تاريخ : ۱۳۹۰/۰۷/۳۰

به بها نه مرگ ديكتا تورليبي ؛ سرهنگ معمر قذا في

اين پايا ن راه نيست                                  

ا سدالله افشا ر

پس از108روز( 9 ماه) تعقيب و گريز، قذافي دردام انقلابيون ليبي گرفتارگرديد وآخرين برگ هاي کتاب زندگاني 70 ساله اين ديکتاتورمقتدرفروريخته و براي هميشه بسته شد.کشته شدن سرهنگ معمر قذافي ديکتاتور ليبي درشهر سرت اگر چه به ديکتاتوري 42 ساله وي پايان داد، اما اين به مفهوم پايان راه نيست.سرهنگ قذافي که بيش ازچهار دهه با پنجه آهنين بر ملت ليبي حکومت کرد، سرانجام روز پنجشنبه بيست وهشتم مهردرمخفيگاه خود در شهرسرت توسط انقلابيون ليبي به هلاکت رسيد.سرهنگ معمرقذافي که درسال 1969 درهيبت افسري جوان  براي رهايي مردم ليبي با کودتا به سلطنت پادشاهي مستبد وديکتاتورو خود خواه خاتمه داد، بعد از42 سال قرباني خودخواهي ها و استبداد خود شد ودرحال فرارازمردم خود از پاي درآمد و ليبي را غرق درجشن و سرور کرد.

دراين 9 ماه خون هاي فراواني ريخته شد و به مدد همين خون ها و مبارزات مردم سرانجام پس از 42 سال يعني متجاوز از 16500 روز ديکتاتوري، درعرض 270 روزمعمر قذافي اين حاکم بلامنازع ليبي درشهر"سرت" يعني همان محلي که متولد شده بود کشته و وجودش ازصحنه روزگار تا هميشه زمان پاک گرديد وقذافي نيزمانند همه همقطاران سابق اش به سيل انبوه حکام مستبد تاريخ پيوست ودرجمع آنان قرارگرفت؛حکام ديکتاتوري که با سلب حقوق اوليه مردم وپايمال کردن همه   ارزش هاي انساني وايجاد شبکه گسترده اي از فضاهاي سياسي و امنيتي مملو ازظلم و جوروخفقان، و به انحصاردرآوردن فراگير سيستم حاکميتي و دراختيار گرفتن تمام منابع و امکانات جامعه، با توسل به زوروخشونت بر مردمي که برايشان ذره اي ارزش قائل نبودند، براي ساليان دراز ومتمادي با اقتدارتمام برمرکب افسارگسيخته قدرت با سرعت تمام رانده ودرنهايت دچار همان سرنوشت محتومي که تاريخ بشري برايشان رقم زده است گرديدنديعني سرنگوني ودرنهايت مرگ.مشكل قذافي اين بودكه وضعيت يك كشوروملتي رابه خواست‌هاي بعضا رمانتيك و وهم‌گرايانه خود گره زد و براي خود اعتباري دست‌وپا كرد كه به‌تدريج اسيرآن اعتبار شد.

قذافي تلاش مي‌كرد ازطريق دوستان آفريقايي‌اش جاي پايي درآينده ليبي بازكند وتا لحظه آخربه اين مساله اميدوار بود. اوبه بسياري ازسران كشورهاي آفريقايي كمك‌هاي مالي كرده بود، به برخي نفت وگازارزان وحتي مجاني مي‌داد و برخي ازسران آفريقايي ازاوحقوق مي‌گرفتند.اما قضايا بنا به خواست قذافي پيش نرفت. قذافي باورش نمي‌شد كه مردم به‌اين صورت عليه اوقيام كنند.او فكر مي‌كردكه با برخورد امنيتي امكان كنترل اوضاع را دارد وبا استفاده از‌هزاران مزدورآفريقايي خودرانجات مي‌دهد.اين اقدامات هم نتيجه نداد.انقلابيون حرف آخررا زدند و به دوستان قديمي قذافي پيام دادند كه درليبي جايي براي قذافي باقي نمانده است.

مرگ سيا سي قذافي:

هرچند گفته مي‌شودكه با مرگ قذافي تاريخ معاصرليبي يك برگ بسيارمهمي رادرخود ثبت كرد اما درحقيقت بايد گفت كه حادثه كشته شدن وي دردوروزقبل يك مسئله داراي اهميت سياسي زيادي نبود چراكه مرگ سياسي قذافي عملاً دوماه پيش‌ترازامروزبه‌وقوع پيوست درهمان زماني كه طرابلس پايتخت اين كشورونماد قدرت قذافي به‌دست انقلابيون سقوط كرد وقذافي فراررا بر قرارترجيح داد.ازآن زمان ديگروي مشروعيت داخلي،منطقه‌اي وبين‌المللي خود راازدست دادو لذابايد گفت قذافي طي دوماه اخيربه‌رغم برخي مقاومتها درشهرهاي مختلف عملاً داراي جايگاه و اهميتي سيا سي نبوده و فعاليتهايش را مي‌توان درقالب يك تبهكارفراري دسته‌بندي كرد.

دونظردرخصوص چگونگي قتل قذافي:

