم به خاطر آوردن آخرت است. حضرت رضا (ع)طی گفتار متینی این پرسش را طرح می كند كه: چرا فرمان روزه داری بر بندگان صادر شده است، آن گاه در پاسخ می فرماید: "لكی یعرفوا ألم الجوع و العطش فیستدلوا علی فقر الاخره: تا درد گرستگی و تشنگی را بفهمد و بر بیچارگی سرای دیگر رهنمون گردند"( همان، صفحه 396 ).
از این رو، پیامبر خدا (ص) در یكی از خطبه هایی كه در آستانه ماه مبارك رمضان ایراد كرد، فرمود: "... و اذكروا بجوعكم و عطشكم فیه جوع یوم القیمه و عطشه ...: "با گرسنگی و تشنگی تان در این ماه گرسنگی و تشنگی روز قیامت را به یاد آورید"( همان، صفحه 356 ).
جان كلام :
ماه رمضان ماه خودسازي و تصفيه روح است. خداوند همه اسباب كار را در اين ماه براي پالايش روح و روان ازآلودگيهاي گناه فراهم نموده و با لطف و رحمت مخصوص خويش همه درها و راهها را در راستاي تهذيب نفس و صفاي باطن و تكامل معنوي گشوده است. فرصت بسيار خوبي براي انسانها است تا در كنار اين سفره بزرگ و متنوّع رحمت الهي بنشينند و با انواع غذاهاي روحي، روح و روان خود را تقويت كنند.ماه رمضان براي تهذيب نفس و خودسازي و پالايش باطن از هرگونه عوامل آلاينده، بهترين فرصت است، بايد نه تنها خود را در معرض استفاده از آن فرصت قرار دهيم، بلكه بايد هوشيارانه مترصد آن باشيم و لحظهها را شكار كنيم و نگذاريم عبورچرخهاي روزگار آن را ازدست ما بربايد ودور سازد.اسباب تهذيب نفس وخودسازي درماه رمضان، تنها به روزه گرفتن نيست، بلكه تلاوت آيات قرآن، دعاها و مناجات با خدا، اطعام و رسيدگي به مستمندان و محرومان،كسب صبرومقاومت،ياد خدا وقيامت درماه رمضان كه ازدستورهاي مستحبي آن است، هركدام نقشي درخودسازي دارند، يكي ازآنها كه ميتوان گفت نقش بسيار مهمّي در خودسازي دارد، و ماه رمضان بهارآن ميباشد، دعا و مناجات است.
دوشنبه : ۱۰/5/1390- ۳۰شعبا ن 1432- ۱آکوست 2011
منا بع :
1- علاّمه مجلسي، بحارالانوار،ج96.
2- محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج3، ص260 تا 267.
3- حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 7، باب 18، از ابواب احكام ماه رمضان.
4- نهج البلاغه، خطبه16و89. .
5- تفسير القمي . ج ا ص 46. تفسير صافي ، فيض كاشاني ، ج 1 ص 126 .
6- شهابي ، محمود، ادوار فقه، ج 2 ص 41 .
7- علامه طباطبايي ، الميزان ، ج 2ص 279 .
8- آيت الله مكارم شيرازي ، تفسير نمونه ، ج 1 ص 645 .
9- ميبدي، ابوالفضل رشيد الدين،كشف الاسرار وعده الابرار، ج 1 ص 495 .
10- نعیم آبادی، غلامعلی ، روزه در آئینه وحی.
