اسدالله افشار
....................
به مناسبت حلول ماه مبارک رجب
شناخت خداى يگانه به عنوان کاملترين ذات، با کاملترين صفات، منزه از هر گونه نقص و کاستي، شناخت رابطه او با جهان که آفرينندگى و

نگهدارى و فياضيت، عطوفت و رحمانيت است، عکسالعملى در ما ايجاد مىکند که از آن به “پرستش” تعبير مىشود. پرستش نوعى رابطه خاضعانه و ستايشگرانه و سپاسگزارانه است که انسان با خداى خود برقرار مىکند. اين رابطه را انسان تنها با خداى خود مى تواند برقرار کند و تنها در مورد خداوند صادق است، در مورد غير خدا نه صادق است نه جايز. قرآن کريم تاکيد و اصرار زياد دارد بر اينکه دعا و عبادت و پرستش بايد مخصوص خدا باشد، هيچ گناهى مانند شرک به خدا نيست. عبادت براى يک عبادتگر واقعى “پيمان” است و صحنه زندگى وفاى پيمان است. از منظر بزرگان دين اين پيمان مشتمل بر دو شرط اصلى است: يکى رهايى و آزادى از حکومت و اطاعت غير خدا، اعم از هواى نفس و مطامع نفسانى و از موجودات و اشياء واشخاص. و ديگرى تسليم محض در مقابل آنچه خدا به آن امر مىکند و به آن راضى است و آن را دوست مىدارد. عبادت واقعى براى عبادتگر عامل بزرگ و اساس تربيت و پرورش روحى او است. عبادت، براى عبادتگر درس است. درس وارستگي، آزادمنشي، فداکاري، محبت خدا، محبت خلق خدا، محبت امر خدا، هميشگى و دوستى اهل حق، احسان و خدمت به خلق و ...
دانشمند برجسته دنياى غرب، آقاى دکتر آلکيس کارل اعتقاد دارد دعا، پرواز روح است، مفهوم اين جمله پرمغز آن است که خيال نکنيم دعا کهنه مىشود و يا تمدن و تجدد ايجاب مىکند که دعا نکنيم. دعا اظهار عبوديت است، امتناع از دعا استکبار بر خداوند قادر متعال است که به تعبير استاد شهيد مطهري(ره)، زشتترين استکبارهاست. (1) دعا کمال انسانيت است،دعا برقرار شدن پيوند بنده با خدا است، پيوند خدا با بنده قطع ناشدنى است، از آن سر هميشه ارتباط است.
با دعا از اين طرف نيز پيوند و ارتباط برقرار مىشود و زمينه فيض گيرى فراهمتر مىگردد و انسان در حال دعا با باطن و ضمير خود متوجه آفريننده و مبدا و نقطهاى که از آنجا آماده مىشود و از او استمداد مىطلبد و سعادت و سلامت و توفيق مىخواهد، مغفرت و آمرزش مسئلت مىکند و چه زيبا سروده است اقبال لاهوري:
به منزل کوش تو همچو مه نو
در اين نيلى فضا هردم فزون شو
مقام خويش اگر خواهى در اين دير
به حق دل بنده راه مصطفى رو
دعا زبان دل عارفان و سوز و گداز سوخته دلان عاشقى است که آرزوى وصال حق آنان را بىتاب نموده و در التهاب جانگداز خويش حيرانشان نموده است و از اين نکته نيز نبايد غفلت شود که تمام عبادات وسيله است. تمام ادعيه وسيله است و به تعبير امام خميني(ره) آن پير سفر کرده، همه وسيلهها براى اين است که انسان لبابش ظاهر بشود.
آنکه بالقوه است و لب انسان است به فعليت برسد و انسان بشود انسان بالقوه انسان بالفعل بشود. انسان طبيعى انسان الهى بشود به طورى که همه چيزش الهى بشود. هرچه مىبيند، حق ببيند. انبياء هم براى همين آمدهاند.
