ا ستعما رپيرد ردام اعتراضات مرد مي
ا سدا لله ا فشا ر
ا شا ره :
اعتراضاتی که با مشارکت سیاه پوستان در چند منطقه لندن آغاز شده،می رود که به حرکتی اجتماعی و فراگیردرانگلستان تبدیل شود.سرعت گسترش این اعتراضات به شهرهای دیگرانگلستان به نحوی چشم گیربوده که گفته می شود دولت انگلستان با ایجاد اختلال درشبکه های تلفن همراه سعی دارد ازسازماندهی معترضان وکشیده شدن بحران به شهرهای دیگر جلوگیری کند. البته لندن و چند شهرانگلیس همچنان شاهد اعتراضات و خشونتهای گسترده درنتیجه درگیری معترضان و نیروهای پلیس است.این حوادث ازده روزگذشته و پس از تظاهرات معترضان برای درخواست عدالت آغاز شد؛ درپی کشته شدن یک جوان(«دوگان فردي» جوان 29 ساله انگليسي در محله ناتنهام درشمال لندن) به ضرب گلوله پلیس درشهرتاتنهام، اعتراضها و خشونتها بعد تازه ای به خود گرفت و به چند شهردیگرگسترش یافت.«ديويد كامرون» نخست وزير انگليس تعطيلات خود در ايتاليا را ناتمام گذاشت و بخاطر فراگير شدن شورش مردم انگليس در اغلب شهرهاي بزرگ اين كشور به لندن بازگشت و بلافاصله جلسه شوراي عالي امنيت ملي را براي مهار بحران تشكيل داد.
در اين مناطق اقشار محروم و طبقات متوسط با درآمدهاي پايين زندگي ميكنند كه بيشترين حجم بيكاري و مشكلات معيشتي را دارند. اكنون شعاع اعتراضها و شورش به اغلب شهرهاي مهم و بزرگ انگليس ازبيرمنگهام (دومين شهر بزرگ بعد از لندن) تا ليورپول، برستول، ليدز، منچستر و...كشيده شده است. درلندن برخي از روزنامهها اين شهر را شهر جنگ زده ناميدهاند.دهها فروشگاه بزرگ و كوچك، چندين ساختمان مسكوني، تعداد زيادي خودرو و اتوبوسها و ديگر اماكن عمومي به آتش كشيده شده و شدت و وسعت آتشسوزيها موجب وحشت و هراس عمومي گرديده است.
انگلیس در روزهای اخیرصحنه شدیدترین ناآرامیها بوده است وتاکنون تعدادي کشته وبیش ازیک هزاروششصد نفربازداشت شده ا ند. اينك اين قلم باتوجه به اخبارموجود وديدگاه كارشنا سا ن و صا حب نظران دنيا ي سيا ست؛ نكا تي را جمع بندي نموده، كه درذيل بيان خواهد شد:
سا بقه شورش درا نگلستا ن :
جامعه انگلستان، جامعه ای است که حدود سیصد و بیست و سه سال است که هیچ انقلاب سیاسی ـ اجتماعی را تجربه نکرده است؛ برعکس بسیاری ازکشورهای اروپایی مانند فرانسه که اساسا دوران جدید در آن ها با انقلاب شکل گرفت، در انگلیس از سال 1688 تا به امروز هیچ انقلاب اجتماعی اتفاق نیفتاده است. شاید تنها اتفاقی که درتاریخ انگلیس افتاد وبا شرایط امروز قابل مقایسه است، در سال 1819 و زمانی بود که شورش کارگران از منچسترآغاز شد وبه برخورد خشونت آمیز و خونین پلیس کشیده شد.نکته جالب این است که در شورش هایی که در سال 1819 توسط کارگران اتفاق افتاد، وجه مشترکی با امروز وجود داشت وآن این است که یک طبقه جدید دست به حرکتی اجتماعی زد. آن سال ها زمانی بود که طبقه کارگر بعد از انقلاب صنعتی درجامعه انگلیس به وجود آمده بود وطبقه کارگر برای این که حقوق بیشتری را چه درعرصه اقتصادی وچه درعرصه اجتماعی کسب کند. به نظر می رسد این تحولات جدید با آن وقایع قابل مقایسه است چون گروه ها و قشرهای جدیدی که درجامعه انگلستان به وجود آمدند، شورش های جدیدی را سازماندهی کردند. البته این دو تفاوت های بسیارچشمگیری نیز دارد.
