تاريخ : ۱۳۹۰/۰۷/۲۵

                                  حج گزارراستين                               

اسدالله افشا ر

مقصود اصلي ازتشريع حج و سائرعبادات:

عبادات كه به عنوان هدف آفرينش انسان("ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون."ذاريات/56) تعيين شده است اسراري دارد كه اين اسرار غير از آداب واحكام ظاهري عبادات مي باشد.نوعاً عبادات وفرائض الهي بااختلاف درجات فراواني كه نسبت به هم دارند،براي تقويت بعد روحاني ونفساني و در جهت سير و سلوك انسان وضع شده تا از عوالم جسماني به عوالم روحاني تكامل يابند و به مقام قرب الهي برسند. چنانكه مرحوم آقا ميرزا جواد ملكي تبريزي عارف بزرگ در اين زمينه فرموده است:"مقصود اصلي از تشريع حج و سائر عبادات، تقويت بعد روحاني انسان است و تكليف فرائض الهي از نظر خاصيت اثر گذاري در روح و جان انسان است و تكاليف و فرائض الهي از نظر خاصيت اثر گذاري در روح و جان انسان مختلفند. بعضي اثرتطهير و تخليه را دارند كه ظلمت رااز فضاي روح و جان بشردور ني كند وبعضي ديگر موجب تحليه وتزيين جان و وسيله جلب نورانيت مي گردد. و دسته ديگر،جامع هردو اثر( تخليه وتحليه ) هستند وحج از اين دست سوم است. زيرا حج يك معجون الهي است كه جميع امراض قلوب مثل بخل واستكبارو تنبلي و ....را مانع نورانيت قلبها هستند، علاج مي كند.(حج/ 37 ) بنابراين و با توجه به مطلب فوق، حج از ميان عبادات و فرائض الهي، جامع هرنوع آثار وفوايد واسراري است كه در عبادات ديگر وجود دارد. چنانكه مرحوم علامه طباطبائي رحمه الله دراين مورد مي فرمايد : وقتي كه سرگذشت ابراهيم ،آن چنان كه درقرآن بيان شده را، به دقت مطالعه كنيم مي يابيم كه اين جريان يك دوره كاملي ازسير عبوديت و بندگي خدا و به اصطلاح يك سير وسلوك معنوي است كه بنده ازموطن خود تا قرب الهي را مي پيمايد وبا پشت سر انداختن زخارف دنيا ولذائذ وآرزوهاي مادي و جاه و مقام وخلاصي ازوسوسه هاي شيطاني به مقام قرب الهي دست مي يابد.

حج يكى ازاركان مهمّ ا سلام :

حج يكى ازاركان مهمّ اسلام، و ازبزرگترين فرائض دينى است.قرآن مجيد در يك عبارت كوتاه و پرمعنى مى فرمايد: «وَ لِلّه عَلَى النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَيْهِ سَبيلاً: براى خدا بر مردم است كه حجّ خانه او كنند، آنها كه توانائى رفتن به سوى او دارند» ودرذيل همين آيه مى فرمايد:«وَ مَنْ كَفَرَ فَاِنَّ اللّهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعالَمينَ: و هر كس كفرورزد (وحج را ترك كند، به خود زيان رسانده)،خداوند از همه جهانيان بى نياز است.»جمله «براى خداست بر مردم...» به ضميمه تعبير به «كفر» در مورد كسانى كه حجّ واجب را ترك مى كنند،اهمّيّت فوق العاده آن رادراسلام كاملاً روشن مى سازد.

درحدیثی آمده است:«هر كس حجّ واجب را بدون عذر ترك كند روز قيامت يهودى يا نصرانى محشور مى شود.»ودرمقابل براى حج آنچنان پاداشهاى عظيمى درروايات اسلامى وارد شده كه درباره كمترعملى ديده مى شود.چنانكه درحديثى ازامام صادق(ع) مى خوانيم: «كسانى كه حج و عمره به جا آورند ميهمان خدا هستند، هرچه بخواهند خدا به آنها مى دهد، وهردعائى كنند به اجابت مى رسد، واگردرباره كسى شفاعت كنند پذيرفته مى شود... واگر در اين راه بميرند خداوند تمام گناهان آنها را مى بخشد.»

