به بها نه مرگ ديكتا تورليبي ؛ سرهنگ معمر قذا في
اين پايا ن راه نيست
ا سدالله افشا ر
پس از108روز( 9 ماه) تعقيب و گريز، قذافي دردام انقلابيون ليبي گرفتارگرديد وآخرين برگ هاي کتاب زندگاني 70 ساله اين ديکتاتورمقتدرفروريخته و براي هميشه بسته شد.کشته شدن سرهنگ معمر قذافي ديکتاتور ليبي درشهر سرت اگر چه به ديکتاتوري 42 ساله وي پايان داد، اما اين به مفهوم پايان راه نيست.سرهنگ قذافي که بيش ازچهار دهه با پنجه آهنين بر ملت ليبي حکومت کرد، سرانجام روز پنجشنبه بيست وهشتم مهردرمخفيگاه خود در شهرسرت توسط انقلابيون ليبي به هلاکت رسيد.سرهنگ معمرقذافي که درسال 1969 درهيبت افسري جوان براي رهايي مردم ليبي با کودتا به سلطنت پادشاهي مستبد وديکتاتورو خود خواه خاتمه داد، بعد از42 سال قرباني خودخواهي ها و استبداد خود شد ودرحال فرارازمردم خود از پاي درآمد و ليبي را غرق درجشن و سرور کرد.
دراين 9 ماه خون هاي فراواني ريخته شد و به مدد همين خون ها و مبارزات مردم سرانجام پس از 42 سال يعني متجاوز از 16500 روز ديکتاتوري، درعرض 270 روزمعمر قذافي اين حاکم بلامنازع ليبي درشهر"سرت" يعني همان محلي که متولد شده بود کشته و وجودش ازصحنه روزگار تا هميشه زمان پاک گرديد وقذافي نيزمانند همه همقطاران سابق اش به سيل انبوه حکام مستبد تاريخ پيوست ودرجمع آنان قرارگرفت؛حکام ديکتاتوري که با سلب حقوق اوليه مردم وپايمال کردن همه ارزش هاي انساني وايجاد شبکه گسترده اي از فضاهاي سياسي و امنيتي مملو ازظلم و جوروخفقان، و به انحصاردرآوردن فراگير سيستم حاکميتي و دراختيار گرفتن تمام منابع و امکانات جامعه، با توسل به زوروخشونت بر مردمي که برايشان ذره اي ارزش قائل نبودند، براي ساليان دراز ومتمادي با اقتدارتمام برمرکب افسارگسيخته قدرت با سرعت تمام رانده ودرنهايت دچار همان سرنوشت محتومي که تاريخ بشري برايشان رقم زده است گرديدنديعني سرنگوني ودرنهايت مرگ.مشكل قذافي اين بودكه وضعيت يك كشوروملتي رابه خواستهاي بعضا رمانتيك و وهمگرايانه خود گره زد و براي خود اعتباري دستوپا كرد كه بهتدريج اسيرآن اعتبار شد.
قذافي تلاش ميكرد ازطريق دوستان آفريقايياش جاي پايي درآينده ليبي بازكند وتا لحظه آخربه اين مساله اميدوار بود. اوبه بسياري ازسران كشورهاي آفريقايي كمكهاي مالي كرده بود، به برخي نفت وگازارزان وحتي مجاني ميداد و برخي ازسران آفريقايي ازاوحقوق ميگرفتند.اما قضايا بنا به خواست قذافي پيش نرفت. قذافي باورش نميشد كه مردم بهاين صورت عليه اوقيام كنند.او فكر ميكردكه با برخورد امنيتي امكان كنترل اوضاع را دارد وبا استفاده ازهزاران مزدورآفريقايي خودرانجات ميدهد.اين اقدامات هم نتيجه نداد.انقلابيون حرف آخررا زدند و به دوستان قديمي قذافي پيام دادند كه درليبي جايي براي قذافي باقي نمانده است.
مرگ سيا سي قذافي:
هرچند گفته ميشودكه با مرگ قذافي تاريخ معاصرليبي يك برگ بسيارمهمي رادرخود ثبت كرد اما درحقيقت بايد گفت كه حادثه كشته شدن وي دردوروزقبل يك مسئله داراي اهميت سياسي زيادي نبود چراكه مرگ سياسي قذافي عملاً دوماه پيشترازامروزبهوقوع پيوست درهمان زماني كه طرابلس پايتخت اين كشورونماد قدرت قذافي بهدست انقلابيون سقوط كرد وقذافي فراررا بر قرارترجيح داد.ازآن زمان ديگروي مشروعيت داخلي،منطقهاي وبينالمللي خود راازدست دادو لذابايد گفت قذافي طي دوماه اخيربهرغم برخي مقاومتها درشهرهاي مختلف عملاً داراي جايگاه و اهميتي سيا سي نبوده و فعاليتهايش را ميتوان درقالب يك تبهكارفراري دستهبندي كرد.