معنى دعا:
دعا از منظر صاحب نظران در لغت به معنى صدا زدن و به يارى طلبيدن و در اصطلاح اهل شرع گفتگو کردن با حق تعالى به نحو طلب حاجت و درخواست حل مشکلات از درگاه او و يا به نحو مناجات و ياد صفات جلال و جمال ذات اقدس اوست. به طورى که از آيات قرآن کريم و روايات وارده استفاده مىشود دعا از بهترين عبادتها و داراى دو جنبه “اصالت” و “مقدميت” است.(2) بدين معنا که ذاتا مانند نماز و روزه داراى اجر و پاداش نيک و سببا وسيله گشايش گرههاى بسته زندگى وحل مشکلات امور به الهام خداوند و يارى او و سبب برآمدن حاجات دنيا و آخرت است.
جايگاه دعا در قرآن:
در آيات زيادى از قرآن کريم به رجحان و مطلوبيت دعا توجه داده شده و توصيههاى اکيد درباره آن وارد گشته اينک به پارهاى از آنها در اينجا اشاره مىکنيم:
1- پروردگار شما مىگويد: مرا بخوانيد و درخواست کنيد تا پاسخ دهم. البته آنانکه از پرستش من تکبر ورزند، پس از زندگى ذليلانه وارد دوزخ خواهند شد. (غافر/ 60)
2- خدا را با خلوص نيت بخوانيد، گرچه اين موضوع ناخوشايند کافران باشد (غافر/14)
3- خداى خود را با گريه و زارى و در خلوت بخوانيد چه آنکه خدا تجاوزکاران را دوست ندارد. (اعراف/55)
4- براى خدا نامهاى نيک (و القاب حاکى از عظمت وجلال) است . پس او رابه وسيله آنها بخوانيد و دعا کنيد.(اعراف/180)
5- هنگامى که بندگانم راجع به من از تو بپرسند، (بگو) البته که من به آنها نزديکم. کسى که مرا بخواند اجابت مىکنم. (بقره/ 186)
6- آيا جز او کسى هست که دعاى بيچاره و درمانده را اجابت کند و عذاب را برطرف سازد.(فرقان/ 77)
7- اى پيامبر، نبايد آنان را که هر صبحگاه و شبانگاه خدا را مىخوانند، از پيش خود براني. (نمل/62)
8- (ابراهيم گفت:) سپاس خداى را که پس از فرا رسيدن زمان پيرى اسماعيل و اسحاق را به من عطا فرمود به راستى که پروردگار من شنونده دعاست. (انعام/ 53)
9- او (زکريا) در نهان، خداى خود را خواند و چنين گفت: پروردگارا استخوانهايم (در اثر پيري) سست و ناتوان شده و موهاى سرم (مانند برف بر قله کوه) سفيد و درخشان گشته است. و هيچگاه تاکنون از نتايج دعا و خواندنت محروم نبودهام. (مريم/2)
10- و آنگاه که زکريا پروردگار خويش را (چنين) ندا کرد: خدايا، مرا تنها وامگذار که تو براستى بهترين وارثاني، ندايش را پاسخ داده، يحيى را به وى عطا کرديم و به همسرش قابليت زائيدن بخشيديم. زيرا که آنان به کارهاى نيک شتاب مىورزيدند و با اميد و بيم ما را مىخواندند... (مريم/4)
دعا و مفهوم آن از نگاه سه معصوم(ع:)
معصوم اول- حضرت رسول اعظم(ص:)
- عاجزترين مردم کسى است که در دعا کردن کوتاهى نمايد و بخيلترين مردم کسى است که از سلام دادن خوددارى کند. (3)
- دعا مغز و روح عبادتها است، هيچ دعايى بىاثر نمىماند و لااقل کفاره بعضى از گناهان واقع مىشود. بنابراين در دعا سخت بکوشيد، چه آنکه حق تعالى از اعطاء خسته نگردد. بلکه شما از خواستن خسته مىشويد. وقتى خدا توفيق بنده خود را براى دعا فراهم نموده علامت آن است که درهاى رحمت را بر روى او گشوده است و کسى که به دعا توفيق يابد، بدبختى ندارد. (4)
معصوم هفتم- حضرت امام محمد باقر(ع:)
دعا برترين عبادتهاست. دعا کنيد و بر آنچه تشويق شديد، رغبت بورزيد. دعوت خدا را اجابت کنيد، تا رستگار شويد و از عذابش نجات دهيد. (5)
معصوم هشتم- حضرت امام جعفر صادق(ع:)
