از فتنه ۱۸ و ۱۹ دی۱۴۰۴ تا فتنه‌های آینده

تحلیلی آینده‌پژوهانه از جنگ ترکیبی علیه ایران

اسدالله افشار

مقدمه تحلیلی

فتنه‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران را نباید به‌مثابه رخدادهایی مقطعی، تصادفی یا صرفاً واکنشی فهم کرد. چنین نگاهی، بیش از آنکه تحلیلی باشد، مصرفی و تاریخ‌گذشته است. بیانات رهبر معظم انقلاب، به‌ویژه در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، بر یک حقیقت راهبردی انگشت می‌گذارد: فتنه یک فرآیند است، نه یک حادثه. فرآیندی که با تغییر ابزار، زبان و پوشش اجتماعی، اما با ثبات در هدف و اتاق فرمان، بازتولید می‌شود.

فتنه ۱۸ و ۱۹ دی، اگرچه در میدان خیابان شکست خورد، اما از منظر روش‌شناسی دشمن، پایان یک مسیر نبود؛ بلکه مرحله‌ای از یک نبرد فرسایشی بلندمدت بود که اکنون بیش از هر زمان، به سمت لایه‌های شناختی، معیشتی و هویتی جامعه حرکت کرده است. از این رو، تحلیل این فتنه بدون ترسیم نسبت آن با فتنه‌های آینده، عملاً ناقص و غیرراهبردی خواهد بود.

ثبات در «هسته سخت» فتنه؛ تغییر در «پوسته اجتماعی»

در تمامی فتنه‌های گذشته و آن چه در فتنه های آینده رخ نشان خواهد داد، یک هسته ثابت قابل شناسایی است:

طراحی خارجی، اجرای داخلی، استفاده از نارضایتی واقعی، و سپس مهندسی روایت. آنچه تغییر می‌کند، صورت اجتماعی فتنه است، نه ماهیت آن. دشمن، با تجربه‌اندوزی از شکست‌های پیشین، آموخته است که هرچه فتنه عریان‌تر باشد، زودتر شکست می‌خورد؛ بنابراین، هر مرحله جدید، پیچیده‌تر، نرم‌تر و پنهان‌تر از مرحله قبل طراحی می‌شود.

اگر فتنه ۸۸ ماهیتاً سیاسی و نخبگانی بود و فتنه ۱۸ و ۱۹دی۱۴۰۴؛ امنیتیخیابانی، فتنه‌های آینده بیش از آنکه «دیده شوند»، احساس می‌شوند؛ بیش از آنکه فریاد بزنند، فرسایش ایجاد می‌کنند.

فتنه‌های معیشتیزیستی/ وقتی بقا جای سیاست را می‌گیرد

یکی از محتمل‌ترین صورت‌های فتنه در آینده، فتنه‌هایی با پوشش معیشتی و زیستی است. در این مدل، دشمن نه از مفاهیم سیاسی کلان، بلکه از ابتدایی‌ترین نیازهای انسانی وارد می‌شود: آب، نان، انرژی، مسکن و خدمات عمومی. تفاوت بنیادین این فتنه با نمونه‌های قبلی آن است که اعتراض، نه از«مطالبه سیاسی»، بلکه از«احساس تهدید نسبت به بقا» تغذیه می‌کند.

در چنین شرایطی، مرز میان اعتراض مشروع و اغتشاش امنیتی به‌شدت باریک می‌شود. اگر حکمرانی نتواند به‌موقع میان مسئله واقعی و سوءاستفاده سازمان‌یافته تفکیک قائل شود، فتنه می‌تواند بدون نیاز به شعارهای ساختارشکن، به بحران امنیتی بدل گردد. این‌گونه فتنه‌ها، کم‌سر و صدا اما بسیار پرهزینه‌اند؛ زیرا سرمایه اعتماد عمومی را نشانه می‌گیرند.