معرفی معترضان به غا رتگر و آشوبگر!
مقامهای انگلیسی مي کوشند تا معترضان را تماما عده ای غارتگر وآشوبگر معرفی کنند اما گسترش سریع ناآرامی ها به شهرهای دیگرانگلستان مشخص کرده كه واقعیت فراترازپرخاشگری عده ای راهزن دربرخی محله های لندن است. اوضاع نابسامان اقتصادی، تبعیض و بی عدالتی بخشی از دلایلی است که معترضان را به خیابان ها کشانده است.یک روز پس از آغاز ناآرامی ها در تاتنهام، نماینده تاتنهام مدعی شده بود،"آشوبگران ازخارج از منطقه آمده بودند" اما گسترش اعتراضها به بخش های مختلف لندن، بیرمنگام و لیورپول نشان می دهد كه هر نقطه ای ازانگلستان درحکم انبار باروت برای ثبات و امنیت انگلستان است.در بخش انگلیسی بیبیسی، تمام معترضان آشوبگر خوانده شده و با پرهیز از درگیریهای میان پلیس و معترضان كه روز گذشته به قتل یكی از آنها نیز انجامید، صرفاً صحنههای مربوط به آتشزدن خودروها، شكستن شیشه بانكها و مغازهها و غارت فروشگاهها نمایش داده میشود و دیوید كامرون(نخست وزيرانگليس) نیز با اعلام خبراضافه شدن 10 هزار نیروی پلیس به خیابانهای لندن، تهدید میكند كه آشوبگران بهسزای اعمالشان خواهند رسید.
واقعیت ا مروزانگليس:
قطع تلفنهای ارتباطی، پیشنهادانسداد شبكههای اجتماعی، قتل اولین معترض در لندن، جو پلیسی و امنیتی كمسابقه در پایتخت و برخی دیگر از شهرهای انگلیس بهطوری كه 16 هزار پلیس فقط در خیابانهای شهركوچك لندن مستقر شدهاند،انتشارتصاویر و ویدئوهای متعدد ازدرگیریها،آتش زدن خودروها وتعرض به اموال عمومی،آشوبگرواراذل واوباش خواندن معترضان، بسته شدن مغازهها به دستورپلیس، بازداشت نزديك به 2000 هزار نفرتاكنون در شهرهای مختلف انگلیس، تسری اعتراضها باز لندن به بیرمنگام، لیورپول، مركز و شمال انگلیس بخشی از واقعیتی است كه امروز در كشوری میگذرد كه دو سال درچنین روزهایی تمام ظرفیت داخلی و بینالمللی خود را برای شعلهوركردن فتنه 88 ایران بهكار گرفته بود.سقوط بورسهای لندن و نیویورك و نشانههای اوج گرفتن مجدد آتش زیر خاكستر بحران جهانی اقتصادی 2008، از هم پاشیدگیهای فرهنگی، قومی، امنیتی و اقتصادی در اروپا است كه امروز دیگر اتحادیه هم نمیتواند آنها را پنهان كند و سران اروپایی هر شب كه میخوابند باید دلهره این را داشته باشند كه ممكن است وقتی بیدار شوند، معترضان در میدانها و خیابانهای اصلی كشورشان در حال شعار دادن علیه آنها باشند.