- دعا همان عبادتى است که خدا اعراض کننده را وعده عذاب داده. حتما دعا را ترک ننمائيد، زيرا وسيلهاى بهتر از آن براى تقرب بسوى حق نيست و از دعا کردن به جهت کوچکى حاجت خود دارى نکنيد، زيرا برآورنده حاجتهاى بزرگ و کوچک يک مقام است. بنابراين ابدا از دعا خسته نشويد، زيرا دعا در نزد حق تعالى منزلتى بس بزرگ دارد. (6)
- اجابتها و هدفها در پناهگاه دعاها، مانند باران در ميان ابرها مخفى و پنهان است. دعا کن تا مورد کرمش واقع شوي. على (ع) کثير الدعاء بود، او مىفرمود: دعا سپر مومن (در مقابل بلاها) است، و اگر درب خانهاى را زياد بکوبى عاقبت برويت باز شود. خداوند دوست دارد بندگانش از او درخواست کنند، و بپاداش و عادى آنان در روز قيامت مانند عملهاى ديگرشان بهشت خواهد داد. (7)
- خداوند از خواستههاى دل آگاه است، ولى دوست دارد نيازها به پيشگاهش عرضه شود. پس هرگاه دعا مىکنى تمام حاجت هايت را نام ببر. پيش از طلوع و غروب آفتاب در دعا کردن بکوش، و هيچ امرى نبايد تو را از اين کار مانع بشود. البته هرگز نبايد بگويي: خواسته من مهم است، شايد بر آورده نشود، از خدا بخواه که او هر امرى را بخواهد، انجام مىدهد. از خدا بخواه و گمان مبر که از کار گذشته است (يعنى داشتن ايمان به قضا و قدر نبايد انسان را در طلب حاجتها و کوشش در برآوردن آنها باز دارد.) دعا کليد نجات است. بهترين دعا آنست که از سينهاى پاک و دلى ترسناک برآيد. مناجات سبب پاکى نيست و وسيله رهايى (از حوادث ناگوار دنيا و آتش جهنم در آخرت) است. پس هرگاه ناراحتىها هجوم آوردند. بخدا پناه ببريد. (8)
آثار و فوائد دعا:
دعا، عبادتى ذاتا مطلوب و از با ارزشترين و مقدسترين پرستشهاست که از آن به “مخ العباده” يعنى مغز پرستش تعبير شده است.
اينک بطور اختصار، پارهاى از آثار و فوائد و ثمرات درخشان و انکارناپذير دعا را فهرستوار در ذيل با هم مرور مىکنيم:
1- دعا وسيله برقرارى رابطه معنوى با خداى تعالي، و توجه قلب و تعلق روح به ذات اقدس اوست. 2- دعا عامل تقويت ارتباط و دوام رابطه با ذات عظيم و مبدا بى نهايتى است که همه شئون مادى و معنوى انسان وابسته به عنايت او، و متعلق به فضل و کرم اوست. 3- دعا سبب توسعه بينش و معرفت به عظمت مقام ربوي، و تابش اشعه غيبى در دل است. 4- دعا حالت انس و الفت روح و دل با ذات بارى تعالى و حصول آرامش و سکون براى نفس است. 5- دعا سبب پشيمانى از نافرمانىها و وسيله بروز حالت انفعال و شرمندگى در درون دعا کننده است. 6- دعا از مصاديق بارز تلقين اعتماد به نفس، بىنيازى از غير خدا و تعليم توحيد و اوصاف جلال و جمال خداوند است. 7- دعا تميزدهنده فضايل و رذايل از يکديگر، آموزنده اخلاق فاضله، آداب معاشرت، انصاف به فضايل انساني، اجتناب از صفات حيوانى و قبايح روانى است. 8- دعا، مولد روح انقياد و تسليم در برابر حق و قضا و قدر عالم تکوين، بيدار کننده روح عصيان و طغيان در مقابل جور و ستم، انگيزه جهش و شورش عليه هر ستمگر، متجاوز، متمرد وشيطان، آموزنده جنبههاى گوناگون تولى و تبرى و امر به معروف و نهى از منکر است. 9- دعا، پديد آورنده حالت بيم و اميد در باطن، زنده کننده روح، نيروبخش انديشه، مولد مهر و عطوفت نسبت به همنوعان، هم کيشان و مومنان