«وَ اَنَّ الْحاجَّ يَكُونُ كَيَوم وَلَدَتْهُ اُمُّه:كسى كه حج به جا آوردازگناه پاك مى شود، همانند روزكه ازمادرمتولّد شده است.»واين بزرگترين موهبت، وبرترين افتخار، وبالاترين پاداش است.

 حج،وحدت واتحاد مسلمانان:

حج همچنین مظهروحدت و اتحاد مسلمانان است. این که خداوند متعال همه ی مسلمانان و هرکه از ایشان را که بتواند، به نقطه یی خاص ودرزمانی خاص فرا می خواند ودر اعمال وحرکاتی که مظهر همزیستی و نظم و هماهنگی است، آنان را روزها و شبهایی در کنار یکدیگر مجتمع می سازد، نخستین اثر نمایانش، تزریق احساس وحدت و جماعت در یکایک آنان و نشان دادن شکوه و شوکت اجتماع مسلمین به آنان و سیراب کردن ذهن هر یک تن آنان از احساس عظمت است . با احساس این عظمت است که مسلمان اگر تنها درشکاف کوهی هم زندگی کند،خود راتنها حس نمی کند. با احساس این حقیقت است که مسلمین درهریک ازکشورهای اسلامی،شجاعت برخورد با اردوگاه ضدیت با اسلام،یعنی همین سلطه ی سیاسی، اقتصادی دنیای سرمایه سالاری وعوامل و ایادی آن و نیرنگ و فتنه گری آن را می یابند وافسون تحقیرکه اولین سلاح استعمارگران غربی دربرابرملل مورد تهاجمشان بوده وهست درآنان نمی گیرد. با احساس این عظمت است که دولتهای مسلمان با تکیه به مردم خود،ازتکیه به قدرتهای بیگانه خود را بی نیاز حس می کنند واین فاصله ی مصیبت بار میان ملتهای مسلمان با دستگاههای حاکم برآنان پدید نمی آید. با احساس این وحدت وجماعت است که نیرنگ استعماری دیروزوامروز یعنی احیای احساسات افراطآمیزملی گرایی این فاصله ی وسیع و عمیق میان ملتهای مسلمان را پدید نمی آورد و قومیت عربی وفارسی وترکی وآفریقایی و آسیایی،به جای آن که رقیب ومعارض هویت واحده ی اسلامی آنها باشد، بخشی ازآن وحاکی از سعه ی وجودی آن می گردد؛ وبه جای آن که هرقومیتی، وسیله وبهانه ی نفی وتحقیرقومیتهای دیگرشود، وسیله یی برای نقل وانتقال خصوصیات مثبت تاریخی ونژادی وجغرافیایی هرقوم به سایر اقوام اسلامی می گردد .

حج کنگره مخلصین و متقین :

حج را می توان از یک دیدگاه گردهم آئی پاکان و نیکان، وارستگان معنویت گرا و از دنیا رستگان آخرت گرا بشمار آورد. اجتماعی به پاکی قدوسیان ملأ اعلی و فرشتگان عالم بالا، که در«اشهر معلومات» بر گرد اولین خانه ایکه برای «همه مردم جهان» نهاده شده فرا گردهم آیند و اقیانوسی جوشان وخروشان پدیدآرند که هر فرد حاجی، قطره ای از این دریاست. دراین گردهم آئی حاجیان ازآن دم که به نیت حج، از خانه و دیار و همه پیوندهای دنیائی می گسلند، تا آنگاه که در میقات احرام بر می بندند، تا طواف، تا وقوف، تا رمی، تا ذبح... همه جا و همه جا، خدا را می جویند و در طلب وصال اویند.مناسک حج یکایک تبلور حالات گوناگون انسان خدا جوی عاشق پیشه بیقراری است که کوبکو روبه سوی او دارد و نشان از او می جوید و بوی او می بوید... عاشقِ از فراق معشوق بجان آمده ایکه عنان اختیار از کف فروهشته، در راه وصال یار، گاهی با تأمل و قرار و گاهی با اضطراب و بی قرار به اینسو و آن سو می رود، در کوه و بیابان، شب و روز، آرام نمی گیرد و همه جا نشان از بی نشان می خواهد.حج دراین نگرش، یک سیر معنوی انسانی است که یکجا و یک زمان توسط انسانهایی فراهم آمده از چارسوی جهان به مقصد تقرب به مبدأ، والای آفرینش صورت می پذیرد.حج از این دیدگاه، کنگره مخلصین و متقین و صالحین و عابدین وقانتین روی زمین است.

