داعش مولود دخالت سیاسی و تصمیمسازی کشورهای عربی و غربی
اسدالله افشار
يكم) داعش تقریبا در اکثر کشورها حضور آشکار و پنهان دارد ؛ در عراق ، سوریه و لیبی این حضور کاملا آشکار است ، گفته میشود که در افغانستان ، پاکستان و لبنان نیز حضور دارد ، در مصر و تونس داعش دست به حملات چریکی میزند ، اما سرکوب میشود . هر چند در این دو کشور به خاطر یاس مردم از قیامهای ناموفق خود ، زمینه برای جذب جوانانی که احساس سرخوردگی میکنند فراهم است ؛ اما به ویژه در دو کشور مصر و تونس ، از لحاظ مذهبی ، افراطگرایی نمیتواند تودهها را جذب کند ، از لحاظ اجتماعی «شهر» بر «قبیله» غلبه دارد و در تاریخ معاصر خود ، پیشینه جنگ داخلی هم ندارند و لذا ، بعید به نظر میرسد که این دو کشور طی سالهای آتی به سمت جریانهای افراطی بغلطند و مقابل داعش سر خم کنند. به ویژه مصر که یک ارتش نیرومند و قوی دارد و نظامیان این کشور به همان میزان که سد راه روند دموکراتیک هستند، قوه قهریه مناسبی نیز مقابل تکفیریها به شمار میروند . در هر حال ، حضور فعلی داعش در مصر علت روانشناختی دارد ، برخلاف لیبی که حضور داعش در این کشور به دلایل امنیتی بوده و به خاطر خلأ قدرت ، پای این تروریستها در لیبی باز شده است.
دوم) جریانهای تکفیری که اکنون داعش نماد آنهاست ، فرزند ازدواج نامشروع «ضرورتهای سیاسی» از یکسو و «تفکر وهابی» از سوی دیگر هستند . تکفیریها کسانی هستند که از لحاظ عقیدتی و مذهبی پیرو تفکرات «محمدبن عبدالوهاب» بوده و نیروهای سیاسی منطقه (ایالات متحده، صهیونیسم و محافظهکاران عرب) از آنها در مقطع کنونی، به نفع خود و برای مقابله با محور مقاومت بهره میبرند . بنابراین ، عناصر تکفیری افراد معتقدی هستند و بر اساس اعتقادات خود میجنگند و جان خود را به خطر میاندازند.اگر تاریخ اسلام را ورق بزنیم، نحلههای انحرافی مشابه تکفیریها را میتوانیم بیابیم؛ مثل بهائیت ، بابیگری و فرقههای اسماعیلیه و باطنیه در ایران و خوارج در صدر اسلام و بسیاری از پیروان همه این فرقهها به خاطر اعتقادات انحرافی خود، از جان مایه گذاشتند و با سایر مسلمانان جنگیدند.
سوم) با گذشت حدود 9 سال از شکلگیری گروه تروریستی داعش و قدرتیابی آن در کشورهای مختلف منطقه خصوصاً عراق و سوریه ، درعرصه بینالمللی اختلاف نظرها برای مقابله با این گروه همچنان ادامه دارد. هر چند در ظاهر ائتلافی جهانی برای مقابله با این گروه شکل گرفت ؛ اما در عمل این ائتلاف تنها متشکل از 20 کشور بوده و به هیچ عنوان جنبهای جهانی نداشته و بسیاری از کشورهای تأثیرگذار در مقابله با داعش به دلایل سیاسی از آن حذف شدهاند. نتیجه چنین رویکردی ، مبارزه و اقدامات پراکنده ، غیر هماهنگ و ناکارآمد با گروه داعش بوده است. در نتیجه چنین فرآیند ناقص و ناکارآمدی ، شاهد آن هستیم که از یکسوآمریکادرسال2015 با تصویب کنگره کمک 500 میلیون دلاری برای آموزش و تقویت نظامی به شورشیان دولت سوریه اختصاص میدهد و از سوی دیگر روسیه به تجهیز و کمک نظامی به ارتش سوریه میپردازد و هر دو دلیل کمکهای نظامی خود را مقابله با خطرات داعش معرفی میکنند. نتیجه چنین سیاستهای متناقضی به این صورت نمایان شده است که سوریه و به تبع آن عراق در حال حاضر به کشورهایی ناامن ، بی ثبات و کانونی عمده برای رشد افراطگرایی اسلامی بدل شدهاند که آثار آن کشورهای همسایه را نیز بی نصیب نگذارده است.