فتنه‌های هویتینسلی/ انتقال میدان نبرد از خیابان به ذهن

در فتنه‌های آینده، خیابان الزاماً میدان اصلی نخواهد بود. یکی از مهم‌ترین جابه‌جایی‌ها، انتقال نبرد از «فضای فیزیکی» به «فضای هویتی» است. در این مدل، دشمن به‌جای رویارویی مستقیم با نظام سیاسی، به سراغ بازتعریف هویت نسل جدید می‌رود: تضعیف پیوند عاطفی با مفاهیمی چون انقلاب، امنیت، دین و حتی ایران.

ابزار اصلی این فتنه، نه سازمان خیابانی، بلکه شبکه‌های اجتماعی، چهره‌های مرجع مجازی و روایت‌های احساسی است. هدف، ایجاد شکاف آرام اما عمیق میان نسل جدید و مفهوم «ما»ی ملی است. این فتنه‌ها دیر دیده می‌شوند، اما اگر مهار نشوند، دیر هم درمان می‌شوند.

فتنه‌های شناختیاطلاعاتی/ جنگ با واقعیت

مرحله پیشرفته‌تر جنگ ترکیبی، ورود به حوزه «جنگ شناختی» است؛ جایی که دیگر حقیقت، موضوع منازعه نیست، بلکه احساس مخاطب نسبت به حقیقت میدان نبرد می‌شود. دراین فتنه‌ها، تصویرسازی جای واقعیت را می‌گیرد وقهرمان‌سازی ازعناصرخشونت‌طلب، هم‌زمان با اهریمن‌سازی ازنیروهای حافظ امنیت صورت می‌پذیرد.

در این مدل، حتی نبود حادثه نیز مانع فتنه نیست؛ زیرا با جعل، تقطیع و بازنمایی گزینشی،«احساس بحران» تولید می‌شود. اینجاست که امنیت بدون روایت، عملاً خلع سلاح می‌شود.

فتنه‌های نخبگانیحقوقی/ فرسایش از درون

صورت کم‌هزینه اما عمیق‌ترفتنه‌های آینده، فتنه‌هایی هستند که نه در خیابان، بلکه در لایه نخبگانی و حقوقی شکل می‌گیرند. این فتنه‌ها با زبان قانون، عدالت، حقوق بشر و گزارش‌های بین‌المللی پیش می‌روند و هدفشان نه ایجاد آشوب فوری، بلکه فرسایش تدریجی مشروعیت است.

خطر این فتنه‌ها در آن است که دیر واکنش می‌طلبند و اگر با تحلیل سطحی پاسخ داده شوند، به‌تدریج ذهن تصمیم‌ساز و افکار عمومی را از درون تهی می‌کنند.

درس بزرگ فتنه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴

فتنه‌های آینده، الزاماً خشن‌تر یا پرصداتر از فتنه ۱۸ و ۱۹ دی نخواهند بود؛ بلکه هوشمندتر، نرم‌تر و فرسایشی‌تر خواهند شد. نقطه اشتراک همه آن‌ها اما ثابت است: تلاش برای جدا کردن مردم ازامنیت، وامنیت از مشروعیت.

درس بزرگ فتنه ۱۸ و ۱۹ دی آن بود که هرگاه مردم، با تشخیص خود و نه با اجبار، وارد میدان می‌شوند، پروژه‌های پیچیده براندازی نیز فرو می‌ریزند. اما این حضور، نیازمند حکمرانی هوشمند، روایت صادقانه، عدالت محسوس و کارآمدی واقعی است.

نکات پایانی

1- درس مشترک همه فتنه‌ها ـ از ۸۸ تا ۱۸ دی و پس از آن ـ یک گزاره ساده اما عمیق است: دشمن بدون مردم هیچ‌گاه موفق نمی‌شود؛ اما با فریب بخشی از مردم، می‌تواند هزینه ایجاد کند.