 

 خصوصیّات منحصر به فرد حج: 

حج از احکام مهمّ عبادی ـ سیاسی اسلام و یکی از فروعات آن است. این فریضه الهی در عین حال خصوصیّاتی دارد که منحصر به خود بوده و آن را بر دیگر احکام اسلامی، برتری داده است.حج ضمن این که عملی است عبادی، سیاسی نیز هست و بلکه نه تنها عبادی سیاسی است که عملی است اجتماعی ـ اسلامی بگونهای که جهان را به خود متوجّه می سازد.مسلمانان، با ملیّتها و رنگها و زبانهای مختلف ازسراسراین کره خاکی دریک جا جمع شده وهمگی یک شعارسرداده و یک هدف را دنبال میکنند.بنا براین، میتوان حج را«رستاخیز اسلامی» نام نهاد.حج، با توجّه به گستردگی ابعاد وویژگی خاصّش،ازاسرارباطنی فراوانی برخورداراست به طوری که هیچ یک از اعمال دیگر، به آن گستردگی نبوده و باطن هیچیک به باطن حج نمیرسد.حج همانگونه که توحید، نبوّت، امامت و معاد را دارد، نماز، روزه، جهاد، تولّی و تبرّی و نیز دیگر امور; همانند خلوت و جلوت، ذکروتفکّر، سکوت وفریاد، عزلت واجتماع و ظاهروباطن همه را دارد. ودریک کلام میتوان گفت که:حج بخشی ازآثار فقهی، فلسفی، اخلاقی، عرفانی و... را به خود اختصاص داده است.

جان كلام:

حج گزارراستین یک «سالک » است و«سالک ازنورهدایت طلبد راه بدوست » («که به جائی نرسد گر به ضلالت برود.»حافظ) وگرنه بسیارند آنان که درطول تاریخ مکررومستمرحج،زحمت «بادیه » به «سیم»خریده اند ومیخرند بی آنکه ازآن منفعتی معنوی برند وحج گزارباید حجی گزارد که او را از «نو»بسازد که«حج » تجدید میثاقهاست، و بارور کردن تعهدها و یادآوردن خاطره ها - در سرزمین خاطره ها - و سخن کوتاه:

که، حج «حج » است و«حج گزار» میهمان حق است واز انصاف دور است که ازراهی دوریا نزدیک کسی را به این میهمانی فراخوانند واوازآداب ومراسم و مقررات این «بار عام » واین «مائده عظیم الهی »بی خبر باشد که اگر بی خبر به این سفرپردازد و بی خبر«یا بی خبرتر» بازآید، برای همیشه در آتش حسرت وحرمان خواهد سوخت جز اینکه دیگر بار بربندد وگذشته را تدارک و جبران نماید.

 

دوشنبه:1390/7/25- 19ذي القعده1432- 17اكتبر2011

 

منا بع :

1- و سا ئل الشیعه، ج9، ص377.

2- بحارالا نوار، ج12، ص92.

3- نورالثقلین، ج1، ص123.

4- جا مع السعادات، ج3، ص1138.

5- کنزالعمال، ج3، ص423، 424.

6- سفینه البحار، ج1، ص116.

7- مستدرک و سا ئل الشیعه، ج 2، ص 145.



ارسال توسط افشار

اسلایدر