در خصوص چگونگي قتل قذافي دو نظر ارائه شده است. يكي را فرماندهان ناتواعلام كرده‌اند كه حمله هوايي نيروهاي ناتو و زخمي شدن قذافي در اثر اين حمله زمينه ساز مرگ وي شده است و ديگري را شوراي انتقالي ليبي اعلام كرده است كه قذافي به‌وسيله مردم كشته شده است. اماآنطور كه خبرگزاريهاي مختلف بين‌المللي ورسانه‌هاي داخلي ليبيايي گزارش داده‌اند مردم اين كشور به‌رغم ابرازخوشحالي ازشنيدن خبرمرگ قذافي،اما ازكشته شدنش راضي نبوده‌اند چراكه آنها خواهان محاكمه قذافي وآشكار شدن بسياري ازرازهاي سر به مهر در اين كشور بودند؛ رازهايي كه مي‌توانست حتي تاريخ معاصر ليبي راتغيير دهد اما با مرگ قذافي بسياري از اين رازها و سوالات بي‌جواب باقي خواهند ماند.ازجمله اين رازها و اسرارها يافتن حقيقت درمورد سرنوشت دهها شخصيت برجسته داخلي وخارجي درليبي است كه هريك به دليل مخالفت با قذافي ناپديد گشته‌اند.امام موسي صدريكي از معروف‌ترين اين چهره‌هاست كه سرنوشت وي هنوز مورد پيگيري بسياري از آزاديخواهان جهان، مسلمانان و بخصوص ايرانيان است اما حال با مرگ قذافي ديگر نمي‌توان به خوبي فهميد كه چه برسروي وبسياري ديگرازشخصيتهاي ناپديد شده آمده است.البته نبايد فراموش كرد كه نحوه دستگيري و كشته شدن قذافي مشكوك است. قذافي اطلاعات بسياري از برخي اعضاي شوراي انتقالي داشت علاوه بر اين خطر افشاگري درباره بسياري از كشورهاي غربي و توافقاتي كه ميان قذافي و آنها صورت گرفته بود، وجود داشت. واضح است كه با زنده ماندن و محاكمه او احتمال لو رفتن اين اطلاعات وجود داشت.

مرگ قذا في مقدمه اي براي توطئه هاي جديد ناتو وآمريکا :

كارشنا سان وصا حب نظران معتقدند که مرگ قذافي ديکتاتورسابق ليبي مي تواند مقدمه اي براي توطئه هاي جديد ناتو وآمريکا براي تجزيه اين کشور وسيع تلقي شود.آمريکا وديگرکشورهاي غربي درآينده گزينه تشديد اختلافات وجنگ قبيله اي رادرليبي براي تهيه مقدمات تجزيه اين کشوردر دستورکار خود قرارخواهد داد.به دليل وجود قبايل بزرگ تبو،آمازيق وطوارق که داراي رگه هاي آفريقايي هستند اين احتمال وجود داردکه اين قبايل درآينده سهم بيشتري درساختار قدرت ليبي مطالبه خواهند کرد.اين سه قبيله بزرگ داراي انگيزه هاي تجزيه طلبانه هستند، زيرا اين قبايل بيش ازهويت عربي به هويت آفريقايي خود پايبند هستند.بنابراين درطرح غربيها،تاسيس دوکشورشمالي وجنوبي درليبي که درآن منطقه نفت خيزتحت سيطره آمريکا وديگرکشورهاي غربي همچون انگليس،فرانسه وايتاليا باشد،دردستورکارقرار دارد.غرب یقیناً برای آینده این کشور برنامه هایی دارد.افکارعمومی لیبی نباید اززیاده خواهی کشورهای غربی درخصوص ایجاد پایگاه نظامی، حضورشرکتهای بزرگ نفتی با بهانه عمران وبازسازی غفلت نمایند.

 

شنبه : 30/7/1390- 24ذي القعده1432- 22 اكتبر2011



ارسال توسط افشار
 
تاريخ : ۱۳۹۰/۰۷/۲۵

                                  حج گزارراستين                               

اسدالله افشا ر

مقصود اصلي ازتشريع حج و سائرعبادات:

عبادات كه به عنوان هدف آفرينش انسان("ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون."ذاريات/56) تعيين شده است اسراري دارد كه اين اسرار غير از آداب واحكام ظاهري عبادات مي باشد.نوعاً عبادات وفرائض الهي بااختلاف درجات فراواني كه نسبت به هم دارند،براي تقويت بعد روحاني ونفساني و در جهت سير و سلوك انسان وضع شده تا از عوالم جسماني به عوالم روحاني تكامل يابند و به مقام قرب الهي برسند. چنانكه مرحوم آقا ميرزا جواد ملكي تبريزي عارف بزرگ در اين زمينه فرموده است:"مقصود اصلي از تشريع حج و سائر عبادات، تقويت بعد روحاني انسان است و تكليف فرائض الهي از نظر خاصيت اثر گذاري در روح و جان انسان است و تكاليف و فرائض الهي از نظر خاصيت اثر گذاري در روح و جان انسان مختلفند. بعضي اثرتطهير و تخليه را دارند كه ظلمت رااز فضاي روح و جان بشردور ني كند وبعضي ديگر موجب تحليه وتزيين جان و وسيله جلب نورانيت مي گردد. و دسته ديگر،جامع هردو اثر( تخليه وتحليه ) هستند وحج از اين دست سوم است. زيرا حج يك معجون الهي است كه جميع امراض قلوب مثل بخل واستكبارو تنبلي و ....را مانع نورانيت قلبها هستند، علاج مي كند.(حج/ 37 ) بنابراين و با توجه به مطلب فوق، حج از ميان عبادات و فرائض الهي، جامع هرنوع آثار وفوايد واسراري است كه در عبادات ديگر وجود دارد. چنانكه مرحوم علامه طباطبائي رحمه الله دراين مورد مي فرمايد : وقتي كه سرگذشت ابراهيم ،آن چنان كه درقرآن بيان شده را، به دقت مطالعه كنيم مي يابيم كه اين جريان يك دوره كاملي ازسير عبوديت و بندگي خدا و به اصطلاح يك سير وسلوك معنوي است كه بنده ازموطن خود تا قرب الهي را مي پيمايد وبا پشت سر انداختن زخارف دنيا ولذائذ وآرزوهاي مادي و جاه و مقام وخلاصي ازوسوسه هاي شيطاني به مقام قرب الهي دست مي يابد.

حج يكى ازاركان مهمّ ا سلام :

حج يكى ازاركان مهمّ اسلام، و ازبزرگترين فرائض دينى است.قرآن مجيد در يك عبارت كوتاه و پرمعنى مى فرمايد: «وَ لِلّه عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَيْهِ سَبيلاً: براى خدا بر مردم است كه حجّ خانه او كنند، آنها كه توانائى رفتن به سوى او دارند» ودرذيل همين آيه مى فرمايد:«وَ مَنْ كَفَرَ فَاِنَّ اللّهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعالَمينَ: و هر كس كفرورزد (وحج را ترك كند، به خود زيان رسانده)،خداوند از همه جهانيان بى نياز است.»جمله «براى خداست بر مردم...» به ضميمه تعبير به «كفر» در مورد كسانى كه حجّ واجب را ترك مى كنند،اهمّيّت فوق العاده آن رادراسلام كاملاً روشن مى سازد.