2-در فتنه اطلاعاتیشناختی (Cognitive Warfare):

  • حقیقت اهمیتی ندارد؛
  • آنچه مهم است «احساس غالب» است؛
  • جعل واقعیت صورت می گیرد؛
  • تحریف تصویر نیروهای حافظ امنیت شکل می گیرد؛
  • از عناصر خشونت‌طلب، قهرمان سازی می شود؛

3- فتنه هویتینسلی، مهم است و در خصوص این فتنه باید بدانیم:

  • پوشش اجتماعی: شکاف نسل‌ها، سبک زندگی، آزادی‌های فردی
  • ابزار اصلی: شبکه‌های اجتماعی، اینفلوئنسرها، سلبریتی‌ها
  • هدف: گسست عاطفی میان نسل جدید و مفهوم «نظام»

در این مدل، دشمن به‌جای خیابان، ذهن و هویت را اشغال می‌کند.

4- فتنه معیشتیزیستی این گونه هستند:

  • پوشش اجتماعی: آب، برق، نان، مسکن، سوخت؛
  • تفاوت با گذشته: تمرکز بر «بقا» به‌جای «مطالبه سیاسی»؛
  • خطر راهبردی: تبدیل ناکارآمدی‌های واقعی به بحران امنیتی؛
  • نشانه هشدار: پیوند سریع اعتراض صنفی با شعارهای ساختارشکن؛

این فتنه‌ها بیش از آنکه سیاسی باشند، «احساسیوجودی» هستند.

5- الگوی ثابت فتنه‌ها (هسته سخت):

در همه فتنه‌های گذشته و آینده، چهار مؤلفه ثابت قابل شناسایی است:

  • اتاق فرمان خارجی؛
  • پوشش اجتماعی مشروع؛
  • پیاده‌نظام داخلیِ فریب‌خورده؛
  • جنگ روایت و تصویرسازی رسانه‌ای؛
  • آنچه تغییر می‌کند، «صورت» فتنه است، نه «سیرت» آن.

6- یکی از خطاهای راهبردی در تحلیل ناآرامی‌ها، نگاه مقطعی و تاریخ‌مصرف‌دار به فتنه‌هاست؛ گویی هر فتنه، حادثه‌ای مستقل و منقطع از گذشته و آینده است. در حالی که بیانات رهبر معظم انقلاب به‌روشنی نشان می‌دهد فتنه‌ها در جمهوری اسلامی ایران، فرآیندی پیوسته با تغییر شکل، نه تغییر ماهیت هستند.

7- فتنه ۱۸ و ۱۹ دی، نه آخرین تلاش دشمن بود و نه پیچیده‌ترین آن؛ بلکه حلقه‌ای میانی در زنجیره‌ای است که از جنگ سخت عبور کرده و اکنون در قالب جنگ ترکیبیِ هوشمند، کم‌هزینه و فرسایشی ادامه دارد. از همین رو، فهم این فتنه بدون تطبیق آن با الگوهای آینده، تحلیلی ناقص خواهد بود.

8- فتنه ۱۸ و ۱۹ دی به ما آموخت که اگر مردم به‌موقع وارد شوند، حتی پیچیده‌ترین جنگ ترکیبی نیز شکست می‌خورد؛ اما اگر اعتماد فرسوده شود، ساده‌ترین مطالبات می‌تواند به بحران امنیتی بدل گردد.

9- جمهوری اسلامی ایران در مرحله‌ای قرار دارد که تهدیدات، بیش از آنکه نظامی باشند، ترکیبی‌اند: امنیتی، رسانه‌ای، روانی و اجتماعی. فتنه ۱۸ و ۱۹ دی نمونه‌ای عینی از این تهدید نوین است.

10- این فتنه نشان داد که دشمن، اعتراض را نقطه ورود و ناامنی را هدف نهایی می‌داند. عدم تفکیک میان فریب‌خورده و سازمان‌یافته، بزرگ‌ترین خطای حکمرانی در چنین شرایطی است؛ خطایی که رهبرحکیم انقلاب آگاهانه از آن پرهیز کردند. از این‌رو، مردم نه صرفاً «هدف فتنه»، بلکه داور نهایی آن هستند.