رسوا ئي ا ستراق سمع درانگليس
اسدا لله افشا ر
ا شا ره :
نشریه "نیوز آو دی ورلد" چاپ لندن به مالکیت راپرت مورداک در مرکز این رسوایی قرارگرفته و باعث شده برای اولین بار نور اندکی بر بخشی از فعالیتهای غیرقانونی و غیر اخلاقی غول رسانهای جهان تابانده شود.فعالیتهای غیرقانونی نشریه "نیوز آو دی ورلد"که نشریهای عامه پسند و پرتیراژ است ظاهرا از سابقه ای 10 ساله برخوردار است. بخشی از این فعالیتها، جاسوسی و شنود تلفنها و صندوقهای صوتی شخصیتهای مشهور اعم از سیاستمداران، اعضای خانواده سلطنتی، هنرمندان و ورزشکاران و همچنین بسیاری از مردم عادی را در بر میگیرد.موضوع جاسوسی خبرنگاران 'نیوز آو دی ورلد' از تلفنهای افراد مشهور برای نخستین بار در سال 2006 و پس از افشای استراق سمع تلفنهای برخی از اعضای خانواده سلطنتی انگلیس علنی شد که پس از تشکیل دادگاه یکی از خبرنگاران این نشریه به نام "کلایو گودمن" و همچنین یک بازرس خصوصی به نام "گلن مالکایر" به زندان محکوم شدند.اندی کولسون سردبیر وقت این نشریه نیز به رغم اینکه ادعا میکرد در جریان هک شدن تلفنهای افراد مشهور توسط خبرنگارانش قرار نداشته ولی به خاطر این رسوایی مجبور به استعفا شد.پلیس انگلیس که در این باره تحقیق میکرد، در سال 2007 اعلام کرد شواهد خاصی از هک شدن تلفنهای افراد دیگر در دست نیست ولی پس از انتصاب اندی کولسون به عنوان سخنگو و مدیر ارتباطات نخست وزیری انگلیس در سال 2010 مجددا این موضوع مورد توجه رسانهها قرار گرفت و روزنامه گاردین اواسط سال گذشته فاش کرد که تعداد قربانیان جاسوسی خبرنگاران 'نیوز آو دی ورلد' بسیار بیشتر از تعدادی است که قبلا تصور میشد. درخصوص افشا ء اين رسوائي نكا ت قابل تأ ملي وجوددارد كه درذيل مطرح مي گردد:
راپرت مورداک كيست؟
راپرت مورداک میلیاردر استرالیایی الاصل که سالها است نامش با رسانه و قدرت گره خورده، در سال 1931 در یک خانواده یهودی در ملبورن استرالیا به دنیا آمد و به واسطه اینکه پدرش صاحب یک روزنامه محلی در این شهر بود از همان ابتدا وارد این عرصه شد.وی در دهه 1950 میلادی برای تحصیل در رشته اقتصاد، سیاست و فلسفه در دانشگاه آکسفورد به انگلیس آمد ولی پس از مرگ پدرش دوباره به استرالیا بازگشت تا مدیریت روزنامه خانوادگی را برعهده بگیرد.مشهور است که وی شامهای قوی در تشخیص منابع قدرت و ثروت دارد و به همین دلیل بلافاصله با نزدیکی به مراکز قدرت فعالیتهای مطبوعاتی و اقتصادی خود را در استرالیا گسترش داد و چند روزنامه محلی و ملی را در آن کشور به تملک خود درآورد.مورداک در سال 1969 هنگامی که گروه رسانهای میرور (Mirror) انگلیس تصمیم گرفت از شر روزنامه سان (Sun) خلاص شود، وی از فرصت استفاده کرد و آن را خرید. سیاستهایی که مورداک در مدیریت محتوای این روزنامه دنبال کرد، باعث شد خوانندگان آن روزبهروز بیشتر شوند بهطوری که در سالهای اخیر هر روز سه میلیون نسخه از آن در انگلیس به فروش میرسد. نشریه "نیوز آو دی ورلد" که وابسته به روزنامه سان است و در روزهای یکشنبه منتشر میشود نیز با سرمایه گذاری مورداک به یک نشریه پرتیراژ و با آگهیهای بازرگانی فراوان تبدیل شد. تیراژ این نشریه نیز 8.2 میلیون نسخه است.در سال 1981 مورداک روزنامه تایمز و نشریه ساندیتایمز را که سالهای قبل لرد 'نورثکلیف' مالک آن بود، به تملک خود درآورد. طی دهه 1980 و سالهای اولیه دهه 1990، رسانههای تحت تملک مورداک عموماً از دولتهای حزب محافظهکار تحت رهبری 'مارگارت تاچر' و 'جان میجر' حمایت میکردند.
