تبیین مبانی اصول گرایان
اسدالله افشار
اصولگرايان به قدرت، توانايي، قابليت مباني وآموزههاي ديني براي ادارهي جامعه وحکومت اعتقاد دارند. جامعه موردنظراصولگرايان يک محيط"اخلاقي"ويا"اخلاق مذهبي"صرف نيست.بلکه آنان اعتقاد دارندکه ميتوان باظرفيتسازي،بسياري ازفضائل ديني وخواستههاي شارع مقدس رادرعرصههاي گوناگون اجتماعي اجرا نمود.
اصولگرايان تقابل آشکاري باارزشهاي فرهنگي بيگانه وخصوصا فرهنگ سلطه درزمان معاصرکه برمبناي تئوريهاي اومانيستي وليبراليستي بنا شده است، دارند.اصولگرايان به شدت باادغام وپذيرش ارزشهاي فرهنگي جهاني مقابله مينمايند. زيرا خاستگاه فکري اين فرهنگ را با اصول تفکرديني وجهانبيني حاکم بر آن درتضاد ميبينند.
اصول گرایی محافظه کاری نیست، چراکه محافظه کاری یا کنسرواتیسم هرگز صورت یک فلسفه تدوین شده و منظم نداشته و به طورعمده معنا و مفهوم آن در برابر تندروی و انقلابی بودن است. این گرایش خواهان حفظ وضع موجود است. (1)
اصول گرایی با تحجر (Bigotry) به معنای خشک نظری، خشک اندیشی وچسبیدن به اصول کهنه وقدیمی فرق دارد. این گرایش ناتوان از درک و فهم اصول جدید وترقیخواهی است. (2) همچنین نباید اصول گرایی با تعصب (Fanaticism)، جمود فکری، جزمیت و تغییرناپذیری اشتباه شود. (3)
اصول گرایی با تبارگماری، باندبازی، جناح گرایی، قبیله گرایی و فامیل بازی به شدت مخالفت دارد. این گفتمان معیار عزل و نصب ها و واگذاری مسئولیتها را شایسته سالاری براساس تخصص، دانش، تجربه، کاردانی، مدیریت، اهلیت و صلاحیت می داند. اصول گرایی مسئولیتها را به مثابه امانت و ودیعه الهی برمی شمارد و خود را در قبال وظایف محوله در پیشگاه عدل الهی و مردم و نهادهای ذی ربط پاسخگو و مسئول می شناسد. (4)
اصولگرایی، یعنی اینکه کارگزاران نظام ازاهداف انقلاب، آرمانهای امام راحل (ره)، بنیادهای حکومتی دین مبین اسلام ورهنمودهای مقام معظم رهبری وعدم برخورد گزینشی با آن لحظهای غفلت نکنند ودرنظام تصمیمگیری کلان کشور به این محورها توجه کنند.
اصولگرا«نوآور» و«نواندیش» است؛اصولگرمی کوشد تانگاهی نوبه دنیاداشته باشد؛ نگاهی نوبه مردم و جامعه، نگاهی نوبه دین،نگاهی نوبه خدمت گذاری،نگاهی نوبه عدالت گستری،نگاهی نوبه اقتصاد،نگاهی نوبه سیاست، نگاهی نوبه زندگی و...اصولگرا هیچ گاه خود را یکسره پایبند ریشه ها نکرده وهرروز نگاهی نو به آینده دارد وبه اصلاح مداوم می اندیشد.اصولگرادرحالی که در«امروز» زندگی می کند،به «فرداها» می اندیشد وفکرهای نو وحرفهای نو دارد.
اصولگرا با ایمان به خدای بزرگ، هرگز هویت اسلامی خود را فراموش نمی کند، به مبانی انقلاب اسلامی معتقد بوده و نیک می داند که انقلاب اسلامی چه آرمان های مقدسی دارد .اصولگرا به وحدت امت اسلامی می اندیشد و برای تحقق این هدف والا ومقدس تلاش می کند.
اصولگراهمواره دغدغه اجرای عدالت درجامعه رادارد، وبه این اصل ایمان داردکه عدالت استکه می تواند تعادل اجتماعی راحفظ کند، همه را راضی نگه دارد وبه اجتماع سلامت وبه روح جامعه آرامش بدهد. اصولگرا برای رشد اقتصادی جامعه واجرای عدالت برنامه ریزی می کند وهرگزدر اجرای این برنامه ها عدالت را فراموش نمی کند.
سیاست اقتصادی اصولگرا درمورد عدالت اقتصادی، سیاستی قاطع است که به اواجازه نمی دهد برای اینکه مردم را به خود جذب کند، دست به حربه های سیاسی زده و با توزیع ناعادلانه ثروت بین مردم ، آنان را مطیع وفرمانبردار خود کند، اصولگراحتی با کوچکترین بی عدالتی به مبارزه برمی خیزد.
اخلاق سیاسی اصولگرا به گونه ای است که او به طور شفاف اصول سیاست اجتماعی خود را برای مردم جامعه تشریح می کند و در این راه هرگز دست به انحراف افکار نمی زند و همه را به یک دیده می نگرد. سیاست اصولگرا ، تفکر دپراتیزه (انحراف افکار عمومی) را نفی می کند واخلاق سیاسی او به گونه ای است که جز حق و حقیقت در سیاست های حکومتی وی راه ندارد.
اصول گرابه کرامت وارزش والای ا نسان وآزادی وآزاداندیشی توجه ویژه دارد.اصول گرا به آزادی وحق آزاداندیشی افراد جامعه احترام می گذارد اماهرگزاجازه نمی دهد افرادی به نام استفاده ازآزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران اسلامی کمترین خدشه ای وارد کنند.(5)
برای اینکه اصولگرا باشیم نیازی نیست که جایی، نام خود را ثبت کرده باشیم، نیازی نیست وابسته به حزب یا جناحی خاص باشیم، نیازی نیست شعاردهیم ونتوانیم آن شعارها راعملی سازیم. برای آنکه اصول گرا باشیم کافی است که به اصولی که رهبر معظم انقلاب اسلامی برای اصولگرایی برشمرده اند، ایمان داشته باشیم و به آن اصول عمل کنیم.
تابلوی اصولگرایی روشن است و مشخصه و ویژگیهای این تابلو توسط رهبر فرزانه انقلاب به درستی ترسیم شده است، بنابراین نمیتوان با منشوری از رنگها و شعارهای غیراصولگرا وعاریت گرفته ازجریان های نفوذی انحرافی درزیراین تابلوقرارگرفت ودیگران را به سمت آن هدایت کرد.
آن چه گفته شد گوشه ای ازتبیین مبانی اصول گرایی درخواستگاه فکری اصول گرایان بود واین قلم کوشیده است درعرصه اصولگرایی وتوجه به ارزشها دراصول گرایی؛ اشاراتی به آن مبانی داشته باشد.
پنجشنبه: 24/12/1391-2جمادی الاولی 1434- 14مارس2013
پی نوشت ها :
1- داریوش آشوری، فرهنگ سیاسی، چاپ چهارم، تهران، مروارید، 1368، ص 139ــ138.
2- همان، ص51.
3 - همان، ص207.
4- علی دارابی، باز شنا سى مفهوم اصولگرایی، کیهان ۱۳۸۸/۰۱/۱۹.
5- علیرضا تاجریان ، شاخص های اصولگرایی درکلام مقام معظم رهبری ، خبرگزاری آریا،۱۳۸۷/۱۲/۲۰ .