11- فتنه ۱۸ و ۱۹ دی هشدار بود، اما شکست آن پیام داشت: تا زمانی که مردم در صحنه‌اند، جنگ ترکیبی به بن‌بست می‌رسد؛ مشروط به آن‌که حکمرانی، این حقیقت را در سیاست‌گذاری خود به رسمیت بشناسد.

12- پروژه کشته‌سازی و بزرگ‌نمایی رسانه‌ای، ثابت کرد که امنیت بدون پیوست روایت، ناقص است. در جنگ ترکیبی، کسی که روایت را زودتر بسازد، میدان را مدیریت می‌کند. همچنین، تجربه بازار نشان داد که بی‌توجهی به مطالبات مشروع، می‌تواند ناخواسته به دشمن امکان پوشش اجتماعی بدهد.

13- توصیه‌های راهبردی / حکمرانی در دوره جنگ ترکیبی نیازمند:

  • نهادینه‌سازی تفکیک حقوقی و رسانه‌ای بازیگران؛
  • پیش‌دستی در روایت‌سازی رسمی؛
  • اتصال اعتراضات صنفی به سازوکارهای حل نهادی؛
  • بازتعریف نقش مردم به‌عنوان لایه فعال امنیت ملی.

14- فتنه ۱۸ و ۱۹ دی، نه اعتراض بود و نه شورش کور؛ پروژه‌ای بود با اتاق فرمان خارجی و صحنه اجرای داخلی. اما آنچه این پروژه را ناکام گذاشت، نه صرفاً ابزار امنیتی، بلکه ورود آگاهانه مردمی بود که بار دیگر نشان دادند امنیت و استقلال، خط قرمز مشترک آنان است.

15- جان کلام این که؛

  • فتنه‌ها پروژه‌اند، نه حادثه؛
  • بی‌توجهی به تفکیک بازیگران، خطای راهبردی است؛
  • امنیت بدون پیوست رسانه‌ای، آسیب‌پذیر است؛
  • مردم، مؤثرترین لایه امنیت ملی‌اند.

سه شنبه: 14 / 11 / 1404- 14 شعبان 1447- 3 فوریه 2026

چاپ در پایگاه خبری تحلیلی نیک رو: سه شنبه 14 / 11 / 1404- 36 : 05 - شناسه: ۱۱۶۳۴۱

لینک کوتاه: ۱۱۶۳۴۱/ https://www.nikru.ir/p

منابع

1- افروغ، عماد. قدرت، مشروعیت و انسجام اجتماعی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ۱۳۹۶.

2- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی. دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت دهه فجر، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (Khamenei.ir).

3- تاجیک، محمدرضا. سیاست، گفتمان و بحران معنا. تهران: نی، ۱۳۹۴.

4- رضایی، احمد. «جنگ ترکیبی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران». فصلنامه مطالعات راهبردی امنیت ملی، سال ۱۴۰۰.

5- زارعی، ابراهیم. براندازی نرم؛ مبانی، الگوها و راهبردها. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۸.

6- شجاعی‌زند، رضا. «اعتراض، اغتشاش و براندازی؛ تمایزهای مفهومی و پیامدهای حکمرانی». فصلنامه سیاست‌پژوهی، ۱۴۰۱.

7- شورای عالی امنیت ملی. اسناد راهبردی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران (منتشره عمومی).

8- مطهری، مرتضی. پیرامون انقلاب اسلامی. تهران: صدرا، چاپ‌های متعدد.

resources

-Buzan, Barry, Ole Wæver, and Jaap de Wilde. Security: A New Framework for Analysis. Boulder: Lynne Rienner Publishers, 1998.

-Hoffman, Frank G. “Hybrid Warfare and Challenges.” Joint Force Quarterly, No. 52, 2009.

-Korybko, Andrew. Hybrid Wars: The Indirect Adaptive Approach to Regime Change. Moscow: Peoples’ Friendship University Press, 2015.

-Nye, Joseph S. Soft Power: The Means to Success in World Politics. New York: PublicAffairs, 2004.

-United States Army War College. Information Warfare and Strategic Narratives. Carlisle, PA, 2018.



ارسال توسط افشار

اسلایدر