توهین نخست وزیر ا نگلیس به مردم معترض :
نخست وزیر انگلیس طی اظهاراتی در مجلس عوام ضمن توهین به مردم معترض انگلیس و "خرابکار"خواندن آنها تهدید کرد درصورت نیاز ازارتش برعلیه قیام محرومان استفاده می کند.نشست اضطراری مجلس عوام انگلیس برای بررسی وضعیت بحرانی این کشور با حضور نخست وزیر، اعضای کابینه و رهبران احزاب موافق و مخالف دولت برگزار شد.در این نشست"دیوید کامرون" که تاکنون بارها بر سرکوب معترضین تاکید کرده با قرائت بیانیه ای ازتصمیمات جدید دولت برای آنچه بازگرداندن حالت عادی به لندن خواند، خبر داد. وی با اشاره به توانایی پلیس برای سرکوب معترضان در سخنانی انحرافی گفت دولت طرح کمک به قربانیان خشونتهای چهار روز گذشته را در دستور کار قرار داده است.
نخست وزیر انگلیس در توضیح علل بوجود آمدن این اعتراضات بدون توجه به واقعیات جامعه انگلیس، اعتراضات را به زعم خود ناشی از مشکلات فرهنگی افراد دانست نه مشکل اقتصادی. وی همچنین با توهین به مردم کشورش، معترضان محروم را"باندهای خیابانی"خواند و بار دیگر تاکید کرد که دولت اجازه حاکم شدن"فرهنگ وحشت" را درکشور نمی دهد. کامرون در بخش دیگری از سخنان خود با هدف فریب مردم معترض از تشکیل کمیته تحقیق در مورد مرگ "مارک دوگان" در کمیسیون مستقل شکایات پلیس (IPCC) خبر داد و مدعی شد ارتباطی بین کشته شدن این فرد و اعتراضات وجود ندارد. وی با بیان اینکه هم اکنون 16 هزار پلیس مامور کنترل اوضاع در خیابانهای لندن هستند افزود: پلیس استفاده ازماشینهای آبپاش را دردستور کار دارد. وی ابزار امیدواری کرد با تدابیر اتخاذ شده مشکل خشونتهای معترضان به زودی حل شود.کامرون همچنین احتمال استفاده ازارتش درصورت وخامت اوضاع را مطرح کرد و با این حال یادآور شد شمارنیروهای پلیس و بازداشت شدگان افزایش نخواهد یافت.
ريشه آشوبهاي انگليس :
اغلب تحليل گران وصا حب نظران ، ريشهيابي بحران وآشوب ها ي انگليس را درمحورها زيربيا ن نموده اند:
1- فقرزدگي ناشي از بيكاري،2- رشد افزاينده تورم،3- شدت گرفتن گسلهاي اجتماعي وتضاد طبقاتي،4- شكسته شدن اعتماد عمومي نسبت به دولت ومديريت حاكم دركشور،5- اهمال كاري پليس و ضعف اين نهاد وديگر نهادهاي اطلاعاتي ـ امنيتي در حفظ وحراست ازامنيت عمومي و پيشگيري ازشورش و آشوب، 6- نارضايتي عمومي مردم انگليس از شرايط زندگي و معيشتي ، 7- نارضايتي مردم بخصوص جوانان از پيروي دولت درراستاي سياستهاي جنگطلبانه آمريكا،8 - كاهش رشد بيكاري و تورم، 9- با لا بودن هزينههاي بهداشت ودرمان، مسكن و توليد، 9- سقوط فرهنگي ناشي ازفراگيري بياعتمادي عمومي مردم درانگليس نسبت به دولت، 10- تاريك ديدن آينده، 11- عميقتر شدن بحرانهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي،12- تعصبهای نژادی، 13 - نقض آشكار حقوق بشر. 14- تبعيض، 15- فساد،16- ظلم وستم، 17- مد يريت حاكم، 18- رسواییهای اخلاقی گروههایی همچون سیاستمداران، بانکداران یا ورزشکاران، 19- مصرفگرایی افراطی،20- نبود دموكراسي؛ 21- افزایش بزهکاری اجتماعی. نكته هاي پا يا ني :
يكم) این تحولات درحالی درانگلیس درحال وقوع است که سران این کشور سعی دارند خود را حامی و مدافع حقوق بشر نشان دهند ودرهمین راستا اخیرا با اعمال منطقه پرواز ممنوع درلیبی و نیز فشارآوردن برای اعمال تحریمهای گسترده علیه سوریه، به بهانه پایان دادن به آن چه سرکوب مخالفان دراین کشورخوانده،اقداماتی را به عمل آورده است.