درحدیثی آمده است:«هر كس حجّ واجب را بدون عذر ترك كند روز قيامت يهودى يا نصرانى محشور مى شود.»ودرمقابل براى حج آنچنان پاداشهاى عظيمى درروايات اسلامى وارد شده كه درباره كمترعملى ديده مى شود.چنانكه درحديثى ازامام صادق(ع) مى خوانيم: «كسانى كه حج و عمره به جا آورند ميهمان خدا هستند، هرچه بخواهند خدا به آنها مى دهد، وهردعائى كنند به اجابت مى رسد، واگردرباره كسى شفاعت كنند پذيرفته مى شود... واگر در اين راه بميرند خداوند تمام گناهان آنها را مى بخشد.»

«وَ اَنَّ الْحاجَّ يَكُونُ كَيَوم وَلَدَتْهُ اُمُّه:كسى كه حج به جا آوردازگناه پاك مى شود، همانند روزكه ازمادرمتولّد شده است.»واين بزرگترين موهبت، وبرترين افتخار، وبالاترين پاداش است.

 حج،وحدت واتحاد مسلمانان:

حج همچنین مظهروحدت و اتحاد مسلمانان است. این که خداوند متعال همه ی مسلمانان و هرکه از ایشان را که بتواند، به نقطه یی خاص ودرزمانی خاص فرا می خواند ودر اعمال وحرکاتی که مظهر همزیستی و نظم و هماهنگی است، آنان را روزها و شبهایی در کنار یکدیگر مجتمع می سازد، نخستین اثر نمایانش، تزریق احساس وحدت و جماعت در یکایک آنان و نشان دادن شکوه و شوکت اجتماع مسلمین به آنان و سیراب کردن ذهن هر یک تن آنان از احساس عظمت است . با احساس این عظمت است که مسلمان اگر تنها درشکاف کوهی هم زندگی کند،خود راتنها حس نمی کند. با احساس این حقیقت است که مسلمین درهریک ازکشورهای اسلامی،شجاعت برخورد با اردوگاه ضدیت با اسلام،یعنی همین سلطه ی سیاسی، اقتصادی دنیای سرمایه سالاری وعوامل و ایادی آن و نیرنگ و فتنه گری آن را می یابند وافسون تحقیرکه اولین سلاح استعمارگران غربی دربرابرملل مورد تهاجمشان بوده وهست درآنان نمی گیرد. با احساس این عظمت است که دولتهای مسلمان با تکیه به مردم خود،ازتکیه به قدرتهای بیگانه خود را بی نیاز حس می کنند واین فاصله ی مصیبت بار میان ملتهای مسلمان با دستگاههای حاکم برآنان پدید نمی آید. با احساس این وحدت وجماعت است که نیرنگ استعماری دیروزوامروز یعنی احیای احساسات افراطآمیزملی گرایی این فاصله ی وسیع و عمیق میان ملتهای مسلمان را پدید نمی آورد و قومیت عربی وفارسی وترکی وآفریقایی و آسیایی،به جای آن که رقیب ومعارض هویت واحده ی اسلامی آنها باشد، بخشی ازآن وحاکی از سعه ی وجودی آن می گردد؛ وبه جای آن که هرقومیتی، وسیله وبهانه ی نفی وتحقیرقومیتهای دیگرشود، وسیله یی برای نقل وانتقال خصوصیات مثبت تاریخی ونژادی وجغرافیایی هرقوم به سایر اقوام اسلامی می گردد .

حج کنگره مخلصین و متقین :

حج را می توان از یک دیدگاه گردهم آئی پاکان و نیکان، وارستگان معنویت گرا و از دنیا رستگان آخرت گرا بشمار آورد. اجتماعی به پاکی قدوسیان ملأ اعلی و فرشتگان عالم بالا، که در«اشهر معلومات» بر گرد اولین خانه ایکه برای «همه مردم جهان» نهاده شده فرا گردهم آیند و اقیانوسی جوشان وخروشان پدیدآرند که هر فرد حاجی، قطره ای از این دریاست. دراین گردهم آئی حاجیان ازآن دم که به نیت حج، از خانه و دیار و همه پیوندهای دنیائی می گسلند، تا آنگاه که در میقات احرام بر می بندند، تا طواف، تا وقوف، تا رمی، تا ذبح... همه جا و همه جا، خدا را می جویند و در طلب وصال اویند.مناسک حج یکایک تبلور حالات گوناگون انسان خدا جوی عاشق پیشه بیقراری است که کوبکو روبه سوی او دارد و نشان از او می جوید و بوی او می بوید... عاشقِ از فراق معشوق بجان آمده ایکه عنان اختیار از کف فروهشته، در راه وصال یار، گاهی با تأمل و قرار و گاهی با اضطراب و بی قرار به اینسو و آن سو می رود، در کوه و بیابان، شب و روز، آرام نمی گیرد و همه جا نشان از بی نشان می خواهد.حج دراین نگرش، یک سیر معنوی انسانی است که یکجا و یک زمان توسط انسانهایی فراهم آمده از چارسوی جهان به مقصد تقرب به مبدأ، والای آفرینش صورت می پذیرد.حج از این دیدگاه، کنگره مخلصین و متقین و صالحین و عابدین وقانتین روی زمین است.

 

 خصوصیّات منحصر به فرد حج: 

حج از احکام مهمّ عبادی ـ سیاسی اسلام و یکی از فروعات آن است. این فریضه الهی در عین حال خصوصیّاتی دارد که منحصر به خود بوده و آن را بر دیگر احکام اسلامی، برتری داده است.حج ضمن این که عملی است عبادی، سیاسی نیز هست و بلکه نه تنها عبادی سیاسی است که عملی است اجتماعی ـ اسلامی بگونهای که جهان را به خود متوجّه می سازد.مسلمانان، با ملیّتها و رنگها و زبانهای مختلف ازسراسراین کره خاکی دریک جا جمع شده وهمگی یک شعارسرداده و یک هدف را دنبال میکنند.بنا براین، میتوان حج را«رستاخیز اسلامی» نام نهاد.حج، با توجّه به گستردگی ابعاد وویژگی خاصّش،ازاسرارباطنی فراوانی برخورداراست به طوری که هیچ یک از اعمال دیگر، به آن گستردگی نبوده و باطن هیچیک به باطن حج نمیرسد.حج همانگونه که توحید، نبوّت، امامت و معاد را دارد، نماز، روزه، جهاد، تولّی و تبرّی و نیز دیگر امور; همانند خلوت و جلوت، ذکروتفکّر، سکوت وفریاد، عزلت واجتماع و ظاهروباطن همه را دارد. ودریک کلام میتوان گفت که:حج بخشی ازآثار فقهی، فلسفی، اخلاقی، عرفانی و... را به خود اختصاص داده است.