در پایان دوران تاچریسم، مورداک با شامه قوی خود جا به جایی مرکز قدرت در انگلیس را بهخوبی تشخیص داد و دست از حمایت حزب محافظهکار برداشت و به حمایت از حزب کارگر و رهبر آن 'تونی بلر' پرداخت.البته حمایت همه جانبه امپراتوری رسانهای مورداک از حزب کارگر طی سالهای 1997 تا 2005 میلادی از عوامل مهم موفقیت تونی بلر در سه انتخابات پیاپی بود. در واقع این رابطه یک رابطه تجاری دوجانبه بود که منافع اقتصادی سرشاری برای مورداک و قدرت رسانهای گستردهای برای تونی بلر و حزب کارگر به دنبال داشت. دوستی عمیق او با تونی بلر و جلساتی که مرتباً با هم برگزار میکردند تا درباره سیاستهای ملی در انگلیس مذاکره کنند، به موضوعی داغ در این کشور تبدیل شده بود.مورداک به خاطر برخورداری از حمایتهای سیاسی دولتهای وقت انگلیس موفق شد شرکتهای رسانهای خود را توسعه دهد و شبکه تلویزیونی اسکای نیوز را با همکاری چند شریک دیگر راه اندازی نماید. این شرکت کوچک بعدا با ادغام در شرکتهای ماهوارهای وکابلی دیگربه یک غول تلویزیونی و اینترنتی بزرگ به نام "بی اسکای بي" تبدیل شد که تلویزیون اسکای نیوز فقط یک بخش کوچک از آن بود. مورداک در حال حاضر حدود 40 درصد از سهام این شرکت را در اختیار دارد ولی اخیرا درخواست تملک کامل آن را ارائه داده که در دست بررسی است.مورداک در سال 1973 نخستین حضور آشکار رسانهای خود را در ایالات متحده با خرید روزنامه "سنآنتونیو اکسپرس نیوز" اعلام کرد. اندکی بعد او نشریه استار را خرید و در سال 1976 نیز نیویورک پست را به تملک خود درآورد. در سال 1985 مورداک وضعیت قانونی شهروند بیطرف را اختیار کرد تا مانعی در راه تصاحب و تاسیس شبکههای تلویزیونی در آمریکا بر سر راهش نباشد و به این ترتیب راه برای راه اندازی شبکه تلویزیونی فاکس نیوز برای وی فراهم شد.فعالیتهای رسانهای مورداک فقط به اروپا و آمریکا محدود نشد و وی در سال 1993 'استار تیوی' را که شرکتی هنگکنگی و تحت تملک 'ریچارد لی' بود، با پرداخت یک میلیارد دلار خرید و اندکی بعد دفاتری برای آن در سرتاسر آسیا تأسیس کرد. وی در اواخر دهه 2000 میلادی اقدام به راه اندازی شبکه تلویزیونی "فارسی وان" کرد.اینها بخشی از داراییها و فعالیتهای آشکار راپرت مورداک به شمار میرود ولی سرمایه گذاریهای وی در بخشهای مختلف و شرکتهای ارتباطی متعدد دامنه نفوذ و قدرت خود را بیش از این اینها توسعه داده است.
نام مورداک تاکنون سه بار توسط هفته نام تایم در فهرست پرنفوذترین شخصیت های جهان قرار گرفته است و نشریه "فوربس"در سال 2010 وی را به عنوان سیزدهمین فرد قدرتمند جهان معرفی کرد.همچنین داراییهای رسمی وی حدود 6/5میلیارد دلار برآورد شده و از این نظر نیز در رده یکصد و هفدهم ثروتمندترین افراد جهان قرارگرفته است.