چهارم) شواهد حاکی از آن است که غربیها به سرکردگی آمریکا واقعا تمایلی به خاتمه دادن به غائله و فتنه داعش و تروریسم در منطقه ندارند . به نظر میرسد ، آمریکاییها و غربیها با توجه به قدرت و اشراف اطلاعاتی ، از سالها پیش به جریان ریشهدار افراط گرایی در کشورهایشان آگاه بودند . ضمن آنکه مبارزه با این گروهها در کشورهای غربی برای آنها هزینه براست و به سادگی امکان پذیر نیست ، بنابر این برای حذف این نیروها ، به یک زمین بازی ، بهانه و بازیگرانی نیاز داشتند و کجا بهتر از خاورمیانه و کدام کشورها بهتر از عراق و سوریه . به این ترتیب آمریکا و اروپا عملا با ایجاد بحرانهای اجتماعی، سیاسی و امنیتی در خاورمیانه و شمال آفریقا، شهروندان بالقوه خطرناک خود را به سمت این مناطق هول دادند و آنها را در این نقاط جمع کردند.
پنجم)گروه افراطگرا و تروریستی داعش با سوءاستفاده از فضای مجازی و فریب جوانان ناآگاه غربی توانسته چندین هزار نفر را که از بیعدالتیها و تبعیضات ریشه دار در کشورهای خود رنج میبرند و به نوعی دچار سرخوردگی اجتماعی هستند ، جذب این مجموعه تروریستی نماید . از سویی خطای راهبردی برخی کشورهای منطقه و غربی در استفاده ابزاری از تروریسم برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود، بستری برای تقویت این پدیده شوم شد به طوری که ائتلاف بینالمللی به رهبری امریکا نیز نتوانست مبارزه جدی و مؤثری علیه داعش به عمل آورد . در این فضا ، عملکرد وحشیانه و ضد بشری داعش علیه گروگانها و مردم سوریه و عراق و خصوصاً اقلیتهای قومی و مذهبی موجب شد تا ناکارآمدی تشکیل ائتلاف بینالمللی علیه داعش بیش از پیش نمایان گردد.
ششم) توجه به کارکرد و نتایج تحرکات داعش علاوه براعمال خشونت تاکتیکی برای اهداف سازمانی و کسب قدرت، از آن جهت مهم است که داعش نهتنها مولود دخالت سیاسی و تصمیمسازی کشورهای عربی و غربی بلکه تحرکات سازمانهای اطلاعاتی منطقهای و فرامنطقهای است. تحرکاتی که باعث شده است سازمانهای اطلاعاتی- امنیتی بر موج واقعیات اجتماعی- تاریخی سوار شوند تا به راحتی بتوانند از این طریق برای کسب منافع منطقهای دست به تغییرات سیاسی و ژئوپلیتیک بزنند. نتیجه منطقی از سلسله اقدامات داعش از انفجار هواپیمای روسی گرفته تا انفجار در ناحیه جنوبی بیروت و انفجار فرانسه، این است که داعش دیگر یک گروه کوچک تروریستی محدود و منحصر به سوریه و عراق نیست که حتی با نیروی نظامی زمینی و بمباران هوایی بتوان آن را از بین برد یا ریشهکن کرد. داعش در این مدت کوتاه تبدیل به یک طرز فکر و نگرش ضدغربی شده است که حتی شهروندان غربی نیز میتوانند آن را بپذیرند ، تکثیرکنند ودرراه اهدافش قربانی شوند.
جمعه : 14 / 12 / 1394- 24جمادي الثاني 1437- 4 مارس 2016