جان كلام:

حج گزارراستین یک «سالک » است و«سالک ازنورهدایت طلبد راه بدوست » («که به جائی نرسد گر به ضلالت برود.»حافظ) وگرنه بسیارند آنان که درطول تاریخ مکررومستمرحج،زحمت «بادیه » به «سیم»خریده اند ومیخرند بی آنکه ازآن منفعتی معنوی برند وحج گزارباید حجی گزارد که او را از «نو»بسازد که«حج » تجدید میثاقهاست، و بارور کردن تعهدها و یادآوردن خاطره ها - در سرزمین خاطره ها - و سخن کوتاه:

که، حج «حج » است و«حج گزار» میهمان حق است واز انصاف دور است که ازراهی دوریا نزدیک کسی را به این میهمانی فراخوانند واوازآداب ومراسم و مقررات این «بار عام » واین «مائده عظیم الهی »بی خبر باشد که اگر بی خبر به این سفرپردازد و بی خبر«یا بی خبرتر» بازآید، برای همیشه در آتش حسرت وحرمان خواهد سوخت جز اینکه دیگر بار بربندد وگذشته را تدارک و جبران نماید.

 

دوشنبه:1390/7/25- 19ذي القعده1432- 17اكتبر2011

 

منا بع :

1- و سا ئل الشیعه، ج9، ص377.

2- بحارالا نوار، ج12، ص92.

3- نورالثقلین، ج1، ص123.

4- جا مع السعادات، ج3، ص1138.

5- کنزالعمال، ج3، ص423، 424.

6- سفینه البحار، ج1، ص116.

7- مستدرک و سا ئل الشیعه، ج 2، ص 145.



ارسال توسط افشار

اصول‌گرایی؛مستلزم تحول‌طلبی                   

ا سد الله افشا ر

يكم) بی‌تردید جریان اصولگرایی به مفهوم پایبندی به ارزش‌‌های اصیل انقلاب، از لحاظ تاریخی عمری برابر با عمر نهضت اسلامی در کشورمان دارد، اما به عنوان یک اصطلاح متعارف در حوزه ادبیات سیاسی ایران، به اوایل دهه جاری برمی‌گردد. بی‌گمان، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در شکل‌گیری این جریان، نقشی بیبدیل دارند. وقتی شعار اصلاحات که تعابیر شالودهشکنانه نسبت به ارزش‌های انقلاب داشت (و فارغ از بنیان‌های فکری غرب نبود) در دهه قبل توسط جمعی ترویج شد، مقام معظم‌رهبری، با دادن جهت‌هایی دقیق و طرح شعارهایی چون آزاداندیشی و اصلاحات انقلابی، گفتمانی جدید را پایه گذاشتند و خط اصیل انقلابی و اقتضائات آن را تعیین فرمودند و با شعار مبارزه برای رفع فقر، فساد و تبعیض، عملا خلاء گفتمانی را در پارادایم طراحی شده آنها، ایجاد کردند. در یک تکامل تدریجی، ابتدا با روشن نمودن مؤلفه‌های گفتمان جدید نظیر جنبش نرم‌افزاری، بومی‌گرایی در حوزه دانش و تدقیق معیارهای سیاسی برای فعالیت گروه‌ها، فضای تنفسی جدیدی را دراختیار گروه‌های ارزشی و معتقد به آرمانهای اصیل انقلاب قراردادند که در چارچوب فضای جدید، به تعمیق گفتمان اصولگرایی با تابلویی سیاسی به همین نام منجر شد.

دوم) اصول گرایی و توجه به ارزشها چنانچه با صداقت و براساس انجام تکلیف و تعهد و نیز به منظور اصلاح امورمسلمانان و رفع مشکلات جامعه که ناشی از انحرافات است، مدنظرقرار گیرد می تواند حرکتی بالنده و حاوی برکات فراوانی در زندگی مردم باشد.

اصول گرایی به معنای گرایش به ریشه ها و خاستگاه هاست. برای هر چیزی در دنیا اصل و فرع و یا ریشه و شاخه ای است. اصول گرایی به معنای بازگرداندن فروعات و شاخه های به اصل و حفظ اصول و ریشه هاست. اصول و ریشه ها می تواند هنجاری و یا ضدهنجاری، ارزشی و یا ضدارزشی باشد؛از این روست که اصول گرایی به خودی خود ارزش به شمار نمی آید؛ زیرا هر اصلی که ثابت و پایدار است می تواند اصلی ضدهنجاری و ضدارزشی باشد. بنابراین نمی توان زمانی که اصول گرایی سخن گفته می شود، از نقش ارزش ها و هنجارها در اصول گرایی سخن نگفت.

سوم)مجموعه اصول ارزشی وهنجاری اسلام در حوزه های مختلف بینشی و نگرشی و رفتار فردی و اجتماعی را می توان در آیات قرآن جست و به دست آورد. از این روست که تنها زمانی اصول گرایی معنای درست می یابد که شناخت کاملی از مجموعه اصول و قوانین ارزشی و هنجاری اسلام و اصول ضدارزشی و نابهنجاری آن داشته باشیم و در راستای عمل به آن اقدام و حرکت کنیم. بر همین اساس و پایه است که قرآن در سوره عصر و در آیات بسیار دیگری به مسئله ایمان به مجموعه اعتقادات ارزشی درشخص و دعوت دیگری بدان و نیز عمل به مجموعه هنجارهای اخلاقی و رفتاری به عنوان عمل صالح ونیک ودعوت دیگران به آن به عنوان اصول اساسی اسلام وقرآن اشاره می کند. بنابراین اصول گرایی مطلوب از نظر قرآن واسلام تنها ایمان به آموزه ها وگزاره های وحیانی قرآن و دستورهای معصومان(ع) و عمل به آن ها و نیز دعوت دیگران دردو حوزه بینشی و نگرشی است.