دوم) اقدامات پلیس انگلیس نشان داد که درانگلستان نه دموکراسی وجود دارد ونه رعایت حقوق بشر.
سوم) بحران لندن اصلا ریشه های تبعیض نژادی ندارد.کمااینکه سفیدپوستان نیزدرجریان اعتراضات حضور داشته اند.
چها رم) ریشه بحران های لندن را باید دردو مسئله جستجوکرد: اول مدل برنامه ریزی بریتانیا که درآن جایگاه کشور، منافع ملی و سنتی و همچنین ارزشها تعریف شده است و وقوع این بحران نشان داد که بریتانیا باید در برنامه ها و اهداف خود تجدیدنظر کند.
دوم عدم پیش بینی کافی ازآثار جدید اقتصاد نئولیبرالیستی است. اقتصاد کشورها درجهان امروز به دلیل وابستگی متقابل،ریسک پذیری زیاد دارند وبحران مالی درصورت وقوع خیلی زود به سایر کشورها تسری می یابد. لذا افزایش ریسک اقتصادی را به عنوان دلیل دوم باید بدان توجه داشت.
پنجم) بحران امروز جدای از ریشه های اقتصادی، تا حد زیادی از خیزش های عربی خاورمیانه و همچنین اعتراضات اقتصادی موجود در اروپا نشأت گرفته است و طبیعتا بخشی از جامعه را به جنبش درآورده است.
ششم) نتايج نظرسنجي که طي روزهاي اخير انجام شد، نشان مي دهد که مردم انگليس مديريت کامرون دربحران اخيررا ضعيف ارزيابي کرده ومعتقدند که وي موفق به کنترل سريع اوضاع کشور نشده است.
هفتم) امروز مردم دنيا هوشياروبيدار شدهاند و قيامهاي مردمي امروزاروپا درنتيجه همان بيداري اسلامي مردم منطقه خاورميانه است وهمه مردم معترض دنيا تنها خواستار« عدالت»،« عدم تبعيض » و « آزادي » هستند. امروز ما شاهد تحقق فرمايش مقام معظم رهبري هستيم كه فرمودند « قيامهاي مردمي به قلب اروپا خواهد رسيد. »
هشتم) حوادث اخيرانگلستا ن اثبا ت نمود؛تنها راه نجات بشریت وضمانت اجرای موثر حقوق انسانها بازگشت به دین و اخلاق ـ توجه به بعد روحانی آنها ـ ملاحظه تنوع فرهنگی ملل مختلف ورفتاربیطرفانه اراکان مختلف سازمان ملل میباشد. بنابراین وقت آن رسیده است تا با بازنگری اسناد حقوق بشری با توجه به توصیه مؤکد ادیان الهی بررعایت حقوق بشر، با برطرف کردن خلا معنویت و اخلاق دراین اسناد، ضمانت اجرای موثری برای حمایت از حقوق انسانها ایجاد نمود.