و بالاخره محرک درونى شخص به انجام اوامر الهى و مراعات اخلاقى انسانى و اسلامى است. 10- دعا، وسيله دفع آسيبها و حوادث ناگوار، سپرى محکم در برابر مصيبتها، بلاها و گرفتاريها، تحقيق بخشنده شرايط قبولى اعمال، و سبب شمول رحمت حق است. 11- دعا، مولد صفت توکل و التجاء به مبدا قدرت است، مبدئى که بر همه چيز مسلط است و در همه موجودات متصرف مىباشد.(9)
عبادت مطلوب:
در پايان بايد دو نکته مهم واساسى را در نظر داشته باشيم تا در مسير دعا و عبادت و نيايش، گرفتار انحراف و نکوهش مغرضان واقع نشويم و تحقق اين موضوع مبين رشد در عبادت است و عابد بايد بتواند و قادر باشد که مديريت فردى خويش را در اين خصوص اعمال و آن را بنحو صحيح اداره کند؛ لذا دو نکته مورد نظر بشرح ذيل مىباشد:
نکته اول- شهيد مطهرى (ره) گفته بود غالبا (مردم) خيال مىکنند که چون عبادت خوب است پس هر چه بيشتر بهتر. فکر نمىکنند که عبادت آنگاه اثر خود را مىبخشد که جذب روح شود و روح از آن به طور صحيح تغذيه نمايد. همانطور که معنى استفاده از غذاى خوب اين نيست که هر چه بيشتر بهتر، معنى استفاده از عبادت نيز آن نيست. اين شهيد بزرگوار اعتقاد داشت، عبادت بايد با نشاط روح توام باشد. و اين مهم با ظرفيت انسان که يک ظرفيت محدود است ارتباط مستقيم دارد، چه بسا انسان عبادت را با نشاط آغاز کند اما پس از مدتى که بدن خسته شد نشاط هم از بين مىرود و عبادت جنبه تحميلى پيدا مىکند و در حکم خوردنى نامطبوع و تهوعآورى مىگردد که عکسالعمل بدن که آن را به وسيله استفراغ يا وسيله ديگر دفع نمايد، نه حکم غذاى مطبوع را که عکسالعمل بدن اينست که آن را جذب کند. (10) مويد اين نکته گفتار حضرت رسول خدا (ص) خطاب به جابربن عبدالله انصارى است که فرمود: اى جابر، دين اسلام دينى است متين و محکم و منطقى و مبتنى بر ملاحظات دقيق روانى و اجتماعي، عليهذا با عبادت، خود را مبغوض و منفور نفس خودت قرار مده، يعنى طورى عمل نکن که نفست عبادت را دشمن بدارد بلکه طورى عمل کن که نفس، عبادت را دوست بدارد و به آن با ميل و رغبت اقبال نمايد و در خود جذب نمايد. در ادامه حضرت فرمود: آنکه چند منزل يکى مىراند نه مسافت را طى مىکند و نه پشت سالم بر آن مرکب خود باقى مىگذارد. در حديث ديگري، پيامبر اعظم (ص) فرمود: خوشا به حال افرادى که به عبادت عشق مىورزند و آنرا در آغوش مىگيرند (طوبى لمن عشق العباده و عانقها.) از حديث گرانسنگ نبى مکرم اسلام مستفاد مىشود تنها کسانى از ثمرات و نتايج والاى عبادت برخوردار مىگردند که عبادت را انتخاب کنند و بپذيرند. به تعبير استاد شهيد و فيلسوف گرانقدر حضرت علامه فقيد مطهرى (ره)، خوب عبادت کردن و از مواهب آن بهرهمند شدن حساب و قاعده و به اصطلاح مکانيسمى دارد و مربوط است به حسن مديريت خود، يعنى خود را و بالاخره قلب و دل خود را خوب اداره کردن. دل و احساس و عاطفه از هر چيز ديگر بيشتر نيازمند به مديريت صحيح است. (11)
نکته دوم- متاسفانه برخى نيز بر اين تصور هستند که دعا عبارتهايى است مانند “ورد” و “طلسم” که هنگام گره خوردن کارها بايد خوانده شود، تا به سبب اثر تکوينى آن گره از مشکلات باز شده و حاجتها روا گردد! و برخى ديگر نيز پا را فراتر گذاشته و بر اين باورند که اسلام با تحريص و تشويق فراوان در اين امر، دعا را جايگزين کار و کوشش نموده است! و دستهاى ديگر مغرضانه و با شيطنت خاصى، دعا را وسيله تخدير اذهان ملت، مانع از حرکت و جنبش عليه ستم و مهمترين دستآويز براى توجيه سستى و تنبلى معرفى کردهاند!