چهارم) بزرگترین دستآورد جریان اصولگرایی برگرداندن مسیر انقلاب، به راه واقعی و آرمان‌های اصیل آن (هم به لحاظ مبانی انقلاب، هم آرمان‌ها و هم مطالبات آن) بود. بهنظرم عملیاتی شدن نسبی این آرمان‌ها درطول دو سه سال گذشته، خود دستآورد دیگری است. خطری که حاکمیت در دهه گذشته با جریان التقاطی داشت، ورود تفکری منحرف به سطح بالای مدیریت فرهنگی و اجرایی کشور بود. لذا بیش ازهرچیز، احیای آرمان‌های بلند انقلاب، بزرگترین دستآورد است. البته درپرتو این موفقیت بزرگ، حرکت به سمت استقلال سیاسی، اقتصادی و علمی حاصل شده است.گسترش عدالت درتمامی حوزه‌ها وتبدیل شدن آن به شعار اصلی وگفتمان حاکم را امروز به روشنی شاهد هستیم. مردمباوری و نزدیک شدن دولت به مردم وبسیاری از توفیقات دیگردرذیل آن دستآورد بزرگ است.

پنجم)مهمترین چالش اصولگرایان، تشتت، اختلاف و همچنین سهم‌خواهی درنهمين دوره ي   انتخا بات مجلس شوراي اسلامي است. باید توجه داشت اصولا بحث از سهم، میزان ورود گروه‌ها و دست یابی آنها به قدرت، به عنوان پیش شرط وحدت، زنگ خطر بزرگی است که اساسا با ماهیت اصولگرایی که مبتنی برخدمت خالصانه به خلق خداست، منافات دارد. تصورمی‌کنم اگرطیف اصولگرایان واقعا به ملاک اصول اعتقاد داشته باشند ورفتارهای سیاسی خود را با این ملاک بسنجند، منافع زیادی، هم درداخل وهم درعرصه بین‌الملل برای مردم به همراه خواهند داشت.

به نظرم با احتساب شاخص‌هایی که رهبرفرزانه انقلاب برشمردهاند،حداقل درانتخابات آینده و به شرط عدم سهم‌خواهی، مزاحمی برای انسجام اصولگرایان وجود ندارد.

ششم) حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی تعریفی جامع از«اصولگرایی» دارند و بارها دردیداربا مسئولان وکارگزاران نظام مقدس جمهوری اسلامی ودیدار با رئیس جمهور و اعضای هیات دولت ضمن اشاره به رویکردهای اصولگرایانه درکشور به تبیین شاخص های اصولگرایی پرداخته اند.رهبر معظم انقلاب اسلامی «اصولگرایی» را این گونه تعریف کرده اند:« اصولگرایى به حرف نیست؛ اصولگرایى در مقابل نحله هاى سیاسى رایج کشور هم نیست. این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسى را به اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم کنیم: اصولگرا و فلان؛ نه. اصولگرایى متعلق به همه ى کسانى است که به مبانى انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست مى دارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.»( بیا نات رهبر معظم ا نقلاب ا سلا مى در دیدار مسؤلان و کارگزاران نظام جمهورى ا سلا می - 29 /3/1385- )

چنان که از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی برمی آید، اصولگرایی با حرف و شعار شناخته نمی شود، بلکه درعمل پدیدار می گردد؛ یعنی زمانی می توانیم بگویم که اصولگرایی درجامعه حکم می راند که مسئولین،کارگزاران ودولتمردان نظام مقدس جمهوری اسلامی درعمل به اصول اصولگرایی پایبند باشند وآن اصول را در جامعه پیاده کنند.

هفتم) اصولگرا«نوآور»و«نواندیش» است؛ اصولگرمی کوشد تا نگاهی نوبه دنیا داشته باشد؛ نگاهی نو به مردم و جامعه، نگاهی نو به دین، نگاهی نو به خدمت گذاری، نگاهی نوبه عدالت گستری، نگاهی نوبه اقتصاد، نگاهی نوبه سیاست، نگاهی نوبه زندگی و...

اصولگرا هیچ گاه خود را یکسره پایبند ریشه ها نکرده وهرروزنگاهی نو به آینده دارد و به اصلاح مداوم می اندیشد.اصولگرادرحالی که در«امروز» زندگی می کند، به«فرداها» می اندیشد و فکرهای نووحرفهای نودارد.

هشتم) اصول‌گرایی نه تنها با تحول وتغییر واصلاح امور منافات ندارد، بلکه در ذات خود حامل بار اصلاح‌طلبی و تحول است. ضرورت اصلاح، تکامل و توجه به سنتهای حاکم بر نظام هستی ــ که باور بدان از مبانی نگرش اصول‌گرایی است ــ نشان می‌دهد که اصول‌گرایی مستلزم تحول‌طلبی است. درنگ وتأمل درمفهوم اصول،توجه به مفهوم فروع را دربرابرآن برمی‌انگیزد وتفکیک اصول از فروع درنگرش اجتماعی،خود مانع تحجروجمود درقالبها وروشها است. تحول اصول‌گرایانه، ضمن تأکید برضرورت تغییرات مثبت و اصلاحی درهمه امور، مانع تزاحم و فروکاهی نیروهای سازنده اجتماعی دربرابر یکدیگروکشمکشهای فرسایشی، هنجارشکنی و ساختارشکنی‌های آسیب‌زا خواهد شد و تکامل،استمرارو تقویت پیشرفت و رشد جامعه را تضمین خواهد کرد. تحولات اصول‌گرایانه، با تعریف چارچوب‌ها، معیارها وروشهای کلان تحولات، به ‌رغم همه فراز و نشیبهای مقطعی وگذرا، پیروزی نهایی وتحقق اهداف و غایات تعالی بشریت را در پی خواهد داشت و شایستگان را به جایگاه شایسته خود خواهد رساند.   

