همکار و هميار باوفاى پدر
اسدالله افشار
امام حسن عسکري(ع) در دو سالگى يا چهارسالگى همراه پدر، از مدينه به تبعيدگاه سامرا هجرت نمود و تا آخر عمر در همانجا زيست. آن حضرت در سامرا حدود بيست سال در کنار پدر بود و براى وصول به اهداف و آرمانهاى مقدس پدر، تلاشى پيگير و خستگى ناپذير داشت و بازويى پرتوان و غمخوارى دلسوز براى آرمانهاى پدر بود. در موضعگيرىهاى سياسى پدر در برابر طاغوتها و دشمنان شرکت فعال داشت و در حوزه علميه پدر و پاسخ به سوالات و رونق دادن به فقه جعفرى ورابطه با شيعيان وارشاد آنها سهم بهسزايى داشت.
بر همين اساس مطابق بعضى از روايات (چنانکه ذکر مىشود) آن حضرت در عصر امامت پدر، گاهى در زندان به سر مىبرد و گاهى در برابر توطئه دشمنان قرار مىگرفت.
امام حسن عسکري(ع) از همان دوران کودکى در کنار پدر بود و با انواع مصائب و رنجها و گزندهايى که از ناحيه دشمن به امام هادي(ع) وارد مىشد، مواجه بود و سرانجام با مسموم شدن پدر توسط دشمنان روبرو گرديد و حکومت ستمگر خلفا، او را مجبور کرد که پدرش را در خانهاش به خاک بسپارد، تا مردم پيکر مطهر او را تا گورستان عمومى شهر تشييع نکنند.
موضعگيريهاى امام حسن عسکرى در برابر طاغوتهاى عصر پدر
امام حسن عسکري(ع) قبل از آنکه به مقام امامت(در سال 254) برسد، در عصر پدرش با چهار خليفه روبرو بود که عبارتند از:
1- متوکل دهمين خليفه عباسي(حدود 13 سال)
2- منتصر يازدهمين خليفه عباسي(حدود 6 ماه)
3- مستعين دوازدهمين خليفه عباسي(حدود 5 سال)
4- معتز سيزدهمين خليفه عباسى (حدود دو سال در آغاز خلافتش.)
امام حسن عسکري(ع) در اين عصر، پا به پاى پدر حرکت مىکرد و در برابر اين خلفا همان موضعگيرى پدرش امام هادي(ع) را داشت. هرگز آنها را تاييد نکرد، بلکه در هر فرصتى مخالفت خود را با آنها ابراز مىنمود. توضيح اينکه:
متوکل جلاد خبيث وخون آشامى بود که کينه و دشمنى خود را همواره بر ضد آل علي(ع) نشان مىداد. حتى زيارت قبر مطهر حضرت علي(ع)و امام حسين(ع) را قدغن کرد و به امام هادى بسيار آزار رسانيد، که امام حسن عسکري(ع) در اين آزارها شريک پدر بود و در بر ابر متوکل با قاطعيت ايستادگى کرد.
متوکل به دست پسرش منتصر کشته شد، منتصر شيعه بود و وقتى زمام امور خلافت را به دست گرفت، شيعيان و آل علي(ع) نفس تازهاى کشيدند. او فدک را به علويان بازگردانيد و با آنها نيکرفتارى نمود، ولى عمر او کوتاه بود. بعضى مىنويسند ترکان توسط ابن طيفور، طبيب منتصر، او را مسموم کردند. اين طبيب مزدور سى هزار دينار رشوه گرفت و منتصر را هنگام فصد (رگزني) و خونگيري، با شاخ خونگيرى يا تيغ زهرآلودش مسموم نمود. به اين ترتيب هنوز اندوه علويان کاملا تمام نشده بود که بار ديگر با کشته شدن او، و روى کار آمدن مستعين، تازه شد.
حوزه علميه و دانشگاه امام حسن عسکري(ع)
يکى از مهمترين کارهاى امام حسن عسکري(ع) مانند پدر و اجداد پاکش، تربيت شاگرد و حفظ فقه تشيع، و انديشه ناب اسلام در برابر دشمنان و مخالفان بود. او در اين راستا با اينکه در شرايط سخت سياسى به سر مىبرد و مدت امامتش شش سال و مدت عمرش 28 سال بيشتر نبود، تا آخرين حد امکان با گردآورى شاگردان پدر واجدادش و تربيت شاگردهاى جديد و مطرح کردن بحثها و مناظرات شفاهى و کتبى به تشکيل مجمع علمى عميق و وسيع پرداخت و خط فکرى تشيع را از گزند حوادث و برخوردها حفظ نمود و با پاسخ به شبههها و سوالات گوناگون از حريم دانشگاه جدش امام جعفرصادق(ع) کوشش فراوان کرد.
شاگردان امام حسن عسکري(ع)
شيخ طوسي(ره) شاگردان امام حسن عسکري(ع) را بالغ بر صد نفر ذکر نموده است.
علامه قزوينى 263 نفر از اصحاب و شاگردان امام حسن عسکري(ع) را با شرح کوتاهى از هرکدام ذکر نموده است که در اينجا به ذکر نام چند نفر از شاگردان برجسته آن بزرگوار مىپردازيم:
احمدبن اسحاق قمي، ابوهاشم، داوودبن قاسم جعفري(از نوادههاى جعفر طيار) ابوعمر و عثمانبن سيعد عمرى سمان، على بن جعفر، محمدبن حسن صفار، حسين بن روح نوبختي، اسحاق بن ربيع کوفي، عبدالله بن جعفر جميري، داوودبن ابى يزيد نيشابوري،اسحاق بن اسماعيل نيشابوري، فضل بن شاذان و ...
تاليفات امام حسن عسکري(ع)
امام حسن عسکري(ع) در کنار کارهاى علمي، مجموعههايى از تفسير، روايات، معارف اسلامى و عقايد را تاليف نمود. بعضى از اين مجموعهها به صورت نامههاى طولانى بود که براى اشخاص مىفرستاد، به علاوه روايات بسيار در ابواب فقه و ساير علوم اسلامى توسط افراد مختلف، از آن حضرت نقل شده است.
علامه سيد محسن امين پنج مجموعه را تحت عنوان تاليفات امام حسن عسکري(ع) ذکر نموده که عبارتند از:
1- تفسير معروف، منسوب به امام حسن عسکري(ع)
2- نامه آن حضرت به اسحاق بن اسماعيل نيشابوري، مذکور در کتاب تحف العقول.
3- مواعظ قصار، مذکور در تحف العقول.
4- رساله المنقبه، مشتمل بر اکثر احکام حلال و حرام.
5- مکاتبات الرجال