پیامدهای رسوایی شنود مکالمات شهروندان انگلیسی:
رسوايي شنودهاي تلفني، جامعه انگليس را شوکه کرده است و نگراني هايي را نه تنها نسبت به اعمال رسانه اي غير اخلاقي بلکه درباره نفوذ روپرت مرداک بر رهبران انگليس و روابط خبرنگاران وي با پليس به وجود آورده است.سياستمداران و رهبران ديگر کشورها از استراليا تا آمريکا درخواست کرده اند مشخص شود آيا سو»استفاده هاي رسانه اي ديگري در رسانه هاي متعلق به روپرت مرداک در کشور آنها رخ داده است يا خير.فشارهای فزاینده افکار عمومی در رابطه با شنود غیرقانونی تلفنها توسط روزنامهی جنجالی اخبار جهان باعث شد که روپرت مرداک، این روزنامه را در بریتانیا تعطیل کند.براثر افزایش فشارها: 1- ربکا بروکس، سردبیر روزنامه یادشده و دست راست مرداک کنارهگیری کرده است. وی جمعه (۱۵ ژوئیه) ضمن اعلام استعفای خود، از مردم بریتانیا به دلیل شنودهای تلفنی غیرقانونی عذرخواهی کرد.بروکس در یادداشتی که برای نیوز اینترناشنال، یکی از موسسات وابسته به کنسرن نیوز کورپوریشن فرستاده، خود را در رابطه با موضوع شنود مسئول دانسته و از جریحهدار کردن انسانها ابراز تاسف کرده است. 2- جیمز مرداک، پسر روپرت مرداک و رئیس بخش اروپای کنسرن نیوز کورپوریشن جمعه (۱۴ ژوئیه) در لندن اعلام کرد که در همه نشریات سراسری این کنسرن که در آخر هفته منتشر میشود، آگهیهایی به چاپ خواهد رسید که در آن نوشته شده: موسسهی ما اشتباه کرده است.وی افزود: ما از ملت بریتانیا، برای اتفاقاتی که افتاده عذرخواهی خواهیم کرد.3- مرداک پس از مشخص شدن ابعاد گسترده شنوهاي تلفني از خريد 14 ميليارد دلاري سهام شرکت انگليسي بي اسکاي بي منصرف شد. 4- ديويد کامرون، نخست وزير انگليس به خاطر روابط دوستانه اي که سابقا با ربکا بروکس داشته و همچنين استخدام اندي کولسن، سردبير سابق "اخبار جهان" به عنوان مشاوررسانه اي خود مورد انتقادهاي شديد قراردارد. 5- روپرت مرداک که به گفته مفسران رسانه اي خشم عمومي را دست کم گرفته بود، در مطبوعات انگليس رسما از قربانيان خود عذرخواهي کرد. 6- شرکت نيوز اينترنشنال در بيانيه اي كه منتشر شد، اعلام کرد: ديگر هيچ عذر و بهانه و جاي هيچ گونه پنهان کاري وجود ندارد. ما به همکاري کامل و موثر خود با پليس متروپوليتن ادامه خواهيم داد. 7- درپی افشاگری روزنا مه گاردین درباره خبرنگاران شبکه نیوزآو ورلد درشنود غیرقانونی تلفن هزاران فرد مشهوردر انگلیس،کمیته امور فرهنگی مجلس انگلیس نيزاعلام کرد تحقیق در این باره را آغاز کرده است. 8- سر پل استیونسون، رییس پلیس لندن هم بر سر همین موضوع استعفا داد.استیونسون به علت استخدام نیل والیس، از مدیران سابق هفته نامه نیوز آو د ورلد به عنوان مشاور روابط عمومی پلیس مورد انتقاد قرار گرفته بود.رییس پلیس لندن گفت که دلیل استعفای او اتهاماتی درباره ارتباط پلیس و شرکت نیوز اینترنشنال است.او گفته است که اطلاعی از وسعت شنود مکالمات تلفنی نداشته است.9- در ژانويه 2011 پليس لندن بار ديگر تحقيقات را آغاز کرد. در همان روز، نيوز آو د ورلد ايان ادموندسون، دستيار سردبير را وقتي که گفته شد ايميل هايي در ارتباط با شنود تلفن در سيستم هاي روزنامه پيدا شده، اخراج کرد. 10- اين افراد در جريان تحقيقات تازه پليس بازداشت يا به قيد وثيقه آزاد شده اند: ايان ادمونسون، نويل ترلبک، گزارشگر ارشد نيوز آو د ورلد، جيمز وترآپ، خبرنگار ارشد نيوز آو د ورلد، ترنيا تاراس، روزنامه نگار آزاد، لورا الستون، خبرنگار پرس اسوسييشن، مردي 36 ساله که نامش اعلام نشده،اندي کلسون،اديتور سابق نيوزآو د ورلد، کلايو گودمن، اديتور سابق بخش دربار نيوزآو د ورلد، و ربکا بروکز، مدير عامل سابق شرکت نيوز اينترنشنال.