 

 

 

شنبه: 1390/7/9- 3 ذي القعده1432- 1اكتبر2011



ارسال توسط افشار

مصلحت،عدالت،مجازات قاطعانه مفسدان اقتصادي          

اسدالله ا فشا ر

 

يكم)اين روزها خبراختلاس ميلياردي بانك صادرات درصدراخبار قرارگرفته وموجب بي‌اعتمادي مردم به نظام بانكي وپولي كشور شده است. ابعاد اين اختلاس بسيار عظيم است و بايد با عوامل فساد اقتصادي برخورد جدي صورت گيرد.اين روزها، ماجراي اختلاس نجومي 3هزار ميلياردتوماني از بانك صادرات كه بي سابقه ترين نمونه فساد اقتصادي نام گرفته است به اصلي ترين موضوع موردبحث دررسانه ها ومحافل سياسي واقتصادي داخل وخارج كشورتبديل شده واين بحث داغ،اما تأسف آوروآزاردهنده،كماكان درصدراخبار ونظرها و كانون توجه افكارعمومي جاي دارد. مسئولان ذيربط ودست اندركارماجرا طي چندروزاخيردر باره اين اختلاس بزرگ توضيحات قطره چكاني وجسته گريخته اي ارائه كرده اند كه صدالبته ناكافي بوده و در مواردي بر ترديدها نيز افزوده است.فساددربدنه حکومت وجامعه، پديده شومي است که پس ازتشکيل نخستين تمدن ها ودولت ها وجود داشته است. موضوعي که باعث اعتراضات گاه وبي گاه و حتي شورش برحاکمان شده است. فساد پديده اي است که همچون موريانه پايه هاي استحکام هردولتي را مي خورد.

دوم)اختلاس 3 ميليارد دلاري(3000ميليا ردتوما ني)درشبكه بانكي،يك پديده  شوم وفسادقابل توجه درسطح جهاني است كه به تازگي درايران هم نمونه آن رخ داده است. بسياري ازبانك‌ها با ارقام كمترازاين درحد چندده يا چند صد ميليون تا مرز ورشكستگي يا حتي تعطيلي پيش رفته‌اند، براين اساس فارغ ازاين‌كه چه موضوعي و با چه حجمي درحال رخ دادن است، نحوه ارايه اطلاعات و استدلال‌هاي بعد ازآن بسيار حائز اهميت است. براي اين موضوع بايد توجه داشت كه اين پديده‌ها در درجه اول باور و اعتماد عمومي و متعاقب آن اعتماد فعالان اقتصادي و سپرده‌گذاران بانكي را مورد هدف قرار مي‌دهد.3 هزارميليارد تومان اختلا س شده است در حالي که ايران با معضل  بيکاري وفقر دست به گريبان  است.اين مبلغ بين 600 هزارتا يک ميليون  شغل مي توانست ايجاد کند وميلياردها گره اي که مي شد با اين مبلغ از زندگي مردم گشوده شود.

سوم) به هرحال يك واقعه تأسف‌انگيز با ابعاد غيرقابل تصور و فراترازتمام نمونه‌هاي گذشته رخ داده است. دراين واقعه سه هزار ميليارد تومان اختلاس شده است. ماجراگر چه باورنكردني است اما اكنون جامه واقعيت به تن دارد.صا حب نظران براين باورندكه؛ براي مقابله با اين رويداد تلخ با هدف احياي اعتماد عمومي نسبت به كارآمدي و شفافيت نظام مديريتي ـ اداري كشور سه گام اساسي1 - واكنش موثر مسئولان 2 - برخورد قاطع با متخلفان 3 - ارائه راهكارهاي جامع براي پيشگيري از حوادث بعدي ضرورت دارد كه به نظر مي‌رسد اين سه گام، هركدام الزاماتي دارد و تاكنون زير سايه كوتاهي مديران و منازعه برخي مسئولان مغفول مانده است.

چهارم)در پرونده فساد اقتصادي اخيردستگاه قضا مدبرانه و مقتدرانه عمل كرده است چه اين كه طي همين مدت كوتاه: 1) 19 نفردرارتباط با اين پرونده دستگير و بازداشت شده اند، 2) تعدادي ازمتهمان ممنوع الخروج شده اند، 3) براي جلوگيري از جابجايي اموال به منظور فرارازبازپس دادن اموال غارت شده، عده اي ممنوع المعامله شده اند، 4) حساب مالي برخي از متهمان مسدود شده است، 5)اموال و دارايي برخي از متهمان بلوكه شده است، 6) دركمتراز48 ساعت پس ازابلاغ ويژه رييس قوه قضاييه به دادستان كل كشوردرخصوص نظارت براين پرونده، آقاي اژه اي شخصا به اهوازسفركرده وبا توجه به شكل گيري اوليه پرونده در دادگستري خوزستان، تمام مراحل تحقيقات مقدماتي و اقدامات دادگستري و ضابطان را زير نظر گرفته است و... اما آنچه كه نبايد درادامه اين مسيراتفاق بيفتد، انحراف ازاين ورود مدبرانه و مقتدرانه است. اگر اين انحراف ازطريق برخي از گروه هاي انحرافي ويا عمليات چندلايه كانون هاي قدرت و ثروت انجام شود آن وقت تمام زحمات و اقدامات دستگاه قضا ابترخواهد ماند. اين قلم امدواراست در خصوص مواجهه دستگاه قضايي با مفسدان بزرگ اقتصادي: اولااين پرونده درگام اول دچاريك اطاله دادرسي عجيب و غريب نشود؛ وثانيا احكام وآرايي متزلزل صادر نشود كه در هر مرحله از دادرسي متزلزل ترگردد؛ وثالثادرنهايت به محكوميتي نامتناسب با جرم مربوطه ختم شود؛ ورابعا بايدمراقب بودكه اين پرونده از قضا«!» با يكسري ازاتفاقات وحادثه هاي تعجب آور و شگفتي سازگره نخورد، تامشمول مرورزمان گردد. البته ناگفته نماند كه قوه قضائيه طي 3 دهه گذشته، نمونه هايي- هرچند كم شمار- از قاطعيت در برخورد با مفسدان اقتصادي نيزداشته است وهمين سابقه است كه باعث شده تا دستگاه قضايي درشرايط كنوني و با مديريت فعلي خود در مواجهه با پرونده فساد مالي آنهم با رقم 3 هزار ميليارد توماني در يك آزمون بزرگ و تاريخي قرار بگيرد.