علامه گرانقدر حضرت آيت الله مشکينى در پاسخ به مدعيان افکار مذکور، فساد و بطلان باورهاى مزبور را در دو موضوع عمده مطرح نمودهاند:
اول آنکه: دعا تنها جنبه مقدميت و آليت ندارد، بلکه خود عبادتى است مستقل داراى آثار مخصوص و نتايج فراوان. دوم آنکه: اگر فرض کنيم که دعا فقط وسيله ايست براى رسيدن به هدف، باز هم اين اشکال که دعا در اسلام جانشين کار و کوشش است و اذهان را تخدير مىکند، وارد نيست. زيرا اين تصور ناشى از غفلت و عدم توجه به موضع و محل انگيزه دعاست.
تحقق يافتن هدفها و خواستههاى انسانى غالبا به مقدماتى احتياج دارد، و بسا مىشود که غرض اصلى پس از انجام گرفتن دهها مقدمه و سبب و گذشت مدتى از زمان جامه عمل مىپوشد، از طرفى مىدانيم که انجام بعضى از مقدمات در دائره قدرت و اختيار انسان نيست، بلکه تابع علل واسباب تکوينى و غير ارادى مىباشد. (12) با مثال زير مفهوم بحث ياد شده روشن خواهد شد: مثلا کشاورزى که مىخواهد چند برابر بذرى که پاشيده محصول بردارد، شخم کردن و آماده ساختن زمين، بذرافشاني، آبيارى و دفع موانع ظاهرى به عهده خود اوست. ولى شرايط ديگرى براى روئيدن، رشد کردن، بارور شدن و رسيدن به مرحله استفاده لازم است که از توانايى و اختيار او بيرون مىباشد. مانند باران مناسب، تابش آفتاب و مصونيت از سيل تگرگ و غير اينها. و همچنين شفا يافتن بيمار به وسيله معالجه و مصرف دارو.
بنابراين باور ما تاييد مىکند که نه تنها ميان دعا و سعى و تلاش تضادى نيست، بلکه هر دو بهم مرتبط و با هم متلازمند. يعنى دعا بدون کوشش و انجام وظيفه. بىنتيجه، و تلاش بدون دعا و توسل به آفريدگار، غفلت و خلاف شکر نعمت است.
خدايا به ملت ايران اقتدار، عزت، استقامت، شکيبايي، نوع دوستي، وحدت و اتحاد، سر بلندى عطا فرما و کيد و نيرنگ دشمنانش را به آنان باز گردان.
آمين يا رب العالمين
پىنوشتها:
1- امدادهاى غيبى در زندگى بشر، ص 48
2- مصباح المنير، آيت الله مشکينى
3 الى 8- وسائل الشيعه، ابواب الدعاء (بابهاى 1، 2 و 3)
9- علاقمندان براى مطالعه عميقتر در اين موضوع، مىتوانند به کتاب با ارزش مصباح المنير اثر گرانقدر فقيه عاليقدر حضرت آيت الله مشکينى مراجعه نمايند.
10 و 11- امدادهاى غيبى در زندگى بشر، 105- 108
12- مصباح المنير، حضرت آيت الله مشکيني.