تلفن چه کساني شنود شده است؟
پليس لندن فهرستي از 4000 نفر را شناسايي کرده است که ممکن است تلفن هايشان شنود شده باشد.در ميان اين افراد هنرپيشه ها، ستاره هاي ورزشي، سياستمدارها و قربانيان جرم و جنايت ديده مي شوند.هيو گرانت، بازيگر، مکس کليفورد، ناشر، استيو کوگان، کمدين، سينا ميلر، هنرپيشه، لرد پرسکات، بوريس جانسون، شهردار لندن، اندي گري، کارشناس فوتبال و پل گاسکوئين از جمله اين افراد هستند.گفته مي شود که پيام هاي تلفني ميلي داولر، نوجوان مقتول و والدين هولي ولز و جسيکا چپمن، دختران مقتول دبيرستان سوهام، نيز شنود شده اند. پيام هاي تلفني بستگان سربازان کشته شده انگليسيي و بستگان قربانيان حادثه تروريستي لندن در سال 2007 نيز احتمالا شنود شده است.همچنين گفته مي شود که يک مامور پليس به روزنامه نيوز آو د ورلد پيشنهاد داده که دفترچه تلفن حاوي تلفن هاي اعضاي خاندان سلطنتي و کارمندان آنها را به اين روزنامه بفروشد.ديويد کامرون، نخست وزير انگليس ادعاها درباره شنود تلفن ميلي داولر را "حقيقتا وحشتناک" توصيف کرده است.
اقداما ت قا نوني قربانيان در اين باره:
تاکنون چندين پرونده دردادگاه ها مطرح شده است. سينا ميلر100هزار پوند و اندي پري 20 هزار پوند غرامت گرفته اند. مکس کليفورد نيز طي پرونده اي خصوصي موفق شده 700 هزار پوند خسارت بگيرد.سايرقربانيان نيزيا درانتظار نتيجه تحقيقات پليس هستند يا دست به اقدام قانوني زده اند.لرد پرسکات، معاون نخست وزير سابق گفته است که بر اين باور است که هکرها تلفن او را شنود کرده اند.
ارتباطات پیچیده مرداک با صاحبان قدرت درانگليس:
دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس که در جریان انتخابات سال 2010 از سوی امپراتوری رسانهای راپرت مرداک حمایت میشد، پس از رسیدن به قدرت نیز روابط نزدیک خود را با او حفظ کرده است. بر اساس فهرستی که از برخی ملاقاتهای نخست وزیر انگلیس طی 15 ماه گذشته منتشر شده، وی دست کم 26 بار با راپرت مرداک (Rupert Murdoch)، پسرش جیمز مرداک و مدیران شرکتهای رسانهای متعلق به آنها دیدار و گفت و گو داشته است که تقریبا همه آنها دیدارهایی خصوصی بوده که گزارشی درباره محتوای آنها منتشر نشده است.نخست وزیر همچنین طی حدود یک سال در سه مهمانی و پنج برنامه دیگر برگزار شده از سوی شرکت نیوز اینترنشنال شرکت کرده است. جیمز مرداک نیز حدود هشت ماه قبل به همراه خانواده اش مهمان نخست وزیر انگلیس در اقامتگاه تابستانی وی بوده است.کامرون از زمان نخست وزیری حداقل 15 دیدار خصوصی با مدیران و سردبیران نشریات وابسته به شرکت نیوز اینترنشنال در اقامتگاه خود داشته است در حالی که دیدار وی با مدیران و سردبیران گروه رسانهای دیلی تلگراف هفت بار، دیلی میل چهار بار، ایندیپندنت سه بار و گاردین دو بار بوده است. علاوه برآنچه درسطورفوق مطرح گرديد دانستن اين موضوع ازاهميت قا بل توجهي برخورداراست وآن اين است كه ؛ راپرت مرداک که از دهه 1960 میلادی وارد فعالیتهای مطبوعاتی در انگلیس شد، طی دهه های گذشته با توسعه فعالیتخود در این کشور و دیگر نقاط دنیا از جمله آمریکا و استرالیا به یک فرد با نفوذ تبدیل شد.وی بویژه از دهه 1980 میلادی و زمان نخست وزیری مارگارت تاچر ارتباطات نزدیکی با مقامات دولتی برقرار کرد. حمایت رسانههای وی از برخی احزاب و شخصیت ها از جمله عوامل پیروزی آنها در انتخابات انگلیس بوده است.مرداک در اواخر دهه 1990 از تونی بلر و حزب کارگر حمایت کرد و روابط نزدیکی را طی 10 سال نخست وزیری بلر با وی برقرار نمود.