خوشبختانه آيت الله آملي لاريجاني رئيس قوه قضا ئيه درقالب ابلاغيه،ودرحكم ويژه اي حجت الاسلام محسني اژه اي-  دادستان كل كشور- را نماينده ويژه خوددراين پرونده نمودند، تا

از يكطرف بررسيدگي سريع، قاطع وهمه جانبه تصريح كرده باشند؛و ازطرف ديگربررعايت كليه موازين شرعي وقانوني دررسيدگي به اتهامات متهمان واجتناب ازافشاي نام آنها قبل ازصدورحكم قطعي تاكيد داشته اند.

پنجم) با ورود مجلس به پرونده اختلاس بزرگ، اين ماجرا وارد مرحله تازه‌اي شده است كه اگر با دقت وحساسيت ودر نظر گرفتن مصلحت بزرگ كشورهمراه شود، مي‌توان به آثار مثبت و نتايج قابل تامل مجموعه فعاليت‌ها وتحركات اخيرنهادهاي مختلف كشور اميدوار بود.اين مصلحت بزرگ همانا بازگرداندن اعتماد به كارآمدي نظام مديريتي و بانكي است.درروزهاي اخير مسئولان مختلف كشوردرنهادها و جايگاه‌هاي گوناگون از رياست محترم جمهوري تا خطيبان نماز جمعه و چهره‌هاي سياسي، اقتصادي، نظارتي و قضايي به اظهارنظر پيرامون اين پرونده پرداخته‌اند. ارزيابي سخنان گفته شده كه هركدام بازتاب زيادي در رسانه‌ها وافكار عمومي يافته‌ بيانگرآن است كه متاسفانه دربرخي موارد فضاي هيجاني و تقابل دراين باب شكل گرفته است. در حالي كه براي التيام روح زخم خورده و اعتماد ازدست رفته جامعه نسبت به عملكرد نهاد بانكي ونظارتي، همدلي و همراهي مسئولان كمترين ضرورت و نياز محسوب مي‌شود.

ششم) برخي صاحب نظران درخصوص برخوردقانوني بااين پديده بسيارمذموم وناپسند،كه ذهن وروح جامعه ودلسوزان رامشوش نموده است معتقدند،وفق ماده يك قانون ديوان محاسبات،اين نهاد مسئوليت مستقيم پاسداري ازبيت المال را دارد.وهمچنين ديوان محاسبات وفق تبصره 1 و2 ماده 23 قانون ديوان محاسبات مسئول احرازوقوع تخلف وبرخورد با آن قبل ازهرگونه برخوردي از سوي قوه قضائيه هستند. ظاهرا اين وظيفه درخصوص مفسده ياد شده وموارد مشابه فراموش شده است. مجلس محترم با بازخواني قانون ديوان محاسبات بايداقتدارخود را دربرخورد با مفاسد مالي و اقتصادي نشان دهد. غفلت رئيس و نمايندگان محترم ازنقش ديوان محاسبات و جايگاه آن در پاسداري ازبيت المال خداي ناكرده موجب تكراراخبار ناگواري چون اختلاس سه هزار ميليارد توماني مي شود.

هفتم)حقوقدانان وصاحب نظران اين رشته نيزازجهت قانوني وحقوقي دراين مورد مسايل مختلفي را قابل بررسي وواكاوي دانسته اند،كه بنابراهميت موضوع،درچندنكته ذيل به آنها اشاراتي خواهيم داشت است:

اول: به موجب ماده 606 قانون مجازات اسلامي هريک ازروسا يا مديران يا مسئولين سازمان ها و موسسات مذکوردرماده 598 اين قانون ازوقوع جرم ارتشا»، اختلاس، تصرف غيرقانوني،کلاه برداري يا جرايم موضوع ماده 599 و 603 قانون مذکوردرسازمان  يا موسسات تحت نظارت خود مطلع شود ومراتب را حسب مورد به مراجع صلاحيت دارقضايي يا اداري اعلام ننمايد،علاوه برحبس از6 ماه تا دوسال به انفصال موقت از6ماه تا دوسال محکوم خواهد شد.درماده 598 عناوين کارمنداني که مي توانند مرتکب تصرف غيرقانوني تلقي شوند بر شمرده شده و همه کارمندان و کارکنان دولت، شهرداري ها، موسسات وشرکت هاي دولتي و يا وابسته به دولت، نهادهاي انقلابي، بنيادها و موسساتي که زيرنظر ولي امراداره مي شوند،ديوان محاسبات و موسساتي که به کمک مستمر دولت اداره مي شوند،دارندگان پايه قضايي وبه طورکلي اعضا وکارکنان قواي سه گانه و نيروهاي مسلح و مامورين به خدمات عمومي اعم ازرسمي و غيررسمي را در برمي گيرد.ماده 599 که اشاره کرديم ناظربه کساني است که عهده دارانجام معامله، ساختن چيزي، نظارت در ساختن و يا امر به ساختن آن براي ادارات، سازمانها و موسسات مذکور در ماده 598 - سابق الذکر- باشند ودراين زمينه مرتکب تخلف شوند.ماده 603 ناظربه اقدامات همان مامورين مذکوردر ماده 598 پيش گفته است که در معاملات، مزايده ها، مناقصه ها، تشخيص ها و امتيازات مربوط به دستگاه متبوع خود مرتکب خيانت شوند.

دوم: قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادي کشور،مشهوربه قانون مبارزه با تروريست هاي اقتصادي درمورد جرم هايي که به قصد وارد کردن ضربه هاي اقتصادي به نظام وکشور ارتکاب شود مجازات هاي بسيارسنگين تا حد اعدام پيش بيني کرده است.