دونظردرخصوص چگونگي قتل قذافي:
در خصوص چگونگي قتل قذافي دو نظر ارائه شده است. يكي را فرماندهان ناتواعلام كردهاند كه حمله هوايي نيروهاي ناتو و زخمي شدن قذافي در اثر اين حمله زمينه ساز مرگ وي شده است و ديگري را شوراي انتقالي ليبي اعلام كرده است كه قذافي بهوسيله مردم كشته شده است. اماآنطور كه خبرگزاريهاي مختلف بينالمللي ورسانههاي داخلي ليبيايي گزارش دادهاند مردم اين كشور بهرغم ابرازخوشحالي ازشنيدن خبرمرگ قذافي،اما ازكشته شدنش راضي نبودهاند چراكه آنها خواهان محاكمه قذافي وآشكار شدن بسياري ازرازهاي سر به مهر در اين كشور بودند؛ رازهايي كه ميتوانست حتي تاريخ معاصر ليبي راتغيير دهد اما با مرگ قذافي بسياري از اين رازها و سوالات بيجواب باقي خواهند ماند.ازجمله اين رازها و اسرارها يافتن حقيقت درمورد سرنوشت دهها شخصيت برجسته داخلي وخارجي درليبي است كه هريك به دليل مخالفت با قذافي ناپديد گشتهاند.امام موسي صدريكي از معروفترين اين چهرههاست كه سرنوشت وي هنوز مورد پيگيري بسياري از آزاديخواهان جهان، مسلمانان و بخصوص ايرانيان است اما حال با مرگ قذافي ديگر نميتوان به خوبي فهميد كه چه برسروي وبسياري ديگرازشخصيتهاي ناپديد شده آمده است.البته نبايد فراموش كرد كه نحوه دستگيري و كشته شدن قذافي مشكوك است. قذافي اطلاعات بسياري از برخي اعضاي شوراي انتقالي داشت علاوه بر اين خطر افشاگري درباره بسياري از كشورهاي غربي و توافقاتي كه ميان قذافي و آنها صورت گرفته بود، وجود داشت. واضح است كه با زنده ماندن و محاكمه او احتمال لو رفتن اين اطلاعات وجود داشت.
مرگ قذا في مقدمه اي براي توطئه هاي جديد ناتو وآمريکا :
كارشنا سان وصا حب نظران معتقدند که مرگ قذافي ديکتاتورسابق ليبي مي تواند مقدمه اي براي توطئه هاي جديد ناتو وآمريکا براي تجزيه اين کشور وسيع تلقي شود.آمريکا وديگرکشورهاي غربي درآينده گزينه تشديد اختلافات وجنگ قبيله اي رادرليبي براي تهيه مقدمات تجزيه اين کشوردر دستورکار خود قرارخواهد داد.به دليل وجود قبايل بزرگ تبو،آمازيق وطوارق که داراي رگه هاي آفريقايي هستند اين احتمال وجود داردکه اين قبايل درآينده سهم بيشتري درساختار قدرت ليبي مطالبه خواهند کرد.اين سه قبيله بزرگ داراي انگيزه هاي تجزيه طلبانه هستند، زيرا اين قبايل بيش ازهويت عربي به هويت آفريقايي خود پايبند هستند.بنابراين درطرح غربيها،تاسيس دوکشورشمالي وجنوبي درليبي که درآن منطقه نفت خيزتحت سيطره آمريکا وديگرکشورهاي غربي همچون انگليس،فرانسه وايتاليا باشد،دردستورکارقرار دارد.غرب یقیناً برای آینده این کشور برنامه هایی دارد.افکارعمومی لیبی نباید اززیاده خواهی کشورهای غربی درخصوص ایجاد پایگاه نظامی، حضورشرکتهای بزرگ نفتی با بهانه عمران وبازسازی غفلت نمایند.
شنبه : 30/7/1390- 24ذي القعده1432- 22 اكتبر2011

