قسمت دوم
1- ورود ايران به باشگاه انرژى هستهاى و دستيابى به چرخه کامل سوخت، امرى مقدس و مبارک و در عين حال شيرين و خجسته است چرا؟ اولا: اين دستاورد بزرگ علمى حاصل رنج، مقاومت و پايدارى دانشمندان فهيم، بصير و فقيه ملت بزرگ ايران است و شروعى خواهد بود براى پيشرفتها و موفقيتهاى بزرگتر. ثانيا: دهههاست که آپارتايد هستهاى حاکم بر جهان با نيرنگهاى مختلف مىکوشد تا سد راه پيشرفت و ترقى جهانيان از طريق تنظيم معادلات سياسى و اقتصادى و در سايه انبوه سلاحهاى کشتار جمعى به نفع خود شود. در راس اين نظام سلطه در جهان، آمريکا قرار دارد که ننگ قتل عام صدها هزار نفر از کودکان و زنان و مردان ژاپنى در بمباران اتمى هيروشيما و ناکازاکى براى همه تاريخ روى پيشانى سياستمداران آن حک شده است. در مقابل اين نظام متکى بر آپارتايد، جمهورى اسلامى ايران قرار دارد که خواهان صلح و آرامش بر پايه اعتقادات مذهبى براى همه بشريت است و بر هيچ منصفى پوشيده نيست “اقتدار خود را نه از زرادخانههاى هستهاى که از اقتدار ملى و عمق ايمان الهى ملت خود کسب کرده است.”
ثالثا: ايران در تلاش قانونى خود براى دستيابى به فناورى توليد سوخته هستهاى براى مقاصد صلحآميز، کاملا به تعهدات بينالمللىاش از جمله پيمان منع توليد، تکثير و اشاعه سلاحهاى هستهاى موسوم به “ان.پي.تي” پايبند بوده و همان طور که مسئولان کشور اعلام کردهاند، در آينده نيز که مسير خود را تا توليد صنعتى سوخت براى نيروگاههايش ادامه خواهد داد، به همکارى با آژانس بينالمللى انرژى هستهاى مىپردازد.
رابعا: برداشتن گام آخر در تکميل فرآيند علمى و تکنولوژيک که نشانگر ورود به کلوپدارندگان دانش هستهاى صلحآميز است، پيروزى اندکى به شمار نمىرود و بايد آن را در حد شايسته نام ملت ايران مورد ستايش قرار داد و از دولتهاى گذشته که در اين مسير گام برداشتهاند تا کشور به اين نقطه عطف نايل آيد، بايد قدردانى و سپاسگزارى شود.
2- دنيا بايد ايران هستهاى را با آغوش گرم بپذيرد زيرا تعامل با ايران فرا رسيده است. متاسفانه، خواسته يا ناخواسته اين امر منابع آمريکايى و اروپايى و غربى را به واکنش وادار مىنمايد و مطمئنا در روزهاى آينده دامنه تبليغات هستهاى ايران بازار داغ و پر رونقى را به دنبال خواهد داشت و اين موضوع جديدى نبوده و نيست، چرا که آقاى “آنتوان لاگارويا” دبير سرويس خارجى روزنامه ديلى تلگراف اعتراف دارد رسانههاى غربى از انتشار و تکرار تهمتها و ادعاها عليه جمهورى اسلامى ايران خسته شدهاند. او در يک برنامه راديويى محلى در لندن عنوان نمود: ما همواره مجبوريم مطالبى را ضد جمهورى اسلامى ايران بنويسيم و به خاطر آن پول بگيريم، اما خودمان مىدانيم نيمى از اخبار و مقالات ما عليه ايران، با واقعيتها منطبق نيست. وى تونى بلر- نخست وزير انگليس- را مجرى سياستهاى آمريکا خواند و اعتقاد دارد تا زمانى که انگليسىها تابع بوش هستند، هر روز از اقتدار ايشان در سطح جهان کاسته مىشود. “آنتوان لاگارويا” همچنين درباره برنامه هستهاى ايران تصريح دارد: ما نمىدانيم وقتى درباره فعاليت هستهاى ايران مطلب مى نويسيم، درباره بمباران اتمى اسرائيل به خوانندگانمان چه بگوييم؟ درباره مسائل هستهاى ايران چيز تکاندهندهاى ثابت نشده است، اما همه دنيا مىدانند که اسرائيل يک قدرت هستهاى خطرناک است و امکان دارد همه جهان را تهديد کند. من به ايران سفر نکردهام، اما هرگاه از خبرنگاران انگليسي- که به ايران رفتهاند- درباره اين کشور پرسيدهام، همه آنها گفتهاند آنچه درباره ايران مىگوييم با آنچه که در آنجا وجود دارد، خيلى متفاوت است. او در خاتمه مىگويد: ما باز هم مجبوريم عليه جمهورى اسلامى ايران بنويسيم!
3- حقوق ملى ايران در مورد فناورى هستهاى و فعاليتهاى مربوط به انرژى اتمى حتى با پيروزى بزرگ علمى ياد شده همچنان منطبق با قوانين بينالمللى است و اين بايد موضع اساسى سياست ايران را تشکيل دهد. تا موقعى که ايران مقررات و قوانين مربوط به منع توليد و گسترش تسليحات اتمى را رعايت مىکند هيچ دادگاه و سازمان و شورايى نمىتواند عليه ايران راى صادر کند در غير اين صورت مشروعيت خود قراردادها و پيمانها و سازمانها و شوراهاى وابسته به آن زير سوال خواهد رفت. به طور حتم، معاهده منع توليد و گسترش تسليحات اتمى به ويژه ماده چهار آن که مربوط به استفاده صلحآميز از فناورى هستهاى است بهترين سلاح ايران در مقابل فشارهاى موجود است. النهايه؛ حمايت از دستيابى ايران به فناورى هستهاى صلحآميز حرکتى ملى است و بايد روز 20 فروردين را در هر سال جشن ملى برپا نماييم.