سوم: نکته قابل توجه ديگراينکه شنيده شده است سازمان بازرسي کل کشورکه به موجب اصل 174 قانون اساسي مامور نظارت برحسن جريان امورواجراي صحيح قوانين دردستگاه هاي اداري است، گويا درمورد احتمال وقوع اين اختلاس ازپيش تذکراتي داده است. همچنين شنيده شد برخي مقامات رسمي ونيمه رسمي نيز ادعا کرده اند دراين خصوص هشدارهايي به مسئولين وقت داده اند.اگراين موارد صحيح باشد مورد بدون شک منطبق بر ماده 606 - سابق الذکر- خواهد بود  و کساني که اين هشدارها به ايشان داده شده است بدون ترديد قابل تعقيب هستند.

هشتم)در همين راستا آيت الله صافي گلپايگاني  اختلاس بزرگ اخيردرسيستم بانکي را نقص بزرگي براي دولت وجامعه عنوان کرده وداين زمينه بيان داشته اند:

من زماني که اين موضوع را شنيدم بسيار ناراحت شدم. من واقعا نگران هستم؛ براي مردم و براي جامعه ناراحت هستم. اين اختلاس نقص بزرگي براي دولت و جامعه ما به شمار مي آيد؛ زيرا براساس آيين اسلام حتي مصرف يک ريال از بيت المال هم جواب دارد، چه برسد که سه هزار ميليارد تومان اختلاس شود!؟بايد به گونه اي عمل کرد که همه افراد دربرابرکارهاي خود مسئول وامانت دار مردم باشند و يک ريال هم به غارت برده نشود ودرغيرراه اصلي آن مصرف نشود. اگرنمايندگان ازروز نخست درخصوص برخي انحرافات بوجود آمده تذکر مي دادند ومحکم مي ايستادند، هرگزچنين اختلاس سنگيني رخ نمي داد.قضات ما بايد با شجاعت و قدرت به دستورات اسلام عمل کنند.در برابر مفاسد بايستند تا اين گونه قانون شکني و دزدي در کشور اتفاق نيفتد.  ( نسخه شماره 2736 30/6/1390 مردم سالاري ديني)

نهم)رهبرمعظم انقلاب بارها وبارها برمبارزه با مفاسد اقتصادي تاکيد داشته‌اند.و فرمان ۸ ماده‌اي ايشان نيزبراي همين منظور صادرگرديد.معظم له درآذرماه ۱۳۸۰ (خطبه‌هاي نمازجمعه)که همزمان بود با شهادت مولاي متقيان علي(ع) فرمودند؛«... الگوي حکومت جمهوري اسلامي ايران،حکومت علوي است وشعارحضرت امير(ع) درحاکميت، مبارزه با فساد مالي واقتصادي است.»ايشان همچنين درفرمان هشت ماده‌اي خود تاکيد کرده‌اند؛«تسامح درمبارزه با فساد به نوعي همدستي با فاسدان است». وبازمعظم له درهما ن فرمان ۸ ماده‌اي تاکيد کرده‌اندکه؛ «قوه مجريه با نظارتي سازمان يافته و دقيق و بي‌اغماض، از بروز و رشد فساد مالي دردستگاه‌ها پيشگيري کند و   قوه قضاييه با استفاده ازکارشناسان و قضات قاطع و پاکدامن، مجرم وخائن وعناصر آلوده را ازسرراه تعا لي کشور بردارد.»

جان كلام :

1- بايداختلاس انجام شده را ضربه مهلکی بر پیکره اقتصاد کشور خواند و يادآورشد، چگونه است که با وجود تأکیدهای مکررومستمررهبرمعظم انقلاب برای مبارزه با مفاسد اقتصادی، چنین اختلاس بزرگی در شبکه بانکی کشور رخ می‌دهد؟!به نظر مي‌رسد نظام مديريتي بايد دست به يك جراحي بزرگ در‌راستاي پاكسازي و بازگرداندن سلامت اقتصادي فعاليت‌هاي كلان بزند. همدلي و همياري مسئولان و نگرش مثبت آنها به نيات همديگر شرط اصلي اين ضرورت است. در‌غيراينصورت بايد اينگونه گفت: درپي يك تخلف سه هزارميلياردي مادي، مسئولان محترم هزاران ميليارد سرمايه معنوي و اجتماعي كشور را در معرض خطر قرار داده‌اند.2- يکي ازمطالبات مهم مردم، علا وه بر برخورد جدي با عوامل اصلي اين اختلا س درهررده و مقام، که قطعا قوه قضائيه به صورت جدي پيگيري مي کند، جلوگيري ازتکرارچنين اتفاقاتي است که بر پيکره اقتصاد و اعتماد عمومي ضربه مي زند.3- از سوي ديگر ضعف نظارت و تعطيل كردن ابزار‌هاي نظارتي يكي از دلايل بروز تخلفات بزرگ اقتصادي است كه حتي اگر با وجود شواهد و قرائن مستند، هيچ مقام ارشد دولتي حامي اختلاس ۳هزار ميليارد توماني نباشد تكليف ازگردن دستگاه اجرايي ساقط نمي‌شود؛ چراكه اين دستگاه در پيشگيري ازمفاسد اقتصادي بيش‌ترين وظيفه را برعهده دارد. ازاين‌رو شايد استعفاي برخي از مسئولان نظام اقتصادي راهي براي دلجويي ازمردم و عذرخواهي ازآنان باشد به همين جهت مجازات عاملان اختلاس لازم است.4- اگر به ضرورت تقويت  نظارت همگاني ازطريق رسانه ها  ونهادهاي مدني وصنفي  توجه مي شد، چنين وقايعي نمي توانست به وقوع بپيوندد.5- قوه قضاييه بايد دراين پرونده بزرگ فساد مالي كه جنبه ملي پيدا كرده است هيچ مصلحتي را بالاتر از مصلحت ملت نداند. به تعبيرديگر؛ مشي لايتغير دستگاه قضايي تا فرجام نهايي اين پرونده بايد اين باشد كه ميان «مصلحت» و «عدالت» فاصله اي نگذارد. چرا كه؛دراينجا مصلحت وعدالت چيزي جزمجازات قاطعانه مفسدان اقتصادي وبازگشت اموال وپول هاي تصاحب شده به بيت المال نيست.

 

سه شنبه: 1390/6/5- 28 شوال1432- 27 سپتا مبر2011

 

 

 

 



ارسال توسط افشار

اسلایدر