نهم) دولت انگليس در روزهاي اخيرماشين عظيم تبليغاتي ورسانهاي خود را، که مي دانيد در نوع خود کم نظيرو بسيارحرفه اي و توانمند است، به ميدان آورده و فضا را درافکار عمومي جهان به گونه اي ترسيم مي کند که انگار همه آنچه درخيابانهاي لندن رخ مي دهد، غارت فروشگاهها و اموال عمومي است وهيچ اشارهاي به گروههاي اجتماعي معترض وخواسته هاي مشروع و واضح آنها نمي شود.به عبارت ديگر،ماشين بزرگ رسانه اي انگليس،تابلوي شورش وغارت را برروي اخبار مربوط به اين حوادث و رويدادها نصب کرده و تنها تصاوير و مستندات مربوط به اين بخش را منتشر مي کنند. اين مسأله خود موجب شده که طيف هايي ازگروههاي اجتماعي ناراضي نيزبراي بدور ماندن ازاين انگ و برچسب عقب نشيني کرده و به خانه هاي خود باز گردند.
دهم) اگردولت انگليس به ريشه هاي اين مسايل توجه نکند و به سواستفاده از اين مسايل براي اهداف ديگري ادامه دهد و بخواهد همه معترضان را تبهکار جلوه دهد، چيزي حل نخواهد شد و اين حوادث مثل آتشي زيرخاکستر باقي مي ماند تا شش ماه، يکسال يا دو سال ديگر به بهانه يا فرصتي ديگر سر بر آورد.بازتابهاي سياسي اين مسأله نيزدر فضاي بين المللي براي دولت انگليس تا مدتها باقي خواهد ماند و لندن نمي تواند از زير بار مسؤوليت رفتار خود شانه خالي کند و متأسفانه بايد گفت که هيچ نشانه اي موجود نيست که دولت انگليس از اين مسأله درس گرفته و بدنبال تغيير دررفتار سياستهاي خود باشد.
يازدهم) تجربه تاریخی جامعه انگستان نشان داده است که این جامعه در مواجهه با بحران ها و اعتراضات اجتماعی انعطاف پذیر عمل می کند. مثلا در سال 1819 ا گرچه در ابتدای کار برخورد خشونت آمیز وخونینی با تظاهرکنندگان انجام شد، اما بلافاصله بعد ازآن تحولات ساختاری در درون ساختاردولت ایجاد شد. علاوه برآن نهادهای اجتماعی مانند اتحادیه های کارگری شکل گرفت وقوانین مادردرجامعه انگلستان شکل گرفت که توانست اعتراض ها ونیروهای اجتماعی جدیدی که برای حقوق خود مبارزه می کردند به درون ساختار سیاسی جذب کند.این طور که از این تجربه تاریخی بر می آید، امکان آن وجود دارد که باز هم تحولاتی در درون ساختار و از درون سیستم سیاسی صورت بگیرد. اگراین تحولات صورت نگیرد وصرفا با همان کردارهای سنتی با این اعتراضات برخورد شود، امکان تعمیق این اعتراضات وجود دارد.
دوازدهم) بحران لندن نشان بن بست درمديريت اروپايي است. نظام هاي سياسي حاکم بر قلب اروپا ناتواني خود را درمديريت مسايل انساني نشان داده اند واين موضوع يک مدل فراگيراز ناتواني تمدني است. لذا اتفاقاتي که امروزدرکشورهاي اروپايي همچون انگليس رخ مي دهد نشانه هاي باليني تحولات بسيار وسيع درحوزه تمدني غرب است.
سيزدهم ) شورش و بحران كنوني درانگليس ممكن است به سقوط دولت ديويدكامرون از حزب محافظهكارمنجرگردد،اما سقوط دولت ويا تغييرازيك حزب به حزب ديگرا گرچه موجب تخفيف بحران خواهد شد اما مشكلات ريشهاي را حل نميكند.
چهاردهم) فاجعه براي كشورهاي اروپا تمكين به شرايط امنيتي بجاي مديريت براساس دموكراسي است خطري كه برخي ازجامعهشناسان سياسي اروپايي ازهم اكنون هشدارآن را ميدهند و تجربه تلخ دوران «جرج بوش» درآمريكا را با خود به همراه دارد.
دوشنبه: 1390/5/24- 14رمضا ن 1432- 15آگو ست2011

