Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif";}

چه شگفت‏ آوراست این تاریخ!!                       

اسدالله افشار

 

عاشورا، حادثه و به تعبیر دیگر متنی دینی است که توسط یکی از اولیاء بزرگ دین رقم زده شده است و همچون هر متن دینی مقدس دیگر از دو منظر قابل مشاهده و تامل و اندیشه است؛یکی نگاه به خود این حادثه و دیگر تعبیر و تفسیری که از آن صورت می گیرد. طبیعی است که این دو را نمی توان یکسان انگاشت. از نگاه اول، عاشورا حادثه جانسوز و دلخراشی است که در سال 61هجری قمری در کربلا رخ می دهد و طی نبردی نابرابر، ولی مطلق الهی (ع)، وتر موتور، به مصیبت و رزیه ای بی مانند گرفتار می آید و ثارالله خون خود وعزیزترین عزیزانش را به پیشگاه پروردگار سبحان تقدیم می کند. از این منظر بحث در مورد متن خود این واقعه و حادثه عظیم است. اما از نگاه دوم، سخن در باره فهم و برداشتی است که از این حادثه انجام می گیرد و تفسیر و تعبیری است که در مورد آن ارائه شده یا می شود و به بیان دیگر، قرائتی است که دیگران از آن داشته و دارند.

عاشورا و نهضت کربلا، حادثه ژرفی است که زمینه هایی عظیم برای درس آموزی و عبرت در آن نهفته است و از چنان قدرت و پتانسیل نیرومندی برخوردار است که می تواند همواره مشعلی روشن فرا روی بشریت قرار گیرد و به آنها درس دینداری، آزادگی، ظلم ستیزی و چگونه زیستن و چگونه مردن را بیاموزد. واقعه طف که توسط نواده پیامبر خاتم (ص) و خامس اصحاب کساء طراحی و اجراء گردیده، برای عموم مسلمانان و به ویژه برای ارادتمندان خاندان رسالت و پیروان اهل بیت (ع) قابل الگوبرداری است و می تواند اسوه برای حرکت های آنان باشد.

حادثه عاشورا را با توجه به ماهیت و اهداف و پیامدهایش، می‏توان عظیم‏ترین واقعه در نظام هستی برآورد کرد، این بدان روست که قهرمان و شخصیت حادثه ، شخصیتی همچون حسین بن علی علیه‏السلام ؛ برترین هدف آن، حفظ اصالت برترین ادیان، و مهم‏ترین پیامد آن بقای اسلام است. چنین حادثه‏ای با این ویژگی‏ها از عصر آدم علیه‏السلام تا بعثت حضرت خاتم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سابقه نداشته است؛ اسلام که با بعثت نبی گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در عرصه هستی رخ نمود، در بقایش ریزه‏خوار خوان قیام حسینی است.دردمندان دلسوزقلم زده وباسوزوگدازنگاشته اند ؛ عصرعاشوراست . اینک حسین درپیشگاه تاریخ، یکه وتنها، ازحریم عشق پاسداری می‏کند و صحرای کربلا، آخرین قربانی خود را به نظاره ایستاده است. دیگرکودکان، عباس را در کنار خود نمی‏بینند. فرات، تشنه‏تر از همیشه، بی‏تاب و پریشان، به خود می‏پیچد. سینه‏ی خیمه‏ها از آتش درد می‏سوزد. خورشید ازشرم، آرام آرام رخ در نقاب می‏کشد. همه‏ی هستی، مبهوت این که آیا حسین را تشنه سرمی‏برند یا نه؟ آیا از این پس، زینب، قافله را به پیش خواهد راند؟ آیا پاره‏ی تن رسول‏اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم لگدمال سم اسب‏ها خواهد شد؟ لحظه به لحظه چهره‏ی حسین برافروخته‏تر می‏شود. برای زینب، مثل روزروشن است که دیگر حسین جز خدا را نمی‏بیند و نمی‏خواهد. زینب می‏داند که واپسین دقایق حیات برادراست. برادری که یک به یک زنجیرهای تعلق را ازدست و دل می‏برد تا مجال پریدن بیابد. حسین در گودال قتلگاه سر بر آسمان می‏ساید تا به تاریخ اعلام کند که اگر این همه، درراه دوست باشد، در حضیض نیز می‏توان عزیز بود. به راستی کربلا چکیده‏ همه‏ تاریخ است ؛ تاریخی که هماره شاهد ستیز حق با باطل بوده است.یک روز، حق، ابراهیم می‏شود و تبر در دست ، بت‏های نمرودی را در هم می‏شکند تا در هرم آتش، غرق گل و بلبل شود. یک روز، موسی می‏شود و با عصایش، دریا می‏شکافد و فرعون را از سریر بخت به زیر می‏آورد. یک روز، محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏شود و بت‏های ابوسفیانی را به کرنش وا می‏دارد و اینک، در سال 61 هجری، خداوند اراده کرده است که بیرق حق در دست‏های حسین(ع) چهره بنماید. چه شگفت‏آور است این تاریخ!!

آنان كه ازحسين (ع) نوشته اند ومي نويسند وخواهند نوشت، به درستي اعتقاد دارند كه ؛ تاريخ گواهى مى‏دهد كه نبردهاى خير و شر، تا دنيا دنياست، در جريان است و هميشه حسينيانِ روزگارند كه بايد عليه يزيديان برخيزند. عاشورا، در فكرها و انديشه‏ها، در قلب‏ها، رگ‏ها و خون‏ها جارى است؛ در طلوعِ فجر، در حلولِ بهار و دروقت «ظهور» جارى است. زمان تا زمان است، ازعاشورا خالى نخواهد شد وزمين تا زمين است، ازكربلا تهى نخواهد گشت.

آري اين خون سرخى است كه در مظلوميت هابيل جوشيده است و در توبه آدم و استقامت نوح و در شهادت يحيى فوران كرده است ؛ با هجرت ابراهيم عليه‏السلام زخم خورده است و تا قربانى اسماعيل پيش رفته است. اين خون سرخى است كه مصائب مسيح را مى‏داند و در امتحانِ ايوب، استوار مى‏ماند؛ با رنج‏هاى موسى دويده است و به ميراث محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسيده است.اين خط سرخى است كه ازآدم(ع) تا خاتم انبيا(ص) ادامه دارد و از على عليه‏السلام تا واپسين حجت خدا بر زمين ادامه خواهد داشت. عاشورا، سرنوشتِ زمين است و خون سرخى است كه نسل به نسل و سينه به سينه، در هر كه رنگ حسينى داشته باشد، خواهد جوشيد و عليه هر كه رنگ و بوى يزيدى داشته باشد، خواهد خروشيد.

 سه شنبه 28 / 7/ 1394- 6محرم الحرام1437- 20 اکتبر 2015
 



ارسال توسط افشار

اسلایدر