امپراتوری رسانه ای مرداک در انتخابات سال 2010 انگلیس مجددا به سمت حزب محافظه کار تحت رهبری دیوید کامرون بازگشت و به عقیده کارشناسان حمایتهای وی از حزب محافظه کار در آن انتخابات یکی از عوامل موفقیت این حزب و نخست وزیر شدن کامرون بود.
همین نفوذ و ارتباطات پیچیده مرداک با صاحبان قدرت، شک و تردیدهای جدی را در مورد احتمال برخورد قاطع با عوامل و بویژه آمران استراق سمع و شنود تلفنی در نشریات وی ایجاد کرده است.
انتشار روزنامه «لندن تایمز» و استفاده دوسویه:
روزنامه «لندن تایمز» یکی از روزنامههای روپرت مرداک است. این روزنامه هرگز روزنامهای سودآور نبوده و بهنظر نمیرسد با این نحوه انتشار، در آینده نیز به روزنامهای سودآور تبدیل شود. با این وجود که این روزنامه سالانه 40 میلیون پوند ضرر روی دست مرداک میگذارد، او همچنان آن را منتشر میکند. چرا؟ چون مرداک 40 میلیون پوند ضرر را با در دست داشتن قدرت شکلدهی و هدایت افکار میلیونها انگلیسی معامله میکند. در انگلیس همه روزنامه لندن تایمز را میخوانند. قیمتش پایین است اما نحوه توزیعش بسیار گسترده. مرداک از این روزنامه استفاده دوسویه میکند.
زمانی میتواند افکار عمومی را به هر نحو که خود بخواهد و منافعش ایجاب کند، شکل دهد و از سوی دیگر زمانی نیز میتواند افکار عمومی را آنگونه که سیاستمداران میخواهند شکل دهد. به این ترتیب مرداک هم افکار عمومی را در ید قدرت خود میگیرد و هم سیاستمداران را.
توصیف روشنتر ماجرا درخصوص قدرت رسانه و استفادهای که مالکان آنها در دالانهای قدرت از آن میکنند و همچنین رابطه مالکان رسانههای بزرگ با سیاستمداران را میتوان درخصوص جنگ عراق مشاهده کرد.روپرت مرداک خود در یک ویدئوی منتشر شده اعتراف کردهاست که تمام نیروی رسانهای خود را پیش از آغاز جنگ عراق، صرف کرده است تا این جنگ در نظر افکار عمومی جهان جنگی لازم و ضروری ترسیم شود. البته این تنها یک نمونه است. رسانههای متعلق به مرداک طی 30 سال گذشته همین روند را در پیش گرفتهاند و از همه جنگهایی که آمریکا و انگلیس آنها را به پا کردهاند، حمایت کردند؛ از زمان مارگارتتاچر و جنگ فالکلند در سال 1982 گرفته تا جنگ خلیجفارس در سال 90 و جنگ یوگسلاوی در سال 1999 و همچنین جنگهای عراق و افغانستان که بوش و تونی بلر آنها را آغاز کردند. مسلما توجیه جنگی مانند جنگ عراق در نظر مردم جهان کاری نبود که ظرف چند روز طرح و برنامهاش ریخته شود.
نقض حقوق بشر:
شنود مکالمات تلفنی یکی از مصادیق بارز نقض حقوق بشر بشمار می رود چرا که شنود مکالمه دیگری در واقع ورود به حریم خصوصی است و ورود به حریم خصوصی اشخاص جرم محسوب می شود. سوال اساسی اینجاست که دولت های غربی چه نیازی به شنود مکالمات مردم کشور خود دارند؟ آیا امکانات پیشرفته اطلاعاتی ، ماهواره ای و جاسوسی برای مبارزه علیه قاچاق کافی نیست که آن را بهانه استراق سمع مکالمات مردم می کنند؟امروز جوانان پاک ودانشمندان اين سرزمين توسط گروهک تروریستی ترور و شهید می شوند ولی از مدعیان حقوق بشر هیچ خبری در محکومیت این اقدام نمی شود.البته این سیاست دو گانه غرب در مورد حقوق بشرتازگی ندارد. وروزي خواهدآمدكه امپراتوري غول رسانهای نا بود خواهد شد.
سه شنبه : 4/5/1390- 24 شعبان1432- 26جولاي2011

